شفاخانه معنوى (شفا از قرآن و احاديث)
نام نویسنده : سعيد موحديان عطار
این کتاب توسط مؤسسه فرهنگی - اسلامی شبکة الامامین الحسنینعليهماالسلام بصورت الکترونیکی برای مخاطبین گرامی منتشر شده است.
لازم به ذکر است تصحیح اشتباهات تایپی احتمالی، روی این کتاب انجام نگردیده است.
الحمدلله رب العالمين، و الصلاة على محمد و آله اجمعين، و لعنة الله على اعدائهم الى يوم الدين
خداوندا، آينه دل را به نور اخلاص روشنى بخش؛ و زنگار شرك و دو بينى را از لوح دل پاك گردان؛ و شاهراه سعادت و نجات را به اين بيچارگان بيابان حيرت و ضلالت بنما؛ و ما را به اخلاق كريمانه متفلق فرما؛ و از نفحات و جلوه هاى خاص خود كه مختص اولياء درگاه است ما را نصيبى ده؛ و لشگر شيطان و جهل را از مملكت قلوب ما خارج فرما؛ و جنود علم و حكمت و رحمان را به جاى آن ها جايگزين كن؛ و ما را با حب خود و خاصان درگاهت از اين سراى درگذران؛ و در وقت مرگ و بعد از آن با ما با رحمت خود رفتار فرما؛ و عاقبت كار مارا با سعادت قرين كن؛ بحق محمد و آل الطاهرين، صلوات الله عليهم اجمعين.
بدان كه دعا مغز عبادت است(۱) و از اين جهت در فضيلت آن و امر به آن آيات و اخبار بى شمار وارد شده دعا حقيقتى است كه در تمام موجودات عالم، اعم از غيبى و شهودى سريان ذاتى دارد، و اگر اين حقيقت همراه موجودات آفرينش نبود، از عنايت و رحمت حضرت حق بى بهره بودند.
اگر دعا نبود، و اگر طلب و درخواست نبود، ادامه حيات براى هيچ موجودى امكان پذير نبود! درست است كه خداوند عزيز به تمام خواسته هاى بندگانش آگاه و عالم و آشناست، اما همين خداى مهربان از آنان خواسته، خواستهاى خود را با سوز دل و با حركت زبان و اعلام نيازمنديهاى دنيا و آخرت، همراه با اشك چشم و گذاشتن پيشانى به خاك درگاه من ابراز كنيد كه من عاشق اين حال و علاقه مند به اين زارى و درخواست و اشك چشم شمايم.
مسئله اهميت و ارزش دعا و آثار آن بقدرى روشن و اشكار است كه حتى دانشمندان بيگانه از اسلام هم بر اساس هدايت فطرى، به اين مسئله اشاره كرده و با يك دنيا و انصاف و وجدان دعا را عامل حركت و از ضرورى ترين نيازهاى بشر و داروى درمان حتى براى دردهاى جسمى شمرده و در زمان ما در حال پايه گذارى مطب هائى هستند كه طبيبان تربيت شده در اين فن حتى سخت ترين بيماريهاى جسمى را از اين طريق معالجه كنند.
گلن كلارك از دانشمندان غرب و باصطلاح موسس گروه نيايش گر، و پيشواى اردوگاه «بسيج دعا» است چنين ميگويد:
امروز در آمريكا بزرگترين احتياج ما به دعا است، ارتش عظيم، مردمان گوشه نشين، پيرمدانى كه فكر مى كنند زندگيشان به سر رسيده، بيماران بسترى كه در پى فرصتى هستند كه زندگيشان ارزش و مفهومى پيدا كند.
در هر صورت دعا امرى است، ضرورى و فطرى و مسئله اى است كه خداوند به آن دستور داده، و جزء حتمى اخلاق انبياء گرام الهى قلمداد شده و با اين كه خداى بزرگ به تمام خواسته هاى محتاجان آگاه است ولى انسان با دعا شايستگى گرفتن عطاى حق را پيدا مى كند.(۲)
در پايان كليه حقوق معنوى اين اثر را به پدرم جانباز جبهه هاى حق عليه باطل جناب آقاى حاج عباس موحديان و مادر گراميم تقديم مى دارم. در ضمن از زحمات آقاى مهدى موحديان درخصوص همراهى اين جانب در نگارش و تدوين اين اثر قدردانى مى شود.
والسلام
سعيد موحديان عطار
قرآن مجيد، دعا را در جهات مختلف طرح مى كند كه دانستن آن لازم است:
۱ - دعا علت رسيدن به فيوضات الهيه و خير دنيا و آخرت است.
و قال ربكم ادعونى استجب لكم ان الذين يستكبرون عن عبادتى سيدخلون جهنم داخرين. (۳)
و خدا مى فرمايد:
مرا با خلوص دل بخوانيد كه من دعاى شما را مستجاب مى كنم، و آنان كه از دعا و عبادت سركشى كنند با ذلت و زور و خوارى داخل جهنم شوند.
۲ - دعا را علت گشايش كار، و نجات از هر هم و غم و رنجى مى داند.
قل من ينجيكم من ظلمات البر و البحر تدعونه تضرعا و خفية لئن انجينا من هذه لنكونن من الشاكرين .
قل الله ينجيكم منها و من كل كرب ثم انتم تشركون .(۴)
بگو آن كيست كه شما را از تاريكى ها و سختى هاى بيابان و دريا نجات دهد، كه او را به زارى و از باطن قلب مى خوانيد، كه اگر ما را از اين مهلكه نجات دهد، پيوسته شكر گذاريم.
بگو خداست كه شما را از آن سختى ها و از هر اندوه نجات مى دهد، ولى شما باز هم به او شرك مى آوريد!!
۳ - اگر دعا نبود، روى توجهى از جانب خداوند به بندگان نمى شد.
(قل ما يعبوا بكم ربى لولا دعاؤ كم ...)(۵)
به امت بگو اگر دعا و ناله وزارى و انابه و توبه شما نبود خداوند به شما توجه و اعتنائى نداشت.
عن حنان ابن سدير، عن ابيه قال : قلت لابى جعفرعليهالسلام : اى العبادة افضل؟ فقال : ما من شيى ء افضل عند الله عز و جل من ان يسال و يطلب مما عنده، و ما احد ابغض الى الله عز و جل ممن يستكبر عن عبادته و لايسال ما عنده.(۶)
سديد گويد: به امام باقرعليهالسلام عرض كردم : كدام عبادت بهتر است؟ فرمود: چيزى نزد خداى عز و جل بهتر از اين نيست كه از او درخواست شود و از آن چه نزد اوست خواسته شود، و كسى نزد خداى عز و جل مغبوض تر نيست از آن كس كه از عبادت او تكبرورزد و سرپيچى كند و آن چه نزد او است درخواست نكند.
عن ميسر بن عبدالعزيز، عن ابى عبداللهعليهالسلام قال : قال لى : يا ميسر ادع و لاتقل : ان الامر قد فرغ منه، ان عندالله عز وجل منزلة لاتنال الا بمسالة، و لو ان عبدا سد فاه و لم يسال لم يعط شيئا فسل تعط، يا ميسر انه ليس من باب يقرع الا يوشك ان يفتح لصاحبه.(۷)
ميسر بن عبدالعزيز گويد: حضرت صادقعليهالسلام به من فرمود: اى ميسر دعا كن و مگو كه كار گذشته است و آن چه مقدر شده همان شود (و دعا اثرى ندارد)، همانا نزد خداى عز و جل منزلت و مقامى است كه بدان نتوان رسيد جز به درخواست و مسئلت، و اگر بنده اى دهان خود را ببندد و درخواست نكندچيزى به او داده نشود، پس درخواست كن تا به تو داده شود، اى ميسر هيچ دردى نيست كه كوبيده شود جز اين كه اميد آن رود كه بروى كوبنده باز شود.
عن ابى عبداللهعليهالسلام قال : من لم يسال الله عز و جل من فضله (فقد) افتقر.(۸)
و نيز حضرت صادقعليهالسلام فرمود: هر كه از فضل خداى عز و جل درخواست نكند نيازمند و فقير گردد.
عن ابى عبداللهعليهالسلام قال : قال رسول اللهصلىاللهعليهوآله : الدعاء سلاح المومن و عمود الدين و نور السماوات و الارض.(۹)
امام صادقعليهالسلام فرمود: رسول خداصلىاللهعليهوآله فرموده : دعاء سلاح مومن و ستون دين و نور آسمانها وزمين است.
عن ابى عبداللهعليهالسلام قال : الدعاء انفذ من السنان الحديد.(۱۰)
حضرت صادقعليهالسلام فرمود: دعا از نيزه تيز نافذتر است.
عن ابى عبداللهعليهالسلام قال : ان الدعاء يرد القضاء و قد نزل من السماء و قد ابرم ابراما.(۱۱)
حضرت صادقعليهالسلام فرمود: دعا برگرداند قضائى كه از آسمان نازل گرديده و به سختى ابرام شده (و محكم گرديده) است.
اول آن كه : اوقات شريفه را از براى دعا كردن اختيار كند؛ مثل روز عرفه و ماه مبارك رمضان و روز جمعه و وقت سحر و شبهاى جمعه و شبهاى قدر و امثال اينها.
دوم آن كه : حالتى را ملاحظه كند كه در آن حالت، استجابت دعا وارد شده؛ مثل در حال آمدن باران و عقب نمازهاى واجب، ميان اذان و اقامه، هنگام روزه بودن و وقت وزيدن باد، درنماز وتر و بعد از سپيده دم و بعد از ظهر و بعد از مغرب.
سوم آن كه : با طهارت باشد، يعنى وضو يا غسل داشته باشد.
چهارم آن كه : رو به قبله باشد.
پنجم آن كه : كف دستهاى خود را بلند كند.
ششم آن كه : تضرع و زارى كند و با خضوع و خوف و خشيت و هيبت باشد.
هفتم : جزم داشته باشد به اين كه دعاى او اجابت مى شود و يقين داشته باشد كه رد نخواهد شد.
هشتم : اصرار به دعا كند و لا اقل سه مرتبه آن را تكرار كند.
نهم آن كه : قبل از دعا، ذكر خدا كند و تمجيد و تعظيم او كند و صلوات بر محمدصلىاللهعليهوآله و آل او فرستد.
دهم آن كه : توبه كند و از گناهان خود پشيمان شود و اگر مظلمه بر گردن او باشد ادا كند؛ يا عزم به ادا كردن آن نمايد.
يازدهم آن كه : به تمام همت خود رو به خدا آورد و از هر چه غير اوست قطع اميد نمايد.
دوازدهم آن كه : لباس و مكان و غذاى او از حلال باشد.
سيزدهم آن كه : حاجات خود را يكى يكى نام ببرد.
چهاردهم آن كه : فقط براى خود دعا نكند بلكه ديگران را در دعاى خود شريك سازد.
پانزدهم آن كه : گريه كند و يا حالت گريه به خود بگيرد.
شانزدهم آن كه : دعا را تا وقت حاجت تاخير نيندازد، بلكه پيش از احتياج دعا كند.
جناب علامه مجلسى رحمة الله عليه در بحار از رسول خداصلىاللهعليهوآله روايت كرده فرمود: چون مرا به آسمان دنيا بردند، قصرى از يك پارچه گوهر سرخ ديدم و آن قصر چهل درب داشت بالاى هر درى جاى بلندى بود كه چهل فرش سندش و استبرق آنجا افكنده بودند و بالاى هر فرشى حورالعينى نشسته بود. از جبرئيل پرسيدم اين قصر از كيست؟ گفت : از كسى كه بعد از نماز صبح چهل بار بگويد: يا باسط اليدين بالرحمة. و چون به آسمان دوم رسيديم بر قصرى گذشتم كه هفتاد درب داشت. نزد هر درى هفتاد درخت اززيتون و از انجير، در زير هر درختى سريرى نهاده و بالاى هر سريرى فرشى افتاده و بر هر فرشى حوريه اى نشسته. به جبرئيل گفتم : اين قصر از كيست؟ گفت : از كسى كه بعد از نماز ظهر هفتاد بار بگويد: يا واسع المغفرة اغفرلى. و چون به آسمان سوم رسيدم قصرى از ياقوت ديدم كه هفتصد در داشت و بر هر درى حورى مثل آفتاب درخشان نشسته. از جبرئيل پرسيدم اين قصر از كيست؟ گفت از كسى كه بعد ازنماز عصر هفده بار بگويد: لا اله الا الله قبل كل احد لا اله الا الله بعد كل احد لا اله الا الله يبقى ربنا و يفنى كل احد.
و چون به آسمان چهارم رسيدم گذشتم به قصرى كه ديوارهاى آن از زمرد و زبرجد بود و هزار و چهارصد درب داشت. برهر درى هزار علم نصب بود و در زير هر علمى هزار حوريه مثل ماه تابان نشسته بود. از جبرئيل پرسيدم اين قصر از كيست؟ گفت از كسى كه بعد از نماز مغرب چهل بار بگويد: يا كريم العفو انشر على رحمتك يا ارحم الرحمين.
و چون به آسمان پنجم رسيدم به قصرى رسيدم كه در آن از نعمتها و ولدان ناشمار بود گفتم اين قصر از كيست؟ گفت : از كسى كه بعد از نماز عشا هفتاد بار بگويد: يا عالم خفيتى اغفرلى خطيئتى.
و چون به آسمان ششم رسيدم قبه سفيدى ديدم كه بادهاى بهشت بر آن ميوزيد، و هفتاد هزار درب از طلا در آن بود و نزد هر درى چندين هزار حوريه زير درختان تكيه كرده بودند پرسيدم. از كيست؟ گفت : از كسى كه چون از خواب بيدار گردد سه بار بگويد:
يا حى يا قيوم يا حيا لا يموت ارحم عبدك الخاطى ء المعترف بذنبه يا ارحم الراحمين.
و چون مرا به آسمان هفتم بالا بردند، به قصرى از لولو سفيد برخوردم كه از وصف بيرون است، گفتم : حبيبم جبرئيل، اين ازكيست؟ گفت : براى كسى كه هر روز پانزده مرتبه بخواند:
سبحان الله بعدد ما خلق سبحان الله بعدد ما هو خالق الى يوم القيمة.(۱۲)
امام پنجمعليهالسلام فرمود هر كس خواهد بكيل تمام مزد برد، بايد هرگاه مى خواهد از مجلس برخيزد بگويد:
سبحان ربك رب العزة عما يصفون و سلام على المرسلين و الحمد لله رب العالمين.(۱۳)
امام صادقعليهالسلام فرمود: البته صاعقه (بلاى ناگهانى) بمومن و كافر مى رسد ولى به ذاكر نمى رسد.(۱۴)
حضرت صادقعليهالسلام فرمود: چون نماز مغرب و صبح را خواندى پس هفت بار بگو: بسم الله الرحمن الرحيم لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظيم خداوند متعال از او هفتاد نوع بلا را دفع مى كند كه كمترين آن ها جذام و برص (پيسى) و ديوانگى است.(۱۵)
از حضرت امام جعفر بن محمد صادقعليهالسلام روايت نموده اند كه فرمودند هر كس كه هرروز سى مرتبه بگويد: بسم الله الرحمن الرحيم، الحمدلله رب العالمين، تبارك الله احسن الخالقين، لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظيم، خداوند نود و نه بلا را از او دور فرمايد كه كمترين آن ها جنون باشد.(۱۶)
از حضرت رسول اكرمصلىاللهعليهوآله روايت است كه فرمودند: كسى كه مجلسى را به اين كلمات ختم نمايد، اگر در آن مجلس گناهكار بوده باشد، اين كلمات كفاره گناهان او خواهد بود و اگر نيكوكار باشد ثواب او بيشتر مى شود و آن كلمات اين است : سبحانك اللهم و بحمدك اشهد ان لا اله الا انت استغفرك و اتوب اليك، و در روايت ديگر است كه كفاره مجلس اين كلمات است :
سبحانك اللهم و بحمدك لا اله الا انت رب تب على و اغفرلى.(۱۷)
در تحفة الرضويه از بعضى علما منقول است كه جهت دفع ضرر فال بد، اين كلمات را بخواند: اعتصمت بك يا رب من شر ما اجد فى نفسى فاعصمنى من ذالك.(۱۸)
حضرت علىعليهالسلام فرمود: بهترين سخنان نزد حقتعالى آن است كه در سجده سه بار گويد: «انى ظلمت نفسى فاغفرلى ».(۱۹)
طاوس يمانى گويد، ديدم امام سجادعليهالسلام جنب كعبه سر به سجده نهاده ميگويند: الهى عبيدك بفنائك فقيرك بفنائك سائلك بفنائك مسكينك بفنائك طاوس گويد، قسم به خداى تعالى اين دعا را در وقت مصيبت و كربت نخواندم مگر اين كه فورا نجات يافتم.(۲۰)
حضرت علىعليهالسلام فرمود: هر كه نياز مهمى دارد در خلوت به سجده گويد:
الهى انت الذى قلت قل ادعو الذين زعمتم من دونه فلا تملكون كشف الضر عنكم و لا تحويلا فيا من يملك كشف الضر عنا و تحويله اكشف ما بى مهم شرا خدا كفايت كند.(۲۱)
امام هفتم موسى بن جعفرعليهالسلام فرموده : هر كس را گرفتارى رسد كه او را غمگين كند يا گرفتارى به او رسد، سرش را به آسمان بلند كند و سه بار بگويد:
«بسم الله الرحمن الرحيم » جز اين كه خداوند گرفتارى او را بردارد و غم او را انشاء الله ببرد.(۲۲)
اميرالمومنينعليهالسلام فرمود: زمانى كه كشف عورت براى بول يا غير از آن مى كنى «بسم الله » بگو شيطان چشم بر هم مى گذارد تا كارتان تمام شود.(۲۳)
امام صادقعليهالسلام فرمودند: كسى كه هنگام وضو نام خدا را ببرد و «بسم الله الرحمن الرحيم » بگويد، تمام بدنش پاك مى شود و اين كفاره گناهان بين دو وضو خواهد بود و كسى كه نام خدا را نبرد، فقط آن مقدار از بدنش كه آب به آن مى رسد پاك مى شود.(۲۴)
حضرت صادقعليهالسلام فرمودند: همانا پيش از آفتاب زدن و پيش از غروب آن، سنت و روشى است واجب و ثابت، هنگام سپيده دم و هنگام مغرب ده بار مى گوئى : لا اله الا الله وحده لا شريك له له الملك و له الحمد يحيى و يميت و يميت و يحيى و هو حى لا يموت بيده الخير و هو على كل شى ء قدير و مى گوئى ده بار: اعوذ بالله السميع العليم من همزات الشياطين و اعوذ بك رب ان يحضرون ان الله هو السميع العليم پيش از آفتاب زدن و پيش از غروب، و اگر فراموش كردى آن را قضا مى كنى، چنان چه نماز را قضا مى كنى هر گاه فراموش كنى.(۲۵)
ابوحمزه گويد: شنيدم حضرت باقرعليهالسلام مى فرمود: هيچ چيز ثوابش بزرگتر از اين نيست كه انسان گواهى دهد به يگانگى خداوند (لا اله الا الله بگويد) همانا با خداوند عز و جل هيچ چيز برابرى نكند، و احدى با او در كارها شركت نجويد.(۲۶)
امام باقرعليهالسلام فرمودند: جبرئيل نزد رسول خدا آمد و گفت : اگر شخصى از امت تو «لا اله الا الله وحده وحده وحده » بگويد، خوشبخت خواهد شد.(۲۷)
امام صادقعليهالسلام فرمودند: كسى كه صد بار «لا اله الا الله الملك الحق المبين» بگويد، خداى عزيز، غالب او را از فقر پناه داده و وحشت قبرش را از بين ببرد و بى نيازى را به دست آورده و دربهشت را كوبيده است.(۲۸)
حضرت امام باقرعليهالسلام فرمودند: هر كه بگويد: اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شريك له و اشهد ان محمدا عبده و رسوله خداوند براى او هزار هزار حسنه بنويسد.(۲۹)
حضرت صادقعليهالسلام فرمودند: هر كه هر روز ده بار بگويد:
اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شريك له الها واحدا احدا صمدا، لم يتخذ صاحبة و لا ولدا خداوند براى او چهل و پنج هزار حسنه بنويسد، و چهل و پنج هزار سيئه از او محو كند و چهل و پنج هزار درجه براى او بالا برد و اين ذكر كه ده بار گفته شود در آن روز براى او پناه گاهى محكم در برابر سلطان و شيطان باشد، و هيچ گناه كبيره اى پيرامون او را فرا نگيرد.(۳۰)
و ايضا در روايت ديگر وارد شده است كه : هر كه هر روز اين دعا را بخواند، چنان باشد كه در آن روز دوازده مرتبه ختم قرآن كرده باشد، و حق تعالى در بهشت خانه اى براى او بنا فرمايد.(۳۱)
حضرت صادقعليهالسلام فرمودند: هر كه ده بار بگويد يا الله يا الله يا ده بار بگويد يا رب يا رب باو گفته مى شود: بله حاجتت چيست؟(۳۲)
امام صادقعليهالسلام فرمودند: رسول خداصلىاللهعليهوآله فرمودند: زياد بگوئيد: سبحان الله والحمد لله و لا اله الا الله و الله اكبر زيرا اين ذكرها باقيات و صالحات مى باشند.(۳۳)
امام صادقعليهالسلام از پدرانش روايت نموده است كه حضرت رسول اكرمصلىاللهعليهوآله فرمودند: هر كس صد بار تكبير (الله اكبر)بگويد، از آزاد كردن صد بنده بالاتر است، و كسى كه صد بار تسبيح (سبحان الله) بگويد، بالاتر از بردن صد شتر به حج است، و كسى كه صد بار تحميد (الحمدلله) بگويد، بالاتر از بردن صد اسب با زين، دهنه و ركاب آن در راه خداست، و كسى كه صد بار لا اله الا الله بگويد، عمل او بدتر از عمل ساير مردم است مگر كسى كه بيش از اين بگويد.(۳۴)
حضرت صادقعليهالسلام فرمودند: هرگاه مردى دعا كند و پس از دعا بگويد: «ما شاء الله لا حول و لا قوة الا بالله » خداى عز و جل فرمايد:
بنده مومن دل به من نهاد و تسليم امر من گرديد و حاجتش را برآوريد.(۳۵)
امام صادقعليهالسلام فرمودند: هر كس روز هفت بار بگويد: «الحمد لله على كل نعمة كانت او هى كائنة » شكر گذشته ها و آينده ها را بجاآورده است.(۳۶)
امام صادقعليهالسلام فرمودند: كسى كه بگويد: «سبحان الله و بحمده سبحان الله العظيم و بحمده » خداوند سه هزار حسنه براى او نوشته و سه هزار درجه او را بالا مى برد، و از اين ذكر پرنده اى مى آفريند كه خدا او را تسبيح مى كند و پاداش اين تسبيح براى او خواهد بود.(۳۷)
امام صادقعليهالسلام فرمودند: كسى كه درصبح چهار بار بگويد: «الحمد لله رب العالمين » بى ترديد شكر آن روز را به جا آورده است و كسيكه در شب آن را بگويد شكر آن شب را به جا آورده است.(۳۸)
به سند معتبر از حضرت امام رضاعليهالسلام منقول است كه : حق تعالى بر خودواجب كرده است كه هر مومنى كه صد مرتبه (الله اكبر) و صد مرتبه (الحمد لله) و صد مرتبه (سبحان الله) و صد مرتبه (لا اله الا الله) بگويد و صد مرتبه صلوات بر محمد و آل محمد بفرستد، پس بگويد، «اللهم زوجنى من الحور العين »، البته حق تعالى حوريه اى در بهشت به او كرامت فرمايد، و اين پانصد كلمه مهر آن حوريه باشد، پس از اين جهت حق تعالى به حضرت رسولصلىاللهعليهوآله وحى فرمود كه : مهر زنان مومنه را پانصد درهم سنت گرداند.(۳۹)
حضرت باقرعليهالسلام فرمودند: هر كه دنبال نماز واجب پيش از آن كه پاهاى خود را از حالت تشهد تغيير دهدسه بار بگويد: استغفر الله الذى لا اله الا هو الحى القيوم ذوالجلال و الاكرام و اتوب اليه خداى عز و جل گناهانش را بيامرزد گرچه (در زيادى) مانند كف دريا باشند.(۴۰)
به سند معتبر از حضرت صادقعليهالسلام منقول است : هر كه گناهى مى كند هفت ساعت او را مهلت مى دهند، پس اگر اين استغفار را سه مرتبه خواند بر او نمى نويسند: استغفر الله الذى لا اله الا هو الحى القيوم و اتوب اليه.
و ايضا به سند معتبر از حضرت صادقعليهالسلام منقول است : هر كه روزى صد مرتبه بگويد: «استغفر الله »، حق تعالى هفتصد گناه او را بيامرزد، و خيرى نيست در بنده اى كه در هر روز هفتصد گناه بكند.(۴۱)
و ايضا به سند صحيح از حضرت امام جعفر صادقعليهالسلام منقول است : هر مومنى كه در شبانه روزى چهل گناه كبيره بكند، و با ندامت و پشيمانى بگويد:
استغفر الله الذى لا اله الا هو الحى القيوم بديع السماوات و الارض ذوالجلال و الاكرام و اسئله ان يصلى على محمد و آل محمد و ان يتوب على.
البته حق تعالى گناهانش را بيامرزد، و خيرى نيست در بنده اى كه در شبانه روزى چهل گناه كبيره بكند.(۴۲)
به سند صحيح از حضرت جعفر بن محمد الصادقعليهالسلام منقول است كه : براى جلب روزى و فراهم شدن امور و اراده مال و متاع دنيا به اين ذكر پناه ببريد: «ما شاء الله لا حول و لا قوة الا باالله »، و براى خوف از دشمن و دفع آن و رفع شدائد به اين ذكر پناه ببريد: «حسبنا الله و نعم الوكيل ». و براى دفع غمهاى دنيا و آخرت به اين ذكر پناه ببريد: «لا اله الا انت سبحانك انى كنت من الظالمين »، و براى دفع حليه و مكر دشمنان به اين ذكر پناه ببريد:
افوض امرى الى الله ان الله بصير بالعباد.(۴۳)
به سند معتبر از حضرت رسول اكرمصلىاللهعليهوآله منقول است كه : گفتن : لا حول و لا قوة الا بالله موجب شفا از نود و نه درد است كه سهل تر آن غم و اندوه است.(۴۴)
هر كس بعد از نماز صبح ده بار بگويد: سبحان الله العظيم و بحمده و لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظيم حقتعالى او را از كورى و ديوانگى و جزام و فقر و زير ديوار آمدن يا خرافات درهنگام پيرى عافيت دهد.(۴۵)
طبرسى در كتاب مكارم الاخلاق گويد: امام موسى بن جعفرعليهالسلام فرمود: هيچ گرفتارى نيست كه امر ناگوارى او را غمگين و يا اندوهى او را غصه دار كرده باشد، پس سرش را به سوى آسمان بلند كرده و سه مرتبه بگويد: «بسم الله الرحمن الرحيم » مگر اين كه خداوند غم و اندوه او را بر طرف كرده و غصه اش را از بين ببرد، انشاء الله.(۴۶)
اميرالمومنينعليهالسلام فرمودند: كسى كه در اول شب سه بار بگويد: فسبحان الله حين تمسون و حين تصبحون، و له الحمد فى السموات و الارض و عشيا و حين تظهرون،(۴۷) هيچ كدام از خيرهايى كه در آن شب وجود دارد، از دست نداده و تمامى شرهاى آن شب از او دور مى شوند. و كسى كه همين آيات را در صبح بخواند، هيچ كدام از خيرهايى را كه در آن روز وجود دارد، از دست نداده و همه شرهاى آن روز از او دور مى شوند.(۴۸)
۱ - هر روز ۱۰۰ بار، صلوات بر محمد و آل محمدصلىاللهعليهوآله
۲ - هرروز ۳۶۰ مرتبه (به تعداد رگهاى بدن). «الحمد لله رب العالمين كثيرا على كل حال ».(۴۹)
۳ - هر روز ۷۰ مرتبه : «استغفر الله ربى و اتوب اليه ».(۵۰)
۴ - هر روز ۱۰۰ بار: «سبحان الله ».(۵۱)
۵ - هر روز ۱۰۰ بار: «الحمد لله ».(۵۲)
۶ - هر روز ۱۰۰ بار: «لا اله الا الله ».(۵۳)
۷ - هر روز ۱۰۰ بار: «الله اكبر».(۵۴)
۸ - هر روز ۱۰۰ بار: «لا اله الا الله الملك الحق المبين » و اگر صد مرتبه نتوانستى سى بار بگو.(۵۵)
۹- هر روز ۱۰۰ بار: «لا حول و لا قوة الا بالله ».(۵۶)
۱۰ - هر روز ۱۰ مرتبه : اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شريك له، الها واحدا احدا صمدا لم يتخذ صاحبة و لا ولدا.(۵۷)
۱۱ - هر روز ۳۶۰ مرتبه : سبحان الله والحمد لله و لا اله الا الله و الله اكبر(۵۸)
۱۲ - هر روز ۴۰۰ مرتبه : استغفر الله الذى لا اله الا هو الحى القيوم، الرحمن الرحيم، بديع السماوات و الارض، من جميع ظلمى و جرمى و اسرافى على نفسى و اتوب اليه.(۵۹)
۱۳ - هر روز ۲۵ مرتبه : اللهم اغفر للمومنين و المومنات، و المسلمين و المسلمات.(۶۰)
۱۴ - هر روز ۱۵ مرتبه : لا اله الا الله حقا حقا، لا اله الا الله ايمانا و تصديقا، لا اله الا الله عبودية ورقا.(۶۱)
۱۵ - هرروز ۷ مرتبه : اسئل الله الجنة و اعوذ بالله من النار.(۶۲)
۱۶ - هرروز ۷ مرتبه : الحمد لله على كل نعمة كانت او هى كائنة.(۶۳)
۱۷ - هر روز بگويد: بسم الله، حسبى الله، توكلت على الله، اللهم انى اسئلك خير امورى كلها، و اعوذ بك من خزى الدنيا و عذاب الاخرة.(۶۴)
۱۸ - هر روز بگويد: جزى الله محمداصلىاللهعليهوآله عنا ما هو اهله.(۶۵)
۱۹ - هر روز بگويد: اللهم انى اسئلك بنور وجهك المشرق الحى الباقى الكريم و اسئلك بنور وجهك القدس الذى اشرقت به السماوات، و انكشفت به الظلمات، و صلح عليه امر الاولين و الاخرين، ان تصلى على محمد و آله، و ان تصلح شانى كله.(۶۶)
۲۰ - هر روز بگويد: سبحان الدائم القائم، سبحان القائم الدائم، سبحان الواحد الاحد، سبحان الفرد الصمد، سبحان الحى القيوم، سبحان الله و بحمده، سبحان الحى الذى لا يموت، سبحان الملك القدوس، سبحان رب الملائكة و الروح، سبحان العلى الاعلى، سبحانه و تعالى.(۶۷)
مروى است در محلى كه نمرود ابراهيم خليلعليهالسلام را در آتش افكند، حضرت ابراهيم اين دعا را خواند و آتش فرو نشسته و نجات يافت.
بسم الله الرحمن الرحيم اللهم انى اسئلك يا الله يا الله يا الله يا الله انت المرهوب يرهب منك جميع خلقك يا الله يا الله يا الله يا الله يا الله انت الرفيع فى عرشك من فوق سبع سمواتك و انت المظل على كلشى ء لا يظل شى ء عليك يا الله يا الله يا الله يا الله يا الله انت اعظم من كلشى ء فلا يصل احد عظمتك يا الله يا الله يا الله يا الله يا الله يا الله يا نور النور قد استضاء بنورك اهل سمواتك و ارضك يا الله يا الله يا الله يا الله يا الله لا اله الا انت تعاليت ان يكون لك شريك و تكبرت ان يكون لك ضد يا نور النور يا نور كل نور حامد لنورك يا مليك كل مليك، تبقى و يفنى غيرك يا نور النور يا من ملا اركان السموات و الارض بعظمته يا الله يا الله يا الله يا الله يا الله يا هو يا هو يا من ليس لهو يا من لا هو الا هو اغثنى الساعة الساعة يا من امره كلمح البصر او هو اقرب باهيا شراهيا اذونى اصباوث آل شداى يا الله يا الله يا الله يا الله يا الله يا رباه يا رباه يا رباه يا رباه يا رباه يا غايه منتهاه و رغبتاه.(۶۸)
اين دعا براى رفع غم و تعجيل فرج و آمدن غايب اثر عظيم دارد. حضرت يعقوب بعد از خواندن اين دعا بوى پيراهن يوسف را شنيد. امام پنجمعليهالسلام فرمود: هنوز سفيدى صبح نزده بود كه پيراهن را آوردند و بر او افكندند، و خداوند بر او چشم و فرزندش را رد كرد.
يا حسن الصحبة يا كريم المعرفة يا خبر اله ائتنى بروح منك و فرج من عندك يا من لا يعلم كيف هو الا هو يا من سد الهواء بالسماء و كبس الارض على الماء و اختار لنفسه احسن الاسماء ائتنى بروح منك و فرج من عندك.(۶۹)
محمد حنيفه عليه الرحمه گويد، در بين اين كه اميرالمومنينعليهالسلام طواف مى كرد ديد مردى به پرده كعبه چنگ زده و مى گويد:
يا من لا يشغله سمع عن سمع يا من لا يغلطه السائلون يا من لا يبرمه الحاح الملحين اذقنى برد عفوك و مغفرتك و حلاوة رحمتك.
حضرت فرمود: اين دعاى تو است آن مرد گفت واقعا آن را شنيدى، گفت : آرى، گفت آن را در پى هر نمازت بخوان، والله كسى از مومنين در پى نمازش نمى خواند، مگر اين كه خداوند گناهانش را مى آمرزد و اگرچه بعدد ستارگان آسمان و قطره هاى آن و ريگهاى زمين و ذره هاى آن باشد.
اميرالمومنينعليهالسلام فرمود: همانا علم آن نزد من است، و خداوند فراخى دهنده كريمست. آن مرد خضر بود گفت :
صدقت والله يا اميرالمومنين و فوق كل ذى علم عليم.
دعاى اميرالمومنينعليهالسلام براى بى نيازى از بدان
اللهم لا تجعل بى حاجة الى احد من شرار خلقك و ما جعلت بى من حاجة فاجعلها الى احسنهم وجها و اسخاهم بها نفسا و اطلقهم بها لسانا و اقلهم على بها منا.(۷۰)
معاوية بن عمار گويد: حضرت صادقعليهالسلام فرمود: اى معاوية آيا نمى دانى كه مردى خدمت اميرالمومنينعليهالسلام آمد و از اين كه اجابت دعايش دير شده بود به آن حضرت شكايت كرد، آن حضرت به او فرمود: چرا دعاى سريع الاجابة را (يعنى دعائى كه زود به اجابت رسد) نخواندى؟ آن مرد عرضكرد: آن دعا كدام است؟ فرمود:
اللهم انى اسالك باسمك العظيم الاعظم الاجل الاكرم المحزون المكنون النور الحق البرهان المبين الذى هو نور مع نور و نور من نور و نور فى نور و نور على نور و نور فوق كل نور و نور يضى ء به كل ظلمة و يكسر به كل شدة و كل شيطان مريد و كل جبار عنيد لا تقربه ارض و لا تقوم به سماء و يامن به كل خائف و يبطل به سحر كل ساحر و بغى ء كل باغ و حسد كل حاسد و يتصدع لعظمته البر و البحر و يستقل به الفلك حين يتكلم به الملك فلا يكون للموج عليه سبيل و هو اسمك الاعظم الاعظم الاجل الاجل النور الاكبر الذى سميت به نفسك و استويت به على عرشك و اتوجه اليك بمحمد و اهل بيته اسئلك بك و بهم ان تصلى على محمد و آل محمد و ان تفعل بى كذا و كذا(۷۱) حاجت را ياد كن.
اللهم انى اسالك بكلماتك و معاقد عرشك و سكان سماواتك و ارضك و انبيائك و رسلك، ان تستجيب لى فقد رهقنى من امرى عسرا، فاسالك ان تصلى على محمد و آل محمد و ان تجعل لى من عسرى يسرا.(۷۲)
از حضرت امام حسينعليهالسلام روايت شده كه فرموده اند: اين كلمات را هرگاه بگويم از جن و انس واهمه اى ندارم :
بسم الله و بالله و الى الله، و فى سبيل الله و على ملة رسول الله، اللهم اكفنى بقوتك و حولك و قدرتك، من شر كل مغتال و كيد الفجار، فانى احب الابرار و اوالى الاخيار، و صلى الله على محمد النبى و اله و سلم.(۷۳)
از امام سجادعليهالسلام روايت است كه فرمود: شخصى از درد پا نزد امام حسينعليهالسلام شكايت كرد. حضرت فرمود: هرگاه دردش را احساس كردى دستت را بر آن قرار ده و بخوان :(۷۴)
ما قدروا الله حق قدره و الارض جميعا قبضته يوم القيامة و السموات مطويات بيمينه سبحانه و تعالى عما يشركون.(۷۵)
يكى ازدعاهاى امام حسينعليهالسلام اين بوده كه : «بارالها! با احسان خود مرا با غفلت از عواقب سوء گناهان آرام آرام به شقاوت ميفكن و با (حوادث ناگوار و) گرفتاريها مراتاديب مفرماء».
اللهم لا تستدرجنى بالاحسان، و لا تودبنى بالبلاء.(۷۶)
اللهم اسقنا سقيا واسعة وادعة، عامة، نافعة، غير ضارة، تعم بها حاضرنا و بادينا، و تزيد بها فى رزقنا و شكرنا، اللهم اجعله رزق ايمان، و عطاء ايمان، ان عطاءك لم يكن محظورا، اللهم انزل علينا فى ارضنا سكنها، و انبت فيها زيتها و مرعاها.(۷۷)
بسم الله الرحمن الرحيم بسم الله و بالله، و من الله و الى الله، و فى سبيل الله و على ملة رسول الله، و توكلت على الله، و لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظيم. اللهم انى اسلمت نفسى اليك، و وجهت وجهى اليك، و فوضت امرى اليك، اياك اسال العافية من كل سوء فى الدنيا و الاخرة. اللهم انك تكفينى من كل احد و لا يكفينى احد منك، فاكفنى من كل احد ما اخاف و احذر و اجعل لى من امرى فرجا و مخرجا، انك تعلم و لا اعلم، و تقدر و لا اقدر، و انت على كل شى ء قدير، برحمتك يا ارحم الراحمين.(۷۸)
اللهم انى اسالك توفيق اهل الهدى، و اعمال اهل التقوى، و مناصحة اهل التوبة، و عزم اهل الصبر، و حذر اهل الخشية، و طلب اهل العلم، و زينة اهل الورع، و خوف اهل الجزع، حتى اخافك. اللهم، مخافة يحجزنى عن معاصيك، و حتى اعمل بطاعتك عملا استحق به كرامتك، و حتى انا صحك فى التوبة خوفا لك و حتى اخلص لك فى النصيحة حبالك، و حتى اتوكل عليك فى الامور حسن ظن بك، سبحان خالق النور، سبحان الله العظيم و بحمده.(۷۹)
از امام حسينعليهالسلام نقل شده كه فرمود: هر كس بر گورها آيد و بگويد:
اللهم رب هذه الارواح الفانية، و الاجساد البالية، و العظام النخره التى خرجت من الدنيا و هى بك مومنة ادخل عليهم روحا منك و سلاما منى.
خدا به شمار همه خلايق از آدم تا قيام قيامت حسنات براى او مى نويسد:(۸۰)
سبحان الرفيع الاعلى، سبحان العظيم الاعظم، سبحان من هو هكذا و لا يكون هكذا غيره، و لا يقدر احد قدرته، سبحان من اوله علم لا يوصف، و اخره علم لا يبيد، سبحان من علا فوق البريات بالالهية، فلا عين تدركه، و لا عقل يمثله، و لا و هم يصوره، و لا لسان يصفه بغاية ماله الوصف، سبحان من علا فى الهواء، سبحان من قضى الموت على العباد سبحان الملك المقتدر، سبحان الملك القدوس، سبحان الباقى الدائم.(۸۱)
اللهم ارزقنى الرغبة فى الاخرة، حتى اعرف صدق ذالك فى قلبى بالزهادة منى فى دنياى، اللهم ارزقنى بصرا فى امر الاخرة، حتى اطلب الحسنات شوقا، و افر من السيئات خوفا يا رب.(۸۲)
يا من شانه الكفاية و سرادقه الرعاية يا من هو الغاية و النهاية، يا صارف السوء و السوء و السواية و الضر، اصرف عنى اذية العالمين من الجن و الانس اجمعين، بالاشباح النورانية، و بالاسماء السريانية، و بالاقلام اليونانية، و بالكلمات العبرانية، و بما نزل فى الالواح من يقين الايضاح اجعلنى اللهم فى حرزك، و فى حزبك، و فى عياذك و فى سترك، و فى كنفك من كل شيطان مارد، و عدو راهد، و لئيم معاند، و ضد كنود، و من كل حاسد، بسم الله استشفيت و بسم الله استكفيت، و على الله توكلت، و به استعنت، و اليه استعديت على كل ظالم ظلم، و غاشم غشم، و طارق طرق و زاجر زجر، فالله خير حافظا و هو ارحم الراحمين.(۸۳)
يا حى يا قيوم، برحمتك استغيث، اصلح لى شانى كله و لا تلكنى الى نفسى.(۸۴)
يا اعز مذكور، و اقدمه قدما فى العز و الجبروت، يا رحيم كل مسترحم، و مفزع كل ملهوف اليه، يا راحم كل حزين يشكوبثه و حزنه اليه، يا خير من سئل المعروف منه و اسرعه اعطاء، يا من يخاف الملائكة المتوقدة بالنور منه. اسالك بالاسماء التى يدعوك بها حملة عرشك، و من حول عرشك بنورك يسبحون شفقة من خوف عقابك، و بالاسماء التى يدعوك بها جبرئيل و ميكائيل و اسرافيل الا اجبتنى، و كشفت يا الهى كربتى، و سترت ذنوبى، يا من امر بالصيحة فى خلقه، فاذاهم بالساهرة محشورون، و بذالك الاسم الذى احييت به العظام و هى رميم، احى قلبى، و اشرح صدرى، و اصلح شانى. يا من خض نفسه بالبقاء، و خلق لبريته الموت و الحياة و الفناء، يا من فعله قول، و قوله امر، و امره ماض على ما يشاء. اسالك بالاسم الذى دعاك به خليلك حين القى فى النار، فدعاك به، فاستجبت له و قلت :
(يا ناركونى بردا و سلاما على ابراهيم)،(۸۵) و بالاسم الذى دعاك به موسى من جانب الطور الايمن، فاستجبت له، و بالاسم الذى خلقت به عيسى من روح القدس. و بالاسم الذى وهبت به لزكريا يحيى، و بالاسم الذى كشفت به عن ايوب الضر و بالاسم الذى تبت به على داود، و سخرت به لسليمان الريح تجرى بامره، و الشياطين و علمته منطق الطير، و بالاسم الذى خلقت به العرش، و بالاسم الذى خلقت به الكرسى، و بالاسم الذى خلقت به الروحانيين و بالاسم الذى خلقت به الجن و الانس، و بالاسم الذى خلقت به جميع الخلق. و بالاسم الذى خلقت به جميع ما اردت من شيى ء، و بالاسم الذى قدرت به على كل شيى ء، اسالك بحق هذه الاسماء، الا ما اعطيتنى سولى و قضيت حوائجى يا كريم.(۸۶)
يا رب الاولين و الاخرين، و يا خير الاولين و الاخرين، يا ذاالقوة المتين، و يا راحم المساكين، و يا ارحم الراحمين، اغننا واقض حاجتنا.(۸۷)
اللهم ربنا و ربنا و رب كل شيى ء، منزل التوراة، والانجيل و الفرقان، فالق الحب و النوى، اعوذ بك من شر كل دابة، انت اخذ بنا صيتها، انت الاول فليس قبلك شيى، و انت الاخر فليس بعدك شيى، و انت الظاهر فليس فوقك شيى، و انت الباطن فليس دونك شيى صل على محمد و على اهل بيته عليه وعليهمالسلام ، و اقض عنى الدين، و اغننى من الفقر، و يسرلى كل الامر، يا ارحم الراحمين.(۸۸)
بحق يس و القران الحكيم، و بحق طه و القران العظيم، يا من يقدر على حوائج السائلين، يا من يعلم ما فى الضمير، يا منفسا عن المكروبين، يا مفرجا عن المغمومين، يا راحم الشيخ الكبير، يا رازق الطفل الصغير، يا من لا يحتاج الى التفسير، صل على محمد و ال محمد و افعل بى.(۸۹)
روايت شده كه پيامبرصلىاللهعليهوآله اين دعا را به حضرت على و حضرت فاطمهعليهماالسلام ياد داد و فرمود: هرگاه مصيبتى بر شما وارد شد، يا از ستم پادشاهى ترسيديد، يا چيزى گم شد، نيكو وضو گرفته و دو ركعت نماز بخوانيد و دستها را بلند كرده و بگوئيد:
يا عالم الغيب و السرائر، يا مطاع يا عليم، يا الله يا الله يا الله، يا هازم الاحزاب لمحمدصلىاللهعليهوآله ، يا كائد فرعون لموسى، يا منجى عيسى من الظلمة، يا مخلص قوم نوح من الغرق يا راحم عبده يعقوب، يا كاشف ضر ايوب، يا منجى ذى النون من الظلمات، يا فاعل كل خير، يا خالق الخير، يا اهل الخيرات، انت الله رغبت اليك فيما قد علمت و انت علام الغيوب اسالك ان تصلى على محمد و آل محمد.(۹۰)
آن گاه حاجتت را مى طلبى، كه به يارى خدا اجابت مى شود.
روايت شده كه پيامبر اكرمصلىاللهعليهوآله به حضرت على و حضرت فاطمهعليهاالسلام اين نماز را آموخت و فرمود: دو ركعت نماز خوانده، در هر ركعت يكبار سوره حمد و آية الكرسى سه بار و سوره توحيد سه بار، و آخر سوره حشر از (لو انزلنا هذا القران على جبل) تا آخر سوره را مى خوانى، آن گاه نشسته و تشهد خوانده و بر خداوند ثنا مى گويد و بر پيامبر درود مى فرستد و زنان و مردان با ايمان را دعا مى كند، آن گاه مى گويد:
اللهم انى اسالك بحق كل اسم هو لك، يحق عليك فيه اجابة الدعاء اذا دعيت به، و اسالك بحق كل ذى حق عليك و اسالك بحقك على جميع ما هو دونك ان تفعل بى كذا و كذا.(۹۱)
روايت شده كه مردى در شهر شام مدتى طولانى زندانى بود، در خواب حضرت زهراعليهاالسلام را ديد كه نزد او آمده و فرمود: اين دعا را بخوان، آن مرد دعا را آموخته و خواند و رها شد و به منزلش برگشت، آن دعا اين است :
اللهم بحق العرش و من علاه، و بحق الوحى و من اوحاه، و بحق النبى و من نباه و بحق البيت و من بناه. يا سامع كل صوت، يا جامع كل فوت، يا بارى ء النفوس بعد الموت، صل على محمد و اهل بيته، واتنا و جميع المومنين و المومنات، فى مشارق الارض و مغاربها، فرجا من عندك عاجلا. بشهادة ان لا اله الا الله و ان محمدا عبدك و رسولك، صلى الله عليه و على ذريته الطيبين الطاهرين و سلم تسليما.(۹۲)
و له ما سكن فى الليل و النهار و هو السميع العليم، يا ام ملدم ان كنت امنت بالله العظيم و رسوله الكريم، فلا تهشمى العظم، و لا تاكلى اللحم، و لا تشربى الدم. اخرجى من حامل كتابى هذا الى من لا يومن بالله العظيم و رسوله الكريم و اله، محمد و على و فاطمة و الحسن و الحسينعليهمالسلام .(۹۳)
الحمد لله الكافى، سبحان الله الاعلى، حسبى الله و كفى، ما شاء الله قضى، سمع الله لمن دعا، ليس من الله ملجا و لا وراء الله ملتجا. توكلت على الله ربى و ربكم. ما من دابة الا هو اخذ بناصيتها، ان ربى على صراط مستقيم. الحمد لله الذى لم يتخذ، و لم يكن له شريك فى الملك، و لم يكن له ولى من الذل و كبره تكبيرا.(۹۴)
از آن حضرت روايت شده : پيامبر بر من وارد شد در حالى كه بستر خواب را آماده كرده بودم، و فرمود: اى فاطمه نخواب جز آن كه چهار كار را انجام دهى، قرآن را ختم كرده و پيامبران را شفيع خود قرار داده، و مومنين را از خود راضى نموده، و حج و عمده را انجام دهى، تا آن جا كه فرمود: پيامبر فرمود: هرگاه سوره توحيد را سه بار بخوانى، گويا قرآن را ختم كردى، و هرگاه بر من و پيامبران قبل از من درود فرستى ما شفيعان تو درروز قيامت مى شويم اللهم صل على محمد و آل محمد و صل على جميع الانبياء و المرسلين و اولياء الصالحين و هرگاه براى مومنان استغفار كنى، آنان از تو راضى مى گردند، اللهم اغفر للمومنين و المومنات و المسلمين و المسلمات. و هرگاه بگوئى : سبحان الله و الحمد لله و لا اله الا الله و الله اكبر حج و عمره را انجام داده اى.(۹۵) از اعمال ديگر آنحضرت قبل از خواب :(۹۶)
الله اكبر ۳۴ مرتبه
الحمدلله ۳۳ مرتبه
سبحان الله ۳۳ مرتبه
از امام صادقعليهالسلام روايت است كه فرمود: حضرت فاطمهعليهاالسلام از خوابهاى پريشان به پيامبرشكايت كرد، آن حضرت فرمود: هرگاه چنين خوابى ديدى، بگو:
اعوذ بما عاذت به ملائكد الله المقربون، و انبياء الله المرسلون و عباد الله الصالحون، من شر روياى التى رايت، ان تضرنى فى دينى و دنياى.
و سه بار به سمت چپ خود آب دهان بينداز.(۹۷)
يا مشبع البطون الجائعة، و يا كاسى الجسوم العارية، و يا ساكن العروق الضاربة، و يا منوم العيون الساهرة، سكن عروقى الضاربة و اذن لعينى نوما عاجلا.(۹۸)
على بن جعفر از برادرش امام موسى كاظمعليهالسلام روايت كند كه فرمود: تبتل، بريدگى و انقطاع به درگاه خداوند، اين است كه هنگام دعا كردن، دو كف دستهايت را به آسمان بلند كنى، و ابتهال و زارى كردن اين است كه دو دست را بلند كنى و پيش بياورى، و رغبت و شوق اين است كه كف دو دستت را به آسمان بلند كنى و رو به روى صورتت قرار دهى، و رهبت و ترس اين است كه دستهايت را با هم تا صورت بلند كنى، و تضرع و فروتنى كردن اين است كه دو انگشتت را حركت دهى، و با آن دو اشاره كنى.(۹۹)
امام موسى كاظمعليهالسلام روايت كند كه امام صادقعليهالسلام مى فرمايد: هر كس به هنگام شنيدن اذان صبح و اذان مغرب، اين دعا را بخواند و سپس در آن روز يا شب بميرد، در حالت توبه از دنيا رفته است :
اللهم انى اسئلك باقبال ليلك و ادبار نهارك و حضور صلواتك و اصوات دعاتك و تسبيح ملائكتك ان تصلى على محمد و آل محمد و ان تتوب على انك انت التواب الرحيم.(۱۰۰)
جعفر بن سليمان گويد: كسى به امام ابى الحسن موسى كاظمعليهالسلام گفت، بعضى از پسرعموها و بستگانم بر من ستم مى كنند، امام فرمود: اين ذكر را صد مرتبه بعد از طلوع آفتاب بگو:
ما شاء الله لا حول و لا قوة الا بالله اشهد و اعلم ان الله على كل شى ء قدير پس اين كار را كرد و از ستم آن ها نجات يافت.(۱۰۱)
عبدالله بن ابراهيم جعفر مى گويد: از امام كاظمعليهالسلام شنيدم كه مى فرمايد: چون شام كنى و ببينى كه خورشيد در حال پنهان شدن است، اين دعا را بخوان، اين دعا امان از شر هر درنده و از شر شيطان لعين و فرزندان او و از هر حيوانى كه دندان گيرد و يا بگزد؛ و گوينده اين كلمات آن گاه كه آن را خواند از دزد و ديو نترسد.
بسم الله الرحمن الرحيم الحمد لله الذى لم يتخذ ولدا و لم يكن له شريك فى الملك و لم يكن له ولى من الذل و كبره تكبيرا الحمد لله الذى يصف و لا يوصف و يعلم و لا يعلم، يعلم خائنة الاعين و ما تخفى الصدور، اعوذ بوجه الله الكريم و باسم الله العظيم من شر ما ذرا و ما برا و من شر ما تحت الثرى و من شر ما ظهر و ما بطن و من شر ما كان فى الليل و النهار و من شرابى مرة و ما ولد و من شر الرسيس و من شر ما وصفت و ما لم اصف، فالحمد لله رب العالمين.(۱۰۲)
امام موساى كاظمعليهالسلام روايت كند كه رسول خداصلىاللهعليهوآله فرمود: كسى كه اين دعا را بخواند بعهده خداوند است كه روز قيامت او را راضى كند: رضيت بالله ربا و بالاسلام دينا و بمحمدصلىاللهعليهوآله رسولا و باهل بيته اولياء.(۱۰۳)
امام موسى بن جعفرعليهالسلام فرمود: كسى كه دوست دارد شب بيدار شود، پس در هنگام خوابيدن بگويد:
اللهم لا تنسنى ذكرك و لا تومنى مكرك و لا تجعلنى من الغافلين و انبهنى لا حب الساعات اليك ادعوك فيها فتستجيب لى و اسالك فتعطينى و استفرك فتغفرلى انه لا يغفر الذنوب الا انت يا ارحم الراحمين.(۱۰۴)
از حضرت موسى بن جعفرعليهالسلام دعائى براى روزى روايت كرده اند، و آن اين است؛
يا الله يا الله يا الله اسالك بحق من حقه عليك عظيم ان تصلى على محمد و ان ترزقنى العمل بما علمتنى من معرفة حقك و ان تبسط على ما حظرت من رزقك.(۱۰۵)
از ابوالحسن اول امام كاظمعليهالسلام روايت شده كه فرمود: آن گاه كه هلال ماه رمضان را ديدى بگو:
اللهم قد حضر شهر رمضان، و قد افترضت علينا صيامه و انزلت فيه القرآن هدى للناس و بينات من الهدى و الفرقان. اللهم اعنا على صيامه و تقبله منا، و سلمنا فيه و سلمنا منه و سلمه لنا فى يسر منك و عافية، انك على كل شى ء قدير، يا رحمن يا رحيم.(۱۰۶)
رضى الدين على بن موسى بن طاوس از كتاب كنوز النجاح طبرسى، دعائى از مولا موسى بن جعفرعليهالسلام روايت كرده و آن دعاى رفع بلا است، و خود آن حضرت براى آن كه از شر هارون در امان ماند آن دعا را خواندند و دعا اين است :
اللهم بك اساور و بك اجادل و بك اصول و بك اموت و بك احيى اسلمت نفسى اليك و فوضت امرى اليك و لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظيم، اللهم انك خلقتنى و رزقتنى و سررتنى من بين العباد بلطفك و خولتنى اذا هربت رددتنى و اذا عثرت اقلتنى و اذا مرضت شفيتنى و اذا دعوتك اجبتنى سيدى ارض عنى فقد ارضيتنى.(۱۰۷)
از حضرت امام موسى بن جعفرعليهالسلام در ايام اسارتشان درزندان هارون، روايت شده كه فرمود: چون نماز واجب را به جا آوردم و سر به سجده نهادم و روى بر خاك ماليدم، در سجده خوابم برد. حضرت مصطفىصلىاللهعليهوآله را در خواب ديدم كه به من گفت : اى موسى مى خواهى از اين بلا خلاصى يابى؟ گفتم : بلى يا رسول الله! پيغمبر فرمود: اين دعا را بخوان :
يا سابغ النعم، يا دافع النقم، يا بارى ء النسم، يا مجلى الهم، يا مغشى الظلم، يا كاشف الضر و الالم يا ذالجود و الكرم، و يا سامع كل صوت و يا مدرك كل فوت، و يا محيى العظام و هى رميم، و منشئها بعد الموت صل على محمد و آل محمد و اجعل لى من امرى فرجا و مخرجا يا ذالجلال و الاكرام.(۱۰۸)
و ايضا دعاى ديگر امام كاظمعليهالسلام براى رهايى از زندان :
يا سامع كل صوت يا محيى النفوس من بعد الموت، مالى اله غيرك فادعوه و لا شريك لك فارجوه، صل على محمد و آله، و خلصنى يا رب مما انا فيه و مما اخاف و احذر بمشيتك و ارادتك، بحق محمد و آل محمد كما تخلص الثمرة من بين ماء و طين بقدرتك و حلالك. و صل على محمد و آل محمد و خلصنى يا رب مما انا فيه و مما اخاف و احذر بحولك و قوتك و بحق محمد و آله كما تخلص البيضة من جوف الطائر بعفوك، و صل على محمد و آل محمد و خلصنى مما انا فيه، و مما اخاف و احذر بقوتك و بحق محمد و آل محمد كما تخلص الطائر من جوف البيضة بعزتك انك على كل شى ء قدير.(۱۰۹)
حسين بن خالد گويد: در بغداد سيصد هزار درهم بدهكار و چهارصد هزار درهم طلب كار بودم. طلبكاران مرا فرصت نمى دادند كه طلبم را باز ستانم و به ايشان دهم وقت حج رسيد، پنهانى از بغداد خارج شدم تا به خدمت موسى بن جعفرعليهالسلام برسم ولى نتوانستم. شرح حال خود را براى آن حضرت در نامه اى نوشتم، امامعليهالسلام در پشت نامه ام در جواب نوشتند: پس از هر نماز سه بار بگو:
اللهم انى اسالك يا لا اله الا انت بحق لا اله الا انت ان ترحمنى بلا اله الا انت، اللهم انى اسالك يا لا اله الا انت بحق لا اله الا انت ان ترضى عنى بلا اله الا انت، اللهم انى اسالك يا لا اله الا انت بحق لا اله الا انت ان تغفرلى بلا اله الا انت.
