فرهنگ سخنان حضرت فاطمهعليهاالسلام
مؤلف: محمد دشتى
این کتاب توسط مؤسسه فرهنگی - اسلامی شبکة الامامین الحسنینعليهماالسلام بصورت الکترونیکی برای مخاطبین گرامی منتشر شده است.
لازم به ذکر است تصحیح اشتباهات تایپی احتمالی، روی این کتاب انجام نگردیده است.
بسمه الله الرحمن الرحيم
از سالهاى ۶۵ تا ۷۲ كه كار استخراج سخنان حضرت زهراعليهاالسلام را براى رهنمونى بانوان مسلمان كه در جستجوى الگوى كامل زندگى بودند، آغاز كرديم، و گوهرهاى درخشنده كوثر قرآن را از لابلاى صدها كتاب گرد مى آوريم، و گل هاى هميشه معطر بوستان فاطمى را مى بوئيم.
نمى دانستيم كه عطر كلمات بزرگ بانوى جهانيان در فرصت كوتاهى جان و جهان را اين گونه معطر مى سازد، و با اين سرعت از مرزهاى خاكى ما مى گذرد، و همه مرزها را در مى نوردد، و نسيم دل انگيز آن در فضاى دورترين كشورهاى اسلامى وزيدن آغاز كرده روح و روان جهان را شاداب مى كند.
و نامه هاى فراوانى از كشورهاى اروپايى و افريقايى و آسيايى، هند و پاكستان به طرف ما سرازير مى شود.
كه در تمام نمايشگاههاى داخل و خارج حضور فعال مى يابد.
كه روحانى پيرمردى با پيمودن ۴۰۰ كيلومتر راه در كشور هند خود را به خانه فرهنگى جمهورى اسلامى ايران رسانده، با گريه مى گويد:
«يك جلد نهج الحياة به من بدهيد، زيرا ما فقط نامى از حضرت فاطمهعليهاالسلام شنيده بوديم، و نمى دانستيم كه فرهنگ سخنان او، موجود است»
باور نمى كرديم كه فرهنگ سخنان حضرت فاطمهعليهاالسلام تنها در مدت ۳ سال ۱۳ بار چاپ و منتشر مى شود. (آن هم بدون امكانات نشر و توزيع مناسب)
و در همين فرصت كوتاه براى ارزيابى مفاهيم وحى گونه اش، سمينارها برگزار مى گردد، و مسابقات فرهنگى تحقق مى يابد
و باور كرده ايم كه با داشتن منابع روائى، و آثار ارزنده اهل بيت پيامبرصلىاللهعليهوآله نبايد از تهاجم فرهنگى دشمن بهراسيم
اگر بيدار شويم، و به ارزشهاى خويش باز گرديم
اگر به گونه اى شايسته اين فرهنگ غنى را شناخته و به جهانيان بشناسانيم اگر مصداق اين شعر نباشيم كه:
«آنچه خود داشت ز بيگانه تمنا مى كرد»
پس از انتشار نهج الحياة، رهنمودهاى فراوان و پيشنهادهاى ارزشمندى به دست ما رسيد كه اصلاح و بازنگرى بايسته اى را مى طلبيد مانند:
الف - تغيير كيفى عبارات فارسى و عربى
ب - اديت متن كتاب
ج - آوردن نام و سال وفات و مذهب مؤ لفان در پاورقى كتاب
د- اصلاح و كنترل پاورقى در سراسر كتاب
ه - كنترل اعراب متن عربى
و- كنترل مجدد آدرسها و مدارك و اسناد احاديث در پاورقى كتاب
ز- اصلاح ترجمه ها
اميدواريم با ويژگيهاى ياد شده در چاپ چهاردهم، به بخشى از خواسته هاى علاقه مندان پاسخ داده، و رضايت اول شهيد خط ولايت را جلب كرده باشيم.
انشاءالله - ۲۰/۱۰/۷۵ - محمد دشتى
بسم الله الرحمن الرحيم
بر اساس رهنمودهاى پيامبر اسلامصلىاللهعليهوآله دين كامل الهى بر پايه هاى هميشه استوار قرآن و عترت «خط ثقلين» جاودانه است و براى همه انسانها در تمام قرون و اعصار يك ضرورت غير قابل انكار مى باشد. همواره هشدار داده اند كه:
روى آوردن به قرآن فقط و با گرايش به اهل بيتعليهمالسلام جداى از قرآن تفكرى انحرافى و گرايشى خلاف اسلام ناب و دين كامل الهى است.
تكامل و سعادت فرد و جامعه در پذيرش خط ثقلين، «قرآن و عترت» است.
درست است كه بايد همه چيز را از قرآن خواست و در قرآن جستجو نمود.
اما بدون رهنمودهاى عترت پيامبرصلىاللهعليهوآله در قالب هزاران حديث كه در تفسير و تاويل آيات الهى مطرح شده اند هرگز نمى توان حقايق قرآنى را شناخت و به ارزشهاى واقعى قرآن راه يافت.
بودند افرادى كه با همه ادعاها و با برخوردارى از همه علوم مقدماتى و ابزار شناخت و تفسير، نتوانستند بدون رهنمودهاى عترت پيامبرعليهالسلام حتى مباحث و مسائل ابتدائى قرآن را بدرستى درك نمايند و هر چه تلاش كردند فايده اى نداد.
خداى بزرگ در اين باره بروشنى مى فرمايد:
و ننزل من القرآن ما هو شفاء و رحمة للمومنين و لا يزيد الظالمين الا خسارا
(و ما آنچه را كه از قرآن فرستاديم شفاى دل و رحمت الهى براى اهل ايمان است، لكن كافران و ظالمان را جز زيان چيزى نخواهد افزود.(۱) )
و امام موسى بن جعفرعليهالسلام فرمود:
من نظر برايه هلك و من ترك اهل بيت نبيهصلىاللهعليهوآله ضل و من ترك كتاب الله و قول نبيهصلىاللهعليهوآله كفر
(كسى كه به راى خويش عمل كند، هلاك مى شود و كسى كه اهل بيت پيامبرصلىاللهعليهوآله را ترك نمايد، گمراه مى گردد و كسى كه قرآن كريم و سنت رسول گرامى را ترك كند كافر است.(۲) )
امام علىعليهالسلام در رهنمود وحى گونه اى علل نيازمندى انسانها را به قرآن و عترت و ضرورت تداوم خط ثقلين، چنين بيان فرمود:
هذا القرآن انما خط مستور بين الدفتين لا ينطق بلسان و لا بدله من ترجمان
(اين قرآن، خطوطى است كه ميان دو جلد خود پنهان است با زبان سخن نمى گويد نيازمند به ترجمان است.(۳) )
پيامبر گرامى اسلام ترجمان قرآن، و زبان هاى گوياى وحى الهى را در روايت معروف «ثقلين» شناسانده است، و بهمه انسانها پيام خود را ابلاغ فرمود كه:
اسلام ناب و دين كامل الهى در تداوم خط ثقلين «قرآن و عترت»امكان پذير است.
از اين رو شيعيان و پيروان عترت پيامبرصلىاللهعليهوآله براى فهم و تفسير و ارزيابى قرآن كريم از هزاران روايت و حديث و رهنمودهاى گسترده و متنوع اهل بيتعليهالسلام استفاده مى كنند و در جمع آورى و ضبط و حفظ احاديث، تلاشى مستمر دارند.
آنان، سنت و حديث و رهنمودهاى پيامبر اسلام و اهل بيت آن حضرتعليهالسلام را يكى از پايه هاى استوار اجتهاد و استنباط احكام الهى مى شناسند.
در تداوم همين تلاش پر بركت است كه بزرگ سنگرداران مرزهاى انديشه شيعه، «اصول كافى و تهذيب و من لا يحضره الفقيه و استبصار» و هزاران كتاب و جزوه و مقاله روائى را بجهانيان هديه نمودند.
و با برخوردارى از رهنمودهاى عترت رسول خداصلىاللهعليهوآله به تفسير واقعى قرآن راه يافتند و آب را از سرچشمه زلال حقيقت نوشيدند
و از هر گونه تفسير به راى و جعل و تحريف و بدعت ها در امان ماندند و همان اسلام ناب رسول خداصلىاللهعليهوآله را در تمام اعصار و قرون، با جهاد و پيكار و خون و شهادت، تداوم بخشيدند.
دانشمندان شيعه، فقهاء و علماى بيدار اسلام قتل عام شدند، ناقص العضو گرديدند، سياه چال ها را پر كردند، رنج مهاجرت هاى پياپى را بر خود هموار نمودند، سر بر دار شدند اما داغ آرزوى «جدائى قرآن از عترت» را بر دل هاى منحرفان هميشه تاريخ نهادند.
نهج الحياة:
در تداوم تلاش جاودانه پاسدارى از مرزهاى انديشه، به فكر جمع آورى سخنان حضرت زهراعليهالسلام افتاديم تا ارزشهاى اسلامى را و تفسيرهاى واقعى آيات قرآنى را از كلمات نورانى آن بزرگ زن جهانيان، فراگيريم و در اين تلاش و جستجو، نام زيباى «نهج الحياه» يا «راه و رسم زندگى» از ديدگاه حضرت زهراعليهالسلام را برگزيديم كه هم سنگ نهج البلاغه و راهنماى همه تشنگان حقيقت باشد.
در تحقيق اين آرمان مقدس، تلاش هاى فرهنگى زير صورت گرفت
۱. شناسائى و استخراج
پس از تشكيل جلسات نهائى گروهى از پژوهندگان مؤ سسه تحقيقاتى اميرالمؤمنينعليهالسلام انتخاب و در طول ۶ سال منابع شيعه و اهل سنت دقيقا مورد مطالعه قرار گرفت و روايات و اظهار نظرهاى آن يگانه كوثر قرآنعليهاالسلام ، شناسائى و استخراج گرديد.
۲. انتخاب عناوين و قالب ريزى احاديث فاطمهعليهاالسلام
چون هدف ما در تدوين نهج الحياة، ارائه الگوهاى ناب و ارزشهاى اصيل اسلامى به نسل معاصر و بخصوص جامعه بانوان بود، ناچار بوديم تا پس از مطالعه و ترجمه و ارزيابى دقيق احاديث فاطمه زهراعليهاالسلام آنها را در قالب عناوين و فهرستهاى زيباو گويائى، مطرح نمائيم، تا مراجعه كنندگان بسهولت بتوانند مفاهيم ارزشمند و مباحث وحى گونه و گرانسنگ آن بزرگ بانوى جهانيان را بشناسند و در فراگيرى آن بكوشند.
۳. ترجمه احاديث
در ترجمه روايات حضرت زهراعليهاالسلام سعى بر اين بوده است تا اهداف اصلى آن حضرت در قالب عبارت فارسى گنجانده شود و مقيد بودن به عباراتى عربى، مشكلى را در فهم مباحث نهج الحياه پديد نياورد.
۴. انتخاب سوژه ها و زمينه سازى هاى مناسب
اگر احاديث و روايات حضرت زهراعليهالسلام را بدون پردازش لازم عرضه مى كرديم، اهداف آموزشى آنحضرت روشن نمى شد و مراجعه كننده براى پيدا كردن معانى واقعى روايات سرگردان مى شد.
براى تحقق اين هدف ارزنده آموزشى كارهايى ضرورت داشت مانند:
الف - انتخاب سوژه ها
ب - زمينه سازيهاى لازم
قبل از آوردن يك حديث، در چند خط، علت صدور، مكان و زمان روايت و هدف حضرت زهراعليهاالسلام را به روشنى آورده ايم، تا مطالعه كننده، به آسانى، اهداف سياسى، عقيدتى آن حضرت را بشناسد، در اين رابطه از روش شهيد مطهرى در عرضه داستانهاى، كتاب (داستان راستان)، رهنمود گرفته ايم.
ج - تعيين جايگاه اصلى حديث
مخاطبها را شناسانديم، علت لطف و محبت يا خشم و غضب را در آغاز يا پايان احاديث آورديم.
د- نتيجه گيريهاى ضرورى
در كنار هر روايتى سعى كرديم تا نتيجه هاى لازم را بدست آوريم و اهداف آموزشى خود را مشخص نمائيم.
۵. نظم الفبائى «فرهنگ سخنان فاطمهعليهاالسلام »)
همه مى دانيم كه اگر پردازش ضرورى، پيرامون احاديث در منابع روائى انجام نپذيرد، يافتن يك حديث به سهولت ممكن نيست، بخصوص براى مراجعه كنندگان كه علوم مقدماتى حوزه هاى علميه را فرانگرفته اند.
اگر روايات اهلبيتعليهمالسلام پس از استخراج، ترجمه و قالب ريزى شده و آنگاه داراى نظم الفبائى گردد، هر مراجعه كننده اى در حداقل فرصت مناسب مى تواند روايات دلخواه خود را بيابد.(۴)
۶. فهرست موضوعى
گرچه انجام فهرست موضوعى، وقت زيادى مى طلبيد و مشكلات فراوانى داشت اما براى يافتن احاديث دلخواه، ضرورى بود.
۷. ثبت سلسه روات
در نهج الحياه تلاش كرديم تا نام راويان يك حديث را بياوريم كه براى اهل تحقيق امرى ضرورى و براى تشخيص صحت احاديث، سرنوشت ساز مى باشد.
۸. جمع آورى اسناد و مدارك و روايات
كار ديگرى كه براى مراجعه كنندگان به احاديث اهل بيتعليهمالسلام بسيار ارزنده و مفيد مى تواند باشد، جمع آورى اسناد و مدارك يك روايت است.
در اين كتاب خواهيد ديد كه روايات مطرح شده اسناد و مدارك متعددى دارد و در بسيارى از منابع دست اول اسلامى آمده است.
۹. فهرست موضوعى منابع تحقيق
از آغاز تا مرحله نهائى استخراج كلمات حضرت زهراعليهاالسلام كه با منابع فراوانى از شيعه و اهل سنت آشنا شديم اسامى تمام آنها را بصورت «فهرست موضوعى منابع تحقيق» در پايان كتاب آورده ايم، تا علاقه مندان به تحقيقات و بررسى هاى بيشتر بتوانند به منابع اصلى مراجعه نمايند.
۱۰. گزينش و انتخاب احاديث
پس از جمع آورى سخنان حضرت زهراعليهاالسلام كار گزينش و انتخاب احاديث، را آغاز نموديم كه دو روش مطرح بود.
اول - طرح همه روايات جمع آورى شده
برخى اعتقاد داشتند كه:
همه روايات فراهم آمده را مانند روش علامه مجلسى در بحارالانوار بايد تدوين و منتشر كرد.
اين نظر تا حدودى درست بود: اما با هدفدارى كار ما سازگار نبود زيرا اگر كسى بخواهد دائرة المعارفى يا يك منبع روائى به جامعه محققان عرضه نمايد، مى تواند همه روايات فراهم آمده را منتشر كند و كار تحقيق و ارزيابى و تشخيص صحيح و نادرست را به محققان واگذارد.
دوم - گزينش و انتخاب روايات
نظريه اول گر چه درست بود اما با اهداف ما سازگار نبود، هدف ما اين بود كه:
الگوهاى اصيل، ارزشهاى ناب اسلامى را به جامعه بانوان و نسل جوان معاصر ما، معرفى نمائيم كه از ديدگاه حضرت زهراعليهاالسلام ، «بايدها» و «نبايدها»را بشناسند.
پس بايد زحمت ارزيابى و مشكلات تشخيص صحت يا بطلان يك روايت را بر خود هموار سازيم.
از اين رو با ملاك ها و مبانى اصولى و فقهى شيعه و اصول مسلم اعتقادى نقد و ارزيابى روايات پرداختم.
رواياتى را انتخاب كرديم كه:
۱. مخالف قرآن نباشد
۲. مخالف سنت رسول خدا نباشد
۳. مخالف عقل (مستفاد از قرآن و حديث) نباشد
۴. مخالف اجماع علماء شيعه نباشد
۵. مخالف اصول مسلم اعتقادى نباشد
۶. مخالف صفات و ويژگيهاى معصومينعليهمالسلام (مانند: علم غيب، عصمت و...)نباشد
كه در اين راه از «علوم مقدماتى» و روش «جرح و تعديل» حوزه هاى علميه استفاده گرديد و با صاحب نظران و حديث شناسان آگاه، مشورت شد، تا مجموعه احاديث «نهج الحياه» براى مراجعه كنندگان، مشكلاتى ايجاد ننمايد و چراغ راه تشنگان حقيقت باشد.
همواره، «خود ببويد»
و «زلال حقيقت را خود بگويد»كه:
«آفتاب آمد دليل آفتاب».
سرانجام ۲۱۳ حديث بشماره «حروف ابجد» مطابق با نام نورانى «زهرا» انتخاب گرديد كه پس از مطالعه خواهيد خواهيد دانست:
نردبان آسمان است اين كلام |
هر كه از آن بر رود آيد به بام |
|
نى به بام چرخ كان اخضر بود |
بل به بامى كز فلك برتر بود |
و رمز و راز جاودانگى و جامعيت و فصاحت و بلاغت حضرت فاطمه زهراعليهاالسلام را بايد از زبان همسر نمونه آن مظلومه، امير بيان، اول مظلوم تاريخ، حضرت اميرالمؤمنين على بن ابيطالبعليهالسلام شنيد كه فرمود:
و انا لامراء الكلام و فينا تنشبت عروقه و علينا تهدلت غصونه
(همانا اميران سخن ما مى باشيم و ريشه درخت سخن در ميان ما ريشه دوانده و شاخه هاى آن بر سر ما سايه گسترده است.(۵) )
در پايان از همه عزيزانى كه در جهت تكميل و اعراب گذارى متن احاديث و اديت عبارات و تطبيق فهرست ها، تلاش موثرى نمودند تشكر مى كنيم و پاداش همه را به الطاف خفيه حضرت فاطمهعليهاالسلام مى سپاريم.
قم - مؤ سسه تحقيقاتى اميرالمؤمنينعليهالسلام - ۱۱ ذيقعده ۱۳۷۲روز تولد امام رضاعليهالسلام محمد دشتى
همسر ايده آل، براى گرم نگهداشتن كانون خانواده، بايد مهربان و ايثارگر باشد، ديگران را بر خود مقدم بدارد، با سختيهاى زندگى و ناملايمات آن بسازد، و با لبخند شادى آفرين خود، تاريكى حزن و اندوه را از دل شوهر بزدايد. در اين رابطه به سخنان فاطمهعليهاالسلام بايد نظر دوخت.
در يكى از صبحگاهان امام علىعليهالسلام فرمود: فاطمه جان! آيا غذايى دارى تا گرسنگى ام بر طرف شود؟ پاسخ داد:
نه، بخدايى كه پدرم را به نبوت و شما را به امامت برگزيد سوگند كه دو روز است در منزل غذاى كافى نداريم، آن چه بود به شما و فرزندانم «حسن و حسين» دادم و خود از غذاى اندك موجود، استفاده نكردم.
اما با تاسف فرمود:
فاطمه جان! چرا به من اطلاع ندادى، تا بدنبال تهيه غذا بروم؟
حديث ۱
قالت فاطمهعليهاالسلام : يا ابا الحسن انى لا ستحيى من الهى ان اكلف نفسك ما لا تقدر عليه(۶)
حضرت زهراعليهاالسلام فرمود: (اى اباالحسن! من از پروردگار خود حياء مى كنم چيزى را از تو درخواست نمايم كه تو بر آن توان و قدرت ندارى)(۷)
زنان دنياى معاصر بايد از اينگونه جلوه هاى ايثار درس زندگى بگيرند، و با ساده زيستى و مراقبت از خويشتن و دورى از آرزوهاى زودگذر، زندگى زناشويى را رنگى جاودانه زنند.
الف - هماهنگى زن و شوهر در كار روزانه: ز. زن و كار، حديث ۹۲
ب - تقسيم كار در خانواده: ز. زن و كار، حديث ۹۴
ج - تقسيم كار با همسر: ز. زن و كار، حديث ۹۵
امام علىعليهالسلام باغ خود را به ۱۲ هزار درهم مى فروشد و همه پولها را بين فقرا و تهيدستان مدينه تقسيم مى كند و به منزل باز مى گردد.
طبيعى است كه انتظار فرزندان و همسر، پس از فروش باغ، آوردن غذا و ميوه به منزل است.
فاطمهعليهاالسلام پرسيد: غذاى امروز ما چه شد؟ امام براى تهيه غذا بيرون مى رود، اما فاطمهعليهاالسلام ناراحت است، با خود مى گويد: چرا سئوال كردم؟ و آنگاه فرمود:
حديث ۲:
قالت: فانى استغفر الله و لا اعود ابدا.(۸)
(من از خدا آمرزش مى طلبم و ديگر اين رفتار را تكرار نخواهم كرد)(۹)
پس از ماجراهاى تلخ سقيفه و انزواى اهل بيتعليهالسلام ، سران سقيفه براى جلب افكار عمومى مردم بفكر چاره افتادند، تا بگونه اى از حضرت زهراعليهاالسلام دلجوئى نمايند، كه اجازه ملاقات مى خواستند و تظاهر به جبران اشتباهات مى كردند.
اما فاطمهعليهاالسلام در تداوم يك مبارزه منفى همه جانبه، هر گونه پيشنهادى را رد مى نمود، و موضع اعتراض يا سكوت و بيزارى را ادامه مى داد.
روزى امام علىعليهالسلام وارد منزل شد و فرمود:
فاطمه جان خليفه و عمر در پشت درب خانه، منتظر اجازه ورود مى باشند، تا نظر شما چه باشد؟
حضرت زهراعليهاالسلام در برابر شوهر فرمود:
حديث ۳:
قالت: البيت بيتك والحرة زوجتك فافعل ما تشاء
(على جان! خانه، خانه توست و من همسر تو مى باشم. هر آنچه مى خواهى انجام ده(۱۰) )
م - مشكلات اقتصادى حديث ۱۷۹ و ۱۸۰ و ۱۸۱
م - مشكلات اقتصادى حديث ۱۷۹ و ۱۸۰ و ۱۸۱ ش - شعرهاى فاطمهعليهاالسلام
ب - بهداشت حديث ۲۹
ز- زن و آرايش حديث ۹۶
۱. آگاهى از زمان شهادت خود
۲. آگاهى از لحظه شهادت
۳. آگاهى از شهادت حسينعليهالسلام در كربلا
۴. آگاهى از حوادث تلخ آينده
ع - علم و آگاهى
ع - عرفان فاطمهعليهاالسلام
امام حسن مجتبىعليهالسلام از مادرش حضرت زهراعليهاالسلام نسبت به تطهير ادرار كودك نقل كرد كه:
حديث ۴:
قالت: رايت ام سلمه تغسل بول الجاريه ما كانت، و لا تغسل بول الغلام حتى يطعم، تصب عليه الماء صبا(۱۱)
حضرت زهراعليهاالسلام فرمود:
(ام سلمه را ديدم كه ادرار دختربچه را اينگونه مى شست «با آب كر يك بار و با آب قليل ۳ بار» اما ادرار پسر بچه اى را كه هنوز غذاخوار نشده و شير مادر مى خورد، نمى شست، تنها بر روى ادرار پسر بچه مقدارى آب مى پاشيد(۱۲) )
رسول گرامى اسلامصلىاللهعليهوآله ، حضرت علىعليهالسلام را به سفرى دور اعزام فرمود، حضرت زهراعليهالسلام كه بار سفر و وسائل رفت و آمد را آماده مى ساخت، مقدارى از گوشت قربانى را براى شوهرش ذخيره نمود
پرسيدند مگر رسول خداصلىاللهعليهوآله از مصرف گوشت قربانى نهى نفرمود؟ پاسخ داد:
حديث ۵:
انه قد رخص فيها(۱۳)
(مصرف گوشت عيد قربان اجازه داده شد(۱۴) )
عبادت پسنديده است، اما اخلاص در عبادت پسنديده تر. بايد با اخلاص و توجه لازم به عبادت خدا پرداخت كه ره آورد فراوانى بهمراه خواهد داشت.
حديث ۶:
قالت فاطمهعليهاالسلام : من اصعد الى الله خالص عبادته اهبط الله عزوجل اليه افضل مصلحته(۱۵)
حضرت فاطمهعليهاالسلام فرمود:
(كسى كه عبادت هاى خالصانه خود را بسوى خدا فرستد، پروردگار بزرگ، برترين مصلحت را بسويش فرو خواهد فرستاد)
امام صادقعليهالسلام روش برخورد صحيح اجتماعى با پرهيزكاران و فاسدان و دشمنان را از حضرت فاطمهعليهاالسلام اينگونه توضيح داد.
حديث ۷:
قالت: بشر فى وجه المومن يوجب لصاحبه الجنه و بشر فى وجه المعاند المعادى يقى صاحبه عذاب النار
(پاداش خوشرويى در برابر مؤمن بهشت است و خوشرويى با دشمن انسانهاى ستيزه جو، انسان را از عذاب باز مى دارد(۱۶) )
آ- آئين همسردارى
م - مشكلات اقتصادى
م - مبارزات سياسى - و - ف - فدك
الف - امامت و رهبرى
و - وصيتهاى سياسى
ج - جنگ و جهاد
د - دفاع
ح - حجاب و پوشش
ف - فضايل فاطمهعليهاالسلام
الف - اخلاص
ع - عرفان فاطمهعليهاالسلام
خ - خداشناسى
ز - زن و زندگى اجتماعى
د - دعاهاى فاطمه
ز - زن و كار
خ - ازخودگذشتگى
ش - شادى و شهادت
ش - شعرهاى فاطمهعليهاالسلام
ق - قيامت - و - ت - ترس
الف - ازدواج
م - مشكلات زندگى
الف - ويژگيهاى امام علىعليهالسلام
پ - پيامبر و فاطمهعليهاالسلام
آ - آئين همسردارى
ز - زن و كار، زن و زندگى اجتماعى
د - دعاهاى حضرت زهراعليهاالسلام
ز - زن و ساده پوشى
خ - ازخودگذشتگى
ز - زن و آرايش
م - مبارزات سياسى
د - دفاع حضرت زهراعليهاالسلام
م - مشكلات زندگى
الف - ازدواج
پ - پيامبر و فاطمهعليهاالسلام
الف - امامت و رهبرى
ح - حجاب و پوشش زن
خ - خطبه هاى حضرت زهراعليهاالسلام
ش - شكوه هاى فاطمهعليهاالسلام
ش - شعرهاى فاطمهعليهاالسلام
ع - ارزش علم
ت - تربيت كودك
و - وصيت هاى شخصى
و - وصيت هاى سياسى
يكى از آداب پسنديده در ازدواج اسلامى، مشورت و تبادل افكار پدر با دختر است كه آگاهانه همسر ايده آل خود را برگزيند.
پيامبر اسلامصلىاللهعليهوآله اين اصل تربيتى، روانى را بدقت رعايت مى كرد و به امت اسلامى سفارش مى فرمود، تا از ظلم و ستم دوران جاهليت دورى گزينند، و پدران و مادران بدون مشورت و رضايت دختران در امر ازدواج اقدامى نكنند. چنانكه پيامبر نسبت به ازدواج دخترش با او مشورت كرد و فرمود:
دخترم فاطمه! پسر عمويت علىعليهالسلام از تو خواستگارى نموده است. پاسخ تو چيست؟
فاطمهعليهالسلام به پدر احترام كرد و فرمود نظر شما چه مى باشد؟
پيامبرصلىاللهعليهوآله فرمود:
اذن الله فيه من السماء
خدا از آسمان اجازت فرمود.
فاطمه (عليهاالسلام ) گفت: (در حالى كه تبسم بر لب داشت):
حديث ۸:
رضيت بما رضى الله لى و رسوله(۱۷)
(خشنودم به آنچه كه خدا و پيامبر او براى من رضايت دادند(۱۸) )
و در روايتى ديگر آمده است كه فرمود:
رضيت بالله ربا و بك يا ابتاه نبيا و بابن عمى بعلا و وليا
(خشنودم كه خدا پروردگار من است و تو اى پيامبر من و پسر عمويم (على عليه السلام) شوهر و امام من است(۱۹) )
يكى ديگر از آداب پسنديده و مساءله قابل توجه در ازدواج، احترام متقابل فرزندان به افكار و آراء پدر و مادر است.
دختران و پسران بايد بدانند كه مربيان دلسوزشان آرزوى سعادت و تكامل و بهروزى آنها را دارند و در امر ازدواج نبايد نظريات پدر و مادر را ناديده انگارند.
آنگاه كه پيامبر اسلامصلىاللهعليهوآله براى دخترش ارزش و اعتبار قائل شد و در ازدواج با علىعليهالسلام با او به مشورت نشست، حضرت زهراعليهالسلام نيز به پدر احترام كرد و راى و نظريه پدر را محترم شمرد و فرمود:
حديث: ۹
قالت فاطمهعليهاالسلام : يا رسول الله انت اولى بما ترى(۲۰)
(اى رسول خدا! تو از من سزاوارترى (كه اظهار نظر كنى(۲۱) ))
در امر مقدس ازدواج كه پايه تربيت انسانهاى كامل است، نبايد به ارزشهاى دروغين و آداب و رسوم ناروا و ناپسند توجه نمود
بلكه سلامت جسم و جان و دين دختر و پسر را بايد اساس پذيرش قرار داد.
بزرگان قبائل و سرمايه دارانى با باورهاى زشت مادى و جاهلى، از دختر پيامبرصلىاللهعليهوآله خواستگارى نمودند، ولى جواب منفى شنيدند.
پيامبر و فاطمه (عليهاالسلام ) در شرايطى به ازدواج امام علىعليهالسلام پاسخ دادند كه نه سرمايه اى داشت و نه باغ و زمين و اموالى فراهم آورده بود
در اين ازدواج مقدس، توجه فاطمهعليهاالسلام به ارزشهاى معنوى و سلامت و عصمت همسر آينده اش بود.
وقتى صبح عروسى پيامبرصلىاللهعليهوآله پرسيد:
كيف رايت زوجك؟
(دخترم! شوهرت را چگونه ديدى؟)
پاسخ داد:
حديث ۱۰:
قالت: يا ابة خير زوج(۲۲)
(اى پدر! بهترين شوهر ديدم(۲۳) )
بسيارى با ارزشهاى مادى و جاهلى به ازدواج و شوهر آينده مى نگرند، و به سرزنش اين و آن مى پردازند. ارزشهاى انسانى و اسلامى همسران خودساخته را چيزى نمى شمارند، و با كنايه و اشاره و به سرزنش روى مى آورند.
حضرت زهراعليهاالسلام از اين گرايش جاهلى نزد پيامبرصلىاللهعليهوآله شكايت مى كند:
حديث ۱۱:
قالت فاطمهعليهاالسلام : يا رسول اللهصلىاللهعليهوآله !
دخل على نساء من قريش و قلن لى زوجك رسول اللهصلىاللهعليهوآله من فقير لا مال له(۲۴)
(اى رسول خدا! زنانى از قريش به منزل من وارد شدند و سرزنش آغاز كردند و گفتند: پيامبر، تو را همسر كسى قرار داد كه فقير است و سرمايه اى ندارد.(۲۵) )
شب ازدواج و آغاز لحظه هاى يك زندگى نوين براى هر زن و مردى شيرين و خاطره انگيز است
بسيارى اين لحظه هاى شيرين را به انواع گناه مى آلايند
و فكر مى كنند، هر گونه زشتى و پليدى مى تواند مجاز باشد.
بايد ديد كه كاملترين الگوى بانوان جهان، حضرت فاطمهعليهاالسلام در شب عروسى چه حالاتى دارد؟ و زندگى مشترك با همسرش را چگونه شروع مى نمايد؟
در شب ازدواج امام علىعليهالسلام ، فاطمه زهرا را نگران و گريان ديد. پرسيد: چرا ناراحتى؟
پاسخ داد:
حديث ۱۲:
قالت: تفكرت فى حالى و امرى عند ذهاب عمرى و نزولى فى قبرى فشبهت دخولى فى فراشى بمنزلى كدخولى الى لحدى و قبرى فانشدك الله ان قمت الى الصلاة فنعبد الله تعالى هذه الليلة(۲۶)
(پيرامون حال و رفتار خويش فكر كردم. به ياد پايان عمر خويش و قبر افتادم كه امروز از خانه پدر به خانه شما منتقل شدم و روزى ديگر از اينجا به طرف قبر و قيامت خواهم رفت پس تو را به خدا سوگند مى دهم كه: بيا تا به نماز بايستيم تا با هم در اين شب خدا را عبادت كنيم)
(براى اطلاع دقيق به خطبه ها و مبارزات سياسى مراجعه فرمائيد.)
حضرت زهراعليهاالسلام در رابطه با ارزشهاى معنوى اهل بيتعليهمالسلام فرمود:
حديث ۱۳:
قالت: و نحن وسيلته فى خلقه و نحن خاصته و محل قدسه و نحن حجته فى غيبه و نحن ورثه انبيائه(۲۷)
(ما اهل بيت رسول خداصلىاللهعليهوآله وسيله ارتباط خدا با مخلوقاتيم، ما برگزيدگان خداييم و جايگاه پاكيها، ما دليلهاى روشن خداييم و وارث پيامبران الهى(۲۸) )
حضرت زهراعليهالسلام با اشاره به فلسفه امامت فرمود:
حديث ۱۴:
قالت: فجعل الله... اطاعتنا نظاما للملة و امامتنا امانا للفرقه
(خدا اطاعت و پيروى از ما (اهل بيتعليهمالسلام ) را سبب بر قرارى نظم اجتماعى در امت اسلامى و امامت و رهبرى ما را عامل وحدت و در امان ماندن از تفرقه ها قرار داده است(۲۹)
و: حديث ۳ نقش تربيتى
حضرت زهراعليهاالسلام با توجه به ضرورت الگوهاى كامل تربيتى در جامعه انسانها، به نقش تربيتى پيامبر و امام علىعليهالسلام اشاره كرد و فرمود:
حديث ۱۵:
قالت فاطمهعليهاالسلام : ابوا هذه الامه محمد و علىعليهمالسلام يقيمان اودهم و ينقذانهم من العذاب الدائم ان اطاعو هما و يبيحانهم النعيم الدائم ان وافقو هما
(محمد و علىعليهماالسلام دو پدر امت اسلام مى باشند، كجى ها را راست و انحرافات را اصلاح مى نمايند، اگر مردم ايشان را اطاعت كنند، اين دو آنها را از عذاب جاويدان نجات مى دهند. و اگر مردم با ايشان موافق و همراه باشند، اين دو، نعمتهاى پايدار خداوندى را ارزانيشان دارند(۳۰) )
- ص. صحيفه حضرت زهراعليهاالسلام ۱۲۶ و ۱۲۷ و ۱۲۸
- اثبات امامت، حديث ۱۶
- ش - شهادت، حديث ۱۲۲.
- اثبات امامت، حديث ۱۶
- ص - صحيفه حضرت زهرا حديث ۱۲۶ و ۱۲۷ و ۱۲۸
- اثبات امامت، حديث ۱۶
محمود بن لبيد مى گويد:
پس از رحلت پيامبرصلىاللهعليهوآله ، فاطمه (عليهاالسلام ) را در كنار قبر حضرت حمزه در احد، در حال عزادارى و گريه مشاهده كردم، فرصت را غنيمت شمرده سؤ ال كردم:
آيا براى امامت علىعليهالسلام از سخنان رسول گرامى اسلامصلىاللهعليهوآله ، مى توان دليلى آورد؟
حضرت زهراعليهاالسلام پاسخ داد:
حديث ۱۶:
قالت فاطمه: واعجباه انسيتم يوم غدير خم؟
سمعت رسول الله يقول: على خير من اخلفه فيكم، و هو الامام والخليفة بعدى، و سبطاى و تسعه من صلب الحسينعليهالسلام ائمه ابرار لئن اتبعتموهم و جدتموهم هادين مهديين و لئن خالفتموهم ليكون الاختلاف فيكم الى يوم القيامه؟
قلت: يا سيدتى فما باله قعد عن حقه؟
قالت: يا ابا عمر لقد قال رسول اللهصلىاللهعليهوآله :
مثل الامام مثل الكعبه اذ تؤ تى و لا تاءتى
اما و الله لوتركوا الحق عل اهله واتبعوا عترة نبيه لما اختلف فى الله اثنان، و لورثها سلف عن سلف و خلف بعد خلف حتى يقوم قائمنا التاسع من ولد الحسين و لكن قدموا من اخره الله و اخروا من قدمه الله: حتى اذا الحدوا المبعوث و او دعوه الجدث المجدوث اختاروا بشهوتهم و عملوا بآرائهم تبا لهم اولم يسمعوا الله يقول:
«و ربك يخلق ما يشاء و يختار ما كان لهم الخيره؟ »
بل سمعوا و لكنهم كما قال الله سبحانه:
«فانها لا تعمى الابصار و لكن تعمى القلوب التى فى الصدور»
هيهات بسطوا فى الدنيا آمالهم و نسوا آجالهم فتعسا لهم و اضل اعمالهم اعوذ بك يا رب من الحور بعد الكور(۳۱)
(شگفتا! آيا روز غدير خم را فراموش كرده ايد؟
شنيدم كه پيامبر گرامى اسلام فرمود: على بهترين كسى است كه او را جانشين خود در ميان شما قرار مى دهم. علىعليهالسلام امام و خليفه بعد از من است و دو فرزندم، (حسن و حسينعليهماالسلام ) و نه نفر از فرزندان حسينعليهالسلام پيشوايان و امامانى پاك و نيك اند.
اگر از آنها اطاعت كنيد شما را هدايت خواهند نمود و اگر مخالفت ورزيد، تا روز قيامت بلاى تفرقه و اختلاف در ميان شما حاكم خواهد شد.)
پرسيدم، بانوى من! پس چرا امام علىعليهالسلام سكوت كرد و حق خود را نگرفت؟
حضرت زهراعليهاالسلام پاسخ داد:
(رسول خدا فرمود: مثل امام، مانند كعبه است، مردم بايد در اطراف آن طواف كنند، نه آن كه كعبه دور مردم طواف نمايد)
(سپس ادامه داد كه):
(آگاه باش. قسم به خدا، اگر حق را به اهلش واگذار مى كردند و از عترت رسول خدا اطاعت مى نمودند دو نفر هم (درباره حكم خداوند) با يكديگر اختلاف نمى كردند و امامت همان گونه كه رسول خدا معرفى فرمود از علىعليهالسلام تا حضرت قائمعليهالسلام فرزند نهم امام حسينعليهالسلام ، از جانشينى به جانشينى ديگر به ارث مى رسيد.
اما (افسوس) كسى را مقدم داشتند كه خدا او را كنار زده بود و كسى را كنار زدند كه خدا او را مقدم داشت ره آورد بعثت را انكار كردند و به بدعتها روى آورند. آنها هواپرستى و شهوت را برگزيدند و بر اساس راى و نظر شخصى عمل كردند. هلاكت و نابودى بر آنان باد.
آيا نشنيدند كلام خدا را كه فرمود:
«پروردگار تو خلق مى كند آنچه را كه مى خواهد و اختيار امامت بدست اوست(۳۲) »
آرى شنيدند اما همان گونه كه قرآن فرمود:
«ديده بصيرت آنها كور و چشم دل آنها بى نور است(۳۳) »
افسوس، كه سران سقيفه، آرزوها و هوسهاى خود را تحقق بخشيدند و از مرگ و قيامت غافل ماندند، خدا نابودشان گرداند و آنان را در كارهايشان گمراه كند اى پروردگار! من به تو پناه مى برم از كمى ياران پس از پيروزى و فراوانى آنان:(۳۴) )
حضرت زهراعليهاالسلام هر جا كه لازم بود با يادآورى حديث غدير، مغزهاى خفته و انسانهاى فريب خورده را هدايت و بيدار مى فرمود، و بارها تذكر مى داد كه:
حديث ۱۷:
قالت: انسيتم قول رسول اللهصلىاللهعليهوآله يوم غدير خم
من كنت مولاه فعلى مولاه؟
و قولهصلىاللهعليهوآله انت منى بمنزله هارون موسى(۳۵)
(آيا فراموش كرديد، سخنان رسول خدا را در روز غدير خم (كه فرمود:) هر كه من مولا و رهبر او مى باشم، علىعليهالسلام نيز مولاى اوست، و آيا فراموش كرديد كه به علىعليهالسلام فرمود يا علىعليهالسلام موقعيت تو نسبت به من همانند هارون به موساى پيغمبر (عليه السلام) است(۳۶) )
حضرت زهراعليهاالسلام در پاسخ بى تفاوت هاى بهانه جو كه مى گفتند:
اگر علىعليهالسلام زودتر شروع مى كرد و براى مردم صحبت مى نمود، منحرف نمى شدند، فرمود:
حديث ۱۸:
قالت: فما جعل الله لا حد بعد غدير خم من حجة و لا عذر(۳۷)
(پس از غدير خم، خداوند براى هيچكس عذر و بهانه اى باقى نگذاشته است(۳۸) )
و آنگاه كه مهاجرين و انصار در عذرخواهى پافشارى كردند، فرمود:
حديث ۱۹:
قالت: اليكم عنى فلا عذر بعد تعذيركم و لا امر بعد تقصيركم هل ترك ابى يوم غدير خم لاحد عذرا؟(۳۹)
(دور شويد و مرا به حال خود واگذاريد. پس از كوتاهى و سهل انگارى، جايى براى عذرخواهى نمانده است، آيا پدرم پيامبرصلىاللهعليهوآله پس از حادثه غدير خم جايى براى عذر تراشى و بى تفاوتى باقى گذاشته است؟(۴۰) )
براى شناساندن انسانى خدا گونه در زمين، قلمها و زبانها عاجزند بايد از سخنان حضرت زهراعليهاالسلام براى شناسائى على (عليه السلام) يارى طلبيد.
حضرت فاطمهعليهاالسلام در برابر يكى از افراد نادان مدينه كه خفاش صفت، برابر آفتاب وجود امام، زبان به سرزنش گشوده بود، فرمود:
حديث ۲۰:
قالت: و هو الامام الربانى و الهيكل النورانى، قطب الاقطاب و سلاله الاطياب الناطق بالصواب، نقطه دائره الامامة و ابو بنيه الحسن و الحسين الذين هما ريحانتى رسول الله سيدى شباب اهل الجنة(۴۱)
(على امامى ربانى و الهى، و هيكلى نورانى و مركز توجه همه عارفان و خداپرستان و فرزندى از خاندان پاكان، گوينده بحق و روا، جايگاه اصلى و محور امامت، و پدر حسن و حسين دو دسته گل پيامبرصلىاللهعليهوآله و دو بزرگ و سرور جوانان اهل بهشت است)
و به حديث ۴۹ «جهاد و دفاع از ولايت» مراجعه شود
در آن روزها كه امام علىعليهالسلام را دست كفر و شرك و نفاق به انزوا كشاند، حضرت زهراعليهاالسلام در ميان مهاجر و انصار، سوابق مبارزاتى اميرالمؤمنينعليهالسلام را يك يك برشمرد، تا حجت الهى را تمام كند
حديث ۲۱:
قالت: كلما او قدوانا نارا للحرب اطفاها الله، او نجم قرن الشيطان، او فغرت فاغره من المشركين اخاه فى لهواتها، فلا ينكفى ء حتى يطا صماخها باخمصه، و يخمد لهبها بسيفه
مكدودا فى ذات الله، مجتهدا فى امر الله، قريبا من رسول الله، سيدا فى اولياء الله، مشمرا ناصحا مجدا كادحا، لا تاءخذه فى الله لومة
لائم و انتم فى رفاهيه من العيش:
حضرت زهراعليهاالسلام فرمود:
(پس از بعثت رسول خداصلىاللهعليهوآله هر گاه مشركين آتش جنگ بر افروختند، خدا آن را خاموش كرد، و هر گاه شيطان سر برداشت، يا مشركى ندا مى داد تا يورش بياورد، رسول خدا (صلىاللهعليهوآله ) علىعليهالسلام را در كام سختى ها و شعله ها مى انداخت
و علىعليهالسلام بر جاى ننشست تا بر سر و مغز مخالفان كوبيد، و با شمشير مشكلات و تهاجمات را از سر راه اسلام برداشت، علىعليهالسلام براى خدا اين رنجها را تحمل نمود، و در تحقق فرمانهاى الهى تلاش كرد، يار نزديك پيامبرصلىاللهعليهوآله ، و بزرگ و سرور دوستان خدا بود. همواره دامن همت به كمر زده، نصيحت گر، تلاشگر، و كوشا بود، و در راه خدا از سرزنش سرزنش كننده اى بيم بخود راه نداد، در آن روزهائى كه شما مردم در رفاه و آسايش آرميده بوديد(۴۲) )
فاطمه زهرا (عليهاالسلام ) خدمت پيامبرصلىاللهعليهوآله رسيد و از ايثارگرى هاى علىعليهالسلام خبر داد و فرمود:
حديث ۲۲:
قالت: يا رسول الله ما يدع على شيئا من رزقه الا وزعه بين المساكين
(اى رسول خدا! علىعليهالسلام از طعام و غذا چيزى در خانه باقى نمى گذارد، هر چه به دست مى آورد، بين فقرا و تهيدستان تقسيم مى كند(۴۳)
امامت حديث ۱۵ «نقش تربيتى»
ش «شكوه از خيانت»، حديث ۱۱۷
الف «اثبات امامت»، حديث ۱۶
خ «خطبه ها» خطبه اول
از حضرت زهراعليهالسلام در حالى كه در احد بر مزار حضرتعليهالسلام عزادارى ميكرد، پرسيدند:
چرا مردم بر ضد شما و علىعليهالسلام هجوم آوردند و حق مسلم او را غصب كردند؟
حضرت زهراعليهالسلام پاسخ داد:
حديث ۲۳:
قالت: لكنها احقاد بدرية و ترات احدية كانت عليها قلوب النفاق مكتمنه لا مكان الوشاة فلما استهدف الامر ارسلت علينا شابيب الآثار
(اينهمه كينه توزيها از جنگ بدر و انتقام جويى ها از جنگ احد است كه در دلهاى منافقان پنهان بود اما روزى كه حكومت را غصب كردند تمام آن كينه ها و حسادتها را بر ما فرو ريختند(۴۴)
ابودرداء مى گويد: علىعليهالسلام را در حالت سجده بگونه اى مشاهده كردم كه هيچ صدايى نمى شنود و حركتى ندارد، فرياد زدم: سوگند بخدا علىعليهالسلام مرده است. شتابان به فاطمهعليهالسلام خبر دادم.
حضرت زهرا (عليهاالسلام ) فرمود:
حديث ۲۴:
قالت: هى والله الغشيه التى تاءخذه من خشية الله(۴۵)
(بخدا قسم، اين حالت معنوى علىعليهالسلام است كه از ترس در برابر عظمت پروردگار بر او عارض شده و در عبادت مدهوش مى گردد(۴۶) )
پيامبر گرامى اسلام (صلىاللهعليهوآله )، در يكى از جلسات دوستانه، به ارزشهاى علىعليهالسلام اشاره فرمود و شدت محبت و علاقه قلبى خود را براى دخترش اظهار نمود.
فاطمه (عليهاالسلام ) در حالى كه به عظمت و ارزشهاى امام اعتراف مى كرد، فرمود:
حديث ۲۵:
قالت: والذى اصطفاك و اجتباك و هداك و هدابك الامه لا زلت مقرة له ما عشت
(سوگند به خدايى كه تو را به رسالت انتخاب كرد و براى هدايت انسانها برگزيد و تو را هدايت كرد و امت اسلامى را به وسيله تو هدايت نمود، تا زنده ام همواره به ارزشهاى امام علىعليهالسلام معترف خواهم بود(۴۷) )
حضرت زهراعليهاالسلام سعادت و رستگارى انسان را در محبت و دوستى با علىعليهالسلام مى شناساند كه فرمود:
حديث ۲۶:
قالت: ان السعيد، كل السعيد، حق السعيد من احب عليا فى حياته و بعد موته(۴۸)
(همانا سعاتمند بمعناى كامل و حقيقى، كسى است كه (امام) علىعليهالسلام را در درون زندگى و پس از مرگش دوست داشته باشد(۴۹) )
فاطمه زهراعليهاالسلام در لحظه هاى غمبار احتضار خويش بشدت گريست امام علىعليهالسلام پرسيد: چرا گريه مى كنى؟ پاسخ داد
حديث ۲۷:
قالت: ابكى لما تلقى بعدى
(بخاطر آن چه كه پس از من به تو خواهد رسيد، مى گريم(۵۰) )
امام علىعليهالسلام فرمود:
لا تبكى فوالله ذلك لصغير عندى فى ذات الله تعالى:
گريه مكن سوگند بخدا اين گونه سختى ها در راه خدا براى من ناچيز است
خ - خطبه ها
م - مبارزات سياسى
د- دفاع
و - وصيتهاى سياسى
الف - اثبات امامت علىعليهالسلام
روزى در يكى از جلسات خانوادگى، رسول گرامى اسلامصلىاللهعليهوآله دخترش فاطمهعليهالسلام را با انبوه مصائب و مشكلاتى كه پس از وى بر اميرالمؤمنينعليهالسلام باريدن خواهد گرفت آشنا فرمود.
(ان زوجك يلاقى بعدى كذا و كذا)
حضرت زهراعليهالسلام غم آلود و نگران پرسيد:
حديث ۲۸:
قالت: يا رسول الله الا تدعو الله ان ينصرف ذلك عنه؟ !(۵۱)
(اى رسول خدا! آيا از خداوند نمى خواهى كه اين مشكلات از علىعليهالسلام كناره گيرند؟)
فرمود: چرا اما چاره اى جز آن نيست، زيرا انسانها آزادند و از نعمت اختيار و آزادى سوءاستفاده مى كنند.(۵۲)
ج - جنگ و جهاد، حديث ۴۸
پ - تلاش براى جلب رضايت پدر حديث ۳۲
خ - از خود گذشتگى و ايثار، حديث ۶۱ و ۶۲
ش - شعر در سخاوت و بخشش، حديث ۱۰۳ و ۱۰۴
د- دفاع از امام، حديث ۷۴ و ۷۵
خ - از خود گذشتگى و ايثار، حديث ۶۱ و ۶۲
م - مشكلات زندگى، حديث ۱۸۴ تا ۱۹۱
آ- آيين همسردارى، حديث ۱
ع - عبادت
د - دعاهاى فاطمهعليهاالسلام ، حديث ۷۶ تا ۸۲.
ع - عرفان فاطمهعليهاالسلام
خ - خداشناسى
حضرت فاطمه (عليهاالسلام ) نسبت به پاكيزگى دست فرمود:
حديث ۲۹:
الا لا يلومن امرء الا نفسه يبيت و فى يده ريح غمر(۵۳)
(بهوش باش! كسى كه پس از خوردن غذا با دستى آلوده و چرب بخوابد، هيچكس جز خودش را سرزنش ننمايد(۵۴) )
حضرت زهرا (عليهاالسلام ) درباره آداب غذا خوردن و بهداشت عمومى فرمود:
حديث ۳۰:
قالت: فى المائده اثنتا عشرة خصله يجب على كل مسلم ان يعرفها اربع فيها فرض و اربع فيها سنة و اربع فيها تاديب
فاما الفرض فالمعرفه والرضا، والتسميه، والشكر
فاما السنه فالوضوء قبل الطعام، الجلوس على الجانب الايسر، والاكل بثلاث اصابع
فاما التاديب. فالاكل بما يليك و تصغير اللقمه و المضغ الشديد و قله النظر فى وجوه الناس
در سر سفره غذا، ۱۲ كار نيك وجود دارد كه سزاوار است، هر مسلمانى آنها را بشناسد.
۴ مورد واجب و ۴ مورد مستحب و ۴ مورد نشانه ادب و بزرگوارى است.
و اما چهار عمل واجب:
۱- شناخت و معرفت پروردگار (بدانيم كه نعمت ها از اوست)
۲- راضى به نعمت هاى خدا بودن
۳- گفتن «بسم الله الرحمن الرحيم» در آغاز غذا
۴- سپاسگزارى خدا در پايان (و گفتن الحمد لله رب العالمين)
و چهار عمل مستحب عبارتند از:
۱- وضو گرفتن قبل از غذا
۲- نشستن بجانب چپ
۳- در حال نشسته غذا خوردن
۴- غذا خوردن با سه انگشت
و چهار عملى كه نشانه ادب و بزرگوارى است مانند:
۱- از غذاى پيش روى برداشتن
۲- لقمه ها را كوچك برداشتن
۳- غذا را بخوبى جويدن
۴- كمتر در صورت ديگران، نگاه كردن(۵۵)
ارزش غذايى خرما
حضرت زهراعليهاالسلام نسبت به ارزش غذائى خرما فرمود:
حديث ۳۱:
قالت فاطمهعليهاالسلام : نعم تحفة المؤمن التمر(۵۶)
(براى مؤمن، خرما هديه خوبى است)
ح - حجاب زن
الف. اثبات امامت حديث ۴
شيخ صدوق نقل مى كند:
رسول گرامى اسلامصلىاللهعليهوآله هرگاه به مسافرت مى رفت، با فاطمهعليهالسلام خداحافظى مى كرد و وقتى از سفر برمى گشت، ابتدا به ديدن فاطمهعليهالسلام مى شتافت.
در يكى از مسافرتهاى پيامبرصلىاللهعليهوآله حضرت زهراعليهاالسلام دو دستبند نقره و يك جفت گوشواره براى خويش و يك پرده براى درب منزل خريد، پيامبرصلىاللهعليهوآله از مسافرت بازگشت و بديدار دخترش شتافت.
پس از مشاهده پرده خانه و زيور آلات ساده فاطمهعليهاالسلام ، توقف كوتاهى كرد و به مسجد رفت.
حضرت زهراعليهالسلام با خود انديشيد كه پدر ناراحت است، و فورى دستبند و گوشواره و پرده را در آورد و خدمت رسول خداصلىاللهعليهوآله فرستاد و پيام داد:
حديث ۳۲:
قالت: تقرا عليك ابنتك السلام و تقول اجعل هذا فى سبيل الله(۵۷)
(دخترت براى تو سلام مى فرستد و مى گويد كه اين زيورآلات اندك را نيز در راه خدا انفاق كن)
پيامبر گرامى اسلام پس از مشاهده بخشش و ايثار فاطمهعليهالسلام سه بار فرمود:
فداها ابوها
(پدرش فداى او باد(۵۸) )
در روزهاى واپسين زندگانى، پيامبرصلىاللهعليهوآله به منبر رفت و فرمود:
هر كس از من طلبى دارد، درخواست نمايد.
و آنگاه بلال در كوچه مدينه فرياد زد كه:
هذا محمد يعطى القصاص من نفسه قبل يوم القيامه
مردم اينك اين محمد بن عبدالله است كه مى خواهد قبل از روز قيامت قصاص شود هر كس حقى را او طلب بخواهد
مردى بلند شد و گفت: اى رسول خدا! شما در جنگ بدر كه صف سربازان را تنظيم مى كرديد، با شلاق خودتان بر شكم لخت من زديد.
پيامبر فرمود بيا قصاص كن، مرد گفت: همان شلاق را بياوريد.
پيامبرصلىاللهعليهوآله به بلال اشاره فرمود كه از خانه فاطمهعليهاالسلام همان شلاق روزهاى جنگ را بياورد.
حضرت فاطمه زهراعليهاالسلام پرسيد:
حديث ۳۳:
يا بلال ما يصنع والدى بالقضيب و ليس هذا يوم القضيب؟
(لما اخبر بلال ما وقع قالت)
واغماه لغمك يا ابتاه
من للفقراء والمساكين وابن السبيل يا حبيب القلوب يا بلال فقل للحسن و الحسين يقومان الى هذا الرجال فيقتص منهما و لا يدعانه يقتص من رسول اللهصلىاللهعليهوآله (۵۹)
(اى بلال! پدرم با شلاق (روزهاى جنگ) چه مى خواهد بكند؟ الان كه روز جنگ نيست؟)
وقتى بلال آنچه را كه در مسجد گذشت خبر داد. فاطمه زهراعليهاالسلام ناله زد و گفت:
(واى از ين اندوه براى اندوه تو اى پدر، غير از تو چه كسى سرپرست فقرا و تهيدستان و در راه ماندگان است؟
اى دوست خدا و دوست همه دلها! اى بلال به فرزندانم حسن و حسين بگو نزد آن مرد رفته تا از آنان قصاص كند و نگذارند پيامبر را بيازارد(۶۰) )
حضرت زهراعليهاالسلام درباره عواطف گرم پدرانه رسول خداصلىاللهعليهوآله مطلبى را نقل فرمود كه قابل توجه و ارزيابى است:
حديث ۳۴:
قالت: لما نزلت «لا تجعلوا دعاه الرسول بينكم كدعاء بعضكم بعضا(۶۱)
هبت رسول اللهصلىاللهعليهوآله ان اقول له «ياابة» فكنت اقول «يا رسول الله» فاعرض عنى مرة او اثنين او ثلاثا ثم اقبل على فقال:(۶۲)
يا فاطمه انها لم تنزل فيك و لا فى اهلك و لا فى نسلك انت منى و انا منك انما نزلت فى اهل الجفاء و الغلظه من قريش اصحاب البذخ و الكبر؛ قولى «يا ابه» فانها احيى للقلب و ارضى للرب(۶۳)
وقتى اين آيه نازل شد:
«رسول خدا را آنگونه كه همديگر را صدا مى زنيد، نخوانيد»
ترسيدم كه رسول خدا را با لفظ «اى پدر» بخوانم.
من (هم مانند ديگران پدر را) با نام «يا رسول الله» صدا زدم.
بدين خاطر پيامبر، يك بار يا سه بار از من روى گردانيد (و پاسخ نگفت). سپس رو به من كرد و فرمود:
اى فاطمهعليهالسلام ! اين آيه درباره تو و خانواده تو و نسل تو نازل نشده است. تو از من هستى و من از تو هستم.
همانا اين آيه براى (ادب كردن) جفا كاران درشت خوى قريش، انسانهاى خودخواه و متكبر، نازل شده است.
مرا با جمله «اى پدر! » خطاب كن كه مايه حيات قلب من است و خداوند را خشنود مى كند(۶۴)
در لحظه هاى غمبار رحلت پيامبرصلىاللهعليهوآله ، حضرت فاطمهعليهاالسلام ، امام علىعليهالسلام امام حسن و امام حسينعليهالسلام در اطراف بستر رسول خداصلىاللهعليهوآله حلقه زده و با چشمانى اشكبار، نظاره گر غروب خورشيد رسالت بودند.
آن بزرگ پيامبر، خواست سخنى بفرمايد، اما نتوانست و در حالى كه مى گريست بى حال در بستر افتاد.
فاطمهعليهاالسلام با مشاهده اين منظره به فرياد آمد و فرمود:
حديث ۳۵:
قالت: يا رسول الله، قد قطعت قلبى و احرقت كبدى لبكائك يا سيد النبيين من الاولين و الاخرين
يا امين ربه و رسوله يا حبيبه و نبيه
من لولدى بعدك؟ و لذل ينزل بى بعدك؟
من لعلى اخيك و ناصرالدين؟
من لوحى الله و امره؟(۶۵)
(اى رسول خدا! همانا قلب مرا از جا كندى، و جگرم را سوزاندى، آنگاه كه گريه تو را مشاهده كردم، اى بزرگ پيامبران از حضرت آدم تا آخرين آنان، اى امين پروردگار، اى فرستاده و محبوب خداوند اى پيامبر خدا!
پس از تو چه بر سر فرزندانم خواهد آمد؟
پس از تو چه مصيبتها و ذلت و خواريها كه بر من باريدن خواهد گرفت؟
پس از تو چه بر سر علىعليهالسلام خواهد آمد؟
او كه برادر توست و (تنها) ياور دين اسلام خواهد بود.
پس از تو چه بر سر وحى الهى و (دستورات خداوند خواهد آمد؟(۶۶) )
آنگاه خود را در آغوش پدر افكند، پدر را بوسيد و با اشك فراوان، گونه هاى پدر را شست.
رسول خداصلىاللهعليهوآله در اين هنگام دست فاطمهعليهاالسلام را در دست علىعليهالسلام گذاشت و فرمود:
على جان! فاطمه امانت الهى و امانت من در دست تو است، از او محافظت فرما.
ش - اشعار حضرت زهراعليهاالسلام
پس از وفات رسول گرامى اسلامصلىاللهعليهوآله ، فاطمه (عليهاالسلام ) در اجتماع زنان مدينه با بيان غم آلودى فرمود:
حديث ۳۶:
قالت: انا لله و انا اليه راجعون، انقطع عنا خبر السماء
(همه از خدائيم و بسوى او باز مى گرديم، (آه كه با وفات پيامبرصلىاللهعليهوآله ) رشته وحى و اخبار آسمانى قطع گرديد(۶۷) )
از معاذبن جبل نقل شده است كه فاطمهعليهاالسلام پس از وفات رسول خداصلىاللهعليهوآله فراوان مى گريست و مى فرمود:
حديث ۳۷:
قالت: يا ابتاه الى جبريل ننعاه، اءنقطعت عنا اخبار السماء يا لا ينزل الوحى اءلينا من عند الله ابدا(۶۸)
(آه اى پدر! پس از تو بايد شكوه هاى دل را به حضرت جبرئيل گفت. آه كه (با وفات تو) خبرهاى آسمانى قطع شد و آه اى پدر! ديگر براى هميشه از طرف خدا وحى فرو فرستاده نمى شود(۶۹) )
از انس بن مالك روايت شده كه حضرت زهراعليهاالسلام پس از وفات پيامبرصلىاللهعليهوآله با غم و اندوه مى گريست و مى فرمود:
حديث ۳۸:
قالت يا ابتاه اجاب ربا دعاه
يا ابتاه من جنه الفردوس ماواه
يا ابتاه الى جبرئيل ننعاه
(آه اى پدرى كه دعوت پروردگار را لبيك گفتى!
آه اى پدرى كه فردوس برين جايگاه توست
پدر (پس از تو) با جبرئيل (بايد) درد دل نماييم(۷۰) )
و پس از مراسم تدفين پيامبرصلىاللهعليهوآله خطاب به انس فرمود:
حديث ۳۹:
قالت: يا انس! اطابت انفسكم ان تحثوا على رسول اللهصلىاللهعليهوآله التراب؟(۷۱)
(اى انس! آيا دلتان آمد كه خاك بر روى رسول خدا بريزيد؟(۷۲) )
حادثه عظيم و غمبار رحلت پيامبر اسلامصلىاللهعليهوآله ، امت اسلامى را غرق در ماتم كرده بود و فاطمهعليهاالسلام هم در فراق پدر مى سوخت، و شاهد غربت و انزواى اسلام بود.
از يك سو قدرت طلبيها و زنده شدن دوباره ارزشهاى جاهلى را مشاهده مى كرد، و از سويى ديگر تهاجم و تجاوز به حريم حرمت ولايت را نظاره گر بود
كوهى از غمها و دردها، بر جان نورانيش سنگينى مى كرد. كه درد آلود و سوزناك لب به فرياد گشود، و خطاب به پدر چنين فرمود:
حديث ۴۰:
قالت: يا ابتاه ما اعظم ظلمة مجالسك
فوااسفاه عليك الى ان اقدم عاجلا عليك
و اثكل ابوالحسن المؤ تمن ابو ولديك الحسن و الحسين و اخوك و وليك و حبيبك و من ربيته صغيرا و آخيته كبيرا و اجلى احبائك و اصحابك اليك، من كان منهم سابقا و مهاجرا و ناصرا، و اولهم سابقا الى الاسلام، و مهاجرة اليك
يا خير الانام فها هو يساق فى الاسر كما يساق البعير
والثكل شاملنا والبكاء قاتلنا والاسى لازمنا
وامحمداه وااباه، واحبيباه، وا اباالقاسماه، وااحمداه، واقله ناصراه واغوثاه، واطول كربتاه، و احزناه، وامصيبتاه:
(پدر جان! دريغ و آه از فراق تو، اى پدر چه بسيار بزرگ است تاريكى و ظلمتى كه در مجالس پس از تو مشاهده مى گردد، و من دور مانده از جناب تو دريغ و افسوس مى خورم كه هر چه زودتر نزد تو آيم.
(در عزاى تو) اباالحسن امين سوگوار است، پدر دو فرزندت حسن و حسين، برادر و امام برگزيده و دوست بى مانند تو، همو كه در كودكى او را بزرگ و تربيت كردى و سپس برادرت خواندى
او كه از بزرگترين دوستان و محبوبترين اصحاب در پيشگاه تو بود
او كه در پذيرش اسلام از همه پيشى گرفت و ياور دين گشت و هجرت كرد.
اى (پدر بزرگوار) اى بهترين انسانها! اكنون (بيا و بنگر كه) او را اسير گونه (به طرف بيعت تحميلى) مى كشند و مى برند.
(پدر جان!) غم سوگوارى (تو) ما را فرا گرفته (و در هم كوبيده) است و گريه هاى مداوم، قصد جان ما را دارد، و بدى روزگار دامنگيرمان شده است.
فرياد اى محمد: فرياد اى دوست، فرياد اى پدر، فرياد اى اباالقاسم، فرياد اى احمد فرياد از كمى ياران و ياوران، فرياد از ناله بسيار، فرياد از مشكلات فراوان، فرياد از مصيبت و اندوه زياد، فرياد از مصيبت جانكاه!(۷۳)
پس از آن سخنان دردآلود و غمبار، صيحه اى زد و بيهوش بر زمين افتاد.
پس از فراوانى غمها، و تهاجم قدرت طلبان بى پروا، و سختى تحمل دورى پيامبرصلىاللهعليهوآله خطاب به پدر فرمود:
حديث ۴۱:
قالت: انقطعت بك الدنيا بانوارها، و زوت زهرتها، و كانت ببهجتك زاهره فقد اسود نهارها فصار يحكى حنادسها، رطبها و يابسها
يا ابتاه لا زلت آسفه عليك الى التلاق
يا ابتاه زال غمضى منذ حق الفراق
من للارامل و المساكين؟ و من للامه الى يوم الدين؟
يا ابتاه امسينا بعدك من المستضعفين
يا ابتاه اصبحت الناس عنامعرضين، و لقد كنا بك معظمين فى الناس غير مستضعفين
فاى دمعه لفراقك لا تنهمل؟ واى حزن بعدك عليك لا يتصل؟ واى جفن بعدك بانوم يكتحل؟
و انت ربيع الدين و نورالنبيين
فكيف للجبال لا تمور؟ و للبحار بعدك لا تغور؟ والارض كيف لم تزلزل؟
رميت يا ابتاه بالخطب الجليل، و لم تكن الرزيه بالقليل
و طرقت يا ابتاه بالمصاب العظيم، و بالفادح المهول
بكتك يا ابتاه الاملاك، و وقفت الافلاك
فمنبرك بعدك مستوحش، و محرابك خال من مناجاتك، و قبرك فرح بمواراتك والجنه مشتاقه و الى دعائك و صلاتك
(دنيا به ديدار تو با رونق و بها بود، و امروز در سوگوارى تو انوار او بريده و گلهاى او پژمرده است، و خشك و تر آن حكايت از شبهاى تاريك مى كند، اى پدر! همواره بر تو دريغ و افسوس مى خورم تا روز ملاقات
اى پدر! از آن لحظه كه جدايى پيش آمد، خواب از چشمم گريخت
اى پدر! كيست از اين پس كه بيوگان و مسكينان را رعايت نمايد، و امت را تا قيامت هدايت فرمايد
اى پدر! ما در حضور تو عظيم و عزيز بوديم، و بعد از تو ذليل و زبون آمديم، كدام سرشك است كه در فراق تو روان نمى شود، و كدام حزن و اندوه است كه بعد از تو پيوسته نمى گردد، و كدام چشم است كه پس از تو سرمه خواب مى كشد؟ تو بهار دين يزدان بودى، و نور پيغمبران، چه افتاد كوهسارها را كه نمى ريزد، و چه پيش آمد درياها را كه فرو نمى خشكد، چگونه است كه زلزله ها زمين را فرو نمى برد.
اى پدر! در بلا و رنجى عظيم و مصيبتى شگرف افتادم، و در زير بار گران و هولناك ماندم
اى پدر! فرشتگان بر تو گريستند، و افلاك در ايستادند. منبر تو بعد از تو (با ديگرى) انس نگرفت و بدون استفاده گشت و محراب بى مناجات تو معطل ماند، و قبر تو بپوشيده داشتن تو خوشحال گشت(۷۴) و بهشت مشتاق نماز و دعاى تو شد.)
ورقة بن عبدالله ازدى از حضرت فضه نقل مى كند كه:
حضرت زهراعليهاالسلام پس از دفن پيامبرصلىاللهعليهوآله با بى تابى از منزل بيرون آمد و در حالى كه از گريه و درد حال رفتن نداشت. خود را به قبر پدر رساند و آنگاه كه جايگاه اذان و محراب را مشاهده فرمود، فريادى برآورد و بيهوش نقش زمين شد.
زنان مدينه كه وضع را چنان ديدند، به سوى او دويدند و آب بر سر و صورت آن حضرت پاشيدند، تا به هوش آمد. سپس در حالى كه به قبر پدر خيره شده بود فرمود:
حديث ۴۲:
قالتن رفعت قوتى و خاننى جلدى و شمت بى عدوى والمكد قاتلى يا ابتاه بقيت والهه وحيدة، و حيرانه فريده فقد انخمد صوتى وانقطع ظهرى و تنغص عيشى و تكدر دهرى فما اجد يا ابتاه بعدك انيسا لوحشتى و لا رادا لدمعتى، و لا معينا لضعفى؟
فقد فنى بعدك محكم التنزيل، و مهبط جبرئيل، و محل ميكائيل
انقلبت بعدك يا ابتاه الاسباب، واغلقت دونى الابواب، فانا للدنيا بعدك قاليه و عليك ما ترددت انفاسى باكيه لا تنفد شوقى اليك، و لا حزنى عليك و ابتاه والباه
(قوتم رفته و خويشتن داريم را از دست داده ام و دشمنم سرزنش كننده ام شده و حزن و اندوه درونى مرا مى كشد.
پدر جان! يكه و تنها باقى مانده و در كار خويش حيران و سرگردانم.
صدايم خفته، و پشتم شكسته، و زندگيم درهم ريخته، و روزگارم تيره، شده است.
پدر جان! پس از تو براى وحشتم انيسى نمى يابم، و مانعى براى گريه ام، و ياورى براى ضعفم پيدا نمى كنم
(آرى پدر!) بعد از تو نزول قرآن و محل هبوط جبرئيل و مكان ميكائيل از بين رفت
پدر جان! پس از تو روابط انسانها دگرگون شد و درها به روى من بسته گرديد.
من بعد از تو از دنيا نفرت دارم و تا زمانى كه نفسم برآيد بر تو گريه خواهم نمود.
(پدر جان!) شوق من نسبت به تو و حزن من بعد از تو انجامى و پايانى ندارد!
فرياد اى پدر! فرياد اى پروردگار (جهانيان!(۷۵) )
حضرت زهراءعليهاالسلام با ياد روزگار شيرين و محبتهاى رسول خداصلىاللهعليهوآله خطاب به كودكان خود فرمود:
حديث ۴۳:
قالت: اين ابوكما الذى كان يكرمكما و يحملكما مره بعد مره؟
اين ابوكما الذى كان اشد الناس شفقة عليكما؟ فلا يدعكما تمشيان على الارض و لا اراه يفتح هذا الباب ابدا و لا يحملكما على عاتقه كما لم يزل يفعل بكما؟(۷۶)
(كجاست پدر مهربان شما دو فرزندم؟ كه شما را عزيز و گرامى مى داشت، و همواره شما را بر روى دوش خود مى گرفت، و نمى گذاشت بر روى زمين راه رويد؟
كجاست پدر شما كه مهربانترين مردم نسبت به شما بود؟
ديگر هرگز او را نمى بينم كه اين درب منزل را باز كند، و شما را بر دوش خود گيرد، همان رفتارى كه همواره نسبت به شما انجام مى داد(۷۷)
پس از وفات رسول گرامى اسلامصلىاللهعليهوآله ، حضرت فاطمهعليهاالسلام به ياد دوران باشكوه و پرعظمت اسلام و نبوت افتاد و فرمود:
حديث ۴۴:
قالت: اءنى اشتهى ان اسمع صوت مؤ ذن ابىصلىاللهعليهوآله بالاذان
(بسيار دوست دارم كه صداى اذان (بلال)، مؤ ذن پدرم را «كه درود خدا بر او و اهل بيت او باد» بشنوم(۷۸) )
وقتى اين خبر به بلال رسيد، با اينكه از اذن گفتن اعتصاب كرده بود، آماده شد و اهل مدينه يك بار ديگر صداى دلنشين اذان بلال را شنيدند
شهر در شادى و سرور غرق شد، تا آن كه گفت: «اشهد ان محمدا رسول الله» ناگاه به بلال خبر رسيد كه اذان را رها كن زيرا فاطمهعليهاالسلام بيهوش نقش بر زمين افتاده است!
رسول گرامى اسلام درباره مسابقه خطاطى به حسن و حسين (عليهماالسلام ) سفارش فرمود:
هر كس خط او زيباتر است، قدرت او بيشتر است
حسن و حسينعليهماالسلام هر كدام خط زيبايى نوشتند، اما رسول خدا قضاوت نكرد و آن دو بزرگوار را به مادرشان، فاطمهعليهاالسلام هدايت فرمود، تا نگرانى قضاوت، با عاطفه مادرى جبران شود.
حضرت زهراعليهاالسلام ديد كه هر دو خط زيباست و هر دو در اين مسابقه هنرى شركت نموده اند، چه بايد كرد؟ با خود مى گفت:
حديث ۴۵:
قالت: انا ماذا اصنع و كيف احكم بينهما؟
(من چه مى توانم بكنم و چگونه ميان دو كودكم داورى كنم؟)
قضاوت نهايى را به تلاش خودشان ارتباط داد و فرمود:
يا قرتى عينى انى اقطع قلادتى على راسكما و انشر بينكما جواهر هذه القلادة فمن اخذ منها اكثر فخطه احسن و تكون قوته اكثر
(اى نور ديدگانم! من دانه هاى اين گردنبند را با پاره كردن رشته آن بر سر شما مى ريزم و ميان شما دانه هاى گردنبند را پخش مى نمايم. هر كدام از شما دانه هاى بيشترى بگيرد، خط او بهتر و قدرت او بيشتر است(۷۹) )
ش - شعرهاى حضرت زهراعليهاالسلام حديث ۱۰۲
م - مشكلات اقتصادى حديث ۱۰۵
ر- روزه حديث ۸۶
وقتى آيات عذاب بر رسول خداصلىاللهعليهوآله نازل شد كه:
و ان جهنم لموعدهم اجمعين لها سبعة ابواب لكل باب منهم جزء مقسوم(۸۰)
رسول خداصلىاللهعليهوآله بشدت گريست و ياران پيامبر نيز گريستند.
حضرت زهراءعليهاالسلام از گريه پدر آگاه شد و پرسيد:
حديث ۴۶:
قالت: يا ابت فديتك ماالذى ابكاك؟
(اى پدر! فدايت شوم. چه چيز تو را گرياند؟)
پيامبر اسلامصلىاللهعليهوآله آيات عذاب الهى را كه تازه نازل شده بود براى فاطمهعليهاالسلام خواند، فاطمه زهراعليهاالسلام از خوف الهى بر زمين افتاد و فرمود:
الويل ثم الويل لمن دخل النار
(واى، واى بر كسى كه داخل آتش جهنم مى شود(۸۱)
پيامبر گرامى اسلامصلىاللهعليهوآله در يكى از روزهاى پربار زندگى، در منزل حضرت زهراعليهاالسلام وضو گرفت، سپس پرسيد:
در چه حالى دخترم؟ حضرت زهراعليهاالسلام فرمود:
حديث ۴۷:
قالت: والله لقد اشتد حزنى واشتدت فاقتى و طال اسفى(۸۲)
(سوگند بخدا كه حزن و اندوه من فزونى گرفته است و تهيدستى من فراوان است و تاسف من طولانى «كه براى سفر طولانى آخرت، چه آماده كرده ام؟(۸۳) »
در جنگ خندق كه مدينه در محاصره قرار داشت، هر كس به اندازه توان خود از جنگ پشتيبانى مى كرد، حضرت زهراعليهاالسلام نيز نان مى پخت و بخشى از نيازمنديهاى مجاهدان سنگرنشين را تاءمين مى فرمود.
در يكى از روزها كه براى فرزندان خويش نان تازه آماده كرده بود، نتوانست بدون پدر از آن استفاده نمايد، به خط مقدم جبهه، نزد پدر رفت و فرمود:
حديث ۴۸:
قالت فاطمهعليهاالسلام : قرصا خبزته و لم تطب نفسى، حتى اتيتك بهذه الكسره(۸۴)
(قرص نانى كه مى بينيد براى غذاى فرزندانم آماده كردم، اما دلم آرام نگرفت ناچار آن را «در خط مقدم جبهه» خدمت شما آوردم)
پيامبرصلىاللهعليهوآله فرمود:
«اين اولين غذائى است كه پس از سه روز، پدرت بر دهان مى گذارد(۸۵)
حضرت زهراعليهاالسلام از نظر ارزشى، فلسفه جهاد را بگونه شايسته اى معرفى مى فرمايد
و خود در پشت جبهه با پختن نان و كمك رساندن به پدر و همسر، در عمل نيز به جهاد مى انديشيد كه نسبت به ارزش جهاد در راه خدا فرمود:
حديث ۴۹:
قالت: امامتنا امانا للفرقه، والجهاد عزا للاسلام
(امامت و رهبرى ما عترت پيامبرصلىاللهعليهوآله عامل ايمنى و نجات از تفرقه و جدائى است و جهاد در راه خدا مايه عزت و جاودانگى اسلام است(۸۶)
مردى نابينا پس از اجازه گرفتن، وارد منزل امامعليهالسلام شد.
پيامبرصلىاللهعليهوآله مشاهده فرمود كه حضرت زهراعليهاالسلام برخاست، فرمود: دخترم! اين مرد نابيناست.
پاسخ داد:
حديث ۵۰:
قالت فاطمهعليهاالسلام : ان لم يكن يرانى فانى اراه و هو يشم الريح(۸۷)
(پدر، اگر او مرا نمى بيند، من او را مى نگرم!
اگر چه او نمى بيند اما بودى زن را استشمام مى كند!)
رسول خدا پس از شنيدن سخنان دخترش فرمود:
«شهادت مى دهم كه تو پاره تن من هستى(۸۸) »
رسول گرامى اسلام، درب خانه فاطمهعليهاالسلام را كوبيد و فرمود:
السلام عليكم اءادخل؟
پاسخ شنيد:
حديث ۵۱:
قالت: عليك السلام يا رسول الله ادخل يا رسول الله
(سالم بر تو اى فرستاده خدا، داخل شويد اى رسول خدا)
پيامبرصلىاللهعليهوآله فرمود:
(ادخل و من معى؟)
آيا داخل شوم با كسى كه همراه من است؟
فاطمهعليهاالسلام فرمود:
يا رسول الله ليس على قناع
(اگر نامحرمى با شماست، وارد نشويد كه چادر بر سر ندارم)
كمى بعد، چادر به سر كرد و فرمود: داخل شويد
رسول خدا دوباره سلام كرد و فرمود: با كسى كه همراه من است؟
پاسخ داد:
عليك السلام يا رسول الله ادخل و من معك(۸۹)
(سلام بر تو اى فرستاده خدا، داخل شويد با كسى كه همراه شماست(۹۰) )
اسماء بنت عميس، نقل مى كند:
روزهاى آخر زندگانى حضرت زهراعليهاالسلام با او بودم، روزى مرا به ياد كيفيت حمل جنازه توسط مردم انداخت، و ابراز نگرانى فرمود: كه چرا جنازه زن را روى تخته اى مى گذارند و بالاى دست مردان و زنان حمل مى كنند؟ !
حديث ۵۲:
قالت: انى قد استقبحت ما يصنع بالنساء، انه يطرح على المراة الثوب فيصفها لمن راى، فلا تحملينى على سرير ظاهر، استرينى سترك الله من النار(۹۱)
حضرت زهراعليهاالسلام فرمود:
(من بسيار زشت مى دانم كه (جنازه) زنان را پس از مرگ بر روى تابوت سرباز گذاشته و بر روى آن پارچه اى مى افكنند، كه حجم بدن را براى بينندگان نمايش مى دهد.
مرا بر روى تابوت آنچنانى نگذار و بدن مرا بپوشان كه خدا تو را از آتش جهنم باز دارد(۹۲) )
اسماء بنت عميس مى گويد: وقتى نگرانى حضرت زهراعليهاالسلام را ديدم كه به امام علىعليهالسلام فرمود:
حديث ۵۳:
اوصيك يابن عم ان تتخذلى نعشا فقد رايت الملائكه صوروا صورته
(وصيت مى كنم بشما اى پسر عمو! كه براى من تابوتى درست كنيد، همانگونه كه ملائكه شكل آن را بمن نشان داده اند)
خدمت آن حضرت توضيح دادم:
در سرزمين حبشه، تابوتى براى حمل جنازه ها درست مى كنند كه بدن ميت را مى پوشاند و سپس به وسيله چوب هاى تر و شاخه هاى نازك درخت، شكل و قيافه آن را ترسيم كردم.
حضرت زهراعليهاالسلام خوشحال شده فرمود:
اصنعى لى مثله استرينى سترك الله من النار(۹۳)
(براى من تابوتى مثل آن درست كن و مرا با آن بپوشان، خدا تو را از آتش دوزخ حفظ نمايد(۹۴) )
دوم: حوريان بهشتى و شوق ديدار فاطمهعليهاالسلام
سلمان فارسى مى گويد:
با دعوت امام علىعليهالسلام به منزل فاطمهعليهاالسلام رفتم، تا آن حضرت مرا ديد، فرمود:
حديث ۵۴:
قالت: يا سلمان جفوتنى بعد وفاة ابى
(اى سلمان! پس از وفات پدرم با من جفا كردى)
و آنگاه اجازه نشستن داد و فرمود:
حديث ۵۵:
قالت: فمه اجلس و اعقل ما اقول لك، انى كنت جالسه بالامس فى هذا المجلس، و باب الدار مغلق، و انا اتفكر فى انقطاع الوحى عنا و انصراف جوار لم ير الراون بحسنهن، و لا كهيئتهن و لا نضارة وجوههن، و لا ازكى من ريحهن، فلما رايتهن قمت اليهن متنكره لهن
فقلت: انتن من اهل مكه ام من اهل المدينه؟
فقلن: يا بنت محمد لسنا من اهل مكه و لا من اهل المدينه، و لا من اهل الارض جميعا غير اننا جوار من الحور من دارالسلام، ارسلنا رب العزة اليك يا بنت محمد انا اليك مشتاقات
فقلت: للتى اظن اءنهااكبر سنا ما اسمك
فقالت: اسمى مقدوده
قلت: لم سميت مقدوده
قالت: خلقت للمقداد بن الاسود الكندى صاحب رسول الله
فقلت: للثانيه ما اسمك
قالت: ذرة
فقلت: و لم سميت ذره و انت فى عينى نبيله
قالت: خلقت لابى ذر الغفارى، صاحب رسول الله
فقلت: للثالثه ما اسمك
قالت: سلمى
قلت: و لم سميت سلمى
قالت: انا لسلمان الفارسى مولى ابيك رسول الله(۹۵)
(بنشين و درست بينديش در آن چه كه براى تو بازگو مى كنم.)
ديروز در اينجا نشسته بودم و فكر مى كردم كه با وفات رسول خدا، وحى الهى از ما قطع گرديد و از رفت و آمد ملائكه ديگر خبرى نيست.
ناگاه در بسته منزل باز شد و سه دختر وارد شدند كه از نظر زيبايى و شادابى و خوش بويى بى مانند بودند و هيچ چشمى به زيبايى آنان نديده است
از جايم برخاسته به سوى آنان رفتم، حال آنكه چندان خوش آيند من نبود.
پرسيدم: از زنان مكه يا مدينه ايد؟
پاسخ داد:
«اى دختر محمدصلىاللهعليهوآله ! ما از اهل مكه و مدينه و از مردم روى زمين نيستيم، از حوريان بهشتى و عاشقان ديدار تو هستيم كه پروردگار ما را بسوى تو فرستاده است. »
از آن يك كه بزرگتر مى نمود، پرسيدم، اسم تو چيست؟
جواب داد: «مقدوده»
گفتم: چرا مقدوده؟
گفت: براى زندگى با «مقداد بن اسود» آفريده شده ام.
