تذکراین کتاب توسط مؤسسه فرهنگی - اسلامی شبکة الامامین الحسنین عليهماالسلام بصورت الکترونیکی برای مخاطبین گرامی منتشر شده است.
لازم به ذکر است تصحیح اشتباهات تایپی احتمالی، روی این کتاب انجام گردیده است.
اهدا
به چهارده معصوم پاکعليهمالسلام
که دوازده ماه سال را بر گرد نور وجودشان در طوافیم؛
و خورشید و ماه و ستاره ما آنانند؛
و لحظه ها و ساعات و روزها و هفته ها و ماه ها و سالهای خود را، به یاد آن ستارگان تابناک وجود سپری می کنیم؛
در سرور آنان شادیم، و در حزن آنان اندوهناک؛
و این چنین حرمت ماه های الهی را به نمایش می گذاریم.
عبدالحسین
آنچه حیات شیعه را با ارزش می کند
«شیعَتُنا جُزءٌ مِنّا خُلِقُوا مِن فَضلِ طینَتِنا، یَسوُؤُهُم ما یَسوؤُنا و یَسُرُّهُم ما یَسُرُّنا ». امام صادقعليهالسلام می فرماید: «شیعیان ما جزئی از ما هستند، که از اضافه طینت ما خلق شده اند. آنچه ما را ناراحت کند آنان را ناراحت می کند و آنچه ما را مسرور کند آنان را مسرور می نماید».(۱)
عمر ما شیعیان را با محاسبه ساعاتی که در یاد اهل بیت پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم باشیم می توان محاسبه کرد. برای به دست آوردن ارزش و بهای حقیقی سال و ماه و روزمان، لحظاتی را باید محاسبه کنیم که نام مقدّسمحمّد و علی و فاطمه و یازده امام از فرزندانشان عليهمالسلام در آنها درخشیده است، و باید ساعاتی را به شماره آوریم که نامحسین عليهالسلام به آنها جان داده است. و باید روزهائی را به حساب آوریم که با یادمهدی صاحب الزمان عليهالسلام سپری کرده ایم.
سرور و غم در شادی و حزن اهل بیتعليهمالسلام
در اعتقاد ما دین جزحب و بغض نیست،(۲) و این محبّت است که نمی گذارد روزهای شیرین و تلخ در رابطه باولایت و برائت از خاطره ها محو شود. در ولادت
____________________
۱. بحار الانوار، ج ۶۵، ص ۲۴. امالی شیخ طوسی: ص۲۹۹. بشارة المصطفیصلىاللهعليهوآلهوسلم : ص۱۹۶. غایة المرام: ج۱۶ ص۷۲. ارشاد القلوب: ج۲ ص۲۵۷.
۲. کافی: ج۲ ص۱۲۵. محاسن: ج۱ ص۲۶۲. بحار النوار: ج۶۵ ص۶۳، ج۶۶ ص۲۴۱.
پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم تبسمی روح انگیز بر لب می نشانیم و در رحلت او مظلومیت علی و فاطمهعليهمالسلام را در دل تازه می کنیم. در ولادت علیعليهالسلام با جمع بهشتیان به استقبال او در کعبه می رویم، و در شهادت او خون دل سی ساله علیعليهالسلام از ظلم سقیفه را با تمام وجود احساس می کنیم.
در ولادت زهراءعليهاالسلام با لبخند پیامبر و خدیجهعليهماالسلام ، غنچه روحمان می شکفد و بی اختیار متبسم می شویم، و در شهادت او ضربه در را بر پهلوی خود احساس می کنیم، و به یاد آن سیلی صورت خود را سرخ می کنیم. بر جود حسنعليهالسلام می بالیم و بر تنهائی مظلومانه او می نالیم. در غدیر اوج سرور را در می نوردیم و تابلوی بزرگترین عید الهی را بر بلندترین قلّه جهان نصب می نمائیم. در عاشورا از قلّه غم قصّه عظیم ترین غصّه را مرور می کنیم و اشک می ریزیم و از خود بی خبر می شویم.
شیعه جنازه مقدّس پیامبرش را رها نمی کند و به سقیفه نمی رود. شیعه فاطمهعليهاالسلام را در پشت در و علیعليهالسلام را طناب بر گردن تنها نمی گذارد. شیعه با خاموش شدن چراغ خیمه ها در شب عاشورا خود را در تاریکی شب گم نمی کند. شیعه با لبیک دائمی خود ندای «هل من ناصر » حسینعليهالسلام را پاسخ مثبت می دهد. شیعه سم اسبها را بر سینه خود احساس می کند. شیعه به یاد خیمه های سوخته در آتش می دود و «یا حسین » می گوید.
شیعه کنار محمل زینبعليهاالسلام سر می شکند. شیعه به یاد کودکان در بیابان دویده کربلا در روز عاشورا پابرهنه می گردد. شیعه چشمان اشکبار خاندان حسینعليهالسلام را کنار سر بریده تنها نمی گذارد. شیعه مانند زینب و ربابعليهماالسلام با مشاهده چوب خیزران طاقت از کف می دهد. شیعه هنوز برای رقیه سه سالهعليهاالسلام در خرابه مرهم می برد.
شیعه همچنان اربعین را در کربلا حاضر است. شیعه با زینب بر حسین می گرید، و با سکینه بر علی اکبر اشک می ریزد، و با رباب برای علی اصغر سینه داغ می کند، و با اطفال حرم «یا اباالفضل » می گوید. شیعه همراه کاروان اسیران حسینی و زینبی از کربلا تا کوفه و از کوفه تا شام و از شام تا کربلا و از کربلا تا مدینه
می رود. شیعه بر امامان مظلومی که به دست میراث خواران سقیفه محبوس و مسموم شدند می سوزد.
و این گونه اشک شیعه در سوگ اهل بیتعليهمالسلام است و سرورش در شادی آنان!! شیعه از امامش این درس ابدی را گرفته است که «اِن سرَّک ان تکون معنا فی درجات العُلی فی الجنان فاحزن لحزننا و افرح لفرحنا »: «اگر دوست داری در درجات عالی بهشت با ما باشی برای حزن ما محزون باش و برای شادی ما شاد باش».(۱)
ای کاش تاریخ دقیقی از لحظه به لحظه و ساعت به ساعت زندگی اهل بیتعليهمالسلام در دست داشتیم، و می توانستیم همه لحظات زندگی خود را با یاد شادی و احزان آل محمدصلىاللهعليهوآلهوسلم منطبق نماییم؛ و این گونه تمام همه عمرمان «یَفرَحونَ لِفَرَحِنا وَ یَحزَنونَ لِحُزنِنا » را به تصویر می کشید. افسوس که دشمنان چنین فرصتی را از ما گرفتند و بسیاری از سرور و احزان چهارده معصومعليهمالسلام بر ما پوشیده ماند، تا روزی که مهدی موعودعليهمالسلام بیاید و پرده از تلخ و شیرین هزار و چهارصد ساله بر دارد.
دوازده ماه در قرآن
خداوند در قرآن می فرماید:( إنَّ عِدَّهَ الشُّهُورِ عِنْدَ اللَّهِ اثْنا عَشَرَ شَهْراً فی کِتابِ اللَّهِ یَوْمَ خَلَقَ السَّماواتِ وَ اْلأَرْضَ مِنْها أرْبَعَهٌ حُرُمٌ ذلِکَ الدِّینُ الْقَیِّمُ فَلا تَظْلِمُوا فیهِنَّ أنْفُسَکُمْ ...)
«عدد ماهها نزد خدا در کتاب الهی از روزی که آسمانها و زمین را آفریده دوازده ماه، است که چهار ماه از آنها حرام است. این است دین ثابت و پابرجا، پس در این چهار ماه به خود ستم نکنید...».(۲)
از امام باقرعليهالسلام در باره معنای این کلام خداوند پرسیدند که می فرماید: «اِن عده الشهور عند اللَّه اثنا عشر شهراً ...». حضرت فرمود: منظور از سال جدم پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم است، و
____________________
۱. بحار الانوار، ج ۹۸، ص ۱۰۳، ج۴۴ ص۲۸۵، از امام رضاعليهالسلام ، عیون اخبار الرضاعليهالسلام : ج۱ ص۲۳۴-۲۳۳. امالی صدوق: ص۱۹۳. اقبال الاعمال: ج۳ ص۲۹. وسائل الشیعة: ج۱۴ ص۵۰۳.
۲. سوره توبه: آیه ۳۶.
ماه های آن دوازده تاست که عبارتند از امیر المؤمنین، امام حسن، امام حسین، امام علی بن الحسین، خود من (یعنی امام باقر)، و بعد از من پسرم جعفر، و پسر او موسی، و پسر او علی، و پسر او محمّد، و پسر او علی، و پسر او حسن، و پسر او مهدیعليهمالسلام ، که دوازده امام اند، و حجتهای خدا در خلق او و امینانش بر وحی و علم هستند.
چهار ماه که خدا آنها را ماههای حرام و محترم شمرده و دین محکم الهی هستند، چهار امام اند که نام آنها علی است: علی امیر المؤمنین، پدرم علی بن الحسین، علی بن موسی و علی بن محمدعليهمالسلام . اقرار به این امامان دین محکم است. به امامت همه آنان معتقد باشید تا هدایت یابید.(۱)
روش تنظیم کتاب حاضر
در تنظیم کتاب حاضر نکات زیر در نظر گرفته شده است:
۱. تقسیم اصلی کتاب بر اساسماه های دوازده گانه قمری در ۱۲ بخش است. در هر بخشروزهای هر ماه عنوان اصلی قرار داده شده، ووقایع هر روز با شماره گذاری و عنوان فرعی آورده شده است.
۲. در پایان روزهای هر ماه، به ذکر وقایعی می پردازیم که در آن ماه رخ داده ولیروز آن تعیین نشده است .
۳. در اکثر ولادت ها و شهادتها قولهای نادر و خلاف مشهور وجود دارد، که ما با انتخاب قول اقوی بقیه اقوال را در ذیل آنها یادآور شدیم. در مواردی مانند شهادت حضرت زهراعليهاالسلام کهچند روز در سال رسماً مطرح است همه آنها ذکر می شود.
۴. وقایع مذکور در این تقویم از ولادت پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم تا آغاز غیبت کبری است.
____________________
۱. بحار الانوار، ج ۲۴، ص ۲۴۰. الهدایة الکبری: ص۳۷۷. مناقب آل ابی طالبعليهمالسلام : ج۱ ص۳۴۶. الغیبة (شیخ طوسی): ص۱۴۹.
۵. همچنین وقایع تاریخی بسیاری با سند و مدرک وجود دارد، که به خاطرربط نداشتن به معصومین عليهمالسلام ذکر نشده است.
۶. در برخی موارد با توجه بهاهمیّت آنها تفصیل بیشتری داده شده است.
۷. در آغاز هر بخشخلاصه ای از وقایع آن ماه و دورنمائی از آنها ذکر شده است.
ویرایش دوم
طی پنج سالی که از چاپ اول کتاب حاضر در سال ۱۴۲۴ ق - ۱۳۸۲ ش می گذرد و تاکنون شش بار تجدید چاپ شده، مطالب مناسبی برای بخش های مختلف آن جمع آوری شده است. این استدراکات در ترجمه عربی در جای خود قرار داده شد، و اینک در چاپ هشتم متن فارسی اضافه می شود و به عنوان ویرایش دوم کتاب تقدیم می گردد.
امید است این تقویم، به پیوند زندگی هایمان با اهل بیت عصمت و طهارتعليهمالسلام تحکیم بیشتری ببخشد، و با تذکر روزهای غم آنان اندوهناک و با یاد روزهای خوش آنان شاد باشیم.در اعتقاد ما لذّت بردن از زندگی این گونه است، و معنادار بودن زندگی جز این نیست .
عبدالحسین نیشابوری
قم، محرم ۱۴۳۰، فروردین ۱۳۸۸
۱. محرم الحرام
ماه محرم ماه پر حادثه ای است که اعظم آنها شهادت سیّد الشّهداءعليهالسلام است. در روزهای ۱، ۲، ۳، ۴، ۶، ۷، ۸، ۹، ۱۰، ۱۱، ۱۲، ۱۳، ۱۵، ۱۹، ۲۰، ۲۳، ۲۵، ۲۶، ۲۸ و ۲۹ این ماه وقایعی رخ داده که اکثر آنها مربوط به واقعه کربلاست.
نزدیک شدن امام حسینعليهالسلام به کربلا، ورود حضرت به این سرزمین و نامه برای اهل کوفه، ورود عمر بن سعد به کربلا، فتوای شریح قاضی به قتل امام حسینعليهالسلام و تراکم لشکر یزید، ملاقات امام حسینعليهالسلام با ابن سعد، منع آب از امام حسینعليهالسلام ، محاصره خیمه ها در کربلا، آندن امان نامه برای فرزندات امّ البنینعليهاالسلام ، درخواست تأخیر جنگ، آمدن لشکر تازه نفس به کربلا، خطابه امام حسینعليهالسلام برای اصحابش، سخنان امام حسینعليهالسلام با اهل بیتش، سخنان زینب کبریعليهاالسلام با امام حسینعليهالسلام ، همه اینها مراحلی از واقعه کربلاست که قبل از شهادت امام حسینعليهالسلام در ماه محرم بوقوع پیوسته است.
شهادت سیّد الشّهداء امام حسینعليهالسلام ، شهادت قمر بنی هاشم حضرت عباسعليهالسلام ، شهادت حضرت علی اکبرعليهالسلام ، شهادت قاسم بن حسنعليهالسلام ، شهادت باب الحوائج علی اصغرعليهالسلام ، شهادت عبداللَّه بن حسنعليهالسلام شهادت حبیب بن مظاهر اسدی و مسلم بن عوسجه، شهادت حر بن یزید ریاحی و جون غلام ابی ذر غفاری، و شهادت اصحاب با وفای امام حسینعليهالسلام ، شهادت زوجه وهب به دست غلام شمر، جلوه های بزرگترین پرونده شهادت است که در ماه محرم تحقق یافته است.
آمدن ذوالجناح با یال خونین به خیمه فاطمیات، ماتم و ناله و گریه پردگیان حرم بر سیّد الشّهداءعليهالسلام و اولاد او، غارت اموال از خیام امام
حسینعليهالسلام ، غارت لباس و زره از بدن مطهر شهدای کربلا، به آتش کشیدن خیمه های آل اللَّه، فرار فاطمیات و علویات در بیابانها، شهادت دختران کوچک در کنار خیمه ها، جدا شدن سرهای مطهر امام حسینعليهالسلام و اهل بیت و اصحاب، وقایعی است که پس از شهادت امام حسینعليهالسلام بوقوع پیوسته، و همه در ماه محرم بوده است.
رأس مطهر امام حسینعليهالسلام در تنور خولی در کوفه، حرکت کاروان اسرا از کربلا، حرکت اهل بیت امام حسینعليهالسلام به سوی کوفه، دفن شهدای کربلا، ورود اهل بیتعليهمالسلام به کوفه، اسرای اهل بیتعليهمالسلام در مجلس ابن زیاد، اسرای اهل بیتعليهمالسلام در زندان کوفه، خبر شهادت امام حسینعليهالسلام در مدینه و شام،
شهادت عبداللَّه بن عفیف، وقایعی است که در ماه محرم کوفه به خود دیده است و سپس اهل بیتعليهمالسلام در شهرهای عراق و شام گردانده شدند و در همین ماه بود که به شام رسیدند.
وقایع دیگری در ماه محرم اتفاق افتاده که برخی قبل و بعضی دیگر بعد از واقعه کربلا بوده است. ماجرای شعب ابی طالبعليهالسلام جنگ ذات الرقاع، اولین جمع آوری زکات، نوشتن صحیفه ملعونه، وفات حذیفه بن یمان قبل از ماجرای کربلا در ماه محرم بوقوع پیوسته است.
قیام مردم مدینه بر علیه یزید پس از شهادت امام حسینعليهالسلام ، قتل ابن زیاد، وفات امّ سلمه و ماریه قبطیه دو همسر رسول خداصلىاللهعليهوآلهوسلم ، شهادت حضرت سجادعليهالسلام ، خروج زید بن علی بن حسینعليهالسلام ، کلام عاشورائی امام رضاعليهالسلام ، تبعید امام جوادعليهالسلام ، وقایعی است که پس از شهادت امام حسینعليهالسلام در ماه محرم اتفاق افتاده و انشاء اللَّه قیام حضرت مهدی نیز در ماه محرم و در روز عاشورا خواهدبود.
اینها خلاصه وقایعی بود که در ماه محرم الحرام رخ داده، که در این بخش به تفصیل آنها خواهیم پرداخت.
۱ محرم
اولین روزاز ماه حزن و اندوه آل محمد عليهمالسلام است، که همه انبیاء و ملائکه و شیعیان و دوستان اهل بیتعليهمالسلام محزون اند. باید گفت: کاه حزن و اندوه تمام عالم است، چرا که همه ساله از اول محرم تا روز عاشورا پیراهن پاره پاره سیّد الشّهداءعليهالسلام را از عرش خدا به رو به زمین می آویزند وحزن و اندوه عالم را فرا می گیرد .(۱)
همچنین آغاز مجالس عزاداری حضرت اباعبداللَّه است، که مردم را به امور اعتقادی خویش آشنا می کند، و دستورات دین خود را از حسینیه ها و تکایا و مساجد به خانه های فکر و دل خود به ارمغان می برند. شرکت در مراسم عزاداری امام حسینعليهالسلام و اشک بر آن حضرت،از وظائف ما در زمان غیبت امام زمان عليهالسلام است .
در پی بالا گرفتن قدرت اسلام پس از بعثت پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم ،قریش پیمان نامه ای نوشتند و طی آن قرار گذاشتند با بنی هاشم تکلم نکنند و با آنان هم سفره و همنشین نشوند و معامله ننمایند، و آنان را به گونه ای در فشار قرار دهند که پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم را به قریش تحویل دهند تا آن حضرت را به قتل برسانند. حضرت ابوطالبعليهالسلام بنی هاشم را به دره ای که منتسب به آن حضرت بود برد، و اطراف آن را محکم کرده وبرای حفظ جان پیامبر صلىاللهعليهوآلهوسلم شبانه روز کمر همّت بست .
____________________
۱. خصائص الزینبیه: ص ۴۹ (۱۳۱)، خصیصه نوزدهم. درباره سابقه این پیراهن به ص؟؟ کتاب مراجعه شود.
۲. الغدیر: ج۷ ص۳۶۳. قلائد النحور: ج محرم و صفر، ص۹. عیون الاثر: ج۱ ص۱۶۸. طبقات الکبری: ج۱ ص۲۰۸. سبل الهدی و الرشاد: ج۱۰ ص۵۹.
آن حضرت شب ها با شمشیر پروانه وار گرد شمع وجود پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم می گردید و می فرمود: «تا زنده ام دست از یاری او بر نمی دارم. او در هر شب چند بار محل خواب پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم را تغییر می داد وعزیزترین فرزند خود یعنی امیر المؤمنین را به جای آن حضرت می خوابانید ، و روز فرزندان خود و فرزندان برادرانش را به حفاظت از آن حضرت می گماشت. در مدتی که در شعب بودند بر آن حضرت و مسلمانان بسیار سخت گذشت، تا آنجا که شبها صدای گریه اطفال گرسنه بنی هاشم را ساکنین اطراف شعب می شنیدند.
پس از دو سال و چند ماه خداوند موریانه ای را مأمور کرد ، و پیمان نامه آنان را از بین برد بجز اسماء الهی که در آن بود. حضرت ابوطالبعليهالسلام این خبر را به کفار داد، و آنان با دیدن چنین معجزه ای دست از تصمیم خود برداشتند و بنی هاشم به خانه های خود بازگشتند.(۱)
در سالچهارم هجرت به تحریک کفار قریش بین مسلمانان و قبائلی که اطراف مدینه زندگی می کردند و قصد محاصره مدینه را داشتند جنگی در گرفت. پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم با ۴۰۰ یا ۷۹۰ نفر از مدینه بیرون رفتند. در این غزوه حضرت نماز خوف خواندند و جنگ تا سه روز طول کشید تا شر آنان دفع شد.(۲) این واقعه به قولی در ۱۵ جمادی الاولی بوده است.(۳)
____________________
۱. مناقب آل ابی طالبعليهالسلام : ج۱ ص۹۷. الغدیر: ج۷ ص۳۶۵-۳۶۲. بحار النوار: ج۱۹ ص۲۰ - ۱، ج۳۵ ص۹۸ -۹۱. حلیة الابرار: ج۱ ص۱۰۵-۹۵. الدرجات الرفیعة: ۴۸-۴۲. الصحیح من السیرة: ج۳ ص۲۰۱ - ۱۹۳. قلائد النحور: جلد محرم و صفر ص ۱۳-۹. السیرة النبویة: ج۲ ص۵۰-۴۳. سبل الهدی و الرشاد: ج۲ ص۳۷۷. عیون الاثر: ج۱ ص۱۶۸ -۱۶۵. شرح نهج البلاغة: ج۱۳ ص۲۵۶.
۲.الوقایع و الحوادث، ج ۲، ص ۴۵. توضیح المقاصد: ص ۳ - ۲. وقایع المشهور: ص ۶. فتح الباری: ج۷ ص۳۲۱.
۳. وقائع الشهور: ۹۸.
در روز اول محرم پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم برای اولین بار مأمورانی را برایجمع آوری زکات و صدقات به اطراف مدینه فرستاد.(۱)
در این روز که چهارشنبه بود امام حسینعليهالسلام به قصر بنی مقاتل نزول اجلال فرمودند.(۲) مشهور است که در این منزل امام حسینعليهالسلام باعبیداللَّه بن حر جعفی ملاقات نمودند، و دعوت به یاری نمودند، ولی او اجابت نکرد و بعداً پشیمان شد.(۳)
در روز اول محرم ریّان بن شبیب خدمت امام رضاعليهالسلام رسید. حضرت به او فرمود: ای پسر شبیب، مردم عرب در زمان جاهلیت جنگ را در ایام محرم حرام می دانستند؛ ولیاین امت احترام این ماه را از بین بردند و حرمت پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم را رعایت نکردند. در این ماه خون ما را حلال دانستند، و هتک حرمت ما کردند و فرزندان و زنان ما را اسیر نمودند، و سراپرده ما را آتش زدند و اموال ما را غارت کردند ورعایت احترام رسول خدا صلىاللهعليهوآلهوسلم را در باره ما ننمودند .
همانا روز شهادت حسینعليهالسلام پلک چشمان ما را مجروح کرد و اشکهای ما را روان ساخت و دل ما را سوزاند؛ و عزیز ما را در زمین کربلا ذلیل کرد و نزد ما محنت و بلا را
____________________
۱. مکاتب الرسولصلىاللهعليهوآلهوسلم : ج۱ ص۸. الوقایع و الحوادث: ج۲ ص۴۲. قلائد النحور: ج محرم و صفر، ص۱۵. الطبقات الکبری: ج۲ ص۱۶۰. تاریخ دمشق: ج۱۸ ص۲۳، ج۴۰ ص ۷۹.
۲. الامام الحسینعليهالسلام و اصحابه: ج۱ ص۱۸۶. ارشاد: ج۲ ص۸۱. بحار الانوار: ج۴۴ ص۳۷۹. اخبار الطوال: ص۲۵۰.
۳. ارشاد: ج۲ ص۸۱. نفس المهموم: ص۱۹۷ - ۱۹۶. معالی السبطین: ج۱ ص۲۷۹ - ۲۷۸.
۴. بحار النوار ج ۹۸ ص۱۰۲، ج۱۴ ص۱۶۴، ج۴۴ ص۲۸۳. امالی صدوق: ص۱۹۱. اقبال: ج۳ ص۲۸. عیون اخبار الرضاعليهالسلام : ج۱ ص۲۳۳.
تا روز جزا به ارث گذارد. پس گریه کنندگان باید بر حسینعليهالسلام بگریند، زیرا که گریه بر او گناهان بزرگ را از بین می برد.
ای پسر شبیب، اگر خواستی بر چیزی گریه کنی بر حسین بن علیعليهالسلام گریه کن، چه اینکه آن حضرت را کشتند چنانچه گوشفند را می کشند، و با آن حضرت ۱۸ نفر از اهل بیت او کشته شدند که روی زمین شبیه و نظیری نداشتند.آسمان های هفتگانه و زمین ها در شهادت آن حضرت گریستند . چهار هزار ملک روز عاشورا برای نصرت آن حضرت آمده بودند و دیدند حضرت شهید شده است. لذا پریشان و غبارآلود به مجاورت آن قبر مطهر مأمور شدند، تا حضرت قائمعليهالسلام ظهور کند و از یاران او باشند و شعارشان «یا لثارات الحسین » است.
ای پسر شبیب، اگر دوست داری که با ما در درجات عالی بهشت باشیمحزون باش برای حزن ما و شاد باش در شادی ما ؛ و بر تو باد به ولایت ما که اگر کسی سنگی را دوست داشته باشد خداوند متعال او را با همان سنگ محشور می کند...
۲ محرم
بنابر مشهور در این روز در سال ۶۱ ه آقا و مولایمان حضرت اباعبداللَّه الحسین سیّد الشّهداءعليهالسلام با اهل بیت و اصحابشان وارد کربلای معلی شدند.(۱)
در آنجا اسب حضرت حرکت نکرد. امامعليهالسلام پرسیدند: نام این زمین چیست؟ گفتند: «غاضریه». نام دیگرش را پرسیدندگفتند: «شاطی الفرات». فرمودند: اسم دیگری هم
____________________
۱. ارشاد: ج ۲، ص ۸۴. مناقب آل ابی طالبعليهالسلام : ج۴ ص۱۰۵. بحار الانوار: ج۴۴ ص۳۸۲. نفس المهموم: ص۲۰۹. مثیر الاحزان: ص۳۵. لهوف: ص۱۳۹. جلاء العیون: ص ۳۷۹. معالی السبطین: ج ۱ص ۲۸۵. قلائد النحور: ج محرم و صفر، ص۲۴. الوقایع و الحوادث: ج۲ ص۸۹. تاریخ طبری ج۴ ص۳۰۹.
دارد؟ گفتند: «کربلا » هم می گویند. در این هنگام حضرت آهی از دل کشیدند و گریه شدیدی نمودند و فرمودند: «اللهم انی اعوذ بک من الکرب و البلاء . به خدا قسم زمین کربلا همین است. بخدا اینجا مردان ما را می کشند! بخدا قسم اینجا زنان و کودکان ما را به اسیری می برند! بخدا قسم اینجا پرده حرمت ما دریده می شود. ای جوانمردان، فرود آیید که محل قبرهای ما اینجاست».(۱)
در این روز امام حسینعليهالسلام برای بزرگان کوفه نامه ای نوشتند و آن را بهقیس بن مسهّر صیداوی دادند که به کوفه برساند. مأمورین در بین راه قیس را گرفتند، و پس از آنکه او بر ضد یزید و ابن زیاد سخن گفت، او را به شهادت رساندند.
هنگامی که خبر شهادت قیس به امام حسین رسید آن حضرت گریستند و فرمودند: اللهم اجعل لنا و لشیعتنا عندک منزلاً کریماً، و اجمع بیننا و بینهم فی مستقرٍّ من رحمتک اِنک علی کل شیء قدیر.(۲)
۳ محرم
در این روزعمر بن سعد با چهار (۳) یا شش یا نه هزار سوار برای قتل پسر پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم وارد کربلا شد و در مقابل آن حضرت لشکرگاه ساخت و خیمه برافراخت.(۴) ورود ابن
____________________
۱. کلمات الامام الحسینعليهالسلام : ص۳۷۶-۳۷۴. لهوف: ص۱۳۹. الامام الحسینعليهالسلام و اصحابه: ج۱ ص۱۹۹. معالی السبطین: ج۱ ص۲۸۵. نور العین: ص ۳۲. از مدینه تا مدینه: ص ۳۲۶. فیض العلام: ص ۱۴۲.
۲. بحار الانوار: ج۴۴ ص۳۸۲. نفس المهموم: ص۲۰۷. قلائد النحور: ج محرم و صفر، ص۴۱.
۳. ارشاد: ج۲ ص۸۴. بحار الانوار: ج۴۴ ص۳۸۴. نفس المهموم: ص۲۱۲. مقتل الحسینعليهالسلام : ص۹۴.
۴. معالی السبطین: ج۱ ص۳۰۱. نورالعین: ص۳۴. قلائد النحور: ج محرم و صفر، ص۴۰. از مدینه تا مدینه: ص۳۴۳. فیض العلام: ص۱۴۳.
سعد به کربلا در روز چهارم هم نقل شده است.(۱)
۴ محرم
در این روز از سال ۶۱ ه ابن زیاد با استناد به فتوائی که از شریح قاضی گرفته بود، در مسجد کوفه خطبه خواند و مردم را به کشتن امام حسینعليهالسلام تحریص کرد.(۲)
۵ محرم
در این روز حصین بن نمیر به دستور عبدالله بن زیاد با چهار هزار سواره وارد کربلا شدند.(۳)
۶ محرم
در شب ششم جنابحبیب بن مظاهر اسدی با اذن امام حسینعليهالسلام برای آوردن یاور و کمک،به قبیله بنی اسد رفت. اسدیان پذیرفتند و حرکت کردند، ولی جاسوسان به عمر سعد خبر دادند و او عده ای را فرستاد تا مانع آنها شوند. لذا درگیری
____________________
۱. قلائد النحور: ج محرم و صفر، ص ۴۸.
۲. الوقایع و الحوادث: ج ۲، ص ۱۲۴.
۳. وسیلة الدارین فی انصار الحسینعليهالسلام : ص۷۷.
رخ داد که در این میان جمعی از بنی اسد شهید و زخمی و بقیه ناگزیر به فرار شدند و حبیب به خدمت حضرت آمد و جریان را عرض کرد.(۱)
از روز ششم محرم بازار آهنگران کوفه محل رفت و آمد و خرید و فروش زیادی بوده است. هر کسی را می دیدی یا شمشیر یا نیزه و یا تیری می خرید و یا آنها را نزد آهنگران تیز می کرد و به سم آغشته میکرد؛ برای ریختن خون جگر گوشه رسول خدا و علی مرتضی و فاظمه الزهراعليهمالسلام و تمام تیرها مسموم بود، و بعضی از تیرها یک شعبه و بعضی سه شعبه بود.(۲)
در این روز لشکر زیادی برای جنگ با حضرت اباعبداللَّهعليهالسلام جمع شدند.(۳)
۷ محرم
در شب هفتمامام حسین عليهالسلام با عمر سعد ملعون ملاقات و گفتگو کردند . خولی بن یزید اصبحی چون عداوت شدیدی با امامعليهالسلام داشت ماجرا را به ابن زیاد گزارش داد و آن ملعون نامه ای برای عمر سعد نوشت و او را از این ملاقاتها بر حذر داشت و دستور منع آب را صادر کرد.(۴)
____________________
۱. بحار الانوار: ج۴۵ ص۳۸۶. کلمات الامام الحسینعليهالسلام : ص۲۳۷. الوقایع و الحوادث: ج۲ ص۱۴۹. الوقایع و الحوادث: ج ۲، ص ۱۴۹. از مدینه تا مدینه: ص ۳۶۸ - ۳۷۰. مقتل الحسینعليهالسلام (خو ارزمی): ج۱ ص۳۴۵.
۲. وسیلة الدارین فی انصار الحسینعليهالسلام : ص۷۹. معالی السبطین: ج۱ ص۳۴۵.
۳. لهوف:ص۱۴۵. معالی السبطین: ج۱ ص۳۱۱. الوقایع و الحوادث: ج ۲، ص ۱۵۳.
۴. کلمات الامام الحسینعليهالسلام : ص۳۸۷. بحار الانوار: ج۴۴ ص۳۸۹. معالی السبطین: ج۱ ص۳۱۵. قلائد النحور: ج محرم و صفر، ص۶۳. الوقایع و الحوادث: ج۲ ص۱۵۰.
در این روز آب را بر اهل بیت سیّد الشّهداءعليهالسلام بستند، چه اینکه نامه ابن زیاد بدین مضمون رسید که نگذارید حتّی یک قطره آب هم به آنها برسد. عمرو بن حجاج زبیدی با چهار هزار تیراندازمأمور منع آب فرات شدند ، که به هیچ وجه آبی به خیمه گاه پسر پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم برده نشود.(۱)
۸ محرم
در این روزآب در خیمه های سیّد الشّهداء عليهالسلام نایاب شد.(۲)
۹ محرم (تاسوعا)
امام صادقعليهالسلام فرمودند:تاسوعا روزی بود که حسین عليهالسلام و اصحابش را در کربلا محاصره کردند و سپاه شام بر قتال آن حضرت اجتماع نمودند و پسر مرجانه و عمر سعد به خاطر کثرت سپاه و لشکری که برای آنها جمع شده بود خوشحال شدند، و آن حضرت و اصحابش را ضعیف شمردند و یقین کردند که یاوری از برای او نخواهد آمد و اهل عراق حضرتش را مدد نخواهند نمود.(۳)
____________________
۱. الوقایع و الحوادث: ج ۲، ص ۱۵۳. فیض العلام: ص ۱۴۶.
۲. لهعوف: ص۱۴۵. معالی السبطین: ج۱ ص۳۱۹. قلائد النحور: ج محرم و صفر، ص ۸۱. الوقایع و الحوادث: ج ۲، ص ۱۵۴.
۳. کافی: ج ۴، ص ۱۴۷. بحار الانوار: ج۴۵ ص۹۵. الامام الحسینعليهالسلام فی احادیث الفریقین: ص۲۱.
در این روز شمر ملعون برای حضرت عبّاسعليهالسلام و برادرانشامان نامه آورد. آن لعین خود را نزدیک خیام با جلالت حضرت اباعبداللَّهعليهالسلام رسانید و بانگ برآورد: «أین بنو اختنا»: «پسران خواهر ما کجایند»؟ ولی آن بزرگواران جواب ندادند. امام حسینعليهالسلام فرمود: جواب او را بدهید اگرچه فاسق است.
حضرت عبّاسعليهالسلام در جواب فرمودند: چه می گوئی؟ شمر گفت: من از جانب امیر برای شما امان نامه آورده ام. شما خود را به خاطر حسینعليهالسلام به کشتن ندهید.
حضرت عبّاسعليهالسلام با صدای بلند فرمود: «لعنت خدا بر تو و بر امیر تو (و بر امان تو) بد. ما را امان می دهید در حالیکه پسر رسول خدا را امان نباشد »؟!(۱)
درعصر تاسوعا امامعليهالسلام برای به تعویق انداختن جنگیک شب دیگر مهلت گرفتند . چون عمر سعد لشکر را آماده جنگ با امامعليهالسلام نمود و معلوم شد که قصد جنگ دارند، حضرت به برادرش عبّاسعليهالسلام فرمود تا یک شب دیگر مهلت بگیرد. آنها در ابتدا قبول نکردند، ولی بعد قبول نمودند که شبی را صبر کنند.(۲)
در این روز لشکر مجهزی به دستور ابن زیاد از کوفه وارد کربلا شد،(۳) و شمر نامه ابن زیاد را آورد.(۴)
____________________
۱. امالی صدوق: ص۲۲۰. ارشاد: ج۲ ص۸۹. لهوف: ص۱۵۰. مناقب آل ابی طالبعليهالسلام : ج۴ ص۱۰۷. اعلام الوری: ج ۱، ص ۴۵۵. فیض العلام: ص ۱۴۶. بحار الانوار: ج ۴۴، ص ۳۶۱. کلمات الامام الحسینعليهالسلام : ص۳۹۱ - ۳۹۰. ازمدینه تا مدینه: ص۳۸۲ - ۳۷۷. تاریخ طبری: ج۴ ص۳۱۵. البدایة و النهایة: ج۸ ص۱۹۰. مقتل الحسین (خوارزمی): ج۱ ص۳۵۴-۳۴۹.
۲. همان.
۳. امالی صدوق: ص۲۲۰. بحار النوار: ج۴۴ ص۳۱۵. از مدینه تا مدینه: ص ۳۷۸.
۴. امالی صدوق: ص۲۲۰. ارشاد: ج۲ ص۸۹. بحار النوار: ج۴ ص۳۱۶، ۳۱۹. لهوف: ص۱۵۰. اعلام الوری: ج ۱، ص ۴۵۵. فیض العلام: ص ۱۴۶. تاریخ طبری: ج۴ ص۳۱۵. البدایة و النهایة: ج۸ ص۱۹۰.
در عصر این روز امام حسینعليهالسلام در جمع یاران خطبه ای قرائت فرمودند، و اصحاب اعلام وفاداری نمودند.(۱)
شب عاشورا
در این شب امام حسینعليهالسلام اصحاب و اهل بیت خود را جمع نمودند و کلماتی را به آنان فرمودند. خلاصه کلمات حضرت این بود که من بیعت خود را از شما برداشتم و شما را به اختیار خود گذاشتم تا به هرجا که می خواهید کوچ کنید. پس از فرمایشات حضرت اهل بیتعليهمالسلام و اصحاب کلماتی دروفاداری و جان نثاری خود نسبت به آن حضرت ابراز داشتند.(۲)
در این شب بود که زینب کبریعليهاالسلام اشعار «یا دهر اف لک من خلیل... » را از زبان برادرش امام حسینعليهالسلام شنیدو هنگامی که متوجه شد فردا روز شهادت حضرت است فرمود: «ای کاش مرگ مرا نابود ساخته بود و این روز را ندیده بودم ». سپس سیلی به صورت زد و بیهوش شد. امامعليهالسلام خواهر عزیز و مکرمه خود را به هوش آوردند و مطالبی فرمودند.(۳)
____________________
۱. همان. و مناقب آل ابی طالبعليهالسلام : ج ۴، ص ۱۰۷. مثیر الاحزان: ص۳۸. روضة الواعظین: ص۱۸۲. مقتل الحسینعليهالسلام (ابی مخنف): ص۱۰۷. ینابیع المودة: ج۳ ص۶۵. مقاتل الطالبیین: ص۷۴.
۲.همان. و فیض العلام: ص ۱۴۷. وسیلة الدارین: ص ۲۹۸ - ۲۹۹.
۳. مثیر الاحزان: ص۳۵. لهوف: ص۱۴۰. بحار الانوار: ج ۴۵ ص۲. ارشاد: ج۲ ص۹۳. کلمات الامام الحسنعليهالسلام : ص۴۰۴. فیض العلام: ص۱۴۹. وسیلة الدارین: ص۳۰۲-۳۰۳. ینابیع المودة: ج۳ ص ۶۴. تاریخ طبری: ج۴ ص۳۱۹. تاریخ یعقوبی: ج۲ ص۲۴۴. جواهر المطالب: ج۲ ص۲۸۳. البدایة و النهایة: ج۸ ص۱۹۱. مقاتل الطالبیین : ص۷۵ سبل الهدی و الرشاد: ج۱۱ ص۷۷.
۱۰ محرم (عاشورا)
در این روز در سال ۶۱ ه(۱) که روز شنبه(۲) یا جمعه(۳) بوده، آقا و مولایمان حضرتاباعبداللَّه الحسین عليهالسلام در سن ۵۸ سالگی (و یا ۵۶ و یا ۵۷ سالگی) بعد از نماز ظهر، مظلومانه و با حالت تشنگی و گرسنگی درزمین کربلا به شهادت رسیدند .(۴) این روز، روز باریدن خون از آسمان است، و روزی است که شهادت اهل بیت و اصحاب امام حسینعليهالسلام در آن به وقوع پیوسته است.(۵)
____________________
۱. بعضی از مصادر مخالفین: مستدرک حاکم، سنن کبری بیهقی، مجمع الزوائد، فتح الباری، تحفة الحوذی، عون المعبود، المصنّف ابن ابی شیبة، الآحاد و المثانی، المعجم الکبیر، نظم درر السمطین، الطبقات و تاریخ خلیفة بن خیاط، معرفة الثقات، اخبار الطول، مشاهیر علماء الامصار، الثقات ابن حبان، تاریخ بغداد، التعدیل، و الترجیح، اسد الغابة، تهذیب الکمال، تاریخ دمشق، جواهر المطالب فی مناقب الامام علیعليهالسلام ، سیر اعلام النبلاء، لسان المیزان، تقریب التهذیب، الاصابة، انساب سمعانی، البدایة و النهایة، سبل الهدی و الرشاد، ینابیع المودة، الذریة الطاهرة، رجال مسلم، تعجیل المنفعة، الاستیعاب، تاریخ طبری، مقاتل الطالببین، فیض القدیر، مولد العلماء و وفیاتهم، معرفة الثقات، رجال صحیح بخاری، صفوة الصفوة، تهذیب الاسماء، تلخیص الحبیر، تذکرة الخواص، مقتل الحسینعليهالسلام (خوارزمی).
۲. مناقب آل ابی طالبعليهالسلام : ج۳ ص۲۳۱. تهذیب الاحکام: ج۴ ص۳۳۳. کامل الزیارات: ص۱۵۳. الهدلیة الکبری: ص۲۰۱، ۲۰۳. مقتل الحسینعليهالسلام : ص۱۱۳. ارشاد: ج ۲، ص ۱۳۳،۳۷۹. عیون المعجزات: ص۶۱. تاج الموالید: ص۳۰. الخرائج و الجرائح: ج۳ ص۱۱۵۹. عدد القویة: ص۶۵. وسائل الشیعة: ج۱۳ ص۲۴۸. بحار الانوار: ج۴۴ ص۱۹۸، ۳۳۱، ج۴۵ ص۸۷، ج۵۲ ص۲۸۵، ۲۹۰. لهوف: ص۱۲۹. روضة الواعظین: ص۲۶۳. الغیبة طوسی: ص۴۵۳. حدائق الناضرة: ج۱۷ ص۴۳۴. اعلام الوری: ج ۱، ص ۴۲۰.
۳. تاریخ موالید الائمةعليهالسلام : ص۲۰. عیون المعجزات: ص۶۱. بحار الانوار: ج۴۴ ص۱۹۹. تاریخ دمشق: ج۱۴ ص۲۵۰. مستدرک حاکم: ج۳ ص۱۷۷.
۴. کافی: ج۱ ص۴۶۳. ارشاد: ج۲ ص۱۳۳. اعلام الوری: ج۱ ص۴۲۰. کشف الغمة: ج۲ ص۴۰. توضیح المقاصد: ص۳. مسار الشیعة: ص۲۴. تهذیب شیخ طوسی: ج۶ ص۴۲. زاد المعاد: ص۳۰۶. معالی السبطین: ج۲ ص۵. مصباح کفعمی: ج۲ ص۵۹۴. مصباح المتهجد: ص۷۱۲. مقاتل الطالبیین: ص۷۸.
۵. زاد المعاد: ص۳۰۶-۳۰۷.
چهار هزار ملک در این روز به زمین کربلا برای نصرت آن حضرت آمدند، و چون اجازه نیافتند تا ظهور حضرت مهدیعليهالسلام گریه کنان نزد قبر آن حضرت ماندگارند.(۱) در این روز ترک خوردن و آشامیدن بخصوص از غذاهای لذیذ مناسب است.(۲)
عموی والامقام حضرت صاحب الامرعليهالسلام .
____________________
۱. کامل الزیارت: ص۲۳۴، ۲۳۵. کمال الدین: ص۶۷۲. مستدرک الوسائل: چ۱۰ ص۲۴۵. بحار الانوار: ج۴۵ ص۲۲۶، ج۵۲ ص۳۲۶. ۲.توضیح المقاصد: ص ۳. مسار الشیعة: ص ۲۵.
۳. مثیر الاحزان: ص۳۲. بحار الانوار: ج۴۵ ص۲۷-۲۶، ۷۱، ۷۴-۶۵، ج۹۸ ص۲۷۴-۲۶۹. ابصار العین: ص۵۶، ۶۱. وسیلة الدارین: ص۱۱۹، ۱۲۶. فرسان الهیجاء: ج۱ ص۸۷، ۱۰۱. اعیان الشیعة: ج۴ ص۵۵۵. رجال البرقی: ص۳۴، ۴۱. مزار ابن مشهدی: ص۴۹۶ -۴۸۶. رجال شیخ طوسی: ص۶۰، ۹۳، ۱۰۰. نفس المهموم: ص۲۷۰. الاصابه: ج۲ ص۱۴۲. الاعلام زرکلی: ج۲ ص۱۶۶.
۴. بحار الانوار: ج۴۵ ص۲۲، ۲۳، ۷۱. مثیر الاحزان: ص۳۳. اعیان الشیعة: ج۴ ص۲۹۷. فرسان الهیجاء: ج۱ ص۷۸. نفس المهموم: ۲۹۰. ابصار العین: ص۱۰۵. وسیلة الدارین فی انصار الحسینعليهالسلام : ص۱۰۸. الاعلام زرکلی: ج۷ ص۲۲۲.
۵. بحار الانوار: ج۴۵ ص۲۲، ۲۳، ۷۱. مثیر الاحزان: ص۳۳. اعیان الشیعة: ج۴ ص۲۹۷. فرسان الهیجاء: ج۱ ص۷۸. نفس المهموم: ۲۹۰. ابصار العین: ص۱۰۵. وسیلة الدارین فی انصار الحسینعليهالسلام : ص۱۱۵. مستدرکات علم رجال الحدیث: ج۲ ص۲۴۶. ۶. مقتل الحسینعليهالسلام (ابی مخنف): ص۱۴۱. لواعج الاشنان: ص۱۳۹. منتخب التواریخ: ص۲۸۸. تاریخ طبری: ج۴ ص۳۳۴. مثیر الاحزان: ص۳۲. ابصار العین انصار الحسینعليهالسلام : ص۱۰۶، ۱۰۷. فرسان الهیجاء: ج۱ ص۱۴۲، ج۲ ص ۱۳۸-۱۳۶. بحار الانوار: ج۴۵ ص ۱۷-۱۶.
به سوی خیمه فاطمیات برای آوردن خبر شهادت آن حضرت.
بر سیّد الشّهداءعليهالسلام و اولاد و بستگان و اصحاب آن حضرت.
بعد از شهادت آقا و سرورشان اباعبداللَّهعليهالسلام .
و عزای زمین و زمان، عرش و آسمان، جن و انس و ملک و وحوش بر آن حضرت.
____________________
۱. ارشاد: ج۲ ص۱۰۷، ۱۰۸. مثیر الاحزان: ص۳۶. بحار الانوار: ج۴۵ ص۳۴، ۳۶، ۶۸، ۶۹. ابصار العین: ص۳۶، ۳۷. وسیلة الدارین: ص۲۵۱، ۲۵۳. فرسان الهیجاء: ج۲ ص۲۶، ۳۰.
در این روز ملکی ندا کرد: ای امت ظالمی که عترت پیامبر خود را کشتید، خداوند شما را موفق به درک عید فطر و قربان نفرماید.(۱)
عصر عاشورارأس مطهر و نورانی امام حسین عليهالسلام را توسط خولی بن یزید اصبحی ملعون و حمید بن مسلم ازدی به کوفه فرستادند.(۲)
ابن زیاد در روز عاشورای سال ۶۷ ه به فرمان مختار به جزای ظاهری اعمالش رسید و کشته شد. حصین بن نمیر و جمعی از قتله امام حسینعليهالسلام نیز همراه ابن زیاد به قتل رسیدند.(۴)
ابن زیاد ملعون به دست ابراهیم پسر مالک اشتر نخعی کشته شد، و سر نحسش را برای مختار فرستادند.مختار هم سر او را برای امام زین العابدین عليهالسلام فرستاد. هنگام وارد کردن سر ابن زیاد حضرت مشغول غذا خوردن بود. لذا سجده شکر به جای آورده
____________________
۱.کافی: ج۴ ص۱۷۰. بحار الانوار: ج ۴۵، ص ۲۱۷، ۲۱۸. وسائل الشیعه: ج ۱۰، ص ۲۹۶. من لا یحضره الفقیه: ج۲ ص۸۹، ۱۷۵. مستدرک الوسائل: ج۶ ص۱۵۲.
۲. بحار الانوار: ج۴۵ ص۶۲، ۱۰۷. ارشاد: ج۲ ص۱۱۳. مقتل الحسینعليهالسلام (ابی مخنف): ص۲۰۳. اعلام الوری: ج۱ ص۴۷۰. منتهی الآمال: ج۱ ص۴۰۱. فیض العلام: ص۱۵۵. تاریخ طبری: ج۵ ص۳۴۸.
۳. کامل الزیارات: ص۱۵۹. بحار الانوار: ج۴۵ ص۸۹، ۲۰۴، ۲۱۶، ۳۰۵. مدینة المعاجز: ج۴ ص۱۰۵، ۱۱۶، ۱۸۷. شرح احقاق الحق: ج۱۱ ص۴۸۳-۴۸۱. ترجمة الامام الحسینعليهالسلام من طبقات ابن سعد: ص۹۰. ینابیع المودة: ج۳ ص ۱۵، ۲۰، ۱۰۲. تاریخ دمشق: ج۱۴ ص۲۳۰. الصواعق المحرقة: ص۱۱۶، ۱۹۲. تفسیر ابن کثیر: ج۴ ص۱۵۴. تذکرة الخواص: ص۲۴۶. نظم درر السمطین: ص۲۲۱.
۴. بحار الانوار: ج۴۵ ص۳۸۳، ۳۸۵. تتمه المنتهی: ص ۹۰. قلائد النحور: ج ذی الحجه، ص ۴۲۴. مستدرک سفینه البحار: ج ۵، ص ۲۱۵. وقائع الشهور: ص۲۲۷. لطائف المعارف: ص۱۴۵. استیعاب: ج ۱، ص ۳۹۶. البدایه و النهایه: ج ۸، ص ۳۱۰. التاریخ الصغیر: ج۱ ص۱۵۵.
فرمودند: «روزی که ما را بر ابن زیاد وارد کردند غذا می خورد. من از خدا خواستم که از دنیا نروم تا سر او را در مجلس غذای خود مشاهده کنم، همچنان که سر پدر بزرگوارم مقابل او بود و غذا می خورد. خداوند به مختار جزای خیر دهد که خونخواهی ما را نمود». سپس حضرت به اصحاب خود فرمود: همه شکر کنید.»(۱)
۲۴. قیام حضرت مهدیعليهالسلام
به روایتی حضرتبقیه اللَّه الاعظم حجه بن الحسن العسکری ارواحنا له الفداه در این روز قیام خواهند کرد.(۲)
در این روز در سال ۶۲-۶۳ ه امّ سلمه همسر پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم از دنیا رحلت فرمود.(۳) نام او هند، پدرش ابی امیّه، مادرش عاتکه دختر عبدالمطلب بود. شوهر اول او پسر خاله اش ابوسلمه بن عبدالاسد بن مغیره بود. چون به شرف اسلام مشرف شد با همسرش امّ سلمه به حبشه مهاجرت کردند. پس از بازگشت از حبشه براثر زخمی که در جنگ احد بر او وارد شده بود ، بعد از مدتی شهید شد.(۴)
سلمه، عمر، زینب و درّه، فرزندان او بودند، وعمر در جمیع جنگهای امیر المؤمنین عليهالسلام شرکت کرد و مدتی از طرف آن حضرت والی بحرین بود.(۵)
____________________
۱. ذوب النضار: ص۱۴۴. بحار الانواز ج۴۵ ص۳۳۶، ۳۴۲، ۳۸۶. امالی طوسی: ص۲۴۳. مدینة المعاجز: ج۴ ص۳۲۸.
۲. الغیبة (نعمانی): ص۲۸۲. تهذیب الاحکام: ج۴ ص۳۲۳. کمال الدین: ص۶۵۴. اعلام الوری: ج۲ ص۲۸۶. بحار الانوار: ج۵۲ ص۲۹۷، ج۹۵ ص۱۹۰. عدد القویة ص۶۵. کشف الغمة: ج۲ ص۴۶۲، ۵۳۴.
۳. مستدرک سفینه البحار: ج ۵، ص ۲۱۵. تاریخ دمشق: ج۳ ص۲۱۱.
۴. بحار الانوار: ج۲۰ ص۱۴۳، ۱۸۵. سفینة البحار: ج۲ ص۶۹۱. الصحیح من السیرة: ج۷ ص۷۳. ذخائر العقبی: ص۲۵۳. طبقات الکبری: ج۳ ص۲۴۰. البدایة و النهایة: ج۴ ص۷۱.
۵. بحار الانوار: ج۳۲ ص۱۶۹- ۱۶۸. الدجات الرفیعة: ص۱۹۸. سفینة البحار: ج۳ ص۶۴۸. مستدرکات علم رجال الحدیث: ج۶ ص۷۴. شرح نهج البلاغة: ج۶ ص۲۱۹. استعیاب: ج۳ ص۱۱۶۰.
بعد از اینکه عدّه امّ سلمه در وفات شوهرش سر آمد، ابوبکر و عمر جداگانه به خواستگاری او رفتند، ولی امّ سلمه اجابت نکرد.سپس پیامبر صلىاللهعليهوآلهوسلم از او خواستگاری کرد و امّ سلمه قبول کرد،(۱) و به فرزند خود عمر بن ابی سلمه گفت: عقد را جاری کن.(۲)
عایشه وقتی دید پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم امّ سلمه را به عقد خویش در آورده بسیار ناراحت شد، چه اینکه امّ سلمه در جمال کم نظیر بود. عایشه به حفصه گفت: امّ سلمه چقدر زیباست! او باور نکرد تا اینکه امّ سلمه را دید.از همین جهت حسادت این دو با امّ سلمه بسیار زیاد بود .(۳)
امّ سلمه فضائلی دارد که او را از دیگر همسران پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم به جز خدیجه کبریعليهاالسلام ممتاز کرده است:
۱. بارها امّ سلمه عایشه را نصیحت می کرد در پیروی از علی بن ابی طالبعليهالسلام ، ولی او نمی پذیرفت. فضائل و مناقب آن حضرت را برای عایشه می گفت ولی او قبول نمی کرد،(۴) او تا لحظه ای که زنده بود با عایشه سخن نگفت چون مردم را برای جنگ با علی بن ابی طالبعليهالسلام در جنگ جمل جمع کرد.(۵)
۲. امّ سلمه شهادت داد که عایشه دشمنامیر المؤمنین عليهالسلام است.(۶)
____________________
۱. الصحیح من السیرة: ج۵ ص۲۴۵. مسند احمد: ج۶ ص۳۱۳. سیر اعلام النبلاء: ج۱ ص۱۵۲. طبقات الکبری: ج۸ ص۸۹.
۲. بحار الانوار: ج۲۲ ص۲۰۳، ۲۲۴. سفینة البحار: ج۲ ص۶۹۲. مستدرک حاکم: ج۴ ص۱۷. سیر اعلام النبلاء: ج۲ ص۲۰۴.
۳. الصحیح من السیرة: ج۳ ص۲۴۹، ج۵ ص۲۴۶. موسوعة التاریخ الاسلامی: ج۲ ص۴۴۵. طبقات الکبری: ج۸ ص۹۴.سیر اعلام النبلاء: ج۲ ص۲۰۹. الاصابة: ج۸ع ص۳۴۳، ۴۰۶.
۴. بحار الانوار: ج۳۲ ص۱۷۰-۱۴۹. احتجاج: ج۱ ص۲۴۱. معانی الاخبار: ص۳۷۵. الجمل شیخ مفید: ص۱۲۵. مجمع النورین: ص۲۶۴. الجمل ابن شدقم: ص۲۸.بلاغات النساء: ص۷. العقد الفرید: ج۲ ص۲۷۷. الامامة و السیاسة: ج۱ ص۷۶. جواهر المطالب فی مناقب الامام علیعليهالسلام : ج۲ ص۱۰.
۵. الصحیح من السیرة ج۵ ص۲۴۷. شرح الاخبار: ج۱ ص۳۹۶. المحاسن و المساوی: ج۱ ص۴۸۱.
۶. الهدایة الکبری: ص۱۹۷. مدینة المعاجز: ج۳ ص۴۱۲.
۳. امّ سلمه شنید که یکی از آزاد شده هایش امیر المؤمنینعليهالسلام را ناسزا گفته است. آن شخص را فرا خواند و آنقدر از فضائل و مناقب علیعليهالسلام که از پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم شنیده بود برای آن شخص بازگو کرد، تا او توبه کند.(۱)
۴. امّ سلمه حدیث «نحن معاشر الانبیاء لانورّث... » را کهابوبکر آن را به دروغ به رسول خدا صلىاللهعليهوآلهوسلم نسبت داد تکذیب کرد.(۲)
۵. هنگامی که امیر المؤمنینعليهالسلام برای جنگ جمل حرکت کردند، امّ سلمه پسرش عمر بن ابی سلمه را برای یاری آن حضرت فرستاد، و به آن حضرت پیغام داد: «اگر پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم همسرانش را به ملازمت خانه ها امر نفرموده بود می آمدم و در نصرت و یاری شما کوتاهی نمی کردم».(۳)
۶ بعد از رحلت خدیجه کبریعليهاالسلام مراقبت حضرت زهراءعليهاالسلام با فاطمه بنت اسدعليهاالسلام بود. بعد از رحلت فاطمه بنت اسد این مهم از طرف پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم به امّ سلمه سپرده شد، و عایشه از این ماجرا بسیار خشمناک بود. امّ سلمه می گفت: «مردم گمان می کنند من آموزگار فاطمه عليهاالسلام هستم! بخدا قسم که آن حضرت آموزگار من است ».