حسين بن خالد گويد: بر اين دعا مداومت كردم و چهار ماه نشد، كه طلبم را وصول و بدهكارى هايم را ادا كردم و صد هزار درهم نيز ياد آوردم.(۱۱۰)
سليان بن جعفر از امام موسى بن جعفرعليهالسلام از آباء گراميش دعايى در عوذه حيوانات روايت كرده است و گويد اين عوذه نزد آنان نگهدارى مى شد:
بسم الله الرحمن الرحيم بسم الله و بالله، خرج عين السوء من بين لحمه و جلده و عظمه و عصبه و عروقه، فلقيها جبرئيل و ميكائيل صلوات الله عليهما، فقالا: اين تذهبين ايتها اللعينة. قالت : اذهب الى الجمل فاطرحه من قطاره، و الدابة من مقودها، و الحمار من آكامه، و الصبى من حجر امه و القى الرجل الشاب الممتلى ء من قدميه. فقالا لها: اذهبى ايتها اللعينة الى البرية، فثم حية لها عينان، عين من ماء، و عين من نار و كذلك يطبع الله على عين السوء، و عبس عابس، و حجز يابس، و نفس نافس و نار قابس، رددت بعون الله عين السوء الى اهله و فى جنبيه و كشحيه و فى احب خلانه اليه، بعزيمة الله و قوله : (اولم ير الذين كفروا ان السموات و الارض كانتا رتقا ففتقنا و جعلنا من الماء كل شى ء حى افلا يومنون(۱۱۱) ) (و ثم ارجع البصر كرتين ينقلب اليك البصر خاسئا و هو حسير)(۱۱۲) و صلى الله على سيدنا محمد النبى و آله الطاهرين.(۱۱۳)
على بن ابن حمزه روايت كند، از امام ابى الحسن موسىعليهالسلام كه فرمود: اصحاب رسول خداصلىاللهعليهوآله در يكى از جنگها به آن حضرت از آزار و اذيت ككها شكايت كردند، فرمود: به هنگام خواب، در رختخواب بگوئيد:
ايها الاسود الوثاب الذى لا يبالى غلقا و لا بابا عزمت عليك بام الكتاب الا توذينى و اصحابى الى ان يذهب الليل و يحيى ء الصبح بما جاء، و لذى نعرفه الى ان يووب الصبح متى ما آب.(۱۱۴)
داود رقى گويد به امام موسى بن جعفرعليهالسلام عرض كردم : يابن رسول الله! دردسرى دارم كه پيوسته مرا اذيت مى كند و اى بسا كه شبها بر اثر درد آن خوابم نمى برد، و مرا از انجام نماز شب باز مى دارد، آن حضرت فرمود: اى داود! هرگاه احساس درد كردى، دست خود را به موضع درد بكش و اين دعا را بخوان به درستى كه بعد از آن، احساس درد نخواهى كرد:
اعوذ بالله و اعيذ نفسى من جميع ما اعترانى باسم الله العظيم و كلماته التامات التى لا يجاوز هن بر و لا فاجر، اعيذ نفسى بالله عز و جل و برسول اللهصلىاللهعليهوآله الطاهرين الاخيار، اللهم بحقهم عليك الا اجرتنى من شكاتى هذه.(۱۱۵)
على بن عيسى از عمويش نقل مى كند كه گفت : از بوى بد دهانم، پيش حضرت موسى بن جعفرعليهالسلام شكايت كردم، آن حضرت به من فرمود: اين دعا را وقتى درسجده اى بخوان :
يا الله يا الله يا الله، يا رحمن يا رب الارباب، يا سيد السادات يا اله الا لهة، يا مالك الملك، يا ملك الملوك، اشفنى، بشفائك من هذا الداء، و اصرفه عنى عبدك و ابن عبدك، و اتقلب فى قبضتك.(۱۱۶)
از امام موسى بن جعفرعليهالسلام منقول است كه : اين دعاى حجاب مانع از دستيابى جميع دشمنان است :
بسم الله الرحمن الرحيم و اذا قرات القرآن جعلنا بينك و بين الذين لا يومنون بالاخره حجابا مستورا و جعلنا على قلوبهم اكلنة ان يفقهوه و فى آذانهم و قرا، و اذا ذكرت ربك فى القرآن وحده و لو على ادبارهم نفورا. اللهم انى اسالك بالاسم الذى به تحيى و تميت، و ترزق، و تعطى، و تمنع، يا ذالجلال و الاكرام، اللهم من ارادنا بسوء من جميع خلقك فاعم عنا عينه، و اصمم عنا سمعه، و اشغل عنا قلبه، و اغلل عنا يده، و اصرف عنا كيده و خذه من بين يديه و من خلفه و عن يمينه و عن شماله و من تحته و من فوقه، يا ذالجلال و الاكرام.(۱۱۷)
از امام كاظمعليهالسلام روايت شده كه فرمود: ظرفى آب بردار و اين آيه را سه مرتبه بر آن بخوان :
(يريد الله بكم اليسر و لا يريد بكم العسر) (اولم ير الذين كفروا ان السموات و الارض كانتا رتقا ففتقنا هما و جعلنا من الماء كل شى ء حى افلا يومنون) و بعد آن را بنوش و دست روى شكمت بكش انشاء الله بهبودى مى يابى.(۱۱۸)
ابوزكريا حضر مى گويد: فرزندم تب ربع داشت حضرت كاظمعليهالسلام اين دعا را برايم نوشت و فرمود: آن را عمل كن، در آن نوشته بود بر بازوى راست بنويس : (باسم الله جبرئيل) و بر بازوى چپ (باسم الله ميكائيل) و بر پاى راست (باسم الله اسرافيل) و بر پاى چپ باسم الله عزائيل، باسم الله لا يرون فيها شمسا و لا زمهريرا و بين دو كتف بنويس (باسم الله العزيز الجبار).(۱۱۹)
عثمان بن عيسى گويد: مردى به امام كاظمعليهالسلام شكايت كرد، گرفتار اسهال خونى شده ام كه شفا نمى پذيرد، حضرت فرمود: بعد از نماز شب بگو:
اللهم ما كان من خير فمنك لا خير لى فيه، و ما عملت من سوء فقد حذرتنيه و لاعذر لى فيه، اللهم انى اعوذ بك ان اتكل على ما لا خير لى فيه اواقع فيما لا عذر لى فيه.(۱۲۰)
امام رضاعليهالسلام فرمود: از پدرم موسى بن جعفرعليهالسلام شنيدم كه فرمود: از پدرم جعفر بن محمدعليهالسلام شنيدم كه مى فرمايد: كسى كه با اين دعا خدا را بخواند، در پايان كارش نمى بيند مگر آن چه را دوست دارد و دعا نيست :
اللهم ان خيرتك تنيل الرغائب و تجزل المواهب و تطيب المكاسب و تغنم المطالب و تهدى الى احمد العواقب و تقى من محذور النوائب. اللهم انى استخيرك فيما عقد عليه رايى و قادنى اليه هواى فاسالك يا رب ان تسهل لى من ذالك ما تعسرو ان تعجل من ذالك ما تيسر و ان تعطينى يا رب الظفر فيما استخيرك فيه و عونا بالانعام فيما دعوتك و ان تجعل يا رب بعده قربا و خوفه امنا و محذوره سلما فانك تعلم و لا اعلم و تقدر و لا اقدر و انت علام الغيوب. اللهم ان يكون هذا الامر خيرا لى فى عاجل الدنيا و آجل الاخرة فسهلة لى و يسره على و ان لم يكن فاصرفه عنى و اقدر لى فيه الخير انك على كل شى ء قدير يا ارحم الراحمين.(۱۲۱)
عبدالله بن ابراهيم جعفرى مى گويد: از امام كاظمعليهالسلام شنيدم كه مى فرمايد: چون شام كنى و ببينى كه خورشيد در حال پنهان شدن و غروب كردن است، اين دعا را بخوان :
بسم الله الرحمن الرحيم الحمد لله الذى لم يتخذ ولدا و لم يكن له شريك فى الملك و لم يكن له ولى من الذل و كبره تكبيرا الحمدلله الذى يصف و لا يوصف و يعلم و لا يعلم، يعلم خائنة الاعين و ما تخفى الصدور.
اعوذ بوجه الله الكريم و باسم الله العظيم من شر ما ذرا و ما برا و من شر ما تحت الثرى و من شر ما ظهر و باطن و من شر ما كان فى الليل و النهار و من شر ابى مرة و ما ولد و من شر الرسيس و من شر ما وصفت و ما لم اصف، فالحمدلله رب العالمين.(۱۲۲)
حسن بن جهم گويد: امام كاظمعليهالسلام فرمود: هرگاه از منزلت براى سفر يا غير سفر خارج شدى بگو:
بسم الله آمنت بالله، توكلت على الله، ما شاء الله لا حول و لا قوة الا بالله. پس شياطين با او رو به رو مى شوند اما بر مى گردند و ملائكه بر چهره آن ها مى زنند و مى گويند: اى شياطين، شما راهى براى تسلط بر او نداريد، چون او بنام خدا شروع كرد و به خدا ايمان آورد و بر او توكل نمود وگفت : ما شاء الله لا حول و لا قوة الا بالله.(۱۲۳)
صباح حذاء از حضرت موسى بن جعفرعليهالسلام حديث كند گويد، كه فرمود: اى صباح اگر هرگاه مردى از شما آهنگ سفرى مى كرد، بر در خانه اش روى خود را به جانب آن جائى كه مى خواهد برود متوجه مى كرد، و سوره حمد را از پيش رو و از سمت راست و چپش مى خواند، و نيز معوذتين يعنى دو سوره ناس و فلق را از پيش رو و طرف راست و چپش مى خواند، و همچنين سوره قل هو الله احد را از پيش رو و سمت راست و چپش مى خواند، و نيز آية الكرسى را از پيش رو و جانب راست و چپش مى خواند، و سپس بگويد:
اللهم احفظنى و احفظ ما معى و سلمنى و سلم ما معى و بلغنى و بلغ ما معى ببلاغك الحسن الجميل.(۱۲۴)
جعفرى از امام كاظمعليهالسلام روايت كند كه فرمود: هر كه تنها براى مسافرت خارج مى شود بگويد:
ما شاء الله لا حول و لا قوة الا بالله اللهم آنس وحشتى و اعنى على وحدتى و ادغيبتى.(۱۲۵)
در حديث صحيح از حضرت امام موسىعليهالسلام منقول است كه هفت چيز است كه اگر در برابر مسافر ظاهر شود براى او شوم است : ۱ - كلاغى كه فرياد كند از جانب راست او ۲ - سگى كه دم بجنباند. ۳ - گرگى كه بر دم خود نشسته باشد و بر روى او فرياد كند، پس سه مرتبه بلند شود و پست شود. ۴ - آهوئى كه از جانب راست او بيايد و به جانب چپ او برود. ۵ - جغدى كه فرياد كند. ۶ - زن پير سفيد موئى كه رو به روى او بيايد. ۷ - ماده الاغى كه گوشش بريده باشد. پس كسى كه از ديدن آن ها ترسى به خاطرش بيايد بگويد:
اعتصمت بك يا رب من شر ما اجد فى نفسى فاعصمنى من ذالك. چون اين را بگويد ضررى به او نرسد، انشاء الله(۱۲۶)
امام رضاعليهالسلام فرمايد: پدرم (موسى بن جعفرعليهالسلام ) وقتى از منزلش خارج مى شد اين دعا را مى خواند:
بسم الله الرحمن الرحيم خرجت بحول الله و قوته لا بحول منى و لا قوتى بل بحولك و قوتك يا رب متعرضا لرزقك فاتنى به فى عافية.(۱۲۷)
ابراهيم بن عبدالحميد گويد: امام كاظمعليهالسلام فرمود:رسول خداصلىاللهعليهوآله فرموده است : هر كس به هنگام سوار شدن بر وسيله خود اين دعا را بخواند جان خود و مركبش در امان باشد تا وقتى پياده شود:
بسم الله و لا حول و لا قوة الا بالله الحمدلله الذى هدانا لهذا و سبحان الذى سخرلنا هذا و ما كنا له مقرنين.(۱۲۸)
ابوجعفر شامى گويد: مردى در شام كه نامش هلقام بود، براى من نقل كرد كه خدمت موسى بن جعفرعليهالسلام رفتم و عرض كردم : فدايت شوم، يك دعاى جامعى براى دنيا و آخرت به من بياموز كه كوتاه باشد، فرمود: پس از نماز صبح تا هنگام طلوع آفتاب بگو:
سبحان الله العظيم و بحمده استغفر الله و اساله من فضله.
هلقام گويد: من از همه فاميل وضعم بدتر بود، از مردى كه نمى شناختم به من ارثى رسيد و اكنون من از تمام فاميلم زندگانيم بهتر است و اين نيست جز به واسطه آن دعايى كه آقايم موسى بن جعفرعليهالسلام به من آموخت.(۱۲۹)
ابراهيم بن صالح از مردى از جعفريها نقل مى كند كه گفت : در مدينه كسى بود كه كنيه اش ابوالقمفام بود و پيشه ور بود. خدمت امام كاظمعليهالسلام آمد و از حرفه اش شكايت و به آن حضرت خبر داد كه به هر كار و حاجتى روى مى آورد برآورده نمى شود. امام ابى الحسنعليهالسلام به او فرمود: بعد از نماز صبح و در آخر دعايت ده مرتبه بگو:
سبحان الله العظيم و بحمده استغفر الله و اتوب اليه و اساله من فضله.(۱۳۰)
موسى بن جعفرر از آباء گرامى اشعليهمالسلام روايت كند كه رسول خداصلىاللهعليهوآله به علىعليهالسلام فرمود: يا على! هرگاه سختى و ناگوارى به تو روى آورد، بگو:
اللهم انى اسالك بحق محمد و آل محمد ان تصلى على محمد و آل محمد و ان تنجينى من هذا الغم.(۱۳۱)
حسين گويد: از حضرت ابى الحسن موسى بن جعفرعليهالسلام دعائى خواستم، در نامه اى به من نوشت و دستور داد كه بگويم :
اللهم ادفع عنى بحولك و قوتك، اللهم انى اسالك فى يومى هذا و شهرى هذا و عامى هذا بركاتك فيها و ما ينزل فيها من عقوبة او مكروه او بلاء فاصرفه عنى و عن ولدى بحولك و قوتك، انك على كل شى ء قدير. اللهم انى اعوذبك من زوال نعمتك و تحويل عافيتك و من فجاة نقمتك و من شر كتاب قد سبق اللهم انى اعوذبك من شر نفسى و من شر كل دابة انت اخذ بنا صيتها انك على كل شى ء قدير و ان الله قد احاط بكل شى ء علما و احصى كل شى ء عددا.(۱۳۲)
موسى بن بكر از حضرت كاظمعليهالسلام حديث كند كه : (براى پرداخت بدهكارى كه داشتم اين دعا را) براى من در كاغذ نوشت :
اللهم اردد الى جميع خلقك مظالمهم التى قبلى، صغيرها و كبيرها فى يسر منك و عافية و ما لم تبلغه قوتى و لم تسعه ذات يدى و لم يقو عليه بدنى و يقينى فاده عنى من جزيل ما عندك من فضلك ثم لا تخلف على منه شيئا تقضيه من حسناتى، يا ارحم الراحمين اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شريك له و اشهد ان محمدا عبده و رسوله و ان الدين كما شرع و ان الاسلام كما وصف و ان الكتاب كماانزل و ان القول كما حدث و ان الله هو الحق المبين ذكر الله محمدا و اهل بيته بخير و حيا محمدا و اهل بيته بالسلام.(۱۳۳)
در روايتى منقول است كه اسحاق بن جعفر برادر امام كاظمعليهالسلام به امام عرض كرد: قربانت گردم آن دعايى را كه خوانديد، به من نيز ياد دهيد. فرمود: باشد، ولى آن را به كسى كه شايستگى ندارد، ياد مده و تنها به كسانى كه از شيعيان ما هستند، تعليم كن، آن گاه فرمود بنويس و من دعارا نوشتم :
يا سابق كل فوت يا سامعا لكل صوت قوى او خفى، يا محيى النفوس بعد الموت، لا تغشاك الظلمات الهندسية و لا تشابه عليك اللغات المختلفة و لا يشغلك شى ء عن شى ء، يا من لا يشغله دعوة داع دعاه من السماء يا من له عند كل شى ء من خلقه سمع سامع، و بصر نافذ. يا من لا تغلطه كثرة المسائل، و لا يبرمه الحاح الملحين، يا حى حين لا حى فى ديمومة ملكه و بقائه، يا من سكن العلى و احتجب عن خلقه بنوره، يا من اشرقت لنوره دجى الظلم، اسالك باسمك الواحد الاحد الفرد الصمد الذى هو من جميع اركانك صل على محمد و اهل بيته! (سپس حاجت خود را بخواه)(۱۳۴)
زيد نرسى گويد: ابى الحسن موسى بن جعفرعليهالسلام فرمود: هرگاه خواستى موى سرت را بگيرى (كوتاه كنى) از پيشانى و شقيقه ها و از پشت سر شروع كن كه سنت چنين است و بگو:
بسم الله و على ملة ابراهيم و سنة محمد و آل محمد حنيفا مسلما و ما انا من المشركين اللهم اعطنى بكل شعرة و ظفرة فى الدنيا نورا يوم القيامة. الهم ابدلنى مكانه شعرا لا يعصيك تجعله زينة فى الدنيا و نورا ساطعا يوم القيامة.(۱۳۵)
موسى بن جعفرعليهالسلام فرمود: امام صادقعليهالسلام وقتى غذائى را برايش مى آوردند مى گفت :
بسم الله و بالله و هذا من فضل الله و بركة رسول اللهصلىاللهعليهوآله و آل رسول اللهعليهمالسلام اللهم كما اشبعتنا فاشبع كل مومن و مومنة و بارك لنا فى طعامنا و شرابنا و اجسادنا و اموالنا.(۱۳۶)
امام كاظمعليهالسلام فرمود: براى هر يك از شما سزاوار است كه چون لباس نو بپوشد، دست خود را بر آن كشد و بگويد:
الحمدلله الذى كسانى ما اوارى به عورتى و اتجمل به بين الناس.(۱۳۷)
فضل بن يونس از حضرت ابى الحسن (موسى بن جعفرعليهالسلام ) حديث كند كه آن حضرت به من فرمود اين دعا را بسيار بخوان :
اللهم لا تجعلنى من المعارين و لا تخرجنى من التقصير.
(يعنى بار خدايا مرا از عاريت داده شدگان (ايمان) قرار مده و از تقصير بيرون مبر) گويد: من عرض كردم : اما عاريت داده شدگان، معنايش را دانستم، ولى معناى مرا از تقصير بيرون مبر چيست؟ فرمود: هر كارى را كه به خاطر خداى عزو جل انجام دهى پس خود را در آن كار پيش خود مقصر بدان، زيرا كه همه مردم در كارهايشان ميان خود و خداى عز و جل تقصير كار و مقصرند».(۱۳۸)
دعاى آن حضرت در تسبيح و تنزيه خداوند در روز دهم و يازدهم ماه
سبحان خالق النور، سبحان خالق الظلمة، سبحان خالق المياه سبحان خالق السماوات، سبحان خالق الارضين، سبحان خالق الرياح و النبات، سبحان خالق الحياة و الموت، سبحان خالق الثرى و الفلوات، سبحان الله و بحمده.(۱۳۹)
هفتاد مرتبه : «استغفرالله و اساله التوبة ».(۱۴۰)
ايضا دعاى آن حضرت در قنوت
رب اغفر و ارحم، و تجاوز عما تعلم، انك انت الاعز الاجل الاكرم.(۱۴۱)
از حضرت امام رضاعليهالسلام روايت شده كه فرمود: هر كه بعد از صبح صد بار بگويد:
بسم الله الرحمن الرحيم، لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظيم.
اين سخن از سياهى چشم به سپيدى آن نزديكتر به اسم الهى است.(۱۴۲)
روايت شده پس از آن كه مامون آن حضرت را به ولايتعهدى منصوب كرد مدتى باران نباريد، بعضى از اطرافيان مامون و دشمنان آن حضرت مى گفتند: بنگريد آن گاه كه على بن موسى نزد ما آمد و ولايتعهد شد باران قطع گرديد: تا آن جا كه گويد: در روز دوشنبه براى طلب باران آن حضرت به صحرا آمد و مردم مى نگريستند، ايشان بالاى منبر رفت، پس از حمد و ثناى الهى فرمود:
اللهم يا رب انت عظمت حقنا اهل البيت، فتوسلوا بنا كما امرت، و اسلوا فضلك و رحمتك و توقعوا احسانك و نعمتك فاسقهم سقيا نافعا عاما غير رائث و لا ضائر، و ليكن ابتداء مطرهم بعد انصرافهم من مشهدهم هذا الى منازلهم و مقارهم.(۱۴۳)
اللهم انت ثقتى فى كل كرب، و انت رجائى فى كل شدة، و انت لى فى كل امر نزل بى ثقة و عدة، كم من كرب يضعف عنه الفواد، و تقل فيه الحيلة، و تعيى فيه الامور، و يخذل فيه البعيد و القريب و الصديق، و يشمت فيه العدو انزلته بك و شكوته اليك، راغبا اليك فيه عمن سواك، ففرجته و كشفته و كفيتنيه، فانت ولى كل نعمة، و صاحب كل حاجة، و منتهى كل رغبة، فلك الحمد كثيرا، و لك المن فاضلا، بنعمتك تتم الصالحات، يا معروفا بالمعروف معروف، و يا من هو بالمعروف موصوف، انلنى من معروفك معروفا تغنينى به عن معروف من سواك، برحمتك يا ارحم الراحمين.(۱۴۴)
لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظيم.(۱۴۵)
از مقاتل بن مقاتل روايت شده : به آن حضرت عرضه داشت : فدايت شوم دعائى براى قضاء حوائج به من تعليم فرما، فرمود: هرگاه حاجت مهمى بسوى خداوند داشتى غسل كرده و بهترين لباست را بپوش و مقدارى بوى خوش استعمال كرده و زير آسمان برو، و دو ركعت نماز گذار، نماز را آغاز كرده و سوره حمد را مى خوانى و سپس پانزده مرتبه سوره توحيد را قرائت مى كنى، آن گاه به ركوع رفته و پانزده مرتبه اين سوره را مى خوانى، و مانند نماز جعفر طيار ادامه مى دهى، غير از آن كه در اين نماز قرائت پانزده مرتبه مى باشد، بعد از نماز به سجده رفته و مى گوئى :
اللهم ان كل معبود من لدن عرشك الى قرار ارضك فهو باطل سواك، فانك انت الله الحق المبين، اقض لى حاجة كذا و كذا (حاجت را ياد كنيد) الساعة الساعة و در اين مورد اصرار مى كنى.(۱۴۶)
از حضرت امام رضاعليهالسلام روايت شده : هرگاه امر شديدى بر تو عارض شد دو ركعت نماز بگذار، در يكى از آن ها سوره حمد و آية الكرسى، و در ركعت دوم سوره حمد و قدر را بخوان، پس، پس قرآن را بالاى سر خود قرار داده و بگو: اللهم بحق من ارسلته الى خلقك، و بحق كل اية فيه، و بحق كل من مدحته فيه عليك، و بحقك عليه، و لا نعرف احدا اعرف بحقك منك، يا سيدى يا الله (ده بار) بحق محمد (ده بار) بحق على (ده بار) بحق فاطمة (ده بار). و نام هر يك از امامان بعد از او را برده و به حق آنان خداوند را ده بار سوگند بده، تا اين كه به امام زمان خودت برسى، از جايگاهت بر نمى خيزى مگر اين كه حاجتت برآورده شده باشد.(۱۴۷)
ايضا از براى قضاء حوائج از آن حضرت روايت شده : دو ركعت نماز خوانده، در هر ركعت يك بار سوره حمد و سيزده بار سوره قدر خوانده شود، پس از فراغ به سجده رفته و گويد:
اللهم يا فارج الهم، و كاشف الغم، و مجيب دعوة المضطرين يا رحمان الدنيا و رحيم الاخرة، صل على محمد و آل محمد، و ارحمنى رحمة تطفى ء بها عنى غضبك و سخطك و تغنينى بها عن رحمة من سواك
سپس گونه راستش را بر زمين قرار داده و گويد:
يا مذل كل جبار عنيد، و يا معز كل ذليل، و حقك قد بلغ المجهود منى فى امر كذا، ففرج عنى.
سپس گونه چپش را روى زمين نهاده و همين سخن را مى گويد آن گاه به سجده رفته و اين ذكر را تكرار مى نمايد، خداوند غم او را برطرف و حاجتش را برمى آورد.(۱۴۸)
از امام جوادعليهالسلام روايت شده : شخصى نزد امام رضاعليهالسلام آمده و گفت : اى فرزند رسول خدا، فرزندان بسيار داشته و دينى بر گردن دارم و دچار مشكل شده ام، دعائى به من بياموز كه هرگاه خدا را بدان دعا بخوانم خداوند روزى به من عنايت فرمايد، فرمود: اى بنده خدا وضو بگير و آن را زيبا به عمل آور، سپس دو ركعت نماز به جا آور، كه ركوع و سجده آن را كامل انجام دهى، سپس بگو:
يا ماجد يا كريم، يا واحد يا كريم، اتوجه اليك بمحمد نبيك نبى الرحمة : يا محمد يا رسول الله، انى اتوجه بك الى الله ربك و رب كل شى ء ان تصلى على محمد و على اهل بيته. و اسالك نفحة من نفحاتك، و فتحا يسيرا، و رزقا واسعا، الم به شعتى و اقضى به دينى، و استعين به على عيالى.(۱۴۹)
استسلمت مولاى لك، و اسلمت نفسى اليك، و توكلت فى كل امورى عليك و انا عبدك و ابن عبديك، اخبانى اللهم فى سترك عن شرار خلقك و اعصمنى من كل اذى و سوء بمنك، و اكفنى شر كل ذى شر بقدرتك.
اللهم من كادنى او ارادنى فانى ادرابك فى نحره، و استعين بك منه، و استعيذ منه بحولك و قوتك، و شد عنى ايدى الظالمين اذ كنت ناصرى لا اله الا انت، يا ارحم الراحمين، و اله العالمين. اسالك كفاية الاذى، و العافية و الشفاء، و النصر على الاعداء، و التوفيق لما تحب ربنا و ترضى، يا اله العالمين، يا جبار السماوات و الارضين، يا رب محمد و اله الطيبين الطاهرين صلواتك عليهم اجمعين.(۱۵۰)
روايت شده : هنگامى كه امام رضاعليهالسلام بشهادت رسيدند در لباس آن حضرت اين تعويذ پيدا شد، در آخر آن چنين نوشته شده بود كه از پدرانش روايت شده كه جدشان علىعليهالسلام اين تعويذ را براى دفع شر دشمنان به كار برده و در غلاف شمشيرش قرار داشت، و در آخر آن نامهاى الهى است، و آن حضرت بر فرزندان و خاندانش شرط كرده كه آن را بر عليه كسى نخوانند، چرا كه هر كه اين دعا را بخواند دعايش محجوب نمى ماند:
اللهم بك استفتح، و بك استنجح، و بمحمدصلىاللهعليهوآله اتوجه، اللهم سهل لى حزونته و كل حزونة، و ذلل لى صعوبته و كل صعوبة، و اكفنى موونته و كل موونة.
و ارزقنى معروفه و وده، و اصرف عنى ضره و معرته، انك تمحو ما تشاء و تثبت و عندك ام الكتاب، الا ان اولياء الله لا خوف عليهم و لا هم يحزنون.
انا رسل ربك لن يصلوا اليك طه حم لا يبصرون، و جعلنا فى اعناقهم اغلاقا فهى الى الاذقان فهم مقمحون، و جعلنا من بين ايديهم سدا، و من خلفهم سدا فاغشينا هم فهم لايبصرون.
اولئك الذين طبع الله على قلوبهم و سمعهم و ابصارهم و اولئك هم الغافلون لا جرم ان الله يعلم ما يسرون و ما يعلنون فسيكفيكهم الله و هو السميع العليم، و تريهم ينظرون اليك و هم لا يبصرون. صم بكم عمى فهم لا يرجعون، طسم تلك آيات الكتاب المبين، لعلك باخع نفسك الا يكونوا مومنين، ان نشا ننزل عليهم من السماء اية، فظلت اعناقهم لها خاضعين.
نامها: اللهم انى اسالك بالعين التى لا تنام، و بالعز الذى لا يرام، و بالملك الذى لا يضام، و بالنور الذى لا يطفى، و بالوجه الذى لا يبلى، و بالحياة الذى لا تموت، و بالصمدية التى لا تقهر، و بالديمومية التى لا تقنى، و بالاسم الذى لا يرد، و بالربوبية التى لا تستذل، ان تصلى على محمد و ال محمد، و ان تفعل بى كذا و كذا.
و حاجتت را ذكر مى كنى انشاء الله انجام مى شود(۱۵۱)
از ياسر خادم روايت شده : هنگامى كه امام رضاعليهالسلام به قصر حميد بن قحطبه رفت لباس خود را در آورد، و به حميد داد، تا آن جا كه گويد، گفتم : فدايت شوم كنيز كاغذى را در لباس شما يافته آن چيست؟ فرمود: اى حميد اين تعويذى است كه از آن جدا نمى شويم، گفتم : اگر مرا بدان مفتخر گردانى، فرمود: اين تعويذى است كه هر كه آن را در لباسش نگاه دارد، بلا از آن دور بوده، و در مقابل شيطان رانده شده او را نگاه مى دارد:
بسم الله الرحمن الرحيم، بسم الله انى اعوذ بالرحمان منك ان كنت تقيا او غير تقى، اخذت بالله السميع البصير على سمعك و بصرك، لا سلطان لك على، و لا على سمعى، و لا على بصرى، و لا على شعرى، و لا على بشرى، و لا على لحمى، و لا على دمى، و لا على مخى، و لا على عصبى، و لا على عظامى، و لا على مالى، و لا على ما رزقنى ربى.
سترت بينى و بينك بستر النبوة الذى استتر انبياء الله به، من سطوات الجبابرة و الفراعنة، جبرئيل عن يمينى، و ميكائيل عن يسارى، و اسرافيل عن ورائى، و محمدصلىاللهعليهوآله امامى، و الله مطلع على، يمنعك منى و يمنع الشيطان منى، اللهم لا يغلب جهله اناتك ان يستفزنى و يستخفنى، اللهم اليك التجات، اللهم اليك التجات، اللهم اليك التجات.(۱۵۳)
از امام رضاعليهالسلام روايت شده : هرگاه يكى از شما خواست بر عليه دشمنش دعا كند، بگويد:
اللهم اطرقه بليلة لااخت لها، و ابح حريمه.(۱۵۴)
خالد عبسى گويد: آن حضرت اين تعويذ را به من آموخت و فرمود: اين را به برادران مومنت آموزش بده كه براى هر دردى است :
اعيذ نفسى برب الارض و رب السماء، اعيذ نفسى بالذى اسمه بركة و شفاء.(۱۵۵)
زكريا بن آدم مقرى كه خادم آن حضرت مى باشد گويد: روزى امامعليهالسلام مرا صدا زد و فرمود: بر تمامى بيماريها بگو:
يا منزل الشفاء، و مذهب الداء، انزل على وجعى الشفاء.(۱۵۶)
كفعمى گويد: به خط آن حضرت يافت شد كه براى تب روى سه ورق كاغذ نوشته مى شود:
در برگه اول نوشته مى شود: بنام خداوند بخشنده مهربان، نترس تو برتر ميباشى. و در برگه دوم بعد از: بنام خداوند بخشنده مهربان : نترس، از گروه ستمكاران نجات يافتى. و دربرگه سوم بعد از: بنام خداوند بخشنده مهربان : آگاه باش عالم امرو خلق از آن اوست، مبارك است خداوند كه پروردگار جهانيان است.
آن گاه بر هر قطعه سه بار سوره توحيد خوانده و شخص تب دار هر برگه را در يك روز مى بلعد، تا درسه روز انجام شود، كه بيارى خدا شفا مى يابد.(۱۵۷)
على بن نعمان گويد: به امامعليهالسلام عرض كردم : فدايت شوم لكه هاى قرمز (زگيل) بسيارى در بدنم قرار دارد و مرا ناراحت نموده است، از تو مى خواهم كه مرا چيزى بياموزى كه بهره ام دهد، امام فرمود:
براى هر ثولول هفت جو بگير و برر هفت جو هفت بار (اذا وقعت الواقعة) تا (فكانت هباء منبثا)(۱۵۹) بخوان، سپس اين آيه را بخوان. و يسئلونك عن الجبال فقل ينسفها ربى نسفا، فيذرها قاعا صفصفا، لاترى فيها عوجا و لا امتا.(۱۶۰)
سپس جوها را يكى يكى بگير و هر ثولولى را باآن مسح كن، پس آن را در پارچه جديدى نهاده و سنگى در آن قرار ده و در چاه فاضلابى بينداز.(۱۶۱)
از آن حضرت نقل است : به اولين ستاره اى كه در شب ظاهر مى شود نظر افكن ولى نظرت تيز نباشد، مقدارى خاك بردار و به خود بمال در حالى كه مى گويى : بسم الله و بالله، رايتنى و لم ارك سوء عود بصرك الله يخفى اثرك، ارفع ثاليلى معك.(۱۶۲)
يا رووف يا رحيم، يا رب يا سيدى(۱۶۴)
حضرت رضاعليهالسلام فرمود: دختركى از ما (يا كنيزكى) در گردنش خنازيرى بيرون آمد، پس كسى نزد من آمد و گفت : اى على (بن موسى الرضا) باو بگو: اين دعا را بخواند: يا رووف يا رحيم يا رب يا سيدى و آن را تكرار كند، فرمود: پس اين كلمات را گفت و خداى عز و جل آن خنازير را از او برطرف كرد (راوى) گويد: فرمود: و اين دعا همان است كه جعفر بن سليمان با آن دعا كرد.
از آن حضرت روايت شده : اين عوذه براى شيعيان ماست از سل، سه بار بگويد:
يا الله، يا رب الارباب، و يا سيد السادات، و يا اله الالهة، و يا ملك الملوك، و يا جبار السماوات و الارض، اشفنى و عافنى من دائى هذا، فانى عبدك، و ابن عبدك اتقلب فى قبضتك، و ناصيتى بيدك.(۱۶۵)
از آن حضرت روايت شده : اين تعويذ در كاغذ يا پوستى نوشته مى شود براى زنان حامله، در مقابل انسانها و جنبندگان :
بسم الله الرحمن الرحيم، بسم الله، بسم الله، ان مع العسر يسرا، ان مع العسر يسرا، يريد الله بكم اليسر، و لا يريد بكم العسر، و لتكملوا العدة، و لتكبروا الله على ما هداكم و لعلكم تشكرون.
و اذا سالك عبادى عنى فانى قريب اجيب دعوة الداع اذا دعان، فليستجيبوا لى وليومنوا بى، لعلهم يرشدون، و يهيى ء لكم من امركم مرفقا، و يهيى ء لكم من امركم رشدا، و على الله قصد السبيل يسره، اولم ير الذين كفروا ان السموات و الارض كانتا رتقا ففتقنا هما، و جعلنا من الماء كل شى ء حى افلا يومنون، فانتبذت به مكانا قصيا، فاجاءها المخاض الى جذع النخلة، قالت ياليتنى مت قبل هذا و كنت نسيا منسيا.
فناديها من تحتها الا تحزنى قد جعل ربك تحتك سريا، و هزى اليك بجذع النخلة تساقط عليك رطبا جنيا، و اشربى و قرى عينا، فاما نزين من البشر احدا فقولى انى نذرت للرحمن صوما فلن اكلم اليوم انسيا. فاتت به قومها تحمله قالوا يا مريم لقد جئت شيئا فريا، يا اخت هارون ما كان ابوك امرء سوء و ما كانت امك بغيا، فاشارت اليه قالوا كيف نكلم من كان فى المهد حبيا. قال انى عبدالله اتانى الكتاب و جعلنى نبيا، و جعلنى مباركا اينما كنت، و اوصانى بالصلوة و الزكوة ما دمت حيا، و برا بوالدتى و لم يجعلنى جبارا شقيا، و السلام على يوم ولدت و يوم اموت و يوم ابعث حيا، ذلك عيسى بن مريم.
و الله اخرجكم من بطون امهاتكم لا تعلمون شيئا، و جعل لكم السمع و الابصار و الافئدة لعلكم تشكرون، اولم يروا الى الطير مسخرات فى جو السماء، ما يمسكهن الا الله ان فى ذالك لايات لقوم يومنون، كذالك ايها المولود اخرج سويا باذن الله عز و جل.
سپس اين را برزن حامل آويزان كرده و پس اززايمان آن را در مى آورند، و مواظب باش كه آيه را تا آخر نوشته و از ناتمام گذاردن آن بپرهيزى و مراد اين آيه است :
و الله اخرجكم من بطون امهاتكم لا تعلمون شيئا «و خداوند شما را از شكمهاى مادرانتان درمى آورددر حالى كه هيچ نمى دانيد»، اگر در اين جا توقف كنى مولود لال به دنيا مى آيد، و اگر اين قسمت را نخوانى : و جعل لكم السمع و الابصار و الافئدة لعلكم تشكرون «و براى شما گوش و ديدگان وقلب قرار داد شايد سپاسگذار شويد»، كودك سالم به دنيا نمى آيد».(۱۶۶)
از محمد بن عيسى روايت شده كه گفت : از آن حضرت در مورد سحر و جادو پرسيدم، فرمود: آن حق است و به اذن الهى ضرر مى رسانند، هرگاه سحرى به تو اصابت كرد دستهايت را تا مقابل چهره ات بلند كرده و بر آن بخوان :
بسم الله العظيم، رب العرش العظيم، الا ذهبت و انقرضت.(۱۶۷)
روايت شده كه آن حضرت هرگاه به ستاره اى كه در بنات نعش(۱۶۸) قرار داشته و نامش سهى است مى نگريست و مى فرمود:
اللهم رب هود بن اسية، آمنى شر كل عقرب و حية.
و مى فرمود: هر كه سه بار اين دعا را بخواند در زمانى كه به آن ستاره مى نگرد، عقرب و مار به او ضرر نمى زنند. »(۱۶۹)
روايت شده كه فرمود: هرگاه حيوانى يا متاعى از تو گم شد آيه «و عنده مفاتح الغيب » را تا آخر بخوان(۱۷۰) سپس بگو:
اللهم انك تهدى من الضالة، و تنجى، من العمى و ترد الضالة، صل على محمد و اله و اغفرلى و رد ضالتى.(۱۷۱)
بسم الله خرجت، و بسم الله و لجت، و على الله توكلت، لا حول و لا قوة الا بالله العظيم.(۱۷۲)
از على بن اسباط روايت شده : متاعى را به مكه حمل مى كردم، دچار مشكل شدم، با متاع داخل مدينه شده و نزد آن حضرت آمده و گفتم : متاعى را حمل كردم و دچار مشكل شده ام و مى خواهم به مصر بروم، از راه دريا بروم يا خشكى؟ تا آن جا كه فرمود: نزد قبر پيامبر رفته و دو ركعت نماز بگذار، و صد بارطلب خير از خدا كرده هر تصميمى كه بدهنت آمده انجام ده، اگر از راه خشكى رفتى بگو:
الحمد لله الذى سخرلنا هذا و ما كنا له مقرنين و انا الى ربنا لمنقلبون.(۱۷۳)
حضرت رضاعليهالسلام فرمود: هرگاه پدرم از منزل بيرون مى رفت مى گفت :
بسم الله الرحمن الرحيم، خرجت بحول الله و قوته لا بحول منى و لا قوتى بل بحولك و قوتك يا رب متعرضا لرزقك فاتنى به فى عافية.(۱۷۴)
ايضا حضرت رضاعليهالسلام فرمود: هر كس هنگامى كه از خانه اش بيرون مى رود ده بار سوره قل هو الله احد بخواند پيوسته در حفظ خداوند و نگهدارى او است تا به خانه اش برگردد.(۱۷۵)
ايضا حسن بن جهم از حضرت رضاعليهالسلام حديث كند كه فرمود: چون (خواستى) از منزلت بيرون روى در سفر باشد يا در حضر بگو:
بسم الله آمنت بالله توكلت على الله ما شاء الله لا حول و لا قوة الا بالله.
پس شياطين باو برخورند و باز گردند و فرشتگان بروى آنها بزنند و بگويند: چه راهى شما بدو داريد در صورتى كه او نام خدا را برده و به او ايمان آورده و بر او توكل كرده و گفته است : ما شاء الله لا حول و لا قوة الا بالله.(۱۷۶)
در روايت على بن اسباط آمده كه آن حضرت فرمود: اگر دردريا سفر كردى آن گاه كه بر كشتى قرار گرفتى بگو:
بسم الله مجريها و مرسيها، ان ربى لغفور رحيم.
و آن گاه كه امواج در دريا به حركت درآمد، به جانب جپ خود تكيه كن و با دست راست به امواج اشاره كرده و بگو:
قرى بقرار الله، و اسكنى بسكينة الله، و لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظيم.(۱۷۷)
از آن حضرت نقل است : هنگامى كه خداوند نعمتى به بنده اش ارزانى داشت شكر آن اين است كه بگويد:
سبحان الذى سخرلنا هذا و ما كنا له مقرنين، و انا الى ربنا لمنقلبون، و الحمدلله رب العالمين.(۱۷۸)
معمر بن خلاد گويد: از حضرت رضاعليهالسلام شنيدم كه مى فرمود: حضرت باقرعليهالسلام مردى را ديد كه مى گويد:
«اللهم انى اسالك من رزقك الحلال » حضرت باقر باو فرمود: تو قوت (و روزى) پيغمبران را خواستار شدى. بگو: اللهم انى اسالك رزقا (حلالا) واسعا طيبا من رزقك.(۱۷۹)
احمد بن محمد بن ابى نصر گويد: به حضرت رضاعليهالسلام عرض كردم : فدايت شوم حلال خداى عز و جل را بخوان (و دعا كن) كه روزى حلال به من روزى كند، فرمود: آيا ميدانى حلال چيست؟ عرض كردم : آن چه نزد ما است از در آمد پاك است، فرمود: على بن الحسينعليهالسلام مى فرمود: حلال قوت (و روزى) برگزيدگانست. سپس فرمود:
«اسالك من رزقك الواسع ».(۱۸۰)
از يونس روايت شده است كه گفت : به حضرت رضا عرض كردم : دعائى كوتاه به من بياموز فرمود: بگو:
يا من دلنى على نفسه، و ذلل قلبى بتصديقه، اسالك الامن و الايمان فى الدنيا و الاخرة.(۱۸۱)
اللهم اعطنى الهدى، و ثبتنى عليه امنا، امن من لا خوف عليه و لا حزن و لا جزع، انك اهل التقوى و اهل المغفرة.(۱۸۲)
از آن حضرت نقل است : هر كه تسبيحى كه از تربت امام حسينعليهالسلام درست شده را بچرخاند و بگويد:
سبحان الله و الحمد لله و لا اله الا الله و الله اكبر.
با هر قطعه اى از تسبيح خداوند شش هزار نيكى براى او نوشته و شش هزار گناه را محو مى كند، و شش هزار درجه مقامش بالاتر رفته، و همين مقدار شفاعت را نصيب او مى نمايد.(۱۸۳)
حضرت صادقعليهالسلام فرمود: همانا براى خداى عز و جل در شب سه ساعت است و در روز سه ساعت كه خود را در آن ساعات تمجيد كند، پس نخستين ساعتها از روز آن ساعت است كه خورشيد در جانب مشرق باشد و به اندازه اى كه در عصر بغروب مانده است (به وقت نماز ظهر مانده باشد) و تا هنگام نماز اولى (يعنى نماز ظهر) ادامه يابد، و نخستين ساعتهاى شب ثلث آخر شب است تا زدن سپيده (كه دراين ساعات خداوند خود را تمجيد كند و) فرمايد:
انى انا الله رب العالمين، انى انا الله العلى العظيم، انى انا الله العزيز الحكيم، انى انا الله الغفور الرحيم، انى انا الله الرحمن الرحيم، انى انا الله مالك يوم الدين، انى انا الله لم ازل و لا ازال، انى انا الله خالق الخير و الشر، انى انا الله خالق الجنة و النار انى انا الله بدى ء كل شى ء و الى يعود، انى انا الله الواحد الصمد، انى انا الله عالم الغيب و الشهادة، انى انا الله الملك القدوس السلام المومن المهيمن العزيز الجبار المتكبر، انى انا الله الخالق البارى ء المصور، لى الاسماء الحسنى، انى انا الله الكبير المتعال.
سپس حضرت صادقعليهالسلام فرمود: هيچ بنده مومنى نيست كه اين اسامى را بخواند و دلش متوجه خداى عز و جل باشد جز اين كه حاجتش برآورده شود، و اگر شقى (و با شقاوت) باشد اميد دارم كه سعيد گردد.(۱۸۴)
حضرت صادقعليهالسلام فرمود: خداى تبارك و تعالى در هر روز و شبى خود را تمجيد كند پس هر كه خدا را تمجيد كند به همان نحو كه او خودش را تمجيد كرده و در حال شقاوت باشد خداى عز و جل او را به حال سعادت درآورده بگويد:
انت الله لا اله الا انت رب العالمين، انت الله لا اله الا انت الرحمن الرحيم، انت الله لا اله الا انت العزيز (العلى) الكبير، انت الله لا اله الا انت مالك يوم الدين، انت الله لا اله الا انت الغفور الرحيم، انت الله لا اله الا انت العزيز الحكيم، انت الله لا اله الا انت منك بدء الخلق و اليك يعود، انت الله (الذى) لا اله الا انت لم تزل و لا تزال، انت الله الذى لا اله الا انت خالق الخير و الشر انت الله لا اله الا انت خالق الجنة و النار، انت الله لا اله الا انت احد صمد لم يلد و لم يولد و لم يكن له كفوا احد؛ انت الله لا اله الا انت الملك القدوس السلام المومن و المهيمن العزيز الجبار المتكبر سبحان الله عما يشركون، هو الله الخالق البارى ء المصور له الاسماء الحسنى يسبح له ما فى السماوات و الارض و هو العزيز الحكيم - تا آخر سوره حشر - انت الله لا اله الا انت الكبير، و الكبرياء رداوك.(۱۸۵)
عبدالله بن ابراهيم جعفر مى گويد: از حضرت ابوالحسنعليهالسلام شنيدم كه فرمود: اميرالمومنين علىعليهالسلام چون صبح مى كرد سه بار مى فرمود:
سبحان الله الملك القدوس - سپس مى فرمود - اللهم انى اعوذ بك من زوال نعمتك و من تحويل عافيتك و من فجاة نقمتك و من درك الشقاءو من شر ما سبق فى الكتاب اللهم انى اسالك بعزة مللك و شدة قوتك و بعظيم سلطانك و بقدرتك على خلقك.(۱۸۶)
حضرت صادقعليهالسلام فرمود: سه چيز را پيامبران از همديگر ارث بردند (يا از همديگرنسخه گرفتند) از آدمعليهالسلام (گرفته) تا رسيدند به رسول خداصلىاللهعليهوآله كه هميشه بامداد كه مى كرد مى گفت :
اللهم انى اسالك ايمانا تباشر به قلبى و يقينا حتى اعلم انه لا يصيبنى الا ما كتبت لى و رضنى بما قسمت لى.
و اين روايت را برخى از اصحاب ما روايت كرده و اين جملات را هم به آن افزوده است :
حتى لا احب تعجيل ما اخرت و لا تاخير ما عجلت يا حى يا قيوم برحمتك استغيث، اصلح لى شانى كله و لا تكلنى الى نفسى طرفة عين ابدا و صلى الله على محمد و آله.(۱۸۷)
حضرت باقرعليهالسلام فرمود: هيچ بنده اى نيست كه چون بامداد كند، پيش از آفتاب زدن بگويد:
الله اكبر الله اكبر كبيرا و سبحان الله بكرة و اصيلا و الحمدلله رب العالمين كثيرا، لا شريك له و صلى الله على محمد و آله.
جز اين كه فرشته اى آن ها را دريابد و در درون بال خود نهد و به آسمان دنيا بالا برد، پس فرشتگان به او گويند: چه چيز همراه تو است؟ گويد: با من كلماتى است كه يكى ازمومنين گفته و آن ها چنين و چنانند، پس فرشتگان گويند، خدا رحمت كند آن كس كه اين كلمات را گفته و او را بيامرزد، و به هر آسمانى كه بالا رود به اهل آن آسمان مانند همان حرف را بزند، و آن ها نيز گويند: خدا رحمت كند كسى كه اين كلمات را گفته و او را بيامرزد تا به حاملين عرش رسد، پس به آن ها گويد: با من كلماتى است كه يكى از مومنين به آن تكلم كرده و آن ها چنين و چنانند، پس آن ها گويند: خدا رحمت كند اين بنده را و او را بيامرزد، آن ها را ببر نزد نگهبانان گنجهاى گفتار مومنان، زيرا اينها گنجينه هاى كلماتند تا آن ها را در دفتر گنجها بنويسند.(۱۸۸)
امام باقرعليهالسلام فرمود: هر كه صبح كند بگويد:
اللهم انى اصبحت فى ذمتك و جوارك، اللهم انى استودعك دينى و نفسى و دنياى و آخرتى و اهلى و مالى و اعوذ بك يا عظيم من شر خلقك جميعا و اعوذبك من شر ما يبلس به ابليس و جنوده.
فرمود: چون اين كلام را بگويد چيزى در آن روز به وى زيان نرساند، و چون شب كند و آن را بگويد در آن شب چيزى به او زيان نرساند ان شاء الله.(۱۸۹)
امام صادقعليهالسلام فرمود: هر كه اين ذكر را هنگامى كه شب مى كند (و داخل در شب مى گردد) سه بار بگويد، يبالى از بالهاى جبرئيلعليهالسلام پوشيده شود تا بامداد (و از همه آفات تا صبح نگهدارى شود و آن ذكر اين است):
استودع الله العلى الاعلى الجليل العظيم نفسى و من يعنينى امره، استودع الله نفسى المرهوب المخوف المتضعضع لعظمته كل شى ء.(۱۹۰)
صفوان از شخصى نقل مى كند كه او گويد به امام صادقعليهالسلام عرض كردم، به من دعائى بياموز كه هرگاه صبح كردم و هرگاه شام نمودم آن را بگويم، گويد، بگو:
الحمدلله الذى يفعل ما يشاء و لا يفعل ما يشاء ما يشاء غيره الحمد لله كما يحب الله ان يحمد، الحمد لله كما هو اهله، اللهم ادخلنى فى كل خير ادخلت فيه محمدا و آل محمد و اخرجنى من كل سوء اخرجت منه محمدا و آل محمد و صلى الله على محمد و آل محمد.(۱۹۱)
ابوعبيده خداء گويد: حضرت باقرعليهالسلام فرمود: هر كه هنگام زدن سپيده ده بار بگويد:
لا اله الا الله وحده لا شريك له، له الملك و له الحمد يحيى و يميت (و يميت و يحيى) و هو حى لا يموت بيده الخير و هو على كل شى ء قدير و ده بار بگويد: «وصلى الله على محمد و آل محمد» و سى و پنج بار «سبحان الله » بگويد، و سى و پنج بار «لا اله الا الله » بگويد، و سى و پنج بار «الحمد لله » بگويد در آن بامداد در زمره غافلين (و بيخبران) نوشته نشود، و چون در شب آن را گويد در آن شب از جمله غافلين نوشته نشود.(۱۹۲)
داود رقى از حضرت صادقعليهالسلام حديث كند كه فرمود: از اين دعا دست برمدار كه سه مرتبه چون بامداد كنى، و سه مرتبه چون شام كنى بخوانى : اللهم اجعلنى فى درعك الحصينة التى تجعل فيها من تريد زيرا پدرم علىعليهالسلام مى فرمود: اين از دعاهاى گنجينه شده است (كه در گنجينه دعاهاى مومنين باشد).(۱۹۳)
ابوبصير از حضرت باقرعليهالسلام حديث كند كه فرمود: هر كس هنگامى كه از در خانه اش بيرون ميرود بگويد:
اعوذ بما عاذت به ملائكة الله من شر هذا اليوم الجديد الذى اذا غابت شمسه لم تعد من شر نفسى و من شر غيرى و من الشياطين و من شر من نصب لاولياء الله و من شر الجن و الانس و من شر السباع و الهوام و من شر ركوب المحارم كلها، اجير نفسى بالله من كل شر.
خداوند او را بيامرزد و توبه اش بپذيرد و مهمش را كفايت كند، و از بدى او را جلوگيرى كند و از شر او را نگهدارد.(۱۹۴)
اسماعيل بن عبدالخالق گويد: مردى از اصحاب پيغمبرصلىاللهعليهوآله (چندى) به خدمت آن حضرتصلىاللهعليهوآله نيامد، (و پس از مدتى) خدمتش رسيد، رسول خداصلىاللهعليهوآله به او فرمود: چه چيز تو را از مادور كرده بود؟ عرض كرد: بيمارى و ندارى، باو فرمود: آيا به تو نيامورم دعائى كه خداوند از تو بيمارى و ندارى را دور سازد؟ عرض كرد: چرا يا رسول الله، فرمود: بگو:
لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظيم توكلت على الحى الذى لا يموت و الحمد لله الذى لم يتخذ صاحبة و لا ولدا و لم يكن له شريك فى الملك و لم يكن له ولى من الذل و كبره تكبيرا.