از ديگرى پرسيدم: نام تو چيست؟
گفت: «ذره»
گفتم: تو در ديدگان من بزرگ و نجيب مى آيى، چرا ذره؟
گفت: براى همسرى با «ابوذر غفارى» خلق شده ام
از سومى پرسيدم: تو چه نام دارى؟
گفت: «سلمى»
پرسيدم: چرا سلمى ناميده شده اى؟
گفت: خداوند مرا براى «سلمان فارسى» غلام پدرت آفريده است
سپس حوريان بهشتى خرمايى تازه كه خوش بوتر از مشك بود، به من بخشيدند.
سلمان فارسى مى گويد: از آن خرما مقدارى بمن عطا فرمود.
خرماها را برداشته در كوچه هاى مدينه به طرف منزل مى رفتم، به هر كس از اصحاب رسول خداصلىاللهعليهوآله مى رسيدم، مى پرسيد، چه بوى عطر دلنشينى! آيا مشك با خود حمل مى كنى؟(۹۶)
پيامبر اسلامصلىاللهعليهوآله روزى از دخترش پرسيد:
فاطمه (عليهاالسلام )! چه درخواست و حاجتى دارى؟ هم اكنون فرشته وحى در كنار من است و از طرف خدا پيام آورده است! تا هر چه بخواهى تحقق پذيرد.
فاطمهعليهاالسلام پاسخ داد:
حديث ۵۶:
قالت شغلنى عن مسئلته لذه خدمته، لا حاجة لى غير النظر الى وجهه الكريم
(لذتى كه از خدمت حضرت حق مى بريم، مرا از هر خواهشى باز داشته است. حاجتى جز اين ندارم كه پيوسته ناظر زيبا و والاى خداوند باشم(۹۷)
حضرت زهراعليهاالسلام چادر به سر كرده و با جمعى از بانوان وارد مسجد شد، در حالى كه ابابكر و جمعى از مهاجرين و انصار حضور داشتند
به احترام آن بزرگ بانوى اسلام پرده سفيدى آويختند كه سخنرانى را در پشت پرده آغاز كند.
حضرت زهراعليهاالسلام قبل از آغاز سخن، ناله جانسوزى كشيد كه بسيارى از حاضران گريستند و پس از آن كه مردم آرام گرفتند، فرمود:
حديث ۵۷:
۱- ضرورة الحمد و الثناء على الله
قالت: الحمد لله على ما انعم، و له الشكر على ما الهم، واثناء بما قدم من عموم نعم ابتداها، و سبوغ آلاء اسداها، و تمام منن والاها، جم عن الاحصاء عددها، و ناى عن الجزاء مدها، و تفاوت عن الادراك ابدها، و ندبهم لا ستزادتها بالشكر لاتصالها، واستحمد الى الخلائق باجزالها، و ثنى بالندب الى امثالها. و اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شريك له، كلمة جعل الاخلاص تاءويلها، و ضمن القلوب موصولها، و انار فى التفكر معقولها
۲- معرفة الله تعالى
الممتنع من الابصار رؤ يته، و من الالسن صفته و من الاوهام كيفيته.
ابتدع الاشياء لا من شى ء كان قبلها، و انشاءها بلا احتذاء امثلة امتثلها، كونها بقدرته و ذرءها بمشيته من غير حاجه منه الى تكوينها و لا فائدة له فى تصويرها الا تثبيتا لحكمته و تنبيها على طاعته و اظهارا لقدرته و تعبدا لبريته و اعزازا لدعوته
ثم جعل الثواب على طاعته و وضع العقاب على معصيته ذياده لعباده عن نقمته و حياشة لهم الى جنته
ترجمه خطبه اول
۱- ضرورت شكر و سپاس الهى
ستايش خداوند را، بر نعمتهايى كه به ما بخشيد، و شكر او را! بر آنچه الهام فرمود، حمد و اثنا بر خداوند، برابر نعمتهائى كه از پيش فرستاد، و همه نعمتهائى كه آفريد، و نعمتهاى فراوانى كه به انسانها عطا فرمود، و تمام منتها و نعمتهايى كه پياپى فرستاد.
نعمتهايى كه شمارش آن از توان انسان فزونتر، و پاداش آن ناممكن، و درك دامنه و گستردگى آن از درك و هوش بشر فراتر است.
مردم را به شكرگزارى فرا خواند، تا نعمتها را پياپى فرستد، و به حمد و سپاس راهنمايى كرد، تا نعمتها را فزونى بخشد، و با درخواست بندگان، نعمتها را چند برابر نمايد.
گواهى مى دهم، بجز الله، خدايى نبوده و شريكى براى او نيست، تفسير اين گواهى و شهادت، اخلاص است، و پايبند آن، قلبهاى آگاه كه در پيشگاه تفكر و انديشه، معناى آن را روشن فرمود.
۲- شناخت خدا
خداوندى كه چشمها او را نمى توانند بنگرند، و زبانها از وصف او عاجزند، و هم و خيال از درك ذات او فرو مانده اند، اشياى عالم را بدون اين كه چيزى موجود باشد، آفريد، و بدون مثال و نمونه اى، ايجاد كرد، با قدرت خود پديد آورد، و با اراده خود، ايجاد نمود، نه به آفريدن آنها نيازمند، و نه از خلقت آنها سود مى برد.
جز آن كه خواست حكمتش تحقق يابد، و همه را به اطاعت و بندگى آگاه نمايد، و قدرت خود را آشكار كند، و به همه راه بندگى بياموزد، و دعوت خود را عزت بخشد
آنگاه پاداش را بر اطاعت و بندگى، و عذاب را در مخالفت و سرپيچى، قرار داد، تا بندگان را از عقوبت برهاند، و بسوى بهشت سوق دهد.
۳- فلسفه البعث المحمديه
و اشهد ان ابى محمداصلىاللهعليهوآله عبده و رسوله، اختاره و انتجبه قبل ان ارسله، و سماه قبل ان اجتباه، و اصطفاه قبل ان ابتعثه، اذا الخلائق بالغيب مكنونه و بستر الاهاويل مصونه و بنهايه العدم مقرونه، علما من الله تعالى بمال الامور و احاطة بحوادث الدهور و معرفة بمواقع الامور. ابتعثه الله اتماما لامره و عزيمه على امضاء حكمه و انفاذا لمقادير حتمه فراى الامم فرقا فى اديانها، عكفا نيرانها، عابدة لاوثانها، منكرة لله مع عرفانها
۴- فوائد البعثه المحمديه
فانار الله بابى محمدصلىاللهعليهوآله ظلمها و كشف عن القلوب بهمها و جلى عن الابصار غممها، و قام فى الناس بالهداية فانقذهم من الغوايه و بصرهم من العمايه، و هداهم الى الدين القويم و دعاهم الى الطريق المستقيم. ثم قبضه الله اليه قبض رافه و اختيار و رغبه و ايثار، فمحمدصلىاللهعليهوآله من تعب هذه الدار فى راحه قد حف بالملائكه الابرار و رضوان الرب الغفار و جاوره الملك الجبار صلى الله على ابى نبيه و امينه و خيرته من الخلق و صفيه والسلام عليه و رحمه الله و بركاته
ثم التفتت الى اهل المجلس و قالت
۳- فلسفه بعثت پيامبر خاتمصلىاللهعليهوآله
گواهى مى دهم كه پدرم محمدصلىاللهعليهوآله بنده فرستاده او است، خدا او را قبل از آن كه بيافريند، انتخاب كرد، و پيش از آن كه بفرستد، به نام نيكو، نامگذارى فرمود، و پيش از بعثت به پيامبرى برگزيد.
آن هنگام كه هنوز مخلوقات در حجاب غيب پنهان بودند، و در تاريكى نيستى پوشانده و آثارى نداشتند.
انتخاب پيامبرصلىاللهعليهوآله بر اساس علم خدا به آينده امور، و احاطه و تسلط او به حوادث روزگاران، و شناخت خدا به سرنوشت هر چيزى بود
پيامبر را برانگيخت، تا امر خود را تمام كند، و آنچه را كه مقدر ساخته به انجام رساند پيامبر ديد كه هر فرقه اى دينى دارد، و به روشنايى شعله اى روى آورده و بتهاى خود را پرستش نموده، و خدا را با آن كه مى شناختند، انكار كردند.
۴- ره آورد بعثت پيامبرصلىاللهعليهوآله
پس خداى بزرگ، تاريكيهاى جاهليت را به وسيله محمدصلىاللهعليهوآله روشن ساخت، و مشكلات و تيرگى كفر را از قلب ها زدود، و پرده ها از جلوى ديدگان برداشت.
پيامبرصلىاللهعليهوآله براى هدايت در ميان مردم بپا خواست، و آنان را از گمراهى نجات داد، و از كورى و كوردلى رهانيد، و به سوى دين استوار الهى رهنمون شد، و همه را به راه راست فرا خواند، تا روزى كه خدا بر اساس رافت و رحمت خويش او را بنزد خود برد، كه به ديدار او راغب و سزاوار بود.
پس رسول خدا، هم اكنون از رنج اين دنيا راحت است، و گرداگرد او را فرشتگان گرفته اند، و در رضوان و خشنودى خدا غرق است، كه در جوار رحمت ملك جبار آرميده است.
درود خدا بر پدرم كه نبى و امين خدا بر وحى، و برگزيده او بود، سلام بر او و رحمت و بركات خدا بر او باد. سپس به مردم حاضر در مسجد نگريست و فرمود:
۵- فضائل القرآن و العتره النبويه
انتم عبادالله نصب امره و نهيه و حملة دينه و وحيه، و امناء الله على انفسكم و بلغائه الى الامم، زعيم حق له فيكم و عهد قدمه اليكم و بقيه استخلفها عليكم:
و معنا كتاب الله الناطق، والقرآن الصادق والنور الساطع، والضياء اللامع، بينه بصائره، منكشفه سرائره، متجليه ظواهره، مغتبطه به اشياعه، قائد الى الرضوان اتباعه، مود الى النجاه استماعه، به تنال حجج الله المنوره و عزائمه المفسره و محارمه المحذره و بيناته الجاليه و براهينه الكافيه و فضائله المندوبه، و رخصه الموهوبه و شرائعه المكتوبه.
۶- فلسفه الاحكام والامامه
فجعل الله الايمان تطهيرا لكم من الشرك، والصلوه تنزيها لكم عن الكبر، والزكاه تزكيه للنفس و نماء فى الرزق، والصيام تثبيتا للاخلاص، والحج تشييد للدين، والعدل تنسيقا للقلوب، وطاعتنا نظاما للمله و امامتنا امانا للفرقه، والجهاد عزا للاسلام، والصبر معونه على استيجاب الاجر، والامر بالمعروف مصلحه للعامه، و بر الوالدين وقايه من السخط، و صله الارحام منساه فى العمر و منماه للعدد، والقصاص حقنا للدماء والوفاء بانذر تعريضا للمغفره، و توفيه المكائيل و الموازين تغيير للبخس، والنهى عن شرب الخمر تنزيها عن
۵- ويژگى هاى قرآن و عترت
شما اى بندگان خدا! كه پرچمداران امر و نهى خداييد، و حاملان دين وحى مى باشيد، امانت داران حق، و رسانندگان آن به خلق هستيد، بدانيد كه امام بحق، خود در ميان شماست، و اطاعت او پيمانى است كه از پيش با شما گرفته اند، و پس از پيامبرصلىاللهعليهوآله جانشينى است كه براى شما باقى مانده است
كتاب ناطق خدا با ما اهل بيت است، قرآن راستگو، نور فروزان و شعاع درخشان، كه بيان و استدلالهاى آن روشن، و اسرار و باطن آن آشكار است، ظاهر آن جلوه گر، و پيروان آن زبانزد جهانيانند
پيروى قرآن انسان را به بهشت مى كشاند، سخن شنوى از آن به نجات مى انجامد، به وسيله قرآن به حجتهاى نورانى خدا، و به واجبات تفسير شده، و به محرمات نهى شده، و به استدلالهاى جلوه گر، و به براهين كامل هدايتگر، و به فضائل پسنديده، و به مستحبات بخشوده، و به قوانين و آيين واجب شده پروردگار، مى توان راه يافت.
۶- فلسفه فروع دين و امامت
سپس ايمان را براى پاك كردن شما از شرك قرار داد، و نماز را براى دورى شما از تكبر، و زكات را براى پاك كردن جان و فراوانى روزى، و روزه را براى تحقق اخلاص، و حج را براى تقويت دين، و عدل را براى استوارى دلها، و اطاعت از اهل بيت را براى نظم يافتن ملت اسلام، و امامت ما را براى ايمن ماندن از تفرقه، و جهاد را براى عزت اسلام، و صبر را براى به دست آوردن پاداش، و امر به معروف را براى مصالح اجتماعى عموم مردم، و نيكى به پدر و مادر را براى دورى از عذاب الهى، وصله ارحام را براى فزونى خويشاوند، و قصاص را براى حفظ خون انسانها، و وفاى به نذر را براى آمرزش الهى، و رعايت كيل و وزن در معاملات را براى درمان كم فروشى، و نهى از شرابخوارى را.
الرجس، واجتناب القذف حجابا عن اللعنه، و ترك السرقه ايجابا للعفه، و حرم الله الشرك اخلاصا له لالربوبيه
فاتقوا الله حق تقاته و لا تموتن الا و انتم مسلمون(۹۸)
واطيعوا الله فيما امركم به و نهاكم عنه فانه
(انما يخشى الله من عباده العلماء)(۹۹)
۷- جحود النبى فى سبيل الدعوة
ثم قالت: ايها الناس اعلموا انى فاطمه و ابى محمدصلىاللهعليهوآله اقول عودا و بدوا و لا اقول ما اقول غلطا و لا افعل ما افعل شططا
(لقد جائكم رسول من انفسكم عزيز عليه ما عنتم حريص عليكم بالمؤمنين رؤ ف رحيم(۱۰۰)
فان تعزوه و تعرفوه تجدوه ابى دون نسائكم و اخا ابن عمى دون رجالكم و لنعم المعزى اليهصلىاللهعليهوآله
فبلغ الرساله، صادعا بالنذاره، مائلا عن مدرجة المشركين، ضاربا ثبجهم، اءخذا باكظامهم، داعيا الى سبيل ربه بالحكمه والموعظه الحسنه، يكسر الاصنام و ينكث الهام حتى انهزم الجمع و ولوا الدبر، حتى تفرى الليل عن صبحه و اسفر الحق عن محضه و نطق زعيم الدين
براى پاكيزه ماندن از پليديها، و دورى از تهمت ناموسى را براى محفوظ ماندن از لعنت الهى، و ترك دزدى، براى تحقق و پاكدامنى، و حرمت شرك را براى اخلاص در توحيد و بندگى، قرار داد.
(پس از خدا آن گونه كه شايسته است بترسيد، و از دنيا نرويد مگر آن كه مسلمان باشيد)
خدا را در آنچه امر يا نهى كرده اطاعت نمائيد، كه همانا فقط دانشمندان از خدا مى ترسند.
۷- ره آورد بعثت پيامبر اسلامصلىاللهعليهوآله
سپس فرمود:
اى مردم! بدانيد كه من فاطمه هستم، و پدرم محمد است، آغاز و پايان سخن من بر حق است آنچه مى گويم ناروا نيست، و آنچه انجام دهم بر ظلم و ناروا تكيه ندارد
(پيامبرى از خود شما مردم براى هدايت شما آمد، كه رنجهاى شما بر او گران، و او بر شما اميدوار، و بر مؤمنان مهربان و رحمت آور بود)
اگر او را بشناسيد، مى دانيد كه پدر من است نه پدر زنان شما، و برادر پسر عموى من (على بن ابى طالب) است، نه مردان شما، چه نيكو بزرگوارى است كه اين نسبت را به او دادم، پيامبرصلىاللهعليهوآله رسالت خود را به گوش مردم رساند، و آنان را از عذاب الهى ترساند، راه خود را از پرتگاه سقوط مشركان گردانيد، شمشير بر فرق آنان نواخت، و گلوگاه آنان را فشرد، و با زبان حكمت و موعظه حسنه، مردم را به راه خدا دعوت كرد.
بتها را در هم شكست، سر شجاعان شرك را بر سنگ كوبيد، تا اجتماع مشركان پراكنده و از ميدان گريختند تا صبح صادق از دل شب تاريك بيرون زد، و چهره حق از نقاب درآمد و حق خالص جلوه گر شد، و زمامدار
و خرست شقاشق الشياطين وطاح و شيظ النفاق وانحلت عقد الكفر والشقاق، و فهتم بكلمه الاخلاص فى نفر من البيض الخماص
۸- الناس فى الجاهليه
و كنتم على شفا حفره من النار، مذقه الشارب و نهزه الطامع و قبسه العجلان و موطى ء الاقدام.
تشربون الطرق، و تقتاتون الورق، اذله خاسئين، تخافون ان يتخطفكم الناس من حولكم فانقذكم الله تبارك و تعالى بمحمدصلىاللهعليهوآله بعد اللتيا والتى و بعد ان منى ببهم الرجال و ذؤ بان العرب و مردة اهل الكتاب
۹- فضائل اميرالمومنين على بن ابيطالبعليهالسلام
كلما اوقدوا نارا للحرب اطفاها الله او نجم قرن الشيطان او فغرت فاغره من المشركين قذف اخاه فى لهواتها فلا ينكفى حتى يطا صماخما باخمصه و يخمد لهبها بسيفه، مكدودا فى ذات الله مجتهدا فى امر الله، قريبا من رسول الله، سيدا فى اولياء الله مشمرا، ناصحا، مجدا، كادحا، لا تاخذه فى الله لومه لائم
۱۰- معارضو الامس و طلاب السلطه اليوم
و انتم فى رفاهيه من العيش وادعون فاكهون آمنون، تتربصون بنا الدوائر وتتوكفون الاخبار و تنكصون عند النزال و تفرون من القتال
دين به سخن حق گويا شد، و عربده هاى شيطان خاموش، و طرفدارانشان لال شدند، و خار نفاق از سر راه برداشته شد، و گره هاى كفر و تفرقه، از هم گشوده شد، و دهانهاى شما به كلمه اخلاص باز شد، به بركت گروهى از مجاهدان سپيدروى نورانى كه شكمهايشان از گرسنگى به پشت چسبيده بود.
۸- مردم در عصر جاهليت
در هنگام بعثت، شما در عصر جاهليت، بر كناره پرتگاهى از آتش بوديد، چون جرعه اى آب خوراك هر كس بوديد و لقمه هر طمع كننده، آتش زنه اى بوديد، كه فورا خاموش مى شديد، لگدكوب هر رونده اى بوديد، نوشيدنى شما، آب گنديده، و خوردنى شما، پوست جانور و مردار بود، خوار و ذليل بوديد، و رانده شده و مى ترسيديد كه مهاجران اطرافتان شما را بربايند، تا آن كه خداى بزرگ با دست محمدصلىاللهعليهوآله نجاتتان بخشيد، پس از حوادث فراوانى كه پديد آمد، و رنجها و بلاهاى زيادى كه از دست شجاعان شما، از گرگهاى عرب، از سركشان اهل كتاب، كشيد.
۹- ويژگيها و نقش امام علىعليهالسلام در مبارزات رهايى بخش
هرگاه آتش جنگ برافروختند، خدا خاموش كرد، يا هر هنگام كه شاخ شيطان سر بر آورد، يا اژدهايى از مشركين، دهان باز كرد، رسول خداصلىاللهعليهوآله برادرش على بن ابى طالبعليهالسلام را در كام اژدها و شعله هاى فتنه ها افكند، و على هم باز نمى گشت، مگر آن كه سر سركشان را، پايمال شجاعت خود مى گردانيد، و آتش آنها را با آب شمشيرش خاموش مى كرد.
على! فرسوده از تلاش فراوان در راه خدا، كوششگر خستگى ناپذير در امر خدا، نزديك و خويشاوند رسول خداصلىاللهعليهوآله سيد و بزرگى از اولياى خدا، همواره دامن به كمر زده، نصيحت كننده، و تلاش كننده در راه خداست، كه در راه خدا از سرزنش كنندگان پروايى نداشت.
۱۰- نكوهش بى تفاوت هاى ديروز و تشنگان قدرت امروز
در حالى كه شما! در خوشى زندگى مى كرديد، در امنيت و رفاه، خوش بوديد، و منتظر فرصت بوديد تا مگر روزگار بر ضد ما دگرگون شود، به زنگ اخبار بوديد، به هنگام كارزار فرار مى كرديد و عقب نشينى داشتيد.
فلما اختار الله لنبيه دار انبيائه و ماوى اصفيائه ظهر فيكم حسيكه النفاق و سمل جلباب الدين و نطق كاظم الغاوين و نبغ خامل الاقلين و هدر فنيق المبطلين فخطر فى عرصاتكم و اطلع الشيطان راسه من مغرزه هاتفا بكم، فالفاكم لدعوته مستجبين و للغره فيه ملاحظين ثم استنهضكم فوجدكم خفافا و احمشكم فالفاكم غضابا، فوسمتم غير ابلكم و اوردتم غير مشربكم
هذا! والعهد قريب والكلم رحيب ولجرح لما يندمل والرسول لما يقبر ابتدارا زعمتم خوف الفتنه
(الا فى الفتنه سقطوا و ان جهنم لمحيطة بالكافرين(۱۰۱)
۱۱- علل انقلاب الرجعى على لاعقاب
فهيهات منكم؟ و كيف بكم؟
و انى توفكون؟ و كتاب الله بين اظهركم اموره ظاهره و احكامه زاهره و اعلامه باهره و زواجره و اوامره واضحه
و قد خلفتموه وراء ظهوركم، ارغبه عنه تريدون ام بغيره تحكمون؟ بئس للظالمين بدلا
(و من يبتغ غير الاسلام دينا فلن يقبل منه و هو فى الاخره من الخاسرين(۱۰۲)
ثم لم تلبثوا الاريث ان تسكن نفرتها و يسلس قيادها ثم اخذتم تورون و قدتها و تهيجون جمرتها و تستجيبون
و آنگاه كه خدا، براى پيامبرش خانه پيامبران، و آرامگاه اولياء را برگزيد، خار و خاشاك نفاق در شما ظاهر شد، و جامه دين كهنه گرديد، ساكت گمراهان، به سخن در آمد، و آدمهاى پست و بى ارزش با قدر و منزلت شدند و شتر نازپرورده اهل باطل، به صدا درآمد، و وارد خانه هاى شما شد.
و شيطان سر خويش از مخفيگاه بدر آورد، شما را فراخواند، كه پاسخگوى دعوت باطل او هستيد، و براى فريب خوردن آمادگى داريد، خواست كه بر ضد حق برخيزيد، شما را آماده اين كار يافت، و شما را گرم و آماده نمود، و ديد كه غضبناك شديد، پس بر غير شتر خود، داغ و نشان زديد، و بر آبى كه حق شما نبود فرود آمديد.
در حالى هنوز از عهد و قرار شما (بيعت در خم غدير دو ماه قبل) چيزى نگذشته بود، و شكاف زخم عميق بود، و دهانه زخم هنوز بهم نيامده، بهبود نيافته بود، و پيامبرصلىاللهعليهوآله هنوز دفن نشده بود كه هر چه خواستيد كرديد. و بهانه آوريد كه از فتنه مى ترسيم
(اما در آتش فتنه سقوط كرديد، و راستى كه جهنم بر كافران احاطه دارد)
شما كجا؟ و فتنه خواباندن كجا؟ دروغ مى گوييد!
۱۱. علل انحراف مردم پس از پيامبرصلىاللهعليهوآله
چرا بيراهه مى رويد؟ در حالى كتاب خدا در ميان شماست، مطالبش روشن است، و احكام آن درخشان، و نشانه هاى هدايت آن آشكار، و نهى و هشدارهاى آن روشن، و اوامرش واضح است، اما شما به قرآن پشت كرديد، و از آن روى گردان شديد، آيا به قرآن ميل و رغبت داريد؟
يا داورى جز قرآن مى گيريد؟ بد جايگزينى براى ستمگران است!
(و هر كس غير از اسلام دينى برگزيند از او پذيرفته نيست، و در آخرت از زيانكاران خواهد بود.)
سپس آن قدر درنگ نكرديد كه اين دل رميده آرام گيرد، و مهار كردن آن آسان گردد. پس آتش گيره ها را بر افروختيد، و به آتش فتنه ها دامن زديد، تا آن را شعله ور سازيد و به شيطان گمراه كننده، پاسخ مثبت داديد،
لهتاف الشيطان الغوى واطفاء انوار الدين الجلى و اهمال سنن النبى الصفى، تشربون حسوا فى ارتغاء و تمشون لاهله و ولده فى الخمر والضراء و نصبر منكم على مثل حزالمدى و وخز السنان فى الحشاء
۱۲- اثبات الارث بالادله القرآنيه
و انتم الان تزعمون ان لا ارث لنا افحكم الجاهليه تبغون
(و من احسن من الله حكما لقوم يوقنون(۱۰۳)
افلا تعلمون؟
بلى قد تجلى لكم كالشمس الضاحيه انى ابنته!
ايها المسلمون اغلب على ارثى؟
يابن ابى قحافه افى كتاب الله ان ترث اباك و لا ارث ابى؟ لقد جئت شيئا فريا!
افعلى عمد تركتم كتاب الله و نبذتموه وراء ظهوركم؟ اذ يقول
(و ورث سليمان داود(۱۰۴) )
و قال فيما اقتص من خبر يحيى بن زكريا اذ قال:
(فهب لى من لدنك وليا يرثنى و يرث من آل يعقوب(۱۰۵) )
و قال: و اولوا الاحارم بعضهم اولى ببعض فى كتاب الله(۱۰۶)
و براى خاموش كردن نور اسلام آشكار، بسيج گشتيد، و به از بين بردن سنتهاى پيامبر برگزيده، روى آورديد، و حركتهاى منافقانه آغاز كرديد، و براى نابودى اهل بيت او، در پشت تپه ها و درختان كمين كرديد، و ما براى مصيبتهايى كه چونان خنجر بران، يا فرو رفتن سنان در شكم است، چاره اى جز صبر نداريم.
۱۲- اثبات ارث با استدلالهاى قرآنى
و شما امروز گمان بريد كه براى ما ارثى نيست!
آيا حكم عصر جاهليت را مى طلبيد؟
(براى اهل يقين چه حكمى بالاتر و بهتر از حكم خداست؟)
آيا نمى دانيد؟ در حاليكه براى شما مانند آفتاب درخشان، روشن است كه من دختر پيامبرم
اى مسلمانان! آيا سزاوار است كه ارث پدرم را از من بگيرند؟
اى پسر ابى قحافه! آيا در كتاب خداست كه تو از پدرت ارث ببرى و من از پدرم ارث نبرم؟ عجب بدعت تازه و زشتى آورده اى!
آيا آگاهانه و بعمد، كتاب خدا را ترك كرده به آن پشت كرده ايد؟
زيرا قرآن مى گويد:
(سليمان از داوود پيامبر ارث برد)
و در آيه ديگر، آنجا كه داستان زكريا را بيان مى كند مى گويد:
زكريا عرض كرد:
(پروردگارا! مرا فرزندى عنايت فرما، تا از من و آل يعقوب ارث برد.)
و فرمود:
(خويشاوندان رحمى اولى، به يكديگرند)
و قال: يوصيكم الله فى اولادكم للذكر مثل حظ الانثيين(۱۰۷)
و قال: ان ترك خيرا الوصية للوالدين والاقربين بالمعروف حقا على المتقين(۱۰۸)
و زعمتم ان لا حظوه لى و لا ارث من ابى و لا رحم بيننا؟ !
افخصكم الله بايه اخرج منها ابى؟
ام هل تقولون اهل ملتين لا يتوارثان؟
اولست انا و ابى من اهل ملة واحده؟
ام انتم اعلم بخصوص القرآن
و عمومه من ابى وابن عمى؟
فدونكها مخطومه مرحوله تلقاك يوم حشرك، فنعم الحكم الله والزعيم محمد و الموعد القيامه و عن الساعه يخسر المبطلون و لا ينفعكم اذ تندمون و (لكل نباء مستقر و سوف تعلمون(۱۰۹) من ياتيه عذاب يخزيه و يحل عليه عذاب مقيم)
ثم رمت بطرفها نحو الانصار فقالت:
۱۳- توبيخ الانصار على خذلاتهم
يا معشر الفتية و اعضاد المله و حضنه الاسلام! ما هذه الغميزه فى حقى والسنه عن ظلامتى؟
اما كان رسول اللهصلىاللهعليهوآله ابى يقول (المرء يحفظ فى ولده)
و فرمود:
(خداى تعالى به شما درباره اولاد، وصيت مى كند، كه براى پسر دوبرابر بهره دختر است)
و فرمود:
(هنگامى كه مرگ يكى از شما فرا رسد، وصيت كنيد براى پدر و مادر و نزديكان، كه حكمى است حق براى پرهيزكاران)
شما گمان كرده ايد كه بهره اى ندارم و از پدرم، پيامبرصلىاللهعليهوآله ارث نمى برم؟
آيا خدا شما را مخصوص آيه اى فرمود كه پدرم را از آن بيرون كرده؟ يا آن كه مى گوييد اهل دو كيش از يكديگر ارث نمى برند؟
و يا من و پدرم را اهل يك دين و آيين نمى دانيد؟
يا آن كه شما به آيات خاص و عام قرآن، از پدرمصلىاللهعليهوآله و پسر عموى من، على بن ابيطالب داناتريد؟
ابابكر! اينك اين تو و اين شتر خلافت، شترى مهارزده، و رحل نهاده، برگير و ببر، با تو در روز قيامت ملاقات خواهد كرد
چه نيكو داورى است خدا، و نيكو دادخواهى است محمدصلىاللهعليهوآله و چه خوش وعده گاهى است قيامت! !
در آن روز اهل باطن زيان مى برند، آنگاه ديگر پشيمانى سودى ندارد
(و براى هر خبرى، قرارگاهى است، پس خواهيد دانست كه عذاب خواركننده بر سر چه كسى فرود خواهد آمد، و عذاب جاويدان چه كسى را در بر خواهد گرفت.)
آنگاه رو به سوى انصار كرده چنين گفت
۱۳- نكوهش از سستى انصار
اى انجمن نقباء و مؤمنين! اى بازوان ملت! اى حافظان اسلام! اين غفلت و سستى چيست كه در حق من روا مى داريد؟ و چرا برابر دادخواهى من سهل انگاريد؟
آيا پدرم رسول خدا نمى فرمود:
بايد حرمت هر كس در مورد فرزندان او حفظ شود؟
سرعان ما احدثتم و عجلان ذا اهالة و لكم طاقه بما احاول و قوه على ما اطلب و ازاول
اتقولون مات محمدصلىاللهعليهوآله ؟
فخطب جليل استوسع وهيه واستنهر فتقه وانفتق رتقه، اظلمت الارض لغيبته و كسفت الشمس والقمر وانتثرت النجوم لمصيبته و اكدت الامال و خشعت الجبال و اضيع الحريم و ازيلت الحرمة عند مماته فتلك والله النازله الكبرى والمصيبه العظمى لا مثلها نازله و لا بائقه عاجله
اعلن بها كتاب الله جل ثنائه فى افنيتكم و فى ممساكم و مصبحكم، يهتف فى افنيتكم هتافا و صراخا و تلاوة و الحانا و لقبله ما حل بانبياء الله و رسله، حكم فصل و قضاء حتم
(و ما محمد الا رسول قد خلت من قبله الرسل افان مات او قتل انقلبتم على اعقابكم و من ينقلب على عقبيه فلن يضر الله شيئا و سيجزى الله الشاكرين(۱۱۰)
۱۴- دعوة الناس الى انصافها
ايها بنى قيله ءاهضم تراث ابى؟
و انتم بمراى منى و مسمع و منتدى و مجمع
تلبسكم الدعوه و تشملكم الخبرة و انتم ذووالعدد
با چه سرعتى دچار اعمال ناپسند شديد! و چقدر زود، آب از دهان و دماغ بز لاغر فرو ريخت؟ «دچار غفلت شديد» در حالى كه شما انجمن انصار، توان گرفتن حق ما را داريد، و نيروى كافى براى حمايت من در دادخواهى وجود دارد. آيا مى گوييد: محمدصلىاللهعليهوآله مرد!
آرى وفات پيامبرصلىاللهعليهوآله مصيبتى بزرگ است، مصيبتى در نهايت بزرگى و وسعت، كه شكاف زخم آن بسى فراخ است، و زخمهاى گذشته دل را دوباره باز كرد، و زمين با غيبت او تاريك شد، و ستارگان بى فروغ شدند، و آرزوها به نااميدى گراييد، و كوهها از جاى خود فرو ريخت، و حرمت اهل پيامبرصلىاللهعليهوآله ضايع شد.
آرى پس از مرگ، احترامى براى كسى باقى نماند.
پس اين مصيبت، بس بزرگ بود، و همانند نداشت، كه هيچ بلايى به پايه آن نمى رسد، و اين را كتاب خدا آشكارا تذكر داد، همان كتابى كه در خانه هايتان و در مجالس روز و شب شما، آرام و با صدا، با قرائت و لحن زيبا، آن را مى خوانيد
اين مصيبت، پيش از اين به ديگر پيامبران آسمانى نيز وارد آمد، حكم حتمى خدا، و قضاى قطعى الهى است (كه فرمود)
«محمدصلىاللهعليهوآله نيست مگر پيامبرى كه پيش از وى پيامبران ديگرى در گذشتند، پس اگر او بميرد، و يا كشته شود، به عقب بر مى گرديد؟ و آن كس كه به عقب برگردد، به خدا زيانى نمى رساند و خدا شكركنندگان را پاداش خواهد داد»
۱۴- دادخواهى از مسلمين
آوه! پسران قيله!(۱۱۱)
پيش چشم ما ميراث پدرم را ببرند و حرمت نگه ندارند
در حالى كه داراى انجمن و اجتماعيد.
صداى دعوت مرا همگان مى شنويد، و از حال من از هر جهت آگاهيد، و داراى نفرات رزمى و ذخيره ايد، داراى ابزار جنگى و قوه ايد
والعدة والاداه و القوة و عندكم السلاح والجنه
توافيكم الدعوه فلا تجيبون و تاتيكم الصرخه فلا تغيثون و انتم موصوفون بالكفاح، معروفون بالخير والصلاح، والنخبة التى انتخبت و الخيرة التى اختيرت لنا اهل البيت
قاتلتم العرب و تحملتم الكد و التعب و ناطحتم الامم و كافحتم البهم، لا نبرح او تبرحون، نامركم فتاتمرون
حتى اذا دارت بنا رحى الاسلام و در حلب الايام و خضعت نعره الشرك و سكنت فوره الافك و خمدت نيران الكفر و هداءت دعوة الهرج و استوسق نظام الدين فانى حرتم بعد البيان و اسررتم بعد الاعلان و نكصتم بعد الاقدام و اشركتم بعد الايمان؟
(الا تقاتلون قوما نكثوا ايمانهم من بعد عهدهم و هموا باخراج الرسول و هم بدعواكم اول مره اتخشونهم فالله احق ان تخشوه ان كنتم مؤمنين(۱۱۲)
۱۵- اسباب تساهل الناس فى نصرها
الا و قد اءرى ان قد اخلدتم الى الخفض و ابعدتم من هو احق بالبسط والقبض و خلوتم بالدعه و نجوتم من الضيق بالسعه
فمججتم ما وعيتم و دسعتم الذى تسوغتم
(فان تكفروا انتم و من فى الارض جميعا فان الله لغنى حميد(۱۱۳)
انواع اسلحه و زره و سپر نزد شماست
صداى دعوت من به شما مى رسد، ولى جواب نمى دهيد! ؟ و ناله فريادخواهى من به گوشتان مى رسد. ولى مرا يارى نمى كنيد!
و حال آن كه به شجاعت و جنگاورى معروفيد، و به خير و صلاح مشهور. شما برگزيدگانى بوديد كه انتخاب مى شديد و انتخاب شوندگانى كه برگزيده شديد با عرب و بت پرستان درافتاديد و تحمل رنج و زحمت نموديد، با امتهاى سركش، به رزم پرداختيد، و با پهلوانان به نبرد برخاستيد.
همواره ما فرمانده بوديم شما فرمانبر، ما امر مى كرديم و شما تسليم اوامر ما بوديد تا آسياب اسلام به گردش افتاد و پستان روزگار به شير آمد، و نعره هاى شرك آميز خاموش شد، و ديگهاى طمع و تهمت از جوش افتاد، و آتش كفر خاموش گشت، و نداهاى هرج و مرج طلب ساكت شد، و نظام دين استوار گرديد.
پس چرا امروز بعد از اقرار و اعتراف، سرگردان شديد؟ و پس از آشكار كردن عقيده امروز پنهانكارى داريد؟ و بعد از آن پيشگامى، به عقب بر مى گرديد؟ و بعد از ايمان، شرك آوريد؟ «آيا نمى جنگيد با گروهى كه عهد شكستند؟ و خواستند رسول خدا را اخراج كنند با آنكه آنها آغازگر جنگ بودند، آيا از آنان مى ترسيد؟ در حالى كه سزاوار است كه از او بترسيد اگر مؤمنيد. »
۱۵- علل سستى مردم
اما جز اين نيست كه به تن آسايى خو كرده ايد، و امام واقعى خود را از زمامدارى دور كرده ايد، و با رفاه و آسايش خلوت كرده ايد، و از سختى زندگى به راحتى و خوشگذرانى رسيده اند، به همين سبب آنچه را كه حفظ كرده بوديد، از دست داديد، و آنچه را كه فرو برديد. استفراغ كرديد پس بدانيد!
(اگر شما و هر كه در زمين است كافر شويد، خداى تعالى بى نياز از همگان است)
الا و قد قلت ما قلت على معرفه منى بالخذله التى خامرتكم والغدره التى استشعرتها قلوبكم
و لكنه فيضه النفس و نفثه الغيظ و خور القناه و بثه الصدر و تقدمه الحجه
فدونكموها فاحتقبوها دبره الظهر، نقبه الخف، باقيه العار، موسومه بغضب الجبار و شنار الابد، موصوله بنار الله الموقده التى تطلع على الافئده فبعين الله ما تفعلون
(و سيعلم الذين ظلموا اى منقلب ينقلبون(۱۱۴) )
و انا ابنة نذير لكم بين يدى عذاب شديد
فاعملوا انا عاملون وانتظروا انا منتظرون
فقال ابابكر سمعت رسول الله يقول: نحن معاشر الانبياء لانورث درهما و لا دينارا
۱۶- علل انصراف الناس عن حكم القرآن
فقالت: سبحان الله! ما كان رسول اللهصلىاللهعليهوآله عن الكتاب صادفا و لا لاحكامه مخالفا بل كان يتبع اثره و يقفو سوره افتجمعون الى الغدر اعتلالا عليه بالزور؟
و هذا بعد وفاته شبيه بما بغى بغى له من الغوائل فى حياته هذا كتاب الله حكما عدلا و ناطقا فصلا يقول:
يرثنى و يرث من آل يعقوب(۱۱۵)
بدانيد! آنچه را كه من گفتم از روى آگاهى كامل بود، از سستى شما، و هماهنگ شدن قلبهايتان با بى وفائى و خيانت شما آگاهم
چه كنم، اينها جوشش دل اندوهگين است، و راه بيرون ريختن خشم و غضب، و آنچه را كه جانم نمى تواند تحمل كند از سينه بيرون ريختم، و حجت و برهان را از اين راه در پيش روى شما قرار دادم.
پس خلافت را بگيريد و برويد، ولى بدانيد پشت اين شتر خلافت زخم است، و پاى آن تاول زده، عار و ننگ آن باقى است، و نشان از غضب خدا دارد و ننگ ابدى و جاويدان، و هر كس كه آن را بگيرد، فردا به آتش برافروخته خدا، كه بر قلبها احاطه دارد، وارد مى شود. آنچه انجام مى دهيد برابر چشم خداست
(و بزودى آنان كه ستم كردند، خواهند دانست كه به كدام جايگاه آتشينى باز مى گردند).
مردم! من دختر آن كس هستم كه شما را از عذاب جهنم كه در پيش روى ماست، خبر داد
(پس هر چه مى توانيد انجام دهيد، ما هم به دنبال كار خود مى رويم، شما منتظر بمانيد، كه ما هم منتظر خواهيم ماند).
ابابكر گفت از پيامبر شنيدم كه مى فرمود:
ما گروه پيامبران درهم و دينار به ارث نمى گذاريم!
حضرت زهراعليهاالسلام در پاسخ فرمود:
۱۶- علل روى گردانى مردم از قرآن
سبحان الله! در شگفتم از اين تهمت! پيامبر اكرمصلىاللهعليهوآله از كتاب خدا رويگردان نبوده، و مخالف احكام قرآن كريم نبود، همواره پيرو قرآن بود، و دنبال سوره ها و آيات آن مى رفت
آيا براى توطئه اجتماع كرده و به نيرنگ و دروغ مى خواهيد به پيغمبر اسلامصلىاللهعليهوآله دروغ و بهتان بنديد؟ اين كار شما پس از وفات او، مانند فتنه هايى است كه در زمان حياتش براى نابودى او به وجود مى آورديد.
شما كه مى گوييد پيغمبر ارث نمى گذارد، اينك اين كتاب خدا، بين من و شما داورى عادل، و گوينده و جداكننده حق و باطل، است كه مى گويد.
زكرياى پيامبر به خدا فرمود:
«فرزندى به من عطا فرما كه از من و آل يعقوب ارث برد»
و ورث سليمان داود(۱۱۶)
فبين عزوجل فيما وزع عليه من الاقساط و شرع من الفرائض والميراث و اباح من حظ الذكران والاناث ما ازاح علة المبطلين و ازال التظنى و الشبهات فى الغابرين:
(كلا بل سولت لكم انفسكم امرا فصبر جميل و الله المستعان على ما تصفون(۱۱۷) )
فقال ابابكر: الناس حكم بينى و بينك، و انهم بايعونى
۱۷- اسباب اسراع الناس الى الباطل
معاشر الناس! المسرعه الى قيل الباطل المغضيه على الفعل القبيح الخاسر
(افلا تتدبرون القران ام على قلوب اقفالها)
كلا بل ران على قلوبكم ما اساتم من اعمالكم فاخذ بسمعكم و ابصاركم و لبئس ما تاولتم و ساء ما به اشرتم و شر ما منه اعتضتم
لتجدن و الله محملة ثقيلا و غبه وبيلا اذا كشف لكم الغطاء و بان ماوارئه الضراء و بدالكم من ربكم ما لم تكونوا تحتسبون
و خسر هنا لك المبطلون(۱۱۸)
و باز در آيه ديگرى مى فرمايد:
«سليمان پيغمبر از داودعليهالسلام ارث برد»
خداوند متعال در تقسيم سهميه ها بيان روشنى دارد، و واجبات و سهم ارث هر يك از افراد را مشخص كرده است، و سهم ارث فرزندان دختر و پسر را به گونه اى توضيح داد كه بهانه هاى اهل باطل را بر طرف كرد، و مجال گمان و شك و ترديد، تا قيامت براى هيچ فردى باقى نگذاشت.
چنين نيست كه شما مى گوييد،
(بلكه نفسهاى اماره شما، كارى را براى شما جلوه داده است، پس من چاره اى جز صبر نيكو ندارم، و از خداوند يارى مى طلبم بر آنچه شما توصيف مى كنيد.)
ابابكر براى ساكت كردن مردم گفت:
(اى دختر پيامبر اين مردم بين من و شما داورى خواهند كرد كه با من بيعت كرده اند.)
پس از اظهار نظر مجدد ابابكر و عوام فريبى او، خطاب به مردم فرمود
۱۷- علل سير ارتجاعى مردم
اى گروه مردم! كه به سوى شنيدن حرفهاى بيهوده شتاب مى كنيد، و كردار زشت زيانبار را ناديده مى گيريد
آيا در قرآن انديشه نمى كنيد؟ يا آن كه بر دلهاى شما مهر زده شد؟
نه بلكه آنچه از اعمال زشتى كه انجام داده ايد
(تيرگى آن دلهاى شما را فراگرفته است، و گوشها و چشمهايتان را پر كرده است)
بسيار بد به تاويل قرآن روى آورديد، و بر راهى را پيشنهاد كرديد، و بد معامله اى انجام داده ايد!
به خدا سوگند، تحمل اين بار براى شما سنگين و سرانجام آن پر از وزر و بال است، آن روزى كه پرده ها براى شما بالا رود، و زيان آن روشن گردد، و آنچه را كه حساب نمى كرديد بر شما آشكار گردد، آنگاه روشن مى شود كه اهل باطل زيانكارند و چاره اى نخواهند داشت.(۱۱۹)
در روزهاى سخت بيمارى فاطمهعليهاالسلام ، زنان مهاجرين و انصار به عيادتش رفتند و عرض كردند، اى دختر پيغمبر، چگونه صبح كردى، با بيمارى چه مى كنى؟
حضرت زهراعليهاالسلام پس از حمد خدا و درود بر پدرش فرمود:
حديث ۵۸:
۱- توبيخ الناس على الانقلاب الرجعى
قالت: اصبحت و الله عائفه لدنيا كن، قاليه لرجالكن، لفظتهم بعد ان عجمتهم و شنئتهم بعد ان سبرتهم
فقبحا لفلول الحد والعب بعد الجد و قرع الصفاه و صدع القناه و خطل الآراء و زلل الاهواء:
و بئس ما قدمت لهم انفسهم ان سخط الله عليهم و فى العذاب هم
خالدون(۱۲۰)
لا جرم لقد قلدتهم ربقتها و حملتهم اوقتها و شننت عليهم غاراتها، فجدعا و عقرا و بعد للقوم الظالمين.
۲- اسباب مظلومية اميرالمؤمنين علىعليهالسلام
و يحهم انى زعزعوها عن رواسى الرساله و قواعد النبوة و الدلاله و مهبطالروح الامين و الطبين بامور الدنيا والدين؟
الا ذلك هو الخسران المبين!
و ما الذى نقموا من ابى الحسن؟
نقموا منه و الله نكير سيفه و قلة مبالاته لحتفه و شدة وطاءته و نكال وقعته و تنمره فى ذات الله.
۳- خصائص حكومة الامام علىعليهالسلام
و تالله لو مالوا عن المحجه اللائحه و تكافوا عن زمام نبذه اليه رسول الله و زالوا عن قبول الحجه الواضحه
ترجمه خطبه دوم
۱- نكوهش مردم از سير ارتجاعى
صبح كردم در حالى كه بخدا سوگند دنياى شما را دوست نمى دارم و از مردان شما خشمناك و بيزارم، درون و بيرونشان را آزمودم و نامشان را از دهان خويش بدور افكندم، از آن چه كرده اند، ناخشنودم
چه زشت است كندى شمشيرها
و سستى و بازيچه بودن مردانتان پس از آنهمه تلاش و كوشش ها چه زشت است سر بر سنگ خارا زدن، و شكاف برداشتن نيزه ها و فساد آراء و انديشه ها و انحراف آرمان و انگيزه ها
(براى خويشتن چه بد ذخيره هائى تدارك ديدند و پيش فرستادند كه خداوند بر آنان خشم مى گيرد و در عذاب الهى جاودانه خواهند بود.)
زيرا بدون ترديد مسئوليت سنگين عهد و پيمان الهى در گردنشان همواره سنگينى خواهد نمود ناچار كار را بدانها واگذار و ننگ عدالت كشى را برايشان بار كردم
نفرين بر اين مكاران، و دور از رحمت حق باشند ستمكاران.
۲- علل مظلوميت امام علىعليهالسلام
واى بر آنان! چرا نگذاشتند حق در مركز خود قرار يابد؟ و خلافت بر پايه هاى نبوت استوار ماند؟ (از خانه اى كه جبرئيل در آن فرود مى آمد به خانه ديگر بردند.
و حق را از دست على، كه عالم به امور دين و دنياست گرفتند
(بدانيد كه اين زيانى بزرگ و آشكار است)
چه باعث شد كه با علىعليهالسلام كينه توزى نمايند و انتقام گيرند؟
چون سوزش تيغ او را چشيدند و پايدارى او را ديدند كه نسبت به مرگ بى اعتنا بود
ديدند كه چگونه بر آنان مى تازد و با دشمنان خدا نمى سازد و آنان را عقوبت مى كند و خشم علىعليهالسلام در راه (رضاى) خداست
۳- ويژگى هاى حكومت امام علىعليهالسلام
بخدا سوگند، اگر پاى در ميان مى نهادند، و علىعليهالسلام را بر كارى كه پيغمبرصلىاللهعليهوآله به عهده او نهاد مى گذارند
لردهم اليها و حملهم عليها و لساربهم سيرا سجحا، لا يكلم خشاشه و لا يكل سائره و لا يمل راكبه و لاءوردهم منهلا نميرا صافيا رويا، تطفح ضفتاه و لا يترنق جانباه، و لاءصدرهم بطانا
و نصح لهم سرا و اعلانا، و لم يكن يحلى من الغنى بطائل و لا يحظى من الدنيا بنائل غير رى الناهل و شبعة الكافل، و لبان لهم الزاهد من الراغب و الصادق من الكاذب
«و لو ان اهل القرى امنوا واتقوا لفتحنا عليهم بركات من السماء و الارض و لكن كذبوا فاخدناهم بما كانوا يكسبون (۱۲۱) ». «والذين ظلموا من هولاء سيصيبهم سيئات ما كسبوا و ما هم بمعجزين (۱۲۲)
۴- توبيخ المهاجرين والانصار على انحرافهم
الا هلم فاستمع و ما عشت اراك الدهر عجبا!
و ان تعجب فعجب قولهم!(۱۲۳)
ليت شعرى الى اى سناد استندوا؟ و على اى عماد اعتمدوا؟ و باى عروة تمسكوا؟ و على ايه ذريه اقدموا و احتنكوا؟
لبئس المولى و لبئس العشير (و بئس للظالمين بدلا(۱۲۴) )
استبدلوا والله الذنابى بالقوادم والعجز بالكاهل، فرغما لمعاطس قوم
آسان ايشان را به راه راست مى برد، و حق هر يك را به او مى سپرد چنان كه زيانى نبيند و هر كس ميوه آنچه كشته است بچيند،
اين شتر را سالم به مقصد مى رساند و حركتش براى كسى رنج آور نبود تشنگان عدالت را از چشمه سرشار و زلال حقيقت سيراب مى كرد « چشمه اى كه آب زلال آن فواره زنان از هر طرفى جارى است» كه هرگز
رنگ كدورت نپذيرد و همواره سيراب بوده رنج تشنگى نبينند
علىعليهالسلام همواره در پنهان و آشكار نصيحت كننده مردم بود و اگر بخلافت مى رسيد از اموال بيت المال براى خود ذخيره نمى نمود و از ثروت دنيا جز باندازه نياز برداشت نمى كرد، باندازه آب اندكى كه عطش را فرونشاند و طعام مختصرى كه رفع گرسنگى نمايد
در آن هنگام زاهد از حريص به دنيا و راستگو از دروغگو باز شناسانده مى شد
(اگر مردم چنين مى كردند، ايمان آورده و تقوى پيشه شده، حق را به امام واقعى مى سپردند درهاى رحمت از آسمان و زمين بروى آنان مى گشود. امام دروغ گفتند و بزودى خدا به كيفر آنچه كردند آنان را عذاب خواهد فرمود)
۴- نكوهش از انحراف مهاجرين و انصار
اكنون بيائيد و بشنويد!
شگفتا! روزگار چه شگفتى ها در پس پرده دارد و چه بازيچه ها يكى از پس ديگرى بيرون مى آورد.
(اگر تعجب نمائى! پس گفته هاى آنان تعجب آور است.)
راستى مردان شما چرا چنين كردند؟ اى كاش مى دانستم به چه پناهگاهى تكيه داده اند؟ و كدام ستون استوار را انتخاب نمودند؟ و به كدامين ريسمان چنگ زدند؟ و بر كدام فرزند و خاندانى پيشى گرفتند و غلبه نمودند؟
شگفتا!
(چه دوستان دروغين و سرپرستان نااهلى را انتخاب كردند! و چه زشت است سرانجام ستمكاران كه جايگزين بدى برگزيدند)
سر را گذاشته به دم چسبيدند، پى عامى رفتند و از عالم نپرسيدند!
يحسبون انهم يحسنون صنعا: الا انهم هم المفسدون و لكن لا يشعرون(۱۲۵)
ويحهم:
افمن يهدى الى الحق احق ان يتبع ام من لا يهدى الا ان يهدى فما لكم كيف تحكمون؟(۱۲۶)
۵- التحذير من المستقبل الدامى
اما لعمرى لقد لقحت فنظره ريثما تنتج ثم احتلبوا مل ء القعب دما عبيطا و ذعافا مبيدا
هنالك يخسر المبطلون و يعرف التالون غب ما اسس الاولون
ثم طيبوا عن دنياكم انفسا واطمانوا للفتنه جاءشا، وابشروا بسيف صارم و سطوه معتد غاشم و هرج شامل و استبداد من الظالمين
يدع فيئكم زهيدا و جمعكم حصيدا. فيا حسره لكم و انى بكم و قد:
عميت عليكم انلزمكموها و انتم لها كارهون(۱۲۷)
(نفرين بر مردمى نادان كه تبهكارند و تبهكارى خود را نيكو كارى مى پندارد. بدانيد كه آنان فاسدند و بفساد خويش آگاهى ندارند)
واى بر آنان!
(آيا آن كه مردم را به راه راست مى خواند، سزاوار پيروى است يا آن كه خود، راه را نمى داند؟ در اين باره چگونه داورى مى كنيد؟
۵- هشدار از آينده اى خونين
اما بجان خودم سوگند. نطفه فساد بسته شد. بايد انتظار كشيد تا كى مرض فساد پيكر جامعه اسلامى را از پاى درآورد
پس از اين از پستان شتر بجاى شير خون بدوشيد و زهرى كه به سرعت هلاك كننده است (اينجاست كه روندگان راه باطل زيان كننده اند.)
و مسلمانان آينده خواهند دانست كه سرانجام اعمال مسلمان صدر اسلام چه بوده است؟ از اين پس، قلب هاى خود را از بروز آشوبها مطمئن نماييد.
بشارت باد شما را به شمشيرهاى كشيده و حمله ها و تهاجمات پى درپى، و بهم ريخته شدن امور اجتماعى مسلمانان و استبداد و ديكتاتورى ستمگران آنها كه غنائم و حقوق شما را اندك پرداخت مى كنند
و جمع شما را با شمشيرهاى خود درو مى نمايند
پس حسرت و اندوه بر شما! كارتان بكجا خواهد انجاميد؟
(دريغا! كه ديده حقيقت بين نداريد، بر ما هم تاوانى نيست و نمى توانيم شما را به كارى كه كراهت داريد! الزام كنيم(۱۲۸) ).
«دفاع از ولايت امام علىعليهالسلام و افشاگرى لازم در مورد سير ارتجاعى مردم»
آنگاه كه كودتاگران سقيفه تصميم گرفتند به خانه ولايت تهاجم كنند و فريب خوردگان نزديك خانه حضرت علىعليهالسلام گرد آمده و تسليم توطئه ها بودند، دختر رسول خداصلىاللهعليهوآله از خانه بيرون آمد و در كنار در ورودى منزل ايستاد و خطاب به مردم كوچه و بازار فرمود:
حديث ۵۹:
قالت: لا عهد لى بقوم حضروا اسوء محضرا منكم، تركتم رسول اللهصلىاللهعليهوآله جنازة بين ايدينا و قطعتم امركم فيما بينكم، لم تستاءمرونا و لم تردوا لنا حقا كانكم لم تعلموا ما قال يوم غدير خم، والله لقد عقد له علىعليهالسلام يومئذ الولاء ليقطع منكم بذالك منها الرجاء ولكنكم قطعتم الاسباب بينكم و بين نبيكم، و الله حسيب بيننا و بينكم فى الدنيا و الاخره(۱۲۹)
(من ملتى را مثل شما نمى شناسم كه اينگونه عهد شكن و بد برخورد باشند، جنازه رسول خدا را بر روى دست ما گذاشته و رها كرديد، و عهد و پيمانهاى ميانتان را بريديد و فراموش نموديد، و ولايت و رهبرى امام على (عليه السلام) و ما اهلبيت را انكار كرديد و حق مسلم ما را باز نگردانديد، گويا از آن چه رسول خداصلىاللهعليهوآله در روز غدير خم فرمود، آگاهى نداريد؟
سوگند به خدا كه رسول گرامى اسلام در آن روز ولايت و رهبرى امام علىعليهالسلام را مطرح كرد و از مردم بيعت گرفت، تا اميد شما فرصت طلبان تشنه قدرت را قطع نمايد، ولى شما رشته هاى پيوند معنوى ميان پيامبرصلىاللهعليهوآله و خودتان را پاره كرديد، اين را بدانيد كه خداوند در دنيا و آخرت بين ما و شما داورى خواهد كرد.(۱۳۰) )
در نكوهش پيمان شكنان و مردم بى تفاوت و ساكت فرمود:
حديث ۶۰:
قالت: معاشر الناس المسرعه الى القيل الباطل، المغضيه على الفعل القبيح الخاسر
«افلا تتدبرون القرآن ام على قلوب اقفالها(۱۳۱) » كلا بل ران على قلوبكم ما اساتم من اعمالكم فاخذ بسمعكم و ابصاركم و لبئس ما تاولتم و ساء ما به اشرتم شر ما منه اعتصبتم
لتجدن و الله محمله ثقيلا و غبه وبيلا اذا كشف لكم الغطاء و بان ماوراءه الضراء و بدالكم من ربكم ما لم تكونوا تحتسبون
«و خسر هنالك المبطلون(۱۳۲)
(اى مردم! كه به سوى سخن باطل شتابانيد، و اعمال زشت و زيانكارانه (اينها) را ناديده مى گيريد
آيا در قرآن تدبر و تامل نمى كنيد؟ يا بر دلهاتان مهر و قفل زده شده است «كه سخن حق را نمى شنويد؟ »
نه! بلكه اعمال سوء و كردار بد شما است كه پرده بر دلهاتان كشيده و گوشها و چشمهاى شما را گرفته است! و چه بد تاويل و تفسيرى «از دين و آئين كرديد»!
و چه بد نظريه و رايى داديد «كه حق را از اهلش گرفتيد و بدست نااهلان داديد» و چه بد «گناه و ستمى» را «كه كرديد» گران خواهيد يافت و سرانجامش را سخت و دشوار. در آن روز كه پرده از كار شما برداشته شود، و كيفرى كه در انتظار شماست، آشكار گردد و عذابى را كه خداى تعالى براى شما آماده كرده كه گمان آنرا نداشته ايد، بر شما نمايان گردد، و در آن روز است كه اهل باطل دچار زيان و خسران مى گردد(۱۳۳)
د- دفاع و مبارزه حديث ۶۴
مرد گرسنه اى در مسجد مدينه بپا خاست و گفت، اى مسلمانان! از گرسنگى به تنگ آمده ام، مرا مهمان كنيد. پيامبر اسلامصلىاللهعليهوآله فرمود: چه كسى اين مرد را امشب مهمان مى كند؟
حضرت علىعليهالسلام فرمود، من يا رسول الله!
كمى بعد وارد منزل شد و از فاطمه زهراعليهاالسلام پرسيد: آيا غذايى در منزل داريم؟ مهمان گرسنه آورده ام.
حضرت زهراعليهاالسلام ايثارگرانه فرمود:
حديث ۶۱:
فقالت: ما عندنا الا قوت الصبيه و لكنا نؤ ثر به ضيفنا(۱۳۴)
(در خانه ما غذايى نيست، مگر به اندازه خوراك دختر بچه
اما امشب ايثار مى نماييم و گرسنگى را تحمل مى كنيم
و همين مقدار غذا را به مهمان مى بخشيم(۱۳۵)
عرب تازه مسلمانى در مسجد مدينه از مردم كمك خواست، پيامبرصلىاللهعليهوآله باصحاب خود نگريست.
سلمان فارسى برخاست
تا نياز آن بيچاره را بر طرف سازد
هر جا رفت با دست خالى برگشت.
با نااميدى به طرف مسجد مى آمد كه چشمش به منزل حضرت زهراعليهاالسلام افتاد، با خود گفت:
فاطمهعليهاالسلام سرچشمه نيكوكارى است
درب خانه را كوبيد، و داستان عرب مستمند را شرح داد.
حديث ۶۲
قالت: يا سلمان والذى بعث محمدا بالحق نبيا ان لنا ثلاثا ما طعمنا و ان الحسن و الحسين قد اضطربا على من شده الجوع ثم رقدا كانهما فرخان منتوفان و لكن لا ارد الخير اذا نزل الخير ببابى
(اى سلمان! سوگند به خداوندى كه حضرت محمدصلىاللهعليهوآله را به پيامبرى برگزيد، سه روز است كه غذا نخورده ايم، و فرزندانم حسن و حسينعليهماالسلام از شدت گرسنگى بى قرارى مى كردند و خسته و مانده به خواب رفته اند.
اما من، نيكى و نيكوكارى را كه در خانه مرا كوبيده است، رد نمى كنم)
آن گاه پيراهن خود را به مسلمان داد تا در مغازه شمعون يهودى گرو گذاشته، مقدارى خرما و جو قرض بگيرد.
سلمان فارسى مى گويد: پس از دريافت جو و خرما به طرف منزل فاطمهعليهاالسلام آمدم و گفتم: دختر رسول خداصلىاللهعليهوآله ! مقدارى از اين غذاها را براى فرزندان گرسنه ات بردار پاسخ داد:
حديث ۶۳:
قالت: يا سلمان هذا شى ء امضيناه لله عزوجل لسنا ناخذ منه شيئا(۱۳۶)
(اى سلمان! اين كار را فقط براى خداى بزرگ انجام داديم و هرگز از آن چيزى برنمى داريم.(۱۳۷) )
م - مبارزات سياسى و - وصيت هاى سياسى و د- دفاع
پس از ماجراى سقيفه، و سرپيچى عده اى از بيعت با ابوبكر، براى آن كه به خيال خودشان مركز تجمع مخالفان را مورد تهديد قرار دهند، به خانه امام يورش آوردند، عمر و قنفذ، و طرفداران آنها تهديد كردند، اگر امام علىعليهالسلام براى بيعت به مسجد بيرون نيايد، خانه را آتش مى زنيم! !
حضرت زهراعليهاالسلام در دفاع از امام، در برابر مهاجمان فرمود:
حديث ۶۴:
قالت: ايها الضالون المكذبون ماذا تقولون؟ واى شى ء تريدون؟
يا عمر اما تتقى الله؟ تدخل على بيتى؟ ابحزبك الشيطان تخوفنى؟ و كان حزب الشيطان ضعيفا
ويحك! ما هذه الجراه على الله و على رسوله؟ تريد ان تقطع نسله من الدنيا و تفنيه و تطفى ء نور الله؟ «والله متم نوره(۱۳۸) » وانتهاره لها
طغيانك يا عمر اخرجنى، والزمك الحجه و كل ضال غوى
اما و الله يابن الخطاب لولا اءنى اكره ان يصيب البلاء من لا ذنب له لعلمت انى ساقسم على الله ثم اجده سريع الاجابه
يا ابتاه يا رسول الله هكذا كان يفعل بحبيبتك وابنتك؟
آه يا فضه اليك فخذينى فقد والله قتل ما فى احشائى من حمل(۱۳۹)
(شما اى گمراهان و دروغگويان! چه مى گوييد و چه مى خواهيد؟
اى عمر! آيا از خدا پروا ندارى؟ اين گونه مى خواهى وارد خانه من شوى؟
آيا با حزبت كه حزب شيطان است، مرا مى ترسانى در حالى كه حزب شيطان ناتوان است! واى بر تو! اين چه جراءت و جسارتى است كه بر خدا و پيامبرصلىاللهعليهوآله او دارى؟ آيا مى خواهى دودمان پيامبر را نابود كنى؟ و نور خدا را خاموش؟ آگاه باش كه خداوند نور خود را فروزان و جاودانه نگه مى دارد.
از شركت و حضور در ميان نامحرمان پرهيز داشتم، اما تهاجم و طغيان تو مرا از خانه بيرون كشيد و حجت را بر تو و بر ديگر گمراهان تمام كرد.
سوگند بخدا، چون كراهت دارم كه بى گناهان دچار بلا و گرفتارى شوند، دست از نفرين برمى دارم.
اگر چنين نبود، مى دانستى كه سوگند و نفرين من به سرعت تحقق مى يافت و عذاب خدا فرو مى باريد.(۱۴۰) )
پس از كوبيده شدن بين در و ديوار و شهادت حضرت محسنعليهالسلام فرمود:
(اى پدر! اى رسول خدا! بنگر كه با دختر مورد علاقه تو چنين رفتار مى شود: آه: اى فضه بيا و مرا درياب. سوگند به خدا، فرزندى كه در شكم داشتم، كشته شد(۱۴۱) )
الف - افشاگرى توطئه ها
در آن هنگامه كه عمر با گروهى به منزل امام علىعليهالسلام يورش آوردند و با تهديدهاى پياپى نتوانستند در خانه را بگشايند، به دستور عمر هيزم آورده و درب منزل را به آتش كشيدند، حضرت زهراعليهاالسلام براى دفاع از ولايت و حرمت حريم امامت، در برابر ستونى از دود و شعله هاى آتش به پيش رفت و فرمود:
حديث ۶۵
قالت: يابن الخطاب اتراك محرقا على بابى؟ اجئت لتحرق دارنا؟ اتحرق عليا و ولدى؟
(اى پسر خطاب! آيا تو را مى بينم كه خانه ام را آتش مى زنى؟ آيا آمده اى كه خانه ما را بسوزانى؟ آيا تو علىعليهالسلام و فرزندان مرا به آتش مى كشى؟)
پاسخ شنيد:
و الله لنخرجنكم الى البيعة او لنحرقنكم
سوگند به خدا يا شما را براى بيعت با ابوبكر بيرون مى آورم و يا همه شما را به خانه به آتش مى كشم!
حضرت زهرا فرمود:
يا عمر اما تتقى تدخل على بيتى؟
(اى عمر! آيا از خدا نمى ترسى؟ كه (بى اجازه) وارد خانه ام مى شوى؟)
ب - شكوه ها با پدر
اينجا بود كه حضرت زهراعليهاالسلام نگاه به قبر پدر كرد و فرمود:
حديث ۶۶:
يا ابتاه يا رسول الله ماذا لقينا بعدك من ابن الخطاب و ابن ابى قحافه! يا ابابكر ما اسرع اغرتم على اهل بيت رسول اللهصلىاللهعليهوآله ؟ و الله لا اكلم عمر حتى القى الله(۱۴۲)
(واى اى پدر پيامبر خدا! چه مصيبت هايى كه از دست پسر خطاب و پسر ابى قحافه كشيديم!)
اى ابوبكر، چه زود كينه توزيهاى خود را بر اهل بيت رسول خداصلىاللهعليهوآله ظاهر كرديد! ! سوگند به خدا از اين لحظه، تا روزى كه خدا را ملاقات مى كنم، هرگز با عمر صحبت نخواهم نمود!(۱۴۳) )
ج - محكوم نمودن مهاجمان
امام صادقعليهالسلام نقل مى فرمايد كه: وقتى مهاجمان به خانه اميرالمؤمنين علىعليهالسلام يورش آوردند كه در خانه را بشكنند يا بسوزانند و وارد منزل شوند، حضرت زهراعليهاالسلام پشت درب منزل رفته، خطاب به عمر كه در پيشاپيش مهاجمان بود فرمود:
حديث ۶۷:
قالت: ويحك يا عمر ما هذه الجراه على الله و على رسوله؟ تريد ان تقطع نسله من الدنيا و تفنيه؟ و تطفى ء نور الله؟ والله متم نوره(۱۴۴)
(واى بر تو اى عمر! اين چه جرات و جسارتى است كه نسبت به خدا و رسول خدا كرده اى، آيا مى خواهى نسل رسول خدا را نابود كنى؟ و از ميان بردارى؟ آيا مى خواهى نور خدا را خاموش كنى؟ خداوند نور خود را حفظ مى كند و تداوم مى بخشد.(۱۴۵) )
الف - دفاع و يادآورى فضائل اهل بيتعليهالسلام
در آن هنگامه غم آلود كه علىعليهالسلام را با زور به طرف مسجد مى بردند، فاطمهعليهاالسلام ميان جمعيت آمد و بين امام و آنها قرار گرفت، و فرمود:
حديث ۶۸:
قالت: والله لا ادعكم تجرون ابن عمى ظلما
ويلكم ما اسرع ما خنتم الله و رسوله فينا اهل البيت و قد اوصاكم رسول اللهصلىاللهعليهوآله باتباعنا و مودتنا والتمسك بنا فقال الله تعالى
«قل لا اسئلكم عليه اجرا الا المودة فى القربى(۱۴۶) »
(سوگند به خدا، نمى گذارم پسر عموى مرا ظالمانه به سوى مسجد بكشانيد. واى بر شما چه زود به خدا و رسولش خيانت كرديد و به خانواده او ستم نموديد، با اين كه رسول خدا پيروى از ما و دوستى با ما را به شما سفارش كرده و فرمود كه (در امور زندگى) از اهل بيتعليهمالسلام اطاعت نماييد، كه خداوند فرمود: به مردم بگو از شما پاداش رسالت نمى خواهم، جز آن كه اهل بيت من دوستى نمائيد.(۱۴۷)
ب - تهديد به نفرين كردن
در آن لحظه كه امام علىعليهالسلام را به سوى مسجد مى كشيدند، و هيچ كس در آن غربت و تنهايى دفاع نمى كرد، حضرت زهرا (عليهاالسلام ) خود را به امام رساند، و خطاب به عمر فرمود:
حديث ۶۹:
قالت: اما والله يابن الخطاب: لولا انى اكره ان يصيب البلاء من لا ذنب له لعلمت انى ساقسم على الله ثم اجده سريع الاجابه(۱۴۸)
(اى پسر خطاب! سوگند به خدا اگر كراهت نداشتم كه بيگناهان (مدينه) گرفتار بلاى الهى شوند، نفرين مى كردم و آنگاه مى فهميدى كه نفرين من خيلى زود تحقق مى پذيرد.(۱۴۹) )
آنگاه كه امام را مظلومانه و با ستم به مسجد بردند، حضرت زهرا (عليهاالسلام ) وارد مسجد شد و فرمود:
حديث ۷۰:
فقالت: خلوا عن ابن عمى
فوالذى بعث محمدا بالحق لئن لم تخلوا عنه لانشرن شعرى و لا ضعن قميص رسول الله على راسى و لاصرخن الى الله تبارك و تعالى
فما ناقة صالح باكرم على الله منى و لا الفصيل باءكرم على الله من ولدى(۱۵۰)
(رها كنيد پسر عموى مرا؛
قسم به آن خدايى كه محمدصلىاللهعليهوآله را به حق برانگيخت. اگر از على دست برنداريد، گيسوان خود را پريشان كرده، و پيراهن رسول خداصلىاللهعليهوآله را بر سر افكنده و در برابر خدا فرياد خواهم زد، يقين بدانيد كه ناقه صالح، در نزد خدا از من گرامى تر و بچه آن ناقه نيز از فرزندان من قدر و قيمتش زيادتر نبود.(۱۵۱) )
پس از بردن امام به مسجد، در آن ازدحام جمعيت، عمر با شمشير برهنه تهديد كرد كه: اگر با ابوبكر بيعت نكنى گردنت را مى زنم. در اين هنگام حضرت زهراعليهاالسلام خطاب به ابوبكر فرمود:
حديث ۷۱:
قالت: يا ابابكر اءتريد ان ترملنى من زوجى؟
والله لئن لم تكف عنه لاءنشرن شعى و لاشقن جيبى ولآتين قبر ابى(۱۵۲)
(اى ابوبكر! آيا مى خواهى شوهرم را از دستم بگيرى؟ (و مرا بيوه سازى؟) سوگند به خدا اگر دست از او برندارى، موى سرم را پريشان مى كنم و گريبان چاك زده كنار قبر پدرم رسول خدا مى روم(۱۵۳) )
سپس دست امام حسن و حسينعليهماالسلام را گرفت تا در كنار قبر پيامبرصلىاللهعليهوآله با نفرين و ناله تهديد خود را تحقق بخشد
امام علىعليهالسلام به سلمان فرمود:
«سلمان فاطمه را درياب، گوئى دو طرف مدينه را مى نگرم كه به لرزه درآمد، سوگند به خدا اگر فاطمهعليهاالسلام موى خود را پريشان كند و گريبان چاك نمايد و در كنار قبر پيامبرصلىاللهعليهوآله نفرين و ناله سر دهد، ديگر مهلتى براى مردم مدينه باقى نمى ماند، و زمين همه آنها را در كام مرگبار خود فرو مى برد»
سلمان شتابان خدمت زهراعليهاالسلام رسيد و گفت:
(اى دختر محمدصلىاللهعليهوآله ! خداوند پدرت را مايه رحمت جهانيان قرار داده است، خواهش مى كنم به خانه برگرد و نفرين در حق مردم نادان مكن.
حضرت زهراعليهاالسلام پاسخ داد:
حديث ۷۲:
فقالت: يا سلمان! يريدون قتل على و ما على على صبر فدعنى حتى آتى قبر ابى فانشرن شعرى، و اشق جيبى و اصيح الى ربى(۱۵۴)
(اى سلمان! آنها قصد جان علىعليهالسلام را دارند، و من در شهادت علىعليهالسلام نمى توانم صبر كنم، صبرم تمام شده، مرا به حال خود بگذار تا كنار قبر پدرم بروم، موهايم را پريشان نمايم گريبان چاك دهم، و به درگاه خدا ناله سر دهم.(۱۵۵) )
سلمان فارسى كه فاطمهعليهاالسلام را براى ناله و نفرين مصمم يافت، گفت: امام علىعليهالسلام مرا فرستاد و فرمود كه به شما بگويم:
(فاطمه به خانه بازگرديد و از ناله و نفرين خوددارى كنيد)
وقتى حضرت زهراعليهاالسلام پيام امام را شنيد فرمود:
حديث ۷۳:
قلت: اذا ارجع و اصبر و اسمع له و اطيع(۱۵۶)
(حال كه شوهرم و امام من، فرمان داده كه به خانه بازگردم،) مى روم و صبر مى كنم و سخن آن بزرگوار را مى پذيرم و از او اطاعت مى كنم.(۱۵۷) )
آنگاه كه سلمان فارسى از يگانه دخت پيامبر خواست تا دست از نفرين و ناله بردارد، و به خانه بازگردد، فرمود:
حديث ۷۴
قالت: ويلهم يا سلمان! يريدون ان يوتموا ولدى الحسنين فوالله يا سلمان! لا اخلى عن باب المسجد حتى ارى ابن عمى سالما بعينى(۱۵۸)
(واى بر آنان اى سلمان! آنها مى خواهند دو فرزند من حسن و حسينعليهمالسلام را يتيم و بى سرپرست نمايند، اى سلمان! سوگند به خدا از درب مسجد مدينه پا بيرون نمى گذارم تا آن كه پسر عمويى خود را با چشمان خودم، (رها شده) و سالم مشاهده نمايم.(۱۵۹) )
و پس از لحظاتى چند كه در ميان سكوت و اندوه و شگفتى حاضران، مهاجمين دست از امام كشيدند و امام علىعليهالسلام تنها و مظلوم از مسجد مدينه بيرون آمده راه خانه را در پيش گرفت، حضرت زهراعليهاالسلام به شوهر معصوم خود نگريست و فرمود:
حديث ۷۵:
قالت: روحى لروحك الفداء و نفسى لنفسك الوقاء يا اباالحسن! ان كنت فى خير كنت معك و ان كنت فى شر كنت معك
(على جان، جانم فداى جان تو، و جان و روح من سپر بلاهاى جان تو، يا اباالحسن! همواره با تو خواهم بود، اگر تو در خير و نيكى بسر مى برى با تو خواهم زيست و يا اگر در سختى و بلاها گرفتار شدى، باز هم با تو خواهم بود.(۱۶۰) )
ف - فدك
براى آگاهى از دعاهاى حضرت فاطمهعليهاالسلام به كتاب صحيفه فاطميه مراجعه شود، كه در اين فصل تنها به ارزش دعا و هدفدارى دعا از ديدگاه حضرت زهراعليهاالسلام اشاره مى گردد.
اسماء، همسر جعفر طيار نقل مى كند كه:
در لحظه هاى پايانى زندگانى حضرت زهراعليهاالسلام متوجه آن بزرگ زنان عالم بودم
ابتدا غسل كرد و لباسها را تغيير داد و در خانه مشغول راز و نياز با خدا شد.
جلو رفتم، فاطمهعليهاالسلام را ديدم كه رو به قبله نشسته، و دستها را به سوى آسمان برآورده، چنين دعا مى كند:
حديث ۷۶:
قالت: الهى و سيدى اسئلك بالذين اصطفيتهم و ببكاء ولدى فى مفارقتى، ان تغفر لعصاه شيعتى و شيعه ذريتى
(پروردگارا! بزرگا! به حق پيامبرانى كه آنها را برگزيدى و به گريه هاى حسن و حسين در فراق من، از تو مى خواهم از گناهكاران شيعيان من و شيعيان فرزندان من درگذرى(۱۶۱) )
امام حسن مجتبىعليهالسلام مادر را ديد كه همواره براى همسايگان، برادران اسلامى، و مردم مسلمان دعا مى كند، گفت:
مادر جان چرا براى خودت دعا نمى كنى؟
حضرت زهراعليهاالسلام پاسخ داد:
حديث ۷۷:
قالت: الجار ثم الدار(۱۶۲)
(پسرم! اول همسايه، سپس خانه خود(۱۶۳) )
پس از وفات درد آلود رسول گرامى اسلامصلىاللهعليهوآله ، زنان بنى هاشم در منزل آن حضرت اجتماع كردند و نوحه و زارى مى نمودند.
حضرت زهراعليهاالسلام همگان را به دعا سفارش فرمود:
حديث ۷۸:
قالت: اتركن التعداد و عليكن بالدعا(۱۶۴)
(دست از شمارش افتخارات برداريد و به دعا و عبادت بپردازيد(۱۶۵) )
امام حسنعليهالسلام مريض شد و درد و بى تابى آن بزرگوار بالا گرفت، حضرت زهرا (عليهاالسلام ) فرزند عزيزش را خدمت رسول خدا برده فرمود:
حديث ۷۹:
قالت: يا رسول الله ادع الله لابنك ان يشفيه
(اى رسول خدا! پروردگارت را بخوان تا فرزندت را شفا دهد(۱۶۶) )
رسول گرامى اسلامصلىاللهعليهوآله فرمود، دخترم:
آيا دوست دارى دعايى را به تو بياموزم كه هيچ كس آن را نمى خواند مگر آنكه خواسته هاى او تحقق پذيرد؟
در پاسخ پدر فرمود:
حديث ۸۰:
قالت: يا ابه لهذا احب الى من الدنيا و ما فيها
(پدر جان، چنين دعايى از دنيا و آنچه در آن است، نزد من محبوب تر است(۱۶۷) )
سلمان فارسى نقل مى كند:
حضرت زهراعليهاالسلام پس از ملاقات با حوريان بهشتى، از خرماى خوش بويى كه به آن حضرت تقديم داشتند، مقدارى به من عطا فرمود، كه در شهر مدينه با هر يك از اصحاب رسول خداصلىاللهعليهوآله ملاقات كردم. مى گفت:
چه عطر دلنشينى؟ آيا مشك ناب با خود دارى؟
اين ماجراى شگفتى آور را براى حضرت فاطمهعليهاالسلام بازگو نمودم، در حالى كه متبسم و خوشحال بود فرمود:
اين خرماى معطر بهشتى از درختى است كه براى يكى از دعاهاى من آفريده شد
و من آن را از رسول خداصلىاللهعليهوآله آموختم
و آن دعا اين است:
بسم الله النور
بسم الله الذى يقول للشى ء كن فيكون
بسم الله الذى يعلم خائنة الاعين و ما تخفى الصدور
بسم الله الذى خلق النور من النور
بسم الله الذى هو بالمعروف مذكور
بسم الله الذى انزل النور على الطور بقدر مقدور، فى كتاب مسطور على نبى محبور(۱۶۸)
(بنام خداى نور
بنام خدايى كه به هر چيز مى گويد: باش، پس مى باشد
بنام خدايى كه چشمها و نگاههاى پنهان و راز سينه ها را مى داند
بنام خدايى كه نور را از نور آفريد
بنام خدايى كه به نيكى ياد مى شود
بنام آن كه نور را بر كوه طور نازل كرد
به اندازه اى معين
در نوشته اى بر پيامبرى عظيم)
حضرت زهراعليهاالسلام نسبت به دعاى روز جمعه از رسول گرامى اسلامصلىاللهعليهوآله نقل فرمود كه:
حديث ۸۲:
قالت: ان فى الجمعه لساعه لا يوافقها رجل مسلم يسال الله عزوجل فيها خيرا الا اعطاه اياه
فقلت يا رسول الله اى ساعه هى؟
قال اذا تولى نصف عين الشمس للغروب(۱۶۹)
(در روز جمعه ساعتى است كه هر خواسته خير و نيكوئى در آن ساعت به اجابت مى رسد. پرسيدم يا رسول الله! كدام ساعت است. فرمود: آنگاه كه نصف قرص خورشيد در افق پنهان شود)
از آن پس حضرت زهراعليهاالسلام در اين ساعت از غروب جمعه در دعا و خير خواهى مسلمانان همت مى نمود و فردى را مى گماشت تا غروب خورشيد را به او اطلاع دهد(۱۷۰)
حضرت زهراعليهاالسلام فرمودند:
حديث ۸۳:
قالت: انى لا احب الدنيا
(من دنياى «دنياپرستان» را دوست ندارم(۱۷۱) )
حديث ۵۸/۱
حديث ۸۰ «ارزش دعا» حديث ۸۸
ش. شادى و خشنودى فاطمهعليهاالسلام ع. آگاهى از شهادت خويش، حديث ۱۳۴ الى ۱۳۷
خ - ازخودگذشتگى م - مشكلات اقتصادى، حديث ۱۷۹ الى ۱۹۵
ز- زن و ساده زيستى، حديث ۸۸
معيار و ميزان سنجش ارزشمندى انسان از ديدگاه حضرت زهرا (عليهاالسلام )، روابط شايسته با مردم و خانواده است كه فرمود.
حديث ۸۴:
قالت: خياركم الينكم مناكبة و اكرمهم لنسائهم(۱۷۲)
(بهترين شما كسى است كه در برخورد با مردم نرم تر و مهربان تر است و ارزشمندترين مرم كسانى هستند كه با همسرانشان مهربان و بخشنده اند(۱۷۳) )
- ز- زن و زندگى اجتماعى، حديث ۸۷
- ز- زن و آرايش حديث ۹۶ و ۹۷
خ - خطبه هاى حضرت زهراعليهاالسلام
د- دفاع
الف - اخلاق اجتماعى
حضرت زهراعليهاالسلام درباره شرايط روزه دارى فرمود:
حديث ۸۵:
قالت: ما يصنع الصائم بصيامه اذا لم يصن لسانه و سمعه و بصره و جوارحه
(اگر روزه، زبان و گوش و چشم و دست و پاى روزه دار را از ارتكاب اعمال ناپسند دور نكند، روزه را مى خواهد چه كند (و به چه دردش مى خورد؟(۱۷۴) )
وقتى امام حسن و امام حسينعليهماالسلام مريض شدند، حضرت زهراعليهاالسلام آن دو بزرگوار را در آغوش گرفت و نزد پيامبرصلىاللهعليهوآله برد و فرمود:
حديث ۸۶:
قالت: ان برى ء ولداى مما بهما صمت لله ثلاثه ايام شكرا
(اگر فرزندانم شفا يابند، سه روز براى خدا جهت شكرگزارى روزه خواهم گرفت(۱۷۵) )
- ح - حجاب
امام علىعليهالسلام مى فرمايد: خدمت پيامبر گرامى اسلام بوديم، آن حضرت پرسيد: چه چيزى براى زنان نيكو و رواست؟
حضرت فاطمهعليهاالسلام پاسخ داد:
حديث ۸۷:
قالت: خير للنساء ان لا يرين الرجال و لا يراهن الرجال(۱۷۶)
(آن چه براى زنان نيكو است، اينكه «بدون ضرورت» مردان نامحرم را نبينند و نامحرمان نيز او را ننگرند(۱۷۷) )
روزى پيامبر اسلامصلىاللهعليهوآله وارد منزل فاطمهعليهاالسلام شد، دخترش را ديد كه روى زمين نشسته، با يك دست فرزندش را در آغوش گرفته شير مى دهد، و با دست ديگر با آسياب دستى گندمها را آرد مى كند، اشك در چشمان رسول خداصلىاللهعليهوآله حلقه زد و فرمود:
يا بنتاه تعجلى مراره الدنيا بحلاوه الاخره
(دخترم! تلخى ها و مشكلات دنيا را به ياد شيرينى و سعادت بهشت بر خود گوارا ساز)
حضرت فاطمهعليهاالسلام در جواب پدر فرمود:
حديث ۸۸:
قالت: يا رسول الله، الحمد لله على نعمائه والشكرلله على آلائه(۱۷۸)
(اى رسول خدا! حمد و شكر و سپاس سزاوار خداست، در برابر نعمتهاى بيكرانه او(۱۷۹) )
الف - سادگى در لباس
سلمان فارسى مى گويد: روزى حضرت فاطمهعليهاالسلام را ديدم كه چادرى وصله دار و ساده بر سر داشت.
