زنان در حكومت امام زمانعليهماالسلام
نويسنده : محمد جواد طبسی
تذکراین کتاب توسط مؤسسه فرهنگی - اسلامی شبکة الامامین الحسنین عليهماالسلام بصورت الکترونیکی برای مخاطبین گرامی منتشر شده است.
لازم به ذکر است تصحیح اشتباهات تایپی احتمالی، روی این کتاب انجام گردیده است.
با آفرينش زن برگ زرّينی به برگهای زرّين عالم وجود افزوده شد. چرا كه زن مظهر جمال و جلال خداوند بود كه بايد شناخته میشد. اين نور الهی از آغاز آفرينش تاكنون دورانهای تلخ و شيرينی سپری كرده است. گاه همراه با حركت انبيای الهی گام در گام پيامبران خدا گذارده و دوشادوش مردان صالح، از پيامبر خود حمايت كرده است؛ همانند آسيه همسر فرعون كه نخست در حفظ موسی، پيامبر خدا، ايفای نقش كرده و سرانجام با كشف راز او، به بدترين شكنجهها گرفتار گرديده است و در هيچ حال دست از دين خدا و پيامبرش برنداشت. همچنين ماشطه كه حاضر میشود خود و فرزندانش در آتش بسوزند امّا لحظهای از ايمان به خدا دوری نكند. هاجر همسر ابراهيم به تنهايی در بدترين شرايط اقليمی با كودك نوزادش در كنار خانه خدا زندگی میكند و فرمان خدا را گردن مینهد.
زنان اولين كسانیاند كه افتخار آموزگاری بشر را به عهده گرفتهاند و دامانشان كانون شكلگيری تمام فضيلتها است. زيرا با عطوفت و صبر در برابر تربيت فرزند بهترين و سازندهترين نقش تربيتی را بر عهده دارند. زن است كه مرد را از دامهای شيطانی و از منجلاب فساد و بدبختی نجات داده، به اوج قله كمال انسانی و خوشبختی میرساند. در قرآن كريم در موارد بسياری از اين گوهر تابناك ياد شده است. سورهای در قرآن به نام زنان (نساء) و سورهای به نام يك زن (مريم) است. در برخی از سورههای ديگر نيز ماجراهای زنان مؤمن و فداكار ذكر شده و در سوره تحريم از الگو بودن دو زن چنين ياد شده است:( وَضَرَبَ اللَّـهُ مَثَلًا لِّلَّذِينَ آمَنُوا امْرَأَتَ فِرْعَوْنَ إِذْ قَالَتْ رَبِّ ابْنِ لِي عِندَكَ بَيْتًا فِي الْجَنَّةِ وَنَجِّنِي مِن فِرْعَوْنَ وَعَمَلِهِ وَنَجِّنِي مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ ) (١) و خداوند برای مؤمنان، به همسر فرعون مثل زده است، در آن هنگام كه گفت: پروردگارا، خانهای برای من نزد خود در بهشت بساز و مرا از فرعون و كار او نجات ده و مرا از گروه ستمگران رهايی بخش.
تعبيرهای قرآن درباره مريم هر فرد را به شگفتی وا میدارد. آيا اين تكريمهای بسيار زيبا از اين پاسداران حريم عفت و اخلاق نشان دهنده عظمت روحی و مقام والای آنها نيست! آيا زنها نبودند كه در صدر اسلام، در جنگ صفين و در حادثه خونين كربلا حماسه آفريدند!
امروز شما بانوان همانند بسياری از مردم به آينده میانديشيد؛ به يك انقلاب جهانی و يك حكومت موعود، كه چگونه در برابر قدرتهای بزرگ غلبه پيدا میكند! آيا برنامههای او چيست؟ چه كسانی با او همكاری میكنند و زنان در آن چه نقشی دارند؟ دشمنانش چه كسانیاند و راز و رمز موفقيتش در گرو چيست؟
ما در اين نوشتار كوتاه نقش زنان در ايام ظهور امامعليهالسلام را مورد بررسی قرار میدهيم.
رفتار غيرانسانی مردم جاهليت پيش از اسلام با زنان و دختران چيزی نيست كه بر كسی پوشيده باشد.در آن روزگار زن يك كالای بی ارزش شناخته و در بازار برده فروشان عرضه میشد. دختران به بدترين شيوه زنده به گور میشدند و زنان در شديدترين قيد و بندها بدترين روزها را سپری میكردند و از خود هيچ اراده و اختياری، حتی حق زندگی شرافتمندانه، نداشتند و روزنه های اميد به روی آنها بسته بود. در چنين عصری پيامبر رحمت به دستور پروردگار بارقه اميد و چراغ زندگی در دلهای مأيوس آن ستمديدگان روشن ساخت و پيوسته با گفتار و رفتار خود در زدودن افكار جاهليت و بازگرداندن شخصيت به زنان سعی وافر نمود.
مشاهده حمايت های قاطع و فداكاریها و تلاشهای پيگير زنان در تاريخ اسلام گواه تأثير گفتار و عملكرد پيامبر و معصومينقدسسره است.