گويد: پس درنگى نكرد و طولى نكشيد كه خدمت پيغمبرصلىاللهعليهوآله بازگشت و عرض كرد: اى رسول خدا خداوند بيمارى و ندارى را از من برد.(۱۹۵)
زيد شحام از حضرت باقرعليهالسلام حديث كند كه فرمود: براى خواستن روزى (از خداوند) در نماز واجب در سجده بگو:
يا خير المسوولين و يا خير المعطين ارزقنى و ارزق عيالى من فضلك الواسع فانك ذوالفضل العظيم.(۱۹۶)
ابوبصير گويد: به حضرت صادقعليهالسلام از نيازمندى و تنگدستى شكايت كردم و از او خواستم كه دعائى براى طلب روزى به من بياموزد، پس آن حضرت دعائى به من آموخت كه از آن زمان كه به وسيله آن دعا كردم نيازمند نگشتم، فرمود: پس از نماز شب در سجده بگو:
يا خير مدعو و يا خير مسوول و يا اوسع من اعطى و يا خير مرتجى ارزقنى و اوسع على من رزقك و سبب لى رزقا من قبلك؛ انك على كل شى ء قدير.(۱۹۷)
حضرت صادقعليهالسلام فرمود: رسول خداصلىاللهعليهوآله اين دعا را براى زياد شدن روزى آموخت :
يا رازق المقلين، يا راحم المساكين، يا ولى المومنين، يا ذاالقوة المتين صل على محمد و اهل بيته و ارزقنى و عافنى و اكفنى ما اهمنى.(۱۹۸)
حضرت صادقعليهالسلام فرمود: مردى خدمت رسول خداصلىاللهعليهوآله آمده عرض كرد: اى پيغمبر خدا قرض و وسوسه در دل بر من غالب گشته (دستورى براى رفع هر دو به من بدهيد)، پس پيغمبرصلىاللهعليهوآله به او فرمود: بگو:
توكلت على الحى الذى لا يموت و الحمدلله الذى لم يتخذ صاحبة و لا ولدا و لم يكن له شريك فى الملك و لم يكن له ولى من الذل و كبره تكبيرا.
حضرت صادقعليهالسلام فرمود: مدتى بر اين جريان گذشت، پس روزى آن مرد بر پيغمبرصلىاللهعليهوآله گذر كرد آن حضرت او را صدا زد و فرمود! چه كردى؟ عرض كرد: اى رسول خدا آن چه به من فرمودى بدان ادامه دادم و خدا دين مرا ادا كرد و وسوسه خاطرم را نيزاز ميان برد.(۱۹۹)
ابوحمزه گويد: حضرت باقرعليهالسلام به من فرمود: اى اباحمزه چرا هر گاه براى تو پيش آمدى مى كند كه تو را بترس و خوف اندازد، به يكى از گوشه هاى خانه ات يعنى به سوى قبله رو نمى كنى، پس دو ركعت نماز بخوانى سپس هفتاد بار بگوئى :
يا ابصر الناظرين و يا اسمع لسامعين و يا اسرع الحاسبين و يا ارحم الراحمين.
و هر بار كه اين كلمات را مى گوئى حاجت خود را بخواهى.(۲۰۰)
استعيذ بالله من الشيطان الرجيم و اعوذ بالله ان يحضرون ان الله هو السميع العليم.(۲۰۱)
اسماء گويد: رسول خداصلىاللهعليهوآله فرمود: هر كس به او اندوهى يا غمى يا سختى يا بلائى يا دشوارى برسد پس بگويد:
الله ربى و لا اشرك به شيئا: توكلت على الحى الذى لا يموت.(۲۰۲)
اللهم انى اسالك بان لك الحمد، لا اله الا انت المنان بديع السماوات و الارض ذوالجلال و الاكرام ان تصلى على محمد و آل محمد و ان تجعل لى مما انا فيه فرجا و مخرجا.(۲۰۳)
حضرت صادقعليهالسلام فرمود: هر كه بر سلطانى وارد شود كه از او ترس دارد پس بگويد:
بالله استفتح و بالله استنجح و بمحمدصلىاللهعليهوآله اتوجه، اللهم ذلل لى صعوبته و سهل لى حزونته فانك تمحو ما تشاء و تثبت و عندك ام الكتاب حسبى الله لا اله الا هو عليه توكلت و هو رب العرش العظيم و امتنع بحول الله و قوته من حولهم و قوتهم و امتنع برب الفلق من شر ما خلق و لا حول و لا قوة الا بالله.(۲۰۴)
حضرت صادقعليهالسلام فرمود: كه على بن الحسينعليهالسلام مى فرمود: من باكى ندارم چون اين كلمات را بگويم، اگر جن و انس بر عليه من گرد آيند (و به ضرر من اجتماع كنند، و آن كلمات اين است):
بسم الله و بالله و من الله و الى الله و فى سبيل الله و على ملة رسول اللهصلىاللهعليهوآله اللهم اليك اسلمت نفسى و اليك وجهت وجهى و اليك الجات ظهرى و اليك فوضت امرى اللهم احفظنى بحفظ الايمان من بين يدى و من خلفى و عن يمينى و عن شمالى و من فوقى و من تحتى و من قبلى و ادفع عنى بحولك و قوتك، فانه لا حول و لا قوة الا بك.(۲۰۵)
على بن مهزيار گويد: محمد بن حمزه غنوى بمن نوشت و از من خواست كه به حضرت جوادعليهالسلام بنويسم كه دعائى به او بياموزد كه با آن وسيله گشايشى برايش حاصل گردد (و از زندانى كه در آن گرفتار شده بود خلاص گردد) پس آن حضرت به من نوشت : اما آن چه محمد بن حمزه درخواست كرده كه دعائى بياموزد كه با آن فرج و گشايش يابد، پس به او بگو كه ملازم اين دعا باشد (و هميشه بگويد)
يا من يكفى من كل شى ء و لا يكفى منه شى ء اكفنى ما اهمنى مما انا فيه.(۲۰۶)
در حديث معتبر از حضرت رسول اكرمصلىاللهعليهوآله منقول است كه هيچ خليفه آدمى در اهلش نمى گذارد بهتر از آن كه، در وقت بيرون رفتن دو ركعت نماز بگذارد، پس بگويد:
اللهم انى استودعك نفسى و اهلى و مالى و ذريتى و دنياى و آخرتى و امانتى و خاتمة عملى. ابن طاوس قدس سره گفته است كه در ركعت اول قل هو الله احد و در ركعت دوم انا انزلناه بخوان.(۲۰۷)
در روايت ديگر وارد شده است كه : چون حضرت صادقعليهالسلام به سفرى مى رفتند اين دعا را مى خواندند:
اللهم احفظنى و احفظ ما معى و بلغنى و بلغ ما معى ببلاغك الحسن بالله استفتح و بالله استنجح و بمحمدصلىاللهعليهوآله اتوجه اللهم سهل لى كل حزونة و ذلل لى كل صعوبة و اعطنى من الخير كله اكثر مما ارجو و اصرف عنى من الشر اكثر مما احذر فى عافية يا ارحم الراحمين اسئل الله الذى بيده ما دق و جل بيده اتوات الملائكة ان يهب لنا فى سفرنا امنا و ايمانا و سلامة و اسلاما و فقها و توفيقا و بركة و هدى و شكرا و عافية و مغفرة و عزما لا تغادر ذنبا.(۲۰۸)
در روايت ديگر منقول است كه : چون حضرت رسول خداصلىاللهعليهوآله به سفر مى رفتند شيشه روغن و سرمه دان و مقراض و آينه و مسواك و شانه و سوزن و ريسمان و چيزى كه به آن كفش را پينه كنند و تسمهاى نعل را بر مى داشتند و از جمله تعويذاتى كه در سفر مناسب است، تعويذى است كه مروى است كه در دسته شمشير حضرت رسالت پناه تعبيه شده بود و آن اين تعويذ است :
بسم الله الرحمن الرحيم يا الله يا الله يا الله اسالك يا ملك الملوك الاول القديم الابدى الذى لايزول و لا يحول انت الله العظيم الكافى لكل شيى ء المحيط بكل شيى ء اللهم اكفنى باسمك الاعظم الاجل الواحد الاحد الصمد الذى لم يلد و لم يولد و لم يكن له كفوا احد و احجب عنى شر من ارادنى كلهم و سيوفهم و باسهم و الله من و رائهم محيط اللهم احجب عنى شر من ارادنى بحجابك الذى احتجبت به فلم ينظر اليه احد من شر فسقة الجن و الانس و من شر سلاحهم و من الحديد و من كل ما يتخوف و يحذرو من شر كل شدة و بلية و من شر ما انت به اعلم و عليه اقدر انك على كل شيى ء قدير و صلى الله على نبيه محمد و آله و سلم تسليما و عوذه كه در ميان عمامه گذارند اقبل و لا تخف انك من الامنين و لا تخف نجوت من القوم الضالمين لا تخف انك انت الاعلى الا تخافا اننى معكما اسمع و ارى و لا تخاف دركا و لا تخشى الذى اطعمعم من جوع و امنهم من خوف فسيكفيكهم الله و هو السميع العليم فالله خير حافظا و هو ارحم الراحمين ادخلوا عليهم الباب فاذا دخلتموه فانكم غالبون و على الله فتوكلوا ان كنتم مومنين عوذه اى را كه بر چهارپاى سوارى بندند اللهم احفظ على ما لو حفظه غيرك لضاع و استر على ما لو ستره غيرك لكاع و اجعل على ظلا ظليلا اتوقى به كل من رامنى بسوء او نصب لى مكرا او هيا لى مكروها حتى يعود و هو غير ظافر بى و لا قادر على اللهم احفظنى كما حفظت به كتابك المنزل على قلب نبيك المرسل اللهم انك قلت و قولك الحق انا نحن نزلنا الذكر و انا له لحافظون.(۲۰۹)
در حديث صحيح از حضرت امام جعفر صادقعليهالسلام منقول است كه : چون حضرت رسولصلىاللهعليهوآله در سفرها سراشيب مى رفتند «سبحان الله » مى گفتند و چون سر بالا مى رفتند «الله اكبر» مى گفتند.(۲۱۰)
در حديث صحيح ديگر فرمود كه چون در سفر باشى بگو: اللهم اجعل مسيرى عبرا و صمتى تفكرا و كلامى ذكرا.(۲۱۱)
در حديث معتبر از حضرت رسولصلىاللهعليهوآله منقول است كه هر كه به رودخانه پائين برود پس بگويد: «لا اله الا الله و لله اكبر» حق تعالى پر كند آن رودخانه را از براى او پر از حسنات.(۲۱۲)
سيد بن يسارگويد: حضرت صادقعليهالسلام فرمود: هرگاه از وسوسه يا حديث نفس (خاطره هاى شيطانى) بترسى بگو:
اللهم انى عبدك و ابن عبدك و ابن امتك، ناصيتى بيدك عدل فى حكمك ماض فى قضاوك اللهم انى اسالك بكل اسم هو لك انزلته فى كتابك او علمته احدا من خلقك او استاثرت به فى علم الغيب عندك ان تصلى على محمد و آل محمد و ان تجعل القرآن نور بصرى و ربيع قلبى و جلاء حزنى و ذهاب همى؛ الله الله ربى لا اشرك به شيئا.(۲۱۳)
برخى از اصحاب ما حديث كرده اند كه حضرت صادقعليهالسلام هنگام درد و بيمارى (اين دعا را مى خواند) مى گفت :
اللهم انك عيرت اقواما فقلت : قل ادعوا الذين زعمتم من دونه فلا يملكون كشف الضر عنكم و لا تحويلا، فيا من لا يملك كشف ضرى و لا تحويله عنى احد غيره صل على محمد و آل محمد و اكشف ضرى و حوله الى من يدعومعك الها آخر لا اله غيرك.(۲۱۴)
حضرت باقرعليهالسلام فرمود: چون مردى را ديدى كه گرفتار بلا شده (به شكرانه اين كه تو بدان بلا گرفتار نشده اى) بگو:
الحمد لله الذى عافانى مما ابتلاك به و فضلنى عليك و على كثير ممن خلق و نگذار او بشنود.(۲۱۵)
از حضرت اميرالمومنينعليهالسلام منقول است كه خواندن اين دعا براى رفع بواسير نافع است :
يا جواد يا ماجد يا رحيم يا قريب يا مجيب يا بارى ء يا راحم صل على محمد و آله و اردد على نعمتك و اكفنى امر وجعى.
حديث ديگر منقول است كه شخصى به حضرت امام رضاعليهالسلام شكايت كرد از بواسير فرمود كه : سوره يس را با عسل بنويس و بشوى و بخور.(۲۱۷)
در حديث ديگر مروى است كه شخصى به حضرت صادقعليهالسلام شكايت كرد از عرق النساء، فرمود: هرگاه اثرش ظاهر شود دست بر آن موضع بگذار و بگو:
بسم الله الرحمن الرحيم بسم الله و بالله اعوذ بسم الله الكبير و اعوذ بسم الله العظيم من شر كل عرق نعار و من شر حر النار آن شخص سه مرتبه اين دعا را خوانده، از آن مرض، نجات يافت.(۲۱۹)
در روايتى منقول است كه : پيغمبر اكرمصلىاللهعليهوآله به حضرت علىعليهالسلام فرمود هرگاه در ورطه اى افتادى بگو:
بسم الله الرحمن الرحيم لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظيم اللهم اياك نعبد و اياك نستعين به درستى كه خداى تعالى به آن، بلا را از تو دفع مى كند.(۲۲۰)
در روايت است كه از سلمان نقل شده : كه هر كه صبح كند و سه بار بگويد:
الحمد لله رب العالمين الحمد لله حمدا كثيرا طيبا مباركا فيه حقتعالى هفتاد نوع بلا را از او دفع كند.(۲۲۱)
از حضرت علىعليهالسلام منقول است كه هنگامى رسول اكرمصلىاللهعليهوآله را غمى گرفت، جبرئيل آمد عرض كرد: يا محمد اين چه غم است كه در روى شما مى بينم فرمودند: حسن و حسين را چشم زخم برخورده، عرض كرد چشم زخم حق است تصديق كن، فرمود آرى. چرا با اين كلمات آن دو را تعويذ نكردى، فرمود كدام كلمات اى جبرئيل، عرض كرد بگو:
اللهم يا ذالسلطان العظيم و المن القديم و الوجه الكريم يا ذالكلمات التامات و الدعوات المستجابات عاف الحسن و الحسين. (به جاى اين كلمات نام مريض را ببر) من انفس الجن و اعين الانس.
حضرت چون اين دعا را خواند آن دو برخواستند و به راه افتادند حضرت به اصحاب خود فرمود: زنان و بچه هايتان را با اين تعويذ پناه دهيد كه به مانند آن هيچ كس پناه نگرفته.(۲۲۲)
يا من ذكره شرف للذاكرين، و يا من شكره فوز للشاكرين، و يا من طاعته نجاة للمطيعين، صل على محمد و اله، و اشغل قلوبنا بذكرك عن كل ذكر، و السنتنا بشكرك عن كل شكر، و جوارحنا بطاعتك عن كل طاعة، فان قدرت لنا فراغا من شغل فاجعله فراغ سلامة لا تدركنا فيه تبعة، و لا تلحقنا فيه سئمة، حتى ينصرف عنا كتاب السيئات بصحيفة خالية من ذكر سيئاتنا، و يتولى كتاب الحسنات عنا مسرورين بما كتبوا من حسناتنا، و اذاانقضت ايام حياتنا، و تصرمت مدد اعمارنا، و استحضرتنا دعوتك التى لا بد منها و من اجابتها، فصل على محمد و اله، و اجعل ختام ما تحصى علينا كتبه اعمالنا توبة مقبولة لا توقفنا بعدها على ذنب اجترحناه، و لا معصية افترفناها و لا تكشف عنا سترا سترته على رووس الاشهاد، يوم تبلواخبار عبادك، انك رحيم بمن دعاك و مستجيب لمن ناداك.(۲۲۳)
اللهم انك ابتليتنا فى ارزاقنا بسوء الظن، و فى اجالنا بطول الامل، حتى التمسنا ارزاقك من عند المرزوقين، و طمعنا بامالنا فى اعمار المعمرين، فصل على محمد و اله، و هب لنا يقينا صادقا تكفينا به من موونة الطلب، و الهمنا ثقة خالصة تعفينا بها من شدة النصب، و اجعل ما صرحت به من عدتك فى وحيك و اتبعته من قسمك فى كتابك، قاطعا لاهتمامنا بالرزق الذى تكفلت به، و حسما للاشتغال بما ضمنت اللكفاية له، فقلت و قولك الحق الاصدق، و اقسمت و قسمك الابر الاوفى : (و فى السماء رزقكم و ما توعدون) ثم قلت : (فو رب السماء و الارض انه لحق مثل ما انكم تنطقون).(۲۲۴)
اللهم صل على محمد و اله، و هب لى العافية من دين تخلق به وجهى، و يحار فيه ذهنى، و يتشعب له فكرى، و يطول بممارسته شغلى. و اعوذ بك يا رب من هم الذين و فكره، و شغل الدين و سهره، فصل على محمد و اله، و اعذنى منه، و اسجير استجير بك يا رب من ذلته فى الحيوة، و من تبعته بعد الوفاة، فصل على محمد و اله، و اجرنى منه بوسع فاضل، او كفاف واصل. اللهم صل على محمد و اله، و احجبنى عن السرف و الازدياد، و قومنى بالبذل و الاقتصاد، و علمنى حسن التقدير، و اقبضنى بلطفك عن التبذير، و اجر من اسباب الحلال ارزاقى، و وجه فى ابواب البر انفاقى، و ازوعنى من المال ما يحدث لى مخيلة، اوتاديا الى بغى، او ما اتعقب منه طغيانا. اللهم حبب الى صحبة الفقراء، و اعنى على صحبتهم بحسن الصبر، و ما زويت عنى من متاع الدنيا الفانية فاذخره لى فى خزائنك الباقية، و اجعل ما خولتنى من حطامها، و عجلت لى من متاعها بلغة الى جوارك، و وصلة الى قربك، و ذريعة الى جنتك، و انك ذوالفضل العظيم، و انت الجواد الكريم.(۲۲۵)
مرحوم شيخ عباس قمى قدس سره گويد كه از براى فرج و رفع گرفتارى و غم نيز نافع است مواظبت بر اين ذكر كه حضرت جوادعليهالسلام تعليم فرموده : يا من يكفى من كل شيى ء و لا يكفى منه شى ء اكفنى ما اهمنى يعنى : ايكه از هر چه كفايت كنى و كفايت نكند از تو چيزى، كفايت نما آن چه برايم مهم است.(۲۲۶)
شيخ طوسى ازمحمد بن سليمان ديلمى روايت كرده است كه، به خدمت حضرت صادقعليهالسلام عرض كردم كه : شيعيان شما مى گويند كه ايمان بر دو قسم است، يكى مستقر و ثابت، و ديگر آن كه به امانت سپرده شده است و زايل مى گردد. پس به من بياموز دعائى را كه هرگاه آن را بخوانم، ايمان من كامل گردد و زايل نشود، فرمود كه : بعد از هر نماز واجب بگو:
رضيت بالله ربا و بمحمدصلىاللهعليهوآله نبيا و بالاسلام دينا و بالقران كتابا و بالكعبة قبلة و بعلى وليا و اماما و بالحسن و الحسين و على بن الحسين و محمد بن على و جعفر بن محمدفارفنى و موسى بن جعفر و على بن موسى و محمد بن على و على بن محمد و الحسن بن على و الحجة بن الحسن صلوات الله عليهم ائمة اللهم انى رضيت بهم ائمة فارضنى لهم انك على كل شيى ء قدير.(۲۲۷)
از حضرت امام محمد باقرعليهالسلام روايت است، كه مردى خدمت حضرت رسول اكرمصلىاللهعليهوآله آمد و شكايت كرد به آن حضرت از وسوسه و حديث نفس و دينى كه او را سنگين كرده بود. حضرت رسولصلىاللهعليهوآله به او فرمود اين دعا را مكرر بگويد:
توكلت على الحى الذى لا يموت و الحمدلله الذى لم يتخذ ولدا و لم يكن له شريك فى الملك و لم يكن له ولى من الذل و كبره تكبيرا.(۲۲۸)
و نيز روايت شده كه از براى دفع وسوسه شيطان، هنگامى كه در سينه ات شكى پيدا شد، بگو:
هو الاول و الاخر و الظاهر و الباطن و هو بكل شيى عليم.(۲۲۹)
اللهم كن لوليك الحجة بن الحسن صلواتك عليه و على ابائه فى هذه الساعة و فى كل ساعة وليا و حافظا و قاعدا و ناصرا و دليلا و عينا حتى تسكنه ارضك طوعا و تمتعه فيها طويلا.(۲۳۰)
شيخ نعمانى در غيبت و كلينى در كافى به اسناد متعدده روايت كردند، از زراره كه گفت : شنيدم كه ابوعبداللهعليهالسلام مى فرمايد كه : به درستى كه از براى قائمعليهالسلام غيبتى است پيش از آن كه خروج كند. آن گاه فرمود: اى زراره! و اوست منتظر و اوست كسى كه شك مى شود در ولادتش. پس بعضى از مردم مى گويند كه پدرش مرد و جانشينى نگذاشت و بعضى از ايشان مى گويند كه حمل بود و بعضى از ايشان مى گويند كه او غائب است، و بعضى مى گويند كه متولد شد پيش از وفات پدرش به دو سال، و اوست منتظر، غير اين كه خداوند خواسته كه امتحان كند قلوب شيعه را. پس در اين زمان به شك مى افتند مبطلون.
زراره گفت : پس گفتم : فداى تو شوم! اگر درك كردم آن زمان را، كدام عمل را بكنم؟
فرمود: اى زراره! اگر درك كردى آن زمان را، پس بخوان اين دعا را:
اللهم عرفنى نفسك، فانك ان لم تعرفنى نفسك لم اعرف نبيك، اللهم عرفنى رسولك، فانك ان لم تعرفنى رسولك لم اعرف حجتك، اللهم عرفنى حجتك، فانك ان لم تعرفنى حجتك ضللت عن دينى.(۲۳۱)
شيخ صدوق در كتاب كمال الدين روايت كرده از عبدالله بن سنان كه گفت : فرمود حضرت ابوعبداللهعليهالسلام كه : زود است به شما شبهه. پس مى مانيد بدون نشانه و راهنما و پيشواى هدايت كننده، و نجات نمى يابد در آن شبهه، مگر كسى كه بخواند دعاى غريق را. گفتم : چگونه است دعاى غريق؟
فرمود مى گويى : يا الله! يا رحمن! يا رحيم! يا مقلب القلوب! ثبت قلبى على دينك.(۲۳۲)
كاش مى دانستم كه تو در كجا اقامت نمودى؟ و كدام زمين و خاك تو را برگرفته؟ آيا به رضوى جاى دارى يا ذى طوى؟
گران است بر من كه خلق را بينم و تو ديده نشوى و نشنوم از تو، نه آوازى و نه رازى.
گران است بر من كه احاطه كند به تو، و نرسد به تو بلا از من، نه ناله اى و نه شكايتى.
جانم فداى تو كه غايبى و از ما كناره ندارى!
جانم فداى تو دور شده اى كه از ما دورى نگرفتى!
جانم فداى تو كه آرزوى هر مشتاق آرزومندى، ازمرد و زن كه تو را ياد آورند و ناله كنند!
گران است بر من كه من بر تو بگريم، و خلق از تو دست كشيده باشند.
گران است بر من كه بگذرد بر تو، نه بر ديگران آن چه مى گذرد.
آيا كسى هست كه مرا يارى كند تا به همراهى او ناله و گريه را طولانى كنم. آيا جزع كننده اى هست كه من او را بر جزعش يارى كنم. هر آن گاه كه خلوتى شده؟ آيا به چشمى (كنايه از بسيارى گريه) خاشاكى رفته؟ كه چشم من او را بر آن حالت مساعدت كند؟
آيا به سوى تو راهى هست اى پسر احمد! كه به حضور جنابت مشرف شوند؟
آيا روز جدائى ما به فرداى وصال مى رسد كه به ديدار جمالت بهرمند شويم؟
كى وارد مى شويم بر چشمه سارهاى سيراب كننده كه سيراب شويم؟
كى صبح و شام به خدمتت خواهيم رسيد؟
كى تو ما را مى بينى و ما تو را، و حال آن كه لواى ظفر و نصرت برافراشته شده.
سزاوار است آن حضرتعليهالسلام را به امثال اين كلمات درد دلى كرده، و بر آتش هجرانش كفى از آب شور پاشيده.(۲۳۳)
سيد جليل بن باقى در اختيار مصباح، روايت كرده از حضرت صادقعليهالسلام كه فرمود: هر كس اين دعا را بعد از هرنماز فريضه بخواند، پس به درستى كه او خواهد ديد امام، م ح م د بن للحسن - عليه و على آبائه السلام - را در بيدارى يا در خواب :
بسم الله الرحمن الرحيم
اللهم بلغ مولانا صاحب الزمان اينما كان و حيثما كان، من مشارق الارض و مغاربها، سهلها و جبلها، عنى و عن والدى و عن ولدى و اخوانى والتحية و السلام عدد خلق الله، و زنة عرش الله، و ما احصاه كتابه و احاط علمه.
اللهم انى اجدد له فى صبيحة هذااليوم و ما عشت فيه من ايام حياتى، عهدا و بيعة له فى عنقى لا احول عنها و لا ازول ابدا.
اللهم اجعلنى من انصاره و تصاره الذابين عنه، و الممتثلين لاوامره و نواهيه فى ايامه، و المستشهدين بين يديه.
اللهم فان حال بينى و بينه الموت الذى جعلته على عبادك حتما مقضيا، فاخرجنى من قبرى موتزرا كفنى، شاهرا سيفى، مجردا قناتى، ملبيا دعوة الداعى فى الحاضر و البادى.
اللهم ارنى الطلعة الرشيدة و الغرة الحميدة، و اكحل بصرى بنظرة منى اليه و عجل فرجه و سهل مخرجه.
اللهم اشذد ازره، و قو ظهره و طول عمره.
اللهم اعمر به بلادك، و احى به عبادك، فانك قلت و قولك الحق : «ظهر الفساد فى البر و البحر بما كسبت ايدى الناس » فاظهر اللهم لنا وليك، و ابن بنت نبيك المسمى باسم رسولك، صلواتك عليه و آله. حتى لا يظهر بشى ء من الباطل الا مزقه، و يحق الله الحق بكلماته و يحقفه.
اللهم اكشف هذه الغمة عن هذه الامة بظهوره، انهم يرونه بعيد و نراه قريبا، و صلى الله على محمد و آله.(۲۳۴)
از حضرت صادقعليهالسلام منقول است كه : هر كه چهل صباح اين عهد را بخواند، از ياوران قائم ما باشد، و اگر پيش از ظهور آن حضرت بميرد، خدا او را از قبر بيرون آورد، كه در خدمت آن حضرت باشد، و حق تعالى به هر كلمه، هزار حسنه او را كرامت فرمايد، و هزار گناه از او محو كند.(۲۳۶)
تنگ است بسى به سينه ام راه نفس |
از بس كه به راه حق نمى بينم كس |
|
پر گشته جهان سراسر از ظلم و نفاق |
اى پادشه عصر به فرياد برس |
«القرآن هو الدواء» قرآن دواست.(۲۳۷)
«القرآن غنى لا فقر بعده و لا غنى دونه ». قرآن غنائى است كه پس از آن فقرى نيست و غنائى جز آن نيست.(۲۳۸)
لا فاقة لعبد يقرء القرآن و لا غنى له بعده بنده اى كه قرآن خواند فقير نشود و او را بالاتر از قرآن بى نيازى اى نيست.(۲۳۹)
ان هذه القلوب تصدء كما يصدء الحديد قيل فما جلاءها قال ذكر الموت و تلاوة القرآن دلها مانند آهنگ زنگ مى زند، گفتند صيقل آن چيست؟ گفت ياد مرگ و خواندن قرآن.(۲۴۰)
اقرء و القرآن و عملوا به و لا تجفوا عنه و تغلو فيه و لا تاكلوا به لا تستكثروا به. قرآن بخوانيد و بدان عمل كنيد و از آن دورنشويد و در آن غلو نكنيد، به وسيله قرآن نان نخوريد و به كمك آن فزونى مجوئيد.(۲۴۱)
حضرت صادقعليهالسلام از پدرانشعليهمالسلام حديث كند كه مردى از درد سينه به پيغمبرصلىاللهعليهوآله شكايت كرد، حضرت فرمودند: به وسيله قرآن شفا بجوى زيرا خداى عز و جل فرمايد: (و شفاء لما فى الصدور)(۲۴۲) (و اين قرآن شفا است براى آن چه در سينه ها است.)(۲۴۳)
معاوية بن عمار گويد: امام صادقعليهالسلام فرمود: هر كه قرآن بخواند او بى نياز شود و نيازى پس از آن نيست، و گرنه (اگر قرآن بى نيازش نكند) هيچ چيز او را بى نياز نكند.(۲۴۴)
حضرت صادقعليهالسلام فرمود: قرآن عهد خداوند و فرمان اوست است به خلقش پس سزاوار است براى شخص مسلمان كه در اين عهد و فرمان خدا نظر افكند و روزى پنجاه آيه از آن بخواند.(۲۴۵)
پيغمبر اسلامصلىاللهعليهوآله فرمود: خانه هاى خود را با تلاوت قرآن روشن كنيد و آن ها را گورستان نكنيد چنانچه يهود و نصارى كردند، در كليساها و عبادتگاههاى خود نماز كنيد، ولى خانه هاى خويش را معطل گذارند (و در آن عبادتى انجام ندهند) زيرا كه هرگاه در خانه بسيار تلاوت قرآن شود خير و بركتش زياد شود، و اهل آن به وسعت رسند، و آن خانه براى اهل آسمان درخشندگى دارد چنان چه ستارگان آسمان براى اهل زمين مى درخشند.(۲۴۶)
حضرت باقرعليهالسلام فرمود: كه رسول خداصلىاللهعليهوآله فرموده : هر كس در يك شب ده آيه از قرآن بخواند از غافلين نوشته نشود، و هر كس پنجاه آيه بخواند درزمره ذاكرين نوشته شود و هر كس صد آيه بخواند در زمره قانتين نوشته شود، و هر كه دويست آيه بخواند از خاشعين نوشته شود، و هر كه سيصد آيه بخواند از فائزين نوشته شود، و هر كه پانصد آيه بخواند از جمله مجتهدين نوشته شود، و هر كه هزار آيه بخواند براى او (ثواب انفاق) يك قنطار از طلا نوشته شود، و هر قنطار پانزده هزار مثقال طلا است، كه هر مثقالى بيست و چهار قيراط است، كه كوچكترين آن ها به اندازه كوه احد و بزرگترين آن ها به اندازه آن چه ميان زمين و آسمان است.(۲۴۷)
و به سند معتبر ازحضرت اميرالمومنينعليهالسلام منقول است : هر كه صد آيه بخواند از هر جاى قرآن كه باشد، و بعد از آن هفت مرتبه «يا الله » بگويد، اگر بر سنگى دعا كند خدا آن را بشكافد.(۲۴۸)
و به سند معتبر از حضرت امام موسى كاظمعليهالسلام منقول است : هر كه از بليه اى ترسد، و صد آيه بخواند از هر جاى قرآن كه خواهد، بعد از آن سه مرتبه بگويد: «اللهم اكشف عنى البلاء» خدا آن بلا را دفع نمايد.(۲۴۹)
به سند معتبر منقول است كه حضرت امام رضاعليهالسلام فرمود: «بسم الله الرحمن الرحيم » نزديكتر است به اسم اعظم الهى از سياهى چشم به سفيدى چشم.(۲۵۰)
امام صادقعليهالسلام فرمودند: اسم اعظم خداوند در سوره حمد است.(۲۵۱)
به سند معتبر از حضرت امام صادقعليهالسلام منقول است كه به بعضى از اصحاب خود فرمود: مى خواهى به تو تعليم كنم اسم اعظم الهى را، بخوان سوره حمد، و سوره قل هو الله احد و آية الكرسى، و سوره انا انزلناه فى ليلة القدر را، پس رو به قبله كن و هر حاجتى را دارى از خدا بطلب.(۲۵۲)
در روايتى منقول است كه ابوذر انه پرسيد يا رسول الله انبياء چند نفرند فرمود: ۱۲۴ هزار، گفتم مرسل از آن ها چنداند فرمود ۳۱۳ نفر، گفتم خدا چند كتاب نازل نمود، فرمود ۱۰۴ كتاب، بر آدم ده صحف و بر شيث پنجاه صحيفه و او اول كسى بود كه به قلم نوشت و بر ابراهيم ده صحف و تورات و انجيل و زبور و فرقان. در خبر آمده هر كس فاتحه الكتاب را بخواند گويا تمام كتبى كه از آسمان آمده خوانده و هر كس معناى آن را بداند گويا معناى تمام آن ها را دانسته است. علىعليهالسلام فرمود: اگر معانى فاتحة الكتاب را مى نوشتم ۷۰ بار شتر مى شد.(۲۵۳)
به سند معتبر از حضرت صادقعليهالسلام منقول است : هر كه را علتى عارض شود در همان وقت هفت مرتبه سوره حمد را بخواند، اگر علتش برطرف شد اكتفا نمايد، و اگر نه هفتاد مرتبه بخواند، و من ضامنم از براى او عافيت را.(۲۵۴)
و ايضا به سند ديگر منقول است كه : سوره حمد را بر دردى هفتاد مرتبه نمى خوانند مگر آن كه آن درد ساكن مى شود.(۲۵۵)
و ايضا به سند معتبر از حضرت صادقعليهالسلام منقول است كه : اگر سوره حمد را بر ميتى هفتاد مرتبه بخوانند و روح به او برگردد عجب نخواهد بود.(۲۵۶)
و به سند معتبر از حضرت امام محمد باقرعليهالسلام منقول است كه : هر كه را سوره حمد عافيت ندهد، او را هيچ چيز عافيت نمى دهد.(۲۵۷)
و ايضا منقول است كه حضرت صادقعليهالسلام به بعضى از اصحاب خود كه شكايت كرد از تب فرمود: بندهاى پيراهنت را بگشا و سر در گريبان كن و اذان و اقامه بگو، و هفت مرتبه سوره حمد را بخوان آن شخص چنان كرد و شفا يافت.(۲۵۸)
از لب اللباب قطب راوندى از حضرت رسول اللهصلىاللهعليهوآله روايت نموده كه ملكى بر آن حضرت نازل شد و گفت به درستى كه خداوند تو را به دو سوره بشارت مى دهد كه قبل از توبه پيامبرى اعطا نفرموده : فاتحة الكتاب و خاتمه هاى سوره بقره، و از آن حضرت روايت است كه فرمودند: فضل سوره حمد مانند فضل حاملين عرش مى باشد كسى كه سوره حمد را بخواند ثواب حاملين عرش الهى به او عطا مى شود. و نيز روايت است كه فرمودند: اگر فاتحة الكتاب در يك كفه ميزان قرار گيرد و بقيه قرآن در كفه ديگر، به درستى كه فاتحة الكتاب هفت برابر بر كفه ديگر رجحان دارد.(۲۵۹)
از روز جمعه هر روزى ۴۱ بار تا چهل و يكروز بخواند بى فاصله، و اگر فاصله شود بايد از سر گيرد و هر روز بعد از ختم اين دعا را سيزده بار بخواند:
يا مفتح فتح يا مفرج فرج يا مسبب سبب يا ميسر يسر يا مسهل سهل يا متمم تمم و حسبنا الله و نعم الوكيل.
هر كس اين را با خلوص و تقوى و حضور قلب بجا آرد، از توانگرى بجائى رسد كه ضبط نتواند كرد.(۲۶۰)
علامه مجلسى قدس سره گويد: بعد از نماز صبح جمعه با غسل بعد از تسبيح فاطمه زهراعليهاالسلام صد بار بگويد: «الحمد لله رب العالمين على كل حال » و صد صلوات فرستد و با كسى سخن نگويد.(۲۶۱) (مجرب است)
از حضرت رسول اللهصلىاللهعليهوآله روايت است كه فرمودند: سوره بقره را ياد بگيريد، پس به درستى كه خواندن سوره بقره بركت است وترك خواندن آن حسرت مى باشد و ساحران راهى بر سوره بقره ندارند.(۲۶۲)
به سند معتبر از حضرت امام جعفر صادقعليهالسلام منقول است : هر كه سوره بقره و آل عمران را بخواند، اين دو سوره در قيامت بر سر او سايه افكنند مانند دو ابر يا دو عبا.(۲۶۳)
امام زين العابدينعليهالسلام نقل مى نمايند كه رسول خداصلىاللهعليهوآله فرمودند: كسى كه چهار آيه اول سوره بقره، آية الكرسى و دو آيه بعد از آن و سه آيه آخر اين سوره را قرائت نمايد، خودش و مالش دچار هيچ گونه آفتى نخواهند شد؛ شيطان به او نزديك نشده و قرآن را فراموش نخواهد كرد.(۲۶۴)
از حضرت امام رضاعليهالسلام منقول است : هر كه آية الكرسى را در وقت خواب بخواند از فالج شدن ايمن گردد، و هر كه بعد از نماز بخواند هيچ صاحب نيشى به او ضرر نرساند.(۲۶۵)
و به سند معتبر از حضرت محمد باقرعليهالسلام منقول است : هر كه يك مرتبه آية الكرسى بخواند، حق تعالى از او برگرداند هزار بلا از بلاهاى دنيا، و هزاربلا از بلاهاى آخرت را كه از سهل ترين بلاهاى دنيا فقر و احتياج باشد، و كمترين بلاهاى آخرت عذاب قبر باشد.(۲۶۶)
و به سند ديگر منقول است كه : شخصى به حضرت صادقعليهالسلام از تب شكايت كرد، حضرت فرمود: آية الكرسى را در ظرفى بنويس، و به آب حل كن و بخور.(۲۶۷)
و از حضرت امام موسىعليهالسلام منقول است كه : يكى از پدرانم شنيد كسى سوره فاتحه مى خواند، فرمود: شكر خدا كرد و مزد يافت، بعد از آن شنيد كه قل هو الله احد مى خواند، فرمود: ايمان آورد و ايمن شد، بعد از آن شنيد سوره انا انزلناه مى خواند، فرمود: تصديق پيغمبر كرد آمرزيده شد، بعد از آن شنيد آية الكرسى مى خواند، فرمود: به به نازل شد برات بيزارى اين مرد از جهنم.(۲۶۸)
و به سند معتبر از حضرت اميرالمومنينعليهالسلام منقول است : كسى كه چشمش آزارى داشته باشد آية الكرسى بخواند و در خاطر خود قرار دهد برطرف مى شود، به توفيق الهى عافيت مى يابد انشاء الله؛ و هر كه پيش از طلوع آفتاب يازده مرتبه سوره قل هو الله احد و يازده مرتبه سوره انا انزلناه و يازده مرتبه آية الكرسى بخواند، خدا مالش را از تلف حفظ نمايد؛ و چون كسى خواهد از خانه بيرون رود، چند آيه آل عمران را يعنى (ان فى خلق السموات و الارض) تا آخر سوره با آية الكرسى و سوره انا انزلنا و سوره حمد بخواند كه موجب قضاى حاجتهاى دنيا و آخرت مى گردد.(۲۶۹)
و ايضا به سند معتبر از حضرت رضاعليهالسلام منقول است كه حضرت رسولصلىاللهعليهوآله فرمود: هر كه صد مرتبه آية الكرسى بخواند، چنان باشد كه مدت حيات خود عبادت كرده باشد.(۲۷۰)
و از حضرت رسولصلىاللهعليهوآله منقول است كه : حق تعالى فرمود: به تو و امت تو گنجى از گنجهاى عرش خود را كرامت كرده ام، فاتحة الكتاب و خاتمه سوره بقره يعنى آمن الرسول تا آخر سوره.(۲۷۱)
و به سند معتبر از حضرت رسولصلىاللهعليهوآله منقول است : هر كه بعد از نماز واجب آية الكرسى بخواند تا وقت نماز ديگر در امان خدا باشد.(۲۷۲)
و ايضا حديث ديگر منقول است : يا على بر تو باشد به تلاوت آية الكرسى بعد از نماز فريضه، به درستى كه محافظت و مداومت نمى نمايد بر خواندن آن مگر پيغمبرى يا صديقى يا شهيدى.(۲۷۳)
و به سند معتبر از حضرت امام جعفر صادقعليهالسلام منقول است : چون حقتعالى امر فرمود كه سوره فاتحه و آيه شهد الله(۲۷۴) و آية الكرسى و قل اللهم مالك الملك(۲۷۵) را به زمين آوردند، ايشان در عرش الهى در آويختند و گفتند: پروردگارا ما را به كجا مى فرستى، به نزد اهل خطاها و گناهان مى فرستى، حق تعالى وحى فرمود به ايشان كه : برويد به زمين، به عزت و جلال خود قسم مى خورم هر كه از آل محمدصلىاللهعليهوآله و شيعيان ايشان شماها را تلاوت نمايند بعد از نمازهاى واجب، البته به سوى او نظر نمايم به نظر مخفى خود، يعنى الطاف خاصه خود را شامل حال او گردانم، هر روز هفتاد نظر و در هر نظر كردنى هفتاد حاجت او را برآورم، و توبه او را قبول كنم هر چند معصيت بسيار كرده باشند.(۲۷۶)
و به سند معتبر از حضرت امام على نقىعليهالسلام منقول است كه : اشجع سلمى به حضرت صادقعليهالسلام گفت : بسيار سفر مى كنم، و در بيابانهاى مخوف واقع مى شوم، مى خواهم چيزى تعليم من فرمائى كه موجب ايمنى من گردد، حضرت فرمود: هرگاه خوف بر تو غالب گردد دست راست خود را بالاى سر خود بگذار و به آواز بلند اين آيه را بخوان :
(افغير دين الله يبغون و له اسلم من فى السموات و الارض طوعا و كرها و اليه يرجعون ).(۲۷۷)
اشجع گفت : چون به سفر رفتم به وادى رسيدم كه مى گفتند: جن در آن جا بسيار است، ناگاه شنيدم شخصى مى گويد: بگيريدش من آيه را خواندم، ديگرى گفت، چگونه بگيريمش و حال آن كه پناه به آيه طيبه برد.(۲۷۸)
در حديثى به سند معتبر منقول است : مردى عرض كرد يا اميرالمومنين حيوانى كه زير پاى من هست چموشى مى كند و من از آن ترسانم، فرمود: در گوش راستش اين آيه را بخوان :
و له اسلم من فى السموات و الارض طوعا و كرها و اليه يرجعون .(۲۷۹)
و آن مرد اين آيه را خواند و آن حيوان براى او رام گرديد.(۲۸۰)
و ايضا در حديثى به سند معتبر منقول است : مردى عرضكرد: اى اميرمومنان در شكم من آب زردى است (كه موجب بيمارى من شده است) آيا شفائى دارد؟ فرمود: آرى (بى پول) و بدون صرف كردن درهمى و نه دينارى، بنويس آية الكرسى را بر شكمت و آن را بشوى و بياشام و آن را در شكمت ذخيره كن (محتمل است مقصود اين باشد كه تا مقدارى از زمان روى آن چيزى مخور كه در شكمت بماند) بخواست خداى عز و جل بهبودى يابى، و آن مرد انجام داد و بخواست خداوند بهبودى يافت.(۲۸۱)
از اميرالمومنينعليهالسلام منقول است : هر كه سوره نساء را در هر جمعه بخواند، از ضغطه يعنى فشار قبر ايمن گردد.(۲۸۲)
به سند معتبر از حضرت امام محمد باقرعليهالسلام منقول است : هر كه سوره مائده را در هر روز پنج شنبه بخواند، ايمانش به ظلم و گناه آلوده نشود، و هرگز به خدا مشرك نشود.(۲۸۳)
به سند معتبر از امام صادقعليهالسلام منقول است : سوره انعام يك دفعه نازل شد، و هفتاد هزار ملك آن را مشايعت كردند تا نزد حضرت رسولصلىاللهعليهوآله آوردند، پس اين سوره را تعليم نمائيد و بزرگ داريد، كه اسم اعظم الهى درهفتاد موضع اين سوره هست، و اگر مردم بدانند در قرائتش چه فضيلت و ثواب هست هرگزترك ننمايند قرائتش را.(۲۸۴)
و از عبدالله بن عباس منقول است : كسى كه سوره انعام را هر شب بخواند، در روز قيامت از جمله ايمنان باشد، و به ديده خود هرگز جهنم را نبيند.(۲۸۵)
و به سند معتبر از امام رضاعليهالسلام منقول است كه : سوره انعام را يك دفعه نازل ساختند و هفتاد هزار ملك مشايعت آن كردند، و آواز بلند كرده بودند به تسبيح و تكبير و تهليل تا نزد حضرت رسولصلىاللهعليهوآله آوردند. پس هر كه اين سوره را بخواند، آن هفتاد هزار ملك تسبيح بگويند از براى او تا روز قيامت.(۲۸۶)
و از امام محمد باقرعليهالسلام منقول است : اگر علتى داشته باشى كه خوف هلاك از آن داشته باشى، سوره انعام را بخوان كه مكروهى به تو نمى رسد از آن علت.(۲۸۷)
به سند معتبر از امام صادقعليهالسلام منقول است : هر كه سوره اعراف را در هر ماه بخواند، در روز قيامت از جمله جماعتى باشد از دوستان خدا كه حق تعالى در شان ايشان فرموده است كه : خوفى بر ايشان نيست و اندوهناك نمى شوند. و اگر در هر جمعه بخواند او را درقيامت حساب نكنند، و به درستى كه آيات محكمات در آن بسيار است، پس قرائت اين سوره را ترك منمائيد كه گواهى مى دهد در قيامت براى كسى كه آن را خوانده باشد.(۲۸۸)
در حديثى به سند معتبر منقول است : مردى درحضور اميرالمومنينعليهالسلام برخاست و عرض كرد: يا اميرالمومنين مرا آگاه كن از آن چه براى محافظت از سوختن و غرق شدن است؟ فرمود: اين آيات را بخوان :
ان وليى الله الذى نزل الكتاب و هو يتولى الصالحين (۲۸۹) .
و آيهو ما قدروا الله حق قدره و الارض جميعا قبضته يوم القيمة و السموات مطويات بيمينه سبحانه و تعالى عما يشركون. (۲۹۰)
پس هر كه اين آيات را بخواند از سوختن و غرق شدن ايمن است. گويد پس مردى آن را خواند و آتش در خانه هاى همسايگانش درگرفت و خانه او هم وسط آن خانه ها بود و (از بركت آن آيات كه خوانده بود) آسيبى به او نرسيد.(۲۹۱)
و ايضا به سند معتبر از اميرالمومنينعليهالسلام منقول است : هركس دربيابانى خالى از سكنه شبى را به سر برد و اين آيه را بخواند:
ان ربكم الله الذى خلق السموات و الارض فى ستة ايام ثم استوى على العرش يغشى اليل النهار يطلبه حثيثا و الشمس و القمر و النجوم مسخرات بامره الا له الخلق و الامر تبارك الله رب العالمين .(۲۹۲)
فرستگان او را محافظت كنند و شياطين از او دور شوند.(۲۹۳)
از حضرت صادقعليهالسلام منقول است : هر كه سوره انفال و سوره توبه را در هر ماه بخواند هرگز نفاق بر او راه نيابد، و از شيعه حضرت اميرالمومنينعليهالسلام باشد.(۲۹۴)
در حديثى به سند معتبر منقول است مردى درحضور اميرالمومنينعليهالسلام برخواست و عرض كرد: اى اميرمومنان سرزمين ما جاى درندگان است و درندگان به خانه من در آيند و تا شكار خود را نگيرند از آن جا نگذرند، فرمود اين دو آيه را بخوان :
لقد جاءكم رسول من انفسكم عزيز عليه ما عنتم حريص عليكم بالمومنين روف رحيم. فان تولوافقل حسبى الله لا اله الا هو عليه توكلت و هو رب العرش العظيم. (۲۹۵)
پس آن مرد اين دو آيه را خواند و درندگان از او دور شدند.(۲۹۶)
از حضرت صادقعليهالسلام منقول است : هر كه سوره يونس را هر دو ماه يا سه ماه يك بار بخواند، بيم آن نيست كه از جمله جاهلان گردد، و در قيامت از جمله مقربان باشد.(۲۹۷)
از امام محمد باقرعليهالسلام منقول است : هر كه سوره هود را هر جمعه بخواند، حق تعالى او را در قيامت در زمره پيغمبران مبعوث گرداند، و در قيامت گناهى از او ظاهر نشود.(۲۹۸)
و به سند معتبر از حضرت اميرالمومنينعليهالسلام منقول است : هر كه از غرق شدن ترسد اين آيات را بخواند:
بسم الله مجريها و مرسها ان ربى لغفور رحيم(۲۹۹) .
و ما قدروالله حق قدره و الارض جميعا قبضته يوم القيمة و السموات مطويات بيمينه سبحانه و تعالى عما يشركون (۳۰۰) /(۳۰۱) .
از امام صادقعليهالسلام منقول است : هر كه سوره يوسف را بخواند در هر روز يا در هر شب چون در قيامت مبعوث شود، جمال او مانند حضرت يوسف باشد، و در آن روز به او فزعى و خوفى نرسد و از همسايگان بندگان صالح خدا باشد.(۳۰۲)
از حضرت صادقعليهالسلام منقول است : هر كه بسيار سوره رعد را بخواند، هرگز صاعقه اى به او نرسد اگرچه ناصبى باشد؛ و اگر مومن باشد خدا او را داخل بهشت گرداند بى حساب، و شفاعت او را قبول فرمايد در اهل بيت و برادران مومنش.(۳۰۳)
از شيخ بهاء الدين نقل شده جهت حمل زنان اين آيه را:
و لو ان قرانا سيرت به الجبال او قطعت به الارض اوكلم به الموتى بل لله الامر جميعا افلم يايئس الذين امنوا ان لو يشاء الله لهدى الناس جميعا .(۳۰۴)
به حروف مقطعه (ول و ان ق ران ا تا آخر) بنويسيد و بر پهلوى زن بندند حامله شود انشاء الله، فرمودند به نهصد زن دادم حامله شدند.(۳۰۵)
از امام صادقعليهالسلام منقول اسن : هر كه سوره ابراهيم و سوره حجر را در دو ركعت نماز در هر جمعه بخواند، هرگز به او فقر و ديوانگى و بليه عظيمى نرسد.(۳۰۶)
از حضرت صادقعليهالسلام منقول است : هر كه سوره نحل را در هر ماه بخواند، در دنيا به قرض مبتلا نشود، و هفتاد نوع ازبلا از او دور گردد كه سهل تر آن ها ديوانگى و خوره و پيسى باشد، و مسكن او در جنت عدن باشد كه در ميان بهشت ها واقع است.(۳۰۷)
از حضرت صادقعليهالسلام منقول است : هر كه سوره بنى اسرائيل را در هر شب جمعه بخواند نميرد، تا قائم آل محمدصلىاللهعليهوآله رادريابد و از اصحاب او باشد.(۳۰۸)
جابر گويد: شنيدم حضرت باقرعليهالسلام مى فرمود: هركس همه مسبحات (يعنى سوره هائى كه اول آن سبح يا يسبح است)(۳۰۹) پيش از آن كه بخوابد آن ها را بخواند، آن كس نميرد تا حضرت قائمعليهالسلام را درك كند و اگر بميرد در جوار نبى اكرم حضرت محمدصلىاللهعليهوآله خواهد بود.(۳۱۰)
و منقول است كه عمر بن حنظله به حضرت صادقعليهالسلام شكايت نمود از صداع(۳۱۱) حضرت فرمود: دست بر بالاى سرت بگذار، و اين دو آيه را بخوان :
قل لو كان معه الهة كما يقولون اذا لا بتغوا الى ذى العرش سبيلا .(۳۱۲) و اذا قيل لهم تعالوا الى ما انزل الله و الى الرسول رايت المنافقون يصدون عنك صدودا .(۳۱۳) /(۳۱۴)
در حديثى به سند معتبر مردى در حضور اميرالمومنينعليهالسلام برخواست و عرض كرد: يا اميرالمومنين براى ايمنى از دزدى چيزى بفرما زيرا كه پيوسته پشت سر هم شبها از من دزدى شود، فرمود: چون به بستر خواب رفتى اين آيه را بخوان :
قل ادعو الله اوادعوا الرحمن ايا ما تدعوا فله الاسماء الحسنى و لا تجهر بصلاتك و لا تخافت بها و ابتغ بين ذالك سبيلا، و قل الحمد لله الذى لم يتخذ ولدا و لم يكن له شريك فى الملك و لم يكن له ولى من الذل و كبره تكبيرا .(۳۱۵) /(۳۱۶)
و ايضا اگر بر مكانى يا متاعى كه از دزد يا آتش گرفتن بترسيد اين دو آيه را (آيه ۱۱۰ و ۱۱۱ سوره اسرا) با آية الكرسى بر حلقه هاى در و بر قفل آن بخوانيد انشاء الله از دزد و آتش گرفتن حفظ بماند.(۳۱۷)
از حضرت صادقعليهالسلام منقول است كه : هر كه سوره كهف را در هر شب جمعه بخواند، نميرد مگر شهيد، و خدا او را در زمره شهدا محشور گرداند و در قيامت با شهيدان بايستد.(۳۱۸)
و به سند معتبر از آن حضرت منقول است : هر كه سوره كهف را در شب جمعه بخواند، كفاره گناهانى باشد كه جمعه تا جمعه كرده است.(۳۱۹) و در روايت ديگر وارد شده است كه : كسى كه در روز جمعه بعد از نماز ظهر و عصر بخواند همين ثواب را داشته باشد.(۳۲۰)
اميرالمومنينعليهالسلام فرمودند: هيچ بنده اى آيه
قل انما انا بشر مثلكم يوحى الى انما الهكم اله واحد فمن كان يرجوا لقاء ربه فليعمل عملا صالحا و لا يشرك بعبادة ربه احدا (۳۲۱)
را نمى خواند، مگر اين كه نورى خواهد داشت از خوابگاه خود تا كعبه و اگر از اهل مكه باشد نور او تا بيت المقدس خواهد بود.(۳۲۲)
و از حضرت رسول اكرمصلىاللهعليهوآله منقول است كه : هر كه آية «قل انما انا بشر مثلكم » را تا آخر سوره بخواند در وقت خواب، از خوابگاه او تا كعبه نورى ساطع گردد كه ميان او پر باشد از ملائكه، و استغفار از براى او كنند تا صبح.(۳۲۳)
و در حديث ديگر از حضرت صادقعليهالسلام وارد شده است : كه فرمود: هيچ كس نيست كه آيه آخر سوره كهف يعنى آيه «قل انما انا بشر مثلكم » را هنگام خوابيدنش بخواند جز اين كه در هر ساعتى كه بخواهد از خواب بيدار شود.(۳۲۴)
از حضرت صادقعليهالسلام منقول است : هر كه مداومت نمايد بر سوره مريم، نميرد تا آن چه خواهد در خود و مال و فرزند ببيند، و در آخرت به او بدهند مثل ملكى كه حضرت سليمانعليهالسلام در دنيا داشته است، و در آخرت از ياران آن حضرت عيسىعليهالسلام خواهد بود.(۳۲۵)
از حضرت صادقعليهالسلام منقول است : ترك مكنيد سوره طه را كه خدا اين سوره را دوست مى دارد، و هر كه اين سوره را مى خواند دوست مى دارد، و كسى كه بر قرائتش مداومت نمايد حق تعالى در قيامت نامه اش را به دست راستش دهد.