در شگفتى ماندم و گفتم: عجبا! دختران پادشاهان ايران و قيصر روم بر كرسيهاى طلايى مى نشينند و پارچه هاى زربفت به تن مى كنند، وه كه اين دختر رسول خداست! نه چادرهاى گران قيمت بر سر دارد و نه لباسهاى زيبا.
فاطمهعليهاالسلام پاسخ داد:
حديث ۸۹:
قالت: يا سلمان! ان الله ذخر لنا الثياب والكراسى ليوم آخر
(اى سلمان! خداوند بزرگ، لباسهاى زينتى و تختهاى طلائى را براى ما در روز قيامت ذخيره كرده است(۱۸۰) )
ب - سادگى زندگى
حضرت زهراعليهاالسلام سپس به خدمت پدر رفت و شگفتى سلمان را مطرح فرمود:
حديث ۹۰:
قالت: يا رسول الله! ان سلمان تعجب من لباسى
فوالذى بعثك بالحق مالى و لعلى منذ خمس سنين الا مسك كبش نعلف عليها بالنهار بعيرنا و اذا كان الليل افترشناه و ان مرفقتنا لمن ادم حشوها ليف(۱۸۱)
(اى رسول خدا! سلمان از سادگى لباس من تعجب نمود، سوگند به خدائى كه تو را مبعوث فرمود، مدت پنج سال است فرش خانه ما پوست گوسفندى است كه روزها بر روى آن شترمان علف مى خورد و شب ها بر روى آن مى خوابيم و بالش ما چرمى است كه از ليف خرما پر شده است.(۱۸۲) )
پيامبر گرامى اسلامصلىاللهعليهوآله از ياران خود پرسيد:
در كدام لحظه، زن به خدا نزديكتر است؟
پاسخ مناسبى مطرح نشد، تا اينكه حضرت زهراعليهاالسلام سئوال پدر را شنيد و پاسخ داد:
حديث ۹۱:
قالت فاطمهعليهاالسلام : ادنى ما تكون من ربها ان تلزم قعر بيتها(۱۸۳)
(آن لحظه كه زن در خانه خود مى ماند «و به امور زندگى و تربيت فرزند مى پردازد» به خدا نزديكتر است.(۱۸۴)
آ- آيين همسردارى
م - مشكلات اقتصادى
ح - حجاب و پوشش
- الف - اخلاق
- ز- زن و زندگى اجتماعى
- م - مبارزه
- ز - زن و كار
د- دفاع و مبارزه
ام سلمه از امام علىعليهالسلام نقل مى كند:
روزى رسول خداصلىاللهعليهوآله وارد منزل ما شد و از اوضاع و احوال زندگى خانوادگى ما پرسيد:
حضرت زهراعليهاالسلام پاسخ داد:
حديث ۹۲:
قالت: يا رسول الله مجلت يداى من الرحى اطحن مره و اعجن مره(۱۸۵)
(اى رسول خدا! دستان من با كار كردن با آسياب سنگى تاول زده و زخم شده است، زيرا گاهى گندم آرد مى كنم و زمانى آرد را خمير مى سازم(۱۸۶) )
حضرت زهراعليهاالسلام چون ديگر زنان جامعه كار مى كرد، گندم را با آسياب دستى آرد مى نمود، نان مى پخت، كار روزانه را انجام مى داد، به بچه دارى و تربيت كودك توجه كامل داشت، تا آنكه هر دو دست آن يگانه روزگار زخم شد. ناچار خدمت پدر رفت و فرمود:
حديث ۹۳:
فقالت: قد مجلت يداى من الرحى، ليلتى جميعا ادير الرحى حتى اصبح، و ابوالحسن يحمل حسنا و حسينا(۱۸۷)
(يا رسول اللهصلىاللهعليهوآله ! هر دو دستم به علت آرد كردن گندم با آسياب دستى ورم كرده و زخم شده است، ديشب را تا صبح به آرد كردن گندم مشغول بودم و ابوالحسن، فرزندانم، حسن و حسينعليهماالسلام را نگهدارى مى كرد.(۱۸۸) )
فاطمهعليهاالسلام در زندگى پربار خويش، به كار و انجام وظايف خانوادگى و تربيتى توجه كامل داشت، نه تنها كار مى كرد، و نيازمنديهاى خانواده را بر طرف مى ساخت، بلكه به تقسيم كار در خانواده و تحقق عدالت در محيط كوچك خانه و خانواده نيز اهميت مى داد.
كارهاى خانه و خانواده را بين خود و اميرالمؤمنين علىعليهالسلام ، و كار روزانه داخل منزل را نيز بين خود و خدمتكارش فضه، بگونه اى مساوى تقسيم مى كرد.
سلمان فارسى مى گويد: فاطمه زهراعليهاالسلام را ديدم كه با دستان مبارك و با آسياب دستى گندم را آرد مى كند، جلو رفته پس از سلام، گفتم:
اى دختر رسول خداصلىاللهعليهوآله ! خود را به زحمت مينداز، در كنار شما خدمتكار منزلتان فضه ايستاده است كار منزل را به ايشان واگذار! !
حضرت زهراعليهاالسلام پاسخ داد:
حديث ۹۴:
قالت: اوصانى رسول الله ان تكون الخدمة لها يوما و لى يوما فكان امس يوم خدمتها واليوم يوم خدمتى(۱۸۹)
(رسول خداصلىاللهعليهوآله به من سفارش فرمود كه كارهاى خانه را با فضه تقسيم كنم، يك روز او كار كند و روز ديگر من، ديروز نوبت او بود و امروز نوبت من است(۱۹۰)
يكى از عوامل شادابى و تكامل خانواده ها، تعيين حدود مسئوليت افراد در خانواده است.
با تقسيم كار، عدالت اجتماعى در محيط كوچك خانواده سعادت مى آفريند، و زن را از دخالت در امورى كه سزاوار نيست باز مى دارد
امام باقرعليهالسلام فرمود:
حضرت فاطمهعليهاالسلام كارهاى منزل را با حضرت علىعليهالسلام اينگونه تقسيم كرد كه:
خمير كردن آرد، و نان پختن، و تميز كردن و جارو زدن خانه، به عهده فاطمه باشد و كارهاى بيرون منزل از قبيل، جمع آورى هيزم و تهيه مواد اوليه غذايى را علىعليهالسلام انجام دهد.
امام صادقعليهالسلام فرمود:
اين تقسيم كار، با رهنمود رسول خداصلىاللهعليهوآله انجام گرفت.
آنگاه كه رسول خداصلىاللهعليهوآله فرمود: كارهاى داخل منزل را فاطمهعليهاالسلام ، و كارهاى بيرون منزل را على (ع) انجام دهد، حضرت زهراعليهاالسلام با خوشحالى فرمود:
حديث ۹۵:
قالت: فلا يعلم ما داخلنى من السرور الا الله باكفائى رسول الله تحمل رقاب الرجال(۱۹۱)
(جز خدا كسى نمى داند كه از اين تقسيم كار تا چه اندازه خوشحال شدم، زيرا رسول خدا مرا از انجام كارهايى كه مربوط به مردان است، بازداشت.(۱۹۲) )
در اسلام، به آرايش و عطر زدن و استفاده از بوهاى خوش و وسايل زيبايى براى شوهر و محارم يا در منزل و يا در حالت عبادت و نيايش سفارش شده و نوعى عبادت است. آنچه نهى شده و سفارش به احتياط كرده اند، استفاده از عطر و آرايش براى نامحرمان يا در روابط اجتماعى است كه عامل فساد مى شود و حرام است.
در اين باره توجه به سفارش حضرت زهراعليهالسلام در لحظه هاى واپسين زندگى ضرورى است كه پس از وضوء گرفتن به «اسماء بنت عميس» فرمود:
حديث ۹۶:
قالت: هاتى طيبى الذى اتطيب به وهاتى ثيابى التى اصلى فيها، اجلسى عند راسى فاذا جاء وقت الصلوه فاقيمينى فان قمت و الا فارسلى الى علىعليهالسلام
(اى اسماء! عطر مرا، همان عطرى كه هميشه مى زنم، و پيراهنى را كه هميشه با آن نماز مى گزارم بياور و بر بالينم بنشين، هرگاه وقت نماز شد مرا از خواب بيدار كن: اگر بيدار شدم كه نماز مى گزارم و اگر بيدار نشدم كسى را به دنبال علىعليهالسلام بفرست تا بيايد.(۱۹۳) )
ام سلمه مى گويد: از حضرت زهرا (عليهاالسلام ) پرسيدم كه آيا عطر و بوى خوش ذخيره اى كرده اى؟
فرمود: آرى
رفت و شيشه عطرى آورد و مقدارى در كف دست من ريخت و بوى خوشى داشت كه هرگز نبوئيده بودم.
گفتم: اين عطر خوشبو را از كجا تهيه كرده اى؟
فرمود:
حديث ۹۷:
قالت: هو عنبر يسقط من اجنحه جبرئيل(۱۹۴)
(اين عطر، مشكى است كه از بال و پر جبرئيل فرو ريخته است.(۱۹۵) )
آرايش و عطر زدن براى زنان آنچنان ارزشمند است كه هم عبادت به حساب مى آيد و هم مايه گرمى و شادابى زندگى زناشويى است.
پيامبر اسلامصلىاللهعليهوآله به اينگونه ظرافت هاى زندگى كاملا توجه داشت كه به عمار ياسر ماموريت داد براى شب عروسى حضرت زهراعليهاالسلام عطرهاى خوشبو تهيه نمايد.
عمار ياسر مى گويد: عطر خوبى تهيه كرده به منزل فاطمهعليهاالسلام بردم فرمود:
حديث ۹۸:
قالت: يا ابااليقظان ما هذا الطيب؟
(اى عمار ياسر! ين عطر چيست؟(۱۹۶)
گفتم: پدرت رسول خداصلىاللهعليهوآله مرا امر كرد، تا فراهم نمايم(۱۹۷)
- ف - فضائل فاطمهعليهاالسلام ، حديث ۱۶۱
ش - شادى و خشنودى فاطمهعليهاالسلام ، حديث ۹۹
- ف - فضائل فاطمهعليهاالسلام ، حديث ۱۶۲
نزديكان پيامبرصلىاللهعليهوآله ديده بودند كه در هنگامه وفات رسول خداصلىاللهعليهوآله صحبتهاى خصوصى و سرى بين آن حضرت و فاطمهعليهالسلام صورت پذيرفت كه در ابتدا، زهراعليهاالسلام گريست و در پايان صحبت آن حضرت شاد و خندان، دانه هاى اشك را پاك مى كرد.
جاى سئوال بود كه علت گريه، و سبب خنده و شادى چه بود؟
پس از وفات پيامبرصلىاللهعليهوآله از حضرت زهراعليهاالسلام پرسيدند، جواب داد:
علت گريه نخستين اين بود كه
حديث ۹۹:
قالت: اخبرنى ان جبرئيل كان يعارضه القران فى كل سنه مره و انه عارضه الان مرتين و انى لارى الاجل قد اقترب فاتقى الله واصبرى. فبكيت
و: قالصلىاللهعليهوآله يا بنية انه ليس احد من نساء المسلمين اعظم رزيه منك فلا تكونى من ادنى امراة صبرا فاخبرنى انى اول اهله لحوقا به فضحكت لذلك
(در ابتدا رسول خداصلىاللهعليهوآله به من اطلاع داد كه جبرئيل هر سال يك بار قرآن را به من عرضه مى فرمود ولى امسال و هم اكنون دوبار عرضه كرد. من مرگ و وفات خود را نزديك مى بينم. دخترم با تقوا باش و صبر پيشه كن. من با شنيدن اين خبر گريستم، سپس در ادامه سخن فرمود: دخترم هيچ زنى در مقام و منزلت مانند تو نيست پس در صبر و بردبارى مانند كمترين زنان نباش و اين را بدان كه تو نخستين كسى هستى كه به من ملحق خواهى شد. با شنيدن اين خبر خوشحال شدم و خنديدم.(۱۹۸) )
دو نفر از زنان مدينه در يك مساله دينى و عقيدتى اختلاف پيدا كردند، يكى از آنها از دوستان فاطمهعليهاالسلام و زنى مومن، و ديگرى از دشمنان اهل بيتعليهالسلام و فاسد بود، نزاع و خصومت را به خدمت حضرت زهراعليهاالسلام كشاندند. آن حضرت پس از شنيدن ادعا و استدلال هر يك، با دليل و برهان قانع كننده نظر زن مومنه را اثبات كرد و ادعاى ديگرى را باطل دانست، بگونه اى كه هر دو نفر پذيرفتند، پس از پايان يافتن اختلاف و نزاع، زن مومنه اظهار خوشحالى كرد كه حق پيروز شد و باطل محكوم گرديد، حضرت زهراعليهاالسلام فرمود:
حديث ۱۰۰:
قالت: ان فرح الملائكه باستظهارك عليها اشد من فرحك و ان حزن الشيطان و مردته بحزنها عنك اشد من حزنها:
(همانا شادى فرشتگان در غلبه تو بر آن زن فاسد بيش از شادى توست و اندوه و نگرانى شيطان و دوستان شيطان در اين شكست بيشتر و شديدتر از آن زن شكست خورده است.(۱۹۹) )
حضرت زهراعليهاالسلام در لحظه هاى آغازين زندگى، لب به ستايش شوهر نمونه اش گشود و به شناساندن آن بزرگمرد پرداخت و فرمود:
حديث ۱۰۱:
اضحى الفخار لنا و عز شامخ |
و لقد سمونا فى بنى عدنان |
|
نلت العلا و علوت فى كل الورى |
و تقاصرت عن مجدك الثقلان |
|
اعنى عليا خير من وطاء الثرى |
ذاالمجد و الاءفضال و الاءحسان |
|
فله المكارم والمعالى والحبا |
ماناحت الاطيار فى الاغصان |
(۱- افتخار و عزت والا، از آن ما شد و ما در ميان فرزندان «عدنان» سربلند شديم
۲- تو به بزرگى و برترى رسيدى و از همه آفريده ها والاتر شدى و جن و انس از عظمت تو عقب ماندند
۳- منظورم «على» است، بهترين كسى كه گام بر خاك نهاده است، بزرگوار و داراى احسان و نيكى
۴- والاييهاى اخلاقى و بزرگى ها از آن اوست، تا آنگاه كه مرغان بر شاخه ها به ترنم مشغولند)
حضرت زهراعليهاالسلام آنگاه كه كودكان خود را به بازى مى گرفت، و به تربيت روحى و پرورش جسمى عزيزان خود مى پرداخت، در قالب زيباى اشعار اديبانه مى فرمود:
حديث ۱۰۲:
اشبه اباك يا حسن |
واخلع عن الحق الرسن |
|
واعبد الها ذاالمنن |
ولا توال ذالاحن |
(۱- حسن جان! مانند پدرت علىعليهالسلام باش و ريسمان را از گردن حق بردار
۲- خداى احسان كننده را پرستش كن و با افراد دشمن و كينه توز دوستى مكن)
و آنگاه كه امام حسينعليهالسلام را بر روى دست نوازش مى كرد، مى فرمود:
انت شبيه بابى |
لست شبيها بعلى |
(حسين جان تو به پدرم رسول اللهصلىاللهعليهوآله شباهت دارى و به پدرت علىعليهالسلام شبيه نيستى.)
امام علىعليهالسلام سخنان فاطمهعليهاالسلام را مى شنيد و لبخند مى زد(۲۰۰)
الف - سخاوت و ايثارگرى
ب - خبر از شهادت حسينعليهالسلام
روزى گرسنه اى درب منزل امام علىعليهالسلام را كوبيد و تقاضاى كمك كرد. امام علىعليهالسلام در قالب شعرى زيبا، نيازمندى آن گرسنه بينوا را به حضرت زهراعليهاالسلام بازگو فرمود و تذكر داد، اگر امكان دارد، كمك مناسبى شود، حضرت زهراعليهاالسلام با شعر، چنين پاسخ داد:
حديث ۱۰۳:
امرك سمع يابن عم و طاعة |
مابى من لوم و لا وضاعه |
|
اطعمه و لا ابالى الساعه |
ارجو اذا اشبعت من مجاعه(۲۰۱) |
۱- فرمان تو را اى پسر عمو بيدرنگ اطاعت خواهم كرد، از طرف من تو را در اين پيشنهاد نه سرزنش و نه ملامتى خواهد بود
۲- هم اكنون اين گرسنه را طعام مى دهم و به ياد آينده خويش نخواهم افتاد و آرزو دارم با شكم گرسنه در راه خدا ايثار كنم
پس از آنكه امام بار ديگر تاكيد در اطعام گرسنه فرمود، پاسخ داد:
حديث ۱۰۴:
فسوف اعطيه و لا ابالى |
و اوثر الله على عيالى |
|
امسوا جياعا و هم اشبالى |
اصغرهم يقتل فى القتال |
|
بكربلا يقتل باغتيال |
لقاتليه الويل مع وبال |
|
يهوى به النار الى سفال |
كبوله زادت على الاكبال |
۱- بزودى به اين گرسنه طعام خواهم بخشيد و از گرسنگى خودم باكى ندارم. براى خدا او را بر فرزندان (گرسنه ام) مقدم مى دارم.
۲- فرزندانم ديشب را گرسنه به روز آوردند، فرزندانى كه كوچكترين آنان «حسين» در ميدان جنگ كشته خواهد شد.
۳- در كربلا فرزندم را با حيله و تزوير شهيد مى كنند واى بر قاتلان او كه عذاب دردناك و پستى و خوارى بر آنان باد.
۴- آنها كه با اين جنايت به درجات پست آتش جهنم راه مى يابند، هر لحظه بر سقوط و خوارى آنها افزوده مى شود.
امام در برابر ايثارگرى حضرت زهراعليهاالسلام او را ستود و تشكر كرد، پاسخ شنيد:
حديث ۱۰۵:
لم يبق مما كان غير صاع |
قد دبرت كفى مع الذراع |
|
شبلاى والله هما جياع |
يا رب لا تتركهما ضياع |
|
ابوهما للخير ذواصطناع |
عبل الذراعين طويل الباع |
|
و ما على راسى من قناع |
الا عبا نسجتها بصاع(۲۰۲) |
۱- از آنچه در خانه ذخيره كرده بودم، جز به مقدار يك پيمانه باقى نمانده است. در حالى كه دست من «با آرد كردن گندم و گرداندن آسياب دستى» مجروح گرديده است
۲- به خدا سوگند، فرزندانم هم اكنون گرسنه اند. خدايا! آنها را به حال خود نگذار، كه از دست بروند.
۳- پدرشان علىعليهالسلام در سخاوت و خوبيها بى نظير است، و آن چه دارد و به دست مى آورد با دستان بخشنده اش به ديگران مى بخشد.
۴- همه غذاى موجود خانه را در حالى به گرسنه مى دهم كه مقنعه و چادر مناسبى بر سر ندارم مگر عباى (چادر) كهنه اى كه خودم بافته ام و (از فراوانى وصله) اكنون در حال از بين رفتن است(۲۰۳)
آنگاه كه بياد پرواز ملكوتى خويش افتاد، خطاب به علىعليهالسلام فرمود:
حديث ۱۰۶:
ابكنى ان بكيت يا خير هاد |
واسبل الدمع فهو يوم الفراق |
|
يا قرين البتول اوصيك بانسل |
فقد اصبحا حليفا اشتياق |
|
ابكنى و ابكى لليتامى و لا تنسى |
قتيل العدابطف العراق |
|
فارقوا اصبحوا يتامى حيارى |
احلفوالله فهو يوم الفراق(۲۰۴) |
۱- اى همسر وفادارم اگر خواستى گريه كنى بر من گريه كن، اى بهترين راهنما و اشكها را سرازير كن كه امروز روز جدايى است.
۲- اى همدم بتول! وصيت مى كنم تو را به فرزندانم، كه همدم شوق و محبت شده اند.
۳- بر من و بر يتيمان (من) گريه كن فراموش نكن كشته دشمنى ها را در سرزمين عراق.
در حاليكه به خدا سوگند مى خورند آن روز روز جدائى است.
۴- آن جداماندگان در حالى صبح مى كنند كه يتيمان سرگردان (آن بيابانند(۲۰۵) )، خداى را بر مى گزينند. آن روز، روز فراق و جدايى است.
اول: جهان پس از رحلت پيامبرصلىاللهعليهوآله
پس از دفن جنازه پاك پيامبرصلىاللهعليهوآله ، حضرت زهراعليهاالسلام جهان را پس از غروب آفتاب نبوت اين گونه معرفى مى فرمايد:
حديث ۱۰۷:
اغبر افاق السماء و كورت |
شمس النهار و اظلم العصران |
|
والارض من بعد النبى كئيبه |
اسفا عليه كثيره الرجفان |
|
فليبكه شرق البلاد و غربها |
وليبكه مضر و كل يمان |
|
وليبكه الطور المعظم جوه |
والبيت ذوالاستار و الاركان |
|
يا خاتم الرسل المبارك ضووه |
صلى عليك منزل القرآن |
۱- افق هاى آسمانها غبار آلود شد و خورشيد گرفت و صبح و عصر ما هر دو تاريك گشت.
۲- و زمين پس از رحلت پيامبرصلىاللهعليهوآله اسفناك و اندوهناك او است و سخت بر خود مى لرزد.
۳- در غم رحلت پيامبر اسلام بايد شرق و غرب عالم بگريند و قبيله مضر و يمان سزاوار است كه اشك ريزند.
۴. و سزاوار است كه آسمان كوه عظيم طور خانه خدا كه داراى پرده كعبه و ركن ها است، (بر رسول خدا)بگريند
۵- اى خاتم پيامبران! كه روشنائى تو مبارك است! درود خداى فرستنده قرآن بر تو باد!(۲۰۶)
دوم: دردهاى سوزناك
حديث ۱۰۸:
قالت:
قد كان بعدك انباء و هنبثه |
لو كنت شاهدها لم يكبر الخطب |
|
انا فقدناك فقد الارض وابلها |
واختل قومك فاشهدهم فقد نكبوا |
|
و كل اهل له قربى و منزله |
عند الاله على الادنين مقترب |
|
ابدت رجال لنا نجوى صدورهم |
لما مضيت و حالت دونك الترب |
|
تجهمتنا رجال واستخف بنا |
لما فقدت و كل الارض مغتصب |
|
و كنت بدرا و نورا يستضاء به |
عليك تنزل من ذى العزه الكتب |
|
و كان جبريل بالايات يونسنا |
فقد فقدت فكل الخير محتجب |
|
فليت قبلك كان الموتت صادفنا |
لما مضيت و حالت دونك الحجب |
|
انا رزئنا بما لم يرز ذوشجن |
من البريه لا عجم و لا عرب |
|
سيعلم المتولى الظلم حامتنا |
يوم القيمه انى سوف ينقلب |
|
فسوف نبكيك ما عشنا و ما بقيت |
منا العيون بتهمال لها سكب |
|
و قد زرئنا به محضا خليفته |
صافى الضرائب والاعراق والنسب |
|
فانت خير عباد الله كلهم |
و اصدق الناس حين الصدق والكذب |
|
و كان جبريل روح القدس زائرنا |
فغاب عنا فكل الخير محتجب |
|
ضاقت على بلاد بعد ما رحبت |
و سيم سبطاك خسفا فيه لى نصب |
۱- بعد از تو خبرها و مسائل مختلف و بلاهاى درهم پيچيده اى پيش آمد كه اگر تو مى بودى آن چنان بزرگ جلوه نمى كرد.
۲- ما تو را از دست داديم، مانند سرزمينى كه از باران محروم شود، و قوم تو مختل ماند بيا ببين آنها را كه (چگونه) از راه منحرف شدند.
۳- هر خاندانى كه براى او نزد خدا قرب و منزلتى بود، نزد بيگانگان هم محترم بود (غير از ما كه حرمت ما را درهم شكستند.)
۴- مردانى چند از امت تو همين كه رفتى و پرده خاك ميان ما و تو فاصله انداخت اسرار سينه ها را آشكار كردند.
۵- همين كه تو رفتى، مردانى ديگر به ما رو ترش كردند و ما را كوچك شمردند و زمينهاى ما غصب شد.
۶- پدر! تو ماه شب چهارده ما و چراغ روشن زندگانى (ما) بودى و از جانب پروردگار بر تو فرامينى نازل مى شد.
۷- جبرئيل با آيات قرآنى، مونس ما بود، ولى وقتى تو رفتى، همه خيرها پوشيده گرديد.
۸- اى كاش كه پيش از تو مرده بوديم. آنگاه كه از ميان ما رفتى و خاك ترا در زير خود پنهان كرد (و پرده و حجابها بين ما فاصله انداخت)
۹- به راستى ما بلاديدگان به مصيبتى گرفتار شديم كه هيچ بلا ديده اى نه در عجم و نه در عرب آن چنان مبتلا نگشته است.
۱۰- آن كس كه به ستم كردن بر قبيله ما دست زده باشد روز قيامت خواهد دانست كه به كجا خواهد رفت!
۱۱- تا زنده ايم و چشم داريم، بر تو اشك مى ريزيم و مثل ابر بهار بر تو مى گرييم.
۱۲- ما به رفتن كسى مصيبت زده ايم كه خلقت او بى آلايش، اخلاق او بى غل و غش، ريشه تبار او، والا و نسب او سرآمد انساب است.
۱۳- پس تو (اى پدر) بهترين همه بندگان و در هنگام سخن گفتن راستگوترين مردم بودى
۱۴- جبرئيل امين، تا زنده بودى زيارت ما را ترك نمى كرد و چون رفتى سايه از ما برگرفت و هر خيرى از ما رو پوشانده است
۱۵- بعد از تو دنيا بر من تنگ شد، پس از آن كه گشاده بود و به دو نوه ات ستمى روا داشته شد كه براى من درد و رنج فراوان دارد.(۲۰۷)
سوم: در سوگ پدر، در غروب خورشيد نبوت
حديث ۱۰۹:
قالت:
ماذا على من شم تربه احمد |
ان لا يشم مدى الزمان غواليا |
|
صبت على مصائب لو انها |
صبت على الايام صرن لياليا |
|
نفيسى على زفراتها محبوسه |
يا ليتها خرجت مع الزفرات |
|
لا خير بعدك فى الحياه و انما |
ابكى مخافه ان تطول حياتى |
|
اذا اشتد شوقى زرت قبرك باكيا |
انوح و اشكو لا اراك مجاوبى |
|
فياصاحب الصحراء علمتنى البكاء |
و ذكرك انسانى جميع المصائب |
|
فان كنت عنى فى التراب مغيبا |
فما كنت عن قلب الحزين بغائب(۲۰۸) |
۱- آن كه بوى خوش تربت (خاك قبر) پيامبرصلىاللهعليهوآله را بوييده است، چه مى شود، اگر در زمان طولانى بوى خوش ديگرى نبويد.
۲- باران غم و اندوهى بر جانم ريخته كه اگر بر روزهاى روشن مى ريخت، آن روزها مانند (شب تيره و تار) مى گرديد
د بجانم ريخته چندان غم و درد مصيبتها كه گر بر روزها ريزد، گردد تيره چون شبها(۲۰۹)
۳- (پدر جان!) جانم با آن همه اندوه و غصه در سينه ام حبس شده است، اى كاش با همان اندوهها از بدنم خارج مى شد.
۴- (پدر جان!) بعد از تو هيچ خير و نيكى در زندگى نيست، گريه مى كنم از بيم آن كه مبادا بعد از تو زياد زنده بمانم.(۲۱۰)
۵- هر وقت اشتياقم به ديدار تو زياد مى شود گريان كنار قبر تو مى آيم، ناله و زارى مى كنم و شكوه مى نمايم، ولى جواب مرا نمى دهى.
۶- اى كسى كه در دامن خاك آرميده اى! گريه را تو به من آموختى و ياد تو همه مصائب را از ياد من مى برد.
۷- گرچه در دل خاك از من پنهان شده اى، ولى از قلب پراندوه (من) پنهان نيستى(۲۱۱)
چهارم: شكوه ها از غروب آفتاب و غربت اسلام
فاطمهعليهاالسلام در سوگ آفتاب مى نالد و غربت اسلام را نيز با تلخى نظاره گر است، و خطاب به پدر مى فرمايد:
حديث ۱۱۰:
قالت:
قل صبرى و بان عنى عزائى |
بعد فقدى لخاتم الانبياء |
|
عين يا عين اسكبى الدمع سحا |
ويك لا تنجلى بفيض الدماء |
|
يا رسول الاله يا خيره الله |
و كهف الايتام والضعفاء |
|
قد بكتك الجبال والوحش جمعا |
والطير والارض بعد بكى السماء |
|
و بكاك الحجون والركن و |
المشعر يا سيدى مع البطحاء |
|
و بكاك المحراب والدرس للقر |
ءآن فى الصبح معلنا والمساء |
|
و بكاك الاسلام اذ صار فى |
الناس غريبا من سائر الغرباء |
|
لو ترى المنبر الذى كنت تعلوه |
علاه الظلام بعد الضياء |
|
- يا الهى عجل وفاتى سريعا |
لقد تنغصت الحياه يا مولائى |
۱- صبر و تحمل من كوتاه و عزا و مصيبت من آشكار است، چون خاتم پيامبران را از دست داده ام.
۲- ديده! اى ديده اشك ببار، واى بر تو اگر سيل اشك را جارى نسازى!
۳- اى رسول خدا! اى برگزيده حضرت حق! اى پناه يتيمان و مستضعفان!
۴- كوهها و حيوانات و پرندگان بر تو مى گريند. زمين هم پس از گريه آسمان گريست.
۵- آقاى من! شهر مكه و ركن و مشعر و سرزمين بطحاء اشكها مى بارند.
۶- آسمان و محراب و محل درس قرآن بهنگام صبح و (شام) از فراق تو گريه دارند.
۷- و اسلامى كه در ميان امت تو غريب و تنها مانده است، بر تو مى گريد.
۸- (پدر جان) اگر منبرت را بنگرى، خواهى ديد كه پس از نور و روشنائى ظلمت و تاريكى بر آن بالا مى رود.
۹- خدايا! مرگ مرا زود مقرر فرما: زيرا زندگى دنيا بر من تيره و تاريك شده است(۲۱۲)
پنجم: پيامبر جاودانه است
اذا مات يوما ميت قل ذكره |
و ذكر ابى مذمات والله ازيد |
|
تامل اذا الاحزان فيك تكاثرت |
اعاش رسول الله ام ضمه القبر؟(۲۱۳) |
۱- هر كس كه بميرد يادش كم مى گردد، بجز پدرم رسول الله كه هر روز ياد او فزونى مى گيرد
۲- بينديش، هنگامى كه غم و اندوه در جانت فراوان مى گردد آيا رسول خدا زنده است يا خاك قبر، او را از يادها برده است.(۲۱۴)
ششم: شكوه از مصيبت و تنهائى
حديث ۱۱۲:
قل للمغيب تحت اطباق الثرى |
ان كنت تسمع صرختى و ندائيا |
|
صبت على مصائب لو آنها |
صبت على الايام صرن لياليا |
|
قد كنت ذات حمى بظل محمد |
لا اخشى من ضيم و كان جماليا |
|
فاليوم اخشع للذليل واتقى |
ضيمى و ادفع ظالمى بردائيا |
|
فاذا بكت قمريه فى ليلها |
شجنا على غصن بكيت صباحيا |
|
فلا جعلن الحزن بعدك مونسى |
و لا جعلن الدمع فيك وشاحيا |
|
ماذا على من شم تربه احمد |
ان لا يشم مدى الزمان غواليا |
۱- بگو به آن كه در زير طبقات زمين پنهان است، آيا صداى ناله و فرياد مرا مى شنوى.
۲- مصيبت هايى بر من باريدن گرفته كه اگر بر روزها مى باريد، (روزها) شب مى شد.
۳- من در سايه محمد در حمايت و حفظت بسر مى بردم و از هيچ دشمنى و كينه اى نمى ترسيدم و او جمال (و جلوه) من بود.
۴- امروز در برابر فرومايگان خاضعم و باك دارم به من تعدى شود كه ظالم را با چادرم دفع مى كنم.
۵- اگر قمرى، شب هنگام بر شاخه اى بگيرد، من صبحگاهان مى گريم.
۶- بعد از تو حزن و اندوه را مونس خود خواهم ساخت و اشك را اسلحه خود قرار خواهم داد.
۷- چه باكى است! كسى كه خاك قبر احمد را بوييده و تمام زندگى هيچ عطرى را نبويد(۲۱۵)
هفتم: اندوه پايدار
حديث ۱۱۳:
فراقك اعظم الاشياء عندى |
و فقدك فاطم ادهى النكول |
|
سابكى حسره و انوح شجوا |
على خل مضى اسناسبيلى |
|
الا يا عين جودى واسعدينى |
فضزنى دائم ابكى خليلى(۲۱۶) |
۱- (جدايى ات پيش من سنگين ترين چيزهاست و از دست دادنت، سنگين ترين بند است
۲- از روى حسرت و اندوه، گريه و نوحه خواهم كرد، بر آن محبوبى كه رفت و راهم را روشن ساخت.
۳- الا! اى ديده! ياريم كن (تا بگريم)، چرا كه اندوهم پيوسته است و بر دوستم مى گريم(۲۱۷) )
هشتم: اشك هاى بى قرار
پس از دفن پيامبر گرامى اسلامصلىاللهعليهوآله يگانه دخت رسول خداصلىاللهعليهوآله در كنار قبر پدر از اندوه جانكاه پايدار سخن گفت و فرمود:
حديث ۱۱۴:
امسى بخدى للدموع رسوم |
اسفا عليك و فى الفواد كلوم |
|
والصبر يحسن فى المواطن كلها |
الا عليك فاءنه معدوم |
|
لا عتب فى حزنى عليك لو انه |
كان البكاء لمقلتى يدوم(۲۱۸) |
۱- (در اندوه سوگ تو، بخاطر اشك فراوان بر چهره ام نشانه و بر قلبم جراحت است. اى واى از مرگ تو!
۲- شكيبايى در هر جا شايسته است، مگر بر تو كه صبرى نيست
۳- بر اندوه من در سوگ تو ملامتى نيست، اگر گريه بر مردمك چشمم تداوم مى يافت(۲۱۹) )
نهم: غم بى پايان!
ورقه بن عبدالله ازدى از حضرت فضه نقل مى كند كه فاطمه زهراعليهاالسلام روزى بر سر قبر اندوهگين نشست، و اينگونه نوحه سر داد:
حديث ۱۱۵:
ان حزنى عليك حزن جديد |
و فوادى الله صب عتيد |
|
كل يوم يزيد فيه شجونى |
واكتئابى عليك ليس يبيد |
|
جل خطبى فبان عنى عزائى |
فبكائى فى كل وقت جديد |
|
ان قلبا عليك يالف صبرا |
او عزاء فاءنه لجليد |
۱- اندوه من (پيوسته) بر تو تازه است، و قلب من به خدا سوگند عاشقى سرسخت است
۲- هر روز حزن و اندوه من (بر پدرم) تازه مى شود و نياز من براى تو هرگز از بين نمى رود
۳- فاجعه از دست دادنت بسى بزرگ است و سوگوارى ام آشكار گشته (و تسلى و بردبارى از من دور شده) پس گريه ام هر دو تازه است
۴- دلى كه در عزا و مصيبت تو صبور باشد، يا تسليت پذيرد، همانا بسيار شكيبا و پر طاقت است(۲۲۰)
از حضرت امام صادقعليهالسلام نقل شده است كه فرمود:
حضرت فاطمهعليهالسلام از امت ساكت و بى تفاوت، و از ابوبكر و عمر، در پيش پروردگار خود، شكوه ها مطرح مى كرد، و در حالى كه اشكهاى او جارى بود، مى فرمود:
حديث ۱۱۶:
قالت: اللهم اليك نشكو فقد نبيك و رسولك و صفيك وارتداد امته علينا، و منعهم ايانا حقنا الذى جعلته لنا فى كتابك المنزل على نبيك المرسل(۲۲۱)
(پروردگارا! بسوى تو شكايت مى كنم، اندوه از دست دادن پيامبر و فرستاده و برگزيده ات را. و به تو شكايت مى كنم از ارتداد امت پيامبرصلىاللهعليهوآله و اين كه حق ما را از ما بازداشتند، همان حق «ولايت و رهبرى» را كه در قرآن كريم، خود بر پيامبر اسلام نازل فرمودى(۲۲۲) )
ام سلمه مى گويد: خدمت حضرت زهراعليهاالسلام رسيدم و پرسيدم:
اى دختر رسول خدا! شب را چگونه صبح كردى؟ حالت چگونه است؟
فرمود:
حديث ۱۱۷:
قالت: اصبحت بين كمد و كرب، فقد النبى و ظلم الوصى، هتك والله حجابه من اصبحت امامته مقتصه على غير ما شرع الله فى التنزيل، و سنها النبى فى التاويل، ولكنها احقاد بدريه و ترات احديه كانت عليها قلوب النفاق محتمله لامكان الوشاة
فلما استهدف الامر ارسلت علينا شابيب الاثار من مخيله الشقاق، فيقطع و ترالايمان من قسى صدورها، و لبئس على ما وعد الله من حفظ الرساله و كفاله المومنين
احرزوا عائدتهم غرور الدنيا بعد انتصار ممن فتك بآبائهم فى مواطن الكروب و منازل الشهادات
(صبح كردم در ميان حزن شديد و اندوه عظيم، در حالى كه پيامبر از دست رفته، و وصى او مظلوم واقع شده است. سوگند بخدا، حشمت و عظمت آن كس دريده و نابود شد كه بر خلاف حكم خدا در قرآن، و سنت و سفارش پيامبر اسلام در تاويل و تفسير قرآن، حق امام او را غصب كردند و به ديگران سپردند. اين گونه برخوردهاى خصمانه، از كينه توزيهاى جنگ بدر و خونخواهى كشتگانشان در جنگ احد است كه در درون قلب نفاق آميز و انديشه فتنه انگيزشان پنهان بوده است و تا كنون جرات اظهار آن را نداشتند تا در آن هنگام كه حكومت الهى بازيچه دست قدرت طلبان گرديد و امام به حق، منزوى شد، آتش كينه هاى ديرينه شان زبانه كشيد و باران مصيبتها و مشكلات را بر ما فرو ريختند، و رشته هاى ايمان را دريدند و نسبت به وعده هاى الهى در حفظ و پاسدارى از رسالت پيامبرصلىاللهعليهوآله و دفاع از پرهيزكاران و مومنان چه زشت، عمل كردند.
اما افسوس كه در جهت انتقام گرفتن از پدران (مشرك و منافق) خود كه در جنگ هاى اسلامىعليهالسلام جنگيدند، كشته شدند به دنيا روى آوردند، (و فريب دنيا را خوردند(۲۲۳) )
درباره شكوه ها و غمهاى جانكاه حضرت زهراعليهاالسلام پيامبر گرامى اسلامصلىاللهعليهوآله به اصحاب خويش خبر داد و فرمود:
دختر آنچنان در امواج بلاها و مصيبتها، غمناك و نگران مى شود كه دست به دعا برداشته، از خدا آرزوى مرگ و شهادت مى كند و مى گويد:
حديث ۱۱۸:
يا رب انى قد سئمت الحياه و تبرمت باهل الدنيا فالحقنى بابى الهى عجل وفاتى سريعا
(پرودگارا! از زندگى خسته و روى گردان شده ام و از بندگان دنيا، بلاها و مصيبتهاى ناگوار ديدم، خدايا! مرا به پدرم (رسول خدا) متصل گردان و مرگ مرا زود برسان(۲۲۴)
ف - فدك، حديث شماره ۱۵۳ و ۱۵۹ و ۱۶۰
م - مبارزات سياسى
ح - حوريان بهشتى، حديث ۵۴ شكوه از سلمان فارسى
حضرت زهراعليهاالسلام درباره شفاعت از گنهكاران امت فرمود:
حديث ۱۱۹:
قالت: اذا حشرت يوم القيامه اشفع عصاة امة النبىصلىاللهعليهوآله
(آنگاه كه در روز قيامت برانگيخته شوم، از گنهكاران امت پيامبر اسلامصلىاللهعليهوآله شفاعت خواهم كرد(۲۲۵)
ى - يارى و كمك به شيعيان حديث ۲۱۱
يكى از پيروان اهل بيتعليهالسلام در شهر مدينه همسرش را خدمت حضرت زهراعليهاالسلام فرستاد، تا بپرسد، آيا شوهرم از شيعيان شما مى باشد يا نه؟
حضرت زهراعليهاالسلام پاسخ كلى داد و فرمود:
حديث ۱۲۰:
قالت: ان كنت تعمل بما امرناك و تنتهى عما زجرناك عنه فانت من شيعتنا و الا فلا
(اگر به آن چه به شما امر مى كنيم، عمل مى كنى و از آن چه شما را برحذر مى داريم، دورى مى كنى از شيعيان مايى والا هرگز! !)
آن شخص پس از شنيدن پاسخى كلى، مضطرب شد و با توجه به ضعفها و سستى هاى خود گفت: واى بر من كه هميشه در آتش جهنم خواهم بود، همسرش نگرانى و زارى او را با سخنان مطرح شده، خدمت حضرت زهراعليهاالسلام بازگو نمود.
حضرت فاطمهعليهاالسلام پاسخ داد:
حديث ۱۲۱:
قالت: قولى له: ليس هكذا
شيعتنا من خيار اهل الجنه، و كل محبينا و موالى اوليائنا و معادى اعدائنا، والمسلم بقلبه و لسانه لنا
ليسوا من شيعتنا اذا خالفوا اوامرنا و نواهينا فى سائر الموبقات، و هم مع ذلك فى الجنه
و لكن بعد ما يطهرون من ذنوبهم بالبلايا و الرزايا
اوفى عرصات القيامه بانواع شدائدها
اوفى الطبق الاعلى من جهنم بعذا بها الى ان نستنقذهم بحبنا و ننقلهم اءلى حضرتنا
(از من) به همسرت بگو چنين نيست (كه او قضاوت كرده است) شيعيان ما از بهترين افراد اهل بهشتند و همه دوستان ما و دوستان دوستان ما و دشمنان دشمنان ما همه در بهشت خواهند بود. آرى كسى كه با قلب و زبان تسليم ما اهل بيت شده، اما از اوامر ما سرپيچى كند و نواهى و موارد پرهيز را محترم نشمرد از شيعيان واقعى ما نخواهد بود
گرچه اين گروه نيز پس از پاك شدن از گناهان، و تحمل مشكلات روز قيامت و قرار گرفتن اندك زمانى در طبقات بالاى جهنم و چشيدن عذاب، اهل بهشت خواهند بود و ما به خاطر دوستى شان با ما نجاتشان داده و آنان را به پيشگاه خودمان انتقال خواهيم داد(۲۲۶) )
- ف. فدك حديث ۱۵۴
- ع. آگاهى از شهادت خويش، حديث ۱۳۵ و ۱۳۶ و ۱۳۷
- ع. آگاهى از شهادت خويش، حديث ۱۳۹
پيامبر گرامى اسلامصلىاللهعليهوآله حوادث تلخ آينده را براى حضرت زهراعليهاالسلام توضيح داد، و در تداوم مباحث آينده نگرى، به شهادت حضرت اباعبداللهعليهالسلام اشاره كرد، حضرت فاطمهعليهاالسلام پرسيد:
حديث ۱۲۲:
قالت: يا ابتاه من يقتل ولدى و قره عينى و ثمره فوادى؟
قالصلىاللهعليهوآله شر امه من امتى
قالت: يا اباه اقرا جبرئيل عنى السلام و قل له فى اى موضع يقتل؟(۲۲۷)
قالصلىاللهعليهوآله فى موضع يقال له كربلا! !
(اى پدر! چه كسى فرزندم و نور چشم و ميوه دلم حسينعليهالسلام را شهيد مى كند؟)
فرمود: بدترين افراد امت من
بار ديگر پرسيد:
(اى پدر! سلام مرا به حضرت جبرئيل برسان و از او بپرس كه در كجا حسينعليهالسلام مرا شهيد مى كنند؟)
رسول خداصلىاللهعليهوآله فرمود: در سرزمينى كه به آن «كربلا» مى گويند.
و در روايت ديگرى فرمود:
حديث ۱۲۳:
قالت: يا ابه سلمت و رضيت و توكلت على الله
(اى پدر! در برابر خواسته هاى خدا تسليم و راضى ام و بخدا توكل كرده ام(۲۲۸) )
در يكى روزهاى باردارى حضرت زهراعليهاالسلام پيامبرصلىاللهعليهوآله به دخترش اطلاع داد كه:
حضرت جبرئيل خبرهائى از فرزند تو بما رسانده است كه در كربلا به شهادت مى رسد.
فاطمهعليهاالسلام در حالى كه در هاله اى از غم و اندوه قرار گرفته بود، فرمود:
حديث ۱۲۴:
قالت: ليس لى فيه حاجة يا ابة
(اى پدر! به چنين كودكى نيازى ندارم)
رسول خداصلىاللهعليهوآله ادامه داد كه:
دخترم اين فرزند تو حسينعليهالسلام است و نه امام معصوم از او پديد مى آيند كه عامل تداوم و بقاء دين خدا مى باشند
حضرت زهرا (عليهاالسلام ) فرمود:
قالت يا رسول الله قد رضيت عن الله عزوجل(۲۲۹)
(اى رسول خدا! از خداوند عزيز و بزرگ راضى و سپاسگزارم(۲۳۰) )
هنگام هجوم ناكثان و منافقان به منزل امام علىعليهالسلام ، و دفاع بى نظير و افشاگرانه حضرت زهراعليهاالسلام ، كه با جوابهاى دندان شكن، ادعاهاى آنان را باطل و با بيان حقيقت رسوايشان نمود، و چون شير در برابر صفهاى كينه توزان امروز و فراريان جنگهاى ديروز، ايستاد. و يك تنه از حريم حرمت ولايت دفاع كرد، چاره اى جز خيانت و رسوايى خود نديدند كه در منزل را به آتش كشند و يگانه دخت پيامبرصلىاللهعليهوآله را بين در و ديوار بكوبند.
تاريخ ورق خورد، و برگ سياه ننگ آورى بر پرونده كودتاگران سقيفه افزوده شد، آرى شهادت كودكى كه متولد نشده بود، و اسم «محسن» را جلوترها پيامبر گرامى اسلام براى او انتخاب كرده بود، و شايد رمز اين انتخاب را در اين واقعيت بتوان يافت كه:
حضرت محسنعليهالسلام اول شهيد خط مقدم دفاع از ولايت است
و همه شنيدند كه فاطمهعليهاالسلام خطاب به فضه فرياد زد:
حديث ۱۲۵:
قالت: يا فضه اليك فخذينى فوالله لقد ما فى احشائى من حمل
(آه اى فضه! مرا درياب، سوگند به خدا، فرزندى كه در شكم داشتم به شهادت رسيد(۲۳۱)
- ش - شادى فاطمهعليهاالسلام حديث ۹۹
- م - معجزات حديث ۱۹۸
جابر بن عبدالله انصارى مى گويد:
وارد منزل امام علىعليهالسلام شدم، صحيفه اى در دستان فاطمهعليهاالسلام ديدم، كه رنگ سبز زيباى آن مرا به ياد زمرد انداخت و در آن كتابى قرار داشت به سفيدى و روشنى نور خورشيد، گفتم: پدر و مادرم فداى شما، اى دختر رسول خدا! آن چيست كه در دستان شما قرار دارد؟ پاسخ داد:
حديث ۱۲۶:
قالت: هذا لوح اهداه الله الى ابى رسول اللهصلىاللهعليهوآله فيه اسم ابى واسم بعلى واسم ابنى و اسماء الاوصياء من ولدى فاعطانيه ليبشرنى بذلك
(اين كتابى است كه خداوند آن را به پدرم رسول خداصلىاللهعليهوآله اهداء فرمود، در اين كتاب نام پدرم، و نام شوهرم (امام على عليه السلام) و نام دو فرزندم و امامانى كه از فرزندانم مى باشند، نوشته شده است، اين كتاب به من هديه شده است، اين كتاب به من هديه شده است تا بشارت فرح بخشى براى من باشد(۲۳۲) )
جابر پرسيد: آيا اجازه مى دهيد اين كتاب را مشاهده و مطالعه كنم؟
فرمود: نه ممكن نيست، مطالب موجود در اين كتاب را فقط پيامبر خداصلىاللهعليهوآله و امام علىعليهالسلام و امامان معصومعليهماالسلام مى توانند مطالعه نمايند.(۲۳۳)
آن چه از روايات اسلامى و توضيحات حضرت زهراعليهاالسلام معلوم مى شود اين است كه مطالب و مباحث صحيفه فاطمهعليهاالسلام جزو اسرار الهى است كه فقط در اختيار رهبران معصومعليهمالسلام قرار مى گيرد.
جابر بن عبدالله انصارى مى گويد: خدمت حضرت زهراعليهاالسلام رسيدم، كتاب صحيفه را با رنگى سفيد و روشن در دستان مبارك آن حضرت مشاهده كردم، پرسيدم:
اين كتاب زيبا چيست؟ آيا اجازه مى دهيد آن را مطالعه كنم؟ پاسخ داد:
حديث ۱۲۷:
قالت: فيها اسماء الائمه من ولدى يا جابر لولا النهى لكنت افعل، لكنه قد نهى ان يمسها الا النبى او وصى نبى او اهل بيت نبى(۲۳۴)
(در اين صحيفه اسامى امامانى ثبت شده است كه همه از فرزندان من مى باشند. اى جابر! اگر نهى نشده بود كه غير از ما آن را ننگرند، اجازه مى دادم كه مطالعه نمايى، هيچ كس حق ندارد، اين صحيفه را مطالعه كند، مگر رسول خدا يا وصى پيامبرصلىاللهعليهوآله يا اهل بيت پيامبرصلىاللهعليهوآله (۲۳۵)
مطالب و مباحث صحيفه حضرت زهراعليهاالسلام جزو اسرار الهى بوده و فقط در اختيار اهل بيت پيامبرصلىاللهعليهوآله قرار داشت، اما برخى از اصحاب رسول خدا مانند جابر بن عبدالله انصارى با اجازه حضرت زهراعليهاالسلام فقط از مباحث كلى آن تا حدودى اطلاع پيدا كرده و يا برخى از صفحات آن را ديده اند.
جابر نقل مى كند: خدمت حضرت زهراعليهاالسلام رسيدم، صحيفه نورانى را ديدم، پرسيدم چه كتابى است؟ فرمود:
حديث ۱۲۸:
قالت: هذا لوح اهداه الله الى رسول اللهصلىاللهعليهوآله فيه اسم ابى و اسم بعلى واسم ابنى و اسماء الاوصياء من ولدى فاعطانيه ليسرنى
قال جابر، فيه اثنا عشر اسماء قلت اسماء من هولاء؟
قالت: هذه اسماء الاوصياء اولهم ابن عمى و احد عشر من ولدى آخرهم القائمعليهالسلام
قال جابر: فرايت فيها محمدا فى ثلاثه مواضع و عليا فى اربعه مواضع
(اين كتابى است كه خدا آن را به پيامبرصلىاللهعليهوآله اهدا فرمود: در اين كتاب نام پدرم و شوهرم و اسم دو فرزندم و امامانى كه همه از فرزندان من مى باشند وجود دارد، رسول خدا آن را به من عطاء فرمود، تا خوشحالم كند.
جابر گفت: دوازده نامى كه در اين كتاب است چه كسانى مى باشند؟
فرمود:
(اين نام هاى جانشينان پيامبر، اول آنها علىعليهالسلام و يازده نفر ديگر كه همه از نسل من مى باشد و آخرين آنها حضرت قائمعليهالسلام است(۲۳۶) )
راه مصرف صدقات، حديث ۱۴۲
صله رحم، حديث ۵۷
صبر و بردبارى فاطمهعليهاالسلام ، حديث ۱۶۲
ع - عرفان فاطمهعليهاالسلام از زبان علىعليهالسلام ، حديث ۱۳۰
الف - اخلاص در عبادت، حديث ۶
الف - شب ازدواج، حديث ۱۲ و ۱۳۰
خ - خداشناسى
د- دنيا و دنيازدگى
م - معجزات و كرامات، ح ۱۹۷ و ۱۹۸ و ۱۹۶
ز- ساده زيستى و كار روزانه، حديث ۸۸
در آن روزهاى سخت و مصيبت بار آغاز بعثت رسول اكرمصلىاللهعليهوآله كه از هر طرف، فشارهاى اقتصادى و اجتماعى و روانى به خانواده پيامبرصلىاللهعليهوآله تحميل مى شد، و دروغگويان بى پروا و بت پرستان بى ايمان، دعوت الهى رسول خدا را تكذيب مى نمودند، حضرت خديجه نگران آينده و تنهائى پيامبرصلىاللهعليهوآله ، و نيز نگران مصيبت ها و چگونگى مقابله با انواع تهاجمات قريش بود.
او، دلتنگ و مضطرب نشسته بود كه صداى دلنوازى او را آرامش بخشيد، فاطمه زهراعليهاالسلام در شكم مادر، به دلدارى مادر پرداخت و فرمود:
حديث ۱۲۹:
قالت: يا اماه لا تحزنى و لا ترهبى فان الله مع ابى
(مادر جان! اندوهگين و مضطرب نباش زيرا پروردگار جهانيان يار و ياور پدرم (رسول اللهصلىاللهعليهوآله مى باشد(۲۳۷) )
روزى كه حضرت خديجهعليهاالسلام از دنيا رفت، حضرت زهراعليهاالسلام به دور پدر مى چرخيد و مى پرسيد:
حديث ۱۳۰:
قالت: يا ابه اين امى
(پدر جان، مادرم كجاست؟)
جبرئيلعليهالسلام فرمود: يا رسول الله! سلام ما را به فاطمه برسان، و به او اطلاع بده كه مادرش خديجه در خانه هاى بهشتى با آسيه و مريم زندگى مى كند.
قالت: ان الله هو السلام و منه السلام و اليه السلام(۲۳۸)
(بدرستى كه خدا حقيقت اسلام است و از اوست سلام و سلام به سوى اوست(۲۳۹)
پيامبر اسلامصلىاللهعليهوآله پس از ازدواج حضرت علىعليهالسلام و فاطمهعليهاالسلام ، و سپرى شدن مراسم عروسى، ابتدا از علىعليهالسلام پرسيد: همسرت فاطمهعليهاالسلام را چگونه يافتى؟
امام پاسخ داد:
نعم العون على طاعه الله
(خوب يار و ياورى است در اطاعت كردن از خدا)
سپس از دخترش پرسيدند: شوهرت را چگونه يافتى؟ فرمود:
حديث ۱۳۱:
قالت: خير بعل
(بهترين شوهر است(۲۴۰) )
امام علىعليهالسلام نقل كرد كه روزى يكى از زنان مدينه خدمت زهراعليهاالسلام رسيد و گفت:
مادر پيرى دارم كه در مسائل نماز سوالاتى دارد، و مرا فرستاده است تا مسائل شرعى نماز را از شما بپرسم
حضرت زهراعليهاالسلام فرمود: بپرس.
و آنگاه مسائل فراوانى مطرح كرد و پاسخ شنيد
در ادامه پرسشها، آن زن خجالت كشيد و گفت:
اى دختر رسول خداصلىاللهعليهوآله ! بيش از اين نبايد شما را به زحمت اندازم حضرت فاطمهعليهاالسلام فرمود:
حديث: ۱۳۲
قالت: هاتى وسلى عما بدا لك، ارايت من اكترى يوما يصعد الى سطح بحمل ثقيل و كراه ماءة الف دينار يثقل عليه؟
قالت: لا
فقالت: اكتريت انا بكل مساله باكثر من مل ء ما بين الثرى الى العرش لؤ لؤ ا فاحرى ان لا يثقل على(۲۴۱)
(باز هم بيا و آن چه سوال دارى بپرس، آيا اگر كسى را روزى اجير نمايند كه بار سنگينى را به بام ببرد و در مقابل صد هزار دينار طلا مزد بگيرد، چنين كارى براى او دشوار است؟
گفت: خير، حضرت ادامه داد:
من هر مساله اى را كه پاسخ مى دهم، بيش از فاصله بين زمين و عرش گوهر و لؤ لؤ پاداش مى گيرم، پس سزاوارتر است كه بر من سنگين نيايد(۲۴۲) )
شخصى از مومنين مدينه روايتى را از حضرت زهراعليهاالسلام درخواست نمود، حضرت به فضه فرمود، آن روايت را كه بر كاغذى نوشته شده است بياور، پس از جستجوى فراوان اطلاع داد كه روايت مورد نظر گم شده است، حضرت زهراعليهاالسلام ناراحت شده فرمود:
حديث ۱۳۳:
ويحك اطلبيها فانها تعدل عندى حسنا و حسينا(۲۴۳)
(واى بر تو، بگرد و پيدا كن، زيرا ارزش معنوى اين حديث نزد من برابر با ارزش حسن و حسينعليهماالسلام است(۲۴۴) )
با توجه به اين رهنمود ارزشمند، نكات ظريفى نسبت به ارزش علم و تحقيقات اسلامى براى ما روشن مى شود، مانند:
۱- حضرت زهراعليهاالسلام تمام روايات و احاديث پيامبرصلىاللهعليهوآله را مى نوشت.
۲- احاديث نوشته شده را طورى نگهدارى مى فرمود كه زود متوجه مى شد، فلان روايت در جاى خود قرار دارد يا نه؟ (سيستم بايگانى روايات داشت.)
۳- آيا در جهان علم مى توان كسى را سراغ داشت كه ارزش يك روايت را با ارزش فرزندانش، همانند امام حسن و امام حسينعليهمالسلام برابر بداند؟
الف - روايت اسماء
اسماء بنت عميس، همسر جعفر طيار مى گويد:
هنگام شهادت حضرت زهراعليهاالسلام در كنار او بودم، به من فرمود:
حديث ۱۳۴:
ان جبرئيل اتى النبى لما حضرته الوفاه بكافور من الجنه، فقسمه اثلاثا، ثلثا لنفسه، و ثلثا لعلى و ثلثا لى و كان اربعين درهما
فقالت يا اسماء ايتينى ببقيه حنوط والدى فضعيه عند راسى وانتظرينى هنيهة ثم ادعينى فان اجبتك و الا فاعلمى انى قد قدمت على ابى(۲۴۵)
(هنگام وفات پيامبرصلىاللهعليهوآله ، حضرت جبرئيل مقدارى از كافور بهشتى براى رسول خدا آورد پيامبرصلىاللهعليهوآله آن را سه قسمت كرد. يك قسمت آن را براى خود برداشت، و قسمت ديگر آن را براى على (عليه السلام) و قسمت آخر آن را براى من گذاشت كه (وزن) آن چهل درهم بود.
اى اسماء آن مقدار كافور را بياور و كنار سرم بگذار، اندكى صبر كن و در انتظار من باش سپس مرا صدا بزن، اگر جواب تو را ندادم، بدان كه به پدرم رسول خداصلىاللهعليهوآله ملحق شده ام)
اسماء مى گويد: اندكى صبر كردم و آنگاه فاطمهعليهاالسلام را صدا زدم، جوابى نشنيدم، دانستم كه به ملكوت اعلى پيوسته است.
ب - روايت سلمى
«سلمى ام بنى رافع» نقل مى كند كه:
در لحظه هاى واپسين زندگانى حضرت زهراعليهاالسلام در خدمتش بودم، آبى براى غسل و شستشوى بدن خواست. فورا آماده كردم. سپس فرمود: لباسهاى تازه مرا بياوريد.
لباسهاى آن حضرت را آوردم، آنها را پوشيد و وارد اطاق خود شد، و در بستر استراحت رو به قبله قرار گرفت، آنگاه خطاب به من فرمود:
حديث ۱۳۵:
قالت: يا اماه انى مقبوضة الآ۰ن انى قد فرغت من نفسى و انى قد اغتسلت فلا يكشفنى احد(۲۴۶)
اى مادر! من در همين لحظه، قبض روح مى شوم و به سوى پروردگارم خواهم رفت، بدرستى كه از جانم فارغ شدم. من غسل كرده ام (و با لباسهاى پاكيزه آرميدم،) پس هيچكس لباس از تن من برنگيرد(۲۴۷)
پس از آن دست راست خود را زير سر نهاد و روى به قبله آرميد و جان به جان آفرين تسليم فرمود.
الف - روايت ابن عباس
ابن عباس نقل مى كند:
حضرت زهراعليهاالسلام در لحظه هاى واپسين شهادت، دست حسن و حسينعليهمالسلام را گرفت و به طرف قبر رسول خدا شتافت، سپس بين قبر و منبر پيامبرصلىاللهعليهوآله دو ركعت نماز خواند، پس از نماز، حسن و حسينعليهمالسلام را در آغوش خود فشرد و با آنها وداع نمود و فرمود:
پدرتان علىعليهالسلام در حال نماز خواندن است، پيش پدر بمانيد.
آنگاه خود به سوى منزل حركت كرد. همسر جعفر طيار «اسماء» را صدا زد و فرمود:
حديث ۱۳۶:
قالت: لا تفاقدينى فانى فى هذا البيت واضعه جنبى ساعه، فاذا مضت ساعه و لم اخرج فنادينى، فان اجبتك فادخلى والا فاعلمى انى الحقت برسول اللهصلىاللهعليهوآله
(اى اسماء! جايى نمى روم، در اين اطاق ساعتى استراحت مى كنم، پس از گذشت يك ساعت، اگر از اطاق بيرون نيامدم، مرا صدا كن، اگر جوابت دادم وارد شو، اما اگر پاسخى نشنيدى، بدان كه به رسول خداصلىاللهعليهوآله پيوسته ام (و اين دنيا بار سفر بستم(۲۴۸) ))
ب - رازگوئى با همسر
حضرت زهراعليهاالسلام در ساعات آخر زندگانى خويش با امام على عليه السلام رازى را افشا كرد، و از لحظه هاى وفات خويش خبر داد:
حديث ۱۳۷:
قالت: يا اباالحسن، رقدت الساعه فرايت حبيبى رسول اللهصلىاللهعليهوآله قصر من الدر الابيض، فلما رآنى قالصلىاللهعليهوآله : «هلمى الى يا بنيه فانى اليك مشتاق» فقلت والله انى لاشد شوقا منك الى لقائك، فقال: «انت الليله عندى» و هو الصادق لما وعد والموفى لما عاهد
(اى اباالحسن! در همين ساعت به خواب رفته بودم، محبوبم، رسول خدا را در قصرى از مرواريد سفيد ديدم، چون مرا ديد، فرمود: دخترم! به نزد من بشتاب كه سخت مشتاق توام، پاسخ دادم: سوگند به خدا، اشتياق من براى زيارت شما شديدتر است، در اين هنگام پدرم فرمود: تو امشب در پيش ما خواهى بود، رسول خدا آن چه وعده دهد، راست است و به آن چه عهد و پيمان بندد وفا مى كند(۲۴۹) )
در زمزمه ها شاعرانه، از مشكلات اقتصادى، و سپس به شهادت حضرت اباعبداللهعليهالسلام در كربلا، اشاره مى فرمايد:
حديث ۱۳۸:
امسوا جياعا و هم اشبالى |
اصغرهم يقتل فى القتال |
|
بكربلا يقتل باغتيال |
لقاتليه الويل مع وبال |
۱- فرزندانم ديشب را گرسنه به روز آوردند، كوچكترين آنان «حسين» در ميدان جنگ كشته مى شود.
۲- در كربلا فرزندم را با حيله و تزوير شهيد مى كنند، نكبت و عذاب بر قاتلانش باد(۲۵۰)
عمار ياسر نقل مى كند: روزى حضرت فاطمهعليهاالسلام خطاب به حضرت اميرالمؤمنين فرمود:
حديث ۱۳۹:
ادن لاءحدثك بما كان و بما هو كائن و بما لم يكن الى يوم القيامه حين تقوم الساعه(۲۵۱)
(على جان! نزديك بيا تا اطلاع دهم، شما را از آن چه درگذشته اتفاق افتاد و آن چه در حال به وقوع پيوستن است و آن چه در آينده رخ خواهد داد(۲۵۲)
هنگام وفات غمبار رسول خداصلىاللهعليهوآله ، تا سخنان پدر را شنيد كه فرمود:
براى فرزندانم گريه مى كنم «ابكى لذريتى» بشدت گريست.
رسول خداصلىاللهعليهوآله فرمود: دخترم گريه مكن، آرام باش!
حضرت فاطمهعليهاالسلام پاسخ داد:
حديث ۱۴۰:
لست ابكى لما يصنع بى من بعدك و لكنى ابكى لفراقك يا رسول الله(۲۵۳)
(پدرم براى آن چه بعد از تو بر ما روا مى دارند، گريه نمى كنم، بلكه گريه من از فراق و دورى تو است اى رسول خدا(۲۵۴) )
بعضى در مبارزه و دفاع از آينده خويش بى خبرند، و گروهى نمى دانند كه سرنوشت آنها در جهاد و مبارزه به كجا مى انجامد؟
اما يگانه دخت پيامبرصلىاللهعليهوآله از آينده دفاع و مبارزه خويش باخبر بود، و از شهادت خود خبر مى داد؟ روزى به امام علىعليهالسلام فرمود:
حديث ۱۴۱:
قالت: يا اباالحسن ان رسول الله عهد الى و حدثنى انى اول اهله لحوقا به و لا بد منه فاصبر لامر الله تعالى و ارض بقضائه
(اى اباالحسن! همانا رسول خداصلىاللهعليهوآله با من پيمان بسته و خبر داده است كه من اول كسى خواهم بود كه به آن حضرت مى پيوندم و گريزى از آن نيست، در برابر اوامر و فرمان و خواست خداوند بزرگ بردبار و به حكم او راضى باش(۲۵۵)
پس از استقرار حكومت كودتائى سقيفه، ابوبكر، بر اساس مشورت با صاحب نظران خود، فدك را كه رسول خداصلىاللهعليهوآله در دوران زندگانى خود به امر الهى به فاطمهعليهاالسلام بخشيده بود، غصب و كارگران آن حضرت را بيرون كرده و آن مزرعه را در اختيار خود گرفت.
حضرت زهراعليهاالسلام براى اثبات حقانيت خويش چنين فرمود:
حديث ۱۴۲:
قالت: اما فدك فان الله عزوجل انزل على نبيه قرانا يامر فيه باتيان حقى قال الله تعالى
«فآت ذاالقربى حقه»
فكنت انا و ولدى اقرب الخلائق الى رسول اللهصلىاللهعليهوآله فنحلنى و ولدى فدكا
فلما تلا عليه جبرئيلعليهالسلام «والمسكين و ابن سبيل» فقال رسول اللهصلىاللهعليهوآله :
اليتامى: الذين ياتمون بالله و برسوله و بذى القربى
والمساكين: الذين اسكنوا معهم فى الدنيا والاخره
وابن السبيل: الذى يسلك مسلكهم
قال عمر: فاذا الخمس والفى ء كله لكم و لمواليكم؟
فقالت: اما فدك، فاوجبها الله لى و لولدى دون موالينا و شيعتنا و اما الخمس فقسمه الله لنا و لموالينا و اشياعنا كما يقراء فى كتاب الله.
قال: فما لسائر المهاجرين و الانصار و التابعين؟
قالت: ان كانوا موالينا و من اشياعنا فلهم الصدقات التى قسمها الله و اوجبها فى كتابه
فان الله عزوجل رضى بذلك و رسوله رضى به
قسم على الموالاه والمتابعه لا على المعاداه والمخالفه، و من عادانا فقد عادى الله و من خالفنا فقد خالف الله و من خالف الله فقد استوجب من الله العذاب الاليم و العقاب الشديد فى الدنيا و الاخره
قال: هاتى بينه يا بنت محمد على ما تدعين.
قالت: قد صدقتم جابر بن عبدالله و جرير بن عبدالله، لم تساءلوهما البينه و بينتى فى كتاب الله.(۲۵۶)
(اما درباره فدك، همانا خداوند بزرگ قرآن را بر پيامبرش نازل فرمود، و در آن امر كرد كه حق من داده شود.)
«آت ذالقربى حقه»
چون من و فرزندانم نزديكترين مردم به پيامبرصلىاللهعليهوآله بوديم. رسول خدا فدك را به من و فرزندانم اعطا فرمود و آن گاه كه حضرت جبرئيل آيه «درماندگان و مسافران(۲۵۷) » را بر پيامبر اسلام تلاوت كرد، پدرم فرمود:
«يتيمان و مساكين» كسانى هستند كه در سايه بارگاه الهى دست بر دامان پيامبر خدا و خاندانش دارند و با فاطمه و فرزندان او زندگى مى كنند در دنيا و آخرت و «ابن السبيل» آنهايند كه راه اهل بيتعليهاالسلام را مى روند)
عمر (با حالت اعتراض) گفت:
پس خمس و غنائم جنگى و اموال عمومى كشور همه مال شما و پيروان شماست؟ !
پاسخ داد:
(اما باغهاى فدك، خداوند در قرآن (بخشيدن) آن را به من و فرزندانم واجب كرده است، غير از پيروان و شيعيان ما. اما خمس را خداوند براى ما و عموم پيروان و شيعيان ما تقسيم فرموده است، همان گونه كه در قرآن خوانده مى شود)
(عمر) ديگر بار پرسيد: پس سهم ديگر مهاجرين و انصار و تابعين چيست؟
فاطمهعليهاالسلام توضيح داد:
(آنها اگر پيروان و شيعيان ما باشند، از صدقات مشخص شده در كتاب خدا بهره مند مى باشند. خداوند بزرگ و پيامبرش به اين گونه تقسيم اموال عمومى رضايت داده اند كه ميزان بهره بردن از اموال عمومى، دوستى و اطاعت از خدا و اهل بيتعليهمالسلام است نه دشمنى و مخالفت، و (آگاه باشيد) هر كس با ما دشمنى كند با خدا دشمنى كرده است. هر كس با ما مخالفت كند با خدا مخالفت كرده است و آن كسى كه با خدا دشمنى و مخالفت كند، عذاب دردناك و مجازات شديد از ناحيه خداوند در دنيا و آخرت بر او واجب مى گردد.)
عمر (خود را به بيراهه زده، پس از شنيدن اينهمه آيات و استدلالهاى روشن قرآنى) گفت: اى دختر محمد! براى ادعاى خود دليل و مدرك بياور!
حضرت فاطمهعليهاالسلام جواب داد:
(شما جابر بن عبدالله و جرير بن عبدالله را قبول داريد و سخن آنان را تصديق مى كنيد و از آنها دليل و مدرك نمى خواهيد «هر چه خواستند و گفتند پذيرفتند و به آنها داديد» (چه شده است كه از من دليل و بينه مى طلبيد؟) مدرك من در قرآن است(۲۵۸) )
حضرت زهراعليهاالسلام در مطالبه حق خود نسبت به فدك، خطاب به ابوبكر فرمود:
قالت: ان رسول اللهصلىاللهعليهوآله جعل لى فدك فاعطنى اياها
(پيامبر اسلام فدك را براى من قرار داده است فدك را بمن برگردانيد(۲۵۹) )
و در سخنان ارزشمند ديگرى فرمود:
حديث ۱۴۴:
قالت: يا ابابكر لم تمنعنى ميراثى من ابى رسول الله و اخرجت وكيلى من فدك و قد جعلها لى رسول اللهصلىاللهعليهوآله باءمر الله تعالى(۲۶۰)
(اى ابوبكر! چرا مانع رسيدن من به ميراث پدرم مى شوى؟ و كارگزاران مرا از فدك بيرون كردى؟ در صورتى كه رسول خدا به امر پروردگار فدك را به من بخشيده است(۲۶۱)
وقتى آيه «و آت ذالقربى حقه» نازل شد، جبرئيل به رسول خدا عرض كرد:
«اعط فاطمه فدكا»
( (يا رسول الله) فدك را به فاطمهعليهاالسلام عطا كن)
پيامبر اسلام، نزول آيه و امر الهى را به فاطمه زهراعليهاالسلام ابلاغ فرمود و ادامه داد:
فيمنعوك اياه من بعدى
(دخترم! فدك مال تو است، در آن تصرف نما، گرچه مى دانم، پس از من آن را غصب مى كنند و از دست تو مى گيرند)
حضرت فاطمهعليهاالسلام فرمود:
حديث ۱۴۵:
قالت: لست احدث فيها حدثا و انت حى
انت اولى بى من نفسى و مالى لك... انفذ فيها امرك
(اى رسول خدا) تا زنده اى من هرگز در (باغات) فدك تصرفى نخواهم كرد. تو بر من سزاوارترى و اموال من، مال تو است، اما براى اثبات حق من در فدك، مدرك و سند آن را محكم و استوار فرما)
آنگاه رسول گرامىصلىاللهعليهوآله مردم را منزل خويش جمع كرد و حكم الهى را به همگان ارائه فرمود.(۲۶۲)
امام باقرعليهالسلام نقل فرمود: رسول خداصلىاللهعليهوآله پس از نزول آيه «ذى القربى» فاطمه زهرا را طلبيد و سند فدك را به اسم آن حضرت نوشت كه پس از غصب فدك، آن را به ابوبكر نشان داد و فرمود:
حديث ۱۴۶:
قالت: هذا كتاب رسول اللهصلىاللهعليهوآله لى و لابنى(۲۶۳)
(اين نامه را رسول خداصلىاللهعليهوآله براى من و فرزندانم نوشته است)
انس بن مالك نقل مى كند:
حضرت زهراعليهاالسلام پس از غصب باغهاى فدك خطاب به ابوبكر فرمود:
حديث ۱۴۷:
قالت: لقد علمت الذى ظلمتنا عنه اهل البيت من الصدقات و ما افاء الله علينا من الغنائم فى القرآن سهم ذوى القربى
«واعلموا انما غنمتم من شى ء فان لله خمسه و للرسول و لذى القربى(۲۶۴) »
قال ابوبكر: يسلم اليكم كاملا؟
قالت: افلك هو؟ و لا قربائك؟
قال ابوبكر: اصرف فى مصالح المسلمين
قالت: ليس هذا حكم الله تعالى ان رسول اللهصلىاللهعليهوآله لم يعهد الى فى ذلك بشى ء الا انى سمعته يقول لما انزلت هذه الآية «واعلموا انما غنمتم... »
ابشروا آل محمد فقد جاءكم الغنى(۲۶۵)
قال ابوبكر: لم يبلغ علمى من هذه الايه ان اسلم اليكم هذا السهم كله كاملا
(اى ابوبكر!) تو مى شناسى و مى دانى كه حق ما اهل بيت غصب شده است حقى كه از صدقات و غنائم داريم كه خداوند در آيه مربوط به غنائم و مصرف خمس آن را توضيح داده است
«اگر بخدا و آنچه بر بنده خود در روز فرقان كه دو گروه بهم رسيدند، نازل كرديم، ايمان آورده ايد، بدانيد هرگاه چيزى را به غنيمت گرفتيد، خمس آن براى خداوند و پيامبر و خويشاوندان و يتيمان و مسكينان و در راه ماندگان است»
ابوبكر گفت: آيا فدك را بطور كامل بايد تسليم شما كنم و (مال شماست؟)
حضرت زهراعليهاالسلام پاسخ داد:
(آيا فدك مال تو است؟ و يا به نزديكان تو اختصاص دارد؟)
ابوبكر گفت: من آن را در رابطه با مصالح مسلمين خرج مى كنم.
حضرت زهراعليهاالسلام فرمود:
(اين حكم الهى نيست (كه اموال مشخص مردم را تصاحب كنى) و پدرم رسول خدا چنين دستورى بما نداده است. در صورتى كه از پدرم رسول خداصلىاللهعليهوآله پس از نزول آيه ۴۱ انفال شنيدم كه فرمود: بشارت باد اى فرزندان محمدصلىاللهعليهوآله كه مايه غنا و بى نيازى شما رسيده است)
ابوبكر كه ديگر عذرى نمى توانست بياورد، به تفسير شخصى خويش متوسل شد و گفت:
علم من اجازه نمى دهد كه طبق اين آيه، فدك را تماما به شما تحويل دهم(۲۶۶)
جاى بسى شگفتى است، رسول گرامى اسلامصلىاللهعليهوآله پس از نزول همين آيه، فدك را به فاطمهعليهاالسلام مى بخشد، اما علم ابوبكر برابر قرآن و فرمان الهى و عمل رسول خداصلىاللهعليهوآله اجازه نمى دهد تا دست از غصب فدك بردارد؟ !
جابربن عبدالله انصارى نقل مى كند كه حضرت زهراعليهاالسلام پس از غصب فدك به ابوبكر فرمود:
حديث ۱۴۸:
قالت: اعطنى ميراثى من ابى رسول اللهصلىاللهعليهوآله
(ميراث پدرم را به من بازگردان.)
ابوبكر گفت: پيامبر ارث نمى گذارد. «النبى لا يورث»
فقالت: الم يرث سليمان داود؟
(آيا سليمان (پيغمبر) از داوود پيغمبر ارث نبرده است؟(۲۶۷) )
ابوبكر عصبانى شد و پاسخ داد: «پيامبر ارث نمى گذارد»
فقالت: الم يقل زكريا فهب لى من لدنك وليا يرثنى و يرث من آل يعقوب؟(۲۶۸)
(آيا زكرياى پيامبر نفرمود كه خدايا فرزندى به من عطا فرما تا از من و از آل يعقوب ارث ببرد؟)
ابوبكر تكرار كرد كه «پيامبر ارث نمى گذارد»
فقالت: الم يقل يوصيكم الله فى اولادكم للذكر مثل حظ الانثيين؟(۲۶۹)
حضرت زهراعليهاالسلام ادامه داد كه:
(اى ابوبكر! آيا قرآن كريم نفرموده است كه خدا وصيت كرده در فرزندان شما، پسر دو برابر دختر ارث مى برد؟ «پس ارث دختر از پدر غير قابل انكار است»)
و ابوبكر همان سخن اول خود را كه مخالف آيات قرآن بود تكرار كرد كه «پيامبر ارث نمى گذارد(۲۷۰) »
حضرت زهراعليهاالسلام وقتى غصب فدك را محكوم كرد، از ابوبكر پرسيد: چرا ارث مرا از رسول خدا غصب كرديد؟
ابوبكر پاسخ داد: پيامبر ارث نمى گذارد.
حضرت فاطمهعليهاالسلام با آيات قرآن ادعاى او را مردود شمرد و فرمود:
حديث ۱۴۹:
قالت اكفرت بالله؟ و كذبت بكتابه؟ قال الله:
يوصيكم الله فى اولادكم للذكر مثل حظ الانثيين(۲۷۱)
(ابوبكر! آيا به خدا كافر شده اى و كتاب خدا را تكذيب كرده اى؟ خداوند در قرآن كريم فرموده است: وصيت مى كند خداوند شما را درباره فرزندانتان كه پسر دو برابر دختر ارث مى برد.(۲۷۲) )
حضرت زهراعليهاالسلام پس از غصب فدك در يك مناظره كوبنده از ابوبكر سئوال كرد:
حديث ۱۵۰:
قالت: يا ابابكر من يرثك اذا مت؟
(اى ابوبكر چه كسى از تو ارث مى برد، هنگامى كه مردى؟)
ابوبكر پاسخ داد: (زن و فرزندانم)
حضرت زهرا ادامه داد:
فما لى لا اءرث رسول اللهصلىاللهعليهوآله ؟
(پس چه شده است كه من (دختر رسول خدا) از پدرم ارث نمى برم؟)
ابوبكر پاسخى نداشت. فقط ادعاى خود را مطرح كرد كه «پيامبر ارث نمى گذارد»
حضرت زهراعليهاالسلام در حالى كه خشمى مقدس همه وجود او را گرفته بود، فرمود:
حديث ۱۵۱:
قالت: والله لاءدعون الله عليك و الله لا اكلمك بكلمه ما حييت(۲۷۳)
(سوگند به خدا تو را نفرين مى كنم، سوگند به خدا تا زنده ام كلمه اى با تو صحبت نخواهم كرد(۲۷۴) )
امام صادقعليهالسلام نقل فرمود: پس از غصب فدك با ادعاى ساختگى ابوبكر كه «پيامبر ارث نمى گذارد»، حضرت زهراعليهاالسلام خطاب به ابوبكر فرمود:
حديث ۱۵۲:
قالت: يا ابابكر ادعيت انك خليفه ابى و جلست مجلسه و انك بعثت الى وكيلى فاخرجته من فدك و قد تعلم ان رسول اللهصلىاللهعليهوآله تصدق بها على و ان بذلك شهودا
قال ابوبكر: ان النبى لا يورث
قالت: زعمت ان النبىصلىاللهعليهوآله لا يورث
«و ورث سليمان داود(۲۷۵) »
و ورث يحيى زكريا
و كيف لا ارث انا ابى؟
قال ابوبكر ان عائشه و عمر شهدا انهما سمعا رسول اللهصلىاللهعليهوآله يقول ان النبى لا يورث.
(اى ابوبكر! ادعاى خلافت و جانشينى پدرم را دارى و بر جاى او نشسته اى و آنگاه افرادى را به سوى وكيل من در فدك فرستادى و او را بيرون كردى! در حالى كه خوب مى دانى رسول خداصلىاللهعليهوآله فدك را به من بخشيده است و من بر اين بخشش گواهانى دارم.)
ابوبكر گفت: پيامبر ارث نمى گذارد.
حضرت زهراعليهاالسلام براى اثبات ارث پيامبران از آيات قرآن استفاده كرد و فرمود:
(و گمان دارى كه پيامبر ارث نمى گذارد. در صورتى كه در قرآن آمده است: «حضرت سليمان از داوود پيامبر ارث برد» و حضرت يحيى از زكريا ارث برده است، چگونه من از پدرم ارث نمى برم؟)
ابوبكر كه جوابى نداشت، گفت:
(عائشه و عمر شهادت مى دهند كه رسول خدا فرمود:
پيامبر ارث نمى گذارد
«ناگهان از حديث جعلى به شهادت آن دو تن تنزل كرد»
حضرت زهراعليهاالسلام جواب داد:(۲۷۶)
حديث ۱۵۳:
قالت: فقالت: هذا اول شهاده زور شهدا بها فى الاسلام، فان فدكا انما هى تصدق بها على رسول اللهصلىاللهعليهوآله ولى بذلك بينه
(اين اولين شهادت باطل است كه آن دو تن در اسلام گواهى دادند. زيرا فدك به من بخشيده شده و رسول خدا آن را به من عطا فرمود و بر اين بخشش دليل و مدرك دارم.(۲۷۷) )
پس از آنكه ابوبكر در برابر استدلالهاى روشن قرآنى حضرت زهراعليهاالسلام جوابى براى غصب فدك نداشت، و براى اثبات حديث جعلى به شهادت عائشه و عمر متوسل شد، لازم بود در برابر شهادت دروغين آنها از شهادت شاهدان صادق استفاده شود.
از اين رو، ام ايمن و اسماء بنت عميس به نفع حضرت زهراعليهاالسلام در اعطاى فدك از طرف رسول خدا به دخترش گواهى دادند
اما عمر و ابوبكر تسليم نمى شدند.
حضرت فاطمهعليهاالسلام فرمود:
حديث ۱۵۴:
فقالت: الم تسمعا من ابى رسول اللهصلىاللهعليهوآله يقول:
اسماء بنت عميس و ام ايمن من اهل الجنه؟
قالا بلى.
فقالت: امراءتان من الجنة تشهدان بباطل؟
ثم قالت قد اخبرنى ابى بانى اول من يلحق به فوالله لاءشكونهما(۲۷۸)
(آيا مگر از پدرم رسول اللهصلىاللهعليهوآله نشنيده ايد كه فرمود: اسماء و ام ايمن از اهل بهشتند؟(۲۷۹) )
ابوبكر و عمر گفتند: آرى شنيديم.