بخشی از اين تلاشهای خالصانه زنان در دوران پيامبرصلیاللهعليهوآله . و علیعليهالسلام را میتوان در زندگی خديجه كبریعليهالسلام يافت. او اولين زن مسلمان بود كه ثروت انبوه خود را در راه اسلام مصرف كرد. نيز دخت پيامبرصلیاللهعليهوآله .بانوی عالم هستی، بهترين نقش را در حفظ اسلام ايفا كرد و سرانجام در راه دفاع از ولايت و امامت شهيد گشت.
بزرگان دين در كتابهای خود بخشی را به معرفی و شرح حال زنان اختصاص دادهاند. شيخ طوسیرحمهالله در كتاب رجال خود در پايان هر بخش بابی به نام «باب النساء» گرد آورده و در آن نام زنان روايت كننده از معصومين را بر شمرده است، كه شمار آنان به شصت و دو نفر میرسد. اين مقامی والاست كه بانويی افتخار يابد سخن معصومان را برای آيندگان نقل كند و به يادگار نهد و در هر نامش به عظمت ياد شود.
افزون بر اين، در صدر اسلام عده زيادی از زنان به همراه پيامبر در صحنه نبرد شركت میكردند و به زنان مداوای مجروحان و سرپرستی بيماران میپرداختند و در انتقال آب و حمل غذا و آشپزی و نگهداری وسايل رزمندگان و تهيه دارو و رساندن مهمّات به رزمندگان، و تعمير تجهيزات آسيب ديده و انتقال مجروحان و شهدا، انجام وظيفه مینمودند.
نام تنی چند از آن زنان مجاهد و فداكار به قرار زير است.
١. نسيبه دختر كعب مازنيه.
٢. ام عطيه
٣. ام ابيه
٤. ام ايمن
٥. حمنه دختر جحش
٦. ربيع دختر معوذ
٧. ام زياد
٩. ليلا غفاريه
١٠. ام سليم
١١. معاذه غفاريه
١٢. ام سنان اسلميه(٢)
نقش زنان در دوران امام علیعليهالسلام
در دوره زندگی علیعليهالسلام نقش زنان مؤمن در حفظ اسلام چشمگير بود. آنها دفاع از پيشوای مسلمانان را يك وظيفه دينی میدانستند و زمانی كه دشمنان علی قرار گذاشتند تا وی را در نماز غافلگير كرده، به قتل برسانند، اسماء بنت عميس بی درنگ اين توطئه را به وسيله كنيز خود به امير مؤمنان گزارش كرد.(٣) امسلمه، همسر محترم پيامبر اسلامصلیاللهعليهوآله . بارها از امام علیعليهالسلام دفاع نمود و سعی میكرد از رفتن عايشه و طلحه و زبير برای آشوب جلوگيری نمايد؛ اگر چه آنها به كار خود ادامه دادند(٤). مادر عبدالله بن عباس نيز يكی از همان زنان با تقوا است كه با فرستادن مردی از قبيله جهينه به نزد اميرمؤمنان علیعليهالسلام خبر خروج طلحه و زبير را به سوی بصره گزارش كرده است.(٥) در جنگ صفين عدهای از زنان مجاهد و فداكار با خطابههای آتشين خود در جمع رزمندگان، آنان را به جنگ تشويق میكردند، به گونهای كه معاويه از اين حركت سخت به خشم آمد. زيرا اين امر موجب تقويت روحيه ياران علیعليهالسلام و تضعيف نيروهای دشمن شده بود.
آگاهان تاريخ مینويسند: برخی از زنان هوادار علیعليهالسلام از درون لشكر معاويه گزارش تهيه نموده، به هر وسيله ممكن آن را به علیعليهالسلام اطلاع میدادند.(٦)
در دوران سخت غيبت صغری، در روزهايی كه شيعيان پس از دويست و شصت سال با يك آزمايش بزرگ رو به رو بودند و بايست با غيبت امام خو كنند، يك زن به عنوان مفزع و پناه معرفی میشود و آن مادر بزرگوار امام حسن عسكریعليهالسلام است. در اين دوره، اگر چه امام هادیعليهالسلام و امام حسن عسكریعليهالسلام زمينه غيبت را از پيش فراهم كرده بودند و شخصيتهای مورد اعتمادی همانند عثمان بن سعيد عمری و پسرش محمد بن عثمان را به عنوان وكيل معرفی كرده بودند، به دلايلی از موقعيت مادر امام حسن عسكریعليهالسلام ، معروف به جده، استفاده شد و وی پناه شيعه معروف گرديد. از گفتگوی احمد بن ابراهيم با حكيمه دختر امام جوادعليهالسلام برمیآيد كه پس از گذشت دو سال از رحلت امام حسن عسكریعليهالسلام همچنان بسياری از كارها به دست مادر بزرگوار امام حسن عسكریعليهالسلام انجام میشده است ولی در حقيقت از طرف حضرت حجة بن الحسنعليهالسلام و به فرمان آن حضرت صورت گرفته است.