و از او به آن چه كه در اسلام (موقع مسلمان بودن) عمل نموده محاسبه نمى فرمايد و در آخرت آن قدر مزد به او عطا فرمايد كه او راضى شود.(۳۲۶)
ازحضرت صادقعليهالسلام منقول است كه : هر كه سوره انبيا را بخواند از روى محبت و خواهش، در باغستانهاى بهشت با همه پيغمبران رفاقت كند، و در دنيا در نظر مردم با هيبت باشد.(۳۲۷)
از حضرت صادقعليهالسلام مروى است : هر كه سوره حج را در هر سه روز يك مرتبه بخواند، در آن سال توفيق حج بيابد، و اگر در آن سفر بميرد داخل بهشت شود، راوى پرسيد كه : اگر مخالف (ولايت) باشد چطور؟ فرمود كه عذابش تخفيف مى يابد.(۳۲۸)
از امام صادقعليهالسلام منقول است : كسى كه سوره مومنين را قرائت نمايد، خداوند او تا آخر عمر سعادتمند مى نمايد. و اگر بر قرائت آن در هر جمعه مداومت نمايد، منزل او در فردوس اعلا همراه با پيامبران و رسولان خواهد بود.(۳۲۹)
از حضرت صادقعليهالسلام منقول است فرمود: حفظ كنيد اموال و فروج خود را از حرام به تلاوت سوره نور، و به اين سوره زنان خود را نيز از حرام حفظ نمائيد، به درستى كه هر كه اين سوره را درهرشب يا در هر روز مداومت نمايد، هيچ يك از اهل خانه او زنا نكند تا او بميرد، و چون بميرد، هفتاد هزار ملك تا قبر او را مشايعت نمايند، و از براى او دعا كنند و استغفار نمايند تا به قبرش گذارند.(۳۳۰)
و به سند معتبر منقول است كه : شخصى از وجع و ضعف چشم به حضرت امام موسىعليهالسلام شكايت نمود، حضرت فرمود: آيه نور را سه مرتبه در جامى بنويس، پس آن را بشور، در شيشه اى ضبط كن و مكرر به ديده بكش، راوى گويد كه صد ميل كمتر كشيدم ديدم ام صحيح تر از اول شد.(۳۳۱)
در حديثى به سند معتبر منقول است : مردى در حضور اميرالمومنينعليهالسلام برخاست و عرض كرد: اى اميرمومنان براى بنده گريخته دستورى فرما فرمود: بخوان اين آيه را:
او كظلمات فى بحر لجى يغشه موج من فوقه موج من فوقه سحاب ظلمات بعضها فوق بعض اذا اخرج يده، لم يكد يرها و من لم يجعل الله له نورا فماله من نور. (۳۳۲)
و آن مرد آن را گفت و بنده فراريش به سوى او بازگشت.(۳۳۳)
از امام موسىعليهالسلام منقول است كه : ترك مكن تلاوت سوره فرقان را، به درستى كه هر كه درهر شب اين سوره را بخواند حق تعالى او را حساب و عذاب نكند و منزلش درفردوس اعلى باشد.(۳۳۴)
امام صادقعليهالسلام فرمودند: كسى كه سوره هاى طواسين (سه سوره نمل، شعرا و قصص) را در شب جمعه بخواند، از دوستان خدا و در پناه او خواهد بود، هيچ گاه دچار فلاكت نخواهد شد؛ در آخرت به اندازه رضايت و حتى بالاتر از رضايت او از بهشت به او خواهند داد؛ و خداوند صد همسر از حورالعين به او عطا مى نمايد.(۳۳۵)
به سند معتبر از حضرت صادقعليهالسلام منقول است : هر كه سوره عنكبوت و روم را در شب بيست و سوم ماه مبارك رمضان بخواند، و الله كه اهل بهشت است، و در اين حكم استثنا نمى كنم و نمى ترسم كه خدا در اين قسم بر من گناهى بنويسد، و اين دو سوره را نزد حق تعالى منزلت عظيم هست.(۳۳۶)
از حضرت امام محمد باقرعليهالسلام منقول است : هر كه سوره لقمان را در شب بخواند، حق تعالى در آن شب ملكى چند موكل گرداند بر او كه او را از شيطان و لشكرهايش حفظ كند تا صبح، و اگر در روز بخواند او را از شيطان و لشكرهايش حفظ نمايند تا شب.(۳۳۷)
از حضرت صادقعليهالسلام منقول است : هر كه سوره سجده را در هر جمعه بخواند، حق تعالى نامه اش را به دست راست او دهد و او را حساب نفرمايد هر چند گناه كار شد و در بهشت از رفقاى محمدصلىاللهعليهوآله و اهل بيت اوعليهمالسلام بوده باشد.(۳۳۸)
عبدالله بن سنان مى گويد: امام صادقعليهالسلام فرمودند: كسى كه سوره احزاب را زياد بخواند، در روز قيامت در پناه حضرت محمدصلىاللهعليهوآله و ازواج او مى باشد، سپس آن حضرتعليهالسلام فرمود: رسوايي هاى مردان و زنان قريش و غير آن ها در سوره احزاب است. اى ابن سنان! همانا سوره احزاب زنهاى قريش را رسوا نمود. و اين سوره طولانى تر از سوره بقره بود ولى آن را ناقص و تحريف نمودند.(۳۳۹)
از حضرت صادقعليهالسلام منقول است : هر كه سوره سبا و سوره فاطر را در شب بخواند، در آن شب در حفظ الهى باشد، اگر در روز بخواند در آن روز مكروهى به او نرسد، و حق تعالى از خير دنيا و آخرت به او كرامت فرمايد كه در خاطرش خطور نكرده باشد و آرزويش به آن نرسيده باشد.(۳۴۰)
و به سند معتبر از حضرت امام موسىعليهالسلام منقول است : هر كه در وقت خواب اين آيه را بخواند:
ان الله يمسك السموات و الارض ان تزولا و لئن زالتا ان امسكهما من احد من بعده انه كان حليما غفورا .(۳۴۱)
خانه بر سرش خراب نشود.(۳۴۲)
و به سند ديگر منقول است كه : شخصى از اهل مرو به حضرت صادقعليهالسلام شكايت نمود از درد سر، حضرت فرمود: نزديك بيا، پس دست بر سر او گذاشتند، و اين آيه را خواندند:
ان الله يمسك السموات و الارض ان تزولا و لئن زالتا ان امسكهما من احد من بعده انه كان حليما غفورا .(۳۴۳) /(۳۴۴)
از حضرت صادقعليهالسلام منقول است كه : هر چيزرا قلبى است، و قلب قرآن سوره ياسين است، هر كه اين سوره را در روز پيش از شام بخواند در آن روز از بلاها محفوظ باشد، و خدا او را روزى فراوان عطا فرمايد تا شام، و كسى كه در شب پيش از خواب بخواند، حق تعالى هزار ملك را به او موكل گرداند كه او را از شر هرشيطان مردودى و هر آفتى حفظ نمايند، و اگر در آن روز بميرد حق تعالى او را داخل بهشت گرداند، و در غسل او سى هزار ملك حاضر شوند كه استغفار از براى او كنند، و مشايعت او نمايند تا قبرش با استغفار، و چون در لحدش گذارند آن ملائكه را در ميان قبرش ساكن گرداند، و عبادت الهى كنند، و ثواب عبادت ايشان از او باشد، و قبرش را فراخ كنند تا چشم كار كند، و او را ايمن گرداند از فشارقبر، و پيوسته از قبر او نور ساطع باشد تا اطراف آسمان، تا وقتى كه قبر بيرون آيد. پس چون حق تعالى او را از قبر بيرون آورد، آن سى هزار ملك با او باشند، و مشايعت او نمايند، و با او سخن گويند، و بر رويش خنده كنند، و به هر چيزى او را بشارت دهند تا او را از صراط و ميزان بگذرانند، و او را در مقام قرب به محلى بدارند كه هيچ خلقى قربش از او بيشتر نباشد، مگر ملائكه مقرب و پيغمبران مرسل، و او با پيغمبران بايستد نزد حق تعالى. و هنگامى كه مردم اندوه داشته باشند او اندوه نداشته باشد، و در حالتى كه مردم جزع نمايند او جزع نكند، پس پروردگار عالم به او خطاب فرمايد: اى بنده من هر كه را خواهى شفاعت كن كه شفاعت تو را قبول مى نمايم، و هر سوالى كه خواهى از من بكن كه سوالت را رد نمى كنم، پس او شفاعت كند و خدا قبول نمايد، و او سوال كند كند و خداعطا فرمايد، و ديگران را احساب كند و او را حساب نكنند، و با ديگران در مقام حسابش باز ندارند، و مذلت و خوارى در آن صحرا به او نرسد، و به هيچ گناهى از گناهان او را نگيرند، پس نامه خود را بگيرد و به جانب بهشت روان شود، پس مردم تعجب كنند كه سبحان الله اين بنده را هيچ گناهى نبوده، و از رفيقان پيغمبر آخرالزمانصلىاللهعليهوآله باشد.(۳۴۵)
و به سند معتبر از حضرت امام محمد باقرعليهالسلام منقول است : هر كه در عمر خود يك مرتبه سوره يس بخواند، حق تعالى به عدد هر خلقى كه در دنياست، و هر خلقى كه در آخرت است، و هر خلقى كه در آسمان است به عدد هر يك از ايشان دو هزار حسنه از براى او بنويسد، و دو هزار گناه از او محو فرمايد: و به فقر و قرض و خانه فرود آمدن و به تعب و مشقت و ديوانگى و خوره و وسواس و دردهاى ضرر رساننده مبتلا نشود و حق تعالى سكرات و احوال مرگ را از او تخفيف دهد، و خود قبض روح او نمايد، و ضامن شود از براى او فراخى روزى را، و در قيامت او را شاد گرداند، و چندان ثواب به او كرامت فرمايد كه او راضى شود، و حق تعالى فرمايد به ملائكه آسمان ها و زمين كه : من از فلان بنده راضى شدم، براى او استغفار نمائيد.(۳۴۶)
و به سند ديگر منقول است كه : شخصى به خدمت حضرت امام رضاعليهالسلام از بواسير شكايت نمود، حضرت فرمود: يس را با عسل بنويس و حل كن و بخور.(۳۴۷)
و در حديث ديگر از حضرت صادقعليهالسلام منقول است كه : از براى رفع ككهاى سفيد و برص كه در بدن به هم رسد سوره يس را به عسل بنويسند و بياشامند.(۳۴۸)
در حديثى به سند معتبر منقول است : مردى در حضور اميرالمومنينعليهالسلام برخواست و عرض كرد: يا اميرالمومنين از (آن چه براى پيدا كردن حيوان) گمشده (فايده دارد) مرا آگاه فرما، فرمود: سوره يس را در دو ركعت نماز بخوان و بگو: «يا هادى الضالة رد على ضالتى » (يعنى اى راهنماى گمشده، گمشده مرا به من بازگردان) پس آن را انجام داد و خداى عز و جل حيوان گمشده اش را به او برگردانيد.(۳۴۹)
از امام صادقعليهالسلام منقول است : هر كه سوره صافات را در هر روز جمعه بخواند، پيوسته از جميع آفتها و بلاها محفوظ باشد، و در دنيا روزيش فراخ باشد و به بدن و مال و فرزندانش مكروهى نرسد، نه از شيطان مردودى و نه از جبار معاندى، و اگر در آن روز و در آن شب بميرد، حق تعالى او را شهيد بميراند و شهيد مبعوث كند و با شهيدان او را داخل بهشت گرداند و در درجه شهيدان او را جا دهد.(۳۵۰)
و به سند معتبر از سليمان جعفرى منقول است كه : حضرت موسىعليهالسلام به فرزند خود قاسم فرمود. برخيز اى فرزند و بر بالاى سر برادرت سوره «والصافات صفا» را بخوان تا تمام كنى، او شروع به خواندن كرد، چون به آيه «اهم اشد خلقا ام من خلقنا» رسيد، قبض روحش شد، چون جامه بر روى ميت كشيدند و بيرون آمدند، يعقوب بن جعفر به حضرت عرض كرد: ما چنين مى دانستيم كه براى آسانى جان كندن سوره يس مى بايد خواند، شما فرموديد و الصافات بخوان، حضرت فرمود: و الصافات را بر سر هر كس كه به شدت جان كندن گرفتار باشد بخوانند حق تعالى راحتش را نزديك مى گرداند.(۳۵۱)
و به سند معتبر از حضرت اميرالمومنينعليهالسلام منقول است : هر كه از گزيدن عقرب ترسد اين آيه را بخواند:
سلام على نوح فى العالمين. انا كذلك نجزى المحسنين. انه من عبادنا المومنين (۳۵۲) /(۳۵۳) .
و به سند معتبر از حضرت اميرالمومنينعليهالسلام منقول است : كسى كه خواهد او را در قيامت اجر وافى و ثوابى كامل بدهند، بعد از هر نماز اين آيه را بخواند:
سبحان ربك رب العزة عما يصفون. و سلام على المرسلين، و الحمد لله رب العالمين (۳۵۴) /(۳۵۵) .
و در حديث ديگر وارد شده است : از هر مجلسى كه برخيزند اين آيه را (۱۸۰ تا ۱۸۲ سوره الصافات) بخوانند، كفاره گناهان اهل آن مجلس مى گردد.(۳۵۶)
از حضرت امام محمد باقرعليهالسلام منقول است : هر كه سوره ص را در شب جمعه بخواند، حق تعالى از خير دنيا و آخرت آن قدر به او عطا فرمايد كه به احدى از خلق عطا نفرموده باشد، مگر به پيغمبر مرسلى يا ملك مقربى، و او را داخل بهشت گرداند، و هر كه را او خواهد از اهل خانه اش حتى خادم كه او را خدمت مى كرده است.(۳۵۷)
از امام صادقعليهالسلام منقول است : هر كه سوره زمر را بخواند، حق تعالى شرف دنيا و آخرت به او كرامت فرمايد، و او را عزيز گرداند بى مال و خويشان، به حدى كه هر كه او را ببيند از او مهابتى در دلش به هم رسد، و بدنش را بر آتش جهنم حرام گرداند، و در بهشت از براى او هزار شهر بنا كند كه در هر شهرى هزار قصر باشد، و در قصرى صد حوريه، و از چشمه ها و حوران و درختان و ميوه ها آن چه در قرآن وصف فرموده به او كرامت فرمايد.(۳۵۸)
از امام محمد باقرعليهالسلام منقول است : هر كه سوره حم مومن را در هر شب بخواند، خدا گناهان گذشته و آينه او را بيامرزد، و ايمان را از او سلب ننمايد، و آخرت او را بهتر از دنيا گرداند براى او.(۳۵۹)
از امام صادقعليهالسلام منقول است : هر كه سوره حم سجده را بخواند، حق تعالى در قيامت او را نورى عطا فرمايد آن قدر كه چشم كار كند، و او را سرور و شادى در آن روز كرامت فرمايد، و در دنيا به حالى باشد كه ديگران آرزوى حال او كنند.(۳۶۰)
از امام صادقعليهالسلام منقول است : هر كه مداومت نمايد بر تلاوت سوره حم عسق، چون روز قيامت مبعوث شود روى او مانند برف سفيد باشد، و مانند آفتاب نورانى باشد، و چون به نزد عرش آيد، حق تعالى فرمايد: اى بنده مومن مداومت نمودى بر قرائت حم عسق و نمى دانستى چه ثواب دارد، اگر منزلت آن سوره و ثوابش را مى دانستى، هرگز از خواندن آن ملول نمى شدى، و اكنون جزاى خود را خواهى دانست، اى ملائكه او را داخل بهشت گردانيد، و از براى او قصرى مقرر ساخته ام از ياقوت سرخ، و درها و كنگره ها و درجه هايش از ياقوت سرخ است، و از لطافت، از اندرون بيرون را مى توان ديد، و از بيرون اندرون را مى توان ديد. و در آن قصر دختران باكره جوان از حورالعين و هزار كنيز و هزار غلام از پسران گوشواره درگوش پيوسته در حسن پاينده به او عطا كرده ام.(۳۶۱)
از حضرت امام محمد باقرعليهالسلام منقول است : هر كه مداومت نمايد برقرائت سوره حم زخرف، خدا او را در قبر از جانوران زمين و از فشار قبر ايمن گرداند و چون او را به مقام حساب بياورند آن سوره بيايد و به امر الهى او را داخل بهشت گرداند.(۳۶۲)
از حضرت امام محمد باقرعليهالسلام منقول است : هر كه سوره دخان را در نمازهاى واجب و سنت بخواند، حق تعالى او را در زمره ايمنان مبعوث گرداند، و او را در سايه عرش خود جا دهد، و حساب او را آسان كند، و نامه او را به دست راست او دهد.(۳۶۳)
و به سند معتبر منقول است : شخصى به حضرت امام محمد باقرعليهالسلام عرض نمود چگونه شب قدر را بشناسم؟ فرمود: چون ماه رمضان بيايد، هر شب صد مرتبه سوره دخان را بخوان، و چون شب بيست و سوم شود، تصديقى خواهى كرد به آن چه سوال نمودى.(۳۶۴)
از امام صادقعليهالسلام منقول است : هر كه سوره جاثيه را بخواند، ثوابش آن است كه جهنم را نبيند، و آواز و خروشش را نشنود، و با رسول خداصلىاللهعليهوآله بوده باشد.(۳۶۵)
از حضرت صادقعليهالسلام منقول است : هر كه در هر شب يا هر جمعه سوره احقاف را بخواند، در دنيا خوفى به او نرسد، و از فزع روز قيامت ايمن گردد.(۳۶۶)
و از حضرت صادقعليهالسلام منقول است كه : سوره هاى حم رياحين بهشتند، پس چون توفيق خواندن آن ها را بيابيد خدا را حمد و شكر و سپاس بسيار كنيد كه توفيق تلاوت آن ها به شما كرامت فرموده است، به درستى كه بنده اى كه از خواب برخيزد و در نماز حم بخواند، از دهانش نسيمى خوشبوتر از مشك خوش بو و عنبر بيرون آيد، و حق تعالى رحم مى كند تلاوت كننده و خواننده اين سوره ها را و رحم مى كند همسايگان و آشنايان و مصاحبان و خويشان او را در قيامت و عرش و كرسى، و ملائكه مقرب از براى او استغفار مى نمايند.(۳۶۷)
از حضرت صادقعليهالسلام منقول است : هر كه سوره الذين كفروا را بخواند گناه نكند، و در دين خود هرگز شك بهم نرساند، و به فقر هرگز مبتلا نشود، و هرگز از پادشاهى خوفى به او نرسد، و هميشه از شك و كفر محفوظ باشد تا بميرد، و چون بميرد حق تعالى هزار ملك به قبر او فرستد كه نماز كنند، و ثواب نماز ايشان از او باشد، و چون از قبر بيرون آيد، آن هزار ملك او را مشايعت نمايند تا او را به محل ايمنان از خوفهاى قيامت بدارند و در امان خدا و رسولصلىاللهعليهوآله باشد.(۳۶۸)
از حضرت صادقعليهالسلام منقول است كه : حفظ نمائيد اموال و زنان و بنده هاى خود را به خواندن سوره انا فتحنا، البته كسى كه بر خواندن اين سوره مداومت نمايد در روز قيامت منادى از جانب رب العزه او را ندائى كند كه همه خلايق بشنوند كه : تو از بندگان مخلص مائى، اى ملائكه او را ملحق گردانيد به بندگان شايسته من، و او را داخل بهشت كنيد، و از شراب سر به مهر بهشت كه به كافور ممزوج است به او بخورانيد.(۳۶۹)
از امام صادقعليهالسلام منقول است : هر كه سوره حجرات را بخواند در هر شبى يا در هر روزى، دربهشت از جماعتى باشد كه به زيارت حضرت رسولصلىاللهعليهوآله مشرف مى شوند.(۳۷۰)
از حضرت امام محمدباقرعليهالسلام منقول است : هر كه مداومت نمايد سوره ق را در نمازهاى واجب و مستحب، خدا روزى او را فراخ گرداند، ونامه اش را به دست راست او دهد، و او را حساب آسان بكند.(۳۷۱)
از امام صادقعليهالسلام منقول است : هر كه سوره ذاريات را در روز يا در شب بخواند، خدا امر معيشت او را به اصلاح آورد، و وسعت دهد روزى او را، و منور گرداند قبر او را به چراغى كه نور بخشد تا روز قيامت.(۳۷۲)
از امام محمد باقرعليهالسلام و امام جعفر صادقعليهالسلام منقول است : هر كه سوره طور را بخواند، حق تعالى خير دنيا و آخرت را براى او جمع نمايد.(۳۷۳)
از حضرت صادقعليهالسلام منقول است : هركه سوره نجم را در هر شب يا در هر روز بخواند، در ميان مردم به خير و نام نيك تعيش و زندگى نمايد، و گناهانش آمرزيده شود، و محبوب دلهاى مردم گردد.(۳۷۴)
از حضرت صادقعليهالسلام منقول است : هر كه سوره اقتربت الساعة را بخواند، چون از قبر بيرون آيد بر ناقه اى(۳۷۶) از ناقه هاى بهشت سوار شود.(۳۷۷)
از حضرت صادقعليهالسلام منقول است كه : ترك مكنيد قرائت سوره رحمان را و خواندن آن را در نماز، به درستى كه اين سوره در دل منافقان قرار نمى گيرد، و حق تعالى اين سوره را در روز قيامت به بهترين صورتها در نهايت خوشبوئى به صحراى محشر حاضر مى گرداند، و مى آيد در محل قرب و كرامت مى ايستد، حق تعالى به او خطاب مى فرمايد كه : چه كسى درزندگانى دنيا تو را در نماز مى خواند، و مداومت مى نمود خواندن تو را؟ مى گويند: خداوندا فلان و فلان، پس حق تعالى روهاى ايشان را سفيد مى گرداند، و مى فرمايد: هر كه را خواهيد شفاعت نمائيد، ايشان آن قدر كه خواهند شفاعت مى نمايند، پس به ايشان مى گويند داخل بهشت شويد و در هر جا كه خواهيد ساكن شويد.(۳۷۸)
و ايضابه سند معتبر از آن حضرت منقول است كه : مستحب است بعد از نماز صبح در روز جمعه سوره الرحمن را بخوانى، و در هر مرتبه كه بگوئى «فباى الاء ربكما تكذبان »، بگوئى «لا بشى ء من آلائك رب اكذب » (يعنى چيزى را نعمتهايت اى پروردگار تكذيب نمى نمايم).(۳۷۹)
و ايضا در حديث معتبر ديگر فرمود: هر كه سوره الرحمن را بخواند، در هر مرتبه كه بگويد «فباى الاء ربكما تكذبان »، بگويد «لا بشى ء من آلائك رب اكذب »، اگر در شب بخواند و در آن شب بميرد شهيد مرده باشد، و اگر در روز بخواند و در آن روز بميرد شهيد مرده باشد.(۳۸۰)
از حضرت صادقعليهالسلام منقول است كه : هر كه در هر شب جمعه سوره واقعه را بخواند خدا او را دوست دارد، و مردم را دوست او گرداند، و در دنيا بدحالى و فقر و احتياج نبيند، و به هيچ آفتى و بلائى مبتلا نشود، و از رفقاى حضرت اميرالمومنينعليهالسلام باشد، و اين سوره مخصوص آن حضرت است و در آن كسى شريك نمى باشد.(۳۸۱)
و به سند معتبر ديگر ازآن حضرت منقول است : هر كه مشتاق بهشت و وصف آن باشد سوره اذا وقعت را بخواند، و هر كه خواهد وصف جهنم را ملاحظه نمايد سوره الم سجده را بخواند.(۳۸۲)
و به سند معتبر از اسماعيل بن عبدالخالق منقول است كه حضرت صادقعليهالسلام فرمود: پدرم بعد از نماز خفتن دو ركعت نشسته مى كردند، و در آن صد آيه مى خواندند، و مى فرمودند، هر كه اين دو ركعت را بكند، و صد آيه در اين دو ركعت بخواند، او را در آن شب از غافلان ننويسند، اسماعيل گفت، حضرت امام محمد باقرعليهالسلام در اين دو ركعت و تيره، سوره اذا وقعت و قل هو الله احد مى خواندند.(۳۸۳)
و به سند صحيح از امام محمد باقرعليهالسلام منقول است : هر كه سوره واقعه را هر شب پيش از آن كه بخوابد بخواند، در قيامت روى او مانند ماه شب چهارده نورانى باشد.(۳۸۴)
جهت وسعت رزق و توسعه در امر معيشت تاثير غريب دارد و از مجربات است كه تخلف ندارد ابتدا از شب هر شب سه بار اين سوره را بخواند و شب جمعه هشت مرتبه بخواند و اين عمل را پنج هفته به جا آورد و قبل از هر سوره اين دعا را بخواند:
اللهم ارزقنا رزقا حلالا طيبا من غير كد استجب دعوتنا من غير رد و اعوذ من الفضيحتين الفقر و الدين و ادفع عنى هذين بحق الامامين الحسن و الحسين عيهما السلام برحمتك يا ارحم الراحمين.(۳۸۵)
از اميرالمومنينعليهالسلام روايت شده : اگر هر كه روزى يك بار سوره اذا وقعه و يكبار يا ايها المزمل و يك بار و الليل و يك بار الم نشرح بخواند دين او ادا و حاجت او روا گردد، بعد از همه اين دعا را بخواند:
يا رازق السائلين يا راحم المساكين يا ولى المومنين يا غياث المستغيثين يا ارحم الراحمين صل على محمد و آل محمد و اكفنى بحلالك عن حرامك و بطاعتك عن معصيتك و بفضلك عمن سواك يا اله العالمين و صلى الله على محمد و آله اجمعين.(۳۸۶)
جهت وسعت رزق و توانگرى از شب جمعه شروع كند هر شبى پنج بار تا شب جمعه ديگر، شب آخر شش بار جمعا چهل و يك بار مى شود و در هر مرتبه كه سوره تمام شد اين دعا را بخواند مجربست :
بسم الله الرحمن الرحيم يا رازق المقلين يا راحم المساكين و يا ذالقوة المتين يا غياث المستغيثين و يا خير الناصرين اياك نعبد و اياك نستعين اللهم ان كان رزقى فى السماء فانزله و ان كان فى الارض فاخرجه و ان كان بعيدا فقربه و ان كان قريبا فيسره و ان كان يسيرا فكثره و ان كان حراما فحلله و ان كان حلالا فبارك لنا فيه برحمتك يا ارحم الراحمين.(۳۸۷)
از امام صادقعليهالسلام منقول است : هر كه سوره حديد و مجادله را در نماز فريضه بخواند و مدومت نمايد خدااو را عذاب نكند، و در خودش و اهلش بدحالى و احتياج نبيند.(۳۸۸)
از حضرت رسولصلىاللهعليهوآله منقول است : هر كه سوره حشر را بخواند، جميع خلق خدا از بهشت و دوزخ و عرش و كرسى و حجب و آسمانهاى هفت گانه و زمين هاى هفت گانه و هواو باد و مرغان و درختان و كوهها و آفتاب و ماه و ملائكه همه بر او صلوات فرستند، و از براى او استغفار كنند، و اگر در آن روز يا در آن شب بميرد با شهادت مرده باشد.(۳۸۹)
از حضرت على بن الحسينعليهالسلام منقول است : هر كه سوره ممتحنه را در نمازهاى واجب و نوافل بخواند، خدا دل او را به ايمان امتحان نمايد، و ديده اش را نور بدهد، و خود و فرزندش به ديوانگى و فقر مبتلا نشوند.(۳۹۰)
از حضرت امام محمد باقرعليهالسلام منقول است : هر كه مداومت نمايد بر خواندن سوره صف در نمازهاى واجب و نوافل، خدا او را در صف ملائكه و انبياء جا دهد.(۳۹۱)
از امام صادقعليهالسلام منقول است : واجب و لازم است بر هر كه از شيعه ما باشد كه در نماز شام و خفتن شب جمعه «سبح اسم ربك الاعلى » بخواند، و در نماز ظهر سوره جمعه و منافقين بخواند، و چون چنين كند چنان باشد كه به عمل حضرت رسولصلىاللهعليهوآله عمل نموده باشد و ثواب او نزد خدا بهشت باشد.(۳۹۲)
از حضرت صادقعليهالسلام منقول است : هر كه سوره تغابن را درنماز واجبى بخواند، آن سوره در روز قيامت شفيع او باشد، و گواه عادلى باشد كه شهادت و دهد براى او نزد كسى كه شهادت او را قبول فرمايد، و از او جدا نشود تا او را داخل بهشت گرداند.(۳۹۳)
از امام صادقعليهالسلام منقول است : هر كه سوره طلاق و تحريم را در نماز واجبى بخواند، خدا او را در قيامت پناه دهد از خوف و اندوه، و از آتش جهنم عافيت يابد، و او را داخل بهشت گرداند به سبب تلاوت كردن و محافظت نمودن حرمت اين دو سوره زيرا كه اين دو سوره از حضرت رسولصلىاللهعليهوآله هستند.(۳۹۴)
از امام صادقعليهالسلام منقول است : هر كه سوره «تبارك الذى بيده الملك » را در شب و در نماز واجب پيش از خواب بخواند، پيوسته در امان الهى باشد تا صبح شود، و در روز قيامت در امان الهى باشد تا داخل بهشت شود.(۳۹۵)
و به سند معتبر از حضرت امام محمد باقرعليهالسلام منقول است : سوره ملك مانعه است كه عذاب قبر را منع مى كند، و نامش در تورات سوره الملك است، و هر كه در شب بخواند بسيار عبادت و تلاوت كرده و نيكو كرده است، و در آن شب او را از غافلان ننويسند، و به درستى كه من در نماز وتيره بعد از نماز خفتن نشسته مى خوانم، و پدرم در روز و شب هر دو مى خواند، و هر كه اين سوره را بخواند چون نكير و منكر به قبر او درآيند چون از جانب پاهايش بيايند پاهايش به ايشان بگويند شما را از جانب ما راهى نيست، زيرا كه اين بنده هر شب و روز بر ما مى ايستاد و سوره ملك را مى خواند، و چون از جانب شكمش بيايند شكمش به ايشان خطاب نمايند كه شما را از جانب من راهى نيست؛ زيرا كه اين بنده هر شب و روز سوره ملك را تلاوت مى نمود و بر من جارى مى ساخت.(۳۹۶)
از امام صادقعليهالسلام منقول است : هر كه سوره ن و القلم را در فريضه يا نافله بخواند، خدا او راايمن گرداند، و هرگز به فقر مبتلا نشود، و چون بميرد او را از فشار قبر نجات دهد.(۳۹۷)
از حضرت صادقعليهالسلام منقول است كه : بسيار بخوانيد سورة حاقه را، به درستى كه خواندنش در فرايض و نوافل از ايمان به خدا ورسول است؛ زيرا كه اين سوره در واقعه حضرت اميرالمومنينعليهالسلام و معاويه نازل شده است، و هر كه اين سوره را بخواند ايمان از او برطرف نشود تا هنگام مردن.(۳۹۸)
از امام صادقعليهالسلام منقول است كه : بسيار بخوانيد سوره سال سائل را، هر كه اين سوره را بسيار بخواند حق تعالى درقيامت از هيچ گناه او سوال ننمايد، و او را دربهشت با رسولصلىاللهعليهوآله ساكن گرداند.(۳۹۹)
از حضرت صادقعليهالسلام منقول است : هر كه ايمان به خدا و به خواندن قرآن دارد، سوره نوح را ترك ننمايد، زيرا هر بنده اى كه اين سوره را از براى خدا در نماز واجبى و نافله اى بخواند، خدا او را در مساكن نيكوكاران ساكن گرداند، و سه بهشت ديگر او را كرامت فرمايد، و دويست حوريه و چهار هزار زن به او تزويج فرمايد.(۴۰۰)
از امام صادقعليهالسلام منقول است : هر كه سوره جن را بسيار بخواند، در دنيا از چشم جنيان و دميدنها و سحر و مكر ايشان محفوظ باشد و در بهشت از رفقاى حضرت رسولصلىاللهعليهوآله باشد، پس مى گويد: اى پروردگار من عوض و تغيير حولى از آن را نمى خواهم.(۴۰۱)
از حضرت صادقعليهالسلام منقول است : هر كه سوره مزمل را در نماز خفتن (عشا) بخواند يا در آخر شب بخواند، و روز همراه با سوره مزمل شاهد و گواه او باشند در قيامت، و خدا او را به زندگانى نيكو زنده دارد و به مردن نيكو بميراند.(۴۰۲)
جهت مطلب كلى يازده روز هر روزى يازده بار (بعد از نماز صبح) سوره مزمل را بخواند و در هر روز يازده بار بخواند:
يا مسبب سبب يا مفتح فتح يا مفرج فرج يا مدبر دبر يا مسهل سهل يا ميسر يسر يا متمم تمم برحمتك يا ارحم الراحمين.
شيخ بها قدس سره فرمود جهت مطلبى يك روز خواندم ظهر همان روز مطلب حاصل شد.(۴۰۳)
از حضرت امام محمد باقرعليهالسلام منقول است : هر كه در نماز واجب سوره مدثر رابخواند، بر خدا لازم است كه او را در جوار حضرت رسولصلىاللهعليهوآله جا دهد، و در زندگانى دنيا هرگز شقاوت او را در نيابد. انشاالله تعالى.(۴۰۴)
از حضرت صادقعليهالسلام منقول است : هر كه مداومت نمايد بر سورة لا اقسم و به آن عمل نمايد، خدا او را با رسولشصلىاللهعليهوآله محشور گرداند به بهترين صورتها، و آن حضرت او را بشارت فرمايد و بر رويش خندند تا از صراط و ميزان بگذرد.(۴۰۵)
از امام محمد باقرعليهالسلام منقول است : هر كه سوره «هل اتى على الانسان » را در هر صبح پنج شنبه بخواند، خدا به او هشتصد حورالعين بكر و چهار هزار زن بيوه و حورالعين كرامت فرمايد، و با حضرت رسولصلىاللهعليهوآله باشد.(۴۰۶)
و به سند معتبر از على بن عمر منقول است كه : به خدمت حضرت امام على النقىعليهالسلام رفتم در روز سه شنبه، حضرت فرمود: ديروز تو را نديدم، گفتم : نخواستم كه روز دوشنبه حركت كنم، فرمود: هر كه خواهد كه خدا او را از شر روز دوشنبه نگاه دارد، بايد در ركعت اول نماز صبح آن روز سوره هل اتى على الانسان بخواند، چنان كه حق تعالى در آن سوره مى فرمايد كه : خدا ايشان را نگاه داشت از شر آن روز، و به استقبال ايشان فرستاد نصرت و خوشحالى و سرور و شادى را.(۴۰۷)
و در حديث رجابن ضحاك وارد شده است كه : حضرت امام رضاعليهالسلام در صبح روز دوشنبه در ركعت اول سوره هل اتى على الانسان مى خواندند، و در ركعت دوم سوره هل اتك حديث الغاشية.(۴۰۸)
از امام صادقعليهالسلام منقول است : هر كه سوره و المراسلات را بخواند، حق تعالى ميان او و حضرت رسولصلىاللهعليهوآله آشنائى بيندازد، و هر كه هر روز سوره عم يتساءلون را بخواند، از دنيا نرود تا توفيق زيارت كعبه را بيابد، و هر كه سوره نازعات را بخواند نميرد مگر سيراب، و مبعوث نشود مگر سيراب و داخل بهشت نشود مگر سيراب.(۴۰۹)
از امام صادقعليهالسلام منقول است : هر كه سوره عبس و تولى و سوره اذا الشمس كورت را بخواند، در حفظ الهى باشد از خيانت، و در سايه كرامت ومرحمت الهى باشد تا زنده باشد و اين كار براى خداوند بزرگ نيست انشاء الله.(۴۱۰)
از امام صادقعليهالسلام منقول است : هر كه سوره اذا السماء انفطرت و سوره اذا السماء انشقت را در نماز فريضه و نافله بسيار بخواند، و خدا هيچ حاجت او را رد ننمايد، و او را هيچ مانعى از خدا دور نگرداند در آخرت، و پيوسته او نظر به كرامتهاى الهى نمايد، و خدا نظر رحمت به او بدارد، تا از حساب خلايق فارغ شود.(۴۱۱)
و به سند ديگر از آن حضرت منقول است : هر كه در نماز واجب سوره ويل للمطففين بسيار خواند، خدا درقيامت برات ايمنى از آتش جهنم به او كرامت فرمايد، و روز قيامت از او محاسبه نمى گردد.(۴۱۲)
از امام صادقعليهالسلام منقول است : هر كه سوره والسماء ذات البروج را در فرايض بخواند، چون سوره پيغمبران است حق تعالى او را در قيامت با پيغمبران و مرسلان و صالحان محشور گرداند.(۴۱۳)
از امام صادقعليهالسلام منقول است : هر كه سوره والسماء و الطارق را در فرايض بخواند، او را درقيامت نزد خدا قدر و منزلت عظيم بوده باشد و از رفقاى پيغمبران باشد در بهشت.(۴۱۴)
از امام صادقعليهالسلام منقول است. هر كه سوره سبح اسم ربك الاعلى را در فريضه يا نافله بخواند، در روز قيامت به او گويند كه از هر در از درهاى بهشت كه مى خواهى داخل شو انشاء الله.(۴۱۵)
از حضرت صادقعليهالسلام منقول است : هر كه مداومت نمايد بر خواندن هل اتك حديث الغاشية در نماز واجب يا سنت، خدا او را فرو گيرد به رحمت دنيا و آخرت و در روز قيامت برات ايمنى از عذاب به او كرامت فرمايد.(۴۱۶)
از امام صادقعليهالسلام منقول است كه : بخوانيد سوره فجر را در نمازهاى فريضه و نافله كه آن سوره امام حسينعليهالسلام است، و هر كه اين سوره را بخواند در درجه او در بهشت در جوار آن حضرت باشد، همانا خداى عز و جل عزيز و حكيم است.(۴۱۷)
از امام صادقعليهالسلام منقول است : هر كه سورة لا اقسم بهذا البلد را در نماز واجب بخواند، در دنيا از جمله صالحان معروف شود، و در آخرت معروف گردد كه او را منزلت عظيم نزد حق تعالى هست، و در قيامت از رفقاى پيغمبران و شهيدان و صالحان باشد.(۴۱۸)
از امام صادقعليهالسلام منقول است : هر كه بسيار بخواند در و روزى يا شبى سوره والشمس و سوره و الليل اذا يغشى و سوره و الضحى و الم نشرح را، هر چيز كه نزد او حاضر باشند در قيامت براى او شهادت بدهند، حتى مو و پوست و گوشت و خون و عروق و عصبها و استخوانها و جميع اعضاى او، و حق تعالى بفرمايد: من شهادت شما را قبول كردم از براى بنده خود، اى ملائكه ببريد او را به بهشت، و هر جا كه او اختيار نمايد به او عطا كنيد، گوارا باد فضل و رحمت من از براى بنده من.(۴۱۹)
ختم سوره والليل تا چهل شب هر شبى چهل بار بخواند، چون به اين آيه رسد (و ما لاحد عنده من نعمة تجزى ) سه بار تكرار كند و سوره را تمام نمايد، جهت فتوحات و كثرت مال اثر عجيب دارد. هر كس را مهمى را رخ دهد كه چاره اى در آن نبيند وقت خواب ايندو سوره را (والليل و والشمس ) هفت بار بخواند، شخصى بخوابش آيد و به او چاره نجات آموزد.(۴۲۰)
از امام صادقعليهالسلام منقول است : هر كه سوره والتين را درفرايض و نوافل خود بخواند، عطا فرمايند از بهشت به او هر جا كه بپسندد.(۴۲۱)
از امام صادقعليهالسلام مروى است : هر كه در روز يا شب سوره اقرا باسم ربك بخواند، و در آن روز يا در آن شب بميرد، چنان باشد كه شهيد مرده باشد، و خدا او را با شهيدان محشور گرداند و چنان باشد كه در راه خدا در لشگر رسولصلىاللهعليهوآله شمشير زده باشد.(۴۲۲)
به سند معتبر از حضرت صادقعليهالسلام منقول است : هر كه سوره انا انزلناه فى ليلة القدر را بلند بخواند، چنان باشد كه در راه خداى عز و جل شمشير كشيده باشد و هركس آن را آهسته بخواند مانند كسى است كه در راه خدا در خون خود بغلتد. و هر كس ده بار آن را بخواند باندازه هزار گناه از گناهانش آمرزيده شود.(۴۲۳)
و به روايت ديگر از آن حضرت منقول است كه : هر كه سوره انا انزلناه را در نماز فريضه بخواند، منادى از جانب حق تعالى او را ندا فرمايد: خدا گناهان گذشته تو را آمرزيده، عمل را از سر بگير.(۴۲۴)
و به سند معتبر از حضرت اميرالمومنينعليهالسلام منقول است : هر كه پيش از طلوع آفتاب قل هو الله احد و انا انزلناه را بخواند، در آن روز به گناهى مبتلا نشود هرچند شيطان سعى نمايد.(۴۲۵)
و به سند معتبر از حضرت امام موسى كاظمعليهالسلام منقول است : به درستى كه حق تعالى را در روز جمعه هزار نفحه و نسيم از رحمت خود هست، هر بنده را آن چه خواهد از آن عطا مى فرمايد، پس هر كه سوره انا انزلناه فى ليلة القدر را بعد از عصر روز جمعه صد مرتبه بخواند، حق تعالى آن نفحه رحمت را و مثل آن را به او عطا فرمايد.(۴۲۶) و از حضرت صادقعليهالسلام منقول است كه : چون ماه مبارك رمضان درآيد، هر شب هزار مرتبه سوره انا انزلناه را بخوان، و چون بيست و سوم شود دل خود رامحكم بدار و گوشهاى خود را بگشا از براى شنيدن عجايب از آن چه خواهى ديد.(۴۲۷)
و به سند معتبر از آن حضرت منقول است كه : اگركسى در شب بيست و سوم ماه مبارك رمضان سوره انا انزلناه راهزار مرتبه بخواند، چون صبح كند، يقين او محكم و شديد شده باشد به اعتراف نمودن به چيزى كه مخصوص ماست از غرايب و فضايل، و نيست اين مگر به سبب چيزى كه در خواب مشاهده نمايد.(۴۲۸)
و ايضا به سند معتبر از امام صادقعليهالسلام منقول است : هر كه جامه نوى ببرد، و سوره انا انزلناه را سى و شش مرتبه بخواند، در هر مرتبه چون برسد به تنزل الملائكة اندكى آب بردارد و بر جامه بپاشد پاشيدن سهلى، پس دو ركعت نماز در آن جامه بكند و دعا كند، در دعا بگويد: الحمد لله الذى رزقنى ما اتجمل به فى الناس و اوارى به عورتى و اصلى فيه لربه و حمد الهى بكند، پيوسته در فراخى نعمت باشد تا آن جامه كهنه شود.(۴۲۹)
و به سند معتبر منقول است كه چون حضرت امام رضاعليهالسلام جامه نوى مى پوشيدند قدحى از آب مى طلبيدند، و ده مرتبه سوره انا انزلناه، و ده مرتبه سوره قل هو الله احد، و ده مرتبه سوره قل يا ايها الكافرون بر آن ظرف مى خواندند، و بعد از آن آب را بر جامه مى پاشيدند، و مى فرمودند: هر كه پيش از پوشيدن جامه چنين كند، پيوسته در فراخى عيش باشد مادام كه تارى از آن جامه باقى باشد.(۴۳۰)
و به سند معتبر از حضرت اميرالمومنينعليهالسلام منقول است كه : چون حق تعالى جامه نوى به كسى عطا فرمايد، بايد كه وضو بسازد و دو ركعت نماز بگذارد، و در هر ركعتى سوره حمد و آية الكرسى و قل هو الله احد و انا انزلناه بخواند، بعد از آن حمد كند خداوندى را، كه عورت او را به جامه پوشيده، و او را در ميان مردم زينت بخشيده، و بسيار بگويد لا حول و لا قوة الا بالله، و كسى كه چنين كند، در آن جامه معصيت خدا نكند و از براى او استغفار نمايد و بر او دعا و ترحم كند.(۴۳۱)
و ايضا در روايت ديگر وارد شده است : هر كه قدحى برگيرد، و آبى در آن قدح بريزد، و سى و پنج مرتبه سوره انا انزلناه را بر آن قدح بخواند، و آب را بر جامه خود بپاشد، پيوسته دروسعت باشد تا آن جامه كهنه شود.(۴۳۲)
حضرت صادقعليهالسلام براى حفظ و نگهدارى (از چشم و بلاها) فرمود: كوزه تازه (آب نديده اى) بگيرو آن را آب كن سپس بر آن سوره انا انزلناه فى ليلة القدر را سى بار بخوان سپس آن را آويزان كن و از آن بياشام و وضو بگير و هر چه بخواهند در آن آب بيفزايند انشاء الله.(۴۳۳)
و به سند معتبر منقول است كه : شخصى به حضرت صادقعليهالسلام عرض كرد كه : هشت دختر مرا بهم رسيد، و روى پسر تا حال نديده ام، دعا فرما كه خدا مرا پسرى كرامت فرمايد، حضرت فرمود كه : چون مى نشينى كه مشغول جماع شوى دست راست خود را بر طرف راست ناف زن بگذار، و هفت مرتبه سوره اناانزلناه را بخوان، و بعد از آن مشغول شو، و چون حمل ظاهر شود در هر شب هر وقت كه از پهلو به پهلو گردى، باز دست بر جانب راست نافش بگذار، و هفت مرتبه آن سوره را بخوان، آن شخص گفت چنين كردم، هفت پسر از پى يكديگر خدا مرا روزى كرد.(۴۳۴)
و به سند صحيح از منقول است كه : حميرى به خدمت حضرت صاحب الامرعليهالسلام نوشت كه : از آباء شما به ما رسيده است حديثى كه، عجب دارم از كسى كه انا انزلناه در نمازش نمى خواند چگونه نمازش مقبول مى شود، و روايت ديگر رسيده است كه نمازى كه در آن قل هو الله احد نخوانند مزكى و مقبول نيست، و روايت ديگر رسيده است : هر كه در نمازهاى واجبى سوره همزه را بخواند خير دنيا به او مى دهند. پس آيا جايز است كه همزه را بخواند و آن دو سوره را ترك نمايد؟
حضرتعليهالسلام در جواب نوشتند كه : ثواب اين سوره ها كه به شما رسيده است حق است، و اگر سوره اى را كه ثوابى در آن به شما رسيده باشد ترك كنيد و قل هو الله احد و انا انزلناه بخوانيداز براى فضيلت اين دو سوره، ثواب اين دو سوره را مى يابيد با ثواب آن سوره اى كه ترك كرده ايد، و اگر غير از اين دو سوره را بخوانيد هم جايز است و نماز شما تمام و كامل است، و ليكن ترك افضل كرده خواهيد بود.(۴۳۵)
از امام محمد باقرعليهالسلام منقول است : هر كه سوره لم يكن را بخواند از شرك بيزار شود، و دين پيغمبرصلىاللهعليهوآله براى او كامل شود، و درقيامت داخل مومنان كامل مبعوث شود، و خدا او را حساب آسان نمايد.(۴۳۶)
به سند معتبر از حضرت صادقعليهالسلام منقول است كه : ملال بهم مرسانيد از خواندن اذا زلزلت الارض زلزالها، به درستى كه هر كه در نمازهاى نافله اين سوره را بخواند، هرگز خدا او را به زلزله و به صاعقه و به آفتهاى عظيم دنيا مبتلا نگرداند، و او را به اين آفتها نميراند، و در وقت جان كندن ملك بزرگوارى از جانب پروردگارش به نزد او بيايد و بالاى سرش بنشيند، و به ملك موث از جانب حق تعالى بگويد به رفق و مدارا سركن با دوست خدا كه خدا را به خواندن سوره اذا زلزلت بسيار ياد مى كرد، و آن سوره نيز سفارش به ملك موت كند. پس ملك موت گويد: حق تعالى مرا امر كرده است كه سخن او را بشنوم، و اطاعت او بكنم، و تا امر نكند قبض روحش ننمايم، پس ملك موت نزد او باشد تا پرده اى از پيش ديده آن مومن برگيرند و جاى خود را در بهشت ببيند، و بعد از ديدن او را امر نمايد كه قبض روحم بكن، پس ملك موت درنهايت ملايمت و آسانى قبض روح او بكند، و هفتاد هزار ملك روح او را مشايعت كنند، و به زودى به بهشت رسانند.(۴۳۷)
و به سند معتبر از حضرت امام رضاعليهالسلام منقول است كه : حضرت رسولصلىاللهعليهوآله فرمود: هر كه چهار مرتبه سوره اذا زلزلت بخواند، چنان است كه تمام قرآن را خوانده است.(۴۳۸)
از امام صادقعليهالسلام منقول است : هر كه مداومت نمايد بر خواندن سوره و العاديات، خداوند عز وجل او را با اميرالمومنينعليهالسلام خاصة مبعوث فرمايد، و در بهشت از رفقاى آن حضرت باشد.(۴۳۹)
از امام محمد باقرعليهالسلام مروى است : هر كه سوره القارعه را بسيار تلاوت نمايد، خداوند عز و جل او را از فتنه دجال و ايمان به دجال (دردنيا) و از چركهاى جهنم در آخرت امان بخشد، انشاء الله.(۴۴۰)
از حضرت امام صادقعليهالسلام منقول است : هر كه سوره تكاثر را در نماز واجب بخواند، حق تعالى ثواب صد شهيد براى او بنويسد، و هر كه در نافله بخواند ثواب پنجاه شهيد براى او بنويسد، و در نماز واجبش چهل صف از ملائكه با او نماز گذارند انشاء الله.(۴۴۱)
و ايضا به سند معتبر از امام صادقعليهالسلام منقول است كه حضرت رسولصلىاللهعليهوآله فرمود: هر كه سوره الهيكم التكاثر را دروقت خواب بخواند، از عذاب قبر در امان خواهد بود.(۴۴۲)
از حضرت رسولصلىاللهعليهوآله منقول است : هركه سوره والعصر را در نمازهاى نافله بخواند، خدا در روز قيامت او را با روى نورانى و دندان خندان و چشم روش و خوشحال مبعوث گرداند تا او را داخل بهشت كند.(۴۴۳)
از امام صادقعليهالسلام منقول است : هر كه سوره ويل لكل همزة را درنمازهاى فريضه بخواند، خدا فقر را از او دور كند، و روزى او را فراخ گرداند، و او را به مرگ بد نميراند.(۴۴۴)
از حضرت صادقعليهالسلام منقول است : هر كه در نمازهاى واجب سوره الم تر كيف را بخواند، براى او شهادت دهند در قيامت هردشت و كوهى و كلوخى، كه او از جمله نمازگذاران بوده است و منادى ندا مى دهد، درباره بنده ام راست گفتيد: شهادت شما را قبول كردم، اى ملائكه او را بى حساب به بهشت بريد كه من او را و عمل او را دوست مى دارم.(۴۴۵)
از امام صادقعليهالسلام منقول است : هركه سوره لايلاف را بسيارتلاوت نمايد، چون مبعوث شود، بر اسبى از اسبهاى بهشت سوار شود تا بر مائده نور بنشيند.(۴۴۶)
بدان كه مشهور ميان علما آن است كه يكى از اين دو سوره فيل و قريش را به تنهائى در نماز واجب نمى توان خواند، بلكه اگر خوانند بايد با هم خوانده شود و همين است حكم والضحى و الم نشرح.