۷ روزی پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم پوست گوسفندی را طلبیدند و مطالبی را فرمودند و امیر المؤمنینعليهالسلام نوشتند. بعد آن پوست را به امّ سلمه دادند و فرمودند: «هرکس بعد از من فلان و فلان نشانه را به تو داد، این پوست را به او تسلیم کن». آن سه نفر آن نشانه ها را نداشتند، و امّ سلمه آن پوست را در خلافت ظاهری امیر المؤمنین عليهالسلام به آن حضرت - که
____________________
۱. امالی صدوق: ص۴۶۲. امالی طوسی: ص۴۲۵. بشارة المصطفیصلىاللهعليهوآلهوسلم : ص۵۸. کشف الغمة: ج۱ ص۲۹۶. سفینة البحار: ج۲ ص۶۹۲. بحار الانوار: ج۲۲ ص۲۲۱، ج۳۸ ص۳۰۹. کشف الیقین: ص۴۶۸. ینابیع المودة: ج۱ ص۲۴۲.
۲. دلائل الامامة: ص۱۲۴. سفینة البحار: ج۲ ص۶۹۳. بیت الاحزان: ص۱۵۳، از «الدرّ النظیم».
۳. بحار الانوار: ج۳۲ ص۱۶۸. سفینة البحار: ج۳ ص۶۸۴. الدجات الرفیعة: ص۱۹۸. مستدرکات علم رجال الحدیث: ج۶ ص۷۴. شرح نهج البلاغة: ج۶ ص۲۱۹. استیعاب: ج۳ ص۱۱۶۰. المیعار و الموازنة: ص۳۰. تذکرة الخواص: ص۶۷.
۴.دلائل الامامة: ص۸۲. بحار الانوار: ج۴۳ ص۱۰. مجمع النورین: ص۵۲. اللمعة البیضاء: ص۲۳۴.
همه نشانه ها را دارا بود تسلیم نمود.(۱)
۸ هنگام حرکت امام حسینعليهالسلام از مدینه به مکه امّ سلمه آمد و خبر شهادت آن حضرت را که از پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم شنیده بود با اندوهی
فراوان بازگو کرد. امام حسینعليهالسلام محل شهادت و موضع دفن خود و اصحابشان و... را به معجزه نشان دادند. سپس مقداری از خاک آن بقعه طیّبه را به امّ سلمه دادند و در نزد آن حضرت بود تا روز عاشورا که امّ سلمه پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم را با حالتی گردآلود و ژولیده مو در خواب دید، و عرض کرد: یا رسول اللَّه، این چه حالت است که در شما می نگرم؟ فرمودند: «ای امّ سلمه، حسین مرا کشتند و دیشب برای او و اصحاب او قبر می کندم ».
وقتی از خواب بیدار شد خاکی که پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم و امام حسینعليهالسلام به او داده بودند به خون تازه تبدیل شده است.(۲)
شب یازدهم محرم
نخستین شب عزا و سوگ خاندان پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم پس از شهادت سیّد الشّهداءعليهالسلام است. شبی تیره تر از سیاهی! شبی جانسوز که در آن تلخترین لحظات بر خاندان امام حسینعليهالسلام گذشت.
____________________
۱. بصائر الدرجات: ص۱۸۳. الامامة و التبصرة من الحیرة: ص۴۵. بحار الانوار: ج۲۲ ص۲۲۴، ج۲۶ ص۴۹، ج۳۸ ص۱۳۲. مدینة المعاجز: ج۲ ص۲۴۸.
۲. بحار الانوار: ج۴۴ ص۲۲۵، ۲۴۱، ج۴۵ ص۸۹، ۲۳۰. امالی صدوق: ص۲۰۳. امالی طوسی: ص۳۱۵. کلمات الامام الحسینعليهالسلام : ص۲۹۲. مدینة المعاجز: ج۴ ص۱۹۲. ریاحین الشرعیة: ج۲ ص۳۰۵ - ۲۸۳. ذخائر العقبی: ص۱۴۸. ینابیع المودة: ج۳ ص۱۲. تاریخ یعقوبی: ج۲ ص۲۴۶. مجمع الزوائد: ج۹ ص۱۸۹. المعجم الکبیر: ج۳ ص۱۰۸. تاریخ دمشق : ج۱۴ ص۱۹۳. تهذیب الکمال: ج۶ ص۴۰۹. تهذیب التهذیب: ج۲ ص۳۰۱.
آیا می شود رنج و سوز و مصیبت بازماندگان حضرت را در آن شب بیان کرد و یا حتّی تصّور نمود؟ آیا کسی درک می کند کهدیدگان خونفشان عمه امام زمان عليهالسلام و اهل بیت چقدر و چگونه بر آن حضرت گریستند ؟ آیا می تواند تصویر کند که آه و ناله سوزناک آن عزیزان چگونه بوده است؟
با چه زبانی و با چه لفظی می توان دلهای شکسته، قلبهای جریحه دار، ناله و نوای بلبلان بال و پر سوخته گلستان نبوی و علوی، و سوز دل یتیمان و بانوان حسینی را بیان کرد؟
شام غریبان است ! کودکان یتیم که دیشب پدر داشتند، و بانوان بی سرپرست که دیشب سرپرست و کاشانه داشتند، امشب با آشیانه سوخته و دلهای داغدار، بدون سرورشان حضرت اباعبداللَّه چه می کنند؟
تفاوت بین این دو شب چقدر است:شب عاشورا و شب یازدهم ؟ دیشب چه سالاری داشتند؟ دیشب چه کسی از خیمه ها محافظت می کرد؟ دیشب چه کسانی در خیمه ها بودند؟ امروز اما بدن مبارکشان بدون سر روی زمین است!آن شب چه کسی سرپرستی علویات و فاطمیات را بر عهده داشت؟ زینب کبریعليهاالسلام آن شب چه حالی داشت؟ از یک سو مراقبت از حجّت خدا زین العابدینعليهالسلام و همسران و یتیمان برادر، و از سوی دیگر به دنبال دخنران گمشده!!همه اینها در سرزمینی که بدن برادرش و عزیزانش با آن وضع روی زمین افتاده باشند !
آه چه شبی بود آن شب و چه حالی داشت دختر امیر المؤمنینعليهالسلام . «سلام علی قلب زینب الصبور و لسانها الشّکور ».(۱)
شب یازدهم شبی است که سر مطهر امام حسینعليهالسلام در تنور منزل خولی بود در
____________________
۱. از زیارت حضرت زینبعليهاالسلام
حالیکه نورانیّت آن سر فضا را روشن نموده بود.(۱)
۱۱ محرم
عمر سعد ملعون روز یازدهم تا وقت ظهر در کربلا ماند، و بر کشتگان سپاه خود نماز گذارد و آنان را به خاک سپرد. وقتی روز از نیمه گذشت فرمان داد تا دختران پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم را بر شتران بی جهاز سوار کردند(۲) و سیّد سجّادعليهالسلام را نیز با غل جامعه بر شتر سوار کردند. هنگامی که آنان را از قتلگاه عبور دادند و نظر بانوان بر جسم مبارک امام حسینعليهالسلام افتاد،لطمه ها بر صورت زدند و صدا به صیحه و ندبه برداشتند .(۳)
روز یازدهم عمر سعد به کوفه آمد. ابن زیاد اذن عمومی داد تا مردم در مجلس حاضر شوند. سپس رأس مطهر امام حسینعليهالسلام را نزد او گذاشتند و او نگاه می کرد و تبسّم می نمود و با چوبی که در دست داشت جسارت می نمود.(۴)
عصر روز یازدهم اهل بیتعليهمالسلام را با حالت اسارت به کوفه بردند. نزدیک
____________________
۱. مقتل الحسینعليهالسلام (مقرّم): ص ۳۰۴. از مدینه تا مدینه: ص۷۷۰. فیض العلام: ص۱۵۶-۱۵۵. در بعضی از مصادر به جای تنور خولی، زیر ظرف خمیر آمده است: مناقب آل ابی طالبعليهمالسلام :ج۴ ص۶۸. بحار الانوار: ج۴۵ ص۱۲۶. مثیر الاحزان: ص۶۶. مدینة المعاجز: ج۴ ص۱۱۴. تاریخ طبری: ج۴ ص۳۴۸.
۲. ارشاد: ج۲ ص۱۱۴. اعلام الوری: ج۱ ص۴۷۰. لهوف: ص۱۸۹. بحار الانوار: ج۴۵ ص۰۷.
۳. مقتل الحسینعليهالسلام (ابی مخنف): ص۲۰۳. مثیر الاحزان: ص۶۴. معالی السبطین: ج۲ ص۹۰. قلائد النحور: ص ۱۸۴. فیض العلام: ص ۱۵۶. تاریخ طبری: ج۴ ص۳۴۸. البدایة و النهایة: ج۸ ص۲۱۰. ۴. اعلام الوری: ج ۱، ص ۴۷۱.
۵. ارشاد: ج۲ ص۱۱۴. مثیر الاحزان: ص۶۴. بحار الانوار: ج۴۵ ص۶۲. اعلام الوری: ج ۱، ص ۴۷۱. لهوف: ص۱۸۹.
غروب حرکت کردند و شبانه به کوفه رسیدند. لذا آن بزرگواران داغدار و مصیبت زده را تا صبح پشت دروازه های کوفه نگه داشتند. هنگام صبح عمر سعد ملعون از کوفه خارج شد، و بسان فرماندهی که از فتوحات خویش خوشحال است همراه اسرائ وارد کوفه شد.(۱)
۱۲ محرم
روز دفن بدنه ای مطهر سیّد الشّهداءعليهالسلام و اهل بیت و اصحاب آن حضرت،(۲) توسّط امام سجّادعليهالسلام به یاری جمعی از بنی اسد است.(۳) و بنا بر قولی دفن شهدای کربلا در سیزهم محرم بوده است.(۴)
روز دوازدهم روز ورود اهل بیتعليهمالسلام با حالت اسارت به کوفه است.(۵)
در این روز ابن زیاد فرمان داد که احدی حق ندارد با اسلحه از خانه بیرون آید، و ده هزار سوار و پیاده بر تمام کوچه ها و بازارها موکل گردانید، که احدی از شیعیان امیرالمؤمنینعليهالسلام حرکتی نکند.
سپس فرمان داد سرهایی را که در کوفه بود برگردانند و در پیش روی اهل بیتعليهالسلام حرکت دهند،و با هم وارد شهر کرده در کوی و بازار بگردانند .
____________________
۱. قلائد النحور: ج محرم و صفر، ص ۲۰۴.
۲. ارشاد: ج۲ ص۱۱۴. اعلام الوری: ج ۱، ص ۴۷۰. بحار الانوار: ج۴۵ ص۱۰۸. مثیر الاحزان: ص۶۵.
۳. تذکرة الشهداء (مترجّم): ص۴۴۷- ۴۴۵. الوقایع و الحوادث: ج ۶ ص ۶۱-۵۹. وقایع الایّام: تتمه محرم، ص ۱۳۲. علی الاکبرعليهالسلام (مقرّم): ص۹۴.
۴. علی الاکبرعليهالسلام : ص۹۴. تذکرة الشهداء (مترجَم):ص۴۴۵.
۵. ارشاد: ج۲ ص۱۱۴. اعلام الوری: ج۱ ص۴۷۱. درجات الرفیعة: ص۴۵۱. قلائد النحور: ج محرم و صفر، ص ۲۰۴. الوقایع و الحوادث: ج ۴ ص ۲۵.
مردم با دیدن حالت زار ذریه ی پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم و سرهای بر نیزه و بانوان و مخدرات در هودجهای بدون پوشش،صدا به گریه بلند نمودند . زینب کبری، ام کلثوم، فاطمه بنت الحسین و امام زینالعابدینعليهالسلام به ترتیب با جگرهای سوزان و قلوب دردناک ایراد خطبه نمودند، که عده ای از لشکر با دیدن این اوضاع از کرده خود پشیمان شدند، اما هنگامی که خیلی دیر شده بود!!(۱)
شهادت امام زین العابدینعليهالسلام بنابرقولی در این روز(۲) درسال ۹۴ هجری درسن ۵۷ سالگی واقع شده است، و قول دیگر ۲۵ محرم است که خواهد آمد.
۱۳ محرم
پس از آنکه اسرا و سرهای مقدس شهدا را در کوفه گردانیدند، ابن زیاد در کاخ خود نشست و دستور داد سر مطهر امام حسینعليهالسلام را در برابرش گذاشتند. آنگاه زنان و کودکان آن حضرت را به همراه امام سجّادعليهالسلام در حالیکه به طناب بسته بودند وارد مجلس نموده، در برابر تخت آن ملعون ایستاده نگه داشتند. در این حال درباریان آن ملعون به تماشا ایستاده بودند.(۴)
____________________
۱. مثیر الاحزان: ص۶۶. لهوف: ص۲۰۰. بحار الانوار: ج۴۵ ص۱۱۴. قمقمام زخّار: ص۵۱۵. قلائد النحور: ج محرم و صفر، ص ۲۰۵.
۲. توضیح المقاصٌد: ص ۳. الدروس: ج۲ ص۱۲. وصول الاختیار: ص۴۲. منتهی الآمال: ج۲ ص۳۸.
۳. امالی صدوق: ص۲۲۹. روضة الواعظین: ص۱۹۰. بحار الانوار: ج۴۵ ص۱۵۴.
۴.الوقایع و الحوادث: ج ۴ ص ۶۳-۶۲. وقایع الایّام: تتمه محرم، ص ۲۵۶.
پس از مجلس شوم ابن زیاد، اهل بیتعليهمالسلام را با غل و زنجیر وارد زندان کوفه نمودند.(۱)
ابن زیاد به مدینه و شام نامه نوشت و خبر شهادت امام حسینعليهالسلام را منتشر ساخت.(۲)
عبداللَّه بن عفیف ازدی بزرگواری از اصحاب امیر المؤمنینعليهالسلام بود و در جنگهای جمل و صفین دو چشم خویش را از دست داده بود. لذا مشغول عبادت بود.
او هنگامی که شنید پسر زیاد ملعون به امیر المؤمنین و امام حسینعليهالسلام نسبت کذب می دهد، از میان جمعیت برخاست و گفت: ساکت باش ای پسر مرجانه، دروغگو تویی و پدر تو که به تو این مقام را داد. ای دشمن خدا! فرزندان پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم را می کشی و در منابر مؤمنین این چنین سخن می گویی؟ مأموران خواستند متعرض او شوند که با کمک قبیله اش به خانه رفت، ولی بعد آمدند و خانه او را محاصره کردند. پس از رشادتهای او و دخترش دستگیر شد و همانطور که از خدا خواسته بود به دست بدترین خلق یعنی ابن زیاد به شهادت رسید.(۳)
____________________
۱. امالی صدوق: ص۲۲۹. روضة الواعظین: ص۱۹۰. بحارالنوار: ج۴۵ ص۱۵۴. الوقایع و الحوادث: ج ۴ ص ۸۹. وقایع الایّام: تتمه محرم، ص ۲۶۳.
۲. لهوف: ص۲۰۷. الوقایع و الحوادث: ج محرم، ص ۹۶. وقایع الایّام: تتمه محرم، ص ۲۶۴.
۳. ارشاد: ج۲ ص۱۱۷. مثیر الاحزان: ص۷۲. لهوف: ص۲۰۳. مقتل الحسینعليهالسلام (ابی مخنف): ص۲۰۷. بحار النوار: ج۴۵ ص۱۱۹. سفینة البحار: ج۳ ص۳۴۲. الوقایع و الحوادث: ج ۴، ص ۸۰، ۸۷ - ۸۸. تاریخ طبری: ج۴ ص۳۵۱.
۱۵ محرم
بنابر بعضی اقوال، در این روز سرهای مطهر اهل بیت عصمت و طهارتعليهمالسلام را به سوی شام حرکت دادند.(۱) البته بعداً اهل بیتعليهمالسلام سرهای مطهر را به بدنها ملحق کردند.(۲)
۱۹ محرم
در این روز اهل بیت سیّد الشّهداءعليهالسلام را از کوفه به سوی شام حرکت دادند.(۳) زنهای غیر هاشمیه از انصار امام حسینعليهالسلام که در کربلا اسیر شدند با شفاعت اقوام و قبایلشان نزد ابن زیاد از قید اسیری خلاص شدند، و فقط زنهای هاشمیات برای اسارت به شام برده شدند.(۴)
۲۰ محرم
بعد از ده روز از واقعه عاشورا جمعی از بنی اسد بدن شریف جون غلام ابی ذر غفاری
____________________
۱. ارشاد: ج۲ ص۱۱۸. کشف الغمة: ج۲ ص۶۷. وقایع الایّام: تتمه محرم، ص ۲۸۱. البدایة و النهایة: ج۸ ص۲۰۸. تذکرة الخواص: ص۲۳۴.
۲. امالی صدوق: ص۲۳۲. روضة الواعظین ص۱۹۲. بحار النوار: ج۴۵ ص۱۴۰.
۳.الوقایع و الحوادث: ج ۴، ص ۱۱۴.
۴. ابصار العین فی انصار الحسینعليهالسلام : ص ۱۳۳.
را پیدا کردند در حالی که صورتش نورانی و بدنش معطر بود و سپس او را دفن کردند.(۱)
جون کسی بود که امیر المؤمنینعليهالسلام او را به ۱۵۰ دینار خرید و به ابوذر بخشید. هنگامی که ابوذر را به ربذه تبعید کردند این غلام برای کمک به او به ربذه رفت و بعد از رحلت جناب ابوذر به مدینه مراجعت کرد و در خدمت امیر المؤمنینعليهالسلام بود تا بعد از شهادت آن حضرت به خدمت امام مجتبیعليهالسلام و سپس به خدمت امام حسینعليهالسلام رسید و همراه آن حضرت از مدینه به مکه و از مکه به کربلا آمد.
هنگامی که جنگ در روز عاشورا شدّت گرفت او خدمت امام حسینعليهالسلام آمد و برای میدان رفتن و دفاع از حریم ولایت و امامت اجازه خواست. حضرت فرمودند: در این سفر به امید عافیت و سلامتی همراه ما بودی! اکنون خویشتن را به خاطر ما مبتلا مساز.
جون خود را بر قدمهای مبارک امام حسینعليهالسلام انداخت و بوسید و گفت: ای پسر رسول خدا، هنگامی که شما در راحتی و آسایش بودید من کاسه لیس شما بودم، و حال که به بلا گرفتار هستید شما را رها کنم؟
جون با خود فکر کرد: من کجا و این خاندان کجا؟ لذا عرضه داشت: آقای من، بوی من بد است و شرافت خانوادگی هم ندارم و نیز رنگ من سیاه است. یا اباعبداللَّه، لطف فرموده مرا بهشتی نمائید تا بویم خوش گردد و شرافت خانوادگی به دست آورم و روسفید شوم. نه آقای من، از شما جدا نمی شوم تا خون سیاه من با خون شما خانواده مخلوط گردد. جون می گفت و گریه می کرد به حدّی که امام حسینعليهالسلام گریستند و اجازه دادند.
با آنکه جون پیرمردی ۹۰ ساله بود، ولی بچه ها در حرم با او انس فراوانی داشتند. او به کنار خیمه ها برای خداحافظی و طلب حلالیّت آمد، که صدای گریه اطفال بلند شد
____________________
۱. بحار الانوار: ج۴۵ ص۲۲، ۷۱. وسیلة الدارین: ص۱۱۵. منتخب التواریخ: ص۲۹۱، ۳۱۱.
و اطراف او را گرفتند. هریک را به زبانی ساکت کرد و به خیمه ها فرستاد و مانند شیری غضبناک روی به آن قوم ناپاک کرد. او جنگ نمایانی کرد، تا آنکه اطراف او را گرفتند و زخمهای فراوانی به او وارد کردند. هنگامی که روی زمین افتاد، امام حسینعليهالسلام سر او را به دامن گرفت و بلند بلند گریست، و دست مبارک بر سر و صورت جون کشید و فرمود: «اللهم بیّض وجهه و طیّب ریحه و احشره مع محمد و آل محمدعليهمالسلام : بار الها رویش را سفید و بویش را خوش فرما و با خاندان عصمتعليهمالسلام محشورش نما.
از برکت دعای حضرت روی غلام مانند ماه تمام درخشیدن گرفت و بوی عطر از وی به مشام رسید. چنانکه وقتی بدن او را بعد از ده روز پیدا کردند صورتش منّور و بویش معطر بود.(۱)
(وسیله الدارین فی انصار الحسینعليهالسلام : ص ۱۱۵)
۲۳ محرم
در روز چهارشنبه ۲۳ محرم ۱۴۲۷ در ساعت ۴۵/۶ یا ۷ صبح، به وقت محلی شهر بغداد عده ای از دشمنان قسم خورده اهل بیتعليهماالسلام ، حرم عسکریینعليهماالسلام را خراب کردند. آنها با پوشیدن لباس پلیس عراق وارد حرم مطهر شدند، اسلحه نگهبانان را گرفته همراه با خدام مرقد شریف - که حدود ۷ تا ۱۰ گفته اند - در یکی از غرفه های صحن مطهر عسکرینعليهماالسلام با دست و پای بسته زندانی نمودند و اطراف حرم شریف و روضه منوره را با مواد منفجره - که نزدیک به ۲۰۰ کیلو گرم می شد- منفجر کردند.
در پی این حادثه عراق و ایران یک هفته عزای عمومی اعلان شد و دروس حوزه های علمیه تعطیل شد و بازارها در اکثر شهر های بزرگ بسته شد و دسته جات
____________________
۱. وسیلة الدارین فی انصار الحسین:عليهالسلام ص۱۱۵.
عزا از حسینیه ها و مساجد در حاتی که به سر و صورت و سینه می زدند و بعضی با پای برهنه و در پیشاپیش بعضی دسته جات مراجع به خیابان ها آمدند و به ساحت مقدس حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف عرض تسلیت نمودند.
عاشقان اهل بیت عصمت و طهارتعليهمالسلام با جمع آوری نقدینه و هدیه طلا و جواهرات و ثبت نام عده زیادی از مهندسین و معماران و کارگران، آمادگی خود را برای تجدید بنای حرم عسکریینعليهماالسلام اعلان نمودند.
مخفی نماند که حرم مطهر فعلی سامراء منزل شخصی امام هادیعليهالسلام است که هنگام ورود به این شهر خریداری نمودند. این مکان شریف مدفن حضرت هادی و امام حسن عسکریعليهماالسلام و محل ولادت آقا و مولایمان حضرت صاحب الزمانعليهالسلام و مدفن جناب حکیمه خاتون دختر امام جوادعليهالسلام و حضرت نرجس خاتون همسر امام عسکریعليهالسلام و والده ماجده امام عصرعليهالسلام و مدفن سید حسین پسر امام هادیعليهالسلام است.
این حرم شریف تا این زمان که به دست ناصبیان تخریب شد ۱۳ بار تجدید بنا شده است،(۱) و اکنون که سال ۱۴۲۹ ه است در حال ساخت بنای جدید حرم مطهر می باشند.
۲۵ محرم
در سال ۹۴ بنابر مشهور یا ۹۵ ه(۲) ، امام زین العابدینعليهالسلام در سن ۵۷ سالگی با زهری
____________________
۱. تاریخ سامراء: ج۲ ص۳۰۰-۲۹۸.
۲. کافی: ج۱ ص۴۶۶، ۴۶۸. مسار الشیعه: ص ۲۶. العدد القویه: ص ۳۱۵. زاد المعاد: ص ۳۲۸. مصباح کفعمی: ج ۲، ص ۵۹۴. مصباح المتهجد: ص ۷۲۹. عیون المعجزات: ص۶۵. فیض العلام: ص ۱۶۵. بحار الانوار: ج ۵۹، ص ۱۹۹. اختیارات: ص۳۳. تقویم المحسنین: ص۱۵. قلائد النحور: ج محرم و صفر، ص ۳۱۵. تذکرة الخواص: ص۲۹۸.
که ولید بن عبدالملک یا هشام لعنهما اللَّه به آن حضرت دادند به شهادت رسیدند. این درحالی بود که ۳۴ یا ۳۵ سال بعد از واقعه کربلا در مصائب جان گداز شهادت پدر و برادران و عمو و بستگان و اسارت عمه ها و خواهرانش، گریان بودند.
امام باقرعليهالسلام آن حضرت را تجهیز نمودند و در بقیع کنار قبر عموی مظلومش حضرت مجتبیعليهالسلام به خاک سپردند. سال شهادت آن حضرت را به خاطر کثرت فوت فقهاء و علماء «سنه الفقهاء » گفتند.
در شهادت آن حضرت اقوال دیگری نیز وجود دارد:۱۲ محرم ،(۱) ۱۸ محرم ،(۲) ۱۹ محرم ،(۳) ۱ صفر.(۴)
۲۶ محرم
در سال ۱۴۶ هعلی بن حسن بن حسن بن حسن بن علی عليهالسلام ، در سن ۴۵ سالگی در زندان منصور -که شب و روز در آن تشخیص داده نمی شد- در حال سجده و در حالیکه غل و زنجیر بر دست و پایش بود، به شهادت رسید،(۵) و بنا بر قولی شهادت آن بزرگوار در ۲۳ محزم بوده است.(۶)
____________________
۱. توضیح المقاصد: ص۳. الدروس: ج۲ ص۱۲. وصول الاخیار: ص۴۲. منتهی الآمال: ج ۲، ص ۳۸.
۲. مناقب آل ابی طالبعليهالسلام : ج۴ ص۱۸۹. اعلام الوری: ج۱ ص۴۸۱. العدد القویة: ص۳۱۶. روضة الواعظین: ص۲۰۱. بحار الانوار: ج۴۶ ص۱۵۴. منتهی الآمال: ج۲ ص۳۸.
۳. مناقب آل ابی طالبعليهالسلام : ج۴ ص۱۸۹.
۴. اختیارات: ص۳۳.
۵. مستدرک سفینة البحار: ج۶ ص۲۹۵. منتهی الآمال: ج۱ ص ۲۶۰-۲۵۹. الوقایع و الحوادث: ج۴ ص۲۸۹. مقاتل الطالبیین: ص۱۳۲.
۶. شجره طوبی: ج۱ ص۱۶۲.
۲۸ محرم
حذیفه از بزرگان اصحاب پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم و از خواص اصحاب امیر المؤمنینعليهالسلام بود. پدر حذیفه در جنگ احد اشتباهاً به وسیله یکی از مسلمانان کشته شد.(۱)
حذیفه یکی از هفت نفری بود که بر صدیقه طاهره عليهاالسلام نماز خواندند .(۲) او صحابه منافق را می شناخت.(۳) منافقینی که پس از غدیر خم توطئه قتل پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم را چیدند و می خواستند در بازگشت از غدیر خم در راهی که از کوه می گذشت شتر حضرت را بترسانند تا برمد و حضرت به دره سقوط کند و به قتل برسد. اما جبرئیل این نقشه را بسمع مبارک نبوی رسانید.
پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم چون به محل مورد نظر رسیدند، منافقین با چهره های بسته هر کدام ظرفی که داخل آن سنگریزه بود از بالا رها نموده و شروع به داد و فریاد و نعره زدن کردند. اما عمار مهار تاقه را گرفته بود و حذیفه هم در کنار آن حضرت بود و سرانجام نقشه آن کوردلان نقش بر آب شد.
پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم آن منافقین را به حذیفه معرفی فرمودند که عبارت بودند تز اولی و دومی و سومی و ابوعبیده و معاذ بن جبل و سالم و معاویه و عمروعاص
____________________
۱. الدرجات الرفیعة: ص۳۰۹-۲۸۳. الفوائد الرجالیة: ج۲ ص۱۷۹ -۱۶۲. استیعاب: ج۱ ص۳۵۵-۳۳۴. الکنی و و الالقاب: ج۲ ص۲۳۶-۲۳۴. مستدرک حاکم: ج۳ ص۳۸۱- ۳۷۹. سفینة البحار: ج۲ ص۵۷۱-۵۶۶.
۲. الاختصاص: ص۵. بحار الانوار: ج۲۲ ص۳۴۵، ۳۵۱. تفسیر فرات: ص۵۷۰. اختیار معرفة الرجال: ج۱ ص۳۴. درجات الرفیعة: ص۲۰۹. روضة الواعظین: ص۲۸۰. مستدرک سفینة البحار: ج۴ ص۴۲۵.
۳. احتجاج: ج۱ ص۳۸۸. دلائل الامامة: ص۹۷. المسترشد: ص۵۹۱، ۵۹۲. الطرائف: ص۴۷۰. بحار الانوار: ج۲۸ ص۹۹. الکنی و الاقاب: ج۲ ص۲۳۵. الغدیر: ج۶ ص۲۴۱. صحیح البخاری: ج۸ ص۱۰۰. فتح الباری: ج۱۳ ص۳۱، ۶۲. صفة المنافق: ص۶۳. المصنف (ابن ابی شیبة): ج۸ ص۶۳۷. کنز العمال: ج۱ ص۳۶۸. تاریخ دمشق: ج۱۲ ص۲۷۵. سنن بیهقی: ج۸ ص۲۰۰، ج۹ ص۳۳. المحلّی: ج۱۱ ص۲۲۰. اسد الغابة: ج۱ ص۳۹۱.
و طلحه و سعد بن ابی وقاص و عبدالرحمن بن عوف و ابوموسی اشعری و مغیره بن شعبه و ابو هریره و اوس بن الحدثان و ابوطلحه و ابو قتاده انصاری و ابو مسعود(۱) ، و حذیفه همه را به خاطر سپرد. به همین دلیل بود که غاصبیم خلافت بعد از آن واقعه از حذیفه می ترسیدند که مبادا آنان را به مردم معرفی کند.
لذا حذیفه بر جنازه هرکس حاضر نمی شد دیگران می فهمیدند که میّت از منافقین بوده است. نکته جالب آنجا بود که حذیفه بر ابوبکر نماز نخواند،(۲) و دومی برای سرپوش گذاشتن بر نفاق خویش و تبرئه خود، از حذیفه می پرسید: «اگر این شخص از منافقین است بگو تا من بر او نماز نخوانم»!(۳)
این بزرگوار چهل روز پس از خلافت ظاهری امیر المؤمنین در مدائن از دنیا رحلت فرمود.(۴) او قبل از رحلت به دو فرزندش صفوان و سعید وصیت کرد که همیشه ملازم امیر المؤمنینعليهالسلام باشند و ایشان هم به وصیت پدر عمل نمودند تا در جنگ صفین به شهادت رسیدند.(۵)
____________________
۱. کتاب سلیم بن قیس هلالی: ج۲ ص۷۳۰. ارشاد القلوب: ج۲ ص۳۳۲. خصال: ص۴۹۹. الهدایة الکبری: ص۷۹. المستر شد: ص۵۹۷. بحار الانوار: ج۲۱ ص۲۲۳، ج۲۸ ص۱۰۰، ج۳۱ ص۶۳۲، ج۳۷ ص۱۱۹، ج۸۲ ص۲۶۷. الصراط المستقیم: ج۳ ص۴۴. مکاتیب الرسول: ج۱ ص۶۰۲، ۶۰۳، ۶۰۷. درجات الرفیعة: ص۲۹۹. اختیارات: ص۱۷. انوار العلویة: ص۷۴. منتخب التواریخ: ص۶۳. کشف الهاویة: ص۲۸۹.
۲. اغتیال النبی: ص۷۱، بنقل از مختصر تاریخ دمشق: ج۶ ص۲۵۳، المحلّی (ابن حزم): ج۱۱ ص۲۲۵.
۳. الغدیر: ج۶ ص۲۴۲-۲۴۱. منتهی الآمال: ج۱ ص۱۲۰. اسد الغابة: ج۱ ص۳۹۱. الاعلام زرکلی: ج۲ ص۱۷۱. احیاء العلوم غزالی.
۴. الفوائد الرجالیة: ج۲ ص۱۷۶. مستدرک سفینة البحار: ج۵ ص۲۱۲. الوقایع و الحوادث: ج۴ ص۳۰۸. مراقد المعارف: ج۱ ص۲۴۲. سفینة البحار: ج۲ ص۵۷۱. تاریخ دمشق: ج۱۲ ص۶۲۱. مستدرک حاکم: ج۳ ص۳۸۰.
۵. درجات الرفیعة: ص۲۸۸. الفوائد الرجالیة: ج۲ ص۱۷۶. سفینة البحار: ج۲ ص۵۷۱. ج۲ ص۵۷۱. الکنی و الالقاب: ج۲ ص۲۳۶. مروج الذهب: ج۲ ص۳۹۴. استیعاب: ج۱ ص۳۳۵.
در سال ۲۲۰ ه امام جوادعليهالسلام به دستور معتصم از مدینه به بغداد تبعید شدند. (۱)
بنابرنقلی ورود اسرای اهل بینعليهمالسلام به شهر بعلبک و استقبال مردم آن شهر از نیزه داران با شکر و سویق و آذوقه و علف در این روز بوده است،(۲) که حضرت امّ کلثومعليهاالسلام با دیدن این منظره در حق آنان نفرین کردند.(۳)
۲۹ محرم
در این روز اسرای اهل بیتعليهمالسلام به حوالی شام رسیدند.(۴) ابراهیم بن طلحه بن عبداللَّه جلو آمد و به امام زین العابدینعليهالسلام نزدیک شد، و کینه هائی که از جراحت شمشیرهای جنگ جمل در سینه ذخیره کرده بود ظاهر ساخت و به حضرت گفت: دیدی غلبه با کیست؟ حضرت فرمود:اگر می خواهی بدانی غالب کیست صبر کن تا هنگام نماز اذان و اقامه بگو، آن وقت می دانی آوازه چه کسی تا قیامت باقی است .(۵)
____________________
۱. ارشاد: ج ۲، ص ۲۹۵. تاریخ قم: ص۲۰۰. بحار الانوار: ج۵۰ ص۸. شرح احقاق الحق: ج۱۹ ص۵۹۹. ینابیع المودة: ج۳ ص۱۲۷.
۲. قلائد النحور: ج محرم و صفر، ص ۳۳۲-۳۳۱.
۳. بحار الانوار: ج۴۵ ص۱۲۶. عوالم: ص۴۲۷. قلائد النحور: ج محرم و صفر، ص ۳۳۲-۳۳۱. نور العین: ۲۶۳. ینابیع المودة: ج۳ ص۸۹.
۴. قلائد النحور: ج محرم و صفر، ص۳۳۶.
۵. بحار الانوار: ج۴۵ ص۱۷۷. امالی طوسی: ص۶۷۷. عوالم (ج الامام الحسین): ص۴۱۴. قلائد النحور: ج محرم و صفر: ص۳۳۲-۳۳۱.
تتمه محرم
در این ماه در سال ۱۱ ه صحیفه ملعونه دوم نوشته شد و به امضاء منافقین رسید.(۱) محتوای آن چنین بود که نگذارد خلافت و امامت مسلمین بعد از پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم به علی بن ابی طالبعليهالسلام برسد، و بر اساس آن مقدمات و زمینه های غصب خلافت و گرفتن بیعت از آن حضرت به هر صورت ممکن را فراهم نمودند. با نوشتن آن صحیفه اساس ظلم و ستم به اهل بیتعليهمالسلام را بنا نهادند، که به فرموده امام صادقعليهالسلام : «اذا کتب الکتاب قتل الحسینعليهالسلام »(۲) : «هنگامی که صحیفه ملعونه نوشته شد امام حسین عليهالسلام به شهادت رسید ».
در ماه محرم سال ۱۵ ه (یا ۱۶ ه) ماریه قبطیه رحلت فرمود.(۳)
ماریه دختر شمعون قبطی بود که همراه با خواهرش شیرین و یک خواجه که برادر ماریه به نام ماپور بود و هزار مثقال طلاو بیست جامه حریر و درازگوشی به نام یعفور و قاطری به نام دلدل، درسال هفتم از سوی پادشاه اسکندریه به رسم هدیه خدمت رسول خدا صلىاللهعليهوآلهوسلم فرستاده شد .
پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم ماریه را به همسری خود برگزید، و در محله «عالیه» که آن را «مشربه ام ابراهیم » می گویند منزلی برای آن حضرت تهیه کرد و خداوند جناب ابراهیمعليهالسلام را از این بانو به آن حضرت عنایت فرمود.
____________________
۱. ارشاد القلوب: ج۲ ص۳۳۵. بحار الانوار: ج ۲۸، ص ۱۰۴. درجات الرفیعة: ص۳۰۲. الصوارم المهرقة: ص۷۷. انوار العلویة: ص۷۶.
۲. کافی: ج۸ ص۱۷۹. بحار الانوار: ج ۲۴، ص ۳۶۶، ج ۲۸، ص ۱۲۳، ج ۳۱، ص ۶۳۵. تفسیر نور الثقلین: ج ۴، ص ۶۱۶. تأویل الایات: ج ۲، ص ۶۷۲. البرهان: ج۴ ص۸۸۴.
۳. ریاحین الشریعین: ج ۲، ص ۳۴۲. البدایه و النهایه: ج ۵، ص ۳۲۶. طبقات الکبری: ج۸ ص۲۱۶. استیعاب: ج۴ ص۱۹۱۲. السیرة النبویة (ابن کثیر): ج۴ ص۶۰۳. تاریخ طبری: ج۳ ص۱۴۴. تاریخ دمشق: ج۳ ص۲۳۸.
حضرت امیر المؤمنینعليهالسلام به خاطر ولادت ابراهیمعليهالسلام بسیار اظهار سرور می فرمود و به آنان خدمت می نمود، و بدین جهت عایشه از حضرت امیر المؤمنین بسیار ناراحت و ملول بود.(۱)
از عایشه نقل شده که می گفت: «من به ماریه حسد می بردم، چون زنی بسیار زیبا بود .»(۲) سرانجام این حسادت باعث شد که تهمتی به جناب ماریه زد(۳) و آیه ای در تقبیح این کار عایشه نازل شد، که در تفاسیر شیعه و سنّی به تفصیل توضیح داده شده است. جناب ماریه بعد از پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم در مدینه طیّبه رحلت فرمود.
____________________
۱. شرح نهج البلاغه (ابن ابی الحدید): ج ۹، ص ۱۹۵.
۲. ریاحین الشریعه: ج ۲، ص ۳۴۲. الصحیح من السیرة: ج۳ ص۲۹۵.ازواج النبی بناته: ص۵۷. الطبقات الکبری: ج ۸، ص ۲۱۲. الاصابه: ص ۳۱۱.
۳. بحار الانوار: ج۲۲ ص۱۵۵- ۱۵۳، ۲۴۲، ج۵۲ ص۳۱۵. تفسیر قمی: ج۲ ص۹۹، ۳۱۸. المحاسن: ج۲ ص۳۳۹. علل الشرائع: ج۲ ص۵۸۰. دلائل الامامة: ص۴۸۵. الهدایة الکبری: ص۲۹۶. المحتضر: ص۲۱۳. الصحیح من السیرة: ج۳ ص۲۹۶. رسالة حول خبر ماریة (شیخ مفید).
۴. سوره نور: آیه ۱۱.
۲. صفر الخیر
در ماه صفر ثقل حوادث بر دوش سنگینی می کند. ادامه عزای امام حسینعليهالسلام از یک سو، شهادت پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم و امام مجتبی و امام رضاعليهماالسلام از سوی دیگر، آغاز غصب خلافت از جهت دیگر مصائب پشت سرهمی است که در این ماه باید سوگوار آن باشیم. در روزهای ۱، ۲، ۵، ۷، ۸، ۹، ۱۱، ۱۲، ۱۴، ۱۵، ۱۹، ۲۰، ۲۴، ۲۶، ۲۷، ۲۸، ۲۹، ۳۰ این ماه وقایعی رخ داده که در یک نگاه به این صورت قابل تقسیم است:
وقایع مربوط به کربلا، که از وارد کردن سر مطهر امام حسینعليهالسلام به شام آغاز می شود. در پی آن ورود اهل بیتعليهمالسلام به شام و سپس مجلس یزید است. شهادت حضرت رقیهعليهاالسلام نیز پیرو آن اتفاق افتاده است. آزادی اهل بیتعليهمالسلام از زندان شام و بازگشت اهل بیتعليهمالسلام از شام به کربلا، و ورود جابر در اربعین برای زیارت سیّد الشّهداء و ملحق شدن رأس مطهر امام حسینعليهالسلام به بدن مطهر در کربلا وقایع بعدی است.
مصائب معصومین دیگر از بیماری رسول خداصلىاللهعليهوآلهوسلم آغاز می شود. شهادت آن حضرت و آغاز مصائب حضرت زهراء مرحله اول آن است. شهادت امام مجتبیعليهالسلام و امام رضاعليهالسلام نیز مصائب بعدی است.
وفات حضرت سلمان، شهادت عمار یاسر، شهادت محمد بن ابی بکر و شهادت زید بن علی بن الحسینعليهالسلام وقایع دیگری است که در این ماه اتفاق افتاده است.
در کنار این مصائب، ولادت موسی بن جعفرعليهالسلام خبر خوشی است که در این ماه باعث سرور دوستان اهل بیتعليهمالسلام می گردد.
درخواست کتف توسط پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم و تشکیل لشکر اسامه از وقایع آخرین سال عمر پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم است. آغاز امامت امیر المؤمنینعليهالسلام که در واقع آغاز غصب خلافت آن حضرت است دنباله همان روزهای تلخ است. شروع جنگ صفین، لیله الهریر در پایان جنگ صفین، مسئله حکمین، و سپس جنگ نهروان برگهائی از روزگار خلافت امیر المؤمنینعليهالسلام است.
۱ صفر
بنی امیه این روز را به خاطر ورودسر مطهر امام حسین عليهالسلام به شام عید قرار دادند.(۱)
با رسیدن خبر نزدیک شدن اسرای اهل بیتعليهمالسلام به دمشق، یزید دستوراتی صادر کرد:
۱. تاجی جواهر نشان و تختی مرصّع به سنگهای قیمتی آماده کنند.
۲. بزرگان هر صنف با کمک یکدیگر شهر را در کمال زیبائی زینت نمایند.
۳. تمام اهل شهر لباسهای زینتی بپوشند و خود را بیارایند.
۴. همگی در معابر رفت و آمد نموده، به یکدیگر تبریک بگویند.
۵. پس از آمادگی کامل با طبل و شیپور به استقبال اسرا بروند.
۶. جارچیان در شهر جار بزنند: سرهای بریده و اطفال کسانی بر شهر وارد می شوند که به قصد براندازی حکومت عازم عراق بوده اندولی عامل خلیفه یعنی ابن زیاد آنها را کشته است.هرکس خلیفه را دوست دارد امروز شادی نماید .
شامیان پست نیز کوتاهی نکرده بر فراز بامها بیرقهای رنگارنگ برافراشتند و در هر گذری بساط شراب پهن کردند. نغمه آوازه خوانان بلند بود، و مردم دسته دسته به سوی دروازه کوفه در دمشق می رفتند و عده ای از شهر خارج شده بودند. این در حالی بود که اهل بیت مصیبت زده و داغدار پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم را که جبرئیل امین پاسبان حریم
____________________
۱. توضیح الماقصد: ص۵. مصباح کفعمی: ج۲ ص۵۹۶. قلائد النحور: ج محرم و صفر، ص۳۴۱. الوقایع و الحوادث: ج ۵، ص ۵. تقویم المحسنین: ص ۱۵. اختیارات: ص ۳.
۲. معالی السبطین: ج ۲، ص ۱۴۰. مستدرک سفینه البحار: ج ۶، ص ۲۹۴. الوقائع و الحوادث: ج۵ ص ۵.
محترمشان بود همراه با نیزه داران تازیانه به دست و بی رحموارد دروازه ساعات کردند . آن نابخردان پست همینکه جمع نورانی اسرا را دیدند زبان به جسارت گشودند. در آن شهر چه گذشت و با آن بزرگواران چه کردند قلم را یارای نوشتنش نیست.(۱)
پس از بی نتیجه ماندن نامه ها و موعظه های امیر المؤمنینعليهالسلام به معاویه در ماه محرم، در روز چهارشنبه اول صفر سال ۳۸ ه لشکر امیر المؤمنین در مقابل لشکر شام صف کشیدند. لشکر حضرت ۹۰ هزار نفر و لشکر معاویه ۸۵ هزار نفر بودند.
لشکر کفر، آب را بر لشکر حضرت امیر المؤمنینعليهالسلام بستند، ولی پس از گرفتن و باز نمودن آبتوسط امام حسین عليهالسلام لشکر حضرت مانع از رسیدن آب به لشکر معاویه نشدند.
حضرت پس از شهادت تعدادی از اصحابشان یکباره با ده هزار نفر از طائفه ربیعه به لشکر معاویه حمله کردند و صفوف آنان را بر هم ریختند و تا قبّه معاویه رسیدند و فرمودند: ای معاویه، برای چه مردم را به کشتن می دهی؟بیا با من مبارزه کن تا هر کدام از ما کشته شود خلافت از دیگری باشد !!
عمروعاص به معاویه گفت: علی با تو به انصاف سخن گفت. معاویه گفت: اما تو در این مشورت انصاف ندادی، چه اینکه هر کس به مصاف او بیرون رود به سلامت
____________________
۱. الوقایع و الحوادث: ج ۵، ص ۳۰-۶. از مدینه تا مدینه: ص ۸۹۹-۸۹۶. همچنین اقتباس از ناسخ التواریخ، معالی السبطین: ج۲ ص۱۴۰، عوالم العلوم، مهیج الاحزان، ریاض المصائب، لهوف، امالی صدوق، الدمعه الساکبة.
۲. توضیح المقاصد: ص۵. بحار الانوار: ج۳۲ ص۴۵۸. تتمة المنتهی: ص۲۴. فیض العلام: ص۱۷۶. قلائد النحور: ج محرم و صفر، ص ۳۳۹. وقعة صفین: ص۲۱۴. شرح نهج البلاغة: ج۴ ص۲۹. مروج الذهب: ج۲ ص۳۸۷. فتح الباری: ج۱۳ ص۷۵.
۳. تتمه المنتهی: ص ۲۳.
۴. بحار الانوار: ج۴۴ ص۲۶۶. عوالم (ج الامام الحسین): ص۱۵۰. مدینة المعاجز: ج۳ ص۱۳۹.
باز نگردد! از اینجا بود که معاویه عمروعاص را به اجبار به جنگ حضرت فرستاد. حضرت همینکه او را شناخت شمشیر را بلند کرد تا او را به درک بفرستد، ولی عمروعاص حیله کرد وعورت خود را مکشوف ساخت . آن حضرت رو از آن بی حیا برگردانید و آن خبیث فرار کرد.(۱)
سرانجام با حیلهچند برگ از قرآن بر سر نیزه کردند ، و ماجرای حکمین پیش آمد.
۲ صفر
در این روز بنابرنقلی اسرای آل رسول راوارد مجلس یزید کردند.(۲) جا دارد فکر کنیم چه کسانی را با چه حالتی وارد بر چگونه مجلسی کردند؟
در سال ۱۲۱ هزید بن علی بن الحسین عليهالسلام در کوفه به شهادت رسید.(۳) بنا بر قولی شهادت او در اول صفر(۴) یا سوم صفر(۵) بوده است. خروج او در اول صفر(۶) یا اول محرم
____________________
۱. بحار الانوار: ج۳۲ ص۵۱۲، ۵۸۵، ۵۹۹، ج۳۳ ص۲۳۰. الغدیر: ج۲ ص۱۶۱، ۱۶۹. درجات الرفیعة: ص۱۲۰. انساب الاشراف: ص۳۳۰. وقعة صفین: ص۴۰۷. اخبار الطول: ص۱۷۷ - ۱۷۶. شرح نهج البلاغة: ج۶ ص۲۹۹، ۳۱۶، ج۸ ص۶۰. استیعاب: ج۱ ص۱۶۲.
۲. قلائد النحور: ج محرم و صفر، ص۳۵۳.
۳. ارشاد: ج۲ ص۱۷۴. بحار الانوار: ج۴۶ ص۱۸۶. سفینة البحار: ج۲ ص۵۲۲. الطبقات الکبری: ج۵ ص۳۲۶. تاریخ طبری: ج۵ ص۴۹۹، ۵۰۳. تاریخ دمشق: ج۱۹ ص۴۵۶، ۴۷۶.
۴. مسار الشیعة: ص۲۶. مصباح المجتهد: ص۷۲۹. مصباح کفعمی: ج۲ ص۵۹۶. بحار الانوار: ج۴۶ ص۲۰۳، ۲۰۸. تقویم المحسینین: ص۱۵. اختیارات: ص۳.
۵. عیون اخبار الرضاعليهالسلام : ج۲ ص۲۲۸. بحار الانوار: ج۴۶ ص۱۷۵.
۶. عیون اخبار الرضاعليهالسلام : ج۲ ص۲۲۸. بحار الانوار: ج۴۶ ص۱۷۵. تاریخ طبری: ج۵ ص۴۹۹.
بوده است.(۱) پس از دفن در این روز(۲) یا ۱۹ ربیع الاول(۳) قبر او را شکافتند و بدن آن بزرگوار را از قبر خارج نمودند و به زمین کشیده به دار زدند.
۵ صفر
در روز پنجم ماه صفر سال ۶۱ ه حضرت رقیه مظلومانه به شهادت رسید.(۴) نام شریفش «رقیه»، «فاطمه» و «زینب» است. پدرشان مولانا الشهید اباعبداللَّه الحسینعليهالسلام و مادرشان ام اسحاق است.
ولادت آن حضرت در مدینه بود و در سن سه سالگی یا بیشتر در محرم ۶۱ هجری با پدر بزرگوارش به کربلا آمد. قبل و بعد از عاشورا بارها مورد تفقد و دلجوئی اباعبداللَّه قرار گرفت تا آنجا که به خواهرش حضرت زینبعليهماالسلام در مورد او سفارش فرمود. بعد از شهادت امام حسینعليهالسلام و اهل بیت و اصحاب، همراه با اسرا به کوفه و شام برده شد و در مسیر چهل منزل راه شام رنجهای فراوانی دید.
در شام بعد از دیدن سر نورانی پدر با پیشانی شکسته در خرابه، آنقدر ناله زد و گریست تا به ملکوت اعلا پیوست، و بدن شریف آن حضرت را شبانه دفن کردند.
از کهن ترین منابعی که نام آن حضرت با لفظ یاد شده قصیده سیف بن عمیره نخعی کوفی از اصحاب امام جعفر صادق و امام موسی کاظمعليهماالسلام است:
____________________
۱.قلائد النحور: ج محرم و صفر، ص ۱۵. البدایة و النهایة: ج۹ ص۳۶۱.
۲. تاریخ طبری: ج۵ ص۳۰۴.
۳. مستدرک سفینه البحار: ج ۴، ص ۶۷.
۴. وقائع الشهور: ص۴۷.
۵. کامل بهائی: ج۲ ص۱۷۹. نفس المهموم: ص۴۵۷-۴۵۶. الوقایع و الحوادث: ج ۵، ص۸۵ -۷۰. از مدینه تا مدینه: ص ۹۶۶- ۹۵۵. منتخب التواریخ: ص۳۸۸.
و عبدکم سیف فتی ابن عمیره |
عبد لعبد عبید حیدر قنبر |
|
و سکینه عنها السکینه فارقت |
لما ابتدیت بفرقه و تغیر |
|
و رقیه رق الحسود لضعفها |
و غدا لیعذرها الذی لم یعذر |
|
و لامّ کلثوم یجد جدیدها |
لثم عقیب دموعها لم یکرر |
|
لم أنسها و سکینه و رقیه |
یبکینه بتحسر و تزفر |
شواهد و مدارک در باره وجود شریف آن حضرت، و بودن قبر آن حضرت در مکان فعلی حرم مطهر، همراه با معجزات و کراماتی از آن مخدره مظلومه بسیار است که در پاورقی به قسمتی از آنها اشاره می شود.(۲)
۷ صفر
در این روز در سال ۵۰ ه امام مجتبیعليهالسلام درسن ۴۷ سالگی در مدینه به شهادت
____________________
۱. دائره المعارف تشیع: ج ۸، ص ۳۱۴ - ۳۱۳. دائره المعارف الاسلامیه الشیعه: ج ۱، جزء ۲، ص ۲۵. کتاب المنن (عبدالوهاب بن احمد شافعی مصری شعرانی) متوفی ۹۷۳ ق. ۲. ابصار العین فی انصار الحسینعليهالسلام : ص ۳۶۸. کشف الغمه: ج ۲، ص ۲۱۶. عوالم: جلد امام حسینعليهالسلام ، ص ۳۳۱. زندگانی چهارده معصومعليهمالسلام عماد زاده: ج ۱، ص ۶۳۳. نفس المهموم: ص ۴۱۴. کتاب المنن (عبد الوهاب بن احمد شافعی مصری شعرانی) متوفی ۹۷۳ ق. معالی السبطین: ج ۲، ص ۱۷۰. لهوف سید بن طاووس. مبکی العیون. ستاره درخشان شام: ص ۱۶. سرگذشت جانسوز حضرت رقیّهعليهاالسلام : ص ۲۷. الوقایع و الحوادث: ج ۳، ص ۱۹۲. حضرت رقیّهعليهاالسلام چاووش کربلا. سوگنامه آل محمدعليهمالسلام : ص ۳۴۱. ثمرات الحیات: ج ۲، ص ۳۸. مختصر تاریخ دمشق: ج ۹، ص ۱۷۴. بحر الغرائب: ج ۲. ریاض القدس: ج ۲، ص ۲۳۷. زینبعليهاالسلام فروغ تابان کوثر: ص ۳۷۰. رقیّهعليهاالسلام : ص ۲۶. انوار الشهاده: ص ۲۴۲. تحقیق در باره اولین اربعین حضرت سیّد الشّهداءعليهالسلام : ص ۶۸۵. ناسخ التواریخ. کامل بهائی: ج۲ ص۱۷۹. وسیلة الدارین: ص۳۹۴-۳۹۳. اعیان الشیعة: ج۷ ص۳۴. شرح احقاق الحق: ج۱۱ ص۴۵۱، ۶۳۳، ج۲۶ ص۲۸۷، ج۲۷ ص۴۶۶. تراجم الام النساء: ج۲ ص۱۰۳. اعلام النساء المؤمنات: ص۳۵۰. تاریخ و اماکن سوریه: ص۶۹. مصباح الحرمین. و قائع عاشورا: ریاحین الشرعیة: ج۳ ص۳۱۲-۳۰۹، ج۴ ص۲۴۵. اسرار الشهادة: ص۴۰۶. تذکرة الشهاداء. حضرت رقیهعليهالسلام (شیخ علی فلسفی). السیدة رقیهعليهالسلام . سرگذشت حضرت رقیهعليهالسلام .
رسیدند. ولی اشهر بین علمای امامیه شهادت حضرت در ۲۸ ماه صفر است. رسول خداصلىاللهعليهوآلهوسلم درباره حضرت مجتبیعليهالسلام فرموده اند: کسی که بر آن حضرت محزون باشد دلش محزون نمی شود روزی که دل ها محزون است، و کسی که آن حضرت را در بقیعش زیارت کند قدمش بر صراط ثابت می ماند روزی که قدم ها بر صراط میلغزد...(۲)
از طرف مادر، جدشان خاتم الانبیاء و المرسلین محمد بن عبداللهصلىاللهعليهوآلهوسلم ، جده شان جناب خدیجه بنت خویلد ام المؤمنینعليهاالسلام است.
از طرف پدر جدشان سید بطحاء حضرت ابو طالبعليهماالسلام ، جده شان جناب فاطمه بنت اسدعليهاالسلام است.
پدر: مولی الموالی امیر المؤمنین علی بن ابی طالبعليهماالسلام . مادر: سیدة النساء فاطمه زهراءعليهماالسلام . برادرانی مانند حضرت سید الشهداءعليهالسلام و اباالفضل العباسعليهالسلام ، و خواهرانی و همچون زینب کبری و ام کلثومعليهماالسلام .
در وجود و سخاوت زبانزد همگان بود، به حدی که در طول عمر شریف سه بار مالشان را - حتی کفش خود را - در راه تقسیم کردند.