حضرت فاطمهعليهاالسلام فرمود:
(پس چرا با شهادتشان فدك را تحويل من نمى دهيد؟) آيا دو زن بهشتى به باطل شهادت داده اند؟)
و چون پاسخ مثبتى از آن دو نفر نشنيد در حالى كه درد آلود، رسول خدا را مى خواند، فرمود:
(پيامبر خدا مرا خبر داده است، من اول كسى هستم كه به آن حضرت ملحق مى گردم. پس سوگند به خدا كه از ابوبكر و عمر در حضور پيامبر شكايت مى كنم.)
و در روايت ديگرى آمده است كه پس از شهادت باطل عائشه و عمر در اثبات حديث ادعايى ابوبكر، حضرت زهراعليهاالسلام از اميرالمومنينعليهالسلام و ام ايمن كه شاهدان صادق اعطاى فدك از طرف رسول خداصلىاللهعليهوآله به دخترش بودند، درخواست گواهى نمود
امام علىعليهالسلام و ام ايمن شهادت دادند كه «فدك را رسول خداصلىاللهعليهوآله به فاطمه بخشيده است»
آن گاه حضرت زهراعليهاالسلام به ابوبكر فرمود: ديگر چه مى گوئيد؟
حديث ۱۵۵:
فقالت: علىعليهالسلام و ام ايمن يشهدان بذلك(۲۸۰)
(علىعليهالسلام و ام ايمن شهادت مى دهند كه فدك را رسول خداصلىاللهعليهوآله بمن بخشيده است(۲۸۱) )
اگر شهادت ملاك است، پس فدك را به من برگردانيد.
اما متاسفانه پاسخ شنيد كه:
اى دختر رسول خدا! فدك را فقط با شهادت دو مرد يا يك مرد و دو زن مى توانيم به شما برگردانيم.(۲۸۲)
و يادشان رفته بود كه اسماء بنت عميس و ام ايمن قبلا شهادت داده بودند و ابابكر قول داده بود «اگر ام ايمن شهادت دهد، فدك را برمى گردانم(۲۸۳) »
اما پس از گواهى او بهانه ديگرى مطرح كرد كه
(دو زن با يك مرد بايد شهادت دهند)
سران سقيفه ابتدا غصب فدك را با ادعاى حديث جعلى و شهادت شهود مى خواستند اسلامى جلوه دهند، اما استدلالهاى قرآنى حضرت زهراعليهاالسلام ، و افشاگريهاى كوثر قرآن، همه آن ترفندها را نقش بر آب نمود و ناچار شدند با سرنيزه و سيلى زدن و فشار و قدرت، فدك را در دست خود نگهدارند.
وقتى ابوبكر از حديث دروغين دست كشيد و به شهادت گواهان تكيه نمود، حضرت زهراعليهاالسلام پس از گواهى اميرالمومنينعليهالسلام و ام ايمن به ابوبكر فرمود:
حديث ۱۵۶:
قالت: ان ابى اعطانى فدكا و علىعليهالسلام و ام ايمن يشهدان
(بدرستى كه پدرم فدك را به من بخشيد و علىعليهالسلام و ام ايمن هم شهادت مى دهند)
ابوبكر به ظاهر تسليم شد، دستور داد كاغذى آوردند كه در آن نوشت: «فدك جزو اموال فاطمهعليهاالسلام است، به او بازگردانيد»
حضرت زهراعليهاالسلام نامه خليفه را گرفت به طرف منزل مى آمد كه عمر در بين راه، توطئه غصب فدك را افشا كرد، و با حركت خشن خود نشان داد كه جعل حديث و شهادت شاهدان، و طرح مباحث حقوقى در غصب فدك، همه بهانه اى بيش نبود.
عمر با خشونت پرسيد: از كجا مى آيى فاطمهعليهاالسلام ؟
حضرت زهراعليهاالسلام پاسخ داد:
حديث ۱۵۷:
قالت: جئت من عند ابى بكر اخبرته ان رسول اللهصلىاللهعليهوآله اعطانى فدكا و ان عليا و ام ايمن يشهدان لى فاءعطانيها و كتب لى بها(۲۸۴)
(از نزد ابوبكر مى آيم، به او خبر دادم كه رسول خدا فدك را به من اعطا فرمود و علىعليهالسلام و ام ايمن بر حقانيت من گواهى مى دهند. بنابراين ابوبكر تسليم شد و نامه اى (جهت بازگرداندن فدك) براى من نوشت)
عمر قدم پيش گذاشت و گفت: نامه ابابكر را بده
حضرت زهراعليهاالسلام امتناع ورزيد
اما عمر با شدت نامه ابوبكر را گرفت و بر آن آب دهان انداخت و سيلى به صورت زهراعليهاالسلام نواخت و نامه را پاره كرد و سوزاند.(۲۸۵)
آن گاه كه ادعاها دروغين از آب درآمد
و ماسكهاى بظاهر اسلامى فرو افتاد
و جواب استدلالهاى قرآنى و شهادت شاهدان صادق را ناديده گرفتند و نامه و حكم حكومتى خود را به هيچ انگاشتند و بر آن آب دهان انداختند و آن را سوزاندند و در تداوم حركت نظامى، برهان و استدلال دختر پيامبرصلىاللهعليهوآله را با سيلى و شلاق پاسخ دادند، چاره اى جز افشاگرى و كشاندن ماجراى فدك به اجتماعات مسلمين وجود نداشت
بايد با مردم حرف مى زد و مردم را بيدار مى نمود.
حضرت فاطمهعليهاالسلام همراه با حضرت اميرالمؤمنينعليهالسلام و فرزندانش حسن و حسينعليهماالسلام به سوى خانه هاى مهاجرين و انصار رفت و آنها را به يارى طلبيد و روزى ديگر در جمع مسلمين ابوبكر و عمر را مخاطب قرار داد تو فرمود:
حديث ۱۵۸:
قالت: اليست فدك فى يدى؟ و فيها و كيلى و قد اكلت غلتها و رسول اللهصلىاللهعليهوآله حى؟
قالا بلى
قالت: فلم تساءلانى فى البينة على ما فى يدى؟ !
قالا: لانها فى ء المسلمين
قالت: لهما و الناس حولهما يسمعون:
افتريد ان تردا ما صنع رسول اللهصلىاللهعليهوآله و تحكما فينا خاصه بما لم تحكما فى سائر المسلمين؟ ايها الناس اسمعوا ما ركباها. اءراءيتما ان ادعيت ما فى ايدى المسلمين من اموالهم تسالوننى البينه ام تسالونهم؟
قالا: لا بل نسالك
قالت: فان ادعى جميع المسلمين ما فى يدى تسالونهم البينه ام تسالوننى؟
فغضب عمر و قال: ان هذا فى ء للمسلمين.
قالت: حسبى انشدكم بالله ايها الناس اما سمعتم رسول اللهصلىاللهعليهوآله يقول: ان ابنتى سيده نساء اهل الجنه؟(۲۸۶)
قالوا: اللهم نعم.
قالت: افسيده نساء اهل الجنه تدعى الباطل و تاخذ ما ليس لها؟ ارايتم لو ان اربعه شهدوا على بفاحشه او رجلين بسرقه اكنتم مصدقين على؟
قال عمر: نعم و نوقع عليك الحد
فقالت: كذبت و لومت الا ان تقر انك لست على دين محمدصلىاللهعليهوآله ان الذى يجيز على سيده نساء اهل الجنه شهاده او يقيم عليها حدا لملعون كافر بما انزل الله على محمدصلىاللهعليهوآله ان اذهب الله عنهم الرجس و طهرهم تطهيرا لا تجوز عليهم شهاده لانهم معصومون من كل سوء مطهرون من كل فاحشه:
(آيا باغات فدك در دست من نبود؟
و وكلا و كارگران من در آن كار نمى كردند؟
و من از ميوه ها و سبزيجات آن نمى خوردم؟
آن هم در روزهائى كه رسول خدا زنده بودند؟
عمر و ابوبكر گفتند: آرى
حضرت فاطمهعليهاالسلام ادامه داد:
(پس آن چه كه در دست من بود، براى گرفتن آن چرا از من سوال نكرديد؟ و از مدرك و سند آن نپرسيديد؟)
عمر و ابوبكر گفتند: براى اين كه فدك جزو اموال مسلمين است.
حضرت زهراعليهاالسلام خطاب به آن دو نفر در حالى كه جمعيت فراوانى اطرافشان گرد آمده بودند فرمود:
(آيا شما اراده كرديد آن چه را كه رسول خداصلىاللهعليهوآله انجام داده است، دگرگون سازيد؟
و درباره ما اهل بيت حكمى نماييد كه درباره ديگران روا نمى داريد؟ اى مردم مدينه! بشنويد، اين دو نفر چه مى گويند و چه مى كنند؟
از شما دو نفر مى پرسم:
آيا اگر من اموالى را كه در دست مسلمانان است، ادعا نمايم از من دليل و مدرك مى خواهيد، يا از ديگران و صاحبان اموال؟)
گفتند: از تو كه مدعى اموال ديگرانى
حضرت فاطمهعليهاالسلام ديگر بار پرسيد:
(حال اگر مسلمانان اموالى را كه در دست من است، ادعا نمايند، از آنها بايد دليل و مدرك بطلبيد يا از من؟)
عمر در حالى كه سخت عصبانى شده بود جواب نداد و همان حرف قبلى را تكرار كرد كه: فدك جزو اموال مسلمين است.
حضرت زهراعليهاالسلام خطاب به جمعيت حاضر فرمود:
(كافى است، شما را بخدا سوگند مى دهم
اى مردم! آيا از پيامبر اسلام شنيديد كه مى فرمود:
همانا دخترم فاطمه سيد و بزرگ زنان اهل بهشت است؟)
جمعيت همگى گفتند: آرى از پيامبرصلىاللهعليهوآله شنيديم.
پس از اعتراف عموم مردم حضرت ادامه داد:
(اى مردم آيا سيد و بزرگ زنان بهشتى ادعاى باطل مى كند و اموالى را مى گيرد كه مال او نيست؟ اى مردم چگونه فكر مى كنيد اگر چهار نفر عليه من به عمل زشتى شهادت دهند و يا دو نفر شهادت دهند كه من دزدى كردم آيا آنها را تصديق مى كنيد؟)
در ميان سكوت مسلمانان و ابوبكر، عمر گفت:
آرى و بر تو حد جارى مى سازيم.
حضرت زهراعليهاالسلام فرمود:
(دروغ گفتى و دشمنى و پستى خود را ظاهر ساختى،
مگر آن كه اقرار كنى كه بر دين محمدصلىاللهعليهوآله نيستى.
آن كس كه بخود اجازه مى دهد تا بر سيد زنان بهشتى شهادت دروغ روا دارد يا بر او حدى جايز شمارد، كافر و مورد لعن و نفرين الهى است.
زيرا آيات الهى را كه بر پيامبر اسلام نازل شده است، منكر شده
خدائى كه زشتى ها و پليديها را از اهل بيت دور كرده و آنها را از هر گونه گناه و لغزشى پاك نموده، اجازه نمى دهد كه كسى شهادت دروغ بر ضدشان مطرح نمايد، به علت آن كه اهل بيتعليهمالسلام از بدى معصوم و از هر عمل زشتى پاك و مطهرند(۲۸۷) )
در تداوم افشاگريهاى اجتماعى، حضرت زهراعليهاالسلام به طرف خانه هاى مهاجرين و انصار مى رفت و آنان را به يارى مى طلبيد تا غصب فدك را ساده نشمارند. روزى خطاب به معاذ بن جبل فرمود:
حديث ۱۵۹:
قالت: يا معاذ بن جبل انى قد جئتك مستنصره و قد بايعت رسول اللهصلىاللهعليهوآله على ان تنصره و ذريته و تمنعه مما تمنع منه نفسك و ذريتك و ان ابابكر قد غصبنى على فدك و اخرج وكيلى منها
(اى معاذبن جبل! همانا نزد تو آمده ام و از تو طلب يارى دارم.
زيرا كه با پيامبر خداصلىاللهعليهوآله بيعت كردى تا پيامبر و فرزندان او را يارى و از آنان دفاع كنى همچنان كه از خود و خاندان خود دفاع مى كنى.
بدرستى كه ابوبكر حق مرا در فدك غصب كرده است و وكيل و كارگران مرا اخراج نموده است(۲۸۸) )
در همان لحظه هاى آغازين اعلام ولايت اميرالمؤمنينعليهالسلام در غدير خم، و تحقق بيعت عمومى براى ولايت، حضرت زهراعليهاالسلام از پيمان شكنى، و دوروئى مخالفان غدير، آگاهى داشت
آنگاه كه حارث بن نعمان مخالفت كرد و گفت:
خدايا اگر ولايت علىعليهالسلام بحق از طرف تو اعلام شد سنگى بر من فرود آيد و به زندگى من خاتمه دهد
كه فورا عذاب الهى رسيد، و سنگى از آسمان فرود آمد و او را كشت حضرت زهراعليهاالسلام نگاهى معنادار به امام علىعليهالسلام نمود و فرمود:
حديث ۱۶۰:
قالت اتظن يا اباالحسن ان هذا الرجل وحده؟ والله ما هو الا طليعه قوم لا يلبثون ان يكشفوا عن وجوههم اقنعتها عندما تلوح لهم الفرصه
(اى ابوالحسن! آيا گمان مى كنى در مخالفت با غدير، اين مرد تنهاست؟
سوگند به خدا او پيشگام قومى است كه هنوز نقاب چهره اشان فرو نيافتاده است.
و آنگاه كه فرصت بدست آورند مخالفت خود را آشكار خواهند ساخت(۲۸۹) )
علىعليهالسلام در پاسخ فرمود:
من دستور خدا و پيامبر را انجام مى دهم و بخدا توكل مى كنم كه بهترين يارى دهنده است.
خ - خطبه ها، خطبه حضرت در مسجد حديث ۵۷
در آخرين لحظه هاى زندگانى پيامبرصلىاللهعليهوآله فاطمهعليهاالسلام بشدت گريست، رسول خدا صداى گريه دخترش را شنيد، مطالبى را آهسته به او منتقل فرمود كه فاطمه خنديد، و علت آن را اينگونه توضيح داد كه:
حديث ۱۶۱:
قالت: فبكيت بكائى الذى رايت فلما راى حزنى سارنى الثانيه فقالصلىاللهعليهوآله : يا فاطمه اما ترضين ان تكونى سيده نساء العالمين؟
فضحكت(۲۹۰)
(وقتى حال رسول خدا را آن چنان ديدم، گريستم گريه اى كه شما ديديد.
وقتى پدرم حزن و اندوه مرا مشاهده فرمود، دوباره با من نجوا كرد و فرمود: اى فاطمه! آيا راضى و خشنود نيستى كه سيد و بزرگ زنان جهانيان باشى؟ پس خنديدم (و شاد شدم(۲۹۱) ))
حضرت فاطمهعليهاالسلام فرمود:
در لحظه هاى آخر زندگانى، وقتى پدر صداى گريه مرا شنيد، فرمود:
حديث ۱۶۲:
يا بنيه انه ليس احد من نساء المسلمين اعظم رزيه منك فلا تكونى من اذنى امراه صبرا انك سيده نساء اهل الجنه(۲۹۲)
(دختر عزيزم! هيچ كدام از زنان مسلمانان ارزش و مقام تو را ندارند. پس در صبر و بردبارى همانند كمترين زنان نباش، زيرا تو سيد و بزرگ زنان بهشتى(۲۹۳) )
حضرت فاطمهعليهاالسلام نسبت به تلاوت برخى از سوره هاى قرآن فرمود:
حديث ۱۶۳:
قالت: قارى ء الحديد، و اذا وقعت، والرحمن، يدعى فى السموات والارض، ساكن الفردوس
(تلاوت كننده سوره «حديد و واقعه و الرحمن» در آسمانها و زمين اهل بهشت خوانده مى شود(۲۹۴) )
و در رهنمود ارزشمند ديگرى فرمود:
حديث ۱۶۴:
قالت: حبب الى من دنياكم ثلاث:
تلاوه كتاب الله و النظر فى وجه رسول الله و الاءنفاق فى سبيل الله
(از دنياى شما سه چيز محبوب من است:
۱- تلاوت قرآن
۲- نگاه به چهره رسول خداصلىاللهعليهوآله
۳- انفاق در راه خدا(۲۹۵) )
و - وصيت هاى شخصى
مشكل قضاوت ميان كودكان - ت - تربيت كودك حديث ۴۵
رسول گرامى اسلام روزى فاطمهعليهاالسلام را نگران و اندوهگين يافت و پرسيد:
حزن و اندوه تو براى چيست؟
پاسخ شنيد:
حديث ۱۶۵:
قالت: يا ابه ذكرت المحشر و وقوف الناس عراة يوم القيامه، واسواتاه يومئذ من الله عزوجل(۲۹۶)
(اى پدر! ياد آوردم روز محشر و توقف مردم را در آن روز، در حالى كه برهنه اند. واى از زشتيها در پيشگاه خداى بزرگ در آن روز(۲۹۷) )
پس از وفات رسول خداصلىاللهعليهوآله و پيش آمدن مشكلات و مصيبتها بر اهل بيتعليهمالسلام عزادارى و گريه هاى حضرت زهراعليهاالسلام تداوم داشت، و طبيعى بود كه سران حكومت كودتا، احساس خطر مى كردند.
افرادى را خدمت اميرالمؤمنين فرستادند، تا گريه ها و عزادارى حضرت فاطمهعليهاالسلام را كنترل نمايد.
و امام علىعليهالسلام به آن حضرت اطلاع داد كه گروهى آمده اند و مى گويند: فاطمهعليهاالسلام يا شب گريه كند و يا روز!
حضرت فاطمهعليهاالسلام جواب داد:
حديث ۱۶۶:
قالت: يا اباالحسن ما اقل مكثى بينهم و ما اقرب مغيبى من بين اظهرهم فوالله لا اسكت ليلا و لا نهارا او اءلحق بابى رسول اللهصلىاللهعليهوآله
(اى اباالحسن، چقدر اندك است، ماندن من در ميان مردم و چقدر نزديك است، زمان پنهان شدن من از جمعشان! سوگند به خدا هرگز سكوت نمى كنم، نه در شب و نه در روز، (گريه هاى مداوم را تعطيل نمى نمايم) تا اين كه به پدرم رسول اللهصلىاللهعليهوآله ملحق گردم.(۲۹۸) )
حضرت علىعليهالسلام فرمود: هر طور دوست دارى عمل كن!
و آن گاه جائى را در بقيع بنام «بيت الاحزان» براى فاطمهعليهالسلام درست كرد تا به عزادارى و گريه هاى خود ادامه دهد(۲۹۹)
حضرت زهراعليهاالسلام نسبت به حق مالكيت خصوصى و احترام به اموال ديگران فرمود:
حديث ۱۶۷:
قالت: الرجل احق بصدر دابته و صدر فراشه والصلاه فى منزله الا امام يجتمع الناس عليه(۳۰۰)
(هر فردى سزاوارتر است به سوارى از اسب خويش، و اداره خانه و خانواده خويش و نماز خواندن در منزل خويش. مگر فردى كه مردم درخواست نماز جماعت از او داشته باشند(۳۰۱) )
و در كلام ارزشمند ديگرى فرمود:
حديث ۱۶۸:
قالت: صاحب الدابه احق بصدرها(۳۰۲)
(صاحب مركب سزاوارتر است به سوارى از مركب خويش(۳۰۳) )
در برابر گروهى كه مى خواستند، عذر تقصير بياورند و گذشته ها را بگونه اى فراموش نمايند، فرمود:
حديث ۱۶۹:
قالت: تعلمون ان عمر جاءنى و حلف لى بالله ان عدتم ليحرقن عليكم البيت؟(۳۰۴)
(شما مى دانيد كه عمر پشت درب خانه ما آمد و سوگند ياد كرد كه اگر از بيعت سرپيچى كنم، خانه را بر سر ما آتش خواهد زد(۳۰۵) )
ابوبكر و عمر، پس از تقويت حكومت خويش و سركوبى مخالفان، براى جلب افكار عمومى به فكر دلجوئى از حضرت زهراعليهاالسلام و جبران اشتباهات گذشته افتادند، و با تلاش فراوان همراه با امام علىعليهالسلام به خدمت آن يگانه دخت پيامبر رسيدند
سلام كردند. عذرخواهى نمودند كه:
(گذشته ها گذشت و اشتباهاتى تحقق يافت، به هر حال شما دختر پيامبر رحمت، بايد گذشته ها را ناديده انگاريد و ما را عفو فرمائيد.)
حضرت زهراعليهاالسلام براى آن كه واقعيت ها را به همه انسانها در طول تاريخ بشناسند، و به آنها نيز بفهماند كه هر گذشته اى را نمى توان ناديده انگاشت و در برابر انحراف ملت و سير ارتجاعى حكومت نمى شود بى تفاوت ماند، آنها را به سخنان رسول گرامى اسلامصلىاللهعليهوآله توجه داد و فرمود:
حديث ۷۰: ۱
قالت: نشدتكما الله الم تسمعا رسول اللهصلىاللهعليهوآله يقول:
فاطمه بضعه منى من آذاها فقد آذانى؟
رضا فاطمه من رضاى و سخط فاطمه من سخطى؟
فمن احب فاطمه ابنتى فقد احبنى، و من ارضى فاطمه فقد ارضانى؟ ! !
قالا نعم
قالت: فانى اشهد الله و ملائكته انكما اسخطتمانى و ما ارضيتمانى و لئن لقيت النبى لا شكونكما اليه.(۳۰۶)
(شما را بخدا سوگند مى دهم آيا شنيده ايد كه رسول خداصلىاللهعليهوآله فرمود:
فاطمه پاره تن من است و من از اويم، هر كه او را بيازارد مرا آزرده خشنودى فاطمه موجب خشنودى من است و خشم و غضب فاطمه خشم و غضب من، هر كس فاطمه را دوست بدارد مرا دوست داشته و هر كس فاطمه را خشنود سازد مرا خشنود ساخته است؟)
ابوبكر و عمر پاسخ دادند آرى (اين كلمات را از پيامبر شنيديم.)
حضرت زهراعليهاالسلام پس از اعتراف آن دو نفر فرمود:
(خدا و ملائكه را بشهادت مى طلبم كه شما دو نفر مرا به خشم آورديد و آزرديد و موجبات خشنودى مرا فراهم نكرديد. اگر با پدرم رسول خدا ملاقات كنم، شكايت شما را نزد پدرم خواهم برد.(۳۰۷) )
پس از آنكه براى ابوبكر بيعت گرفتند، و مردم سكوت و انزوا را برگزيدند، حضرت زهراعليهاالسلام فرمود:
حديث ۱۷۱:
قالت: ما رايت كاليوم قط حضروا اسوء محضرا، تركوا نبيهمصلىاللهعليهوآله جنازه بين اظهرنا واستبدوا بالاءمر دوننا.
(من هرگز روزى همانند امروز نديدم كه امت اسلامى زشت ترين صحنه ها را پديد آوردند، جنازه رسول خدا را در برابر ما واگذاشتند و خودسرانه و مستبدانه ديگران را به جاى ما نشاندند(۳۰۸) )
پس از خيانت دنياپرستان، و سكوت و بى تفاوت خودپرستان ترسو، و ايجاد انحراف و سير ارتجاعى در امت اسلامى، حضرت زهراعليهاالسلام به سرزنش خيانتكاران پرداخته و وجدانهاى خفته آنان را با شلاق ملامت بيدار كرد، و خطاب به مردم فرمود:
حديث ۱۷۲:
قالت: ويلكم ما اسرع ما خنتم الله و رسوله فينا اهل البيت! و قد اوصاكم رسول اللهصلىاللهعليهوآله باتباعنا و مودتنا والتمسك بنا
(واى بر شما! چه زود به خدا و پيامبرش درباره ما اهل بيت، خيانت كرديد! در صورتى كه رسول گرامى اسلام به شما سفارش نمود تا از ما پيروى كنيد، ما را دوست داشته باشيد و دست از ما نكشيد.(۳۰۹)
دختر طلحه در يكى از روزهاى غمبار پس از وفات رسول خداصلىاللهعليهوآله خدمت فاطمهعليهاالسلام رسيد، از گريه ها و ناله هاى جانكاه آن حضرت سخت نگران شد و با شگفتى پرسيد:
فاطمه جان چه چيزى شما را اين گونه به گريه و زارى واداشته است؟
پاسخ فرمود:
حديث ۱۷۳:
فقالت: تساليبنى عن هنه حلق بهاالطائر، و حفى بها السائر، رفعت الى السماء اثرا، و رزئت فى الارض خيرا
ان قحيف تيم، واحيول عدى، جاريا اباالحسن فى السباق حتى اذا تفريا بالجناق، اسرا له الشنان و طوياه الاعلان
فلما خبا نورالدين و قبض النبى الامين نطقا بفورهما، و نفثا بسورهما وادالا فدك
فيالهاكم من ملك ملك انها عطيه رب الاعلى للنجى الاوفى و لقد نحلنيها للصبيه السواعب عن نجله و نسلى، وآنهالبعلم الله و شهاده امينه فان انتزعا منى البلغه و منعانى اللمظه
فاحتسبها يوم الحشر زلفه، و ليجدنها آكلوها ساغره حميم فى لظى جحيم(۳۱۰)
(اى دختر طلحه، آيا از مصيبت و رويداد تلخى مى پرسى كه در همه جا انتشار يافته است؟ گويا بر پر مرغان نوشته و در جهان پراكنده شده، گويا پيكهاى چابك سوار بسرعت آن را به همه جهانيان ابلاغ كرده اند كه گرد و غبار آن تا آسمان بالا رفت و تاريكى مصيبت آن زمين را فرا گرفت، (مى دانى مصيبتها چگونه شكل گرفته اند؟)
از پست ترين قبائل عرب، قبيله «تيم» ابوبكر بن ابى قحافه، و از حيله بازترين قبائل عرب قبيله «عدى» عمر بن الخطاب بر علىعليهالسلام ستم روا داشتند، پرچم مسابقه برافراشتند تا بر علىعليهالسلام پيشى بگيرند. چون موفق نشدند، بغض و كينه علىعليهالسلام را در دل گرفتند اما پنهان داشتند.
آن گاه كه نور دين بخاموشى گرائيد و پيامبرصلىاللهعليهوآله رحلت كرد، آن بغضها و كينه ها را به زبان آوردند و بر مركب آرزو سوار گشتند و ستمها روا داشتند، «فدك» را غصب كردند
با شگفتى به «فدك» بنگريد، چه بسيار پادشاهانى كه مالك سرزمين «فدك» شدند. و هم اكنون اثرى از آنها وجود ندارد!
فدك هديه الهى بود كه به پيامبرش بخشيد و رسول گرامى اسلام آن را براى تامين زندگى فرزندانم بمن سپرد
واگذارى فدك «بمن و فرزندانم» با حكم و علم خداوند بزرگ و شهادت و گواهى جبرئيل امين صورت گرفت.
پس اگر (ابابكر و عمر) آن را با ستم غصب كردند و وسيله زندگى فرزندانم را قطع نمودند با ياد روز قيامت بر اين مصيبت صبر مى نمايم، و زود است كه خورندگان اموال فدك، عذاب الهى را در دوزخ نظاره گر و در آن غوطه ور باشند(۳۱۱) )
حضرت فاطمهعليهاالسلام در تداوم مبارزات سياسى به آگاهى اجتماعى توجه كامل داشت، و وجدانهاى خفته را بيدار مى كرد.
روزى خطاب به مهاجرين و انصار فرمود:
حديث ۱۷۴:
قالت: يا معشر المهاجرين والانصار انصرو الله فانى ابنه نبيكم و قد بايعتم رسول اللهصلىاللهعليهوآله يوم بايعتموه ان تمنعوه و ذريته مما تمنعون منه انفسكم و ذراريكم
ففو لرسول اللهصلىاللهعليهوآله ببيعتكم
(اى جماعت مهاجرين و انصار! خدا را يارى كنيد. بدرستى كه من دختر پيامبر شما هستم، در صورتى كه شما با رسول خدا بيعت كرديد كه از پيامبر و فرزندانش دفاع كنيد، همان گونه كه از خود و فرزندان خودتان دفاع مى كنيد. پس بر بيعت خود با رسول خدا استوار بمانيد(۳۱۲)
- خ - خطبه ها. خطبه اول
مبارزه منفى ۱ «اعتصاب سخن با ابوبكر
پس از ماجراى زشت تهاجم به خانه امام علىعليهالسلام ، و جسارتهاى فراوان درون مسجد، و غصب فدك، و بى اثر ماندن گواهى شاهدان، و مباحث استدلالى حضرت زهراعليهاالسلام و تداوم سياستهاى كودتايى سران سقيفه، در مبارزه منفى با آنان خطاب به ابوبكر فرمود:
حديث ۱۷۵:
قالت: والله لا اكلمك ابدا، والله لادعون الله عليك فى كل صلوه(۳۱۳)
(سوگند بخدا از اين پس هرگز با تو سخن نخواهم گفت، سوگند به خدا شكايت تو را به خداوند خواهم نمود و در هر نماز تو را نفرين خواهم كرد.(۳۱۴) )
پس از آن كه آبها از آسياب افتاد، و هر چه خواستند روا داشتند، در روزهاى واپسين حيات دختر پيامبرصلىاللهعليهوآله ، براى جلب افكار عمومى، ابوبكر و عمر به فكر عيادت و دلجويى از حضرت زهراعليهاالسلام افتادند و زبان به عذر خواهى گشودند، و فكر مى كردند كه حضرت زهراعليهاالسلام با آنان دشمنى خصوصى دارد، ولى پاسخ قاطع را دريافت نمودند كه فرمود:
حديث ۱۷۶:
قالت: والله لا اكلمكما من راسى كلمه حتى القى ربى فاشكونكما اليه بما صنعتما به و بى ارتكبتما منى(۳۱۵)
(سوگند بخدا بعد از اين با شما دو نفر حتى يك كلمه نيز سخن نمى گويم، تا به ملاقات خدا بشتابم و شكايت شما دو نفر را به خدا مى برم، و توضيح خواهم داد كه شما با خدا (و دين او) و با من چه كرديد و چه اعمالى را مرتكب شديد(۳۱۶) )
پس از تهاجم به منزل علىعليهالسلام ، و دفاع شايسته حضرت زهراعليهاالسلام و جرات و جسارت عمر در آتش زدن درب منزل، حضرت فاطمهعليهاالسلام فرمود:
حديث ۱۷۷:
قالت: يا ابابكر ما اسرع ما اغرتم على اهل بيت رسول اللهصلىاللهعليهوآله ؟ و الله لا اكلم عمر حتى القى الله(۳۱۷)
(اى ابوبكر! چه زود پنهانى خود را عليه اهل بيت رسول خداصلىاللهعليهوآله ظاهر كرديد؟ سوگند به خدا تا زنده ام با عمر سخن نخواهم گفت.(۳۱۸) )
همه مى پرسند: چرا قبر فاطمهعليهاالسلام مخفى است؟
چرا مراسم كفن و دفن آن يگانه دخت پيامبرصلىاللهعليهوآله ، بگونه اى مخفى و پنهان برگزار شده است؟
چرا مراسم تشييع جنازه و نماز بر پيكر كوثر قرآن، بدون اطلاع مردم مدينه، غريبانه برگزار گرديد؟
و پاسخ مى شنود كه: حضرت زهراعليهاالسلام خود وصيت كرده بود.
مى پرسيم چرا؟
فلسفه وصيتنامه آن بزرگوار چيست؟
براى روشن شدن حقايق تاريخى، و علل و عوامل وصيتنامه سياسى، در تداوم خط مبارزه منفى حضرت زهراعليهاالسلام بايد متن وصيتنامه را بدقت ارزيابى كرد.
حضرت زهراعليهاالسلام در كاغذى نوشت كه:
حديث ۱۷۸:
لا تصلى على امه نقضت عهد الله و عهد ابى رسول اللهصلىاللهعليهوآله فى اميرالمؤمنين علىعليهالسلام و ظلموا لى حقى واخذوا ارثى و حرقوا صحيفتى التى كتبهالى ابى بملك فدك
و كذبوا شهودى، و هم والله جبرئيل و ميكائيل و اميرالمؤمنين و ام ايمن وطنت عليهم فى بيوتهم و اميرالمؤمنين يحملنى و معى الحسن و الحسين ليلا و نهارا الى منازلهم، و اذكرهم بالله و رسوله الا تظلمونا و لا تغصبونا حفنا الذى جعله الله لنا،
فيجيبونا ليلا و يقعدون عن نصرتنا نهارا
فجمعوا الحطب الجزل على بابنا و اتوا بالنار ليحرقوه و يحرقونا... فهذه امه تصلى على؟ ! !
(امتى كه عهد و پيمان خدا و پيامبرش را در ولايت و رهبرى علىعليهالسلام شكستند و ناديده گرفتند، حق ندارند بر پيكر من نماز بگزارند، آنها كه نسبت به حق ما ظالم روا داشتند، وارث مرا آتش كشيدند، آنها كه گواهان و شاهدان مرا تكذيب نمودند، «سوگند بخدا كه گواهان من حضرت جبرئيل و ميكائيل و اميرالمؤمنين علىعليهالسلام و ام ايمن بودند»
آنها كه در روز يارى و حمايت از ما در خانه هاى خود خزيدند و دست از يارى ما كشيدند امام علىعليهالسلام مرا همراه با حسن و حسين شب و روز براى بيدارى امت غفلت زده به خانه هاى مهاجر و انصار مى برد و من آنها را نسبت به خدا و پيامبرصلىاللهعليهوآله و حقوق الهى هشدار مى دادم و مى گفتم:
به ما اهل بيت ظلم روا مداريد، و حق مسلمى را كه خدا به ما بخشيده است، غصب نكنيد. در تاريكى شب جواب مساعد مى دادند كه شما را يارى مى كنيم، اما در روز روشن دست از يارى ما برمى داشتند!
تا آن كه به خانه ما هجوم آوردند، و با جمع آورى هيزم فراوان و آتش زدن آن خواستند، خانه را و ما را كه در آن بوديم در آتش بسوزانند.
آيا چنين امتى سزاوار است كه بر من نماز بگزارد؟ !(۳۱۹) )
- اعلان بيزارى و نفرين به ابوبكر، حديث ۷۱
- ش - شكوه ها
س - ساده زيستى
م معجزات - نزول غذاى بهشتى
الف - شكوه از گرسنگى
پيامبر گرامى اسلام روزى وارد منزل فاطمهعليهاالسلام شد و فرمود:
دخترم در چه حالى و چگونه زندگى مى كنى؟
پاسخ شنيد كه:
حديث ۱۷۹:
قالت: انى لوجعه و انه ليزيدنى انى مالى طعام آكله.
(درد گرسنگى بى تابم كرده و هر لحظه رو به فزونى است و غذايى ندارم تا رفع گرسنگى كنم.(۳۲۰) )
رسول گرامى اسلام فرمود:
يا بنيه الا ترضين ان تكونى سيده نساء العالمين؟
(دخترم آيا راضى نيستى كه بزرگ زنان جهانيان باشى؟)
قالت: يا ابة فاين مريم بنت عمران؟
فاطمهعليهاالسلام پرسيد:
(پس حضرت مريم چه مقامى دارد؟)
قال: تلك سيده عالمها و انك سيده نساء العالمين والله زوجتك سيدا فى الدنيا والاخره
فرمود: حضرت مريم بزرگ زن جهان خود بود، و تو بزرگ زنان جهانيان هستى، سوگند به خدا، تو را همسر كسى قرار داده ام كه در دنيا و آخرت از بزرگ مردان جهان است.(۳۲۱)
ب - گرسنگى طاقت فرسا
پيامبر اسلام، يك روز صبح وارد منزل دخترش فاطمه شد، سلام كرد و فرمود: دخترم چگونه صبح كردى؟
پاسخ شنيد:
حديث ۱۸۰:
فقالت: والله اصبحت وجعه وقد اضربى الجاوع(۳۲۲)
(سوگند به خدا صبح كردم در حالت گرسنگى شديد، بگونه اى كه گرسنگى به من زيان رسانده (و توان جسمى مرا كاسته است(۳۲۳) )
ج - شكوه از فقر و ندارى با پدر
فاطمهعليهاالسلام مشكلات زندگى و فشار گرسنگى ها را تحمل مى كرد، و هرگز با همسايگان و دوستان راز زندگى خويش را مطرح نمى فرمود، اما هر گاه كاسه صبرش لبريز مى شد، و درد و ضعف گرسنگى تاب و توان او را مى ربود، خدمت پيامبر مى رفت و سفره دل مى گشود. روزى بر پدر وارد شد و عرض كرد:
حديث ۱۸۱:
قالت: السلام عليك يا رسول الله
و الله ما اصبح يا نبى الله فى بيت على طعام و لا دخل بين شفتى طعام منذ خمس و لا لنا ثاغيه و لا راغية و لا اصبح فى بيته سفة(۳۲۴)
(سلام بر تو اى رسول خدا! سوگند به خدا در خانه علىعليهالسلام ۵ روز است كه بدون غذا صبح كرده ام، و هرگز غذايى را در دهان نگذاشته ام، نه گوسفندى داريم و نه شترى و نه غذايى و نه آبى(۳۲۵) )
روزى امام علىعليهالسلام فرمود:
فاطمه جان آيا غذايى موجود است كه بياورى؟ پاسخ شنيد:
حديث ۱۸۲:
قالت: والذى عظم حقك ما كان عندنا منذ ثلاث الا شى ء اثرتك به(۳۲۶)
(سوگند به خداوندى كه حق و قدر تو را بزرگ شمرد، سه روز است كه غذايى كافى در منزل نداريم و همان مقدار ناچيز خوراكى را به شما بخشيدم و خود گرسنگى را تحمل نمودم.(۳۲۷) )
امام علىعليهالسلام فرمود: چرا اطلاع ندادى؟
پاسخ داد:
حديث ۱۸۳:
قالت: كان رسول اللهصلىاللهعليهوآله نهانى ان اسالك شيئا فقالصلىاللهعليهوآله لا تسالى ابن عمك شيئا ان جاءك بشى ء عفوا و الا فلا تساليه.(۳۲۸)
رسول خداصلىاللهعليهوآله مرا نهى فرمود كه چيزى از تو درخواست نمايم و به من سفارش فرمود: چيزى از پسر عمويت درخواست مكن، اگر چيزى براى تو آورد بپذير والا تو درخواست چيزى نداشته باش(۳۲۹) )
پس از شنيدن سخنان و مشاهده ايثارگرى فاطمهعليهاالسلام امام از منزل خارج شد، و با وام گرفتن از دوستان، مشكلات خانواده را برطرف نمود.
حضرت زهراعليهاالسلام روزى در خدمت پدر از مشكلات زندگى، و كمبودهاى رفاهى، سخن به ميان آورد و فرمود:
حديث ۱۸۴:
قالت: انى و ابن عمى مالنا فراش الا جلد كبش ننام عليه بالليل و نعلف عليه ناضحنا بالنهار(۳۳۰)
(من و پسر عمويم چيزى از وسائل رفاهى نداريم، مگر پوست گوسفندى كه شب ها بر روى آن مى خوابيم و روزها بر روى آن شتر خود را علف مى دهيم.)
رسول گرامى اسلامصلىاللهعليهوآله فرمود:
يا بنيه اصبرى فان موسى بن عمران اقام مع امراته عشر سنين مالهما فراش الا عباءة قطوانيه
(دخترم عزيزم! صبر و تحمل داشته باش، زيرا موسى بن عمران ده سال با همسرش زندگى كرد و فرشى جز يك قطعه عبادى قطوانى نداشتند.(۳۳۱) )
الف - وسائل ساده زندگى
رسول گرامى اسلامصلىاللهعليهوآله روزى بر دخترش فاطمهعليهاالسلام وارد شد و از نزديك فشارهاى سخت زندگى را بر خانواده عزيزانش مشاهده كرد
در حالى كه دخترش را نگران مى ديد، پرسيد:
فاطمه جان در چه حالى بسر مى برى و چرا نگرانى؟
پاسخ شنيد:
حديث ۱۸۵:
قالت: حالنا كماترى فى كساء نصفه تحتنا و نصفه فوقنا(۳۳۲)
(حال و وضع ما همين است كه مى نگريد. با عبائى زندگى مى كنيم كه نصف آن فرش زير ماست و بر روى آن مى نشينيم و (هم روانداز ما است) نصف آن را بر روى خود مى كشيم)
ب - شكوه از گرسنگى
و در روايت سليمان بن بريده، نقل شده است كه رسول خداصلىاللهعليهوآله پرسيد: دخترم چرا نگران و ناراحتى؟
در جواب پدر گفت(۳۳۳)
حديث ۱۸۶:
قالت: قله الطعم و كثره الهم و شده السقم(۳۳۴)
(فشار گرسنگى و كمى طعام و غذا، و فراوانى اندوه و شدت بيمارى و گرفتارى مرا نگران كرده است(۳۳۵)
الف - همدردى با شوهر
علىعليهاالسلام در يكى از روزهاى گرم شهر مدينه وارد منزل شد و از فاطمهعليهاالسلام پرسيد: غذائى در منزل موجود است تا رفع گرسنگى نمايم؟
حضرت زهراعليهاالسلام پاسخ داد:
حديث ۱۸۷:
قالت: ما عندنا شى ء واننى منذ يومين اعلل الحسن و الحسينصلىاللهعليهوآله (۳۳۶)
(در خانه چيزى نداريم و من دو روز است كه با بهانه هاى مختلف فرزندانم حسن و حسينعليهماالسلام را بگونه اى سرگرم مى كنم، تا بيتابى زياد نكنند(۳۳۷) )
ب - درد دل با پدر
روزى ديگر فرزندان فاطمهعليهاالسلام جد بزرگوارشان را جلوى درب منزل مشاهده كردند.
سوى پيامبرصلىاللهعليهوآله ، شتافتند و كمى بعد بر روى دوش رسول خدا جاى گرفتند و زبان به شكوه گشودند كه:
يا رسول الله! گرسنه ايم
به مادرمان بگو قرص نانى به ما دهد، تا رفع گرسنگى نمائيم.
پيامبرصلىاللهعليهوآله در همان حالت، به فاطمهعليهاالسلام فرمود: دخترم! به دو فرزندم طعام بده.
پاسخ شنيد:
حديث ۱۸۸:
قالت: ما فى بيتى شى ء الا بركه رسول اللهصلىاللهعليهوآله (۳۳۸)
(در خانه ما چيزى به جز بركت وجود رسول خداصلىاللهعليهوآله وجود ندارد.(۳۳۹) )
ج - سپاس در تنگدستى
اسماء بنت عميس مى گويد: رسول خدا درب خانه فاطمه را كوبيد و فرمود: كجا هستند حسن و حسين من؟
فاطمه زهراعليهاالسلام فرمود:
حديث ۱۸۹:
قالت: اصبحنا و ليس فى بيتنا شى ء يذوقه ذائقتى و انا لنحمد الله تعالى
(صبح كرديم در حالى كه چيزى در خانه ما نيست تا رفع گرسنگى نماييم و ما در هر حال خداى بزرگ را سپاسگزاريم.(۳۴۰)
د- درخواست از شوهر:
گاهى تهيدستى و گرسنگى آنچنان به فاطمهعليهاالسلام فشار مى آورد كه براى بچه دارى و تربيت فرزند ناچار به اميرالمؤمنين مى فرمود:
حديث ۹۰: ۱
قالت: يا على اذهب الى ابى فاتنا منه شيئا(۳۴۱)
(على جان! به خانه رسول خدا برو و چيزى جهت رفع گرسنگى از پدرم بطلب(۳۴۲) )
ه - شكوه ها با پدر:
حضرت زهراعليهاالسلام مشكلات اقتصادى و سختيهاى بچه دارى را با صبر و بردبارى تحمل مى فرمود، و نزد كسى افشا نمى كرد، گاهى كه رسول خداصلىاللهعليهوآله مصرانه مى پرسيد:
چرا رنگ تو پريده است؟ چرا رنگ فرزندانم حسن و حسين دگرگون شده است؟
ناچار مى شد وضعيت زندگى را با پدر در ميان بگذارد و مى فرمود:
حديث ۱۹۱:
قالت: يا ابه ان لنا ثلاثا ما طعمنا و ان الحسن و الحسين اضطربا على من شده الجوع ثم رقدا كانهما فرخان منتوفان(۳۴۳)
(پدر جان! سه روز است كه غذا نخورده ايم و فرزندانم حسن و حسين از شدت گرسنگى بى تاب شده اند، هم اكنون مانند جوجه هاى پركنده از گرسنگى به خواب رفته اند(۳۴۴)
حضرت زهراعليهاالسلام هنگام ولادت، چون بر روى زمين قرار گرفت، لب به سخن باز كرد و به يگانگى خداى بزرگ و نبوت پدر و امامت شوهر و فرزندانش گواهى داد.
حديث ۱۹۲:
قالت: واشهد ان لا اله الا الله و ان ابى رسول الله سيد الانبياء و ان بعلى سيد الاوصياء و ولدى ساده الاسباط(۳۴۵)
(شهادت مى دهم كه خدايى جز خداوند جهانيان نيست و همانا پدرم رسول خدا بزرگ پيامبران آسمانى است و شوهرم بزرگ امامان است و فرزندانم سادات و بزرگان امت اسلامى اند.(۳۴۶) )
در يكى از روزهاى سخت زندگى كه گرسنگى بر خاندان پيامبرصلىاللهعليهوآله فشار آورد، حضرت فاطمهعليهاالسلام وضو گرفت و پس از خواندن دو ركعت نماز دست به دعا برداشت و عرض كرد:
قالت: يا الهى و سيدى هذا محمد نبيك و هذا على ابن عم نبيك الهى انزل علينا مائده من السماء كما انزلتها على بنى اسرائيل اكلوا منها و كفرو بها اللهم انزلها علينا فانا بها مومنون.(۳۴۷)
(خدايا! سرورا! اين پيغمبر تو محمدصلىاللهعليهوآله است و اين علىعليهالسلام پسر عموى پيغمبر توست. اى خداى من! مائده اى از آسمان برايشان بفرست، چنانكه بر بنى اسرائيل فرستادى و آنان از آن غذا خوردند و ناسپاسى كردند، اى پروردگار من! آن مائده را بر ما فرو فرست كه ما در قبال آن مومنانيم.)
ناگهان ظرفى از غذا و طعام بهشتى نازل شد كه بوى عطر آن منزل علىعليهالسلام را معطر ساخت، امام علىعليهالسلام پرسيد:
انى لك هذا؟
اين غذاى عطر آگين از كجاست؟
قالت: هو من عندالله.
فقال النبىصلىاللهعليهوآله : الحمدلله الذى ارانى مثلها كمثل مريم كلما دخل عليها زكريا المحراب وجد عندها رزقا قال يا مريم انى لك هذا؟ قالت هو من عند الله.(۳۴۸)
فاطمهعليهاالسلام پاسخ داد: (از جانب پروردگار است)
رسول خداصلىاللهعليهوآله فرمود: حمد و ستايش خداوندى را كه دخترى بمن عطا فرمود، مانند حضرت مريم كه
«هرگاه زكرياى پيغمبر در محراب عبادت او حاضر مى شد، پيش او خوردنى مى يافت. مى گفت: اين ها از كجاست؟ مريم جواب مى داد: از جانب پروردگار(۳۴۹) »
در روزگار قحطى و گرسنگى، اكثر مردم مدينه با مشكلات فراوانى زندگى مى كردند، و رسول گرامى اسلام سخت گرسنه بود، و شب و روز براى مساكين و فقرا تلاش مى كرد، و گاهى سنگ بر شكم مبارك مى بست، تا درد گرسنگى قابل تحمل باشد.
در آن روزهاى سخت، روزى درب خانه فاطمه را كوبيد و فرمود:
دخترم آيا چيزى در منزل دارى كه رفع گرسنگى نمايم؟
حضرت زهراعليهاالسلام پاسخ داد، نه پدرم:
رسول خدا بازگشت، اما زهراى مطهر نتوانست تحمل كند و دست به دعا برداشت، غذايى معطر و پاكيزه از بهشت نازل شد
تا چشمان فاطمهعليهاالسلام به غذاى بهشتى و الطاف كريمانه الهى افتاد فرمود:
حديث ۱۹۴:
قالت: والله لاءوثرن بها رسول الله على نفسى و غيرى:
(سوگند به خدا ايثار كرده و پيامبر را بر خود و بر ديگران مقدم مى دارم.)
آن گاه ظرف پر از غذا و گوشت بريان شده را براى رسول خدا فرستاد پيامبرصلىاللهعليهوآله پرسيد:
من اين لك هذا؟
اين غذا از كجا براى تو آمده است؟
پاسخ داد:
حديث ۱۹۵
قالت هو من فضل الله ان الله يرزق من يشاء بغير حساب(۳۵۰)
(اين غذا از فضل و رحمت الهى است. بدرستى كه خداوند هر كس را بخواهد، بدون حساب روزى مى دهد(۳۵۱)
امام صادقعليهالسلام مشاهدات غيبى و كرامات حضرت زهراعليهاالسلام را در واپسين لحظه هاى حيات چنين نقل فرمود:
آن هنگام كه فاطمهعليهاالسلام (بين مغرب و عشا) در حال احتضار بود نگاه تندى كرد و فرمود:
حديث ۱۹۶:
قالت: السلام على جبرئيل، السلام على رسول الله، اللهم مع رسولك، اللهم فى رضوانك و جوارك و دارك دارالسلام
ثم قالت: اءترون ما اءرى؟
فقيل لها ماترين؟
قالت: هذه مواكب اهل السموات و هذا جبرئيل و هذا رسول اللهصلىاللهعليهوآله و يقول يا بنيه اقدمى فما امامك خير لك(۳۵۲)
(سلام بر جبرئيل، سلام بر رسول خداصلىاللهعليهوآله ، خدايا با رسول خداصلىاللهعليهوآله هستم، خدايا در رضوان و جوار رحمت تو در خانه تو، دارالسلام، هستم)
بعد به حاضران فرمود: آيا آنچه مى بينم شما هم مى بينيد؟
بعضى از حاضران گفتند: اى دختر رسول خدا! چه مى بينى؟
فرمود: اينجا سواران آسمانى قرار دارند. آن جبرئيل و اين رسول خداصلىاللهعليهوآله ) است كه مى فرمايد: اى دخترم! نزد ما بيا كه آن چه (از نعمتها و رضوان الهى) در پيش دارى، براى تو بهتر است(۳۵۳) )
حضرت علىعليهالسلام نقل فرمود:
در لحظه هاى شهادت، حضرت زهراعليهاالسلام نگاه به اطراف خود كرد و فرمود:
قالت: السلام عليكم:
يابن عم قد اتانى جبرئيل مسلما و قال لى
السلام يقرا عليك السلام يا حبيبة حبيب الله و ثمرة فواده اليوم تلحقين بالرفيع الاعلى و جنة الماءوى
ثم انصرف عنى تقول «عليكم السلام»
فقالت: يابن عم هذا و الله ميكائيل و قال لى كقول صاحبه
ثم تقول و «عليكم السلام»
قالت: يابن عم هذا و الله الحق و هذا عزرائيل قد نشر جناحه بالمشرق والمغرب و قد وصفه لى ابى و هذه صفته، السلام عليك يا قابض الارواح عجل بى و لا تعذبنى
ثم سمعناها تقول:
اليك ربى لا الى النار(۳۵۴)
(سلام بر شما. «اى فرشتگان و جبرئيل امين»
اى پسر عمو!
جبرئيل در حالى كه بر من سلام مى كرد، نزد من آمد و فرمود:
خداوند بر تو سلام مى كند، اى محبوبه حبيب خدا!
و ميوه قلب رسول الله!
امروز تو در ملكوت الهى و بهشت موعود ملحق خواهى شد)
بعد روى از ما گرداند و باز به گروهى ديگر از ملائكه سلام داد و فرمود:
(اى پسر عمو! سوگند به خدا كه اين حضرت ميكائيل است و همانند جبرئيل بر من سلام كرد و بشارت هاى او را داد.)
بار ديگر به گروه ديگر سلام كرد و گفت:
(اى پسر عمو، سوگند به خدا كه اين حق است. اين حضرت عزرائيل است كه بال و پرش مشرق و مغرب عالم را فراگرفته. پدرم چنين اوصافى درباره او را به من اطلاع داده بود و حال اين همان ويژگى است. سلام بر تو اى گيرنده روح آدمى! در قبض روح من عجله مكن و مرا آزار نده)
در پايان ما مى شنيديم كه مى فرمود:
(خدايا بسوى تو مى آيم، نه بسوى آتش(۳۵۵) )
ابو بصير از امام باقرعليهالسلام نقل مى كند كه:
در يكى از شبهاى جمعه هنگامه سحر، حضرت جبرئيل و اسرافيل و ميكائيل بر حضرت زهراعليهاالسلام نازل شدند و ديدند كه دختر پيامبرصلىاللهعليهوآله مشغول نماز است، همه ايستادند، تا نماز تمام شد. آنگاه دسته جمعى به حضرت فاطمهعليهاالسلام سلام كردند و گفتند:
خداوند بزرگ به شما سلام مى رساند
سپس كتاب صحيفه را در حجره آن بزرگ زنان بهشتى گذاشتند. حضرت زهراعليهاالسلام پاسخ داد:
حديث ۱۹۸:
قالت: لله السلام و منه السلام و اليه السلام و عليكم يا رسل الله السلام(۳۵۶)
(سلام از آن خداست و از اوست سلام، و بسوى اوست سلام، و بر شما اى فرستادگان خدا! سلام و درود باد.(۳۵۷) )
به كودكان و فرزندان سفارش ارزنده اى نسبت به مقام والاى مادر دارد، و يادآور حديث معروف رسول خداصلىاللهعليهوآله است كه فرمود:
«بهشت زير پاى مادران است»
حضرت زهراعليهاالسلام به يكى از فرزندان سفارش فرمود كه:
حديث ۱۹۹:
قالت: الزم رجلها فان الجنه تحت اقدامها
(در خدمت مادر باش، زيرا بهشت زير پاى مادران است.(۳۵۸) )
خ - از خود گذشتگى و ايثار
م - مشكلات اقتصادى
حضرت زهراعليهاالسلام در لحظه هاى واپسين زندگى به اميرالمؤمنين علىعليهالسلام وصيت كرد:
حديث ۲۰۰:
قالت: يا اباالحسن لم يبق لى الا رمق من الحياة و حان زمان الرحيل والوداع فاستمع كلامى فانك لا تسمع بعد ذلك صوت فاطمه ابدا اوصيك يا ابالحسن ان لا تنسانى و تزورنى بعد مماتى
(اى اباالحسن! بيشتر از لحظه اى از زندگانى ام نمانده است و زمان كوچ و خداحافظى فرا رسيده است.
سخنان مرا بشنو، زيرا پس از اين صداى فاطمه را هرگز نخواهى شنيد، تو را وصيت مى كنم اى اباالحسن! كه مرا فراموش نكنى و پس از وفاتم، مرا زيارت نمايى(۳۵۹) )
و در كلمات ارزشمند ديگرى به امام علىعليهالسلام وصيت كرد كه:
حديث ۲۰۱:
قالت: اذا انامت فتول انت غسلى و جهزنى و صل على و انزلنى قبرى والحدنى و سو التراب على و اجلس عند راءسى قباله وجهى فاكثر من تلاوه القرآن و الدعاء فانها ساعه يحتاج الميت فيها الى انس الاحياء و انا استودعك الله تعالى و اوصيك فى ولدى خيرا(۳۶۰)
(وقتى من وفات كردم، تو غسل و كفن مرا به عهده گير و بر من نماز بگزار و مرا درون قبر قرار بده، دفنم كن و سنگ قبر را بر روى قبرم گذار و خاك بر آن ريز و آن را هماهنگ نما. آنگاه بالاى سرم روبروى من بنشين، و زياد قرآن بخوان و دعا كن، زيرا در چنين لحظه هايى، ميت به انس گرفتن بازندگانى محتاج است.
من تو را به خدا مى سپارم و درباره فرزندانم سفارش به نيكوكارى دارم.(۳۶۱) )
يكى از وصيتها سفارش به ازدواج علىعليهالسلام با دختر خواهرش جناب «امامة» بود كه فرمود:
حديث ۲۰۲:
قالت: جزاك الله عنى خير الجزاء يابن عم رسول اللهصلىاللهعليهوآله اوصيك اولا ان تتزوج بعدى بابنة اختى امامة فانها تكون لولدى مثلى فان الرجال لا بد لهم من النساء(۳۶۲)
(اى پسر عموى پيامبرصلىاللهعليهوآله ! خداوند تو را پاداش نيكو دهد.
اولين وصيت من به تو اين است كه: چون مردان نياز به زنان دارند، پس از من با دختر خواهرم «امامه» ازدواج كن، زيرا او همانند من با فرزندانم مهربان است(۳۶۳) )
حضرت زهراعليهاالسلام در تداوم مبارزات منفى عليه كودتاگران سقيفه، به امام علىعليهالسلام وصيت كرد:
حديث ۲۰۳:
قالت: انى اوصيك ان لايلى غسلى و كفنى سواك
و اذا انامت فاءدفنى ليلا و لا توذنن بى احدا
و لا توذنن بى ابابكر و عمر
و بحق محمد رسول اللهصلىاللهعليهوآله ان لا يصلى على ابوبكر و لا عمر(۳۶۴)
(همانا من تو را وصيت مى كنم كه:
غسل و كفن كردن مرا كسى غير از تو انجام ندهد
و وقتى وفات كردم، مرا شب دفن كن و هيچ كس را خبر نكن
و ابوبكر و عمر را نيز مطلع نساز
و تو را سوگند مى دهم بحق رسول خداصلىاللهعليهوآله كه ابوبكر و عمر بر جنازه من نماز نخوانند.(۳۶۵) )
امام صادقعليهالسلام نقل فرمود:
حضرت زهراعليهاالسلام در لحظه هاى آخر زندگى خطاب به علىعليهالسلام فرمود:
حديث ۲۰۴:
قالت: اذا توفيت لا تعلم احدا الا ام سلمه و ام ايمن و فضه و من الرجال ابنى و العباس و سلمان و عمارا والمقداد و اباذر و حذيفه و لا تدفنى الا ليلا و لا تعلم قبرى احدا
(وقتى وفات كردم هيچ كس را اطلاع نده مگر ام سلمه و ام ايمن و فضه را از زنان، و از مردان دو فرزندم حسن و حسينعليهماالسلام و عباس و سلمان و عمار و مقداد و اباذر و حذيفه را خبر كن
مرا دفن نكن مگر در شب
و قبر مرا به هيچ كس اطلاع نده (تا مخفى بماند(۳۶۶) )
حضرت زهراعليهاالسلام به اسماء بنت عميس فرمود:
حديث ۲۰۵:
قالت: يا اسماء اذا انامت فاغسلينى انت و على بن ابى طالبعليهالسلام و لا تدخلينى على احدا
(اى اسماء! وقتى من از دنيا رفتم تو و علىعليهالسلام مرا غسل دهيد و هيچكس را بر سر جنازه من راه ندهيد(۳۶۷) )
حضرت زهراعليهاالسلام خطاب به اميرالمومنين علىعليهالسلام فرمود:
حديث ۲۰۶:
قالت: اوصيك ان لا يشهد احد جنازتى من هولاء الذين ظلمونى و اخذوا حقى فانهم عدوى و عدو رسول الله و لا تترك ان يصلى على احد منهم و لا من اتباعهم وادفنى فى الليل اذا اءوهنت العيون و نامت الابصار(۳۶۸)
(تو را وصيت مى كنم كه هيچ كس از آنان كه به من ظلم كرده اند و حق مرا غصب نمودند، نبايد در تشييع جنازه من شركت كنند
زيرا آنها دشمنان من و دشمنان رسول خداصلىاللهعليهوآله مى باشند
و اجازه نده كه فردى از آنها و پيروانشان بر من نماز بگزارد
مرا شب دفن كن، آن هنگام كه چشم ها آرام گرفته و ديده ها به خواب فرو رفته باشند(۳۶۹) )
پس از وفات فاطمهعليهاالسلام ، حضرت اميرالمؤمنين وصيتنامه نوشته شده همسرش را درآورد و گشود و مطالعه فرمود. عبارات و مطالب ارزشمند آن چنين بود:
حديث ۲۰۷:
بسم الله الرحمن الرحيم. هذا ما اوصت به فاطمه بنت رسول الله، اوصت وهى تشهد ان لا اله الا الله و ان محمدا عبده و رسوله و ان الجنه حق والنار حق و ان الساعه آتيه لا ريت فيها و ان الله يبعث من فى القبور
يا على انا فاطمه بنت محمدصلىاللهعليهوآله زوجنى الله منك لاكون لك فى الدنيا والاخره انت اولى بى من غيرى، حنطنى و غسلنى و كفنى بالليل و صل على وادفنى بالليل و لا تعلم احدا و استودعك الله واقرء على ولدى السلام الى يوم القيامه(۳۷۰)
(بنام خداوند بخشاينده و مهربان، اين وصيتنامه فاطمه، دختر رسول خداست، در حالى وصيت مى كند كه شهادت مى دهد، خدايى جز خداى يگانه نيست و محمدصلىاللهعليهوآله بنده و پيامبر اوست و بهشت حق است و آتش جهنم حق است و روز قيامت فرا خواهد رسيد و شكى در آن نيست و خداوند مردگان را زنده وارد محشر مى كند.
اى علىعليهالسلام ، من فاطمه دختر محمد هستم، خدا مرا به ازدواج تو درآورد، تا در دنيا و آخرت براى تو باشم. تو از ديگران بر من سزاوارترى، حنوط و غسل و كفن كردن مرا در شب به انجام رسان و شب بر من نماز بگزار و شب مرا دفن كن و هيچكس را اطلاع نده. تو را بخدا مى سپارم و بر فرزندانم تا روز قيامت سلام و درود مى فرستم(۳۷۱) )
الف - تقسيم كار
رسول گرامى اسلامصلىاللهعليهوآله پس از سال ها تحمل مشكلات، و سفارش به صبر و بردبارى، كارگرى براى حضرت زهراعليهاالسلام انتخاب و سفارشات لازم را ارائه فرمود.
روزى مشاهده كرد كه كارگر منزل در حال استراحت و فاطمه زهراعليهاالسلام مشغول كار كردن است، علت آن را پرسيد،
حضرت زهراعليهاالسلام پاسخ داد:
حديث ۲۰۸:
قالت: يا رسول الله على يوم و عليها يوم(۳۷۲)
(اى رسول خدا! (كار منزل را عادلانه تقسيم كردم،) روزى مال من و روزى ديگر بعهده او است)
اشك در چشمان پيامبرصلىاللهعليهوآله حلقه زد و فرمود:
خدا آگاهتر است كه رسالت را در كدام خانواده قرار دهد(۳۷۳)
ب - كار فراوان
در تداوم كار فراوان منزل، و آرد كردن گندم ها با آسياب سنگى فرمود:
حديث ۲۰۹:
قالت: و الله انى اشتكى يدى مما طحن بالرحى
(سوگند بخدا كه از دو دستان خود شكايت دارم، از بس كه با آسياب سنگى آرد كردند(۳۷۴) )
الف - مطرح كردن فضيلت ها
حضرت زهراعليهاالسلام در يارى امام علىعليهالسلام فرمود:
حديث ۲۱۰:
قالت: ان ابىصلىاللهعليهوآله نظر الى على و قال: هذا و شيعته فى الجنه
(روزى پدرم رسول خدا «كه درود خدا بر او و خاندان او باد» به علىعليهالسلام نگاه كرد و (با اشاره با او) فرمود: اين مرد و پيروان او در بهشتند(۳۷۵) )
و در گفتار ارزشمند ديگرى به شيعيان علىعليهالسلام بشارت بهشت جاويدان داد و فرمود:
حديث ۲۱۱:
قالت: ان رسول اللهصلىاللهعليهوآله قال لعلى يا اباالحسن اما انك و شيعتك فى الجنه(۳۷۶)
(رسول گرامى اسلام «كه درود خدا بر او و خاندان او باد» به علىعليهالسلام فرمود: اى اباالحسن! همانا تو و پيروان تو در بهشت (موعود) خواهيد بود(۳۷۷) )
ب - طرح واقعيت ها
پس از غصب خلافت و پيدايش ماجراهاى تلخ مصيبت بار در مدينه، حضرت اميرالمؤمنين علىعليهالسلام همراه با فاطمه زهراعليهاالسلام براى بيدارى مردم، و دفاع از حقوق مسلم خويش، شبانه به منازل مهاجر و انصار رفته اتمام حجت مى كردند، خيلى ها عذر بدتر از گناه مى آوردند كه چرا شما زودتر از ديگران امامت خود را مطرح نكرديد؟ و اجازه داديد ديگران بصحنه بيايند؟ حالا ديگر كارى از پيش نمى توان برد
امام علىعليهالسلام توضيحات لازم را مى داد. و فاطمه زهراعليهاالسلام در جواب عذر تراشيها، مى فرمود:
حديث ۲۱۲:
قالت: ما صنع ابوالحسن الا ما كان ينبغى له و لقد صنعوا ما الله حسيبهم و طالبهم
(ابوالحسن علىعليهالسلام كارى انجام نداد، بجز آن كه سزاوار بود «مانند، انجام مراسم تدفين رسول خداصلىاللهعليهوآله و جمع آورى قرآن» تا انجام گيرد و اما امت پيمان شكن كارهاى ناروائى انجام داده اند كه تنها خدا آنها را محاسبه و رسيدگى خواهد كرد.(۳۷۸) )
پس از آگاهى به مقدار درهم و دينارى كه مهريه آنحضرت قرار گرفت، خطاب به پيامبر اسلام فرمود:
حديث ۲۱۳:
قالت: يا رسول الله ان بنات الناس يتزوجن بالدراهم فما الفرق بينى و بينهن؟
اسالك ان تردها و تدعوا الله ان يجعل مهرى الشفاعه فى عصاه امتك
(اى پيامبر خدا! همانا دختران مردم در ازدواج خود درهمها را مهريه خود قرار مى دهند. پس فرق من با آنها چيست؟
از تو مى خواهم، درهم و دينار را مهريه من قرار ندهى، بلكه از خدا بخواهى تا مهريه من، شفاعت كردن از گنهكاران امت تو باشد.(۳۷۹)
۱- آيه ۸۲ اسراء
۲- اصول كافى ج ۱، ص ۷۳ حديث ۱۰.
۳- خطبه ۱۲۵ نهج البلاغه المعجم المفرس
۴- نظم الفبائى، احاديث نهج الحياه بر اساس الفباى فارسى است.
۵- خطبه ۲۳۳/۱ نهج البلاغه المعجم المفهرس.
۶- الف - قال الشيخ الطوسى اخبر نا جماعه عن ابى المفضل عن محمد بن جعفر ابن قيس بن مسكان من اصل كتابه عن عبدالله بن الحسين بن جابر عن عبدالحميد ابن عبدالرحمن بن بشير الحمانى عن عبدالله بن اقيس بن الربيع عن ابى هارون العيد عن ابى سعيد الخدرى قال (امالى طوسى)
ب - عن سيف عن نجم عن ابى جعفر بن محمدعليهالسلام عن ابيهعليهالسلام قال: (مناقب ابن شهر آشوب)
ج - تفسير فرات بن ابراهيم عن عبيدالله بن كثير بن ابى سعد خدرى قال: (تفسير فرات الكوفى)
د- ابن شيرويه الديلمى عن الخدرى و ابى هريره:
۷- ۱. كشف الغمه ج ۲، ص ۲۶ و يك جلدى ص ۱۴۱ و ۱۴۲: على بن عيسى اربلى (متوفاى ۶۹۲ هجرى)
۲. مناقب ابن شهر آشوب ج ۲ ص ۷۷ فصل المسابقه بالخساء: ابن شهر آشوب سروى (متوفاى ۵۸۸ هجرى)
۳. كتاب عوالم ج ۱۱، ص ۱۵۸ باب ۵ ابواب فضائلها: بحرانى اصفهانى (قرن ۱۲)
۴. رياحين الشريعه ج ۱، ص ۱۹۳: محلاتى
۵. بحارالانوار ج ۳۷ ص ۱۰۳ و ج ۹۳ ص ۱۴۷، كتاب الزكاه: علامه مجلسى (متوفاى محلاتى ۱۱۱۰ هجرى)
۶. فضائل الخمسه ج ۲ ص ۱۴۷.
۷. مستدرك الوسائل ج ۷ ص ۲۱۹.
۸. امالى ج ۲ ص ۲۲۸ مجلس ۲۹ ص ۶۱۶ ح ۱۲۷۲/۸: محمدبن حسن طوسى (متوفاى ۴۶۰ هجرى)
۹. احقاق الحق ج ۱۰ ص ۳۲۳، ج ۱۸ ص ۵۰: قاضى نورالله شوشترى شهيد (متوفاى ۱۰۱۹ هجرى)
۱۰. ذخائر العقبى ص ۴۵ محب الدين طبرى شافعى (متوفاى ۶۴۹هجرى)
۱۱. المعيار و الموازنه ص ۲۳۶: ابوجعفر اسكافى معتزلى (متوفاى ۲۴۰ هجرى)
۱۲. كوكب الدرى ج ۱ ص ۱۷۱ مجلس ۱۱: شيخ محمود حائرى مازندرانى
۱۳. محجه البيضاء ج ۴ ص ۲۱۴ كتاب اخلاق ائمه، ملامحسن فيض كاشانى (متوفاى ۱۰۹۱ هجرى)
۱۴. ينابيع الموده ص ۱۹۹: باب ۵۶ فضائل اهل البيت: سليمان بلخى قندوزى حنفى (متوفاى ۱۲۹۳هجرى)
۱۵. كفايه الطالب ص ۲۲۳: الگنجى شافعى (متوفاى ۶۵۸ هجرى)
۱۶. فضائل سيد النساء ص ۶: علامه ابو حفض
۱۷. لئالى الاخبار ج ۱، ص ۸۳: جلال الدين سيوطى (متوفاى ۹۱۱ هجرى)
۱۸. تفسير برهان ج ۱ ص ۲۸۲: سيد هاشم بحرانى (متوفاى ۱۱۰۷ هجرى)
۱۹. مصباح الانوار (بنقل بحارالانوار ج ۹۳ ص ۱۴۷): هاشم بن محمد
۲۰. تفسير عياشى ج ۱ ص ۱۷۱: ابى النصير سمرقندى عياشى (متوفاى ۳۲۰ هجرى
۲۱. تفسير الكشاف (درباره قصه زكريا و مريمعليهالسلام ) ج ۱، ص ۳۰۳: زمخشرى معتزلى حنفى (متوفاى ۵۳۸ هجرى)
۲۲. الصحاح ج ۶ ص ۲۲۸۲: ابى نصر فارابى جوهرى (متوفاى ۳۹۵ هجرى)
۲۳. اهل البيت ص ۱۲۲. توفيق ابو علم
۲۴. الاربعين حافظ الدمشقى
۲۵. وسيله المال فى مناقب الال ص ۸۹: احمد بن باكثير الحضرمى شافعى (متوفاى ۱۰۴۷ هجرى)
۲۶. تفسير فرات الكوفى نقل از ابى سعيد الخدرى ص ۸۳: فرات بن ابراهيم كوفى متوافى ۳۰۰ هجرى
۲۷. مدينه المعاجز ج ۱ ص ۳۲۹ معجزه ۱۰۷. سيد هاشم بحرانى.
۲۸. مصباح الانوار شيخ طوسى به نقل بحارالانوار ج ۹۳ ص ۱۴۷
۲۹. غايه المرام ص ۱۸۷. نقل از امالى شيخ
۳۰. حليه الابرار ج ۲، ص ۲۶۹ باب الحادى و ثلاثون حديث ۷: علامه بحرانى
۸- امالى: الهمدانى عن عمر بن سهل بن اسماعيل الدينورى عن زيد بن اسماعيل الصائغ عن معاويه بن هشام عن سفيان عن عبدالملك بن عمير عن خالد بن ربعى قال: (امالى صدوق)
۹- ۱. بحار ج ۴۱ ص ۴۶، باب ۱۰۳، خبر الناقه: علامه مجلسى (متوفاى ۱۱۱۰ هجرى)
۲. امالى، صدوق، مجلس ۷۱ ص ۳۷۹ حديث ۱۰: شيخ صدوق (متوفاى ۳۸۱ هجرى*
۳. مناقب ابن شهر آشوب ص ۷۹ ج ۲: اين شهر آشوب (متوفاى ۵۸۸ هجرى)
۴. لالى الاخبار ج ۳، ص ۲۶: جلال الدين سيوطى شافعى (متوفاى ۹۱۱ هجرى)
۵. حليه الابرار ج ۲ ص ۲۷۶ حديث ۱: علامه بحرانى
۱۰- به فصل نن انواع مبارزات افشاگرى ها تت حديث ۱۷۰ (افشاگرى و محكوميت ۹مراجعه كنيد روات و مدارك آن مشترك است. «۳۲ مدرك و ۷ دسته از روات»
۱۱- عم حسن بن علىعليهالسلام عن امهعليهالسلام قالت.
۱۲- كنزالعمال ج ۹ ص ۳۳۶ (عن علىعليهالسلام و عن ام سلمه»: حسام الدين متقى هندى حنفى (متوفاى ۹۷۵ هجرى)
۱۳- حدثنا عبدالله، حدثنى ابى، حدثنا يعقوب قال حدثنى ابى عن محمد بن اسحق قال حدثنى يزيد بن ابى حبيب عن سليمان عن امه ام سليمان (مسند احمد)
۱۴- ۱. مسند احمد ج ۶ ص ۲۸۲ (قال رسول اللهصلىاللهعليهوآله من ذى الحجه الى ذى الحجه): احمد بن حنبل (متوفاى ۲۴۱ هجرى)
۲. كنزالعمال ج ۵ ص ۲۳۵ حديث ۱۲۷۲۹: حسام الدين متقى هندى حنفى (متوفاى ۹۷۵هجرى)
۱۵- ۱. عده الداعى ص ۲۳۳ طبع هند - و - ۲۱۸ احمدبن فهد حلى (متوفاى ۸۴۱ هجرى
۲. بحارالانوار ج ۶۷ ص ۲۴۹ و ج ۷۰ ص ۲۴۹ و ج ۷۱ ص ۱۸۴
۳. تنبيه الخواطر ج ۲، ص ۴۲۷ (مجموعه ورام): ورام ابن ابى فراس مالكى (متوفاى ۶۰۵ هجرى)
۴. عوالم ج ۱۱ ص ۶۲۳. بحرانى اصفهانى (متوفاى قرن ۱۲ هجرى)
۵. تفسير امام حسن عسگرىعليهالسلام ۳۲۷ حديث ۱۷۷.
۶. مجموعه ورام ح ۲، ص ۱۰۸: شيخ ورام (متوفاى ۶۰۵ هجرى)
۷. سنن نسائى ج ۲ ص ۲۳۷: احمد بن شعيب شافعى (متوفاى ۳۰۳ هجرى).
۱۶- تفسير امام حسن عسگرى (ع) ص ۳۴۵
۲. بحارالانوار ج ۷۲ ص ۴۰۱ باب ۷۸ حديث ۴۲ - و- ج ۷۵/ ۴۰۱: علامه مجلسى (متوفاى ۱۱۱۰ هجرى
۳. كتاب عوالم ج ۱۱ ص ۶۲۸ حديث ۱۸۵: بحرانى اصفهانى (متوفاى قرن ۱۲ هجرى)
۴. المستدرك ج ۲، ص ۳۷۵ حديث ۳ و ج ۱۲ ص ۲۶۲ ش حديث ۱۴۰۶۲: محدث نورى
۱۷- معقل بن يسار و ابوقبيل و ابن اسحاق و حبيب بن ابى ثابت و عمران بن الحصين و ابن غسان و الباقرعليهالسلام :
۱۸- ۱. مختصر تاريخ دمشق ج ۱۷ ص ۳۳۷ شماره ۱۷۴: اين مكرم انصارى.
۲. ملحقات احقاق الحق ج ۲۳ ص ۴۷۷: مستدرك حديث تزويح فاطمهعليهالسلام
۳. مناقب ابن شهر آشوب ج ۳ ص ۳۴۴: ابن شهر آشوب (متوفاى ۵۸۸ هجرى)
۴. در بحر المناقب ص ۵.
۵. احقاق الحق ج ۵ ص ۲۷۳: قاضى نورالله شوشترى شهيد (متوفاى ۱۰۱۹ هجرى)
۱۹- ۱. احقاق الحق ج ۵ ص ۱۱۷ و ۲۷۳: قاضى نورالله شوشترى شهيد (متوفاى ۱۰۱۹ هجرى)
۲. الروضه ص ۱۲۷ (مخلوط):
۳. بحارالانوار ج ۴۳ ص ۱۴۹ عن ابن عباس يرفعه الى سلمان الفارسى: علامه مجلسى (متووفاى ۱۱۱۰) هجرى)
۴. در بحرالامناقب (مخطوط) «بنقل احقاق الحق»
۵. مناقب ابن شهر آشوب ج ۳ ص ۳۴۴. ابن شهر آشوب مازندرانى (متوفاى ۵۸۸ هجرى)
۲۰- تفسير على بن ابراهيم قال عن ابى عن بعض اصحابه رفعه:
۲۱- ۱. بحارالانوار ج ۴۳ ص ۹۹ باب ۵ ح ۱۱ تزويجهاعليهالسلام : علامه مجلسى (متوفاى ۱۱۱۰ هجرى)
۲. تفسير البرهان ج ۴، ص ۲۴۷ سوره نجم حديث ۵: هاشم بحرانى (متوفاى ۱۱۰۷ هجرى)
۳. كتاب عوالم ج ۱۱ ص ۲۳۸ باب ۹ حديث ۱. بحرانى اصفهانى (قرن ۱۲)
۴. مناقب ابن شهر آشوب ج ۱ ص ۲۵۶: ابن شهر آشوب (متوفاى ۵۸۸ هجرى)
۵. تفسير على بن ابراهيم قمى ج ۲ ص ۳۱۳ سوره نجم: على بن ابراهيم قمى (متوفاى ۳۰۷ هجرى).
۲۲- لف)- ابن بطه باسناده عن اعمش عن ابى صالح عن عبد صالح عن عبدالرزاق عن معمر عن ابى نجيح عن مجاهد عن اب عباس قال: مناقب ابن شهر آشوب
ب)- ابوالحسن محمد بن عبدالخواحد، اخبرنا: على بن عمرالحافظ حدثنا محمدبن احمد بن ابراهيم الكتاب حدثنا احمد بن عبدالله بن زيد الهشمى حدثنا عبدالرزاق اخبرنا: معمر عن ابن ابى نجيح عن مجاهد عن ابى عباس. (احقاق الحق)
ج)- ابوالحسين محمد بن احمد بن محمد بن شاده المودب باصحبان و اخته ام سلمه اسماء قالا حدثنا ابومحمد عبدالله بن محمد بن جعفر بن حبان - املاء - حدثنا ابو يحيى عبد الرحمن بن سلم الرازى حدثنا محمد بن غيلان حدثنا احمد بن صالح المقرى عن ابراهيم بن الحجاج عن عبدالرزاق عن معمر عن ابن ابى نجيح عن مجاهد عن ابن عباس قال.
۲۳- ۱. بحارالانوار، ج ۴۳ ص ۱۳۳ باب ۵ حديث ۳۲: علامه مجلسى (متوفاى ۱۱۱۰ هجرى)
۲. شرح نهج البلاغه ج ۳، ص ۲۵۷: ابن ابى الحديد معتزلى ۰متوفاى ۶۵۶ هجرى)
۳. مناقب آل ابيطالب: ابن شهر آشوب (به نقل بحار) ج ۳ ص ۳۶۵ و ج ۱ (س) ۲۵۶: ابن شهر آشوب (متوفاى ۵۸۸ هجرى)
۴. المراجهات ص ۳۰۳: سيد شرف الدين عاملى
۵. مختصر تاريخ دمشق ج ۱۷ ص ۱۳۶: ابن مكرم انصارى
۶. جامع الاحاديث ج ۴ ص ۳۷۷: ابوجعفر بن احمد قمى
۷. كنز العمال ج ۱۳ ص ۱۰۸: متقى هنئى حنفى (متوفاى ۹۷۵ هجرى).
۸. رياحين الشريعه ج ۱ ص ۱۰۱: محلاتى
۹. كشف الغمه (به نقل بحار) ج ۱ ص ۴۹۱ باب تزويجهاعليهالسلام : مرحوم اربلى (متوفاى ۶۹۲ هجرى)
۱۰. احقاق الحق ج ۵ ص ۲۶۷ (قسمت اول رواين موجود است): قاضى نورالله شوشترى شهيد (متوفاى ۱۰۱۹ هجرى)
۱۱. كوكب الدرى ج ۱ ص ۱۶۶ مجلس ۹: حائرى مازندرانى
۱۲. كناب ابن مردويه (بنقل مناقب)
۱۳. الروض الفائق ص ۳۴۸ مجلس ۴۲: شيخ خريفيش (متوفاى ۸۱۰ هجرى)ك
۲۴- الف) محمد بن مظفر البزاز عن عمر بن عبداله بن عمران عن احمد بن بشير عبدالله بن موسى عن قيس عن ابى هارون عن ابى سهيد الخدرى قال... (ارشاد مفيد)
ب)عن ابن عباس يرفعه الى سلمان الفارسى قال...
ج) حدثنا احمد بن الحسن القطان و على بن احمد بن موسى الدقاق و محمدبن احمد السنانس و عبدالله بن محمد الصائق رضى الله عنهم، قالوا: حدثنا ابو العباس احمد بن يحيى بن زكرياالقطان، قال حدثنا ابو محمد بكر بن عبدالله بن حبيب، قال، حددثنى عللى بن محمد، قال: حدثنا الفضل بن عباس، قال: حدثنا عبد القدوس الوراق، قال: حدثنا محمد بن كثير، عن الاعمش. (امالى صدوق)
دد)و حدثنا الحسين بن ابراهيم بن احمد المكتب، قال: حدثنا احمد بن يحيى القطان، قال: حدثنا بكربن عبدالله بن حبيب، قال: حدثنى عبدالله بن يحيى محمد بن باطويه، قال: حدثنا محمد بن كثير، عن الاعمش. (بحارالانوار ج ۳۷ ص ۹۱).
هه)و اخبر نا سليمان بن احمد بن ايوب اللخمى فيما كتب الينا من اصبهان، قال م حدثنا احمد بن القاسم بن مساور الجوهرى سنه ست و ثمانين و مائتين، قال: حددثنا الوليد بن الفضل العنزى، قال: حدثنا مندل بن على العنزى، عن الاعمش، و حدثنا محمد بن ابراهيم بن اسحاق انطالقانى، قال: حدثنى ابو سعيد الحسين بن على العدوى، قال: حدثنا على بن عيسى الكوفى، قال م حدثنا جرير بن عبدالحميد، عن الاعمش. (امالى شيخ صدوق)
و)علامه ابن المغازى قال: اخبرنا ابو طالب محمد بن احمد بن عثمان بن الفرج بن الازهر الصيرفى البغدادى رحمه الله، قدم علينا واسطا، جدثنا ابوبكر محمد بن الحسن بن سليمان، حثنا عبدالله بن محمد بن عبدالله العكبرى، حدثنا عمر بن شبه بن عبيده النميرى، قال حدثنى المدائنى قال: وجه المنصور الى الاعمش يدعوه.
قال: وحدثنا محمد بن الحسن، حدثنا عبدالله بن محمدبن عبدالله العكبرى حدثنا عبدالله بن عتاب بن محمد تحدثنا الحسن بن عرفه، حدثنا ابو معاويه، قال: حدثنا الاعمش، قال: ارسل الى المنصور.
و حدثنا محمد بن الحسن، حدثنا عبدالله بن محمد بن عبدالله العكبرى، حدثنا عبدالله بن عتاب بن محمد العبدى، حدثنا احمد بن على العمى، حدثنا ابراهيم بن الحكم، قال حدثنى سليمان بن سالم، حدثنى الاعمش، قال: بعث الى ابوجعفر المنصور. (مناقب ابن مغازى)
اخبرنى ابى عن جدى (ع) ابيه قال: كنامع رسول اللهصلىاللهعليهوآله
۲۵- ۱. كتاب بحارالانوار ج ۳۷ ص ۹۱. باب ۵۰ حديث ۵۵ فى مناقب اصحاب كساء و ج ۴۳ ص ۱۵۰ و ۱۴۹ و ۱۳۳. و. ج ۴۰ ص ۱۷ باب ۹۱. علامه مجلسى (متوفى ۱۱۱۰ هجرى
۲. مناقب على بن ابيطالب ج ۳، ص ۱۴۳: ابن المغازلى.