از حضرت امام محمد باقرعليهالسلام منقول است : هر كه سوره ارءيت الذى يكذب بالدين را در نمازهاى فريضه و نافله بخواند، از جماعتى باشد كه خدا نماز و روزه ايشان را قبول فرموده است، و او را در قيامت به اعمال دنيا حساب نكند.(۴۴۷)
از حضرت امام جعفر صادقعليهالسلام منقول است : هركه سوره انا اعطيناك الكوثر را درنمازهاى فريضه و نافله بخواند، خداوند درروزقيامت از حوض كوثربه او آب عطا مى نمايد و مجلس او با رسول خداصلىاللهعليهوآله درزير درخت طوبى است.(۴۴۸)
از امام صادقعليهالسلام منقول است : هر كه سوره قل يا ايها الكافرون و قل هو الله احد را در نماز فريضه بخواند، خدا او راو پدر و مادرش و آن چه فرزند آيد را بيامرزد، و اگر بدبخت باشد نام او از ديوان اشقيا محو و در ديوان سعدا و سعادتمندان ثبت مى شود و او را در دنيا سعادتمند بدارد، و شهيد بميراند، و شهيد مبعوث كند.(۴۴۹)
و به سند صحيح از امام صادقعليهالسلام منقول است : كه پدرم مى فرمود: «قل هو الله احد» يك سوم قرآن است، و «قل يا ايها الكافرون » يك چهارم قرآن است.(۴۵۰)
و ايضا به سند معتبر از حضرت صادقعليهالسلام منقول است : هر كس وقتى كه به بستر رود قل يا ايها الكافرون و قل هو الله احد بخواند، خدا برات بيزارى از شرك ازبراى او بنويسد.(۴۵۱)
و به سند معتبر از حضرت اميرالمومنينعليهالسلام منقول است كه : حضرت رسولصلىاللهعليهوآله درسفرى نماز كردند، و ما به آن حضرت اقتدا كرديم، درركعت اول قل يا ايها الكافرون خواندند، و در ركعت دوم قل هو الله احد، و چون فارغ شدند فرمودند: از براى شما ثلث قرآن و ربع قرآن را خواندم.(۴۵۲)
و به سند معتبر از حضرت صادقعليهالسلام منقول است : كه ترك مكن خواندن قل هو الله احد و قل يا ايها الكافرون را درچند نماز: در نافله صبح، و دو ركعت اول نافله ظهر، و دو ركعت اول نافله شب، و نمازاحرام، و نماز صبح اگر هوا بسيار روشن شده باشد و سوره طولانى نتوانى خواند، و نماز طواف.(۴۵۳)
از حضرت صادقعليهالسلام منقول است : هر كه سوره اذا جاء نصر الله را درنماز فريضه يا نافله بخواند، خدا او را برجميع دشمنان نصرت دهد، و چون از قبر بيرون آيد با او نامه اى باشد گويا، و در آن نامه امان از صراط و از آتش جهنم و صداى جهنم بوده باشد، و بر هر چيز كه بگذرد او را بشارت به نيكى دهند تا داخل بهشت شود، و از براى او در دنيا از اسباب خير آن قدر حق تعالى بگشايد كه به خاطرش خطور نكرده و آرزوى آن نداشته باشد.(۴۵۴)
از حضرت صادقعليهالسلام منقول است كه : چون سورة تبت يدا ابى لهب را بخوانيد، لعن و نفرين بركنيد بر ابولهب كه او از جمله تكذيب كنندگان بود و تكذيب پيغمبر و آن چه را از جانب خداوند عز و جل بر او وحى شده بود مى كرد.(۴۵۵)
از حضرت صادقعليهالسلام منقول است : هر كه سوره قل هو الله احد را يك مرتبه بخواند، حق تعالى بر او بركت فرستد، و هر كه دو مرتبه بخواند حق تعالى به او و بر اهلش بركت فرستد، و هركه سه مرتبه بخواند حق تعالى به او و اهلش و به همسايگانش بركت دهد، و هر كه دوازده مرتبه بخواند خدا دربهشت دوازده قصر از براى او بنا كند، و كاتبان اعمال به يكديگر گويند، بيائيد برويم و به قصرهاى برادر خود نظر كنيم، و هر كه صد مرتبه بخواند خداوند عالميان گناهان بيست و پنج سال او را بيامرزد به غير از خون ناحق و مال مردم، و كسى كه چهار صد مرتبه بخواند، خدا او را اجر چهار صد شهيد كرامت فرمايد، از شهيدانى كه اسبانشان را پى كرده باشند و خونشان ريخته باشند، و كسى كه هزار مرتبه بخواند دريك شبانه روز، نميرد تا جاى خود را در بهشت ببيند، يا ديگرى براى او ببيند.(۴۵۶)
و ايضا به سند معتبر حضرت صادقعليهالسلام فرمود: پيغمبر هفتاد هزار فرشته كه در آن ها جبرئيلعليهالسلام نيز بود آمدند و بر جنازه سعد نماز خواندند، من به جبرئيل گفتم : اى جبرئيل به چه عمل سزاوار نماز شماها شد؟ جبرئيل گفت : براى خواندنش قل هو الله احد را (در همه احوال) ايستاده و نشسته و سواره و پياده و هنگام رفتن و آمدنش.(۴۵۷)
و به سند معتبر از حضرت رسولصلىاللهعليهوآله منقول است : هر كه صد مرتبه قل هو الله احد را وقت خواب بخواند، خدا گناه پنجاه ساله او را بيامرزد.(۴۵۸)
و به سند معتبر از حضرت صادقعليهالسلام منقول است كه فرمود: خود را حفظ نمائيد از شرمردم به خواندن سوره قل هو الله احد، رو به جانب راست خود كن و بخوان، و به جانب چپ رو كن و بخوان، و به جانب راه خود رو كن و بخوان، و رو به پشت سر كن و بخوان، و به جانب بالاى سر كن و بخوان، و به جانب پائين نظر كن و بخوان، و اگر خواهى كه نزد حاكمى بروى، چون نظرت بر او افتد سه مرتبه بخوان، و هر يك مرتبه كه بخوانى يك انگشت را عقد كن از دست چپ، و انگشتان را چنين نگاه دار تا از نزد او بيرون آئى.(۴۵۹)
وايضا ازحضرت صادقعليهالسلام منقول است. هركس يك روز تمام بر او بگذرد و نمازهاى پنج گانه را بخواند و در آن نمازها قل هو الله احد نخواند، به او گفته مى شود: اى بنده خدا تو از نمازگذاران نيستى.(۴۶۰)
و به سند ديگر از امام صادقعليهالسلام منقول است : كسى كه جمعه اى را سپرى كند و در آن قل هو الله احد نخواند و سپس بميرد، بر دين ابى لهب مرده است(۴۶۱)
و ايضا در حديث ديگر فرمود: كسى كه بيمار يا گرفتار شود و در بيمارى يا گرفتارى خود قل هو الله احد نخواند و در آن بيمارى يا گرفتارى بميرد، پس او اهل آتش مى باشد.(۴۶۲)
و به سند معتبر از امام صادقعليهالسلام منقول است : كسى كه سه روز بگذرد و سوره قل هو الله احد را نخواند، بدون ياور مانده و رشته ايمان از گردنش برداشته مى شود (بى ايمان مى شود). و اگر در اين سه روز بميرد، كافر به خداى بزرگ است.(۴۶۳)
و در حديث ديگر فرمود: هر كه ايمان به خدا و روز قيامت داشته باشد، بايد كه بعد از نماز واجب، خواندن قل هو الله احد را ترك نكند، به درستى كه هر كه بعد از هر نماز فريضه قل هو الله احد بخواند، خدا به او خير دنيا و آخرت كرامت فرمايد، و گناه او و پدر و مادر او و فرزندان پدر و مادر او را بيامرزد.(۴۶۴)
و به سند معتبر از حضرت اميرالمومنينعليهالسلام منقول است : هر كه سوره قل هو الله احد را بعد از نماز صبح يازده مرتبه بخواند، در آن روز گناهى بر او لازم نشود، هرچند شيطان (براى اجبار او به گناه) خود را ذليل و خوار كند.(۴۶۵)
و به سند معتبر از حضرت صادقعليهالسلام منقول است كه : كسى كه به رختخواب رود و يازده مرتبه سوره قل هو الله احد را بخواند، خداوند او را در خانه اش و خانه هاى اطرافش حفظ مى نمايد.(۴۶۶)
و به سند معتبر از حضرت اميرالمومنينعليهالسلام منقول است : هر كه در وقت خواب قل هو الله احد بخواند، حق تعالى پنجاه هزار ملك موكل گرداند كه او را حراست نمايند در آن شب.(۴۶۷)
و به سند معتبر از حضرت صادقعليهالسلام منقول است : هر كه يك مرتبه قل هو الله احد بخواند، چنان باشد كه ثلث قرآن و ثلث تورات و ثلث انجيل و ثلث زبور را خوانده باشد.(۴۶۸)
و از حضرت صادقعليهالسلام منقول است كه : حق تعالى به عوض فدك به حضرت فاطمهعليهاالسلام اطاعت تب را كرامت فرمود كه تب مطيع آنحضرت باشد، پس هر كه حضرت فاطمهعليهاالسلام و فرزندان او را دوست دارد و تبى بهم رساند، و هزار مرتبه سوره قل هو الله احد را بخواند، و به حق فاطمهعليهاالسلام سوال نمايد زوال تب را، به امر الهى زايل مى گردد.(۴۶۹)
به سند معتبر از امام صادقعليهالسلام منقول است كه : سبب نزول معوذتين آن بود كه حضرت رسولصلىاللهعليهوآله تب به هم رسانيدند، جبرئيل اين دو سوره را آورد و تعويذ آن حضرت كرد.(۴۷۱)
و از حضرت امام رضاعليهالسلام به سند معتبر منقول است : هر كه صداعى(۴۷۲) يا غير آن عارض شود دستهاى خود را بگشايد و سوره فاتحه و قل هو الله احد و قل اعوذ برب الناس و قل اعوذ برب الفلق بخواند و دست بر روى خود بكشد، آن آزار برطرف شود.(۴۷۳)
و ايضا از حضرت امام رضاعليهالسلام به سند معتبر منقول است : هيچ كس نيست كه از دوران كودكى بعهده گيرد كه در هر شب سوره قل اعوذ برب الفلق و سوره قل اعوذ برب الناس را هر كدام سه بار بخواند و سوره قل هو الله احد را صد بار و اگر نتواند پنجاه بار بخواند، جز اين كه خداى عز وجل از او بگرداند هر نوع ديوانگى و جن زدگى و پيش آمدهائى كه كودكان دچار شوند، و نيز مرض تشنگى و فاسد شدن معده و جوشش خون را تا زمانى كه بدان مداومت كند تا به پيرى رسد، و اگر خود را بخواندن آن پايبند كند يا ديگرى برآن وادارش كند (يعنى اگر خودش سواد ندارد يا خواندن نتواند بر او بخوانند) تا روزى كه خداى عز و جل جانش را بگيرد محفوظ ماند.(۴۷۴)
و از حضرت امام محمد باقرعليهالسلام منقول است : هر كه در نماز «وتر» معوذتين و قل هو الله احد بخواند، به او خطاب كنند كه : اى بنده خدا بشارت باد تو را كه خدا وتر تو را قبول كرد.(۴۷۵)
و به سند صحيح از حضرت صادقعليهالسلام منقول است : هر كه بعد از نماز جمعه سوره حمد را يك مرتبه، و هر يك از موذتين و قل هو الله احد را هفت مرتبه و آية الكرسى، و آيه سخره،(۴۷۶) و آخر سوره توبه «لقد جائكم رسول من انفسكم » تا آخر سوره هر يك را يك مرتبه بخواند، كفاره گناهان او باشد از جمعه تا جمعه.(۴۷۷)
و از معمر بن خلاد منقول است كه : در خدمت حضرت امام رضاعليهالسلام بودم در راه خراسان، و وكيل خرج آن حضرت بودم، مرا امر فرمود كه غاليه اى(۴۷۸) درست كن، چون درست كردم و در شيشه كردم، حضرت را بسيار خوش آمد، فرمود: اى معمر چشم حق است از براى رفع تاثير چشم در كاغذى سوره حمد و قل هو الله احد و معوذتين را بنويس، و در غلاف شيشه غاليه بگذار.(۴۷۹)
و از حضرت صادقعليهالسلام منقول است كه فرمود: تاثير چشم زدن حق است، و ايمن نيستى كه چشم تو در خودت يا در ديگرى تاثير كند، پس اگر از تاثير چشم ترسى، سه مرتبه بگو: ما شاء الله لا قوة الا بالله العلى العظيم و اگر يكى از شما زينتى كند خوش آيند باشد، چون از منزل خود بيرون رود قل اعوذ برب الناس و قل اعوذ برب الفلق بخواند كه از چشم به او ضرر نرسد.(۴۸۰)
و از حضرت امام محمد باقرعليهالسلام منقول است : كسى كه در خواب ترسد، در وقت خواب معوذتين و آية الكرسى بخواند.(۴۸۱)
قطب راوندى قدس سره روايت نموده : كسى كه سوره قل يا ايها الكافرون را بخواند پس براى او شفا است از كفر و رحمت است به ثبات بر ايمان و كسى كه سوره فلق را بخواند پس براى او شفا است از سحر و رحمت است به ثبات بر عافيت و كسى كه سوره ناس را بخواند پس براى او شفا است از كيد شيطان و رحمت است به ثبات بر الهام (آن چه خداوند بر دل افكند).(۴۸۲)
اميرالمومنينعليهالسلام فرمودند: صلوات فرستادن بر پيامبرصلىاللهعليهوآله گناهان را از بين مى برد، بهتر از نابود كردن آب آتش را. سلام كردن بر پيامبرصلىاللهعليهوآله برتر از آزاد كردن چند برده است. دوست داشتن رسول خداصلىاللهعليهوآله برتراز فدا كردن جانهاست. يا فرمودند: برتر از شمشير زدن در راه خداست.(۴۸۳)
امام صادقعليهالسلام فرمودند: هنگامى كه پيامبرصلىاللهعليهوآله را ياد كردند، زياد بر او صلوات بفرستيد. زيرا همانا كسى كه يك بار بر پيامبرصلىاللهعليهوآله صلوات بفرستد، خداوند در هزار صف از فرشتگان هزار بار بر او صلوات مى فرستد و آفريده اى از آفريدگان خدا باقى نماند، مگر اين كه به خاطر صلوات خدا و صلوات فرشتگانش، بر او صلوات مى فرستند. و جز نادان مغرور كه خدا و رسول از او بيزارند، كسى از اين ثواب رو نمى گرداند.(۴۸۴)
اللهم صل على محمد و آل محمد فى الاولين. و صل على محمد و آل محمد فى الاخرين. و صل على محمد و آل محمد فى الملا الاعلى. و صل على محمد و آل محمد فى المرسلين. اللهم اعظ محمدا الوسيلة و الشرف و الفضيلة و الدرجة الكبيرة. اللهم انى آمنت بمحمد و لم اره فلا تحرمنى يوم القيامة رويته و ارزقنى صحبته و توفنى على ملته و اسقنى من حوضه مشربا رويا سائغا هنيئا لا اظما بعده ابدا انك على كل شى ء قدير اللهم كماآمنت بمحمدصلىاللهعليهوآله و لم اره فعرفنى فى الجنان وجهه اللهم بلغ روح محمد عنى تحية كثيرة و سلاما.
همانا كسى كه سه بار در بامداد و سه بار در شب با اين ذكر صلوات بفرستد، گناهانش از بين رفته و خطاهايش محو مى گردد؛ سرورش دوام يافته و دعايش مستجاب مى شود؛ به آرزويش رسيده و رزقش زياد مى گردد؛ در مقابل دشمنش يارى گرديده، اسباب همه خيرها برايش مهيا شده و از دوستان پيامبرش در بهشتهاى اعلى قرار داده مى شود.(۴۸۵)
امام صادقعليهالسلام فرمودند: كسى كه در يك روز صد بار بگويد «رب صل على محمد و اهل بيته »، خداوندصد حاجت او را بر مى آورد كه سى تاى آن مربوط به دنيا و هفتاد تاى آن مربوط به آخرت است.(۴۸۶)
از امام صادقعليهالسلام پرسيدند چگونه بر محمد و آل او صلوات بفرستيم فرمود شما مى گوئيد:
صلوات الله و صلوات ملائكته و انبيائه و رسله و جميع خلقه على محمد و آل محمد و السلام عليه و عليهم و رحمة الله و بركاته.
گفته شد ثواب كسى كه به اين طريق بگويد چه مى باشد، فرمود: بيرون شدن از گناهان است، به خدا قسم مثل روزى كه او را مادر زائيده.(۴۸۷)
امام باقرعليهالسلام فرمودند: هنگامى كه در روز جمعه نماز عصر را خواندى، بگو:
اللهم صل على محمد و آل محمد الاوصياء المرضيين بافضل صلواتك و بارك عليهم بافضل بركاتك و السلام عليهم و على ارواحهم و اجسادهم و رحمة الله و بركاته.
همانا كسى كه پس از نماز عصر اين صلوات را بفرستد، خداوند صد هزار حسنه براى او نوشته، صد هزار گناه او را پاك كرده، به واسطه آن صد هزار حاجت او را برآورده نموده صد هزار درجه براى او مى نويسد.(۴۸۸)
امام باقرعليهالسلام فرمود: كسى كه در ركوع، سجده و قيامش بگويد «اللهم صل على محمد و آل محمد» خداوند براى او همانند ثواب ركوع، سجده و قيام را مى نويسد.(۴۸۹)
حضرت صادقعليهالسلام فرمود: پيوسته دعا محجوب است (و ميان آن با استجابتش حجاب و پرده اى حائل است) تا بر محمد و آلش صلوات فرستاده شود (كه آن گاه پرده و حائل برطرف شود).(۴۹۰)
حضرت صادقعليهالسلام فرمود: هر كه دعائى كند و نام پيغمبرصلىاللهعليهوآله را نبرد، آن دعا بالاى سرش (چون پرنده اى) بچرخد، و چون نام پيغمبرصلىاللهعليهوآله را برد دعا بالا رود.(۴۹۱)
حضرت صادقعليهالسلام فرمود: مردى نزد پيغمبرصلىاللهعليهوآله آمد عرض كرد: اى رسول خدا من يك سوم صلواتم را براى شما قرار دهم، نه بلكه نيمى از صلواتم را مخصوص شما گردانم، نه بلكه تمامى آن را از آن شما گردانم، رسول خداصلىاللهعليهوآله فرمود: در اين صورت خرج و معونة دنيا آخرت تو كفايت شود، در اين هنگام مردى عرضه داشت : خدا تو را نيكى دهد، چگونه دعايش را به او اختصاص مى دهد؟ امام صادقعليهالسلام فرمود: چيزى از خدا نمى خواهد، مگر اين كه قبل از آن بر محمد و آل محمد صلوات مى فرستد.(۴۹۲)
حضرت صادقعليهالسلام فرمود: رسول خداصلىاللهعليهوآله فرمود: هر كه بر من صلوات فرستد خدا و فرشتگان بر او صلوات فرستند، هر كه خواهد كم فرستد و هر كه خواهد بيش.(۴۹۳)
حضرت صادقعليهالسلام فرمود: رسول خداصلىاللهعليهوآله فرمود: آوازهاى خود را به صلوات بر من بلند كنيد، زيرا كه آن نفاق را برطرف سازد.(۴۹۴)
اسحاق بن فروخ گويد: حضرت صادقعليهالسلام فرمود: اى اسحاق بن فروخ هر كه ده بار بر محمد و آل محمد صلوات بفرستد، خداوند و فرشتگان او صد بار بر او صلوات فرستند، و هر كه صد بار بر محمد و آل محمد صلوات فرستد خداوند و فرشتگانش هزار بار بر او صلوات فرستند. (صلوات از خدا آمرزش و رحمت است و صلوات فرشتگان درخواست فروفرستادن رحمت مى باشد).(۴۹۵)
محمد بن مسلم از يكى از دو امام باقر و صادقعليهالسلام حديث كند كه رسول خداصلىاللهعليهوآله فرمودند: در روز قيامت من در كنار ترازوى اعمال هستم. كسى كه گناهانش سنگينتر از كارهاى نيكش باشد، صلواتهايى كه بر من فرستاده است مى آورم تا كارهاى نيكش را سنگينتر نمايم.(۴۹۶)
حضرت صادقعليهالسلام فرمود: هر كه به درگاه خداى عز و جل حاجتى دارد بايد به صلوات بر محمد و آلش شروع كند، و سپس حاجت خود را بخواهد، و در آخر هم به صلوات بر محمد و آل محمد پايان دهد، زيرا كه خداى عز و جل كريم تر از آن است كه دو طرف (دعا) را بپذيرد، و وسط (دعا) را واگذارد (و به اجابت نرساند) زيرا صلوات بر محمد و آل محمد محجوب نيست (و بدون برخورد به حجابى بالا رود).(۴۹۷)
عبدالسلام بن نعيم گويد: به امام صادقعليهالسلام عرض كردم : من وارد خانه خدا شدم و هيچ دعائى به خاطر نداشتم جز صلوات بر محمد و آل محمد، فرمود: آگاه باش كه هيچ كس مانند تو (در فضيلت و ثواب) از آن جا بيرون نيامده است.(۴۹۸)
عبدالله بن عبدالله دهقان گويد: خدمت حضرت رضاعليهالسلام شرفياب شدم، پس آن حضرت به من فرمود: معناى گفتار خداوندچيست؟ (كه فرمايد:) «و ياد كرد نام پروردگارش را پس صلوات به جا آورد» (سوره اعلى آيه ۱۵)؟ من عرض كردم : يعنى هر زمان نام پروردگارش را به ياد آورد برخاست پس نماز خواند (و صلوة به معناى نماز است) فرمود: (اگر اين طور باشد) پس خدا به حقيقت تكليفى نابجا و بيرون از طاقت و توانائى كرده است؟ عرض كردم : قربانت پس معناى آن چگونه است؟ فرمود: هرگاه نام پروردگارش را ياد كند بر محمد و آل او صلوات فرستد.(۴۹۹)
حضرت صادقعليهالسلام فرمود: هر گاه يكى از شماها نماز بخواند و در نماز خود نام پيغمبرصلىاللهعليهوآله و (آل او) را نبرد، با اين نماز به جز راه بهشت مى رود (يعنى اين نماز او را به بهشت نخواهد برد) و رسول خداصلىاللهعليهوآله فرمود: هر كس كه من نزد او نامم برده شود و بر من صلوات نفرستد به دوزخ رود، پس خدايش (از رحمت خود) دور كند. و فرمود: و هر كس كه من نزدش نام برده شوم و صلوات (فرستادن) را بر من فراموش كند از راه بهشت به خطا رفته است.(۵۰۰)
امام باقرعليهالسلام فرمودند: همانا بنده اى هفتاد پاييز در آتش مى ماند، كه هر پاييزى هفتاد سال است، آن گاه از خدا مى خواهد كه بحق محمد و اهل بيتش به او رحم كند. خداى عزو جل نيز به جبرئيل وحى كند كه فرود آى و بنده ام را از آتش خارج كن. جبرئيل عرض مى كند چگونه در آتش فرود آيم؟ خداوند مى فرمايند، به آتش دستور داده ام كه براى تو سرد شود و ضررى به تو نرساند. عرض مى كند: پروردگارا! جايش را نشانم بده. مى فرمايد در چاهى در سجيل است. آن گاه جبرئيل در جاى او فرود آمده و او را از آتش بيرون مى كشد. خداوند عزو جل ازاو مى پرسد چند سال در آتش بودى؟ عرض مى كند: نمى دانم، خداوند مى فرمايد: هان به عزتم سوگند اگر اين چنين از من درخواست نمى كردى، همچنان تو را با خوارى در آتش نگاه مى داشتم. ولى بر خودم لازم نموده ام كه هيچ بنده اى از من به حق محمد و اهل بيت او درخواست آمرزش نكند مگر اين كه گناهانى را كه مربوط به من و اوست ببخشم. و امروز نيز محققا گناهان تو را بخشيدم.(۵۰۱)
اميرالمومنينعليهالسلام فرمودند: هيچ دعائى به آسمان نمى رسد، مگر اين كه دعا كننده بر محمد و آل او صلوات بفرستد.(۵۰۲)
راوى مى گويد: امام صادقعليهالسلام از من پرسيدند نمى خواهى چيزى يادت بدهم كه خداوند با آنصورتت را از حرارت جهنم حفظ كند؟ عرض كردم : چرا. فرمودند: پس از سپيده دم، صد بار بگو: «اللهم صل على محمد و آل محمد» تا خداوند صورتت را از حرارت جهنم حفظ نمايد.(۵۰۳)
امام صادقعليهالسلام فرمود: در كتابى خواندم كه هر كسى كه بگويد: «اللهم صل على محمد و آل محمد» خداوند براى او صد حسنه مى نويسد، و كسى كه بگويد «اللهم صل على محمد و اهل بيته » خداوند براى او هزار حسنه مى نويسد.(۵۰۴)
راوى مى گويد از امام رضاعليهالسلام شنيدم كه مى فرمود: كسى كه پس از نماز صبح و مغرب پيش از آن كه برخيزد يا با كسى صحبت كند، بگويد: ان الله و ملائكته يصلون على النبى يا ايها الذين آمنوا صلوا عليه و سلموا تسليما. اللهم صل على محمد النبى و ذريته خداوند صد حاجت او را برمى آورد، هفتاد حاجت در دنيا و سى حاجت در آخرت.(۵۰۵)
امام رضاعليهالسلام نقل مى نمايند كه رسول خداصلىاللهعليهوآله فرمودند: كسى كه در روز جمعه صد بار بر من صلوات بفرستد، خداوند شصت حاجت او را بر آورده مى نمايد: سى حاجت مربوط به دنيا و سى حاجت مربوط به آخرت.(۵۰۶)
شرايط و اثرات ختم، وقصه علامه سيد بحرالعلوم قدس سره
از سيد بحرالعلوم قدس سره نقل شده كه فرمود: بعد از «تهذيب اخلاق » بختوم مشغول شدم و چهل شبانه روز به ختم «يا الله » مشغول شدم (۶۶ بار هر نوبت) و شروط ختم را از «تقوى » مراعات مى كردم. شب چهل، شب عرفه بود در حرم مطهر حضرت امام حسينعليهالسلام ، نزديك قبور شهدا شخصى آمد و سيبى به دست من داد و من آن سيب را بوئيدم، بوى مشك و عنبر مى داد. نزديك بود بيهوش شوم، بعدها دانستم آن چه دانسته ام از بركت آن سيب است. پس بايد ختم گيرنده «تقوا» را رعايت كند.(۵۰۷)
هر كه بين نماز صبح و نافله اش سوره حمد را ۴۱ مرتبه چهل روز بدون فاصله بخواند، خداوند حاجت او را برآورده مى كند هرچه كه باشد (البته حاجت شرعى) حتى اگر بنيت اولاد باشد خدا اولاد روزى او مى كند.(۵۰۸)
روز چهارشنبه بعد از دوركعت نماز حاجت به نيت بى نيازى و غنى و عزت، چهل مرتبه سوره مباركه كوثر را بخواند، مال بسيار روزى او شود، انشاء الله.(۵۰۹)
براى وسعت روزى در سه شب هر شب چهل مرتبه سوره مبارك قدر را قرائت كنيد.(۵۱۰)
ازامام صادقعليهالسلام نقل شده است كه : هركس سوره حشر را جهت برآورده شدن حوائج و مهمات بزرگ و عظيم چهل روز، روزى يك بار بخواند، حاجت او برآورده مى شود و اگر يك روز فوت شود، بايد از سر گيرد؛ و نوشته اند كه هر كس تا چهل روز مداومت كند مستجاب الدعوة گردد.(۵۱۱)
از براى قضاء حوائج اين دعا را هفتاد مرتبه با اعتقاد صادق بخوانيد شيخ بهائى قدس سره مى فرمايد كه اگر حاجت او روا نشد در قيامت با من مخاصمه كند و فرموده اگر كه به نيت شفاى بيمار هفتاد بار بخواند در حال سجده از جمله مجربات است مگر آن كه اجل مريض حتمى باشد. دعا اين است :
لا اله الا الله بعزتك و قدرتك لا اله الا الله بحق حقك و حرمتك لا اله الا الله فرج برحمتك(۵۱۲)
امام سوم حضرت حسينعليهالسلام فرمود: از پيغمبر اكرمصلىاللهعليهوآله روايت شده جهت حوائج تا هفت روز هر روز اين اذكار را هزار بار بخواند حاجت روا گردد: شنبه «يا حى يا قيوم » يكشنبه : «اياك نعبد و اياك نستعين » دوشنبه : سبحان الله و الحمد لله سه شنبه : يا الله يا رحمن چهارشنبه : حسبى الله و نعم الوكيل » پنجشنبه : «يا غفور يا رحيم » جمعه : «يا ذوالجلال و الاكرام ».(۵۱۳)
دانشمند محترم آقاى شيخ محمد رازى مى نويسد: به نقل از حجة الاسلام و المسلمين آقاى حاج سيد نورالدين آية الله زاده ميلانى، از ايشان شنيدم كه آقاى ياسرى فرمود در ورقه اى ختمى را با آداب آن ديدم كه از قول شيخ بهايى قدس سره نوشته است : هر كس اين عمل را در طول ده روز انجام دهد به اين ترتيب كه روز جمعه شروع و تا ده روز پايان آن روز يك شنبه مى شود، اگر مطلب و حاجتش برآورده نشود مرا لعنت كند، روزى صد بار بگويد:
بسم الله الرحمن الرحيم يا مفتح الابواب يا مقلب القلوب و الابصار و يا دليل المتحيرين و يا غياث المستغيثين توكلت عليك يا رب فاقض حاجتى واكف مهمى و لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظيم و صلى الله على محمد و اله اجمعين.(۵۱۴) (مجربست)
از خواجه نصير طوسى و از علامه حلى قدس سره نقل شده است به جهت مطالب مهمه و دفع اعداء صد مرتبه گفتن يا قاهر العدو يا والى الولى يا مظهر العجائب يا مرتضى علىعليهالسلام مجرب گفته اند. ايضا صد و يازده مرتبه گفتن «يا قاهر العدو» فورا تاثير مى بخشد و گويا از ميرداماد قدس سره نقل شده است.(۵۱۵)
هر كه به ورطه اى افتد كه تدبيرى از خلاص آن نباشد آن دعا را مكرر بخواند و اگر در يك مجلس رو به قبله و با وضو صد و بيست و نه مرتبه بخواند اصوب است و به تجربه رسيده است :
بسم الله الرحمن الرحيم و لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظيم يا لطيف ادركنى بلطفك الخفى.(۵۱۶)
از براى حاجت، خواندن لا اله الا انت سبحانك انى كنت من الظالمين است در حال سجده چهل مرتبه.(۵۱۷)
به جهت دفع دشمن از روز پنج شنبه تا يك هفته هر روز صد و چهل و شش مرتبه بگويد «حسبى الله » كه البته امر آن دشمن كفايت مى شود.(۵۱۸)
ازجمله تجربيات است در شدائد و رفع تنگيها هفتاد مرتبه واندن بسم الله الرحمن الرحيم يا محمد يا على يا فاطمة يا صاحب الزمان ادركونى و لا تهلكونى و در نسخه ديگر هفتاد و يك مرتبه است.(۵۱۹)
به جهت عزت و وسعت و محبت هفتاد بار حسبى الله لا اله الا هو عليه توكلت و هو رب العرش العظيم قرائت شود.(۵۲۰)
هر روز هفتاد بار خواندن «ناد علىعليهالسلام » است به جهت حاجت و ضيق معاش و غيرذالك و ادعاى تجربه شده است كه در خواب، يكى ازائمهعليهمالسلام بر آن شخص مجرب ظاهر مى شوند و مطلب آن را بر او بيان مى فرمودند و ايضا صد و ده مرتبه دريك وقت نيزوارد شده است و صورتشان در بعضى از اقسام اين است ناد عليا مظهر العجائب تجده عونا لك فى النوائب كل هم و غم سينجلى بولايتك يا على يا على يا علىعليهالسلام بعد از اتمام سه مرتبه بگويد «يا ابا الغوث اغثنى ادركنى يا على ادركنى » اگرسه روز اين ختم خوانده شود مقصود حاصل گردد انشاء الله.(۵۲۱)
خواندن العلى به نداء يا غير ياء نداء صد و ده مرتبه هر روز به جهت غنى و درجه بلند يافتن.(۵۲۲)
صاحب كتاب گفته مجرب است مجرب است مجرب است كه هيچ شكى و ريبى در آن نيست هزار باربگويد و در وسط حرف نزند حسبى الله و نعم الوكيل و لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظيم لا اله الا انت سبحانك انى كنت من الظالمين.(۵۲۳)
هر روز سوره مباركه و الذاريات و طلاق و مزمل و الم نشرح را به جهت امر معيشت و وسعت از مجربات يقينيه صاحب كتاب است. از حضرت صادقعليهالسلام مروى است كه الم نشرح را در وقت بيع و شراء (خريد و فروش) سه مرتبه بخواند، البته از آن بيع و شراء نفع به او خواهد رسيد و اگر بنويسند و بشويند و بزنى بدهند تا بخورد وضع حمل بر او آسان گردد، و سه بار بر درد دل بخوانند شفا يابد و به جهت آسانى كارها تا يك هفته بعد از نماز بخوانند كه مجرب است. سوره منافقون را به جهت هر حاجتى به خصوص درد چشم و فرج موجب قضا و شفاء است و مجرب است.(۵۲۴)
امام صادقعليهالسلام فرمود: هر كس هفتاد بار اين را بخواند، من براى او در دنيا آخرت ضامنم و اين كه خدا را با بشارت وقت مردن ملاقات كند و براى او بهر كلمه اى يك خانه در بهشت باشد يا اسمع السامعين و يا ابصر المبصرين و يا اسرع الحاسبين و يا احكم الحاكمين.(۵۲۵)
از براى توسعه رزق در امر معاش و غنى و توانگرى درسحرگاه يعنى نزديك صبح دو ركعت نماز كند در ركعت اولى بعد از حمد هفده مرتبه سوره «قل يا ايها الكافرون » و در ركعت دوم بعد از حمد هفده مرتبه «قل هو الله احد» و در ركوع هر يك از اين دو ركعت هفده مرتبه «سبحان ربى الاعلى و بحمده » و در هر يك از سجدتين دو ركعت هفده مرتبه «سبحان ربى الاعلى و بحمده » بگويد و بعد از فراغ از نمام هفده مرتبه «آية الكرسى » بخواند، كه مجرب است و گفته اند كه اين عمل از كنوز خفيه (گنجاى پنهان) است، به دست نااهل نبايد داد و خواندن سوره «طه » نزد طلوع فجر اقل اثر او آن است كه روزى تازه به او مى رسد و نرمى دلها از براى او حاصل مى شود.(۵۲۶)
از جمله مجربات صاحب كتاب آن است كه به جهت وسعت، خواندن سوره «انا انزلناه » است بعد از نماز صبح ده مرتبه، تخلف ندارد. صاحب كتاب گويد در نسخه اى به نظر حقير رسيد كه تا چهل شب سوره «والليل » را هر شب يك مرتبه بخواند، روز چهلم چهل هزاردرهم خداوند عالم به او كرامت فرمايد.(۵۲۷)
روز چهارشنبه هفتاد بار اين ذكر را بخواند، بر اهالى علم و قلم فائق آيد و غنى و مكرم گردد: هو الله الذى لا اله الا هو عالم الغيب و الشهادة هو الرحمن الرحيم.(۵۲۸)
روز پنج شنبه از براى مال و ثروت دو ركعت نماز و بعد سوره يس بخواند و اين عمل را تا سه روز به عمل آورد اكمل خواهد بود.(۵۲۹)
ختم زيارت عاشورا است روز شنبه شروع كند تا يك هفته هر روز يك مرتبه بخواند و تا چهل روز نيز مشهور است.(۵۳۰) (بسيار مجربست)
اگر خواهند از امر پنهانى آگاهى حاصل شود دو ركعت نماز بخواند و در سجده آخر صد و پنجاه مرتبه بگويد: «يا فتاح » آن امر ظاهر شود.(۵۳۱)
چون خلق نماز جمعه را خواندند، بعد از آنى كه غسل جمعه را كرده باشى يا لباس طيب در سجده به هر نيت دويست مرتبه بگو: «يا الله المحمود فى كل فعاله » با خشوع، البته مراد حاصل شود انشاء الله.(۵۳۲)
دو ثلث از شب جمعه گذشته، پانزده مرتبه سوره قدر را بخواند از براى هر حاجتى.(۵۳۳)
نود و دو مرتبه بگو: اللهم انى اسئلك بحق محمدصلىاللهعليهوآله و آل محمد ان تنجينى من هذا الغم به جهت هم و غم و امر مهم.(۵۳۴)
شيخ صدوق قدس سره در كتاب توحيد از حضرت صادقعليهالسلام و آن حضرت از پدران خود چنين روايت مى نمايند، كه پيغمبرصلىاللهعليهوآله فرمودند: به درستى كه از براى خداى تبارك و تعالى نود و نه اسم است، و كسى كه احصاء(۵۳۵) كند آن ها را داخل بهشت مى گردد(۵۳۶)
معناى احصاء نه فقط تعداد و به شماره نمودن اسماء الهى است بلكه احصاء، احاطه و اطلاع بر معناى اسماء حقتعالى است. نخستين چيزى كه ما را به جاده هدايت رهبرى مى نمايد، و درب معرفت و شناسائى خدا را بر روى ما مى گشايد، و صفات او را به ما نشان ميدهد همان اسماء الحسنى اى است كه خداوند درسوره اعراف به آن اشاره فرموده اند: «و لله الاسماء الحسين فادعوه بها) (خدا را نامهاى نيكوست بدانها خدا را بخوانيد) و اگر همان طورى كه امر فرموده او را بهمين اسماء الحسنى بخوانيم، و در اوقات شبانه روزى روى توجه و نيازمندى به در خانه فيض و احسانش بنمائيم البته به كرمش ما راقبول مى فرمايد و در جايگاه قرب خود منزل مى دهد و در آخرت در آن ضيافت خانه بهشتى، و محل كرامت ما را گرامى مى دارد.(۵۳۷)
مشتق است از اله و له، يعنى الهيت بدون معبوديت تحقق نپذيرد.
احد به معناى نفى اجزاء و اعضاء، و واحد به معناى نفى شريك و نظير و مثل و مانند.
قائم به نفس و غنى از غير مى باشد.
الاول يعنى آن كسى كه از براى وجود او ابتدائى نيست و قبل از او چيزى نيست.
و الاخر يعنى آن كسى كه از براى وجود او انتهائى نيست و هميشه باقيست.
به معناى بسيار شنونده است، يعنى بالذات خود تمام اقسام شنيدنيها را درك مى نمايد.
يعنى بينا است، و بذات خود تمام ديدنيها از آن چه ظاهر و آن چه مخفى است ادارك مى نمايد.
به معناى توانائى و قدرت داشتن بر ايجاد شى ء.
يعنى غالب بر هر چيزيست و تمام موجودات ذليل و منقاد او مى باشند.
«العلى » يعنى عالى و فوق عالى است، زيرا كه العلى دلالت بر علو و رفعت مقام دارد، و «الاعلى » دلالت بر فوق علو و رفعت مى كند.
يعنى هميشه باقى است، و منزه و مبراء از عوارض ممكنات است.
ابداع يعنى ايجاد نمودن شى ء، ابتدائا بدون آن كه مسبوق باشد بماده و مدت، و يا مسبوق باشد به عدم زمانى.
خالق خلائق و موجود تمام مخلوقات، و بعضى گفته اند، البارى ماخوذ است از براء، كه به معناى خاكست. يعنى خلق نموده آن را از خاك.
يعنى ارجمند و گرامى، به معنى كريم هم آمده.
اگر ماخوذ از ظهور ضد خفاء باشد، يعنى ظاهر به آثار قدرت و هويدا است به شواهد حكمت، و پيدا است به دلائل و براهين.
يعنى باطن است به حقيقت، و باطن هر چيزيست. يعنى عالم و داناى به هر موجودى مى باشد.
يعنى هميشه بذات خود زنده و پاينده است، و موصوف مى باشد به حيات و علم و قدرت و ادراك.
براى اين اسم مبارك دو معنى گفته شده، يكى آن كه «الحكيم » يعنى العالم زيرا كه حكمت در لغت به معناى علم است و بنابراين معنى «الحكيم » از صفات ذات مى باشد. و ديگر آن كه «الحكيم » به معناى اتقان در فعل و عملست.
حقتعالى حكيم است يعنى افعال او متقن و محكم و مشتمل بر مصالح بسيار، و هر چيزى را به جاى خود قرار داده، و بنابراين معنى «الحكيم » از صفات افعال مى باشد، نه از صفات ذات، يعنى افعال او محكم و از روى حسن تدبير به عمل آمده.
«العليم » مبالغه در علم و اشاره به سعه علم حق عز و جل، و احاطه علميه او به تمام ممكنات قبل از وجود آن ها و هنگام وجود آن ها مى باشد، و اين كه به هيچ نحو تغيير و تبدلى در علم ازلى او راه ندارد، و ظاهر و باطن نزد او مساويست.
يعنى صاحب حلم، و حق تعالى را حليم گويند كه هر چيزى را در وقت خود انجام مى دهد، و در عقاب عاصى و در انتقام مظلوم با آن كه داراى قدرت تامه است عجله نمى كند.
اشاره به كمال حفظ الهى جل شانه مى باشد، پس خداوند نگهدارنده هر چيزى است كه در آسمان و زمين است، و حافظ و نگهبان تمام موجودات مى باشد و بلا را از آن ها مى گرداند.
يعنى ثابت و دائم به ذات خود و حق در مقابل باطل، چون وجود در مقابل عدم است.
براى «الحسيب » سه معنى گفته شده، اول كفايت كننده، دوم محاسب يعنى حساب كننده، سوم محصى و عالم، يعنى چيزى بر او مخفى و پوشيده نيست.
يعنى المحمود، و حمد نقيض ذم است، و سزاوار اين است كه عبد در همه حال شدت، راحتى، فقر، غنا، صحت و مرض مشغول حمد و ثناء پروردگار باشد زيرا كه از مستحق ستايش است.
براى «الحفى » دو معنى گفته شده، يكى عالم و ديگر لطيف، يعنى عالم است به تمام امور و محيط است به تمام موجودات، لطيف است به نيكوئى و لطف و مهربانى.
رب به معناى مالك و تربيت كننده است.
يعنى صاحب رحمت واسعه، و رحمت او همه چيز را فرا گرفته، و به همين رحمت واسعه الهى است كه به هر جنبنده اى روزى مى دهد.
يعنى رحم كننده به مومنين، و رحمتى كه از رحيم استفاده مى شود مخصوص به مومن است.
يعنى خالق
يعنى خداوند روزى دهنده تمام موجودات مى باشد و همگى بر سر خوان احسانش روزى مى خورند.
يعنى صاحب اختيار و حافظ، آن چنان كه چيزى از او غائب و مخفى نمى گردد.
يعنى عالم به مبصرات و بيننده ديدنيها و خداى عز و جل بذات خود بينا و شنوا است، نه بجارحه چشم و گوش.
يعنى حقتعالى سالم از هر عيب و نقصى است و زوال و انتقال و فنا و موت در ساحت قدس او راه ندارد.
يعنى مصدق و تصديق كننده عبد را مومن گويند.
يعنى خداوند شاهد است بر خلق و بر افعال و اقوال و كردار آن ها.
به معناى قوت و غلبه و شدت است، و آن غالبى است كه چيزى او را مغلوب و عاجز نمى كند، و عزيز به معناى پادشاه هم آمده است.
براى «الجبار» سه معنى گفته شده، اول قاهر، يعنى براى حقتعالى بزرگى و عظمت و جبروتست، دوم عالى، يعنى فوق مخلوقات است، سوم جبران و تلافى كننده. پس خدا كس است كه جبران و تلافى مى نمايد فقر و حاجت خلق را.
متكبر ماخوذ از كبرياء است، و حق تعالى متكبر است يعنى منزه و مبراء از صفات مخلوقين است.
يعنى پادشاهى است كه واجب الطاعه باشد.
«السبوح » تنزيه حق است از هر چيزى كه سزاوار نيست او را توصيف نمود به آن، و سبوح و قدوس هر دو به يك معنى مى باشند.
يعنى كسى چيزى از او غائب و پنهان نيست.
يعنى حقتعالى راستگو است و به وعده خود وفا مى كند.
يعنى خالق و مبدع.
يعنى منزه و پاكيزه.
عدل در اسماء الله قرار دادن هر چيزى به جاى خود مى باشد، و معناى ديگر يعنى حكم او به حق و درستى و به جا است، و ظلم و ستم در ساحت قدس او را ندارد.
يعنى محو و گذشت نمودن است.
«الغفور» مشتق از مغفرت و مغفرت به معناى پوشانيدن و پنهان كردن است يعنى به لطف و رحمت خود گناهان عبد را مى پوشاند و لغزشهاى وى را مخفى مى نمايد.
«الغنى » ماخوذ از غناء، به معناى توانگرى و بى نيازى است.
صدوق فرموده، معناى الغياث، المغيث است و مغيث به معناى فريادرس است.
«فاطر» يعنى خالق، چون حقتعالى ممكنات را از عدم و نيستى به هستى و وجود آورد، كانه پرده ظلمت عدم را پاره نمود، و بر هر ممكنى بقدر امكان لباس وجود و هستى پوشانيد.
يعنى متفرد است بالوهيت و ربوبيت وحدت، بلكه صفات كمال منحصر به او عز و جل مى باشد.
يعنى حكم كنند بين عباد، معناى ديگر فتاح كسى است كه ابواب رزق و رحمت خود را به سوى بندگان مى گشايد، و به عنايت و رحمت هر مشكلى را آسان مى نمايد و هر سختى را برطرف مى كند.
«الفالق » مشتق از فلق است و فلق به معناى شق است. خداوند فالق است زيرا كه به شكافتن هر چيزى چيز ديگرى بيرون مى آورد، چنان چه زمين را مى شكافد و گياه را بيرون مى آورد.
يعنى متقدم بر اشياء، خداى متعال قديم است بنفسه، و اول و آخرى براى وجود او متصور نيست.
«الملك » دو معنى دارد، اول پادشاه و صاحب اختيار، دوم مالك، و هو مالك الملك و الملوك حق عز و جل مالك جميع عوالم است، از عالم ملك يعنى اجسام و محسوسات و عالم معنى و مجردات، يعنى عالمى كه فوق عالم جسمانيت و محسوسات مى باشد، كه اول را عالم ناسوت و عالم ملك گويند، و دوم را عالم ملكوت، و فوق آن را عالم جبروت، و بالاتر آن را عالم لاهوت نامند، يعنى عالم جبروت تحت لاهوت، و ملكوت تحت جبروت مى باشد.
«القدوس » مبالغه در صفت قدس است و قدس به معنى پاكيزگى است.
خداى متعال قوى است، يعنى عاجز نيست و عارض نمى شود او را عجز و ضعف و ناتوانى، و غالب و قاهر فوق عباد خود مى باشد.
يعنى نزديك است به خلق بقرب معنوى از جهت معيت قيوميت، و هر كس او را بخواند اجابت مى نمايد، و معناى ديگر قريب يعنى عالم به ما فى الضمير، عالم است به وساوس دلها و آن چه در ذهن خطور مى نمايد.
يعنى قائم به نفس خود است و تمام موجودات قائم به وجود او مى باشند.
«القابض » مشتق از قبض است، قبض به چند معنى استعمال شده كه تماما قريب يكديگرند، و جامع بين آن ها، گرفتن و استيلاء بر شى ء است، و خداى تعالى هم قابض است، و هم باسط، هم جمع مى كند و هم پهن مى كند.
بسط مقابل قبض است، پهن كننده است بر بندگان خود فضل و احسان و نعمتهاى بى اندازه، بسا مى شود كه به مصلحت و حكمت روزى را تنگ مى كند، و وقت ديگر به فضل و كرم خداوندى خود آن را پهن مى كند و وسيع مى گرداند.
«القاضى » ماخوذ از قضاء است، قضاء نسبت به حقتعالى به سه وجه اطلاق شده، اول به معناى حكم و الزام، دوم خبر و اعلام سوم اتمام.
«المجيد» مشتق از مجد است و به معناى كرم و عزت و شرافت و بزرگوارى است، و اين امور نسبت به حقتعالى فوق آن است كه در ذهن بشر بگنجد يا آن كه بتواند به كنه و حقيقت، مجد و بزرگى او را بشناسد.
«مولى » را چند معنى است، يكى ناصر يعنى يارى كننده، و به معناى اولى و صاحب اختيار هم آمده، و به معناى متولى امر هم استعمال شده است.
«المنان » صيغه مبالغه است، و من مشرك بين دو معنى مى باشد، و در هر دو معنى هم استعمال شده، يكى بخشنده و انعام كننده و ديگر در منت و امتنان.
يعنى مستولى است و احاطه دارد بر هر چيزى و شيى ء يافت نمى شود كه از حيطه وجود و علم و قدرت او خارج باشد.
«المبين » به معناى ظهور و وضوح است ونسبت به حق تعالى دو معنى دارد، اول آن كه وجودش ظاهر و واضح است به طورى كه از شدت ظهور مخفى گشته؛ دوم اظهار كننده است حكمت و كمال و حسن تدبير خود را براى مخلوقات تا او را بشناسد و به اين جهت لايق انعام و اكرامش گرداند.
براى اين اسم مبارك چند معنى گفته اند، اول حافظ و نگهبان، دوم مقتدر و مستولى روزى دهنده به هر موجودى بر حسب استعداد و احتياج او، و تمام اين معانى بر حقتعالى صادق آيد.
«المصور» ماخوذ از تصوير است، يعنى تصوير كننده صورت جنين در رحم مادر به هر شكلى كه بخواهد، پس حق تعالى خالق اجسام و مشكل اشكال و مصور صور موجودات مى باشد.
براى اين اسم مبارك هم سه معنى گفته اند، و اول كثير الخير و دائم النفع، يعنى خير او بسيار و نفع رساندن او دائم و گرفتن نفع از او آسانست، دوم به معناى جواد يعنى بسيار بخشش كننده و نعمت دهنده، سوم به معناى عزيز يعنى ارجمند و عالى مقدار است.
يعنى سيد و بزرگ و صاحب كبرياء و عظمت و شان، گفته اند كبير كسى است كه بزرگتر از آن است كه شبيه به مخلوقات باشد، و اين كه هر بزرگى در مقابل عظمت و بزرگى او كوچك مى نمايد.
«الكافى » ماخوذ از كفايت است، يعنى خدا كفايت مى كند امور كسى كه توكل بر او نمايد.
يعنى رفع كننده بلاء و آفات از خلق، و اجابت كننده دعاى مضطر در هنگام اضطرار.
يعنى الفرد و هر چيزى كه يكى باشد. وى را وتر گويند مقابل شفع كه دو است، و چون خداوند را شريكى نيست و در وجود و ربوبيت، دومى ندارد او را وتر گويند.
نور آن است كه بذات خود ظاهر و ظاهر كننده غير باشد، و چون ظهور و وجود او به ذات خود، و ظهور و وجود ممكنات به طفيل وجود او است، لذا اطلاق نور بر او صادق آيد، و بعضى گفته اند نور در اينجا به معناى منور است، يعنى خدا نور بخشنده است.
«الوهاب » ماخوذ از هبه، به معناى بخشش است، و وهاب مبالغه در بخشش است، يعنى خداوند كثير الخير و قديم الاحسان و بسيار بخشنده است.
يعنى يارى كننده، و خداوند يارى كننده و اعانت نماينده به مومنين است.
يعنى غنى، آن چنان كه بغناء و بى نيازى خود، فقر و احتياج بندگان خود را برطرف مى نمايد و روزى خلق را وسيع مى گرداند.
«الودود» ماخوذ از ودو و داد است، و آن به معناى محبت است؛ و براى (ودود) سه معنى گفته اند: اول دوست داشته شده، يعنى اولياء و عرفاء او را دوست مى دارند. دوم دوست داشتن، يعنى او اولياء خود را دوست مى دارد، و اين دو معنى ملازم يكديگرند. سوم محبوب خلق مى كند بندگان صالح خود را.
هدايت و رهنمائى به مقصود است، و بعضى مقيد نموده اند به رهنمائى كه موصل و رساننده به مقصود هم باشد.
به معناى مهربان و رحيم است.
يعنى حقتعالى به عهد و ميثاق خود وفا كننده است.
«الوكيل » دو معنى دارد، اول متولى امر و قائم به حفظ آن، و به همين معنى است كسى را كه وكيل مى گردانند براى تصرف در مالى به جهت آن كه قائم مقام شخص موكل و صاحب مال است. دوم معتمد و ملجا و پناهگاه.
يعنى بازگشت تمام املاك و اموال به او است در وقتى كه مالكين مجازى بميرند، و حقتعالى باقى ماند و بس.
يعنى مشتق و مهربان بر تمام خلائق و به معناى صادق هم آمده است.
زنده و مبعوث مى گرداند خلق را در قيامت براى مجازات اعمال و حيات هميشگى.
يعنى قبول مى كند توبه عبد را وقتى توبه نمود و از اعمال زشت خود پشيمان گشت، و تواب مبالغه در قبول نمودن توبه است.
يعنى سيد و بزرگ، بعضى گفته اند كسى كه جامع صفات كمال، مثل غناء و سلطنت و قدرت و قدس باشد.
يعنى بسيار انعام و احسان كننده، و حقتعالى فياض مطلق و متصف به صفت جود و احسان و رحمت غير متناهى است، و دائم الفضل و قديم الاحسان است، و بخل و منع در ساحت كبريائى او راه ندارد.
يعنى عالم و دانا است به باطن و كمون اشياء، و دقايق موجودات نزد او حاضر و هويدا است و حقتعالى خبير است يعنى كنه و حقيقت چيزها را مى داند.
يعنى خلق كننده خلائق، و خلق به دو معنى استعمال شده، يكى به معناى تقدير و ديگرى به معناى تكوين و بوجود آوردن.
«خيرالناصرين » يعنى بهترين يارى كننده گانست و نظير آن (خير الراحمين) يعنى بهترين رحم كنندگان است.
يعنى جزاء دهنده اعمال مردم.
يعنى جزاء دهنده بر اعمال خيربندگان و قبول كننده شكر آن ها است، و شكور مبالغه در شكر است، زيرا كه انعام و اكرام او خيلى زياد است، و به كمى از طاعت و عبادت پاداش بى اندازه كرامت مى فرمايد.
يعنى صاحب عظمت و جلال، و براى «العظيم » شش معنى گفته اند: اول سيد دوم غالب بر اشياء سوم حقتعالى را عظيم گويند به اعتبار آن كه در مقابل عظمت او هر چيزى بزرگى كوچك نمايد چهارم به معناى مجد و بزرگوارى است پنجم اين كه عظمت و جلال و بزرگوارى او به قدرى است كه ممكن نيست كسى بتواند به كنه ذات و به وجود و اوصاف او احاطه نمايد. ششم خداوند را عظيم نامند زيرا كه خالق خلق عظيم وصاحب عرش عظيم است.
يعنى عالم است به غموض اشياء و رفق و نيكى كننده است به مخلوق از راههاى مخفى كه ملتفت نمى شوند. و معناى ديگر آن كه لطيف است در تدبير و افعال خود. گويند فلانى لطيف است در وقتى كه حاذق و ماهر در كار خود باشد.
يعنى شفا دهنده امراض و جبران و رفع كننده آن ها به عظيم جزاء.(۵۳۸)
طريق دعا و طلب حاجت از حقتعالى اين است كه، شخص پس از آن كه حمد و ثناء حق را به جاى آورد، انتخاب نمايد از اسماء الحسنى آن چه را كه مناسب مطلوب و مقصود وى است.
مثلا اگر مقصود وسعت روزى باشد، بايستى ذكر او از اسماء الحسنى، الرزاق، الوهاب، الجواد، المغنى، المنعم، المعطى، الكريم، الواسع، مسبب الاسباب، المنان باشد.
و اگر مقصودش آمرزش و توبه است، بايد ذكر او التواب، الرحمن، الرحيم، الروف، العطوف، الصبور، الشكور، الغفور، الستار، الغفار، النفاح ذى الجود و السماح، المحسن، المجمل، المنعم، المفضل باشد.
و اگر مقصود او انتقام از دشمن است بايد ذكر او مثل العزيز، الجبار، القهار، المنتقم، البطاش ذى البطش الشديد، الفعال لما يريد و امثال اين ها باشد.
و اگر مطلوب او علم است ذكر او مثل العالم، الفتاح، الهادى المرشد، المعز، الرافع و مانند اينها باشد.(۵۳۹)
كسى كه در خلوت بعد از رياضت ۱۰۰۰ مرتبه الاحد بگويد، ملئكه را در اطراف خود مشاهده نمايد و چنان مينمايد كه ملئكه با وى همراهند.(۵۴۰)
الواحد را براى الفت و انس و عزت بين اقران و نزديكان فائده عظيم دارد، عدد مكتوبه اش ۱۹ است.(۵۴۱)
گويند هر كه مداومت نمايد بر اسم (الصمد) آثار تجلى صمدانى ظاهر شده و وى را از مرض جوع و گرسنگى خلاص گرداند. عدد مكتوبه اش ۱۳۴ است.(۵۴۲)
خاصيت اين دو اسم مبارك اين است، كسى كه عقب هر فريضه ۱۰۰ مرتبه بگويد، لطف الهى شامل حال او گردد.(۵۴۳)
گفته اند كسى كه هر روز صد بار بگويد الرحيم، بر خلق خدا مشفق و مهربان گردد، و اگر به نيت كسى بخواند، آن كس نسبت به وى مشفق و مهربان شود، و اگر به عدد مكتوبه(۵۴۴) يا مبسوطه(۵۴۵) آن بگويد اثر وى قوى تر باشد.(۵۴۶)
گفته اند هر كه بعد از زوال ۱۷۰ مرتبه (القدوس) بگويد بعدد مكتوبه وى، يا ۳۴۹ مرتبه به عدد حروف مبسوطه آن، دل وى پاك شود، و اگر هر روز به اين ذكر مداومت نمايد صفاء تام حاصل شود.(۵۴۷)
براى شفاى هر علتى خواندن اين اسم مبارك مجربست، بر سر هر بيمار كه ۱۰۰ مرتبه بخوانند شفا يابد.(۵۴۸)
و گفته اند خواندن (السلام) براى دوستى و سلامتى است و امانست از هر بليه اى، و چون به عدد حروف مكتوبه كه ۱۳۲ است يا مبسوطه كه ۵۷۴ است بنيت كسى هر روز بخواند، اگر براى محبت و الفت باشد اثر قوى حاصل گردد، و اگر به نيت سلامتى از آفات و امراض خواند، زود اثر عافيت و صحت پيدا شود.(۵۴۹)
كسى كه ۱۲۵ مرتبه (المهيمن) بگويد، قلب او صفا يابد و بر اسرار و حقايق مطالب اطلاع پيدا نمايد.(۵۵۰)
كسى كه هر روز ۹۴ مرتبه بعد از طلوع فجر بخواند، كشف مى شود بر وى علم كيميا و سيميا، و كسى كه چهل روز هر روز روزى ۴۰ مرتبه بخواند دولت عظيم يابد و محتاج به احدى نگردد.(۵۵۱)
مداومت نمودن بر اين اسم خصوصا در عقب هر نماز ۱۸ مرتبه، باعث طول عمر و رفع مرگ مفاجات و توسعه معاش مى شود و اگر براى چشم درد ۱۹ مرتبه بخواند شفا يابند.(۵۵۲)
براى حصول علم و ظاهر و آشكار امور خفيفه، گفتن العليم نفى عظيم دارد، و اگر بعد از هر نماز ۱۰ بار بخواند بر مغيبات اطلاع پيدا نمايد.(۵۵۳)
و گفته اند هر كه اين اسم را بسيار در دل بگويد صاحب معرفت گردد، و اگر بعد از هر فريضه ۱۵۰ مرتبه به عدد مكتوبه او يا ۳۰۲ بار به عدد مبسوطه آن تكرار نمايد مقصود بر وجه اتم حاصل شود.(۵۵۴)
كسى كه در وقت خواب دست بر سينه بمالد و ۱۰۰ بار (الباعث) بگويد، خداوند دل او را به نور معرفت خود زنده گرداند، و براى درست شدن كارها مداومت نمودن بر آن مفيد است، عدد مكتوبه اش ۵۷۳ است.(۵۵۵)
كسى كه بعد از نماز صبح دست بر سينه نهد و ۷۰ مرتبه يا فتاح بگويد، ظلمت از دل وى برطرف شود و خداوند حجاب را از دل او بر دارد، و از براى انجام كارها مداومت بر آن مفيد است، عدد مكتوبه اش ۴۸۹ و عدد مبسوطه اش ۸۰۲ است.(۵۵۶)
كسى كه زياد بگويد الغفور، وسواس از وى برطرف مى گردد.(۵۵۷) و گفته اند هر كه هر روز ۱۲۸۶ مرتبه به عدد مكتوبه آن يا ۱۳۵۵ مرتبه به عدد مبسوطه آن اين اسم شريف را بگويد ظلمت و تاريكى از دل او زايل گردد و روشنى و صفا در باطن او پيدا شود.(۵۵۸)
جهت توانگرى و دوام ملك و بزرگى و تسلط و خدم و حشم و مالك شدن املاك و غيره مداومت نمايند بر اسم الملك.(۵۵۹) و گفته اند هر كس هر روز ۲۶۲ بار به عدد مكتوبه آن بخواند، دل او روشن شود و ضمير او صاف گردد.(۵۶۰)
كسى كه زياد بگويد القريب از بدى ايمن مى گردد، و به جهت رفع هر غمى بسيار بگويد: يا قريب و يا مجيب يا سميع الدعاء يا لطيفا لما يشاء.