حلم و صبر آن حضرت تعجب همگان را بر انگیخته بود. مروان با آن بغض و عنادی که داشت بعد از تیر باران شدن جنازه می آید و تابوت آن حضرت را به دوش می کشد. هنگامی که امام حسینعليهالسلام از او سؤال می کند: تا دیروز غیظ و کینه او را داشتی
____________________
۱. توضیح المقاصد: ص ۶. مصباح کفعمی: ج ۲، ص ۵۹۸. بحار الانوار: ج ۴۴، ص ۱۳۴. الدروس: ج۲ ص۸. اختیارات: ص۳۳. تقویم المحسنین: ص۱۵. فیض العلام: ص۱۸۴. وفیات الائمةعليهمالسلام : ص۱۲۳.
۲. امالی صدوق: ص۱۷۷. المحتضر: ص۱۱۰. بحار الانوار: ۲۸ ص۳۹، ج۴۴ ص۱۴۸. بشارة المصطفیعليهالسلام : ص ۱۹۹.
و امروز تابوت او را حمل می کنی؟ در پاسخ می گوید: با کسی این کار ها را کردم که حلم او برابر با کوه ها بود.(۱)
مشهور طبق روایت حضرت باقر و حضرت صادقعليهماالسلام عمر شریف آن حضرتعليهالسلام ۴۷ سال و چند ماه بوده است.(۲)
بعد از آتش بس بین حضرت و معاویه، امامعليهالسلام به مدینه بازگشتند و ده سال در آن جا بودند تا اینکه معاویه توسط جعدة دختر اشعث کندی آن حضرت را مسموم کرد. مدت مسمومیت حضرتعليهالسلام چهل روز کشید. هنگامی که ارتحال حضرت نزدیک شد امام حسینعليهالسلام را با دیگر فرزندان امیر المؤمنینعليهالسلام طلبید، و ودایع امامت و کتب رسول خداصلىاللهعليهوآلهوسلم و امیرالمؤمنینعليهالسلام و سلاح آن حضرت را به امام حسینعليهالسلام سپردند و آن چه امیر المؤمنینعليهالسلام به آن حضرت وصیت فرموده بودند اهل بیت و شیعیانش را وصیت فرمود که امام بعد از من برادرم امام حسینعليهالسلام است، دستوراتش را اطاعت کنید و از مخالفت با او بپرهیزید.
سپس فرمود: شما را به خدا می سپارم و او خلیفه من بر شماست، چشمان مبارک خود را بست و دو دست و پا را دراز کرد و از دنیا رفت در حالی که می فرمود: لا اله الا الله.
صدای گریه و ناله از منزل آن حضرت بلند شد، و مدینه از ناله و ضجّه مانند روزی شده بود که رسول خداصلىاللهعليهوآلهوسلم از دنیا رفت. برادران، اولاد، شیعیان صدا به نوحه و ناله بلند
____________________
۱. بحار الانوار: ج۴۴ ص۱۴۵. وفیات الائمةعليهالسلام : ص۱۲۷. مقاتل الطالبیین: ص۴۹. شرح نهج البلاغة: ج۱۶ ص۱۳، ۵۱.
۲. مناقب آل ابی طالبعليهالسلام : ج۴ ص۳۴. اعلام الوری: ج۱ ص۴۰۳. کشف الغمة ج۱ ص۵۱۶، ۵۸۳. تتمة المنتهی: ص۴۱.
کرده، امام حسینعليهالسلام در حالتی که اشک میریخت متوجه غسل و حنوط و کفن برادر شدند، سپس بر آن مظلوم نماز خواندند و جنازه را برای تجدید عهد با رسول خداصلىاللهعليهوآلهوسلم به طرف روضه منوره نبویه بردند و آن وقایع اتفاق افتاد. بدن را به بقیع آوردند، امام حسینعليهالسلام داخل قبر شد و بدن برادر را دفن کرد و هنگام خروج از قبر در حالت گریه می فرمود:
أَدهن رأسی اَم اَطیب محاسنی |
و رأسک معفور و اَنت سلیب؟ |
|
بکائی طویل و الدموع غزیرة |
اَنت بعید و المزار قریب |
یاد آوری می شود: بعضی از مصادر تاریخی شیعه ولادت امام کاظمعليهالسلام را در این روز (۱۷ صفر) ذکر کرده اند.(۱) در روایتی حضرت عسکریعليهالسلام می فرمایند: حضرت کاظم موسی بن جعفرعليهالسلام در ابواء بین مکه و مدینه در ماه ذی الحجه سال ۱۲۷ ه به دنیا آمدند.اما با این همه قول صحیح در ولادت آن حضرت در ماه ذی الحجه است که در تتمه ماه ذی الحجه ذکر می شود.
از سوی دیگر شیخ مفید و شهید اول و کفعمی فرموده اند که شهادت امام مجتبیعليهالسلام در هفتم صفر بوده است. تصریح این بزرگوار مقدم است بر دیگر اقوال، اضافه بر اینکه در نجف اشرف و دیگر اعتاب عالیه در عراق و بعضی از کشورهای دیگر در بلاد شیعه روز هفتم صفر را به عنوان امام مجتبیعليهالسلام اقامه عزا می کنند.
بنابر این اگر ولادت امام کاظمعليهالسلام در ماه صفر صحیح هم باشد، اما اگر در روز شهادت امامی ولادت امام دیگر اتفاق افتاده باشد علما تصریح به اقامه عزا فرموده اند نه برگزاری جشن و سرور؛ مخصوصاً امام حسن مجتبیعليهالسلام که مظلومیت حضرت آشکار است.
____________________
۱. دلائل الامامة: ص۳۰۳.
۸ صفر
حضرت سلمانرحمهالله در سال ۳۶ ه(۱) در سن ۲۵۰ سالگی -و بنابر نقلی ۳۵۰ سالگی یا بیشتر(۲) - در مدائن از دنیا رفت. او را سلمان بن الاسلام(۳) و سلمان پاک و سلمان خیر(۴) و سلمان محمدیصلىاللهعليهوآلهوسلم (۵) لقب داده اند، و خطاب به او گفته اند: «السلام علیک یا من خلطه ایمانه بأهل البیت الطاهرینعليهالسلام ».(۶) امیر المؤمنینعليهالسلام فرمودند: «سلمان از کسانی بود که بر حضرت زهراء عليهاالسلام نماز خواند .»(۷)
همچنین امام صادقعليهالسلام فرمودند: «سلمان علم اول و آخر را درک کرد، و او دریائی است که هر کسی را بهره ای از آن نیست، و او از ما اهل بیت است ».(۸)
جبرئیل به پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم عرضه داشت: «اشتیاق بهشت به سلمان بیشتر از اشتیاق او به بهشت است ».(۹)
____________________
۱. الوقایع و الحوادث: ج ۵، ص ۲۷۰، ۳۲۸. مستدرک سفینه البحار: ج ۶، ص ۲۹۴. وقایع الشهور: ص۴۸.
۲. مستدرک سفینة البحار: ج۵ ص۱۳۷. مراقد المعارف: ج ۱، ص ۳۶۳. الوقائع و الحوادث: ج۵ ص۳۲۸.
۳. بحار الانوار: ج ۲۲ و ص ۳۹۰. نفس الرحمان فی فضائل سلمانعليهالسلام : ص۲۸. سلمان بن الاسلام: ص۱. شرح نهج البلاغة ج۱۸ ص۳۴. اسد الغابة: ج۲ ص۳۲۸. ۴. نفس الرحمن فی فضائل سلمان: ص ۲۸. المعجزات النبیوة: ص۳۳۵. الاصابة: ج۳ ص۱۱۸.
۵. امالی طوسی: ص۱۳۳. اختیار معرفة الرجال: ج۱ ص۵۴. بحار الانوار: ج۲۲ ص۳۲۷، ۳۴۹.
۶. قسمتی از زیارت حضرت سلمانرحمهالله . بحار الانوار: ج ۹۹، ص ۲۸۹. نفس الرحمان: ص۶۴۰.
۷. الاختصاص: ص۵. خصال: ص۳۶۱. تفسیر فرات: ص۵۷۰. بحار الانوار: ج۲۲ ص۳۲۶، ۳۴۵، ج۴۳ ص۲۱۰. روضة الواعظین: ص۲۸۰. اللمعة البیضاء فی شرح خطبة الزهراءعليهالسلام : ص۸۸۳.
۸. الاختصاص: ص۱۱. امالی صدوق:ص۳۲۴. اختیار معرفة الرجال: ج۱ ص۵۲. بحار الانوار:ج۲۲ ص۳۱۹، ۳۷۳، درجات الرفیعة: ص۲۰۹. و از پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم : مناقب امیر المؤمنینعليهالسلام : ج۲ ص۴۲۱. شرح نهج البلاغة: ج۱۸ ص۳۶. المعیار و الموازنة: ص۳۰۰. المصنف: (ابن ابی شیبة): ج۷ ص۵۳۶. معجم الکبیر: ج۶ ص۲۱۳. طبقات الکبری: ج۲ ص۳۴۶. کنز العمال: ج۱۳ ص۲۵۴. سیر اعلام النبلاء: ج۱ ص۵۴۱، ۵۴۳، ج۲ ص۳۸۸. تاریخ دمشق: ج۲۱ ص۴۱۳، ۴۲۰، ۴۲۲، ج۳۲ ص۶۱، ۶۲. اسد الغابة: ج۲ ص۳۳۱. ۹. بحار الانوار: ج۲۲ ص۳۴۱. عوالی اللئالی: ج۴ ص۱۰۱. روضة الواعظین: ص۲۸۲. درجات الرفیعة: ص۲۰۷. تاریخ دمشق: ج۲۱ ص۴۱۱. طبقات المحدثین باصبهان: ج۱ ص۲۳۲.
شرح حال آن بزرگوار در کتابهای مختلف بیان شده، و در بزرگی مقام و قدر او همین اندازه بس که مولانا امیر المؤمنینعليهالسلام وسائل غسل و کفن او را آوردند و او را غسل داده کفن نمودند و بر او نماز خوانده دفن نمودند.(۱)
او از کسانی است که درباره امر خلافت و غصب آن بر ابوبکر اعتراض کردند. سلمان بپا خاست و گفت: ای ابابکر! هنگامی که مرگ به سراغت آید امرت را به که می سپاری؟ هنگامی که از احکام امّت از آنچه که نمی دانی سؤال کنند به که پناه می بری؟آیا تو امام بر کسی هستی که اعلم از توست ؟! مقدّم بدار هر آنکه خدا او را مقدم داشته و همواره رسول خداصلىاللهعليهوآلهوسلم را فراموش کرده ای که فرمود: تو را نفع نمی رساند مگر علمت و چیزی را به دست نمی آوری مگر آنچه جلو تر فرستاده باشی؟ پس اگر برگردی نجات میابی! تو هم شنیده ای آنچه ما شنیده ایم؛ ولی آن را انکار کردی و ما بدان اقرار نمودیم! پس تو و ما بر خدا وارد خواهیم شد؛ و خدا هرگز بر بندگانش ظلم نمی کند»!(۲)
۹ صفر
در این روز درسال ۳۷ ه عمار یاسر به سن ۹۳ سالگی و خزیمه بن ثابت در جنگ صفین به شهادت رسیدند.(۳)
____________________
۱. بحار الانوار: ج۲۲ ص۳۶۸، ۳۷۲، ج۳۹ ص۱۴۲. مناقب آل ابی طالبعليهمالسلام : ج۳ ص۳۳۷. الوقایع و الحوادث: ج۵ ص۳۲۵. مدینة المعاجز: ج۲ ص۱۴، ۴۱۸.
۲. رجال برقی: ص۱۵۰. احتجاج: ج۱ ص۱۰۰. خصال: ص۴۶۳. بحار الانوار: ج۲۸ ص۱۹۳، ۲۱۱. الیقین: ص۳۳۹. مواقف الشیعة: ج۱ ص۴۲۵، ۴۳۴. نهج الایمان: ص۵۸۱. مجمع النورین: ص۷۵.
۳. توضیح المقاصد: ص ۶. فیض العلام: ص ۱۸۹. مراقد المعارف: ج ۲، ص ۱۰۰. مستدرک سفینة البحار: ج۶ ص۲۹۴. جواهر المطالب: ج۲ ص۶۴. تذکرة الخواص: ص۸۹. مروج الذهب: ج۲ ص۳۹۱.
پدر عمار جناب یاسر بن عامر است، و او اول مردی در اسلام بود که در مکه به دست مشرکین به شهادت رسید. مادر عمار جناب سمیّه بود که بر اذیت کفار مکه صبر فراوان کرد، و اولین زن شهیده در اسلام بود که به دست ابوجهل به شهادت رسید.
اما عمار را ابوالعادیه و ابوحواء سکسکی شهید کردند. زمانی که خبر به امیر المؤمنینعليهالسلام رسید بسیار محزون شد و بر بالین عمار آمد و سر او را بر زانو نهاد و با حزن و اندوه فراوان اشعاری در بی وفائی دنیا و دوری از دوستان قرائت فرمود. سپس فرمود: «انا لله و انا الیه راجعون. هر کس بر قتل عمار غنگین نباشد او را از مسلمانی بهره ای نیست. بهشت نه یک بار بلکه بارها بر عمار واجب شده است ».(۱)
در نهم صفر سال ۳۹ ه فتح نهروان واقع شد، وذوالثدیه رئیس خوارج به جهنّم واصل شد.(۲)
۱۱ صفر
خاتمه جنگ صفین نبرد «لیله الهریر » در شب جمعه یازدهم ماه صفر سال ۳۸ ه بود.(۳) در آن شب سپاه معاویه از شدت سرما مانند سگ صدا می کردند، چون «هریر» به صدای سگ می گویند.
____________________
۱. الدرجات الرفیعة: ص۲۸۲. نهج السعادة: ج۲ ص۲۳۸. بحار الانوار: ج۳۳ ص۲۰. سفینة البحار: ج۳ ص۶۹۰. منتخب التواریخ: ص۱۶۳. تتمه المنتهی: ص ۲۷-۲۶. الفتوح: ج۲ ص۱۵۷. کنز العمال: ج۱۳ ص۵۹۳. طبقات الکبری: ج۳ ص۲۶۲. تاریخ دمشق: ج۴۳ ص۴۷۶.
۲. بحار الانوار: ج ۵۶، ص ۱۳۸. مناقب آل ابی طالب: ج ۳، ص ۲۲۰. معجم رجال الحدیث: ج۱۴ ص۳۶۷. نفس الرحمان فی فضائل سلمانرحمهالله : ص ۲۶۱.
۳. مستدرک سفینة البحار: ج۶ ص۲۹۴. وقائع الشهور: ص۴۸. نهج السعادة: ج۲ ص۲۸۲. منتخب التواریخ: ص۱۶۵. جواهر المطالب: ج۲ ص۶۴. انساب الاشراف: ص۳۲۳.
امیر المؤمنینعليهالسلام ذوالفقار به دست و سوار بر اسب پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم شمشیر می زد و به هر شمشیری که می زد تکبیر می گفت و شجاعی را به خاک می افکند. مقتولین به دست آن حضرت در آن شب بیش از ۵۰۰ نفر نقل شده است، و تا صبح مشغول جنگ بودند به گونه ای که ذوالفقار چند مرتبه خمیده شد و آن بزرگوار با زانوی مبارک آن را راست نمودند.
در این جمگ جمعی از لشکر امیر المؤمنینعليهالسلام به شهادت رسیدند که از جمله آنهاعمار یاسر، اویس قرنی، هاشم مرقال، پسر هاشم، خزیمه بن ثابت، صفوان بن حذیفه و عبداللَّه بن بدیل با برادرش عبدالرحمن بن بدیل، عبداللَّه بن حارث برادر مالک اشتر ، که از خواص امیر المؤمنینعليهالسلام بودند.
از لشکر معاویه جمع کثیری به درک واصل شدند، واین جنگ ۱۴ ماه به طول انجامید . سرانجام با حیله عمروعاص و نفاق عده ای مثل اشعث بن قیس کندی کار به حکمیت کشید.(۱)
۱۲ صفر
صبح دوازدهم(۲) یا سیزدهم(۳) ماه صفر سال ۳۸ ه، لشکر امیر المؤمنینعليهالسلام مهیای جنگ شدند، اما عمروعاص حیله نمود و دستور داد تاقرآن ها را بر سر نیزه کنند .
صفوف جلو لشکر کفر ورقهائی از قرآن و در دیگر صفوف هر کس هر چه داشت بر سر نیزه کرد!! و فریاد می زدند: «لا حکم الا للَّه »! منافقین مانند اشعث بن قیس، یا
____________________
۱. منتخب التواریخ: ص ۱۶۶ - ۱۶۳.
۲. نهج الساعادة: ج۲ ص۲۸۲. منتخب التواریخ: ص۱۶۵. قلائد النحور: ج محرم و صفر، ص ۳۸۴. جواهر المطالب: ج۴ ص۶۴. تاریخ ابن خلدون: ج۲ ص۱۷۴. انساب الاشراف: ص۳۲۳.۱
۳. مستدرک سفینه البحار: ج ۶، ص ۲۹۵. وقائع الشهور: ص۴۹-۴۸.
تضعیف روحیه لشکر حضرت آنان را به اختیار حکمین ترغیب کردند. هرچه امیرالمؤمنینعليهالسلام فرمودند که این نیرنگ است، و من کلام اللَّه ناطق هستم نتیجه نداد. سرانجام قرار بر این شد کههر لشکر حکمی از جانب خود معین کند تا حکم ایشان را هر دو طرف بپذیرند.
معاویه عمروعاص را معرفی کرد و امیرالمؤمنینعليهالسلام فرمود: «اگر ناچار هستیم، عبداللَّه بن عباس، و الاّ مالک اشتر نخعی حکم باشد ».
اشعث و جماعت قرّاء و حافظین که بعداً جزء خوارج شدند راضی به هیچکدام از این دو نشدند و گفتند: «فقط عبداللَّه بن قیس یعنی ابوموسی اشعری ». نفاق منافقین نتیجه داد و ابوموسی و عمروعاص در «دومه الجندل» که قلعه ای است بین مدینه و شام، جمع شدند، و با توجه به عداوتی که هر دو نسبت به بنی هاشم خصوصاً حضرت امیر المؤمنینعليهالسلام داشتند و با مکر و حیله عمروعاص حضرت را به ظاهر عزل نمودند.
بدین ترتیب فردای آن روز در بین جمعیت ابوموسی به عمرو گفت: تو بایست و معاویه را از امارت خلع کن، تا من هم علی بن ابی طالبعليهالسلام را خلع نمایم. عمروعاص گفت: من هرگز بر تو که عامل ابوبکر و عمر بوده ای و در ایمان و هجرت بر من تقدم داشته ای سبقت نمی گیرم! ابن عباس گفت: ابوموسی! پسر نابغه تو را فریب ندهد، ولی او به گفته ابن عباس گوش نداد و ایستاد و انگشتر از دست بیرون کرد و گفت:من علی و معاویه را از خلافت عزل نمودم و ساکت شد .
عمروعاص ملعون ایستاد و گفت: «مردم شنیدید که ابوموسی، علی را از خلافت عزل کرد. من هم او را از خلافت عزل نموده، و آن را برای معاویه بن ابی سفیان ثابت می نمایم که او سزاوارتر است،و من بعنوان منصوب کردن معاویه انگشتر به دست می کنم »!
حکمین برای عوامفریبی فحش و دشنام بسیاری به یکدیگر دادند و دست به گریبان یکدیگر شدند و شریح قاضی تازیانه ای بر سر عمروعاص زد. ابوموسی از
ترس اصحاب حضرت امیر المؤمنینعليهالسلام به مکه پناهنده شد.(۱) همه این مطالب در حالی بود که پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم در غزوه دومه الجندل ابوموسی را از اینکار خبر دادند و فرمودند: «حکمین در دومه الجندل گمراهند و گمراه می کنند کسانی را که از آنها تبعیت کنند ».(۲)
امیر المؤمنینعليهالسلام پس از این واقعه در قنوت نوافل ابوموسی و سه نفر دیگر را این گونه لعن می فرمود: «اللهم العن معاویه و عمراً و اباالاعور السلمی و ابا موسی الاشعری ».(۳)
ابوموسی از جمله منافقینی بود که در شب عقبه (عید غدیر)قصد قتل پیامبر صلىاللهعليهوآلهوسلم را داشت .(۴)
۱۴ صفر
در این روز در سال ۳۸ ه محمد بن ابی بکر درسن ۲۸ سالگی به دستور معاویه وعمروعاصتشنه به شهادت رسید ، و به قولی در نیمه جمادی الثانی بوده است.(۶)
____________________
۱. بحار الانوار: ج۳۳ ص۳۲۴-۲۹۷. شجره طوبی: ج۲ ص۳۴۶. انوار العلویة: ص۲۵۳ - ۲۴۳. قلائد النحور: ص ۳۹۸. شرح نهج البلاغة: ج۲ ص۲۵۶-۲۲۴. وقعة صفین: ص۵۴۶-۴۹۷. ینابیع المودة: ج۲ ص۲۵-۱۲. اخبار الطول: ص۲۰۱-۱۸۸. تاریخ طبری: ج۴ ص۵۲-۳۴.
۲. الایضاح: ص۶۲. المستر شد: ص۱۵۹. مناقب آل ابی طالبعليهالسلام : ج۳ ص۲۱۱. بحار الانوار: ج۳۳ ص۳۱۱. الصحیح من السیرة: ج۸ ص۳۹۸. تتمة المنتهی: ص۳۱-۳۰. شرح نهج البلاغة: ج۱۳ ص۳۱۵، ۳۱۶. کنز العمال: ج۵ ص۷۹۴. مختصر تاریخ دمشق: ج۱۳ ص۲۵۱. مجمع الزوائد: ج۷ ص۲۴۶. مهجم البلدان: ج۲ ص۴۸۹. سبل الهدی و الرشاد: ج۱۰ ص۱۵۰.
۳. الایضاح: ص۶۳، ۲۳۴. امالی طوسی: ص۷۲۵. بحار الانوار: ج۳۳ ص۱۸۵، ۱۹۷، ۳۰۳. مستدرک الوسائل: ج۴ ص۴۱۰. الغدیر: ج۲ ص۱۳۲. وقعة صفین: ص۵۵۲. مناقب امیر المومنینعليهالسلام : ج۲ ص۳۱۹. شرح نهج البلاغة (ابن ابی الحدید):ج۲ ص۲۶۰، ج۱۳ ص۳۱۵.
۴ شرح نهج البلاغة (ابن ابی الحدید): ج۱۳ ص۳۱۴، ۳۱۵. به تتمه ذی الحجه و ۲۸ محرم رجوع شود.
۵. مستدرک سفینة البحار: ج۵ ص۲۱۲، ج۶ ص۲۹۵. وقائع الشهور: ص۵۰. قلائد النحور: ص۳۹۵.
۶. العدد القویة: ص۵۶. بحار الانوار: ج۹۵ ص۱۹۳. فیض العلام: ص۲۴۹.
او از طرف امیر المؤمنین والی مصر بود. بعد از شهادت، او را در شکم حمار مرده ای گذاشتند و سوزاندند.(۱) محل شهادت او در مصر به نام «کوم شریک» بوده است. قبر منصوب به او از مابقی بدن سوخته آن بزرگوار است. دشمنان اهل بیتعليهمالسلام هنگامی که کنار قبر آن بزرگوار می روند پشت به قبر می کنند و برای ابوبکر فاتحه می خوانند!؟(۲)
۱۵ صفر
بیماری پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم که منجر به رحلت آن حضرت شد از نیمه ماه صفر آغاز شد.
۱۷ صفر
بنا بر قولی در این روز در سال ۲۰۳ هجری در روز سه شنبه امام رضاعليهالسلام به دست مأمون با انگور زهر آلود به شهادت رسیدند، و از سن آن حضرتعليهالسلام ۵۱ سال می گذشت.(۴)
____________________
۱. بحار الانوار: ج ۳۳، ص ۵۳۳. الغدیر: ج۱۱ ص۷۰-۶۴. قلائد النحور: ص۳۹۵. مستدرک سفینة البحار: ج۶ ص۲۹۴. انساب الاشراف: ص۴۰۳. تاریخ طبری: ۷۹- ۷۸. شرح نهج البلاغة: ج۶ ص۸۷.
۲. فیض العلام: ص۲۵۰-۲۴۹.
۳. تفسیر قمی: ج۱ ص۱۷۵. بحار الانوار: ج۳۱ ص۶۳۳، ج۳۷ ص۱۱۶.
۴. بحار الانوار: ج۴۹ ص۲۲۳، به نقل از مرحوم کفعمی.
۲۰ صفر (اربعین)
در چنین روزیچهل روز از فاجعه مولمه شهادت امام حسین عليهالسلام و اهل بیت و اصحاب باوفایش می گذرد . بر دوستان و شیعیان اهل بیتعليهمالسلام لازم است که با پوشیدن لباس مشکی، تعطیل کار و برپائی مجلس عزا و شرکت در مجالس سینه زنی و ذکر مصیبت این روز را تعظیم نمایند.
امام حسن عسکریعليهالسلام می فرمایند: علامات مؤمن پنچ چیز است: نماز ۵۱ رکعتی (نماز های واجب و مستحب در شبانه روز)، و زیارت اربعین، و انگشتر در دست راست کردن، و پیشانی به خاک گذاشتن، و بلند بسم الله الرحمن الرحیم گفتن(۱) .
در این روزدر سال ۶۱ ه جناب جابر بن عبداللَّه انصاری و همراهانش قریب به چهل روز بعد از شهادت امام حسیتعليهالسلام از مدینه به کربلا وارد شدند. او به همراهعطیه قبر حبیبش سیّدالشّهداءعليهالسلام را زیارت کرد.(۲)
بنابرمشهور در چنین روزی اهل بیتعليهمالسلام ازشام به کربلا بازگشتند.(۳)
____________________
۱. وسائل الشیعه: ج ۱۴، ص ۴۷۸. مصباح المنجهد: ص ۷۸۸. تهذیب الاحکام: ج۶ ص۵۲. بحار الانوار: ج ۸۲، ص ۷۵، ج۹۵ ص۳۴۸، ج۹۸ ص۱۰۶، ۳۲۹. مزار شیخ مفید: ص۵۳. مزار ابن مشهدی: ص۳۵۲. اقبال: ج۳ ص۱۰۰. عوالی اللئالی: ج۳ ص۳۷. روضة الواعظین: ص۱۹۵.
۲. توضیح المقاصد: ص۶. مسار الشیعه: ص ۲۶. مصباح المجتهد: ص۷۳۰. العدد القویه: ص ۲۱۹. مصباح کفعمی: ج ۲، ص ۵۹۶. بحار الانوار: ج۹۸ ص۳۳۵. وسائل الشیعة: ج۱۴ ص۴۷۸. زاد المعاد: ص ۳۲۸.
۳. توضیح المقاصد: ص ۶ - ۷. معالی السبطین: ج ۲، ص ۱۹۱. بحار الانوار: ج۹۸ ص۳۳۴. اقبال الاعمال: ج۳ ص۱۰۰. زاد المعاد: ص۳۳۲. کتاب «تحقیقی پیرامون اولین اربعین سید الشهداءعليهالسلام ». حبیب السیر.
در این روز(۱) بنابرقول سیّد مرتضی رأس شریف امام حسینعليهالسلام توسط امام زین العابدینعليهالسلام از شام به کربلا آورده شد و به بدن مطهر آن حضرت ملحق گردید.(۲)
۲۴ صفر
در این روز(۳) یا در روز ۲۸ صفر(۴) پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم دوات و کتف طلبیدند تا بنویسند که خلافت بلافصل برای امیر المؤمنینعليهالسلام است، ولی عمر مانع از این کار شد و به ساحت اقدس نبویصلىاللهعليهوآلهوسلم جسارت کرد و گفت: «ان الرجل لیهجر »: «این مرد هذیان می گوید»!
روز های آخر عمر رسول خداصلىاللهعليهوآلهوسلم بود. مهاجرین و انصار اطراف بستر آن حضرت نشسته بودند، پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم نظری به آنان فرمود در حالی که می دیدید بعد از آن حضرت فتن، گمراهی، انحرافات فکری، تفرقه بین مسلمین که از ظلم اهل بیت آن حضرت و خلیفه بلا فصل الهی علی بن ابی طالبعليهمالسلام پیش می آید، چه می کند؟ لذا برای حفظ امت از لغزش ها و هرج و مرج فرمود: «ایتونی بدواة و بیاض اَکتب لکم ما
____________________
۱. بحار الانوار: ج ۴۴ ص ۱۹۹، ج۹۸ ص۳۳۴. لهوف: ص۲۲۵. اقبال الاعمال: ج۳ ص۹۸. شرح احقاق الحق: ج۳۳ ص۷۰۳. الاتحاف بحب الاشراف: ص۱۲.
۲. بحار الانوار: ج۴۴ ص۱۹۹، ج۴۵ ص۱۴۰، ۱۴۵. امالی صدوق: ص۲۳۲. وسائل الشیعة: ج۳۴ ص۴۰۳. رسائل المرتضی: ج۳ ص۱۳۰. شرح احقاق الحق: ج۳۳ ص۷۰۵، ۷۰۶، ۷۱۹. مناقب آل ابی طالبعليهالسلام : ج۴ ص۸۵. روضة الواعظین: ص۱۹۲. مثیر الاحزان: ص۸۵، ص۱۴۴. معالی السبطین: ج۲ ص۱۹۱. تاج الموالید: ص۳۳. جواهر الکلام: ج۲۰ ص۹۳. لواعج الاشنان: ص۲۴۷. تذکرة الخواص: ص۲۳۸.
۳. این مطلب از کلام ابن عباس که گفت: «یوم الخمس و ما یو الخمیس، الرزیّة کلّ الرزیّة ما حال بین رسول اللهصلىاللهعليهوآلهوسلم و بین کتابه» استفاده شده است. خاصه و عامه این کلام را از ابن عباس نقل کرده اند.
۴. کتاب سلیم بن قیسرحمهالله : ج۲ ص۷۹۴. غایة المرام: ج۶ ص۹۵، ۹۷. مکاتیب الرسولصلىاللهعليهوآلهوسلم : ج۳ ص۶۹۷، ۶۹۹.السقیفة و فدک: ص۷۶. الطبقات الکبری: ج۲ ص۲۳۵ -۲۴۳. شرح نهج البلاغة: ج۶ ص۵۱.
لن تضلّوا بعدی اَبداً؛» «کاغذ و دوات برای من بیاورید تا مطلبی برای شما بنویسیم که هرگز بعد از من گمراه نشوید»؛ در این هنگام عمر گفت: اِن الرجل لیهجر (العیاذ بالله) حسبنا کتاب الله یا به عبارت های دیگر از رسول الله یهجر و... همانا این مرد هذیان میگوید، همانا رسول خداصلىاللهعليهوآلهوسلم هذیان میگوید، کتاب خدا ما را بس است.
با این کلام عمر اختلاف و سر و صدا بین اصحاب به وجود آمد، عده ای (از منافقین) گفتند: قول، قول عمر است. عده دیگر گفتند: کاغذ و قلم بیاورید. در این هنگام رسول خداصلىاللهعليهوآلهوسلم صورت مبارک از آن ها برگرداند و فرمود: از نزد من دور شوید نزاع و سر وصدا نزد من جائز نیست. آنان رفتند و شیطان کار خودش را کرد و شد در امت آنچه نباید می شد.
ذکر چندین مطلب شایان توجه است:
۱. در این حدیث به عبارات مختلف در کتب مختلف شیعه و اهل خلاف نقل شده است. این عبارت که جسارت به اشراف مخلوقات را در بر دارد به عبارت های مختلف نقل شده است: «ان الرجل لیهجر».(۱) «ان النبیصلىاللهعليهوآلهوسلم یهجر کما یهجر المریض».(۲) «انما یهجر (رسول الله)».(۳)
____________________
۱. الرسالة السعدیة: ص۷۲. کشف الغمة: ج۲ ص۴۸. نهج الحق و کشف الصدق: ص۳۳۳. کشف القیین: ص۴۷۲. تذکرة الفقهاء: (ط ق): ج۲ ص۴۶۹. شرح اصول کافی: ج۷ ص۲۴۱. الطرائف: ص۴۳۲. الصوارم المهرقة: ص۲۲۴. الاربعین (قمی): ص۵۳۴. الغدیر: ج۵ ص۳۴۰. ماذا تقضون؟: ۴۹۴. ابوبکر بن ابی قحافة: ص۴۶، ۵۹، ۲۴۴، ۲۵۲. مجمع النورین: ص۲۰۳. احقاق الحق: ص۲۳۶، ۲۶۴، ۲۸۰، ۲۸۴. شرح احقاق الحق: ج۲ ص۲۴۴، ج۳ ص۳۷۳. غایة المرام: ج۶ ص۹۷. سفینة النجاة (تنکابنی): ص۲۰۶. فلک النجاة: ص۱۴۹. تشیید المطاعن: ج۱ ص۴۳۱-۳۵۹. بحار الانوار: ج۳۰ ص۵۸۶-۵۲۹، ۴۶۶، ۴۶۷، ۵۱۳، ۵۳۵. حلیة الابرار: ج۲ ص۳۲۱. منهاج الکرامة: ص۱۰۳. مجلة تراثنا: ج۵۳ ص۱۷۹-۱۲۶. مکاتب الرسولصلىاللهعليهوآلهوسلم : ج۳ ص۷۱۳، ۷۱۵، ۷۲۴. السقیفة امّ الفتن: ص۹۷، ۱۱۴. الامام علیعليهالسلام فی آراء الخلفاء: ص۹۱. المسانید: ج۲ ص۳۵۴. الملل و النحل (شهرستانی): ج۱ ص۲۲.
۲. مکاتیب الرسولصلىاللهعليهوآلهوسلم :ج۳ ص۶۹۸. اغتیال النبیصلىاللهعليهوآلهوسلم : ص۱۵۴. غایة المرام: ج۶ ص۹۹.
۳. اعیان الشیعة: ج۱ ص۲۹۴، ۴۲۵، ۴۲۷. معالم المدرستین: ج۲ ص۴۱. المعجم الکبیر: ج۱۱ ص۳۵۲. طبقات الکبری: ج۲ ص۲۴۳. عمر بن الخطاب: ص۱۰۹.
«اِن نبی الله یهجر (لیهجر)».(۱) «ان النبی یهجر».(۲) « (ان) رسول الله یهجر».(۳)
«دعوا ارجل (دعوه) فإنّه یهجر».(۴) «اِنّه یهجر».(۵)
____________________
۱. کتاب سلیم بن قیس الهلالیرحمهالله : (۲۱۱) ج۲ ص. احتجاج ج۱ ص۲۲۳. بحار الانوار: ج۳۱ ص۴۲۵. مصباح البلاغة: ج۱ ص۳۴۳. اعیان الشیعة: ج۱ ص۲۹۴، ۴۲۵، ۴۲۷. معجم الرجال و الحدیث: ج۱ ص۱۲۷. النص علی امیرالمؤمنینعليهالسلام : ص۲۴۱. عبدالله بن سبأ: ج۱ ص۹۹. الطبقات الکبری: ج۲ ص۲۴۲. فتح الباری شرح صحیح البخاری: ج۸ ص۱۰۱. عمر بن الخطاب: ص۱۰۹.
۲. نهج الحق: ص۳۳۲، ۳۳۳. احقاق الحق: ص۲۳۶. المراجعات: ص۳۵۳. النص و الاجتهاد: ص۱۵۰. فدک فی التاریخ: ص۱۱۱. سبیل النجاة فی تتمة المرجعات: ص۲۶۷. مواقف الشیعة: ج۳ ص۴۵۱. اعیان الشیعة: ج۱ ص۶۱. مأساة الزهراءعليهالسلام : ج۱ ص۱۳۱، ۲۲۷، ۲۳۱، ۲۳۴، ۲۹۷. تدوین فرآن: ص۵۷. ابوبکر بن ابی قحافة: ص۲۰۷. عمر بن الخطاب: ص۱۱۹، ۴۴۴. اضواء علی السنة المحمدیة: ص۵۵. الشفا بتعریف حقوق المصطفیصلىاللهعليهوآلهوسلم (قاضی عیاض): ج۲ ص۱۹۲. شرح الشفا (خفاجی): ج۴ ص۲۱۸.
۳. کتاب سلیم بن قیس الهلالیرحمهالله : (۳۲۴) ج۲ ص. الغیبة (نعمانی): ص۸۴. مناقب آل ابی طالبعليهمالسلام : ج۱ ص۲۰۲. نهج الحق: ص۲۷۳. الاربعین (قمی): ص۵۳۴. الطرائف: ص۴۳۲. بحار الانوار: ج۲۲ ص۴۷۲، ۴۹۸، ج۳۰ ص۵۳۳، ج۳۶ ص۲۷۷. غایة المرام: ج۳ ص۱۶۷، ج۶ ص۹۹. مناقب اهل البیتعليهمالسلام : ص۳۸۹. اعیان الشیعة: ج۱ ص۲۹۴، ۴۲۵، ۴۲۷. المراجعات: ص۳۵۵. النص و الاجتهاد: ص۱۵۲. سبیل النجاة: ص۲۶۴. مکاتیب الرسولصلىاللهعليهوآلهوسلم : ج۲ ص۱۷۳، ج۳ ص۶۹۲، ۶۹۹، ۷۰۱، ۷۰۲، ۷۱۳. عمر بن خطاب: ص۱۰۸، ۱۰۹. فضائل امیر المؤمنینعليهالسلام (ابن عقده کوفی): ص۱۵۶. مسند احمد: ج۱ ص۳۵۵. صحیح مسلم: ج۵ ص۴۳۵. شرح مسلم: ج۱۱ ص۹۰. الکامل فی التاریخ: ج۲ ص۳۲۰. السنن الکبری (نسائی): ج۳ ص۴۳۵. المعجم الکبیر: ج۱۱ ص۳۵۲. تاریخ طبری:ج۲ ص۴۳۶.
۴. ارشاد: ج۱ ص۱۸۴. التعجب من اغلاط العامة: ص۸۹. اعلام الوری: ج۱ ص۲۶۵. قصص الانبیاء (راوندی): ص۳۵۶. وصول الاخیار الی اصول الاخبار: ص۷۲. بحارالانوار: ج۲۲ ص۴۶۸. اعیان الشیعة: ج۱ ص۲۹۳، ۴۲۴. الاربعین (قمی): ص۲۸۴. السقیفة امّ الفتن: ص۸۴. مکاتب الرسولصلىاللهعليهوآلهوسلم : ج۳ ص۷۱۳. حق الیقین (شبّر): ج۱ ص۲۱۴. موسوعة الامام علی بن ابی طالبعليهمالسلام : ج۲ ص۳۹۰. الهجوم علی بیت فاطمةعليهمالسلام : ص۶۲، ۴۷۸. مواقف الشیعة: ج۳ ص۲۰۸. ابوبکر بن ابی قحافة: ص۲۴۵، ۳۲۹. عمر بن الخطاب: ص۱۱۸. سر العالمین (غزالی): المقالة الرابعةريال ص۱۰ (۲۰). تذکرة الخواص: ص۶۲.
۵. الطرائف: ص۴۳۲، ۴۳۳، ۴۳۶. المسترشد: ص۵۵۳. الیقین: ص۵۲۲. فرج المهموم: ص۲۲۸. کشف المحجة: ص۶۴. الصراط المستقیم: ج۳ ص۳، ۱۰۰. وضوء النبیصلىاللهعليهوآلهوسلم : ج۲ ص۱۹. الاربعین (قمی): ص۵۳۵، ۵۳۸. بحار الانوار: ج۳۰ ص۵۲۹، ۵۴۷، ۵۴۸، ۵۹۴. مکاتیب الرسولصلىاللهعليهوآلهوسلم : ج۳ ص۷۱۲، ۷۱۷. قاموس الرجال: ج۱۱ ص۲۳۵. ابوبکر بن ابی قحافة: ص۳۴۰. جواهر التاریخ: ج۱ ص۸۴. احقاق الحق: ص۲۸۱. غایة المرام: ج۶ ص۹۸. اغتیال لنبیصلىاللهعليهوآلهوسلم : ص۹۳، ۱۴۳، ۱۵۴، ۱۵۹، ۱۶۰.
«قد غلبه الوجع».(۱) «قد غلب علیه الجوع».(۲) «اشتدّ به الوجع».(۳)
«رسول الله هجر».(۴) «هجر رسول اللهصلىاللهعليهوآلهوسلم ».(۵) «هجر هجر رسول الله».(۶) «هجر هجر استفهموه».(۷)
____________________
۱. امالی مفید: ص۳۶. احقاق الحق: ص۲۳۴، ۲۳۵، ۲۳۶، ۲۳۷. الغدیر: ج۵ ص۳۴۰، ۳۴۱. اضواء علی الصحیحین: ص۳۸۸. بحار الانوار: ج۲۲ ص۴۷۴، ۵۳۱، ۵۳۲، ۵۳۵، ۵۳۸، ۵۴۲، ۵۴۸، ۵۵۱، ۵۵۲. مکاتیب الرسولصلىاللهعليهوآلهوسلم : ج۱ ص۶۰۸، ج۳ ص۶۹۳، ۷۹۴، ۷۱۴، ۷۱۵، ۷۱۷، ۷۲۳. صحیح بخاری: ج۱ ص۳۷، ج۵ ص۱۳۸، ج۸ ص۱۶۱. مسند احمد: ج۱ ص۳۲۵. فتح الباری: ج۱ ص۱۸۶، ج۸ ص۱۰۱. مقدمة فتح الباری (ابن حجر): ص۳۰۷. عمدة المقاری: ج۲ ص۱۷۰، ج۱۴ ص۲۹۸، ج۱۸ ص۶۳، ج۲۵ ص۷۶. شرح نهج البلاغة: ج۱۱ ص۴۹. الاحکام: (ابن حزم): ج۷ ص۹۸۴. البدایة و النهایة: ج۵ ص۲۴۷. طبقات الکبری: ج۲ ص ۲۴۷. عمر بن خطاب: ص۱۰۵. امتاع الاسماع: ج۲ ص۱۳۲، ج۱۴ ص۴۴۶، ۴۴۷. الشفا بتعریف حقوق المصطفیصلىاللهعليهوآلهوسلم : ج۲ ص۱۹۲. السیرة النبویة (ابن کثیر): ج۴ ص۴۵۱.
۲. المستر شد: ص۶۸۱. مناقب آل ابی طالبعليهمالسلام : ج۱ ص۲۰۲. سعد السعود: ص۲۹۷. نهج الحق: ص۳۳. الطرائف: ص۴۳۲. احقاق: الحق: ص۲۸۰. بحار الانوار: ج۲۲ ص۴۷۳. اضواء الصحیحین: ص۳۸۷، ۳۸۸. غایة المرام: ج۶ ص۹۵. اعیان الشیعة: ج۱ ص۲۹۴، ۴۲۴، ۴۲۵، ۴۲۷. مسند احمد: ج۱ ص۳۳۶. صحیح بخار: ج۷ ص۹. صحیح مسلم: ج۵ ص۷۶. شرح مسلم: ج۱۱ ص۹۰، ۹۲. عمدة القاری: ج۲ ص۱۷۱، ج۲۱ ص۲۲۴. الدیباج علی مسلم: ج۴ ص۲۳۲، ۲۳۳. المنصف (صعنانی): ج۵ ص۴۳۸. السنن الکبری (نسائی): ج۳ ص۴۳۳، ج۴ ص۳۶۰. صحیح ابن حبان: ج۱۴ ص۵۶۲. شرح نهج البلاغة: ج۲ ص۵۵. امتاع الامساع: ج۱۴ ص۴۵۰. عمر بن الخطاب: ص۱۰۶، ۱۰۷، ۱۱۶، ۱۱۸.
۳. بحارالانوار: ج۳۰ ص۵۳۸، ۵۴۰. احقاق الحق: ص۲۳۶. مکاتیب الرسولصلىاللهعليهوآلهوسلم : ج۳ ص ۴۱۳، ۷۱۴، ۷۱۵، ۷۲۳. الشفا بتعریف حقوق المصطفیصلىاللهعليهوآلهوسلم : ج۲ ص۱۹۲، ۱۹۴.
۴. الیقین: ص۵۲۲. سعد السعود: ص۲۹۷. امتاع الاسماع (مقریزی): ج۱۴ ص۴۴۸، ۴۴۹.
۵. المستر شد: ص۶۸۱. مناقب آل ابی طالبعليهمالسلام :ج۱ ص۲۰۲. بحارالانوار:ج۲۲ ص۴۷۲، ج۳۰ ص۵۳۰، ۵۳۱. المرجعات: ص۳۲۲، ۳۵۴، ۳۵۵، ۳۶۰. النص و الاجتهاد: ص۱۵۱، ۱۵۲، ۱۵۳، ۱۶۰. سبیل النجاة: ص۲۴۳. اضواء علی الصحیحین: ص۳۸۸، ۳۸۹، ۳۹۱. مکاتیب الرسولصلىاللهعليهوآلهوسلم : ج۳ ص۶۹۴، ۶۹۶، ۷۱۳، ۷۱۸. السقیفة امّ الفتن: ص۹۸. معالم المدرستین: ج۱ ص۱۱۲، ۳۶۵. عمر بن الخطاب: ص۱۰۷، ۱۱۷. صحیح بخاری: ج۴ ص۳۱. فتح الباری: ج۸ ص۱۰۱. عمدة القاری: ج۱۴ ص۲۹۸، ج۱۸ ص۶۲.
۶. فتح الباری: ج۸ ص۱۰۱. عمدة القاری:ج۱۸ ص۶۲.
۷. الایضاح (فضل بن شاذان): ص۳۶۰. مکاتیب الرسولصلىاللهعليهوآلهوسلم : ج۳ ص۷۱۳.
«ما له؟ اَهجر»؟(۱) «ما شأنه؟ اهجر»؟(۲)
« ما له؟ اَهجر؟ استفهموه».(۳) « ما شأنه؟ اَهجر؟ استفهموه».(۴)
۲. آن قدر مطلب واضح و اسناد فراوان است که عده ای بر آن شده اند که معنای این عبارت را نقل کنند تا شاید از وقاحت کلام گوینده آن بکاهند.(۵) به عنوان نمونه: ابن ابی الحدید می گوید: عمر کلمه ای گفت که معنایش این است: «ان الوجع قد غلب علی رسول الله»: «همانا درد بر رسول خداصلىاللهعليهوآلهوسلم غلبه کرد»!!؟ در حای دیگر ابن ابی الحدید می گوید: لقد غلبه الوجع، به تحقیق درد بر او غلبه کرده. اما این ماجرا قابل انکار نیست.
۳. جسارت و نسبت هذیان به اشرف مخلوقات مخالف آیات قرآن کریم است، که آیات زیر به عنوان نمونه ذکر شود:
____________________
۱. بحار الانوار: ج۳۰ ص۵۴۷. مکاتیب الرسولصلىاللهعليهوآلهوسلم : ج۳ ص۴۱۷. الاحکام (ابن حزم): ج۷ ص۹۸۴. امتاع الاسماع (مقریزی): ج۱۴ ص۴۴۹. ۲. الطرائف: ص۴۳۲. الیقین: ۱۹، ۵۲۱. مناقب اهل البیتعليهمالسلام : ص۳۸۹. بحار الانوار: ج۳۰ ص۵۳۵. مسند احمد: ج۱ ص۲۲۲. فتح الباری: ج۸ ص۱۰۱. عمدة القاری: ج۱۸ ص۶۲. الفائق فی غریب الحدیث: ج۳ ص۳۹۱. النهایة فی غریب الحدیث: ج۵ ص۲۴۶. لسان العرب: ج۵ ص۲۵۴.
۳. بحار الانوار: ج۳۰ ص۵۴۲. سبیل النجاة فی تتمة المراجعات: ص۲۶۶. مکاتیب الرسولصلىاللهعليهوآلهوسلم : ج۳ ص۷۱۳. صحیح بخاری: ج۴ ص۶۶. عمدة القاری: ج۱۵ ص۹۰. الشفا بتعریف حقوق المصطفیصلىاللهعليهوآلهوسلم : ج۲ ص۱۹۲. امتاع الاسماع (مقریزی): ج۲ ص۱۳۲، بجای «استفهموه»، «استبعدوه» دارد.
۴. الیقین: ص۵۲۱. بحار الانوار: ج۳۰ ص۵۳۰، ۵۳۴، ۵۳۸، ۸۴۴. اضواء علی الصحیحین: ص۳۸۷. سبیل النجاة فی تتمة المراجعات: ص۲۶۵. مکاتیب الرسولصلىاللهعليهوآلهوسلم : ج۳ ص۷۱۳، ۷۲۳. غایة المرام: ج۶ ص۸۵، ۹۶. فلک النجاة: ص۱۴۶، ۱۴۷. صحیح بخاری: ج۵ ص۱۳۷. ج۵ ص۷۵. عمدة القاری: ج۱۸ ص۶۱. المصنف (صنعانی): ج۶ ص۵۷، ج۱۰ ص۳۶۱. مسند الحمیدی: ج۱ ص۲۴۲. السنن الکبری (نسائی): ج۳ ص۴۳۴. شرح نهج البلاغة: ج۲ ص۵۵، ج۱۳ ص۳۱. نصب الرایة: ج۴ ص۳۴۳. طبقات الکبری: ج۲ ص۲۴۲. تاریخ طبری: ج۲ ص۴۳۶. البدایة و النهایة: ج۵ ص۲۴۷. امتاع الاسماع: ج۱۴ ص۴۴۷. السیرة النبویة (ابن کثیر): ج۴ ص۴۵۰. سبل الهدی و الرشاد: ج۱۲ ص۲۴۷.
۵. النص و الاجتهاد: ص۱۵۰. المراجعات: ص۳۵۳. ماذا تقضون: ص۴۹۴.
۶. شرح نهج البلاغة (ابن ابی الحدید): ج۳ ص۱۷، ج۶ ص۵۱. غایة المرام: ۵۹۶. النص و الاجتهاد: ص۱۷۰. مکاتیب الرسولصلىاللهعليهوآلهوسلم : ج۳ ص۶۹۱.
( وَمَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَىٰ * إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَىٰ ) .(۱)
( أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ ) .(۲)
( وَمَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانتَهُوا ) (۳)
( وَمَا كَانَ لِمُؤْمِنٍ وَلَا مُؤْمِنَةٍ إِذَا قَضَى اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَمْرًا أَن يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَمَن يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا مُّبِينًا ) .(۴)
۴. گوینده این کلام شامل این آیات قرآنی می شود:
( وَمَن يُشَاقِقِ الرَّسُولَ مِن بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُ الْهُدَىٰ وَيَتَّبِعْ غَيْرَ سَبِيلِ الْمُؤْمِنِينَ نُوَلِّهِ مَا تَوَلَّىٰ وَنُصْلِهِ جَهَنَّمَ وَسَأَتْ مَصِيرًا ) (۵)
( إِنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَأَعَدَّ لَهُمْ عَذَابًا مُّهِينًا ) .(۶)
۵. اضافه بر عبار ان الرجل لیهجر که در کتب مختلف ذکر شده، گوینده این کلام در جا های مختلف در دوران حکومت خود و قبل از آن در جواب سؤال کنندگان - و گاهی هم در کلام خودش که به ابن عباس گفت: می دانی چرا آن روز مانع آوردن کاغذ و قلم و شدم؟ چون می دانستم رسول خداصلىاللهعليهوآلهوسلم در آن وصیت می خواهد خلافت و امامتِ خلق بعد از خود را با علی بن ابی طالبعليهالسلام بیان کند. لذا مانع آوردن کاغذ و قلم شدم!!(۷)
____________________
۱. سوره نجم: آیه ۳ و ۴.
۲. سوره های نساء: آیه ۵۹. مائده: آیه ۹۲. نور: آیه ۵۴. محمدصلىاللهعليهوآلهوسلم : ۳۳. تغابن: آیه ۱۲. آل عمران: آیه ۳۲، ۱۳۲. انفال: آیه ۱، ۲۰، ۴۶. مجادله: آیه ۱۳.
۳. سوره حشر: آیه ۷. ۴. سوره احزاب: آیه ۳۶.
۵. سوره نساء: آیه ۱۱۵. ۶. سوره احزاب: آیه ۵۷.
۷. التحفة العسجدیة: ص۱۴۴. کشف الیقین: ص۴۷۱. کشف الغمة: ج۲، ص۴۷. حلیة الابرار: ج۲ ص۳۲۱. بحار الانوار:ج۲۹ ص۶۳۹، ۳۰ ص۲۴۴، ۵۵۴، ۵۵۵، ج۳۱ ص۷۵، ج۳۸ ص۱۵۷. مواقف الشیعة: ج۱ ص۱۵۰، ج۲ ص۵. مکاتب الرسولصلىاللهعليهوآلهوسلم : ج۱ ص۶۱۰، ج۳ ص۷۰۶، ۷۰۷. الدرجات الرفیعة: ص۱۰۶. غایة المرام: ج۱ ص۲۴۲، ج۲ ص۵۵، ج۶، ص۹۲، ۹۳. مناظرات فی العقائد و الاحکام: ج۱ ص۴۸۴. نفحات اللاهوت: ص۸۱، ۱۲۱-۱۱۸. ابوبکر بن ابی قحافة: ص۱۶۹. موسوعة الامام علی بن ابی طالبعليهالسلام : ج۲ ص۹۰، ۳۹۱. شرح نهج البلاغة: ج۱۲ ص۲۱، ۷۸، ۷۹.
۲۵ صفر
در این روز پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم در جمع مسلمانان بر منبر رفتند و طی خطبه ای مردم را موعظه کرده، آنان را به پیروی ازکتاب و عترت وصیت فرمودند.(۱)
۲۶ صفر
در این روز درسال ۱۱ ه (۳) پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم به عده ای خاص از صحابه و به خصوص
____________________
۱. مستدرک سفینة البحار: ج۶ ص۲۹۵. وقائع الشهور: ۵۶. بحار الانوار: ج۲۲ ص۴۷۴، ۴۷۶، ۴۷۷، ۴۷۸. حدیث ثقلین با بیشتر از ۱۲۰ طریق موجود است و کتاب های مستقلی درباره آن نوشته شده است. به کتاب های زیر مراجعه کنید: نفحات الازهار: ج۳-۱. شرح احقاق الحق: ج۹، ۱۸، ۲۴، ۳۳ و.... کتاب الله و اهل بیتعليهمالسلام فی حدیث الثقلین (مدرسة الامام باقر العلومعليهالسلام ). غایة المرام: ج۲. الصراط المستقیم: ج۲ ص۱۰۲. محاضرات فی الاعتقادات: ج۱.
۲. کتاب سلیمرحمهالله : ج۲ ص۶۸۳. الاستغاثة: ص۲۱. الایضاح: ص۳۶۱. خصال: ص۱۷۱، ۳۷۲. الشافی فی الامامة: ج۴ ص۱۵۲-۱۴۴. احتجاج: ج۱ ص۹۰. مستدرک سفینة البحار: ج۵ ص۳۶، ج۶ ص۲۹۵. نهج السعادة: ج۵ ص۲۰۵، ۲۵۸. التعجب ص۴۲، ۸۹. بحار الانوار: ج۲۱ ص۴۱۰، ج۲۸ ص۱۷۸، ج۳۰ ص۴۴۲-۴۲۷. غایة المرام: ج۶ ص۱۳۵ -۱۱۰. المستر شد: ص۱۱۲. دعائم الاسلام: ج۱ ص۴۱. سفینة النجاة: ص۲۰۲ -۱۹۶. الصراط المستقیم: ج۲ ص۲۹۷. احقاق الحق: ص۲۲۰-۲۱۸. مجلة تراثنا: ج۲۴ ص۷۶-۷. تثبیت الامامة: ص۱۹. المعیار و الموازنة: ص۲۱۱. طبقات الکبری: ج۲ ص۲۴۸، ج۴ ص۶۹-۶۵. التنبیه و الاشراف: ص۲۱۴. شرح نهج البلاغة: ج۱ ص۱۵۹، ج۶ ص۵۲، ج۹ ص۱۵۶، ج۱۲ ص۸۳، ۱۷ ص۱۹۵-۱۷۵. فتح الباری: ج۷ ص۶۹، ج۸ ص۱۱۵. تاریخ دمشق: ج۷ ص۶۵- ۴۶، ج۱۰ ص۱۳۹. تاریخ یعقوبی: ج۲ ص۱۱۳. السقیفة و فدک: ص۷۷. عمر بن خطاب: ص۳۷-۳۴. الملل و النحل شهرستانی: ج۱ ص۲۳. شرح مواقف: ص۳۷۶. المصنف ابن ابی شیبة: ج۷ ص۵۳۲، ج۸ ص۵۴۹. سیرة الحلبیة: ج۳ ص۲۰۷. مغازی الواقدی: ج۳ ص۱۱۱۸.