۳. كتاب امالى شيخ صدوق ص ۴۳۸ / ۲۶۰ مجلسى ۶۷ حديث ۲: شيخ صدوق (متوفاى ۳۸۰ هجرى)
۴. احقاق الحق ج ۵، ص ۱۱۶ و ۲۶۷ الى ۲۷۳. و. ج ۱۸ ص ۴۲۶. و. ج ۱۵ ص ۳۳۳ حديث ۳۴: قاضى نورالله شوشترى شهيد (متوفاى ۱۰۱۹ هجرى)
۵. الارشاد ص ۲۳ ما جاء فى فضلهعليهالسلام : شيخ مفيد (متوفاى ۴۱۳ هجرى)
۶. رياحين الشريعه ج ۱ ص ۸۹: علامه محلاتى.
۷. كتاب عوالم ج ۱۱ ص ۳۷۵: علامه بحرانى (قرن ۱۲)
۸. كشف الغمه ج ۱ ص ۴۹۵: مرحوم اربلى (متوفاى ۶۹۲ هجرى)
۹. در بحر المناقب ص ۵۳: علامه ابن حسنويه حنفى (متوفاى ۶۸۰ هجرى)
۱۰. كوكب الدرى ج ۱ ص ۲۰ مجلس ۴: حائرى مازندرانى (متوفاى ۱۳۰۰ هجرى)
۱۱. المناقب ج ۳ ص ۳۴۴: ابن شهر آشوب مازندرانى (متوفاى ۵۸۸ هجرى)
۱۲. الروضه فى الفضائل ابن شاذان
۱۳. تاريخ بغداد ج ۴، ص ۱۹۶ حرف ص من آباء الاحمدين: احمد بن على بغدادى شافعى (متوفاى ۴۶۳ هجرى)
۱۴. تذكره الخواص ص ۳۱۸ باب ۱۱: ابن جوزى حنفى (متوفاى ۶۵۴ هجرى)
۱۵. ميزان الاعتدلال ج ۱ ص ۱۴: علامه ذهبى (متوفاى ۷۴۸ هجرى)
۱۶. مجمع الزوائد ج ۹ ص ۱۱۲.
۱۷. الموافق ج ۲، ص ۶۱۵: عبدالرحمن بن احمد شافعى (متوفاى ۷۵۶ هجرى)
۱۸. نزهه المجالس ج ۲، ص ۲۳۶ الصفورى شافعى (متوفاى ۸۹۴ هجرى)
۱۹. منتخب كنزالعمال ج ۵، ص ۳۹.
۲۰ ينابيع الموده ص ۴۲۱/ ج ۱ ص ۳۱۰ باب ۵۶: ابن قندوزى حنفى - (متوفاى ۲۷۰ هجرى)
۲۱. مستدرك حاكم ج ۳ ص ۱۲۹: حاكم نيشابورى شافعى (متوفاى ۴۰۵ هجرى)
۲۲. تفسير على ابن ابراهيم (ابى عن بعض اصحابه، رفعه قال: ۹ ج ۲ ص ۳۱۳ ح ۷: (متوفاى ۳۰۷ هجرى)
۲۳. ارشاد القاوب ص ۴۳۱ ج ۲ حديث سليمان اعمش: حسن بن محمد ديلمى (متوفاى ۷۷۱ هجرى)
۲۴. روضه الواعظين محمد فتال نيشابورى شهيد (متوفاى ۵۰۸ هجرى)
در برخى از منابع اهل سنت، شكايت ح ۱رت زهراعليهالسلام از اعتراض زنان قريش بگونه اى تحريف شده نقل گرديد كه بابررسيهاى دقيق تاريخى، صحت ندارد ودورغ آشكار است.
مانند:
۲۵. صحيح بخارى ج ۷ ص ۸۵: محمد بن اسماعيل بخارى (متوفاى ۲۵۶ هجرى)
۲۶. صحيح مسلم ج ۴ ص ۱۹۰۳: مسلم بن حجاج (متوفى ۲۶۱ هجرى)
۲۷. سنن ابو داود ج ۲ ص ۲۲۵: ابى داوود (متوفاى ۲۷۵ هجرى)
۲۸. مسند احمد ابن حنبل ج ۴ ص ۳۲۶: احمد بن حنبل (متوفاى ۲۴۱ هجرى)
۲۶- ۱. غايه المرام فى رجال البخارى ص ۲۹۵: علامه شيخ محمد بن داود البازلى شافعى (متوفاى ۹۲۵ هجرى)
۲. ملحقات احقاق الحقق ج ۲۳ ص ۴۸۹.
۳. الروض الفائق (بنقل احقاق ص ۴۸۴) ص ۳۴۸ مجلسى ۴۲: شيخ حريفش (متوفاى ۸۱۰ هجرى)
۴. كتاب الرقائق (معروف به الاخوانيات) ص ۲۵۰ (مخطوط): علامه شيخ عبدالله حنفى (متوفاى ۸۰۰ هجرى)
۵. احقاق الحق ج ۴ ص ۴۸۱ حديث ۴۱: قاضى نورالله شوشترى شهيد (متوفاى ۱۰۱۹ هجرى)
۶. احتجاج ص ۱۳۳ و ۱۴۷: طبرسى (متوفاى ۵۸۸ هجرى)
۷. كتاب سليم بن قيس ج ۲ ص ۶۴۳: سليم بن قيس هلالى (متوفاى ۷۰ هجرى)
۸. الارشاد ج ۱ ص ۲۷۰: شيخ مفيد (متوفاى ۴۱۳ هجرى)
۲۷- الف) قال ابوبكر فحدثنى محمد بن ذكريا عن جعفر بن محمد بن عماره الكندى عن ابيه عن حسين بن صالح بن حى عن رجلان من بنى هاشم عن زينب بنت على بن ابيطالبعليهالسلام
ب)قال ابوبكر فحدثنى عثمان بن عمران العجيفى عن نائل بن نجيح بن عمر عن جابر الجعفى عن ابى جعفر محمد بن علىعليهالسلام
ج) قال ابوبكر، و حدثنى احمد بن محمد بن يزيد عن عبدالله بن محمد بن سليمان عن ابيه عن عبدالله بن الحسن بن الحسن قالوا جميعا.
۲۸- شرح نهج البلاغه ج ۱۶ ص ۲۱۱: ابن ابى الحديد معتزلى ضافعى)متوفاى ۶۵۵ هجرى)
۲۹- بخشى از خطبه حضرت زهراعليهاالسلام در مسجد مدينه است به حديث ۵۷ مراجعه فرمائيد
۳۰- ۱. تفسير الامام العسكرى ص ۳۳۰
۲. تفسير البرهان ج ۳ ص ۲۴۵.
۳. بحارالانوار ج ۲۳ ص ۲۵۹ حديث ۸.
۳۱- الف) علامه شمس الدين ابن الجزرى فى كتابه اسمى المناقب ص ۳۲ (در حديث ۱۷ نقل شد مراجعه شود)
ب) على بن الحسن، عن محمد بن الحسين الكوفى، عن محمد بن على بن زكريا عن عبدالله بن الضحا، عن هشام بن محمد عن عبدالرحمان، عن عاصم بن عمرو عن محمود بن لبيد قال. بحارالانوار ج ۳۶.
۳۲- قصص آيه ۶۸
۳۳- حج آيه ۴۶.
۳۴- ۱. بحارالانوار ج ۳۶ ص ۳۵۳: باب ۴۱ ح ۲۲۴: علامه مجلسى (متوفاى ۱۱۱۰ هجريى)
۲. كفايه الاثر ص ۲۶: ابن خزاز قمى رازى (متوفاى ۴۰۰ هجرى ۹
۳. كوكب الدرى ج ۱ ص ۲۳۵ مجلس ۲۴: حائرى مازندرانى (متوفاى ۱۳۰۰ هجرى)
۴. كتاب عوالم ج ۱۱ ص ۴۴۴ باب ۱۱ بحرانى اصفهانى (متوفاى قرن ۱۲ هجرى)
۵. اثبات الهدى ج ۲ ص ۵۵۳ و ج ۳ ص ۱۲۷ حديث ۸۷۵: محمد بن حسن حر عاملى (متوفاى ۱۱۰۴ هجرى)
۶. غايه المرام ص ۹۶: محمد بن داود بازلى شافعى (متوفاى ۹۲۵ هجرى)
۷. صراط المستقيم ج ۲ ص ۱۲۳ حديث ۱۶: على بن يونس عاملى (متوفاى ۸۷۷ هجرى)
۸. عوالم المعارف ج ۱۱ ص ۲۲۸ و ص ۴۴۴ طبع جديد، بحرانى اصفهانى (متوفاى قرن ۱۲ هجرى)
۹. احقاق الحق ج ۲۱ ص ۲۶ و ۲۷: قاضى نورالله شوشترى شهيد متوفاى ۱۰۱۹ هجرى
۱۰. اسمى المناقب ص ۳۲ حديث ۵: محمد بن محمد جزرى دمشقى شافعى (متوفاى ۸۳۳ هجرى)
۱۱. المسلسل بالاسماء ابوموسى المدينى (متوفاى ۵۸۱ هجرى)
۱۲. اسنى المطالب ص ۴۹: جزرى شافعى (متوفاى ۸۳۳ هجرى).
۳۵- قال شمس الدين حدثنا ابوبكر محمدبن عبدالله بن المحب المقدسى مشافهه، اخبر تنا الشيخه ام محمد زينب ابنه احمد بن عبد الرحيم المقدسيه، عن ابى المظفر محمد بن فتيان بن المسينى، اخبرنا ابوموسى محمد بن ابى بكر الحافظ، اخبرنا ابن عمه والدى القاضى ابوالقاسم عبد الواخد بن محمد بن عبد الواحدالمدنى بقرائتى عليه، اخبرنا ابن عمه والدى القاضى ابوالقاسم عبد الواحد بن محمد بن عبد الواحد المدنى بقرائتى عليه، اخبرنا ظفر بن داعى العلوى باستراباد، اخبرنا و الدى و ابو احمد ابن مطرف المطرفى قالا: حدثنا ابوسعيد الا دريسى اجازه فيما اخرجه فى تاريخ استرآباد، حدثنى محمد به محمد بن الحسن ابوالعباس الرشيدى من ولد هرون الرشيد بسمرقند و ماكتبناه الا عنه، حدثنا ابوالحسن محمد بن جعفر الحلوانى، حدثنا على بن محمدبن جعفر الاهوازى مولى الرشيد، حدثنا بكربن احمد القصرى، حدثتنا فاطمه و زينب و ام كلثوم بنات موسى بن جعفرعليهالسلام قلن حدثتنا فاطمه بنت على بن الحسين. حدثتنى فاطمه و سكنيه ابتنا الحسين بن على عن ام كلثوم بنت فاطمه بنت النبى عن فاطمه بنت رسول الله صلى الله عليه و سلم و رضى عنها قالت: (الغدير ج ۱ ص ۱۹۷)و (ملحقات احقاق الحق ج ۲۱ ص ۲۶ و ۲۷.)
۳۶- ۱. احقاق الحق ج ۲۱ ص ۲۶ و ۲۷: قاضى نورالله شوشترى شهيد (متوفاى ۱۰۱۹ هجرى)
۲. الغدير ج ۱ ص ۱۹۷: علامه امينى
۳. اسمى المطالب فى مناقب على بن ابيطالب: شمس الدين ابوالخير الجزرى شافعى (متوفاى ۸۳۳ هجرى)
۴. الضوء الامع ج ۹ ص ۲۵۶. شمس الدين السخاوى شافعى (متوفاى ۹۰۲ هجرى)
۵. البدر الطالع ج ۲ ص ۲۹۷: شوكانى صنعانى (متوفاى ۱۲۵۰ هجرى)
۶. و مدارك حديث ۱۶.
۳۷- دلائل الامامه ص ۳۸ حديث فدك: محمد بن جرير رستم طبرى امامى (متوفاى ۳۱۰هجرى)
۳۸- ۱. دلائل الامامه ص ۳۸ حديث فدك: محمد بن جرير رسم طبرى امامى (متوفاى ۳۱۰ هجرى)
۲. خصال ج ۱، ص ۱۷۳ باب الثلاثه حديث ۲۸۸: شيخ صدوق (متوفاى ۳۸۱هجرى)
۳. كتاب عوالم ج ۱۱ ص ۶۰۵
۴. بحارالانوار ج ۳۰ ص ۱۲۴ حديث ۲: علامه مجلسى (متوفاى قرن ۱۲ هجرى)
۵. رياحين الشريعه ج ۲ ص ۵۰
۶. احتجاج طبرسى ج ۱، ص ۱۴۶/۱۰۹: احمد بن على طبرسى (متوفاى ۵۸۸ هجرى)
۷. معانى الاخبار ص ۳۵۴ حديث ۱: شيخ صدوق (متوفاى ۳۸۰ هجرى)
۸. امالى ص ۳۸۴. شيخ طوسى: شيخ طوسى (متوفاى ۴۶۰ هجرى).
۹. السقيفه و فدك ص ۱۱۷: احمد بن عبدالعزيز جوهرى (متوفاى ۳۹۳ هجرى)
۱۰. كشف الغمه ج ۱ ص ۴۹۲: علامه اربلى (متوفاى ۶۹۲ هجرى)
۱۱. نفحات اللاهوت ص ۱۲۴: محقق كركى (متوفاى ۹۳۷ هجرى)
۱۲. بلاغات النساء ص ۱۹: ابن ابى طاهر مروزى (متوفاى ۲۸۰ هجرى)
۱۳. شرح ابن الحديد ج ۱۶ ص ۲۳۳: ابن ابى الحديد شافعى (متوفاى ۶۵۶ هجرى)
۱۴. كوكب الدرى ج ۱ ص ۲۲۷ خطبه فدك: حائرى مازندرانى
۱۵. اعيان الشيعه ج ۱ ص ۳۲۰: علامه امين عاملى
۳۹- دلائل الامامه باسناده عن على بن الحسينعليهالسلام و فى السقيفه و فدك باسناده عن فاطمه بنت الحسينعليهالسلام عنه - و - الاحتجاج عن سويد بن غفله.
۴۰- ۱. دلائل الامامه ص ۳۸: محمد بن جرير رستم طبرى امامى (متوفاى ۳۱۰ هجرى)
۲. خصال ج ۱ ص ۱۷۳ حديث ۲۲۸: محمد بن على بن الحسين بن بابويه قمى (متوفاى ۳۸۱ هجرى)
۳. كتاب عوالم ج ۱۱ ص ۶۰۵: بحرانى اصفهانى (متوفاى قرن ۱۲ هجرى)
۴. بحار الانوار ج ۸ ص ۲۰۳ طبع قديم - و - ج ۴۳/ ۱۵۸ و ۱۶۱ حديث ۹: علامه مجلسى (متوفاى ۱۱۱۰ هجرى)
۵. رياحين الشريعه ج ۲ ص ۵۰: علامه محلاتى.
۶. احتجاج طبرسى ج ۱ ص ۱۴۶/ ۱۰۹: احمد بن على طبرسى (متوفان ۵۸۸ هجرى)
۷. معانى الاخبار ص ۳۵۴ حديث ۱: شيخ صدوق (متوفاى ۳۸۰ هجرى)
۸. امالى ص ۳۸۴. شيخ طوسى: (متوفاى ۴۶۰ هجرى)
۹. دلاوئل الامامه ص ۳۹: طبرى امامى (متوفاى ۳۱۰ هجرى)
۱۰. السقيفه و فدك ص ۱۱۷: احمد بن عبدالعزيز جوهرى (متوفاى ۳۹۳ هجرى)
۱۱. كشف الفمه ج ۱ ص ۴۹۲: علامه اربلى (متوفاى ۶۸۹ هجرى)
۱۲. نفحات اللاهوت ص ۱۲۴: محقق كركى (متوفاى ۹۳۷ هجرى)
۱۳. بلاغات النساء ص ۱۹: ابن ابى طاهر مروزى (متوفاى ۲۸۰ هجرى)
۱۴. شرح ابى الحديد ج ۱۶ ص ۲۳۳: ابن ابى الحديد شافعى (متوفاى ۶۵۶ هجرى هجرى)
۴۱- رياحين الشريعه ج ۱ ص ۹۳: علامه محلاتى
۴۲- مدارك حديث ۲۱ با حديث ۵۷ مشترك است مراجعه شود
۴۳- ۱. بحراالانوار ج ۴۳ ص ۱۴۳ حديث ۱۱. علامه مجلسى (متوفاى ۱۱۱۰ هجرى)
۲. كوكب الدرى ج ۱ ص ۱۴۳ مجلس ۵: حائرى مازندرانى
۳. كتاب عوالم ج ۱۱ ص ۳۸۷ باب ۲: بحرانى اصفهانى (متوفاى قرن ۱۲ هجرى)
۴. كشف الغمه ج ۱ ص ۴۷۳: علامه اربلى (متوفاى ۶۹۲ هجرى)
۵. مصباح الانوار عن جعفر عن جعفر بن محمدصلىاللهعليهوآله قال... (بنقل از بحار)
۴۴- بحار الانوار ج ۴۳ ص ۱۵۶ و مناقب ابن شهر آشوب ج ۲ ص ۲۰۵
۴۵- شيخ صدوق عن جعفر بن محمد المكى عن عبدالله بن اسحق مدائنى عن محمد بن زياد عن المغيره عن سفيان عن هشام بن عروه عن ابيه عروه ابن زبير عن ابو درداء قال...
۴۶- ۱. مناقب ج ۲ ص ۱۲۴: ابن شهر آشوب مازندرانى (متوفاى ۵۸۸ هجرى)
۲. بحارالانوار ج ۸۴ ص ۱۹۶ حديث ۵: علامه مجلسى (متوفاى ۱۱۱۰ هجرى)
۳. لئالى الاخبار ج ۴ ص ۳۶: جلال الدين سيوطى شافعى (متوفاى ۹۱۱ هجرى)
۴. كتاب امالى ص ۷۹: شيخ صدوق - و - مجالس. صدوق: شيخ صدوق (متوفاى ۳۸۰ هجرى)
۵. ثواب الاعمال ص ۱۱۶: شيخ صدوق (متوفاى ۳۸۰ هجرى).
۴۷- ۱. ناسخ التواريخ ج ۲ ص ۳۳۵:
۲. بحارالانوار ج ۴۳ ص ۳۸ حديث ۴۰ علامه مجلسى (متوفاى ۱۱۱۰ هجرى)
۳. مناقب شهر آشوب ج ۳ ص ۳۳۰ / ج ۲ ص ۹۴: ابن شهر آشوب (متوفاى ۵۸۸ هجرى)
۴. قوت القلوب عن جابر بن عبدالله (بنقل مناقب): ابوطالب مكى (متوفاى ۳۸۲ هجرى)
۵. كوكب الدرى ج ۱ ص ۱۴۳: حائرى مازندرانى (متوفاى قرن ۱۳ هجرى)
۶. عوالم ج ۱۱ ص ۱۲۸ باب ۱۲: بحرانى اصفهانى (متوفاى قرن ۱۲ هجرى)
۴۸- الف - معجم الطبرانى باسناده الى فاطمه الزهراءعليهالسلام
ب - الطبرى روى من طريق احمد بن حنبل عن فاطمهعليهالسلام
ج - فى مسند احمد كتب الينا ابو جعفر الحضرى فال حدثنا جندب بن والق قال حدثنا محمد بن عمر عن عباد الكلبى عن جعفر الصادقعليهالسلام عن ابيه عن على بن الحسينعليهالسلام و ايضا عن فاطمه بنت الحسين هما عن الحسين عن امه فاطمهعليهالسلام
د- دلائل الامامه. ابوالحسين محمد بن هارون بن موسى، عن محمد بن على بن الحسين بن بابويه عن على بن محمد بن الحسين القزوينى (المعروف بابن مقبره) عن محمد بن عبدالله الحضرمى عن جندل بو والق عن محمد بن عمر الملدى، عن عباد الكلينى، عن جعفر بن محمد عن ابيه عن على بن الحسين عن فاطمه الصغرى عنن الحسين بن على، عن فاطمهعليهالسلام قالت...
هه - بشاره المصطفى: عم احمد بن محمدالعطريفى، عن الحسين بن محمد بن محمد بن هارون عن محمد بن حمدان بن مهران، عن عبدان، عن عبدان، عن حبيب بن امغيره، عن جندل بن والق عن محمد بن عمر المازنى، عن جعفر بن محمد عن ابيه عن على بن الحسينعليهالسلام عن فاطمه الصغرى عن الحسين بن علىعليهالسلام عن امه فاطمهعليهالسلام
۴۹- ينابيع الموده ج ۱ ص ۳۷۶ علامه قندوزى
۲. مناقب خوارزمى ص ۷۹ حديث ۶۲ فصل ۶: موفق بن احمد خوارزمى حنفى (متوفاى ۵۶۸ هجرى)
۳. ذخائر العقبى ص ۹۲: محب الدين طبرى شافعى (متوفاى ۶۹۴ هجرى)
۴. رياض النضره ج ۲ ص ۲۱۴: محب الدين طبرى (متوفاى ۶۹۴ هجرى)
۵. شرح ابن ابى الحديد ج ۲ ص ۴۴۹ (ط مصر): ابن ابى الحديد شافعى (متوفاى ۶۵۶ هجرى)
۶. مقتل الحسين ص ۴۶: موفق بن احمد خوارزمى حنفى (متوفاى ۵۶۸ هجرى)
۷. مجمع الزوائد ج ۹ ص ۱۳۲: علامه هيثمى (متوفاى ۸۰۷ هجرى)
۸. فصول المهمه ص ۱۲۵: على بن محمد ابن صباغ مالكى (متوفاى ۸۵۵ هجرى)
۹. امالى صدوق ص ۱۵۳ مجلس ۳۴ حديث ۸: محمد بن على بابويه قمى (متوفى ۳۸۱ هجرى)
۱۰. بحارالانوار ج ۳۹ ص ۲۷۴ حديث ۵۲: علامه مجلسى (متوفاى ۱۱۱۰ هجرى)
۱۱. منتخب كنزالعمال: حسام الدين هندى در حاشيه مسند احمد ج ۵ ص ۴۷.
۱۲. الاربعين حديثا ص ۶۵: جماالدين هروى حنبلى (متوفاى ۴۸۱ هجرى)
۱۳. مفتاح النجا ص ۶۰: علامه البدخشى
۱۴. ارجح المطالب ص ۵۲۲ و ۵۰۷ علامه الامرتسرى
۱۵. دلائل الامامه ص ۷: ابوجعفر محمد بن جرير طبرى امامى (متوفاى ۳۱۰ هجرى)
۱۶. اسنى المطالب ص ۷۰ حديث ۲۳: محمد بن محمد بن على طبرى (متوفاى ۵۵۳ هجرى)
۱۷. مستدرك الوسائل ج ۱ ص ۵۴۰: علامه محدث نورى
۱۸. بشاره المصطفى ص ۱۸۰: محمد بن على طبرى (متوفاى ۵۵۳ هجرى).
۵۰- الف - «عن جعفربن محمد بن محمد عن آبائهعليهالسلام قال... »
۱. بحارالانوار ج ۳ ص ۲۱۸ حديث ۴۹: علامه مجلسى (متوفاى ۱۱۱۰ هجرى)
۲. كتاب العوالم ج ۱۱ ص ۴۹۴ و ۶۰۷: بحرانى اصفهانى (متوفاى ۱۱۱۰ هجرى)
۳. مصباح الانوار ص ۲۶۲ (بنقل عوالم): هاشم بن محمد (متوفاى ۵۵۳ هجرى).
۵۱- محمدبن عبدالباس عن احمدبن عبدالرحمن عن محمدبن سليمان بن بزيع عن جميع بن المبارك عن اسحاق بن محمد عن ابيه عن جعفربن محمد عن آبائهعليهالسلام :
۵۲- ۱. بحارالانوار ج ۲۴ ص ۲۳۰: علامه مجلسى (متوفاى ۱۱۱۰ هجرى)
۲. كنرالفوائد ص ۳۳۵: علامه كراجكى شافعى (متوفاى ۴۴۹ هجرى)
۵۳- الذريه الطاهره: حدثنا احمدبن يحيى الاودى، حدثنا جاريه بن مغلس، حدثنا عبيدبن الوسيم عن الحسين بن الحسن عن امه فاطمه بن الحسين بن الحسن عن امه فاطمه بنت الحسين عن ابيها عن فاطمه بنت رسول اللهصلىاللهعليهوآله قالت: سنن ابن ماجه
۵۴- ۱. كتاب ابن ماجه ص ۱۰۹۶ ج ۲ باب ۲۲: حافظ محمد بن يزيد قزوينى (متوفاى ۲۷۵ هجرى)
۲. كنزالعمال ج ۱۵ ص ۲۴۲ حديث ۴۰۷۵۹: متف هندى حنفى (متوفاى ۹۷۵ هجرى)
۳. الذريه الطاهره ص ۱۳۸ حديث ۱۷۲: محمد بن احمد زازى دولابى (متوفاى ۳۱۰ هجرى)
۴. مسند فاطمهعليهالسلام ص ۱۰۰ حديث ۲۳۹: جلال الدين سيوطى شافعى (متوفاى ۹۱۱ هجرى)
۵. كتاب عوالم العلوم ج ۱۱ ص ۶۲۸: بحرانى اصفهانى (متوفاى قران ۱۲ هجرى)
۶. تغثور الباسمه ص ۱۳۶ ث ۴۳: جلال الدين سيوطى شافعى (متوفاى ۹۱۱ هجرى)
۵۵- نفائس الباب ج ۳ ص ۱۲۴ مخطوط و كتاب عوالم ج ۱۱ ص ۶۲۹
۵۶- كنزالعمال ج ۱۲ ص ۳۳۹ حديث ۳۵۳۰۵: متفقى هندى حنفى (متوفاى ۹۷۵ هجرى)
۵۷- الف - عن زاره ابى جعفرعليهالسلام قال... (بحارالانوار ج ۴۳ ص ۸۳)
ب)حسن بن محمد بن سعيد الهاشمى عن جعفربن محمدالعلوى عن محمدبن على بن خلف عن حسن بن صالح ابن ابى الاسود عن ابى معشر عن محمدبن قيس قال... (امالى صدوق)
۵۸- ۱. لئالى الاخبار ج ۱ ص ۸۳: جلال الدين سيوطى شافعى (متوفاى ۹۱۱ هجرى)
۲. امالى صدوق مجلس ۴۱ حديث ۷ ص ۱۴۱: محمد بن على بابويه قمى (متوفاى ۳۸۱ هجرى)
۳. هوالم ج ۱۱ ص ۵۸۶ و ص ۱۳۰ حديث ۱: بحرانى اصفهانى (متوفاى قرن ۱۲ هجرى)
۴. بحارالانوار ج ۴۳ ص ۲۰ و ۸۳ و ج ۷۰ ص ۸۶ باب ۲۲: علامه مجلسى (متوفاى ۱۱۱۰ هجرى)
۵. شرف النبى ص ۴۳۶: علامه نبهانى كازرونى
۶. الصواعق المحرقه ص ۱۰۹: ابن حجر شافعى هيثمى (متوفاى ۲۴۱ هجرى)
۷. مسند احمد ج ۵ ص ۲۷۵: احمد بن حنبل (متوفاى ۲۴۱ هجرى)
۸. رشفه الصادى ص ۲۲۵: ابوبكر بن شهاب العلوى شافعى
۹. اصول كافى (به نقل بحار ج ۴۳ ص ۸۳): مرحوم كلينى (متوفاى ۳۲۸ هجرى)
۱۰. مكارم الاخلاق عن زاره عن ابى جعفرعليهالسلام ج ۱ ص ۲۱۲ حديث ۶۳۲/۱: طبرسى (متوفاى قرن ۶ هجرى)
۱۱. مناقب ابن شهر آشوب ج ۳، ص ۳۴۳: محمد بن على شهر آشوب (متوفاى ۵۸۸هجرى)
۱۲. مناقب فاطمه (بنقل شهر آشوب):
۵۹- الف) الطالقانى عن محمدبن حمدان الصيدلانى عن محمدبن مسلم الواسطى عن محمدبن هارون عن خالد الحذاء عن ابى قلابه عن عبدالله زيد الجرمى عن ابن عباس قال: (امالى صدوق)
ب) محمد بن احمدبن البراء عن عبدالنعم بن ادريس بن سنان عن ابيه عن وهب بن مبنه عن جابربن عبدالله و عبدالله بن عباس قالا (المعجم الكبير ص ۱۳۵)
۶۰- ۱. بحارالانوار ج ۲۲ ث ۵۰۸: علامه مجلسى (متوفاى ۱۱۱۰ هجرى)
۲. امالى صدوق ص ۳۷۶/۵۰۵ حديث ۶ مجلس ۷۲: محمد: على بابويو قمى (متوفاى ۵۸۸ هجرى)
۳. مناقب ابن شهر آشوب ج ۱ ص ۲۳۵: محمد بن على شهر آشوب (متوفاى ۱۰۱۹ هجرى)
۴. احقاق الحق ج ۹ ص ۴۰۳ (پاورقى): قاضى نورالله شوشترى شهيد (متوفاى ۱۰۱۹ هجرى)
۵. محجه البيضاء ج ۸ ص ۲۷۶: علامه فيض كاشانى (متوفاى ۱۰۱۹ هجرى)
۶. المعجم الكبير ص ۱۳۵ و علامه طبرانى (متوفاى ۳۶۰ هجرى)
۷. روضه الاحباب ص ۶۰۲ علامه دشتكى
۸. روضه الواعظين ج ۱ ص ۷۳: محمد بن فتال نيشابورى (متوفاى ۵۰۸ هجرى)
۶۱- ۶۳ نور
۶۲- مناقب ابن شهر آشوب ج ۲ ص ۳۲۰ و بحار ج ۴۳ ص ۳۲
۶۳- الف)قاضى ابومحمد الكرخى فى كتابه عن الصادقعليهالسلام قال: (از مناقب ابن شهر آشوب)
ب) عن تفسير فرات بن ابراهيم عن اميرالمومنينعليهالسلام قال:
ج)قال العلامه ابن المغازلى اخبرنا ابومنصور زيدبن طاهربن سيارالبصرى قدم علينا واسطا عن حسين بن محمد بن يعقوب الشباطى الحافظ عن ابوبكر محمدبن عدى عن محمدبن عدى الابلى عن احمدبن محمد بن سعيد عن عبدالله بن محمدبن ابى مريم القبائى عن قاسم بن محمد عن ابيه عن جعفربن محمد عن ابيه محمدبن على عن ابيه على بن الحسين عن ابيه حسين بن على عن امه فاطمه (سلام الله عليهم اجمعين)قالت:
۶۴- مناقب ابن شهر آشوب ج ۳ ص ۳۲۰ محمد بن على شهر آشوب (متوفاى ۵۸۸ هجرى)
۲. بحارالانوار ج ۴۳ ص ۳۲ و ۳۳: علامه مجلسى (متوفاى ۱۱۱۰ هجرى)
۳. كوكب الدرى ج ۱ ص ۱۵۰: حائرى مازندرانى (متوفاى قرن ۱۳ هجرى)
۴. مناقب ابن مغازى ص ۳۶۵: ابن مغازى شافعى (متوفاى ۴۸۳ هجرى)
۵. حليه الابرار ج ۱ ص ۱۹۰ حديث ۹: هاشم بحرانى (متوفاى ۱۱۰۷ هجرى)
۶۵- السيد الرضى (جامع نهج البلاغه) عن هارون بن موسى عن احمدبن محمد بن عمار العجلى الكوفى عن عيسى الضرير عن الكاظمعليهالسلام .
۶۶- ۱. بحارالانوار ج ۲۲ ص ۴۸۴ حديث ۳۱: علامه مجلسى (متوفاى ۱۱۱۰ هجرى)
۲. الطراف ص ۲۵ الى ۲۷: على بن موسى بن طاووس
۳. كتاب عوالم ج ۱۱ ص ۳۹۹ و ۵۹۵: بحرانى اصفهانى (متوفاى قرن ۱۲ هجرى)
۴. خصائص الائمه ص ۴۱: السيد الرضى (متوفاى ۴۰۱ هجرى)
۵. مقصد الراغب ص ۱۲۱.
۶۷- احقاق الحق ج ۱۰ ص ۴۳۵: قاضى نورالله شوشترى شهيد (متوفاى ۱۰۱۹ هجرى)
۲. موده القربى ص ۱۰۳: علامه حضرمى شافعى
۳. مقتل الحسين ج ۱ ص ۸۰ فصل ۵: موفق بن احمد مالكى خوارزمى (متوفاى ۵۶۸ هجرى)
۶۸- الف) ابوعبدالله بن ماجه فى السنن و ابويعلى الموصلى فى المسند قال انس: (مناقب ابن شهر آشوب)
ب)روى عن ثابت بن انس:
ج)اخبر نا سليمان حرب، اخبرنا حمادبن زيد عن ثابت عن انس قال: صحيح بخارى
د)ابوحافظ الدارمى اخبرنا ابوالنعمان عنا حماد بن زيد، عن ثابت، عن انس بن مالك ان فاطمه
۶۹- كتاب المنتقى ص ۱۸۷: علامه ذهبى (متوفاى ۷۴۸ هجرى)
۲. كتاب عوالم ج ۱۱ ص ۴۵۷: بحرانى اصفهانى (متوفاى قرن ۱۲ هجرى)
۳. اححقاق الحق ج ۱۰ ص ۴۲۷ و ج ۱۹ ص ۱۵۵: قاضى نورالله شوشترى شهيد (متوفاى ۱۰۱۹ هجرى)
۴. بحارالانوار ج ۲۲ ص ۵۲۲ حديث ۲۹: علامه مجلسى (متوفاى ۱۱۱۰ هجرى)
۵. الطبقات الكبرى ج ۲ ص ۳۱۱: ابن سعد (متوفاى ۲۳۰ هجرى)
۶. مسند ابى داود ج ۲ ص ۱۹۷: سليمان بن داوود الجارود (متوفاى ۲۰۴ هجرى)
۷. سنن نسائى ج ۲ ص ۱۳ جزء ۴ كتاب الجنائز: احمد بن شعيب نسائى شافعى (متوفاى ۳۰۳ هجرى)
۸. مستدرك حاكم ج ۳ ص ۱۶۳. و. ج ۱ ص ۳۸۱: حاكم نيشابورى شافعى (متوفاى ۴۰۵ هجرى)
۹. تاريخ خطيب بغدادى ج ۶ ص ۲۶۲ شماره ۳۲۹۲: احمد بن على بغدادى شافعى (متوافى ۴۶۳ هجرى)
۱۰. مسند احمدبن حنبل ج ۳ ص ۱۹۷: سليمان بن داوود الجارود (متوفاى ۲۴۱ هجرى)
۱۱. صحيح ابن ماجه ج ۱ ص ۵۲۲ (سنن): محمد بن يزيد قزوينى ابن ماجه (متوفاى ۲۷۳ هجرى)
۱۲. الفتوحات ج ۴ ص ۱۶: صديقى شافعى (متوفاى ۱۰۵۷ هجرى)
۱۳. السيره النبويه ج ۳ ص ۳۶۴: ابن هام (متوفاى ۲۱۳ هجرى)
۱۴. مختصر سيره الرسول ص ۴۶۴: علامه عبدالله ابن عبدالوهاب حنبلى
۱۵. سنن بيهقى ج ۳ ص ۴۰۹ و ج ۴ ص ۷۱: احمد بن حسين بيهقى شافعى (متوفاى ۴۵۸ هجرى)
۱۶. صحيح البخارى (كتاب بدءالخلق) ج ۵ ص ۱۵: محمد بن اسماعيل بخارى (متوفاى ۲۵۶ هجرى)
۱۷. صحيح نسائى ج ۱ ص ۲۶۱: احمد بن شعيب نسائى شافعى (متوفاى ۳۰۳ هجرى)
۱۸. كنزالعمال ج ۷ ص ۲۶۱: متقى هندى حنفى (متوفاى ۹۷۵ هجرى)
۱۹. المعجم الصغير ج ۲ ص ۱۱۲: طبرانى (متوفاى ۳۶۰ هجرى)
۲۰. سنن دارمى ج ۱ ص ۴۰: علامه دارمى (متوفاى ۲۵۵ هجرى)
۲۱. مناقب ابن شهر آشوب ج ۱ ص ۱۵۲: محمدبن على شهر آشوب (متوفاى ۵۸۸ هجرى)
۲۲. المصنف ج ۳ ص ۵۵۳ حديث ۶۶۷۳. عبدالرزاق بن همام صنعانى (متوفاى ۲۱۱ هجرى)
۲۳. مقتل الحسينعليهالسلام جزء اول ص ۸۴: موفق بن احمد خوارزمى (متوفاى ۵۲۸ هجرى)
۲۴. عقد الفريد ج ۲ ص ۱۷۱: احمد بن محمد عبد ربه الاندلسى مالكى (متوفاى ۳۲۸ هجرى)
۷۰- روايت و مدارك حديث ۳۸ يكى است مراجعه فرمائيد
۷۱- الف) حدثنا سليمان بن حرب حدثنا حماد عن ثابت عن انس قال... سنن دارمى)
ب) قال اخبرنا ابوالنعمان، حدثنا حمادبن زيد عن ثابت عن انس ابن مالك عن فاطمهعليهالسلام (صحيح بخارى)
ج)حدثنا ابوبكر بن اءسحاق الفقيه، ابنا اءسماعيل بن القاضى، حدثنا سليمان بن داود حدثنا ابواسامه حدثنى حمادبن زيد و ابنا على بن و ابنا على بن احمد السجزى، حدثنا بشربن موسى، حدثنا سعيدبن منصور، حدثنا ابواسامه، حدينا حمادبن زيد، عن ثابت، عن انس قال. (تاريخ بغداد)
د)حدثنا موسى بن عيسى الزبيدى بميدنه زبيدبالمين، حدثنا ابوحمه محمدابن يوسف الزبيدى، حدثنا ابن قره موسى بن طارق قال: ذكر ابن جريح عن معمر، عن ثابت، عن انس مالك قال: (سنن بيهقى)
۷۲- ۱. صحيح بخارى ج ۵ ص ۱۵ و جزء ۱۶ ص ۲۴۹ ص ۱۵۲: محمد بن اسماعيل بخارى (متوفاى ۲۵۶ هجرى)
۲. سنن دارمى ج ۱ ص ۴۰: علامه دارمى (متوفاى ۲۵۵ هجرى)
۳. جمع الوسائل ج ۲ ص ۲۶۳: علامه هروى حنفى (متوفاى ۱۰۱۴ هجرى)
۴. السيره النبويه ج ۳ ص ۳۶۴: احمد زينى شافعى (متوفاى قرن ۱۳ هجرى)
۵. بدايع المنن ج ۲ ص ۴۸۸: علامه ساعاتى حنفى
۶. مستدرك حاكم ج ۱ ص ۳۸۱ و ج ۳ ص ۱۶۳: حاكم نيشابورى شافعى (متوفاى ۴۰۵ هجرى ۹
۷. تسيله اهل المصائب ص ۶۶: علامه محمد بن... الحنبلى
۸. جمع الفوائد ج ۱ ص ۱۲۷: علامه روادنى مالكى
۹. تلخيص المستدرك ج ۱، ص ۳۸۱: علامه ذهبى شافعى (متوفاى ۷۴۸ هجرى)
۱۰. الانس الجليل ص ۱۹۴: قاضى مجدالدين حنبلى
۱۱. عقد الفريد ج ۲ ص ۱۷۱: احمد بن محمد عبدربه اندلسى مالكى (متوفاى ۳۲۸ هجرى)
۱۲. سنن ابن ماجه ج ۱ ص ۵۲۲: محمد بن يزيد قزوينى ابن ماجه (متوفاى ۲۷۵ هجرى)
۱۳. مسند احمد ج ۳، ص ۲۰۴: احمد بن حنبل (متوفاى ۲۱۴ هجرى)
۱۴. تذكره الخواص ص ۲۸۵ باب ۱۱: سبط بن جوزى (متوفاى ۶۵۴ هجرى)
۱۵. تيسير الوصول ج ۲، ص ۲۹۲: علامه شيبانى شافعى (متوفاى ۹۴۴ هجرى)
۱۶. سنن بيهقى ج ۴ ص ۷۱ و ج ۳ ص ۴۰۹: احمد بن حسين بيهقى شافعى (متوفاى ۴۵۸ هجرى)
۱۷. تاريخ بغداد ج ۶ ص ۲۶۲: خطيب بغدادى شافعى (متوفاى ۴۶۳ هجرى)
۱۸. المنتقى ص ۱۷۸: علامه دهبى شافعى (متوفاى ۷۴۸ هجرى)
۱۹. احقاق الحق ج ۱۹ ص ۱۵۵: ج ۱۰ ص ۴۲۷: قاضى نورالله شوشترى شهيد (متوفاى ۱۰۱۹ هجرى)
۲۰. اسدالغايه ج ۵ ص ۵۲۴: ابن اثير (متوفاى ۶۰۶ هجرى)
۲۱. مند ابى داوود ج ۲ ص ۱۹۷: سليمان بن داود الجاورد (متوفاى ۲۰۴ هجرى)
۲۲. سنن نسائى ج ۴ ص ۱۳: احمد بن شعيب نسائى شافعى (متوفاى ۳۰۳ هجرى)
۷۳- رياحين الشريعه ج ۱ ص ۲۴۹
احقاق الحق ج ۱۰ ص ۴۲۷ الى ۴۳۰ (عباراتى مشابه حديث ۳۷ وجود دارد)
۳. كتاب عوالم ج ۱۱ ص ۴۸۷: بحرانى اصفهانى (متوفاى قون ۱۲ هجرى)
۴. كوكب الدرى جزء اول ص ۲۴۱: حائرى مازندرانى
۵. بيت الاحزان (ترجمه ۹ ص ۱۱۰ فصل ۱۴: شيخ عباس قمى.
۶. علم اليقين كاشانى ص ۶۸۶ ج ۲ فصل ۲۰: فيض كاشانى (متوفاى ۱۰۱۹ هجرى)
۷۴- بحارالانوار ج ۴۳ ص ۱۷۶ (روى ورقه بن عبدالله الازدى) باب ۷: علامه مجلسى (متوفاى ۱۱۱۰ هجرى)
۲. كوكب الدرى ص ۲۳۸؛ حائرى مازندرانى (متوفاى قرن ۱۳ هجرى)
۳. المنتقى ص ۱۷۸: علامه ذهبى شافعى (متوفاى ۷۴۸ هجرى)
۴. عوالم ج ۱۱ ص ۴۸۶ باب ۱۲:
۷۵- بحارالانوار ج ۴۳ ص ۱۷۶ باب ۷ علامه مجلسى (متوفاى ۱۱۱۰ هجرى)
۲. كوكب الدرى جزء اول ص ۲۴۱ مجلس ۲۶: حائرى مازندرانى (متوفاى قرن ۱۳ هجرى)
۳. كتاب و عوالم ج ۱۱ ص ۴۸۷ باب ۲: بحرانى اصفهانى (متوفاى قرن ۱۲ هجرى)
۴. و مدارك و اسناد حديث ۴۱ مراجعه شود.
۷۶- الف)بحارالانوار ج ۴۳/۱۸۱ (عن ابى بكر الجعابى و ابى نعيم الفضل بن دكين و اشعبى عن مسروق)
ب)روى ابونعيم فى حليه الاولياء بسنده عن ابى جعفر الباقرعليهالسلام .
۷۷- ۱. اعيان الشيعه ص ۳۱۹ - ج ۱ (رهلى) علامه امين عاملى
۲. مناقب ابن شهر آشوب (بنقل اعيان) ج ۳ ص ۳۶۲ محمد بن على شهر آشوب (متوفاى علامه اينم عاملى ۵۸۸ هجرى)
۳. احقاق الحق ج ۱۹ ص ۱۷۳ (پاورقى): قاضى نورالله شوشترى شهيد (متوفاى ۱۰۱۹ هجرى)
۴. و مدارك اسناد حديث ۴۱ مراجعه شود
۵. روضه الواعضين ص ۱۸۱: محمد بن فتال نيشابورى (متوفاى ۵۰۸ هجرى)
۶. اهل البيت ص ۱۶۶: ابوعلم
۷. حليه الاولياء: ابوالفرج اصفهانى زيدى (متوفاى ۴۰۲ هجرى)
۷۸- ۱. الوافى ج ۷ ج ۷ ص ۵۷۱ حديث ۶۶۱۳: فيض كاشانى (متوفاى ۴۰۲ هجرى)
۲. بحارالانوار ج ۴۳ ص ۱۵۷ حديث ۷: علامه مجلسى متوفاى ۱۱۱۰ هجرى
۳. كتاب عوالم ج ۱۱ ص ۴۵۰ حديث ۲: بحرانى اصفهانى (متوفاى قرن ۱۲ هجرى)
۴. من لا يحضره الفقيه ج ۱ ص ۲۹۷ حديث ۹۰۷: شيخ صدوق (متوفاى ۳۸۰ هجرى)
۵. اءحقاق الحق ج ۱۹ ص ۱۵۳: قاضى نورالله شوشترى شهيد متوفاى ۱۰۱۹ هجرى)
۶. اعيان الشيعه ص ۳۱۹: علامه محسن امين
۷. رياحين الشريعه ج ۱ ص ۲۴۵: علامه محلاتى
۸. اهل البيتعليهالسلام ص ۱۶۶ توفيق ابوعلم
۷۹- بحار الانوار ج ۴۵ ص ۱۹۰ حديث ۳۶، و ج ۴۳ ص ۳۰۹: علامه مجلسى (متوفاى ۱۱۱۰ هجرى)
۲. احقاق الحق ج ۱۰ ص ۶۵۴: قاضى نورالله شوشترى شهيد (متوفاى ۱۰۱۹ هجرى)
۳. موده القربى ص ۱۲۷ (عن ابن عباس): علامه حضرمى
۴. كتاب عوالم ج ۱۱ ص ۱۷۷: بحرانى اصفهانى (متوفاى قرن ۱۲ هجرى)
۵. مقتل الحسين ج ۱ ص ۱۲۳ (و روى فى المراسيل): خوارزمى (متوفاى ۹۹۳ هجرى)
۸۰- الحجر آيه ۴۳ و ۴۴
۸۱- بحارالانوار ج ۸ ص ۳۰۳ حديث ۶۲ و ج ۴۳ ص ۸۸ حديث ۹ نقل از الدروع من كتاب زهد النبىصلىاللهعليهوآله لا بى جعفر احمد القمى
۲. رياحين الشريعهه ج ۱ ص ۱۴۸: علامه محلاتى.
۸۲- الف)- احمد بن حنبل عن عبدالله عن ابيه عن ابواحمد عن خالدابن طهمان عن نافع بن ابى نافع عن معقل بن يسار قال: (مسند احمد)
ب)روى عبيدالله موسى والفضل بن دكين و الحسن بن عطيه قالوا حدثنا خالدبن طهمان:
ج)حافظ بن عساكر عن ابوالقاسم بن الحصين عن ابوعلى بن المذهب عن احمد بن حعفر عن عبدالله بن احمد بن ابيه عن ابواحمد عن خالدبن طهمان عن نافع عن ابى معقل بن يسار قال: (احقاق ج ۲۲)
۸۳- ۱. احقاق الحق ج ۴ ص ۱۵۰ - و - ج ۲۰ ص ۴۹۳ - و - ج ۲۲ ص ۱۵۲: قاضى نوالله شوشترى (متوفاى ۱۰۱۹ هجرى)
۲. مسند احمد بن حنبل ج ۵ ص ۲۶: احمد بن حنبل (متوفاى ۲۴۱ هجرى)
۳. كشف الغمه ص ۴۳ ج ۱: علامه اربلى (متوفاى ۱۱۱۰ هجرى)
۴. بحارالانوار ج ۳۸ ص ۱۹ باب ۵۶: علامه مجلسى (متوفاى ۱۱۱۰ هجرى)
۵. العثانيه ص ۲۸۹ (ط مصر): ابوعمان للثيى جاحظ
۶. تلخيص متشابه فى الرسم ج ۲ ص ۸۳۴: خطيب بغدادى (متوفاى ۴۶۳ هجرى)
۷. ذخائر العقبى ص ۷۸: محب الدين طبرى (متوفاى ۶۹۴ هجرى)
۸. الرياض النضره ج ۲ ص ۱۹۲: محب الدين طبرى (متوفى ۶۹۴ هجرى)
۹. المراجهات ج ۱ ص ۳۰۵: شيد شرف الدين عاملى
۱۰. فضائل الخمسه ج ۱ ص ۱۸۰:
۱۱. مرقاه المفاتيح ج ۱۱ ص ۳۳۵: علامه هروى حنفى (متوفاى ۴۰۱ هجرى)
۱۲. مختصر تاريخ دمشق ابن منظور (متوفاى ۷۱۱ هجرى)
۸۴- على بن احمد الاهوازى عن احمدبن عبيدالصفارت عن عبدالله بن ايوب عن ابوالوليد الطيالسى عن ابوهاشم صاحب الزعفرانى عن محمدبن عبدالله عن انس بن مالك قال: (احقاق ج ۱۰)
۸۵- ۱. طبقات الكبرى ج ۱ ص ۴۰۰: ابن سعد (متوفاى ۲۳۰ هجرى)
۲. مجمع الزوائد ج ۱۰ ص ۳۱۲: حافظ هيثمى (متوفاى ۸۰۷ هجرى)
۳. المعجم الكبير ص ۴۱ (مخلوط) علامه طبرانى (متوفاى ۳۶۰ هجرى)
۴. ذخائر العقبى ص ۴۷: محب الدين طبرانى (متوفاى ۳۶۰ هجرى)
۵. بحارالانوار ج ۲۰ ص ۲۴۵ حديث ۱۰: علامه مجلسى (متوفاى ۱۱۱۰ هجرى)
۶. احقاق الحق ج ۱۰ ص ۲۸۵: قاضى نورالله شوشترى (متوفاى ۱۰۱۹ هجرى)
۷. رساله القشيريه ص ۷۲: علامه عبدالكريم بن هوازن الشافعى (متوفاى ۴۶۵ هجرى)
۸. اتحاف الساده المتقين ج ۷ ص ۳۹۱: زبيدى حنفى (متوفاى ۳۷۹ هجرى)
۹. اخلاق النبىصلىاللهعليهوآله ص ۲۹۸: حافظ ابومحمد بن حيان اصفهانى (متوفاى ۳۶۹ هجرى)
۱۰. ينابيع الموده ص ۲۳۵ باب ۵۶: قندوزى حنفى (متوفاى ۱۲۹۴)
۱۱. وسليه المال ص ۹۰ (مخلوط): علامه حضرمى
۱۲. عيوان اخبار الرضاعليهالسلام باسانيده الثلاثه عن الرضاعليهالسلام عن آبائه، عن علىعليهالسلام ج ۲ ص ۴۰: شيخ صدوق (متوفاى ۳۸۱ هجرى)
۱۳. حلية الابرار ج ۱ ص ۲۴۲ حديث ۱۴: علامه بحرانى (۱۱۰۷ هجرى)
۸۶- مدارك و اسناد آن با حديث ۵۷ مشترك است مراجعه كنيد
۸۷- الف - راوندى باسناده عن موسى بن جعفر عن آبائهعليهالسلام قال:
ب - الجعفريات: اخبرنا عبدالله، اخبرنا محمد، حدثنى موسى قال حدثنى ابى، عن ابيه عن جده جعفربن محمد عن ابيهعليهالسلام .
۸۸- مناقب ص ۳۸۰ حديث ۴۲۸: ابن مغازى شافعى (متوفاى ۴۸۳ هجرى)
۲. مستدرك الوسائل ج ۱۴ ص ۲۸۹: ميرزا حسن نورى طبرى (متوفاى ۱۳۲۰ هجرى)
۳. بحارالانوار ج ۴۳ ص ۹۱. و. ج ۱۰۱ ص ۳۸: علامه مجلسى (متوفاى ۱۱۱۰ هجرى)
۴. كتاب عوالم ج ۱۱ ص ۲۲۳ و ۶۲۹: علامه بحرانى (متوفاى قرن ۱۲ هجرى)
۵. رياحين الشريعه ج ۱ ص ۱۴۹: حائرى مازندرانى (متوفاى ۱۳۰۰ هجرى)
۶. كوكب الدرى ج ۱ ص ۱۴۹: حائرى مازندرانى (متوفاى ۱۳۰۰ هجرى)
۷. احقاق الحق ج ۱۰ ص ۲۵۸: قاضى نورالله شوشترى (متوفاى ۱۰۱۹ هجرى)
۸. نوادر راوندى ص ۱۴: باستناده عن موسى بن جعفر عن آبائهعليهالسلام : سيد فضل الله راوندى (متوفاى ۵۴۹ هجرى)
۹. الجعفريات ص ۹۵: محمد بن محمد اشعث
۱۰. المناقب ص ۲۱۰ (مخلوط):
عبدالله الشافعى (متوفاى ۴۸۳ هجرى)
۸۹- عده من اصحانبا عن احمد بن ابى عبدالله عن اسماعيل بن مهران عن عبيدبن معاويه عن معاويه بن شريح عن سيف بن عميره عن عمرو بن شمر عن جابر بن ابى جعفرعليهالسلام عن جابربن عبدالله الانصارى قال: (الكافى)
۹۰- ۱. مستدرك الوسائل ج ۱۴ ص ۲۸۲: محدث نورى (متوفاى ۱۳۲۰ هجرى)
۲. مشكاه الانوار ص ۱۹۵: على طبرسى (متوفاى ۵۴۸ هجرى)
۳. بحارالانوار ج ۲ ص ۳۷۹ و ج ۴۳ ص ۶۲ باب ۳: علامه مجلسى (متوفاى ۱۱۱۰ هجرى)
۴. وسائل الشيعه ج ۱۴ ص ۱۵۸. و. ج ۲۰ ص ۲۱۶ ح ۳ باب ۱۲۰: شيخ حر عاملى (متوفاى ۱۱۰۴ هجرى)
۵. فروع كافى ج ۵ ص ۵۲۸ (باب الدخول على النساء): مرحوم كلينى رازى متوفاى ۳۲۸ هجرى)
۶. لئالى الاخبار ج ۱ ص ۸۳: سيوطى شافعى (متوفاى ۹۱۱ هجرى)
۷. نورالثنقلين ج ۳ ص ۵۸۷ حديث ۸۷: علامه عروسى حويزى (متوفاى ۱۱۱۲ هجرى)
۸. كوكب الدرى ج ۱ ص ۱۷۰: علامه حائرى مازندرانى (متوفاى ۱۳۰۰ هجرى)
۹. محجه البيضاء ج ۶ ص ۱۰۳ - و- ج ۷ ص ۳۲۴ علامه فيض كاشانى (متوفاى ۱۰۹۱ هجرى)
۹۱- الف - على بن عيسى عن ابن عباس قال... كشف الغمه ج ۲ ص ۶۷
ب - سلمه بن الخطاب عن احمد بن يحيى بن زكريا عن ابيه عن حميدبن المثنى عن اى عبدالرحمن الحذا (ع) ابى عبدالله قال... (وسائل الشيعه ج ۲ ص ۸۷۶)
ج - ابن عبدالبر الاندلسى عن قتيبه بن سعد بن محمد بن موسى عن عون بن محمدبن على بن ابيطالب عن امه ام جعفر بنت محمد بن كهفر و عن عماره بن المهاجر عن ام جهفر قالت.... (الاستيعاب ج ۲ ص ۷۵۲.)
د- خوارزمى عن احمدبن الحسين عن ابوعبدالله الحافظ، عن ابومحمدالحسن بن محمدبن يحيى العلوى عن جده يحيى بن الحسن عن بكربن عبدالوهاب عن محمدبن عمر الواقدى عن عمربن محمد بن عمربن على عن ابيه عن على بن الحسين عن ابن عباس قال... (احقاق الحق ج ۱۰ ص ۴۷۴)
ه - قال خطيب البغدادى فى (موضح اوهام الجمع و التفريق ج ۲ ص ۴۰۳) اخبرنا ابوبكر محمدبن عمربن محمدبن اسماعيل الداوودى عن عمربن احمد بن عثممان الواعظ عن عبدالله بن محمد البغوى عن عون بن محمدبن على بن ابيطالبعليهالسلام عن امه ام جهفر ابنه محمدبن جعفربن ابى طالب (رض) عن اسماء ابنه عميس قالت:
۹۲- ۱. الاستيعاب ج ۲ ص ۷۵۲ - و- ج ۴ ص ۳۷۸ عن ابى: ابن عبدالبر مالكى (متوفاى ۴۶۳ هجرى)
۲. كشف الغمه ج ۲ ص ۶۷: علامه اربلى (متوفاى ۶۹۲ هجرى)
۳. السنن الكبرى ج ۴ ص ۳۴: البيهقى الشافعى (متوفاى ۴۵۸ هجرى)
۴. ذخائر العقبى ص ۵۳: محب الدين طبرى (متوفاى ۶۹۴ هجرى)
۵. حليه الاولياء ج ۲ ص ۹۴: حافظ ابونعيم اصفهانى (متوفاى ۴۳۰ هجرى)
۶. تاريخ الاسلام ج ۲ ص ۹۴: العلامه الذهبى (متوفاى ۷۴۸ هجرى)
۷. وفاء الوفا ج ۲ ص ۹۳: علامه سمهودى (متوفاى ۱۱۰۴ هجرى)
۸. اعلام النساء ج ۳ ص ۱۲۲۱: عمررضا كحاله. و. ج ۴ ص ۱۳۰
۹. وسيله المال ص ۹۲: الحضرمى
۱۰. رياحسن الشريعه ج ۲ ص ۶۰: علامه محلاتى
۱۱. احقاق الحق ج ۱۰ ص ۴۷۴ و ۴۷۰ و ۴۷۱: قاضى نورالله شوشترى شهيد (متوفاى ۱۰۱۹ هجرى)
۱۲. بحارالانوار ج ۲ ص ۶۷. و. ج ۴۳ ص ۱۸۹/۲۱۲. و. ج ۷۸ ص ۲۵۰ و ۲۵۵: علامه مجلسى (متوفاى ۱۱۱۰ هجرى)
۱۳. مقتل الخوارزمى ص ۸۲: موفق بن احمد ۱۰ خطب خوارزمى (متوفاى ۵۶۸ هجرى)
۱۴. وسائل الشيعه ج ۲ ص ۸۷۶: شيخ حر عاملى (متوفاى ۱۱۰۴ هجرى)
۱۵. كوكب الدرى (جزء اول) ص ۲۶۱: علامه حائرى مازندرانى
۱۶. مناقب ابن شهر آشوب ج ۳ ص ۳۶۴: ابن شهر آشوب (متوفاى ۵۸۸ هجرى)
۱۷. التهذيب ج ۱ ص ۴۶۹ حديث ۱۵۴۰: شيخ طوسى (متوفاى ۴۶۰ هجرى)
۱۸. عوالم ج ۱۱ ص ۵۱۱: علامه بحرانى اصفهانى
۱۹. مفتا ح النجا ص ۱۰۳ (مخلوط): علامه سيوطى شافعى (متوفاى ۹۱۱ هجرى)
۲۰. الطبقات الكبرى ج ۸ ص ۲۸: ابن سعد (متوفاى ۲۳۰ هجرى)
۲۱. الثغور الباسمه ص ۱۷: علامه سيوطى شافعى (متوفاى ۹۱۱ هجرى)
۲۲. موضح اوهام الجمع و التفريق ج ۲ ص ۴۰۳: خطيب بغدادى (متوفاى ۴۶۳ هجرى)
۲۳. كنزالعمال ج ۱۶ ص ۲۸۹: متقى هندى
۲۴. انساب الاشراف ص ۴۰۵: بلاذرى (متوفاى ۲۷۹ هجرى)
۹۳- الف - على بن عيسى عن ابن عباس قال... (كشف الغمه ج ۲ ص ۶۷)
ب - سلمه بن الخطاب عن احمدبن يحيى بن زكريا عن ابيه عن حميدبن المثنى عن ابى عبدالرحمن الحذا عن ابى عبدالله قال... (وسائل الشيعه ج ۲ ص ۸۷۶)
ج)ابن عبدالبر الاندلسى عن قتيبه بن سعيد عن محمدبن موسى عن عون بن محمدبن على بن ابيطالب عن امه ام جعفر بنت محمدبن جعفر و عن عماره بن المهاجر عن ام جعفر قالت.... (الاستيعاب ج ۲ ص ۷۵۲)
د- خوارزمى عن احمدبن الحسين عن ابوعبدالله الحافظ، عن ابومحمدالحسن بن محمدبن يحيى العلوى عن جده يحيى بن الحسن عن بكربن عبدالوهاب عن محمدبن عمر الواقدى عن عمربن محمدبن عمربن على عن ابيه عن على بن الحسين عن ابن عباس قال... (احقاق الحق ج ۱۰ ص ۴۷۴)
ه - قال خطيب البغدادى فى (موضوع اوهام الجمع و التفريق ج ۲ ص ۴۰۳) اخبرنا ابوبكر محمدبن عمرن محمدبن اسماعيل الداوودى عن عمربن احمدبن عثمان الواعظ عن عبدالله بن محمد البغوى عن عون بن محمدبن على بن ابيطالبعليهالسلام عن امه ام جعفر ابنه محمد بن ابى طالب (رض) عن اسماء ابنه عميس قالت:
۹۴- ۱. الاستيعاب ج ۲ ث ۷۵۲ - و - ج ۴ ص ۳۷۸ عن ابى: ابن عبدالله مالكى (متوفاى ۴۶۳ هجرى)
۲. كشف الغمه ج ۲ ص ۶۷: مرحوم اربلى (متوفاى ۶۹۲ هجرى)
۳. السنن الكبرى ج ۴ ص ۳۴: البيهقى الشافعى (متوفاى ۴۵۸ هجرى)
۴. ذخائر العقبى ص ۵۳: محب الدين طبرى (متوفى ۶۹۴ هجرى)
۵. حليه الاولياء ج ۲ ص ۴۳: حافظ ابونعيم اصفهانى (متوفاى ۴۳۰ هجرى)
۶. تاريخ الاسلام ج ۲ ص ۹۴: علامه ذهبى (متوفاى ۷۴۸ هجرى)
۷. وفاء الوفا ج ۲ ص ۹۳: سمهودى (متوفاى ۱۱۰۴ هجرى)
۸. اعلام النساء ج ۳ ص ۱۲۲۱: عمررضا كحاله. و. ج ۴ ص ۱۳۰
۹. وسيله المال ص ۹۲: الحضرمى
۱۰. رياحين الشريعه ج ۲ ص ۶۰: علامه محلاتى
۱۱. احقاق الحق ج ۱۰ ص ۴۷۴ و ۴۷۰ و ۴۷۱: قاضى نورالله شوشترى (متوفاى ۵۶۸ هجرى)
۱۲. بحارالانوار ج ۲ ص ۶۷. و. ج ۴۳ ص ۱۹۲/۲۰۴. و. ج ۲۸ ص ۳۰۴: علامه مجلسى (متوفاى ۱۱۱۰ هجرى)
۱۳. مقتل الخوارزمى ص ۸۲: خوارزمى (متوفاى ۵۶۸ هجرى)
۱۴. وسائل الشيعه ج ۲ ص ۸۷۶: شيخ حر عاملى (متوفاى ۱۰۱۴ هجرى)
۱۵. كوكب الدرى (جزءاول) ص ۲۶۱: علامه حائرى مازندرانى
۱۶. مناقب ابن شهر آشوب ج ۳ ص ۳۶۴: ابن شهر آشوب (متوفاى ۵۸۸ هجرى)
۱۷. التهذيب ج ۱ ص ۴۶۹ حديث ۱۵۴۰: شيخ طوسى (متوفاى ۴۶۰ هجرى)
۱۸. عوالم ج ۱۱ ص ۵۱۱: علامه بحرانى اصفهانى
۱۹. مفتاح ص ۱۰۳ (مخلوط): علامه سيوطى شافعى (متوفاى ۹۱۱ هجرى)
۲۰. الطبقات الكبرى ج ۸ ص ۲۸: ابن سعد (متوفاى ۲۳۰ هجرى)
۲۱. الثغور الباسمه ص ۱۷: علامه سيوطى شافعى (متوفاى ۹۱۱ هجرى)
۲۲. موضح اوهام الجمع و التفريق ج ۲ ص ۴۰۳: خطيب بغدادى (متوفاى ۴۶۳ هجرى)
۲۳. كنزالعمال ج ۱۶ ص ۲۸۹: متقى هندى حنفى (متوفاى ۹۷۵ هجرى)
۲۴. انساب الاشراف ص ۴۰۵: بلاذرى (متوفاى ۲۷۹ هجرى)
۹۵- الف - فى رجال الكشى - روى جعفر غلام عبدالله بن بكير عن عبدالله بن محمد بن نهيك عن النصيبى عن ابى عبداللهعليهالسلام قال: قال اميرالمومنين (ع):
ب - فى مهج الدعوات: عن الشيخ على بن الحسين محمدبن على بن عبدالصمد عن جده عن الفقيه ابى الحسن عن ابى البركات على بن الحسن الجوزى. عن الصدوق عن الحسن بن محمدبن سعيد عن فرات ابن ابراهيم عن جعفربن محمدبن بشرويه عن محمدبن ادريس ابن سعد سلمان الفارسى عن ابيه قال (۲)
ج)دلائل طبرى قال: روى على بن الحسن الشافعى عن يوسف بن يعقوب القاضى عن محمدبن الاشعث عن محمدبن عون الطائى، عن داود بن ابى هند، عن ابان، عن سلمان رضى الله عنه قال...
د- الثاقب فى المناقب و ابوجعفر المشهدى باسناده عن عاصم بن الاحول عن زربن جيش عن سملمان قال:
۹۶- ۱. بحارالانوار ج ۲۲ ص ۳۵۲. و. ج ۴۳ ص ۶۶. و. ج ۹۱ ص ۲۲۶: علامه مجلسى متوفاى ۱۱۱۰ هجرى)
۲. مهج الدعوات ص ۷: ابن طاووس حسنى (متوفاى ۶۶۴ هجرى)
۳. دلائل الامامه ص ۲۸: محمد بن هرير طبرى (متوفاى ۴۶۰ هجرى)
۴. رجال كشى ص ۶: محمد: بن حسن طوسى (متوفاى ۴۶۰ هجرى)
۵. كتاب عوالم ج ۱۱ ص ۱۶۱: علامه بحرانى اصفهانى
۶. رياحين الشريعه ج ۱ ص ۱۳۵: علامه محلاتى
۷. الثاقب فى المناقب ۱۲۳: ابن حمزه محمد بن على طوسى (متوفاى ۶۰۰ هجرى)
۹۷- رياحين الشريعه ج ۱ ص ۱۰۵
۹۸- آيه ۱۰۲ آل عمران
۹۹- آيه ۲۸ سوره فاطر
۱۰۰- توبه آيه ۱۲۹
۱۰۱- توبه آيه ۴۹
۱۰۲- آل عمران آيه ۸۵
۱۰۳- مائده آيه ۵۰
۱۰۴- نمل آيه ۱۶.
۱۰۵- مريم آيه ۶
۱۰۶- انفال آيه ۷۵
۱۰۷- نساء آيه ۱۱
۱۰۸- بقره ۱۸۰.
۱۰۹- انعام آيه ۶۷
۱۱۰- آل عمران ۱۴۴
۱۱۱- قيله مادر بزرگ اوس و خزرج بود.
۱۱۲- توبه آيه ۱۳
۱۱۳- ابراهيم آيه ۸
۱۱۴- الشعراء آيه ۲۲۷
۱۱۵- مريم آيه ۶
۱۱۶- نمل آيه ۱۶.
۱۱۷- يوسف ۱۸
۱۱۸- غافر آيه ۷۸
O روايت خطبه اول
«۱»: العلامه احمد بن ابى طاهر المعروف بابن طيفور، من ابناء خراسان، ولد ببغداد سنه ۲۰۴، و توفى سنه ۲۸۰ هجريه. قال فى كتابه القيم «بلاغات النساء» ص ۱۲: «قال ابوالفضل: ذكرت لابى الحسين زيدبن على بن الحسين بن على بن ابى طالب - صلوات الله عليهم - كلام فاطمهعليهاالسلام عند منع ابى بكر فدك اياها، و قلت له: ان هولاء يزعمون انه انه مصنوع و انه من كلام ابى العيناء«الخبر منسوق البلاغه على الكلام» فقال لى: رايت مشايخ آل ابى طالب يروونه عن آبائهم و يعلمونه ابناءهم، و قد حدثنيه ابى، عن جدى يبلغ به فاطمه على هذه الحكايه ورواه مشايخ الشيعه و تدارسوه بينهم قبل ان يولد جد ابى العيناء، و قد حدث به الحسن بن علوان عن عطيه العوفى انه سمع عبد الله بن الحسن يذكر عن ابيه ثم قال ابوالحسين: و كيف يذكر هذا من كلام فاطمه فينكرونه و هم يروون من كلام عائشه عند موت ابيها ما هو اعجب من كلام فاطمه يتحققونه لو لا عداوتهم لنا اهل البيت ثم ذكر الحديث.
«۲»: و ذكر ايضا ص ۱۴ طريقا آخر، قال: حدثنى جعفر بن محمد رجل من اهل ديار مصر لقيته بالرافقه قال: حدثنى ابى قال: اخبرنا موسى بن عيسى قال: اخبرنا عبد الله بن يونس قال: آخبرنا جعفر الاحمر، عن زيد بن على رحمه الله عليه عن عمته زينب بنت الحسينعليهماالسلام قالت: لما بلغ فاطمهعليهاالسلام اجماع ابى بكر على منعها فدك لاثت خمارها - الخبر.
«۳»: العلامه ابن ابى الحديد المعتزلى قال فى «شرح النهج» ج ۱۶، ص ۲۵۲ ذيل كتابه عليه السلام الى عثمان بن حنيف (۴۵): قال المرتضى: و اخبرنا ابو عبدالله المرزبانى قال: حدثنى على بن هارون قال: اخبرنى عبيدالله بن احمد بن ابى طاهر، عن ابيه قال: «ذكرت لابى الحسين زيد بن على بن الحسين بن على بن ابى طالبعليهمالسلام
كلام فاطمهعليهاالسلام عند منع ابى بكر اياها فدك فقلت له: ان هولاء يزعمون انه مصنوع و انه من كلام ابى العيناء، لان الكلام منسوق البلاغه، فقال لى: رايت مشايخ ال ابى طالب يرونه عن آبائهم و يعلمونه اولادهم، و قد حدثنى به ابى عن جدى يبلغ به فاطمهعليهاالسلام على هذه الحكايه. و قد رواه مشايخ الشيعه و تدارسوه قبل ان يوجد جد ابى العيناء و قد حدث الحسين بن علوان عن عطيه العوفى انه سمع عبدالله بن الحسن بن الحسن يذكر عن ابيه هذا الكلام». ثم قال ابوالحسين زيد: «و كيف تنكرون هذا من كلام فاطمهعليهاالسلام و هم يروون من كلام عائشه عند موت ابيها ما هو اعجب من كلام فاطمهعليهاالسلام و يحققونه لولا عداوتهم لنا اهل البيت.
ثم ذكر الحديث...
«۴»: و ذكر ايضا طريقا آخر ص ۲۴۹، اخبرنا ابوعبيدالله محمدبن عمران المرزبانى قال: حدثنى محمدبن احمدالكاتب قال: حدثنا احمد عبيدبن ناصح النحوى قال حدثنى الزيادى قال: حدثنا الشرقى بن القطامى، عن محمد بن اسحاق قال: حدثنا صالح بن كيسان، عن عروه، عن عائشه قالت: لما بلغ فاطمه اجماع ابى بكر على منعها فدك، لاثت خمارها على راسها - الحديث.
«۵»: و قال ايضا ص ۲۱۰: و جميع ما نورده فى هذا الفصل من كتاب ابى بكر احمد بن عبد العزيز الجوهرى فى السقيفه و فدك و ما وقع من الاختلاف و الاضطراب عقيب و فاه النبى (صلىاللهعليهوآله ) و ابوبكر الجوهرى هذا عالم، محدث، كثير الادب، ثقه، ورع، اثنى عليه المحدثون وروواعنه مصنفاته.... قال ابوبكر: فحدثنى محمد بن ذكريا قال: حدثنى جعفر من محمدبن عماره الكندى قال: حدثنى ابى، عن الحسين بن صاحل بن حى قال حدثنى رجلان من بنى هاشم عن زينب بنت على بن ابى طالبعليهالسلام قال: و قال جعفر بن محمد بن على بن الحسين، عن ابيه.
قال ابوبكر و حدثنى عثمان احمد بن محمد بن يزيد، عن عبدالله بن محمد بن سليمان، عن ابيه، عن عبدالله بن حسن بن الحسين، قالو جميعا: لما بلغ فاطمهعليهاالسلام اجماع ابى بكر على منعها فدك، لاثت خمارها و اقبلت فى لمه من حفدتها - الى آخر الخطبه.
«۶»: ورودى الصدوق (ره) بعض فقراتها المتعلقه بالعلل فى «علل الشرايع» عن ابن المتوكل عن السعد آبادى، عن البرقى، عن اسماعيل بن مهران، عن احمد ابن محمد بن جابر، عن زينب بنت علىعليهالسلام .
قال: و اخبرنا على بن حاتم، عن محمدبن مسلم، عن عبدالجليل الباقطانى، عن الحسن بن موسى الخشاب، عن عبدالله بن محمد العلوى، عن رجال من اهل بيته، عن زينب بن علىعليهالسلام ، عن فاطمهعليهاالسلام بمثله.
و اخبرنى على بن حاتم، عن ابن ابى عمير، عن محمد بن عماره، عن محمد بن ابراهيم المصرى، عن هارون بن يحيى، عن عبيدالله بن موسى العبسى، عن حفص الاحمر، عن زيد بن على، عن عمته زينب بت علىعليهالسلام ، عن فاطمهعليهالسلام ....
«۷»: حدثنى ابوالفضل محمدبن عبدالله، قال حدثنا ابوالعباس احمدبن محمد بن سعيد الهمدانى، قال حدثنا احمد بن محمدبن بن عثمان بن سعيد الزيارت قال حدثنا محمدبن الحسين الغضبانى، قال حدثنا احمدبن محمد بن ابن نصر البزنطى عن السكونى عن ابان بن عثمان الاحمر عن ابان بن تغلب الربعى عن عكرمه عن ابن عباس قال لما بلغ فاطمه اجماع ابى بكر على منع فدك.
و اخبرنى ابوالحسين محمد بن هارون بن موسى التلعكبرى، قال حدثنا ابى، قال حدثنا ابوالعباس احمد بن محمدبن سعيد لهمدانى، قال حدثنى محمدبن المفضل بن ابراهيم بن المفضل بن قيس الاشعرى، قال حدثنا على بن حسان عن عمه عبدالرحمان بن كثير عن ابى عبدالله جعفر بن محمد عن ابيه عن جده على بن الحسين عن عمته زينب امير المومنين قالت لما اجمع ابوبكر على منع فاطمع فدكا.
قال ابوالعباس: و حدثنا محمد بن المفضل بن ابراهيم الاشعرى، قال حدثنى ابى، قال حدثنا احمد بن محمد بن عمرو بن عثمان الجعفى، قال حدثنى ابى عن جعفر بن محمد عن عبيه عن جده على بن الحسين عن عمته زينب بنت اميرالمومنين و غير واحد ان فاطمه لما اجمع ابوبكر على منعها فدكا
و حدثنى القاضى ابو اسحاق ابراهيم بن مخلد بن جعفر بن سهل بن حمران الدقاق، قال حدثنى ام الفضل خديجد بنت محمد بن ابى الثلج، قال حدثنا ابوعبدالله محمد بن احمدالصفوانى، قال حدثنا ابو احمد عبدالعزيز بن يحيى الجلودى البصرى، قال حدثنا محمد بن زكريا قال حدثنا جعفر بن عماره الكندى، قال حدثنى ابى عن الحسن بن صالح بن حى قال (و ما رات عيناى مثله) قال حدثنى رجلان من بنى هاشم عن زينت بنت على قال لما بلغ فاطمه اجماع ابى بكر على منع فدك و انصراف و كيلها عنها لاثت خمارها الحديث.
«۸»: قال الصفوانى وحدثنى محمد بن محمد بن يزيد مولى بنى هاشم، قال حدثنى عبدالله بن محمد بن سليمان بن عبدالله بن الحسن بن الحسن عن عبدالله بن الحسن بن الحسن عن جماعه من اهلله و ذكر الحديث.
«۹»: قال الصفوانى وحدثنى ابى عن عثمان، قال حدثنا نايل بن نجيب عن عمربن شمر عن جابر الجعفى عن ابى جعفر عن آبائه و ذكر الحديث
«۱۰»: قال الصفوانى وحدثنا عبدالله بن ضحاك، قال حدثنا هشام بن محمد عن ابيه ابن و عوانه.
«۱۱»: قال الصفوانى وحدثنا ابن عائشه ببعضه وحدثنا العباس بن بكار، قال حدثنا حرب بن ميمون عن زيد على عن آبائهعليهمالسلام قالوالما بلغ فاطمه (س) اجماع ابى بكر على منعها فدك و انصرف عاملها منها لاثت دلائل الامامه ص ۳۰.
«۱۲»: و عن محمد بن موسى بن المتوكل عن على بن الحسين السعد آبادى عن احمد بن ابى عبدالله البرقى عن اسماعيل بن مهران عن احمد محمد بن جابر عن زينب بنت علىعليهالسلام قالت (اين سند مربوط به فقره نن فرض الله الايمان... الى...، والامر بالمعروف مصلحه»از خطبه معروف حضرت مى باشد.) وسائل الشيعه ج ۱ ص ۱۳ و ۱۴»
«۱۳»: احمد بن ابى طاهر حدثنى جعفر بن محمد رجل من اهل ديار مصر لقيته بالرافضه قال: حدثنى ابى قال: اخبرنا موسى بن عيسى، قال اخبرنا عبدالله بن يونس قال: اخبرنا جعفر الاحمر، عن زيد بن على، عن عمته زينب بنت الحسين قالت: «احقاق الحق ج ۱۰ ص ۲۹۶»
«۱۴»: قال ابوبكر فحدثنى محمد بن زكريا، قال: حدثنى جعفر بن محمدبن عماره الكندى قال حدثنى ابى، عن الحسين به صالح بن حى، قال: حدثنى رجلان من بنى هاسم عن زينب بنت على بن ابى طالبعليهالسلام قال: و قال جعفر بن محمد بن على بن الحسين، عن ابيه قال ابوبكر: وحدثنى عثمان بن عمران العجيفى عن نائل بن بخيع بن عمير بن شمر عن جابر الجعفى، عن ابى جعفر محمد بن محمد على بن الحسين، عن ابيه قال ابوبكر: و حدثنى بن عمران العجيفى عن نائل به بخيع بن عمير بن شمر عن جابر الجعفى، عن ابى جعفر محمد بن علىعليهالسلام «احقاق الحق ج ۱۰ ص ۲۹۶»
«۱۵»: و قال ابوبكر اخبرنا ابوعبيد الله محمد بن عمران المرزبانى قال: حدثنى محمد بن احمد الكاتب قال: حدثنا احمد بن عبيد بن ناصح النحوى قال: حدثنى الزيادى قال: حدثنا الشرقى بن القطامى عن محمد بن اسحاق قال: حدثنا صالح بن كيسان عن عروه، عن عائشه قالت:
«۱۶»: و نقلتها من كتاب السقيفه عن عم ربن شبه تاليف ابى بكر احمد بن عبدالعزيز الجوهرى من نسخه قديمه مفروءه على مولفها المذكور، قرئت عليه فى ربيع الاخر سنه اثنتين و عشرين و ثلاثماه روى عن رجاله من عده طرق. كشف الغمه ج ۲ ص ۴۰
«۱۷»: ابن المتوكل عن السعد آبادى عن البرقى عن اسماعيل ابن مهران و عن احمد بن محمد ابن جابر عن زينب بنتعليهالسلام - (لله فيكم عهد قدمه الكيم...، و انتهوا عما نهاكم عنه)
«۱۸»: قال الصدوق (ره) اخبرنا على ابن حاتم عن محمد ابن اسلم عن عبدالجليل الباقطانى عن الحسين ابن موسى الخشاب عن عبدالله ابن محمد العلوى عن رجال من اهل بينه عن زينب بنت على عن فاطمه بمثله.