از صاحب در النظيم نقل مى كنند كه بعضى از اكابر دين گفته اند كه اسم اعظم خداوند اين اسم بزرگوار است و خواص وى عظيم است.
صاحب شمس المعارف گفته كه مداومت بر اين اسم شريف بعدد مكتوبه وى كه ۳۱۲ است يا به عدد مبسوطه وى كه ۳۹۶ است، موجب فتح باب مكاشفه و اسرار است به شرطى كه رعايت آداب و شرايط آن به خوبى كرده باشد، و اگر بعد از هر فريضه بر عدد مبسوطه آن مواظبت نمايد در حصول مقصود اتم باشد.(۵۶۱)
كسى كه ۱۰۰۰ مرتبه بگويد خداوند به ظاهر و باطن او نورى افاضه مى فرمايد.(۵۶۲)
به جهت صفاء باطن و اطلاع بر خفيات مداومت نمايد، عدد مكتوبه اش ۲۵۶ است.(۵۶۳)
كسى كه زياد بگويد، خداوند به او معرفت عنايت فرمايد.(۵۶۴)
كسى كه ۱۰۰۰ مرتبه بگويد (الصبور)، خدا به او الهام مى نمايد صبر بر سختيها و بليات را.(۵۶۵)
كسى كه ۷۰ مرتبه بگويد، خدا او را از شر ظالمين حفظ مى نمايد.(۵۶۶)
كسى كه بعد از هر نماز ۱۰۰ مرتبه بگويد (عالم الغيب)، امور غيب بر وى مكشوف مى گردد.(۵۶۷)
كسى كه در سجده ۱۴ مرتبه بگويد خداى تعالى وى را بى نياز، و كسى كه در آخر شب سر خود را برهنه كرده دست بلند كند و ۱۰۰ مرتبه بگويد، البته فقر او برطرف شود و حاجت او برآورده گردد نافع و مجربست.(۵۶۸)
كسى كه در شب تاريك در حال سجده ۱۰۰۰ مرتبه بگويد: «يا مذل الجبارين و مبير الظالمين ان فلانا اذلنى فخذلى حقى منه » پس حق خود را مى گيرد، و كسى كه در سجده ۲۵ مرتبه بگويد: «الهى آمنى من فلان » خدا او را ايمن مى گرداند از شر او.(۵۶۹)
كسى كه ۹۹۸ مرتبه بگويد (الحفيظ) از هر خوف و هراسى ايمن مى گردد ولو در موضع خطرناك برود، و اين اسم مبارك امان است از غرق شدن، و گوينده او هميشه محفوظ است و دعاى او زود اجابت مى گردد.(۵۷۰)
و ايضا اين اسم براى حفظ مال و بدن و سائر متعلقات از غرق شدن و سوختن و سرقت شدن مال فائده عظيم دارد، و گفتن آن به عدد لفظ مكتوبه باعث ايمنى از خوف است اگرچه در نزد شير راه رود و سريع الاجابة است.(۵۷۱)
از صاحب در النظيم نقل مى كنند كه اين اسم از باقى اسماء به آن ممتاز است كه قريب النتيجه و سريع الاثر است، و براى رفع جميع دردها و بيماريها و سختيها تاثير عظيم دارد، و در اوقات بلا و سختى و اندوه، نتايج و فوائد عجيب و قريب از وى به ظهور مى رسد، و هر رنج و سختى و مرض و بيم و هراس كه عارض شود، به فرج و سرور و امن و امان و اطمينان مبدل مى شود به شرطى كه هر روز به عدد مبسوطه وى كه ۱۷۳ است بخواند.(۵۷۲)
اگر ۱۰۰۰ بخوانند و بدمند به طعامى، و جماعتى كه با هم دشمنند از آن طعام بخورند با هم دوست گردند.(۵۷۳)
نوشتن و شستن اين اسم و آب آن را به زراعت پاشيدن موجب نمو است، و براى فرو نشستن خشم و وقوف بر اسرار غيب و خاموش شدن آتش خشم و نادانى و پيدا شدن آرام در دل و حفظ از بليات، اين اسم شريف را مداومت نموده روزى ۱۰۰ بار بخواند، عدد مكتوبه اش ۸۸ است.(۵۷۴)
كسى كه چشم او تاريكى مى كند ۴۱ بار اين اسم را بگويد و به كف دست خود بدمد و دست بر آب نهد و بر چشم مالد شفا يابد.(۵۷۵)
اين نام بر هر دوائى، بعدد مكتوبه اش كه ۳۹۱ است خوانده شود البته باعث صحت مريض گردد. مداومتش موجب شفاى امراض ظاهر و باطن است و باعث آن است كه هرگز بيمار نشود، و بر طعامى كه بخوانند ضرر نزند و دفع سموم قاتله نمايد.(۵۷۶)
جماعتى قائلند كه «هو» اسم اعظم الهى است و از حضرت اميرالمومنينعليهالسلام منقول است كه فرمود: يك شب قبل از جنگ بدر حضرت خضرعليهالسلام را در خواب ديدم و گفتم بمن چيزى تعليم نما كه بر اعداء و دشمنان ظفر يابم، پس گفت بگو:
ياهو يا هو يا من لا يعلم ما هو اغفرلى و انصرنى على القوم الكافرين پس براى پيغمبرصلىاللهعليهوآله خواب خود را نقل كردم، فرمود: يا على خضرعليهالسلام اسم اعظم را به تو تعليم نمود.(۵۷۷)
كسى كه هفت هفته هر روز ۷۰ مرتبه «حسبى الله الحسيب » بگويد و ابتدا از روز پنجشنبه نمايد، كفايت مهم او شود و نجات يابد از چيزى كه از آن مى ترسد.(۵۷۸)
و ايضا گفته اند اگر خواهد عمل قوى شود هر صبح و شام بعدد مكتوبه اين اسم كه ۸۰ است قرائت كند، و اگر قوى تر خواهد به عدد مبسوطه وى كه ۱۴۰ است به همان طريق مداومت نمايد.(۵۷۹)
كسى كه اين اسم را ورد خود سازد از غرق شدن و سوختن در امان باشد.(۵۸۰)
و گفته اند در تحصيل مرادات و حاجات و كفايت مهمات اثر عظيم دارد، عدد مكتوبه اش ۷۶ است عدد مبسوطه آن ۱۹۶ است.(۵۸۱)
مداومت بر اين اسم غفلت را از دل زايل كند و به جهت خاطر جمعى خواندنش مفيد است، هفت بار بر مال و عيال خوانند از همه آفات محفوظ ماند، عدد مكتوبه اش ۳۱۲ است.(۵۸۲)
از صاحب در النظيم نقل مى كنند كه نزد بسيارى از علما و عرفا اسم اعظم خدايتعالى اين دو اسم بزرگوار است و حديثى از حضرت رسالتصلىاللهعليهوآله نقل مى كند كه فرموده : اسم اعظم الهى در اين دو آيه است : قوله تعالى «الله لا اله الا هو الحى القيوم » و قوله تعالى «الم الله لا اله الا هو الحى القيوم »
و از ابن تميمى چنين نقل مى كنند كه : هر كه چهل روز بر تكرار اين دو اسم شريف مداومت نمايد، به اين طور كه هر روز ميان نافله و فريضه صبح ۴۰ مرتبه بگويد: يا حى يا قيوم يا من لا اله الا انت برحمتك استغيث دل وى را حياتى حاصل شود كه هرگز نميرد.(۵۸۳)
از صاحب در النظيم نقل مى كنند كه بعضى از علما بر آنند كه اسم اعظم خداى سبحانه اين دو اسم است، و مداومت بر تكرار اين دو اسم بعدد مكتوبه يا مبسوطه آن، بعد از فرائض پنج وقت، موجب ظهور سر توحيد و انكشاف تجلى صمدانى است كه از جمله تجليات كليه است.(۵۸۴)
كسى كه مداومت نمايد بر ذكر اين دو اسم شريف و براى او مهمى باشد، خداوند كشف مى گرداند مطلب و مهم او را، و همين خاصيت را دارد دو اسم شريف «الحفيظ و الحكيم ».(۵۸۵)
اگر كسى اين دو اسم مبارك را بسيار بگويد، خداوند او را در دو عالم بى نياز مى گرداند.(۵۸۶)
در موقع آسايش خدا را بشناس تا در موقع سختى ترا بشناسد.(۵۸۷)
مومن بايد هشت صفت داشته باشد: ۱ - وقار در حوادث سخت ۲ - صبر به هنگام بليه ۳ - شكر به هنگام گشايش ۴ - قناعت به روزى اى كه خداى والا داده است ۵ - به دشمنان ستم نكند ۶ - مزاحم دوستان نشود ۷ - تنش به رنج باشد ۸ - مردم از او در آسايش باشند.(۵۸۸)
وقتى خداوند بنده اى را دوست دارد، وى را مبتلا مى سازد و وقتى وى را كاملا دوست دارد، او را خاص خود سازد. گفتند چگونه او را خاص خود مى سازد، گفت مال و فرزندى براى او باقى نمى گذارد.(۵۸۹)
وقتى خداوند بنده اى را دوست دارد، وى را مبتلا سازد تا تضرع او را بشنود.(۵۹۰)
وقتى بنده اى در عمل كوتاهى كند، خداوند او را بغم مبتلا سازد.(۵۹۱)
خداوند بنده مومن خود را به مرض مبتلا مى كند تا همه گناهان او بريزد.(۵۹۲)
از قرض بپرهيزيد كه غم شب و ذلت روز است.(۵۹۳)
(اى فقيران) اگر بدانيد چه چيزها براى شما ذخيره شده، بر آن چه نداريد غم نخواهيد خورد.(۵۹۴)
غم بسيار مخور كه آن چه مقدر است مى شود و آن چه روزيت كرده اند به تو مى رسد.(۵۹۵)
غمى چون غم قرض نيست و دردى چون درد چشم نيست.(۵۹۶)
شيطانها صبحگاهان با بيرقهاى خود به بازار مى روند، و با هر كه زودتر به بازار رود داخل مى شوند و با هر كه ديرتر درآيد بيرون مى آيند.(۵۹۷)
بامداد خود را با صدقه آغاز كنيد زيرا بلا از صدقه نمى گذارد.(۵۹۸)
صبح زود در طلب روزى و حاجتهاى خود برويد، زيرا صبح خيزى مايه بركت و رستگاريست.(۵۹۹)
روزى به خانه اى كه بخشش در آن هست از كارد بكوهان شتر نزديكتر است.(۶۰۰)
خداوند كسى را كه در زندگى بخيل است و هنگام مرگ بخشنده مى شود دشمن دارد.(۶۰۱)
بلا و بيمارى و غم كيفر دنياست.(۶۰۲)
وقتى ديديد خداوند، فقر و مرض را بر بنده اى فرود آورد مى خواهد او را تصفيه كند.(۶۰۳)
ساعت هاى مرض ساعتهاى گناه را نابود مى كند.(۶۰۴)
تب گناهان را مى ريزد چنان كه درخت برگهاى خود را مى ريزد.(۶۰۵)
آن كه در كار بيوه و يتيم بكوشد، چون مجاهد در راه خدا يا نمازگزار شب يا روزه دار روز است.(۶۰۶)
شستن ظرفها و پاكيزگى حياط مايه غناست.(۶۰۷)
دوستى پدر خويش را حفظ كن و رشته آن را مبر، كه خداوند نور تو را خاموش مى كند.(۶۰۸)
سه دعا بدون شك مستجاب مى شود، دعاى ستمديده و مسافر و نفرين پدر در حق فرزند.(۶۰۹)
از بيمارى كه بخوره مبتلا است بپرهيزيد چنان كه از شير مى گريزيد، اگر در دره اى فرود آمد شما در دره ديگر فرود آئيد.(۶۱۰)
وقتى يكى از شما با همسر يا مملوك خويش نزديك شود بفرج او ننگرد كه مايه كورى است.(۶۱۱)
موى سپيد را رنگ كنيد و چون يهوديان مشويد.(۶۱۲)
خنده بسيار، دل را بميراند.(۶۱۳)
خواب صبحگاهان، مانع روزى است.(۶۱۴)
پرخورى دل را سخت مى كند.(۶۱۵)
انسان به سبب گناه از روزى محتوم، محروم ماند و تقدير جز به دعا بر نگردد و عمر جز به نيكوكارى دراز نشود.(۶۱۶)
نيكى با پدرو مادر عمر را افزون كند و دروغ روزى را كاهش دهد و دعا قضا را دفع كند.(۶۱۷)
هر كه ميانه روى كند فقير نشود.(۶۱۸)
سه چيز است كه بر هر مسلمانى لازم است : غسل جمعه و مسواك زدن و استعمال بوى خوش.(۶۱۹)
با فقرا دوستى كنيد زيرا در روز رستاخيز دولتى بزرگ دارند.(۶۲۰)
سه چيز مايه بركت است : فروش نسيه و قرض به يكديگر دادن و آميختن گندم به جو براى مصرف نه براى فروش.(۶۲۱)
گرانى و ارزانى قيمتهاى شما به دست خداست.(۶۲۲)
هر كه طفلى را تربيت كند تا لا اله الا الله گويد، خدا از او حساب نخواهد.(۶۲۳)
سركشى طفل در دوران كودكى، مايه فزونى عقل او در بزرگى است.(۶۲۴)
بعضى گناهان هست كه نماز و روزه و حج و عمره آن را محو نمى كند، فقط گرفتارى در طلب معاش آن را نابود مى كند.(۶۲۵)
وضو نصف ايمان است و مسواك كردن نصف وضو است.(۶۲۶)
لباسهاى خود را تميز كنيد و موهاى خود را كم كنيد، مسواك بزنيد و آراسته و پاكيزه باشيد.(۶۲۷)
وضو پيش از غذا فقر را ببرد و بعد از غذا وسواس را زايل كند و چشم را نيرو دهد.(۶۲۸)
به وسيله زناشوئى روزى بجوئيد.(۶۲۹)
احدى از شما ايستاده آب نياشامد.(۶۳۰)
هر كس پيش از غذا اندكى نمك بخورد دفع مى كند خدا از او سيصد و سى نوع از بلاها و امراض را كه كوچكترين آن ها جذام است.(۶۳۱)
گوشت مايه روييدن گوشت است و هر كس چهل روز لب به گوشت نزند، خوى او ناخوش خواهد شد.(۶۳۲)
بد نداريد چهار درد را كه امان از چهار درد بزرگترند: ۱ - بد نداريد زكام را كه امان از خوره است. ۲ - بد نداريد دمل را كه امان از پيسى است. ۳ - بد نداريد درد چشم را كه امان از كورى است. ۴ - بد نداريد سرفه را كه امان از فلج است.(۶۳۳)
پنج خصلت پيسى آورد: ۱ - نوره كشيدن روز جمعه و چهارشنبه ۲ - وضو و غسل با آبى كه در آفتاب گرم شده ۳ - خوردن در حال جنابت ۴ - جماع با زن حائض ۵ - خوردن در سيرى.(۶۳۴)
از كشمش دست برنداريد كه داراى اين خواص است : ۱ - صفرا را مى شكافد ۲ - بلغم را از بين مى برد ۳ - پى را محكم مى كند ۴ - رفع خستگى مى كند ۵ - خلق را نيكو مى گرداند ۶ - دل را پاك مى كند ۷ - اندوه را برطرف مى كند.(۶۳۵)
صرف يك درهم در خضاب ثوابش بهتر از خرج هزار درهم در راه خدا و در آن چهارده خاصيت است : ۱ - باد گوش ها را ميراند ۲ - ديده را روشن مى كند ۳ - نرمه بينى را تازه مى كند ۴ - دهان را خوشبو مى كند ۵ - بن دندان را محكم مى نمايد ۶ - سستى و لاغرى را مى برد ۷ - وسوسه شيطان را كم مى كند ۸ - فرشتگان را شاد مى نمايد ۹- مومن را خرم و سرحال دارد ۱۰ - كافر را خشمگين مى نمايد ۱۱ - زينت است ۱۲ - بوى خوش است ۱۳ - برائت از عذاب قبر است ۱۴ - منكر و نكير از آن شرم مى كنند.(۶۳۶)
روز هفتم ولادت، فرزندان خود را ختنه كنيد كه پاكتر و نظيفتر باشند و زودتر گوشت آنها روييده شود، زيرا زمين تا چهل روز از بول نبريده نجس است.(۶۳۷)
با دست چرب، شب را صبح نكنيد. اگر شيطان به شما صدمه زند، خودتان را بايد ملامت كنيد.(۶۳۸)
هر كس ترك كند خوراك در شب را در شب شنبه و يكشنبه (دو شب)، از او مى رود (نيرويى) كه تا چهل روز بر نمى گردد و جبران نمى شود.(۶۳۹)
انگور را دانه دانه بخوريد، گواراتر است.(۶۴۰)
زياد كن خوراك برنج را تا موجب زياد شدن علمت گردد.(۶۴۱)
به زن باردار، ماهى كه در آن وضع حمل مى كند، خرما بدهيد فرزند او بردبار و پرهيزكار خواهد شد.(۶۴۲)
خضاب كنيد كه بر جوانى و زيبايى شما مى افزايد.(۶۴۳)
نه چيز فراموشى آورد: ۱ - خوردن سيب ترش ۲ - خوردن گشنيز ۳ - پنير ۴ - نيمخورده موش ۵ - خواندن سنگهاى قبر ۶ - راه رفتن بين دو زن ۷ - افكندن شپش ۸ - در گودى بالاى پشت گردن حجامت كردن ۹- بول در آب ايستاده.(۶۴۴)
دردها در سه درد و دواها در سه دوا، خلاصه مى شوند: خون، صفرا و بلغم دردهايند، دواى خون حجامت، دواى بلغم حمام كردن و درمان صفرا، راه رفتن است.(۶۴۵)
خضاب كنيد به حنا كه موجب روشنايى بيشتر چشم و روييدن و تقويت مو و موجب خوش بويى بدن و آرامش بيشتر زن مى گردد.(۶۴۶)
بهترين خضاب ها نزد خدا رنگ سياه است.(۶۴۷)
هر كس به حمام رود و دارو بكشد و بعد از دارو از سر تا پا حنا بمالد، براى اوست امان از ديوانگى، خوره، پيسى و آكله تا نوره كشيدن ديگر.(۶۴۸)
گرفتن ناخنها درد بزرگ را مانع شود و رزق را زياد كند.(۶۴۹)
هركس حافظه اش را مى خواهد از عسل استفاده كند.(۶۵۰)
خربزه مثانه را شستشو مى دهد و ادرار را زياد مى كند و سنگ را آب مى كند.(۶۵۱)
پيامبرصلىاللهعليهوآله فرمودند: يا على! در اول و ميان و آخر ماه با همسرت نزديكى مكن كه جنون و جذام و بددماغى به او و بچه او به سرعت مى رسد، و بعد از ظهر مجامعت مكن كه اگر در آن وقت فرزندى شود، احول (چپ چشم) باشد و شيطان با آن نقص در انسان خوشحال مى شود.(۶۵۲)
پيامبرصلىاللهعليهوآله نهى فرموده اند از حرف زدن در موقع آميزش با همسر، چون موجب لال شدن فرزند است.(۶۵۳)
در حال ايستاده نزديكى مكن كه موجب شاشو شدن فرزند است در رختخواب.(۶۵۴)
پيامبر اكرمصلىاللهعليهوآله فرمودند: پاك نكنند (زن و شوهر)، خود را با يك دستمال كه موجب دشمنى بين آن ها خواهد شد.(۶۵۵)
پيامبرصلىاللهعليهوآله فرمودند: يا على! نزديكى نكنيد با همسرتان با عشق زن ديگرى كه مى ترسم فرزند خنثى مونث و فاسد نصيبتان گردد.(۶۵۶)
پيامبرصلىاللهعليهوآله فرمودند: يا على! در شب عيد فطر اگر فرزندى به وجود آيد، شرور از كار درآيد.(۶۵۷)
پيامبرصلىاللهعليهوآله فرمودند: يا على! در شب عيد قربان با همسرت نزديكى نكن كه اگر نطفه فرزند منعقد شود، يا شش انگشت دارد يا چهار انگشت.(۶۵۸)
پيغمبر اكرمصلىاللهعليهوآله يخ ميل مى كردند و اصحاب را مى فرمودند برايش فراهم آورند و مى فرمود كه : بيمارى دندانها (پيوره) را از بين مى برد.(۶۵۹)
پيغمبرصلىاللهعليهوآله هميشه شانه را پس از شانه زدن زير سر مى گذاشتند و مى فرمود: شانه زدن، وبا را از بين مى برد، و ريشها را از زير چهل مرتبه شانه مى زدند و از بالا هفت بار شانه مى كردند و مى فرمود: اين كار حافظه را زياد و دفع بلغم مى كند.(۶۶۰)
پرهيز از خوردن دشولها، زيرا تحريك مى كند جذام (خوره) را.(۶۶۱)
كسى كه سر خود را با سدر بشويد، خداوند وسوسه شيطان را از او دور مى كند، و كسى كه وسوسه شيطان از او دور شد معصيت نمى كند، كسى هم كه معصيت نكرد داخل بهشت مى شود.(۶۶۲)
طبق روايتى حضرت رسولصلىاللهعليهوآله فرمود: آيا به شما تعليم بدهم دوائى را كه جبرئيل تعليم كرده، كه ديگر به دواى دكترى محتاج نشويد؟ اصحاب عرض كردند: بلى يا رسول الله، آن حضرت فرمود: از آب باران بگيرند، هفتاد مرتبه «سوره حمد» و هفتاد مرتبه «سوره قل اعوذ برب الناس و قل اعوذ برب فلق » و هفتاد صلوات بر پيغمبر و آل پيغمبر و هفتاد مرتبه «سبحان الله » بر آن بخوانند، و هفت روز متوالى هر صبح گاه و شامگاه از آن آب ميل كنند.(۶۶۳)
نزد اهل مصيبت غذا خوردن، از عمل اهل جاهليت مى باشد و سنت پيغمبرصلىاللهعليهوآله در آن، فرستادن طعام به خانه آن ها است.(۶۶۴)
رسول خداصلىاللهعليهوآله چون به قبرستان مى گذشت، مى فرمود:
السلام عليكم من ديار قوم مومنين، و انا انشاالله بكم لا حقون.(۶۶۵)
رسول خداصلىاللهعليهوآله در زيارت اهل قبور، سه بار مى فرمود: «السلام عليكم يا اهل الديار» و بعد سه مرتبه مى فرمود: «رحمكم الله ».(۶۶۶)
حجامت تن را سالم و خرد را محكم كند.
شستن سر با خطمى چرك را ببرد و كثافتها را پاك كند.
شستن دستها پيش از خوردن و پس از آن فزونى روزى است.
جويدن كندر دندانها را سخت سازد و بلغم را ببرد و نيز بوى دهان را ببرد.
در مسجد نشستن پس از سپيده دم تا برآمدن خورشيد براى طلب روزى، از مسافرت در زمين موثرتر است.
خوردن به، توانائى دل ناتوانست و معده را پاك كند و دل را بپالايد و ترسو را شجاع كند و فرزند را خوب كند.
خوردن ۲۱ دانه كشمش سرخ به ناشتا در هر روز هر مرضى را به جز موت دفع كند.
روزه سه روز در هر ماه با روزه همه ماه شعبان وسوسه سينه و پريشانيهاى دل را مى برد.
استنجاء با آب سرد بواسير را قطع مى كند.
مسلمان بسوى قبله تف نكند و اگر از فراموشى كرد، بايد از خدا آمرزش خواهد.
كسى از شما در راه غائط نكند و از پشت بام در هوا ادرار نكند و نه در آب جارى، و هر كه چنين كرد و آسيب ديد نبايد جز خود را سرزنش كند، زيرا آب اهلى دارد، و هوا هم اهلى دارد.
آن چه از سفره بيفتد، بخوريدش كه درمان هر دردى است باذن خدا، براى كسى كه قصد شفا بدان كند.
صله رحم كنيد، گرچه به سلامى باشد.
بفرزند خود شيرزن زناكار و ديوانه ندهيد، كه شير واگير دارد.
بسيار استغفار كنيد كه روزى آور است.
سجده را طول دهيد، كه هر كه طولش دهد فرمانبر است و نجات يابد.
هر كه چشمش درد مى كند بايد آية الكرسى بخواند، و معتقد باشد كه بهتر مى شود، به راستى كه درمان گردد انشاء الله.
از گناهان خوددار باشيد، كه هيچ گرفتارى و نقصان روزى نيست، مگر به وسيله گناه، تا برسد به خراش و پيشامد بدو مصيبت، زيرا خدا جل ذكره مى فرمايد:
(هر آن آسيب كه به شما رسد، در برابر آن چه است، كه به دست خود كنيد، از بسيارى هم گذشت مى شود).(۶۶۷)
هر كه به روزى كم خدا راضى است، خدا هم به عمل كم او راضى است.
تا توان داريد كار خوب كنيد كه از مردن بد جلوگيرد.
هر كدامتان بخواهد بداند مقامش در نزد خدا چيست، بنگرد در برابر گناهان چه وضعى دارد.
هرگاه مسلمانى ناتوان شود، گوشت را با شير بخورد، كه خدا نيرو را در اين دو قرار داده.(۶۶۸)
بسيار به خانه خدا نگاه كنيد، زيرا خداوند صد و بيست نظر رحمت نزد خانه محترم خود دارد، كه شصت از آن طواف كنندگان، و چهل از آن نمازگزاران، و بيست از آن نگاه كننده ها است.
بر چهره چهارپايان نزنيد، زيرا كه آن ها براى پروردگار خود تسبيح مى كنند.
هر كدام از شما در سفر راه را گم كرد يا ترسيد، فرياد زند «يا صالح اغثنى » اى صالح به دادم برس، زيرا در ميان برادران جن شما، كسى است كه چون آواز را بشنود، پاسخ دهد و گمشده را به راه رساند و چهار پايش را نگه دارد.
هر كدام از شما از غرق ترسد بايد بگويد:
بسم الله مجريها و مرسيها ان ربى لغفور رحيم، بسم الله الملك القوى و ما قدروا الله حق قدره و الارض جميعا قبضته يوم القيمة و السماوات مطويات بيمينه سبحانه و تعالى عما يشركون.
هر كه از عقرب ترسد بايد بخواند:
سلام على نوح فى العالمين. انا كذلك نجزى المحسنين. انه من عبادنا المومنين.(۶۶۹)
بيماران خود را با صدقه درمان كنيد و اموال خود را با زكات محفوظ سازيد.
كسى از شما ايستاده آب ننوشد، كه باعث دردى مى شود كه درمان ندارد، مگر خدا عافيت دهد.
هر كه تا آفتاب برآيد، ده بار قل هو الله احد و ده بار انا انزلناه و ده بار آية الكرسى بخواند، مالش را از آن چه بر آن مى ترسد حفظ كند.
در آغاز خوراكتان نمك باشد و پايانش با نمك، و اگر مردم خاصيت نمك را مى دانستند، آن را بر ترياق ترجيح مى دادند، و هر كه خوراكش را بدان آغاز كند، خدا هفتاد درد از او ببرد، كه جز خداوند آن ها را نداند.
بر شما باد به جامه ضخيم، زيرا هر كه جامه اش نازك است، دينش نازك است.
در برابر خداى عز و جل نايستد كسى از شماها در حالى كه جامه بدن نما پوشيده باشد.
هر كه مست كننده نوشد، چهل شب نمازش قبول نيست.
كدو بخوريد كه مغز را بيفزايد.
دو مرد يا دو زن باهم در زير يك بستر نخوابند و هر كه اين كار كرد ادب و تعزير شود.
دوست دارم مومن هر پانزده روز يكبار نوره كشد.
ماهى كمتر بخوريد كه بدن را آب كند، و بلغم را بيفزايد، و نفس را سخت كند. ت
جرعه جرعه نوشيدن شير درمان هر دردى است، جز مرگ.
انار را با پيهش بخوريد كه معده را شستشو كند و دل را زنده كند و وسوسه شيطان را ببرد.
كاسنى بخوريد كه هر بامداد، يك قطره بهشتى دارد.
آب باران بنوشيد كه پاك كننده تن ودافع بيماريها است.
سياه دانه درمان هر دردى است جز زهردار.
گوشت گاو درد است، و شيرش درمان.
كام فرزندان خود را با خرما برداريد، رسول خداصلىاللهعليهوآله با حسن و حسين چنين كرد.
هر كدام شما خواست با زنش درآيد، او را شتابزده نكند و درنگ كند تا او هم مانند خودش بر سر شهوت آيد و تحريك شود.
هرگاه يكى از شما زنى ديد كه از او خوشش آمد، برود نزد همسرش، زيرا او هم دارد هر آن چه آن زن دارد و او ديده است، و مبادا شيطان را به دل خود راه دهد. و ديده خود را از زن بيگانه باز دارد. و اگر هم زن ندارد، دو ركعت نماز بخواند و خدا را بسيار حمد كند.
هر كدام از شماها خواست به زنش درآيد، بايد كم سخن گويد كه سخن اين هنگام باعث لالى (فرزند) مى شود.
هيچ كدام از شماها بدرون فرج زنش نگاه نكند كه مايه پيسى شود.
از حجامت در روز چهارشنبه و روز جمعه بپرهيزيد، زيرا روز چهارشنبه نحس مستمر است و دوزخ در آن روز آفريده شده، و در روز جمعه ساعتى است كه هر كه در آن حجامت كند حتما بميرد.(۶۷۰)
بدان خداوند عالم حالات آدمى را كه بر آن ها ساخته شده، و به آن احوال متصرف در حيات و زندگانى است، چهار بخش قرار داده است.
از پانزده سالگى تا بيست و پنج سالگى كه جوانى و خوبى و طراوت او در اين دوره از عمر است، و در اين مدت خون در مزاج او بر ساير اخلاط(۶۷۲) غالب است.
حالت دوم از بيست و پنج سالگى است تا به سى و پنج سالگى، در اين قسمت از عمر غلبه با صفرا است كه به نهايت شدت و قوت مى رسد. بر همين حالت به سر مى برد تا اين دوره سپرى شده به حالت سوم برسد.
اين حالت از سى و پنج سالگى شروع مى شود و به شصت سالگى ختم مى گردد. در اين دوره از عمر ساير اخلاط مغلوب مره سوداء است. اين دوره روزگار حكمت و پند و اندرز و معرفت و عبرت و انتظام امور زندگى و صحت نظر در عواقب امور و دورانديشى است. در اين دوره رايش صادق و متين، دلش محكم و ثابت است، و تصرفات حيات، او را دگرگون نمى سازد.
پس آن گاه داخل در حالت چهارم مى شود. در اين سن بلغم بر ساير اخلاط غلبه پيدا مى كند. و اين حالتى است كه به چيزى تغيير نمى كند، مگر پيرى و ناتوانى، تلخى زندگى، كم شدن نيرو، فساد و بى نظمى. نشانه اين حالت آن است كه حافظه كم و فراموشى زياد مى شود و شخص چيزها و كسانى را كه به آن مربوط بوده نمى شناسد. در حضور مردم چرت مى زند، هنگام خواب بيدار مى ماند و موقع بيدارى خوابش مى برد. روش و عادت ديرين خود را از دست مى دهد، آب جلوه او خشك مى شود، از قدرت روئيدن ناخن و موى او كاسته مى گردد. بلغم سرد و خشك است، سردى و خشكى همان معناى مرگ و فناى اجسام مى باشد. جسم بر اثر غلبه قوه بلغميه نيروى خود را از دست مى دهد و نابود مى گردد.
خداوند طبايع را بر چهار جزء بدن تقسيم كرد:
۱ - خون را بر سرو صورت و چشمها و گوشها و بينى و دهان و دماغ مسلط كرد. ۲ - بلغم را بر سينه با نيروى باد غلبه داد. ۳ - صفرا را بر دنده هاى پهلو غالب كرد. ۴ - سودا را بر شكم و امعاء و احشاء تسلط داد.(۶۷۳)
هر كس مى خواهد بلغم را از خود دور كند، هر روز در اول ساعت آن، چيزى از جوارش حريف ميل كند، حمام زياد برود، و كار آميزش با زنان را بسيار كند. در آفتاب بسيار بنشيند و از غذاهاى سرد و مرطوب پرهيز كند.(۶۷۴)
علامه مجلسى قدس سره مى فرمايد: مراد از جوارش حريف، جوارش فلافلى است، كه مشتمل است بر فلفل و دارا فلفل.
كسى كه مى خواهد آتش صفرا را در خود خاموش كند، هر روز مقدارى از چيزهائى كه خنك و رطوبى است ميل كند، و بدن خود را استراحت بدهد، و كمتر حركت كند و به چيزهائى كه از ديدن آن ها خشنود مى شود بسيار نگاه كند.(۶۷۵)
كسى كه مى خواهد سودا را بسوزاند پس بر او باد به زياد قى كردن و فصد عروق و مداومت نوره.(۶۷۶)
داخل شدن به حمام با شكم پر مورث قولنج مى گردد.
غسل كردن با آب سرد، بعد از خوردن ماهى باعث فلج مى شود.
خوردن ترنج در شب چشم را چپ و احوال مى كند.
جماع با زن حائض طفل را به خطر جذام مى اندازد.
بول نكردن بعد از عمل مجامعت مولد سنگ مثانه مى گردد.
جماع بعد از جماع بدون اين كه غسلى در ميان فاصله شود، طفل را به جنون نزديك مى كند.
خوردن گوشت خام مولد كرم معده در شكم است.
خوردن انجير توليد شپش مى كند، در صورتى كه گنديده و سياه شده باشد.
خوردن آب سرد بعد از طعام گرم دندان را فاسد و خراب مى كند.
هنگامى كه خواستى به حمام بروى و دچار سردرد و زكام نشوى، قبل از فرو رفتن در آب، پنج جرعه آب گرم تميز بنوش كه باذن خداوند متعال از سردرد و درد شقيقه سالم ميمانى و گفته شده كه پنج كشف آب گرم نيز بر روى سر ريخته شود.
هر كس مى خواهد از درد مثانه شكايت نكند، بول خود را نگه ندارد هر چند بر روى اسب باشد.
كسى كه مى خواهد به آزار شكم مبتلا نشود، در ميان طعام خوردن آب ننوشد، زيرا آب خوردن در بين غذا رطوبت بدن را زياد و معده را ضعيف مى گرداند، رگهاى بدن بهره خود را از غذا نمى گيرند، و غذا در معده تحليل نمى رود.
كسى كه مى خواهد به سنگ مثانه و حبس البول دچار نشود، موقع انزال جلوى منى را نگيرد و كار مجامعت را طولانى نكند.
كسى كه مى خواهد، حافظه اش قوى شود، صبح ها ناشتا نزديك هفتاد مثقال زبيب(۶۷۹) بخورد.
كسانى كه به نيروى حفظ بيشترى احتياج دارند، هر روز سه قطعه زنجبيل كه با عسل مربا شده، بخورند و نيز مقدارى خردل با غذاى خود مصرف كنند.
كسى كه مى خواهد ناخنهاى او نتركد و زرد نشود و اطراف ناخنهايش سالم بماند، ناخنهايش را در هر پنجشنبه يكبار بگيرد، و روز ديگرى را براى اين كار اختيار نكند.
هر كه مى خواهد به گوش درد مبتلا نباشد، هنگام خوابيدن مقدارى پنبه در سوراخ گوش خود بگذارد.
هر كس بخواهد در دوره زمستان زكام را از خود دور بيند، هرروز سه لقمه از غذاى عسل ميل كند.
عسلى كه بوئيدن آن توليد عطسه مى كند، و آن ها كه نوشيدنش مسكر و مستى مى آورد، و آن هائى كه چشيدنش گلو و مرى را مى سوزاند، اين انواع از عسل خوب نيست، بلكه سم و كشنده است.
كسانى كه از زكام درايام تابستان ناراحتند، هر روز يك خيار بخورند و از نشستن در آفتاب پرهيز كنند.
كسى كه مى خواهد غذايش تحليل برود و از آن ضررى نبيند، اول به طرف راست بخوابد و سپس به سمت چپ بغلطد تا بخواب رود.
در اول شب چه زمستان و چه تابستان باشد، با زنان نزديكى مكن، زيرا در اول شب معده و عروق پر است و در اين حال مجامعت ناپسند است.
جماع با شكم پر در اول شب موروث بيمارى قولنج و فالج و لقوه و نقرس و سنگ و تقطير بول و فتق و ضعف چشم و كم نورى مى شود.
پس وقتى كه اراده اين كار داشتى، خوب است آخر شب را بدان اختصاص دهى، اين وقت براى بدن صلاحيتش بيشتر است و در توليد نسل بيشتر مايه اميدوارى است، و عقل مولد را تيزتر مى گرداند، يعنى فرزندى را كه خدا بخواهد به آن ها بدهد.
با زنان مياميز مگر پاك باشند، چون از كار فارغ شدى فورى بر پا مايست و منشين، بلكه قدرى به سمت راست خود بخواب يا تكيه كن، آن گاه براى دفع بول از جاى برخيز، اين كار به اذن خداى متعال تو را از سنگ مثانه تامين خواهد داد.
پس از خاتمه كارها غسل كن و همان ساعت قدرى موميائى با شربت عسل يا عسل كف گرفته بياشام، خوردن اين شربت كسرى تو را از ناحيه جماع جبران مى كند.
بايد دانست كه آميزش با زنان از نظر وقت، هنگامى كه ماه در برج حمل و دلو است نيكو است و از آن بهتر وقتى است، كه ماه در برج ثور باشد، زيرا ثور شرف ماه است.
حضرت امام صادقعليهالسلام فرمود: نيم خورده مومن شفاى هفتاد درد است.
حضرت امام صادقعليهالسلام فرمود: نان را در زير كاسه مگذاريد.
حضرت امام صادقعليهالسلام فرمود: براى صاحب اسهال و سل برنج نيكوست، و دردها را از بدن مى كشد.
حضرت امام صادقعليهالسلام فرمود: سويق (آرد بوداده) به وحى الهى ساخته شده است، و گوشت را مى روياندو استخوان رامحكم مى كند و خوراك پيغمبرانست. و قاروت(۶۸۱) خشك، پيسى را زايل مى گرداند و اگر سه كف سويق خشك ناشتا خورده باشد، بلغم و صفرا را برطرف مى كند. سويق هفتاد نوع بلا را دفع مى كند، و هر كه چهل صباح بخورد، كتفين او از قوت پر مى شود. سويق عدس تشنگى را زايل مى كند و معده را قوت مى دهد و صفرا را فرو مى نشاند، و معده را پاك مى كند و هفتاد درد را دواست و هيجان خون و حرارت را برطرف مى كند.
حضرت امام صادقعليهالسلام فرمود: گوشت گاو پيسى را زايل مى كند.
حضرت امام صادقعليهالسلام فرمود: سه چيز است كه بدن را خراب مى كند و بسيار باشد، كه آدمى را بكشد، ۱ - خوردن گوشت قديد (گوشت خشك شده) ۲ - با معده پر به حمام رفتن ۳ - جماع با زنان پير
حضرت امام صادقعليهالسلام فرمود: پيغمبرى از پيغمبران به حق تعالى از ضعف و كمى قوت جماع شكايت نمود، حق تعالى او را امر فرمود بخوردن هريسه(۶۸۲)
حضرت امام صادقعليهالسلام فرمود: كاسنى سبزى حضرت رسولصلىاللهعليهوآله است و بادروج(۶۸۳) سبزى اميرالمومنينعليهالسلام و برگ خرفه سبزى حضرت فاطمهعليهاالسلام است.
حضرت امام صادقعليهالسلام فرمود: سنجد مغزش گوشت را مى روياند و پوستش پوست را مى روياند، و استخوانش، استخوان را، و خوردن سنجد، گرده ها را گرم مى كند و معده را دباغى مى كند، و امان مى دهد از بواسير و از تقطير بول، ساق پا را قوت مى دهد و رگ خوره را قطع مى كند.
حضرت امام صادقعليهالسلام فرمود: جماع مكن در اول ماه و ميان ماه و آخر ماه كه باعث مى شود سقط فرزند شود، و نزديك است كه اگر فرزندى بهم رسد، ديوانه باشد يا صرع داشته باشد، نمى بينى كسى را كه صرع مى گيرد، اكثر آن است كه يادر اول ماه يا در آخر ماه مى باشد.
حضرت امام صادقعليهالسلام فرمود: هر كه در حالت خضاب باز زن خود جماع كند، فرزندى كه به هم رسد، مخنث باشد.
در حديثى از حضرت صادقعليهالسلام منقول است كه : حضرت شريك شدن شيطان را در نطفه آدمى بيان كردند و بسيار عظيم شمردند، راوى گفت كه چه بايد كرد كه اين واقع نشود فرمود: هرگاه اراده جماع داشته باشى بگو:
بسم الله الرحمن الرحيم الذى لا اله الا هو بديع السموات و الارض، اللهم ان قضيت منى فى هذه الليلة خليفة فلا تجعل للشيطان فيه شركا و لا نصيبا و لاحظا و اجعله مومنا مخلصا مصفى من الشيطان و رجزه جل ثناوك.
حضرت امام محمد تقىعليهالسلام فرمود: زنى كه خوش حيضش بند نشود، سويق به او بخورانيد تا بند شود.
حضرت امام محمد باقرعليهالسلام فرمود: بنى اسرائيل به حضرت موسىعليهالسلام از پيسى شكايت كردند، كه در ميان ايشان بسيار شده بود. حق تعالى وحى نمود به حضرت موسى، كه امر كن ايشان را كه گوشت گاو را با چغندر بخورند.
حضرت امام محمد باقرعليهالسلام فرمود: چون اراده جماع كنى ايندعا را بخوان : اللهم ارزقنى ولدا و اجعله تقيا زكيا ليس فى خلقه زيادة و لا نقصان و اجعل عاقبته الى خير.(۶۸۴)
حضرت امام موسىعليهالسلام فرمود: گوشت كبك ساق پا را قوى مى گرداند و تب را دور مى كند.
حضرت امام موسىعليهالسلام فرمود: هر كه در روز جمعه يك انار بخورد، تا چهل روز دلش را روشن كندو اگر دو تا بخورد تا هشتاد روز، و اگر سه تا بخورد تا صدو بيست روز وسوسه شيطان را از او دور گرداند، و هر كه وسوسه شيطان از او دور شود معصيت خدا نكند، و هر كه معصيت خدا نكند داخل بهشت شود.
حضرت امام موسىعليهالسلام فرمود: خوردن سيب نافع است، براى زهر و سحر و استيلاى اجنه و غلبه بلغم، و هيچ چيز منفعتش از آن تندتر نيست.
حضرت امام موسىعليهالسلام فرمود: خوردن سيب ترش و گشنيز باعث فراموشى است.
حضرت امام موسىعليهالسلام فرمود: چهار چيز است كه از وسواس شيطان است : ۱ - خوردن گل ۲ - گل را به دست خورد كردن ۳ - ناخن را به دندان گرفتن ۴ - ريش را بدندان جويدن.
سيد بن طاووس قدس سره از حضرت ابى عبدالله امام جعفرعليهالسلام در مورد كيفيت و مناسبتهاى ايام ماه قمرى اين گونه روايت نموده است كه : حضرت مى فرمايند:
حضرتعليهالسلام مى فرمايند: روز اول ماه روز مباركى مى باشد، و حق تعال عظم شانه در اين روز حضرت آدمعليهالسلام را خلق فرمود.
و اين روز براى طلب حوائج، داخل شدن بر سلطان، طلب علم، تزويج، سفر، خريد و فروش و گرفتن مركب مبارك مى باشد. و ايضا در روايت ديگر فرمود: در اين روز در طلب حوائج خود شتاب كن و هر چه را كه مى خواهى از طلب حوائج انجام بده، (انشاالله خوب است).
حضرتعليهالسلام مى فرمايند: اين روز، روز زنان و تزويج مى باشد، و در اين روز حضرت حوا از حضرت آدمعليهالسلام خلق شد و خداوند عز ذكره او را با حضرت آدمعليهالسلام تزويج فرمود؛ و اين روز براى بناى منازل، نوشتن قرارداد، اختيار نمودن امور، سفر و طلب حوائج صلاحيت دارد. كسى كه در اين روز مريض شود بيمارى او خفيف خواهد بود و اگر در انتهاى روز مريض شود با بيمارى خود كوشش خواهد نمود. و در روايت ديگر است كه در اين روز تزويج كن و خريد و فروش نما، و از كارگزاران سلطان در اين روز بپرهيز و حوائج خود را در آن طلب كن كه اين روز براى طلب حاجت موافق مى باشد.
حضرتعليهالسلام مى فرمايند: اين روز نحس مستمرى مى باشد، پس در اين روز از سلطان بپرهيز و خريد و فروش، طلب حوائج و معامله اى در اين روز انجام مده، و با كسى شريك نشو و در اين روز لباس حضرت آدم و حواعليهماالسلام سلب شد و از بهشت خارج شدند. و در اين روز شغل خود را اصلاح و تدبير امور منزلت قرار بده و اگر براى تو ممكن بود كه از منزل خارج نشوى اين كار را بكن. كسى كه در اين روز فرار كند، دستگير مى شود، و مريض در اين روز با مرض خود مى كوشد و اين روز جدا روز سنگينى مى باشد.
حضرتعليهالسلام مى فرمايند: اين روزى است كه هابيل در آن متولد شد و اين روز مناسبى براى صيد و زرع مى باشد و سفر در آن مكروه است و به مسافر در اين روز از قتل و سلب و بلا و مصيبت ترسيده مى شود: و در اين روز بناء ساختمان و گرفتن وسائط نقليه خوب است و كسى كه در اين روز فرار كند طلب او مشكل است، و به كسى پناهنده مى شود كه او را مانع مى نمايد و كسى كه در اين روز سفر كند به مشقت راه دچار مى شود؛ و در روايت ديگر است كه اين روز مباركى براى تزويج مى باشد.
حضرتعليهالسلام مى فرمايند: اين روزى است كه قابيل شقى و تيره بخت در آن متولد شد، و دراين روز بود كه برادر خود را كشت و صداى ويل و واى بر خود خواند، و او اولين كسى بود كه از اولاد آدم در زمين گريه كرد، و ملعون بود؛ و اين روز نحس مستمرى است، پس در آن به كارى ابتدا نكن، و به اصلاح يا تعمير وسيله نقليه بپرداز.
سلمان فارسى رحمة الله عليه گويد: در اين روز حاجتى را طلب مكن و با سلطانى ملاقات نداشته باش كه اين روز سنگينى مى باشد.
حضرتعليهالسلام مى فرمايند: اين روز نيكويى براى تزويج مى باشد، و براى حوائج و سفر در خشكى و دريا مبارك است. و كسى كه در اين روز مسافرت نمايد، به سوى خانواده اش بر مى گردد با آن چه به آن علاقه مند و طالب بوده است. و اين روز خوبى براى خريدن وسائط نقليه مى باشد، و كسى كه در اين روز گم شد يا بگريزد پيدا مى شود، و كسى كه در اين روز مريض شود بهبود مى يابد.
و در روايت ديگر است كه اين روز، روز خوبى است و بدبختى در آن نيست، و براى تزويج، صيد، طلب معاش، و هر جاجتى كه بخواهى صلاحيت دارد.
حضرتعليهالسلام مى فرمايند: اين روز اختيار شده اى مى باشد. پس هر چه مى خواهى در اين روز انجام بده، و آن چه را كه مى خواهى معالجه كن. كسى كه در اين روز كتابتى انجام دهد، به مهارت آن را به اتمام مى رساند. و كسى كه در اين روز ساختمان، كاشتن و نخل زدن را شروع نمايد امر او پسنديده خواهد شد. و در روايت ديگر است كه اين روز، روز خوبى است و در آن بدبختى نيست و براى هر حاجت و امرى صلاحيت دارد.
حضرتعليهالسلام مى فرمايند: اين روز صالحى براى هر حاجتى، از خريد و فروش و غيره مى باشد. و كسى كه در اين روز بر سلطان وارد شود حاجتش نزد او روا مى گردد. و در اين روز سوار شدن بر كشتى و نيز سفر كردن، خروج براى جنگ و نوشتن قرار داد كراهت دارد. كسى كه در اين روز گم بشود، راهنمائى نمى شود مگر به سختى.
حضرتعليهالسلام مى فرمايند: اين روز سبكى مى باشد از اول تا آخر آن براى هر امرى كه بخواهى، و كسى كه در اين روز سفر نمايد، مال نصيب او شده و خير مى بيند، پس در اين روز به عمل و كارها شروع كن و در اين روز وام بگير و به كشت و زرع و نشاندن درخت شروع كن. كسى كه در اين روز بجنگد غلبه مى نمايد، وكسى كه در اين روز مريض بشود، مرض او سنگين خواهد بود و كسى كه در اين روز گم بشود امكان و قدرت دستيابى بر او خواهد بود.
حضرتعليهالسلام مى فرمايند: اين روز صالحى مى باشد و حضرت نوحعليهالسلام در آن متولد شد و اين روز براى خريد و فروش و سفر صلاحيت دارد. كسى كه در اين روز چيزى گم كند آن را مى يابد و براى مريض در اين روز مستحب است كه وصيت نمايد، و در اين روز قراردادها نوشته مى شود و كسى كه در اين روز فرار كند، به او دست يافته مى شود و در زندان حبس مى گردد.
حضرتعليهالسلام مى فرمايند: اين روزى است كه شيث بن آدمعليهالسلام در آن متولد شد. صالح است براى ابتدا به انجام كار، و خريد و فروش و سفر، و بايد اجتناب نمود از دخول بر سلطان، و كسى كه در اين روز بيمار شود، نزديك باشد كه بهبودى يابد، و كسى كه در اين روز گم شود سالم مى ماند.
حضرتعليهالسلام مى فرمايند: اين روز صالح و مناسب است براى تزويج و باز كردن و افتتاح مغازه و شروع شركت و سوار كشتى يا قايق شدن. و بايد تجنب و دورى نمود از وساطت بين مردم، و كسى كه در اين روز بيمار شد به سرعت بهبودى مى يابد.
حضرتعليهالسلام مى فرمايند: اين روز نحسى مى باشد و هر امرى در آن مكروه است و در اين روز از خصومت و ستيز كردن و حكم و ملاقات با سلطان و غير او مانند مسئولين امر بپرهيز. و به سر خود روغن نمال و سر را نتراش، و كسى كه در اين روز گم شود يا فرار كند سالم مى ماند.
حضرتعليهالسلام مى فرمايند: اين روز صالح و نيكويى براى هر چيزى مى باشد، و مناسب است براى طلب علم و خريد و فروش و قرض دادن و قرض گرفتن و سوار شدن كشتى و قايق، و كسى كه دراين روز فرار كند دستگير مى شود، و كسى كه مريض شود بهبودى يابد انشاء الله.
حضرتعليهالسلام مى فرمايند: اين روز در هر امرى پرهيز بشود، مگر كسى كه مى خواهد قرض بگيرد يا قرض بدهد. كسى كه دراين روز مريض شود به سرعت بهبودى يابد و كسى كه بگريزد در مكان غريبى دستگير شود.
حضرتعليهالسلام مى فرمايند: اين روز نحسى مى باشد. كسى كه در پايان روز سفر كند هلاك گردد و مكروه است، و ملاقات با سلطان در اين روز مكروه است و صلاحيت دارد براى تجارت و خريد و مشاركت و خروج به سوى دريا و بناها، كسى كه در اين روز گم شود سالم مى ماند و كسى كه مريض شود سريعا بهبودى يابد.
حضرتعليهالسلام مى فرمايند: اين روز متوسط الحالى مى باشد، در آن از خصومت و ستيز كردن بپرهيز و كسى كه در اين روز چيزى را قرض بدهد، به او پس داده نمى شود و اگر هم برگردد بايد براى بازگرداندن آن كوشش و سختى نمايد؛ و كسى كه در اين روز قرض بگيرد آن را باز نمى گرداند.
حضرتعليهالسلام مى فرمايند: اين روز سعيد و صالحى براى هر چيزى، از خريد و فروش، سفر و زراعت مى باشد. كسى كه در اين روز با دشمنش پيكار نمايد، بر او پيروز مى گردد، و كسى كه در اين روز بيمار شود به زودى بهبودى مى يابد.
حضرتعليهالسلام مى فرمايند: اين روز سعيد و مباركى مى باشد و اسحاقعليهالسلام در آن متولد شد، و روز صالحى براى سفر، معاش، حوائج، تعلم علم و خريد وسائط نقليه مى باشد.
حضرتعليهالسلام مى فرمايند: اين روز متوسط الحالى مى باشد، و براى سفر، حوائج، بناء ساختمان، بنيانگذارى ساختمان و بناء، درو نمودن زراعت، نشاندن درخت و گرفتن وسيله نقليه صلاحيت دارد. كسى كه در اين روز مريض شود مرضش سخت خواهد شد. كسى كه در اين روز گم شود امر او مخفى و نامعلوم مى گردد.
حضرتعليهالسلام مى فرمايند: اين روز نحسى مى باشد، حاجتى را در آن طلب نكن و در اين روز از سلطان پرهيز نما، و كسى كه در اين روز سفر كند بر نمى گردد و بر او نرسيده شود.
حضرتعليهالسلام مى فرمايند: اين روزصالحى براى حوائج و خريد و فروش مى باشد و صدقه در اول قبول مى شود، و كسى كه در اين روز بر سلطان داخل شود حاجت او برآورده مى شود، و كسى كه در اين روز بيمار شود به زودى بهبودى يابد، و كسى كه به سفر برود با عافيت باز مى گردد.
حضرتعليهالسلام مى فرمايند: اين روز صالحى مى باشد و يوسفعليهالسلام در آن متولد شد، و روز خفيفى است و در آن حاجات، تجارت، تزويج و داخل شدن بر سلطان طلب شود، و كسى كه در آن مسافرت كند سود برده و خيرى به او مى رسد.
حضرتعليهالسلام مى فرمايند: اين روز نحسى است براى هر امرى كه بخواهد، و فرعون ملعون در آن متولد شد، و اگر كسى در اين روز مريض بشود مرضش طولانى خواهد شد.
حضرتعليهالسلام مى فرمايند: اين روز نحسى مى باشد، پس در آن حاجتى طلب نكن و خودت را در آن حفظ نما، كسى كه در اين روز بيمار شود سختى مى كشد.
حضرتعليهالسلام مى فرمايند: اين روزى است كه موسىعليهالسلام عصايش را به دريا زد و دريا شكافت، و روزى است صالح براى مسافرت و براى هر امر كه بخواهى، مگر تزويج، پس كسى كه امروز تزويج نمايد، بين ايشان جدائى خواهد افتاد، چنان چه دريا براى موسىعليهالسلام از هم جدا شد.
حضرتعليهالسلام مى فرمايند: اين روز صالحى براى هر امر و حاجتى مى باشد، و براى ساير احوال سبك است.
حضرتعليهالسلام مى فرمايند: اين روز صالح و مباركى براى هر امر و حاجتى است و روز تولد يعقوبعليهالسلام مى باشد.
حضرتعليهالسلام مى فرمايند: اين روز صالحى مى باشد و براى ساير امور و حوائج و اعمال، سبك است. كسى كه در اين روز مسافرت نمايد مال زيادى نصيب او مى گردد، و كسى كه در اين روز بيمار شود سريعا بهبودى مى يابد و وصيتى را در اين روز ننويس كه مكروه است.
حضرت امام جعفر صادقعليهالسلام مى فرمايند: اين روز خوبى براى خريد و فروش و تزويج مى باشد و در آن مسافرت نكن. كسى كه در اين روز فرار كند دستگير شود و كسى كه چيزى را گم كند، آن را پيدا خواهد نمود و كسى كه در اين روز چيزى قرض كند سريعا آن را پس مى دهد.(۶۸۵)
فصل بهار روح زمانها است، و اول آن ماه (آزار) است و شماره روزهايش سى و يك روز است. در اين ماه شب و روز پاكيزه است، زمين نرم مى شود، غلبه بلغم از بين مى رود و خون به هيجان مى آيد. در اين ماه غذاهائى كه خورده مى شود بايد سبك و لطيف باشد، غالبا خوراك در اين ماه از گوشت و تخم مرغ نيم برشت نبايد عارى باشد.