۳. بحار الانوار: ج ۲۱، ص ۴۱۰، ج ۳۰، ص ۴۲۸. مستدرک سفینة البحار: ج۵ ص۳۶، ج۶ ص۲۹۵. کنز العمال: ج۱۰ ص۵۸۲. طبقات الکبری: ج۲ ص۱۸۹. تاریخ دمشق: ج۲ ص۵۴-۴۷. تاریخ طبری: ج۲ ص ۴۳۱. عیون الاثر: ج۲ ص۳۵۲. سبل الهدی و الرشاد: ج۶ ص۲۴۸.
ابوبکر ابوبکر و عمر و عثمان امر فرمودند برای سفر به روم و جنگ با رومیان به امیری اسامه بن زید آماده شوند. آنان از این امر کراهت داشتند و نسبت به فرماندهی اسامه بر سپاه اسلام به خاتم الانبیاءصلىاللهعليهوآلهوسلم اعتراض کردند. حضرت فرمودند: «خدا لعنت کند کسی را که از لشکر اسامه تخلف کند »، ولی با این همه ابوبکر و عمر و عثمان تخلف کردند و بازگشتند!
۲۸ صفر
شهادت جانگداز و مظلومانه اشرف مخلوقات خاتم الانبیاء محمد بن عبداللَّهصلىاللهعليهوآلهوسلم در سال ۱۱ ه در سن ۶۳ سالگی (۱) به وسیله سم (۲) بوده است، و طبق روایاتی عایشه و حفصه آن حضرت را مسموم کرده اند!
____________________
۱. مسار الشیعة: ص۲۷. المقنعة: ص۴۵۶. ارشاد: ج۱ ص۱۸۹. تهذیب الاحکام: ج۶ ص۲. جامع الاخبار:ص۲۴. اعلام الوری: ج ۱، ص ۴۵، ۵۳، ۲۶۹. تاج الموالید: ص۷. معالم الزلفی: ج۱ ص۴۲۶. بحار الانوار: ج۲۲ ص۵۲۹، ج۹۷، ص۱۶۸. مجمع البیان: ج۲ ص۲۱۴. قصص الانبیاء راندوی: ص۳۵۷. شرح احقاق الحق: ج۱۰ ص۴۳۵. کشف الغمةج۱ ص۱۶. تحریر الاحکام: ج۱ ص۱۳۰. روضة الواعظین: ص۷۱. الدروس: ج۲ ص۶. تقویم المحسنین: ص۱۵. اختیارات: ص۲۲. ینایبع المودة: ج۲ ص۳۳۹. شرح نهج البلاغة: ج۱۰ ص۱۸۴.
۲. کتاب سلیمرحمهالله : ج۲ ص۸۳۸-۸۳۷. بصائر الدرجات: ص۵۰۳. کافی: ج۱ ص۵۳۳. المحاسن: ج۲ ص۲۶۲. المقنعة: ص۴۵۶. تهذیب الاحکام: ج۶ ص۲. اعلام الوری: ج۱ ص۸۰. بحارالانوار: ج۱۷ ص ۴۰۵، ۴۰۶، ج۳۳ ص۲۶۷، ج۴۳ ص۳۲۷. الخرائج و الجرائح: ج۱ ص۳۸، ۲۲۴، ۲۴۱. مصائب رسول اللهصلىاللهعليهوآلهوسلم : ص۲۱. معالم الزلفی: ج۱ ص۴۲۵. جامع الاصول: ج۱۱ ص۳۸. مستدرک سفینة البحار: ج۶ ص۲۹۶. الطبقات الکبری: ج۲ ص۲۰۰. سنن ابی داوود: ج۴ ص۱۷۴. شرح نهج البلاغة: ج۱۰ ص۲۲۱.
۳. تفسیر قمی: ج ۲، ص ۳۷۶. تفسیر عیاشی: ج۱ ص۲۰۰. الصراط المستقیم: ج۳ ص۱۶۸. تفسیر صافی: ج۱ ص۳۹۰-۳۸۹، ج۵ ص۱۹۴. بحار الانوار: ج۲۲ ص۲۳۹، ۲۴۶، ۵۱۶، ج۲۸ ص۲۱.۹۷، ج۳۱ ص۶۴۱. اربعین قمی: ص۶۲۷. معالم الزلفی: ج۱ ص۴۲۶. تفسیر برهان: ج۱ ص۳۲۰. ارشاد القلوب: ج۲ ص۳۳۱ -۳۳۰. تفسیر کنز الدقائق:ج۲ ص۲۵۱. تفسیر نور الثقلین: ج۱ ص۴۰۱، ج۵ ص۳۶۷.
در ۲۴ صفر بیماری پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم شدت یافت.(۱) پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم هنگام بیماری فرمودند: حبیبم را نزد من حاضر کنید. عایشه و حفصه پدران خود را نزد آن حضرت حاضر نمودند. پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم روی مبارک خویش را از آنان برگردانید و فرمود: «حبیبم را نزد من حاضر کنید ». سپس دنبال علی بن ابی طالبعليهالسلام فرستادند. چون نظر مبارک به آن حضرت افتاد او را نزد خود خواند و کلماتی به حضرت فرمود. هنگامی که علی بن ابی طالبعليهالسلام از نزد آن حضرت خارج شد، عمر و ابوبکر به او گفتند: «خلیلت به تو چه گفت»؟ فرمود: «هزار باب علم به من حدیث کرد که از هر باب هزار باب دیگر باز می شود ».(۲)
پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم در لحظات آخر عمر خود وصیتهایی به امیرالمؤمنینعليهالسلام فرمودند و جبرئیل و میکائیل و ملائکه مقربین را بر آن وصیت شاهد گرفتند. از جمله آن کلمات که جبرئیل به پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم می فرمودند و امیرالمؤمنینعليهالسلام می شنید این بود: «حقّت را می برند و خمست را غصب می کنند و پرده احترامت (حرمتت) را می درند و محاسنت به خون سرت رنگین می شود ».
امیرالمؤمنینعليهالسلام می فرمایند: «هنگامی که آن کلام را فهمیدم، فریاد زدم و بر روی زمین افتادم ». بعد فرمایشاتی به حضرت زهراعليهاالسلام و حسنینعليهماالسلام فرمودند. سپس آن وصیت با چند مهر از طلا که آتش به آن نرسیده بود (و ساخته دست بشر نبود) مهر شد و به امیرالمؤمنینعليهالسلام تحویل داده شد.(۳)
امیرالمؤمنینعليهالسلام پس از غسل دادن آن حضرت به تنهایی بر ایشان نماز
____________________
۱. مستدرک سفینه البحار: ج ۶، ص ۲۹۵. وقائع الشهور: ص۵۵.
۲. کافی: ج۱، ص ۲۹۶، ج۸ ص۱۴۷. بحارالانوار: ج ۲۲، ص ۴۶۵-۴۶۱.
۳. کافی: ج۱، ص ۲۸۲-۲۸۱. بحارالانوار: ج ۲۲، ص ۴۸۱. مجمع النورین: ص۹۴، ۳۴۹.
خواندند.(۱) مردم به جز اصحاب سقیفه در مسجد جمع شده بودند و در فکر نماز بر پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم و دفن حضرت بودند. امیرالمؤمنین آمدند و فرمودند: «رسول خدا صلىاللهعليهوآلهوسلم امام ما است در زمان حیات و پس از وفاتش »، کنایه از اینکه برای نماز بر بدن آن بزرگوار نماز به صورت جماعت نمی خوانیم. در این هنگام مردم دسته دسته داخل می شدند و بدون امام آیه( إِنَّ اللهَ وَ مَلائِکَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَى النَّبِیِّ یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلیما ) (۲) را سه بار می گفتند و بیرون می آمدند.
بعد حضرت مولی الموحدینعليهالسلام فرمودند:خداوند در هر مکانی که روح پیامبرش را قبض می کند راضی است که در همان مکان دفن شود، و من آن حضرت را در حجره ای که از دنیا رفته دفن می کنم . و آن حجره، حجره حضرت زهراعليهالسلام بود؛ که دلیل بر این مطلب زیاد است.(۳)
امیرالمؤمنینعليهالسلام با کمک دیگران قبری حفر کردند و بدن حضرت را داخل قبر قرار دادند. سپس آن حضرت داخل قبر رفت و صورت پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم را باز کرد و گونه راست را بر زمین گذاشته در لحد را بستند و خاک روی آن ریختند.(۴)
آن حضرتدو ماه - و بنابر نقلی در حمل بودند که پدر بزرگوارشان جناب عبداللَّه بن عبدالمطلب از دنیا رحلت فرمود.۴ یا ۷ و یا ۸ ساله بودند که
____________________
۱. کتاب سلیم بن قیسرحمهالله : ج۲ ص۵۷۱، ۵۷۸. فقه الرضاعليهالسلام : ص۱۸۹. ارشاد: ج۱ ص۱۸۹-۱۸۷. اعلام الوری: ج۱ ص۲۷۰. بحار الانوار: ج۲۲ ص۵۱۷، ۵۱۸، ۵۲۹. کفایة الاثر: ص۱۲۵. ینابیع النودة: ج۲ ص۳۳۹. غایة المرام: ج۲ ص۲۴۰.
۲. سوره احزاب: آیه ۵۶.
۳. به کتاب اَین دفن النبیصلىاللهعليهوآلهوسلم مراجعه شود.
۴. ارشاد: ج ۱، ص ۱۸۸. اعلام الموری: ج۱ ص۲۷۰. قصص النبیاء راوندی: ص۳۵۷. بحار الانوار: ج۲۲ ص۵۱۸، ۵۲۹. ینابیع المودة: ج۲ ص۳۳۹.
مادرشان آمنه بنت وهب در ابواء رحلت فرمود.۸ سال و دو ماه و ده روز از سن شریفش گذشته بود که جد بزرگوارش جناب عبدالمطلبعليهالسلام از دنیا رحلت فرمود.
۲۵ ساله بودند که با جناب خدیجه کبریعليهالسلام ازدواج کردند و حضرت خدیجهعليهاالسلام ۴۰ ساله بودند.
۳۰ سال از سن مبارک آن حضرت گذشته بود که حضرت امیر المؤمنینعليهالسلام متولد شدند. در۴۰ سالگی خداوند آن حضرت را به نبوت مبعوث فرمود. در ۴۵ سالگی به معراج تشریف بردند و درسال پنجم از بعثت ، حضرت فاطمه زهراعليهاالسلام متولد شدند.
۵۰ سال از عمر مبارکشان گذشته بود که جناب ابوطالب و خدیجه کبریعليهاالسلام از دنیا رحلت نمودند.
۵۲ سال و یازده ماه و سیزده روز از سن مبارکشان گذشته بود که به مدینه منوره هجرت فرمودند. بعد از هجرت تقریباًده سال در مدینه شرف حضور داشتند، تا آنکه در۲۸ صفر سال ۱۱ ه مسموماً از دنیا رحلت فرمودند.(۱)
هنگام رحلت پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم حضرت زهراعليهاالسلام بسیار می گریست. حضرت او را نزد خود فرا خواند و مطلبی فرمود که حزن و اندوه فاطمهعليهاالسلام فرو نشست. وقتی علت را سؤال کردند آن حضرت فرمود: «پدرم به من خبر داد که اولین نفر از اهل بیتش که به او ملحق می شود منم و مدت این فراق طولانی نیست ».(۲)
اولین روز امامت حضرت امیر المؤمنین علی بن ابی طالبعليهالسلام است، و زیارت آن حضرت در این روز مستحب است.(۳)
____________________
۱. مناقب آل ابی طالبعليهمالسلام : ج۱ ص۲۲۶-۲۲۲. اعلام الوری: ج۱ ص۵۳-۵۲. کشف الغمة: ج۱ ص۱۶. منتخب التواریخ: ص ۳۶ تا ۴۶.
۲. ارشاد: ج ۱، ص ۱۸۷. امالی صدوق: ص۶۹۲. دلائل الامامة: ص۱۳۱. شرح الاخبار: ج۳ ص۴۰. بحار الانوار: ج۲۲ ص۴۷۰، ۵۵۳، ج۴۳ ص۵۱، ۲۰۷. صحیح بخاری: ج۴ ص۱۸۳، ۲۱۰. صحیح مسلم: ج۷ ص۱۴۳. مسند احمد: ج۶ ص۲۸۲. طبقات الکبری: ج۸ ص۲۷.
۳. بحار الانوار: ج ۹۷، ص ۳۸۴. تحفة الزائر: ص۱۴۲.
اولین روز غصب ظالمانه خلافت و خانه نشین کردن امیر المؤمنینعليهالسلام وشکستن بیعت روز عید غدیر توسّط اهل سقیفه بنی ساعده است.(۱)
در این روز درسال ۵۰ ه امام حسن مجتبیعليهالسلام به شهادت رسید.(۳) بنابر قولی شهادت آن حضرت در ۷ صفر و بنابر قولی در آخر سفر و بنابر قولی دیگر در ۵ ربیع الاول واقع شده است.(۵)
جعده دختر اشعث بن قیس با زهری که معاویه برای او فرستاده بود آن حضرت را مسموم کرد. معاویه همراه با زهر صد هزار درهم فرستاد و وعده کرد که او را به عقد یزید درآورد؛ولی به وعده خود وفا نکرد .(۶)
____________________
۱. الهجوم علی بیت فاطمةعليهالسلام : ص۸۴. خصال: ص۳۸۵. اختیارات: ص۲۲. تتمه المننهی: ص ۹. تاریخ طبری: ج۲ ص۴۴۲. اسد الغابة: ج۳ ص۲۱۹.
۲. کتاب سلیم بن قیس هلالی: ج۲ ص۵۷۲. بحارالانوار: ج ۲۸، ص ۲۰۴، ۲۸۶-۲۸۵. الهجوم علی بیت فاطمةعليهالسلام : ص۸۳. احتجاج: ج۱ ص۱۰۵. بیت الاحزان: ص۷۹. مجمع النورین: ص۸۰. شرح نهج البلاغة: ج۱ ص۲۱۸. تاریخ یعقوبی» ج۲ ص۱۲۴.
۳. مسار الشیعه: ص ۲۷. مصباح المجتهد: ص۷۹۰. اعلام الوری: ج ۱، ص ۴۰۳. بحارالانوار: ج۹۵ ص۲۰۰، ج۹۷ ص۲۱۰. فیض العلام: ص ۱۹۹. منتهی الامال: ج ۱، ص ۲۳۱. مستدرک سفینه البحار: ج ۶، ص ۲۹۶. العدد القویة: ص۳۵۰. تاج الموالید: ص۲۶. کشف الغمة: ج۱ ص۵۱۶.
۴. کافی: ج ۱، ص ۴۶۱. کفایة الاثر: ص۲۲۹. روضة الواعظین: ج۱ ص۱۶۸. بحار الانوار: ج۴۴ ص۱۳۹، ۱۴۰، ج۹۷ ص۲۱۰.
۵. بحار الانوار: ج۴۴ ص۱۶۱. کشف الغمة: ج۱ ص۵۸۴. شرح احقاق الحق: ج۲۶ ص۵۷۶، ج۳۳ ۵۴۲. تاریخ دمشق: ج۱۳ ص۳۰۲. تاریخ الخلفاء: ص۱۹۲. مستدرک حاکم: ج۳ ص۱۷۳.
۶. کافی: ج۲ ص۴۱۸. ارشاد: ج۲ ص۱۵. بحار الانوار: ج ۴۴، ص ۱۴۹، ۱۵۸. الغدیر: ج۱۱ ص۱۱. کشف الغمة: ج۱ ص۵۸۴. العدد القویه: ص ۳۵۱. تاج الموالید: ص۲۷. تاریخ الخلفاء: ص۱۹۲.
مسمومیت حضرت امام حسنعليهالسلام چهل روز طول کشید. پس از ظهور اثرات سم بر بدن مبارک و فرا رسیدن وقت شهادت، به سیّد الشّهداءعليهالسلام فرمودند: «مرا مسموم کرده اند و پاره های جگرم داخل طشت است. من از شما جدا می شوم و به خداوند ملحق می گردم، و می دانم چه کسی مرا مسموم کرده است،ولی به حقی که بر شما دارم در این باره حرفی نزنید . وقتی من از دنیا رفتم چشمانم را ببند و غسلم بده و کفنم نما و مرا کنار قبر جدم پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم ببر تا با او تجدید عهد کنم. سپس مرا در بقیع کنار جده ام فاطمه بنت اسد سلام اللَّه علیها دفن کنید. می دانم مخالفین و معاندین گمان می کنند شما می خواهید مرا کنار پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم دفن کنید و مانع شما می شوند. شما را به خدا قسم می دهم کهمبادا به خاطر من حتّی به اندازه خون حجامت ریخته شود ». سپس آن حضرت مثل آنچه امیر المؤمنینعليهالسلام وصیت فرموده بود به اولاد و اهل خود وصیت نمود و از دنیا رفت.
امام حسینعليهالسلام بعد از غسل و کفن و نماز، آن حضرت را به طرف مرقد شریف پیامبر صلىاللهعليهوآلهوسلم حمل کردند . با دیدن این منظره برای مروان و بقیه بنی امیّه که با سلاح و به همراهی عایشه آمده بودند شکی باقی نماند که می خواهند آن حضرت را در کنار پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم دفن نمایند.
لذا آمدند و مانع شدند و عایشه در حالی که سوار درازگوشی بود گفت: «مرا با شما چه کار است که می خواهید کسی را که من او را دوست ندارم در خانه من دفن کنید ». مروان ملعون هم نظیر این مطالب را گفت، و ابن عباس به او و عایشه جواب داد. فرزندان عثمان هم مانع شدند و گغتند: «هرگز نمی شود که عثمان در بدترین مکانها دفن
____________________
۱. دلائل الامامة: ص۱۶۲. بحار الانوار: ج۴۴ ص۱۵۸. ارشاد: ج۲ ص۱۵. تتمة المنتهی: ص۴۱. کشف الغمة: ج۱ ص۵۸۳. تاج الموالید: ص۲۶. ینابیع المودة: ج۲ ص۴۲۷. تاریخ دمشق: ج۱۳ ص۲۸۳.
شود و حسن با رسول خدا به خاک سپرده شود ».(۱)
امام حسینعليهالسلام فرمود: به خداوندی که مکه و حرم را محترم گردانیده، حسنعليهالسلام فرزند علی و فاطمهعليهماالسلام سزاوارتر است بر پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم از کسانی که بدون اجازه داخل خانه او شده اند . بخدا قسم او سزاوارتر است از حمال خطاها عثمان، که ابوذر را از مدینه بیرون کرد.(۲)
عایشه جلو قبر پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم رفت و گفت: «تا یک مو در سر من است نخواهم گذاشت او را در این خانه دفن کنید!»(۳) و از کسانی که با او بودند درخواست تیر و کمان کرد و به طرف جنازه مطهر امام مجتبیعليهالسلام پرتاب نمود: گفت: پسر دشمنم را از خانه من بیرون کنید!(۴) سپس دیگران را امر به پرتاب کرد.(۵) در اینجابنی مروان جنازه آن حضرت را تیر باران کردند . بنی هاشم دست به شمشیر بردند، ولی امام حسینعليهالسلام مانع شده فرمودند: «وصیت برادرم نباید ضایع شود».سپس ۷۰ تیر از جنازه آن حضرت بیرون کشیدند !(۶) و این در حالی بود که امام مجتبیعليهالسلام به امام حسینعليهالسلام خبر داده بودند که عایشه بعد از شهادت ایشان چه جنایتی را مرتکب می شود.(۷)
____________________
۱. ارشاد: ج۲ ص۱۷. بحار الانوار: ج۴۴ ص۱۵۴. مناقب آل ابی طالبعليهمالسلام : ج۴ ص۵۰. امالی طوسی: ص۱۶۱-۱۶۰. الخرائج و الجرائح: ج۱ ص۲۴۲. کشف الغمة: ج۱ ص۵۸۶. روضة الواعظین: ص۱۶۷.
۲. امالی طوسی: ص۱۶۱-۱۶۰. بحار الانوار: ج۴۴ ص۱۵۲. مدینة المعاجز: ج۳ ص۳۷۸. بشارة المصطفیصلىاللهعليهوآلهوسلم : ص۴۱۹. کلمات الامام الحسینعليهالسلام : ص۲۲۰. مواقف الشیعة: ج۱ ص۳۷۲.
۳. عیون المعجزات: ص۵۸. بحار الانوار: ج۴۴ ص۱۴۱. مدینة المعاجز: ج۳ ص۳۷۳. کلمات الامام الحسینعليهالسلام : ص۲۲۸.
۴. کامل بهائی: ج۲ ص۲۶۹. اسرار الامامة: ص۳۹۱. الوقائع و الحوادث: ج۱ ص۲۳۹.
۵. تحفة الابرار فی مناقب الائمة الاطهارعليهمالسلام : ص۲۵۷. شرح احقاق الحق: ج۳۳ ص۵۴۴. مصائب رسول اللهصلىاللهعليهوآلهوسلم : ص۲۲.
۶. مناقب آل ابی طالبعليهمالسلام : ج۴ ص۵۰. مزار بن مشهدی: ص۲۹۸. بحار الانوار: ج۴۴ ص۱۵۷، ج۹۹ ص۱۶۷. الصوارم المهرفة: ص۱۶۲. انوار البهیة: ص۹۳. شرح احقاق الحق: ج۳۳ ص۵۴۴. منتهی الآمال: ج۱ ص۲۳۵. وفیات الائمةعليهمالسلام : ص۴۴۹.
۷. کافی: ج۱ ص۳۰۰، ۳۰۲. مجمع البحرین: ج۱ ص۴۵۴. بحار الانوار: ج۴۴ ص۱۴۲. وسائل الشیعة: ج۳ ص۱۶۳، ۱۶۴.
پس از آن حضرت سیّد الشّهداءعليهالسلام کلماتی فرمودند که اگر وصیت برادرم نبود می دانستید که شمشیرهای الهی در کجا و چگونه بر شما فرود می آمد. سپس بدن مطهر آن حضرت را بهبقیع آوردند و در کنارجده اش فاطمه بنت اسد عليهاالسلام دفن نمودند.
امام حضرت مجتبیعليهالسلام دارای۱۵ فرزند دختر و پسر بودند، ولی از جعده هیچ فرزندی نداشتند.
آخر صفر
حضرت ثامن الحجج مولانا علی بن موسی الرضاعليهالسلام در سال ۲۰۳ ه بنابر اصح(۳) دو سال پس از وفات حضرت معصومهعليهاالسلام به شهادت رسیدند. سن مبارک حضرت۴۹ یا ۵۱ یا ۵۵ سال بوده است.(۴) بنابر نقلی در ۲۷ صفر حضرت امام رضاعليهالسلام به شهادت رسیده اند،(۵) ولی مشهور آخر ماه صفر است. در ۲۸ صفر مأمونانگور مسموم یاآب انار زهرآلود را به اجبار به حضرت امام رضاعليهالسلام خورانید.
____________________
۱. ارشاد: ج ۲، ص ۱۹-۱۷. بحار الانوار: ج ۴۴، ص ۱۵۷-۱۵۶. مناقب آل ابی طالبعليهمالسلام : ج۴ ص۵۰. روضة الواعظین: ص۱۶۸.
۲. ارشاد: ج ۲، ص ۲۰. تاج الموالید: ص۲۷.
۳. کافی: ج ۱، ص ۴۸۶. بحار الانوار: ج ۴۹، ص ۲۹۲، ج۹۹ ص۴۳. اعلام الوری: ج۲ ص۴۱. مستدرک سفینه البحار: ج ۶، ص ۲۹۵. منتخب التواریخ: ص ۵۷۸ فیض العلام: ص ۲۰۰. شرح احقاق الحق: ج۱۲ ص۳۴۷، ج۲۸ ص۵۹۶. تاریخ طبری: ج۷ ص۱۵۰. تاریخ خلیفة بن خیاط: ص۳۸۷.
۴. کشف الغمه: ج ۲، ص ۲۶۷. بحار الانوار: ج ۴۹، ص ۲۹۲، ۲۹۳.
۵. تاج الموالید: ص ۵۰. شرح الاخبار: ج۳ ص۳۴۳.
۶. ارشاد: ج ۲، ص ۲۷۰. مستدرک سفینه البحار: ج ۶، ص ۲۹۵. جلاء العیون: ص ۵۵۱. بحار الانوار: ج ۴۹، ص ۲۹۸. مروج الذهب: ج ۴ص ۲۸.
مأمون از آزار و جسارت نسبت به حضرت کوتاهی نکرد، و حتّی حضرت را سه ماه در سرخس مقیداً زندانی کرد.(۱)
پس از ولایتعهدی، ابتدای گرفتاری آن حضرت به خاطر معاشرت با مأموران منافق ملعون بود. او به حسب ظاهر در تعظیم و احترام حضرت می کوشید، اما در باطن با آزار و اذیت حجت خدا را به مرگ خویش راضی نموده بود.
یاسر خادم می گوید: هر جمعه که آن حضرت از مسجد جامع مراجعت می کرد، با بدنی عرق دار و غبار آلود دستها را به درگاه الهی بر می داشت و می فرمود: «بار الها اگر فرج و گشایش کار من در مرگ من است، مرگ مرا برسان ». آن حضرت پیوسته در غم و حزن بود تا در غربت رحلت فرمود.(۲)
مأمون پس از آنکه یک شبانه روز امر شهادت آن حضرت را کتمان کرد سراغ محمد پسر امام صادقعليهالسلام و جماعتی از آل ابوطالب فرستاد تا سلامت بدن امام را ببینند، و پس از آن شروع به گریه و زاری نمود!!(۳)
پس از غسل و کفن و نماز بر بدن شریف حضرت که توسط امام جوادعليهالسلام انجام شد(۴) آن حضرت را جلوی قبر هارون در خانه حمید بن قحطبه ، مکان فعلی دفن
____________________
۱. عیون اخبار الرضاعليهالسلام : ج۱ ص۱۹۷. بحار الانوار: ج۴۹ ص۹۱، ۱۷۰. وسائل الشیعة: ج۴ ص۹۸. منتخب التواریخ: ص۵۸۰.
۲. عیون اخبار الرضاعليهالسلام : ج۱ ص۱۸. بحار الانوار: ج۴۹ ص۱۴۰. وسائل الشیعة: ج۲ ص۴۵۰. فیض العلام: ص ۹۷. تتمه المنتهی: ص ۲۸۰.
۳. ارشاد: ج ۲، ص ۲۷۱. بحار الانوار: ج۴۹ ص۳۰۹. روضة الواعظین: ص۲۳۳. کشف الغمة: ج۲ ص۲۸۲.
۴. عیون اخبار الرضاعليهالسلام : ج۱ ص۲۷۳، ۲۷۶. املی صدوق: ص۷۶۱. دلائل الامامة: ص۳۵۲. عیون المعجزات: ص۱۰۲. هدایة الکبری: ص۲۸۳. مناقب آل ابی طالبعليهمالسلام : ج۴ ص۴۰۴. ارشاد: ج۲ ص۲۷۱. بحار الانوار: ج۴۹ ص۲۴۹، ۳۰۱. مدینة المعاجز: ج۷ ص۱۶۱.
کردند.(۱) بنابر بعضی روایات مأمون از ترس فتنه مردم دستور بهدفن شبانه حضرت داد.(۲)
مدّت امامت آن حضرت۲۰ سال بود.(۳) سن شریف امام جوادعليهالسلام هنگام شهادت امام رضاعليهالسلام ۷ سال و چند ماه بود.(۴)
اقوال شهادت آن حضرت عبارتند از: اول ماه رمضان(۵) ، ۲۱ ماه رمضان(۶) ، ۲۳ ماه رمضان(۷) ، ۲۴ ماه رمضان(۸) ، ۱۴ صفر(۹) ، ۱۷ صفر(۱۰) ، شش روز مانده از صفر (۲۳ یا ۲۴)(۱۱) ، ۲۷ صفر(۱۲) ، ۱۸ جمادی الاولی(۱۳) ، و ۲۳ ذی القعده.(۱۴) بزرگان شیعه در کتب مختلف ماه شهادت را صفر و روز آن را اکثراً آخر صفر ذکر کرده اند، ولی ۲۹ یا ۳۰ روز بودن ماه صفر در سال شهادت را ذکر ننموده اند.
____________________
۱. عیون اخبار الرضاعليهالسلام : ج۱ ص۲۱۹، ج۲ ص۲۸. ارشاد: ج۲ ص۲۷۱. تاج المولید: ص۵۱. بحار الانوار: ج۴۹ ص۱۱، ۱۳۱، ۲۸۴، ۳۰۴. فیض العلام ص۹۹.
۲. عیون اخبار الرضاعليهالسلام : ج۱ ص۲۷۰. بحار الانوار: ج۴۹ ص۲۹۹، ۳۰۰. مستدرک الوسائل: ج۲ ص۳۰۶. فیض العلام: ص۹۹.
۳. ارشاد: ج۲ ص۲۴۷. بحار الانوار: ج۴۹ ص۴. تاج الموالید: ص۴۹. کشف الغمة: ج۲ ص۲۷۰، ۲۹۷.
۴. عیون اخبار الرضاعليهالسلام : ج۲ ص۲۸. بحار الانوار: ج۴۹ ص۲۲۲، ۳۰۴، ۳۰۹. ارشاد: ج۲ ص۲۷۱. تاج الموالید: ص۵۱.
۵. العدد القویة: ص۲۷۶. بحار الانوار: ج۴۹ ص۲۳۹، ج۹۵ ص۱۹۸.
۶. عیون اخبار الرضاعليهالسلام : ج۲ ص۲۸، ۲۷۴. بحار الانوار: ج۴۹ ص۱۳۱، ۳۰۳. منتخب التواریخ: ص۵۷۷. شرح احقاق الحق: ج۲۸ ص۵۹۴. سیر اعلام النبلاء: ج۹ ص۳۹۳.
۷. کشف الغمة: ج۲ ص۲۹۷. العدد القویة: ص۲۷۶. بحار النوار: ج۴۹ ص۳، ۲۹۳. اعلام الوری: ج۲ ص۴۱.
۸. بحار الانوار: ج۹۹ ص۴۳.
۹. العدد القویة: ص۲۷۶. منتهی الامال: ج ۲، ص ۳۱۲.
۱۰. مصباح کفعمی: ج۲ ص۵۹۶. بحار النوار: ج۴۹ ص۲۹۳، ج۹۹ ص۴۳. اختیارات: ص۳۴.
۱۱. تاریخ قم: ص۱۹۹.
۱۲. تاج الموالید: ص۵۰. شرح الاخبار: ج۳ ص۳۴۳.
۱۳. رجال النجاشی: ص۱۰۰. خاتمه المستدرک: ج۱ ص۲۲۲. تهذیب المقال: ص۵۳۲. معجم الرجال الحدیث: ج۲ ص۱۳۹.
۱۴. منتخب التواریخ: ص۵۷۷. العدد القویة: ص۲۷۵. مسار الشیعة: ص۱۶. بحار الانوار: ج۴۹ ص۲۹۳، ج۹۵ ص۱۱۹۸. تقویم المحسنین: ص۱۳.
۳ ربیع الاوّل
ماه ربیع الاول سرور و حزن را با هم در خود جای داده است. روزهای ۱، ۳، ۴، ۵، ۸، ۹، ۱۰، ۱۲، ۱۴، ۱۶، ۱۷، ۱۹، ۲۲، ۲۳، ۲۵ این ماه ایام پر خاطره ای از شادی و اندوه اهل بیتعليهمالسلام است، که ذیلاً به تفصیل آنها می پردازیم.
خبرهای خوشی همچون ولادت پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم ، لیله المبیت و هجرت پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم ، ورود حضرت به مدینه آغاز امامت امیر المؤمنینعليهالسلام پس از شهادت پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم ولادت امام جعفر صادقعليهالسلام ، آغاز امامت حضرت ولی عصرعليهالسلام پس از شهادت امام حسن عسکریعليهالسلام ، روزهای بیاد ماندنی این ماه است. ازدواج پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم با حضرت خدیجهعليهاالسلام ، و ورود حضرت معصومهعليهاالسلام به قم روزهای دیگری است که خاطره های خوشی را بر جای گذاشته است. مرگ عمر بن خطاب و یزید بن معاویه و عمر بن سعد برگهای دیگری از دفتر شادی اهل بیتعليهمالسلام در این ماه است.
آغاز وجوب نماز، عمود دین اسلام روز دیگری است که هیچگاه فراموش نخواهد شد.
از سوی دیگر واقعه وحشتناکی در این ماه رخ داده که سر آغاز همه مصائب اهل بیتعليهمالسلام است، و آن هجوم به خانه وحی پس از دفن بدن مطهر پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم است. اولین روز خلافت غاصبانه معاویه، ورود اهل بیت امام حسینعليهالسلام به شام تخریب کعبه توسط یزید، نیز از آثار شوم سقیفه است که در این ماه رخ داده است. شهادت امام عسکریعليهالسلام ، وفات حضرت سکینهعليهاالسلام نیز از حوادث این ماه است.
از جنگهای پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم جنگ بنی النضیر و جنگ دومه الجندل در این ماه بوده است. همچنین صلح امام حسنعليهالسلام در این ماه اتفاق افتاده است.
مرگ موسی خلیفه عباسی، معتصم عباسی، داود بن علی حاکم ظالم مدینه، مالک بن انس و احمد بن حنبل نیز در این ماه به وقوع پیوسته است.
۱ ربیع الاول
در نیمه شب اول ربیع الاول بدن مطهر خاتم الانبیاء و المرسلینصلىاللهعليهوآلهوسلم را امیر المؤمنین علی بن ابی طالبعليهالسلام دفن فرمودند.(۱)
مصیبت و فاجعه رحلت پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم از یک طرف و بی احترامی به آن حضرت و توجه نداشتن مردم به غسل و کفن و دفن حضرت از طرف دیگر، داغ هایی بود که بر دل مبارک امیر المؤمنینعليهالسلام سنگینی می کرد.(۲) چنانکه با یاد تلخ آن روزها فرموده اند: «آیا بدن شریف پیامبر صلىاللهعليهوآلهوسلم را رها می کردم و او را دفن ننموده برای خلافت و سلطنت بعد از او نزاع می کردم »؟(۳)
شیخ مفید می فرماید: «اکثر مردم در دفن پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم حاضر نشدند، و نماز بر آن حضرت نخواندند، چه اینکه بین انصار و مهاجرین مشاجره در امر خلافت بود.(۴) اعمش می گوید: پیامبرشان از دنیا رفت و مردم هم و غمی نداشتند جز آنکه عده ای بگویند: «امیر از ماست» و طایفه دیگری بگویند: «امیر از ماست».(۵)
____________________
۱. تقریب المعارف: ص۲۵۱. مناقب آل ابی طالبعليهمالسلام : ج۱ ص۲۲۷. کشف المحجة: ص۱۲۵. مستدرک الوسائل: ج۲ ص۴۸۶. بحار الانوار: ج۲۲ ص۵۲۱، ۵۴۳، ج۳۰ ص۳۸۶. بیت الاحزان: ص۷۶. الغدیر: ج۷ ص۷۵. التنبیه و الاشراف: ص۲۴۵. شرح نهج البلاغة: ج۱۳ ص۳۵. سبل الهدی و الرشاد: ج۱۰ ص۴۸۲. تاریخ طبری: ج۲ ص۴۵۰. طبقات الکبری: ج۲ ص۳۰۵-۳۰۴. السیره النبویه (ابن کثیر): ج ۴، ص ۵۴۰. البدایة و النهایة: ج۵ ص۲۹۲. مختصر تاریخ دمشق: ج۱ ص۳۸۸. حاشیة الدسوقی: ج۱ ص۴۱۵. الکامل (ابن اثیر): ج۲ ص۳۳۲.
۲. خصال: ص ۳۷۲. اختصاص: ص۱۷۱. ارشاد القلوب: ج۲ ص۳۴۹. بحار الانوار: ج۲۸ ص۲۰۷، ج۳۸ ص۱۷۳.
۳. احتجاج: ج۱ ص۹۶. بحار الانوار: ج۲۸ ص۳۵۵. الغدیر: ج۵ ص۳۷۲، ج۷ ص۸۱. الهجوم علی بیت فاطمةعليهمالسلام : ص۱۲۰. بیت الاحزان: ص۸۲. الامامة و السیاسة: ج۱ ص۳۰.
۴. ارشاد مفید: ج۱ ص۱۸۹. بحار الانوار: ج۲۲ ص۵۱۹. بیت الاحزان: ص۷۶.
۵. تقریب المعارف: ص۲۵۶. بحار الانوار: ج۳۰ ص۲۹۰. الهجوم علی بیت فاطمةعليهمالسلام : ص ۷۲.
هنگام رحلت پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم مغیره خطاب به ابوبکر و عمر گفت: اگر بعداً با مردم کاری دارید آنها را دریابید.(۱) لذا ابوبکر و عمر هنگام دفن پیامبر صلىاللهعليهوآلهوسلم حاضر نبودند ، بلکه میان دیگران بودند که در سقیفه برای خود امیر انتخاب می کردند، و قبل از آنکه کنار بدن حضرت حاضر شوند، بدن مطهر دفن شد.(۲)
عبداللَّه بن حسن می گوید: به خدا قسم ابوبکر و عمر بر پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم نماز نخواندند، و سه روز بدن مبارک آن حضرت دفن نشد، ولی با این همه اهل سقیفه مشغول کار خود بودند.(۳)
حضرت باقرعليهالسلام می فرمایند: مردم روز دوشنبه و شب سه شنبه را بر بدن آن حضرت نماز می خواندند، و عموم مردم حتّی خواص و نزدیکان حضرت بر بدن مبارک نماز خواندند، اما هیچیک از اهل سقیفه بر غسل و کفن و دفن حضرت حاضر نشدند. امیر المؤمنینعليهالسلام بریده اسلمی را برای خبر دادن نزد آنان فرستاد ، ولی اعتنائی نکردند و بعد از دفن آن حضرت بیعت آنان هم تمام شد.(۴)
عایشه در این باره رقراری دارد که جالب توجه است.(۵) او گفته است: «بخدا قسم ما از دفن پیامبر صلىاللهعليهوآلهوسلم با خبر نشدیم تا اینکه صدای بیل و کلنگ را در شب چهارشنبه از حجره
____________________
۱. الهجوم علی بیت فاطمةعليهمالسلام : ص۶۹. البدء و التاریخ: ج۵ ص۶۵.
۲. الهجوم علی بیت فاطمةعليهمالسلام : ص۶۹. المصنف (ابن ابی شیبة): ج۸ ص۵۷۲. جامع الاحادیث (سیوطی): ج۱۳ ص۲۶۷. کنز العمال: ج۵ ص۶۵۲.
۳. تقریب المعارف: ص۲۵۱. بحار الانوار: ج۳۰ ص۳۸۶. الهجوم علی بیت فاطمةعليهمالسلام : ص۶۸.
۴. مناقب آل ابی طالبعليهمالسلام : ج۱ ص۲۹۷. بحار الانوار: ج۲۲ ص۵۲۵-۵۲۴، ۵۱۸. الهجوم علی بیت فاطمةعليهمالسلام : ص۶۷. مستدر ک الوسائل: ج۲ ص۲۶۳. اعلام الوری: ج۱ ص۲۷۰. انوار البهیة: ص۴۸.
۵. الهجوم علی بیت فاطمةعليهمالسلام : ص۷۲. سنن بیهقی: ج۳ ص۴۰۹. تاریخ الاسلام (ذهبی): ج۱ ص۵۸۲. السیرة النبویة: (ابن کثیر): ج۴ ص۵۳۸. مسند احمد: ج۶ ص۶۲، ۲۴۲، ۲۷۴. تاریخ طبری: ج۲ ص۴۵۲. سیرة النبیصلىاللهعليهوآلهوسلم (ابن هشام): ج۴ ص۱۰۷۸. المنصف (ابن ابی شیبة): ج۳ص۲۲۷. تنویر الحوالک: ص۲۴۰. نیل الاوطار: ج۴ ص۱۳۷. مسند ابن راهویه: ج۲ ص۴۳۰. شرح نهج البلاغة: ج۱۳ ص۳۹. البدایة والنهایة: ج۵ ص۲۹۱. التمهید (ابن عبد البر): ج۲۳ ص۳۹۶. شرح رزقانی: ج۲ ص۹۳. شرح معانی الآثار: ج۱ ص۵۱۴۴. اسد الغابة: ج۱ ص۳۴.
آن حضرت شنیدیم »، یعنی بعد از دفن متوجه شدیم.
باید از اینان که بر سر غصب خلافت همه چیز را فراموش کرده بودند پرسید: آیا سقیفه در حضور پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم وبه سفارش حضرت بود یا غدیر؟
آیا برای تشکیل شورای سقیفهدستوری از طرف خداوند آمده بود یا در باره غدیر؟
آیا در سقیفه ازاکثر بلاد مسلمین حضور داشتند یا در غدیر؟
آیا در سقیفه همه مردم حاضر بودند یا در غدیر کهحتّی زنها هم بیعت کردند ؟
شب اول این ماه پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم از شر کفار از مکه به مدینه هجرت کردند. در آن شب آقا و مولایمان امیر المؤمنینعليهالسلام جان نثاری فرموده به جای رسول گرامی اسلامصلىاللهعليهوآلهوسلم در بستر ایشان خوابیدند(۱) ، چه اینکه کفار قریش قصد کشتن حضرتش را داشتند. به این مناسبت آیه:( وَمِنَ النَّاسِ مَن يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ ...) :(۲) «از مردم کسی هست که جان خویش را در راه رضایت خداوند می فروشد و خدا بر بندگان مهربان است» در شأن علی بن ابی طالبعليهالسلام نازل شد.(۳)
____________________
۱. کافی: ج۸ ص۳۳۹. مسار الشیعة: ص۲۷. مصباح المجتهد: ص۷۳۲. قلائد النحور: ج ربیع الاول، ص۸. فیض العلام: ص۲۰۱. زاد العماد: ص۳۳۲. بحار الانوار: ج۱۹ ص۱۱۵، ج۹۷ ص۱۶۸. مصباح کفعمی: ج۲ ص۵۹۶. مختصر بصائر الدرجات: ص۱۲۹. اقبال الاعمال: ج۳ ص۱۰۶. تقویم المحسنین: ص۱۵. اختیارات: ص۳۴.
۲. سوره بقره: آیه ۲۰۷.
۳. ارشاد: ج۱ ص۵۳. امالی طوسی: ص۲۵۲، ۴۴۹-۴۴۶. مناقب آل ابی طالبعليهالسلام : ج۲ ص۷۸-۶۸. الثاقب فی المناقب: ص۱۴۶. العمدة: ص۲۳۷. کنز الفوائد: ص۲۰۷. شرح الاخبار: ج۲ ص۳۴۵. الفضائل: ص۱۳۷. الجواهر السنیة: ص۳۰۸. حلیة الابرار: ج۱ ص۱۳۶، ج۲ ص۱۰۳. الطرائف: ص۳۶. اقبال الاعمال: ج۳ ص۱۰۹. بحار الانوار: ج۱۹ ص۲۸، ج۳۱ ص۳۸۰، ج۳۶ ص۴۰، ص۳۸ ص۲۸۹. الغدیر: ج۲ ص۴۷. شرح احقاق الحق: ج۳، ۱۴، ۲۰، ۲۲،۳۰. الصحیح من سیرة: ج۴ ص۳۳. شرح نهج البلاغة: ج۱۳ ص۲۶۲. شواهد التنزیل: ج۱ ص۱۲۳. تاریخ دمشق: ج۴۲ ص۶۷. اسد الغابة: ج۴ ص۲۵. مستدرک حاکم: ج۳ ص۴. جواهر المطالب: ج۱ ص۲۱۷. ینابیع المودة: ج۱ ص۲۷۳. تفسیر کبیر: ج۵ ص۲۰۴. و مراجعه شود به تفاسیری که سبب نزول این آیه شریفه را ذکر کرده اند.
غزالی در کتابش(۱) آورده است: در شبی که امیر المؤمنینعليهالسلام به جای پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم خوابید به جبرئیل و میکائیل خطاب رسید که من بین شما دو نفر برادری قرار دادم و عمر یکی از شما را بیش از دیگری قرار دادم. کدامیک از شما ایثار می کند که عمر طولانی از آن دیگری باشد؟هر دو عمر طولانی را اختیار کردند .
خطاب آمد: «به زمین نگاه نید و ببینید که چگونه علیعليهالسلام حیات خود را به برادرش پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم ایثار نموده و به جای او خوابیده و جان خود را فدای او نموده است.به زمین بروید و او را از دشمنان حفظ کنید ». آنان آمدند و جبرئیل بالای سر امیر ال مؤمنین علیع السّلام و میکائیل سمت پاهای آن حضرت نشست و ندا کرد: «بخ بخ من مثلک یابن ابی طالب، خداوند در جمع ملائکه به تو مباهات فرمود ».(۲) اینجا بود که آیه شریفه «و من الناس من یشری نفسه ابتغاء مرضات اللَّه» نازل شد.
پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم ۱۳ سال پس از بعثت به مدینه طیّبه هجرت فرمود.(۳)
اولین کسی که دستور تاریخ هجری قمری را داد رسول خداصلىاللهعليهوآلهوسلم بود. در زمان حضرت امیرالمؤمنین علی بن ابی طالبعليهالسلام آن را به تفصیل بیان نمود و تقویم هجری
____________________
۱. احیاء العلوم: کتاب هفتم، در بحث ایثار نفس.
۲. مناقب آل ابی طالبعليهالسلام : ج۲ ص۷۷. الجواهر السینة: ص۳۰۸. المحتضر: ص۴۰. بحار الانوار: ج۱۹ ص۳۹، ۶۴، ۸۵، ۸۶، ج۳۶ ص۴۱، ۴۳. الصراط المستقیم: ج۱ ص۱۷۴. مدینة المعاجز: ج۱ ص۴۶۳. غایة المرام: ج۴ ص۱۷، ۱۸، ۲۰. الغدیر: ج۲ ص۴۸. شرح احقاق الحق: ج۲۲ ص۳۱، ۴۴۳ -۴۳۷، ۵۶۹ -۵۰۲. الصحیح من السیرة: ج۴ ص۳۳. العمدة: ص۲۴۰. الفظائل (قمی): ص۹۴. تاریخ یعقوبی: ج۲ ص۳۸. اسد الغابة: ج۴ ص۲۴. تذکرة الخواص: ص۴۰. ینابیع المودة: ج۱ ص۲۷۴. کفایة الطالب: ص۲۳۹. جواهر المطالب: ج۱ ص۲۱۷. شواهد التنزیل: ج۱ ص۱۲۳. خصائص الوحی المبین: ص۱۳۰.
۳. همان.
قمری اسلامی از هجرت رسول خداصلىاللهعليهوآلهوسلم قرار داده شد و نسبت وضع تاریخ هجری قمری به دیگران اشتباه است.(۱)
در این روزاولین هجوم به خانه امیر المؤمنینعليهالسلام صورت گرفت. هنگامی که امیر المؤمنینعليهالسلام متوجه غسل و کفن و دفن پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم شد و غاصبین خلافت در سقیفه بودند، در شب چهارشنبه که اول ربیع الاول بود بدن مبارک آن حضرت را دفن فرمود و طبق وصیت پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم متوجه جمع آوری قرآن شد.(۲) آن حضرت فرموده بودند: «علی جان، تا سه روز از خانه خارج مشو و قرآن را جمع آوری کن ...».(۳)
در این ایام، سه بار به منزل آن حضرت هجوم آوردند:بار اول در روز اول ربیع بود که برای بیعت آمدند و آن حضرت فرمود که قسم یاد کرده ام که تا جمع قرآن تمام نشود از خانه بیرون نیایم و آنان بازگشتند. پس از آن امیر المؤمنین شبها صدیقه طاهره و حسنینعليهمالسلام را بر در منازل اصحاب می بردند و طلب یاری می نمودند.(۴)
بار دوم (۵) هفت روز بعد از دفن پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم بود که زبیر و عده ای دیگر در منزل امیر المؤمنینعليهالسلام جمع شده بودند. آن روز زبیر شمشیر کشید تا عمر را بکشد ولی به
____________________
۱. برای روشن شدن این موضوع به کتب زیر مراجعه شود: بحار الانوار: ج ۵۵، ص ۳۵۱-۳۵۰. الصحیح من السیرة: ج۴ ص۲۰۶-۱۷۴. اقبال الاعمال: ج۳ ص۲۲. صبح الاعشی: ج۶ ص۲۴۰. تاریخ العلوم عند العرب: ص۴۳۲. تاریخ طبری: ج۲ ص۱۱۲-۱۱۰.
۲. بحار الانوار: ج۲۸ ص۱۹۱، ۲۰۴، ۲۳۱، ۲۶۴، ۳۵۶، ج۳۹ ص۴۱۹، ج۴۰ ص۱۵۵. الغدیر: ج۵ ص۳۷۲. الامامة و السیاسیة: ج۱ ص۳۰.
۳. تفسیر فرات: ص ۳۹۸. در روایتی دیگر (خظبة الوسیلة) در کافی: ج۸ ص۱۸، و توحید صدوق: ص ۷۳، هفت روز، و در امالی صدوق: ص۳۹۹، نُه روز امیر المؤمنینعليهالسلام مشغول جمع آوری قرآن بودند.
۴. کتاب سلیمرحمهالله : ص ۱۲۸ (ج۲ ص۶۶۵). احتجاج: ج۱ ص ۹۵،۲۸۱. بحار الانوار: ج۲۸ ص۱۹۱، ج۳۹ ص۴۱۹.
۵. احتجاج: ج۱ ص۹۵، ۱۱۱. الجمل شیخ مفید: ص۵۷. الطرائف: ص۲۳۸. بحار الانوار: ج۲۸ ص۱۸۴، ۳۱۵، ۳۲۱. الغدیر: ج۷ ص۸۶. السقیفة و فدک (جوهری): ص۵۳، ۷۳. تاریخ طبری: ج۲ ص۴۴۴-۴۴۳. شرح نهج البلاغة: ج۲ ص۵۶، ج۶ ص۴۸.
امر عمر شمشیر را گرفته شکستند.
بار سوم به منزل حضرت هجوم آوردند، و پس ازآتش زدن در منزل و ضرب و جرح صدیقه طاهره عليهاالسلام و کشتن حضرت محسن عليهالسلام ، امیر المؤمنینعليهالسلام را با دست بسته بیرون بردند.
امام حسن عسکریعليهالسلام دراثر زهر مسموم شد و بیماری حضرت آغاز گردید.(۲) بنابرقولی شهادت امام حسن عسکریعليهالسلام درسال ۲۶۰ ه در چنین روزی بوده است،(۳) و به قولی دیگر در چهارم ربیع الاول(۴) و به قولی دیگر در هشتم ربیع الاول بوده است.
____________________
۱. کتاب سلیمرحمهالله : ص۸۲-۲۴۹. الهجوم علی بیت فاطمةعليهاالسلام . مأساة الزهراءعليهاالسلام . بصائر الدرجات: ص۲۹۵. تقریب المعارف: ص۲۳۳. اختصاص: ص۱۱، ۱۸۶، ۲۷۵. احتجاج: ج۱ ص۱۰۹. ایضاح: ص۳۶۷. المستر شد: ص۳۸۰-۳۷۷. مناقب آل ابی طالبعليهمالسلام : ج۲ ص۲۸۱. بحار الانوار: ج۲۸ ص۲۲۰، ۲۲۷، ۲۲۹، ۲۶۱، ۲۶۸، ۲۷۰، ۲۸۳، ۳۰۰، ۳۱۴، ۳۱۷، ۳۲۲، ۳۶۸، ۳۹۳، ج۲۹ ص۶۲۱، ۶۳۱، ج۳۰، ص۲۹۳، ج۳۳ ص۵۹، ج۴۳ ص۱۹۸، ج۵۳ ص۱۹. الشافی فی الامامة: ج۳ ص۲۴۱. غایة المرام: ج۵ ص۳۱۷، ۳۲۶، ۳۲۷، ۳۳۵، ۳۳۸. نهج البلاغي: کتاب ۲۸. مؤتمر علماء بغداد: ص۱۸۱. نهج الایمان: ص۴۹۲. کامل بهائی: ج۱ ص۳۰۵. الهدایة الکبری: ص۱۸۷، ۴۰۷. المحتضر: ص۴۴، ۶۱، ۱۰۹. الکوکب الدری: ج۱ ص۱۹۴. بیت الاحزان: ص۱۱۰، ۱۱۵. الغدیر: ج۵ ص۳۶۹، ج۷ ص۷۷-۸۶. شرح نهج البلاغة: ج۲ ص۵۰، ۵۷، ۶۰، ج۶ ص۴۵، ۴۷، ۴۹، ج۱۵ ص۱۸۳. الجمل: ص۱۱۷. السقیفة و فدک: ص۷۱، ۷۴. انساب الاشراف: ص۲۷۸. جواهر المطالب: ج۱ ص۳۵۷، ۳۷۴. کامل بن اثیر: ج۲ ص۳۲۶. تاریخ طبری: ج۲ ص۴۴۳، ۴۴۴. الامامة و السیاسیة: ج۱ ص۳۰.
۲. ارشاد: ج۲ ص۳۳۶. مناقب آل ابی طالبعليهمالسلام : ج۴ ص۴۵۵. روضة الواعظین: ص۲۵۱. کشف الغمة: ج۲ ص۴۱۵. بحار الانوار: ج۵۰ ص۳۳۴-۳۳۵. قلائد النحور: ج ربیع الاول ص ۲. فیض العلام: ص۲۰۱.
۳. مصباح المتهجد: ص۷۳۲. مصباح کفعمی: ج۲ ص۵۳۳. توضیح المقاصد: ص۷. بحار الانوار: ج۵۰ ص۳۳۵. اختیارات: ص۳۴. فیض العلام: ص۲۰۱. قلائد النحور: ج ربیع الاول: ص۲.
۴. مسار الشیعه: ص ۲۸-۲۹. فیض العلام: ص ۲۰۵.
۳ ربیع الاول
امام صادقعليهالسلام از پدر بزرگوارشان نقل می فرماید:
سه روز بعد از دفن رسول خداصلىاللهعليهوآلهوسلم سلمان خطاب به مردم گفت: آگاه باشید ای مردم، و گوش فرا دهید به کلام من، و سپس فکر کنید. بدانید که به من علم زیادی داده شده است. اگر من درباره تمام فضائلی که از علی بن ابی طالب امیرالمؤمنینعليهالسلام می دانم سخن بگویم عده ای خواهند گفت: او دیوانه است و عده ای دیگر میگویند: خدایا قاتل سلمان را ببخش!
... پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم به او فرمود: تو وصی من هستی در اهل و خانواده ام و خلیفه و جانشین من هستی در امتم و مقام و منزلت تو نزد من به مانند حضرت هارون است نزد موسیعليهالسلام . اما ای مردم! شما سنت بنی اسرائیل را پیشه کردید و اشتباه کردید و حق را نپذیرفتید.
... قسم به آن کسی که جان سلمان در دست اوست، اگر از علی بن ابی طالبعليهالسلام پیروی کنید نعمت از زمین و آسمان فرود می آید که اگر پرنده در در آسمان صدا بزنید شما را اجابت می کند و اگر ماهی را در دریا بخوانید به شما گوش فرا می دهد و دو نفر با هم اختلاف نمی کنند...
مردم! آل محمدصلىاللهعليهوآلهوسلم راهنمایان به بهشت هستند... مردم! بر شما باد به امیرالمؤمنینعليهالسلام . به خدا قسم (پیش از امروز) ولایت او قبول نموده ایم، و بارها دسته جمعی در حضور پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم و دستور و تاکید آن حضرت بر او به امارت مؤمنین سلام کردیم.
چرا مردم فضیلت او را می شناسند و به او حسد می ورزند؟ قابیل به هابیل حسد ورزید و او را کشت. قوم موسی مرتد شده از دستور موسی بن عمران برگشتند، و امر این امت مانند بنی اسرائیل است (که بار ها پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم فرمودند).
شما را کجا می برند؟ وای بر شما من کجا و ابوفلان و فلان؟ آیا نمی دانید یا خود را به ندانستن می زنید؟ حسادت می کنید یا خود را به حسادت می زنید؟ به خدا قسم بر می گردید به حالت کفر و با شمشیر گردن یکدیگر را می زنید؟
سلمان در پایان سخنش فرمود: بدانید من عقیده خود را اظهار کردم و تسلیم فرامین پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم شدم و از مولای خودم و هر مرد و زن مؤمنی علی بن ابی طالبعليهالسلام تبعیت کردم.(۱)
درسال ۶۴ ه به دستور یزید خانه کعبه را با منجنیق خراب کردند.(۲) این فاجعهیازده روز قبل از هلاکت یزید به وقوع پیوست.