شيخ صدوقرحمهالله از احمد بن ابراهيم نقل كرده است كه در سال ٢٦٢ بر حكيمه دختر امام جوادعليهالسلام وارد شدم و از پس پرده با وی سخن گفتم و از او درباره اعتقادش به امامان پرسيدم. او همه آنها را يكا يك شمرد و آنگاه حجة بن الحسن بن علی را نيز نام برد...
از او پرسيدم: اين فرزند كجاست؟ گفت: در پس پرده غيب است. گفتم پس شيعه به چه كسی پناه ببرد؟ گفت: به جدّه، مادر امام حسن عسكریعليهالسلام . سپس افزود: اين دستور از سوی امام حسن عسكری و به پيروی از امام حسينعليهالسلام صورت گرفته است. زيرا امام حسينعليهالسلام در ظاهر برای حفظ جان فرزندش امام سجاد، به خواهرش زينب كبریعليهالسلام وصيت كرد و در نتيجه تا مدتی هر آنچه از امام زينالعابدينعليهالسلام صادر میشد به حضرت زينبعليهالسلام نسبت داده میشد تا امر پنهان باشد(٧) و حساسيتها نسبت به امام سجادعليهالسلام كمتر شود. اين امتياز برای جدّه باقی بود تا آنكه كسانی مانند عثمان بن سعيد و ديگر سفرا و نايبان خاص امامعليهالسلام در بين شيعيان شناخته شدند و منزلت يافتند.پس از شهادت امام عسكریعليهالسلام يك بانو، نظر دستگاه خلافت بنی عباس را نسبت به تعقيب امام تغيير داد. نوشتهاند پس از گزارش جعفر كذّاب، كه در خانه امام حسن عسكریعليهالسلام فرزند خردسالی از آن حضرت باقی مانده است، آنها به خانه امام هجوم بردند و پس از دستگيری صيقل (يكی از كنيزان امام) فرزند خردسال را از او مطالبه كردند. او نخست انكار كرد و آنگاه برای اينكه موضوع برای آنها پوشيده ماند گفت من حامله هستم. از اين رو آن كنيز را به دست أبی الشوارب، قاضی وقت، سپردند تا از او مراقبت كند. در مدتی كه صيقل زير نظر قاضی نگهداری میشد دستگاه خلافت با مرگ عبيد بن خاقانی و شورش صاحب الزنج رو به رو شد و صيقل از وضعيت آشفته سود جست و فرار كرد.(٨)
حال سزاوار است بدانيم زنان در حكومت قائم آل محمدعليهالسلام چه میكنند، چه كسانی هستند، چند نفرند، از كجا میآيند و چه مسؤوليتی بر عهده دارند. بر اساس برخی از روايات، حضور و نقش اين زنان از نظر و موقعيت، چهار گونه است:
اولين گروه از زنانی كه به محضر امام میشتابند آنهايند كه در آن ايّام میزيستهاند و همانند ديگر ياران امامعليهالسلام به هنگام ظهور در حرم امن الهی به خدمت امامعليهالسلام میرسند. در اين باره دو روايت وجود دارد:
روايت اول: امّ سلمه ضمن حديثی درباره علايم ظهور، از پيامبر روايت كرده است كه فرمود: «يعوذ عائذ منزنان الحرم فيجتمع الناس اليه كالطير الوارده المتفرقه حتی يجتمع اليه ثلاث مأة واربعة عشر رجلاً فيه نسوة فيظهر علی كل جبار و ابن جبار...»(٩) يعنی: در آن هنگام پناهندهای به حرم امن الهی پناه میآورد و مردم همانند كبوترانی كه از چهار سمت به يك سو هجوم میبرند به سوی او جمع میشوند تا اينكه در نزد آن حضرت سيصد و چهارده نفر گرد آمده كه برخی از آنان زن میباشند كه بر هر جبار و جبار زادهای پيروز میشود.(١٠)
روايت دوم: جابربن يزيد جعفی، ضمن حديث مفصلی از امام باقرعليهالسلام در بيان برخی نشانههای ظهور نقل كرده كه: «و يجيیء والله ثلاث مأة و بضعة عشر رجلاً فيهم خمسون امراة يجتمعون بمكة علی غير ميعاد قزعاً كقزع الحزيف يتبع بعضهم و هی الاية التی قال الله اينما تكونوا يأت بكم الله جميعاً ان الله علی كل شیء قدير...»(١١) به خدا سوگند، سيصد و سيزده نفر میآيند كه پنجاه نفر از اين عده زن هستند كه بدون هيچ قرار قبلی در مكه كنار يكديگر جمع خواهند شد. اين است معنای آيه شريفه: هر جا باشيد خداوند همه شما را حاضر میكند. زيرا او بر هر كاری توانا است.
نكته شگفت در اين دو روايت اين است كه میفرمايد: سيصد و سيزده مرد گرد آيند كه پنجاه نفر ايشان زن هستند!