«۱۹»: و قال الصدوق (ره) اخبرنى على ابن حاتم عن محمد ابن ابى عمير عن محمد ابن عماره عن محمد ابن ابراهيم المصرى عن هارون ابن يحيى الناشب عن عبيدالله ابن موسى العبسى عن عبيدالله ابن موسى المعمرى عن حفص الاحمر عن زيد ابن على عن عمته زينب بنت على عن فاطمه بمثله. «بحارالانوار ج ۶ ص ۱۰۷»
O مدارك و اسناد خطبه اول
۱۱۹- ۱. كتاب الشافى ص ۲۳۱: تاليف سيد مرتضى (متوفى ۴۳۶ هجرى)
۲. كتاب طرائف ص ۲۶۳: تاليف سيد بن طاووس (متوفى ۶۶۴ هجرى)
۳. كتاب معانى الاخبار ص ۳۵۴: تاليف شيخ صدوق (متوفاى ۳۸۱ هجرى)
۴. كتاب سقيفه بن نقل كشف الغمه ج ۲ ص ۴۰ تاليف جوهرى (متوفاى ۳۹۳ هجرى) (عن عمربن شبه)
۵. كتاب شرح ابن الحديد ج ۱۶ ص ۲۳۶: تاليف ابن ابى الحديد معتزلى (متوفاى ۶۵۶ هجرى)
۶. كتاب كشف الغمه ج ۱ ث ۴۹۲ و ج ۲ ص ۵۲: تاليف اربلى (متوفاى ۶۹۲ هجرى)
۷. مروج الذهب ج ۲ ص ۳۱۱: تاليف طبرسى (متوفاى ۳۴۶ هجرى)
۸. كتاب احتجاج ج ۱ ص ۱۴۷: تاليف طبرسى (متوفاى ۵۸۸ هجرى)
۹. كتاب بلاغات النساء ص ۱۹: تاليف ابن ابى طاهر مروزى متوفاى ۲۸۰ هجرى)
۱۰. كتاب مناقب ج ۲، ص ۲۰۶: تاليف ابن شهر آشوب متوفاى ۵۸۸ هجرى)
۱۱. كتاب بحارالانوار ج ۴۳ ص ۱۵۸: تاليف علامه مجلسى (متوفاى ۱۱۱۰ هجرى)
۱۲. شرح ابن ابى الحديد ج ۱۶ ص ۲۳۴: ابن ابى الحديد معتزلى (متوفاى ۶۵۵ هجرى)
۱۳. دلائل الامامه ص ۴۰ و ۴۱: طبرسى امامى (متوفاى ۳۱۰ هجرى)
۱۴. لسان العرب ماده «لم»ج ۳ ص ۳۹۷: ابن منظور (متوفاى ۷۱۱ هجرى)
۱۵. اهل البيتعليهالسلام ص ۱۵۷: ايتاد توفيق ابوعلم
۱۶. اعلام النساءء ج ۴ ص ۱۱۶: عمر رضا كحاله
۱۷. النص و الاجتهاد ص ۱۰۶ و ۱۰۷: سيد شرف الدين
۱۸. الدره البيضاء ص ۱: محمد تقى الرضوى
۱۹. المراجعات ص ۱۰۳: سيد شرف الدين
۲۰. نهايه ابن اثير ج ۴ ص ۲۷۳ (در ترجمه لغت لمه): ابن اثير جذرى (متوفاى ۶۳۰ هجرى)
۲۱. كتاب الفدك: جوهرى (متوفاى ۳۹۳ هجرى)
۲۲. تاريخ بغداد: خطيب بغدادى (متوفاى ۴۸۴ هجرى)
۲۳. تذكره الخواص ص ۲۸۵: سبط بن الجوزى حنفى (متوفاى ۶۵۴ هجرى)
۲۴. كتاب لئالى: جلاالدين سيوطى شافعى (متوفاى ۹۱۱ هجرى)
۲۵. مختصر تنزيه الشريعه: على بن محمد بن العراق
۲۶. فائق اللغه (در ماده لمه و هنبثه): زمخشرى (متوفاى ۵۳۸ هجرى)
۲۷. الفاظ الكتابه ۰ قسمتى از خطبه): عبدالرحمن بن عيسى شافعى
۲۸. تاريخ الكامل (قسمتى از خطبه): ابن اثير (متوفاى ۶۰۶ هجرى)
۲۹. لمعه البيضاء
۳۰. تاريخ يعقوبى (قسمتى از خطبه): احمد بن ابى يعقوب (متوفاى ۲۹۲ هجرى)
۳۱. كتاب امالى: شيخ صدوق (متوفاى ۳۸۱ هجرى)
۳۲. علل الشرايع باب ۱۸۲: شيخ صدوق (متوفاى ۳۸۱ هجرى)
۳۳. من لا يحضره الفقيه (باب معرفت كبائر): جلد ۳ ص ۵۶۷ حديث ۴۹۴۰ شيخ صدوق (متوفاى ۳۸۱ هجرى)
۳۴. كتاب مجالس: شيخ مفيد (متوفاى ۴۱۳ هجرى)
۳۵. مقاتل الطالبين: ابوالفرج اصفهانى (متوفاى ۳۵۶ هجرى)
۳۶. تلخيص الشافى ج ۳ ص ۱۳۹/۱۴۰: شيخ طوسى (متوفاى ۴۶۰ هجرى)
۳۷. مقتل خوارزمى ص ۷۷: موفق بن احمد مكى اخطب خوارزم (متوفاى ۵۶۸ هجرى)
۳۸. كشف المحجه ص ۱۲۴: سيد بن طاووس (متوفاى ۶۶۴ هجرى)
۳۹. كتاب عوالم ج ۱۱ ص ۴۷۶: بحرانى اصفهانى
۴۰. وسائل الشيعه ج ۱ ص ۱۳ و ۱۴: شيخ حر عاملى
۴۱. احقاق الحق ج ۱۰ ص ۲۹۶ و ۳۰۴: قاضى نورالله شوشترى (متوفاى ۱۰۱۹ هجرى)
۴۲. الامامه و السياسه ج ۲ ص ۱۴: ابن قتيبه حفنى (متوفاى ۲۷۰ هجرى)
۴۳. اسدالغابه ج ۲، ص ۵۲۲: ابن اثير جزرى (متوفاى ۲۷۰ هجرى)
۴۴. الاصابه ص ۶۱: ابن حجر عسقلانى شافعى (متوفاى ۲۷۰ هجرى)
۴۵. كتاب امالى ص ۲۵: شيخ مفيد (متوفاى ۲۷۰ هجرى)
۴۶. الاستيعاب ص ۳۷۷: ابن عبدالبر مالكى (متوفاى ۲۷۰ هجرى)
۴۷. تاريخ ابن كثير ج ۱۲ ص ۴۴۱: ابن كثير جزرى (متوفاى ۲۷۰ هجرى)
۴۸. تاريخ ابن اعثم كوفى ص ۴۴۱: ابن اعثم كوفى (متوفاى ۲۷۰ هجرى)
۴۹. تبصره العوام ص ۴۴۰: سيد مرتضى (متوفاى ۲۷۰ هجرى)
۵۰. تفسير كشاف ج ۱ در آيه ذى القربى: زمخشرى (متوفاى ۲۷۰ هجرى)
۵۱. سيره حلبى ج ۳ ص ۳۹۰: حلبى شافعى (متوفاى ۲۷۰ هجرى)
۵۲. شرح نهج البلاغه ج ۵ ص ۱۰۵: ابن ميثم بحرانى (متوفاى ۶۷۹ هجرى)
۵۳. صحيح مسلم ج ۲ ص ۷۲: مسلم بن حجاج (متوفاى ۶۷۹ هجرى)
۵۴. عقدالفريد ج ۲ ص ۶: ابن عبد ربه مالكى (متوفاى ۳۲۸ هجرى)
۵۵. كتاب سليم بن قيس ص ۶۷: (متوفاى ۷۰ هجرى)
۵۶. مجالس ص ۸۷: شيخ صدوق (متوفاى ۲۷۰ هجرى)
۵۷. مسند احمد ج ۱ ص ۶۰: احمد بن حنبل (متوفاى ۲۷۰ هجرى)
۵۸. سنن ابن ماجه: محمد بن يزيد (متوفاى ۲۷۳ هجرى)
۵۹. مستدرك ج ۳ ص ۱۵۳: حاكم نيشابورى (متوفاى ۲۷۳ هجرى)
۶۰. مستدرك الوسائل ج ۳ ص ۱۵۴: محدث نورى
۶۱. ميزان الاعتدال ج ۲ ص ۱۷۲: ذهبى (متوفاى ۲۷۳ هجرى)
۶۲. مجمع النورين ص ۱۲۶: ابوالحسن مرندى
۶۳. مطالب السول ص ۱۱: ابن طلحه شافعى (متوفاى ۲۷۳ هجرى)
۱۲۰- مائده ۸۰
۱۲۱- اعراف ۹۶
۱۲۲- زمرا ۵۱
۱۲۳- رعد ۵
۱۲۴- كهف ۵۰
۱۲۵- بقره آيه ۱۲ و ۱۰۴ كهف
۱۲۶- يونس ۳۵.
۱۲۷- سوره هود آيه ۲۸
O روايت خطبه دوم
۱. المفضل محمد بن عبدالله. قال حدثنا ابوالعباس احمد بن سعيد الهمدانى قال حدثنى محمد بن الفضل بن ابراهيم بن الفضل ابن قيس الاشعرى، قال حدثنا على بن حسان عن عمه عبدالرحمان بن كثير عن ابى عبدالله جعفر عن محمد عن ابيه عن جده على بن الحسين قال لما رجعت فاطمه الى منزلها و توفيت فى تلك الشكايه دخلن عليها السناء المهاجرات والانصاريات عائدات فقلن لهها كيف اصبحت يا بنت رسول الله؟ فقالت: «دلائل الامامه ص ۴۰»
۲. وحدثنى ابواسحاق ابراهيم بن مخلد بن جعفر الباقر حى قال حدثنى ام الفضل خديجه بنت ابى بكر محمد بن احمد ابن ابى الثلج قال حدثنا ابوعبدالله محمدبن احمد الصفوانى قال حدثنا ابو احمد عبد العزيز بن يحيى الجلودى قال حدثنى محمد بن زكريا قال حدثنى ابى عن عبدالله ابن الحسن بن الحسن عن امه فاطمه بنت الحسين قالت لما اشدت عله فاطمه اجتمع عندها نساء المهاجرين و الانصار و قلن لها كيف اصبحت يا بنت رسول الله؟ فقالت:
«دلائل الامامه ص ۴۰ و ۳۹»
۳. و روى صاحب كتاب السقيفه عن رجاله عن عبدالله بن الحسسين، عن امه فاطمه بنت الحسين، قالت: لما اشتدت بفاطمه (س) الوجع و اشتدت علتها، اجتمعت عندها نسائ المهاجرين و الانصار فقلن لها: يا بنت رسول الله كيف اصبحت عن ليلتك؟
«كشف الغمه ج ۲ ص ۵۲»
۴. حدثنا احمد بن حسن قطان قال حدثنا - عبدالرحمن بن محمد اللحسينى قال حدثنا ابوالطيب محمد
بن الحسين بن حميد اللخمى قال حدثنا ابوعبدالله محمد بن زكريا قال حدثنا محمد بن عبدالرحمن المهلبى قال حدثنا عبدالله بن محمد سليمان عن ابيه عن عبدالله بن الحسين عن امه فاطمه بنت الحسينعليهالسلام قالت لما اشتدت عله فاطمه (س) بنت رسول اللهصلىاللهعليهوآله و غلبها اجتمع عندها نساء المهاجرين و الانصار فقلن لها يا بنت رسول الله كيف اصبحت عن ليلتك: فقالت (س) «معانى الاخبار شيخ صدوق»
۵. و حدثنا بهذا الحديث ابوالحسن على بن محمد بن الحسن المعروف بابن مقبره (مغيره خ ل) القزوينى.
قال: اخبرنا ابوعبدالله جعفر بن محمد بن حسن بن جعفر بن حسن بن حسن بن على بن ابى طالبعليهالسلام .
قال: حدثنى محمد نب على الهاشمى قال: حدثنا عيسى بن عبدالله بن محمد بن عمر بن على بن ابيطالبعليهالسلام
قال حدثنى ابى، عن ابيه، عن جده، عن على بن ابيطالبعليهالسلام
قال: لما حضرت فاطمه (س) الوفاه دعتنى فقالت: امنفذ انت وصيتى وعهدى؟
قال: قلت: بلى، انفذها، فاوصت الى وقالت اذا انامت فادفنى ليلا و لا توذنن وجلين ذكرتها، قال فلما اشتدت علتها لجتمع اليها نساء المهاجرين و الانصار فقلن: كيف اصبحت يا بنت رسول اللهصلىاللهعليهوآله من علتك؟
فقال: اصبحت و الله عائفه لدنيا كم - و ذكر الحديث نحوه
«معانى الاخبار شيخ صدوق»
۶. الحفار عن اسماعيل بن على الدعبلى عن احمد بن على الخزار عن ابن سهل الدقاق عن عبدالرزاق - تحويل سند.
قا الدعبلى و حدثنا اسحاق بن ابراهيم الديرى عن عبدالرزاق.
عن معمر عن الزهرى عن عبيدالله بن عبدالله بن عتبه بن مسعود عن ابن عباس قال: دخلن نسوه من المهاجرين و الانصار على فاطمه بنت رسول اللهصلىاللهعليهوآله يعدنها فى علها فقلن السلام عليك يا بنت رسول الله (ص) كيف اصبحت فقالت اصبحت و الله عائفه لدنياكن قلاليه لرجالكن (الحديث).
«امالى ج ۱ ص ۳۸۴: شيخ طوسى»
۷. روى ابوجعفر محمد بن جرير بن رستم الطبرى باسناده المتصل الى ابى عبدالله الصادقعليهالسلام عن ابيه عن جده على بن الحسينعليهالسلام
قال: لما مرضت فاطمهعليهالسلام المرضه التى توفيت فيها دخلن عليها نساء المهاجرين و الانصار عائدات لها فقلن لها كيف اصبحت يا بنت رسول اللهصلىاللهعليهوآله
فقالت: اصبحت و الله عائفه لدنياكن (الحديث) «دلائل الامامه طبرى»
O (اسناد و مدارك خطبه دوم)
۱۲۸- ۱. كتاب معانى الاخبار: تاليف شيخ صدق (متوفاى ۳۸۱ هجرى)
۲. كتاب احتجاج ج ۱ ص ۱۰۸: تاليف طبرسى (متوفاى ۵۸۸ هجرى)
۳. كتاب امالى ج ۱ ص ۳۸۴: تاليف شيخ طوسى (متوفاى ۴۶۰ هجرى)
۴. كتاب دلائل الامامه ص ۳۹: تاليف محب الدين طبرى (متوفاى ۳۱۰ هجرى)
۵. كتاب بلاغات النساء ص ۳۲: تاليف ابن ابى طاهر (متوفاى ۲۸۰ هجرى)
۶. كتاب كشف الغمه ج ۲ ص ۱۴۷: اربلى (متوفاى ۶۹۲ هجرى)
۷. كتاب شرح ابن ابى الحديد ج ۱۶ ص ۲۳۳: تاليف ابن ابى الحديد معتزلى (متوفا ۶۵۶ هجرى)
۸. كتاب اعلام النساء ج ۴ ص ۱۲۳: تاليف رضا كحاله
۹. كتاب بحارالانوار ج ۴۳ ص ۱۶۱: تاليف علامه مجلسى (متوفاى ۱۱۱۰ هجرى)
۱۰. بحارالانوار ج ۴۳ ص ۱۵۸: مرحوم مجلسى (متوفاى ۱۱۱۰ هجرى)
۱۱. كتاب السقيفه: احمد بن عبدالعزيز جوهرى (متوفاى ۳۹۳ هجرى)
۱۲. كتاب عوالم ج ۱۱ ص ۴۴۵: بحرانى اصفهانى
۱۳. احقاق الحق ج ۱۰ ص ۳۰۶: قاضى نورالله شوشترى (متوفاى ۱۰۱۹ هجرى)
۱۲۹- الف - امالى شيخ مفيد: قال اخبرنى محمد بن عمر الجعابى عن ابى الحسين العباس بن مغيره: ابى بكر احمد بن منصور الرمادى عن سعيد بن عفير عن ابى لهيعه عن خالد بن يزيد عن ابن ابى هلال عن مروان بن عثمان قال لما بويع الناس.....
ب - عن عبدالله بن عبدالرحمن.....
ج - روى ابو محمد بن مسلم بن قتيبه عن ابى عفير عن ابى عون، عن عبداله بن عبدالرحمن الانصارى قال خرجت فاطمه (س) فوقفت على الباب وقالت....
O اسناد و مدارك خطبه سوم
۱۳۰- ۱. الامامه و السياسه ج ۱ ص ۱۲
۱۳۱- محمد ۲۴
۱۳۲- غافر ۷۸
۱۳۳- ۱. احتجاج طبرسى ص ۱۰۶: احمد بن على طبرسى (متوفاى ۵۸۸ هجرى)
۲. كتاب عوالم ج ۱۱ ص ۴۷۶: بحرانى اصفهانى
۳. بحارالانوار ج ۸ ص ۱۱۱ (ط قديم): علامه مجلسى (متوفاى ۱۱۱۰ هجرى)
۴. رياحين الشريعه ج ۱ ص ۳۳۷: علامه محلاتى
۵. اعيان الشيعه ج ۱ ص ۳۱۷: سيد محسن امين عاملى
۶. دلائل الامامه ص ۳۶: محمدبن جرير طبرى امامى (متوفاى ۳۱۰ هجرى)
(در برخى از منابع روائى اين سخنرانى همراه با سخنرانى اول ثبت شده كه جزو عبارات تكميلى سخنرانى اول بحساب آمده و حدود ۶۵ مدرك ارزشمند دارد)
۱۳۴- الف - محمد بن عباس عن سهل بن محمد العطار عن احمد بن عمرو الدهقان عن محمد بن كثير عن عاصم بن كليب عن ابيه عن ابى هريره قال: «كنزالكراجكى»
ب - امالى طوسى: من بيه عن المفيد عن محمد بن الحسن المقرى عن محمد بن سسهل عن احمد بن عمر عن محمد بن كثير عن عاصم بن كليب عن ابيه عن ابى هرير قال:
ج - الشيخ فى اماليه قال اخبرنا محمد بن محمد قال اخبرنا ابونصر محمد بن الحسن المقرى قال حدثنا محمد بن سهل العطار - قال حدثنا محمد بن كثير مولى عمر بن عبدالعزيز قال حدثنا عاصم بن كليب عن ابيه عن ابى هريره)
۱۳۵- ۱. تفسير برهان ج ۴ ص ۳۱۷: علامه بحرانى اصفهانى (متوفاى ۱۱۰۹ هجرى)
۲. امالى طوسى ج ۱ ص ۱۹۰: محمد بن الحسن طوسى (متوفاى ۴۶۰ هجرى)
۳. بحارالانوار ج ۳۶ ص ۵۹: علامه مجلسى (متوفاى ۱۱۱۰ هجرى)
۴. وسائل الشيعه ج ۹ ص ۴۶۳: علامه حر عاملى (متوفاى ۱۱۰۴ هجرى)
۵. المجالس ص ۱۱۶: شيخ طوسى (متوفاى ۴۶۰ هجرى)
۶. كنز جامع الفوائد (خطى): كراجكى (متوفاى ۴۴۹ هجرى)
۷. كوكب الدرى ج ۲ ص ۱۱۸: (حائرى مازندرانى
۸. كتاب عوالم ج ۱۱ ص ۵۸۹: علامه بحرانى اصفهانى
۹. لئالى الاخبار ج ۳ ص ۷۱: سيوطى (متوفاى ۹۱۱ هجرى)
۱۰. مستدرك الوسائل ج ۱ ص ۲۱۵: محدث نورى
۱۱. مناقب ج ۲ ص ۷۴: ابن شهر آشوب (متوفاى ۵۸۸ هجرى)
۱۲. حليه الابرار ج ۱ ص ۲۱۳: علامه هاشم بحرانى (متوفاى ۱۱۰۹ هجرى)
۱۳۶- الف - من بعض كتاب المناقب عن ابى الفرج محمد بن المسكى عن المضفر بن احمد بن عبدالواحد عن محمد بن على الحلوانى عن كريمه بنت احمد ابن محمد المروزى و اخبرنى ايضا به عاليا قاضى القضاه محمد بن الحسين البغدادى عن الحسين ابن محمد بن على الزينبى عن الكريمه. فاطمه بنت احمد ابن محمد المرزويه بمكه عن ابى على زاهر بن احمد عن معاذ بن يوسف الجرجانى عن احمد بن محمد بن غالب عن عثمان ابن ابى شبزيبه عن (ابن) نصير عن مجالد عن ابن عباس قال:
ب - فى كتاب قديم من مولفات العامه قال حدثنا ابوبكر احمد بن على الطرشيشى... قال حدثنا كريمه بنت احمد بن محمد بن حاتم المروزى... قالت اخبرنا ابوعلى زاهر ابن احمد (الفقيه بسرخس) قال حدثنا معاذ ابن يوسف الجرجانى قال: حدثنا احمد بن محمد بن غالب عن عثمان ابن ابى شيبه عن ابن نمير عن مجالد عن ابن عباس:
ج - وحدثنا اخى الامام الاجل سراج الدين شمس الائمه امام الحرمين ابوالفرج محمدبن احمدالمكى املاء جزاه الله عنى خيرا، حدثنا القاضى الامام الاجل جمال القضاه ابوالفتح المضفر بن احمد بن عبدالواحد بحلوان، فى شهر الله المبارك رمضان سنه عشر و خمسمائه، اخبرنا الشيخ الفقيه ابوبكر محمد بن على الحلوانى فى جامع حلوان فى جمادى الاولى سنه اربع وستين و اربعماه، اخبرتنا كريمه بنت احمد بن محمد المروزى بمكه، حرسها الله سنه خمس و خمسين و اربعماه قرائه عليها و انا حاضر سمع.
د- و اخبرنى بهذا الحديث عليا قاضى القضاه نجم الدين ابومنصور محمد بن الحسين بن محمد البغدادى فيما كتب الى من همدان بروايته، عن الامام نور الهدى ابى طالب الحسين بن محمد بن على الزنيبى بروايته عن الكريمه فاطمه بنت احمد بن محمد المروزيه بمكه حرسها الله، بهذا الاسناد هذه السياقه قيل لهان اخبركم الشيخ الامام ابوعلى زاهر بن احمد حدثنا معاذبن يوسف الجرجانى، حدثنا احمدبن محمد بن غالب حدثنا عثان بن ابى شيبه حدثنا نميز عن مجالد عن ابى مجلز عن ابن عباس
۱۳۷- ۱. احقاق الحق ج ۱۰ ص ۳۲۱: قاضى نورالله شوشترى (متوفاى ۱۰۱۹ هجرى)
۲. مقتل الحسين ص ۷۱: خوارزمى (متوفاى ۵۶۸ هجرى)
۳. بحارالانوار ج ۴۳ ص ۷۳: علامه مجلسى (متوفاى ۱۱۱۰ هجرى)
۴. كتاب عوالم ج ۱۱ ص ۱۶۸: علامه بحرانى
۵. مستدرك الوسائل ج ۱۴ ص ۴۱۷: علامه محدث نورى
۶. رياحين الشريعه ج ۱ ص ۱۳۲: علامه محلاتى
۱۳۸- صف ۸
۱۳۹- الف - محمد بن يحيى عن محمد بن الحسن عن محمد بن اسماعيل عن صالح بن عقبه عن عبدالله بن محمد الجعفى عن ابى جعفر و ابى عبداللهعليهالسلام
ب - عن سليم بن قيس
ج - حسين بن حمدان عن محمد بن اسماعيل و على بن عبدالله الحسن عن ابى شعيب و محمد بن نصير عن عمر بن الفرات عن محمد بن المفضل عن مفضل بن عمر قال قال الصادق...
(بحارالانوار ج ۵۳ ص ۱۸)
۱۴۰- ۱. بحارالانوار ج ۵۳ ص ۱۸. و. ج ۸ ص ۲۲۹. و. ج ۲۸ ص ۲۶۸: علامه مجلسى (متوفاى ۱۱۱۰ هجرى)
۲. الوافى ج ۲ ص ۱۸۸: علامه فيض كاشانى (متوفاى ۱۰۹۱ هجرى)
۳. اصول كافى ج ۱ ص ۴۶۰ محمد بن يعقوب كلينى (متوفاى ۳۲۹ هجرى)
۴. ارشاد ديلمى ص ۱۷۶: حسن بن الحسن ديلمى (متوفاى ۷۷۱ هجرى)
۵. رياحين الشريعه ج ۱ ص ۲۶۷: علامه محلاتى
۶. كتاب عوالم ج ۱۱ ص ۴۰۱ و ۴۰۹: بحرانى اصفهانى
۷. اثبات الوصيه ص ۱۱۰: مسعودى (متوفاى ۳۴۶ هجرى)
۸. الامامه و السياسيه ج ۱ ص ۱۲: ابن قتيبه حنفى (متوفاى ۲۷۶ هجرى)
۹. اعلام النساء ج ۳ ص ۱۲۰۶: عمر رضا كحاله
۱۰. احتجاج طبرسى ص ۸۳: طبرسى (متوفاى ۵۸۸ هجرى)
۱۱. كتاب سليم بن قيس ص ۸۳: (متوفاى ۵۸۸ هجرى)
۱۲. امام على ج ۱ ص ۲۲۵: عبدالفتاح عبد المقصود
۱۳. بيت الاحزان ص ۱۰۷: محدث قمى
۱۴۱- ۱. بحارالانوار ج ۵۳ ص ۱۸. و. ج ۸ ص ۲۲۹. و. ج ۲۸ ص ۲۶۸: علامه مجلسى (متوفاى ۱۱۱۰ هجرى)
۲. الوافى ج ۲ ص ۱۸۸: علامه فيض كاشانى (متوفاى ۱۰۹۱ هجرى)
۳. اصول كافى ج ۱ ص ۴۶۰ محمد بن يعقوب كلينى (متوفاى ۳۲۹ هجرى)
۴. ارشاد ديلمى ص ۱۷۶: حسن بن الحسن ديلمى (متوفاى ۷۷۱ هجرى)
۵. رياحين الشريعه ج ۱ ص ۲۶۷: علامه محلاتى
۶. كتاب عوالم ج ۱۱ ص ۴۰۱ و ۴۰۹: بحرانى اصفهانى
۷. اثبات الوصيه ص ۱۱۰: مسعودى (متوفاى ۳۴۶ هجرى)
۸. الامامه و السياسيه ج ۱ ص ۱۲: ابن قتيبه حنفى (متوفاى ۲۷۶ هجرى)
۹. اعلام النساء ج ۳ ص ۱۲۰۶: عمر رضا كحاله
۱۰. احتجاج طبرسى ص ۸۳: طبرسى (متوفاى ۵۸۸ هجرى)
۱۱. كتاب سليم بن قيس ص ۸۳: (متوفاى ۵۸۸ هجرى)
۱۲. امام على ج ۱ ص ۲۲۵: عبدالفتاح عبد المقصود
۱۳. بيت الاحزان ص ۱۰۷: محدث قمى
۱۴۲- الف - عن جوهرى عن ابى بكر الباهلى عن اسماعيل بن مجالد عن الشعبى قال:
ب - روى ابن حنزابه فى غرره عن زيد بن اسم قال:
ج - روى ابومحمد بن مسلم قتيبه عن ابى عفير عن ابى عون عبدالله بن رحمن الانصارى قال:
د- ابو عمرو احمدن محمد القرطبى المروانى المالكى (المشهور بابن عبد ربه الاندلسى المترفى سنه ۳۲۸ الهجرى:
ه - سليم بن قيس عن ابان ابن ابى عياش عنه عن سلمان و عبدالله بن عباس:
۱۴۳- ۱. عقد الفريد ج ۲۸ ص ۳۲۲. و. ج ۳ ص ۶۳: ابن عبدربه مالكى (متوفاى ۳۲۸ هجرى)
۲. تاريخ ابن شحنه (پاورقى تاريخ كامل ابن اثير ج ۷ ص ۱۶۴): ابن شحنه حنفى (متوفاى ۸۱۵ هجرى)
۳. انساب الاشراف ج ۱ ص ۵۶۸: بلاذرى (متوفاى ۲۷۶ هجرى)
۴. الامه و السياسه ج ۱ ص ۱۳/۱۲ - ۱۴؛ ابن قتيبه حنفى (متوفاى ۲۷۶ هجرى)
۵. تاريخ ج ۱ ص ۱۶۴: ابوالفداء شافعى (متوفاى ۷۳۲ هجرى)
۶. اعلام النساء ج ۳ ص ۱۲۰۷: عمر رضا كحال
۷. الامام علىعليهالسلام ج ۱ ص ۲۲۵: عبدالفتاح عبد المقصود
۸. الغدير ج ۷ ص ۷۸. و. ج ۵ ص ۳۷۳ و ۳۶۹ ج ۷ ص ۷۷. و. ج ۱۰ ص ۱۲۴: علامه امينى
۹. بحارالانوار ج ۲۸ ص ۳۲۲ و ج ۴۳ ص ۱۹۷: علامه مجلسى (متوفاى ۱۱۱۰ هجرى)
۱۰. شرح ابن ابى الحديد ج ۱ ص ۱۳۴. و. ج ۲ ص ۱۹: ابن ابى الحديد شافعى معتزلى (متوفاى ۶۵۶ هجرى)
۱۱. اثبات الوصيه ص ۱۲۳: مسعودى (متوفاى ۳۴۶ هجرى)
۱۲. رياحين الشريعه ج ۱ ص ۲۹۱ و ۲۶۰: علامه محلاتى
۱۳. احتجاج طبرسى ص ۸۳: مرحوم طبرسى (متوفاى ۵۸۸ هجرى)
۱۴. كتاب سليم بن قيس ص ۸۳: (متوفاى ۷۰ هجرى)
۱۵. كتاب عوالم ج ۱۱ ص ۴۰۱: علامه بحرانى اصفهانى
۱۶. كوكب الدرى ج ۱ ص ۱۶۸: علامه حائرى مازندرانى
۱۷ غرر ابن حنزابه
۱۴۴- حسين بن حمدان عن محمد بن اسماعيل و على بن عبدالله الحسنى عن ابى شعب و محمدبن تصير عن عمر بن الفرات عن محمد بن المفضل عن مفضل بن عمر عن الصادقعليهالسلام قال:
۱۴۵- بحارالانوار ج ۵ ص ۱۸ (طبع قديم) بحار ج ۲۸ ث ۳۳۹: علامه مجلسى (متوفاى ۱۱۱۰ هجرى)
۱۴۶- شورى ۲۳
۱. كتاب عوالم ج ۱۱ ص ۴۱۴: علامه بحرانى اصفهانى
۲. رياحين الشريعه ج ۱ ص ۲۷۰: علامه محلاتى
۳. بحارالانوار ج ۸ ص ۲۳۳ (طبع قديم): علامه مجلسى (متوفاى ۱۱۱۰ هجرى)
۱۴۷- كتاب عوالم ج ۱۱ ص ۴۱۴ و بحارالانوار ج ۸ ص ۲۳۳ (طبع قديم)
۱۴۸- محمد بن يعقوب عن محمد بن يحيى عن محمد بن الحسين عن محمد بن اسماعيل عن صالح بن عقبه عن عبدالله بن محمد الجعفى عن ابى جعفر و ابى عبداللهعليهالسلام قال:
۱۴۹- ۱- اصول كافى ج ۱ ص ۴۶۰: محمد بن يعقوب كلينى (متوفاى ۳۲۹ هجرى)
۲. الوافى ج ۲ ص ۱۸۸: علامه فيض كاشانى (متوفاى ۱۰۹۱ هجرى)
۳. بيت الاحزان ص ۱۳۹: شيخ عباس قمى
۴. بحارالانوار ج ۲۸ ص ۲۵۰ حديث ۳۰: علامه مجلسى (متوفاى ۱۱۱۰ هجرى)
۵. عوالم ج ۱۱ ص ۶۰۱ حدث ۵۸.
۲- الوافى ج ۲ ص ۱۸۸
۱۵۰- ابوجعفر الطوسى فى اختيار الرجال عن ابى عبداللهعليهالسلام عن سلمان الفارسى:
۱۵۱- كتاب عوالم ج ۱۱ ص ۲۱۱: علامه بحرانى اصفهانى
۲. ابن شهر آشوب ج ۳ ص ۱۱۸/۳۴۰: ابن شهر آشوب مازندرانى (متوفاى ۵۸۸ هجرى)
۳. بحارالانوار ج ۴۳ ص ۴۷ و ج ۲۸ ص ۲۰۶ و ج ۲۷ ص ۲۲۷: علامه مجلسى (متوفاى ۱۱۱۰ هجرى)
۴. تاريخ يعقوبى يعقوبى ج ۲ ص ۱۱۶: ابن واضح (متوفاى ۲۹۲ هجرى)
۵. احتجاج طبرسى ج ۲ ص ۱۱۶: ابن واضح (متوفاى ۲۹۲ هجرى)
۶. روضه كافى ج ۸ ص ۲۳۸: محمد بن يعقوب كلينى (متوفاى ۳۲۹ هجرى)
۷. رجال شيرخ طوسى
۸. الوافى ج ۲ ص ۱۸۷: علامه فيض كاشانى (متوفاى ۱۰۱۹ هجرى)
۹. اختصاص شيخ مفيد ص ۱۸۵: (متوفاى ۴۱۳ هجرى)
۱۰. بيت الاحزان ص ۱۰۳: شيخ عباس قمى
۱۵۲- الف)فى روايه العياشى
ب - عن عمروبن ابى المفدام عن ابيه قال...
ج - حسين بن محمد عن المعلى عن الوشاء عن ابان عن ابى هاشم قال....
د- ابوجعفر الطوسى فى اختيار الرجال عن ابى عبداللهعليهالسلام و عن سلمان الفارسى:
۱۵۳- كتاب عوالم ج ۱۱ ص ۲۱۱ و ۵۹۹: علامه بحرانى اصفهانى
۲. مناقب ابن شهر آشوب ج ۳ ص ۱۸۸: ابن شهر آشوب (متوفاى ۵۸۸ هجرى)
۳. بحارالانوار ج ۴۳ ص ۴۷. و. ج ۲۸ ص ۲۵۲: علامه مجلسى (متوفاى ۱۱۱۰ هجرى)
۴. رياحين الشريعه ج ۱ ص ۱۲۸ و ۲۶۵: علامه محلاتى
۵. تاريخ يعقوبى ج ۲ ص ۱۱۶: ابن واضح (متوفاى ۲۹۲ هجرى)
۶. كوكب الدرى ج ۱ ص ۱۸۷: علامه حائرى مازندرانى
۷. احتجاج طبرسى ص ۸۶: مرحوم طبرسى (متوفاى ۵۸۸ هجرى)
۸. روضه كافى ج ۸ ص ۲۳۸: محمد بن يعقوب كلينى (متوفاى ۳۲۹ هجرى)
۹. الوافى ج ۲ ص ۱۸۷: علامه فيض كاشانى (متوفاى ۱۰۹۱ هجرى)
۱۰ تفسير ج ۲ ص ۶۶: عياشى (متوفاى ۳۰۰ هجرى)
۱۱. اختصاص ص ۱۸۱: شيخ مفيد (متوفاى ۴۱۳ هجرى)
۱۵۴- الف - فى روايه العياشى
ب - عن عمروبن ابى المقدم عن ابيه قال...
ج - حسين بن محمد عن المعلى عن الوشاء عن ابان عن ابى ها ثم قال...
د- ابوجعفر الطوسى فى اختيار الرجال عن ابى عبداللهعليهالسلام و عن سلمان الفارسى:
۱۵۵- ۱. كتاب عوالم ج ۱۱ ص ۴۰۶: علامه بحرانى اصفهانى
۲. اختصاص شيخ مفيد ص ۱۸۱: (متوفاى ۴۱۳ هجرى)
۳. بيت الاحزان ص ۱۰۲: شيخ عباس قمى
۴. بحارالانوار ج ۲۸ ص ۲۲۸: علامه مجلسى (متوفاى ۱۱۱۰ هجرى)
۵. تفسير عياشى ج ۲ ص ۶۷: (متوفاى ۳۰۰ هجرى)
۶. فروع كافى ج ۸ ص ۲۳۸: محمد بن يعقوب كلينى (متوفاى ۳۲۹ هجرى)
۷. الوافى ج ۲ ص ۱۸۷: علامه فيض كاشانى (متوفاى ۱۰۹۱ هجرى)
۱۵۶- الف - فى روايه العياشى
ب - عن عمربن ابى المقدام عن ابيه قال:
ج - حسين بن محمد عن المعلى عن الوشاء عن ابان عن ابى ها ثم قال...
د- ابوجعفر الطوسى فى اختيار الرجال عن ابى عبداللهعليهالسلام و عن سلمان الفارسى:
۱۵۷- ۱. كتاب عوالم ج ۱۱ ص ۲۱۱ و ۵۹۹: علامه بحرانى اصفهانى
۲. مناقب ابن شهر آشوب ج ۳ ص ۱۱۸: ابن شهر آشوب (متوفاى ۵۸۸ هجرى)
۳. بحارالانوار ج ۴۳ ص ۴۷. و. ج ۲۸ ص ۲۲۸: علامه مجلسى (متوفاى ۱۱۱۰ هجرى)
۴. رياحين الشريعه ج ۱ ص ۱۲۸ و ۲۶۵: علامه محلاتى
۵. تاريخ يعقوبى ج ۲ ص ۱۱۶: ابن واضح (متوفاى ۲۹۲ هجرى)
۶. كوكب الدرى ج ۱ ص ۱۹۹: علامه حائرى مازندرانى
۷. احتجاج طبرسى ص ۸۶: طبرسى (متوفاى ۵۸۸ هجرى)
۸. روضه كافى ج ۸ ص ۲۳۸: محمد يعقوب كلينى (متوفاى ۳۲۹ هجرى)
۹. الوافى ج ۲ ص ۱۸۷: علامه فيض كاشانى (متوفاى ۱۰۱۹ هجرى)
۱۰. تفسير عايشى ج ۲ ص ۶۶: (متوفاى ۳۰۰ هجرى)
۱۱. اختصاص ص ۱۸۱: شيخ مفيد (متوفاى ۴۱۳ هجرى)
۱۵۸- الف - فى روايه العياشى
ب - عن عمروبن ابى المقدام عن بيه عن جده قال...
ج - حسين بن محمد عن المعلى عن الوشاء عنابان عن ابى هاشم....
۱۵۹- كتاب عوالم ج ۱۱ ص ۴۰۶: علامه بحرانى اصفهانى
۲. اختصاص شيخ مفيد ص ۱۸۱: (متوفاى ۴۱۳ هجرى)
۳. بيت الاحزان ۱۰۲: شيخ عباس قمى (متوفاى ۱۳۵۹ هجرى)
۴. بحارالانوار ج ۲۸ ص ۲۲۷: علامه مجلسى (متوفاى ۱۱۱۰ هجرى)
۵. تفسير عياشى ج ۲ ص ۶۷: (متوفاى ۳۰۰ هجرى)
۶. فروع كافى ح ۸ ص ۲۳۸: محمد بن يعقوب كلينى (متوفاى ۳۲۹ هجرى)
۷. كتاب الوافى ج ۲ ص ۱۸۷: علامه فيض كاشانى (متوفاى ۱۰۹۱ هجرى)
۸. كوكب الدرى ج ۱ ص ۱۹۶ مجلس ۱۸: علامه حائرى مازندرانى
۱۶۰- كوكب الدرى ج ۱ ص ۱۹۶: علامه حاثرى مازندرانى
۱۶۱- ذخائر العقبى ص ۵۳: محب الدين طبرسى (متوفاى ۶۹۴ هجرى)
۲. زهره الرياض: ابن شدقم (متوفاى ۹۹۹ هجرى)
۱۶۲- الف - ابن مقبره عن محمدبن عبدالله الحضرمى عن جندل بن والق عن محمدبن عمرالمازنى عن عباده الكلبى عن جعفر بن محمد بن ابى عن على بن الحسين عن فاطمه الصرى عن الحسين بن على عن اخيه الحسن بن علىعليهالسلام قال:
ب - روى عن جعفر بن محمد عن ابيه عن على بن الحسين عن فاطمه الصغرى عن الحسين بن على عن اخيه الحسن بن على ابن ابيطالبعليهالسلام قال....
ج - احمد بن محمد بن عبدالرحمن المروزى عن جعفر المقرى عن محمدبن الحسن الموصلى عن محمدبن عاصم عن ابى زيد الكحال عن ابيه، عن موسى بن جعفر عن ابهى عن آبائهعليهالسلام ، قال:
د- اخبرنى الشريف ابو محمد الحسن بن احمد، المحمدى انقيب قال اخبرنى ابوجعفر محمد على بن حسين بن موسى، قال حدثنا محمد بن الحسن القزوينى المعروف بابن مغيره عبدالله الحضرمى قال حدثنا جندل بند والق قال حدثنا محمدبن عمرالمازنى عن عبادالضى عن جعفربن محمد عن ابيه عن ابيه على بن الحسين عن فاطمه الصغرى بنت الحسين عن الحسين عن اخيه الحسنعليهالسلام :
۳۰- ۱. كشف الغمه ج ۲ ص ۲۵: مرحوم اربلى (متوفاى ۶۸۹ هجرى)
۲. بحارالانوار ج ۴۳ ص ۸۲: علامه مجلسى (متوفاى ۱۱۱۰ هجرى)
۳. علل الشرايع ج ۱ ص ۱۸۳: شيخ صدوق (متوفاى ۳۸۰ هجرى)
۴. دلائل الامامه ص ۵۶: طبرسى امامى (متوفاى ۳۱۰ هجرى)
۵. لئالى الاخبار ج ۴ ص ۱۰۷: سيوطى شافعى (متوفاى ۹۱۱ هجرى)
۶. مستدرك الوسائل ج ۵ ص ۲۴۴: محدث نورى (متوفاى ۱۳۲۰ هجرى)
۷. مصباح الانوار ص ۲۲۶: هاشم بن محمد (متوفاى ۵۵۳ هجرى)
۸. وسائل الشيعه ج ۴ ص ۱۱۵۱: شيح حر عاملى (متوفاى ۱۱۰۴ هجرى)
۹. روضه الواعظين ص ۲۷۷: محمد بن فتال نيشابورى (متوفاى ۵۰۸ هجرى)
۱۶۴- الف - فى الكافى: عن احمدبن محمد الكوفى قال حدثت عن ابن جمهور عن ابيه عن محمدبن سنان عن المفضل بن عمر عن ابى عبداللهعليهالسلام و عن الاصم عن حريز عن محمدبن مسلم عن ابى عبداللهعليهالسلام قال: قال اميرالمومنينعليهالسلام
ب - فى الخصال: باسناده عن اميرالمومنينعليهالسلام
۱۶۵- ۱. بحارالانوار ج ۲ ص ۵۲۲: علامه مجلسى (متوفاى ۱۱۱۰ هجرى)
۲. وسائل الشيعه ج ۲ ص ۸۹۲: شيخ حر عاملى (متوفاى ۱۰۴ هجرى)
۳. فروع كافى ج ۳ ص ۲۱۸: محمد بن يعقوب كلينى ۰متوفاى ۳۲۹ هجرى)
۴. خصال ج ۲ ص ۱۵۹: شيخ صدوق (متوفاى ۳۸۱ هجرى)
۱۶۶- ۱. بحارالانوار ج ۵۹ ص ۱۰۴: علامه مجلسى (متوفاى ۱۱۱۰ هجرى)
۲. مستدرك الوسائل ج ۱ ص ۳۰۰: محدث نورى (متوفاى ۱۳۲۰ هجرى)
۱۶۷- بحارالانوار ج ۹۲ ص ۴۰۴ و ۴۰۵: علامه مجلسى (متوفاى ۱۱۱۰ هجرى)
(مهج الدعوات باسنادنا الى ابى المفضل الشيبانى «من الجزء الثالث من اماليه» باسناده نصه الى مولانا الحسن بن مولانا على بن ابيطالبعليهالسلام عن امه فاطمه بنت رسول اللهصلىاللهعليهوآله «و جدناه باسناد صحيح»)
۱۶۸- ۱. مهج الدعوات ص ۷ و ۱۴۰: ابن طاووس (متوفاى ۶۶۴ هجرى)
۲. بحارالانوار ج ۹۲ ص ۳۷ و ۳۸. و. ج ۹۱ ص ۲۲۷: علامه مجلسى (متوفاى ۱۱۱۰ هجرى)
۳. دلائل الامامه ص ۲۸: طبرى امام (متوفاى ۳۱۰ هجرى)
۴. رياحين الشريعه ج ۱ ص ۱۳۶: علامه محلاتى.
۱۶۹- الف - معناى الاخبار: عن احمد بن الحسن القطان عن عبدالرحمن ابن محمد عن يحيى ابن حكيم عن ابى قتيبه عن الاصبغ بن زيد عن سعيد بن رافع عن زيدبن على عن آبائه عن فاطمهعليهالسلام
ب - حدثنا الوالحسين محمد بن هارون بن موسى التلعكبرى، قال اخبرنى ابوحعفر، محمد بن على بن الحسين بن موسى بن بابويه القمى، قال حدثنا ابوسعيد احمدبن الحسن القطان قال حدثنا ابوالعباس عبدالرحمان ابن محمدبن حماد قال حدثنا ابوسعيد يحيى بن حكيم قال حدثنا الاصبغ بن زيد سعيد بن نافع عن زيد بن على عن آبائه عن فاطمه ابنه النبى (صلى الله عليه وآله)
۱۷۰- ۱. وسائل الشيعه ج ۵ ص ۲۹ و ج ۷ ص ۳۸۴ باب ۴۱: شيخ حر عامى (متوفاى ۱۱۰۴ هجرى)
۲. معانى الاخبار ص ۳۹۹: شيخ صدوق (متوفاى ۳۸۱ هجرى)
۳. دلائل الامامه ص ۴: طبرسى امامى (متوفاى ۳۱۰ هجرى)
۴. لئالى الاخبار ج ۳ ص ۴۴: سيوطى شافعى (متوفاى ۹۱۱ هجرى)
۵. كنزالعمال ج ۷ ص ۷۶۶: متقى هندى حنفى (متوفاى ۹۷۵ هجرى)
۶. رياحين الشريعه ج ۱ ص ۲۱۵: علامه محلاتى
۷. عوالم ج ۱۱ ص ۶۲۷ و ۶۲۶: علامه بحرانى اصفهانى
۸. مجمع الزوائد ج ۲ ص ۶۶: حافظ هيثمى (متوفاى ۸۰۷ هجرى)
۱۷۱- الغدير ج ۲ ص ۳۱۸: علامه امينى
نزهه المجالس ج ۲ ص ۲۲۶: علامه صفورى شافعى (متوفاى ۸۹۴ هجرى)
۱۷۲- دلائل الامامه، عن ابى الحسين محمدبن هارون بن موسسسى، قال حدثنا ابراهيم بن حماد القاضى قال حدثنا الحسن بن عرفه قال حدثنا عمربن عبدالرحمن ابوجعفر الايادى عن ليث بن ابى سليم عن عبدالله بن الحسن عن فاطمه بن الحسينعليهالسلام عن ابيها، عن امه فاطمهعليهالسلام قالت:
۱۷۳- دلال الامامه: طبرى امامى (متوفاى ۳۱۰ هجرى)
۲. كنزالعمال ج ۷ ص ۲۲۵: متقى هندى حنفى (متوفاى ۹۷۵ هجرى)
۳. تاريخ بغداد ج ۱۲ ص ۵۰: احمد بن على بغدادى شافعى (متوفاى ۴۶۳ هجرى)
۱۷۴- مستدرك الوسائل ج ۷ ص ۳۶۶ (جديد). و. ج ۱ ص ۵۶۵: محدث نورى (متوفاى ۱۳۲۰ هجرى)
۲. كتاب عوالم ج ۱۱ ص ۶۲۵: علامه بحرانى اصفهانى
۳. دلائل الامامه ص ۷: علامه مجلسى (متوفاى ۱۱۱۰ هجرى)
۱۷۵- بحارالانوار ج ۳۵ ص ۲۴۵: علامه مجلسى (متوفاى ۱۱۱۰ هجرى)
۲. كشف الغمه ص ۴۹: مرحوخ م اربلى متوفاى ۶۸۹ هجرى
۳. ينابيع الموده ص ۴۹۳: علامه قندوزى شافعى (متوفاى ۱۲۹۴ هجرى)
۴. فضائل الخمسه ج ۱ ص ۲۵۶: مرحوم فيروز آبادى (متوفاى ۱۴۱۰ هجرى)
۵. مناقب خوارزمى (عن ابن عباس و قد ذكره الثعلبى و غيره من مفسرى القرآن المجيد۹
۶. تفسير فرات الكوفى ص ۱۹۶ (ابوالقاسم العلوى عن فرات بن ابراهيم معنعنا، عن جعفر بن محمد، عن ابيه عن جدهعليهالسلام قال:
۱۷۶- الف - حافظ ابونعيم عن ابى العلاء، اخبرنا ابوعلى الحداد، اخبرنا ابونعيم اخبرنا ابراهيم بن احمد، اخبرنا جده ابوحصين، اخبرنا يحيى الحمانى، اخبرنا قيس، عن عبدالله بن عمران، عن على بن زيد عن سيعيد بن المسيب عن علىعليهالسلام انه قال:
ب - جابرالجعفى عن سعيدبن المسيب عن علىعليهالسلام انه قال:
ج - حدثنا عبدالله بن محمدبن عثمان الواسطى، حدثنا يعقوب بن ابراهيم بن عبادين العوام، حدثنا عروبن عون، حدثنا هشيم، حدثنا يونس، عن الحسن، عن انس قال:
۱۷۷- ۱. كشف الغمه ج ۲ ص ۲۳ ج ۱ ص ۴۶۶ (ط قديم): مرحوم اربلى (متوفاى ۶۸۹ هجرى)
۲. مكارم الاخلاق ص ۲۶۷ ج ۱ ص ۴۹۷: طبرسى (متوفاى ۵۴۸ هجرى)
۳. بحارالانوار ج ۱۰۱ ص ۳۶. و. ج ۱۰۰ ص ۲۳۸. و. ج ۳۷ ص ۶۹. و. ج ۴۳ ص ۸۴: علامه مجلسى (متوفاى ۱۱۱۰ هجرى)
۴. مستدرك ابن بطريق: (متوفاى ۶۰۰ هجرى)
۵. مناقب ابن شهر آشوب ج ۳ ص ۳۴۱: ابن شهر آشوب مازندرانى (متوفاى ۵۸۸ هجرى)
۶. حليه الاولياء ج ۲ ص ۴۱ و ۱۷۵: ابوالفرج اصفهانى زيدى (متوفاى ۴۰۲ هجرى)
۷. كنزالعمال ج ۸ ص ۳۱۵. و. ج ۱۶ ص ۶۰۱: متقى هندى حنفى (متوفاى ۹۷۵ هجرى)
۸. احقاق الحق ج ۱۰ ص ۲۲۳ و ۲۵۷: قاضى نورالله شهيد شوشترى (متوفاى ۱۰۱۹ هجرى)
۹. محجه البيضاء ج ۳ ص ۱۰۴: علامه فيض كاشانى (متوفاى ۱۰۹۱ هجرى)
۱۰. كتاب عوالم ج ۱۱ ص ۱۷۹: علامه بحرانى اصفهانى
۱۱. مصباح الانوار ص ۲۲۴ (مخطوط)
۱۲. مقتل خوارزمى ج ۱ ص ۶۲: خوارزمى ۰متوفاى ۹۹۳ هجرى)
۱۳. مجمع الزوائد ج ۴ ص ۲۵۵ و ج ۹ ص ۲۰۲: حافظ هيمى (متوفاى ۸۰۷ هجرى)
۱۴. فضائل الخمسه ج ۳ ص ۱۵۳ و ۱۵۴: مرحوم فيروز آبادى (متوفاى ۱۴۱۰ هجرى)
۱۵. مستدرك الوسائل ج ۱۴ ص ۲۸۹: محدث نورى (متوفاى ۱۳۲۰ هجرى)
۱۶. دعائم الاسلا ج ۲ ص ۲۱۴: قاض ينعمان مصرى (متوفاى ۳۶۳ هجرى)
۱۷. كوكب الدرى ج ۱ ص ۱۴۹: علامه حائرى مازندرانى
۱۸. وسائل الشيعه ج ۱۴ ص ۴۳: شيخ حر عاملى (متوفاى ۱۱۰۴ هجرى)
۱۹. ارجح المطالب ص ۲۴۴: علامه عبدالله حنفى
۲۰. اسعاف الراغبين ص ۱۸۷: محمد العيان شافعى (متوفاى ۱۲۰۶ هجرى)
۲۱. مناقب الاخيار ص ۵۶ ابن اثير (متوفاى ۶۰۶ هجرى ۹
۲۲. اعيان الشيعه ص ۳۲۱: مرحوم امينى عاملى
۲۳. كتاب الكبائر ص ۷۱: الذهبى (متوفاى ۷۴۸ هجرى)
۲۴. مناقب ابن مغازى شافعى ص ۳۸۱: (متوفاى ۴۸۳ هجرى)
۱۷۸- الف - تفسير ثعلبى عن جعفر بن محمدعليهالسلام قال...
ب - تفسير القشيرى عن جابربن عبدالله الانصارى عن جعفربن محمدعليهالسلام قال:
۱۷۹- بحارالانوار ج ۴۳ ص ۸۶: علامه مجلسى (متوفاى ۱۱۱۰ هجرى)
۲. مناقب ابن شهر آشوب ج ۳ ص ۳۴۲: ابن شهر آشوب (متوفاى ۵۸۸ هجرى)
۳. تفسير نوالثقلين ج ۵ ص ۵۹۴: علامه حويزى (متوفاى ۱۱۱۲ هجرى)
۴. تفسير البرهان ج ۴ ص ۴۶۷: شيخ حر عاملى (متوفاى ۱۱۰۴ هجرى)
۵. عوالم العلوم ج ۱۱ ص ۱۳۳: علامه بحرانى اصفهانى
۱۸۰- كتاب زهد النبىصلىاللهعليهوآله عن ابى جعفر احمد القمى (بنقل سيدبن طاووس) عن علىعليهالسلام بحار ج ۸ ص ۳۰۳ حديث ۶۱.
۱۸۱- كتاب زهد النبىصلىاللهعليهوآله عن ابى جعفر احمد القمى (بنقل سيد بن طاووس) عن علىعليهالسلام (بحار ح ۸ ص ۳۰۳)حديث ۶۱.
۱۸۲- ۱. بحارالانوار ج ۸ ص ۳۰۳: علامه مجلسى (متوفاى ۱۱۱۰ هجرى ۹
۲. كوكب الدرى ج ۱ ص ۱۷۵: علامه حائرى مازندرانى
۳. تفسير البرهان ج ۲ ص ۳۴۶: علامه بحرانى اصفهانى
۴. رياحين الشريعه ج ۱ ص ۱۴۸: علامه محلاتى
۵. كتاب عوالم ج ۱۱ ص ۲۶۴ و ۵۸۷: علامه بحراين اصفهانى
۶. لئالى الاخبار ج ۱ ص ۸۴: سيوطى شافعى (متوفاى ۹۱۱ هجرى)
۷. الدورع الواقيه: ابن طاووس (متوفاى ۶۶۴ هجرى)
۸. فرائد السمطين (مخطوط) ص ۲۴ (به اين حديث اشاره اى دارد:) علامه حموينى (متوفاى ۷۲۲ هجرى)
۹. شرح المواهب ج ۲ ص ۷ (اشاره اى دارد)
۱۸۳- الف - نوادر الراوندى باسناده عن موسى بن كعفر عن آبائهعليهالسلام قال...
ب - اخرج ابونعيم عن انس عن سعيدبن المسيب عن علىعليهالسلام قال...
۱۸۴- بحارالانوار ج ۴۳ ص ۹۲. و. ج ۱۰۰ ص ۲۵۰: علامه مجلسى (متوفاى ۱۱۱۰ هجرى)
۲. نوادر راوندى ص ۱۴: على بن الحسين راوندى (متوفاى ۵۷۳ هجرى)
۳. كتاب عوالم ج ۱۱ ص ۲۲۳. ۶۲۹: علامه بحرانى اصفهانى
۴. مناقب ابن مغازى ص ۳۸۱: ابن مغازى شافعى (متوفاى ۴۸۳ هجرى)
۵. حليه الاولياء ج ۲ ص ۴۰: ابوالفرج اصفهانى زيدى (متوفاى ۴۰۲ هجرى ۹
۶. مقتل خوارزمى ص ۶۳: خوارزمى (متوفاى ۹۹۳ هجرى)
۷. مناقب الخيار ص ۵۶: ابن الاثير (متوفاى ۶۰۶ هجرى)
۸. كتاب الكبائر ص ۷۱: ذهبى (متوفاى ۷۴۸ هجرى)
۹. مجمع الزوائد ج ۹ ص ۲۰۲. و. ج ۴ ص ۲۵۵: هيثمى (متوفاى ۸۰۷ هجرى)
۱۰. كوكب الدرى ص ۱۴۹ ج ۱: علامه حائرى مازندرانى
۱۸۵- الف - فى الحليه الاوزاعى عن الزهرى قال:
ب - احقاق الحق روى من طريق الدولابى عن ام سلمه عن علىعليهالسلام قال:
۱۸۶- احقاق الحق ج ۱۰ ص ۲۶۶: قاضى نورالله شهيد شوشترى (متوفاى ۱۰۹۱ هجرى)
۲. ذخائر العقبى ص ۱۰۵: محب الدين طبرى (متوفاى ۶۹۴ هجرى)
۳. كتاب عوالم ج ۱۱ ص ۵۸۷: علامه بحرانى اصفهانى
۴. صفوه الصفوه ج ۲ ص ۴: ابن الجوزى (متوفاى ۶۵۴ هجرى)
۵. مناقب ج ۳ ص ۳۴۱: ابن شهر آشوب مازندرانى (متوفاى ۵۸۸ هجرى)
۶. بحارالانوار ج ۴۳ ص ۸۴ و ۸۵: علامه مجلسى (متوفاى ۱۱۱۰ هجرى)
۷. و مدارك حديث ۹۳
۸. مسند احمد ج ۶ ص ۲۹۸: احمد بن حنبل (متوفاى ۲۴۱ هجرى)
۱۸۷- عن علىعليهالسلام من طريق الدولابى عن ام سلمه
۱۸۸- ۱. كنزالعمال ج ۱۵ ص ۵۰۷: متقى هندى حنفى (متوفاى ۹۷۵ هجرى)
۲. بحارالانوار ج ۴۳ ص ۱۳۴ و ۸۴. ۸۵: علامه مجلسى (متوفاى ۱۱۱۰ هجرى)
۳. احقاق الحق ج ۱۰ ص ۲۶۶)اطحن مره و اعجن مره): قاضى نوراله شوشترى (متوفاى ۱۰۱۹ هجرى)
۴. صفوه الصفوه ج ۲ ص ۴: ابن الجوزى (متوفاى ۶۵۴ هجرى)
۵. ذخائر العقبى ص ۱۰۵: محب الدين طبرى (متوفاى ۶۹۴ هجرى)
۶. كتاب عوالم ج ۱۱ ص ۵۸۷: علامه بحرانى اصفهانى
۷. و مدارك حديث ۹۲:
۸. مسند احمد ج ۶ ص ۲۹۸: احمد بن حنبل (متوفاى ۲۴۱ هجرى)
۹. تاريخ العروس ج ۸ ص ۱۱۲: علامه زبيدى حنفى (متوفاى ۱۲۰۵ هجرى)
۱۸۹- حدثنى ابوالحسن احمد بن الفرج بن منصور بن محمد، قال حدثنا ابوالحسن على بن الحسين بن موسى بن بابويه القمى، قال حدثنا ابو اسحاق ابراهيم بن محمد بن سعيد الثقفى، قال حدثنى عثمان بن سعيد قال حدثنى احمدبن حمادبن احمد الهمدانى، قال حدثنا عمروبن ثابت عن ابيه عن محمد بن على بن الحسين بن على قال:
۱۹۰- ۱. دلائل الامامه ص ۴۹: طبرى امامى (متوفاى ۳۱۰ هجرى)
۲. كتاب عوالم ج ۱۱ ص ۲۰۵: علامه بحرانى اصفهانى
۳. مجموعه ورام ج ۲ ص ۲۳۰: شيخ ورام (متوفاى ۶۰۵ هجرى)
۴. بحارالانوار ج ۴۳، ص ۷۶: علامه مجلسى (متوفاى ۱۱۱۰ هجرى)
۵. مسند احمد ج ۳ ص ۱۵۰: احمد بن حنبل (متوفاى ۲۴۱ هجرى)
۶. ذخائر العقبى ص ۵۱: محب الدين طبرى (متوفاى ۶۹۴ هجرى)
۷. مجمع الزوائد ج ۱۰ ص ۳۱۶: هيثمى (متوفاى ۸۰۷ هجرى)
۸. اءسعاف الراغبين ص ۱۸۸: شيخ محمد الصيان
۹. تاريخ دمشق ج ۱۰ ص ۳۳۲: ابن عساكر (متوفاى ۵۷۱ هجرى)
۱۰. وسيله المال ص ۹۱: لامه حضرمى
۱۱. ينابيع الموده ص ۲۰۰: قندوزى حنفى (متوفاى ۱۲۹۴ هجرى)
۱۲. الكامل فى الرجال ج ۲ ص ۵۹۱: ابن عدى جرجانى
۱۳. احقاق الحق ج ۱۰ ص ۲۷۶ (اشاره دارد): قاضى نورالله شوشترى (متوفاى ۱۰۱۹ هجرى)
۱۴. رياحين الشريعه ج ۱ ص ۱۲۶: علامه محلاتى
۱۵. الخرائج ج ۲ ص ۵۳۰: قطب راوندى (متوفاى ۵۷۳ هجرى)
۱۹۱- الف - ابوالعباس الحميرى تعن سندى بنمحمد، عن ابى البخترى عن ابى عبداللهعليهالسلام عن ابيهعليهالسلام قال:
ب - عن سيف عن نجم عن ابى جعفرعليهالسلام قال...
ج - عن جعفر بن محمد عن ابيهعليهالسلام قال:
د- عبدالله بن جعفر فى قرب الاسناد عن السندى بن محمدعن ابى البخترى عن ابى عبدالله عن ابيهعليهالسلام قال:
۱۹۲- ۱. مستدرك الوسائل ج ۱۳ ص ۴۸: محدث نورى (متوفاى ۱۳۲۰ هجرى)
۲. بحارالانوار ج ۴۳ ص ۸۱ و ۳۱: علامه مجلسى (متوفاى ۱۱۱۰ هجرى)
۳. وسائل الشيعه ج ۱۴ ص ۱۲۳: شيخ حر عاملى (متوفاى ۱۱۰۴ هجرى)
۴. قرب الاسناد ص ۲۵ حديث ۱۷۰: حميرى (متوفاى ۲۹۰ هجرى)
۵. كتاب عوالم ج ۱۱ ص ۲۱۷: علامه بحرانى اصفهانى
۶. رياحين الشريعه ج ۱ ص ۱۹۳: علامه محلاتى
۷. تفسير البرهان ج ۱ ص ۲۸۲: علامه بحرانى اصفهانى
۸. لئالى الاخبار ج ۱ ص ۸۳: سيوطى (متوفاى ۹۱۱ هجرى)
۹. كوكب الدرى ج ۱ ص ۱۵۱: علامه حائرى مازندرانى
۱۹۳- ۱. كشف الغمه ج ۲ ص ۶۲: مرحوم اربلى (متوفاى ۶۲۹ هجرى)
۲. گتاب عوالم ج ۱۱ ص ۵۰۷ و ۶۱۰: علامه بحرانى اصفهانى
۱۹۴- امالى طوسى عن ابى غالب عن احمدبن الرازى عن خاله عن الاشعرى عن البرقى عن ابن اسباط عن داوود عن يعقوب بن شعيب عن ابى عبداللهعليهالسلام قال:
۱۹۵- ۱. بحارالانوار ج ۴۳ ص ۹۵ و ۱۱۴: علامه مجلسى (متوفاى ۱۱۱۰ هجرى)
۲. امالى ص ۴۲ مجلس ثانى: شيخ طوسى (متوفاى ۴۶۰ هجرى)
۱۹۶- ابواسحاق ابراهيم بن احمد الطبرى القاضى عن قاضى ابوالحسن على بن عمربن الحسن بن على بن مالك السيارى عن محمدبن زكريا الغلابى عن جعفر بن محمد بن عماره الكندى عن ابى جابرالجعفى عن ابى جعفر محمدبن على بن الحسينعليهالسلام عن ابيه عن جده عن ابيه عن محمدبن عماربن ياسر قال سمعت ابى يقول:
۱۹۷- دلائل الامامه ص ۲۶ و چاپ جديد ص ۱۰۳: طبرى امامى (متوفاى ۳۱۰ هجرى)
۲. كتاب عوالم ج ۱۱ ص ۳۳۴ باب ۵: علامه بحرانى اصفهانى
۱۹۸- ۱. دلائل النبوه روى باسناده عن محمدبن عبدالله بن عمروبن عثمان ان امه فاطمه بنت الحسينعليهالسلام حدثته (كتاب عوالم ج ۱۱ ص ۹۲.
۲. فى روايه ترمذى عن عائشه قالت:
۳. حمويه عن ابى الحسين عن ابى خلفه عن العباس بن الفضل عن عثمان بن عمر اسرائيل عن ميسره بن حبيب عن المنهال بن عمرو عن عايشه بنت طلحه عن عائشه قالت:
۴. عن عروه ابن زبير عن عائشه: (بحارالانوار ج ۴۳ ص ۲۵)
۵. و بالاسناده عن مسلم عن ابى كامل فضيل بن حسين عن ابى عوانه من فراس عن عامر عن مسروق عن عائشه قالت: (بحارالانوار ج ۴۳ ص ۲۵)
۶. وبالاسناد عن منصور بن ابى مزاحم عن ابراهيم بن سعد عن ابيه عن عروه عن عائشه و عن زهيربن حرب عن يعقوب بن ابراهيم عن ابيه عن جده عروه عن عائشه:
۷. فضل بن دكين ابونعيم عن زكريا ابن ابى زائده فراس بن يحيى عن عامر الشعبى عن مسروق عن عائشه (الطبقات الكبرى ج ۲ ص ۲۴۷)
۸. فى صحيح المسلم و قال: حدثنا ابوكامل الجحدرى: فضيل بن حسين قال: حدثنا ابو عواعواثه عن فراس عن عامر عن مسروق عن عايشه قالت: (العمده ص ۳۸۶)
۹. فى صحيح المسلم قال: حدثنا ابوبكر بن ابى شيبه حدثنا عبدالله بن نمير حدثنا ابى حدثنا زكريا عن فراس عن عامر عن مسروق (ع) عايشه قالت: (العمده ص ۳۹۶)
۱۰. فى روايه ابى بكر الجعابى و ابن نعيم الفضل بن دكين و العشبى عن مسروق و فى الشنن عن القزوينى و الابانه عن الاكبرى و المسند عن الموصلى و الفضائل عن احمد باسانيدهم عن عروه عن مسروق قالت عائشه: (مناقب ابن شهر آشوب ج ۳ ص ۳۶۲)
۱۱. حدثنا عبدالله، ابى حدثنا يعقوب بن ابراهيم، حدثنا ابيت عن ابيه ان عروه بن الزبير يحدثه عن عايشه.
۱۲. حدثنا محمدبن بشار، حدثنا عثمان بن عمر، اخبرنا اسرائيل، عن ميسره ابن حبيب، عن المنهال بن عمرو، عن عائشه بنت طلحه عن عائشه ام المومنين قالت:
۱۳. اخبرنا سعيدبن سليمان عن عبادبن العوام، (ع) هلال بن موسى جناب، عن عكرمه عن ابن عباش قال.
۱۴. روى ابونعيم احمد بن عبدالله الاصفهانى بسنده عن مسروق عن عائشه قالت:
۱۵. على بن الحسن بن الحسن بن محمد، عن هاورن بن موسى، عن محمد بن على ابن معمر، عن عبدالله بن معبد، عن موسى ابن ابراهيم، عن عبدالكريم بن هلال عن اسلم عن ابى الطفيل عن عمار قال: لما حفر رسول الله الوفاه... (بحارالانوار ج ۲۲ ص ۵۳۶)
۱۶. ابوالمفضل الشيبانى عن عبدالرزاق بن سليمان بن غالب الازدى عن الحسن ابن على عن عبدالوهاب بن همام الحميرى، عن ابن ابى شيبه، عن شريك عن الركين بن الربيع عن القاسم بن حسان، عن جابربن عبدالله انصارى قال: (بحارالنوار ج ۳۶ ص ۳۰۷)
۱۷. سمعانى باسناده عن ابى هارون العبدى عن ابى سعيد الخدرى قال:
۱۸. من كتاب كفايه الطالب عن الدار قطنى عن رجاله عن ابى هارون العبدى عن ابى سعيد الخدرى (بحارالانوار ج ۳۸ ص ۱۰)
۱۹. عن على بن هلال عن ابيه: (بحارالانوار ج ۵۱ ص ۷۸)
۲۰. ابن الوليد عن الصفار عن ابن يزيد عن حمادبن عيسى عن ابن اذينه عن ابان بن عياش و ابراهيم بن عمراليمانى عن سليم بن قيس الهلالى عن سلمان الفارسى قال:
۲۱. سليمان بن داوود الهاشمى عن ابراهيم بن سعد عن ابيه عن عروه عن عائشه (الطبقات الكبرى ج ۲ ص ۲۴۷)
......................................................................
۱. الطبقات الكبرى ج ۲ ص ۲۴۷. و. ج ۸ ص ۲۶: ابن سعد (متوفاى ۲۳۱ هجرى)
۲. صحيح مسلم ج ۴ ص ۱۴۳. و. ج ۲ باب فضائل فاطمهعليهالسلام : مسلم بن حجاج قيشرى نيشابورى (متوفاى ۲۶۱ هجرى)
۳. كفايه الطالب: دارقطنى
۴. دلائل النبوه ج ۷ ص ۱۶۴: علامه بيهقى شافعى (متوفاى ۵۶۹ هجرى)
۵. صحيح ترمذى ج ۵ ص ۷۰۰: محمد بن عيسى ترمزى (متوفاى ۲۷۹ هجرى)
۶. صحيح بخارى ج ۶ ص ۱۲. و. ج ۴ ص ۲۴۸. و. ۸ ص ۷۸ و ج ۵/۲۶: محمدبن اسماعيل بخارى (متوفاى ۲۵۶ هجرى)
۷. الاتحاف ج ۱ ص ۲۹۶: علامه سبراوى شافعى (متوفاى ۱۱۷۱ هجرى)
۸. انوار المحمديه ص ۵۸۱: علامه نبهانى شافعى
۹. السيره النبويه ج ۳ ص ۳۳۹: ابن هشام (متوفاى ۲۱۳ هجرى)
۱۰. ذخائر المواريث ج ۴ ص ۲۲۶: عبدالغنى نابلسى (متوفاى ۱۱۴۳ هجرى)
۱۱. الثغور الباسمه ص ۱۳: سيوطى شافعى (متوفاى ۹۱۱ هجرى)
۱۲. مشارق الانوار ص ۶۲ و ۷۵: حمزاوى مالكى
۱۳. حليه الاولياء ج ۲ ص ۴۰ (باسناده عن ابن عباس): ابوالفرج اصفهانى زيدى (متوفاى ۴۰۲ هجرى)
۱۴. مسند احمد ج ۶ ص ۷۷ و ۲۴۰ و ۲۸۲: احمد بن حنبل (متوفاى ۲۴۱ هجرى)
۱۵. كشف الغمه ج ۱ ص ۴۵۳: مرحوم اربلى (متوفاى ۵۸۸ هجرى)
۱۶. عمده القارى ج ۱۸ ص ۶۳ و ج ۱۶ ص ۲۲۳: ابن احمد حبلى حنفى (متوفاى ۸۵۵ هجرى)
۱۷. مجمع بحارالانوار ج ۲ ص ۲۸۱.
۱۸. ارشاد ص ۸۹: شيخ مفيد (متوفاى ۴۱۳ هجرى)
۱۹. تاريخ الاسلام ج ۲ ص ۹۵: الذهبى (متوفاى ۷۴۸ هجرى)
۲۰. مشكاه المصابيح ج ۳ ص ۲۵۴: خطيب العمرى (متوفاى ۷۴۱ هجرى)
۲۱. طبقات ابن سعد ج ۲ ص ۲۴۷: ابن سعد (متوفاى ۲۳۰ هجرى)
۲۲. عقد الفريد ج ۲ ص ۳: ابن عبدريه (متوفاى ۳۲۸ هجرى)
۲۳. الجمع بين رجال الصحيحين ج ۲ ص ۶۱۱. علامه حميدى (متوفاى ۴۸۸ هجرى)
۲۴. الانس الجليل ص ۱۹۲: مجيد الدين حنبلى (متوفاى ۹۲۸ هجرى)
۲۵. شفاء الغرام ج ۲ ص ۳۸۴: ابى الطيب فارسى مالكى (متوفاى ۸۳۲ هجرى)
۲۶. تهذيب الكمال ج ۲۲ ص ۷۴۵: جمال الدين معزى شافعى (متوفاى ۹۴۴ هجرى)
۲۷. تاريخ دمشق ج ۱۱ ص ۴۱۸. و. ج ۹ ص ۳۳۵ (مخطوط) عن يحيى بن جعده. و. ج ۱ ص ۲۳۹: ابن عساكر شافعى (متوفاى ۵۷۱ هجرى):
۲۹. جامع الاصول ج ۱ ص ۸۶: ابن اثير (متوفاى ۶۹۴ هجرى)
۳۰. وسيله المال ص ۸۸: علامه حضرمى
۳۱. دخائر العقبى ص ۴۱ و ۱۳۵: محب الدين طبرى (متوفاى ۶۴۹ هجرى)
۳۲. ارحج المطالب ص ۲۵۵: علامه عبدالله حنفى
۳۳. فتح الملك المعبود ج ۳ ص ۲۳: امين بن خطاب مصرى
۳۴. احقاق الحق ج ۱۰ ص ۴۳۹. و. ج ۱۹ ص ۲۴: قاضى نورالله شوشترى (متوفاى ۱۰۱۹ هجرى)
۳۵. كنزالعمال ج ۱۳ ص ۶۷۷: متقى هندى حنفى (متوفاى ۹۷۵ هجرى)
۳۶. فتح البيان ج ۱ ص ۳۵۴ باسناده عن ام حبيبه: صديق حسن خان
۳۷. سنن دارمى ج ۱ ص ۳۷ عن ابن عباس: علامه دارمى (متوفاى ۲۵۵ هجرى)
۳۸. نهايه الارب ج ۱۸ ص ۳۶۰: نويرى شافعى (متوفاى ۷۳۲ هجرى)
۳۹. مجمع الزوايد ج ۹ ص ۲۳ و ۱۶۵. و. ج ۸ ص ۲۵۳: حافظ هيثمى (متوفاى ۸۰۷ هجرى)
۴۰. فتح البلدان ج ۱ ص ۳۵۴: علامه بلاذرى (متوفاى ۲۷۹ هجرى)
۴۱. تفسير ابن كثير ج ۴ ص ۵۶۱: ابن كثير شافعى (متوفاى ۹۸۲ هجرى)
۴۲. و الكاف الشاف ص ۱۸۹: ابن حجر عسقلانى متوفاى شافعى (متوفاى ۲۵۸ هجرى)
۴۳. الكشاف ج ۴ ص ۶۴۹: ز مخشرى (متوفاى ۵۳۸ هجرى)
۴۴. ارجح المطالب ص ۲۲۵: علامه عبدالله حنفى
۴۵. جامع الصغير حديث ۲۱۰۳۲: سيوطى شافعى (متوفاى ۹۱۱ هجرى)
۴۶. محاضره الاوائل ص ۸
۴۷. كنوز الحقائق ص ۲۰۳: علامه المناوى شافعى (متوفاى ۱۰۳۱ هجرى)
۴۸. كوكب الدرى ج ۱ ص ۲۱: علامه حائرى مازندرانى
۴۹. فتح الكبير ج ۱ ص ۴۷۱: علامه نبهانى شافعى
۵۰. روض الفائق ص ۳۲۷: كازرونى مصرى (متوفاى ۸۱۰ هجرى)
۵۱. مكاشفه القلوب ص ۲۶۶: محمد بن محمد الخزائى (متوفاى ۵۰۵ هجرى)
۵۲. شرح ابن ابى الحديد ج ۲ ص ۵۹۱: ابن ابى الحديد معتزلى (متوفاى ۶۵۶ هجرى)
۵۳. البدء و التاريخ ج ۵ ص ۶۱: ابن مطهر مقدسى (متوفاى ۳۵۵ هجرى)
۵۴. امتاع الاسماء ص ۵۴۷: علامه مقريزى (متوفاى ۸۴۵ هجرى)
۵۵. بحارالانوار ج ۲۲ ص ۵۳۶. و. ج ۳۶ ص ۳۲۸. و. ج ۳۸ ص ۱۰. و. ج ۵۱ ص ۹۱. و. ج ۲۸ ص ۵۲. و. ج ۳۷ ص ۶۷. و. ج ۴۳ ص ۵۱. ۱۸۱: علامه مجلسى (متوفاى ۱۱۱۰ هجرى)
۵۶. كفايه الاثر ص ۳۰۴ و ۱۶ و ۱۷: على بن محمد حزاز قمى رازى (متوفاى ۴۰۰ هجرى ۹
۵۷. كمال الدين ص ۲۶۲: ابن بابويه قمى (متوفاى ۳۸۱ هجرى)
۵۸. فرائد السمطين باسناده عن على بن على الهلالى: علامه حموينى (متوفاى ۷۲۲ هجرى)
۵۹. مفتاح النجا ص ۱۸ (مخطوط): علامه بدخشى
۶۰. توضيح الدلائل ص ۳۲۹: احمد بن هلال شافعى
۶۱. اسدالغايه ج ۴ ص ۴۲ عن سفيان بن عيينه. و. ج ۵ ص ۵۲۳ م ابن اثير (متوفاى ۶۳۰ هجرى)
۶۲. فضائل الخمسه ج ۱ ص ۱۷۳: علامه فيروز آبادى (متوفاى ۱۴۱۰ هجرى)
۶۳. ملحقات احقاق الحق ج ۲۳ ص ۲۵۹
۶۴. انساب الاشراف ج ۱ ص ۵۵۲: بلاذرى (متوفاى ۲۷۹ هجرى)
۶۵. امالى صدوق ص ۵۹۵: شيخ صدوق (متوفاى ۳۸۱ هجرى)
۶۶. العمده ابن بطريق ص ۳۸۶ حديث ۷۶۴ و ۷۶۵: ابن بطريق (متوفاى ۶۰۰ هجرى)
۶۷. مناقب ابن شهر آشوب ج ۳ ص ۳۶۲: ابن شهر آشوب مازندرانى (متوفاى ۵۸۸ هجرى)
۶۸. مصابيح السنه ج ۲ ص ۲۰۴: علامه بغوى شافعى (متوفاى ۵۱۰ هجرى)
۶۹. البدايه و النهايه ج ۲ ص ۶۱. و. ج ۵ ص ۲۲۶: ابن كثير شافعى (متوفاى ۷۷۴ هجرى)
۷۰. تاريخ الكبير ج ۱ ص ۲۹۸: ابن عساكر شافعى (متوفاى ۵۷۱ هجرى)
۷۱. الاستيعاب ج ۲ ص ۷۵۰: ابن عبدالبر مالكى (متوفاى ۳۳۸ هجرى)
۷۲. منتخب التاريخ ج ۱ ص ۲۹۸: ابن عساكر شافعى (متوفاى ۵۷۱ هجرى)
۷۳. محجه البيضاء ج ۴ ص ۲۰۹: علامه فيض كاشانى (متوفاى ۱۰۹۱ هجرى)
۷۴. ينابيع الموده ص ۱۷۲ باب ۵۵ ص ۲۰۳: قندوزى حنفى (متوفاى ۱۲۹۴ هجرى)
۷۵. مسند ابوداود ص ۱۹۶ (ط. حيدر آباد): سليمان بن داوود (متوفاى ۲۰۴ هجرى)
۷۶. مقتل الحسين ص ۵۴: ابوالمويد بن احمد خوارزمى (متوفاى ۹۹۳ هجرى)
۷۷. الاصابه ج ۴ ص ۳۶۷: ابن حجر عسقلانى شافعى (متوفاى ۸۵۲ هجرى)
۷۸. الخصائص ج ۲ ص ۲۶۵: السيوطى شافعى (متوفاى ۹۱۱ هجرى)
۷۹. كتاب عوالم ج ۱۱ ص ۹۰: علامه بحرانى اصفهانى
۸۰. روضه الواعظين ص ۱۸۱: ابن فتال نيشابورى (متوفاى ۵۰۸ هجرى)
۸۱. تذكره خواص ص ۳۰۹: ابن جوزى (متوفاى ۴۵۴ هجرى)
۸۲. المختار فى مناقب الاخيار ص ۵۶: علامه بستوى حنفى (متوفاى ۱۰۰۷ هجرى)
۸۳. طرح التثريب ج ۱ ص ۱۴۹: زين الدين ابوالفضل
۸۴. نظم دررالسمطين ص ۱۷۹: زندى حنفى (متوفاى ۷۴۸ هجرى)
۸۵. تاريخ الخميس ج ۲ ص ۱۶۲: حسين محمد ديار بكرى (متوفاى ۸۵۲ هجرى)
۸۶. تذهيب التهذيب ص ۱۳۴: ابن حجر عسقلانى شافعى (متوفاى ۸۵۲ هجرى)
۸۷. وسيله المال ص ۸۷: علامه حضرمى
۸۹. سنن ابن ماجه ج ۱ ص ۵۱۸ حديث ۱۶۲۱: محمدبن يزيد قزوينى (متوفاى ۲۷۵ هجرى)
۹۰. مرآه المومنين ص ۱۸۳: ولى الله الكمنتى
۹۱. سير اعلام النبلاء ج ۲ ص ۱۲۰: علامه ذهبى شافعى (متوفاى ۷۴۸ هجرى)
۹۲. ارشاد السارى ص ۶. ۸ و ۸۱: علامه قسطانى شافعى (متوفاى ۹۲۳ هجرى)
۹۳. تفريح الاحباب ص ۴۰۷: قريشى حلبى حنفى
۹۴. حياه الصحابه ج ۲ ص ۳۱۴: محمد بن يوسف الكاندهلوى
۹۵. كامل ابن اثير ج ۲ ص ۲۱۹: ابن اثير (متوفاى ۶۳۰ هجرى)
۹۶. امالى طوسى ج ۱ ص ۱۹۱: شيخ طوسى (متوفاى ۴۶۰ هجرى)
۹۷. سنن ترمذى ج ۵/۷۰۱: محمد بن عيسى ترمزى (متوفاى ۲۷۹ هجرى)
۱۹۹- ۱. تفسير الامام عسكرى (بنقل بحار) حديث ۲۲۹
۲. الاحجاج طبرسى ج ۱ ص ۱۸ (بالاسناد عن ابى محمدعليهالسلام قال:)
۳. كتاب عوالم ج ۱۱ ص ۶۲۷
۴. بحارالانوار ج ۲ ص ۸. و. ج ۸ ص ۱۷۹ و ۱۸۰ (مسند عنا ابى محمدعليهالسلام )
۲۰۰- مناقب شهر آشوب ج ۳ ص ۳۸۹: ابن شهر آشوب (متوفاى ۵۸۸ هجرى)
۲. مسند احمد ج ۶ ص ۲۸۳: احمد بن حنبل (متوفاى ۲۴۱ هجرى)
۳. كتاب عوالم ج ۱۱ ص ۶۱۹: علامه بحرانى اصفهانى
۴. بحارالانوار ج ۴۳ ص ۲۸۶: علامه مجلسى (متوفاى ۱۱۱۰ هجرى)
۵. فتح البارى: ج ۸ ص ۹۷: ابن حجر عسقلانى شافعى (متوفاى ۲۵۸ هجرى)
۶. فضائل خسمه ج ۳ ص ۲۱: علامه فيروز آبادى (متوفاى ۱۴۱۰ هجرى)
۲۰۱- مدارك و روات اشعار ۱۰۳ تا ۱۰۵ مشرك است.
۲۰۲- الف =
روى ابو صالح، و مجاهد و الضحاك و الحسن، و عطاء و قتاده و مقاتل و الليث و ابن عباس و ابن مسعود و ابن جيرو عمروبن شعيب و الحسن بن مهران و النقاش و الثعلبى و الواحدى فى تفاسيرهم و صاحب اسباب النزول و الخطيب المكل فى الارابعين و ابوبكر الشيرازى فى نزول القرآن فى اميرالمومنينعليهالسلام و الاشهنى فى اعتقاد اهل السنه و ابوبكر محمدبن احمدبن الفضل النحوى فى العروس فى الزهد و روى اهل البيتعليهالسلام عن الاصبغ بن نباته عن الباقرعليهالسلام مناقب ابن شهر آشوب ج ۳ ص ۳۷۳»
ب =
ابن بابويه قال حدثنا محمدبن ابراهيم ابن اسحق قال حدثنا ابواحمد عبدالعزيز يحيى الجلودى قال حدثنا محمدبن زكريا قال حدثنا شعيب بن واقد قال حدثنا القسم من بهرام عن ليث عن مجاهد عن ابن عباس. و حدثنا محمدبن ابراهيم بن اسحق قال حدثنا ابواحمد عبدالعزيز بن يحيى الجلودى قال حدثنا الحسن بن مهران قال حدثنا سلمه بن خالد عن الصادق جعفربن محمدعليهالسلام عن ابيه... «تفسير البرهان ج ۴ ص ۴۱۲»
ج =
الطالقانى عن الجلودى عن الجوهرى عن شعيب بن واقد عن القاسم بن بهرام عن ليث عن مجاهد عن ابن عباس و حدثنا محمدبن ابراهيم بن اسحاق، عن عبدالعزيزبن يحيى الجلودى عن الحسن بن مهران عن مسلمه بن خالد عنالصادق جعفربن محمد عن ابيهعليهالسلام : «امالى صدوق»
۲۰۳- كتاب امالى ص ۲۱۳ حديث ۱۱: شيخ صدوق (متوفاى ۳۸۰ هجرى)
۲. كتاب عوالم ج ۱۱ ص ۵۸۸: علامه بحرانى اصفهانى
۳. بحارالانوار ج ۳۵ ص ۲۳۸ الى ۲۴۰: علامه مجلسى (متوفاى ۱۱۱۰ هجرى)
۴. احقاق الحق ج ۹ ص ۱۱۹. و. ج ۱۸ ص ۳۳۹. و. ج ۲۰ ص ۱۵۷ الى ۱۶۶: قاضى نورالله شوشترى (متوفاى ۱۰۱۹ هجرى)
۵. مناقب ابن شهر آشوب ج ۳ ص ۳۷۳: ابن شهر آشوب (متوفاى ۵۵۸ هجرى)
۶. تفسير نورالثقلين ج ۵ ص ۴۷۱: علامه حويزى (متوفايى ۱۱۱۲ هجرى)
۷. تفسير البرهان ج ۴ ص ۴۱۲ و ۴۱۳: علامه هاشم بحرانى
۸. نورالابصار ص ۱۰۲: شبلنجى شافعى
۹. فضائل الخمسه ج ۱ ص ۲۵۸: علامه فيروز آبادى (متوفاى ۱۴۱۰ هجرى)
۱۰. تفسير فرات الكوفى ص ۱۷۷: فرات الكوفى (متوفاى ۳۰۰ هجرى)
۲۰۴- ورقه بن بدالله الازدى عن فضه امه فاطمهعليهالسلام
۲۰۵- بحارالانوار ج ۴۳ ص ۱۷۴ و ۱۷۸: علامه مجلسى (متوفاى ۱۱۱۰ هجرى)
۲ كتاب عوالم ج ۱۱ ص ۴۹۰: علامه بحرانى اصفهانى
۳. رياحين الشريعه ج ۲ ص ۷۳: علامه محلاتى
۲۰۶- سيره نبوى ج ۳ ص ۳۶۴: دينى دحلان (متوفاى ۱۳۰۰ هجرى)
۲. كتاب عوالم ج ۱۱ ص ۴۵۵: علامه بحرانى اصفهانى
۳. عيوان الاثر ج ۲ ص ۳۴۰: علامه يعمرى
۴. موده القربى ص ۱۰۳: علامه حضرمى
۵. نورالابصار ص ۵۳: شبلنجى شافعى
۶. احقاق الحق ج ۱۰ ص ۴۳۴: قاضى نورالله شوشترى (متوفاى ۱۰۱۹ هجرى)
۷. اعلام النساء ج ۴ ص ۱۱۳: عمر رضا كحاله
۸. عيون الاخبار ج ۲ ص ۳۴۰: ابن قتيبه حنفى (متوفاى ۲۷۶ هجرى)
۹. السيره النبويه ج ۳ ص ۳۶۴: ابن هشام (متوفاى ۲۱۳ هجرى)
۲۰۷- احقاق الحق ج ۱۰ ص ۴۳۳
۲. شرح نهج البلاغه ج ۴ ص ۹۳. ابى الحديد و ج ۲ ص ۱۷
۳. اعلام النساء ج ۳ ص ۱۳۰۸
۴. الوافى ج ۲ ص ۱۸۸
۵. فروع الكافى ج ۸ ص ۳۷۶.