از خوردن سير و پياز و ترشى تا اندازه اى در اين ماه بايد پرهيز كرد. نوشيدن مسهل و استمال فصد و حجامت(۶۸۸) در اين ماه پسنديده است.
نيسان سى روز است. در اين ماه روزها بلند مى شود، مزاج فصل بهار در آن نيرومند مى شود، خون به جنبش مى آيد و بادهاى شرقى در آن وزيدن مى گيرد. در اين ماه خوردن كباب و گوشتى كه با سركه به عمل بيايد و گوشت شكار مفيد است. عمل مجامعت در اين ماه مناسب است. ماساژ بدن در حمام به وسيله روغن نيكو است، و آب ناشتا خوردن در اين ماه خوب نيست. بوئيدن رياحين و طيب(۶۸۹) بسيار پسنديده است.
ايار سى و يك روز است. در اين ماه بادها صاف مى شود و اين ماه آخر فصل بهار است. از خوردن غذاهاى شور و گوشتهاى سنگين، مانند كله حيوانات و گوشت گاو و افراط در خوردن ماست نهى شده و در اين ماه صبحگاهان به حمام رفتن بسيار مفيد است، و حركت و تقلاى زياد قبل از غذا پسنديده نيست.
حزيران سى و يك روز است. در اين ماه غلبه بلغم و خون از ميان مى رود و دوره غلبه مره صفرا روى مى آورد. در اين ماه نيز از رنج و زحمت بسيار نهى شده و از خوردن گوشتهاى چرب و زياده روى در مصرف گوشت و بوئيدن مشك و عنبر منع كرده اند. خوردن سبزيهاى خنك مانند كاسنى و خرفه و خيار گل بسر و خيار چنبر و شير خشت و ميوه هاى مرطوب و مصرف ترشيها و گوشت بره ششماهه و هفت ماهه تا يكساله و گوشت بز يكساله و مرغهاى خانگى و طيهو و دراج(۶۹۰) و شير گاو و ماهى تازه بسيار لازم و نافع است.
تموز سى و يك روز است و گرمى هوا در اين ماه شديد مى شود، آب كم مى شود و آب سرد ناشتا نوشيده و چيزها سرد وتر خورده مى شود. غذاهاى لطيف سريع الهضم خورد شود، چنانچه درحزيران گذشت و ازگلها و شكوفه هاى خنك مرطوب خوشبوى استفاده شود.
آب سى و يك روز است. بادهاى سموم در اين ماه شديد مى شود، هنگام شب زكام به هيجان مى آيد، باد شمال شروع به وزيدن مى كند، در اين ماه مزاج به تريد و چيزهاى مرطوب خوردن صالح و سالم مى گردد. خوردن ماست نافع است و از مجامعت زياد بايد پرهيز كرد. همچنين از خوردن مسهل، رنج و مشقت جوارج را بايد كم كرد، از گلهاى خنك بهره مند شد.
ايلول سى روز است. در اين ماه هوا پاكيزه مى شود، تسلط مره سوداء قوى مى گردد. شرب مسهل بد نيست، خوردن شيرينى ها و گوشت هاى معتدل، مانند گوشت گوسفند يكساله و بزغاله نر سودمند است. از خوردن گوشت گاو و زياده روى در خوردن كباب و گوشتهاى سرخ كرده و افراط در رفتن حمام بايد پرهيز كرد، و از استعمال بوهاى خوش معتدل المزاج نبايد غافل بود و از خوردن خيار چنبر و خربزه نارس بايد اجتناب كرد.
تشرين اول سى و يك روز است و بادهاى مختلف در اين ماه مى وزد. باد صبا در آن نفس مى كشد. در اين ماه از فصد و نوشيدن داروها بايد پرهيز كرد. مجامعت در آن خوب است. خوردن گوشت پرواز چرب و انار ميخوش نافع است، و مصرف ميوه بعد از طعام مفيد است. گوشت با حبوبات مصرف شود. از نوشيدن آب بايد كم كرد و به فعاليت جوارح و اعضاء افزود.
تشرين آخر سى روز است. در اين ماه، باران درشت قطره از نزول باز ميماند،(۶۹۱) در آن از نوشيدن آب هنگام شب نهى شده، از دخول حمام و جماع بايد كم كرد، در اول هر صبح جرعه اى از آب گرم نوشيدن مصلحت است. از خوردن سبزيهائى مانند كرفس و نعناع و تره تيزك بايد اجتناب كرد.
كانون اول سى و يك روز است. در آن ماه بادهاى تند شديد شود. سرماى هوا زياد مى گردد. هر چه در تشرين آخر ذكر شد، در اين ماه نيز نافع است. از خوردن خوراكيهاى سرد بايد حذر كرد. از حجامت و فصدپرهيز نمود. غذاهاى گرم بالقوه يا بالفعل بايد استعمال كرد.
كانون آخر سى و يك روز است. در اين ماه غلبه بلغم تقويت مى شود و شايسته است، ناشتا آب گرم بنوشيم. جماع در آن پسنديده است. سبزيهاى گرم مانند كرفس و تره تيزك و كارو در آن ماه براى احشاء و اعضاى درون شكم مفيد است. اول روز به حمام رفتن و ماساژ بدن به روغن حيزى و آن چه با آن مناسبت دارد سودمند است. از شيرينى و خوردن ماهى تازه با ماست بايد دورى جست.
شباط بيست و هشت روز است. بادها در آن مختلف مى شود و باران زياد مى بارد. گياه و علف سر از زمين بيرون مى آورد. آب در شاخه هاى درختان جارى مى شود. خوردن سير و گوشت پرندگان و شكار و ميوه هاى خشك شده سودمند است. جماع و حركت و فعاليت و كار در اين ماه بسيار نيكو است.
شنبه درازى عمر
يكشنبه پشيمانى
دوشنبه مباركست
سه شنبه نامباركست
چهارشنبه مباركست
پنجشنبه مباركست
جمعه زيادى دولت
الف ب ج د ه و ز ح ط ى ك ل م ن
۱ ۲ ۳ ۴ ۵ ۶ ۷ ۸ ۹ ۱۰ ۲۰ ۳۰ ۴۰ ۵۰
س ع ف ص ق ر ش ت ث خ ذ ض ظ غ
۶۰ ۷۰ ۸۰ ۹۰ ۱۰۰ ۲۰۰ ۳۰۰ ۴۰۰ ۵۰۰ ۶۰۰ ۷۰۰ ۸۰۰ ۹۰۰ ۱۰۰۰
ماه محرم روز بيست و دوم
ماه صفر روز دهم
ماه ربيع الاول روز چهارم
ماه ربيع الثانى روز بيست و هشتم
ماه جمادى الاول روز بيست و هشتم
ماه جمادى الثانى روز دوازدهم
ماه رجب المرجب روز بيست و ششم
ماه شعبان المعظم روز دوازدهم
ماه مبارك رمضان روز بيست و چهارم
ماه شوال روز دوم
ماه ذوالقعده روز بيست و هشتم
ماه ذوالحجه روز هشتم
از امام صادقعليهالسلام منقول است : در سال دوازده روز نحس است، از شروع به كارها پرهيز شود.(۶۹۴)
روز اول ماه كوتاهى عمر
روز دوم ماه حاجت روا گردد
روز سوم ماه سبب درازى مو باشد
روز چهارم ماه باعث غم و اندوه است
روز پنجم ماه باعث سرور و شادى است
روز ششم ماه باعث بلاى ناگهانيست
روز هفتم ماه از بزرگان دولت يابد
روز هشتم ماه سبب بيمارى است
روز نهم ماه باعث دردى شود
روز دهم ماه عزيز و محترم گردد
روز يازدهم ماه باعث اندوهست
روز دوازدهم ماه ميان مردم باشكوه گردد
روز سيزدهم ماه با شخصى خصومت كند
روز چهاردهم ماه باعث شادى است
روز پانزدهم ماه باعث شادى است
روز شانزدهم ماه باعث دلتنگى است
روز هفدهم ماه ميانه است
روز هيجدهم ماه باعث رنج و اندوه است
روز نوزدهم ماه توانگر شود
روز بيستم ماه باعث ايمنى از بلاست
روز بيست و يكم ماه دولت يابد
روز بيست و دوم ماه باعث بى پوليست
روز بيست و سوم ماه كارهايى اصلاح شود
روز بيست و چهارم ماه كارها اصلاح شود
روز بيست و پنجم ماه كارها به اصلاح آيد
روز بيست و ششم ماه از بلا رها شود
روز بيست و هفتم ماه پشيمانى آورد
روز بيست و هشتم ماه بسيار بسيار بد است
روز بيست و نهم ماه از خلق بپرهيزد
روز سى ام ماه از بليات ايمن باشد
شب اول ماه صحت ندارد
شب دوم ماه تعبيرش برعكس است
شب سوم ماه تعبيرش برعكس است
شب چهارم ماه با تعويق صحت دارد
شب پنجم ماه با تعويق صحت دارد
شب ششم ماه صحيح است
شب هفتم ماه صحيح است
شب هشتم ماه نيك است
شب نهم ماه نيك است
شب دهم ماه صحت ندارد
شب يازدهم ماه نيك است
شب دوازدهم ماه نيك است
شب سيزدهم ماه خير و ضرر ندارد
شب چهاردهم ماه خير و ضرر ندارد
شب پانزدهم ماه صحيح است
شب شانزدهم ماه با تعويق صحت دارد
شب هفدهم ماه با تعويق صحت دارد
شب هيجدهم ماه صحيح است
شب نوزدهم ماه صحيح است
شب بيستم ماه صحت ندارد
شب بيست و يكم ماه صحت ندارد
شب بيست و دوم ماه نيك است
شب بيست و سوم ماه نيك است
شب بيست و چهارم ماه تعبيرش برعكس است
شب بيست و پنجم ماه صحت ندارد
شب بيست و ششم ماه صحت ندارد
شب بيست و هفتم ماه صحيح است
شب بيست و هشتم ماه نيك است
شب بيست و نهم ماه صحت ندارد
شب سى ام ماه صحيح و موثر است
شنبه از صبح تا بامداد و از هنگام ظهر تا عصر
يكشنبه از صبح تا ظهر و بعد از عصر تا مغرب
دوشنبه از صبح تا طلوع آفتاب و از بامداد تا ظهر و بعد از عصر تا وقت خفتن
سه شنبه از بامداد تا ظهر و از عصر تا خفتن
چهارشنبه از صبح تا هنگام ظهر و از عصر تا خفتن
پنجشنبه از صبح تا طلوع آفتاب و از ظهر تا وقت عشاء
جمعه از صبح تا طلوع آفتاب و از زوال تا عصر و از مغرب تا عشاء
پايان
۱- بحارالانوار، ج ۹۳، ص ۳۰۰.
۲- عرفان اسلامى.
۳- مومن / ۶۰.
۴- انعام / ۶۳ - ۶۴.
۵- فرقان / ۷۷.
۶- كافى، جلد ۴، ص ۲۱۰.
۷- كافى، جلد ۴، ص ۲۱۱.
۸- كافى، جلد ۴، ص ۲۱۲.
۹- كافى، جلد ۴، ص ۲۱۳.
۱۰- كافى، جلد ۴، ص ۲۱۴.
۱۱- كافى، جلد ۴، ص ۲۱۵.
۱۲- بحار، ج ۸۶، ص ۵۲، ختوم و اذكار، ج ۱، ص ۱۰.
۱۳- سوره الصافات / ۱۸۰ - ۱۸۲.
۱۴- كافى، ج ۲، ص ۴۹۶.
۱۵- اصول كافى، ج ۴، ص ۲۹۹.
۱۶- مستدرك الوسائل و دعائم الاسلام، مفاتيح الحاجات، ص ۳۶۰.
۱۷- مستدرك، مفاتيح الحاجات، ص ۳۸۵. سنن النبىصلىاللهعليهوآله ، ص ۳۲۰.
۱۸- مفاتيح الحاجات، ص ۳۸۶.
۱۹- ختوم و اذكار، ج ۱، ص ۲۳۴.
۲۰- همان
۲۱- ختوم و اذكار، ج ۱، ص ۲۳۳.
۲۲- ختوم و اذكار، ج ۱، ص ۸۴.
۲۳- ثواب الاعمال، ص ۳۵.
۲۴- همان
۲۵- كافى، جلد ۴، ص ۳۰۵.
۲۶- كافى، جلد ۴، ص ۲۸۳.
۲۷- ثواب الاعمال، ص ۱۳.
۲۸- ثواب الاعمال، ص ۱۹.
۲۹- كافى، جلد ۴، ص ۲۸۶.
۳۰- كافى، جلد ۴، ص ۲۸۷.
۳۱- بحار الانوار، ج ۹۳، ص ۲۰۶.
۳۲- كافى، جلد ۴، ص ۲۸۷.
۳۳- ثواب الاعمال، ص ۲۱.
۳۴- ثواب الاعمال، ص ۲۵.
۳۵- كافى، جلد ۴، ص ۲۸۹.
۳۶- ثواب الاعمال، ص ۲۳.
۳۷- ثواب الاعمال، ص ۲۹.
۳۸- ثواب الاعمال، ص ۳۱.
۳۹- بحارالانوار، ج ۹۳، ص ۱۷۰.
۴۰- اصول كافى، جلد ۴، ص ۲۹۰.
۴۱- بحار الانوار، ج ۹۳، ص ۲۸۰.
۴۲- بحار الانوار، ج ۹۳، ص ۲۷۷.
۴۳- بحارالانوار، ج ۹۳، ص ۱۸۴.
۴۴- بحارالانوار، ج ۹۳، ص ۱۸۷.
۴۵- ختوم و اذكار، ج ۱، ص ۲۴.
۴۶- ختوم و اذكار، ج ۱، ص ۸۴.
۴۷- روم / ۱۸.
۴۸- ثواب الاعمال، ص ۳۵۷.
۴۹- سنن النبى، ص ۳۴۲.
۵۰- كتاب عقايد علامه مجلسى.
۵۱- همان.
۵۲- كتاب عقايد علامه مجلسى.
۵۳- همان
۵۴- همان.
۵۵- همان.
۵۶- همان
۵۷- همان.
۵۸- بحار، ج ۸۷، ص ۱۰.
۵۹- بحار، ج ۸۷، ص ۲۰.
۶۰- بحار، ج ۸۷، ص ۳، ثواب الاعمال.
۶۱- بحار، ج ۹۳، ص ۲۰۷. ثواب الاعمال، ص ۲۱.
۶۲- بحار، ج ۸۷، ص ۱.
۶۳- بحار، ج ۸۷، ص ۲، ثواب الاعمال، ص ۲۳.
۶۴- بحار، ج ۸۷، ص ۶.
۶۵- بحار، ج ۸۷، ص ۷.
۶۶- بحار، ج ۸۷، ص ۶.
۶۷- همان.
۶۸- بحارالانوار، ج ۹۵، ص ۳۵۵.
۶۹- بحارالانوار، ج ۹۵، ص ۱۹۵.
۷۰- تحف العقول، ص ۲۱۷.
۷۱- كافى، جلد ۴، ص ۳۷۵.
۷۲- صحيفة الحسين، ص ۱۳۷.
۷۳- صحيفة الحسين، ص ۱۵۴.
۷۴- صحيفة الحسين، ص ۱۵۸.
۷۵- الزمر / ۶۷.
۷۶- موسوعة كلمات الامام الحسينعليهالسلام ، ص ۸۵۰.
۷۷- موسوعة كلمات الامام الحسينعليهالسلام ، ص ۸۵۳.
۷۸- موسوعة كلمات الامام الحسينعليهالسلام ، ص ۸۵۴.
۷۹- همان
۸۰- همان
۸۱- موسوعة لكلمات الامام الحسينعليهالسلام ، ص ۸۶۴.
۸۲- موسوعة لكلمات الامام الحسينعليهالسلام ، ص ۸۸۴.
۸۳- صحيفة الحسين، ص ۱۵۳.
۸۴- صهيفة الزهراعليهاالسلام ، ص ۱۱۲.
۸۵- الانبياء / ۶۹.
۸۶- صحيفة الزهراءعليهاالسلام ، ص ۱۱۶.
۸۷- صحيفة الزهراءعليهاالسلام ، ص ۱۲۰.
۸۸- صحيفة الزهراء، ص ۱۲۲.
۸۹- صحيفة الزهراءعليهاالسلام ، ص ۱۲۶.
۹۰- صحيفة الزهراءعليهاالسلام ، ص ۱۲۵.
۹۱- صحيفة الزهراء، ص ۱۲۸.
۹۲- صحيفة الزهراءعليهاالسلام ، ص ۱۳۶.
۹۳- صحيفة الزهراءعليهاالسلام ، ص ۱۴۴.
۹۴- صحيفة الزهراءعليهاالسلام ، ص ۱۶۴.
۹۵- صحيفة الزهراءعليهاالسلام ، ص ۱۶۵.
۹۶- صحيفة الزهراءعليهاالسلام ، ص ۱۶۷.
۹۷- همان
۹۸- صحيفة الزهراءعليهاالسلام ، ص ۱۶۹.
۹۹- صحيفة الكاظمية، ص ۳۷.
۱۰۰- صحيفة الكاظمية، ص ۳۵.
۱۰۱- صحيفة الكاظمية، ص ۴۵.
۱۰۲- كافى، ج ۴، ص ۳۰۵.
۱۰۳- ثواب الاعمال، ص ۵۷.
۱۰۴- صحيفة الكاظمية، ص ۶۵.
۱۰۵- كافى، ج ۴، ص ۳۳۴.
۱۰۶- اقبال الاعمال، ج ۱، ص ۶۵.
۱۰۷- صحيفة الكاظمية، ص ۲۵۴. عيون اخبار الرضا، ج ۱، ص ۷۶.
۱۰۸- صحيفة الكاظمية، ص ۲۵۸. بحار، ج ۹۴، ص ۳۳۲.
۱۰۹- بحارالانوار، ج ۹۴، ص ۳۱۴. صحيفة الكاظمية، ص ۲۶۶.
۱۱۰- صحيفة الكاظمية، ص ۲۸۷.
۱۱۱- انبياء / ۳۰.
۱۱۲- ملك / ۴۰.
۱۱۳- بحارالانوار، ج ۹۲، ص ۴۲. صحيفة الكاظمية، ص ۳۵۵.
۱۱۴- كافى، ج ۴، ص ۲۶۰ - صحيفة الكاظمية، ص ۳۵۷. طب الائمه، ص ۱۸، بحار، ج ۹۲، ص ۵۴.
۱۱۵- صحيفة الكاظمية، ص ۳۷۵. طب الائمة، ص ۱۸. بحار، ج ۹۲، ص ۵۴.
۱۱۶- صحيفة الكاظمية، ص ۳۷۵. طب الائمة، ص ۱۱۸. بحار ج ۹۲، ص ۹۴.
۱۱۷- صحيفة الكاظمية، ص ۳۳۵. بحار، ج ۹۱، ص ۹۴.
۱۱۸- الصحيفة الكاظمية، ص ۳۷۷. طب الائمة، ص ۶۹. بحار، ص ۹۲، ص ۷۶.
۱۱۹- صحيفة الكاظمية، ص ۳۸۱. مكارم الاخلاق، ص ۴۶۴. طب الائمة، ص ۵۴۱.
۱۲۰- صحيفة الكاظمية، ص ۳۸۱. مكارم الاخلاق، ص ۳۷۱.
۱۲۱- صحيفة الكاظمية، ص ۳۹۱. بحار، ج ۹۱، ص ۲۷۵.
۱۲۲- كافى، ج ۱، ص ۳۰۵. صحيفة الكاظمية، ص ۴۹.
۱۲۳- صحيفة الكاظمية، ص ۴۰۵. كافى، ج ۲، ص ۵۴۳.
۱۲۴- كافى، ج ۴، ص ۳۲۱. صحيفة الكاظمية، ص ۴۰۵.
۱۲۵- صحيفة الكاظمية، ص ۴۰۷. مكارم الاخلاق، ص ۴۹۷.
۱۲۶- حلية المتقين، ص ۵۱۶. صحيفة الكاظمية، ص ۴۰۷.
۱۲۷- كافى، ج ۴، ص ۳۲۰، صحيفة الكاظمية، ص ۴۰۹.
۱۲۸- صحيفة الكاظمية، ص ۴۰۸. ثواب الاعمال.
۱۲۹- صحيفة الكاظمية، ص ۴۱۱. كافى، ج ۲، ص ۵۵۰.
۱۳۰- صحيفة الكاظمية، ص ۴۱۱.
۱۳۱- صحيفة الكاظمية، ص ۲۸۹.
۱۳۲- كافى، ج ۴، ص ۳۴۶. صحيفة الكاظمية، ص ۲۹۱.
۱۳۳- كافى، ج ۴، ص ۳۳۷. صحيفة الكاظمية، ص ۲۹۳.
۱۳۴- صحيفة الكاظمية، ص ۲۹۷. بحار، ج ۹۲، ص ۱۶۱.
۱۳۵- صحيفة الكاظمية، ص ۴۱۴.
۱۳۶- صحيفة الكاظمية، ص ۴۱۷. مستدرك، ج ۱۶، ص ۲۷۸.
۱۳۷- صحيفة الكاظمية، ص ۴۱۶. بحار، ج ۴۸، ص ۳۱.
۱۳۸- كافى، ج ۴، ص ۳۷۰. صحيفة الرضا، ص ۴۱۹.
۱۳۹- صحيفة الرضا، ص ۴۱. توحيد صدوق، ص ۱۳۷.
۱۴۰- صحيفة الرضا، ص ۸۳. عيون الاخبار الرضا، ج ۲، ص ۱۸۰.
۱۴۱- صحيفة الرضا، ص ۸۷. عيون الاخبار الرضا، ج ۲، ص ۱۸۲.
۱۴۲- صحيفة الرضا، ص ۹۷. بحار، ج ۸۶، ص ۱۶۲.
۱۴۳- صحيفة الرضا، ص ۱۰۵. عيون الاخبار الرضا، ج ۲، ص ۱۶۷.
۱۴۴- صحيفة الرضا، ص ۱۱۷. بحار، ج ۹۵، ص ۱۸۶.
۱۴۵- صحيفة الرضا، ص ۱۲۳. بحار، ج ۹۳، ص ۱۸۸.
۱۴۶- صحيفة الرضا، ص ۱۳۱. كافى، ج ۳، ص ۴۷۷. بحار، ج ۹۱، ص ۳۵۳.
۱۴۷- صحيفة الرضا، ص ۱۳۱. بحار، ص ۹۱، ص ۳۵۳.
۱۴۸- صحيفة الرضا، ص ۱۳۲، بحار، ج ۹۱، ص ۳۵۵.
۱۴۹- صحيفة الرضا، ص ۱۳۵. بحار، ج ۹۱، ص ۳۶۱.
۱۵۰- صحيفة الرضا، ص ۱۳۹. بحار، ج ۹۴، ص ۳۷۶.
۱۵۱- صحيفة الرضا، ص ۱۵۵. بحار، ج ۹۴، ص ۳۴۵.
۱۵۲- دعاهائى كه بر كاغذ مى نويسند و به گردن يا بازو مى بندند براى دفع چشم زخم و دفع بلا و آفت.
۱۵۳- صحيفة الرضا، ص ۱۵۹. بحار، ج ۹۴، ص ۳۴۳. عيون الاخبار الرضا، ج ۲، ص ۱۳۸.
۱۵۴- صحيفة الرضا، ص ۱۶۵، بحار، ج ۹۵، ص ۲۲۲.
۱۵۵- صحيفة الرضا، ص ۱۷۱. بحار، ج ۹۵، ص ۸.
۱۵۶- صحيفة الرضا، ص ۱۷۳، بحار، ج ۹۵، ص ۵۵.
۱۵۷- صحيفة الرضا، ص ۱۷۵.
۱۵۸- زگيل
۱۵۹- الواقعه / ۱ - ۶.
۱۶۰- طه / ۱۰۴ - ۱۰۷.
۱۶۱- صحيفة الرضا، ص ۱۷۷. عيون الاخبار الرضا، ج ۲، ص ۵۰. بحار، ج ۹۵، ص ۹۷.
۱۶۲- صحيفة الرضا، ص ۱۷۹. بحار، ج ۹۵، ص ۹۹.
۱۶۳- غده هاى سخت كه در گردن و زير گلو پيدا مى شود و گاهى تبديل به زخم و جراحت مى گردد و از آن ها چرك مى آيد (فرهنگ فارسى عميد)
۱۶۴- صحيفة الرضا، ص ۱۷۹ كافى، ج ۴، ص ۳۴۶. بحار، ج ۹۵، ص ۱۰۰.
۱۶۵- بحار، ج ۹۵، ص ۲۰. طب الامه، ص ۹۸. صحيفة الرضا، ۱۷۹.
۱۶۶- صحيفة الرضا، ص ۱۸۳. طب الائمه، ص ۹۸. بحار، ج ۹۵، ص ۴۰.
۱۶۷- صحيفة الرضا، ص ۱۸۷. مكارم الاخلاق، ج ۲، ص ۲۸۶. بحار، ج ۹۵، ص ۱۲۹.
۱۶۸- هفت ستاره در آسمان در جهت قطب شمالى كه آن ها را دب اكبر هم مى گويند و در دنباله آن هفت ستاره ديگر است كه آن ها را دب اصغر مى نامند. در فارسى هفت برادران هم گفته مى شود. (فرهنگ فارسى عميد)
۱۶۹- صحيفة الرضا، ص ۱۸۷. مكارم الاخلاق، ج ۲، ص ۴۸. بحار، ج ۹۵، ص ۱۴۵.
۱۷۰- انعام / ۵۹.
۱۷۱- صحيفة الرضا، ص ۱۸۹، مكارم الاخلاق، ج ۲، ص ۲۳۲. بحار، ج ۹۵، ص ۱۲۳.
۱۷۲- صحيفة الرضا، ص ۲۰۵، بحار، ج ۷۶، ص ۱۷۱.
۱۷۳- صحيفة الرضا، ص ۲۰۷. بحار، ج ۹۱، ص ۲۵۹.
۱۷۴- كافى، ج ۴، ص ۳۲۰.
۱۷۵- همان
۱۷۶- كافى، ج ۴، ص ۳۲۱.
۱۷۷- صحيفة الرضا، ص ۲۰۹.
۱۷۸- صحيفة الرضا، ص ۲۱۳.
۱۷۹- كافى، ج ۴، ص ۳۳۳.
۱۸۰- كافى، ج ۴، ص ۳۳۴. صحيفة الرضا، ص ۲۱۳.
۱۸۱- كافى، ج ۴، ص ۳۷۱ و ۳۹۲. صحيفة الرضا، ص ۲۱۴.
۱۸۲- صحيفة الرضا، ص ۲۱۵. اكمال الدين، ص ۲۶۷. مصباح كفعمى، ص ۳۰۶.
۱۸۳- صحيفة الرضا، ص ۲۴۳. بحار، ج ۱۰۱، ص ۱۳۳.
۱۸۴- كافى، ج ۴، ص ۲۸۱.
۱۸۵- كافى، ج ۴، ص ۲۸۲.
۱۸۶- كافى، ج ۴، ص ۳۰۵.
۱۸۷- كافى، ج ۴، ص ۲۹۴.
۱۸۸- كافى، ج ۴، ص ۲۹۷.
۱۸۹- كافى، ج ۴، ص ۲۹۹.
۱۹۰- كافى، ج ۴، ص ۲۹۳.
۱۹۱- كافى، ج ۴، ص ۳۰۱.
۱۹۲- كافى، ج ۴، ص ۳۰۸.
۱۹۳- كافى، ج ۴، ص ۳۰۸.
۱۹۴- كافى، ج ۴، ص ۳۱۹.
۱۹۵- كافى، ج ۴، ص ۳۳۲.
۱۹۶- كافى، ج ۴، ص ۳۳۲.
۱۹۷- كافى، ج ۴، ص ۳۳۲.
۱۹۸- كافى، ج ۴، ص ۳۳۳.
۱۹۹- كافى، ج ۴، ص ۳۳۶.
۲۰۰- كافى، ج ۴، ص ۳۳۸.
۲۰۱- كافى، ج ۴، ص ۳۰۶.
۲۰۲- كافى، ج ۴، ص ۳۳۸.
۲۰۳- كافى، ج ۴، ص ۳۳۹.
۲۰۴- كافى، ج ۴، ص ۳۴۰.
۲۰۵- كافى، ج ۴، ص ۳۴۲.
۲۰۶- كافى، ج ۴، ص ۳۴۵.
۲۰۷- حلية المتقين، ص ۵۱۷.
۲۰۸- حلية المتقين، ص ۵۲۰.
۲۰۹- حلية المتقين، ص ۵۲۳.
۲۱۰- همان
۲۱۱- همان
۲۱۲- همان
۲۱۳- كافى، ج ۴، ص ۳۴۵.
۲۱۴- كافى، ج ۴، ص ۳۵۰.
۲۱۵- كافى، ج ۴، ص ۳۵۲.
۲۱۶- ورم دردناك رگهاى مقعد كه گاهى از آن خون مى آيد، بيشتر به واسطه يبوست مزمن يا نشستن زياد به خصوص نشستن سر پا توليد مى شود.
۲۱۷- حلية المتقين، ص ۳۱۶.
۲۱۸- يكى از بيماريهاى اعصاب كه غالبا در كمر بروز مى كند و تا زانو و پا مى رسد.
۲۱۹- حلية المتقين، ص ۳۱۵.
۲۲۰- مكارم الاخلاق، ص ۴۰۶. ختوم و اذكار، ج ۱، ص ۱۱۹.
۲۲۱- بلد الامين، ختوم و اذكار، ج ۱، ص ۱۱۹.
۲۲۲- ختوم و اذكار، ج ۲، ص ۲۷۵. مجتنى، ص ۲۸.
۲۲۳- صحيفة كامله سجاديه، ص ۷۳.
۲۲۴- صحيفة كاملة سجاديه، ص ۱۶۰.
۲۲۵- صحيفة كامله سجادية، ص ۱۶۲.
۲۲۶- مفاتيح الجنان، ص ۱۸۶.
۲۲۷- مفاتيح الجنان، ص ۱۴۲.
۲۲۸- مفاتيح الجنان، ص ۳۶۷.
۲۲۹- مفاتيح الجنان، ص ۳۶۸.
۲۳۰- نجم الثاقب، ص ۷۵۸.
۲۳۱- اصول كافى، ج ۱، ص ۳۳۷. نجم الثاقب، ص ۷۷۷.
۲۳۲- نجم الثاقب، ص ۷۸۴. بحار ج ۹۵. ص ۳۲۶. كمال الدين، ج ۲، ص ۱۱.
۲۳۳- نجم الثاقب، ص ۷۴۱.
۲۳۴- نجم الثاقب، ص ۸۴۶. بحار، ج ۸۶، ص ۶۱.
۲۳۵- دعاى عهد در مفاتيح الجنان مى باشد.
۲۳۶- مفاتيح الجنان، ص ۸۹۲.
۲۳۷- نهج الفصاحة، ص ۵۲۳.
۲۳۸- همان
۲۳۹- همان
۲۴۰- نهج الصفاحة، ص ۵۲۲.
۲۴۱- نهج الفصاحة، ص ۵۲۱.
۲۴۲- سوره يونس / ۵۷.
۲۴۳- كافى، ج ۴، ص ۴۰۰.
۲۴۴- كافى، ج ۴، ص ۴۰۸.
۲۴۵- كافى، ج ۴، ص ۴۱۲.
۲۴۶- كافى، ج ۴، ص ۴۱۳.
۲۴۷- كافى، ج ۴، ص ۴۱۵.
۲۴۸- بحار، ج ۹۲، ص ۱۷۶. عين الحيات، ج ۲، ص ۲۳۱. ثواب الاعمال، ص ۲۲۱.
۲۴۹- بحار، ج ۹۲، ص ۱۷۶. عين الحيات، ج ۲، ص ۲۳۱. كافى، ج ۴، ص ۴۲۷.
۲۵۰- بحار، ج ۹۲، ص ۲۳۳. عين الحيات، ج ۲، ص ۲۳۳.
۲۵۱- ثواب الاعمال، ص ۲۲۱.
۲۵۲- ثواب الاعمال، ص ۲۲۱.
۲۵۳- ختوم واذكار، ج ۱، ص ۱۱۷.
۲۵۴- بحار، ج ۹۲، ص ۲۳۴. عين الحيات، ج ۲، ص ۲۳۳.
۲۵۵- بحار، ج ۹۲، ص ۲۲۶. عين الحيات، ج ۲، ص ۲۳۵.
۲۵۶- بحار، ج ۹۲، ص ۲۵۷. عين الحيات، ج ۲، ص ۲۳۵. كافى، ج ۴، ص ۴۲۹.
۲۵۷- عين الحيات، ج ۲، ص ۲۳۵. اصول كافى، ج ۴، ص ۴۳۴.
۲۵۸- عين الحيات، ج ۲، ص ۲۳۵. بحار، ج ۹۲، ص ۲۳۵.
۲۵۹- مستدرك الوسائل، مفاتيح الحاجات.
۲۶۰- ختوم واذكار، ج ۱، ص ۱۱۸. منهاج، ص ۴۳۲.
۲۶۱- ختوم و اذكار، ج ۱، ص ۱۱۹.
۲۶۲- مفاتيح الحاجات.
۲۶۳- بحار، ج ۹۲، ص ۲۶۵. عين الحيات، ج ۲، ص ۲۳۵. ثواب الاعمال، ص ۲۲۱.
۲۶۴- بحار، ج ۹۲، ص ۲۶۵. كافى، ج ۴، ص ۴۲۶.
۲۶۵- بحار، ج ۹۲، ص ۲۶۶. عين الحيات، ج ۲، ص ۲۳۶. ثواب الاعمال، ص ۲۲۳. كافى، ج ۴، ص ۴۲۷.
۲۶۶- بحار، ج ۹۲، ص ۲۶۲. عين الحيات، ج ۲، ص ۲۳۶.
۲۶۷- بحار، ج ۹۵، ص ۲۴. عين الحيات، ج ۲، ص ۲۳۶.
۲۶۸- بحار، ج ۹۲، ص ۲۶۲. عين الحيات، ج ۲، ص ۲۳۶.
۲۶۹- عين الحيات، ج ۲، ص ۲۳۷. بحار، ج ۹۲، ص ۲۶۲.
۲۷۰- عين الحيات، ج ۲، ص ۲۳۷. بحار، ج ۹۲، ص ۲۶۳.
۲۷۱- عين الحيات، ج ۲، ص ۲۳۷.
۲۷۲- عين الحيات، ج ۲، ص ۲۳۸. بحار، ج ۸۶ - ص ۳۴.
۲۷۳- عين الحيات، ج ۲، ص ۲۳۸. بحار، ج ۸۶، ص ۲۴.
۲۷۴-آل عمران / ۱۸.
۲۷۵-آل عمران / ۲۶.
۲۷۶-عين الحيات، ج ۲، ص ۲۳۸. بحار، ج ۹۲، ص ۲۶۹. كافى، ج ۴، ص ۴۲۵.
۲۷۷-آل عمران / ۸۳.
۲۷۸-عين الحيات، ج ۲، ص ۲۳۹.
۲۷۹-آل عمران / ۸۳.
۲۸۰-كافى، ج ۴، ص ۴۳۲.
۲۸۱-كافى، ج ۴، ص ۴۳۲.
۲۸۲-عين الحيات، ج ۲، ص ۲۳۹. بحار، ج ۹۲، ص ۲۷۳. ثواب الاعمال، ص ۲۲۳.
۲۸۳-همان
۲۸۴-عين الحيات، ج ۲، ص ۲۴۰. بحار، ج ۹۲، ص ۲۷۵. ثواب الاعمال، ص ۲۲۵. كافى، ج ۴، ص ۴۲۸.
۲۸۵-عين الحيات، ج ۲، ص ۲۴۰. بحار، ج ۹۲، ص ۲۷۴. ثواب الاعمال، ص ۲۲۵.
۲۸۶-عين الحيات، ج ۲، ص ۲۴۰. بحار، ج ۹۲، ص ۲۷۴.
۲۸۷-بحار، ج ۹۲، ص ۲۷۵. عين الحيات، ج ۲، ص ۲۴۰.
۲۸۸-بحار، ج ۹۲، ص ۲۷۶. عين الحيات، ج ۲، ص ۲۴۰. ثواب الاعمال، ص ۲۲۵.
۲۸۹-اعراف / ۱۹۶.
۲۹۰-زمر / ۶۷.
۲۹۱-كافى، ج ۴، ص ۴۳۱.
۲۹۲-اعراف / ۵۴.
۲۹۳-كافى، ج ۴، ص ۴۳۳.
۲۹۴-بحار، ج ۹۲، ص ۲۷۷. ثواب الاعمال، ص ۲۲۵. عين الحيات، ج ۲، ص ۲۴۳.
۲۹۵-توبه / ۱۲۸ و ۱۲۹.
۲۹۶-كافى، ج ۴، ص ۴۳۲. عين الحيات، ج ۲، ص ۲۴۱.
۲۹۷-بحار، ج ۹۲، ص ۲۷۸. ثواب الاعمال، ص ۲۲۵. عين الحيات، ج ۲، ص ۲۴۳.
۲۹۸-بحار، ج ۹۲، ص ۲۷۸. عين الحيات، ج ۲، ص ۲۴۵. ثواب الاعمال، ص ۲۲۷.
۲۹۹-هود / ۴۱.
۳۰۰-زمر / ۶۷.
۳۰۱-عين الحيات، ج ۲، ص ۲۴۴.
۳۰۲-بحار، ج ۹۲، ص ۲۷۹. ثواب الاعمال، ص ۲۲۷. عين الحيات، ج ۲، ص ۲۴۴.
۳۰۳-بحار، ج ۹۲، ص ۲۸۰. عين الحيات، ج ۲، ص ۲۴۴. ثواب الاعمال، ص ۲۲۷.
۳۰۴-رعد / ۳۱.
۳۰۵-ختوم و اذكار، ج ۱، ص ۱۴۰.
۳۰۶-بحار، ج ۹۲، ص ۲۸۰. عين الحيات، ج ۲، ص ۲۴۴. ثواب الاعمال، ص ۲۲۷.
۳۰۷-بحار، ج ۹۲، ص ۲۸۱. عين الحيات، ج ۲، ص ۲۴۵. ثواب الاعمال، ص ۲۲۹.
۳۰۸-بحار، ج ۹۲، ص ۲۸۱. عين الحيات، ج ۲، ص ۲۴۵. ثواب الاعمال، ص ۲۲۹. كافى، ج ۴، ص ۴۲۶.
۳۰۹-مسبحات كه اول آن سبح يا يسبح است هفت سوره است : سوره اسرى، سوره حديد، سوره حشر، سوره صف، سوره جمعه، سوره تغابن، سوره اعلى.
۳۱۰-كافى، ج ۴، ص ۴۲۶.
۳۱۱-سردرد، درد سر.
۳۱۲-اسرا / ۴۲.
۳۱۳-نساء / ۶۱.
۳۱۴-بحار، ج ۹۵، ص ۵۸. عين الحيات، ج ۲، ص ۲۴۵.
۳۱۵-اسرا / ۱۱۱ و ۱۱۰.
۳۱۶-كافى، ج ۴، ص ۴۳۳.
۳۱۷-بحار، ج ۹۵، ص ۱۳۹. ختوم و اذكار، ج ۲، ص ۳۳۶.
۳۱۸-بحار، ج ۹۲، ص ۲۸۲. عين الحيات، ج ۲، ص ۲۴۵. ثواب الاعمال، ص ۲۲۹.
۳۱۹-بحار، ج ۹۲، ص ۲۸۳. عين الحيات، ج ۲، ص ۲۴۵.
۳۲۰-عين الحيات، ج ۲، ص ۲۴۶. فروغ كافى، ج ۳، ص ۴۲۹.
۳۲۱-كهف / ۱۱۰.
۳۲۲-ثواب الاعمال، ص ۲۲۹.
۳۲۳-بحار، ج ۹۲، ص ۲۸۲. عين الحيات، ج ۲، ص ۲۴۶.
۳۲۴-كافى، ج ۲، ص ۳۱۵.
۳۲۵-بحار، ج ۹۲، ص ۲۸۴. عين الحيات، ج ۲، ص ۲۴۶. ثواب الاعمال، ص ۲۳۱.
۳۲۶-همان
۳۲۷-بحار، ج ۹۲، ص ۲۸۵. عين الحيات، ج ۲، ص ۲۴۷. ثواب الاعمال، ص ۲۳۱.
۳۲۸-همان
۳۲۹-بحار، ج ۹۲، ص ۲۸۵. عين الحيات، ج ۲، ۲۴۷. ثواب الاعمال، ص ۲۳۳.
۳۳۰-بحار، ج ۹۲، ص ۲۸۶. عين الحيات، ج ۲، ص ۲۴۷. ثواب الاعمال، ص ۲۳۳.
۳۳۱-عين الحيات، ج ۲، ص ۲۴۷. بحار، ج ۹۵، ص ۸۹.
۳۳۲-نور / ۴۰.
۳۳۳-كافى، ج ۴، ص ۴۳۳.
۳۳۴-بحار، ج ۹۲، ص ۲۸۶. عين الحيات، ج ۲، ص ۲۴۸. ثواب الاعمال، ص ۲۳۳.
۳۳۵-ثواب الاعمال، ص ۲۳۳. بحار، ج ۹۲، ص ۲۸۶. عين الحيات، ج ۲، ص ۲۴۸.
۳۳۶-بحار، ج ۹۲، ص ۲۸۷. عين الحيات، ج ۲، ص ۲۴۸. ثواب الاعمال، ص ۲۳۵.
۳۳۷-همان
۳۳۸-بحار، ج ۹۲، ص ۲۸۷. عين الحيات، ج ۲، ص ۲۴۹. ثواب الاعمال، ص ۲۳۵.
۳۳۹-ثواب الاعمال، ص ۲۳۵ - بحار ج ۹۲ ص ۲۸۸ - عين الحيات، ج ۲، ص ۲۴۹.
۳۴۰-بحار، ج ۹۲، ص ۲۸۸. عين الحيات، ج ۲، ص ۲۴۹. ثواب الاعمال، ص ۲۳۷.
۳۴۱-فاطر / ۴۱.
۳۴۲-عين الحيات، ج ۲، ص ۲۴۹. نورالثقلين، ج ۴، ص ۳۸۶.
۳۴۳-فاطر / ۴۱.
۳۴۴-بحار، ج ۹۱، ص ۵۱. عين الحيات، ج ۲، ص ۲۴۹.
۳۴۵-بحار، ج ۹۲، ص ۲۸۸. عين الحيات، ج ۲، ص ۲۵۰. ثواب الاعمال، ص ۲۳۷.
۳۴۶-بحار، ج ۹۲، ص ۲۸۹. عين الحيات، ج ۲، ص ۲۵۱. ثواب الاعمال، ص ۲۳۹.
۳۴۷-بحار، ج ۹۵، ص ۸۲ عين الحيات، ج ۲، ص ۲۵۱.
۳۴۸-بحار، ج ۹۵، ص ۸۰، عين الحيات، ج ۲، ص ۲۵۱.
۳۴۹-كافى، ج ۴، ص ۴۳۲.
۳۵۰-بحار، ج ۹۲، ص ۲۹۶. عين الحيات، ج ۲، ص ۲۵۲. ثواب الاعمال، ص ۲۳۹.
۳۵۱-عين الحيات، ج ۲، ص ۲۵۲ - فروغ كافى ج ۳، ص ۱۲۶.
۳۵۲-الصافات / ۸۱ تا ۷۹.
۳۵۳-عين الحيات، ج ۲، ص ۲۵۲. نورالثقلين، ج ۴، ص ۴۰۵.
۳۵۴-الصافات، / ۱۸۲ تا ۱۸۰.
۳۵۵-عين الحيات، ج ۲، ص ۲۵۳. نورالثقلين، ج ۴، ص ۴۴۱.
۳۵۶-كافى، ج ۲، ص ۴۹۶. عين الحيات، ج ۲، ص ۲۵۳.
۳۵۷-بحار، ج ۹۲، ص ۲۹۷. عين الحيات، ج ۲، ص ۲۵۳. ثواب الاعمال، ص ۲۴۱.
۳۵۸-همان
۳۵۹-همان
۳۶۰-بحار، ج ۹۲، ص ۲۹۸. عين الحيات، ج ۲، ص ۲۵۴. ثواب الاعمال، ص ۲۴۳.
۳۶۱-همان
۳۶۲-همان
۳۶۳-بحار، ج ۹۲، ص ۲۹۹. عين الحيات، ج ۲، ص ۲۵۵. ثواب الاعمال، ص ۲۴۵.
۳۶۴-عين الحيات، ج ۲، ص ۲۵۵. نورالثقلين، ج ۴، ص ۶۲۰.
۳۶۵-بحار، ج ۹۲، ص ۳۰۱. عين الحيات، ج ۲، ص ۲۵۵. ثواب الاعمال، ص ۲۴۵.
۳۶۶-همان.
۳۶۷-بحار، ج ۹۲، ص ۳۰۱. عين الحيات، ج ۲، ص ۲۵۵. ثواب الاعمال، ص ۲۴۵.
۳۶۸-بحار، ج ۹۲، ص ۳۰۳. عين الحيات، ج ۲، ص ۲۵۶. ثواب الاعمال، ص ۲۴۷.
۳۶۹-همان
۳۷۰-بحار، ج ۹۲، ص ۳۰۳. عين الحيات، ج ۲، ص ۲۵۶. ثواب الاعمال، ص ۲۴۷.
۳۷۱-بحار، ج ۹۲، ص ۳۰۴. عين الحيات، ج ۲، ص ۲۵۷. ثواب الاعمال، ص ۲۴۷.
۳۷۲-بحار، ج ۹۲، ص ۳۰۴، عين الحيات، ج ۲، ص ۲۵۷. ثواب الاعمال، ص ۲۴۹.
۳۷۳-همان
۳۷۴-بحار، ج ۹۲، ص ۳۰۵. عين الحيات، ج ۲، ص ۲۵۷. ثواب الاعمال، ص ۲۴۹.
۳۷۵-سوره قمر.
۳۷۶-شتر ماده.
۳۷۷-عين الحيات، ج ۲، ص ۲۵۷ - ثواب الاعمال، ص ۲۴۹. بحار، ج ۹۲، ص ۳۰۵.
۳۷۸-بحار، ج ۹۲، ص ۳۰۶. عين الحيات، ج ۲، ص ۲۵۸. ثواب الاعمال، ص ۲۴۹.
۳۷۹-بحار، ج ۹۲، ص ۳۰۶. عين الحيات، ج ۲، ص ۲۵۸.
۳۸۰-بحار، ج ۹۲، ص ۳۰۶. عين الحيات، ج ۲، ص ۲۵۸. ثواب الاعمال، ص ۲۵۱.
۳۸۱-همان
۳۸۲-بحار، ج ۹۲، ص ۳۰۷ - عين الحيات، ج ۲، ص ۲۵۸.
۳۸۳-بحار، ج ۸۷، ص ۱۰۸. عين الحيات، ج ۲، ص ۲۵۹.
۳۸۴-بحار، ج ۹۲، ص ۳۰۷. عين الحيات ج ۲، ص ۲۵۹ - ثواب الاعمال ص ۲۵۱.
۳۸۵-ختوم و اذكار، ج ۱، ص ۱۶۶. مجمع ۲۹، كشف الايات.
۳۸۶-ختوم و اذكار، ج ۱، ص ۱۶۷. مجمع ۳۱.
۳۸۷-مجمع ۲۲۳، دستورات زندگى.
۳۸۸-بحار، ج ۹۲، ص ۳۰۷. عين الحيات، ج ۲، ص ۲۵۹. ثواب الاعمال، ص ۲۵۳.
۳۸۹-بحار، ج ۹۲، ص ۳۰۸. عين الحيات، ج ۲، ص ۲۶۰. ثواب الاعمال، ص ۲۵۳.
۳۹۰-بحار، ج ۹۲، ص ۳۱۰. عين الحيات، ج ۲، ص ۲۶۰. ثواب الاعمال، ص ۲۵۳.
۳۹۱-بحار، ج ۹۲، ص ۳۱۰. عين الحيات، ج ۲، ص ۲۶۰. ثواب الاعمال، ص ۲۵۳.
۳۹۲-بحار، ج ۹۲، ص ۳۱۱. عين الحيات، ج ۲، ص ۲۶۰. ثواب الاعمال، ص ۲۵۵.
۳۹۳-بحار، ج ۹۲، ص ۳۱۲. عين الحيات، ج ۲، ص ۲۶۰. ثواب الاعمال، ص ۲۵۵.
۳۹۴-بحار، ج ۹۲، ص ۳۱۲. عين الحيات، ج ۲، ص ۲۶۱. ثواب الاعمال، ص ۲۵۵.
۳۹۵-بحار، ج ۹۲، ص ۳۱۳. عين الحيات، ج ۲، ص ۲۶۱. ثواب الاعمال، ص ۲۵۵.
۳۹۶-كافى، ج ۲، ص ۶۳۳. عين الحيات، ج ۲، ص ۲۶۱.
۳۹۷-بحار، ج ۹۲، ص ۳۱۶. عين الحيات، ص ۲۶۲. ثواب الاعمال، ص ۲۵۷.
۳۹۸-بحار، ج ۹۲، ص ۳۱۷. عين الحيات، ج ۲، ص ۲۶۲. ثواب الاعمال، ص ۲۵۷.
۳۹۹-همان
۴۰۰-بحار، ج ۹۲، ص ۳۱۷. عين الحيات، ج ۲، ص ۲۶۲. ثواب الاعمال، ص ۲۵۷.
۴۰۱-بحار، ج ۹۲، ص ۳۱۸. عين الحيات، ج ۲، ص ۲۶۳. ثواب الاعمال، ص ۲۵۹.
۴۰۲-بحار، ج ۹۲، ص ۳۱۸. عين الحيات، ج ۲، ص ۲۶۳.
۴۰۳-ختوم و اذكار، ج ۱، ص ۱۷۵.
۴۰۴-بحار، ج ۹۲، ص ۳۱۸. عين الحيات، ج ۲، ص ۲۶۳. ثواب الاعمال، ص ۲۵۹.
۴۰۵-بحار، ج ۹۲، ص ۳۱۹. عين الحيات، ج ۲، ص ۲۶۳. ثواب الاعمال، ص ۲۵۹.
۴۰۶-بحار، ج ۹۲، ص ۳۱۹. عين الحيات، ج ۲، ص ۲۶۳. ثواب الاعمال، ص ۲۶۱.
۴۰۷-عين الحيات، ج ۲، ص ۲۶۴. نورالثقلين، ج ۵، ص ۴۶۷.
۴۰۸-عين الحيات، ج ۲، ص ۲۴۶. عيون اخبار الرضا، ج ۲، ص ۱۸۲.
۴۰۹-بحار، ج ۹۲، ص ۳۱۹. عين الحيات، ج ۲، ص ۲۶۴. ثواب الاعمال، ص ۲۶۱.
۴۱۰-بحار، ج ۹۲، ص ۳۲۰. عين الحيات، ج ۲، ص ۲۶۴. ثواب الاعمال، ص ۲۶۱.
۴۱۱-بحار، ج ۹۲، ص ۳۲۰. عين الحيات، ج ۲، ص ۲۶۴. ثواب الاعمال، ص ۲۶۱.
۴۱۲-همان
۴۱۳-بحار، ج ۹۲، ص ۳۲۱. عين الحيات، ج ۲، ص ۲۶۵. ثواب الاعمال، ص ۲۶۳.
۴۱۴-بحار ج ۹۲، ص ۳۲۲ - عين الحيات ج ۲، ص ۲۶۵.
۴۱۵-بحار، ج ۹۲، ص ۳۲۲. عين الحيات، ج ۲، ص ۲۶۵. ثواب الاعمال، ص ۲۶۳.
۴۱۶-بحار، ج ۹۲، ص ۳۲۳. عين الحيات، ج ۲، ص ۲۶۵. ثواب الاعمال، ص ۲۶۳.
۴۱۷-بحار، ج ۹۲، ص ۳۲۳. عين الحيات، ج ۲، ص ۲۶۶. ثواب الاعمال، ص ۲۶۵.
۴۱۸-همان
۴۱۹-بحار، ج ۹۲، ص ۳۲۴. عين الحيات، ج ۲، ص ۲۶۶. ثواب الاعمال، ص ۲۶۵.
۴۲۰-ختوم و اذكار، ج ۱، ص ۱۸۱. مكارم الاخلاق، ص ۴۰۵.
۴۲۱-بحار، ج ۹۲، ص ۳۲۶. عين الحيات، ج ۲، ص ۲۶۶. ثواب الاعمال، ص ۲۶۵.
۴۲۲-بحار، ج ۹۲، ص ۳۲۶. عين الحيات، ج ۲، ص ۲۶۷. ثواب الاعمال، ص ۲۶۷.
۴۲۳-بحار، ج ۹۲، ص ۳۲۷. عين الحيات، ج ۲، ص ۲۶۷. ثواب الاعمال، ص ۲۶۷. كافى، ج ۴، ص ۴۲۷.
۴۲۴-بحار، ج ۹۲، ص ۳۲۷. عين الحيات، ج ۲، ص ۲۶۷. ثواب الاعمال، ص ۲۶۷.
۴۲۵-عين الحيات، ج ۲، ص ۲۶۷. نورالثقلين، ج ۵، ص ۶۱۵.
۴۲۶-بحار، ج ۹۲، ص ۳۲۷. عين الحيات، ج ۲، ص ۲۶۸.
۴۲۷-عين الحيات، ج ۲، ص ۲۶۸. مصباج شيخ طوسى، ص ۵۷۱.
۴۲۸-عين الحيات، ج ۲، ص ۲۶۸. مصباح شيخ طوسى، ص ۵۷۱.
۴۲۹-بحار، ج ۹۱، ص ۳۸۳. عين الحيات، ج ۲، ص ۲۶۸.
۴۳۰-عين الحيات، ج ۲، ص ۲۶۸ - عيون اخبار الرضا ج ۱، ص ۲۴۵.
۴۳۱-بحار، ج ۹۱، ص ۳۸۷. عين الحيات، ج ۲، ص ۲۶۹.
۴۳۲-بحار، ج ۹۲، ص ۳۲۹. عين الحيات، ج ۲، ص ۲۶۹.
۴۳۳-كافى، ج ۴، ص ۴۳۰. عين الحيات، ج ۲، ص ۲۶۹.
۴۳۴-بحار، ج ۱۰۴، ص ۸۶. عين الحيات، ج ۲، ص ۲۶۹.
۴۳۵-بحار، ج ۸۵، ص ۳۱. عين الحيات، ج ۲، ص ۲۷۱.
۴۳۶-بحار، ج ۹۲، ص ۳۳۲. عين الحيات، ج ۲، ص ۲۷۲. ثواب الاعمال، ص ۲۶۷.
۴۳۷-كافى، ج ۴، ص ۴۳۴. عين الحيات، ج ۲، ص ۲۷۲. ثواب الاعمال، ص ۲۶۷.
۴۳۸-بحار، ج ۹۲ ص ۳۳۳ - عين الحيات ج ۲، ص ۲۷۳.
۴۳۹-بحار، ج ۹۲، ص ۳۳۵ - عين الحيات ج ۲، ص ۲۷۳ - ثواب الاعمال ص ۲۶۹.
۴۴۰-همان
۴۴۱-بحار، ج ۹۲، ص ۳۳۶. عين الحيات، ج ۲، ص ۲۷۳. ثواب الاعمال، ص ۲۶۹.
۴۴۲-بحار، ج ۹۲، ص ۳۳۶. كافى، ج ۴، ص ۴۲۹. عين الحيات، ج ۲، ص ۲۷۳. ثواب الاعمال، ص ۲۶۹.
۴۴۳-بحار، ج ۹۲، ص ۳۳۶. عين الحيات، ج ۲، ص ۲۷۴. ثواب الاعمال، ص ۲۷۱.