دوم آنكه: در روايتی كه نام ياران برشمرده شده است نام هيچ زنی وجود ندارد.(١٢) در پاسخ اين شبهه میتوان گفت: اين چند نفر در زمره همان سيصد و سيزده نفر هستند. زيرا اولاً امامعليهالسلام میفرمايد: «فيهم». يعنی در اين عده پنجاه زن میباشد.
دوم: شايد تعبير مردان بدين سبب باشد كه بيشتر اين افراد مرد هستند و اين كلمه از باب فزونی عدد مردان، چنين ذكر شده است.
سوم: اگر مقصود همراهیِ خارج از اين عده بود امام میفرمود: «معهم»، نه اينكه بفرمايد «فيهم». زيرا اين سيصد و سيزده نفر مانند عدد اصحاب بدر برشمرده شدهاند و همه ياران و فرماندهان عالی رتبه و از نظر مقام و قدرت در حد بسيار بالايی هستند كه برخی با ابر جا به جا میشوند و اينها بدون شك با بقيه مردم آن فرق بسيار دارند. بنا بر اين اگر بگوييم آنها جزو همان سيصد و سيزده نفر هستند رتبه و موقعيت ويژه قائل شده و اگر در زمره ياران ديگر حضرت هستند از امتياز كمتری برخوردارند.
دسته دوم چهارصد بانوی برگزيده هستند كه خداوند برای حكومت جهانی حضرت ولی عصرعليهالسلام در آسمان ذخيره كرده است و با ظهور آن حضرت به همراه حضرت عيسیعليهالسلام به زمين میآيند.
ابوهريره از پيامبرصلیاللهعليهوآله روايت كرده كه: «ينزل عيسی بن مريم علی ثمانماة رجل و اربع مائة اِمرأة خيار من علی الارض و أصلح من مضی».(١٣) عيسی بن مريم به همراه هشتصد مرد و چهارصد زن از بهترين و شايستهترين افراد روی زمين فرود خواهد آمد.
در اينكه اين زنان از امتهای پيشين هستند يا امت اسلامی پيامبرصلیاللهعليهوآله و معصومينقدسسره هستند يا از دورانهای مختلف، و از چه و به چه علت به آسمان برده شدهاند و برای عهده داری منصبی در حكومت حضرت میآيند يا برای مسايل ديگر؟ اينها پرسشهايی است كه اين حديث از آن چيزی نمیگويد.
سومين گروه از ياوران حضرت بقيةاللهعليهالسلام زنانی هستند كه خداوند به بركت ظهور امام آنها را زنده خواهد كرد و بار ديگر به دنيا رجعت خواهند نمود. اين گروه دو دستهاند: برخی با نام و نشان از زنده شدنشان خبر داده شده و برخی ديگر فقط از آمدنشان سخن به ميان آمده است.
پيش از ادامه بحث، عقيده شيعه نسبت به رجعت را بررسی میكنيم.
يكی از عقايد مسلّم شيعه اين است كه هم با ظهور مهدی آل محمدعليهالسلام برخی از پيامبران مانند حضرت خاتم الانبياء و معصومين قدس سرهما همانند امير مؤمنانعليهالسلام و امام حسينعليهالسلام و برخی از مؤمنان حقيقی و پيروان اهل بيت به اذن پروردگار زنده خواهند شد و بار ديگر به دنيا باز میگردند. بازگشت اين عده نه تنها غير ممكن نيست بلكه از نظر قرآن كريم اين پديده امری مسلم است كه آيات متعددی از آن سخن گفته است. در سوره بقره میخوانيم:
آيا نديدی جمعيتی را كه از ترس مرگ از خانههای خود فرار كردند و آنان هزاران نفر بودند! خداوند به آنها گفت بميريد. سپس خدا آنها را زنده كرد و ماجرای زندگی دوباره آنهارا درس عبرتی برای آيندگان قرار داد...(١٤) همچنين قرآن كريم در آيهای ديگر میفرمايد: يا همانند كسی كه از كنار يك آبادی (ويران شده) عبور كرد، در حالی كه ديوارهای آن به روی سقفها فرو ريخته بود و (اجساد و استخوانهای اهل آن در هر سو پراكنده بود. او با خود) گفت: چگونه خداوند آنها را پس از مرگ زنده میكند! (در اين هنگام) خدا او را يكصد سال ميراند، سپس زنده كرد و به او گفت: چه قدر درنگ كردی؟ گفت: يك روز يا بخشی از يك روز. فرمود: نه بلكه يكصد سال درنگ كردی. نگاه كن به غذا و نوشيدنی خود (كه همراه داشتی و با گذشت سالها) هيچ گونه تغيير نيافته است؛ ولی به الاغ خود نگاه كن (كه چگونه از هم متلاشی شده است. اين زنده شدن تو پس از مرگ، هم برای اطمينان خاطر تو است و هم) برای اينكه تو را نشانه برای مردم قرار دهيم. اكنون به استخوانهای مركب خود نگاه كن كه چگونه آنها را برداشته، به هم پيوند میدهيم و گوشت بر آن میرويانيم. هنگامی كه اين حقايق بر او آشكار شد، گفت: میدانم خدا بر هر كاری توانا است.(١٥) سيد مرتضی علم الهدی در اين باره مینويسد: علت اينكه شيعه عقيده دارد كه خداوند در موقع ظهور امامعليهالسلام برخی از مردگان را زنده میگرداند اين است كه به ثواب ياری امام نايل شوند و دولت حق آل محمد را كه در انتظار آن بودهاند از نزديك شاهد باشند و تا انتقام عدهای از ظالمان را به چشم ببينند و از ظهور حق و اعتلای كلمه توحيد لذت ببرند.(١٦) در منابع معتبر اسلامی نام سيزده زن ياد میشود كه به هنگام ظهور قائم آل محمدصلیاللهعليهوآله زنده خواهند شد و در لشكر امام به مداوای مجروحان جنگی و سرپرستی بيماران خواهند پرداخت.