۶. بحارالانوار ج ۴۳ ص ۱۹۶.
۷. بلاغات النساء ص ۱۲. ابن طيفور
۸. الغدير ج ۷ ص ۱۹۲ و ۷۹
۹. كوكب الدرى جزئ اول ص ۲۲۲
۱۰. اعيان الشيعه ج ۱ ص ۳۱۸
۱۱. دلائل الامامه ص ۳۵
۱۲. احتجاج طبرسى ص ۹۲
۱۳. الطرائف ص ۲۶۵
۱۴. مناقب ابن شهر آشوب ج ۳ ص ۱۳۶.
۱۵. تفسير نورالثقلين ج ۴ ص ۱۸۷
۱۶. تفسير البرهان ج ۳ ص ۲۶۵
۱۷. امالى شيخ مفيد ص ۴۱
۱۸. رياحين الشريعه ج ۱ ص ۳۳۸
۱۹. الفائق ج ۳ ص ۲۱۷
۲۰. البدء و التاريخ ج ۵ ص ۶۸
۲۱. مجمع بحارلانوار ج ۳ ص ۴۹۱
۲۲. تاج العروس ج ۱ ص ۶۵۴
۲۳. الابدال ج ۱ ص ۱۶۴
۲۴. طبقات ابن سعد ۸۵۳
۲۵. بلاغات النساء ص ۱۲
۲۰۸- اخرج حافظ ابن عساكر من طريق طاهر بن يحيى الحسينى عن ابيه عن جده عن جعفر بن محمد الصادقعليهالسلام عن علىعليهالسلام قال...
۲۰۹- ۱. فصول المهمه ابن صباغ ص ۱۴۱
۲. مناقب ابن شهر آشوب ج ۱ ص ۲۴۲
۳. وفاء الوفاء ج ۲ ص ۴۴۴:
۴. اعلام النساء ج ۱ ص ۱۲۰۵
۵. السيره النبويه ج ۳ ص ۳۹۱: زينى دحلان
۶. فتاوى الفقيه، ابن حجر ج ۲ ص ۱۸
۷. الاتحاف ص ۹
۸. شرح الشمائل ج ۲ ص ۲۱۰
۹. بحارالانوار ج ۷۹ ص ۱۰۶
۱۰. ارشاد السارى ج ۲ ص ۳۹۰
۱۱. احقاق الحق ج ۱۰ ص ۴۳۵. و. ج ۱۹ ص ۱۵۹.
۱۲. كتاب عوالم ج ۱۱ ص ۵۹۷
۱۳. رياحين الشريعه ج ۱ ص ۲۴۱
۱۴. مشارق الانوار ص ۶۳:
۱۵. الغدير ج ۶ ص ۱۶۵ وج ۵ ص ۱۴۷
۱۶. اهل البيت ص ۱۶۴. توفيق ابوعلم
۱۷. وسيله النجاه ص ۲۸ و ۲۳۱
۱۸. تفسير الخطيب الشربينى ج ۱ ص ۳۴۹
۱۹. الاتحاف ص ۹.
۲۰. صلح الاخوان ص ۵۷.
۲۱۰- اخرج حافظ ابن عساكر من طريق طاهر بن يحيى الحسينى عن ابيه عن جده عن جعفربن محمد الصادقعليهالسلام عن علىعليهالسلام قال:
۲۱۱- ۱. فصول المهمه ابن صباغ ص ۱۴۱
۲. مناقب ابن شهر آشوب ج ۱ ص ۲۴۲
۳. وفاء الوفاء ج ۲ ص ۴۴۴:
۴. اعلام النساء ج ۱ ص ۱۲۰۵
۵. السيره النبويه ج ۳ ص ۳۹۱: زينى دحلان
۶. فتاوى الفقيه، ابن حجر ج ۲ ص ۱۸
۷. الاتحاف ص ۹
۸. شرح الشمائل ج ۲ ص ۲۱۰
۹. بحارالانوار ج ۷۹ ص ۱۰۶
۱۰. ارشاد السارى ج ۲ ص ۳۹۰
۱۱. احقاق الحق ج ۱۰ ص ۴۳۵. و. ج ۱۹ ص ۱۵۹.
۱۲. كتاب عوالم ج ۱۱ ص ۵۹۷
۱۳. رياحين الشريعه ج ۱ ص ۲۴۱
۱۴. مشارق الانوار ص ۶۳:
۱۵. الغدير ج ۶ ص ۱۶۵ وج ۵ ص ۱۴۷
۱۶. اهل البيت ص ۱۶۴. توفيق ابوعلم
۱۷. وسيله النجاه ص ۲۸ و ۲۳۱
۱۸. تفسير الخطيب الشربينى ج ۱ ص ۳۴۹
۱۹. الاتحاف ص ۹.
۲۰. صلح الاخوان ص ۵۷.
۲۱۲- احقاق الحق ج ۱۹ ص ۱۶۰
۲. كتاب عوالم ج ۱۱ ص ۴۸۷
۳. رياحين الشريعه ج ۱ ص ۲۴۹
۴. كوكب الدرى ج ۱ ص ۲۴۱
۵. وسيله النجاه ص ۲۸
۶. اهل البيت ص ۱۶۲.
۲۱۳- الف - روى عن محمودبن لبيد قال:
ب - على بن الحسين عن محمد بن الحسين الكوفى عن محمدبن على زكريا عن عبدالله بت الضحاك عن هشام بن محمد عن عبدالرحمن عن عاصم بن عمرو عن محمودبن لبيد قال:
۲۱۴- ۱. رياحين الشريعه ج ۱ ص ۲۴۷
۲. بحارالانوار ج ۳۶ ص ۳۵۳ باب ۴۱.
۳. بيت الاحزان ص ۱۶۷ - ۱۶۵.
۴. كفايه الاثر بنقل بحارالانوار
۲۱۵- ۱. كتاب عوالم ج ۱۱ ص ۴۵۴.
۲. مناقب. ج ۱ ص ۲۴۲
۳. وفاء الوفاء ج ۲ ص ۴۴۳
۴. السيره النبويه ج ۳ ص ۳۶۴ احمد دحلان
۵. روضه الاحباب ص ۶۱۳
۶. جمع الوسائل ج ۲ ص ۲۶۳.
۷. تاريخ الخميس ج ۲ ص ۳۴۰
۸. فتوحات الربانيه ج ۳ ص ۱۶۰.
۹. نورالابصار ص ۵۳.
۱۰. وسيله النجاه ص ۲۸ و ۲۳۱.
۱۱. عيوان الاثر ج ۲ ص ۳۴۰
۱۲. عبوان التواريح ج ۱ ص ۸۰. خوارزمى
۱۳. مقتل الحسين ج ۱ ص ۸۰ خوارزمى
۱۴. احقاق الحق ج ۱۰ ص ۴۳۱ و ج ۱۹ ص ۱۶۰
۱۵. اعلام النساء ج ۴ ص ۱۱۳
۱۶. رياحين الشريعه ج ۱ ص ۲۴۱
۱۷. الغدير ج ۵ ص ۱۴۷ و ج ۶ ص ۱۶۵.
۲۱۶- ۱. مجمع النورين ص ۱۵۳. ۲. عوالم ج ۱۱ ص ۴۹۱.
۲۱۷- عوالم ج ۱۱ ص ۴۹۱
۲۱۸- الف =ابوعبدالله محمد بن عبدالله (المعروف بابن ناصرالدين الدمشقى) عن ابوبكر بن محمد الحسين الاجرى قال... ب =قال ابوبكر بن محمدبن الحسين الاجرى فى كتابه الشريعه:
۲۱۹- كتاب عوالم ج ۱۱ ص ۵۹۷: علامه مجلسى (متوفاى ۱۱۱۰ هجرى)
۲. احقاق الحق ج ۱۰ ص ۴۳۸: علامه حائرى مازندرانى
۳. برد الاكباد عند فقد الاولاد ص ۴۴. ناصر الدين دمشقى: علامه بحرانى اصفهانى
۴. كتاب الشريعه: ابوبكر بن محمد الاجرى: علامه محلاتى
۲۲۰- بحارالانوار ج ۴۳ ص ۱۷۶: علامه مجلسى (متوفاى ۱۱۱۰ هجرى)
۲. كوكب الدرى جزء اول ص ۲۴۰: حائى مازندرانى
۳. كتاب عوالم ج ۱۱ ص ۴۸۶: بحرانى اصفهانى
۴. رياحين الشريعه ج ۱ ص ۲۴۶: ذبيح الله محلاتى
۲۲۱- الف = الخطيبى صاحب كتاب الهدايه الكبرى عن محمد بن اسماعيل و على بن عبدالله الحسنيان عن ابى شعيب محمد بن نصير، عن ابن الفرات عن محمد بن المفضل عن المفضل بن عمر عن ابى عبدالله الصادقعليهالسلام قال...
ب =حسين بن حمدان عن محمدبن اسماعيل و على بن عبدالله الحسنى عن ابى و شعيب و محمد بن نصير عن عمرو بن الفرات عن محمدبن المفضل عن المفضل بن عمر قال سئلت سيدى الصادق عع
۲۲۲- كتاب عوالم ج ۱۱ ص ۴۴۲: علامه بحرانى اصفهانى
۲. الهدايه الكبرى: ابن حمدان خصببى (متوفاى ۳۵۸ هجرى ۹
۳. خليه الابرار ج ۲ ص ۶۲: سيد هاشم بحرانى (متوفاى ۱۱۰۷ هجرى)
۴. بحارالانوار ج ۵۳ ص ۱۹ - و - ج ۴۳ ص ۱۵۶ و ۲۱۴؛ علامع مجلسى (متوفاى ۱۱۱۰ هجرى)
۲۲۳- رياحين الشريعه ج ۲ ص ۴۰: علامه محلاتى
۲. بحارالانوار ج ۴۳ ص ۱۵۷: علامه مجلسى (متوفاى ۱۱۱۰ هجرى)
۳. مناقب ابن شهر آشوب ج ۲ ص ۲۰۵ و ۴۹: ابن شهر آشوب (متوفى ۵۸۸ هجرى)
۴. كتاب عوالم ج ۱۱ ص ۴۷۸ و ۶۰۵: علامه بحرانى اصفهانى
۲۲۴- احقاق الحق ج ۱۹ ص ۱۶۰: قاضى نورالله شوشترى (متوفاى ۱۰۱۹ هجرى)
۲. كتاب عوالم ج ۱۱ ص ۴۸۷: علامه بحرانى اصفهانى
۳. رياحين الشريعه ج ۱ ص ۲۴۹: علامه محلاتى
۴. بحارالانوار ج ۴۳ ص ۱۷۷ (اين حديث بصورت شعر آمده است كه مدارك آن با فراز ۱۱۰ مشترك است): علامه مجلسى (متوفاى ۱۱۱۰ هجرى)
۵. كوكب الدرى ج ۱ ص ۲۴۱: علامه حائرى مازندرانى
۶. وسيله النجاه ص ۲۸: مولوى هندى حنفى
۷. اهل البيتعليهالسلام ص ۱۶۲ ابوعلم
۲۲۵- احقاق الحق ج ۱۹ ص ۱۲۹ و ج ۱۰ ص ۳۶۷: قاضى نورالله شوشترى (متوفاى هجرى)۱۰۱۹
۲. وسيله النجاه ص ۲۱۷: مولوى هندى حنفى
۳. اخبار الدول و آثار الاول ص ۸۸: علامه احمد بن يوسف دمشقى
۴. نزهه المجالس ج ۲ ص ۲۲۹: عبدالرحمن الصفورى شافعى (متوفاى ۸۹۴ هجرى)
۵. تجهيز الجيش ص ۱۰۲: علامه امان الله دهلوى
۶. كتاب عوالم ج ۱۱ ص ۳۵۴: علامه بحرانى اصفهانى
۷. السبعيات محمد الحنفى المهندى
۲۲۶- بحارالانوار ج ۶۵ ص ۱۵۵: علامه مجلسى (متوفاى ۱۱۱۰ هجرى)
۲. تفسير برهان ج ۴ ص ۲۱: علامه بحرانى اصفهانى (متوفاى ۱۱۰۷ هجرى)
۳. كتاب عوالم ج ۱۱ ص ۶۲۰: علامه بحرانى اصفهانى
۴. تفسير امام حسن عسگرىعليهالسلام ص ۳۰۸/۲۴۸
۵. لئالى الاخبار ج ۵ ص ۱۵۶: سيوطى شافعى (متوفاى ۹۱۱ هجرى)
۲۲۷- ۱. جعفربن محمد القرارى معنعنا عن ابى عبدللهعليهالسلام قال
۲۲۸- ۱. تظلم الزهراء ص ۹۵
۲. بحارالانوار ج ۴۴ ص ۲۶۴: علامه مجلسى (متوفاى ۱۱۱۰ هجرى)
۳. تفسير فرات الكوفى ص ۵۵: فرات الكوفى (متوفاى ۳۰۰ هجرى)
۲۲۹- الف = فى علل الشرائع: ابى عن عن الحميرى عن على ابن اسماعيل عن سعدان عن بعض الرجاله عن ابى عبدالله قال:
ب = ابن المتوكل عن السعد آبادى عن البرقى عن ابيه عن ابن ابى عمير عن غير واحد عن ابى بصير عن اببى عبداللهعليهالسلام
ج = ابن المتوكل عن الحميرى عن ابن عيسى عن ابن محبوب عن ابن زئائب قال: قال ابوعبداللهعليهالسلام
د= فى كامل الزياره: ابى عن سعد عن محمدابن حماد عن اخيه احمد: محمدبن عبدالله عن ابيه قال: سمعت اباعبداللهعليهالسلام يقول:
ه =ابن بابويه قال حدثنا احمدبن الحسين «ره» قال حدثنا بكربن عبدالله بن حبيب عن تميم بن عبدالله بن بهلول قال حدثنا على بن حسان الواسطى عن عبدالرحمان بن كثيرالهاشمى قالت قلت لابى عبداللهعليهالسلام فقالت فاطمهعليهالسلام
و=ابوالقاسم جعفربن محمدبن قولويه فى كامل الزيارات قال حدثنى محمدبن جعفر الرزاز قال حدثنى محمدبن الحسين بن ابى الخطاب عن محمدبن سعيد الزيات قال حدثنى رجل من اصحابنا عن ابى عبداللهعليهالسلام قال...
ز=محمدابن عباس عن محمدابن همام عن عبدالله بن جعفر عن الخشابعن ابراهيم ابن يوسف العبدى عن ابراهيم بن صالح عن الحسين ابن زيد عن آبائه قال:
ح =احمدبن الحسن عن احمدبن يحيى عن ابن حبيب عن ابن بهلول عن على بن حسان عن عبدالرحمن بن المثنى الهاشمى قال: ان ابى عبدالله قال:
۲۳۰- ۱. بحارالانوار ج ۲۵ ص ۲۶۰ - و- ج ۴۴ ص ۲۲۱ و ۳۳۳ - و- ج ۲۳ ص ۲۷۲ - و- ج ۳۶ ص ۱۸۵: علامه مجلسى (متوفاى ۱۱۱۰ هجرى)
۲. علل الشرايع ص ۷۹: شيخ صدوق (متوفاى ۳۸۱ هجرى)
۳. كمال الدين ج ۲ ص ۸۷: شيخ صدوق (متوفاى ۳۸۱ هجرى)
۴. تفسير البرهان ج ۴ ص ۱۷۳: علامه بحرانى اصفهانى (متوفاى ۱۱۰۷ هجرى)
۲۳۱- كوكب الدرى جزء اول ص ۱۳۵: علامه حائرى مازندرانى (متوفاى قرن ۱۳ هجرى)
۲. بحارالانوار ج ۴۳ ص ۱۹۸: علامه مجلسى (متوفاى ۱۱۱۰ هجرى)
۲۳۲- ۱. الطالقانى عن الحسن ابن اسماعيل عن سعدبن محمدبن نصر القطان عن عبيدالله بن محمد السلمى عن محمدبن عبدالرحيم عن محمدبن محمد عن العباس بن ابى عمرو عن صدقه بن ابى عمرو عن صدقه بن ابى موسى عن ابى نضره قال (جابر):
۲. الاعلامه الحموينى فى فوائد السمطين روى باسناده عن محمدبن ابراهيم اسحاق الطالقانى قال: حدثنا الحسن بن اسماعيل.... (بقيه الرواه مثل الرواه المذكور فى الصدر الى ابن نضره عن محمد بن على الباقر عن جابر)
۳. سعد و الحميرى معا، عن صالح بن ابى حماد و الحسن ابن طريق معا، عن بكربن صالح و حدثنا ابى و ابن المتوكل و ما جيلوبه و احمد ابن على ابن ابراهيم و ابن ناتانه و الهمدانى رضى الله عنهم جميعا عن على عن ابيه عن بكربن صالح عن عبدالرحمن بن سالم عن ابى بصير عن ابى عبدالله قال:
۴. الفحام عن عمه، عن احمدبن عبدالله بن على الراس، عن عبدالرحمان بن عبدالله العمرى، عن ابى سلمه يحيى بن المغيره قال: حدثنى اخى محمدبن المغيره عن محمدبن سنان عن سيدنا ابى عبدالله جعفر بن محمدعليهالسلام قال،
۵. قال ابراهيم بن محمد بن ابى بكربن حمويه الحموين:
(انبانى المشايخ الكرام السيد الامام جمال الدين رضى الاسلام احمدبن طاووس الحسنى و السيد الامام النسابه جلال الدين عبدالحميدبن فخاربن معدبن فخارالموسوى و علامه زمانه نجم الدين ابوالقاسم جعفر بن الحسن بن يحيى بن سعيد الحليون رحمه الله كتابه عن السيد الامام شمس الدين شيخ الشرف فخاربن معدبن فخارالموسوى عن شاذان بن جبرئيل القمى عن جعفربن محمد الدورستى عن ابيه عن ابى جعفربن محمد بن على بن الحسيين بن موسى بن بابويه القمى رضى الله عنه قال حدثنى ابى و محمدبن الحسن رضى الله عنهما قالا بنانا سعدبن عبدالله و عبداله بن جعفر الحميرى جميعا عن ابى الخير صالح بن ابى حماد و الحسن بن طريف جميعا عن بكربن صالح و حدثنا ابى و محمدبن موسى بن المتوكل و محمدبن على ماجيلويه و احمدبن على بن ابراهيم و الحسن بن ابراهيم بن تاتانه و احمدبن زيادالمهدانى رضى الله عنهم قالوا حدثنا على بن ابراهيم بن هاش روح الله روحهما عن بكربن صالح عن عبدالرحمان بن سالم عن ابى بصير عن ابى عبداللهعليهالسلام قال:
۶. محمدبن يحيى و محمدبن عبدالله عن عبدالله بن جعفر عن الحسن بن ظريف و على بن محمد عن صالح بن ابى حماد عن بكربن صالح عن عبدالرحمن بن سالم عن ابى بصير عن ابى عبداللهعليهالسلام قال: قال ابى لجابر الانصارى:
۷. الشيخ شرف الدين النجفى عن المقلدين غالب الحسنى (ره) عن رجاله باسناد متصل الى عبدالله بن سنان الاسدى عن جعفربن محمدعليهالسلام قال قال ابى لجابر بن عبدالله...
۸. عن على بن الحسن بن شاذويه و احمدبن هارون العامى جميعا عن محمدبن عبدالله بن جعفر الحميرى عن ابيه عن جعفربن محمدبن مالك عن درست عن عبدالله بن القاسم عن عبدالله ابن جبله عن ابى السفاتج عن جابر عن ابى جعفر عن جابربن عبدالله (الانصارى):
۹. العلامه الحموينى فى فرائد السمطين روى باسناده عن ابن بابويه قال حدثنا على بن الحسين المودب و الحمدبن هارون الفامى قالا، انبانا محمدابن عبدالله بن جعفر الحميرى عن ابيه عن جعفربن محمدبن مالك الفرارى الكوفى عن محمدبن نعمه السلولى عن درست عن عبدالحميد عن عبدالله بن القاس عن عبدالله بن حيله عن ابى السفاتج عن جابرالجعفى عن ابى جعفر محمد بن على الباقرعليهالسلام عن جابربن عبدالله انصارى قال:
۱۰. ابن شاذويه و الفامى معا عن محمد الحميرى، عن ابيه عن القرارى عن مالك السلولى عن دريت، عن عبدالحميد عن عبدالله بن قاسم، عن عبدالله ابن جبله عن ابى السفاتج عن جابرالجعفى، عن ابى جعفر محمدبن على الباقر عن جابربن عبدالله انصارى قال:
۲۳۳- بحارالانوار ج ۳۶ ص ۱۹۴: علامه مجلسى (متوفاى ۱۱۱۰ هجرى)
۲. كمال الدين ص ۱۷۸: شيخ صدوق (متوفاى ۳۸۱ هجرى)
۳. عيوان الاخبار ص ۲۵: ابن قتيبه دينورى حنفى (متوفاى ۲۷۶ هجرى)
۴. احقاق الحق ج ۱۳ ص ۵۵. و. ج ۴ ص ۱۲۳ و ج ۵ ص ۱۱۵: قاضى نورالله شوشترى (متوفاى ۱۰۱۹ هجرى)
۵. اصول كافى ج ۱ ص ۵۲۷: مرحوم كلينى (متوفاى ۳۲۸ هجرى)
۶. كتاب عوالم ج ۱۱ ص ۶۱۵: علامه بحرانى اصفهانى
۷. امالى صدوق ص ۱۸۲: شيخ صدوق (متوفاى ۳۸۱ هجرى)
۸. اختصاص ص ۲۰۵: شيخ مفيد (متوفاى ۴۱۳ هجرى)
۹. تفسير البرهان ج ۲ ص ۱۲۳: علامه بحرانى اصفهانى (متوفاى ۱۱۰۷ هجرى)
۱۰. وسائل البرهان ج ۲ ص ۴۹۱: شيخ حر عاملى (متوفاى ۱۱۰۴ هجرى)
۱۱. الوافى ج ۲ ص ۲۹۶: علامه شيخ فيض كاشانى (متوفاى ۱۰۹۱ هجرى)
۱۲. بحرالمناقب ص ۳۳: على بن ابراهيم
۱۳. امالى طوسى ج ۱ ص ۲۹۷: شيخ طوسى (متوفاى ۴۶۰ هجرى)
۱۴. فرائد السمين: علامه الحموينى شافعى (متوفاى ۷۲۲ هجرى)
۱۵. امالى ص ۱۸۲: شيخ صدوق (متوفاى ۳۸۱ هجرى)
۱۶. كفايه الاثر ص ۱۹۶: على بن محمد خزار قمى رازى (متوفاى ۴۰۰ هجرى)
۱۷. غايه المرام ص ۴۰: محمد بن داود بازلى شافعى (متوفاى ۹۲۵ هجرى)
۱۸. احتجاج طبرسى ص ۴۱: (متوفاى ۵۸۸ هجرى)
۱۹. كتاب الغيبه ص ۲۱۰ و ۲۱۲: شيخ طوسى (متوفاى ۴۶۰ هجرى)
۲۰. كتاب الغيبه ص ۲۹: نعمانى (متوفاى ۳۴۲ هجرى)
۲۱. اعلام الورى ص ۳۷۳: فضل بن حسن طبرسى (متوفاى ۵۴۸ هجرى)
۲۳۴- مدارك اين حديث با حديث شماره ۱۲۶ يكى است، مراجعه شود.
۲۳۵- رواه و مدارك اين حديث با حديث شماره ۱۲۶ يك ءاست، مراجه مى شود.
۲۳۶- روايت و اسناد و مدارك اين حديث با حديث ۱۲۶ يكى است، مراجعه شود.
۲۳۷- الجنه العاصمه ص ۱۹۰
۲. روض الفائق ص ۲۵۵ و ۳۱۴: شيخ حزيفيش كازرونى (متوفاى ۸۱۰ هجرى)
۲۳۸- قال المفيد «ره» عن ابن قولويه عن ابيه عن سعد عن ابن عيسى عن العباس ابن عامر عن ابان عن بريد عن الصادقعليهالسلام
۲۳۹- ۱. بحارالانوار ج ۱۶ ص ۱ - و ج ۴۳ ص ۲۷ و ۲۸: علامه مجلسى (متوفاى ۱۱۱۰ هجرى)
۲. المجالس ص ۱۱۰: شيخ مفيد (متوفاى ۴۱۳ هجرى)
۳. كتاب عوالم ج ۱۱ ص ۵۷۹: علامه بحرانى اصفهانى
۴. امالى طوسى ج ۱ ص ۱۷۸: شيخ طوسى (متوفاى ۴۶۰ هجرى)
۵. الخرائج و الجرائح: قطب الدين الراوندى (متوفاى ۵۳۷ هجرى)
۶. ينابيع الموده ص ۲۶۲: قندوزى حنفى (متوفاى ۱۲۹۴ هجرى)
۷. ذريه الطاهره حديث ۲۴ تا ۶۵: محمد بن احمد دولابى (متوفاى ۳۱۰ هجرى)
۸. كشف الغمه ج ۱ ص ۵۱۱: مرحوم اربلى (متوفاى ۶۹۲ هجرى)
۹. سيره نبوى ج ۱ ص ۱۵۹: ابن هشام (متوفاى ۵۸۸ هجرى)
۲۴۰- مناقب ابن شهر آشوب ج ۳ ص ۳۵۵ و ۳۵۶: ابن شهر آشوب (متوفاى ۵۸۸ هجرى)
۲. كوكب الدرى ج ۱ ص ۱۶۶: علامه حائرى مازندرانى (متوفاى قرن ۱۳ هجرى)
۳. بحارالانوار ج ۴۳ ص ۱۳۳ و ۱۱۷: علامه مجلسى (متواى ۱۱۱۰ هجرى)
۴. كتاب ابن مردويه
۲۴۱- تفسير الامام العسكرى قال ابومحمد العسكرى عن علىعليهالسلام قال...
۲۴۲- بحارالانوار ج ۲ ص ۳: علامه مجلسى (متوفاى ۱۱۱۰ هجرى)
۲. تفسير امام عسكرىعليهالسلام ص ۳۴۰
۳. محجه البيضاء ج ۱ ص ۳۰: علامه فيض كاشانى (متوفاى ۱۰۹۱ هجرى)
۴. كتاب عوالم ج ۱۱ ص ۶۲۱: علامه بحرانى اصفهانى
۵. لئالى الاخبار ج ۲ ص ۲۵۴: سيوطى شافعى (متوفاى ۹۱۱ هجرى)
۲۴۳- اخبرنا قاضى ابوبكر محمدبن عمر الجعابى عن ابوعبدالله محمدبن العباس بن محمد بن ابى محمد يحيى بن المبارك اليزدى عن خليل بن اسد ابوالاسود النوشجانى عن رويم بن يزيد المنقرى عن سوارين معصب الهمدانى عن عمروبن قيس عن سلمه بن كهيل عن شقيق بن سلمه عن ابن مسعود قال:
۲۴۴- دلائل الامامه ص ۱: محمدبن جريد طبرى (متوفاى ۳۱۰ هجرى)
۲. سفينه البحار ج ۱ ص ۲۲۹: شيخ عباس قمى (متوفاى ۱۳۵۹ هجرى)
۳. كتاب عوالم ج ۱۱ ص ۶۲۰: علامه بحرانى اصفهانى
۴. مستدرك الوسائل ج ۱۲ ص ۸۱: محدث (متوفاى ۱۳۲۰ هجرى)
۵. مجمع الزوائد ج ۲۸ ص ۱۶۹ (باسناده عن ابى مسعود): هيثمى (متوفاى ۸۰۷ هجرى)
۲۴۵- كشف الغمه ج ۲ ص ۶۲: علامه اربلى (متوفاى ۶۹۲ هجرى)
۲. بحارالانوار ج ۴۳ ص ۱۸۶: علامه مجلسى (متوفاى ۱۱۱۰ هجرى)
۳. وسائل الشيعه ج ۲ ص ۷۳۱: شيح حر عاملى (متوفاى ۱۱۰۴ هجرى)
۴. كتاب عوالم ج ۱۱ ص ۵۸۴: علامه بحرانى اصفهانى
۵. بيت الحزان (ترجمه) ص ۲۴۸: شيخ عباس قمى (متوفاى ۱۳۵۹ هجرى)
۲۴۶- الف = عن ابى بابويه مرفوعا الى سلمى ام بنى رافع
ب =امالى طوس عن ابن حمويه عن ابى الحسين عن ابى خليفه عن العباس بن الفضل عن محمدبن ابى رجال عن ابراهيم عن سعد عن ابى عبدالله بن على ابن ابى رافع عن ابيه عن سلمى قالت...
ج =ابوعبدالله حمويه ابن على البصرى و احمد بن حنبل و ابوعبدالله بن بطه باسانيدهم عن سلمى قالت...
د=يزيد بن هارون عن ابراهيم بن سعد عن محمدبن اسحاق عن على بن ابى رافع عن ابيه عن سلمى قالت..
هه. مسند احمد ابن حنبل عن عبدالله بن احمدبن حنبل عن محمدبن يونس عن معصب بن عبدالله الزبيرى عن ابراهيم بن سعد عن محمدبن اسحاق عن عبدالله بن على بن ابى رافع عن ابيه عن امه سلمى قالت...
۲۴۷- ۱. كتاب العمده ص ۳۸۹: ابن بطريق (متوفاى ۶۰۰ هجرى)
۲. مناقب ابن شهر آشوب ج ۳ ص ۳۶۴: ابن شهر آشوب (متوفاى ۵۸۸ هجرى)
۳. بحارالانوار ج ۴۳ ص ۱۸۳ و ۱۸۸. و. ج ۷۸ ص ۲۴۶: علامه مجلسى (متوفاى ۱۱۱۰ هجرى)
۴. الطبقات الكبرى ج ۸ ص ۲۷ و ۲۸: محمد بن سعد زهرى (متوفاى ۲۳۰ هجرى)
۵. ذخائر العقبى ص ۵۳: محب الدين طبرى شافعى (متوفاى ۶۹۴ هجرى)
۶. مسند احمدبن حنبل ج ۶ ص ۴۶۱: احمد بن حنبل (متوفاى ۲۴۱ هجرى)
۷. حليه الاولياء ج ۲ ص ۶۴: و ۶۵: مرحوم اربلى (متوفاى ۴۳۰ هجرى)
۸. اسد الغابه ج ۵ ص ۵۹۰: على بن محمد جزرى ابن اثير (متوفاى ۴۳۰ هجرى)
۹. كشف الغمه ج ۲ ص ۶۴ و ۶۵: مرحوم اربلى (متوفاى ۶۹۲ هجرى)
۱۰. اعلامالنساء ج ۴ ص ۱۳۰: عمر رضا كحاله
۱۱. الاصابه ج ۴ ص ۳۶۷: ابن حجر عسقلانى شافعى (متوفاى ۸۵۲ هجرى)
۱۲. كوكب الدرى ج الول ص ۲۶۵: علامه حائرى مازندرانى
۱۳. امالى ج ۲ ص ۱۵: شيخ طوسى متوفاى ۴۶۰ هجرى)
۱۴. كتاب مقتل خوارزمى ج ۱ ص ۸۱: خوارزمى (متوفى ۵۶۸ هجرى)
۱۵. كتاب عوالم ج ۱۱ ص ۴۸۳: علامه بحرانى اصفهانى
۱۶. مجمع الزوائد ج ۹ ص ۲۱۰: حافظ هيثمى (متوفاى ۸۰۷ هجرى)
۱۷. ينابيع الموده ص ۲۰۲: قندوزى حنفى (متوفاى ۱۲۹۴ هجرى)
۱۸. احقاق الحق ج ۱۰ ص ۴۶۵: قاضى نورالله شوشترى (متوفاى ۱۰۱۹ هجرى)
۱۹. مستدرك الوسائل ج ۱ ص ۱۰۴ (طبع قديم): محدث نورى (متوفاى ۱۳۲۰ هجرى)
۲۰. اعيان الشيعه ج ۱ ص ۳۲۱: سيد امين عاملى (متوفاى ۱۳۷۱ هجرى)
۲۱. فضائل الخمسه ج ۳ ص ۱۶۲: فيروز آبادى (متوفاى ۱۴۱۰هجرى)
۲۴۸- ۱. كتاب عوالم ج ۱۱ ص ۵۰۸ و ۵۱۴ «پاورقى»: علام بحرانى اصفهانى
۲. كشف الغمه ج ۲ ص ۶۲: مرحوم اربلى متوفاى ۶۹۲ هجرى)
۳. وسائل الشيعه ج ۲ ص ۳۱: شيخ حر عاملى (متوفاى ۱۱۰۴ هجرى)
۴. بحارالانوار ج ۴۳ ص ۱۸۶: علامه مجلسى (متوفاى ۱۱۱۰ هجرى)
۵. موده القربى ص ۱۳۱: علامه همدانى
۶. احقاق الحق ج ۱۰ ص ۴۵۳: قاضى نوالله شوشترى (متوفاى ۱۰۱۹ هجرى)
۲۴۹- كتاب عوالم ج ۱۱ ص ۴۹۱: علامه بحرانى اصفهانى
۲. بحارالانوار ج ۴۳ ص ۱۷۹ حديث ۱۵: علامه مجلسى (متوفاى ۱۱۱۰ هجرى)
۲۵۰- كتاب امالى ص ۲۵۸: شيخ صدوق (متوفاى ۳۸۱ هجرى)
۲. كتاب عوالم ج ۱۱ ص ۵۸۸: علامه بحرانى اصفهانى
۳. احقاق الحق ج ۹ ص ۱۱۹ و ۱۱۷: قاضى نوالله شوشترى (متوفاى ۱۰۱۹ هجرى)
۴. بحارالانوار ج ۳۵ ص ۲۳۹: علامه مجلسى (متوفاى ۱۱۱۰ هجرى)
۵. مناقب ج ۳ ص ۳۷۴: ابن شهر آشوب (متوفاى ۵۸۸ هجرى)
۶. تسير نورالثقلين ج ۵ ص ۴۷۱: علامه حويزى (متوفاى ۱۱۱۲ هجرى)
۷. تفسى البرههان ج ۴ ص ۴۱۲: علامه بحرانى اصفهانى
۸. نورالابصار ص ۱۰۲: شبلنجى شافعى
۹. فضائل حارثه بن قدامه قال حدثنى سلمان قال حدثنى عمار. مرحوم فيروز آبادى
۲۵۱- روى حارثه بن قدامه قال حدثنى سلمان قال حدثنى عمار.
۲۵۲- بحارالانوار ج ۴۳ ص ۸: علامه مجلسى (متوفاى ۱۱۱۰ هجرى)
۲. كوكب الدرى ج ۱ ص ۱۲۲: علامه حائرى مازندرانى
۳. كتاب عوالم ج ۶ ص ۷. و. ج ۱۱ ص ۱۲: علامه بحرانى اصفهانى
۴. رياحين الشريعه ج ۱ ص ۱۵۸: علامه محلاتى
۲۵۳- المفيد عن الصدوق عن ابيه عن احمدبن ادريس عن محمدبن عبدالجبار عن ابن ابى عمير عن ابان بن عثمان: ابابن بن تغلب عن عكرمه عن عبدالله بن العباس قال:
۲۵۴- امالى ج ۱ ص ۱۹۱: شيخ طوسى (متوفاى ۴۶۰ هجرى)
۲. رياحين الشريعه ج ۱ ص ۲۳۹: علامه محلاتى
۳. بحارالانوار ج ۲۸ ص ۴۱. و. ج ۴۳ ص ۱۵۶: علامه مجلسى (متوفاى ۱۱۱۰ هجرى)
۴. كوكب الدرى ج ۱ ص ۱۴۸: علامه حائرى مازندرانى
۵. كتاب عوالم ج ۱۱ ص ۳۲۹: علامه بحرانى اصفهانى
۶. اثبات الهداه ج ۱ ص ۵۷۲: شيخ عاملى (متوفاى ۱۱۰۴ هجرى)
۲۵۵- روايت فوق با مدارك فراوانى نقل شده است:
اول از طريق عائشه: محمد بن بشار عن عثمان بن عمر عن اسرائيل عن مسيره ابن حبيب عن المنهال بن عمرو عن عائشه بنت طلحه عن عائشه ام المومنين قالت:
۱. صحيح ترمذى ج ۱۳ ص ۲۴۹ (ط. الصادقى بمصر) ترمذى (متوفاى ۲۷۹ هجرى)
۲. جامع الاصول ج ۱۰ ص ۸۶ (ط. المحمديه بمصر): ابن اثير شافعى (متوفاى ۶۰۶ هجرى)
۳. الطبقات الكبرى ج ۲ ص ۲۴۷: (ط. مصر): ابن سعد واقدى (متوفاى ۲۳۰ هجرى)
۴. صحيح بخارى ج ۵ ص ۲۱. ج ۶ ص ۱۰ (ط. الاميريه مصر): احمدبن حنبل (متوفاى ۲۴۱ هجرى)
۵. الادب المفرد ۲۴۴: الحافظ البخارى (متوفاى ۲۵۶ هجرى)
۶. مسند احمد ج ۶ ص ۷۷ و ۲۴۰ و ۲۸۲ (ط. الميمنيه مصر): محمد بن اسماعيل بخارى (متوفاى ۲۵۶ هجرى)
۷. صحيح مسلم ج ۷ ص ۱۴۲ (ط. حبيحى مصر): مسلم بن حجاج (متوفاى ۲۶۱ هجرى)
۸. عقد الفرايد ج ۲ ص ۳ (ط. الشريفه مصر): ابن عبدريه مالكى (متوفاى ۳۲۸ هجرى)
۹. ذخائر العقبى ص ۴ (ط. مكتبه القدسى مصر): طبرى شافعى (متوفاى ۶۹۴ هجرى)
۱۰ الجمع بين رجال الصحيحين ج ۱ ص ۶۱۱ (مخلوط): حميرى اندلسى (متوفاى ۴۸۸ هجرى)
۱۱. تاريخ الاسلام ج ۲ ص ص ۹۵ (ط. دارالمعارف مصر): خطيب العمرى (متفواى ۷۴۸ هجرى)
۱۲. مشكاه المصابيح ج ۳ ص ۲۵۴ (ط. الشريفه مصر): خطيب العمرى (متوفى ۷۴۱ هجرى)
۱۳. عمده القارى ج ۱۸ ص ۶۳ و ج ۱۶ ص ۲۲۳ (ط. المنبريه مصر)
۱۴. ارشاد السارى ج ۶ ص ۵۵۵ (ط. مصر): علامه فتسطلانى شافعى (متوفاى ۹۲۳ هجرى)
۱۵. كنزالعمال ج ۱۶ ص ۲۸۱ (ط. حيدرآباد): متقى هندى حنفى (متوفاى ۹۷۵ هجرى)
۱۶. الثغور الباسمه فى مناقب سيدتنا فاطمهعليهالسلام ص ۱۳ (ط. بمبئى): سيوطى شافعى (متوفاى ۹۱۱ هجرى)
۱۷. الانش الجليل ص ۱۹۲ (ط. قاهره): مجدالدين حنبلى (متوفاى ۹۲۸ هجرى)
۱۸. ذخائر المواريث ج ۴ ص ۲۲۶ (ط. قاهره): عبدالغنى نابلسى حنفى (متوفاى ۱۱۴۳ هجرى)
۱۹. مجمع بحارالانوار ج ۲ ص ۲۸۱ (ط. لكهنو): محمد طاهر الصديقى (متوفاى ۹۸۶ هجرى)
۲۰. الاتحاف ج ۱۰ ص ۳۹۶ (ط. مصر): محمدبن حسن قرطبى حنفى (متوفاى ۳۷۹ هجرى)
۲۱. انوالرالمحمديه ص ۵۸۱ (ط. بيروت): علامه نبهانى بيروتى شافعى
۲۲. السيره النبويه ج ۳ ص ۳۳۹ (ط. مصر): زينى دخلان شافعى (متوفاى ۱۳۰۴ هجرى)
۲۳. مشارق الانوار ص ۷۵ (ط. مصر) حسن الحمزاوى مالكى
۲۴. ارجح المطالب ص ۲۵۵ (ط. لاهور): عبدالله حنفى
۲۵. شفاء الغرام ج ۲ ص ۳۸۴ (ط. مصر): ابى الطيب الفارسى مالكى (متوفاى ۸۳۲ هجرى)
۲۶. فتح الملك المعبود ج ۳ ص ۲۳ (ط. قاهره): امين بن خطاب مصرى
۲۷. فضل الله الصمد ج ۲ ص ۴۰۱ (قاهره): علامه جيلانى حنفى
۲۸. وسيله المال ص ۸۸ (ط. دمشق): علامه حضرمى شافعى (متوفاى ۱۰۴۷ هجرى)
۲۹. منتخب كنزالعمال ج ۵ ص ۹۶ (ط. مصر)
۳۰. الجامع الصغير حديث ۲۱۰۳۲: سيوطى شافعى (متوفاى ۹۱۱ هجرى)
۳۱. محاضره الاوائل ص ۸ (ط. قاهره): علامه بستوى حنفى متوفاى ۱۰۰۷ هجرى)
۳۲. كنوز الحائق ص ۲۰۳ (ط. مصر): علامه مناوى شافعى (متوفاى ۱۰۳۱ هجرى)
۳۳. الكوكب الدريه ج ۱ ص ۴۷۱ (ط. مصر): علامه مناوى شافعى (متوفاى ۱۰۳۱ هجرى)
۳۴. فتح الكبير ج ۱ ص ۴۷۱ (ط. مصر): علامه نبهانى شافعى
۳۵. الروض الفائق ص ۳۲۷ (ط. قاهره): شيخ خريفيش كازرونى (متوفاى ۸۱۰ هجرى)
۳۶. مكاشفه القلوب ص ۱۶۶ (ط. قاهره): محمد بن محمد خزائى (متوفاى ۵۰۵ هجرى)
۳۷. شرح ابن ابى الحديد ج ۲ ص ۶۱/ ج ۱۶: ابن ابى الحديد معتزلى (متوفاى ۶۵۶ هجرى)
۳۸. امتاع الاسماع ص ۵۴۷ (ط. قاهره): مقريزى (متوفاى ۸۴۵ هجرى)
۳۹. البدء و التاريخ ج ۵ ص ۶۱: ابن مطهر مقدسى (متوفاى ۳۵۵ هجرى)
۴۰. الاعتقاد على مذهب السلف ص ۱۵۲: مقريزى (متوفاى ۸۴۵ هجرى)
۴۱. الصواعق المحرقه ص ۱۸۸ (ط. مصر): ابن حجر هيثمى شافعى (متوفاى ۹۷۴ هجرى)
۴۲. القول الفصل ج ۲ ص ۳۹ (ط. جاوا): علامه حضرمى
۴۳. فضائل سيد النساء ص ۳ (مخلوط): ابن شاهين (متوفاى ۳۸۵ هجرى)
دوم - از طريق ابن عباس: اخبرنا سعيدبن سيلمان عن عبادين العوام عن هلال بن جناب عن عكمه عن ابن عباس:
۱. سنن دارمى ج ۱ ص ۳۷ (ط. دمشق): علامه دارمى (متوفاى ۲۵۵ هجرى)
۲. حليه الاولياء ج ۲ ص ۴۰ (ط. مصر): ابوالفرج اصفهانى زيدى (متوفاى ۴۳۰ هجرى)
۳. تفسير الكشاف: زمخشرى (متوفاى ۵۳۸ هجرى)
۴. مجمع الزوائد ج ۹ ص ۲۳ (ط. قاهره): حافظ هيثمى (متوفاى ۸۰۷ هجرء
۵. تاريخ الاسلام ج ۲ ص ۴۰ (ط. مصر): ابوالفراج اصفهانى زيدى (متوفاى ۷۷۴ هجرى)
۶. تفسير القرآن ج ۱۰ ص ۲۱۱: ابن كثير شافعى (متوفاى ۷۷۴ هجرى)۹
۷. نهايه الارب ج ۱۸ ص ۳۶۰ (ط. قاهره): نويرى شافعى (متوفاى ۷۳۲ هجرى)
۸. الكاف الشاف ص ۱۸۹ (ط. مصر): ابن حجرى عسقلانى شافعى (متوفاى ۲۵۸ هجرى)
۹. مشكاه المصابيح ج ۳ ص ۲۰۷ (ط. دمشق): خطيب العمرى (متوفاى ۷۴۱ هجرى)
۱۰. فتح البيان ج ۱۰ ص ۳۵۴ (ط. مصر): صديق حسن خان
۱۱. ارجح المطالب ص ۲۵۵ (ط. لاهور): علامه عبدالله حنفى
۱۲. انوار المحدميه ص ۵۷۶ (ط. بيروت: علامه بنهانى شافعى
سوم - از طريق ام حبيبه - فتح البيان ج ۱۰ ص ۳۵۴: صديق حسين خان
چهارم - از طريق واثله بن الاسقع
۱. كنزالعمال ج ۱۶ ص ۳۰۴: متقى هندى حنفى (متوفاى ۹۷۵ هجرى)
۲. فيض القدير ج ۲ ص ۳۶۶: ابن تاج العارفين شافعى (متوفاى ۱۰۱۳ هجرى)
پنجم - از طريق يحيى بن جعده كنزالعمال ج ۱۶ ص ۲۸۲
ششم - از طريق حسين بن علوان عن سعدبن طريف عن ابى جعفرعليهالسلام قال...
۱۱۱. مدارك و روات ترجمه با متن حديث يكى است.
۲۵۶- روى العلامه فى كشكوله المنسوب اليه عن المفضل بن عمر قال قال مولاى جعفر الصادقعليهالسلام
۲۵۷- آيه ۱۷۷ بقره
۲۵۸- بحار الانوار ج ۸ ص ۱۰۵ و مستدرك الوسائل ج ۷ ص ۲۱۹ و كشكول ص ۲۰۳
۲. مستدرك الوسائل ج ۷ ص ۲۹۱: محدث نورى (متوفاى ۱۳۲۰ هجرى)
۳. كشكول ص ۲۰۳: سيد حيدر آملى
۲۵۹- ۱. الغدير ۷ ص ۱۹۱: علامه امينى (متوفاى ۱۳۹۰ هجرى)
۲. فتوح البلدان ص ۳۸: بلاذرى (متوفا ۲۷۹ هجرى)
۳. اعلام النساء ج ۴ ص ۱۱۹: عمر رضا كحاله
۴. كشف الغمه ج ۲ ص ۳۷: مرحوم اربلى (متوفاى ۶۹۲ هجرى)
۵. بحارالانوار ج ۴۳ ص ۱۹۸ و ج ۲۸ ص ۳۰۲: علامه مجلسى (متوفاى ۱۱۱۰ هجرى)
۶. صحيح البخارى كتاب الخمس ۱ (فضائل اصحاب النبىصلىاللهعليهوآله ): بخارى (متوفاى ۳۵۶ هجرى)
۷. كتاب المغازى ص ۳۸ و ۱۴: ابن يسار مدنى (متوفاى ۱۵۱ هجرى)
۸. صحيح مسلم كتاب الجهاد ۴۹ و ۵۳ و الاماره ۱۹: مسلم بن حجاج متوفاى ۲۶۱ هجرى
۹. سنن نسائى كتاب الجهاد ۵۲ و ۵۳ و كتاب الفى ء ۹: احمدبن شعيب نسائى شافعى ۰متوفاى ۳۰۳ هجرى))
۱۰. مسندالامام ابن حنبل ج ۱ ص ۴و ۶ و ۹و ۱۰و۱۳ - و- ج ۲ ص ۳۵۳: احمد بن حنبل (متوفاى ۲۴۱ هجرى)
۱۱. سنن ترمذى كتاب السير ص ۴۴: محمد بن عيسى ترمذى (متوفاى ۲۷۹ هجرى)
۱۲. تاريخ طبرى ج ۳ ص ۲۰۸: محمد بن جرير طبرى شافعى (متوفاى ۳۱۰ هجرى)
۱۳. مشكل الاثار ج ۱ ص ۴۸: الطحاوى حنفى (متوفاى ۳۱۰ هجرى)
۱۴. سنن بيهقى ج ۶ ص ۳۰۰: علامه بيهقى شافعى (۴۵۸ هجرى)
۱۵. كفايه الطالب ص ۲۲۶: گنجى شافعى (متوفاى ۶۵۸ هجرى)
۱۶. تاريخ ابن كثير ج ۵ ص ۲۸۵ - و- ج ۲ ص ۹۳: ابن كثير شافعى (متوفاى ۷۷۴ هجرى)
۲۶۰- صاحب الاحتجاج و على بن ابراهيم القمى عن حمادبن عثمان عن ابى عبداللهعليهالسلام قال:
۲۶۱- تفسير نور الثلين ج ۴ ص ۱۸۶: علامه حويزى (متوفاى ۱۱۱۲ هجرى)
۲. تفسير البرهان ج ۳ ص ۲۶۳: علامه بحرانى اسفهانى (متوفاى ۱۱۰۷ هجرى)
۳. احتجاج ص ۹۰: طبرسى (متوفاى ۵۸۸ هجرى)
۴. كتاب عوالم ج ۱۱ ص ۴۲۷: علامه بحرانى اصفهانى
۵. بحارالانور ج ۸ ص ۹۴ طبع قديم و ج ۲۸ ص ۳۰۲ و ۳۰۳: علامه مجلسى (متوفاى ۱۱۱۰ هجرى).
۲۶۲- مناقب ابن شهر آشوب ج ۱ ص ۱۴۲: ابن شهر آشوب مازندرانى (متوفاى ۵۸۸ هجرى)
۲۶۳- بحارالانوار ج ۲۱ ص ۲۳ و اعلام الورى ص ۶۳ و ۱۰۹
۲. بحارالانوار ج ۲۱ ص ۲۳: علامه مجلسى ۰متوفاى ۱۱۱۰ هجرى)
۳. اعلام الورى ص ۶۳ و ۱۰۹: فضل بن حسن طبرسى (متوفاى ۵۴۸ هجرى)
۲۶۴- انفال ۴۱
۲۶۵- قال ابوبكر احمدبن عبدالعزيز الجوهرى اخبرنى ابوزيد عمربن شبه عن هارون بن عمير عن وليدبن مسلم عن صدقه ابومعاويه عن محمدبن عبدالله عن محمودبن عبدالرخمن بن ابى بكر عن يزيد الرقاشب عن انس بن مالك قال:
۲۶۶- ۱. كتاب عوالم ج ۱۱ ص ۴۲۲: علامه بحرانى اصفهانى
۲. شرح ابن الحديد ج ۱۶ ص ۲۳۰: ابن بى الحديد معتزلى (متوفاى ۶۵۶ هجرى)
۳. بحارالانوار ج ۸ ص ۱۳۹ (قديم) و ج ۲۸ ص ۳۰۲: علامه مجلسى (متوفاى ۱۱۱۰ هجرى)
۴. السقيفه و فدك ص ۱۹۸ (و باسناده...). جوهرى (متوفاى ۳۹۳ هجرى)
۵. و مدارك حديث ۱۴۳.
۲۶۷- النمل ۱۶
۲۶۸- مريم ۶
۲۶۹- نساء ۱۱
۲۷۰- كشف الغمه ج ۲ ص ۳۷ و الغدير ج ۷ ص ۱۹۱
۲۷۱- العياشى فى تفسيره عن مفضل بن صالح عن بعض اصحابه عن احدهما قال... ج ۱ ص ۲۳۵: عياشى (متوفاى ۳۲۰ هجرى)
۲۷۲- ۱. وسائل الشسعه ج ۱۷ ص ۴۳۹: شيخ حر عاملى (متوفاى ۱۱۰۴ هجرى)
۲. كتاب عوالم ج ۱۱ ص ۶۰۱: علامه بحرانى اصفهانى
۳. تفسير نورالثقلين ج ۱ ص ۴۰۵: علامه حويزى (متوفاى ۱۱۱۲ هجرى ۹
۴. المعه البيضاه ص ۳۸۳: محمد بن على انصارى
۲۷۳- الف - اخبرنا عفان بن مسلم عن حماد بن سلمه عن الكلبى عن ابى هانى...
ب - روى ابن ابى الحديد عن احمدبن عبدالعزيز الجوهرى عن عشام ابن محمد عن ابيه قال....
ج - و روات حديث ۵۷ سخنرانى فاطمهعليهالسلام در مسجد رسولصلىاللهعليهوآله
۲۷۴- كشف الغمه ج ۲ ص ۳۷: مرحوم اربلى (متوفاى ۶۹۲ هجرى)
۲. الغدير ج ۷ ص ۲۳۰ و ۲۲۹: علامه امينى (متوفاى ۱۳۹۰ هجرى)
۳. اعلام النسائ ج ۴ ص ۱۱۹: عمررضا كحاله
۴. كنزالعمال ج ۵ ص ۶۳۷: متقى هندى حنفى (متوفاى ۹۷۵ هجرى)
۵. بحارالانوار ج ۸ ص ۱۰۷ (طبع قديم) و ج ۲۸ ص ۳۵۳: علامه مجلسى (متوفاى ۱۱۱۰ هجرى)
۶. شرح ابن ابى الحديد ج ۱۶ ص ۲۱۴: ابن ابى الحديد معتزلى (متوفاى ۶۵۶ هجرى)
۷. رسائل جاحظ: ص ۳۰۰: عمروبن بحر جاحظ متوفاى ۲۳۰ هجرى ۹
۸. كتاب عوالم ج ۱۱ ص ۶۰۳: علامه بحرانى اصفهانى
۹. الطبقات الكبرى ج ۲ ص ۳۱۴: محمدبن سعد زهرى (متوفاى ۲۳۰ هجرى)
۱۰. مسند احمد ج ۱ ص ۱۰: احمدبن حنبل (متوفاى ۲۴۱ هجرى)
۱۱. فتوح البلدان ص ۳۸: علامه بلاذرى (متوفاى ۲۷۹ هجرى)
۱۲. تاريح ابن كثير ج ۵ ص ۲۹۸: ابن كثير شافعى (متوفاى ۷۷۴ هجرى)
۲۷۵- نمل ۱۶
۲۷۶- اختصاص ص ۱۷۸: شيخ مفيد (متوفاى ۴۱۳ هجرى)
۲. كتاب عوالم ج ۱۱ ص ۴۲۴ و ۴۲۳ و ۶۰۲: علامه بحرانى اصفهانى
۳. بحارالانوار ج ۸ ص ۱۰۳ (قديم) و ج ۲۸ ص ۳۵۳ و ۳۰۳: علامه مجلسى (متوفاى ۱۱۱۰ هجرى)
۴. رياحين الشريعه ج ۲ ص ۱۸: علامه محلاتى
۵. بيت الاحزان ص ۱۵۳: شيخ عباس قمى (متوفاى ۱۳۵۹ هجرى)
۶. تفسير عياشى ج ۲ ص ۲۸۷ حديث ۴۹: عياشى (متوفاى ۳۲۰ هجرى ۹
۷. كشف الغمه ج ۲ ص ۴۷۸: مرحوم اربلى (متوفاى ۶۹۲ هجرى)
۸. بلاغات النساء ص ۱۲: ابى طيفور (متوفاى ۲۸۰ هجرى)
۹. شرح ابن ابى الحديد ج ۴ ص ۹۳: ابن ابى الحديد معتزلى (متوفاى ۶۵۶ هجرى)
۱۰. اعلام النساء ج ۳ ص ۱۲۰۸: عمر رضا كحاله
۲۷۷- الف - ابومحمد عن عبدالله بن سنان عن ابى عبداللهعليهالسلام قال:
ب - اختصاص مفيد عن عبدالله عن احمد بن على بن الحسين بن شاذان عن محمدبن على بن الفظل بن عامر عن الحسين بن الفرزدق الفرازى عن محمدبن عمرويه الطحا عن ابى محمد الحسن بن موسى عن عبدالله بن سنان عن ابى عبداللهعليهالسلام قال:
۲۷۸- الف - الطرائف نقلا عن صاحب التاريخ العباسى و عن الرومى الفقيه فى تاريخه فى حوادث سنه ثمانى عشره و مائتين
ب - ان جماعه من ولدالحسن و الحسينعليهالسلام رفعوا القصه الى المامون فروى غير واحد منهم عن بشيربن الوليد و الواقدى و بشربن عتاب فى احاديث يرفعونها الى محمدصلىاللهعليهوآله
۲۷۹- كتاب عوالم ج ۱۱ ص ۴۳۶: علامه بحرانى اصفهانى
۲. تفسير نورالثقلين ج ۴ ص ۱۸۶: علامه حويزى (متوفاى ۱۱۱۲ هجرى)
۳. الطرائف: شيد بن طاووس (متوفاس ۶۶۴ هجرى)
۴. تاريخ معروف عباسى: شيخ بهايى (متوفاى ۱۰۳۰ هجرى)
۵. و مدارك حديث ۱۵۵ شيخ بهايى
۲۸۰- الف - سليم بن قيس عن ابن ابى عياش عن ابن عباس
ب - ابراهيم بن السعيد الثقفى عن ابراهيم بن ميمون عن عيسى بن عبدالله ابن محمدبن ابيطالب عن ابيه عن جده عن عللىعليهالسلام قال:
۲۸۱- ۱. كتاب سليم بن قيس: (متوفاى ۷۰ هجرى)
۲. بحارالانوار ج ۲۸ ص ۲۹۷ و ۳۰۲: علامه مجلسى (متوفاى ۱۱۱۰ هجرى)
۳. كتاب عوالم ج ۱۱ ص ۴۰۲: علامه بحرانى اصفهانى
۴. شرح ابن ابى الحديد جلد ۱۶ ص ۲۱۴: ابن ابى الحديد معتزلى (متوفاى ۶۵۶هجرى)
۵. الشافى ص ۴۰۸: سيد مرتضى (متوفاس ۴۳۶ هجرى)
۶. تلخيص الشافى ج ۳ ص ۱۲۵: شيخ طوسى (متوفاى ۴۶۰ هجرى)
۷. الاحتجاج ص ۵۸: شيخ طبرسى (متوفاى ۵۸۸ هجرى)
۲۸۲- ۱. عن محمدبن اصحاق صاحب المغازى
۲. اعيان الشيعه ص ۳۱۴: سيد محسن امين عاملى (متوفاى ۱۳۷۱ هجرى)
۳. الغدير ج ۷ ص ۱۹۱: علامه امينى (متوفاى ۱۳۹۰ هجرى)
۴. فتوح البلدان ص ۳۸: بلاذرى (متوفاى ۲۷۹ هجرى)
۲۸۳- الطبقات الكبرى ج ۲ ص ۳۱۵ و كنز العمال ج ۵ ص ۶۲۲
۲. كنزالعمال ج ۵ ص ۶۲۲: متقى هندى حنفى (متوفاى ۹۷۵ هجرى)
۲۸۴- الف - السيارى عن على بن اسباط قال لما ورد ابوالحسن موسىعليهالسلام على المهدى وجده يرد المظالم فقال ما بال مظلمتنا لا ترد؟
ب - ابن ابى الحديد عن ابراهيم بن سعيد الثقفى عن ابراهيم بن ميمون عن عيسى بن عبدالله بن محمدبن على ابن ابيطالبعليهالسلام عن ابيه عن جده عن علىعليهالسلام قال:
ج - ۱. اصول كافى ج ۴ (باب الفى و تفسير الخمس): مرحوم كلينى (متوفاى ۳۲۸ هجرى)
۲. عيون الاخبار ص ۲۳۳ (طبع قم): ابن قتيبه دينورى حنفى (متوفاى ۲۷۶ هجرى)
۳. تفسير عياشى ج ۲ ص ۲۸۷: عياشى (متوفاى ۳۲۰ هجرى)
۴. كشف الغمه ج ۲ ص ۳۸: مرحوم اربلى (متوفاى ۶۹۲ هجرى)
۵. كوكب الدرى ج ۱ ص ۲۰۴: علامه حائرى مازندرانى
۶. شرح ابى الحديد ج ۱۶ ص ۲۷۴: ابن ابى الحديد معتزلى (متوفاى ۶۵۶ هجرى)
۷. كتاب عوالم ج ۱۱ ص ۴۲۵: علامه بحرانى اصفهانى
۸. التهذيب ج ۴ ص ۱۴۹: شيخ طوسى (متوفاى ۴۶۰ هجرى)
۹. بحارالانوار ج ۸ ص ۱۰۳ (طبع قديم) و ج ۲۸ ص ۳۰۲: علامه مجلسى (متوفاى ۱۱۱۰ هجرى)
۱۰. اختصاص ص ۱۷۸: شيخ مفيد (متوفاى ۴۱۳ هجرى)
۱۱. تلخيص الشافى ج ۳ ص ۱۲۵: شيخ طوسى (متوفاى ۴۶۰ هجرى)
۱۲. الشافى ص ۴۰۸: سيد مرتضى (متوفاى ۴۳۶ هجرى)
۱۳. الاحجاج ص ۵۸: شيخ طبرسى (متوفاى ۵۴۸ هجرى)
۱۴. الغدير ج ۷ ص ۱۹۴ ثم اخذ عمر الكتاب فشقه (نامه رسول خداصلىاللهعليهوآله و سند فرك را عمر گرفت و پاره كرد) نقل از سره حلبيه ج ۳ ص ۳۹۱: علامه حلبى شافعى و تذكر الخواص
۲۸۵- حضرت زهراصلىاللهعليهوآله فرمود: بقرت كتابى بقرالله بطنك (نامه ام را پاره كردى، خدا شكمت را پاره كند.)
اختصاص شيخ مفيد - و - الشافى ص ۲۳۶: سيد مرتضى - و- تلخيص الشافى ص ۴۸: شيخ طوسى و نسبت به سوزاندن نامه، مراجعه كنيد به حديث ۱۷۸.
۲۸۶- به مدارك حديث ۱۶۲ مراجعه شود (انك سيده النساء اهل الجنه)
۲۸۷- ۱. كتاب سليم بن قيس الهلالى ص ۱۳۵: (متوفاى ۷۰ هجرى)
۲. كتاب عوالم ج ۱۱ ص ۶۰۱: علامه بحرانى اصفهانى
۳. بحارالانوار ج ۸ ص ۲۳۴ (طبع قديم): علامه مجلسى (متوفاى ۱۱۱۰ هجرى)
۴. مستدرك الوسائل ج ۱۷ ص ۳۹۹: محدث نورى (متوفاى ۱۳۲۰ هجرى)
۵. مدارك حديث پ ۵۷.
۲۸۸- كتاب سليم بن قيس ص ۱۳۴ و بحارالانوار ج ۸ ص ۱۰۳ و اختصاص ص ۱۷۸
۲۸۹- سيره حلبى ج ۳ ص ۳۰۸ و ۳۰۹: حلبى شافعى (متوفاى ۱۰۴۴ هجرى)
۲. نزهه المجالس ج ۲ ص ۲۰۹ (از تفسير قرطبى نقل كرد): علامه صفورى شافعى (متوفاى ۸۹۴ هجرى)
۲۹۰- الف - ۱- و بالاسناد عن مسلم عن ابى كامل فضيل بن حسين عن ابيعوانه عن فراس عن عامر عن مسروق عن عائشه قالت:
ب - و بالاسناد عن منصور بن ابى مزاحم عن ابراهيم بن سعد عن ابيه عن عروه عن عائشه و عن زهير بن حرب عن يعقوب بن ابراهيم عن ابيه عن جده عن عروه عن عائشه:
ج - فضل بن دكين ابونعيم عن زكريا ابن اب زائده عن فراس بن يحيى عن عامر الشعبى عن مسروق عن عائشه:
د- الصدوق عن احمدبن زيادبن جعفر الهمدانى عن على بن ابراهيم بن هاشم! عن ابيه عن محمد بن سنان عن المفضل بن عمر قال:
۲۹۱- بحارالانوار ج ۳۷ ص ۶۷. و. ج ۴۳ ص ۵۱ و ۱۸۱: علامه مجلسى (متوفاى ۱۱۱۰ هجرى)
۲. العمده ص ۲۰۲: ابن بطريق (متوفاى ۶۰۰ هجرى)
۳. صحيح مسلم ج ۷ ص ۱۴۳: مسلم بن حجاج قشيرى (متوفاى ۲۶۱ هجرى)
۴. صحيح بخارى ج ۸ ص ۷۸: محمدبن اسماعيل بخارى (متوفاى ۲۵۶ هجرى)
۵. حليه الاولياء ج ۲ ص ۲۹: ابوالفرج اصفهانى (متفاى ۴۳۰ هجرى)
۶. مناقب ابن شهر آشوب ج ۳ ص ۳۶۲: ابن شهر آشوب مازندرانى (متوفاى ۵۸۸ هجرى)
۷. الطبقات الكبرى ج ۲ ص ۲۴۷. و. ج ۸ ص ۲۶: محمدبن سعد زهرى (متوفاى ۲۳۰ هجرى)
۸. مشكل الاثار ج ۱ ص ۴۸: الطحاوى حنفى (متوفاى ۳۲۱ هجرى)
۹. احقاق الحق ج ۱۰ ص ۲۸ الى ۴۱: قاضى نورالله شوشترى (متوفاى ۱۰۱۹ هجرى)
۱۰. سنن دارمى ج ۱ ص ۳۷: علامه دارمى (متوفاى ۲۵۵ هجرى)
۱۱. مصابيح السنه ج ۲ ص ۲۰۴: علامه بغوى شافعى (متوفاى ۵۱۰ هجرى)
۱۲. البدايه و النهايه ج ۲ ص ۶۱: اسماعيل اين كثير شافعى (متوفاى ۷۷۴ هجرى)
۱۳. اسد الغابه ج ۵ ص ۵۲۳: على بن محمدبن اثير (متوفاى ۶۳۰ هجرى)
۱۴. مسند احمدبن حنبل ج ۶ ص ۲۸۲: احمدبن حنب (متوفاى ۲۴۱ هجرى)
۱۵. جواهر البحار ج ۱ ص ۳۶۰: علامه نبهانى بيروتى شافعى
۱۶. استيعاب ج ۲ ص ۳۶۷: ابن عبدالبر اندلسى مالكى (متوفاى ۴۶۳ هجرى)
۱۷. تاريخ الاسلام ج ۲ ص ۹۴: علامه ذهبى شافعى (متوفاى ۷۴۸ هجرى)
۱۸. الاصابه ج ۴ ص ۳۶۷: ابن حجر عسقلانى شافعى (متوفاى ۸۵۲ هجرى)
۱۹. الخصائص ج ۲ ص ۲۶۵: علامه سيوطى شافعى (متوفاى ۹۱۱ هجرى)
۲۰. كنزالعمال ج ۱۳ ص ۹۵: متقى هندى حنفى (متوفاى ۹۷۵ هجرى)
۲۱. صلح اخوان صلح ص ۱۱۶: علامه شيخ داوود خالدى شافعى
۲۲. منتخب كنزالعمال ج ۵ ص ۹۷
۲۳. الروض الازهر ص ۱۰۳: علامه فلندر هندى حنفى
۲۴. اتحاف الساده المتقين ج ۷ ص ۱۸۴: علامه زبيدى شافعى (متوفاى ۸۹۴ هجرى)
۲۵. ينابيع الموده ص ۲۶۰: علامه قندوزى حنفى (متوفاى ۱۳۹۴ هجرى)
۲۶. المختار فى مناقب الاخيار ص ۵۶: علامه ابن اثير جزرى (متوفاى ۶۳۰ هجرى)
۲۷. ذخائر العقبى ج ۲ ص ۴۲: محب الدين طبرى شافعى (متوفاى ۶۹۴ هجرى)
۲۸. المعتصر من المختصر ج ۲ ص ۲۴۷: علامه يوسف بن موسى حنفى
۲۹. نظم دررالسمطين ص ۱۷۹: علامه زرندى حنفى (متوفاى ۱۰۴۷ هجرى)
۳۰. طرخ التثريث ج ۱ ص ۱۴۹: زين الدين ابوالفضل
۳۱. وسيله المال ص ۸۰: علامه باكشير الحضرمى شافعى (متوفاى ۱۰۴۷ هجرى)
۳۲. سيره النبويه ج ۲ ص ۶: احمد زينى دحلان شافعى (متوفاى ۳۸۵ هجرى)
۳۳. مشارق الانوار ص ۱۰۵: علامه حمزاوى مالكى
۳۴. فضائل سيده النساء ص ۵: علامه شاهين (متوفاى ۳۸۵ هجرى)
۳۵. التحفه العليه ص ۱۱: علامه شافعى حضرمى (متوفاى ۱۰۴۷ هجرى)
۳۶. جاليه الكدر ص ۲۰۲: علامه عبدالهادى الابيارى
۳۷. انوار امحمديه ص ۱۵۰: علامهخ نبهانى بيروتى شافعى
۳۸. مفتاح النجاص ۹۸: ميرزا محمد خان بدخشى
۳۹. جامع الصغير ص ۱۷۷: سيوطى شافعى (متوفاى ۹۱۱ هجرى)
۴۰. جمه الوسائل ج ۱ ص ۲۷۰: علامه هروى خنفى (متوفاى ۱۰۱۴ هجرى)
۴۱. خصائص ص ۳۴: علامه نسائى شافعى (متوفاى ۳۰۳ هجرى)
۴۲. مستدرك ج ۳ ص ۱۵۶: حاكم نيشابورى شافعى (متوفاى ۲۵۸ هجرى)
۴۳. انساب الاشراف ص ۵۵۲: بلاذرى (متوفاى ۲۷۹ هجرى)
۴۴. تاريخ ابن عساكر ج ۱ ص ۲۹۸: ابن عساكر شافعى (متوفاى ۵۷۱ هجرى)
۴۵. الثغور الباسمه ص ۱۳، سيوطى شافعى (متوفاى ۹۱۱ هجرى)
۴۶. الشرف الموبد ص ۵۴: علامه نبهانى شافعى
۴۷. رشفه الصاوى ص ۲۲۶: علامه ابوبكر العلوى شافعى
۴۸. اعلام النساء ج ۳ ص ۱۲۱۵: عمر رضا كحاله
۴۹. تاريخ الخلفاء ص ۱۱۴: سيوطى شفاعى (متوفاى ۹۱۱ هجرى)
۵۰. المناقب ۲۰۹: علامه شافعى ابن مغازى (متوفاى ۴۸۳ هجرى)
۵۱. شرح ابن ابى الحديد ج ۱۶ ص ۴۵۷: ابن ابى الحديد معتزلى (متوفاى ۶۵۶ هجرى)
۵۲. موده القربى ص ۱۰۳: علامه همدانى علوى
۵۳. صحيح ترمذى ج ۵ ص ۶۶۰: ترمذى (متوفاى ۲۷۹ هجرى)
۵۴. كفايه الطالب ص ۲۷۵: كنجى شافعى (متوفاى ۶۵۸ هجرى)
۵۵. تيسير الوصول ج ۲ ص ۱۵۴: علامه شيبانى شافعى (متوفاى ۹۴۴ هجرى)
۵۶. فصول المهمه ص ۱۲۷: ابن صباغ مالكى (متوفاى ۸۵۵ هجرى)
۵۷. الحاوى للفتاوى ج ۲ ص ۲۶۷: سيوطى شافعى (متوفاى ۹۱۱ هجرى)
۵۸. صواعق المحرقه ص ۱۸۵: علامه هيثمى شافعى (متوفاى ۹۷۴ هجرى)
۵۹. روضه الاحباب ص ۶۶۵: علامه جلال الدين دشتكى
۶۰. الحبائك فى اخبار الملائك ص ۱۰۵
۶۱: عرائس الواضحه ص ۱۹۵: احمدبن محمد ثعلبى (متوفاى ۴۲۷ هجرى)
۶۲: ارجح المطالب ص ۲۴: علامه عبدالله حنفى
۶۳: جامع الاصول ج ۳ ص ۳۱۷: جاحظ (متوفاى ۲۵۵ هجرى)
۶۴. فتخ الكبير ج ۱ ص ۲۸ و ۲۴۹: علامه نبهانى شافعى
۶۵: روض الازهر ص ۳۰۰: زبيدى دمشقى شافعى (متوفاى ۸۹۴ هجرى)
۶۶: معناى الاخبار ص ۱۰۷ و ۱۲۴: شيخ صدوق (و فاطمه سيده نساء العالمين من الاولين و الاخرين) (متوفاى ۳۸۱ هجرى)
۶۷. علل الشرايع ج ۱ ص ص ۱۷۴ (و فاطمه سيده نساء العالمين من الاولين و الاخرين): شيخ صدوق (متوفاى ۳۸۱ هجرى)
۶۸. اختصاص شيخ مفيد ص ۳۷ و ۹۱: (متوفاى ۴۱۳ هجرى)
۶۹. دلائل الامامه ۵۶: محمد بن جرير امامى (متوفاى ۳۱۰ هجرى) (صدوق عن احمدبن الحسن القطان: حسن بن على السكرى عن محمدبن زكريا الجوهرى عن شعيب بن واقد عن اسحاق بن جعفر بن محمدبن عيسى بن على عن اباعبداللهعليهالسلام قال:
۲۹۲- دلائل النبوه روى باسناد عن محمدبن عبدالله بن عمرو بن عثمان ان امه فاطمه بنت الحسين حدثته ان عائشه حدثتها آنهاكانت نقول:
۲۹۳- ۱. كتاب عوالم ج ۱۱ ص ۹۲: علامه بحرانى اصفهانى
۲. مشكل الاثار ج ۱ ص ۴۸: الطهاوى حنفى (متوفاى ۳۲۱ هجرى)
۳. الاحقاق ج ۱۰ ص ۸۳: قاضى نورالله شوشترى (متوفاى ۱۰۱۹ هجرى)
۴. كنزالعمال ج ۱۶ ص ۲۸۱ حديث ۲۹. و. ج ۷ ص ۱۱۱: متقى هندى (متوفاى ۹۷۵ هجر)
۵. فتح البارى ج ۷ ص ۸۲: ابن حجر عسقلانى شافعى (متوفاى ۲۵۸ هجرى)
۶. ذخائر العقبى ص ۳۹ و ۱۳۶: طبرى شافعى (متوفاى ۶۹۴ هجرى)
۷. فضائل الخمسه ج ۳ ص ۱۴۱: علامه فيروز آبادى (متوفاى ۱۴۱۰ هجرى)
۸. وسيله المال ص ۸۸ (مخلوط) علامه حضرمى شافعى (متوفاى ۱۰۴۷ هجرى)
۹. تجهيزالجيش ص ۹۷: امان الله دهلوى
۱۰. بحارالانوار ج ۲۲ ص ۵۳۶. و. ج ۳۶ ص ۳۰۷. و. ج ۵۱ ص ۷۸. و. ج ۲۸ ص ۵۲: علامه مجلسى (متوفاى ۱۱۱۰ هجرى)
۱۱. كتاب كشف الغمه ص ۴۴: مرحوم اربلى (متوفاى ۶۹۲ هجرى)
۱۲. كمال الدين ص ۲۶۲: شيخ صدوق (متوفاى ۳۸۱ هجرى)
۱۳. كفايه الاثر ص ۹: على بن محمد خزاز قمى زرندى (متوفاى ۴۰۰ هجرى)
۱۴. اسدالغابه ج ۴ ص ۴۲: ابن اثير جزرى (متوفاى ۶۳۰ هجرى)
۱۵. ملحقات احقاق الحق ج ۲۳ ص ۲۵۹
۱۶. آل محمد ص ۶۷۰
در منابع زير حديث (انك سيده النساء اهل الجنه) آمده است كه اكثر دانشمندان اهل سنت از طريق گوناگون آن را به نقل كرده اند.
۱. صحيح ترمذى ج ۱۳ ص ۱۹۷: ترمزى (متوفاى ۲۷۹ هجرى)
۲. مسند احمد ج ۵ ص ۳۹۱ و ج ۳ ص ۶۴: احمدبن حنبل (متوفاى ۲۴۱ هجرى)
۳. مستدرك حاكم ج ۳ ص ۱۵۱ و ۱۵۴: حاكم نيشابورى (متوفاى ۲۵۸ هجرى)
۴. حليه الاولياء ج ۴ ص ۱۹۰: ابوالفرج اصفهانى زيدى (متوفاى ۴۳۰ هجرى)
۵. الاعتقاد ص ۱۶۵: حافظ بيهقى (متوفاى ۴۵۸ هجرى)
۶. تاريح ابن عساكر و منتخب تاريخ ابن عساكر ج ۴ ص ۹۵: ابن عساكر شافعى (متوفاى ۵۷۱ هجرى) ۷. مقتل الحسين ص ۵۵: خوارزمى (متوفاى ۵۶۸ هجرى)
۸. المختار فى مناقب الاخيار ص ۵۶: ابن الاثير جزرى (متوفاى ۶۰۶ هجرى)
۹. جامع الاصول ج ۱۰ ص ۸۲: ابن الاثير جزرى (متوفاى ۶۰۶ هجرى)
۱۰. اسدالغابه ج ۵ ص ۵۷۴. عزالدين الجزرى: ابن الاثير جزرى (متوفاى ۶۰۶ هجرى)
۱۱. فرائد السمطين (مخطوط): علامه حموينى شافعى (متوفاى ۷۲۲ هجرى)
۱۲. كفايه الطالب ص ۲۷۵: علامه گنجى شافعى (متوفاى ۶۵۸ هجرى)
۱۳. وسيله المال ص ۱۶۱: علامه باكثيرالحضرمى شافعى (متوفاى ۱۰۴۷ هجرى)
۱۴. مصابيح السنه ص ۱۰۸: علامه بغوى شافعى (متوفاى ۵۱۰ هجرى)
۱۵. ذخائر العقبى ص ۲۲۹: محب الدين طبرى شافعى (متوفاى ۶۹۴ هجرى)
۱۶. كنزالعمال ج ۱۳ ص ۹۵: علامه متقى هندى حنفى (متوفاى ۹۷۵ هجرى)
۱۷. منتخب صحيح البخارى ص ۲۱۹: محمدبن عثمان بغدادى
۱۸. تاريخ الاسلام ج ۲ ص ۹۰: علامه ذهبى شافعى (متوفاى ۷۴۸ هجرى)
۱۹. سير اعلام النبلاء ج ۳ ص ۱۶۸: علامه ذهبى شافعى (متوفاى ۷۴۸ هجرى)
۲۰. تلخيص المستدرك ج ۳ ص ۱۵۱: علامه ذهبى شافعى (متوفاى ۷۴۸ هجرى)
۲۱. تيسير الوصول ج ۲ ص ۱۵۴: ابن الدبيع شيبانى شافعى (متوفاى ۷۴۸ هجرى)
۲۲. البدايه و النهايه ج ۳ ص ۲۰۶: ابن كثير شافعى (متوفاى ۷۷۴ هجرى)
۲۳. الفصول المهمه ص ۱۲۷: ابن صباغ المالكى (متوفاى ۸۵۵ هجرى)
۲۴. الحاوى للفتاوى ج ۲ ص ۲۶۷: علامه عبدالرحمن سيوطى شافعى (متوفاى ۹۱۱ هجرى)
۲۵. خصائص الكبرى ج ۲ ص ۲۲۶: علامه عبدالرحمن سيوطى شافعى (متوفاى ۹۱۱ هجرى)
۲۶. جامع الصغير ج ۱ ص ۷: علامه عبدالرحمن سيوطى شافعى (متوفاى ۹۱۱ هجرى)
۲۷. الصواعق المحرمه ص ۱۸۵: ابن حجر الهيثمى شافعى (متوفاى ۹۷۴ هجرى)
۲۸. روضه الاحجاب ص ۶۶۵: علامه دشتكى
۲۹. الحبائك فى اخبار الملائك ص ۱۰۵: عبدالرحمن سيوطى شافعى (متوفاى ۹۱۱ هجرى)
۳۰. عرايس الواضحه ص ۱۹۵: علامه الابيارى ثلعبى (متوفاى ۴۲۷ هجرى)
۳۱. جاليه الكدر ص ۱۹۵: علامه الابيارى
۳۲. حسن الاسوه ص ۲۹۰: علامه هندى البهوبالى
۳۳. مفتاح النجا ص ۱۷: علامه بدخشى
۳۴. ينابيع الموده ص ۱۶۵: علامه قندوزى حنفى (متوفاى ۱۲۹۴ هجرى)
۳۵. ارجح المطالب ص ۲۴۱: الانرتسرى حنفى
۳۶. تاج الجامع للاصول ج ۳ ص ۳۱۷: علامه بحرالليثى الجاحظ (متوفاى ۲۵۵ هجرى)
۳۷. جمع الوسائل ج ۱ ص ۲۶۹: علامه هروى حنفى (متوفاى ۱۰۱۴ هجرى)
۳۸. سعد الشموس و الاقمار ص ۲۰۳: علامه شفشاونى
۳۹. فتح الكبير ج ۱ ص ۲۸: علامه نبهانى
۴۰ جواهر البخار ج ۱ ص ۳۶۰: علامه نبهانى
۴۱. روض الازهر ص ۲۰۰: علامه قلندر الهندى
۴۲. موده القربى ص ۱۲۲: علامه علوى همدانى
۴۳. مجمع الزوائد ج ۹ ص ۲۰۱: حافظ الهيتمى (متوفاى ۸۰۷ هجرى)
۴۴. ثغور الباسمه ص ۱۳: سيوطى شافعى (متوفاى ۹۱۱ هجرى)
۴۵. صحيح بخارى ج ۴ ص ۲۰۳. ج ۵ ص ۲۰: محمدبن اسماعيل بخارى (متوفاى ۲۵۶ هجرى)
۴۶. خصائص ص ۳۳: علامه نسائى شافعى (متوفاى ۳۰۳ هجرى)
۴۷. مشكل الاثار ج ۱ ص ۴۸: علامه طحاوى حنفى (متوفاى ۳۲۱ هجرى)
۴۸. انساب الشراف ص ۴۰۵: بلاذرى (متوفاى ۷۴۱ هجرى)
۴۹. مشكاه المصابيح ص ۵۶۸: علامه عمرى تبريزى (متوفاى ۷۴۱ هجرى)
۵۰. نظم دررالسمطين ص ۱۷۸: علامه زرندى حنفى (متوفاى ۷۴۷ هجرى)
۵۱. ارشاد السارى ج ۶ ص ۸۰: علامه قسطلانى شافعى (متوفاى ۹۲۳ هجرى)
۵۲. عمده القارى فى شرح صحيح البخارى ج ۱۶ ص ۱۵۴: علامه محمودبن العينى
۵۳. انوار المحمديه ص ۱۴۶: علامه نبهانى
۵۴. السيف اليمانى المسول ص ۹: علامه كافى تونسى
۵۵. روض الانف ج ۱ ص ۱۶۰: علامه سهيلى مراكشى
۵۶. فضائل سيده النساء ص ۳: علامه ابن شاهين (متوفاى ۳۸۵ هجرى)
۵۷. مرآه الجنان ص ۶۱: علامه يافعى شافعى (متوفاى ۷۶۸ هجرى)
۵۸. تجهيز الجيش ص ۹۶: دهلوى
۵۹. طبقات الكبرى ج ۲ ص ۲۴۸: ابن سعد واقدى (متوفاى ۲۳۰ هجرى)
۶۰. الاصابه ج ۴ ص ۳۶۷: علامه عسقلانى شافعى (متوفاى ۸۵۲ هجرى)
۶۱. المغازى و السير ص ۲۸۶: علامه حضرمى
۶۲. الاستيعاب ج ۲ ص ۷۵۰: علامه ابن عبدالبر مالكى (متوفاى ۴۶۳ هجرى)
۶۳. الخصائص ج ۲ ص ۲۶۵: علامه سيوطى شافعى (متوفاى ۹۱۱ هجرى)
۶۴. كنوز الحائق ص ۱۰۳: علامه مناوى شافعى (متوفاى ۱۰۳۱ هجرى)
۶۵. تهذيب التهذيب ج ۱۲ ص ۴۴۱: ابن حجر عسقلانى شافعى (متوفاى ۸۵۲ هجرى)
۶۶. مشارق الانوار ص ۱۰۹: علامه حمزاوى مالكى
۶۷. اسعافالراغبين ص ۱۲۸: علامه ابن الصبان شافعى (متوفاى ۱۲۰۶ هجرى)
۶۸. مناقب و منتخب مناقب ص ۵: ابن المغازى شافعى (متوفاى ۴۳۸ هجرى)
۶۹. القول الجلى ص ۳۰۲: علامه صفى الدين حنفى بخارى
۷۰. نهايه الارب ج ۱۸ ص ۱۷۲: علامه نويرى شافعى (متوفاى ۷۳۲ هجرى)
۷۱. شرح المقاصد ج ۲ ص ۲۲۱: علانه تفتازانى شافعى
۷۲. مكاشفه القلوب ص ۲۲۵: علامه محمدبن عزالى (متوفاى ۵۰۵ هجرى)
۷۳. معانى الاخبار ص ۱۰۷: شيخ صدوق (متوفاى ۳۸۱ هجرى)
۷۴. امالى ص ۲۲: شيخ مفيد (متوفاى ۴۱۳ هجرى)
۷۵. امالى ج ۱ ص ۸۳: شيخ طوسى (متوفاى ۴۶۰ هجرى)
۲۹۴- مسند الفردوس ديلمى: (متوفاى ۵۰۹ هجرى)
۲. شعب الايمان: بيهقى (متوفاى ۴۵۸ هجرى)
۳. كنزالعمال ج ۱ ص ۵۲۸ن متفى هندى حنفى (متوفاى ۹۷۵ هجرى)
۲۹۵- وقايع الايام خيابانى جلد صيام ص ۲۹۵
۲۹۶- الف. تفسير فرات بن ابراهيم عن سليمان بن محمد معنعنا عن ابن عباس عن على اميرالمومنينعليهالسلام قال...