۴۴۴-همان
۴۴۵-بحار، ج ۹۲، ص ۳۳۷. عين الحيات، ج ۲، ص ۲۷۴. ثواب الاعمال، ص ۲۷۱.
۴۴۶-همان
۴۴۷-بحار، ج ۹۲، ص ۳۳۸. عين الحيات، ج ۲، ص ۲۷۵. ثواب الاعمال، ص ۲۷۳.
۴۴۸-ثواب الاعمال، بحار، ج ۹۲، ص ۳۳۸. عين الحيات، ج ۲، ص ۲۷۵.
۴۴۹-بحار، ج ۹۲، ص ۳۴۰. ثواب الاعمال، ص ۲۷۳. عين الحيات، ج ۲، ص ۲۷۵.
۴۵۰-كافى، ج ۴، ص ۴۲۷. عين الحيات، ج ۲، ص ۲۷۵.
۴۵۱-كافى، ج ۴، ص ۴۳۴. عين الحيات، ج ۲، ص ۲۷۵.
۴۵۲-بحار، ج ۹۲، ص ۳۳۹. عين الحيات، ج ۲، ص ۲۷۶.
۴۵۳-فروغ كافى، ج ۳، ص ۳۱۶.
۴۵۴-بحار، ج ۹۲، ص ۳۴۳. عين الحيات، ج ۲، ص ۲۷۶. ثواب الاعمال، ص ۲۷۳.
۴۵۵-بحار، ج ۹۲، ص ۳۴۴. ثواب الاعمال، ص ۲۷۵. عين الحيات، ج ۲، ص ۲۷۷.
۴۵۶-كافى، ج ۴، ص ۴۲۵. عين الحيات، ج ۲، ص ۲۷۷.
۴۵۷-كافى، ج ۴، ص ۴۲۹. بحار، ج ۹۲، ص ۳۴۶. عين الحيات، ج ۲، ص ۲۷۷. ثواب الاعمال، ص ۲۷۵.
۴۵۸-كافى، ج ۴، ص ۴۲۶، عين الحيات، ج ۲، ص ۲۷۷ - ثواب الاعمال، ص ۲۷۵.
۴۵۹-بحار، ج ۹۲، ص ۳۵۱. عين الحيات، ج ۲، ص ۲۷۸. كافى، ج ۴، ص ۴۳۱.
۴۶۰-كافى، ج ۴، ص ۴۲۸. بحار، ج ۹۲، ص ۳۴۴. عين الحيات، ج ۲، ص ۲۷۸. ثواب الاعمال، ص ۵۱۳.
۴۶۱-ثواب الاعمال، ص ۵۱۱. بحار، ج ۹۲، ص ۳۴۴. عين الحيات، ج ۲، ص ۲۷۸.
۴۶۲-ثواب الاعمال، ص ۵۱۱. عين الحيات، ج ۲، ص ۲۷۸. بحار، ج ۹۲، ص ۳۴۵.
۴۶۳-ثواب الاعمال، ص ۵۱۱
۴۶۴-بحار، ج ۹۲، ص ۳۴۵. عين الحيات، ج ۲، ص ۲۷۸. ثواب الاعمال، ص ۲۷۵. كافى، ج ۴، ص ۴۲۸.
۴۶۵-بحار، ج ۹۲، ص ۳۴۹. عين الحيات، ج ۲، ص ۲۷۹. ثواب الاعمال، ص ۲۷۷.
۴۶۶-همان
۴۶۷-بحار، ج ۹۲، ص ۳۵۱. عين الحيات، ج ۲، ص ۲۷۹.
۴۶۸-بحار، ج ۹۲، ص ۳۴۸ - عين الحيات، ج ۲، ص ۲۷۹.
۴۶۹-عين الحيات، ج ۲، ص ۲۸۰. مكارم الاخلاق، ص ۳۹۳.
۴۷۰-سورة الناس و سورة الفلق.
۴۷۱-بحار، ج ۹۲، ص ۳۶۳. عين الحيات، ج ۲، ص ۲۸۰.
۴۷۲-سردرد.
۴۷۳-بحار، ج ۹۵، ص ۱۲۹. و ج ۹۲، ص ۳۶۴. عين الحيات، ج ۲، ص ۲۸۰.
۴۷۴-كافى، ج ۴، ص ۴۳۰. عين الحيات، ج ۲، ص ۲۸۰.
۴۷۵-بحار، ج ۹۲، ص ۳۶۴. عين الحيات، ج ۲، ص ۲۸۱. ثواب الاعمال، ص ۲۷۹.
۴۷۶-اعراف / ۵۴.
۴۷۷-بحار، ج ۹۰. ص ۶۲. عين الحيات، ج ۲، ص ۲۸۱. ثواب الاعمال، ص ۸۳، مجمع البحرين.
۴۷۸-داروئى بسيار خوشبو كه در طب قديم بكار مى رفته و او تركيب مشك و عنبر و حصى لبان «حسن لبه » و روغن بان مى ساختند و براى تقويت دماغ و قلب و تسكين صداع و لقوه به كار مى بردند.
۴۷۹-بحار، ج ۶۳، ص ۲۵. عين الحيات، ج ۲، ص ۲۸۱.
۴۸۰-همان
۴۸۱-بحار، ج ۸۷، ص ۱۷۴. عين الحيات، ج ۲، ص ۲۸۲.
۴۸۲-مفاتيح الحاجات، لب اللباب، قطب راوندى.
۴۸۳-ثواب الاعمال، ص ۳۳۱.
۴۸۴-ثواب الاعمال، ص ۳۳۱. كافى، ج ۴، ص ۲۴۹.
۴۸۵-ثواب الاعمال، ص ۳۳۷. صحيفة الكاظميه، ص ۵۴.
۴۸۶-ثواب الاعمال، ص ۳۴۱. كافى، ج ۴، ص ۲۵۰.
۴۸۷-ختوم و اذكار، ج ۱، ص ۴۸. بحار، ج ۹۴. ص ۵۵.
۴۸۸-ثواب الاعمال، ص ۸۳ و ۲۳۹.
۴۸۹-ثواب الاعمال، ص ۷۵.
۴۹۰-كافى، ج ۴، ص ۲۴۷ و ۲۵۰.
۴۹۱-كافى، ج ۴، ص ۲۴۸.
۴۹۲-كافى، ج ۴، ص ۲۴۸. ثواب الاعمال، ص ۳۳۷.
۴۹۳-كافى، ج ۴، ص ۲۴۹.
۴۹۴-كافى، ج ۴، ص ۲۵۱.
۴۹۵-همان.
۴۹۶-كافى، ج ۴، ص ۲۵۲. ثواب الاعمال، ص ۳۳۳.
۴۹۷-كافى، ج ۴، ص ۲۵۲.
۴۹۸-كافى، ج ۴، ص ۲۵۲. ثواب الاعمال، ص ۳۳۳.
۴۹۹-كافى، ج ۴، ص ۲۵۲.
۵۰۰-كافى، ج ۴، ص ۲۵۳.
۵۰۱-ثواب الاعمال، ص ۲۳۱.
۵۰۲-ثواب الاعمال، ص ۳۳۳.
۵۰۳-ثواب الاعمال، ص ۳۳۳.
۵۰۴-ثواب الاعمال، ص ۳۳۵.
۵۰۵-ثواب الاعمال، ص ۳۳۵. بحار، ج ۸۶. ص ۹۷.
۵۰۶-ثواب الاعمال، ص ۳۳۵.
۵۰۷-ختوم و اذكار، ج ۲، ص ۲۵۳. المخازن، ج ۱، ص ۳۲۷. كتاب اسرار عدد چهل. حسن آشتيانى.
۵۰۸-المخازن، ص ۴۳۰. كتاب اسرار عدد چهل.
۵۰۹-المخازن، ص ۳۸۰. گوهر شب چراغ. جواهر مكنونه.
۵۱۰-المخازن، ص ۶۸. كتاب اسرار عدد چهل.
۵۱۱-ختوم واذكار، ج ۱، ص ۱۶۹.
۵۱۲-ختوم و اذكار، ج ۱، ص ۲۵. گوهر شب چراغ.
۵۱۳-ختوم و اذكار، ج ۱، ص ۱۲۰.
۵۱۴-گنجينة دانشمندان، ح ۴. روياهاى صادقانه، موسى خسروى.
۵۱۵-گوهر شب چراغ. جواهر مكنونه.
۵۱۶-همان
۵۱۷-گوهر شب چراغ، جواهر مكنونه.
۵۱۸-همان
۵۱۹-همان
۵۲۰-همان
۵۲۱-گوهر شب چراغ. جواهر مكنونه.
۵۲۲-همان
۵۲۳-همان
۵۲۴-گوهر شب چراغ. جواهر مكنونه.
۵۲۵-بحار، ج ۹۵. ص ۳۶۲. ختوم و اذكار، ج ۲، ص ۲۶۲.
۵۲۶-گوهر شب چراغ. جواهر مكنونه.
۵۲۷-گوهر شب چراغ، جواهر مكنونه.
۵۲۸-همان
۵۲۹-همان
۵۳۰-همان
۵۳۱-گوهر شب چراغ. جواهر مكنونه.
۵۳۲-گوهر شب چراغ، جواهر مكنونه.
۵۳۳-گوهر شب چراغ، جواهر مكنونه.
۵۳۴-همان
۵۳۵-حفظ كردن و دريافتن.
۵۳۶-سير و سلوك بانوامين
۵۳۷-سير و سلوك بانوامين.
۵۳۸-از صفحه ۱۹۰ تا ۲۰۸، سير و سلوك بانوامين.
۵۳۹-سير و سلوك بانو امين.
۵۴۰-مصباح كفعمى. جناب الخلود. سير و سلوك بانو امين.
۵۴۱-جنات الخلود. سير و سلوك بانو امين.
۵۴۲-سير و سلوك بانو امين.
۵۴۳-مصباح كفعمى. سير و سلوك بانو امين.
۵۴۴-مقصود از حروف مكتوبه، همان حروفى است كه نوشته مى شود، مثل آن كه «الله » چهار حرف است يك الف و دو لام و يك هاء و آن به حروف ابجد شصت و شش است.
۵۴۵-مقصود از حروف مبسوطه آن حروفى است كه هر يك بتنهايى تلفظ مى گردد. مثل آن كه در «الله » الف به سه حرف گفته مى شود الف و لام و فاء و هم چنين لام به سه حرف لام و الف و ميم و به همين قياس باقى حروف، و اگر به حروف ابجد حساب شود عدد خيلى زيادتر مى شود.
۵۴۶-سيرو سلوك بانوامين.
۵۴۷-همان.
۵۴۸-جنات الخلود، سير و سلوك بانو امين.
۵۴۹-سير و سلوك بانو امين.
۵۵۰-جنات الخلود. سير و سلوك بانو امين.
۵۵۱-مصباح كفعمى. جنات الخلود. سيرو سلوك بانو امين.
۵۵۲-جنات الخلود. سير و سلوك بانو امين.
۵۵۳-همان.
۵۵۴-سير و سلوك بانو امين.
۵۵۵-جنات الخلود. سير و سلوك بانوامين.
۵۵۶-مصباح كفعمى. جناب الخلود، سير و سلوك بانو امين.
۵۵۷-مصباح كفعمى. سير و سلوك بانو امين.
۵۵۸-سيرو سلوك بانوامين.
۵۵۹-جنات الخلود. سير و سلوك بانو امين.
۵۶۰-سير و سلوك بانو امين.
۵۶۱-سير و سلوك بانو امين.
۵۶۲-مصباح كفعمى. سير و سلوك بانو امين.
۵۶۳-جنات الخلود. سير و سلوك بانو امين.
۵۶۴-مصباح كفعمى. سير و سلوك بانو امين.
۵۶۵-مصباح كفعمى، سيرو سلوك بانو امين.
۵۶۶-همان
۵۶۷-همان
۵۶۸-جنات الخلود. سير و سلوك بانو امين.
۵۶۹-مصباح كفعمى. سير و سلوك بانو امين.
۵۷۰-همان
۵۷۱-جنات الخلود. سير و سلوك بانوامين.
۵۷۲-سيرو سلوك بانو امين.
۵۷۳-مصباح كفعمى، سير و سلوك بانوامين.
۵۷۴-جنات الخلود، سير و سلوك بانو امين.
۵۷۵-مصباح كفعمى. سير وسلوك بانو امين.
۵۷۶-جنات الخلود. سير و سلوك بانو امين.
۵۷۷-مصباح كفعمى. سير و سلوك بانو امين.
۵۷۸-همان
۵۷۹-سير و سلوك بانو امين.
۵۸۰-مصباح كفعمى. سيرو سلوك بانو امين.
۵۸۱-سير و سلوك بانو امين.
۵۸۲-جنات الخلود. سير وسلوك بانو امين.
۵۸۳-سير و سلوك بانو امين.
۵۸۴-همان
۵۸۵-مصباح كفعمى. سير و سلوك بانو امين.
۵۸۶-همان.
۵۸۷-نهج الفصاحة.
۵۸۸-همان
۵۸۹-همان
۵۹۰-همان
۵۹۱-نهج الفصالحة
۵۹۲-همان
۵۹۳-همان
۵۹۴-همان
۵۹۵-همان
۵۹۶-همان.
۵۹۷-همان
۵۹۸-همان.
۵۹۹-همان
۶۰۰-همان.
۶۰۱-همان.
۶۰۲-نهج الفصاحة
۶۰۳-همان.
۶۰۴-همان.
۶۰۵-همان
۶۰۶-همان.
۶۰۷-همان
۶۰۸-همان.
۶۰۹-همان.
۶۱۰-همان.
۶۱۱-همان
۶۱۲-همان.
۶۱۳-نهج الفصاحة
۶۱۴-همان
۶۱۵-همان
۶۱۶-همان.
۶۱۷-همان.
۶۱۸-همان
۶۱۹-همان
۶۲۰-همان
۶۲۱-همان
۶۲۲-همان
۶۲۳-همان
۶۲۴-نهج الفصاحة
۶۲۵-همان
۶۲۶-همان
۶۲۷-همان.
۶۲۸-همان
۶۲۹-همان.
۶۳۰-طب النبى، ص ۴. دستورات طبى از نظر اسلام، ص ۵۶.
۶۳۱-طب النبى، ص ۵. دستورات طبى از نظراسلام، ص ۵۲.
۶۳۲-طب النبى، ص ۵. دستورات طبى از نظر اسلام. ص ۱۱۸. وسائل الشيعه، ج ۱۷، ص ۱۴.
۶۳۳-خصال صدوق، ص ۱۹۹. دستورات طبى از نظر اسلام، ص ۶۸. وسائل الشيعه، ج ۱۷. ص ۱۸۴.
۶۳۴-خصال صدوق، ص ۲۴۵. دستورات طبى از نظر اسلام، ص ۷۱. حلية المتقين، ص ۲۱۸.
۶۳۵-خصال صدوق، ص ۹۵. دستورات طبى از نظر اسلام، ص ۷۳.
۶۳۶-خصال صدوق، ص ۲۷۰. دستورات طبى از نظر اسلام، ص ۷۷. حلية المتقين، ص ۵۱.
۶۳۷-خصال صدوق، ص ۳۱۶. دستورات طبى از نظر اسلام. ص ۸۸.
۶۳۸-دستورات طبى از نظر اسلام، ص ۹۹.
۶۳۹-سفينة البحار، ج ۲، ص ۱۹۸. دستورات طبى از نظر اسلام، ص ۱۰۳.
۶۴۰-سفينة البحار، ج ۲، ص ۲۸۰. دستورات طبى از نظر اسلام، ص ۱۰۴.
۶۴۱-سفينة البحار، ج ۲، ص ۳۷۱. دستورات طبى از نظر اسلام، ص ۱۰۵.
۶۴۲-مكارم الاخلاق، ص ۸۸. دستورات طبى از نظراسلام، ص ۱۰۸.
۶۴۳-مكارم الاخلاق، ص ۴۳. دستورات طبى از نظر اسلام، ص ۱۱۳.
۶۴۴-وسائل الشيعه، ج ۱۷، ص ۱۲۸. دستورات طبى از نظر اسلام، ص ۱۳۱.
۶۴۵-مكارم الاخلاق، ص ۸۵. وسائل الشيعه، ج ۱، ص ۳۶۱. دستورات طبى از نظر اسلام، ص ۱۴۵.
۶۴۶-وسائل الشيعه، ج ۱، ص ۴۰۸. دستورات طبى از نظر اسلام، ص ۱۴۹.
۶۴۷-حلية المتقين، ص ۵۵.
۶۴۸-وسائل الشيعه، ج ۱، ص ۳۹۲. دستورات طبى از نظر اسلام، ص ۱۴۸.
۶۴۹-وسائل الشيعه، ج ۲، ص ۴۳۳. دستورات طبى از نظر اسلام، ص ۱۵۱.
۶۵۰-مكارم الاخلاق، ص ۱۹۲. دستورات طبى از نظر اسلام، ص ۱۷۴.
۶۵۱-طب النبى، دستورات طبى از نظر اسلام، ص ۱۷۷.
۶۵۲-سفينة البحار، ج ۱، ص ۱۳۹. دستورات طبى از نظر اسلام، ص ۲۰۴.
۶۵۳-سفينة البحار، ج ۱، ص ۱۸۱. دستورات طبى از نظر اسلام، ص ۲۰۴.
۶۵۴-سفينة البحار، ج ۱، دستورات طبى از نظر اسلام، ص ۲۰۵.
۶۵۵-سفينة البحار، ج ۱، دستورات طبى از نظر اسلام، ص ۲۰۵.
۶۵۶-لآلى الاخبار، ج ۳، ص ۲۵۱. دستورات طبى از نظر اسلام، ص ۲۱۳.
۶۵۷-لآلى الاخبار، ج ۳، ص ۲۵۱. دستورات طبى از نظر اسلام، ص ۲۱۴.
۶۵۸-همان
۶۵۹-مكارم الاخلاق، ص ۶۰. دستورات طبى از نظر اسلام، ص ۲۱۸.
۶۶۰-مكارم الاخلاق، ص ۶۵. دستورات طبى از نظر اسلام، ص ۲۱۸.
۶۶۱-بحار، ج ۱۴. دستورات طبى از نظر اسلام، ص ۲۱۵.
۶۶۲-سنن النبىصلىاللهعليهوآله ، ص ۲۱۸.
۶۶۳-سنن النبى، ص ۲۱۸. المستدرك، ج ۱، ص ۸۵. دعوات قطب راوندى.
۶۶۴-سنن النبى، ص ۲۱۵.
۶۶۵-سنن النبى، ص ۳۲۷.
۶۶۶-همان.
۶۶۷-الشورى / ۳۰.
۶۶۸-به نظر چنان مى رسد كه مراد از لبن در اين جا شير نباشد، بلكه ماست يا دوغ باشد، زيرا اعراب غالبا به شير حليب مى گويند.
۶۶۹-صافات / ۷۹ - ۸۱.
۶۷۰-احاديث بخش دوم، نقل از كتاب تحف العقول.
۶۷۱-طب الرضا.
۶۷۲-اخلاط اربعه : دراصطلاح قدما: خون، صفرا، سودا، بلغم.
۶۷۳-طب الرضا.
۶۷۴-همان.
۶۷۵-طب الرضا.
۶۷۶-همان
۶۷۷-همان
۶۷۸-طب الرضا.
۶۷۹-انگور خشك شده، مويز، كشمش.
۶۸۰-طب الرضا
۶۸۱-آرد نخودچى كه با قهوه و شكر يا قند كوبيده مخلوط مى كنند و بيشتر در سوگواريها مى خورند.
۶۸۲-نوعى آش كه از گوشت پخته له شده و گندم پخته نرم شده درست مى كنند، در فارسى آن را حليم مى گويند.
۶۸۳-نوعى ريحان.
۶۸۴-احاديث بخش چهارم، نقل از كتاب حلية المتقين.
۶۸۵-كتاب الدروع الواقية من الاخطار. مفاتيح الحاجات.
۶۸۶-طب الرضا
۶۸۷-ماه آزار تقريبا يك هفته به عيد نوروز مانده داخل مى شود.
۶۸۸-خون گرفتن از بدن.
۶۸۹-بوى خوش.
۶۹۰-پرنده اى شبيه كبك.
۶۹۱-نسخه ديگر، نزول مى يابد.
۶۹۲-ختوم و اذكار، ج ۱، ص ۴۲۴.
۶۹۳-فرهنگ عميد، ص ۶۴. ختوم و اذكار، ج ۱، ص ۳۸۰.
۶۹۴-ختوم و اذكار، ج ۲، ص ۲۴۵.
۶۹۵-ختوم و اذكار، ج ۱، ص ۴۲۳.
۶۹۶-ختومس و اذكار، ج ۱، ص ۴۲۹.
۶۹۷-ختوم و اذكار، ج ۱، ص ۴۲۲. مفاتيح الجنان، ص ۳۷۷.
فهرست مطالب
مقدمه. ۲
قرآن و مسئله دعا ۴
روايات و مسئله دعا ۵
فضيلت دعا ۵
دعا سلاح مومن است... ۶
دعا بلا و قضا را دفع مى كند. ۶
بعضى از آداب و شرايط دعا ۶
فصل اول : شفا و درمان با ذكر. ۸
شفا و درمان با ذكر. ۸
ذكر برخواستن از مجلس.... ۹
با اين ذكر از هفتاد نوع بلا ايمن شويد. ۱۰
با اين ذكر از نود و نه بلا ايمن شويد. ۱۰
كلمات ختم مجلس براى كفاره گناهان. ۱۰
دفع ضرر فال بد. ۱۰
بهترين ذكر در سجده ۱۱
ذكر وقت مصيبت و كربت... ۱۱
درمان به سجده جهت كفايت مهم. ۱۱
در خواص بسم الله الرحمن الرحيم. ۱۱
ثواب بسم الله گفتن هنگام ورود به مستراح.. ۱۱
ثواب بودن نام خدا به هنگام وضو. ۱۲
گفتن اين تهليل پيش از طلوع و پيش از غروب واجب است... ۱۲
ثواب گفتن بعضى از اذكار. ۱۲
ثواب كسى كه لا اله الا الله بگويد. ۱۲
ثواب گفتن لا اله الا الله وحده وحده وحده ۱۳
ثواب صد بار گفتن «لا اله الا الله الملك الحى المبين ». ۱۳
ثواب كسى كه بگويد: «اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شريك... ». ۱۳
ثواب كسى كه بگويد «اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شريك له الها واحدا...». ۱۳
ثواب كسى كه يا الله يا الله بگويد. ۱۴
ثواب زياد گفتن تسبيحات اربعه. ۱۴
ثواب صد بار تكبير، تسبيح، تحميد و تهليل.. ۱۴
ثواب كسى كه بگويد: «ما شاء الله لاحول و لا قوة الا بالله ». ۱۴
ثواب گفتن «الحمدلله على... ». ۱۴
ثواب گفتن «سبحان الله و... ». ۱۵
ثواب چهار بار «الحمد لله رب العالمين » در صبح و شب.. ۱۵
درخواست حوريه بهشت از خداوند با پانصد كلمه. ۱۵
اهميت اين ذكر بعد از هر نماز واجب... ۱۵
هفت ساعت مهلت براى استغفار. ۱۶
درمان ديوانگى.. ۱۷
در خواص «بسم الله الرحمن الرحيم ». ۱۷
ثواب سه بار گفتن «فسبحان الله حين تمسون و حين تصبحون » در آغاز شب و صبح ۱۷
حداقل اذكارى كه انسان بايد در ساعات شبانه روز بر آن ها مداومت بكند. ۱۷
فصل دوم : شفا و درمان به دعا ۲۰
شفا و درمان به دعا، دعاى حضرت ابراهيمعليهالسلام ، دعاى خيلى موثر جهت نجات.. ۲۰
دعاى حضرت يعقوبعليهالسلام ، دعاى رفع غم. ۲۰
دعاى حضرت خضرعليهالسلام براى آمرزش گناهان. ۲۱
دعا براى محتاج نشدن به منت گذار. ۲۱
دعاى سريع الاجابة از حضرت علىعليهالسلام ..... ۲۲
ادعيه امام حسينعليهالسلام ..... ۲۲
دعاى امام حسينعليهالسلام در برطرف شدن غمها و اندوهها ۲۲
دعاى امام حسينعليهالسلام براى كفايت از خطر جن و انس... ۲۳
دعا براى درد پا ۲۳
درخواست ادب نكردن با بلاء. ۲۳
دعاى آن حضرت درطلب باران. ۲۳
نيايش امام حسينعليهالسلام در صبح و شام. ۲۴
نيايشى از امام حسينعليهالسلام در طلب توفيق.. ۲۴
دعاى آن حضرت در زيارت اهل قبور با ثواب بسيار. ۲۴
تسبيح امامعليهالسلام در روز پنجم هر ماه ۲۵
نيايش امامعليهالسلام براى حيات ابدى.. ۲۵
دعاى پنهان ماندن از ديدن دشمن.. ۲۵
ادعيه حضرت فاطمهعليهاالسلام ...... ۲۶
دعاى آن حضرت براى برآورده شدن حاجات.. ۲۶
دعاى آن حضرت براى قضاء حوائج.. ۲۷
دعاى آن حضرت براى قضاء دين و آسان شدن كارها ۲۷
دعاى آن حضرت براى كارهاى مهم. ۲۷
دعاى آن حضرت براى دفع شدائد. ۲۷
دعا و نماز آن حضرت براى قضاء حوائج.. ۲۸
دعاى آن حضرت براى رهائى مهالك و زندان. ۲۸
دعاى آن حضرت براى بيمارى تب... ۲۹
دعاى آن حضرت هنگام خواب.. ۲۹
اعمال و دعاى ديگر آن حضرت قبل خواب.. ۲۹
دعاى آن حضرت براى دفع روياى زشت... ۳۰
دعاى آن حضرت براى دفع بيخوابى.. ۳۰
ادعيه باب الحوائج موسى بن جعفر امام كاظمعليهالسلام ..... ۳۱
در آداب و مقدمات دعا كردن آن حضرت.. ۳۱
دعائى براى عاقبت بخيرى و با حال توبه از دنيا رفتن.. ۳۱
دعا براى نجات از ستم ستمگران. ۳۱
دعا براى امان از شر هر درنده و گزنده و شر شيطان لعين و دزد ۳۲
ثواب گفتن «رضيت بالله و... ». ۳۲
دعاى وقت خوابيدن. ۳۲
دعاى براى رزق و روزى.. ۳۳
دعا به هنگام ديدن هلال ماه مبارك رمضان. ۳۳
دعاى رفع گرفتارى و بلا و حفظ از شر ظالم. ۳۳
دعاى رهايى از زندان. ۳۴
دعاى امام كاظمعليهالسلام در زندان هارون. ۳۴
دعا براى رفع گرفتارى و قرض.... ۳۵
دعاى چشم زخم و دفع بلا و آفت براى حيوانات (تعويذ حيوانات از چشم وامثال آن) ۳۵
دعا براى رفع اذيت ككها تعويذ از ككها ۳۶
دعا براى درد سر. ۳۶
دعاى براى بوى بد دهان. ۳۷
دعاى حجاب موسى بن جعفرعليهالسلام ..... ۳۷
دعاى درد پيچش معده ۳۷
دعا براى تب گاه بگاه ۳۸
دعا براى اسهال خونى.. ۳۸
دعاى استخاره براى كارها ۳۸
دعائى بسيار مفيد هنگام غروب آفتاب.. ۳۹
دعا به هنگام مسافرت.. ۳۹
دعاى هنگام سفر. ۴۰
دعا به هنگام تنهايى در سفر. ۴۰
نشانه هاى شوم بودن براى مسافرت.. ۴۰
دعاى هنگام سوار شدن بر وسيله. ۴۱
دعا براى روزى بعد از نماز صبح.. ۴۱
دعا براى درماندگى در شغل و حرفه. ۴۲
دعا هنگام سختى و ناگوارى.. ۴۲
دعا براى زدودن ترس و رفع غم و اندوه ۴۲
دعايى مفيد براى اداى قرض.... ۴۳
دعاى سريع الاجابة از امام كاظمعليهالسلام ..... ۴۳
دعا به هنگام تراشيدن موى سر. ۴۴
دعا به هنگام غذا خوردن. ۴۴
دعا به هنگام پوشيدن لباس نو. ۴۴
دعاى جامعى براى دنيا و آخرت.. ۴۵
ادعيه حضرت امام رضاعليهالسلام ..... ۴۵
دعاى آن حضرت در قنوت نماز وتر. ۴۵
دعاى آن حضرت در تعقيب نماز صبح و اسم اعظم الهى.. ۴۵
دعاى آن حضرت در نماز استسقاء ۴۶
دعاى آن حضرت در رفع غم و اندوه ۴۶
دعاى آن حضرت براى دفع بلا.. ۴۷
دعاى آن حضرت براى قضاء حوائج.. ۴۷
دعاى آن حضرت براى قضاء حوائج با توسل به قرآن. ۴۷
دعاى آن حضرت براى اداء دين.. ۴۸
دعاى آن حضرت در پوشيده ماندن از دشمنان. ۴۹
دعاى آن حضرت دررفع شر دشمنان. ۴۹
تعويذى(۱۵۲) دفع دشمن و بلا و حفظ از شيطان. ۵۰
دعاى آن حضرت در رفع دشمن.. ۵۱
دعاى آن حضرت در تعويذ هر درد ۵۱
دعاى آن حضرت براى تمامى بيماريها ۵۲
دعاى آن حضرت براى درد تب.. ۵۲
دعاى آن حضرت براى بيمارى ثالول(۱۵۸) ۵۲
ايضا دعاى ديگر آن حضرت براى بيمارى ثالول. ۵۳
دعاى آن حضرت براى بيمارى خنازير(۱۶۳) ۵۳
دعاى آن حضرت براى بيمارى سل.. ۵۳
دعاى آن حضرت در تعويذ براى زنان حامله درمقابل انسانها و جنبندگان. ۵۴
دعاى آن حضرت براى دفع سحر. ۵۵
دعاى آن حضرت براى دفع عقرب و مار. ۵۶
دعاى آن حضرت براى رد گمشده ۵۶
دعاى آن حضرت هنگام خروج از منزل. ۵۶
دعاى آن حضرت هنگام سفر در خشكى و سوار شدن مركب.. ۵۶
دعاى آن حضرت هنگام بيرون رفتن از منزل. ۵۷
دعاى آن حضرت هنگام سوار شدن بر كشتى.. ۵۷
دعاى آن حضرت در شكر نعمتهاى الهى.. ۵۸
دعاى آن حضرت براى روزى.. ۵۸
دعاى آن حضرت براى روزى حلال. ۵۸
دعاى آن حضرت براى طلب امنيت و ايمان. ۵۸
دعاى آن حضرت براى طلب هدايت و بقاء بر آن. ۵۹
دعاى آن حضرت هنگام چرخانيدن تسبيحى كه از تربت امام حسينعليهالسلام است.. ۵۹
آن چه خداى تبارك و تعالى خود را بدان تمجيد كرده است... ۵۹
كسب سعادت با اين اسماء. ۶۰
دعاهاى هنگام بامداد و شامگاه ۶۱
دعاى ارثيه پيغمبران. ۶۱
اين ذكر تا عرش بالا مى رود. ۶۲
با اين كلمات از هر زيان حفظ بمانيد. ۶۲
حفظ از آفات در شب و روز با اين ذكر. ۶۳
دعايى مفيد در صبح و شب... ۶۳
چكنيم كه در زمره غافلين نباشيم. ۶۳
اين دعاى گنجينه را ترك نكنيد. ۶۴
دعاى هنگام بيرون رفتن از منزل. ۶۴
دعا براى رفع بيمارى و ندارى.. ۶۴
ذكر سجده براى خواستن روزى.. ۶۵
دعا براى رفع نيازمندى و تنگدستى.. ۶۵
دعا براى زياد شدن روزى.. ۶۶
دعا براى اداى قرض و دفع وسوسه از دل. ۶۶
راهى براى برطرف كردن ترس از پيش آمدها و قضاء حاجت... ۶۶
دعاى استعاذه از امام صادقعليهالسلام ..... ۶۷
دعاى هنگام غم و گرفتارى.. ۶۷
دعاى حضرت يوسفعليهالسلام كه با آن از چاه بيرون آمد. ۶۷
دعا به هنگام وارد شدن بر سلطان و ترس از او. ۶۷
دعاى ايمن بودن از ضرر جن و انس.... ۶۸
دعاى رفع گرفتارى و گشايش كار. ۶۸
بهترين عمل براى اهل خانواده هنگام سفر. ۶۸
دعاى هنگام سفر. ۶۹
از آداب سفر كردن پيامبراسلام و تعويذات مناسب سفر. ۶۹
در بيان دعاهائى كه در راه و منازل بايد خواند. ۷۰
دعاى ترس از وسوسه و حديث نفس.... ۷۱
دعاى هنگام درد و بيمارى.. ۷۱
دعاى هنگام ديدن صاحبان بلا.. ۷۱
دعاى براى دفع بواسير(۲۱۶) ۷۲
دعا براى نجات از بيمارى عرق النساء (سياتيك)(۲۱۸) ۷۲
نجات از هر ورطه و امر سخت و دشوار. ۷۲
با اين اذكار خداوند هفتاد نوع بلا را دفع مى كند. ۷۲
با اين تعويذ زنان و بچه هايتان را از چشم زخم پناه دهيد. ۷۳
دعاى حضرت امام سجادعليهالسلام درطلب عاقبت به خيرى.. ۷۳
دعاى حضرت امام سجادعليهالسلام به وقت تنگى رزق.. ۷۴
دعاى حضرت امام سجادعليهالسلام در يارى خواستن از خدا براى پرداخت وام. ۷۴
دعاى فرج و رفع گرفتارى از امام جوادعليهالسلام ..... ۷۵
دعا براى كامل شدن ايمان و زايل نشدن آن. ۷۵
دعا براى دفع وسوسه و حديث نفس و اداى قرض.... ۷۶
«دعاهاى عصرغيبت ». ۷۶
دعاى فرج حضرت امام زمانعليهالسلام ..... ۷۶
دعا براى ثبات ايمان در غيبت كبرى.. ۷۶
دعاى غريق.. ۷۷
ترجمه فقراتى از دعاى ندبه. ۷۷
دعايى كه به واسطه خواندن آن، مى توان حضرت حجتعليهالسلام را در خواب يا بيدارى ديد ۷۹
با خواندن دعاى عهد(۲۳۵) از ياران حضرت ولى عصرعليهالسلام باشيد. ۸۰
رباعى در مدح امام عصرعليهالسلام ..... ۸۰
فصل سوم : شفا و درمان به قرآن. ۸۱
شفا و درمان به قرآن. ۸۱
كلمات قصار حضرت رسول اكرمصلىاللهعليهوآله در فضائل قرآن. ۸۱
بى نيازى با خواندن قرآن. ۸۱
سفارش روزى پنجاه آيه قرآن خواندن. ۸۲
فضيلت خانه هايى كه در آن ها قرآن خوانده شود ۸۲
ثواب خواندن ده تا هزار آيه در شب.. ۸۲
ثواب خواندن صد آيه از قرآن. ۸۳
فضائل و فوائد بعضى از آيات و صد و چهارده سوره قرآن كريم. ۸۳
۱ - سورة الفاتحة. ۸۳
ختم سوره حمد جهت فتح امور. ۸۵
۲ - سورة البقرة ۸۵
۲ و ۳ - سورة البقرة و آل عمران. ۸۵
ثواب خواندن چهار آيه اول سوره بقرة، آية الكرسى و دو آيه پس از آن و سه آيه آخر اين سوره ۸۶
۴ - سورة النساء ۸۹
۵ - سورة المائدة ۸۹
سورة انعام. ۸۹
۷ - سورة الاعراف.. ۹۰
۸ و۹ - سورة الانفال و سورة البرائة. ۹۱
۱۰ - سورة يونس... ۹۲
۱۱ - سورة هود ۹۲
۱۲ - سورة يوسف.. ۹۲
۱۳ - سورة الرعد. ۹۲
۱۴ و ۱۵ - سورة ابراهيم و سورة حجر. ۹۳
۱۶ - سورة نحل.. ۹۳
۱۷ - سورة بنى اسرائيل (اسرى) ۹۳
۱۸ - سورة الكهف.. ۹۴
۱۹ - سورة مريم. ۹۵
۲۰ - سورة طه. ۹۶
۲۱ - سورة الانبياء ۹۶
۲۲ - سورة الحج.. ۹۶
۲۳ - سورة المومنون. ۹۶
۲۴ - سورة النور. ۹۷
۲۵ - سورة الفرقان. ۹۷
۲۶ و ۲۷ و ۲۸ - سورة الطواسين.. ۹۸
۲۹ و ۳۰ - سورة العنكبوت و الروم. ۹۸
۳۱ - سورة لقمان. ۹۸
۳۲ - سورة السجده ۹۸
۳۳ - سورة الاحزاب.. ۹۹
۳۴ و ۳۵ - سورة سبا و فاطر. ۹۹
۳۶ - سورة يس... ۱۰۰
۳۷ - سورة الصافات.. ۱۰۲
۳۸ - سورة ص.... ۱۰۳
۳۹ - سورة الزمر. ۱۰۳
۴۰ - سورة المومن.. ۱۰۴
۴۱ - سورة السجده ۱۰۴
۴۲ - سورة الشورى.. ۱۰۴
۴۳ - سورة الزخرف.. ۱۰۵
۴۴ - سورة الدخان. ۱۰۵
۴۵ - سورة الجاثية. ۱۰۵
۴۶ - سورة احقاف.. ۱۰۵
۴۷ - سورة محمدصلىاللهعليهوآله ...... ۱۰۶
۴۸ - سورة الفتح.. ۱۰۶
۴۹ - سورة الحجرات.. ۱۰۷
۵۰ - سورة ق.. ۱۰۷
۵۱ - سورة الذاريات.. ۱۰۷
۵۲ - سورة الطور. ۱۰۷
۵۳ - سورة النجم. ۱۰۷
۵۴ - سورة اقتربت(۳۷۵) ۱۰۸
۵۵ - سورة الرحمن.. ۱۰۸
۵۶ - سورة الواقعة. ۱۰۹
ختم سورة الواقعة. ۱۰۹
ختم ديگر سوره الواقعة. ۱۱۰
۵۷ - ۵۸ - سورة الحديد و المجادلة. ۱۱۱
۵۹ - سورة الحشر. ۱۱۱
۶۰ - سورة الممتحنة. ۱۱۱
۶۱ - سورة الصف.. ۱۱۱
۶۲ و ۶۳ - سورة الجمعه و المنافقين.. ۱۱۱
۶۴ - سورة التغابن.. ۱۱۲
۶۵ و ۶۶ - سورة الطلاق و التحريم. ۱۱۲
۶۷ - سورة الملك... ۱۱۲
۶۸ - سورة ن و القلم. ۱۱۳
۶۹ - سورة الحاقة. ۱۱۳
۷۰ - سورة المعارج.. ۱۱۳
۷۱ - سورة نوح.. ۱۱۳
۷۲ - سورة الجن.. ۱۱۴
۷۳ - سورة المزمل.. ۱۱۴
۷۴ - سورة المدثر. ۱۱۴
۷۵ - سورة لا اقسم. ۱۱۵
۷۶ - سورة الدهر. ۱۱۵
۷۷ و ۷۸ و ۷۹ - سورة المراسلات و عم و النازعات.. ۱۱۵
۸۰ و ۸۱ - سورة عبس و كورت.. ۱۱۶
۸۲ و ۸۳ و ۸۴ - سورة الانفطار و المطففين و الانشقاق.. ۱۱۶
۸۵ - سورة البروج.. ۱۱۶
۸۶ - سورة الطارق.. ۱۱۷
۸۷ - سورة الاعلى.. ۱۱۷
۸۸ - سورة الغاشية. ۱۱۷
۸۹ - سورة الفجر. ۱۱۷
۹۰ - سورة البلد. ۱۱۷
۹۱ و ۹۲ و ۹۳ و ۹۴ - سورة الشمس و الليل و الضحى و الم نشرح.. ۱۱۸
۹۵ - سورة والتين.. ۱۱۸
۹۶ - سورة العلق.. ۱۱۸
۹۷ - سورة القدر. ۱۱۹
۹۸ - سورة البينة. ۱۲۲
۹۹ - سورة الزلزلة. ۱۲۲
۱۰۰ - سورة العاديات.. ۱۲۳
۱۰۱ - سورة القارعه. ۱۲۳
۱۰۲ - سورة التكاثر. ۱۲۳
۱۰۳ - سورة العصر. ۱۲۴
۱۰۴ - سورة الهمزة ۱۲۴
۱۰۵ - سورة الفيل.. ۱۲۴
۱۰۶ - سورة قريش... ۱۲۴
۱۰۷ - سورة الماعون. ۱۲۵
۱۰۸ - سورة الكوثر. ۱۲۵
۱۰۹ - سورة الجحد. ۱۲۵
۱۱۰ - سورة النصر. ۱۲۶
۱۱۱ - سورة تبت.. ۱۲۶
۱۱۲ - سورة الاخلاص.... ۱۲۷
۱۱۳ و ۱۱۴ - سورة المعوذتين(۴۷۰) ۱۲۹
فصل چهارم : شفا و درمان با صلوات... ۱۳۲
ثواب صلوات فرستادن و سلام كردن بر «پيامبرصلىاللهعليهوآله و دوستی او». ۱۳۲
ثواب يك بار بر پيامبرصلىاللهعليهوآله صلوات فرستادن. ۱۳۲
از ثواب اين صلوات غافل نباشيد كه يكى از اسرارآل محمدصلىاللهعليهوآله است... ۱۳۲
برآورده شدن صد حاجت از دنيا و آخرت.. ۱۳۳
آمرزش گناهان با اين طريق صلوات.. ۱۳۳
ثواب صلوات بر پيامبرصلىاللهعليهوآله وآل او عليهمالسلام در روز جمعه پس از نماز عصر. ۱۳۳
ثواب گفتن «اللهم صل على محمد و آل محمد» هنگام ركوع، سجده و قيام. ۱۳۴
با ذكرصلوات بر محمد و آل محمد پرده وحائل برطرف مى شود. ۱۳۴
بالا رفتن دعا براى اجابت با ذكر صلوات بر محمد وآل محمد. ۱۳۴
كفايت خرج و معونة دنيا و آخرت با ذكر صلوات.. ۱۳۴
خدا و فرشتگان بر صلوات فرست صلوات مى فرستد. ۱۳۵
صلوات بر محمد و آل محمد از بين برنده نفاق.. ۱۳۵
ثواب كسى كه از ده تا صد مرتبه صلوات بفرستد. ۱۳۵
ثواب صلوات بر پيامبرصلىاللهعليهوآله ...... ۱۳۵
فضيلت صلوات بر محمد و آل محمد در اول و آخر هر دعا ۱۳۶
فضيلت ذكر صلوات بر محمد و آل محمد در خانه خدا ۱۳۶
صلوات بر محمد و آل محمد هنگام ياد كردن خدا ۱۳۶
مجازات نفرستادن صلوات بر محمد و آل محمد. ۱۳۷
درخواست نجات از آتش و آمرزش گناهان از خدا به حق حضرت محمدصلىاللهعليهوآله و اهل بيت او عليهمالسلام ۱۳۷
شرط رسيدن دعا به آسمان صلوات بر محمدصلىاللهعليهوآله وآل محمد است... ۱۳۸
ثواب صد بار صلوات بر محمد و آل او پس از سپيده دم. ۱۳۸
ثواب صلوات بر حضرت محمدصلىاللهعليهوآله واهل بيت او عليهمالسلام...... ۱۳۸
ثواب گفتن «ان الله و ملائكته يصلون على النبى... » پس از نماز صبح و مغرب.. ۱۳۸
ثواب صد بار صلوات بر پيامبرصلىاللهعليهوآله درروز جمعه. ۱۳۹
فصل پنجم : ختومات و اذكار. ۱۴۰
ختومات واذكار تجربه شده جهت رفع مشكلات.. ۱۴۰
ختم اول : «ختم يا الله ». ۱۴۰
ختم دوم : «ختم سوره حمد». ۱۴۰
ختم سوم. ۱۴۰
ختم چهارم. ۱۴۱
ختم پنجم. ۱۴۱
ختم ششم. ۱۴۱
ختم هفتم. ۱۴۱
ختم ايام هفته جهت حوائج.. ۱۴۱
ختم هشتم. ۱۴۲
ختم نهم. ۱۴۲
ختم دهم. ۱۴۲
ختم يازدهم. ۱۴۳
ختم دوازدهم. ۱۴۳
ختم سيزدهم. ۱۴۳
ختم چهاردهم. ۱۴۳
ختم پانزدهم. ۱۴۳
ختم شانزدهم. ۱۴۴
ختم هفدهم. ۱۴۴
ختم هيجدهم. ۱۴۴
ختم نوزدهم. ۱۴۵
ختم بيستم. ۱۴۵
ختم بيست و يكم. ۱۴۵
ختم بيست و دوم. ۱۴۶
ختم بيست و سوم. ۱۴۶
ختم بيست و چهارم. ۱۴۶
ختم بيست و پنجم. ۱۴۶
ختم بيست و ششم. ۱۴۶
ختم بيست و هفتم. ۱۴۶
ختم بيست و هشتم. ۱۴۷
فصل ششم : شفا و درمان با نامهاى خدا ۱۴۸
«بخش اول» اسماء الحسنى و بيان مختصرى از معانى آن ها ۱۴۸
ترجمه اسماء الحسنى.. ۱۴۸
۱ - الله.. ۱۴۸
۲ - الواحد، ۳ - الاحد. ۱۴۹
۴ - الصمد. ۱۴۹
۵ - الاول، ۶ - والاخر. ۱۴۹
۷ - السميع. ۱۴۹
۸ - البصير. ۱۴۹
۹- القدير. ۱۴۹
۱۰ - القاهر. ۱۴۹
۱۱ - العلى، ۱۲ - الاعلى.. ۱۵۰
۱۳ - الباقى.. ۱۵۰
۱۴ - البديع. ۱۵۰
۱۵ - البارى.. ۱۵۰
۱۶ - الاكرام. ۱۵۰
۱۷ - الظاهر. ۱۵۰
۱۸ - الباطن.. ۱۵۰
۱۹ - الحى.. ۱۵۱
۲۰ - الحكيم. ۱۵۱
۲۱ - العليم. ۱۵۱
۲۲ - الحليم. ۱۵۱
۲۳ - الحفيظ.. ۱۵۲
۲۴ - الحق.. ۱۵۲
۲۵ - الحسيب.. ۱۵۲
۲۶ - الحميد. ۱۵۲
۲۷ - الحفى.. ۱۵۲
۲۸ - الرب.. ۱۵۲
۲۹ - الرحمن.. ۱۵۳
۳۰ - الرحيم. ۱۵۳
۳۱ - الذارى.. ۱۵۳
۳۲ - الرازق.. ۱۵۳
۳۳ - الرقيب.. ۱۵۳
۳۴ - الرائى.. ۱۵۳
۳۵ - السلام. ۱۵۳
۳۶ - المومن.. ۱۵۴
۳۷ - المهيمن.. ۱۵۴
۳۸ - العزيز. ۱۵۴
۳۹ - الجبار. ۱۵۴
۴۰ - المتكبر. ۱۵۴
۴۱ - السيد. ۱۵۴
۴۲ - السبوح.. ۱۵۴
۴۳ - الشهيد. ۱۵۴
۴۴ - الصادق.. ۱۵۵
۴۵ - الصانع. ۱۵۵
۴۶ - الطاهر. ۱۵۵
۴۷ - العدل. ۱۵۵
۴۸ - العفو. ۱۵۵
۴۹ - الغفور. ۱۵۵
۵۰ - الغنى.. ۱۵۵
۵۱ - الغياث.. ۱۵۵
۵۲ - الفاطر. ۱۵۶
۵۳ - الفرد ۱۵۶
۵۴ - الفتاح.. ۱۵۶
۵۵ - الفالق.. ۱۵۶
۵۶ - القديم. ۱۵۶
۵۷ - الملك... ۱۵۶
۵۸ - القدوس... ۱۵۷
۵۹ - القوى.. ۱۵۷
۶۰ - القريب.. ۱۵۷
۶۱ - القيوم. ۱۵۷
۶۲ - القابض.... ۱۵۷
۶۳ - الباسط.. ۱۵۸
۶۴ - القاضى.. ۱۵۸
۶۵ - المجيد. ۱۵۸
۶۶ - المولى.. ۱۵۸
۶۷ - المنان. ۱۵۸
۶۸ - المحيط.. ۱۵۸
۶۹ - المبين.. ۱۵۹
۷۰ - المقيت.. ۱۵۹
۷۱ - المصور. ۱۵۹
۷۲ - الكريم. ۱۵۹
۷۳ - الكبير. ۱۵۹
۷۴ - الكافى.. ۱۶۰
۷۵ - الكاشف.. ۱۶۰
۷۶ - الوتر. ۱۶۰
۷۷ - النور. ۱۶۰
۷۸ - الوهاب.. ۱۶۰
۷۹ - الناصر. ۱۶۰
۸۰ - الواسع. ۱۶۱
۸۱ - الودود ۱۶۱
۸۲ - الهادى.. ۱۶۱
۸۳ - الروف.. ۱۶۱
۸۴ - الوفى.. ۱۶۱
۸۵ - الوكيل.. ۱۶۱
۸۶ - الوارث.. ۱۶۲
۸۷ - البر. ۱۶۲
۸۸ - الباعث.. ۱۶۲
۸۹ - التواب.. ۱۶۲
۹۰ - الجليل.. ۱۶۲
۹۱ - الجواد ۱۶۲
۹۲ - الخبير. ۱۶۳
۹۳ - الخالق.. ۱۶۳
۹۴ - خيرالناصرين.. ۱۶۳
۹۵ - الديان. ۱۶۳
۹۶ - الشكور. ۱۶۳
۹۷ - العظيم. ۱۶۳
۹۸ - اللطيف.. ۱۶۴
۹۹ - الشافى.. ۱۶۴
«بخش دوم » فوائد و خواص بعضى از اسماء الحسنى.. ۱۶۴
«الاحد». ۱۶۵
«الواحد». ۱۶۵
«الصمد». ۱۶۵
«الرحمن الرحيم ». ۱۶۵
«القدوس ». ۱۶۵
«السلام ». ۱۶۶
«المهيمن ». ۱۶۶
«العزيز». ۱۶۶
«الحى ». ۱۶۶
«العليم ». ۱۶۶
«الباعث ». ۱۶۷
«الفتاح ». ۱۶۷
«الغفور». ۱۶۷
«الملك ». ۱۶۷
«القريب ». ۱۶۸
«النور». ۱۶۸
«الهادى ». ۱۶۸
«الصبور». ۱۶۸
«الخافض ». ۱۶۸
«عالم الغيب ». ۱۶۹
«الوهاب ». ۱۶۹
«المذل ». ۱۶۹
«الحفيظ». ۱۶۹
«اللطيف ». ۱۶۹
«الودود». ۱۷۰
«الحليم ». ۱۷۰
«الشكور». ۱۷۰
«الشافى ». ۱۷۰
«هو». ۱۷۱
«الحسيب ». ۱۷۱
«الوكيل ». ۱۷۱
«الرقيب ». ۱۷۲
«الحى القيوم ». ۱۷۲
«الاحد - الصمد». ۱۷۲
«الحكيم - العليم ». ۱۷۲
«مالك الملك ». ۱۷۳
فصل هفتم : دستور العملها و توصيه هاى اخلاقى و بهداشتى ائمه براى سلامتى جسم و روان و خانواده ۱۷۴
كلمات قصار حضرت رسول اكرمصلىاللهعليهوآله ...... ۱۷۴
«بخش دوم » كلمات قصار حضرت علىعليهالسلام ..... ۱۸۱
«بخش سوم» توصيه و سفارشات حضرت امام رضاعليهالسلام براى سلامت تن و روان حالات طبيعى انسان در ادوار عمر(۶۷۱) ۱۸۵
حالت اول. ۱۸۶
حالت دوم. ۱۸۶
حالت سوم. ۱۸۶
حالت چهارم. ۱۸۶
غلبه اخلاط بر چهار قسمت از بدن. ۱۸۷
علاج بلغم. ۱۸۷
علاج زرداب.. ۱۸۷
علاج سودا ۱۸۷
علل برخى از بيماريها(۶۷۷) ۱۸۸
پيشگيرى از بعضى بيماريها(۶۷۸) ۱۸۸
دستورات مقاربت با همسر(۶۸۰) ۱۹۰
«بخش چهارم» دستورات بهداشتى ساير ائمه عليهمالسلام...... ۱۹۰
«بخش پنجم » اختيارات ايام ماه قمرى.. ۱۹۳
روز اول ماه قمرى.. ۱۹۳
روز دوم ماه قمرى.. ۱۹۴
روز سوم ماه قمرى.. ۱۹۴
روز چهارم ماه قمرى.. ۱۹۵
روز پنجم ماه قمرى.. ۱۹۵
روز ششم ماه قمرى.. ۱۹۵
روز هفتم ماه قمرى.. ۱۹۶
روز هشتم ماه قمرى.. ۱۹۶
روز نهم ماه قمرى.. ۱۹۶
روز دهم ماه قمرى.. ۱۹۷
روز يازدهم ماه قمرى.. ۱۹۷
روز دوازدهم ماه قمرى.. ۱۹۷
روز سيزدهم ماه قمرى.. ۱۹۷
روز چهاردهم ماه قمرى.. ۱۹۸
روز پانزدهم ماه قمرى.. ۱۹۸
روز شانزدهم ماه قمرى.. ۱۹۸
روز هفدهم ماه قمرى.. ۱۹۸
روز هيجدهم ماه قمرى.. ۱۹۹
روز نوزدهم ماه قمرى.. ۱۹۹
روز بيستم ماه قمرى.. ۱۹۹
روز بيست و يكم ماه قمرى.. ۱۹۹
روز بيست و دوم ماه قمرى.. ۱۹۹
روز بيست و سوم ماه قمرى.. ۲۰۰
روز بيست و چهارم ماه قمرى.. ۲۰۰
روز بيست و پنجم ماه قمرى.. ۲۰۰
روز بيست و ششم ماه قمرى.. ۲۰۰
روز بيست و هفتم ماه قمرى.. ۲۰۱
روز بيست و هشتم ماه قمرى.. ۲۰۱
روز بيست و نهم ماه قمرى.. ۲۰۱
روز سيم ماه قمرى.. ۲۰۱
«بخش ششم» ذكر فصول دوره سال در ماههاى رومى و روسى(۶۸۶) ۲۰۱
فصل بهار: ماه آزار، ماه نيسان، ماه ايار. ۲۰۱
ماه آزار(۶۸۷) ۲۰۱
ماه نيسان. ۲۰۲
ماه ايار. ۲۰۲
فصل تابستان : ماه حزيران، ماه تموز، ماه آب.. ۲۰۲
ماه حزيران. ۲۰۲
ماه تموز. ۲۰۳
ماه آب.. ۲۰۳
فصل پائيز: ماه ايلول، ماه تشرين اول، ماه تشرين آخر. ۲۰۳
ماه ايلول. ۲۰۳
ماه تشرين اول. ۲۰۴
ماه تشرين آخر. ۲۰۴
فصل زمستان : ماه كانون اول، ماه كانون آخر، ماه شباط.. ۲۰۴
ماه كانون اول. ۲۰۴
ماه كانون آخر. ۲۰۵
ماه شباط.. ۲۰۵
اوقات بريدن و پوشيدن(۶۹۲) ۲۰۵
حروف ابجد كبير(۶۹۳) ۲۰۵
ايام نحس در طول سال قمرى، از شروع به كارها پرهيز شود ۲۰۶
چگونگى اصلاح سر و صورت و ناخن گرفتن در ايام ماه قمرى(۶۹۵) ۲۰۶
چگونگى تعبير خواب در شبهاى ماه قمرى(۶۹۶) ۲۰۸
تعيين ساعات استخاره از قول امام صادقعليهالسلام (۶۹۷) ۲۰۹
پی نوشت ها : ۲۱۱
فهرست مطالب... ۲۳۸