طبری در دلائل الامامة، از مفضل بن عمر نقل كرده كه امام صادق فرمود: همراه قائم (آل محمدصلیاللهعليهوآله ) سيزده زن خواهند بود. گفتم آنها را برای چه كاری میخواهد؟
فرمود: به مداوای مجروحان پرداخته، سرپرستی بيماران را به عهده خواهند گرفت. عرض كردم: نام آنها را بفرماييد.
فرمود: قنواء، دختر رشيد هجری، ام ايمن، حبابه والبيه، سميه، مادر عمار ياسر، زبيده ام خالد احمسيّه، ام سعيد حنفيه، صيانه ماشطه، ام خالد جهنّيه.(١٧) صيانه ماشطه در حضرت موسی میزيسته است و مادر عمار ياسر در ابتدای بعثت به شهادت رسيد. حبابه در علیعليهالسلام و قنواء در امام حسن و امام حسينعليهالسلام و بقيه در زمانهای ديگر زندگی میكردهاند.
اين گروه سيزده نفری رجعت خواهند كرد و خداوند برای قدردانی از آنها، به بركت امام آنها را زنده خواهد كرد. در اين روايت امام صادقعليهالسلام از آن سيزده زن فقط نام نه نفر را ياد میكند. در كتاب خصايص فاطمی(١٨) به نام نسيبه، دختر كعب مازينه، و در كتاب منتخب البصائر به نام وتيره و أحبشيه اشاره شده است.(١٩) جز اين سه نفر، نام ديگری به ميان نيامده است.
اينك به اختصار به شرح حال برخی از زنان نامبرده اشاره میكنيم.
او يكی از همان سيزده بانويی است كه در دولت حضرت مهدیعليهالسلام زنده شده، به دنيا باز میگردد. وی همسر حزقيل، پسر عموی فرعون، و شغلش آرايشگری دختر فرعون بود. او همانند شوهرش به پيامبر خود، حضرت موسی، ايمان آورده بود امّا همچنان ايمان خود را پنهان میكرد.
نوشتهاند: روزی وی مشغول آرايش دختر فرعون بود كه شانه از دستش افتاد و بی اختيار نام خدا را بر زبان جاری ساخت. دختر فرعون گفت: آيا نام پدر مرا بر زبان آوردی؟ گفت: نه، بلكه نام كسی را بر زبان آوردم كه پدر تو را آفريده است. دختر فرعون ماجرا را نزد پدر بازگو كرد و فرعون صيانه را احضار كرد و گفت: مگر به خدايیِ من اعتراف نداری؟ گفت: هرگز! من از خدای حقيقی دست نمیكشم و تو را پرستش نمیكنم.زنان در حكومت امامعليهالسلام فرعون دستور داد تا تنور مسی برافروزند و همه بچههای آن زن را در حضورش در آتش افكنند. چون نوبت به طفل شيرخوارش رسيد صيانه میخواست به ظاهر از دين برائت جويد كه كودك شيرخوارش به زبان آمد و گفت: مادر صبر كن كه تو بر حق هستی! فرعونيان آن زن و بچه شيرخوارش را در آتش افكنده، سوزاندند و خداوند در اثر صبر و تحمل آن زن در راه دين، او را در دولت امام مهدی زنده میگرداند تا هم به آن حضرت خدمت كند و هم انتقام خود را از فرعونيان بگيرد.
وی هفتمين نفری بود كه به اسلام گرويد و بدين سبب دشمن سخت به خشم آمد و بدترين شكنجهها را بر او روا داشت.(٢٠) او و شوهرش ياسر در دام ابوجهل گرفتار آمدند و او نخست آنها را اجبار كرد كه پيامبر خدا را دشنام دهند، امّا آنها حاضر به چنين كاری نشدند. او نيز زره آهنی به سميه و ياسر پوشانيد و آنها را در آفتاب سوزان نگه داشت. پيامبر كه گاه از كنارشان عبور میكرد آنها را به صبر و مقاومت سفارش مینمود و میفرمود: «صبراً يا آل ياسر فان موعدكم الجنة»: ای خاندان ياسر، صبر پيشه سازيد كه وعده گاه شما بهشت است. سرانجام ابوجهل بر هر يك ضربتی وارد ساخت و ايشان را به شهادت رساند.(٢١) خداوند اين زن را به پاداش صبر و مجاهدتی كه در راه اعتلای اسلام نشان داد و بدترين شكنجه را از دشمن خدا تحمل كرد، در ايام ظهور مهدی آل محمدصلیاللهعليهوآله زنده خواهد نمود تا تحقق وعده الهی را ببيند و در لشكر ولیّ خدا به ياوران آن حضرت خدمت كند.