۵ ربیع الاول
حضرت سکینهعليهاالسلام دختر امام حسینعليهالسلام ۵۶ سال پس از واقعه کربلا ، در شب پنجم ربیع الاول سال ۱۱۷ ه در مدینه وفات کرد.(۳)
____________________
۱. احتجاج: ج۱ ص۱۵۱. بحار الانوار: ج۲۹ ص۷۹. مواقف الشیعة: ج۱ ص۴۵۲. غایة المرام: ج۲ ص۱۲۰، ج۶ ص۱۷۹. اربعین ماحورزی: ص۳۴۱.
۲. مستدرک سفینة البحار: ج۵ ص۲۱۵. شجرة طوبی: ج۱ ص۱۱۳. تتمة المنتهی: ص۶۳. فیض العلام: ص۲۰۳. تاریخ طبری: ج۴ ص۳۸۳، ۴۴۶. تاریخ یعقوبی: ج۲ ص۲۵۲.
۳. معالی السبطین: ج۲ ص۲۱۷. نفس المهموم: ص۵۳۰. قلائد النحور: ج ربیع الاول، ص ۲۶. فیض العلام: ص ۲۰۶. مستدرک سفینه البحار: ج ۴، ص ۶۷. مستدکات علم رجال الحدیث: ج ۸، ص ۵۸۰. ریاحین الشریعه: ج ۳، ص ۲۸۰. السیدة سکینة (مقرّم): ۱۱۲، از کواکب الدریة: ج۱ ص۵۸. منتخب التواریخ: ص۲۴۴. قمقام زخار: ج۲ ص۶۶۰. اعلام النساء: ج۲ ص۲۲۴. تاریخ دمشق: ج۶۹ ص۲۱۸. وفیات الاعیان: ج۲ ص۳۹۶. تهذیب الاسماء: ج۱ ص۱۶۷. نور الابصار شبلنجی: ص۱۶۰.
مادر ایشانحضرت رباب عليهاالسلام است که با هم در واقعه کربلا حضور داشتند، و همراه با اسرا به کوفه و شام رفتند.
آن حضرت فقط با پسر عموی خود جناب عبد الله گسر امام مجتبیعليهالسلام ازدواج نمود و ادعاهای دیگر در این زمینه مردود است. لازم به یادآوری است که امام مجتبیعليهالسلام چند پسر به نام عبدالله داشته که آخرین آنها در کربلا در قتلگاه به شهادت رسیده، و این عبدالله برادر اوست.(۱)
در صبح روز رحلتش محمد بن عبداللَّه (نفس زکیه) چهار صد دینار عطر و عود خرید و پیرامون تابوت آن حضرت در مجمره ها سوزانید. خالد بن عبدالملک حاکم مدینه که در نظر داشت با به تعویق انداختن تشییع جنازه بر اثر گرمی هوا به بدن مطهر جسارت شود، گفت: «صبر کنید من برای نماز خواندن بر جنازه می آیم»، ولی نیامد. لذا جنازه مبارک آن حضرت تا شب دفن نشد. پس از آن حضرت سجادعليهالسلام و به قولی یحیی بن حسنعليهالسلام و به قولی محمد بن عبداللَّه نفس زکیه بر جنازه آن حضرت نماز خواندند و آن حضرت را با احترام به خاک سپردند.(۲)
۸ ربیع الاول
امام حسن عسکریعليهالسلام درسال ۲۶۰ ه در سن ۲۸ سالگی به دست معتمد عباسی به شهادت رسید.(۳) قول دیگر ۱۳ محرم است.(۴) معتمد به عباسیین سفارش می کرد که بر
____________________
۱. العقیلة و الفواطم علیهن السلام: ص۱۸۷-۱۸۵.
۲. فیض العلام: ص۲۰۶-۲۰۵. ریاحین الشریعة: ج۳ ص۲۸۲-۲۸۰. انساب الاشراف: ص۱۹۷.
۳. کافی: ج۱ ص۵۰۳. کمال الدین: ص۴۷۴. دلائل الامامة: ص۴۲۴. ارشاد: ج۲ ص۳۳۶، ۳۱۳. کشف الغمة: ج۲ ص۴۰۲. مستجاد: ص ۲۲۶. اقبال الاعمال: ج۳ ص ۱۳. فیض العلام: ص ۲۰۷. زاد المعاد: ص ۳۳۶. مصباح کفعمی: ج ۲، ص ۵۲۳. بحار الانوار: ج ۵۰، ص ۳۳۴، ج۹۵ ۳۵۶-۳۵۵. مناقب آل ابی طالبعليهمالسلام : ج۴ ص۴۵۵. تقویم المحسنین: ص۱۶. روضة الواعظین: ص۲۵۱. تاج الموالید: ص۵۸.
۴. تهذیب المقال: ج۳ ص۵۳۲. خاتمة المستدرک: ج۱ ص۲۲۲. معجم الرجال الحدیث:ج۲ ص۱۳۹.
آن حضرت تنگ بگیرند. او و معتز و مهتدی چندین مرتبه امام عسکریعليهالسلام را حبس کرد.(۱)
آن حضرت۲۲ ساله بودند که امام هادیعليهالسلام به شهادت رسیدند، و مدت امامت آن حضرتشش سال بود. در شبی که فردای آن روز به شهادت رسیدند نامه های زیادی به مردم مدینه نوشته بودند.
هنگام نماز صبح، بعد از آنکه امام عصرعليهالسلام آن حضرت را وضو دادند و جوشانده ای به حضرتش دادند، به شهادت رسیدند.(۲)
وقتی مردم سامرا با خبر شدند، همه بازارها بسته شد و مردم کنار منزل آن حضرت جمع شدند. وزراء و اتباع خلیفه و بنی هاشم و علویات داخل منزل بودند.در سامرا صدای شیون و گریه از هر سو به گوش می رسید و قیامتی بر پا شده بود .(۳)
امام زمانعليهالسلام آن حضرت را غسل داده بعد از کفن آن حضرت بدن مطهر را جهت نماز آوردند. جعفر برادر حضرت جلو آمد که بر بدن مبارک نماز بخواند. همین که خواست تکبیر بگوید امام زمانعليهالسلام در حالی که طفلی گندمگون، پیچیده موی، گشاده دندان مانند پاره ماه بود از حرم بیرون آمد و ردای جعفر را کشید و او را از آن مکان دور کرد و بر پدر بزرگوارش نماز خواند، وآن حضرت را نزد قبر پدر بزرگوارش حضرت هادی عليهالسلام دفن نمودند .(۴)
جعفر این واقعه را برای معتمد نقل کرد. همه جا را در جستجوی حضرت گشتند، ولی اثری از آن حضرت ندیدند.
____________________
۱. کافی: ج۱ ص۵۱۳. قلائد النحور: ج رجب ص۱۴۴. الامام العسکریعليهالسلام (شاکری): ص۴۷۴-۴۵۴. بحارالانوار: ج۵۰ ص۳۰۸، ۳۰۹.
۲. کمال الدین: ص۴۷۳. الغیبة (شیخ طویس): ص۲۷۳. بحار الانوار: ج ۵، ص ۳۳۱، ج۵۲ ص۱۶. معجم احادیث الامام المهدیعليهالسلام : ج۴ ص۲۵۴.
۳. کافی: ج۱ ص۵۰۵. بحار الانوار: ج۵۰ ص۳۲۸، ۳۳۲.
۴. کمال الدین: ص ۴۷۵. بحار الانوار: ج۵۰ ص۳۳۲.
در سال شهادت امام عسکریعليهالسلام سال ۲۶۰ ه محدث جلیل جناب فضل بن شاذان نیشابوری از دنیا رحلت فرمود.او صاحب ۱۸۰ تألیف است و امام عسکریعليهالسلام سه بار بر او رحمت فرستاده اند.(۱)
۹ ربیع الاول
آغاز امامت حضرت صاحب الامرعليهالسلام و غیبت صغرای آن حضرت پس از شهادت امام عسکریعليهالسلام است، که تنها فرزند آن حضرت بودند.(۲)
این روز عید شیعه و اولین روز امامت و خلافت آخرین خلیفه و حجّت بر حق و منجی عالم بشریّت حضرت بقیه ا للَّه الاعظمعليهالسلام در سال ۲۶۰ ه است.
این روز روز شادی اهل بیتعليهمالسلام و انبیاء و ملائکه و ساکنان اعلی علیین و دوستان امیر المؤمنینعليهالسلام و اولاد طاهرین ایشان است چرا که در این روز دعا های حضرت صدیقه کبری فاطمه زهراعليهاالسلام به اجابت رسید.(۳) روزی عظیم الشأن است و روز سرور شیعه و عید بزرگ آنهاست. حضرت رسولصلىاللهعليهوآلهوسلم این روز را عید قرار داده و امر کرده است که مردم نیز عید قرار دهند و اعمال آن را به جا آورند.
کسی که در این روز انفاق کند، خداوند او را می آمرزد. در این روز اطعام برادران دینی و خوشبو کردن آنان و توسعه بر اهل و عیال و پوشیدن لباس جدید و
____________________
۱. اختیارات معرفة الرجال: ج۲ ص۸۲۱-۸۱۷. وسائل الشیعة: ج۳۰ ص۴۴۷. تتمة المتنهی: ص۳۵۱-۳۵۰. خلاصة الاقوال: ص۲۲۹.
۲. ارشاد: ج ۲، ص ۳۳۶. کشف الغمه: ج ۲، ص ۴۰۲. المستجاد من الارشاد: ص ۲۲۶. اقبال: ج۳ ص۱۱۴. فیض العلام: ص ۲۱۱. زاد المعاد: ص ۳۳۴. مفاتیح الجنان: اعمال ماه ربیع الاول.
۳. دلائل الامامة: ص۱۱۹. زاد العماد: ص۳۳۸. وقایع الایام: ج ربیع الاول: ص۵۹. مستدرک سفینة البحار: ج۴ ص۶۷. المحتضر: ص۵۴. مجمع النورین: ص۲۳۳. بحار النوار:ج۳۱ ص۱۲۶، ج۹۵ ص۳۵۴. الهجوم علی بیت فاطمةعليهالسلام : ص۳۴۵. رساله فیروزیه. شرح نهج البلاغة: ج۱۶ ص۲۳۵.
شکرگزاری به درگاه خداوند متعال و عبادت نمودن مستحب است.(۱) غسل کردن این روز هم مستحب است.(۲)
فضیلت ها و اسم هایی برای این روز ذکر شده که از جمله آنهاست: عید اللَّه الاکبر، غدیر ثانی، عید فطر دوم، روز فرح شیعه، عید اهل بیتعليهمالسلام ، روز قتل منافق، روز قبولی اعمال، روز پیروزی مظلوم، روز دوستی مؤمنین، روز پرهیز از کبائر، روز نابودی ضلالت و گمراهی، روز شکرگزاری.(۳)
در آخر شب نهم ربیع الاول سال ۲۳ ه عمر بن الخطاب از دنیا رفته است(۴) ، و قول اهل سنّت روز چهارشنبه ۲۶ ذی الحجه است.(۵)
عمر بن خطاب به دست ابولؤلؤ که نامش فیروز و غلام مغیره بن شعبه بود، چند ضربه خنجر خورد که منجر به مرگ او شد.(۶)
____________________
۱. مصباح کفعمی: ج ۲، ص ۵۹۶. زاد المعاد: ص ۳۴۴-۳۳۴. بحار الانوار: ج ۳۱، ص ۱۱۹ (از زوائد الفوائد)، ج۵۵ ص۳۷۲، ج۹۵ ص۱۸۹. فیض العلام: ص ۲۱۱. مفاتیح الجنان: اعمال ماه ربیع الاول.
۲. المحتضر: ص۵۴. بحار الانوار: ج ۳۱، ص ۱۲۶، ج۹۵ ص۳۵۴. عروة الوثقی: ج۱ ص۴۶۱. مستمسک العروة: ج۴ ص۲۸۱.
۳. المحتضر: ص۵۵-۴۵، بحار الانوار: ج ۳۱، ص ۱۲۹-۱۲۱، ج۹۵ ص۳۵۶-۳۵۱، زاد المعاد: ص۳۴۴-۳۳۴، موسوعة الامام جوادعليهالسلام : ج۲ ص۶۵۰.
۴. مدینه المعاجز: ج ۲، ص ۹۷. اقبال: ج۳ ص۱۱۴. المحتضر: ص۴۵. بحار الانوار: ج۳۱ ص۱۲۰-۱۱۹، ۱۳۲، ج۵۵ ص۳۷۲، ج۹۵ ص۱۹۹، ۳۵۵. مستدرک سفینة البحار: ج۴ ص۶۸، ج۵ ص۲۱۰. اختیارات: ص۳۴. زاد المعاد: ص۳۳۵. جنات الخلود: ص۴۴. قلائد النحور: ج ربیع الاول ص۵۹. تقویم الائمةعليهمالسلام : ص۷۸. رساله فیروزیه، شاخه طوبی، اَسیاب تبرّی، فصل الخطاب فی تاریخ قتل عمر.
۵. اخبار الطول: ص۱۳۹. طبقات الکبری: ج۳ ص۳۶۵. شرح نهج البلاغة: ج۱۲ ص۱۸۴. تاریخ دمشق: ج۴۴ ص۴۶۳. اسد الغابة: ج۴ ص۷۷.
۶. توضیح المقاصد: ص۳۳. العدد القویة: ص۳۲۸. بحار الانوار: ج۹۵ ص۱۹۹. فیض العلام: ص۱۲۹.
بنابر مشهور(۱) هنگامی که ابولؤلؤ ضربه ها را بر عمر زد و خواست فرار کند، عده ای مانع شدند، و۱۲ نفر را مجروح کرد که شش نفر از آنها مردند .(۲)
هنگامی که عمر را به خانه بردند مقداری نبیذ آوردند و او خورد ولی از قسمتهای ضربت خورده خارج شد و معلوم نشد از کجا خارج شده زیرا با خون هم رنگ بود. لذا عده ای گفتند: خلیفه شیر بخورد زیرا سفید است و معلوم می شود. شیر را خورد و از محل ضربه ها خارج شد. حاضرین برای دل گرمی گفتند: «مانعی ندارد، ضرری نمی زند»! اما ضربه های جناب ابولؤلؤ کارگر شد و به خلیفه سابق ملحق شد.
درروز سوم در جنب ابوبکر دفن شد.(۳)
او در حالی در کنار رسول خداصلىاللهعليهوآلهوسلم دفن کردند که چندی پیش از آن خودشان حدیثی را به پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم نسبت داند که فرموده است: «نحن معاشر الانبیاء لا نورّث و ما ترکناه صدقة»! یعنی ما گروه پیامبران ارثی باقی نمی گذاریم و هر آنچه باقی می گذاریم و هر آنچه که باقی گذاشتیم صدقه است!!
پس چگونه آن دو را در خانه ای که پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم آن را صدقه گذارده بودند دفن کردند؟ یا اینکه فقط این منع ارث مخصوص دختر پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم بود و همسرانش از این قاعده مستثنی بودند؟ و در این صورت هم اگر زنان از اموال غیر منقول ارث می بردند باز هم کافی نبود؛ زیرا یک هشتم ارث پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم اگر در بین همسرانش تقسیم می شد نصیب عایشه و حفصه بیشتر از یک وجب در وجب نبود!!
____________________
۱. زاد المعاد: ص ۳۴.
۲. بحار الانوار: ج ۳۱ ص۱۱۳، ج۹۵ ص۱۹۹. اسد الغابة: ج۴ ص۲۵۶. تاریخ المدینة ج۳ ص۹۰۰. صحبح بخاری: ج۴ ص۲۰۴.
۳. الغدیر: ج۶ ص۲۵۷۰. تاریخ الخلفاء: ص ۱۳۴-۱۳۳. شرح نهج البلاغة: ج۱۲ ص۱۸۶.
با همه این مطالب چرا آن دو را کنار رسول خداصلىاللهعليهوآلهوسلم دفن نمودند ولی گذاشتند فرزند و ریحانه رسول خداصلىاللهعليهوآلهوسلم امام حسن مجتبیعليهالسلام را کنار آن بزرگوار دفن نمایند و حتی اجازه ندادند که جنازه آن حضرت را برای طواف کنار قبر جدشان رسول خداصلىاللهعليهوآلهوسلم ببرند!!!
عُمَر مدتده سال و شش ماه و چهار شب خلافت کرد. او اولین کسی بود که نام خود را امیر المؤمنین گذاشت، و ابوموسی اشعری اولین نفری بود که او را در منبر به این نام خطاب کرد.(۱)
عمر به ابن عباس گفت:(۲) این خلافت را به چه کسی واگذار کنم؟ او علی بن ابی طالبعليهالسلام را پیشنهاد کرد و گفت: شجاعت و فضیلت و قرابت و سبقت در اسلامش معلوم است. عمر گفت: در طبع او مزاح است! ابن عباس گفت: در باره عثمان چه می گوئی؟ عمر گفت: اگر او خلیفه شود بنی امیّه را بر گرده مردم مسلّط می نماید.
ابن عباس گفت: در باره طلحه چه می گوئی؟ عمر گفت: مردی متکبر است و پیامبر را با کلامی که روز نزول آیه حجاب گفت آزرده است. او هنگام نزول آیه حجاب گفته بود: «وقتی از دنیا برود ما زنانش را به عقد خود در می آوریم ».
ابن عباس گفت: در باره زبیر بن عوام چه می گویی؟ گفت: او مرد شجاعی است. ولی بسیار بخیل است. مردی بدخو و مفسد است، که گاهی انسان و گاهی کافر است. در مورد سعد وقاص گفت: مردی متکبر و متعصب است و به کار خلافت نمی آید.
____________________
۱. تتمه المنتهی: ص ۱۱. مستدرک سفینة البحار: ج۵ ص۲۱۰.
۲. الغدیر: ج۵ ص۳۶۴، ج۷ ص۱۴۴. بحار الانوار: ج۳۱ ص۶۲، ۳۵۴، ۳۴۹. مواقف الشیعة: ج۱ ص۱۴۹، ج۲ ص۲ ص۱۹. احتجاج: ج۲ ص۱۵۳. منتخب التواریخ: ص۱۵۳. فیض العلام: ص۱۴۳. شرح نهج البلاغة: ج۶ ص۳۲۷-۳۲۶، ج۱۲ ص۵۱، ۲۵۹. کنز العمال: ج۵ ص۷۳۷. تاریخ المدینة: ج۳ ص۸۸۰.
ابن عباس گفت: در مورد عبدالرحمن نظرت چیست؟ عمر گفت: او مرد ضعیف القلبی است.
عمر هنگام مرگ امر خلافت را به شوری واگذار کرد و ابوطلحه انصاری را طلبید و به او گفت: بعد از مرگ من با پنجاه نفر از انصار با شمشیرهای کشیده شش نفر را در خانه عایشه حاضر کنید: علی بن ابی طالبعليهالسلام ، عثمان، طلحه، زبیر، سعد بن ابی وقاص عبدالرحمن بن عوف. آنگاه سه روز آنها را مهلت دهید، و بعد از آن اگر چهار یا پنج نفر بر نظری متفق شدند و دو یا یک نفر مخالفان آنان بودند، مخالفان را به قتل برسانید، و اگر سه نفر نظری داشتند و سه نفر نظر دیگری داشتند، آن طرف که عبدالرحمن بن عوف در اوست مقدم بدارید و سه نفر دیگر را گردن بزنید، واگر بعد از سه روز بر امری اتفاق نکردند، هر شش نفر را گردن بزنید .
بعد از مرگ عمر شوری در خانه عایشه تشکیل شد، و زبیر بن عوام پسر صفیه حق خود را به پسر دائی خود امیر المؤمنینعليهالسلام بخشید! طلحه بن عبیداللَّه هم حق خود را به عثمان بخشید!! سعد بن ابی وقاص هم حق خود را به عبدالرحمن بن عوف بخشید.
عبدالرحمن به مسجد آمد و در جمع اصحاب به امیر المؤمنینعليهالسلام عرض کرد: منبیعت می کنم با شما به این شرط که عمل کنی به کتاب خدا و سنّت پیامبر صلىاللهعليهوآلهوسلم و روش ابوبکر و عمر! امیر المؤمنینعليهالسلام فرمودند:بلکه طبق کتاب خدا و سنّت پیامبر صلىاللهعليهوآلهوسلم و اجتهاد و رأی خود عمل می کنم .
عبدالرحمن این کلمات را سه بار به عثمان گفت، و عثمان قبول کرد. بار سوم عبدالرحمن با عثمان بیعت کرد و دیگران هم بیعت کردندغیر از بنی هاشم و جمعی از بزرگان صحابه مثلعمار بن یاسر ومقداد بن اسود که بیعت نکردند.(۱)
____________________
۱. بحارالانوار: ج۳۱ ص۶۰، ۴۰۷-۳۱۵، ج۳۸ ص۱۷۷. النص و الاجتهاد: ص۳۸۳. تاریخ یعقوبی: ج۲ ص۱۶۰. صرح نهج البلاغة: ج۱ ص۱۸۵.
اینک جا دارد چند سؤال مطرح شود:
عُمَر در دوران جوانی به چه کاری مشغول بوده و در سفرهای تجارتی چه شغلی داشته است؟
در جنگ حدیبیه و جاهای دیگر چه کسی به پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم اعتراض کرد؟
چه کسی نسبت هذیان به پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم داد؟
چه کسی در خانه امیر المؤمنینعليهالسلام را آتش زد و گفت: «قصد دارم خانه را با اهلش بسوزانم، اگرچه فاطمه در آن باشد»؟
چه کسی محسن بن علیعليهالسلام را کشت؟
چه کسی به قنفذ دستور داد تا به دختر پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم تازیانه بزند؟(۱)
چه کسی ابوبکر را به غصب فدک ترغیب کرد و شهادت امیر المؤمنینعليهالسلام و امّ ایمن و حسنینعليهماالسلام را رد کرد؟
چه کسی قباله فدک را از حضرت صدیقهعليهاالسلام گرفت و جسارت به صورت مبارک آن حضرت کرد؟
اولین کسی که دست روی دست گذاشتن را در نماز احداث کرد که بود؟
اولین کسی که خلافت را به شوری حواله نمود چه کسی بود؟
اولین کسی که با همراهی ابوبکر سهم ذوی القربی را نداد چه کسی بود؟
اولین کسی که روز عید غدیر با علی بن ابی طالبعليهالسلام بیعت کرد و گفت: «بخ بخ یابن ابی طالب، اصبحت مولای و مولی کل مؤمن و مؤمنه» چه کسی بود؟
اولین کسی که از کوزه نصاری وضو گرفت و آنها را پاک می دانست چه کسی بود؟
اولین کسی که شهادت مملوک را از درجه اعتبار ساقط کرد چه کسی بود؟
اولین کسی که متعه حج و متعه نساء را حرام کرد چه کسی بود؟(۲)
____________________
۱. کتاب سلیم بن قیس هلالیرحمهالله . الهجوم علی بیت فاطمةعليهاالسلام . مأساة الزهراعليهاالسلام . فاطمة الزهراعليهاالسلام بهجة قلب مصطفیصلىاللهعليهوآلهوسلم . بحار الانوار: ج۴۳. العوالم ج فاطمة الزهراءعليهاالسلام . الموسوعة الکبری عن فاطمة الزهراءعليهاالسلام . و...
۲. الغدیر: ج۶ ص۲۱۳-۱۹۸.
اولین کسی که دستور داد نافله های ماه رمضان به جماعت خوانده شود چه کسی بود؟
اولین کسی که گفت عجم ها از یکدیگر ارث نمی برند چه کسی بود؟(۱)
چرا هنگامی که شخصی از کوزه خلیفه خورد مست شد؟!!(۲)
چه کسی بود که وقتی پس از مرگش یک هشتم مال او را به چهار زن او قسمت کردند به هر زنی ۸۳۰۰۰ دینار رسید؟
چه کسی گفت: همه مردم از من باسوادترند حتّی پیرزنها؟!(۳)
از چه کسی هرگاه سؤال می کردند و در جواب فرو می ماند، می گفت: اشتغال به دلالی و خرید و فروش، مرا مانع از یاد گرفتن مسائل شد؟
اینکه در کتب تاریخ با عبارتهای مختلف ذکر شده که عمر بن خطاب حسب وصیت ابوبکر به خلافت مسلمین نصب شده جایچند سؤال دارد:
۱. آیا وصیت ابوبکر نافذ است و وصیت اشرف مخلوقات خاتم الانبیاءصلىاللهعليهوآلهوسلم در غدیر و غیر غدیر نافذ نیست؟
____________________
۱. الغدیر: ج۶ ص۱۸۷. کتاب سلیم بن قیس هلالیرحمهالله : ج۲ ص۴۷۰. بحارالانوار: ج۳۱ ص۴۰، ج۳۳ ص۳۶۲. النص و الاجتهاد: ص۲۶۷. کتاب موطّاء: ج۲ ص۵۲۰. المدونیة الکبری: ج۳ ص۳۳۸، ۳۶۵، ۳۸۳. تحفة الاحوذی: ج۱ ص۶۳. کنز العمال: ج۱۱ ص۲۹. المحلّی: ج۹ ص۳۰۳.
۲. الغدیر: ج۶ ص۲۵۸-۲۵۷. ماذا تفعلون؟: ص۵۳۹. احکام القرآن جصّاص: ج۲ ص۵۸۱. سنن دارطنی: ج۴ ص۱۷۴. نصب الرایة: ج۴ ص۱۶۱. العقد الفرید: ج۳ ص۴۱۶. الجوهر النقی: ص۳۰۶. کنز العمال: ج۵ ص۵۱۷. المنصف (صنعانی): ج۹ ص۲۲۴.
۳. درباره این عبارت و نظایر آن به منابع زیر مراجعه شود: الغدیر: ج۶ ص۹۸-۹۵، ۱۰۷-۱۰۴، ۱۱۱، ۱۴۴. بحار الانوار: ج۳۰ ص۶۶۰-۶۶۵، ۶۹۷. خلاصة عقبات الانوار: ج۳ ص۱۸۴. نفحات الازهار: ج۳ ص۱۷۲-۱۷۱. تقریب المعارف: ص۳۱۹، ۳۴۶. المستر شد: ص۵۳۰، ۵۴۸. التعجب من اغلاط العامة: ص۶۰ (۱۴۲). شرح الاخبار: ج۲ ص۳۲۹. شرح نهج البلاغة: ج۱ ص۱۸۲، ج۱۲ ص۱۵، ۲۰۸، ج۱۷ ص۱۷۱. کشف الخفاء: ج۱ ص۲۶۹، ۳۸۸، ج۲ ص۱۱۷، ۱۱۸. علل الدار قطنی: ج۲ ص۲۳۹. مجمع الزوائد: ج۴ ص۲۸۴. المبسوط: ج۱۰ ص۱۵۳. سنن بیهقی: ج۷ ص۲۳۳. کنز العمال: ج۱۶ ص۵۳۷، ۵۳۸. عمر بن خطاب: ص۱۳۰-۱۲۷، ۲۲۸، ۲۵۳. المنصف (ابن ابی شیبة): ج۷ ص۸۱. الدر المنثور: ج۲ ص۱۳۳. فتح القدیر: ج۱ ص۴۴۳. تفسیر ابن کثیر: ج۱ ص۴۷۸. تفسیر قربطی: ج۸ ص۹۹، ج۱۵ ص۱۷۹. سبل السلام: ج۳ ص۱۴۹. الاحکام (ابن حزم): ج۲ ص۲۳۷.
۲. آیا پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم در هنگام رحلت نفرمود کاغذ و قلم بیاورید تا بگویم و نوشته شود مطلبی که بعد از من اختلاف نکنید؟ چرا نسبت هذیان به آن حضرت دادند و کاغذ و قلم نیاوردند و حال آنکه خداوند در قرآن می فرماید: «هرچه آن حضرت می فرمایند وحی است نه از نزد خود».(۱) چطور برای ابوبکر کاغذ و قلم آوردند و کسی اعتراض نکرد. جالب اینکه او بیهوش می شد و به هوش می آمد و بعد از بسم اللَّه عثمان از طرف خودش نوشت خلیفه بعد از ابوبکر عمر است و ابوبکر مخالفتی نکرد؟
عمر بن سعد فرمانده ظالم لشکر یزید در این روز به دست مختار ثقفیرحمهالله به درک واصل شد.(۳)
۱۰ ربیع الاول
پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم ۱۵ سال قبل از بعثت با حضرت خدیجه کبریعليهاالسلام ازدواج نمودند.(۳) از احادیث شیعه و اخبار عامه معلوم می شود که حضرت خدیجه بنت خویلد بن اسد، در علم و اطلاع به کتب آن زمان معروف بوده است. او از زنان قریش، علاوه بر کثرت اموال و املاک و تجارتی که داشت،به عقل و کیاست نیز مزیّت داشت و در آن زمان او را طاهره، مبارکه، سیده نسوان وملکه تطحاء می گفتند. او از کسانی بود که انتظار قدوم پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم را می کشید و همیشه از علما علائم نبوّت آن حضرت را جویا می شد.
____________________
۱. سوره نجم: آیات ۴-۳.( وَمَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَىٰ * إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَىٰ )
۲. زاد المعاد: ص ۳۴۴. ریاض العلماء: ج۵ ص۵۰۷.
۳. مسار الشیعة: ص۲۹. مصباح المتهجد: ص ۷۳۲. بحار الانوار: ج ۹۵، ص ۳۵۷ فیض العلام: ص ۲۱۱. قلائد النحور: ج ربیع الاول، ص ۶۷. منتخب التواریخ: ص ۲۰. زاد المعاد: ص ۳۴۴. تقومی المحسنین: ص۱۶. اختیارات: ص۳۴.
هنگامی که خدمت پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم شرفیاب شد، اول از مهر نبوّت سؤال کرد و آن را زیارت کرد و اشعار فصیح او در مدح رسول گرامی اسلامصلىاللهعليهوآلهوسلم و کمال محبتش به آل عبدالمطلب مشهور است که کاشف از علم و ادب و محبّت اوست. در همان روزی که آن حضرت مبعوث به رسالت شد جناب خدیجهعليهاالسلام ایمان آورد.
حضرت خدیجهعليهاالسلام از مال خویش و میراثی که به او رسیده بود به صورت مضاربه تجارت می نمود. چندی نگذشت که از بزرگان تجّار شد به گونه ای که هشتاد هزار شتر زیر بار تجارت او بودند و هر روز اموال او زیادتر می شد. بر بام خانه او قبّه ای از حریر سبز با طناب های ابریشم با تمثالی چند بود که این علامت جلالت آن مخدره بود.
افراد زیادی مانند عقبة بن ابی معیط و ابن ابی شهاب که هریک چهارصد کنیز و غلام و خدمتکار داشتند، و ابوجهل و ابوسفیان و دیگر بزرگان عرب آن روز به خواستگاری آن حضرت آمدند؛ ولی آن حضرت قبول نفرمودند و هیچ شوهری اختیار نکردند و باکره و عذراء بودند(۱) تا سرانجام خودشان در سن ۲۵ یا ۲۸ سالگی(۲) پیشنهاد ازدواج به پیامبر صلىاللهعليهوآلهوسلم دادند و این ازدواج با آداب و مراسم خاصّی انجام شد.
خداوند دو پسر به نام هایقاسم و عبداللَّه که به آنها طیّب و طاهر هم می گفتند، به آن دو بزرگوار عنایت فرمود و تنها دخترشان فاطمهعليهاالسلام بود، و دیگر دختر خوانده های پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم و دختران خواهر خدیجهعليهاالسلام بودند که بعد از فوت پدرشان حضرت خدیجهعليهاالسلام بودند که بعد از فوت پدرشان حضرت خدیجهعليهاالسلام احتیاجاتشان را بر طرف می کرد تا اینکه مادرشان هاله فوت کرد، که تحت سرپرستی پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم و حضرت خدیجهعليهاالسلام در خانه خدیجهعليهاالسلام قرار گرفتند. لذا در
____________________
۱. مناقب آل ابی طالبعليهمالسلام : ج۱ ص۲۰۶. بحار الانوار: ج۲۲ ص۱۹۱. الخصائص الفاطمیةعليهاالسلام : ج۱ ص۴۳۹، ۴۹۷. قاموس الرجال: ج۱۰ ص۴۳۱. ازواج النبیصلىاللهعليهوآلهوسلم و بناته: ص۲۹-۲۷. الصحیح من السیرة: ج۲ ص۱۲۲. دلائل النبوة اصفهانی: ص۱۷۸.
۲. الصحیح من السیرة: ج۲ ص۱۵۰-۱۱۷. ازواج النبیصلىاللهعليهوآلهوسلم و بناته: ص۳۰.
مردم مشهور شد که آنها دختران رسول خدایندصلىاللهعليهوآلهوسلم .(۱)
در کرامت و بزرگواری ایشان همین بس که آن حضرت مادر حضرت صدیقه طاهرهعليهاالسلام امّ الائمه المعصومینعليهمالسلام و همسر امیر المؤمنینعليهالسلام و جدّه حضرات معصومینعليهمالسلام است.
حضرت خدیجهعليهاالسلام بیست و چهار سال و یک ماه با پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم زندگی کرد، و تا آن حضرت زنده بود پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم همسر دیگری اختیار نفرمود. همچنین حضرت خدیجهعليهماالسلام جمیع اموال خود را به پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم واگذار کرد.
عایشه می گوید: کمتر اتفاق می افتاد که پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم از خانه بیرون رود وخدیجه عليهاالسلام را به خیر یاد نکند ، چندانکه یک روز آتش حسد من مشتعل شد و گفتم: یا رسول اللَّه، تا کی خدیجه را یاد می کنی؟ او پیرزنی بیش نبوده! خداوند بهتر از او (منظور خودش بوده) به تو مرحمت کرد پ پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم از سخن من در غضب شد و فرمود: نه به خدا قسم بهتر از خدیجهعليهاالسلام نصیب من نشده. به من ایمان آورد هنگامی که مردم کافر بودند، و تصدیق نبوّت من نمود در وقتی که مردم مرا تکذیب می کردند، و اموال خود را در اختیار من گذارد در وقتی که مردم مرا از خود دور می کردند.خداوند متعال از خدیجه عليهاالسلام به من فرزندانی روزی کرد و رحم تو را عقیم قرار داد.
داود بن علی عموی سفاح در مدینه در دهم ربیع الاول به دعای امام صادقعليهالسلام هلاک شد، چه اینکه داود بن علی فرمان دادمعلی بن خنیس را که از اصحاب امام صادقعليهالسلام بود شهید کردند.(۳)
____________________
۱. الاستغاثة فی بدع الثلاثة. مناقب آل ابی طالبعليهالسلام : ج۱ ص۲۰۶. بحار الانوار: ج۲۲ ص۱۹۱. بنات النبیصلىاللهعليهوآلهوسلم اَم ربائبه. التعجب من اغلاط العامة: ص۳۵ (۱۰۱). الصحیح من السیرة: ج۲. ازواج النبیصلىاللهعليهوآلهوسلم و بناته. الخصائص الفاطمیةعليهاالسلام : ج۱ ص۴۳۹. خلفیات کتاب مأساة الزهراءعليهاالسلام : ج۶.
۲. ریاحین الشریعه: ج ۲، ص ۲۰۲، ۲۰۷.
۳. زاد المعاد: ص۲۴۴. قلائد النحور: ج ربیع الاول، ص۶۷.
در این روز درسال ۱۷۹ ه مالک بن انس اصبحی، رئیس فرقه مالکی از مذاهب اربعه اهل سنّت از دنیا رفت و در بقیع دفن شد.(۱) مرگ او در ۱۱ و ۱۳ و ۱۴ ربیع الاول هم گفته شده است.(۲) از خصوصیّات او اینکه مدت سه سال بعد از مرگ پدرش در شکم مادر بود و بعد از سه سال به دنیا آمد!!؟(۳)
در این روز معاویه ابی سفیان درسال ۴۱ ه خود را به خلافت نشاند، و از مردم بیعت گرفت و او اولین خلیفه بنی امیّه بعد از عثمان بود.(۴)
۱۲ ربیع الاول
در غروب این روز پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم بعد از هجرت از مکه واردمدینه طیبه شدند، و درقبا
____________________
۱. روضات النجات: ج۷ ص۲۲۴. وقائع الایام: ج۱ ص۳۹۰. وقائع الشهور: ص۷۰. تذکرة الحفاظ: ج۱ ص۲۱۲. التمهید: ج۱ ص۸۷. التعدیل و الترجیح: ج۲ ص۷۶۶. سیر اعلام النبلاء: ج۸ ص۱۳۰.
۲. تذکرة الحفاظ: ج۱ ص۲۱۲. تهذیب الکمال: ج۲۷ ص۱۱۹. تهذیب الاسماء: ج۲ ص۳۶. المنتخب من ذیل الحفاظ: ص۱۴۴. سیر اعلام النبلاء: ج۸ ص۱۳۰.
۳. روضات الجنات: ج ۷، ص ۲۲۴. وقائع الایام: ج۱ ص۳۹۰. فهرست ابن ندیم: ص۲۵۱. تهذیب الکمال: ج۲۷ ص۱۱۹. فیض القدیر: ج۱ ص۴۶. تنویر الحوالک: ص۳. طبقات الحافظ: ص۹۶. مروج الذهب: ج۳ ص۳۵۰. تهذیب الاسماء: ج۲ ص۳۸۶. صفوة الصفوة: ج۲ ص۱۷۷. سنن بیهقی: ج۷ ص۴۴۳. المعارف ابن قتیبه: ص۱۷۰. وفیات الاعیان: ج۴ ص۱۳۷. سیر اعلام النبلاء: ج۶ ص۳۱۹. میزان الاعتدال: ج۳ ص۴۶۶.
۴. منتخب التواریخ: ص۶، ۴۴۸.
۵. تحفة الحوذی: ج۱۰ ص۱۸۹. اسد الغابة: ج۲ ص۱۴. البدایة و النهایة: ج۸ ص۲۰.
۶. العدد القویة: ص۱۲۰. التنبیه و الاشراف: ص۲۰۰. تاریخ طبری: ج۲ ص۱۱۴. طبقات الکبری: ۲/۶.
نزول اجلال فرمود و منتظر ماند تا امیر المؤمنینعليهالسلام به ایشان ملحق شد، و سپس وارد مدینه شدند؛ چه اینکه رسول خداصلىاللهعليهوآلهوسلم فرموده بودند من وارد مدینه نمی شوم تا اینکه پسر عمویم و دخترم فاطمهعليهاالسلام بیایند.(۱) این در حالی بود که در ۴ ربیع الاول پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم در مسیر هجرت ازغار ثور بیرون آمده به طرف مدینه حرکت فرمود.(۲)
در این روز با سفاح اولین خلیفه عباسی بیعت شد، و با انقراض دولت بنی مروان،دولت بنی امیه به کلی منقرض شد. البته مروان در۲۷ ذی الحجه کشته شد، ولی در این روز با تأسیس دولت بنی عباس رسماًنام بنی امیه از صفحات خلافت برچیده شد .(۳) اقوال دیگر ۱۳(۴) و ۱۴ ربیع الاول(۵) ، و ۱۲ ربیع الثانی(۶) است.
در پنجشنبه دوازدهم ربیع الاولسال ۲۲۷ ه دو ساعت از شب گذشته، معتصم عباسی در سامرا به هلاکت رسید. سبب مرگش آن شد که حجامت کرد و سپس تب کرد و به همان تب در ۴۹ سالگی به جهنّم شتافت.
از بزرگترین جرائم او به شهادت رساندن امام جوادعليهالسلام است. مدت خلافت او ۸ سال و ۸ ماه و ۸ روز بود و و هشتم از خلفای بنی عباس بود. او ۸ پسر و ۸ دختر داشت
____________________
۱. کافی ج۸ ص۳۳۹. مصباح المجتهد: ص۷۳۲. زاد المعاد: ص۳۴۴. مسار الشیعة: ص۲۹. توضیح المقاصد: ص۷. بحار الانوار: ج۱۹ ص۱۰۴، ۱۲۵، ج۹۷ ص۱۶۸. مختصر بصائر الدرجات: ص۱۲۹.
۲. مسار الشیعة: ص۲۸. تقویم المحسنین: ص۱۵. قلائد النحور: ج ربیع الاول، ص۲۱.
۳. مسار الشیعة: ص۵۰. مصباح المجتهد: ص۷۳۲. بحارالانوار: ج۹۵ ص۳۵۷. اقبال: ج۳ ص۱۱۵. مستدرک سفینة البحار: ج۴ ص۶۸. تاریخ دمشق: ج۳۲ ص۲۸۴، ۲۹۷. تاریخ بغداد: ج۱۰ ص۴۹. تاریخ طبری: ج۶ ص۷۸. البدایة و النهایة: ج۱۰ ص۵۶.
۴. تاریخ یعقوبی: ج۲ ص ۳۴۹. شرح نهج البلاغة: ج۷ ص۱۵۴. تاریخ دمشق: ج۳۲ ص۲۷۷، ۲۸۵.
۵. توضیح المقاصد: ج۸. وقائع الشهور: ص۷۴.
۶. تاریخ طبری: ج۶ ص۷۸. البدایة و النهایة: ج۱۰ ص۴۴، ۵۶.
و ۸ قصر بنا کرد.معتصم مردی ظالم بود و از علم و ادب و نوشتن بهره ای نداشت. او به سادات خصوصاً بزرگان آنها اذیت های بسیاری روا داشت، و در دوران حکومتش علاقه زیادی به ساخت بنا داشت.(۱)
در این روزدر سال ۲۴۱ ه احمد بن حنبل رئیس فرقه حنبلی ها در بغداد از دنیا رفت، و در همان شهر دفن شد.جدّ او ذوالثدیه رئیس خوارج نهروان است ، که به دست امیر المؤمنینعليهالسلام به درک فرستاده شد.(۲) بنابرقولی مرگ او در ربیع الثانی است.(۳)
۱۴ ربیع الاول
درسال ۶۴ ه در شب چهارهم ربیع الاول یزید بن معاویه بن ابی سفیان درسن ۳۹ سالگی یا ۳۷ سالگی یا ۳۵ سالگی به درکات جحیم شتافت.(۴) قول دیگر در مرگ یزید پانزدهم این ماه است.(۵)
مادر یزید میسون دختر بجدل کلبی است. او کسی است که غلام پدر خود را بر خود متمکن ساخت و به یزید ملعون بارور شد. از همینجاست که طبق فرمایش
____________________
۱. مصباح المتهجد: ص ۳۱۰ -۲۹۷. فیض العلام: ص ۲۱۳. سیر اعلام النبلاء: ج۱۰ ص۳۰۶. التنبیه و الاشراف: ص۳۰۷. البدایة و النهایة: ج۱۰ ص۳۲۴.
۲. وقایع الشهور: ص ۷۲. مراقد المعارف: ج ۱، ص ۱۲۰. روضات الجنات: ج ۱، ص ۱۸۵.
۳. مراقد المعارف: ج ۱، ص ۱۲۰.
۴. مسار الشیعه: ص ۵۰. اقبال: ج۳ ص۱۱۸. مستدرک سفینه البحار: ج ۴، ص ۶۷. تقویم المحسنین: ص ۱۶. زاد المعاد: ص ۳۴۵. ذوب النضار: ص۷۱. فیض العلام: ص ۲۱۵. توضیح المقاصد: ص ۷. تتمه المنتهی: ص ۵۵. بحار الانوار: ج ۹۵، ص ۱۸۹، ج ۹۸، ص ۱۰۱. عوالم: ص ۲۲۴. اختیارات: ص۳۴. تاریخ طبری: ج۴ ص۳۸۳. تاریخ دمشق: ج۳۷ ص۴۵۸. البدایة و النهایة: ج۸ ص۲۴۷. تاریخ خلیفة: ص۱۹۵.
۵. تاریخ طبری: ج۴ ص۳۸۹. تاریخ دمشق: ج۵۹ ص۳۰۵. اسد الغابة: ج۳ ص۱۶۳.
ائمهعليهمالسلام قاتل امام حسین عليهالسلام ولد الزناست ، که این کلام شامل شمر، عمر سعد، ابن زیاد و غیر آنها نیز می شود.
او شارب الخمر، قمارباز، میمون باز، ناکح با محارم، صاحب اشعار کفرآمیز و تارک الصلوه بود. چنانچه دمیری در حیات الحیوان و مسعودی در مروج الذهب نوشته اند او میمون های زیادی داشت که لباس حریر و زیبا بر آن ها پوشانیده، طوق های طلا بر آنها نموده، سوار بر اسب ها می نمود، و همچنین سگ های بسیاری طوق به گردن داشت که با دست خود آنها را شست و شو می داد و سپس نیم خورده آنها را خودش میخورد و در اثر اعتیاد به مشروبات الکیی مست و مخمور بود.(۱)
او بود که واقعه جانسوز کربلا را به وجود آورد و امام حسینعليهالسلام و اهل بیت و اصحاب آن حضرت را به شهادت رساند و امام زین العابدینعليهالسلام و عمه سادات زینب کبریعليهاالسلام و دیگر علویات و فاطمیات را با آن وضع در کوچه و بازار به اسارت برد.
او بود کهخانه خدا را خراب کرد و پرده کعبه را سوزانید. همچنین او بود که در واقعه حرّه در مدینه کشف ستر زنان مهاجر و انصار کردو سه روز مال و جان و ناموس مردم را بر سربازان خود حلال کرد. بعد از این ماجرا فرزندانی به هم رسیدند که پدر معینی نداشتند. بعد از آن قتل و غارتی در مدینه شد و حرم شریف نبوی هتگ گردید، و مردم را در داخل حرم مطهر کشتند.
در علت مرگ او چند قول است: یکی اینکه به بلای ناگهانی هلاک شده است. شیخ صدوقرحمهالله می فرماید: یزید شب با حال مستی خوابید و صبح او را مرده یافتند در حالیکه بدن او تغییر کرده، مثل آنکه قیر مالیده شده باشد. بدن نحسش را در باب الصغیر دمشق دفن کردند.
____________________
۱. شب های پیشاور: ج۱ ص۲۵۷. حیاة الحیوان: ج۱ ص۷۴. مروج الذهب: ج۲ ص۷۲. معالم المدرستین: ج۳ ص۲۲-۲۱. حیاة الامام الحسینعليهالسلام : ج۲ ص۱۸۲. الاخلاق الحسینیةعليهالسلام : ص۱۶، ۱۵۴. الخلافة المغتصبة: ص۱۹۲.
احمد بن حنبل و جماعتی از اهل سنّتلعن یزید را تجویز کرده اند و عده ای از آنان معتقد به کفر یزید هستند، و ابن جوزی کتابی بر رد یزید نوشته است.(۱)
در این روززیارت امام حسین عليهالسلام مناسب است.(۲)
در این روز و به قولی در ۱۵ و ۱۸ ربیع الاول در سال۱۷۰ ه موسی الهادی، فرزند مهدی عباسی به درکات جحیم شتافت. در همان شب هارون خلیفه شد و مأمون نیز به دنیا آمد.(۳) خلافت موسی الهادی یک سال و سه ماه طول کشید و ۲۵ یا ۲۶ سال عمر کرد. او به قساوت قلب و قلت رحم و خشونت طبع و شرارت نفس مشهور بود.(۴)
سیّد بن طاووسرحمهالله در مهج الدعوات روایت می کند که موسی الهادی لشکر فرستاده حسین بن علی بن حسن بن مثنی بن امام حسن مجتبیعليهالسلام صاحب فخ را با اصحابش شهید کرد، و سر او را با اسیران به نزد او آوردند، چون نظرش بر آن سر افتاد اشعاری خواند.
پس اسیران را یکی پس از دیگری می آوردند، و او بعد از سرزنش و توبیخ امر به قتل آنها می کرد. در یک روز جماعتی از اولاد امیر المؤمنینعليهالسلام را به قتل رسانید و طالبین را دشنام می داد تا رسید به نام مبارک موسی بن جعفرعليهالسلام ، نسبت به آن حضرت بد گفت و فریاد کشید که حسین صاحب فخ خروج نکرد مگر به امر موسی بن جعفرعليهالسلام ، چون او صاحب وصیت در این خانواده است. بخدا قسم او را به قتل می رسانم. خدا بکشد مرا اگر او را زنده بگذارم و خدا بکشد مرا اگر او را عفو کنم و اگر
____________________
۱. تتمة المنتهی: ص۵۶-۵۵. فیض العلام: ص۲۱۶-۲۱۴. شرح احقاق الحق: ج۲۳ ص۱۱۲. تذکرة الخوص: ص۲۵۷.
۲. بحار الانوار: ج۹۸ ص۱۰۱.
۳. قلائد النحور: ج ربیع الاول، ص ۸۹. فیض العلام: ص ۲۱۵. مستدرک سفینه البحار: ج ۵، ص ۲۲۱. تاریخ بغداد: ج۱۰ ص۱۸۱. تاریخ دمشق: ج۳۳ ص۲۸۰.
۴. تتمة المنتهی: ص۲۲۴-۲۲۲.
نبود که سفاح و پدرم مهدی فضائل بسیار در حق جعفر بن محمد از کثرت علم و دین و فضلش برایم نقل کرده اند، هر آینه قبر او را می شکافتم و بدن او را به آتش می سوزانیدم.
علی بن یقطین نامه ای از بغداد برای حضرت کاظمعليهالسلام فرستاد و صورت حال را شرح داد. چون نامه به حضرت رسید، اهل بیت و شیعیان خود را خبر کرد و فرمود: رأی شما در این باب چیست؟
عرض کردند: صلاح این است که شما خود را از این جبّار ظالم پنهان داری. حضرت فرمود: اول نامه ای که از عراق بیاید متضمن خبر مرگ موسی الهادی است و چنان شد که آن حضرت خبر دادند.(۱)
۱۷ ربیع الاول
به اتفاق علمای شیعه، در این روز هنگام فجر روز جمعه در مکه معظمه ولادت با سعادت حضرتسیّد الانبیاء محمّد مصطفی صلىاللهعليهوآلهوسلم واقع شده است. ولادت آن حضرت با سلطنتانوشیروان عادل مقارن بود و در آن سال اصحاب فیل هلاک شدند.(۲)
نام آن حضرتمحمّد صلىاللهعليهوآلهوسلم ، و کنیه ایشانابوالقاسم است. نام پدر آن حضرتعبداللَّه ، و نام مادر آن حضرتآمنه بنت وهب است.(۳)
____________________
۱. مهیج الدعوات: ص۲۱۹- ۲۱۷. الکنی و الالقاب: ج۲ ص۳۹۲. بحار النوار: ج۴۸ ص۱۵۰، ج۹۱ ص۳۱۸. قلائد النحور: جربیع الاول، ص۹۲.
۲. تاج الموالید: ص۵. مسار الشیعة: ص۳۰-۲۹. مصباح المجتهد:ص۷۳۳. کشف الغمة: ج۱ ص۱۴. اعلام الوری: ج۱ ص۴۲. تهذیب الاحکام: ج۶ ص۲. زاد العماد: ص۳۴۵. توضیح المقصد: ص۹. العدد القویة: ص۱۱۰. مصارع الشهداء و مقاتل السعداء: ص۲۳. فیض العلام: ص۲۲۰. بحار الانوار: ج۱۵ ص۲۴۸، ۲۵۰، ج۱۷ ص۲۸۰، ج۵۵ ص۳۶۱، ج۹۵ ص۱۹۴، ج۹۷ ص۱۶۸. روضة الواعظین: ص۷۰. تقویم المحنسنین: ص۱۶. اختیارات: ص۳۵.
۳. اعلام الوری: ج۱ ص۴۵-۴۳. کشف الغمة: ۱ ص۱۵.
هنگام ولادت، نور از پیشانی آن حضرت لامع بود و بوی مشک از ایشان ساطع می گشت. نوری در آن شب از طرف حجاز ساطع شد و در تمام عالم منتشر گردید. تخت پادشاهان سرنگون شد، و همه آنان در آن روز لال بودند و نمی توانستند سخن بگویند.
ملائکه مقرب و ارواح اصفیای پیامبران در هنگام ولادت آن حضرت حضور یافتند،و رضوان خازن بهشت با حوریان نازل شدند، و ابریقها و تشت ها از طلا و نقره و زمرد بهشت حاضر کردند و برای حضرت آمنه شربت ها از بهشت آوردند که او آشامید. آن حضرت را بعد از ولادت به آبهای بهشت غسل دادند و به عطرهای فردوس معطر کردند.(۱)
در روز ولادت آن حضرت هر بتی که در هر جای عالم بود به رو در افتاد و چهارده کنگره ازایوان کسری فرو ریخت.دریاچه ساوه که آن را می پرستیدند خشک و بدل به نمکزار شد. دروادی ساوه که سالها بود کسی در آن آب ندیده بود آب جاری شد.آتشکده فارس که هزار سال خاموش نشده بود در شب ولادت آن حضرت خاموش شد. علم کاهنان و سحر ساحران باطل گردید، وطاق کسری از میان به دو نیم شد که تا امروز نمایان است.(۲)
هنگام ولادت آن حضرت این ندا از آسمان شنیده شد:( جَاءَ الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ إِنَّ الْبَاطِلَ كَانَ زَهُوقًا ) .(۳)
____________________
۱. حق الیقین: ص ۲۷.
۲. امالی صدوق: ص۳۶۱-۳۶۰. بحار الانوار: ج۱۵ ص۲۵۷، ۲۶۳، ۳۲۳. روضة الواعظین: ص۶۶. حلیة الابرار: ج۱ ص۲۳. قلائد النحور: ج ربیع الاول، ص۱۰۰.
۳. سوره اسراء: آیه ۸۴. بحار النوار: ج۱۵ ص۲۷۴. قلائد النحور: ج ربیع الاول، ص ۱۰۱.
هرگز مگس بر بدن مبارک آن حضرت نمی نشست و هرگاه چشم مبارکش خواب بود دلش بیدار بود، و می دید و می شنید چنانکه در بیداری می دید و می شنید. حضرت از قفای خود چنان می دید که از پیش روی می دید.
بر هر حیوانی که سوار می شد هرگز پیر و لاغر نمی شد. آن حضرت حماری به نامیعفور داشتند. هر زمان که فرمان می داد فلان مرد را حاضر کن، به در خانه اش می رفت و سر بر در می کوفت و به اشاره او را حاضر می ساخت.(۱)
از خصوصیات ولادت پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم آن بود که ختنه کرده و ناف بریده و پاک از آلایش خون و غیره متولد شد. همچنین در وقت ولادت از پا به زمین آمد نه از سر. هنگام ولادت رو به کعبه به سجده افتاد، و چون سر از سجده برداشت دست به سوی آسمان بلند کرد و به وحدانیت خدا و رسالت خود اقرار نمود، و سپس نوری از او ساطع گردید که مشرق و معرب عالم را روشن نمود.(۲)
پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم معجزات بسیاری داشت که از جمله آنها نمونه های زیر است:(۳)
۱. مستجاب شدن دعای آن حضرت در زنده شدن مردگان و بینا شدن کوران و شفا یافتن بیماران.
۲. سخن گفتن آن حضرت با حیوانات.
۳. آگاهی بر همه لغتها و قدرت بر سخن گفتن به همه آنها.
۴. مهر نبوّت بر پشت مبارکش جا گرفته بود و نور آن بر نور آفتاب زیادتی می کرد.
۵.آب از میان انگشتان مبارکش جاری شد، به قدری که جمع بسیاری سیراب شدند.
____________________
۱. قلائد النحور: ج ربیع الاول، ص ۱۱۲- ۱۱۰.
۲. حق الیقین: ص ۲۶.
۳. حق الیقین: ص ۲۶ - ۲۷.
۶. سنگریزه در دست مبارکش تسبیح می گفت و مردم می شنیدند.
۷. وجود مقدسش در آفتاب سایه ای نداشت.
۸. هرگاه آب دهان مبارک به چاهی می افکند در آن چاه برکت به هم می رسید و پر از آب می شد. آب دهان مبارک را به هر صاحب دردی می مالید شفا می یافت.
۹. دست مبارک آن حضرت به هر طعامی که می رسید با برکت می شد و از طعام کم جماعت کثیر را سیر می کرد.
۱۰. هرگاه بر زمین نرم راه می رفت جای پایش نمی متند، و هنگامی که بر سنگ سخت راه می رفت اثر پای مبارکش می ماند.