۲۹۷- بحارالانوار ج ۸ ص ۵۳ حديث ۶۲ و كشف الغمه ج ۲ ص ۵۷ ولئالى الخبار ج ۵ ص ۶۵
۲. كوكب الدرى ج ۱ ص ۱۷۸: علامه حائرى مازندرانى
۳. كتاب عوالم ج ۱۱ ص ۱۴۸: علامه بحرانى اصفهانى
۴. كشف الغمه ج ۲ ص ۵۷ /ج ۱ ص ۴۹۶: مرحوم اربلى (متوفاى ۶۹۲ هجرى)
۵. لئالى الاخبار ج ۵ ص ۶۵: سيوطى شافعى (متوفاى ۹۱۱ هجرى)
۶. رياحين الشريعه ج ۱ ص ۲۲۵: علامه محلاتى
۷. تفسير فرات بن ابراهيم (به نقل بحار)
۲۹۸- ورقه بن عبدالله لازدى عن فضه امه فاطمهعليهالسلام
۲۹۹- بحارالانوار ج ۴۳ ص ۱۷۷ و ۱۷۴: علامه مجلسى (متوفاى ۱۱۱۰ هجرى)
۲. بيت الحزان ص ۱۶۴: شيخ عباس قمى (متوفاى ۱۳۵۹ هجرى)
۳. كوكب الدرى ج ۱ ص ۲۴۲: علامه حائرى مازندرانى
۳۰۰- الف - ابوجعفر محمدبن عوف بن سفيان الطائى حدثنا موسى بن ايوب النصيبى حدثنا محمدبن شعيب عن صدقه (مولى عبدالحمن بن الوليد) عن محمد بن على بن الحسين قال:
ب - طب عن برده حم طب عن قيس سعدد و حبيب بن مسلمه حم عن عمر طب عن عصمه بن مالك الخطمى و عروه بن مغيث الانصارى، طس عن على، البزار عن ابى هريره
ج - مسند فاطمهعليهالسلام ص ۳۳ و ۵۲ و مجمع الزوائد ج ۸ ص ۱۰۸. ابونعمى عن فامطه الزهراعليهالسلام
۳۰۱- الف - ابوجعفر محمدبن عوف بن سفيان الطائى حدثنا موسى بن ايوب النيبى حدثنا محمدبن شعيب عن صدقه (مولى عبدالرحمن بن الوليد) عن محمدبن على بن الحسين قال:
ب - طب بن بريده حم طب عن قيس بن سعد و حبيب بن مسله. حم عن طب عن عصمه بن مالك الخطمى و عن عروه بن مغبث الانصارى، طس عن على، البزار عن ابى هريره
ب - مسند فاطمهعليهالسلام ص ۳۳ و ۵۲. و. مجمع الزوائد ج ۸ ص ۱۰۸ ابونعيم عن فاطمه الزهراعليهالسلام
۳۰۲- كتاب عوالم ج ۱۱ ص ۶۲۸: علامه بحرانى
۲. مسند فاطمهعليهالسلام ص ۳۳ حدص ۵۳.
۳. مجمع الزوائد ج ۸ ص ۱۰۸:
۴. كنزالعمال ج ۶ ص ۶۵.
۳۰۳- ۱. كتاب عوالم ج ۱۱ ص ۶۲۸: علامه بحرانى
۲. مسند فاطمهعليهالسلام ص ۳۳ حدص ۵۳.
۳. مجمع الزوائد ج ۸ ص ۱۰۸:
۴. كنزالعمال ج ۶ ص ۶۵.
۳۰۴- الف = روى احمدبن عبدالعزيز الجوهرى
ب =عبدالرزاق عن ابن المبارك حدثنا محمدبن ابرراهيم عن محمدبن احمدعن محمدبن ايوب عن احمدبن عمرو البزار عن احمدبن يحيى عن محمدبن بشر عن عبيدالله بن عمر عن زيدبن اسلم عن ابيه قال...
۳۰۵- ۱. بحارالانوار ج ۱۸ ص ۳۱۳: علامه مجلسى (متوفاى ۱۱۱۰ هجرى)
۲. شرح نهج البلاغه ج ۱ ص ۱۳۰ ج ۲ ص ۴۵: ابن ابى الحديد معتزلى (متوفاى ۶۵۶ هجرى)
۳. كنزالعمال ج ۲ ص ۶۵۱ حدث ۱۴۱۳۸: متقى هندى حنفى (متوفى ۹۷۵ هجرى)
۴. الاستيعاب ج ۲ ص ۲۴۶. ۲۴۵: ابن عبدالبر مالكى (متوفاى ۴۶۲ هجرى)
۵. منتخب كنزالعمال ج ۲ ص ۱۷۴
۶. مصنف ج ۱۴ ص ۵۶۷: ابن ابى شيبه (متوفاى ۲۳۵ هجرى)
۳۰۶- الف = طبرى عن محمدبن هارون بن موسى التلعكبرى عن ابيه عن محمد بن همام عن احمد البرقى عن احمدبن محمدبن عيسى عن عبدالرحمن ابن ابى نجران عن ابن سنان عن ابن نسكان عن ابى بصير عن ابى عبداللهعليهالسلام قال...
ب =سليم بن قيس الهلالى براويه ابان بن ابى عياش عنه عن سلمان و عبدالله بن العباس قالا...
ج = على بن احمد قال حدثنا ابوالعباس احمدبن محمدبن يحيى بن عمرو بن ابى المقدام و زيادبن عبدالله قالا...
د= ابومحمد بن مسلم بن قتيبه: ابى عفير عن ابى عون عن عبدالله بن عبدالرحمن الانصارى قال:
ج = سليم بن قيش بروايه ابن عياش عن عبدالله بن عباس قال... (بحار ج ۲۸ ص ۲۹۷)
د=ابوالفضل الشيبانى، عن عبدالرزاق بن سليمان بن غالب الزدى عن الحسين بن على عن عبدالوهاب بن همام الحميرى عن ابن ابى شبيه عن شريك عن الركين بن الربيع عن القاسم ابن حسان عن جابرين عبدالله الانصارى قال:
۳۰۷- ۱. بحارالانوار ج ۲۸ ص ۳۰۳. و. ج ۴۳ ص ۱۹۹ و ۲۰۳. و. ج ۳۶ ص ۳۰۸: علامه مجلسى (متوفاى ۱۰ ۱۱ هجرى)
۲. دلائل الامامممه ص ۴۵ /ج ۱ ص ۱۴ و ۲۰: طبرى امامى (متوفاى ۳۱۰ هجرى)
۳. الامامه و السياسه، ج ۳ ص ۱۲۱۴. و. ج ۱ ص ۱۳: ابن قتيبه دينورى حنفى (متوفاى ۲۷۶ هجرى)
۴. اعلام النساء: ج ۳ ص ۱۲۱۴ / ج ۴ ص ۱۲۴:
۵. رسائل ص ۳۰۰: جاحظ معتزلى (متوفاى ۲۵۵ هجرى)
۶. صحيح بخارى ج ۵ ص ۵ و ج ۶ ص ۱۹۶ باب ۱۲ و ۱۶ و ۲۹ و كتاب النكاح ۱۰۹: بخارى (متوفاى ۲۵۶ هجرى)
۷. صحيح مسلم ج ۲ ص ۷۲ حديث ۹۳ و ۹۴: مسلم بن حجاج قشيرى (متوفاى ۲۶۱ هجرى)
۸. مسند احمد ج ۱ ص ۶ و ج ۴ ص ۵ و ۳۲۸ و ۳۲۶ و ۳۲۳: احمدبن حنبل (متوفاى ۲۴۱ هجرى)
۹. تاريخ طبرى ج ۳ ص ۲۰۲: محمد بن جرير طبرى (متوفاى ۳۱۰ هجرى)
۱۰. سنن البيهقى ج ۶ ص ۳۰۰ و ج ۷/۳۰۷: بيهقى شافعى (متفواى ۴۵۸ هجرى)
۱۱. كفايه الطالب ص ۲۲۶: گنجى شافعى (متوفاى ۶۵۸ هجرى)
۱۲. علل الشرايع ج ۱ ص ۱۸۷ باب ۱۴۸: شيخ صدوق (متوفاى ۳۸۱ هجرى)
۱۳. كتاب عوالم ج ۱۱ ص ۶۰۳: علامه بحرانى اصفحانى
۱۴. فضائل الخمسه ج ۳ ص ۱۵۵: مرحوم فيروز آبادى (متوفاى ۱۴۱۰ هجرى)
۱۵. رياحين الشريعه ج ۲ ص ۵۳: علامه محلاتى (متوفاى ۱۳۹۰ هجرى)
۱۶. الغدير ج ۷ ص ۲۲۹ و ۲۳۲ و ج ۹ ص ۳۹۵ و ج ۱۰ ص ۱۲۴: علامه امينى
۱۷. اعيانالشيعه ج ۱ ص ۳۱۸: سيد امين عاملى (متوفاى ۱۳۷۱ هجرى)
۱۸. مرآه العقول ج ۵ ص ۳۲۳: علامه مجلسى (متوفاى ۱۱۱۰ هجرى)
۱۹. احقاق الحق ج ۱۰ ص ۲۱۷: قاضى نورالله شوشترى (متوفاى ۱۰۱۹ هجرى)
۲۰. شرح نهج البلاغه ج ۱۶ ص ۲۷۸ ابن ابى الحديد: معتزلى (متوفاى ۶۵۶ هجرى)
۲۲. كفايه الاثر ص ۹: على بن محمد خزازى قمى رازى (متوفاى ۴۰۰ هجرى)
۲۳. سنن الترمذى كتاب المناقب ۶۰: ترمزى (متوفاى ۲۷۹ هجرى)
۲۴. سنن ابى داود كتاب النكاح ۱۲: ابى داود (متوفاى ۲۷۵ هجرى)
۲۵. سنن ابن ماجه كتاب النكاح باب ۵۶: ابن ماجه (متوفاى ۲۷۵ هجرى)
۲۶. سنن السجستانى ج ۱ ص ۳۲۴
۲۷. خصائص ۳۵: نسائى شافعى (متوفاى ۳۰۳ هجرى)
۲۸. مستدرك الحاكم ج ۳ ص ۱۵۴ و ۱۵۸ و ۱۵۹: حاكم نيشابورى (متوفاى ۲۵۸ هجرى)
۲۹. حليه الاولياء ج ۲ ص ۴۰: ابوالفرج اصفهانى زيدى (متوفاى ۴۳۰ هجرى)
۳۰. مشكاه المصابيح ۵۶۰: خطيب العمرى حنفى (متوفاى ۷۴۱ هجرى)
۳۱. شرح ابى الحديد ج ۱۶ ص ۲۷۸: ابن ابى الحديدى معتزلى (متوفاى ۶۵۶ هجرى)
۳۲. مجمع الزوائد ۹/۲۰۳: حافظ هيثمى (متوفاى ۸۰۷ هجرى)
۳۰۸- على بن محمد الكاتب عن حسن بن على الزعفرانى، عن ابراهيم بن محمدالثقفى عن ابى اسماعيل العطار عن ابن لهيعه عن ابى الاسود عن عروه بن الزبير قال:
۱. مالى ص ۹۵: شيخ مفيد (متوفاى ۴۱۳ هجرى)
۲. الغدير ج ۵ ص ۳۷۲: علامه امينى متوفاى ۱۳۹۰ هجرى)
۳. الامامه و السياسه ج ۱ ص ۱۲ - ۱۴: ابن قتيبه حنفى (متوفاى ۲۸۲ هجرى)
۳۰۹- كتاب عوالم ج ۱۱ ص ۶۱۲: علامه بحرانى اصفهانى
۲. علم اليقين ج ۲ ص ۶۷۸: مرحوم فيض كاشانى (متوفاى ۱۰۹۱ هجرى)
۳۱۰- قال الطوسى و جدت هذا الحديث بخط بعض المشائخ رحمهم الله فى كتاب لابى غانم المعلم وجد بخطه على ظهر كتاب له حين مات:
۳۱۱- امالى شيخ صدوق ج ۱ ص ۲۰۷: (متوفاى ۳۸۱ هجرى)
۲. امالى ص ۱۱۷: شيخ طوسى (متوفاى ۴۶۰ هجرى)
۳. رياحين الشريعه ج ۲ ص ۴۱: علامه محلاتى
۴. بحارالانوار ج ۸ (رحلى) ص ۱۰۲: علامه مجلسى (متوفاى ۱۱۱۰ هجرى)
۳۱۲- ۱. كتاب سليم بن قيس كوفى ص ۱۳۴: (متوفاى ۷۶ هجرى)
۲. بحارالانوار ج ۸ ص ۱۰۳ (قديم): علامه مجلسى (متوفاى ۱۱۱۰ هجرى)
۳. كوكب الدرى ج ۱ ص ۲۲۸: علامه حائرى مازندرانى
۴. اختصاص ص ۱۷۸/۱۸۳: شيخ مفيد (متوفاى ۴۱۳ هجرى)
۵. كتاب عوالم ج ۱۱ ص ۴۲۵: علامه بحرانى اصفهانى
۳۱۳- ابو محمد بن مسلم بن قتيبه عن ابى عفير عن ابى عون عن عبدالله بن عبدالرحمن الانصارى
۳۱۴- الغدير ج ۷ ص ۲۳۰. و. ج ۹ ص ۳۸۷. و. ج ۱۰ ص ۱۲۴: علامه امينى (متوفاى ۱۳۹۰ هجرى)
۲. الامامه و السياسه ج ۱ ص ۱۴/۳۰: ابن قتيبه حنفى (متوفاى ۲۷۶ هجرى)
۳. اعلام النساء ج ۳ ص ۱۲۱۴: محمد رضا كحاله
۴. رسائل ص ۳۰۰: جاحظ معتزلى (متوفاى ۲۵۵ هجرى)
۵. بحارالانوار ج ۲۸ ص ۳۵۷: علامه مجلسى (متوفاى ۱۱۱۰ هجرى)
۶. اعيان الشيعه ص ۳۱۸: سيد امين عاملى (متوفاى ۱۳۷۱ هجرى)
۷. صحيح بخارى ج ۵ ص ۵. و. ج ۶ ص ۱۹۶: بخارى (متوفاى ۲۵۶ هجرى)
۸. صحيح مسلم ج ۲ ص ۷۲: مسلم بن حجاج (متوفاى ۲۶۱ هجرى)
۹. مسند احمد ج ۱ ص ۶: احمد بن حنبل (متوفاى ۲۴۱ هجرى)
۱۰. تاريخ طبرى ج ۳ ص ۲۰۲: محمد بن جرير طبرى (متوفاى ۳۱۰ هجرى)
۱۱. كفايه الطالب ص ۲۲۶: گنجى شافعى (متوفاى ۶۵۸ هجرى)
۱۲. سنن بيهقى ج ۶ ص ۳۰۰: بيهقى شافعى (متوفاى ۴۵۸ هجرى)
۱۳. كشف الغمه ج ۱ ص ۴۷۷: مرحوم اربلى (متوفاى ۶۹۲ هجرى)
۳۱۵- الف = طبرى عن محمدبن هارون بن موسى (التلعكبرى) عن ابيه عن محمدبن همام عن احمد البرقى عن احمدبن محمدبن عيسى عن عبدالرحمن ابن ابى نجران عن ابن شنان عن ابن مسكان عن ابى بصير عن ابى عبداللهعليهالسلام قال...
ب =سليم بن قيس عن ابان بن ابى عياش عن سلمان و عبدالله بن العباس قال: بحارالانوار ج ۴۳ ص ۱۹۷)
ج = عل بن احمد عن ابوالعباس احمدبن محمدبن يحيى بن عمرو بن ابى المقدام و زيادبن عبدالله قالا... (علل الشيع ج ۱ ص ۱۸۵)
۳۱۶- ۱. بحارالانوار ج ۴۳ ص ۲۰۳. و. ج ۲۸ ص ۳۵۷. و. ج ۱ ص ۲۰: علامه مجلسى (متوفاى ۱۱۱۰ هجرى)
۲. علل الشرايع ج ۱ ص ۱۸۵: شيخ صدوق (متوفاى ۳۸۱ هجرى)
۳. امامه و السياسه ج ۱ ص ۱۳. و. ج ۳ ص ۱۲۱۴: ابن قتيبه دينورى حنفى (متوفاى ۲۷۶ هجرى)
۴. احقاق الحق ج ۱۰ ص ۲۱۷: قاضى نورالله شوشترى (متوفاى ۱۰۱۹ هجرى)
۵. كتاب عوالم ج ۱۱ ص ۴۰۲ و ۴۹۸ و ۵۰۰: علامه بحرانى اصفهانى
۶. اعيان الشيعه ج ۱ ص ۳۱۸: سيد امين عاملى (متوفاى ۱۳۷۱ هجرى)
۷. شرح ابن ابى الحديد ج ۱۶ ص ۲۱۸: ابن ابى الحديد معتزلى (متوفاى ۶۵۶ هجرى)
۸. كتاب سليم بن قيس: هلالى (متوفاى ۷۶ هجرى)
۹. دلائل الامامه ص ۴۵: طبرى امامى (متوفاى ۳۱۰ هجرى)
۱۰. الغدير ج ۷ ص ۲۲۹. و. ج ۱۰ ص ۱۲۴: محمدرضا كحاله
۱۱. اعلام النساء ج ۳ ص ۱۲۱۴: جاحظ معتزلى (متوفاى ۲۵۵ هجرى)
۱۲. رسائل ص ۳۰۰: جاحظ معتزلى (متوفاى ۲۵۵ هجرى)
۱۳. صحيح البخارى ج ۵ ص ۵. و. ج ۶ ص ۱۹۶: بخارى (متوفاى ۲۵۶ هجرى)
۱۴. صحيح مسلم ج ۲ ص ۷۲: مسلم بن حجاج (متوفاى ۲۶۱ هجرى)
۱۵. مسند احمد ج ۱ ص ۶: احمدبن حنبل (متوفاى ۲۴۱ هجرى)
۱۶. تاريخ طبرى ج ۳ ص ۲۰۲: محمدبن جرير طبرى (متوفاى ۳۱۰ هجرى)
۱۷. كفايه الطالب ص ۲۲۶: گنجى شافعى (متوفاى ۶۵۸ هجرى)
۱۸. سنن بيهقى ج ۶ ص ۳۰۰: بيهقى شافعى (متوفاى ۴۵۶ هجرى)
۱۹. رياحين الشريعه ج ۲ ص ۵۳: علامه محلاتى
۲۰. فضائل الخمسه ج ۳ ص ۱۵۵: مرحوم فيروزى آبادى (متوفاى ۱۴۱۰ هجرى)
۲۱. كشف الغمه ج ۱ ص ۴۷۷: مرحوم اربلى (متوفاى ۶۹۲ هجرى)
۳۱۷- الف - قال ابوعمر و احمدبن محمدالقرطبى المروانى المالكى المشهور به ابن عبدريه الاندلس.
ب =عن كتاب السقيفه للجوهرى باسناده عن الشعبى. و عن ابى بكر الباهلى عن اسماعيل بن مجاهد عن الشعبى
ج =قال بشير بن سعدانصارى ابومحمد بن مسلم بن قتيبه عن ابى عفير عن ابى عون عن عبدالله بن رحمن الانصارى قال:
۳۱۸- الغدير ج ۷ ص ۷۷: علامه امينى (متوفاى ۱۳۹۰ هجرى)
۲. الامامه و السياسه ج ۱ ص ۱۳: ابن قتيبه دينورى حنفى (متوفاى ۲۷۶ هجرى)
۳. اعلام النساء ج ۳ ص ۱۲۰۶: محمد رضا كحاله
۴. شرح ابن ابى الحديد ج ۱ ص ۱۳۴. و. ج ۲ ص ۱۹: ابن ابى الحديد معتزلى (متوفاى ۶۵۶ هجرى)
۵. عقد الفريد ج ۲ ص ۲۵۰. و. ج ۳ ص ۶۳: ابن عبدربه مالكى (متوفاى ۳۲۸ هجرى)
۶. تاريخ ج ۱ ص ۱۵۶: ابن الفداء شافعى (متوفاى ۷۳۲ هجرى)
۷. بحرالانوار ج ۲۸ ص ۳۲۲، ۳۳۹: علامه مجلسى (متوفاى ۱۱۱۰ هجرى)
۸. انساب الاشراف ج ۱ ص ۵۸۶: بلاذرى (متوفاى ۲۷۹ هجرى)
۹. تاريخ ابن شحنه پاورقى تاريح كامل ابن اثير ج ۷ ص ۱۶۴: ابن شحنى حنفى (متوفاى ۸۱۵ هجرى)
۱. كتاب السقيفه: جوهرى (متوفاى ۳۹۳ هجرى)
۱۱. اثبات الوصيه ص ۱۲۳: مسعودى (متوفاى ۳۴۶ هجرى)
۱۲رياحين الشريعه ج ۱ ص ۲۹۱: علامه محلاتى
۳۱۹- ۱. ارشاد القلوب ديلمى (بنقل كوكب الدرى ص ۲۶۳): ديلمى (متوفاى ۷۷۱ هجرى)
۲. مجمع النورين ص ۱۴۷: ابولحسن مرندى
۳. بيت الاحزان ص ۱۱۳ (قسمتى از خطبه): شيخ عباش قمى (متوفاى ۱۳۵۹ هجرى)
۴. بحارالانوار ۴۳ ص ۲۰۴ و ۲۰۷ (قسمتى از حديث را آورد): علامه مجلسى (متوفاى ۱۱۱۰ هجرى)
۵. كشف الغمه ج ۱ ص ۴۹۴: مرحوم اربلى (متوفاى ۶۹۲ هجرى)
۶. علل الشرايع ج ۱ ص ۱۷۶: شيخ صدوق (متوفاى ۳۸۱ هجرى)
۳۲۰- الف - من الجمع بنى الصحاح السته من سنن ابى داوود باسناده عن النبىصلىاللهعليهوآله
ب = روى ابن بطريق فى كتاب المستدرك باسناده الى كتاب حليه الاولياء عن الحافظ ابى نعيم باسناده عن عمران بن حصين عن جابربن سمره
ج = ابى نعيم عن مسروق عن عائشه مثل ما مر فى روايه مسلم و بالاسناده عن جابرالجعفى عن الشعبى و روته فامه بنت الحسين و عائشه بنت طلحه عن عائشه...
د= يحيى بن محمدالجوانى عن حسن بن بن على بن الداعى عن جعفر بن محمد الحسن عن محمدبن عبدالله الحافظ عن على بن حماد العدل عن احمدبن على الابار عن ليث بن داوود عن مبارك بن فضاله عن عمران حصين قال ان النبىصلىاللهعليهوآله
۳۲۱- ۱. سنن ابى داوود.
۲. حسله الاولياء ج ۲ ص ۴۲: ابوالفرج اصفهانى (متوفاى ۴۳۰ هجرى)
۳. المستدرك: ابن بطريق (متوفاى ۶۰۰ هجرى)
۴. مناقب ابن شهر آشوب مازندرانى (متوفاى ۵۸۸ هجرى)
۵. مناقب ص ۳۹۹: ابن مغازى شافعى (متوفاى ۴۸۳ هجرى)
۶. بحارالانوار ج ۴۳ ص ۳۷. و. ج ۳۹ ص ۲۷۸. و. ج ۳۷ ص ۶۸: علامه مجلسى (متوفاى ۱۱۱۰ هجرى)
۷. بشاره المصطفى ص ۶۹: طبرى امامى قرن ۶ (متوفاى ۵۵۳ هجرى)
۸. كتاب العمده ص ۳۸۷: ابن بطريق (متوفاى ۶۰۰ هجرى)
۹. رياحين الشريعه ج ۱ ص ۱۹۹: علامه محلاتى
۱۰. الاستيعاب ج ۲ ص ۷۵۰: ابن عبدالله مالكى (متوفاى ۴۶۳ هجرى)
۱۱. ذخائر العقبى ص ۴۲: طبرى شافعى (متوفاى ۶۹۴ هجرى)
۱۲. وسيله المال ص ۸۰: علامه حضرمى شافعى (متوفاى ۱۰۷۴ هجرى)
۱۳. ينابيع الموده ص ۲۷۴: قندوزى حنفى (متوفاى ۱۲۹۴ هجرى)
۱۴. سيره النبوه ج ۲ ص ۶: زينى دحلان شافعى (متوفاى ۱۳۰۰ هجرى)
۱۵. احقاق الحق ج ۱۰ ص ۳۴ و ج ۴ ص ۴۴: قاضى نورالله شوشترى (متوفاى ۱۰۱۹ هجرى)
۳۲۲- الف - عمران بن حصين و جابربن سمره نقلا عن رسول اللهصلىاللهعليهوآله
ب - شمس الدين محمدبن احمد الذهبى فى سيراعلام النبلاء عن على بن هاشم بن البريد عن كثيرالنواء عن عمران بن حصين قال...
۳۲۳- احقاق الحق ج ۴ ص ۳۴۸. و. ج ۱۹ ص ۱۹: قاضى نورالله شوشترى (متوفاى ۱۰۱۹ هجرى)
۲. نزهه المجالس ج ۲ ض ۲۲۶: علامه صفورى شافعى (متوفاى ۸۹۴ هجرى)
۳. حليه الاولياء ج ۲ ص ۴۲: ابوالفرج اصفهانى (متوفاى ۴۳۰ هجرى)
۴. الاستيعاب ج ۲ ص ۷۵۰: ابن عبدالله مالكى (متوفاى ۷۴۸ هجرى)
۵. سير اعلام النبلاء ج ۲ ص ۱۲۷: ذهبى شافعى (متوفاى ۷۴۸ هجرى)
۶. ينابيع الموده ص ۱۹۸: قندوزى حنفى (متوفاى ۱۲۹۴ هجرى)
۳۲۴- الف - ابن مغازى عن محمدبن احمدبن عثمان عن ابوعمر محمدبن العباس بن حيويه عن ابوعبدالله الحسين بن على بن الحسين الاسدى الدهان عن على بن الحسين البزاز عن اسماعيل بن صبيح عن يحيى عن بن مسور عن على بن خرور عن الاصبغ عن ابى سعيدالخدرى يرفع الحديث.
ب - القاضى ابواسحاق ابراهيم بن احمدبن محمد الطبرى عن ابوالحسن زيدبن محمدبن جعفر الكوفى قرائه عليه قال اخبرنا ابوعبدالله الحسين بن الحكم الحيرى (ع) اسماعيل بن صبيح عن يحيى بن مساور عن على بن خزور عن القاسم بن ابى سعيدالخدرى رفع الحديث
۳۲۵- احقاق الحق ج ۱۷ ص ۲۳. و. ج ۱۸ ص ۱۷۱: قاضى نورالله شوشترى (متوفاى ۱۰۱۹ هجرى)
۲. دلائل الامامه ص ۳و۴: محمدبن جرير طبرى امامى (متوفاى ۳۱۰ هجرى)
۳. مناقب ص ۳۸۰: ابن مغازى شافعى (متوفاى ۴۸۳ هجرى)
۳۲۶- الف تفسير العياشى عن سيف عن نجم عن ابى جعفرعليهالسلام قال...
ب - ابوالفداء ابن كثير قال الحافظ ابويعلى حدثنا سهل بن الحنظليه: حدثنا عبدالله بن صالح حدثنى بن الهيعه: محمدبن المنكدر عن جابر قال...
۳۲۷- الف تفسير العياشى عن سيف عن نجم عن ابى جعفرعليهالسلام قال:
ب - ابوالفداء ابن كثير قال الحافظ ابويعلى حدثنا سه بن الحنظليه، حدثنا عبدالله بن صالح حدثنى ابن الهيعه عن محمد بن المنكدر عن جابر قال....
۳۲۸- ۱وتفسير عياشى ج ۱ ص ۱۷۱: محمدبن مسعود عياشى (متوفاى ۳۲۰ هجرى)
۲. بحارالانوار ج ۱۴ ص ۱۹۷: علامه مجلسى (متوفاى ۱۱۱۰ هجرى)
۳. تفسير البرهان ج ۱ ص ۲۸۲: علامه بحرانى (متفاى ۱۱۰۷ هجرى)
۴. احقاق الحق ج ۱۰ ص ۳۱۴: قاضى نورالله (متوفاى ۱۰۱۹ هجرى)
۵. البدايه و النهايه ج ۶ ص ۱۱۱: ابن كثير شافعى (متوفاى ۷۷۴ هجرى)
۶. رياحين الشريعه ج ۱ ص ۱۲۳: علامه محلاتى
۷.
۳۲۹- ۱. تفسير عياشى ج ۱ ص ۱۷۱: محمدبن مسعود عياشى (متوفاى ۳۲۰ هجرى)
۲. بحارالانوار ج ۱۴ ص ۱۹۷: علامه مجلسى (متوفاى ۱۱۱۰ هجرى)
۳. تفسير البرهان ج ۱ ص ۲۸۲: علامه بحرانى (متوفاى ۱۱۰۷ هجرى)
۴. احقاق الحق ج ۱۰ ص ۳۱۴: قاضى نورالله شوشترى (متوفاى ۱۰۱۹ هجرى)
۵. ابدايه و النهايه ج ۶ ص ۱۱۱: ابن كثير شافعى (متوفاى ۷۷۴ هجرى)
۶. رياحين الشيعه ج ۱ ص ۱۲۳: علامه محلاتى
۳۳۰- الف - محمدبن طريف و اسحاق بن ابراهيم بن حبيب قالا حدثنا محمدبن فصيل عن مجالد عن عامر عن الحارث عن علىعليهالسلام سنن ابن ماجه ج ۲ ص ۵۳۸.
ب - ابن الجوزى، روى عن ابن سعد قال حدثنا ابوااسامه عن مجالد عن عامر عن علىعليهالسلام
۳۳۱- ۱. السيره النبويه ج ۲ ص ۱۰: زينى دحلان شافعى (متوفاى ۱۳۰۰ هجرى)
۲. احقاق الحق ج ۱۰ ص ۳۹۵. و. ج ۸ ص ۳۱۲: قاضى نورالله شوشترى (متوفاى ۱۰۱۹ هجرى)
۳. حاشيه شيره حلبيه ج ۲ ص ۱۰
۴. شرح المواهب ج ۲ ص ۷
۵. كتاب عوالم ج ۱۱ ص ۳۶۵: علامه بحرانى اصفحانى
۶. اعلام النساء ج ۳ ص ۱۲۰۱: محمد رضا كحاله
۷. سنن ابن ماجه ج ۲ ص ۳: محمدبن يزيد قزوينى (متوفاى ۲۷۵ هجرى)
۸. صفه الصفوه ح ۲ ص ۳: ابن جوزى حنفى (متوفاى ۵۹۷ هجرى)
۹. تذكره الخواص ص ۳۱۶ و ص ۱۶: ابن جوزى حنفى (متوفاى ۶۵۴ هجرى)
۱۰. ذخائر العقبى ص ۳۴ و ۴۹: طبرى شافعى (متوفاى ۶۹۴ هجرى)
۱۱. منتخب كنزالعمال ج ۵ ص ۵۶:
۱۲. ذخائر المواريث ج ۳ ص ۳۰: عبدالغنى نابلسى حنفى (متوفاى ۱۱۴۳ هجرى)
۱۳. كنزالمدفون ص ۴۷۳
۱۴. المختار فى مناقب الاخيار ص ۵۶: عبالمه بستوى حنفى (متوفاى ۱۰۰۷ هجرى)
۱۵. وسليه المال ص ۸۴: علامه حضرمى شافعى (متوفاى ۱۰۴۷ هجرى)
۱۶. الترغيب و الترهيب ج ۳ ص ۱۱۴: عبدالعظيم بن عبدالقوى (متوفاى ۶۵۶ هجرى)
۱۷. مجمع الزوائد ج ۹ ص ۲۰۹: حافظ هيثمى (متوفاى ۸۰۷ هجرى)
۱۸. نظم دررالسمطين ص ۱۸۸: زرندى حنفى (متوفاى ۷۴۷ هجرى)
۱۹. كشف الغمه ج ۲ ص ۷۸: مرحوم اربلى (متوفاى ۶۹۲ هجرى)
۲۰ ينابيع المود ص ۱۹۷: قندوزى حنفى (متوفاى ۱۲۹۴ هجرى)
۳۳۲- على بن شبل عن ظفر حمدون عن ابراهيم بن اسحاق عن عبدالله ابن حماد عن صباح امزنى عن الحازث بن حصيره عن الاصبغ بن نباته عن علىعليهالسلام قال:
۳۳۳- بحارالانوار ج ۳۷ ص ۴۴: علامه مجلسى (متفاى ۱۱۱۰ هجرى)
۲. امالى شيخ ث ۲۵۹ (بسنده الى اصبغ بن نباته): شيخ مفيد (متوفاى ۴۱۳ هجرى)
۳. كتاب عوالم ج ۱۱: علامه بحرانى اصفهانى
۴. امالى طوسى ج ۲ ص ۲۰: شيخ طوسى (متوفاس ۴۶۰ هجرى)
۵. اثبات الهداه ج ۳ ص ۴۸۰: شيخ حر عاملى (متوفاى ۱۱۰۴ هجرى)
۳۳۴- الف - ابوالمويد الموفق بن احمد اخطب خوارزم عن عبدالملك بن على بن محمد الهمدانى عن محمدبن على بن ميمون النرسى عن محمدبن على بن عبدالرحمن عن محمدبن الحسين النحاس عن عبدالله بن زيدان عن محمد اسماعيل الاعشمى عن مفضل عن جابر عن سليمان بن بريده عن ابيه قال...
ب - ابونصر بن رضوان و ابوغالب بن البناء و ابومحمد عبدالله بن محمدبن بخا قالوا: انبانا ابومحمد الجوهرى عن ابوبكر بن مالك عن عباس بن ابراهيم القراطيس عن محمدبن اسماعيل احمسى عن مفضل بن صالح عن جابر الجعفى عن سليما بن بريده عن ابيه قال:
۳۳۵- مناقب خوارزمى ص ۱۰۶: الموفق بن احمد بن محمد المكى (متوفاى ۵۶۸ هجرى)
۲. كتاب عوالم ج ۱۱ ص ۳۷۷: علامه بحرانى اصفهانى
۳. بحارالانوار ج ۳۸ ص ۱۹: علامه مجلسى (متفواى ۱۱۰ هجرى)
۳۳۶- جعفر بن الحسين بن جعفر عن ابيه قال حدثنى الرياحى بالبصره عن شيوخيه...
۳۳۷- بحارالانوار ج ۴۱ ص ۲۵۷، و كشف اليقين ص ۱۷۳ و ۱۷۴ و مناقب ابن شهر آشوب ج ۲ ص ۷۴
۳۳۸- محمد بن ابراهيم عن زيدبن ربيع قال:
۳۳۹- بحار الانوار ج ۳۵ ص ۲۵۲: علامه مجلسى (متفاى ۱۱۱۰ هجرى)
۲. تفسير فرات ص ۵۲۷: فرات كوفى (متوفاى ۳۰۰ هجرى)
۳۴۰- اسماء بنت عميس عن فاطمه بنت رسول اللهصلىاللهعليهوآله
۳۴۱- عن احمد بن ادريس (ع) ابن عيسى عن الحسين السعيد عن فضاله عن كليب بن معاويه عن ابى عبداللهعليهالسلام .
۳۴۲- بحار الانوار ج ۳۶ ص ۶۰ و كنز جامع الفوائد (محفوظ)
۳۴۳- الف - ابوالفرج محمدبن احمد المكى عن مظفربن احمدبن عبدالواحد بحلوان عن محمدن على الحلوانى عن كريمه بنت احمدبن محمدالمروزى.
ب - محمدبن الحسين بن محمد البغدادب عن حسين بن محمدبن على الزينبى عن فاطمه بنت احمدبن محمدد المروزى عن ابوعلى زاهر بن احمد عن معاذبن يوسف الجرجانى عن احمدبن محمدبن غالب عن عثمان بن ابى شيبه عن نمير عن مجالد عن ابى مجلز عن ابن عباس
۳۴۴- احقاق الحق ج ۱۰ ص ۳۲۰ و ۳۲۱: قاضى نورالله شوشترى (متوفاى ۱۰۱۹ هجرى)
۲. مقتل الحسين ص ۷۱: خوارزمى (متوفاى ۵۶۸ هجرى)
۳. بحارالانوار ج ۴۳ ص ۷۲: علامه مجلسى (متوفاى ۱۱۱۰ هجرى)
۴. كتاب عوالم ج ۱۱ ص ۱۶۸: علامه بحرانى اصفهانى
۵. مستدرك الوسائل ج ۱۴ ص ۴۱۷: محمدث نورى (متوفاى ۱۳۲۰ هجرى)
۶. رياحين الشريعه ج ۱ ص ۱۳۲: علامه محلاتى
۷. تفسير عياشى ج ۱ ص ۱۷۱: محمدبن مسعود عياشى (متوفاى ۳۲۰ هجرى)
۳۴۵- الف = احمدبن محمد الخليلى عن محمدبن ابى بكر الفقيه، عن احمدبن محمدالنوافلى، عن اسحاق بن يزيد عن حمادبن زرعه بن محمد عن المفضل بن عمر عن اباعبدالله الصادقعليهالسلام قال...
ب =عن ابى المفضل الشيبانى عن موسى بن محمد الاشعرى ابن بنت سعدبن عبدالله عن حسن بن محمدبن اسماعيل (المعروف بابن ابى الشوارب) عن عبيدالله بن على بن اشيم عن يعقوب بن يزيد عن حماد قال: (مصباح الانوار)
۳۴۶- بحارالانوار ج ۱۶ ص ۸۱: و. ج ۴۳ ص ۳. و. ج ۱۴ ص ۱۹۷: علامه مجلسى (متوفاى ۱۱۱۰ هجرى)
۲. امالى ص ۴۷۵: شيخ صدوق (متوفاى ۵۸۸ هجرى)
۳. مناقب ابن شهر آشوب ج ۳ ص ۳۴۰: ابن شهر آشوب مازندرانى (متوفاى ۵۸۸ هجرى)
۴. اختصاص ص ۳۱: شيخ مفيد (متوفاى ۴۱۳ هجرى)
۵. كتاب عوالم ج ۱۱ ص ۴۴ و ۲۰۲: علامه بحرانى اصفهانى
۶. مصباح الانوار ص ۴۷۵: هاشم بن محمد (متوفاى ۵۵۳ هجرى)
۷. امالى ص ۵۹۴: شيخ طوسى (متوفاى ۴۶۰هجرى)
۸. تفسير البرهان ج ۱ ص ۲۸۲: سيد هاشم بحرانى (متوفاى ۱۱۰۷ هجرى)
۹. دلائل الامامه ص ۹: طبرى امامى (متوفاى ۳۱۰ هجرى)
۱۰. روضه الواعظين ص ۱۲۴: محمدبن فتال نيشابورى (متوفاى ۵۰۸ هجرى)
۱۱. مدينه المعاجر ص ۱۲۵: سيد هاشم بحرانى (متوفاى ۱۱۰۷ هجرى)
۱۲. رياحين الشريعه ج ۱ ص ۱۲۳: علامه محلاتى
۱۳. البدايه و النهايه ج ۶ ص ۱۱۱: ابن كثير شافعى (متوفاى ۷۷۴ هجرى)
۱۴. كوكب الدرى ج ۱ ص ۱۲۵: حائرى مازندرانى
۱۵. نزهه المجالس ج ۲ ص ۲۲۷: صفورى شافعى (متوفاى ۸۹۴ هجرى)
۱۶. غايم المرام ص ۱۷۷: محمدبن داود بازلى شافعى (متوفاى ۹۲۵ هجرى)
۳۴۷- ابوالقاسم العلوى عن ففرات بن ابارهيم عن جعفربن محمدعليهالسلام عن جده قال...
۳۴۸- آل عمران ۳۷
۳۴۹- ۱. بحارالانوار ج ۳۵ ص ۲۵۱: علامه مجلسى (متوفاى ۱۱۱۰ هجرى)
۲. تفسير فرات بن ابراهيم ص ۱۹۹: فرات الكوفى (متوفاى ۳۰۰ هجرى)
۳. احقاق الحق ج ۱۰ ص ۳۲۲: قاضى نورالله شوشترى (متفاى ۱۰۱۹ هجرى)
۴. نزهه المجالس ج ۱ ص ۲۲۴: صفورى شافعى (متوفاى ۸۹۴ هجرى)
۵. رياحين الشريعه ج ۱ ص ۱۳۳: علامه محلاتى
۶. فاطمه الزهرا ص ۲۰۳: نائينى
۷. الثاقب فى المناقب ص ۱۲۱: ابن حمزه طوسى (متوفاى ۶۰۰ هجرى)
۸. روات و مدارك حديث ۱۹۳ تا ۱۹۴مشترك است مراجعه فرمائيد
۹. تفسير عياشى ج ۱ ص ۱۷۱: محمدبن مسعود عياشى (متفاى ۳۲۰ هجرى)
۳۵۰- الف - روى زمخشرى فى الكشاف عند ذكر قصه زكريا و مريمعليهالسلام
ب - عن جابرنب عبدالله انصارى (ثعلبى فى تفسير و ابن الموذن فى الاربعين باسناد هما عن محمدبن المنكدر عن جابر)
ج - عن سيف عن نجم عن ابى جعفرعليهالسلام
د- ابوجعرفر الطوسى عن جماعه عن ابوالفضل محمدبن عبدالله عن عبدالرزاق سليمان الازدى عن ابوعبد الغنى الحسن بن عباس الازدى عن عبدالوهاب بن عمام الخيبرى عن جعفربن سليمان البصرى عن ابو هارون العبدى عن ربيه السعدى عن حذيفه ابن اليمان قال:
ه - المناقب باسناده عن احمدبن محمدالثعلبى عن عبدالله بن حامد عن ابى محمدالمزنى عن ابى يعلى الموصلى، عن سهل بن زنجله الرازى عن عبدالله بن صانع عن ابن لهيعه عن محمدبن المنكدر عن جابربن عبدالله
۳۵۱- بحارالانوار ج ۴۳ ص ۲۷. و. ج ۲۱ ص ۲۰: عالمه مجلسى (متوفاى ۱۱۱۰ هجرى)
۲. كتاب عوالم ج ۱۱ ص ۱۶۴ و ۲۰۸: علامه بحرانى اصفهانى
۳. المناقب ج ۳ ص ۱۱۷/۳۳۹: ابن شهر آشوب مازندرانى (متوفاى ۵۸۸ هجرى)
۴. الخرائج و الجرائح (ص)۵۲۸: قطب راوندى (متوفاى ۵۷۳ هجرى)
۵. رياحين الشريعه ج ۱ ص ۱۲۵: علامه محلاتى
۶. ثاقب المناقب ص ۲۶۰: ابن حمزه طوسى (متوفاى ۶۰۰ هجرى)
۷. مقصد الراغب ص ۱۱۷:
۸. تفسير ثعلبى ج ۲ ص ۲۰ و ص ۹۵: (مخطوط): احمدبن محمد ثعلبى (متوفاى ۴۲۷ هجرى)
۹. العرائس ص ۵۷: احمدبن محمد ثعلببى (متوفاى ۴۲۷ هجرى)
۱۰. فرائد السمطين ج ۲ ص ۵۱: علامه حموينى شافعى (متوفاى ۷۲۲ هجرى)
۱۱. مقتل الحسين ج ۱ ص ۵۷: خوارزمى (متوفاى ۵۶۸ هجرى)
۱۲. البدايه و النهايه ج ۶ ص ۱۱۱: ابن كثير شافعى (متوفاى ۷۷۴ هجرى)
۱۳. تفسير ابن اثير ج ۲ ص ۲۲۲: ابن اثير ( متوفاى ۶۳۰ هجرى)
۱۴. تفسير الدرالمنثور ج ۲ ص ۲۰: سيوطى شافعى (متوفاى ۹۱۱ هجرى)
۱۵. روح المعانى ج ۳ ص ۱۲۴:
۱۶. احقاق الحق ج ۱۰ ص ۳۱۴: قاضى نورالله شوشترى (متوفاى ۱۰۱۹ هجرى)
۱۷. قصص الانبياء ص ۵۱۳: احمدبن محمد ثعلبى (متوفاى ۴۲۷ هجرى)
۱۸. تفسير الكشاف ج ۱ ص ۴۰۲: الروسوى حنفى (متوفاى ۱۱۲۷ هجرى)
۱۹. تفسير روح البيان ج ۱ ص ۴۰۲: البروسوى حنفى (متوفاى ۱۲۷ هجرى)
۲۰. تفسير برهان ج ۱ ص ۲۸۱: سيد هاشم بحرانى (متوفاى ۳۱۰ هجرى)
۲۱. دلائل الامامه ص ۵۱: طبرى امامى (متوفاى ۳۲۰ هجرى)
۲۲. تفسير عياشى ج ۱ ص ۷۱:
۲۳. المجالس و الاخبار ص ۳۶: شيخ طوسى (متوفاى ۴۶۰ هجرى)
۲۴. الاربعين ابن الموذن
۲۵. تفسير فرات الكوفى ص ۱۹۶: فرات كوفى (متوفاى ۳۰۰ هجرى)
۲۶. و مدارك حدديث شماره ۱.
۲۷. مصابح الانوار: شيخ طوسى (متوفاى ۴۶۰ هجرى)
۲۸. غايه المرام ص ۱۸۷: علامه بحرانى
۲۹. مدينه المعاجز ص ۴۹: علامه بحرانى
۳۰. الثاقب فى المناقب ص ۲۵۹: ابن حمزه طوسى (متوفاى ۴۶۰ هجرى)
۳۱. امالى ج ۲ ص ۲۲۷: شيخ طوسى (متوفاى ۴۶۰ هجرى)
۳۵۲- مصباح الانوار عن جعفربن محمدعليهالسلام عن آبائهعليهالسلام و عن عبدالله بن بن الحسن عن ابيه عن جده
۳۵۳- بحارالانوار: شيخ طوسى (متوفاى ۴۶۰ هجرررى)
۲. بحارالانوار ج ۴۳ ص ۲۰۰: علامه مجلسى (متوفاى ۱۱۱۰ هجرى)
۳. كتاب عوالم ج ۱۱ ص ۶۱۰: علامه بحرانى اصفهانى
۳۵۴- كتاب دلائل الامامه الطبرى عن احمدبن محمد بن الخشاب عن زكريا ابن يحيى عن ابن ابى زائده عن ابيه عن محمدبن الحسن عن ابى بصير عن ابى عبداللهعليهالسلام قال قال اميرالمومنينعليهالسلام
۳۵۵- بحار ج ۴۳ ص ۲۰۹: علامه مجلسى (متوفاى ۱۱۱۰ هجرى)
۲. دلائل النبوه طبرى ص ۴۳: بيهقى شافعى (مكتوفاى ۴۵۸ هجرى)
۳۵۶- طبرى فى دلائل الامامه قال حدثنى ابوالحسن محمدبن هارون بن موسى التلعكبرى عن جعفربن محمد مالك الزارى عن محمدبن احمدبن حمدان عن على بن سليمان و جعفربن محمد عن على بن اسباط عن الحسن ابن ابى العلا و على بن ابى حمزه عن ابى بصير قال. قال ابوجعفرعليهالسلام
۳۵۷- دلائل الامامه ص ۲۸: طبرى امامى (متوفاى ۳۱۰ هجرى)
۲. كتاب عوالم ج ۱۱ ص ۱۹۰: علامه بحرانى اصفهانى
۳۵۸- مسند احمد: احمدبن حنبل (متوفاى ۲۴۱ هجرى)
۲. كنزالعمال ج ۱۶ ص ۴۲۶ حديث ۴۵۴۴۳: متقى هنديى حنفى (متوفاى ۹۷۵ هجرى)
۳۵۹- كتاب رهره الرياض: ابن شدقم (متوفاى ۹۹۹ هجرى)
۲. كوكب ادرى ج ۱ ص ۲۵۳: حائرى مازندراينى
۳۶۰- عن ابى عبدالله عن آبهئه قال: حائرى مازندراينى
۳۶۱- بحارالانوار ج ۷۹ ص ۲۷: علامه مجلسى (متوفاى ۱۱۱۰ هجرى)
۲. بيت الاحزان ص ۱۷۶: شيخ عباس قمى (متوفاى ۱۳۵۹ هجرى)
۳. مصباح الانوار: شيخ طوسى (متوفاى ۴۶۰ هجرى) عن ابى عبدالله عن آبهئه قال:
۳۶۲- الف طبرى عن احمدبن محمدالخشاب عن زكريا بن يحيى عن ابن ابى زائده عن ابيه عن محمدبن الحسن عن ابى نصيره عن ابى عبداللهعليهالسلام قال قال اميرالمومنينعليهالسلام
ب - على بن احمد عن ابى العباس احمدبن محمدبن يحيى عن عمرو ابن ابى المقدام و زياد بن عبيدالله عن اباعبدالله قال:
۳۶۳- بحارالانوار ج ۴۳ ص ۲۱۷. و. ج ۲۱۷ ص ۲۵۳ و ۲۵۶. و. ج ۲۸ ص ۳۰۴: علامه مجلسى (متفاى ۱۱۱۰ هجرى)
۲. علل الشرايع ج ۱ ص ۱۸۸: شيخ صدوق ۳۸۱ هجرى
۳. اعيان الشيعه ج ۱ ص ۳۲۱: سيد امين عاملى (متوفاى ۱۳۷۱ هجرى)
۴. احتجاج ص ۵۹: طبرسى (متوفاى ۵۵۸ هجرى)
۵. كتاب سليم بن قيس ص ۲۲۶: سليم بن قيس هلالى (متوفاى ۷۶ هجرى)
۶. دلائل الامامه: طبرى امامى (متفاى ۳۱۰ هجرى)
۷. كتاب عوالم ج ۱۱ ص ۶۰۷: علامه بحرانى اصفهانى
۸. روضه الواعظين «ذكر حدثنا فى مرض فاطمهعليهالسلام » ص ۱۳۰: ابن فتال تيشابورى (متوفاى ۵۰۸ هجرى)
۹. مناقب ج ۲ ص ۱۷۷: ابن شهر آشوب (متوفاى ۵۸۸ هجرى)
۳۶۴- الف - معانى الاخبار قال حدثنا ابوالحسن على بن محمدبن الحسن المعروف بابن مقبره عن ابببوعبدالله جعفربن محمد حسن بن حعفربن حسن بن حسن بن على بن ابيطالب:
ب - محمدبن على الهاشمى قال حدثنا عيسى بن عبدالله بن محمدبن عمربن على بن ابيطالب قال حدثنا ابى عن ابيه عن جده عن على بن ابيطالب
ج - مصباح الانوار عن حعفربن محمد عن آبائهعليهالسلام قال:
د- عن يحيى بن عبدالله بن محمدبن عمربن علىعليهالسلام
۳۶۵- كشف الغمه ج ۲ ص ۶۸: مرحوم اربلى (متوفاى ۶۲۹ هجرى)
۲. بحارالانوار ج ۴۳ ص ۱۵۹. و. ج ۷۸ ص ۲۵۵. و. ج ۸ ص ۹۲ (قديم): علامه مجلسى (متوفاى ۱۱۱۰ هجرى)
۳. بيت الاحزان ص ۱۶۸: شيخ عباس قمى (متوفاى ۱۳۵۹ هجرى)
۴. كتاب عوالم ج ۱۱ ص ۶۰۶: علامه بحران اصفهانى
۵. معانى الاخبارن شيخ صدوق (متوفاى ۳۸۱ هجرى)
۶. مصباح الانوار: شيخ طوسى (متوفاى ۴۶۰ هجرى)
۳۶۶- دلائل الامامه ص ۴۴: طبرى امامى (متوفاى ۳۱۰ هجرى)
۲. بحارالانوار ج ۷۸ ص ۳۱۰: علامه مجلسى (متوفاى ۱۱۱۰ هجرى)
۳. بيت الاحزان ص ۱۷۶: شيخ عباس قمى (متوفاى ۱۳۵۹ هجرى)
۴. كوكب الدرى ج ۱ ص ۲۴۳: حائرى مازندرانى و در مدارك زير وصيت به دفن شبانه آمده است (دنفها علىعليهالسلام ليلا)
۵. صحيح بخارى ج ۵ ص ۱۳۹: محمدبن اسماعيل بخارى (متوفاى ۲۵۶ هجرى)
۶. سنن بيهقى ج ۶ ص ۳۰۰: بيهقى شافعى (متوفاى ۴۵۸ هجرى)
۷. تاريخ طبرى ج ۲ ص ۴۴۸: محمدبن جرير طبرى (متوفاى ۳۱۰ هجرى)
۸. كفايه الطالب ث ۲۲۵: گنجى شافعى متوفاى ۶۵۸ هجرى
۹. شرح نهج البلاغه ج ۲ ص ۱۸ (۴ جلد): ابن ابى الحديد معتزلى (متوفاى ۶۵۶ هجرى)
۱۰. تيسر الوصول ج ۱ ص ۲۰۹: علامه شيبانى شافعى (متوفاى ۹۴۴ هجرى)
۱۱. المصنف ج ۴ ص ۱۴۱: حافظ ابن ابى شيبه (متوفاى ۲۳۵ هجرى)
۱۲. انساب الاشراف ص ۴۰۵: بلاذرى (متوفاى ۲۷۹ هجرى)
۱۳. اكمال الرجال ص ۷۳۵: علامه خطيب تبريزى (متوفاى ۷۴۱ هجرى)
۱۴. شذرات الذهب ج ۱ ص ۱۵: ابوالفلاح حنبلى (متوفاى ۷۶۸ هجرى)
۱۵. مرآه الجنان ص ۶۱: علامه يافه اى شافعى (متوفاى ۷۶۸ هجرى)
۱۶. السيره الحلبيه ج ۳ ص ۳۶۱: حلبى شافعى (متوفاى ۱۰۴۴ هجرى)
۱۷. الثغور الباسمه ص ۱۵: سيوطى شافعى (متوفاى ۹۱۱ هجرى)
۱۸. خلاصه تذهيب الكمال ص ۴۲۵
۳۶۷- ۱. عن عماره بن المهاجر عن ام جعفر
۲. ذخائر العقبى ص ۵۳: محب الدين طبرى شافعى (متفاى ۶۹۴ هجرى)
۳. السنن الكبرى ج ۳ ص ۳۹۶: بيهقى شافعى (متوفاى ۴۵۸ هجرى)
۴. انساب الاشراف ص ۴۰۵: بلاذرى (متوفاى ۲۷۹ هجرى)
۵. بدايع السنن ج ۱ ص ۲۱۱: علام ساعاتى حنفى
۶. الاصابه ج ۴ ص ۳۶۷: ابن حجر عسقلانى شافعى (متوفاى ۸۵۲ هجرى)
۷. كشف الغمه ج ۲ ص ۶۱: مرحوم اربلى (متوفاى ۶۹۲ هجرى)
۸. اسدالغابه ج ۵ ص ۳۹۵: ابن اثير (متوفاى ۶۳۰ هجرى)
۹. اعلام النساء ج ۱ ص ۴۶: عمر رضا كحاله
۳۶۸- عن على بن احمد عن ابى العباس احمدبن بن يحيى عن عمرو ابن ابى المقدام و زياد بن عبيدالله قالا عن اباعبداللهعليهالسلام
۳۶۹- بحارالانوار ج ۴۳ ص ۲۰۹. و. ج ۷۸ ص ۲۵۳ و ۲۵۶. ج ۲۸ ص ۳۰۴: علامه مجلسى (متوفاى ۱۱۰ هجرى)
۲. علل الشرائع ج ۱ ص ۱۸۸: شيخ صدوق (متوفاى ۳۸۱ هجرى)
۳. اعيان الشيعه ص ۳۲۱ جلد ۱: سيد امين عاملى ( متوفاى ۱۳۷۱ هجرى)
۴. احتجاج ص ۵۹: طبرسى (متوفاى ۵۸۸ هجرى)
۵. اعلام الورى ص ۱۴۹: طبرسى (متوفاى ۵۸۸ هجرى)
۶. طبقات ابن سعد ج ۷ ص ۷۹: ابن سعد واقدى (متوفاى ۲۳۰ هجرى)
۷. مجمع الزوائد ج ۹ ص ۲۱۰: حافظ هيثمى (متوفاى ۸۰۷ هجرى)
۸. الاصابه ج ۴ ص ۳۶۷: ابن حجر عسقلانى شافعى (متوفاى ۸۵۲ هجرى)
۹. عوالم ج ۱۱ ص ۶۰۷: علامه بحرانى اصفهانى
۳۷۰- الف - عن ابن عباس قال:
ب - ابواسحق الباقر عن خديجه عن ابوعبدالله عن ابواحمد الجلودى عن ابوموسى اسحاق بن موسى الانصارى عن عاصم بن حميد بن يحيى بن سليمان عن محمدبن على: (دلائل الامامه ص ۴۲)
۳۷۱- بحارالانوار ج ۴۳ ص ۲۱۴: علامه حضرمى
۲. بحارالانوار ج ۴۳ ص ۲۱۴. و. ج ۱۰۰ ص ۱۸۵. و. ج ۷۸ ص ۳۹۰: علامه مجلسى (متوفاى ۱۱۱۰ هجرى)
۳. موده القربى القربى ص ۱۳۱: علامه حضرمى
۴. احقاق الحق ج ۱۰ ص ۴۵۴: قاضى نورالله شوشترى (متوفاى ۱۰۱۹ هجرى)
۵. مجالس السنيه ج ۵ ص ۹۵: علامه امين عاملى (متوفاى ۱۳۷۱ هجرى)
۶. صحيح بخارى: محمدبن اسماعيل بخارى (متوفاى ۲۵۶ هجرى)
۷. اعيان الشيعه ج ۱ ص ۳۲۱: سيد امين عاملى (متوفاى ۱۳۷۱ هجرى)
۸. كوكب الدرى ج ۱ ص ۲۶۶: حائرى مازندرانى
۹. فروع كافى ج ۷ ص ۴۸: مرحوم كلينى (متوفاى ۳۲۸ هجرى)
۱۰. وسائل الشيعه ج ۱۳ ص ۳۱۱: شيخ حر عاملى (متوفاى ۱۱۰۴ هجرى)
۱۱. دلائل الامامه ص ۴۲: طبرى امامى (متوفاى ۳۱۰ هجر)
۱۲. مستدرك الوسائل ج ۱۴ ص ۵۰: محدث نورى (متوفاى ۱۳۲۰ هجرى)
۱۳. كتاب عاصم بن حمدى الحناط ص ۲۳: عاثم بن حميدالحناط
۳۷۲- العلامه ابوالمويد قال اخبرنى ابوالنجيب عن حافظ ابى بكر بن مردويه اخبرنا ابراهيم بن ابان بن رسته عن ابراهيم بن عبدالله عن عبدارحمن بن حماد عن ابوعبدالرحمت المدنى عن محمدبن على عن ابيهعليهالسلام . (احقاق الحق ج ۱۰ ص ۲۷۷)
۳۷۳- مقتل الحسين ص ۶۹: علامه ابوالمويد (متوفاى ۵۶۸ هجرى)
۲. احقاق الحق ج ۱۰ ص ۲۷۷: قاضى نورالله شوشترى (متوفاى ۱۰۱۹ هجرى)
۳۷۴- مناقب ج ۲ ص ۱۰۱: ابن شهر آشوب (متوفاى ۵۸۸ هجرى)
۳۷۵- ينابيع الموده ص ۴۰: قندوزى حنفى (متوفاى ۱۲۹۴ هجرى)
۳۷۶- الف: خطيب بغدادى عن ابوالحسن محمدبن عبدالواحدبن محمدبن جعفر عن على بن عمرو الدارقطنى عن ابوالحسن على بن محمدبن عبيدالحافظ عن احمدبن حازم عن سهل بن عامر عن فضيل بن مرزوق عن ابى الحجاف عن محمدبن عمرو بن الحسن عن زينب عن فاطمهعليهالسلام
ب - خطيب بغدادى عن احمدبن ابراهيم عن صالح بن احمدبن يونس البزاز عن عصام بن الحكم العكبرى عن جميع بن عمرالبصرى عن سوار عن محمدبن جحاده عن الشعبى عن علىعليهالسلام
ج - غايه المرام عن موفق بن احمدباسناده عن محمدبن الحسين عن ابوسعيد المالينى عن ابواحمدبن عدب عن ابويعلى و احمدبن الحسن الصوفى عن ابوسعيد الاشج عن بليدبن سليمان عن ابى الحجاج عن محمدبن عمرو الهاشمى عن زينب بنت على عن فاطمهعليهالسلام قالت.
۳۷۷- مجمع الزوائد ج ۱۰ ص ۲۱ و ج ۹ ص ۲۸۹: حافظ هيثمى (متوفاى ۸۰۷ هجرى)
۲. مفتاح النجا ص ۶۱: علامه بدخشى
۳. ارجح المطالب ص ۵۳۱: علامه عبدالله حنفى
۴. موضح اوهام الجمع و التفريق ج ۱ ص ۴۳: خطيب بغدادى (متوفاى ۴۶۳ هجرى)
۵. ميزان الاعتدال ص ۳۲۳: علامه ذهبى (متوفاى ۷۴۸ هجرى)
۶. ينابيع الموده ص ۲۵۷: قندوزى حنفى (متوفاى ۱۲۹۴ هجرى)
۷. تاريخ بغداد ج ۱۲ ص ۲۸۹: احمدبن على بغدادى شافعى (متوفاى ۴۶۳ هجرى)
۸. المناقب ص ۶۷: ابن مغازلى شافعى (متوفاى ۴۸۳ هجرى)
۹. منتخب كنزالعمال در پاورقى المسند ج ۵ ص ۴۳۹:
۱۰. غايه المرام ص ۵۸۴: بازلى شافعى (متوفاى ۹۲۵ هجرى)
۳۷۸- بحارالانوار ج ۲۸ ص ۳۵۲: علامه مجلسى (متوفاى ۱۱۱۰ هجرى)
۲. غايه المرام ص ۵۶۹: بازلى شافعى (متوفاى ۹۲۵ هجرى)
۳. الامامه و السياسه ص ۱۲: ابن فتيبه دينورى حنفى (متوفاى ۲۷۶ هجرى)
۳۷۹- ۱. الجنه العاصمه ص ۱۷۹ (عن احمدبن يوسف الدمشقى فى اخبار الدول و آثار الاول ص ۸۸ ط/ بغداد)
۲. اخبار الدول ص ۸۸: احمدبن يوسف دمشقى (متوفاى ۱۰۱۹ هجرى)
۳. تجهيزالجوش ص ۱۰۲: (مخطوط): امان الله دهلوى
فهرست مطالب
سخن آغازين چاپ چهاردهم. ۲
مقدمه. ۴
آ: اول: آيين همسردارى.. ۱۲
۱- ايثارگرى فاطمه عليهالسلام..... ۱۲
۲- كار در خانواده ۱۳
۳- اوج ادب و ايثار. ۱۳
۴- هماهنگى با شوهر: دفاع حديث ۷۳. ۱۳
۵- تحمل مشكلات اقتصادى: ۱۴
۶- تحمل مشكلات زندگى و خانوادگى: ۱۴
۷- معرفى همسر نمونه: ر- روابط اجتماعى، حديث ۸۴. ۱۴
آ: دوم: آداب غذا خوردن: ۱۵
آ: سوم: آرايش و زيبائى: ۱۵
آ: چهارم: آگاهى و شناخت... ۱۵
الف: اول: احكام اسلامى.. ۱۶
۱- كيفيت تطهير كودك.. ۱۶
۲- مصرف گوشت عيد قربان. ۱۶
الف: دوم: اخلاص در عبادت... ۱۷
الف: سوم: اخلاق و روابط انسانى.. ۱۸
۱- خوشرويى.. ۱۸
۲- اخلاق زناشويى: ۱۸
۳- اخلاق اقتصادى: ۱۸
۴- اخلاق سياسى: ۱۸
۵- اخلاق فردى.. ۱۸
۶- اخلاق اجتماعى.. ۱۹
الف: چهارم: ازدواج از ديدگاه فاطمه عليهاالسلام...... ۲۱
۱- مشورت با دختر. ۲۱
۲- احترام متقابل دختر به نظر پدر. ۲۲
۳- پرهيز از ارزشهاى دروغين در ازدواج.. ۲۲
۴- شكوه از طرفداران ارزشهاى جاهلى در ازدواج: ۲۳
۵- حالات معنوى فاطمه عليهاالسلام در شب ازدواج: ۲۴
الف: پنجم - افشاگريهاى حضرت زهرا عليهالسلام...... ۲۵
الف: ششم - امامت و رهبرى.. ۲۵
۱- ارزش اهل بيت عليهمالسلام و امامان عليهمالسلام: ۲۵
۲- ره آورد امامت (فلسفه امامت): ۲۵
۳- نقش تربيتى پيامبر و امام عليهالسلام: ۲۵
۴- معرفى امامان ۱۲ گانه: ۲۶
۵- معرفى حضرت قائم آل محمد صلىاللهعليهوآله. ۲۶
۶- ضرورت گرايش مردم به امام: ۲۶
الف: هفتم - اثبات امامت امام على عليهالسلام «هدايت تشريعى» ۲۷
۱- يادآورى روايات رسول خدا صلىاللهعليهوآله: ۲۷
۲- حماسه غدير و حديث منزلت: ۲۹
الف - يادآورى حديث منزلت: ۲۹
ب - پاسخ بهانه جوها: ۳۰
ج - عذرتراشى ممنوع: ۳۰
الف: هشتم: ويژگى هاى امام على عليهالسلام...... ۳۲
«امام على عليهالسلام از ديدگاه حضرت زهرا عليهاالسلام». ۳۲
۱- ارزشهاى امام على عليهالسلام..... ۳۲
۲- بهترين شوهر: حديث ۱۰. ۳۲
۳- سوابق مبارزاتى على عليهالسلام..... ۳۲
۴- ايثارگرى و بخشش امام على عليهالسلام: ۳۳
۵- نقش تربيتى امام على عليهالسلام..... ۳۴
۶- علل غصب خلافت امام عليهالسلام..... ۳۴
۷- على عليهالسلام و جاذبه هاى عاشقانه در عبادت: ۳۵
۸- فاطمه و ارزشهاى امام على عليهالسلام: ۳۵
۹- عامل رستگارى: ۳۶
۱۰- گريه بر مظلوميت امام على عليهالسلام..... ۳۶
۱۱- دفاع از امام على عليهالسلام..... ۳۶
۱۲- نگرانى از انبوه مشكلات على عليهالسلام..... ۳۷
الف: نهم - انفاق و سخاوت فاطمه عليهالسلام...... ۳۸
الف: دهم - ايثارگرى.. ۳۹
الف: يازدهم - ايمان فاطمه (عليهاالسلام) ۴۰
ب: بهداشتى.. ۴۱
۱- بهداشت دست... ۴۱
۲- آداب غذا خوردن. ۴۱
۳- بهداشت غذا: ۴۲
پ: اول: پوشش زن. ۴۳
پ: دوم: پيامبر و فاطمه عليهاالسلام...... ۴۳
۱- نقش تربيتى پيامبر صلىاللهعليهوآله در جامعه. ۴۳
۲- تلاش براى جلب رضايت پيامبر صلىاللهعليهوآله...... ۴۳
۳- همدردى با پدر. ۴۴
۴- عواطف پدرانه پيامبر صلىاللهعليهوآله...... ۴۵
۵- ناله و فرياد در هنگامه رحلت پيامبر صلىاللهعليهوآله...... ۴۶
۶- غم و اندوه وفات پيامبر صلىاللهعليهوآله...... ۴۷
۷- غم از دست دادن پيامبر صلىاللهعليهوآله...... ۴۸
الف - روايت معاذ ۴۸
ب - روايت انس بن مالك... ۴۸
۸- سوگ پدر و تنهايى و مصيبت شوهر! ! ۴۹
۹- شكوه از دردها و خيانتها ۵۰
۱۰- ناله از تنهائى و غربت... ۵۲
۱۱- ياد پدر در جمع كودكان. ۵۴
۱۲- ياد پدر و اشتياق شنيدن اذان. ۵۴
ت: اول: مباحث تربيتى.. ۵۶
۱- اهميت قضاوت ميان كودكان. ۵۶
۲- بكارگيرى هنر شعر در پرورش كودك.. ۵۶
۳- مشكلات اقتصادى و بچه دارى.. ۵۷
۴- نذر كردن براى شفاى كودك.. ۵۷
ت: دوم: ترس از عذاب الهى.. ۵۸
۱- ترس از آتش جهنم. ۵۸
۲- اندوه سفر طولانى قيامت (آخرت گرائى) ۵۸
ج: جنگ و جهاد. ۵۹
۱- شركت حضرت زهرا عليهاالسلام..... ۵۹
۲- فلسفه جهاد. ۵۹
چ و ح: اول: حجاب و پوشش فاطمه عليهاالسلام...... ۶۰
۱- پرهيز از نامحرمان. ۶۰
۲- ضرورت رعايت محرم و نامحرم. ۶۰
۳- در اوج عفت و حجاب.. ۶۱
الف - نگرانى از كيفيت حمل جنازه بانوان. ۶۱
ب - سفارش به همسر. ۶۲
خ: اول: خداشناسى فاطمه عليهاالسلام...... ۶۶
خداگرايى فاطمه. ۶۶
خ: دوم: خطبه ها ۶۷
خطبه اول «سخنرانى فاطمه عليهاالسلام در مسجد مدينه». ۶۷
خطبه دوم: «سخنرانى در جمع زنان مهاجر و انصار». ۹۰
خطبه سوم: سخنرانى در ميان جمعى كوچه و بازار. ۹۶
خطبه چهارم: سخنرانى در نكوهش پيمان شكنان. ۹۷
خطبه پنجم: ۹۸
خ: سوم: از خودگذشتگى و ايثار فاطمه. ۹۹
۱- مهمان نوازى فاطمه. ۹۹
۲- از خود گذشتگى و ايثار فاطمه عليهاالسلام..... ۹۹
خ: چهارم: خوشروئى: د- روابط اجتماعى، حديث ۸۴ ۱۰۱
اول: دعوت مردم به قيام. ۱۰۱
دوم: دفاع و مبارزه حضرت فاطمه عليهاالسلام..... ۱۰۱
۱- دفاع در برابر هجوم گستاخانه به منزل اميرالمؤمنين عليهالسلام..... ۱۰۱
۲- دفاع و افشاگرى در برابر مهاجمان به منزل امام على عليهالسلام..... ۱۰۲
۳- دفاع از اميرالمومنين عليهالسلام..... ۱۰۴
۴- دفاع از امام در مسجد. ۱۰۵
۵- دفاع از جان امام. ۱۰۶
۶- دفاع تا رهايى و سلامت امام عليهالسلام..... ۱۰۸
۷- دفاع از اموال خويش: ۱۰۹
سوم: دعاهاى حضرت زهرا (عليهاالسلام) ۱۰۹
۱- دعا براى گناهكاران امت.. ۱۰۹
۲- دعا براى همسايگان. ۱۱۰
۳- توجه به دعا حتى در هنگامه غم از دست دادن پدر. ۱۱۰
۴- تقاضاى دعا براى شفاى امام حسن عليهالسلام..... ۱۱۰
۵- ارزش و اهميت دعا ۱۱۱
۶- دعاى معروف حضرت زهرا (عليهاالسلام) ۱۱۱
۷- دعاى بعدازظهر روز جمعه. ۱۱۲
چهارم: دنيا و دنيازدگى.. ۱۱۳
۱- ترك دنياپرستى.. ۱۱۳
۲- والاتر از دنيا: ۱۱۳
۳. شوق شهادت و بى اعتنايى به دنيا ۱۱۳
۴. ايثارگرى هاى فاطمه عليهاالسلام..... ۱۱۳
۵. ضرورت ساده زيستى.. ۱۱۴
ذ. ر. ۱۱۵
اول: روابط اجتماعى.. ۱۱۵
۱- كيفيت رابطه با مردم و خانواده ۱۱۵
۲- زن و زندگى اجتماعى.. ۱۱۵
۳- روابط سياسى اجتماعى.. ۱۱۵
دوم: روزه ۱۱۵
۱- شرائط روزه دارى.. ۱۱۵
۲- روزه نذرى (روزه شكرگزارى) ۱۱۶
ز. ۱۱۷
اول: زن و زندگى اجتماعى.. ۱۱۷
۱- آن چه براى زنان نيكو است.. ۱۱۷
۲- ساده زيستى و كار روزانه فاطمه عليهاالسلام..... ۱۱۷
۳- ساده پوشى.. ۱۱۸
۴- لحظه اى كه زن به خدا نزديك تر است. ۱۱۹
دوم: زن و آيين زندگى.. ۱۱۹
سوم: زن و كار. ۱۲۰
۱- زن و كار روزانه. ۱۲۰
۲- هماهنگى زن و شوهر در كار منزل. ۱۲۰
۳- تقسيم كار در خانواده ۱۲۱
۴- تقسيم كار با همسر. ۱۲۱
چهارم: زن و زينت و آرايش.... ۱۲۲
۱. عطر و زينت در نماز. ۱۲۲
۲. استفاده دائمى از بوى خوش... ۱۲۳
۳- تهيه عطر براى شب عروسى فاطمه عليهاالسلام..... ۱۲۴
پنجم: بزرگ زن جهانيان. ۱۲۴
ششم: بزرگ زن بهشتى.. ۱۲۴
س. ش... ۱۲۵
اول: شادى و خشنودى.. ۱۲۵
۱- شادى فاطمه عليهاالسلام از خبر شهادت.. ۱۲۵
۲- شادى ملائكه در پيروزى مؤمن.. ۱۲۶
دوم: شعرهاى فاطمه عليهاالسلام..... ۱۲۶
۱- شب ازدواج و ستودن شوهر. ۱۲۶
۲- استفاده از جاذبه شعر در تربيت كودك.. ۱۲۷
۳- بيان مشكلات اقتصادى.. ۱۲۸
۴. در فراق خويش... ۱۳۰
۵- اشعار در غم از دست دادن پيامبر صلىاللهعليهوآله..... ۱۳۱
سوم: شكوه هاى درد آلود و افشاگرانه. ۱۳۹
۱- شكوه از غصب امامت.. ۱۳۹
۲- شكوه از خيانت منافقان كينه توز. ۱۴۰
۳- شكوه ها و آرزوى مرگ... ۱۴۱
۴- شكوه ها ۱۴۲
چهارم: شفاعت فاطمه عليهاالسلام..... ۱۴۲
پنجم: صفات شيعيان و پيروان اهل بيت عليهالسلام..... ۱۴۲
ششم: شهادت و شاهد. ۱۴۴
۱- اولين شهادت باطل در اسلام. ۱۴۴
۲- آگاهى از شهادت خويش... ۱۴۴
۳- آگاهى از شهادت حسين عليهالسلام..... ۱۴۴
۴- پرسش از پيامبر صلىاللهعليهوآله پيرامون شهادت حسين عليهالسلام..... ۱۴۴
۵- صحبت از شهادت كودكى كه متولد نشده بود ۱۴۵
۶- شاهد شهادت فرزند بودن! ۱۴۶
۷- اشتياق شهادت.. ۱۴۷
ص.... ۱۴۸
اول: صحيفه و كتاب حضرت زهرا عليهاالسلام..... ۱۴۸
۱- شب نزول صحيفه زهرا عليهاالسلام..... ۱۴۸
۲- صحيفه حضرت زهرا عليهاالسلام..... ۱۴۸
۳- مطالب صحيفه فاطمه عليهاالسلام از اسرار است.. ۱۴۹
۴- آگاهى جابر از برخى مطالب صحيفه. ۱۴۹
ط. ظ. ع. ۱۵۱
اول: عبادت فاطمه عليهاالسلام..... ۱۵۱
دوم: عرفان فاطمه عليهاالسلام..... ۱۵۱
۱- خداشناسى فاطمه عليهاالسلام..... ۱۵۱
۲- ترك دنيا پرستى.. ۱۵۱
۳- نزول ملائكه و سلام فاطمه. ۱۵۱
۴- شكر در مشكلات و سختيها ۱۵۱
۵- خداگرائى قبل از تولد. ۱۵۱
۶- خداگرائى فاطمه عليهاالسلام در سنين كودكى.. ۱۵۲
۷- عرفان فاطمه از زبان على عليهالسلام..... ۱۵۲
سوم: ارزش علم و عالم اسلامى.. ۱۵۳
۱- ارزش پرسش و پاسخ.. ۱۵۳
۲- ارزشمندى يك حديث.. ۱۵۴
چهارم: علم و آگاهى حضرت زهرا عليهاالسلام..... ۱۵۵
۱- آگاهى از زمان شهادت.. ۱۵۵
۲. آگاهى از لحظه شهادت.. ۱۵۶
۳- آگاهى از شهادت حسين عليهالسلام در كربلا.. ۱۵۸
۴- علم بى نهايت.. ۱۵۸
۵- آگاهى از حوادث تلخ آينده ۱۵۸
۶- اطلاع از شهادت.. ۱۵۹
پنجم: علم بى نهايت، حديث ۱۳۹. ۱۵۹
غ. ف... ۱۶۰
اول: ماجراى سياسى فدك.. ۱۶۰
۱- فدك، حق الهى فاطمه عليهاالسلام..... ۱۶۰
۲- مطالبه حق از ابوبكر. ۱۶۳
۳- كيفيت اعطاى فدك به فاطمه عليهاالسلام..... ۱۶۳
۴- سند فدك را پيامبر صلىاللهعليهوآله نوشت.. ۱۶۴
۵- بشارت اعطاى فدك به فاطمه و فرزندان فاطمه عليهاالسلام..... ۱۶۴
دوم: فدك ميراث پيامبر و اموال فاطمه عليهاالسلام است... ۱۶۶
۱- مطالبه ميراث پيامبر صلىاللهعليهوآله..... ۱۶۶
۲- اثبات ارث با آيات قرآن. ۱۶۷
۳- اثبات ارث با مناظره و استدلال عقلى و شرعى.. ۱۶۸
۴- مناظره كوبنده و اولين شهادت باطل.. ۱۶۸
۵- اثبات ارث با شهادت شاهدان. ۱۷۰
سوم: غصب فدك.. ۱۷۲
چهارم: كشاندن ماجراى فدك به اجتماعات مسلمين.. ۱۷۳
۱- مناظره در اجتماع مسلمين.. ۱۷۴
۲- به يارى طلبيدن مسلمانان. ۱۷۷
۳- آگاهى از پيمان شكنى مخالفان ولايت.. ۱۷۸
۴- سخن رانى افشاگرانه در مسجد. ۱۷۹
پنجم: فضائل فاطمه عليهاالسلام از كلام پيامبر صلىاللهعليهوآله...... ۱۷۹
۱- فاطمه عليهاالسلام بزرگ زن جهانيان. ۱۷۹
۲- فاطمه عليهاالسلام بزرگ زن بانوان بهشتى.. ۱۸۰
ق.. ۱۸۱
اول: قرآن و تلاوت قرآن. ۱۸۱
۱- فضيلت قرائت قرآن. ۱۸۱
۲- اشتياق تلاوت قرآن. ۱۸۱
۳- سفارش به خواندن قرآن بر روى قبر خويش... ۱۸۱
دوم: قضاوت.. ۱۸۲
سوم: معاد و قيامت... ۱۸۲
۱- ياد قيامت.. ۱۸۲
۲- ترس از عذاب قيامت - ت - ترس حديث ۴۶. ۱۸۲
ك. گ... ۱۸۳
گريه هاى مداوم فاطمه عليهاالسلام..... ۱۸۳
م. ۱۸۴
اول: حق مالكيت خصوصى.. ۱۸۴
دوم: انواع مبارزات سياسى.. ۱۸۴
۱- يادآورى و هشدار. ۱۸۴
۲- افشاگرى و محكوميت.. ۱۸۵
۳- افشاگرى و سرزنش مردم. ۱۸۶
۴- سرزنش و توبيخ پيمان شكنان. ۱۸۶
۵- افشاى عوامل مصيبتها ۱۸۷
۶- يارى طلبيدن از مهاجرين و انصار. ۱۸۹
۷- سخنرانيهاى افشاگرانه. ۱۸۹
۸- اعلان بيزارى و نفرين.. ۱۸۹
سوم: انواع مبارزه منفى.. ۱۹۰
۱- اعتصاب در سخن با ابوبكر. ۱۹۰
۲- اعتصاب در سخن گفتن با ابوبكر و عمر. ۱۹۰
۳- اعتصاب در حرف زدن با عمر. ۱۹۱
۴- فلسفه وصيتنامه سياسى حضرت زهرا عليهاالسلام..... ۱۹۱
۵- نفرين كردن به دشمن.. ۱۹۳
۶- شكوه از ظالمان. ۱۹۳
چهارم: مشكلات زندگى.. ۱۹۳
۱- فاطمه عليهاالسلام و تحمل گرسنگيها: ۱۹۳
۲- تحمل فقر و ندارى.. ۱۹۵
۳- تحمل كمبودهاى رفاهى.. ۱۹۶
۴- تحمل فشارهاى سخت زندگى.. ۱۹۷
۵- مشكلات اقتصادى و بچه دارى.. ۱۹۷
پنجم: معجزات فاطمه عليهاالسلام..... ۲۰۰
۱- سخن گفتن در هنگام ولادت.. ۲۰۰
۲- درخواست نزول غذاى بهشتى.. ۲۰۰
۳- مشاهدات غيبى حضرت فاطمه عليهاالسلام..... ۲۰۳
۴- مشاهده جبرئيل و عزرائيل.. ۲۰۳
۵- نزول ملائكه و سلام فاطمه عليهاالسلام..... ۲۰۵
ششم: مقام مادر. ۲۰۶
هفتم: مهمان نوازى.. ۲۰۶
ن. و. ۲۰۷
اول: وصيتهاى شخصى فاطمه عليهاالسلام..... ۲۰۷
۱- وصيت به يادآورى.. ۲۰۷
۲- وصيت به قرآن خواندن در شب اول مرگ... ۲۰۷
۳- وصيت به ازدواج با امامة. ۲۰۸
دوم: وصيتهاى سياسى.. ۲۰۸
۱- وصيت به مخفى بودن مراسم تدفين.. ۲۰۸
۲- وصيت به عدم شركت ظالمان در مراسم تدفين.. ۲۱۰
سوم: وصيتنامه نوشته شده ۲۱۰
ه. ى.. ۲۱۲
يارى و كمك كردن. ۲۱۲
۱- ضرورت يارى كردن به كارگر منزل. ۲۱۲
۲- يارى كردن على عليهالسلام..... ۲۱۳
۳- يارى كردن شيعيان. ۲۱۴
پی نوشت ها: ۲۱۵
فهرست مطالب... ۳۱۹