او معروف به ام عماره و از زنان فداكار صدر اسلام است كه در برخی از جنگهای پيامبر اسلامصلیاللهعليهوآله شركت جسته و مجروحان جنگی را مداوا كرده است. او در جنگ احد بهترين نقش را ايفا كرد. با ديدن صحنه فرار مسلمانان و تنها گذاشتن پيامبر به دفاع از جان شريف پيامبر پرداخت و در اين راه بدنش زخمهای فراوان برداشت.پيامبر عزيز اين فداكاری را ستود و به فرزندش عماره چنين فرمود: امروز مقام مادر تو از مردان جنگی والاتر است.(٢٢)
پس از فروكش كردن جنگ، نسيبه با سيزده زخم(٢٣) سنگين به همراه ديگر مسلمانان به خانه برگشت و به استراحت پرداخت. با شنيدن فرمان پيامبر خداصلیاللهعليهوآله كه فقط مجروحان جنگ بايد به تعقيب دشمن بشتابند، نسيبه از جای برخاست و آماده رفتن شد، امّا به علت شدت خونريزی نتوانست شركت كند. همين كه پيامبر از تعقيب دشمن برگشت، پيش از آنكه به خانه برود، عبدالله بن كعب مازنی را برای احوالپرسی نسيبه و سلامتی وی به نزد او فرستاد و چون از سلامتی وی آگاه گشت شادمان موضوع را به پيامبر خبر داد.(٢٤) نسيبه از كسانی است كه برای ياری امام مهدیعليهالسلام زنده خواهد شد.(٢٥)
از زنان پرهيزكار و خدمتكار حضرت رسولصلیاللهعليهوآله است. پيامبر به او مادر خطاب میكرد و میفرمود: «هذه بقية اهل بيتی»:(٢٦) اين زن، باقی ماندهای از خاندان خدمت امام آمد و سخن گفت. ديدم وی در كمال فصاحت و بلاغت صحبت میكند. سپس حضرت پيرامون موضوع ولايت و برائت از دشمنان با او سخن گفت.(٢٧)
مشخصات كاملی از او نقل نشده است. احتمال دارد زبيده زن هارون الرشيد باشد كه شيخ صدوقرحمهالله دربارهاش گفته است: وی يكی از هواداران و پيروان اهل بيت است. هنگامی كه هارون دانست از شيعيان است قسم خورد كه طلاقش دهد. زبيده كارهای خدماتی بسياری داشت كه يكی آبرسانی به عرفات است. همچنين نوشتهاند وی يكصد كنيز داشت كه پيوسته مشغول حفظ قرآن بودند و هميشه از محل سكونت او صدای تلاوت قرآن شنيده شد. زبيده در سال ٢١٦ ق. رحلت كرد.(٢٨)
از زنان والامقامی است كه دوره زندگی هشت امام معصوم را درك كرد و پيوسته مورد لطف و عنايت ايشان قرار داشت. در يك يا دو نوبت به وسيله امام زين العابدين و امام رضاعليهالسلام جوانیاش به او بازگردانده شد. اولين ملاقات وی با اميرمؤمنانعليهالسلام بود كه از آن حضرت دليلی بر امامت درخواست كرد. حضرت در حضور وی سنگی را برداشت و بر آن مهر خود را نقش كرد و اثر آن مهر در سنگ جای گرفت و به او فرمود: پس از من هر كه توانست در اين سنگ چنين اثری بر جای بگذارد او امام است. از اين رو حبابه پس از شهادت هر امامی نزد امام ديگر میرفت و آنان مهر خود را بر همان سنگ میزدند و اثر آن نقش میبست. نوبت كه به امام رضاعليهالسلام رسيد حضرت نيز چنين كرد. حبابه نه ماه پس از رحلت امام رضاعليهالسلام زنده بود و پس از آن بدرود حيات گفت.(٢٩) روايت شده است كه وقتی حبابه به خدمت امام زين العابدين رسيد يكصد و سيزده سال از عمرش سپری شده بود. حضرت با انگشت سبابه خود اشارهای نمود و جوانیاش بازگشت.(٣٠) همچنين نوشتهاند: صورت حبابه از زيادی سجود سوخته و از عبادت همانند چوب خشكيدهای شده بود.(٣١)
دختر رشيد هجری، يكی از شيعيان و پيروان علیعليهالسلام و خود از ياران با وفای حضرت امام جعفر صادقعليهالسلام است(٣٢) . وی دختر بزرگمردی است كه در راه محبت و دوستی اميرمؤمنان به طرز دلخراشی به شهادت رسيد. از گفتار شيخ مفيد برمیآيد كه قنواء به هنگام ورود پدرش نزد عبيدالله بن زياد شاهد قطع دو دست و دو پای پدر خود بوده و به كمك ديگران بدن نيمه جان پدر را از دارالاماره بيرون آورده و به خانه منتقل كرده است. روزی قنواء به پدرش گفت: پدر جان، چرا اين همه خود را به رنج و مشقت عبادت میاندازی! پدر در جواب گفت: دخترم، پس از ما گروهی خواهند آمد كه بينش دينی و شدت ايمانشان از ما، كه اين همه خود را به زحمت عبادت انداختهايم، بيشتر است.(٣٣)
چهارمين گروه ياوران امام بانوان پرهيزكاری هستند كه پيش از ظهور بقيةالله رحلت كردهاند. به ايشان گفته میشود امام تو ظاهر گشته است، اگر مايلی میتوانی حضور داشته باشی. آنان نيز به اراده پروردگار زنده خواهند شد.