روز ولادت حضرت روز شریف و با برکتی است که از قدیم الایام صالحین از آل محمدصلىاللهعليهوآلهوسلم حرمت آن را نگه داشته اندو حق این روز را ادا کرده و روزه گرفته اند. کسی که ۱۷ ربیع الاول را روزه بگیرد خداوند متعال ثواب یک سال روزه را به او می دهد. در این روز صدقه دادن و زیارت مشاهد مشرفه و انجام خیرات و مسرور کردن اهل ایمان مستحب است.(۱)
در۱۷ ربیع الاول سال ۸۳ ه ولادت با سعادت امام جعفر صادقعليهالسلام در مدینه منوّره اتفاق افتاده است.(۲)
نام مبارک آن حضرتجعفر و کنیه شریفشابوعبداللَّه و لقب نورانی حضرتصادق است. پدر بزرگوارش امام محمد باقرعليهالسلام و مادر گرامی آن حضرت جنابامّ فروه است که امام صادقعليهالسلام در باره ایشان می فرمایند: «مادرم از بانوان پرهیزکار و با ایمان و نیکوکار بود؛ و خدا نیکوکاران را دوست دارد ».(۳)
____________________
۱. مسار الشیعه: ص ۳۰.
۲. مناقب آل ابی طالبعليهالسلام : ج۴ ص۲۸۰. اعلام الوری: ج ۱، ص ۵۱۴. ارشاد: ج ۲، ص ۱۷۹. توضیح المقاصد: ص ۹. بحار الانوار: ج ۴۷، ص ۶-۱. ۹۵ص ۱۹۴. تاج الموالید: ص۴۳. العدد القویة: ص۱۴۷. فیض العلام: ص۲۲۲. روضة الواعظین: ص۲۱۲. تقویم المحسنین: ص۱۶.
۳. کافی: ج۱ ص۴۷۲. بحار الانوار: ج۴۷ ص۷.
امام صادقعليهالسلام هفت پسر و سه دختر داشتند که عبارتند از امام موسی کاظمعليهالسلام ، اسماعیل، عبداللَّه، محمّد دیباج اسحاق، علی عریضی، عباس، ام فروه، اسماء، فاطمه.(۱)
در شمایل آن حضرت گفته اند: آن حضرت میانه قد و افروخته رو و سفید بدن و کشیده بینی و موهای ایشان سیاه و مجعّد و بر گونه شان خال سیاهی بود.(۲)
۲۲ ربیع الاول
در سال چهارم هجرت غزوه بنی النضیر واقع شد و یهودیان از مدینه بیرون رانده شدند.(۳) ۹ و ۱۲ ربیع الاول هم در این باره گفته شده است.(۴)
۲۳ ربیع الاول
در این روزدر سال ۲۰۱ ه کریمه اهل بیت حضرت فاطمه معصومهعليهاالسلام به قم تشریف فرما شدند که ۱۷ روز قبل از رحلت آن حضرت است.(۵)
____________________
۱. مناقب آل ابی طالبعليهالسلام : ج ۴، ص ۲۸۰.
۱. مناقب آل ابی طالبعليهالسلام : ج ۴، ص ۲۸۰. بحار الانوار: ج۴۷ ص۹. منتهی الآمال: ج۲ ص۱۲۱.
۳. توضیح المقاصد: ص ۹. فیض العلام: ص ۲۲۳.
۴. الصحیح من السیرة: ج۸ ص۳۶. کتاب المحبر: ص۱۱۳.
۵. نظر به اینکه رحلت آن حضرتعليهاالسلام در ۱۰ ربیع الثانی است و طبق تصریح کتاب تاریخ قم تألیف حسن بن محمد بن حسن بن سائب بن مالک اشعری متوفای ۳۷۸ ق و کتاب انوار المشعشعین: ج۱ ص۲۷۶ و ج۲ ص ۴۴۸، آن حضرت ۱۷ روز در قم اقامت گزیده اند، روز ۲۳ ربیع الاول سالروز ورود آن حضرت به قم است)
آن حضرت با قدوم مبارک خود این شهر را متبرک گردانیدند، و به درخواست جنابموسی بن خزرج پسر سعد اشعری که از بزرگان قم بود، منزل او را منوّر نموده در آنجا نزول اجلال فرمودند. در همکان مکان تشریف داشتند و زنهای قم مخصوصاً علویات به خدمت آن حضرت می رسیدند و از وجود آن حضرت استفاده می کردند تا بعد از۱۷ روز از دنیا رحلت فرمودند. عبادتگاه حضرت معروف به «ستیّه » در میدان میر قم معروف است.(۱)
۲۵ ربیع الاول
در این روز در سال پنجم هجری در زمان پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم غزوهدومه الجندل اتفاق افتاد. در اراضی «دومه الجندل» گروهی از اشرار همدست شده و به کاروآنهاحمله می کردند. پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم سباع بن عرفطه غفاری را روز ۲۵ ربیع الاول در مدینه به جای خود قرار داد، و با هزار رزمجو بیرون آمدند تا به آن نواحی رسیدند. راهزنان چون متوجه آمدن آن حضرت شدند، فرار کردند. مسلمانان اموال آنان را برداشتند و در بیستم ربیع الثانی وارد مدینه شدند.(۲)
عبدالرحمن بن ابی لیلی می گوید: من با ابوموسی اشعری از دومه الجندل عبور می کردیم. ابوموسی به من گفت: زمانی که با پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم به دومه الجندل رسیدیم آن حضرت به من فرمود: «در این مکان دو تن از بنی اسرائیل حکم به جور کردند، و به زودی در میان امت من دو تن در این مکان به جور حکم می نمایند ».
____________________
۱. بحار الانوار، ج ۴۸، ص ۲۹۰، ج۵۷ ص۲۱۹.
۲. الصحیح من السیرة: ج۸ ص ۳۸۹. قلائد النحور: ج ربیع الاول، ص ۱۵۰. طبقات الکبری: ج۲ ص۶۲. عیون الاثر: ج۲ ص۳۲.
راوی می گوید: ابوموسی و عمروعاص برای حکمیت در صفین به دومه الجندل رفتند و میان علی بن ابی طالبعليهالسلام و معاویه حکم کردند. بعد از ماجرای حکمین ابوموسی را ملاقات کردم و به او گفتم: «مگر تو نبودی که از پیامبر صلىاللهعليهوآلهوسلم چنین حدیثی را نقل کردی» ؟! گفت: «واللَّه المستعان»!!(۱)
قراداد امام حسن مجتبیعليهالسلام با معاویه ملعون در۲۵ ربیع الاول بوده(۲) ، و بعضی در ۲۶ این ماه نقل کرده اند(۳) ، که شامل موارد زیر بود:
۱. به علیعليهالسلام دشنام ندهند.
۲. خون شیعیان محترم و محفوظ بماند، و حقوقشان پایمال نگردد.
۳. معاویه یک میلیون درهم بین یتیمان جنگ جمل و صفین تقسیم کند.
۴. امامعليهالسلام معاویه را امیر المؤمنین نخواند.
۵. معاویه باید بر اساس کتاب خدا و سنّت پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم عمل کند.
۶. معاویه پس از مرگ، خلافت را به دیگری واگذار نکند.
معاویه این شرائط و شرائط دیگر مربوط به حفظ اسلام به ویژه شیعیان را پذیرفت و جنگ پایان یافت، اما آن ملعون به هیچیک از شروط این قرارداد عمل ننمود بلکه خلاف تمام آنها عمل کرد.
____________________
۱. الصحیح من السیرة: ج۸ ص۳۹۸. قلائد النحور: ج ربیع الاول، ص ۱۵۰. معجم البلدان: ج۲ ص۴۸۹.
۲. تتمه المنتهی: ص ۴۱-۴۰. فیض العلام: ص ۱۴۸. مآثر الانافة قلقشندی: ج۱ ص۱۱۰. تاریخ دمشق: ج۵۹ ص۱۴۹. صحیح ابن حبان: ج۱۵ ص۳۸.
۳. فیض العلام: ص۲۲۵. قلائد النحور: ج ربیع الاول، ص۱۵۵. مستدرک سفینة النجاة: ج۵ ص۲۱۳.
۴. ارشاد: ج۲ ص۱۴. بحار الانوار: ج۴۴ ص۲، ۶۵. معالی السبطین: ج۱ ص۳۸. مقاتل الطالبیین: ص۲۶.
تتمه این ماه
در این ماه در سال ۶ رسول خداصلىاللهعليهوآلهوسلم هنگام مراجعت از جنگ بنی لحیان به زیارت قبر مادرش جناب آمنه وهبعليهاالسلام رفتند.(۱)
هنگام زیارت، رسول خداصلىاللهعليهوآلهوسلم گریستند و مسلمین از گریه آن حضرت گریستند؛ و تا به آن روز به آن مقدار گریه کننده دیده نشده بود، و در آنجا قبر مادرش را تعمیر و اصلاح فرمودند.(۲)
در روایات وارد شده است که رسول خداصلىاللهعليهوآلهوسلم قبر مادرشان را چندین بار زیارت فرموده است مانند برگشت آن حضرت از عمره حدیبیه، بعد از فتح مکه، بعد از جنگ تبوک و بعد از حجة الوداع.
در این ماه بود که لشکریان امام حسنعليهالسلام به آن حضرت اهانت کردند و خیمه آن مظلومعليهالسلام را غارت کرده آن چه در آن بود را به یغما بردند.(۳)
____________________
۱. بحارالانوار: ج۲۰ ص۲۹۸. مستدرک سفینة البحار: ج۵ ص۲۰۸.
۲. الغدیر: ج۱ ص۱۶۵. مستدرک حاکم: ج۱ ص۳۷۵، وج۲ ص۳۳۶، ۶۰۵. تاریخ بغداد: ج۷ ص۲۹۸. صحیح مسلم: ج۳ ص۶۵. مسند احمد: ج۲ ص۴۴۱. الدر المنثور: ج۳ ص۲۸۳، ۲۸۴. تاریخ المدینة: ج۱ ص۱۲۰. المنصف (صنعانی): ج۳ ص۵۷۲. الطبقات الکبری: ج۱ ص۱۱۶.و...
۳. بحار الانوار: ج۴۴ ص۶۱. اختیار معرفة الرجال: ج۱ ص۳۳۰. و بنگرید: تاریخ دمشق: ج۱۳ ص۲۶۲.
۴. ربیع الثانی
روزهای ۱، ۳، ۶، ۸، ۱۰، ۱۲، ۱۳، ۲۲، ۲۵، ۲۹، ۳۰ از ماه ربیع الثانی حامل وقایعی بیاد ماندنی از تاریخ تشیع است.
شهادت حضرت زهراءعليهاالسلام و امام باقرعليهالسلام بنابرقولی، وفات حضرت معصومهعليهاالسلام و وفات موسی مبرقع وقایع ناگوار این ماه اند. ولادت امام حسن عسکریعليهالسلام ، سفر آن حضرت به جرجان، قیام مختار و توابین، مرگ خالد بن ولید و انقراض بنی امیه وقایع مسرور کننده ای است که این ماه شاهد آن بوده است.
۱ ربیع الثانی
در این روز درسال ۶۵ ه سلیمان بن صرد با گروهی از توابین - که نام شانزده هزار نفر آنان در دفتر سلیمان ثبت شده بود - برای خونخواهی امام حسینعليهالسلام قیام کردند.(۱)
در روزدوم ربیع الثانی ، از «نخیله» کوفه برای جنگ با ابن زیاد ملعون حرکت کردند. در شب جمعه۵ ربیع الثانی از کوفه خارج شدند و روز بعد کنار قبر حضرت اباعبداللَّه رفتند. یک یا سه شبانه روز در کربلا ماندند و گریستند و استغفار نمودند و ضجه و ناله کردند، به طوری که مثل آن روز و به آن اندازه صدای ضجه در آن وادی شنیده نشده بود.
هنگام وداع، کنار قبر حضرت مانند ازدحام کنار کعبه شلوغ بود. هرکس با حالتی شعر می خواند و ناله می کرد و با آن حضرت وداع می کرد و خود را برای جنگ با ابن زیاد آماده می نمود.
سلیمان از شیعیان علی بن ابی طالب و امام حسن و امام حسینعليهمالسلام بود و در جمیع جنگها در رکاب امیر المؤمنینعليهالسلام حضور داشت. آخر الامر با لشکر ابن زیاد رو به رو شدند، و بعد از کشتن عده زیادی از آنان و مبارزات و جانفشانی های فراوان، سلیمان درسن ۹۳ سالگی در عین الورد به شهادت رسید. از اصحاب سلیمان هم فقط ۲۷ نفر که مجروح و خسته و تشنه بودند جان سالم به در بردند، و بقیه همه به شهادت رسیدند.(۲)
____________________
۱. بحار الانوار:ج۴۵ ص۳۵۸. مستدرک سفینة البحار: ج۴ ص۶۸. مقتل الحسینعليهالسلام : (ابی مخنف): ۲۸۳. تاریخ طبری: ج۴ ص۴۵۱.
۲. بحار الانوار: ج ۴۵، ص ۳۵۹. قلائد النحور: ج ربیع الثانی، ص۱۶۸. طالببین تفصیل این ماجرا به کتاب های روضة الصفا و ناسخ التواریخ و قلائد النحور جلد ربیع الثانی مراجعه کنند.
حصین بن نمیر ملعون که در کربلا دلهای اهل بیتعليهمالسلام را سوزاند در عین الورد به دست ابراهیم پسر مالک اشتر کشته شد و به جهنّم واصل گردید.
در این روز به روایتی، شهادتامام باقر عليهالسلام است.(۲)
۳ ربیع الثانی
در این روز امام حسن عسکریعليهالسلام برای وفا به وعده ای که فرموده بودند و آشکار شدن معجزاتی از آن بزرگوار به طی الارض ازسامراء به جرجان تشریف فرما شدند.(۳)
جعفر بن شریف می گوید: سالی قصد حج کردم، و قبل از حج به زیارت امام حسن عسکریعليهالسلام در سامراء رفتم. اموالی از شیعیان همراهم بود که باید به آن حضرت می رساندم. خواستم از آن حضرت بپرسم اموال را به چه کسی بدهم، ولی پیش از آنکه من صحبت کنم حضرت فرمودند: «به مبارک خادم بده». عرض کردم: «همین کار را کرده ام»، و سپس بیرون آمدم و گفتم: «شیعیان شما در جرجان به شما سلام می رسانند ». امامعليهالسلام فرمود: مگر بعد از مراسم حج به جرجان بر نمی گردی؟ عرض کردم: بر می گردم.
فرمودند:۱۷۰ روز دیگر اول روز جمعه سوم ربیع الثانی به جرجان وارد می شوی . آن وقت به مردم اعلام کن که من در آخر همان روز به جرجان می آیم. برو به سلامت.
____________________
۱. قلائد النحور: ج ربیع الثانی، ص ۱۹۱.
۲. قلائد النحور: ج ربیع الثانی، ص ۱۷۷.
۳. الخرائج و الجرائح: ج۱ ص۴۲۵. بحار الانوار: ج ۵۰، ص ۲۶۳. الثاقب فی المناقب: ص۲۱۵. مدینة المعجز: ج۷ ص۶۱۸. کشف الغمة: ج۲ ص۴۲۷.
خداوند متعال تو را و آنچه با توست به سلامت به اهل و اولادت خواهد رسانید. پسری برای پسرت متولد شده است. نام او را «صلت » بگذار، که خداوند بهزودی او را به حد کمال می رساند و او از اولیاء ما خواهد بود .
من گفتم: یابن رسول اللَّه، ابراهیم بن اسماعیل جرجانی از شیعیان شماست و به دوستان شما هر سال بیش از صد هزار درهم احسان می کند، و در جرجان از اشخاصی است که متنعم به نعمت های الهی است. امامعليهالسلام فرمودند: «خداوند به ابواسحاق ابراهیم بن اسماعیل در مقابل احسانی که به شیعیان ما می کند جزای خیر بدهد و گناهان او را بیامرزد و او را پسری صحیح الاعضاء روزی فرماید که قائل به حق باشد . به ابراهیم بگو: حسن بن علی می گوید: نام پسر خود را احمد بگذار».
راوی می گوید: از خدمت حضرت مرخص شدم و حج رفتم و بازگشتم، و در روزی که حضرت معین فرموده بودند به سلامت وارد جرجان شدم. هنگامی که اصحاب ما برای تهنیت آمدند، به ایشان گفتم:امام عليهالسلام مرا وعده داده که در آخر امروز به اینجا تشریف می آورند . پس مهیا شوید و مسائل و حوائج خود را آماده کنید.
شیعیان چون نماز ظهر و عصر را به جا آوردند، در خانه من جمع شدند. ناگاه امام عسکریعليهالسلام در همان ساعتی که فرموده بودند وارد شدند. هنگام ورود بر ما سلام کردند و ما به استقبال شتافتیم و دست آن حضرت را بوسیدیم. آنگاه حضرت فرمودند: من به جعفر بن شریف وعده کرده بودم که در آخر این روز نزد شما بیایم.من نماز ظهر و عصر را در سامراء به جا آوردم و نزد شما آمدم تا با شما تجدید عهد نمایم. اکنون شما حوائج و مسائل خود را بیاورید .
اول کسی که ابتدا به سؤال کرد نضر بن جابر بود. او گفت: یابن رسول اللَّه، پسر من از هر دو چشم نابیناست، دعا فرمائید تا خداوند دیده هایش را به او برگرداند. حضرت فرمودند: او را حاضر کن. او را حاضر کرد و حضرت دست مبارک بر چشمان او کشید و چشمانش روشن شد.
پس از او یک یک آمدند و حاجت خود را بیان کردند و حضرت حاجتهای آنان را برآورده می نمودند، تا اینکه حوائج همه را بر آوردند و مسائل آنها را جواب فرمودند وهمان روز به سامراء مراجعت نمودند .
۴ ربیع الثانی
در این روز در سال ۱۷۳ ه آن برزگوار به دنیا آمدند.(۱)
۶ ربیع الثانی
روز چهارشنبه ششم ربیع الثانی سال ۱۲۵ ه در رصافه هشام بن عبدالملک از دنیا رفت و به جهنّم واصل شد.(۲)
او مردی احول و غلیظ و بدخو و بخیل بوده و حریص بود بر جمع مال، دستور کشتن زید بن علی بن الحسینعليهالسلام را صادر کرد و امام باقر و حضرت صادقعليهماالسلام را به شام احضار کرد و جسارتهای فراوانی به آن حضرات نمود و آخر الامر امام باقرعليهالسلام را به شهادت رساند. ۱۹ سال و ۹ ماه و ده روز خلافت کرد و در ۵۳ سالگی به جهنّم شتافت.
____________________
۱. مستدرک علم رجال الحدیث: ج۴ ص۴۵۰. نور الآفاق.
۲. تتمه المنتهی: ص ۱۲۸. شجرة طوبی: ج۱ ص۱۴۲. فیض العلام: ص۲۲۸. تاریخ طبری: ج۵ ص۵۱۳. تاریخ دمشق: ج۲ ص۳۷۵، ج۶۳ ص۳۲۱.
در زمان سفاح که قتل بنی امیه آغاز شده بود و قبرهای آنها را هم نبش می کردند و آنچه می یافتند می سوزاندند، وقتی نوبت به قبر ولید رسید اثری در آن باقی نمانده بود و از عبدالملک قسمتی از جمجمه اش مانده بود. هنگامی که قبر هشام را شکافتند بدن او هنوز متلاشی نشده بود، و لذا هشتاد تازیانه بر بدن او زدند و او را سوزانیدند و خاکسترش را به باد دادند.
بعضی گفته اند ظاهراً زدن هشتاد تازیانه به هشام به جهت حدّ قذف بوده که جسارت به مادر جناب زید بن علی بن الحسینعليهالسلام نمود.(۱)
۸ ربیع الثانی
در این روز حضرت امام حسن عسکریعليهالسلام درسال ۲۳۲ ه جهان را به قدوم خود منور فرمودند.(۲) و به روایت مصباح، تقویم المحسنین، اختیارات و دروس شهید، ولادت حضرت در چهارم این ماه بود است.(۳) اقوال دیگری نیز در ولادت آن حضرت وجود دارد که عبارتند از ۸ ربیع الاول(۴) و ۱۰ ربیع الثانی.(۵)
____________________
۱. مرآة العقول: ج۲۶ ص۲۲۷. تتمه المنتهی: ص ۱۱۸،۱۲۷. قلائد النحور: ج ربیع الثانی، ص ۱۹۱. فیض العلام: ص ۲۲۸. شرح نهج البلاغة: ج۷ ص۱۳۲-۱۳۱.
۲. بحار الانوار: ج۵۰ ص۲۳۵، ۲۳۷. روضة الواعظین: ص۲۵۱. اعلام الوری: ج۲ ص۱۳۱. فیض العلام: ص۲۲۹.
۳. بحار الانوار: ج۵۰ ص۲۳۸. تقویم المحسنین: ص۱۶. اختیارات: ص۳۵. الدروس الشرعیة: ج۲ ص۱۵. قلائد النحور: ج ربیع الثانی، ص ۱۸۵.
۴. تاج الموالید: ص۵۷. تاریخ قم: ص۲۰۳.
۵. مسار الشیعة: ص۳۰. مصباح المجتهد: ص۷۳۳. اقبال: ج۳ ص۱۴۹. بحار الانوار: ج۵۰ ص۲۳۵، ۲۳۸. فیض العلام: ص۲۳۱.
پدر آن حضرت امام هادیعليهالسلام و مادر محترمه اش بانوئی است که نامش حدیث یا حدیثه یا سوسن یا سلیل است.(۱) محل ولادت حضرت مدینه و مشهورترین القاب ایشانزکی، نقی ، و کنیه حضرتشابومحمد است.
آن حضرت را برای زیر نظر داشتن و کنترل رفت و آمدها، در محل سکونت سپاهیان ترک تبار دربار عباسی مسکن داده بودند، و از همین جاست که به آن حضرت «عسکری » می گویند.(۲)
بنابر روایتی که چهل روز پس از رحلت پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم راروز شهادت حضرت زهراء عليهاالسلام دانسته، روز هشتم ربیع الثانی روز شهادت حضرت به حساب می آید.
۱۰ ربیع الثانی
در این روز درسال ۲۰۱ ه (۴) بنابر مشهور سالروز رحلت شهادت گونه حضرت ولیه اللَّه خاتون خلق جهان، عابده زاهده کامله مستوره حضرت فاطمه معصومهعليهاالسلام دختر امام موسی کاظمعليهالسلام است.
____________________
۱. ریاحین الشریعه: ج ۳، ص ۲۴. بحارالانوار: ج۵۰ ص۲۳۸-۲۳۵.
۲. بحارالانوار» ج۵۰ ص۱۱۳، ۲۳۵. شرح احقاق الحق: ج۱۹ ص۶۲۱، ج۲۹ ص۴۰، ۴۶، ۶۸. تتمة المختصر فی اخبار البشر: ج۱ ص۳۴۸.
۳. بحار الانوار: ج۴۳ ص۲۱۲. مناقب آل ابی طالبعليهالسلام :ج۳ ص۴۰۶. جنة العاصمة: ص۳۵۰. روضة الواعظین: ص۱۵۱. وقایع الایام: ج ربیع الاول و ربیع الثانی، ص ۲۰۴. مروج الذهب: ج۱ ص۴۰۳.
۴. منتخب دریای سخن: ص۳۴. اجم فروزان: ص۵۸. فاطمة المعصومةعليهالسلام : ص۱۴۷. زندگانی کریمه اهل بیتعليهاالسلام : ص ۸۳. العقیلة و الفواطم: ص۱۹۸، به نقل از کتاب «نزهة الابرار فی نسب الئمة الابرارعليهمالسلام ». وسیلة المعصومیةعليهاالسلام : ص۶۵. صد و یک منبر (چاپ سنگی): ص۱۷۷. تقویم الائمةعليهمالسلام : ص۷۴. کتاب اخیر در سال ۱۳۸۱ق با تقریظ آیة نسابه سید شهاب الدین مرعشی نجفی به چاپ رسیده است.
آن حضرت۱۷ روز پس از ورود به شهر قم، با دلی شکسته و غصّه دار از داغ پدر و فراق برادر، رحلت فرمودند. در عزای آن حضرت شهر قم را یکپارچه غم و ماتم فرا گرفت. بدن مطهر آن حضرت را غسل داده کفن کردند، و به طرف باغموسی بن خزرج مکان فعلی حرم مطهر آوردند. دو سوار نقتبدار از بیرون شهر آمدند و بر بدن آن حضرت نماز خواندند. آنگاه داخل سرداب شده بدن مطهر را دفن کردند و رفتند، و کسی آنان را نشناخت.
موسی بن خزرج آن باغ را وقف حضرت معصومهعليهالسلام نمود، و از بوریا و حصیر سقفی بر روی قبر مطهر آن حضرت قرار داد. این بنا بود تا آنکهزینب دختر امام جواد عليهالسلام بر روی قبر شریف قبه ای بنا نهاد. سپس جماعتی از دختران ائمهعليهمالسلام در آن مکان دفن شدند. هنگامی کهامّ محمّد دختر موسی بن محمّد بن علی الرضا عليهالسلام فوت کرد، در کنار آن حضرت دفن شد. بعد از آنمیمونه خواهر امّ محمّد از دنیا رفت، و آن بزرگوار هم در جنب امّ محمّد دفن شد. روی این دو قبر یک گنبد دیگر بنا کردندبه گونه ای که دو گنبد چسبیده به هم بر روی قبر حضرت فاطمه معصومهعليهاالسلام و امّ محمّد و میمونه بوده است.
به جز دختران معصومینعليهمالسلام ،دو کنیز هم دفن شده اند(۱) که در هنگام مرمت کف حرم مطهر در زمان ناصرالدین شاه، روزنه ای به سردابی پیدا می شود و چند زن صالحه، وارد سرداب می شوند. پیکر پاک میمونه و دو تن از کنیزان را پس از هزار سال تر و تازه مشاهده می کنند. این سرداب جنب سرداب حضرت فاطمه معصومهعليهاالسلام قرار دارد.(۲)
مرحوم نمازی وفات حضرت معصومهعليهاالسلام را در ۱۲ ربیع الثانی سال ۲۰۱ ه نقل کرده(۳) و قول منسوب به شیخ حر عاملیرحمهالله هشتم شعبان سال ۲۰۱ ه است.(۴)
____________________
۱. تاریخ قم: ص۲۱۴-۲۱۳. بحار الانوار: ج۴۸ ص۲۹۰، ج۵۰ ص۱۶۰، ج۵۷ ص۲۲۰-۲۱۹.
۲. اجساد جاویدان: ص ۱۰۵.
۳. مستدرک سفینه البحار: ج ۸، ص ۲۶۲.
۴.حیاة الستّعليهاالسلام : ص۱۱.
امام صادقعليهالسلام می فرماید: «برای خداوند متعال حرمی است و آن مکه، و برای رسول خداصلىاللهعليهوآلهوسلم حرمی است وآن مدینه، و برای امیرالمؤمنینعليهالسلام حرمی است و آن کوفه،و قم کوفه صغیره است، و بهشت دارای هشت در است که سه در آن از قم است. در آن شهر زنی از اولاد من رحلت می کند که اسمش فاطمه است، و او دختر موسی بن جعفر عليهالسلام است که به شفاعت او تمامی شیعیانم داخل بهشت می شوند ».(۱)
در عصر روز دهم ربیع الثانی ۱۳۳۰ ه ق گنبد حرم حضرت رضاعليهالسلام توسط روس ها به توپ بسته شد که در این حمله ۱۷ گلوله توپ به گنبد مطهر اصابت کرد و بیشتر از ۴۵ گلوله دیگر به ایوان طلا و مسجد جامع و درهای صحن جدید آن وقت و گنبد مسجد جامع و مطبخ خدام و غیر اصابت کرد؛ و در این حمله جمعیت زیادی حتی در اطراف ضریح مبارکه رضویه به شهادت رسیدند.(۲)
۱۲ ربیع الثانی
در سال هجرت در این روزنماز در حضر و سفر واجب شد.(۳) بنابر قولی در ۱۰ ربیع الثانی بوده است.(۴)
____________________
۱. مجالس المؤمنین: ج۱ ص۸۳. بحار الانوار: ج۵۷ ص۲۲۸.
۲. منتخب التواریخ ملا هاشم خراسانی. کرامات رضویة. حدیقة الرضویة.پ
۳. مسار الشیعة: ص۳۰. مصباح المتهجد. ص۷۳۳. مصباح کفعمی: ج۲ ص۵۹۷. منتخب التواریخ: ص۴۶.
۴. تقویم المحسنین: ص۱۶. اختیارات: ص۳۵.
۱۳ ربیع الثانی
به روایت مرحوم ابن شهر آشوب در مناقب و قرمانی در اخبار الدولشهادت امّ ابیها فاطمه الزهراء عليهاالسلام در این روز بوده است.(۱)
۱۴ ربیع الثانی
در این روز مختار شاد کننده دلهای شکسته اهل بیتعليهمالسلام با ندای «یا لثارات الحسین» در کوفه قیام کرد.مختار درسال اول هجرت در طائف به دنیا آمد و درسال ۶۷ ه در کوفه به دست مصعب بن زبیر به شهادت رسید. کنیه او ابواسحاق است. ابوعبیده پدرش از صحابه بزرگ بود که در جنگ با فارس شهید شد. بعد از پدر، دو برادرش حکم و جبیر شهید شدند.
مختار در هیجده ماه حکومتش، هیجده هزار نفر از قاتلین سیّد السّهداءعليهالسلام را به جهنّم فرستاد. این به غیر از کسانی است که به دست اصحاب و یاران او و ابراهیم بن مالک اشتر در بیرون کوفه و در کنار نهر خازر کشته شدند.
سعد عموی مختار از طرف امیر المؤمنین و امام حسنعليهماالسلام والی مداین بود، و هرگاه جائی می رفت مختار را به جای خود می گذاشت.
امیر المؤمنینعليهالسلام به او خبر از فتح و ظفر دادند، و میثم تمّار در زندان کوفه او را بشارت داد.
____________________
۱. مناقب آل ابی طالبعليهمالسلام : ج ۳، ص ۴۰۶. بحارالانوار: ج۴۳ ص۱۸۰. قلائد النحور: ج ربیع الثانی، ص ۲۱۹.
۲. ذوب النضار: ص۱۰۱. فرسان الهیجاء: ج۲ ص۲۱۷. بحار الانوار: ج ۴۵، ص ۳۶۷. مستدرک سفینة البحار: ج۴ ص۶۸. وقایع الایام: ج ربیع الاول، ص۲۲۶. قلائد النحور: ج ربیع الثانی،ص ۲۲۵.
در روز عید قربان ابومحمّدحکم پسر مختار خدمت امام باقرعليهالسلام آمد. بعد از اینکه خود را معرفی کرد، امام باقرعليهالسلام او را نزد خود خواند و او عرض کرد: آقای من، مردم در باره پدر من بسیار سخن می گویند. به خدا قسم سخن درست کلام شماست و هر چه شما بفرمائید آن را قبول دارم. امامعليهالسلام فرمود: سبحان اللَّه،پدرم خبر داد که مهریه مادر من از پولی بود که مختار آن را برای پدرم فرستاد. مختار خانه های خراب ما را آباد کرد، و دشمنان ما را به قتل رسانید، و هر خونی که از ما ریخته شد طلب نمود. آنگاه سه مرتبه فرمود: «رحم اللَّه اباک ». حقی از ما نزد احدی نماند مگر اینکه آن را گرفت.
در کودکی، امیر المؤمنینعليهالسلام او را روی زانوی خویش می نشاند و به او لطف و مرحمت می فرمود. امام باقرعليهالسلام می فرماید: بخدا قسم پدرم مرا خبر داد که مختار نزد فاطمه بنت امیر المؤمنینعليهالسلام می آمد، و آن مخدره برای او فرش پهن نموده پشتی برایش می گذاشت. سپس فرمود: «هر حقی که ما نزد کسی داشتیم او مطالبه نمود».(۱)
در روایت دیگر می فرماید: «هنگامی که مختار سر نحس عبیداللَّه را برای امام زین العابدین عليهالسلام فرستاد، آن حضرت سر سفره بود و خوشحال شد و دعا فرمود ».(۲)
بنابر قول دیگری قیام مختار در شب ۱۴ ربیع الاول سال ۶۶ ه(۳) ؛ و بنابر قولی ۱۶ ربیع الثانی بوده است.(۴)
____________________
۱. بحار الانوار: ج ۴۵، ص ۳۴۳، ۳۵۱. اختیار معرفة الرجال: ج۱ ص۳۴۰، ۳۴۱. ذوب النضار: ص۶۱، ۶۲.
۲. اختیار معرفة الرجال: ج۱ ص۳۴۱. بحار الانوار: ج۴۵ ص۳۴۲، ۳۸۶. ذوب النضار: ص۱۴۴. فرسان الهیجاء: ج۲ ص۱۹۹-۱۹۸، ۲۴۴.
۳. مقتل الحسینعليهالسلام (ابی مخنف): ص۳۲۶. بحار الانوار: ج۴۵ ص۳۸۶. ذوب النضار: ص۱۴۵. وقائع الشهور: ص۷۴. تاریخ طبری: ج۴ ص۴۹۶.
۴. امالی شیخ طوسی: ص۲۴۰. بحار الانوار: ج ۴۵، ص ۳۳۳. قلائد النحور: ج ربیع الثانی، ص ۲۳۲.
۲۲ ربیع الثانی
جناب موسی مبرقععليهالسلام پسر حضرت جوادعليهالسلام در سال ۲۹۶ ه در شهر قم وفات یافت.(۱) به نقلی وفات آن جناب در ۸ ربیع الثانی بوده است.(۲)
بنابر قول دیگری در۱۴ ربیع الثانی وفات موسی مبرقع واقع شده است. قبر آن بزرگوار درچهل اختران قم خیابان آذر مشهور است.(۳)
نام: موسی، کنیه: ابوجعفر، لقب: مبرقع که از فرط زیبائی بر جمال مبارک نقاب می زد. نام پدر: جواد الائمهعليهالسلام و مادر آن حضرت کنیز بود.
ایشان از اولین سادات رضوی بود که درسال ۲۵۶ ه وارد قم گردید. او دائماً بر صورت خود برقعی داشت، ولی مردم عرب ساکن قم او را از قم بیرون کردند، و او بهکاشان رفت و در آنجا مورد احترام قرار گرفت.
بعد از آمدن ابوالصدیم حسین بن علی بن آدم و مرد دیگری از رؤسای قم، عربهای قم متوجه شدند موسی چه کسی بوده است، و آن بزرگوار را به قم باز گرداندند و خانه ای برای او آماده کردند. همچنین در روستاهای متعدد زمین و باغ برای او خریدند و خواهرانشزینب و امّ محمّد و میمونه ، دختران حضرت جوادعليهالسلام به قم آمدند، و بر او وارد شدند.
هنگامی که جناب موسی مبرقع در قم از دنیا رفت، امیر قم عباس بن عمرو غنوی بر او نماز خواند، و در محل کنونی که در قم معروف است و قبلاً خانه محمّد بن حسن
____________________
۱. تاریخ قم: ص۲۱۶. بحار الانوار: ج ۵۰، ص ۱۶۱. تاریخ سامراء: ج ۳، ص ۴۰۲. مرآة العقول: ج۶ ص۱۲۸.
۲. بحار الانوار: ج۵۷ ص۲۲۰.مستدرک سفینه البحار: ج ۵، ص ۲۳۰.
۳. قلائد النحور: ج ربیع الثانی، ص ۲۲۶.
بن ابی خالد اشعری ملقب به شنبوله بود، دفن شد.(۱) کلینیرحمهالله در کافی به سند معتبر نقل کرده که جناب موسی مبرقع تولیت اوقاف را از جانب امامعليهالسلام داشته اند.(۲)
۲۵ ربیع الثانی
هنگامی که یزید بن معاویه در۱۴ ربیع الاول سال ۶۴ ه به درکات جحیم شتافت، فرزندش معاویه به جای وی نشست. او پس از چهل روز در۲۵ ربیع الثانی بر فراز منبر رفت و خطبه خواند و اعمال پدران خود را یاد کرد، و بر جد و پدر خود لعنت کرد و از افعال ایشان تبری جست و گریه شدیدی نمود، و آنگاه خود را از خلافت خلع نمود.
مروان بن حکم لعنت اللَّه علیه از پای منبر برخاست و گفت: الحال که طالب خلافت نیستی پس امر خلافت را به سوئی بیفکن. معاویه بن یزید گفت: من حلاوت خلافت را نچشیدم، چگونه راضی شوم که اوزار آن را بچشم. به هر صورت در خانه نشست و مشغول گریه شد و۲۵ یا ۳۰ یا ۴۰ روز بعد از این واقعه فوت کرد و به قولی او را مسموم کردند. پس از او خلافت اولاد ابوسفیان تمام شد و به مروان و آل او منتقل شد.
____________________
۱. بحار الانوار: ج۵۰ ص۱۶۰. سفینة البحار: ج۴ ص۶۶۸. مرآة العقول: ج۶ ص۱۲۸. تاریخ سامراء: ج۳ ص۴۰۳-۴۰۲. قلائد النحور: ج ربیع الثانی، ص۲۲۶.
۲. کافی: ج ۱، ص ۳۲۵. بحار الانوار: ج۵۰ ص۱۲۲.
۳. توضیح المقاصد: ص ۱۳ - ۱۲. اربعین قمی: ص۵۰۳. تتمه المنتهی: ص ۷۲. قلائد النحور: ج ربیع الثانی: ص ۲۶۲. فیض العلام: ص ۲۵۵.
آخر ربیع الثانی
در روز آخر ربیع الثانی خالد بن ولید بن مغیره مخزومی به اسفل السافلین جهنّم شتافت.(۱) او ۲۰ سال بعد از بعثت پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم در اواخر زندگانی آن حضرت، به همراه عمروعاص به ظاهر اسلام را قبول کرد. ابوبکر او را حاکم شام کرد، و عمر او را عزل کرد. پس از مدتی در شهر حمص مرد و در همانجا مدفون شد.(۲)
خالد و عمروعاص از کسانی بودند که در لیلة المبیت قصد کشتن پیامبر خداصلىاللهعليهوآلهوسلم را داشتند.(۳)
در مواردی پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم از کارهای خالد بیزاری جستند. او بدون اجازه پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم بنی جذیمه را به قتل رساند و عده ای را اسیر کرد، آن ها قبل از کشته شدن تصریح می کردند که ما مسلمانیم و نماز می خوانیم و رسول خداصلىاللهعليهوآلهوسلم را تصدیق میکنیم و مساجد بنا کرده ایم و اذان در آن می گوییم...
خالد گفت: «هر کس اسیری در دست دارد او را بکشد». بنو سلیم تمام اسیرانشان را کشتند ولی مهاجر و انصار اسرا را نزد پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم فرستادند و آن حضرت دستان مبارک را بلند کرد و دوبار فرمود: «خدایا من بیزاری می جویم به سوی تو از کاری که خالد کرده است .»
چندی بعد مقداری طلا و متاع به دست رسول خداصلىاللهعليهوآلهوسلم رسید. آن حضرت به امیرالمؤمنینعليهالسلام فرمود: به سوی بنی جزمیه برو و آنان را از آتچه خالد کرده راضی کن... امیرالمؤمنینعليهالسلام نزد آنان رفت و طبق حکم خداوند؛ دیه هر خونی را داد، و
____________________
۱. اختیارات: ص۳۵. وقایع الشهور: ص ۹۱.
۲. اسد الغابه: ج ۳، ص ۹۶. طبقات الکبری: ج۷ ص۳۹۷.
۳. الصحیح من السیرة: ج ۴، ص ۹. شرح نهج البلاغة: ج۱۳ ص۳۰۴.
برای هر جنینی بالاترین قیمت را حساب کرد، و عوض هر مالی پرداخت، و اضافه ای هم بابت آب خور سگ هایشان و ریمسان چوپانشان داد، و باز مقدار اضافه را برای ترس زنان و هراس کودکان و برای آنچه می دانستند و نمی دانستند داد. آخر الامر اضافه ای داد تا از رسول خداصلىاللهعليهوآلهوسلم - که بی تفصیر بود- راضی شوند...(۱)
خالد بن عمار ناسزا گفت. پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم فرمود:« هر کس عمار را سب کند خداوند او را سب می کند».(۲)
او به دستور ابوبکر خواست امیر المؤمنین عليهالسلام را به شهادت برساند ، ولی قبل از هر اقدامی آن حضرت متوجه شدند، و با دو انگشت گلوی خالد را آن چنان فشار دادند که خالد نعره کشید و مردم فرار کردند و خالد لباسش را نجس کرد. آنگاه گفت: ابوبکر و عمر مرا به این کار امر کرده اند. هر کس واسطه شد، آن حضرت او را رها نکرد تا آنکه ابوبکر عمر را فرستاد و ابن عباس را آورد. ابن عباس حضرت را به قبر مطهر پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم و فرزندانش و حضرت صدیقهعليهاالسلام قسم داد و حضرت او را رها کرد. ابوبکر به عمر گفت: «این هم نتیجه مشورت با تو»! چه اینکه عمر، خالد را برای این کار انتخاب کرده بود.(۳)
____________________
۱. علل الشرائع: ج۲ ص۴۷۴. خصال: ص۵۶۲. مناقب آل ابی طالبعليهمالسلام : ج۲ ص۱۵۱. بحار الانوار: ج۲۱ ص۱۴۱، ۱۴۲، ۱۴۳، ج۳۱ ص۳۲۷، ج۳۸ ص۷۳، ج۱۰۱ ص۲۴۲. الغدیر: ج۷ ص۱۶۸، ۱۶۹. سبعة من السلف: ص۳۳۷. صحیح بخاری: ج۵ ص۱۰۷، ج۷ ص۱۵۴، ج۸ ص۱۱۸. طبقات الکبری: ج۲ ص۱۴۸. عیون الاثر: ج۲ ص۲۰۹. سبل الهدی و الرشاد: ج۶ ص۲۰۰. تاریخ طبری: ج۲ ص۳۴۲. تاریخ یعقوبی: ج۲ ص۶۱. مسند احمد: ج۲ ص۱۵۰. سنن نسائی: ج۸ ص۲۳۸. سنن بیهقی: ج۹ ص۲۱۷. اسد الغابة: ج۲ ص۹۴. تاریخ دمشق: ج۱۶ ص۲۳۳. سیر اعلام النباء: ج۱ ص۳۷۰.
۲. سبعة من السلف: ص۳۴۵-۳۴۲. الغدیر: ج۱ ص۳۳۱، ج۹ ص۲۷. المعجم الکبیر: ج۴ ص۱۱۲، ۱۱۳. کنز العمال: ج۳ ص۵۳۳، ۵۳۴.
۳. احتجاج: ج۱ ص۱۱۸. کتاب سلیم بن قیس هلالیرحمهالله : ج۲ ص۸۷۲-۸۷۱. الایضاح: ص۱۵۶، ۱۵۸. تفسیر قمی: ج۲ ص۱۵۹-۱۵۸. علل الشرائع: ج۱ ص۱۹۱. اختیار معرفة الرجال: ج۲ ص۶۹۵. المستر شد: ص۴۵۱. بحار الانوار: ج۲۸ ص۳۰۵، ج۲۹ ص۱۲۶-۱۲۵، ۱۳۷-۱۳۶، ج۴۷ ص۳۵۶. الصراط المستقیم: ج۱ ص۳۲۴. غایة المرام ج۵ ص۳۴۵. شرح نهج البلاغة: ج۱۳ ص۳۰۳-۳۰۲.
همچنین خالد بن ولید مالک بن نویرهرحمهالله را با عده زیادی از قبیله او به جرم بیعت نکردن با ابوبکر کشت و در همان شب با همسر مالک مرتکب زنا شد.(۱) وقتی عمر این قضیه را شنیر، گفت: «تو را سنگسار می کنم» ولی این کار را انجام نداد؛ برای اینکه سعد بن عبادة را به خاطر آنان کشت. در اینجا بود که عمر او را به سینه چسباند و گفت: تو شمشیر خدا و شمشیر رسول خدایی!؟(۲)
در مورد دیگری هنگامی که ابوبکر او را به سوی قبیله بنی سلیم فرستاد، عده ای از مردان قبیله را در محلی جمع کرد و آنان را به آتش سوزانید.(۳)
____________________
۱. الغدیر: ج۵ ص۲۶۴، ج۷ ص۱۵۸. الصراط المستقیم: ج۳ ص۲۷۹. الاستغاثة: ج۱ ص۶. بحار الانوار: ج۳۰ ص۴۹۵-۴۷۱. الشافی فی الامة: ج۴ ص۱۶۲. التعجب: ص۴۰ (۱۰۸). سبعة من السلف: ص۳۴۶. النص و الاجتهاد: ص۱۱۹. شرح نهج البلاغة: ج۱ ص۱۷۹. تاریخ طبری: ج۲ ص۵۰۴-۵۰۱. تاریخ یعقوبی: ج۲ ص۱۳۱. تاریخ دمشق: ج۱۶ ص۲۷۴-۲۵۵. اسد الغابة: ج۴ ص۲۹۵. البدایة و النهایة: ج۶ ص۳۵۴.
۲. الاستغاثة: ج۱ ص۷. احتجاج: ج۱ ص۹۴، ج۲ ص۱۴۸. مناقب آل ابی طالبعليهمالسلام ج۱ ص۳۳۱. بحار الانوار: ج۲۸ ص۱۸۳، ۳۳۶، ج۲۹ ص۴۴۲، ج۳۰ ص۴۹۴. الصراط المستقیم: ج۳ ص۶، ۱۰۹ بیت الاحزان: ص۵۹. نهج السعادة: ج۵ ص۲۷۲. انوار العلویة: ص۲۸۴. شرح احقاق الحق: ج۲ ص۳۴۶. شرح الاخبار: ج۲ ص۲۸. مجالس المؤمنین: ج۱ ص۲۳۴. سبعة من السلف: ص۳۴۸-۳۴۶. شرح نهج البلاغة (ابن ابی الحدید): ج۱ ص۱۷۹، ج۱۰ ص۱۱۱، ج۱۷ ص۲۲۳.
۳.الغدیر: ج۷ ص۱۵۵. سبعة من السلف: ص۳۴۷. طبقات الکبری: ج۷ ص۳۹۶. تاریخ دمشق: ج۱۶ ص۲۴۰، ۲۵۵. المنصف (ابن ابی شیبة): ج۸ ص۵. تاریخ خلیفة...:ص۶۷. سیر اعلام النبلاء: ج۱ ص۳۷۲.
۵ جمادی الاوّل
در این ماه تنها روزهای ۵، ۶، ۱۰، ۱۳، ۱۵، ۲۵، ۲۷، ۲۹ مقارن وقایع مهمی از تاریخ است.
ولادت حضرت زینبعليهاالسلام خبر خوش این ماه است. جنگ موته، جنگ جمل دو اتفاق مهم این ماه است.
شهادت حضرت زهراعليهاالسلام و تحویل پیراهن امام حسینعليهالسلام به حضرت زینبعليهاالسلام دو واقعه جانسوز این ماه است. وفات جناب عبد المطلبعليهالسلام ، وفات محمّد بن عثمان عمری نیز از حوادث این ماه است و مرگ معاویه پسر یزید پایان دهنده حکومت بنی امیّه است.
۵ جمادی الاولی
ولادت با سعادت حضرت زینبعليهاالسلام در مدینه طیبه درسال پنجم یا ششم هجری در این روز واقع شده است.(۱) اقوال دیگر در ولادت آن حضرت عبارت است از اوایل شعبان سال ۶ ه(۲) ، اول شعبان(۳) ، ۳۰ شعبان(۴) ، ماه رمضان سال ۶ ه، دهه آخر ربیع الثانی در سال ۵ یا ۶ یا ۷ ه.(۵)
پدر بزرگوار آن حضرت امیر المؤمنینعليهالسلام ، و مادر گرامی اش حضرت صدیقه طاهرهعليهاالسلام است. همسر آن حضرت جنابعبداللَّه بن جعفر ابی طالب عليهالسلام ، و فرزندان آن حضرت،علی، عون، عباس، محمّد و امّ کلثوم هستند که عون و محمّد در کربلا شهید شدند.
کنیه آن مخدره ام کلثوم، امّ عبداللَّه و امّ الحسن است، ولی کنیه های خاص حضرتامّ المصائب، امّ الرزایا و امّ النوائب است.
القاب آن مخدره بسیار است، و از آن جمله: عقیله بنی هاشم، عقیله الطالبین، صدیقه صغری (اشاره به مادرش که صدیقه کبری است و پدرش که صدیق اکبر است) عصمت صغری، ولیه اللَّه، الراضیه بالقدر و القضاء، صابره البلوی من غیر جزع و لا شکوی، امینه اللَّه، عالمه غیر معلمه، فهمه غیر مفّهمهمحبوبه المصطفیصلىاللهعليهوآلهوسلم ، ثانیه الزهراءعليهاالسلام ، الشریفه.
____________________
۱. عقیله بنی هاشمعليهاالسلام : ص ۵. زینب الکبریعليهاالسلام : ص ۱۷. مستدرک سفینة البحار: ج۴ ص۳۱۶، ج۵ ص۲۰۸. تقویم الائمةعليهمالسلام : ص۷۱. وفیات الائمةعليهاالسلام : ص۴۳۱. منتخب التواریخ: ص ۹۵-۹۴. العقیلة و الفواطم علیهن السلام: ص۱۰.
۲. ریاحین الشریعه: ج ۳، ص ۳۳.
۳. مستدرک سفینة البحار: ج۵ ص۴۱۳. معالی السبطین: ج۲ ص۲۲۱. وفیات الائمةعليهمالسلام : ص۴۳۱.
۴. تقویم الائمةعليهمالسلام : ص۷۹.
۵. ریاحین الشریعه: ج ۳، ص ۳۳.
از نسل علی فرزند حضرت زینبعليهاالسلام که معروف بهزینبی است فرزندان زیادی به دنیا آمده اند، که سیوطیرساله زینبیه را در باره آنها تألیف کرده است.(۱)
هنگام ولادت آن حضرت، پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم در سفر بودند. امیر المؤمنینعليهالسلام برای نامگذاری این مولود فرمودند: «بر پیامبر صلىاللهعليهوآلهوسلم سبقت نمی گیرم ». تا آنکه حضرت آمدند و منتظر وحی شدند. جبرئیل نازل شد و عرض کرد: خداوند سلام می رساند و می فرماید: «این دختر را زینب نام بگذار، چه اینکه این نام را در لوح محفوظ نوشته ایم ».
پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم حضرت زینبعليهاالسلام را طلب کرده بوسیدند و فرمودند: «وصیت می کنم به حاضرین و غائبین که این دختر را به خاطر من پاس بدارید، که همانا وی به خریجه کبری عليهاالسلام مانند است ». سکینه و وقار آن حضرت را به خدیجه کبریعليهاالسلام و عصمت و حیایش را به فاطمه زهراعليهاالسلام و فصاحت و بلاغتش را به علی مرتضیعليهالسلام و حلم و بردباریش را به حسن مجتبیعليهالسلام و شجاعت و قوّت قلبش را به حضرت سیّد الشّهداءعليهالسلام همانند نموده اند.(۲)
ابن حجر در اصابه و ابن اثیر در اسد الغابه در حالات آن حضرت نوشته اند: او عاقله، فهیمه و شجاع بود، و در مجلس یزید لعنت اللَّه علیه حضرت زینبعليهاالسلام کلماتی فرمودند که دلالت بر قوّت قلب آن حضرت دارد.(۳) آن حضرت در کرم و بصیرت و حلم مشهور خاندان بنی هاشم و عرب بوده، و بین جمال و جلال، سیرت و صورت و
____________________
۱. ریاحین الشریعة: ج۳ ص۴۶، ۲۰۷. السیدة زینب الکبریعليهالسلام من المهد الی اللحد: ص۳۰، ۴۶. عقیلة بنی هاشمعليهالسلام : ص۵، ۳۶. زینب الکبریعليهالسلام : ۱۶، ۱۱۹. وفیات الائمةعليهمالسلام : ص۴۳۱. انساب الطالببین. منتخب التواریخ: ص۹۴. العقلیة و الفواطم علیهن السلام. تاریخ الخمس: ج۲ ص۳۱۷. تذکرة الخواص: ص۱۷۵.
۲. ریاحین الشریعة: ج۳ ص۳۸.
۳. اسد الغابة: ج۵ ص۴۶۹. الاصابة: ج۸ ص۱۶۶.
اخلاق و فضیلت جمع کرد. شبها در عبادت بود و روزها روزه و او به اهل تقوی معروف بود.(۱)
۶ جمادی الاولی
درسال ۷ یا ۸ هجرت در چنین روزی جنگ موته به وقوع پیوست و جعفر بن ابی طلبعليهمالسلام در سن ۴۱ سالگی به شهادت رسید.(۳) تعداد مسلمین در این جمگسه هزار نفر و تعداد کفارصد هزار نفر بود.
این جنگ از آنجا آغاز شد کهحارث بن امیر ازدی که حامل نامه ای از پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم به قیصر روم بود، در زمین های موته به دستورشرحبیل بن عمرو سردار لشکر روم دستگیر شد و دستهای او را بستند و گردنش را زدند. پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم از شنیدن این خبر بسیار ناراحت شدند و لشکری به موته روانه فرمودند.
در این جمگ پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم و امیر المؤمنینعليهالسلام حضور نداشتند و آن حضرت سه امیر به ترتیب بر لشکر قرار دادند و فرمودند: «هر یک شهید شدند دیگری امیر لشکر باشد. جعفر بن ابی طالب عليهمالسلام ، زید بن حارثه، عبداللَّه بن رواح ه».
هر سه این بزرگواران شهید شدند. اول جناب جعفر به میدان آمد و بعد از مبارزه
____________________
۱. وفیات الائمةعليهمالسلام : ص۴۴۱-۴۴۰. العقیلة و الفواطم علیهن السلام: ص۵۱-۵۰. مجلة الاسلام: شماره ۲۷، محمد غالب شافعی.
۲. بحارالانوار: ج۲۱ ص۵۰. شرح نهج البلاغة: ج۱۵ ص۶۱. تاریخ یعقوبی: ج۲ ص۶۵. تاریخ طبری: ج۲ ص۳۱۸. طبقات الکبری: ج۲ ص۱۲۸.
۳. وقائع الشهور: ص۹۴.
دلیرانه ای دو دست آن حضرت را قطع کردند، و با اینکه جراحتهای زیادی بر بدن جناب جعفر وارد شده بود، اما بواسطه هیبت و شجاعتهای آن حضرت در میدان، کسی جرأت جدا کردن سر آن حضرت را نمی کرد. لذا دشمن دفعه حمله کرد و بدن آن حضرت را با نیزه از زمین بلند کردند. در همان لحظه پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم در مدینه بر فراز منبر تشریف داشتند و ماجرا را برای مردم بیان می فرمودند. ناگهان صورت مبارک را به طرف آسمان بلند کردند و در حق جعفر دعا فرمودند: «خداوند دو بال به آن بزرگوار عنایت فرمود که با ملائکه در بهشت پرواز می کند.»
پس از شهادت هر سه امیر تعیین شده از طرف پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم ، را در یک قبر دفن کردند. از خبر شهادت جناب جعفرپیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم بسیار گریستند و دستور دادند تا سه روز غذا به منزل جعفر ببرند.
اولین مردی که بعد از علیعليهالسلام به امر جناب ابوطالبعليهالسلام پشت سر پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم نماز خواند، جناب جعفر بود. او از برادرش امیر المؤمنینعليهالسلام ده سال بزرگتر بود.
در حبشه هنگامی که عمروعاص و دیگران قصد داشتند نجاشی را راضی کنند که جعفر و همراهانش را تحویل دهد، او آیاتی از کتاب الهی تلاوت نمود که نجاشی و اطرافیانش گریستند. عمروعاص چندین بار خواست جعفر و همراهانش را نزد نجاشی افرادی نادرست جلوه دهد ولی نتیجه بر عکس شد و احترام آنها نیز نزد نجاشی بیشتر شد، مخصوصاً زمانی که آیات در رابطه با حضرت عیسیعليهالسلام قرائت شد.
آخر الامر عمروعاص غذائی مسموم تهیه کرد و برای جعفر فرستاد که آن حضرت را شهید کند، ولی گربه ای آمد و از آن غذا مختصری خورد و بقیه غذا ریخت و آن گربه هم مرد، و توطئه عمروعاص فاش شد.