رجعت زنان مربوط به گروه خاصی نيست و هر بانويی خود را با خواستهها و شرايط زندگی در حكومت مهدی آل محمدعليهالسلام تطبيق دهد ممكن است در آينده از رحمت خداوندی بهرهمند گشته، برای ياری امام زنده شود. يكی از آن شرايط خواندن دعای عهد است كه در فرد، نوعی آمادگی برای پذيرش حكومت آخرين ذخيره الهی ايجاد میكند. به فرموده امام صادقعليهالسلام : هر كه چهل صبح دعای عهد را بخواند از ياوران قائم ما باشد و اگر هم پيش از ظهور آن حضرت از دنيا برود خداوند او را از قبر بيرون آورد تا در خدمت آن حضرت باشد.... (٣٤)
يكی از شرايط حضور در حكومت بقيةالله و توفيق ديدار با آن حضرت انتظار فرج است؛ يعنی آمادگی كامل برای پذيرش حكومت حق و آراستن به آنچه كه مهدیعليهالسلام میگويد و میخواهد. انتظار فرج يعنی نفی هر گونه سلطه از بيگانگان و مبارزه با افكار انحرافی و فساد اخلاق و در يك كلام، انتظار فرج يعنی بيزاری از دشمنان خدا و پيامبر و معصومينقدسسره .
بی سبب نيست كه انتظار از بهترين اعمال شمرده شده است، بلكه فرد منتظرِ دولت مهدی همانند كسی است كه در پيش روی رسول خدا شهيد گشته و در خون خود غلتيده است و اگر بر همان حالت انتظار از دنيا برود بسان كسی باشد كه در خيمه مهدی فاطمهعليهالسلام میباشد.
ابو بصير از امام صادق روايت كرده كه آن حضرت روزی فرمود: آيا شما را خبر ندهم به چيزی كه خداوند عملی را بدون آن از بندگانش قبول نمیكند؟ گفتيم: آری. فرمود: شهادت بر وحدانيت خدا و رسالت پيامبرصلیاللهعليهوآله و اقرار به آنچه كه خداوند فرموده، از دوستی ما و بيزاری از دشمنان و اطاعت و پيروی از ما. نيز داشتن ورع و پرهيزكاری و انتظار كشيدن برای قائمعليهالسلام . آنگاه فرمود:به درستی كه برای ما دولتی است، خداوند آن را هر زمانی كه اراده كند برقرار میسازد. سپس افزود: هر كس كه دوست دارد از ياران قائمعليهالسلام ما باشد بايد در انتظار به سر برد و خود را به ورع و محاسن اخلاق بيارايد، و اگر در همان حال بميرد برای او اجری همانند كسی است كه آن حضرت را درك كرده باشد.(٣٥)
بانوی محترم، خواهر مسلمان !
اگر میخواهيد در زمره ياران امام باشيد... اگر میخواهيد يكی از آن پنجاه زن باشيد... اگر میخواهيد يكی از آن چهارصد نفری باشيد كه همراه عيسی از آسمان فرود میآيند، اگر میخواهيد به اراده پروردگار و برای ديدار گل روی مهدی فاطمه بار ديگر به دنيا باز گرديد... اگر میخواهيد فرد مفيدی در حكومت مهدیعليهالسلام باشيد، بياييد از همين لحظه با قائم آل محمدصلیاللهعليهوآله پيمان ببنديد و رابطه خود را با او محكم كنيد و خود را با برنامهها و خواستههای مهدیعليهالسلام تطبيق دهيد. بدانيد كه امام جز راه جدش پيامبرصلیاللهعليهوآله و اميرالمؤمنينعليهالسلام نمیرود.
به اميد حضور و ديدار او
١- احتجاج طبرسی
٢- اسدالغابة
٣- اختصاص شيخ مفيد
٤- بيت الاحزان
٥- بحارالانوار
٦- تنقيح المقال
٧- جامع الرواة
٨- دلائل الامامة
٩- تهذيب الكمال
١٠- چشم اندازی از حكومت مهدیعليهالسلام
١١- الجمل، شيخ مفيد
١٢- رجال شيخ طوسی
١٣- رياحين الشريعه
١٤- سفينةالبحار
١٥- الفصول المهّمة
١٦- المسترشد، طبری
١٧- مجمع الزوائد
١٨- معجم احاديث الامام المهدیعليهالسلام
١٩- مغازی واقدی
٢٠- قاموس الرجال
٢١- نقش زنان مسلمان در جنگ
٢٢- منتهی الآمال
٢٣- كمال الدين، شيخ صدوق
٢٤- الغيبة، شيخ طوسی
( ۱) - سوره تحريم، آيه ۱۱.