در روز فتح خیبر، جعفر به همراه همسرش و دیگر مسلمانان به مدینه آمدند، و پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم از آمدن آنان بسیار خوشحال شدند و فرمودند: «نمی دانم به کدام خوشحالتر باشم: به فتح خیبر یا به آمدن جعفر »؟!(۱)
۱۰ جمادی الاولی
درسال ۳۶ ه در چنین روزی، جنگ جمل اتفاق افتاد(۲) و بصره فتح شد و نزول نصر از خداوند کریم بر امیر المؤمنینعليهالسلام واقع شد.(۳) بنا بر قولی در پنجم این ماه واقع شده است(۴) و قول دیگر نوزدهم این ماه است.(۵)
ابتدای این واقعه از آنجا شروع شد که بعد از بیعت مردم با امیر المؤمنینعليهالسلام ،طلحه و زبیر به بهانه عمره از مدینه خارج شدند و به عایشه پیوستند . عبداللَّه بن عامر که قبلاً عامل عثمان در بصره بود و از طرف امیر المؤمنینعليهالسلام عزل شده بود، به مکه آمد و شتری که دویست دینار خریده بود برای عایشه آورد وبه طرف بصره حرکت کردند تا به این شهر رسیدند. پس از ورود، به خانه عثمان بن حنیف عامل امیر المؤمنینعليهالسلام ریختند و او را اسیر کردند و بسیار کتک زدند و موی ریش و سر و دو ابروی او را کندند.
____________________
۱. منتخب التواریخ: ص ۵۷ - ۵۸. سیری در شرح نهج البلاغة (ابن ابی الحدید): ج ۲، ص ۴۱۰ - ۴۱۱. وقایع المشهور: ص ۹۴.
۲. مناقب آل ابی طالبعليهمالسلام : ج۳ ص۱۸۱. بحار الانوار: ج۳۲ ص۱۷۲. تتمه المنتهی: ص ۱۷. فیض العلام: ص ۲۳۹. التنبیه و الاشراف: ص۲۵۶.
۳. مسار الشیعه: ص ۳۱. بحار الانوار: ج ۹۷، ص ۳۸۴. مصباح کفعمی: ج ۲، ص ۵۹۷. العدد القویه: ص ۵۳. مصباح المتهجد: ص ۷۳۳. تقویم المحسنین: ص۱۶. اختیارات: ص۳۵. تذکرة الخواص: ص۷۱.
۴. العدد القویة: ص۵۴. بحار الانوار: ج۳۲ ص۲۱۱، ج۹۵ ص۱۹۲.
۵. منتخب التواریخ: ص۱۶۰.
امیر المؤمنینعليهالسلام برای مقابله با آنها به طرف بصره حرکت فرمودند. در این جمگ همراه امیر المؤمنینعليهالسلام ، امام حسن و امام حسینعليهماالسلام و همچنین محمّد حنفیه و عبداللَّه بن جعفر و اولاد عقیل و عده ای از جوانان بنی هاشم همراه با عمار و ابوایوب انصاری و عده ای از مهاجر و انصار بودند. ۸۰ نفر از اصحاب بدر، ۲۵۰ نفر از کسانی که با پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم در بیعت شجره شرکت کرده بودند و ۱۵۰۰ نفر از سایر اصحاب پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم شرکت کردند.(۱)
مسلم مجاشعی را همراه با قرآنی فرستادند که بصریان را به حکم قرآن بخواند، ولی آنها مسلم را هدف تیر ساختند و شهید کردند. بعد از موعظه های عمار و فرمایشات امیر المؤمنینعليهالسلام ، در دهم جمادی الاولی جنگی را که عایشه شروع کرده بود ادامه دادند و امیر المؤمنینعليهالسلام در مقام مقابله با آنها بر آمدند. در این جمگ از لشکر امیر المؤمنینعليهالسلام که۲۰ هزار مرد جنگی بودند پنج هزار نفر شهید شدند ، و از لشکر عایشه که۳۰ هزار نفر بودند ۱۳۰۰۰ نفر کشته شدند .(۲)
آخر الامر که پیروزی نصیب لشکر امیر المؤمنینعليهالسلام شد، حضرت کنار هودج عایشه آمدند و فرمودند: «ای حمیرا، پیامبر تو را امر کرده بود که به جنگ من بیرون آیی؟ آیا تو را امر نفرمود که در خانه خود بنشینی و بیرون نیایی؟ بخدا سوگند، انصاف ندادند آنانکه زنهای خود را پشت پرده پنهان داشتند و تو را بیرون آوردند ». محمّد بن ابی بکر خواهرش را از هودج بیرون کشید. امیر المؤمنینعليهالسلام دستور داد او را به خانه صفیه دختر حارث بن ابی طلحه ببرند و بعد او را به مکه و از مکه به مدینه فرستاد. در این جنگ زید بن صوحان که از بزرگان لشکر و شیعیان امیر المؤمنینعليهالسلام بود شهید شد و آن حضرت بالای سرش آمده فرمودند: «ای زید، خدا رحمتت کند که تعلقات دنیوی تو اندک بود، و امداد تو در دین بسیار بود ».
____________________
۱. مناقب آل ابی طالبعليهالسلام : ج۳ ص۱۹۰. بحار الانوار: ج ۳۲، ص ۱۸۳، ۱۹۶. امالی طوسی: ص۷۲۶.
۲. بحار الانوار: ج ۳۲، ص ۱۷۴، ۱۹۶، ۲۱۱. منتخب التواریخ: ص ۱۶۱-۱۵۹. تعداد شهدای لشکر امیر المؤمنینعليهالسلام را هزار و هفتاد نفر و نیز هزار و هفتصد نفر و به قولی چهار هزار نفر هم گفته اند.
در این روز حضرت زهراعليهاالسلام پیراهن ابراهیم خلیل الرحمنعليهالسلام را به زینب کبریعليهاالسلام دادند و فرمودند: «هنگامی که برادرت حسین عليهالسلام این پیراهن را از تو خواست، بدانکه ساعتی بیشتر مهمان تو نیست، وسپس به بدترین حالات به دست اولاد زنا کشته می شود ».
این برنامه سه روز قبل از شهادت حضرت زهراعليهاالسلام بود.(۱)
این پیراهن را خداوند در بهشت خلق فرمود و آن را نزد حضرت آدمعليهالسلام به امانت سپرد و بعد از انبیا این امانت را حفظ میکردند و در مشکلات با آن به درگاه الهی توسل میجستند، تا به دست پیامبر خاتمصلىاللهعليهوآلهوسلم رسید و بعد از آن حضرت نزد حضرت زهراعليهاالسلام بود. آن حضرت سه روز قبل از شهادت آن را به زینب کبریعليهاالسلام سپرد، تا در ساعات آخر روز عاشورا آن را به امام حسینعليهالسلام تحویل دهد.
۱۳ جمادی الاولی
شهادت مظلومانه و جانگداز حضرت امّ الائمه النجباء صدیقه کبری فاطمه زهراعليهاالسلام درمدینه ۷۵ روز پس از رحلت پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم واقع شده است.(۲) اقوال دیگر در باره شهادت حضرت در سوم جمادی الثانیه خواهد آمد. در شب چهاردهم، امیر المؤمنینعليهالسلام به همراه جمعی قلیل از گلهای سر سبد اصحاب، بدن مطهر صدیقه کبریعليهاالسلام را به خاک سپردند.
به سند صحیح از حضرت صادقعليهالسلام روایت شده است که حضرت فاطمهعليهاالسلام ،۷۵ روز بعد از پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم زنده بود. بنابر مشهور که وفات آن حضرت در ۲۸ صفر باشد،
____________________
۱. وقایع المشهور: ص ۹۵. بحر المصائب: ج۳ ص۴۵-۴۶.
۲. کافی: ج۱ ص۲۴۱، ۴۵۸، ج۳ ص۲۲۸، ج۴ ص۵۶۱. بصائر الدرجات: ص۱۷۴. تاریخ الائمةعليهمالسلام : ص۶. تاریخ قم: ص۱۹۴. بحار الانوار: ج۲۲ ص۴۵۴، ج۲۹ ص۱۹۲، ج۴۳ ص۷، ۷۹، ۱۹۵. زاد المعاد: ص ۳۷۴. فیض العلام: ص ۲۴۶. الهدایة الکبری: ص۱۷۶. جنات الخلود: ص۱۸.
شهادت حضرت صدیقهعليهاالسلام در ۱۳ یا ۱۴ یا ۱۵ جمادی الاولی می شود. در این سه روز زیارت آن حضرت مناسب است.(۱)
۲۲ جمادی الاولی
در این روز سید جلیل و بزرگوار صاحب کرامات؛ جناب قاسم بن امام کاظمعليهالسلام وفات نمود؛ و به قولی وفات آن حضرت در اول ذی الحجه است.(۲)
بعد از شهادت حضرت موسی بن جعفرعليهاالسلام و قتل و زندانی شدن سادات حضرت قاسم از مدنیه خارج شد و در باخمرا از حوالی شهر حله مهمان شیخ قبیل به نام شیخ سلیمان شد و آنجا کار می کرد و سپس ازدواج کرد و بعد از فوت در باخمرا دفن شد.(۳)
حضرت کاظمعليهالسلام به این بزرگوار علاقه فراوانی داشت. کلینیرحمهالله می فرمایند: یکی از فرزندان امام کاظمعليهالسلام را حالت موت روی داد و آن حضرت به قاسم فرمود: فرزندم، برخیز و در بالین برادرت سوره صافات بخوان. قاسمرحمهالله شروع به خواندن آن سوره کرد تا رسید به آیه مبارکه «ءاَنتم اَشد خلقاً اَم خلقنا» که برادرش از سکرات موت راحت شد و جان داد.(۴)
مزار شریفش در هشت فرسخی حله زیارتگاه عموم مردم است، و علما و اخیار به زیارت او عنایتی خاص دارند.(۵)
____________________
۱. فیض العلام: ص ۲۴۸. مفاتیح الجنان: اعمال ماه جمادی الاولی.
۲. حیاة القاسم بن الامام الکاظمعليهالسلام : ص۹۹، ۱۰۰، ۱۹۵.
۳. شجرء طوبی: ص۱۷۱. حیاة القاسم بن الامام موسی بن جعفرعليهماالسلام : ص۱۹۸ -۱۷۸.
۴. کافی: ج۳ ص۱۲۶. تهذیب الاحکام: ج۱ ص۴۲۷. بحار الانوار: ج۴۸ ص۲۸۹، ۳۱۰.
۵. برای توضیح بیشتر به منتهی الآمال ج۲ ص۲۳، شجره طوبی ص۱۷۱ و وفات القاسم بن الامام الکاظمعليهالسلام مراجعه شود.
۲۷ جمادی الاولی
درهشتمین سال ولادت پیامبر صلىاللهعليهوآلهوسلم حضرت عبد المطلب از دنیا رفت.(۲) لازم به ذکر است که بنا بر فرمایش علاّمه مجلسی در مرآة العقول، ۸ سال و ۲ ماه و ۱۰ روز از سن مبارک رسول اللَّهصلىاللهعليهوآلهوسلم گذشته بود که عبد المطلبعليهالسلام از دنیا رفت، اگر سال قمری باشد روز رحلت ۲۷ جمادی الاولی است و اگر مراد سال شمسی باشد تقریباً ۲۷ شعبان می شود.(۳) قول دیگر در وفات آن حضرت روز دهم ربیع الاول است.(۴)
امام صادقعليهالسلام فرمودند: روز قیامت عبدالمطلب به مانند یک امّت با سیمای انبیا و هیبت سلاطین محشور می شود.(۵)
صبح روز ۲۷ جمادی الاولی سال ۱۴۲۸ ه ساعت ۹ به وقت محلی بر اثر وقوع چندین انفجار دو گلدسته طلایی حرم مطهر حضرت هادی و امام عسکریعليهماالسلام تخریب شد.
ناصیبیان در ساعت ۳ بامداد وارد حرم مطهر آن حضرت شدند و بعد از درگیری با محافظین حرم مطهر اقدام به بمب گذاری در سراسر حرم نمودند.
____________________
۱. العدد القویه: ص ۱۲۷. مرآة العقول: ج۵ ص۱۷۸. بحارالانوار: ج۱۵ ص۱۵۶. وقائع الشهور: ص۱۰۱. منتخب التواریخ: ص۳۶.
۲. کافی: ج۱ ص۴۳۹. مسار الشیعة: ص۳۹. مصباح المجتهد: ص۷۳۲. منتخب التواریخ: ص۵. قلائد النحور: ج ربیع الاول، ص۶۷. تذکرة الخواص: ص۱۸.
۳. منتخب التواریخ: ص ۳۶.
۴. مسار الشیعة: ص۲۹. مصباح المجتهد: ص۷۳۲. منتخب التواریخ: ص۵. قلائد النحور: ج ربیع، ص۶۷.
۵. کافی: ج۱ ص۴۴۷. بحار الانوار: ج۱۵ ص۱۵۷، ج۳۵ ص۱۵۶. شرح نهج البلاغة: ج۱۴ ص۶۸.
انفجار نخستین این روز گلدسته طلای سمت چپ حرم شریف را کاملاً تخریب کرد، و انفجار دوم گلدسته سمت راست حرم به طور کامل فرو ریخت. بر اثر این انفجار ها سقف سرداب غیبت به کلی فرو ریخت و بعضی از قسمت های نیمه خراب حرم مطهر نیز تخریب شد.
چون از ۱۶ ماه قبل در ۲۳ محرم ۱۴۲۷ بعد از تخریب گنبد مطهر روضه منوره زیارت آن حرم ممنوع شده بود، این انفجار تلفاتی نداشت.
پس از رسیدن این خبر به شیعیان نجف و کربلا و قم و اکثر شهر های شیعه، دوستان و ارادتمندان به اهل بیتعليهمالسلام با برپایی مجالس و بیرون آمدن دسته جات عزاداری به محضر امام عصرعليهالسلام عرض تسلیت نموده، از عاملین این جنایت ها اضهار برائت کردند.
آخر جمادی الاولی
وفات دومین نائب خاص امام عصر صلوات اللَّه علیه، جنابابوجعفر محمّد بن عثمان بن سعید عمری رحمهالله در چنین روزی در سال ۳۰۴ یا ۳۰۵ واقع شده است.(۱)
____________________
۱. الغیبة (شیخ طوسی): ص ۳۶۴. بحار الانوار: ج۵۱ ص۳۵۲. الکنی و الاقاب: ج۳ ص۲۶۸. وقایع الایام: ج شعبان، ۳۴۵. مستدرک سفینة البحار: ج۵ ص۲۳۱. العقبری الحسان: ج۲ ص۲۳.
۶ جمادی الثانی
ماه جمادی الثانیه روزهای حزن و سرور را با هم در خود جای داده است. در روزهای ۳، ۴، ۱۲، ۱۳، ۱۹، ۲۰، ۲۱، ۲۲، ۲۷، ۲۸، ۲۹ ایامی است که این خبرها را می توان در آنها جستجو کرد.
شهادت حضرت زهراعليهاالسلام ، وفات حضرت امّ کلثومعليهاالسلام ، وفات حضرت امّ البنینعليهاالسلام ، شهادت سلطان علی بن محمّد الباقرعليهالسلام ، وفات حضرت سیّد محمّد بن علی الهادیعليهالسلام ، و شهادت ابراهیم بن مالک اشتر حوادث حزن انگیز این ماه هستند.
روز ازدواج والدین پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم حضرت عبداللَّه و آمنهعليهماالسلام ، سپردن پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم به حلیمه سعدیه، ولادت حضرت زهراعليهاالسلام ، مرگ ابوبکر، مرگ هارون الرشید وقایه سرور آفرین این ماه اند.
۳ جمادی الثانی
امام رضاعليهالسلام می فرماید: «ان فاطمه صدیقه شهیده »: «همانا فاطمه راستگو و شهیده است».(۲)
در این روز درسال ۱۱ ه بنابر قول ۹۵ روز، در روز سه شنبه شهادت حضرت بتول عذراء مظلومه مضروبه حضرت سیده النساء فاطمه زهراعليهاالسلام به وقوع پیوسته است.
بعد از شهادت و دفن پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم سه بار بهمنزل امیر المؤمنین و فاطمه زهرا عليهماالسلام هجوم آورده، در هر لار به طریقی جسارت به اهل بیتعليهمالسلام کردند. در یکی از این دفعات، کهدر منزل آن حضرت را آتش زدند و به زور وارد منزل شدند، حضرت صدیقهعليهاالسلام پشت در بودند.
با اینکه می دانستند آن حضرت پشت در است، با لگد و فشار در را باز کردند، ومیخ در سینه آن مخدره را آزرد و محسن عليهالسلام سقط شد و پهلوی آن حضرت شکست . آن حضرت بیهوش روی زمین قرار گرفت، و حضرت مولی الموحدینعليهالسلام را با سر و پای برهنه و دست بسته به طرف مسجد بردند.
____________________
۱. اعلام الوری: ج ۱، ص ۳۰۰. کشف الغمه: ج ۱، ص ۵۰۳. مسار الشیعه: ص ۳۱. توضیح المقاصد: ص ۱۳. مصباح کفعمی: ج ۲، ص ۵۹۷. مصباح المتهجد: ص ۷۳۲. بحارالانوار: ج ۴۳، ص ۹، ۱۷۰، ۱۸۸، ۱۹۶، ۲۱۵، ج۹۷ ص۲۰۲. تقویم المحسنین: ص۱۷. اختیارات: ص۶. کفایة الاثر: ص۶۵. مستدرک سفینة البحار: ج۲ ص۸۵. دلائل الامامة: ص۱۳۴. اقبال: ج۳ ص۱۶۱. اللعمة البیضاء فی شرح خطبة الزهراءعليهماالسلام : ص۸۸۶. الذریة الطاهرة: ص۱۱۰.
۲. اصول کافی: ج ۱، ص ۴۵۸. مسائل علی بن جعفرعليهماالسلام : ص۳۲۵. منتقی الجمان: ج۱ ص۲۲۴. روضة المتقین: ج۵ ص۳۴۲. مأساة الزهراءعليهماالسلام : ج۱ ص۱۰۰، ص۳۲۹. الاسرار الفاطمیةعليهماالسلام : ص۳۹۷. الهجوم علی بیت فاطمةعليهماالسلام : ص۲۳۵.
وقتی حضرت زهراعليهاالسلام به هوش آمدند به دنبال امیر المؤمنینعليهالسلام رفتند، و از بردن آن حضرت به مسجد مانع شدند. داخل کوچه جلو چشم همسرش اسد اللَّه الغالب امیر المؤمنین علی بن ابی طالبعليهالسلام ،با تازیانه و علاف شمشیر بر بدن حضرت صدیقه شهیده عليهاالسلام زدند که طبق بعضی روایات از بازوی آن حضرت خون جاری شد و باز بیهوش روی زمین قرار گرفتند.
بعد از این وقایع و فجایع آن حضرت بعضی روزها با دلی شکسته و محزونکنار قبور شهدای احد می رفت و می گریست، و مرگ خود را از خداوند طلب می کرد، تا اینکه آهسته آهسته درد و جراحتهای بدن بیشتر شد، و از آن به بعدنزدیک مدینه زیر درختی می نشست و گریه و ناله می کرد. منافقین آن درخت را هم بریدند. بعد از آن امیر المؤمنینعليهالسلام در آنجا سایبانی ساختند که مشهور به «بیت الاحزان » شد.
روز به روز بر شدت بیماری بی بی افزوده می شد. سینه شکسته و مجروح، بازوی ورم کرده، صورت نیلی، محسن سقط شده، غم پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم ، مظلومیّت امیر المؤمنینعليهالسلام ، کار را به جائی رساند کهآن حضرت در بستر بیماری افتاد ، و وصیت های خویش را به امیر المؤمنینعليهالسلام فرمود: «شبانه مرا از زیر پیراهن غسل بده و کفن کن و دفن نما. قبرم مخفی باشد و ابوبکر و عمر در تشییع و نماز من حاضر نشوند .(۱) عایشه و غیر عایشه نیز بر جنازه من حاضر نشوند .»(۲)
____________________
۱. بیت الاحزان: ص ۲۶۲، ۲۴۷. بحار الانوار: ج ۴۳، ص ۱۷۱، ۱۸۲، ۱۸۳، ۲۱۴. فیض العلام: ص ۲۶۱. جنه العاصمه: ص ۳۵۱، ۳۶۱. ریاحین الشریعه: ج ۲، ص ۶۷. مأساه الزهراءعليهاالسلام : ج ۲، ص ۱۸، ۳۱، ۴۵، ۴۸، ۴۹، ۶۴، ۷۶. فاطمه الزهراءعليهاالسلام بهجه قلب المصطفیصلىاللهعليهوآلهوسلم : ص ۸۸۵، ۸۰۷. وفاة فاطمة الزهراءعليهاالسلام (بیّومی): ص ۱۰۴،۱۰۵. عوالم العلوم جلد سیّدة النساء فاطمد الزهراءعليهاالسلام : ج ۲، ص ۱۱۲۱ ۱۰۵۷. روضة الواعظین: ص۱۵۱. مناقب آل ابی طالبعليهمالسلام : ج۳ ص۴۱۲.
۲. سبعة من السلف: ص ۲۵۳. بحار الانوار: ج۴۳ ص۱۸۹. کشف الغمة: ج۱ ص۵۰۴-۵۰۳. اسد الغابة: ج۵ ص۵۲۴. الذریة الطاهرة: ص۱۱۲.
روز شهادت آن حضرت، مدینه مثل روز شهادت خاتم الانبیاءصلىاللهعليهوآلهوسلم شده بود. کوچک و بزرگ از زن و مرد، نالان و گریان بودند. بدن مطهر آن حضرت شبانه غسل داده شد و هنگام غسل،امیر المؤمنین و حسنین و زینبین عليهمالسلام وفضه خادمه و اسماء بنت عمیس حاضر بودند. سپس عده ای از گلهای سر سبد اصحاب امیر المؤمنینعليهالسلام :سلمان، ابوذر، مقداد، عمار و... حاضر شدند و بدن را دفن کردند.
در بقیع، چهل صورت قبر ترتیب دادند وبر آنها مقداری آب ریختند .(۱) فردای آن روز منافقین قصد نبش قبر را نمودند، ولی امیر المؤمنینعليهالسلام اجازه نفرمودند.
احتمالات در محل دفن آن حضرت متعدد است، ولی زیارت آن حضرت در مسجد النبیصلىاللهعليهوآلهوسلم ، حجره خود آن حضرت که در زمان ما جزء صحن مسجد است بین محراب و منبر، و در بقیع وارد شده است.
اضبغ بن نباتهرحمهالله نقل می کند از امیرالمؤمنینعليهالسلام از علت (شبانه) دفن شدن فاطمه زهراعليهالسلام سؤال شد. آن حضرتعليهالسلام فرمودند: همانا او بر گروهی خشمناک بود(۲) و نمی خاست که بر جنازه اش حاضر باشد و حرام است بر دوستان آن گروه که بر جنازه یکی از فرزندان او نماز گزارد.(۳)
____________________
۱. مناقب آل ابی طالبعليهالسلام : ج۳ ص۴۱۲. بحار الانوار: ج۳۰ ص۳۴۹، ج۴۳ ص۱۷۱، ۱۸۳. دلائل الامامة: ص۱۳۶. بیت الاحزان: ص۱۸۵.
۲. بحار الانوار: ج ۲۸ ص۳۱۶، ج۲۹ ص۳۳۳-۳۲۹، ج۳۰ ص۳۸۷. الغدیر: ج۷ ص۱۷۴، ۱۹۰، ۲۲۶، ج۹ ص ص۳۸۷، ۳۹۵. رسالة حول حدیث «نحن معاشر الانبیاء» (مفید): ص۲۸. شرح احقاق الحق: ج۱۰ ص۴۷۸، ۴۷۹، ج۲۵ ص۵۴۶-۵۳۳، ۵۶۶، ج۳۳ ص۳۵۶. تقریب المعارف: ص۲۵۲. مأساة الزهراءعليهاالسلام : ج۲ ص۲۰۶. الهجوم علی بیت فاطمةعليهاالسلام : ص۱۹۶. طبقات الکبری: ج۲ ص۳۱۵، ج۸ ص۲۸. شرح نهج البلاغة: ج۶ ص۵۰-۴۹، ج۱۶ ص۲۳۲. الامامي و السیاسة: ج۱ ص۳۱. صحیح بخاری: ج۴ ص۴۲، ج۵ ص۸۲. صحیح مسلم: ج۵ ص۱۵۴. تاریخ مدینة: ج۱ ص۱۹۶. کنز العمال: ج۵ ص۶۰۱، ج۷ ص۲۴۲. صحیح ابن حبان: ج۱۱ ص۱۵۳، ج۱۴ ص۵۷۳.
۳. امالی صدوق: ص۷۵۶. مناقب آل ابی طالبعليهمالسلام : ج۳ ص۴۱۲. بحار الانوار: ج۳۱ ص۶۲۰، ج۴۳ ص۱۸۳، ۲۰۹. مستدرک الوسائل ج۲ ص۲۹۰.
مدت عمر آن مخدره مظلومه۱۸ سال و ۶۰ روز یا ۹۰ روز است. سال شهادت یازدهم هجری است.
اقوال در شهادت حضرت زهراعليهاالسلام چنین است:
۱. سی روز بعد از شهادت پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم (۱) .
۲. چهل روز بعد از شهادت پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم (۸ ربیع الثانی).(۲)
۳. چهل و پنج روز بعد از شهادت پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم (سیزدهم ربیع الثانی).(۳)
۴. شصت روز بعد از شهادت پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم .(۴)
۵. هفتاد روز بعد از شهادت پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم .(۵)
۶. هفتاد و دو روز بعد از شهادت پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم .(۶)
۷. هفتاد و پنج روز بعد از شهادت پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم .(۷)
۸. هشتاد و پنج روز بعد از شهادت پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم .(۸)
۹. نود روز بعد از شهادت پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم .(۹)
____________________
۱. مکاتیب الرسولصلىاللهعليهوآلهوسلم : ج۳ ص۶۷۷. تاریخ یعقوبی: ج۲ ص۱۱۵.
۲. مناقب آل ابی طالبعليهمالسلام : ج۳ ص۴۰۶. بحار الانوار: ج۴۳ ص۲۱۲. جنة العاصمة: ص۳۵۰. روضة الواعظین: ص۱۵۱. مروج الذهب: ج۱ ص۴۰۳. ۳. مناقب آل ابی طالبعليهمالسلام : ج۳ ص۴۰۶. بحار الانوار: ج۴۳ ص۱۸۰.
۴. بحار الانوار: ج ۴۳، ص ۲۱۷. مکاتیب الرسولصلىاللهعليهوآلهوسلم : ج۳ ص۶۸۰. مستدرک حاکم: ج۳ ص۱۶۳. تاریخ دمشق: ج۳ ص۱۵۸. ۵. مکاتیب الرسولصلىاللهعليهوآلهوسلم : ج۳ ص۶۷۷. تاریخ یعقوبی: ج۲ ص۱۱۵. البدایة و النایة: ج۶ ص۳۶۷. استعیاب: ج۴ ص۱۸۹۴. اسد الغابة: ج۵ ص۵۲۴.
۶. مناقب آل ابی طالبعليهمالسلام : ج۳ ص۴۰۶. روضة الواعظین: ص۱۴۳. بحارالانوار: ج۴۳ ص۱۵۶. مجمع النورین: ص۱۵۸.
۷. کافی: ج۱ ص۲۴۱، ۴۵۸. الخرائج و الجرائح: ج۲ ص۵۲۶. بحار الانوار: ج۲۲ ص۵۴۵. اثبات الهداة: ج۴ ص۴۴۱. مناقب آل ابی طالبعليهمالسلام : ج۳ ص۴۰۶. ۸. دلائل الامامة: ص۱۳۶. بحارالانوار: ج۴۳ ص۱۷۱. مجمع النورین: ص۱۵۷.
۹. بحارالانوار: ج۴۳ ص۱۸۸، ۲۱۵. ذخائر العقبی: ص۵۲. طبقات الکبری: ج۸ ص۲۸. تهذیب الکمال: ج۳۵ ص۲۵۱. الذریة الطاهرة: ص۱۰۹.
۱۰. نود و پنج روز بعد از شهادت پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم (سوم جمادی الآخر).(۱)
۱۱. صد روز بعد از شهادت پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم (هشتم جمادی الآخر).(۲)
۱۲. صد و دوازده روز بعد از شهادت پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم (۲۰ جمادی الآخر).(۳)
۱۳. ۴ ماه بعد از شهادت پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم .(۴)
۱۴. روز ۲۱ رجب.(۵)
۱۵. ۲۵ رجب.(۶)
۱۶. سوم ماه رمضان.(۷)
۱۷. ۶ ماه بعد از شهادت پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم .(۸)
۱۸. ۸ ماه بعد از شهادت پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم .(۸)
علامه مجلسی در ذیل فرمایش امام کاظمعليهالسلام می نویسد: این روایت دلالت بر شهیده بودن فاطمه زهراعليهاالسلام می کند؛ که البته از متواترات است. سبب آن این بود که آنها بعد از غضب خلافت و بیعت اکثر مردم سراغ امیرالمؤمنینعليهالسلام فرستادند. تا بیعت مند ولی آن حضرت نپذیرفت. عمر آتشی آورد تا خانه را با اهل بیتعليهمالسلام بسوزاند؛ و
____________________
۱. بحار الانوار: ج ۴۳، ص ۱۷۱. دلائل الامامه: ص ۴۶. بیت الاحزان: ص۲۶۱. اقبال: ج۳ ص۱۶۱. جنة العاصمة: ص۳۵۵. البته روز سوم جمادی الآخر به تنهایی و بدون ذکر ۹۵ روز، در روایت شریف امام صادقعليهالسلام آمده است که در این صورت اقوال در شهادت صدیقه طاهرهعليهماالسلام به ۱۹ قول می رساند.
۲. بحار الانوار: ج ۲۲، ص ۱۶۷، ج۴۳ ص۱۸۹، ۲۱۳. کشف الغمة: ج۱ ص۵۰۳. ذخائر العقبی: ص۵۲. معارف ابن قتبیه: ص۶۲.
۳. بحار الانوار: ج۴۳ ص۱۷۱. دلائل امامة: ص۱۳۶. مناقب آل ابی طالبعليهمالسلام : ج۲ ص۱۱۲.
۴. وفاة الصدیقة الزهراعليهمالسلام مقرّم: ص۱۱۵. مناقب آل ابی طالبعليهمالسلام ج۳ ص۴۰۶. وقائع الشهور: ص۱۱۳. الاصابة: ج۸ ص۲۶۷. ۵. مصباح المجتهد: ص۷۴۸. زاد المعاد: ص۳۵. ۶. وقایع الشهور: ص۱۲۶.
۷. بحار الانوار: ج ۴۳، ص ۱۸۹، ۲۱۴. نور الابصار: ص ۴۲. ذخائر العقبی: ص۵۲. المناقب (خوارزمی): ج ۱، ص ۸۳. الاصابة ابن حجر: ج ۸، ص ۲۶۸. ۸. بحار الانوار: ج۴۳ ص۱۸۳، ۲۰۰. ذخائر العقبی: ص۵۲. مسند احمد: ج۱ ص۶. الاصابة: ج۸ ص۲۶۶. صحیح بخاری: ج۴ ص۴۲، ج۵ ص۸۲.
۹. وفاه الصدیقه الزهراءعليهاالسلام مقرم: ص ۱۱۵، از الاصابه ابن حجر: ج۸ ص۲۶۷. ذخائر العقبی: ص۵۲. تاریخ دمشق: ج۳ ص۱۶۰.
خواستند داخل شوند ولی فاطمه زهراعليهاالسلام ممنعات کرد. او درب را به پهلوی فاطمهعليهاالسلام زد که پهلو شکست و جنینی که پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم او را محسن نامده بود سقط گردید.
پس از آن مرضی فاطمهعليهاالسلام شروع شد و در همان مرض از دنیا رفت...(۱)
درباره شهادت حضرت زهراعليهاالسلام جا دارد مروری بر منابع مربوط به آن داشته باشیم.
درباره آتش زدن در خانه به این مدارک مراجعه کنید:
عوالم: ج ۱۱، ص ۴۰۰ - ۴۰۴ - ۴۴۱ - ۳۴۳. مؤتمر علماء بغداد: ص ۱۳۷ ۱۳۵. اثبات الوصیه: ص ۱۴۳. الغدیر: ج ۶، ص۳۹۱. ارشاد القلوب دیلمی به نقل بحار الانوار. کشف المراد: ص ۴۰۲- ۴۰۳. نوائب الدهور: ص ۱۹۲. حلیه الابرار: ج ۲، ص ۶۵۲.
درباره اینکه چگونه پهلوی آن حضرت را شکستند، به این مدارک مراجعه کنید:
فرائد السمطین: ج ۲، ص ۳۴- ۳۵. امالی صدوق: ص ۹۹- ۱۰۱. اثبات الهداه: ج ۱، ص ۲۸۰-۲۸۱. البلد الامین: ص ۵۵۱- ۵۵۲. طریق الارشاد: ص ۴۶۵. اقبال الاعمال: ص ۶۲۵ (ج۳ ص۱۶۶.). بحار الانوار: ج ۹۷، ص ۲۰۰، ج ۲۸، ص ۲۶۸- ۲۷۰.. عوالم: ج ۱۱، ص ۴۰۰- ۴۰۴. شجرة طوبی: ۲۵۴، ۴۳۴، ۴۴۳.
درباره اینکه حضرت صدیقهعليهاالسلام را کتک زدند، به این کتب مراجعه کنید:
اثبات الهداه: ج ۱، ص ۲۸۰ - ۲۸۱. ارشاد القلوب دیلمی: ص ۲۹۵. المحتضر: ص ۱۰۹. امالی صدوق: ص ۹۹، ۱۰۱، ۱۱۸. مناقب ابن شهر آشوب: ج ۲، ص ۲۰۹. تفسیر برهان: ج ۲، ص ۴۳۴. حلیه الابرار: ج ۲، ص ۶۵۲. الخطط المقریزی: ج ۲، ص ۳۴۶. سیره الائمه الاثنی عشرعليهاالسلام : ج ۱، ص ۱۳۲. اعلام النساء: ج ۴، ص ۱۲۴. فرائد السمطین: ج ۲، ص ۳۴-۳۵. کتاب سلیم بن قیسرحمهالله : ج ۲، ص ۵۸۵، ۵۸۶، ۵۸۷، ۶۷۴، ۶۷۵، ۹۰۷. بحار الانوار: ج ۲۸، ص ۲۹۷، ۲۹۹. احتجاج: ج ۱
____________________
۱. مرآة العقول: ج۵ ص۳۱۸. الهجوم علی بیت فاطمةعليهاالسلام : ص۳۳۲.
ص ۲۱۰، ۲۱۶. دلائل الامامة: ص۱۳۴. غایة المرام: ج۵ ص۳۱۸، ۳۲۵. کامل بهائی: ج۱ ص۱۱۴.
درباره سیلی و کبودی چشم آن حضرت، به این کتب مراجعه کنید:
سیره الائمه الاثنی عشر: ج ۱، ص ۱۳۲. مأساه الزهراءعليهاالسلام : ج ۱، ص ۱۶۴، ۱۹۳. الاسرار الفاطمیهعليهاالسلام : ص ۱۳۵. کامل بهائی: ج۱ ص۱۱۴.
درباره علّت شهادت حضرت محسنعليهالسلام به این کتب مراجعه کنید:
اثبات الوصیه: ص ۱۴۳. الوافی بالوفیات: ج ۶ ص ۱۷. تراجم اعلام النساء: ج ۲، ص ۳۱۷. فرائد السمطین: ج ۲، ص ۳۴-۳۵. امالی صدوق: ص ۹۹-۱۰۱. بشارة المصطفیصلىاللهعليهوآلهوسلم : ص ۱۹۷، ۲۰۰. روضة المتقین: ج۵ ص۳۴۲. النقض: ص۳۰۲. القاب الرسولصلىاللهعليهوآلهوسلم و عترتهعليهمالسلام : ص ۴۳. الهدایة الکبری: ص۱۷۰. الاختصاص: ص۵، ۱۸۴. بحار الانوار: ج۲۹ ص۱۹۲، و ج ۳۰ ص۲۹۵-۲۹۳. جنات الخلود: ص۱۹. مأساة الزهراءعليهاالسلام : ج۲ ص۱۹۸ -۱۳۶. الملل و النحل شهرستانی: ص۸۳. لسان المیزان: ج۱ ص۲۶۸.
درباره اینکه آن حضرت شهیده شدند و به مرگ طبیعی از دنیا نرفتند، فرمایش امام رضاعليهالسلام کافی است که می فرمایند: «اِنّها صدّیقه الشهیدة»... «همانا فاطمهعليهاالسلام راستگو و شهیده است.»(۱) به مدارک زیر نیز مراجعه کنید:
مزار شیخ مفید: ص ۱۵۶. مقنعه شیخ مفید: ص ۴۵۹. بلد الامین: ص ۲۷۸ ۱۹۸. بحار الانوار: ج ۲۵، ص ۳۷۳، ج ۲۸، ص ۲۶۸۲۶۱، ۲۷۰، ج ۲۹، ص ۱۹۲، ج ۴۳، ص ۱۷۰، ۱۹۷، ۲۰۰، ج ۵۳، ص ۲۳، ج ۹۷، ص ۱۹۷. مصباح الزائر: ص ۲۶ ۲۵. مصباح المتهجد: ص ۶۵۴. من لا یحضره الفقیه: ج ۲، ص ۵۷۴. تهذیب الاحکام طوسی: ج ۶، ص ۱۰. الوافی: ج ۱۴، ص ۱۳۷۱ ۱۳۷۰. جامع الاحادیث الشیعه: ج ۱۲، ص ۲۶۴. القاب ِلرسول و عترتهعليهمالسلام : ص ۴۳ ۳۹. مرآة العقول: ج ۵ ص۳۱۵.
____________________
۱. اصول کافی: ج ۲، ص ۴۷۵. مأساة الزهراعليهاالسلام : ج۱ ص۱۰۰، ۳۲۹. الهجوم علی بیت فاطمةعليهمالسلام : ص۲۳۵. الاسرار الفاطمیةعليهاالسلام : ص۳۹۷.
پس در این روز شیعیان باید به عزاداری آن حضرت قیام نمایند و آن مظلومه را زیارت کنند و ظالمان و غاصبان حق او را نفرین نمایند.(۱)
۴ جمادی الثانی
در شب چهارم سال ۱۹۳ ه شقی پلید هارون الرشید در سن ۴۵ سالگی به درک واصل شد.(۲) و قول دیگر اول جمادی الثانی است.(۳) او ۲۳ سال خلافت کرد و قبرش پشت سر امام رضاعليهالسلام قرار دارد، و جا دارد زائرین هارون را لعنت کنند.
۱۲ جمادی الثانی
در این روز در سال هفتم هجری پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم با ۴۰۰ نفر به سوی خیبر حرکت فرمودند و دو روز بعد به آنجا رسیدند.(۴)
۱۳ جمادی الثانی
در این روزدر سال ۶۴ ه حضرت امّ البنینعليهاالسلام و مادر قمر بنی هاشمعليهالسلام از دنیا رحلت فرمودند.(۵)
____________________
۱. اقبال: ج۳ ص۱۶۱. بحار الانوار: ج۹۵ ص۳۷۵.
۲. توضیح المقاصد: ص ۱۳. التنبیه و الاشراف: ص۲۹۹.
۳. تاریخ خلیفة بن خیاط: ص۳۷۷. تاریخ الیعقوبی: ج۲ ص۴۳۰.
۴. وقایع المشهور: ص ۱۰۷.
۵. امّ البنینعليهاالسلام سیّده نساء العرب: ص ۸۴.
نام مبارک آن حضرتفاطمه ، و کنیه شریفشامّ البنین است، و آن حضرت به همین کنیه معروفند. پدر آن حضرتحزام بن خالد ، و مادرشانلیلی دختر شهید بن ابی عامر است.
امیر المؤمنینعليهالسلام آن حضرت را به همسری برگزید و خداوند چهار پسر به آن حضرت عنایت فرمود:حضرت قمر بنی هاشم عباس عليهالسلام ،عبداللَّه، جعفر و عثمان عليهماالسلام ، که هر چهار پسر در کربلا شهید شدند.
بانوانی که از کربلا به مدینه مراجعت کردند، درخانه امّ البنین عليهاالسلام عزاداری می کردند . آن حضرت اگرچه در کربلا نبود ولی از ناله و گریه قرار نداشت و همه روزه به بقیع می رفت و آنقدر جانسوز مرثیه می خواند که مروان با آن همه قساوت قلب گریه می کرد. هنگامی که زنها او را امّ البنین خطاب می کردند و تسلیت می دادند، می فرمود: «دیگر مرا امّ البنین نخوانید ...».(۱) امام باقرعليهالسلام می فرماید:«آن حضرت به بقیع می رفت و آن قدر جانسوز مرثیه می خواند که مروان با آن قاسوت قلب گریه می کرد.» (۲) این گریه و زاری حضرت ادامه داشت تا بدرود حیات گفت.(۳)
علامه مامقانی می نویسد: از علوّ مقام حضرت ام البنینعليهماالسلام همین بس که وقتی بشیر بن جذلم خبر شهادت فرزندانش را به او داد، فرمود:«رگ های قلبم را بریدی! فرزندانم و هر آنچه زیر آسمان است به فدای اباعبدالله الحسینعليهالسلام باد».(۴)
۱۹ جمادی الثانی
شب ازدواج حضرت عبداللَّه و آمنهعليهماالسلام و باردار شدن آن حضرت بهرسول اکرم صلىاللهعليهوآلهوسلم
____________________
۱. ریاحین الشریعه: ج ۳، ص ۲۹۴. مقتل الحسینعليهالسلام (ابی مخنف): ص۱۸۱.
۲. بحارالانوار: ج۴۵ ص۴۰. مقاتل الطالبیین: ص۵۶.
۳. ریاحین الشریعة: ج۳ ص۲۹۴.
۴. تنقیح المقال: ج۳، فصل کینه ها، ص۷۰. العقیلة و الفواطم علیهن السلام: ص۱۲۴.
است.(۱) سزاوار است مؤمنین آن شب را تعظیم و احترام نمایند و به عبادت احیاء کنند.(۲) قول دیگر شب عرفه(۳) یا روز عرفه هنگام عصر(۴) است.
۲۰ جمادی الثانی
در چنین روزی حضرت حوراء انسیه، عذراء بتول، امّ ابیها، حضرت فاطمه زهراعليهاالسلام در سال پنجم بعثت در مکه مکرمه به دنیا آمد.(۵)
داستان انعقاد نطفه حضرت زهراعليهاالسلام مراحلی دارد که ذیلاً خلاصه آن آورده می شود:(۶)
____________________
۱. بحار الانوار: ج ۹۷، ص ۱۶۸. مستدرک سفینه البحار: ج ۲، ص ۸۵. اختیارات: ص۱۸. جنات الخلود: ص۱۴. تحفة الزائر: ص ۵۶-۵۷. فیض العلام: ص۲۷۲.
۲. اقبال: ج۳ ص۱۶۲. فیض العلام: ص۲۷۲.
۳. وقائع الشهور: ۲۲۶، از «اثبات الوصیة» و «خیرات حسان».
۴. مناقب آل ابی طالبعليهاالسلام : ج۱ ص۵۳. بحارالانوار: ج۱۵ ص۱۱۵.
۵. کافی: ج ۱، ص ۴۵۸. اعلام الوری: ج ۱، ص ۲۹۰. کشف الغمه: ج ۱، ص ۴۴۹. فیض العلام: ص ۲۷۳. العدد القویه: ص ۲۱۹. مصباح کفعمی: ج ۲، ص ۵۹۷. مصباح المتهجد: ص ۷۳۲. بحار الانوار: ج ۹۵، ص ۱۹۶، ج ۹۷، ص ۱۹۹. عوالم العلوم ج سیّده النساء فاطمه الزهراءعليهاالسلام : ج ۱، ص ۶۶، ۶۷. ریاحین الشریعه: ج ۱، ص ۵۹. مستدرک سفینة البحار: ج۲ ص۸۵. توضیح المقاصد: ص۱۴. تاج الموالید: ص۲۱. اختیارات: ص۳۶. الخصائص الفاطمیةعليهاالسلام : ج۱ ص۳۸۶.
۶. به برخی از منابع مربوط به انعقاد نطفه حضرت زهراعليهاالسلام اشاره می شود:
امام سجادعليهالسلام : بحار الانوار: ج ۴۳، ص ۱۸. تفسیر فرات کوفی: ص ۳۲۲ - ۳۲۱. اللمعة البیضاء: ص۱۱۶. امام صادقعليهالسلام : بحار الانوار: ج ۸، ص ۱۲۰، ج ۱۸ ص ۳۶۴، ج ۴۲، ص ۴۲. معانی الاخبار: ص ۳۹۶. تفسیر برهان: ج ۲، ص ۲۹۲.
امام رضاعليهالسلام : بحار الانوار: ج ۸، ص ۱۱۹، ج ۴، ص ۴ ۲. توحید صدوق: ص ۱۱۸. امالی صدوق: ص ۳۷۳. عوالم العلوم: ج ۱۱/۱، ص ۱۰. سلمان فارسیرحمهالله : بحار الانوار: ج۳۶ ص۳۶۱. تفسیر فرات کوفی: ص۲۱۱. مدنیهة المعاجز: ج۳ ص۲۲۴. تأویل الآیات: ج۱ ص۲۳۶. جابر عبدالله انصاریرحمهالله : دلائل الامامة: ص۱۴۶. تفسیر فرات کوفی: ص۲۱۶. =
۱. درشب معراج خداوند سیبی به پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم هدیه داد که از عظمت خلقت و بوی و رنگ و زیبائی آن ملائکه تعجب کردند. خداوند امر فرمود تا پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم آن را میل کند. هنگامی که آن سیب را شکافت، نوری از آن درخشید. جبرئیل گفت: بخور یا رسول اللَّه، کهاین نور منصوره فاطمه، دختری است که از صلب تو خارج می شود .(۱) در بعضی روایات است که از رطب بهشتی هم خاتم الانبیاءصلىاللهعليهوآلهوسلم میل فرمودند.(۲)
۲ - در۱۰ شعبان سال چهارم جبرئیلعليهالسلام بر پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم در ابطح نازل شد و فرمان کناره گیری از حضرت خدیجهعليهاالسلام را بهمدت ۴۰ روز به عنوان مقدمه حمل حضرت زهراعليهاالسلام ابلاغ فرمود.(۳)
با اینکه آن حضرت علاقه وافری بهخدیجه عليهاالسلام داشت و این کار برای آن حضرت پر مشقت بود، ولی برای خدیجهعليهاالسلام پیغام داد که مدتی به منزل نمی آیم و بهمنزل فاطمة بنت اسد عليهاالسلام می روم. شبها در را ببند و در بستر آسایش کن.
پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم شبها به منزل فاطمه بنت اسدعليهاالسلام می آمد. هر شب هنگام افطار، خرما و انگور و غذای بهشتی می آوردند. با آب بهشتی و حوله دست آن حضرت را شسته و تمیز می کردند. امیر المؤمنینعليهالسلام حسب دستور پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم جلو در می نشست که کسی
____________________
= علل الشرائع: ج۱ ص۱۸۳. بحار الانوار: ج۴۳ ص۵. عائشه: الطرائف: ص۱۱۱. شرح احقاق الحق: ج۱۰ ص۶. مناقب امیرالمؤمنینعليهالسلام (ابن سلیمان کوفی): ج۲ ص۲۰۶. ذخائر العقبی: ص۳۶. المعجم الکبیر: ج۲۲ ص۴۰۱. تاریخ بغداد: ج۵ ص۸۷. تاریخ الخمیس: ج۱ ص۲۷۷. میزان الاعتدال: ج۱ ص۸۱، ج۲ ص۵۱۸، ج۳ ص۵۳۹. عمر بن خطاب: شرح احقاق الحق: ج۱۰ ص۵. میزان الاعتدال: ج۱ ص۵۴۱، ج۳ ص۲۶۱. لسان المیزان: ج۲ ص۲۹۷، ج۴ ص۳۶۵. عیون اخبار فی مناقب الاخیار: ص۴۵.
۱. بحار الانوار: ج ۴۳، ص ۱۸. بیت الاحزان (محدث قمی): ص ۷. عوالم العلوم: ج فاطمه الزهراءعليهاالسلام ، ج ۱، ص ۳۶- ۳۷. تفسیر فرات کوفی: ص۳۲۱.
۲. دلائل الامامة: ص۱۴۷. بحار الانوار: ج۴۳ ص۴، ۶، ۴۲، ۵۰. عوالم العلوم ج فاطمه الزهراءعليهاالسلام : ج ۱، ص ۳۷.
۳. وقائع الشهور: ص۱۴۰. قلائد النحور: ج شعبان، ص ۳۹۳.
نیاید و در آن غذا با پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم شریک شود. درشب چهلم دستور رسید به خانه خدیجهعليهاالسلام برو که خداوند به خود سوگند خورده کهامشب از صلب تو ذریّه پاک و طیّبه ای بیافریند . حضرت از جا برخاسته و به منزل خدیجهعليهاالسلام آمدند.
حضرت خدیجهعليهاالسلام می فرماید: «سوگند به آن کسی که آسمان را برافراشته و آب را از زمین جوشانیده، حضرت از من دور نشده بود کهسنگینی فاطمه عليهاالسلام وجود فاطمه عليهاالسلام را در خود احساس کردم .»(۱)
هنگامی که حضرت خدیجهعليهاالسلام دوران آبستنی خود را می گذراند، حضرت فاطمهعليهاالسلام از داخل شکم با مادر صحبت می فرمود، و او را دلدلری می داد و به صبر و پایداری دعوت می فرمود.
پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم به خدیجهعليهاالسلام فرمودند: «جبرئیل به من بشارت داد که این مولود دختر است، و او موجودی پاک و با برکت است. خداوند متعال نسل و ذریه مرا از او قرار می دهد، و از نسل او امامانی در امت قرار خواهد داد که بعد از پایان یافتن وحی او، جانشینانش در روی زمین باشند ».
هنگام ظاهر شدن آثار وضع حمل، سراغ زنان قریش فرستادند. ولی کسی برای کمک نیامد، چه اینکه آنها راضی به ازدواج حضرت خدیجهعليهاالسلام با پیامبر نبودند، و خدیجهعليهاالسلام از این برخورد غمناک شد.
در همین حال چهار زن بلند بالا که شبیه زنان بنی هاشم بودند بر او وارد شدند. یکی از آنان به او گفت: ای خدیجه، غمگین مباش که ما فرستادگان پروردگار تو هستیم. ما خواهران توایم.من ساره هستم، و این آسیه دختر مزاحم و همنشین تو در
____________________
۱. العدد القویة: ص۲۲۱-۲۲۰. بحار الانوار: ج۱۶ ص۸۰ - ۷۸. انوار البهیة: ص۵۵-۵۴. بیت الاحزان: ص۲۱-۱۹.
بهشت و این مریم دختر عمران و این صفوراء دختر شعیب است. خداوند ما را نزد تو فرستاده تا در کارهای مربوط به زنان به تو کمک کنیم.(۱) یکی از آنان در سمت راست او، دیگری در سمت چپش، و سومی پیش روی آن حضرت، و چهارمی پشت سر او نشستند.
عُلیا مخدره خدیجه کبریعليهاالسلام ، حضرت فاطمه زهراعليهاالسلام را پاک و پاکیزه بر زمین نهاد. در این هنگام نوری از وجودش درخشید که تمام خانه های مکه را روشن کرد، و این نور در شرق و غرب درخشش نمود. بانوئی که پیش روی خدیجهعليهاالسلام بود،حضرت فاطمه عليهاالسلام را برداشت و با آب کوثر شستشو داد ، و پارچه سفیدی که از شیر سفیدتر و از مشک و عنبر خوشبوتر بود بیرون آورد. یکی را بر بدن او پیچیده و دیگری را بر سرش انداخت و سپس از او خواست که سخن بگوید.
حضرت فاطمهعليهاالسلام لب به سخن گشود، و فرمود:«اشهد ان لا اله الا اللَّه، و انّ ابی رسول اللَّه سیّد الانبیاء و انّ بعلی سیّد الاوصیاء و ان ولدی سیّد الاسباط »: «گواهی می دهم که جز اللَّه خدائی نیست، و پدرم فرستاده خدا و سرور پیامبران است، و شوهرم سرور جانشینان و فرزندانم آقای نوادگان و اسباط هستند».
بعد بر یکایک آنان سلام کرده و هر یک را به اسم صدا زد. آنان بر چهره، او تبسم کردند، و حور العین و بهشتیان یکدیگر را به ولادت حضرت فاطمهعليهاالسلام بشارت دادند. در آسمان نوری درخشان پدید آمد که ملائکه تا آن روز چنان نوری را ندیده بودند، و لذا نام حضرت را «زهرا» گذاشتند. بانوئی که پیش روی خدیجهعليهاالسلام تشسته بود، به خدیجهعليهاالسلام گفت: «او را پاک و پاکیزه و آراسته و با برکت در بر گیر، که در نسل و ذریّه اش برکت قرار داده شده است ».
____________________
۱. در بعضی روایات «حوا» هسمر حضرت آدمعليهاالسلام ذکر شده است.
خدیجهعليهاالسلام حضرت را با شادی و خشنودی از دست او گرفته، و سینه در دهانش گذارده و دهان او را پر از شیر کرد، و این گونه بود که فاطمهعليهاالسلام رشد جسمی خود را آغاز کرد.(۱)
۲۲ جمادی الثانی
در شب سه شنبه۲۲ جمادی الثانی در سال ۱۳ ه عبداللَّه بن عثمان معروف به ابوبکر بن ابی قحافه در سن ۶۷ سالگی، از این جهان به سوی سزای اعمالش رخت بربست.(۲) به قولی مرگ ابوبکر در ۲۷ جمادی الثانی بوده است.(۳)
او مدت دو سال و بیست و دو روز غاصب خلافت بود، و اولین کسی بود که بعد از شهادت پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم به انتخاب اعضای سقیفه بنی ساعده خلیفه شد. انتخاب ابوبکر به گونه ای بی حساب بود که عمر با آنکه خود گرداننده برنامه سقیفه بود می گوید: «بیعت با ابوبکر امری بدون تدبیر و مشورت و دقت بود، مثل زمان جاهلیّت، که خداوند مسلمانان را از شر آن محفوظ داشت. هرکس چنین کاری را تکرار کند او را بکشید ».(۴)
____________________
۱. امالی صدوق: ص ۶۹۱. العدد القویة: ص۲۲۴-۲۲۳. دلائل الامامة: ص۷۸. المختصر: ص۲۶. بحار الانوار: ج۱۶ ص۸۰، ج۴۳ ص۳. روضة الواعظین: ص۱۴۴-۱۴۳. انوار البهیة: ص۱۵۷-۱۵۶. شجره طوبی: ص۲۴۸. اللعمة البیضاء فی شرح خطبة الزهراءعليهالسلام : ص ۲۳۰. بیت الاحزان: ص ۲۳.
۲. بحار الانوار: ج۲۹ ص۵۱۷، ۵۲۱. العدد القویة: ص۳۴۴. تتمه المنتهی: ص ۱۰. فیض العلام: ص ۲۷۹. تاریخ الخلفاء: ص ۸۱. شرح نهج البلاغة: ج۱ ص۱۶۶. تاریخ دمشق: ج۳۰ ص۱۹. تاریخ یعقوبی: ج۲ ص۱۳۸. تاریخ طبری: ج۲ ص۶۱۱. مروج الذهب: ج۲ ص۳۰۴. مستدرک حاکم: ۳ ص۶۳، ۸۱، ۲۳۸.
۳. مسار الشیعة: ص۳۲. العدد القویة: ص۳۴۳. مصباح کفعمی: ج۲ ص۵۹۸. مصباح المجتهد: ص۷۳۲. بحار الانوار: ج ۹۵، ص ۲۰۰.