( ۲) - رجوع شود به نقش زنان مسلمان در جنگ، از همين نويسنده.
( ۳) - بيت الاحزان، شيخ عباس قمی، ص ۱۳۲ ، المسترشد طبرسی، ص ۴۵۱ ؛ احتجاج طبرسی، ج ۱ ، ص ۱۱۷.
( ۴) - الجمل، شيخ مفيد، ص ۱۲۴.
( ۵) - الفصول المهمه، ص ۵۱.
( ۶) - در اين باره، ر.ك: نقش زنان مسلمان در جنگ
( ۷) - كمالالدين، ج ۲ ، ص ۵۰۷ ؛ الغيبة، شيخ طوسی، ص ۱۳۸.
( ۸) - همان، ص ۴۷۶.
( ۹) - مجمع الزوائد، ج ۷ ، ص ۳۱۵ ؛ معجم احاديث الامام المهدی، ج ۱ ، ص ۵۰۰.
( ۱۰) - همان.
( ۱۱) - بحارالانوار، ج ۵۲ ، ص ۲۲۳.
( ۱۲) - دلائل الامامة، ص ۳۱۴.عليهالسلام
( ۱۳) - معجم الامام المهدی، ج ۱ ، ص ۵۳۴ ؛ به نقل از فردوسالاخبار، ج ۵ ، ص ۵۱۵.
( ۱۴) - سوره بقره، آيه ۲۴۳.
( ۱۵) - سوره بقره، آيه ۲۵۹.
( ۱۶) - سفينةالبحار، ج ۱ ، ص ۵۱۱.
( ۱۷) - دلائل الامامة، ص ۲۶۰.
( ۱۸) - رياحين الشريعه، ج ۵ ، ص ۴۱ ؛ به نقل از خصايص فاطميه.
( ۱۹) - چشم اندازی از حكومت مهدیعليهالسلام ، ص ۷۴ ؛ به نقل از بيان الائمه، ج ۳ ، ص ۳۳۸
( ۲۰) - اسدالغابه، ج ۵ ، ص ۴۸۱.
( ۲۱) - رياحين الشريعه، ج ۴ ، ص ۳۵۳.
( ۲۲) - مغازی واقدی، ج ۱ ، ص ۲۷۳.عليهالسلام
( ۲۳) - مغازی واقدی، ج ۲ ، ص ۲۶۸.
( ۲۴) - مغازی واقدی ج ۱ ص ۲۷۰.
( ۲۵) - رياحين الشريعه، ج ۵ ، ص ۴۱ ؛ به نقل از خصايص فاطمه.
( ۲۶) - چشم اندازی از حكومت مهدیعليهالسلام ، ص ۷۶ ؛ تهذيب الكمال، ج ۳۵ ، ص ۳۲۹.
( ۲۷) - رياحين الشريعه، ج ۳ ، ص ۳۸۱ ؛ به نقل از تنقيح المقال مامقانی.
( ۲۸) - تنقيح المقال، ج ۳ ، ص ۷۸.
( ۲۹) - سفينةالبحار، ج ۱ ، ص ۲۰۴.
( ۳۰) - همان.
( ۳۱) - همان.
( ۳۲) - جامع الرواة، ج ۲ ، ص ۴۵۸ ؛ رجال شيخ طوسی، ص ۳۴۱.
( ۳۳) - اختصاص شيخ مفيد، ص ۷۳۰۷۲.
( ۳۴) - سفينةالبحار، ج ۲ ، ص ۲۹۴.عليهالسلام
( ۳۵) - منتهی الآمال، ج ۲ ، ص ۴۸۶ ؛ به نقل از غيبة نعمانی.
فهرست مطالب
اشاره ۲
در گذر تاريخ ۴
نقش زنان در دوران غيبت صغری ۷
الف: حضور پنجاه زن در بين ياران امام ۹
پنجاه زن از سيصد و سيزده نفر! ۱۰
ب: زنان آسمانی ۱۱
ج: رجعت زنان ۱۲
زنان سرافراز ۱۵
١ - صيانه ماشطه ۱۵
٢ - سميه، مادر عمار ياسر ۱۷
٣ - نسيبه، دختر كعب مازنيه ۱۸
٤ - امّ ايمن ۱۹
٥ - زبيده ۲۰
٦ - حبّابه والبيّه ۲۱
٧ - قنواء ۲۲
بانوان منتظِر ۲۳
انتظار فرج ۲۴
آخرين سخن ۲۵
فهرست منابع ۲۶
پی نوشت ها ۲۸
فهرست مطالب ۳۰