۴. الغدیر: ج ۳، ص ۲۴۱، ج۵ ص۳۷۰، ج۷ ص۷۹، ۱۷۱. الایضاح: ص۱۳۴، ۱۳۸، ۵۱۶. احتجاج: ج۱ ص۳۸۱. التعجب: ص۱۳. بحار الانوار: ج۳۰ ص۴۴۳. شرح نهج البلاغة ج۲ ص۹۶، ۲۹، ۳۴. تاریخ یعقوبی: ج۲ ص۱۵۸. عمر بن خطاب: ص۲۰۳. صحیح بخاری: باب رجم الحبلی: ج۸ ص۲۶. مسند احمد: ج۱ ص ۵۵ حدیث ۳۹۳. سیرة النبیصلىاللهعليهوآلهوسلم (ابن هشام): ج۴ ص۳۰۸. =
اهل سنّت در علّت مرگ او نوشته اند: ابوبکر در روزدوشنبه ۷ جمادی الاخر غسل کرده بود، و آن روز هوا سرد بود. به این دلیل سرما خورد و تب کرد، و ۱۵ روز این تب ادامه داشت، و به نماز نمی رفت، تا در شبسه شنبه ۲۲ جمادی الاخر بعد از آنکه خلافت را به عمر واگذار کرد، مرد.(۱)
قبل از وفات عثمان را برای نوشتن وصیت نامه ای در باره خلافت طلب کرد که امر خلافت بعد از ابوبکر با عمر بن خطاّب باشد. او کلمه ای گفت و بیهوش شد، و بقیه را عثمان از پیش خود نوشت که امر خلافت با عمر است. ابوبکر به هوش آمد و عثمان را دعا کرد که آنچه او می خواسته نوشته است.(۲)
باید پرسید: چرا هنگامی که پیامبر در روزهای آخر عمر کاغذ و قلم خواست تا وصی بعد از خود را به امر خداوند معین کند نسبت هذیان به آن مقام معظم دادند؟
ابوبکر هنگام مرگ کلماتی گفت. از جمله اینکه: «کاش تفتیش خانه فاطمه و علی عليهماالسلام نمی کردم ». همان تفتیشی که شهادت پاره تن پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم را به همراه داشت؟
____________________
= تاریخ طبری: ج۲ ص۴۴۶. البدایة و النهایة: ج۵ ص۲۶۶. تاریخ دمشق: ج۳۰ ص۲۸۱، ۲۸۳، ۲۸۵. سبل الهدی و الرشاد: ج۱۱ ص۱۲۷. السیرة النبویة (ابن کثیر): ج ۴، ص ۴۸۷. الفائق فی غریب الحدیث: ج۳ ص۵۰.
۱. تاریخ الخلفاء: ص ۸۱. بحار الانوار: ج ۲۹، ص ۵۲۱.
۲. بحار الانوار: ج۳۰ ص۵۱۹. شرح نهج البلاغة (ابن ابی الحدید): ج۱ ص۱۶۵.
۳. مروج الذهب: ج ۲، ص ۳۰۸. الایضاح: ص۵۱۸. بحار الانوار: ج۳۰ ص۳۵۲. الغدیر: ج۷ ص۱۷۰. تتمه المنتهی: ص ۱۰. سبعه من السلف: ص ۷۷. خلاصة عقبات الانوار: ج۳ ص۳۲۲. السقیفة و فدک: ص۷۵. تاریخ طبری: ج ۴، ص ۶۱۹. میزان الاعتدال: ج ۳، ص ۱۰۹. شرح نهج البلاغة: ج۲۰ ص۲۴. کنز العمال: ج۵ ص۶۳۱. تاریخ دمشق: ج۳۰ ص۴۲۰. لسان المیزان: ج۴ ص۱۸۹. الامامة و السیاسه: ج ۱، ص ۳۶.
۲۷ جمادی الثانی
در این روز درسال ۱۱۶ ه جناب ابوالحسن سلطان علی فرزند امام باقرعليهالسلام در اردهال کاشان به شهادت رسید.(۱)
عده ای از دوستان اهل بیتعليهمالسلام از اهالی چهل حصاران و فین کاشان نامه ای خدمت امام باقرعليهالسلام نوشتند، که چون ما از محضر شما دور هستیم یکی از آقازادگان خود را برای راهنمائی و تربیت ما و تعلیم احکام به جانب ما بفرستید.
آن حضرت فرزند بزرگوار خود، جناب علی بن محمّدعليهالسلام را با رسولان فرستاده، روانه کاشان کردند، و اسباب سفر آن حضرت را برادرش امام صادقعليهالسلام فراهم نمودند.
هنگام ورود آن حضرت، در فین حدود شش هزار نفر برای استقبال آمدند، حضرت مدتی در جاسب و خاوه مشغول هدایت مردم بودند، و بیشتر در مسجد جامع کاشان که فعلاً در کوی میدان کهنه واقع است مشغول عبادت بودند و شیعیان برای ادای نماز جمعه خدمتش مشرف می شدند، و کرامات زیادی مشاهده می نمودند.
آن حضرت نامه هایی برای پدر بزرگوارش به مدینه می فرستاد و حالات خود و شیعیان را بیان می فرمود، تادر سال ۱۱۴ ه خبر شهادت پدر بزرگوارش به آن حضرت رسید و بعد از سه سال از شهادت پدر بزرگوارش در سال ۱۱۶ ه، مخالفین آن حضرت را با عده ای از دوستان و موالیان و منسوبین به آن حضرت شهید کردند.
از آنجا که ۲۷ جمادی الثانی در سال شهادت آن حضرت با ۱۷ مهر ماه شمسی بوده، هر سال به مناسبت سالگرد آن حضرت در جمعه دوم مهر ماه مراسم قالی شویان همراه با عزاداری با شکوهی کنار قبر مطهرش برگزار می شود.
____________________
۱. شرح زندگانی حضرت سلطانعلی بن محمّد باقرعليهالسلام : ص ۶۲. مراقد المعارف: ج ۲، ص ۸۲۷۹. روضات الجنّات: ج ۴، ص ۲۱۲.
هم اکنون در سرداب زیر ضریح مقدس آن حضرت، بدن مبارک حدود صد نفر از آن شهدای بزرگوار تازه و سالم هست، که مرحوم آیه اللَّه سیّد شهاب الدین مرعشی نجفی مشاهده فرموده اند.(۱)
۲۸ جمادی الثانی
در این روز جنابعبدالمطلب عليهالسلام نور چشم خود پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم را در اطراف کعبه طواف داد و آن حضرت را برای شیر دادن بهحلیمه سعدیه سپرد.
۲۹ جمادی الثانی
جناب ام کلثومعليهاالسلام چهار ماه پس از بازگش از کربلا به مدینه از دنیا رفتند .(۳) پدرشان مولی الموحدین امیرالمؤمنینعليهالسلام و مادرشان حضرت زهرای مرضیهعليهاالسلام است.(۴)
صاحب ریاحین الشریعة به نقل از اعیان الشیعة می فرماید: امیر المومنینعليهالسلام آن مخدره را به عون بن جعفر طیار تزویج نمودند.(۵)
____________________
۱. به کتاب «نور باهر» تألیف مرحوم محمّد باقر مرندی و «اجساد جاویدان» به نقل از کسانی که همراه آیه اللَّه مرعشی نجفی اجساد مطهر را زیارت کرده اند مراجعه شود.
۲. وقایع المشهور: ص ۱۱۳.
۳. ریاحین الشریعه: ج۳ ص۲۵۶ -۲۴۴. العقیلةعليهاالسلام و الفواطم: ص۷۵.
۴. بحار الانوار: ج۴۲ ص۷۴. تذکرة الخواص: ص۲۸۸.
۵. اعیان الشیعة: ج۳ ص۴۸۴. ریاحین الشریعه: ج۳ ص۲۴۵. العقیلةعليهاالسلام و الفواطم: ص۷۹.
آنچه در مورد ازدواج ام کلثومعليهاالسلام با غیر عون بن جعفر نقل شده از بافته های مخالفین است. آن حضرت در وافعه جانسوز کربلا حضور داشتند و بعد از شهادت امام حسینعليهالسلام و اهل بیت و اصحابشان در کنار خواهرشان حضرت زینبعليهاالسلام از بانوان و یتیمان محضافظت می نمود، و اشعار آن حضرت در فراق در کربلا مشهور و جانسوز است.
پس از عاشورا که بانوان به اسارت کوفه و شام رفتند، خطبه آن حضرت در شهر کوفه و مجلس ابن زیاد، اشعار آن حضرت در قادسیه و قنسرین، اثر دعای آن حضرت در سیبور و بعلبک، کلمات آن جناب با شمر هنگام ورود به دروازه شام، مرثیه های حضرت در اربعین و مراجعت به مدینه، دلالت بر عظمت و شجاعت و صبر آن مخدره دارد.
سرانجام بعد از چهار ماه از ورود به مدینه با دلی پر از غم و اندوه در مصائب کربلا بالأخص شهادت سید الشهداءعليهالسلام رحلت نمود و در مدینه منوره دفن شد. به قولی رحلت آن حضرت در ماه ۲۱ ماه جمادی الثانی بوده است.(۱)
حضرت سیّد محمّد فرزند امام هادیعليهالسلام درسال ۲۵۲ ه در سامراء از دنیا رفت.(۳)
آن حضرت راابوجعفر و ابوعلی و سیّد محمّد بعاج نیز گفته اند. جلالت قدر و منزلت او به حدی بوده که عده ای از شیعیان گمان می کردند بعد از امام هادیعليهالسلام آن بزرگوار امام خواهد بود، ولی با رحلت ایشان در زمان پدر بزرگوارش بر همه معلوم شد که امام حسن عسکریعليهالسلام امام پس از ایشان است.
____________________
۱. وقائع الشهور: ص۱۱۰.
۲. این تاریخ مشهور بین شیعیان سامرا است و در حرم آن حضرت نیز نوشته شده است.
۳. مراقد المعارف: ج ۲، ص ۲۶۲. الامام الهادیعليهالسلام من المهد الی اللحد: ص۱۳۷. الامام الهادیعليهالسلام (شاکری): ص۲۰.
امام عسکریعليهالسلام به جناب سیّد محمّدعليهالسلام علاقه وافری داشت، به حدی کههنگام رحلت او گریبان چاک کرد .(۱) بعد از رحلت، آن حضرت را در آبادی به نام بلد، در شش فرسخی سامراء دفن نمودند، که هم اکنون قبر او در آنجا معروف است.
کرامات زیادی از آن حضرت مشاهده شده، و هم اکنون دارای گنبد و صحن و غرفه های متعدد است، و دوستان اهل بیتعليهمالسلام به زیارت آن بزرگوار مشرف می شوند. نسب سادات آل بعاج در عراق و خوزستان به علی و احمد فرزندان سیّد محمّد بعاج منتهی می شود.
تتمه این ماه
در این ماه یا در ماه جمادی الاولی سال ۸ هـ جنگ ذات السلال اتفاق افتاده است.(۲)
در این ماه پیش از نُه ماه یا شش ماه(۳) یا هشت ماه(۴) از شهادت رسول خداصلىاللهعليهوآلهوسلم آن حضرتصلىاللهعليهوآلهوسلم وقت هر نماز یا به هنگام نماز صبح(۵) درب خانه علی بن ابی طالب و
____________________
۱. کافی: ج۱ ص۳۲۷. وسائل الشیعة: ج۳ ص۲۷۴. الحدائق الناضرة: ج۴ ص۱۵۲.
۲. تنبیه و الاشراف: ص۲۳۱. طبقات الکبری: ج۲ ص۱۳۱. شرح مسلم: ص۱۵۳. نیل الاوطار: ۱ ص۳۲۴.
۳. بحار الانوار: ج۲۵ ص۲۲۳، ۲۲۷. مسند احمد: ج۳ ص۲۸۵، ۲۹۵. سنن ترمذی: ج۵ ص۳۱. مستدرک حاکم: ج۳ ص۱۵۸. المعجم الکبیر: ج۳ ص۵۶، ج۲۲ ص۴۰۲. شواهد التنزیل: ج۲ ص۲۵-۱۸، ۱۳۸. ینابیع المودة: ج۲ ص۱۱۹. اسد الغابة: ج۵ ص۵۲۱.
۴. بحار الانوار: ج۴۳ ص۵۳. شواهد التنزیل: ج۲ ص۴۶، ۸۰، ۸۱، ۱۳۴. الدر المنثور: ج۴ ص۳۱۳، ج۵ ص۱۹۹. تاریخ دمشق: ج۴۲ ص۱۳۶.
۵. الطرائف: ص۱۲۸. بحار الانوار: ج۱۰ ص۱۴۲، ج۳۵ ص۲۱۴، ۲۲۳. غایة المرام: ج۳ ص۱۸۳. ینابیع المودة: ج۱ ص۴۱، ج۲ ص۵۹، ۱۱۹.
فاطمه زهراعليهماالسلام آمده، دو طرف درب را می گرفت و فرمود: «السلام علیکم و رحمة الله و برکاته؛ اَهل البیت، الصلاة رحمکم الله(۱) !( إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا ) .(۲)
در این ماه در سال ۷۱ ه ابراهیم پسر مالک اشتر نخعیرحمهالله به شهادت رسید.(۳)
____________________
۱. امالی طوسی: ص۵۶۵. شواهد التنزیل: ج۱ ص۴۹۷، ج۲ ص ج ۲ ص۴۴، ۷۴، ۸۱، ۸۲. الدر المنثور: ج۴ ص۳۱۳، ج۵ ص۱۹۹. فتح القدیر: ج۳ ص۳۹۶.
۲. سوره احزاب: آیه ۳۳. عیون اخبار الرضاعليهالسلام : ج۲ ص۲۱۷. بحارالانوار: ج۱۶ ص۲۰۳، ج۲۵ ص۲۱۲، ۲۲۳، ج۷۹ ص۱۹۶. غایة المرام: ج۲ ص۳۳۳، ج۳ ص۱۸۵. تفسیر مجمع البیان ج۷ ص۶۸. شرح احقاق الحق: ج۲ ص۵۸۴، ج۹ ص۴۷، ۵۴، ج۲۴ ص۸۲، ج۳۳ ص۵۷. الدر المنثور: ج۵ ص۱۹۹. المناقب خوارزمی: ص۶۰. ینابیع المودة: ج۱ ص۱۴۷. شواهد التنزیل: ج۲ ص۸۲.
۳. مراقد المعارف: ج ۱، ص ۳۷. تاریخ سامراء: ج۲ ص۲۴۲.
۷ رجب المرجب
ماه رجب بسیار پر خاطره و بیاد ماندنی است. ایام ولادت امامانعليهمالسلام و بعثت پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم از یک سو، و مرگ چند تن از دشمنان معروف اهل بیتعليهمالسلام از سوی دیگر، خبرهای خوشی است که این ماه را قرین سرور ساخته است. شهادت معصومینعليهمالسلام و چند نفر از یاران با وفای ایشان نیز روزهای حزن آل محمدصلىاللهعليهوآلهوسلم در این ماه است.
در روزهای ۱، ۲، ۳، ۱۰، ۱۲، ۱۳، ۱۴، ۱۵، ۱۶، ۱۷، ۱۸، ۲۲، ۲۳، ۲۴، ۲۵، ۲۶ و ۲۷، ۲۸، ۲۹ ماه رجب خاطره هائی تازه می شود که ذیلاً به مرور آنها می پردازیم.
ولادت امیرالمؤمنینعليهالسلام ، امام باقرعليهالسلام ، امام جوادعليهالسلام ، امام علی النقیعليهالسلام ، و حضرت علی اصغرعليهالسلام برکات متواصلی است که در این ماه نازل شده است. بعثت پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم ، خروج از شعب ابی طالبعليهالسلام ، و اعطای فدک به حضرت زهراعليهاالسلام خبرهائی هستند که از بعد اعتقادی اهمیّت ویژه ای دارند. مرگ معاویه و مأمون و معتمد عباسی نیز ایام شادی برای دوستان اهل بیتند.
شهادت حضرت زهراعليهاالسلام به قولی، و نیز شهادت امام صادقعليهالسلام و امام موسی بن جعفرعليهالسلام و امام هادیعليهالسلام روزهای اشک و حزن در این ماه اند. وفات حضرت زینبعليهاالسلام ، حضرت ابوطالبعليهالسلام ، حضرت خدیجهعليهاالسلام ، ابراهیم فرزند پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم ، و نجاشی پادشاه حبشه خبرهای حزن آور این ماه به شمار می آیند.
همچنین حمله به امام مجتبیعليهالسلام در مدائن و خروج امام حسینعليهالسلام از مدینه به سوی مکّه دو خبر مهم این ماه است.
اولین اقامه نماز در اسلام، هجرت مسلمانان به حبشه و بازگشت آنان، تغییر قبله، فتح خیبر به دست امیر المؤمنینعليهالسلام ، غزوه نخله، ورود امیرالمؤمنینعليهالسلام به کوفه، اولین خطبه امیرالمؤمنینعليهالسلام در مسجد کوفه، اول خلافت شوم یزید، فرار ابوبکر و عمر در جنگ خیبر صفحات دیگری از تاریخ اسلام اند مه در ماه رجب رخ داده است.
۱ رجب
در شب و روز اول این ماه زیارت مولانا الشهید ابی عبداللَّه الحسینعليهالسلام مستحب است. از حضرت صادقعليهالسلام روایت شده که فرمودند: «کسی که امام حسینعليهالسلام را در روز اول رجب زیارت کند، خداوند متعال گناهان او را می بخشد».(۱) اگر برای کسی زیارت آن حضرت در آن روز ممکن نباشد، مشاهد مشرّفه دیگر معصومینعليهمالسلام را زیارت کند و اگر این هم برایش ممکن نبود با سلام از راه دور به طرف آن قبور شریف اظهار ارادت نماید.(۲)
حضرت امام محمّد بن علی باقر العلومعليهالسلام درروز جمعه اول رجب سال ۵۷ ه در مدینه متولد شدند. ولادت آن حضرت روزهای سوم و ششم صفر و پنجم و بیست و دوم رجب هم ذکر شده است.
نام مبارک آن حضرت محمّد، کنیه ایشان ابوجعفر و القاب آن حضرتباقر العلوم، الشاکر للَّه، هادی، امین و شبیه است، و لقب اخیر به خاطر شباهت آن حضرت به پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم است.(۵)
____________________
۱. تهذیب الاحکام: ج۶ ص۴۸. کامل الزیارت: ۳۲۲، ۳۳۹. وسائل الشیعه: ج۱۴ ص۴۶۵. توضیح المقاصد: ۱۶. مصباح المجتهد: ص۷۳۷. بحارالانوار: ج۹۸ ص۸۹. فیض العلام: ص۲۹۲.
۲. مسار الشیعه: ص ۳۴.
۳. دلائل الامامة: ص۲۱۵. مصباح کفعمی: ج ۲، ص ۵۹۹. زاد المعاد: ص ۲۰. مصباح المتهجد: ص ۷۳۷. فیض العلام: ص ۲۹۴. مناقب آل ابی طالبعليهمالسلام : ج ۴، ص ۲۲۷. اعلام الوری: ج ۱، ص ۴۹۸. مسار الشیعه: ص ۳۳. قلائد النحور: ج رجب، ص ۴. بحار الانوار: ج ۴۶، ص ۲۱۲، ۲۱۳. اختیارات: ص۳۶.
۴. مناقب آل ابی طالبعليهمالسلام : ج۴ ص۲۲۷. بحارالنوار: ج۴۶ ص۲۱۶. روضة الواعظین: ص۲۰۷
اختیارات: ص۳۳. تقویم المحسنین: ص۱۵.
۵. دلائل الامامة: ص۲۱۶. مناقب آل ابی طالبعليهمالسلام : ج۴ ص۲۲۷. بحارالانوار: ج۴۶ ص۲۲۲، ۲۹۵.
پدر بزرگوارش حضرت امام زین العابدین علی بن الحسینعليهالسلام و مادر آن حضرتامّ عبداللَّه فاطمه دختر امام حسن مجتبی عليهالسلام است. امام باقرعليهالسلام اولین علوی است که از پدر و مادر نسب شریفش به پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم و امیرالمؤمنینعليهالسلام و حضرت زهراعليهاالسلام می رسد.(۱)
امام صادقعليهالسلام در باره امّ عبداللَّه می فرمایند: «جدّه ام صدّیقه بود و در میان فرزندان امام حسن عليهالسلام زنی به درجه و مرتبه او نرسید ».(۲) در عظمت و شرافت این بانو همین بس که با حضرت سیّد الساجدین علی بن الحسین و باقر العلومعليهماالسلام در واقعه کربلا حضور داشت و همراه آن بزرگواران و زینب کبری و دیگر اهل بیتعليهمالسلام به اسارت رفت و وقایع کوفه و شام را دید.
۲ رجب
در این روز بنابر قولی ولادت امام هادیعليهالسلام واقع شده است.(۳) اقوال دیگر در ولادت آن حضرت ۱۵ ذی الحجه، ۵ رجب، ۲۷ جمادی الاخر و ۳ رجب است، که تفصیل آن در ۱۵ ذی الحجه ذکر شده است.
۳ رجب
شهادت امام علی النقیعليهالسلام درسال ۲۵۴ ه بنابر مشهور درسن ۴۱ سالگی بوده
____________________
۱. تهذیب الاحکام: ج۶ ص۷۷. مناقب آل ابی طالبعليهالسلام : ج۴ ص۲۲۵. بحار الانوار: ج۴۶ ص۲۱۵. ینابیع المودة: ج۳ ص۱۵۸.
۲. کافی: ج۱ ص۴۶۹. بحار الانوار: ج۴۶ ص۲۱۵، ۳۶۶.
۳ مصباح المتهجد : ص ۷۴۱. بحار الانوار: ج۵۰ ص۱۱۷، ج۹۹ ص۷۹. قلائد النحور: ج رجب، ص ۱۸.
است.(۱) مرحوم کلینی شهادت آن حضرت را در ۲۶ جمادی الاخر نقل فرموده است.(۲) و قول ۲۵ جمادی الاخر هم نقل شده است.(۳) مشهور این است که آن حضرت ۶ یا ۸ سال و ۵ ماه داشت که پدر بزرگوار ایشان جواد الائمهعليهالسلام به شهادت رسیدند، و آن حضرت به منصب کبرای امامت و خلافت عظمی رسیدند، و مدت امامت آن وجود شریف۳۳ سال بود.(۴)
ایام حیات امام هادیعليهالسلام مصادف بود با خلافت بناحقمأمون، معتصم، واثق، متوکل، منتصر، مستعین، معتز لعنته اللَّه علیهم، و آخرالامر معتز آن حضرت را با زهر شهید کرد.
مدت عمر مبارک آن حضرت۴۱ سال و چند ماه بود.۱۳ سال در مدینه اقامت فرمودند و بقیه ایام امامت خویش را به اجبارمتوکل در سامرا بودند. حاکم مدینه به متوکل نوشت که اگر تو را به مکه و مدینه حاجتی است علی بن محمّدعليهالسلام را از این دیار بیرون ببر که همه را مطیع خود ساخته است. در مدینه اسباب اذیت و اضرار به آن حضرت را به دستور متوکل زیاد کردند، تا زمانی که آن حضرت را به سامرا بردند و جسارتها کردند، تا اینکهمعتز آن حضرت را شهید کرد.
امام عسکریعليهالسلام غسل و کفن و نماز بر آن حضرت را انجام داد، و بعداً در ظاهر این امرات توسّط دیگران انجام شد و ایشان را در منزل خود در مکان فعلی حرم مطهر دفن نمودند.(۵)
____________________
۱. توضیح المقاصد: ص ۱۶. مسار الشیعه: ص ۳۴. مصباح المتهجد: ص ۷۴۱. بحارالانوار: ج ۵۰، ص ۱۱۷ - ۱۹۲، ج ۹۹، ص ۵۹۶. مناقب آل علی طالبعليهالسلام : ج۴ ص۴۳۳. مصباح کفعمی: ج۲ ص۵۹۹. تاج الموالید: ص۵۶. تقویم المحسنین: ص۱۷. فیض العلام: ص ۲۹۷. قلائد النحور: ج رجب، ص ۲۲.
۲. اصول کافی: ج ۱، ص ۴۹۷. مناقب آل ابی طالبعليهالسلام : ج۴ ص۴۳۳، (سه روز آخر رجب مانده). تاریخ قم: ص۲۰۳. مروج الذهب: ج۴ ص۱۷۰.
۳. تاریخ الائمةعليهمالسلام : ص۱۳. کشف الغمة: ج۲ ص۳۷۵.
۴. ارشاد: ج۲ ص۲۹۷.
۵. ارشاد: ج ۲، ص ۲۹۷، ۳۰۹. مناقب آل ابی طالبعليهمالسلام : ج۴ ص۴۳۳. بحار الانوار: ج۵۰ ص۱۱۴، ۱۱۷، ۲۰۰، ۲۰۶، ۲۵۹.
۵ رجب
یعقوب بن اسحاق معروف به ابن سکیت - از بزرگان امامیه - در شب دوشنبه ۵ رجب سال ۲۲۴ ه به دستور متوکل عباسی به خاطر تشیع به شهادت رسید و در سامرا دفن شد در حالی که از سن او ۵۸ سال می گذشت.
ابن سکیت خوزستانی از آبادی های دَورَق از اطراف اهواز بود.(۱) گفته شده چون زیاد ساکت بود به او سکیت می گفتند.(۲) نجاشی می گوید: یعقوب بن اسحاق السکیت، ابویوسف از نزدیکان حضرت امام جواد و امام هادیعليهماالسلام بود و از امام جوادعليهالسلام روایات و مسائل را نقل کرده است. او از بزرگان علم عربیت و لغت و ثقه ای راستگو بود و دارای کتاب هایی است.(۲)
متوکل عباسی ابن سکیت را ملزم نموده بود تا تادیب دو فرزندش معتز و مؤید را عهده دار شود. یک روز به او گفت: یک روز به او گفت: آیا دو فرزند من نزد تو محبوبترند یا امام حسن و امام حسینعليهمالسلام ؟
ابن سکیت گفت:به خدا قسم قنبر خادم حصرت امیرالمؤمنین علی عليهالسلام بهتر است از تو و از دو فرزندت . متوکل دستور داد زبان او را از پشت سر خارج نمایند، و با این جنایت او به شهادت رسید.(۴)
____________________
۱. تاریخ سامراء: ج۲ ص۲۲۶. الکنی و الاقاب: ج۱ ص۳۱۴. بحار الانوار: ج۱۰۴ ص۲. نهج السعادة: ج۷ ص۳۸۷. تاریخ بغداد: ج۱۴ ص۲۷۴.
۲. هدیة الاحباب: ص۸۹.
۳. رجال النجاشی: ص۴۴۹. معجم رجال الحدیث: ج۲۱ ص۱۳۸.
الکنی و الاقاب: ج۱ ص۳۱۴. تاریخ سامراء: ج۲ ص۲۳۲. مواقف الشیعة: ج۲ ص۳۳۷. اعلام زرکلی: ج۸ ص۱۹۵.
بعضی گفته اند ضرباتی به شکم آن بزرگوار وارد کردند تا شهید شد.(۱)
۷ رجب
در ۷ صفر سال ۲۰۰ هـ مامون برای امام رضاعليهالسلام نامه ای نوشت و در آن نامه امامعليهالسلام را برای ولایتعهدی به مرو احضار کرد.(۲)
۱۰ رجب
حضرت جواد الائمهعليهالسلام بنابر مشهور دردهم ماه رجب سال ۱۹۵ هـ به دنیا آمده اند.(۳)
اقوال دیگر در ولادت آن حضرت چنین است: ۱۵ ماه رمضان،(۴) ۱۷ ماه رمضان(۵) ، آخر ذی العقده، ۱۳ رجب(۶) .
پدر بزرگوار آن حضرت امام رضاعليهالسلام ، و مادر آن حضرت جناب سبیکه یا درّه است که حضرت رضاعليهالسلام نام ایشان را «خیزران » نهادند.(۷)
____________________
۱. الکنی و الاقاب: ج۱ ص۳۱۴. سفینة البحار: ج۲ ص۶۷۶. تاریخ الخلفاء: ص۱۳۹. سیر اعلام النبلاء: ج۱۲ ص۱۸. اعلام زرکلی: ج۸ ص۱۹۵.
۲. قلائد النحور: ج رجب ص۶۳.
۳. اعلام الوری: ج ۲، ص ۹۱. مناقب آل ابی طالبعليهالسلام : ج ۴، ص ۴۱۱. زاد المعاد: ص ۲۰. فیض العلام: ص ۲۹۹. مصباح کفعمی: ج ۲، ص ۵۹۹. مصباح المتهجد: ص ۷۴۱. بحار الانوار: ج ۵۰، ص ۷، ۱۴. تاج الموالید: ص۵۲. اختیارات: ص۳۶. تقویم المحسنین: ص۱۷.
۴. مسار الشیعة: ص۷. مناقب آل ابی طالبعليهمالسلام : ج۴ ص۴۱۱. تاج الموالید: ص۵۲. تاریخ قم: ص۲۰۰. روضة الواعظین: ص۲۴۳. تقویم المحسنین: ص۱۱.
۵. مناقب آل ابی طالبعليهمالسلام : ج۴ ص۴۱۱. تاج الموالید: ص۵۲.
۶. زاد العماد: ص۲۱. مصباح المتجهد: ص۷۵۴.
۷. اعلام الوری: ج۲ ص۹۱. بحار الانوار: ج۵۰ ص۷.
نام آن حضرت محمّد، و کنیه ایشان ابوجعفر و مشهورترین القاب آن حضرت تقی و جواد است. حضرت رضاعليهالسلام آن حضرت را با کنیه یاد می کردند، و می فرمودند: «ابوجعفر به من نامه نوشته است »، و نامه هائی که از آن حضرت می رسید در نهایت جلالت و زیبائی بود، و هنگامی که امامعليهالسلام می خواستند نامه برای امام جوادعليهالسلام بنویسیند آن حضرت را به بزرگی و احترام مورد خطاب قرار می دادند، و فرمودند: «ابوجعفر وصی و جانشین من در خانواده ام بعد از من است».(۱)
یک روز در ایام کودکی حضرت جوادعليهالسلام آن حضرت را نزد پدر بزرگوارش امام رضاعليهالسلام آوردند. آن حضرت فرمودند: «این مولودی است که برای شیعه مبارکتر از او بدنیا نیامده است .»(۲) ، چرا که چهل سال و چند ماه از سن مبارک امام رضاعليهالسلام گذشته بود و آن حضرت هنوز اولادی نداشتند، و بعضی از شیعیان در امر امامت نگران بودند، هنگامی که خداوند جواد الائمهعليهالسلام را به مولایمان حضرت رضاعليهالسلام داد، نگرانی و شک و تردید مردم برطرف شد.
ولادت با سعادت حضرتباب الحوائج علی اصغر عليهالسلام در این روز واقع شده است.(۳)
با در نظر گرفتن اینکه آن حضرت در شش ماهگی در روز عاشورا در کربلا به شهادت رسید، ولادت حضرت مطابق این روز می شود. بعضی هم ولادت آن حضرت را در روز ۸ یا ۹ ثبت کرده اند.
نام شریف آن حضرت عبداللَّه مشهور به علی اصغر است. لقب شریفش باب الحوائج،رضیع، مذبوح من الاذن الی الاذن است. پدر بزرگوارش امام حسینعليهالسلام ، و مادر والامقامش حضرت رباب دختر امرء القیس کلبی است.
____________________
۱. عیون اخبار الرضاعليهالسلام : ج ۱، ص ۲۶۶. بحارالانوار: ج۵۰ ص۱۸. مدینة المعاجز: ج۷ ص۲۸۴.
۲. کافی: ج ۱، ص ۳۲۱. انوار البهیّه: ص ۲۵۲. ارشاد: ج ۲، ص ۲۷۹. روضة الواعظین: ص۲۳۷.
۳. تقویم الائمهعليهمالسلام : ص ۷۳، ۷۸. سحاب رحمت: ص ۵۳۵.
۴. کلمات الامام الحسینعليهالسلام : ص۴۷۸. معالی السبطین: ج۱ ص۲۵۹. ینابیع المودة: ج۳ ص۷۹.
قاتل آن حضرت، حرمله بن کاهل اسدی ملعون است که قلب امام حسینعليهالسلام و اهل بیت و شیعیان، بلکه هر شنونده این مصیبت را می سوزاند.
۱۲ رجب
مرگ معاویه در این روز در سال ۶۰ ه معاویه ابی سفیان لعنه اللَّه علیه در سن ۷۸ سالگی در شام به درکات جهنّم شتافت.(۱) روز شادی اهل ایمان و حزن و اندوه اهل کفر و طغیان است. و روزه این روز به جهت شکر الهی بر هلاکت معاویه مستحب است.(۲)
کلبی نسّابه و ابن روزبهان که از ثقات نزد علمای اهل سنّت هستند، نقل کرده اند کهمعاویه فرزند چهار نفر بوده : عماره، مسافر، ابوسفیان و مردی که اسم او را نمی برند. راغب اصفهانی در محاضرات و ابن ابی الحدید از ربیع الابرار زمخشری نقل می کنند که معاویه را به چهار کس نسبت می دادند:مسافر بن ابی عمرو ،عماره بن ولید بن مغیره ،عباس و صباح که مغنی عماره بن ولید بود. مادر معاویه هند با صباح که جوان خوش روئی بود و کارگر ابوسفیان بود الفتی تمام داشت! اما به ظاهر او را معاویه بن ابی سفیان بن حرب می گویند.(۳)
____________________
۱. مسار الشیعه: ص ۳۴. فیض العلام: ص ۱۲۰.
۲. اقبال: ج۳ ص۲۶۰. فیض العلام: ص۳۱۶.
۳. بحار الانوار: ج۳۳ ص۲۰۱، ۱۹۸. الغدیر: ج۱۰ ص۱۶۹، ۱۷۰. نهج الحق: ص۳۰۷. الزام النواصب: ص۱۶۶. الطرائف: ص۵۰۱. الصراط المستقیم: ج۳ ص۴۶. احقاق الحق: ص۲۶۳. اربعین قمی: ص۶۳۱. کشف الهاویة: ص۱۵، ۱۴. تتمهة المنتهی: ص۵۲- ۴۷. منتخب التواریخ: ص۴۴۸-۴۴۹. وقایع الایام: ج رجب، ص ۱۷۴. شرح نهج البلاغة: ج۱ ص۳۳۵. مثالب العرب: ص۷۳- ۷۲، ۷۷. ربیع الابرار: باب القرابات و الانساب. تذکرة الخواص: ص۱۸۴.
ابوسفیان مردی زشت و کوتاه قد بود، و یک چشم او در طائف و چشم دیگرش در یرموک کور شده بود.(۱)
باطنش کورتر از چشمش بود و نهایت عداوت و دشمنی با پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم را داشت. ابوسفیان در هر جنگ و فتنه ای که بر علیه پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم به وجود می آمد دخالت داشت و در سال فتح مکه از ترس اسلام آورد و با نفاق زندگی کرد تا در سن ۸۲ سالگی در سال ۳۰ هـ به درک رفت.
مخفی نماند که حمامه یکی از جدات معاویه است که در بازارالمجاز صاحب پرچم و مشهور بود! و از این جا نسب ابوسفیان هم معلوم می شود. مادر معاویه هند است که از ذوات الاعلام است و میل فراوانی به غلامان سیاه داشت!! و از توضیح حال پدر معاویه وضع مادر او هند روشن می شود.(۲)
پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم دائماً معاویه را لعنت می کرد و می فرمود: «لعن الله معاویة، الطلیق بن الطلیق، اللعین بن اللعین» و می فرمود: «هنگامی که معاویه را بالای منبر من دیدید او را بکشید.»
معاویه از مؤلفة قلوبهم بود. او تا اواخر زمان پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم مشرک بود و وحی الهی را تکذیب می کرد و اسلام را به تمسخر می گرفت.
در روز فتح مکه او در یمن بود و به پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم جسارت می کرد و پدرش را که به ظاهر مسلمان شده بود سرزنش می کرد و اشعاری در این رابطه برایش می سرود.
پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم خون او را مباح کرده بود؛ و لذا از پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم فرار می کرد تا اینکه پنج ماه قبل از شهادت رسول خداصلىاللهعليهوآلهوسلم به ظاهر اسلام اختیار کرد، و به عموی پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم پناه آورد تا شفاعتش را نزد رسول خداصلىاللهعليهوآلهوسلم کند. او نیز شفاعت کرد و پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم پذیرفت.(۳)
____________________
۱. الکلنی و الالقاب: ج۱ ص۸۸. اسد الغابة: ج۱۳-۱۲. تاریخ دمشق: ج۲۳ ص۴۳۷. لأحاد و المثانی: ج۱ ص۳۶۳. الاعلام زرکلی: ج۳ ص۲۰۱.
۲. آخر ماه ذی الحجه روز مرگ هند است که احوال او در آنجا ذکر شده است.
۳. منتخب طریحی: ص۱۴. احقاق الحق: ص ۲۶۵. التعجب من اَغلاط العامة: ص ۱۰۶. تتمه المنتهی: ص ۴۷.
یزید بن ابی سفیان از طرف ابوبکر با لشکر مسلمین به طرف شام رفت، معاویه هم همراه آنها بود یزید در شام مرد وابابکر ولایت شامات را به معاویه واگذار کرد و به این حال بود تا زمان خلافت امیرالمؤمنینعليهالسلام که طغیان معاویه علیه آن حضرت شروع شد. پس اساس ظلمهای معاویه را هم ابوبکر بنا نهاد.
معاویه درسال ۴۵ هـ برای پسرش یزید بیعت گرفت. او اول کسی بود که دشنام بر امیرالمؤمنینعليهالسلام را ترویج کرد و در آخر خطبه نماز جمعه لعن و جسارت بر امیرالمؤمنینعليهالسلام می کرد. او دستور داد در تمام شهرها این لعن انجام شود و تا زمان عمر بن عبد العزیز ادامه داشت تا اینکه او لعن بر آن حضرت را منع کرد.(۱)
معاویه به صحابه و تابعین دستور داد تا حدیث در مذمت امیرالمؤمنینعليهالسلام جعل کنند، و عده زیادی از محبین و ارادتمندان آن حضرت را شهید کرد مانند جنابمالک اشتر نخعی که در قلزم مصر به سم شهید شد.(۲) امام مجتبی عليهالسلام را به دست جعده عیال آن حضرت مسموماً شهید کرد.
معاویه مردی خوش گذران و پرخور بود، به حدی که از کثرت خوردن می گفت: «خسته شدم ولی سیر نشدم »، و این به خاطر نفرین حضرت رسولصلىاللهعليهوآلهوسلم در باره او بود که فرمود: «لا اَشبع الله بطنه»: «خدا شکمش را سیر نکند».(۳) او در نفاق و عوام فریبی تجربه به سزائی داشت. محدث قمیرحمهالله نقل می کند که دویست خبر از طریق معتمده اهل سنّت در مذمت معاویه نقل شده است.
____________________
۱. بحار الانوار: ج ۳۳، ص ۲۱۴. تذکرة الخواص: ص۶۵.
۲. مراقد المعارف: ج ۲، ص ۲۲۳، ۲۲۸. تاریخ دمشق: ج۵۶ ص۳۷۸.
۳. شرح الاخبار: ج۲ ص۱۶۶، ۵۳۶. الطرائف: ص۵۰۴. بحار الانوار: ج۲۲ ص۲۴۸، ج۳۳ ص۱۹۰، ۱۹۴، ۱۹۵، ۲۰۹، ج۴۴ ص۷۶، ۷۷. الغدیر: ج۱۱ ص۷۹، ۸۹. صحیح مسلم: ج۸ ص۲۷. شرح نهج البلاغة: ج۱۵ ص۱۷۶. طبقات المحدیثن باصبهان: ج۳ ص۳۴. تاریخ طبری: ج۸ ص۱۸۶.
آخر الامرمعاویه در مسیر مکه به شام بیمار شد ، به حدی که می لرزید و دهان او بسته نمی شد، تا وارد شام شد و در آنجا جان به مالک دوزخ داد و رهین اعمال خویش گردید. هنگام مرگسن او را ۷۵ یا ۸۲ یا ۹۲ سال نقل کرده اند.
جنایات او زیاده از آن است که در این مختصر بگنجد ولی در هنگام مرگ به یکی از خواص خود گفت:چند گناه بزرگ کرده ام : حق علی بن ابی طالب را غصب کردم، حسن بن علی را با فریب دادن جعده به شهادت رساندم، و یزید را به جانشینی خود انتخاب کردم، و حجر بن عدی و اصحاب او را به قتل رساندم.(۱)
در مرگ معاویه بعضیفقط ماه را ذکر کرده اند(۲) و بعضی۴ رجب (۳) و برخی۲۲ رجب ذکر نموده اند.(۴) ۱۲ رجب، ۱۴ رجب، ۱۵ رجب هم نقل شده است که این ۳ قول به یکدیگر نزدیک ترند.(۵)
در این روز درسال ۳۶ هـ امیرالمؤمنینعليهالسلام بعد از واقعه جمل وارد کوفه شدند و آن شهر را به عنوان مقر حکومت انتخاب نمودند، و اولین خطبه را در شهر کوفه در این روز ایراد فرمودند.(۶)
____________________
۱. منتخب التواریخ: ص ۴۴۹. وقایع الایام: ج رجب، ص ۱۷۳.
۲. الدرجات الرفیعه: ص ۴۲۳. تاریخ الخلفاء: ص۱۹۸.
۳. تاریخ بغداد: ج۱ ص۲۲۴. تاریخ دمشق: ج۵۹ ص۲۳۸. تاریخ خلیفة بن خیاط: ص۱۷۴.
۴. زاد المعاد: ص ۳۵. تقویم المحسنین: ص ۱۸. فیض العلام: ص ۳۱۶. اختیارات: ص۳۷. صحیح ابن حبان: ج۱۵ ص۳۹. تاریخ دمشق: ج۵۹ ص۲۳۷.
۵. مصباح کفعمی: ج۲ ص۵۹۸. روضة الواعظین: ص۱۷۱. فیض العلام: ص۳۰۹. تتمة المنتهی: ص۵۲-۴۷. منتخب التواریخ: ص۴۴۸. وقایع الایام: ج۱ ص۱۷۲.
۶. بحار الانوار: ج ۳۲، ص ۳۵۲، ۳۸۲. وقایع الایام: ج ۱، ص ۱۱۸، ۱۷۸. قلائد النحور: ج رجب، ص ۱۰۴. تذکرة الخواص ص۸۰.
۱۳ رجب
اولین امام مؤمنین و خلیفه اللَّه بلافصل بعد از رسول اللَّه خاتم النبیبنصلىاللهعليهوآلهوسلم ، برادر، پسر عمو، وزیر و داماد او سیّد الوصیین، امیرالمؤمنین علی بن ابی طالبعليهالسلام در روز جمعه ۱۳ رجب در بیت اللَّه الحرام، داخل کعبه معظمه به دنیا آمد، که قبل از او و بعد از او مولودی در آنجا بدنیا نیامده و نخواهد آمد.(۱)
اسم شریفش علیعليهالسلام است. صاحب کتاب الانوار می گوید: علی بن ابی طالبعليهالسلام در
____________________
۱. ارشاد مفید: ج ۱، ص ۵. اعلام الوری: ج ۱، ص ۳۰۶. تهذیب شیخ طوسی: ج ۶، ص ۱۹. مصباح المتهجد: ص ۷۴۱ - ۷۵۴. مصباح کفعمی: ج ۲، ص ۵۹۹. بحار الانوار: ج۳۵ ص۷، ۸، ج۹۷ ص۳۸۳. کشف الغمة: ج ۱، ص ۵۹. العمدة: ص۲۴. توضیح المقاصد: ص۱۷. تاج الموالید: ص۱۲. الغدیر: ج۶ ص۲۲. الصحیح من السیرة: ج۲ ص۱۵۹. زاد المعاد: ص ۲۱. مستدرک حاکم: ج ۳، ص ۴۸۳. مناقب خوارزمی: ص ۱۲، ۱۳.
حاکم در مستدرک ج۳ ص۴۸۳ می گوید: اخبار متواتر است در اینکه فاطمه بنت اسدعليهاالسلام حضرت امیر المؤمنین علی بن ابی طالبعليهالسلام را در داخل کعبه به دنیا آورده است.
ولی الله دهلوی در کتاب «ازاله الخلفاء» می گوید: اخبار متواتر است در اینکه فاطمه بنت اسدعليهاالسلام امیر المؤمنینعليهالسلام را در داخل کعبه در روز جمعه ۱۳ رجب ۳۰ سال بعد از عام الفیل به دنیا آورده است، و کسی قبل از آن حضرت و بعد از آن حضرت در آن مکان به دنیا نیامده است. الغدیر: ج ۶، ص ۲۲. زاد المعاد: ص ۲۱.
کلمات بزرگان شیعه در این باب زیادتر از آن است که در این مختصر ذکر شود. به جلد ۶ الغدیر تحت عنوان «ولادة امیر المؤمنینعليهالسلام فی الکعبه» و کتاب «علیعليهالسلام ولید الکعبة» مرحوم اردوبادی و کتاب «ولید الکعبة» حسینی جلالی و کتاب «شرح احقاق الحق، ج۵ و۷ و۱۷ و ۳۰ و۳۳» و مجله «ترثنا شماره ۲۶» مراجعه شود.
مدارکی از کتب اهل خلاف که دلالت دارد ولادت امیر المؤمنینعليهالسلام در داخل کعبه بوده است: کتاب الحسینعليهالسلام : ج ۱، ص ۱۶. مروج الذهب: ج ۲، ص۳۵۸. تذکرة خواص: ص ۲۰. الفصول المهمة: ص ۱۴. السیرة النبویة: ج ۱، ص ۱۵۰. مطالب السؤل: ص ۱۱. محاضرة الاوائل: ص ۱۲۰. نزهة المجالس: ج ۲ص ۲۰۴. نور الابصار: ص ۷۶. کفایه المطالب: ص ۳۷. نظم درر السمطین: ص۸۰.
کتاب خدا ۳۰۰ اسم دارد. مشهورترین القاب آن حضرت امیرالمؤمنین است و ابن شهر آشوب بیش از ۸۵۰ لقب برای آن حضرت ذکر نموده است.
مشهورترین کنیه های آن حضرت ابوالحسنعليهالسلام است. اضافه بر اسامی و القابی که آن حضرت در کتابهای مختلف آسمانی به زبانهای مختلف دارند.... چه اینکه آن حضرت نزد اهل آسمان معروف به «شمساطیل » است. در زمین «جمحائیل »، در لوح «قنسوم »، در قلم «منصوم »، در عرش «معین »، نزد رضوان «امین » است، نزد حور العین «اصب » است، در صحف ابراهیمعليهالسلام «حزبیل » است، در عبرانیه «بلقیاطیس »، در سریانیه «شروحیل »، در تورات «ایلیا »، در زبور «اریا »، در انجیل «بریا »، در صحف «حجر عین »، در قرآن «علی عليهالسلام » است.(۲)
از القاب دیگر این اسماء است: ابو الائمة، خلیل النبوة، المخصوص بالاخوة، یعسوب الایمان، یعسوب الدین، میزان الاعمال، سیف ذی الجلال، صالح المؤمنین، وارث علم النبیین، الحاکم فی یوم الدین، شجرة التقوی، حجة الله البالغة، نعمة الله السابغة، الصراط الواضح، الامام الناصح، الوصی، البر، التقی، النبأ العظیم، الصدیق الرشید، الزکی، نور الله التام، سید الوصیّین، کلمة الرحمن، الباقر علوم الادیان، التالی سور القرآن، الثاقب لحجاب الشیطان، الجامع لاحکام القرآن، الذاکر ربه فی السر و الإعلان، الربیع الباکر، اللازم لأوامر الرحمن، امام الاتقیاء سید النجباء، هادی الاولیاء، قبلة الرحماء، امیر الامراء، قدوة الاوصیاء، افصح کل ذی شفتین، مفقه الفقها، اقضی ذوی القضاء، ابصر ذی عینین، اَسمع ذی اُذنین، ولی الله، الشهید، ابوالشهداء، زوج فاطمة الزهراءعليهماالسلام ، معز الاولیاء، مذل الاعداء، العروة الوثقی، مفتاح الهدی، الحجة العظمی، الاحسان، الآیة، القصر المشید، القاضی، امیر النحل، الامام الاول، نور الله الجلیل، هارون، الزیتون، کشاف الکرب، الهاشمی الاُم و الأب، مفتوح الباب الی
____________________
۱. مناقب آل ابی طالبعليهالسلام : ج ۳، ص ۳۲۱-۳۱۹.
۱. مناقب آل ابی طالبعليهالسلام : ج ۳، ص ۳۱۹. بحارالانوار: ج۳۵ ص۶۲. انوار العلویة: ص۵.
المحراب عند سد ابواب سائر الاصحاب، السابق بالخیرات، القبلة للسادات، عین الحیاة، العالم الزاهد، الحسنة، الحمید، الحق، خیر البشر، المحمود، الذکر، الذاکر، ذو القبری، ذو المحن، الامام الطاهر، الصدیق الاکبر، الشفیع فی المحشر، بدر الاکبر، ساقی ئ مراد الکوثر یوم الحشر و من اعطی رسول اللهصلىاللهعليهوآلهوسلم بنسله الکوثر، صاحب ذی الشمس، الثانی من الخمس، المعصوم، الحنیف، الدلیل، المیزان بالقسط، السید الاورع، ابو شبیر و ابو شبر المسمی بحیدر و ما ادراک ما حیدر، صاحب برائة و غدیر خم و رایة خیبر، النجم اللائح، خیر البریة.
پدر والامقام آن حضرت، سیّد بطحاء حضرت ابوطالبعليهالسلام (۱) ، و مادر آن حضرتفاطمه بنت اسد هاشم بن عبد مناف ، بانوی حرم حضرت ابوطالبعليهالسلام است که انوار امامت و ولایت اولاً از آن خزانه عصمت و حیاء و عفت به ظهور آمده و اولین هاشمیه ای است که چنین اختر فروزنده ای آورد.
آن حضرت نه تنها مادر امیرالمؤمنینعليهالسلام بود، بلکه بعد از وفات عبدالمطلبعليهالسلام که شش یا هشت سال از سن مبارک پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم گذشته بود و آن حضرت به ابوطالبعليهالسلام سپرده شده بودفاطمه بنت اسد عليهاالسلام در حق پیامبر صلىاللهعليهوآلهوسلم مادری می کرد و همیشه او را بر فرزندان خود مقدم می داشت و همه روزه از آن حضرت علامات نبوت را مشاهده می نمود و پیامبر خداصلىاللهعليهوآلهوسلم آن حضرت رامادر خطاب می کرد.(۲)
همچنین بعد از رحلت حضرت خدیجه کبریعليهاالسلام ، پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم فاطمه زهراعليهاالسلام را به فاطمه بنت اسدعليهاالسلام سپردند. ایشان برای آن حضرت مادری می کرد و دردامان عزت خود آن مستوره دو جهان را با جان و دل سرپرستی می کرد تا زمانی که از دنیا رفت.(۳)
____________________
۱. مختصری از احوال حضرت ابوطالبعليهالسلام در ۲۶ رجب ذکر می شود.
۲. کافی: ج۱ ص۴۵۳. منتخب التواریخ: ص ۱۱۳-۱۱۴.
۳.تلخیص از ریاحین الشریعه: ج ۳، ص۳-۶.
آن حضرت در سال چهارم هجری در مدینه طیبه از دنیا رفت، و در بقیع مدفون شد. هنگامی که امیرالمؤمنینعليهالسلام خبر فوت والده اش را به پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم دادند آن حضرت فرمودند: «او مادر من بود ». بعد عمامه و لباسش را داد که فاطمهعليهاالسلام را به آنها کفن کنند و خود حضرت بر جنازه نماز خواند و چهل تکبیر بر جنازه گفت و فرمود: «چون چهل صف از ملائکه به جنازه اش نماز خواندند چهل تکبیر گفتم ». بعد در قبر خوابید و هنگام دفن او را تلقین فرمود و در باره او دعا کرد.(۱)
حدیث ولادت امیرالمؤمنینعليهالسلام هم دلالتی بر صلابت ایمان فاطمه بنت اسدعليهاالسلام مادر آن حضرت دارد.(۲)
نوری که از عرش پروردگار آمده بود، در انبیاء و اوصیاء یکی بعد از دیگری منتقل شده تا به عبدالمطلبعليهالسلام رسید و بعد آن نور دو قسم شد. نوری در پیشانی مبارک عبداللَّهعليهالسلام پدر بزرگوار پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم که آن نور بعداً به پیشانی آمنهعليهاالسلام و سپس در صورت مبارک خاتم الانبیاءصلىاللهعليهوآلهوسلم منتقل شد. نصف دیگر نور در پیشانی مبارک ابوطالبعليهالسلام قرار گرفت.
خداوند به ابوطالبعليهالسلام چند فرزند عطا فرمود:عقیل، طالب، جعفر، فاخته یا امّ هانی، جمانه و علی امیرالمؤمنین عليهالسلام . هنگامی که خداوند علیعليهالسلام را به ابوطالب و فاطمه بنت اسدعليهاالسلام داد، آن نور در صورت فاطمه بنت اسدعليهاالسلام درخشندگی می کرد.
مکان ولادت امیرالمؤمنینعليهالسلام اشرف بقاع یعنی حرم است.اشرف اماکن حرم مسجد
____________________
۱. کافی: ج۱ ص۴۵۳. بحار الانوار: ج۳۵ ص۷۰. اعلام الوری: ج۱ ص۳۰۶. روضة الواعظین: ص۱۴۲. منتخب التواریخ: ص ۱۱۳.
۲.ریاحین الشریعه: ج ۳، ص ۷-۶
است،و اشرف بقاع مسجد کعبه است . مولودی جز آن حضرت در آن مکان بدنیا نیامده است، آن هم در سیّد ایام روز جمعه، در ماه حرام و در بیت الحرام!!(۱)
امیر المؤمنینعليهالسلام سه روز چشم مبارک را باز نکرد، تا او را خدمت پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم آوردند. آنجا بود که چشم باز کرد. آن حضرت فرمود: «او مرا مخصوص به نظر خود قرار داد و من او را مخصوص به علم خویش قرار دادم ».(۲) سپس آن حضرت را در آغوش کشید و به منزل ابوطالبعليهالسلام آورد.
جابر بن عبداللَّه می گوید: راهبی بود به نام «مثرم بن رعیب » که ۱۹۰ سال عبادت کرده بود، ولی حاجتی از خدا نخواسته بود. روزی از خداوند خواست یکی از اولیائش را به او بنمایاند.خداوند متعال جناب ابوطالب عليهالسلام را نزد او فرستاد و بعد از آن که راهب دانست این اقا چه کسی است، به آن حضرت بشارت داد که ای ابوطالب، خداوند به تو پسری عنایت می فرماید که او ولی خداست و اسم شریف او علی است. هنگامی که او را درک کردی سلام مرا به او برسان و به او بگو که مثرم راهب، اقرار می کند به وحدانیت خدا و به ولایت تو یا امیرالمؤمنینعليهالسلام شهادت می دهد.
هنگام رفتن جناب ابوطالبعليهالسلام خرما و انگور و انار بهشتی میل فرمودند و به منزل فاطمه آمدند. فاطمه بنت اسدعليهاالسلام بانوی حرم جناب ابوطالبعليهالسلام هم خرمائی که پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم به آن حضرت داده بودند میل فرمود، و به ابوطالبعليهالسلام هم دادند و آن حضرت هم میل فرمود. پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم فرموده بودند:این خرما را کسی می خورد که مقر به توحید و نبوت من باشد .
____________________
۱. مناقب آل ابی طالبعليهالسلام : ج ۲، ص ۲۰۰. حلیة الابرار: ج۲ ص۲۶. بحار الانوار: ج۳۵ ص۱۹. شجره طوبی: ج۲ ص۲۱۷.
۲. مناقب آل ابی طالبعليهالسلام : ج ۲، ص ۲۰۵. بحار الانوار: ج۳۸ ص۲۹۴. الامام علیعليهالسلام مَن حُبّه عُنوان الصحیفة: ص۱۴۶.
۳. کشف الغمّة: ج ۱، ص ۵۹. بحار الانوار: ج۳۵ ص۳۰. الطرائف: ص۱۷. العمدة (ابن بطریق): ص۲۸. المناقب (ابن مغازلی): ص۶.
بعد از آنکه پدر و مادر آن حضرت، میوه های بهشتی را میل فرمودند وجود حضرت مولی الموحدین علی بن ابی طالبعليهالسلام به وجود آمد. هنگامی که فاطمه بنت اسدعليهاالسلام حامل آن وجود شریف شد، به زیبائی و نورانیتش افزوده شد.
هنگامی که وجود شریف آن حضرت در بطن فاطمه بنت اسدعليهاالسلام قرار گرفت درمکه زلزله شد ، و قریش بتها را به کوه ابوقبیس آوردند، ولی زلزله بیشتر شد و بتها به رو افتادند. آنان به ابوطالبعليهالسلام پناه بردند، و آن حضرت بالای کوه آمد و فرمود: «مردم در این شب اتفاق مهمی افتاده است. خداوند خلقی را آفریده که اگر از او اطاعت نکنید و اقرار به ولایت او ننمائید و شهادت به امامت او ندهید این زلزله ساکن نمی شود. پس به اطاعت و ولایت و امامت او اقرار کنید ». سپس در حالی که اشک می ریخت دستان مبارک را بلند نمود و فرمود: «پروردگار و آقای من، تو را می خوانم به محمدیت پسندیده و علویت بلند مرتبه و به فاطمیت درخشنده و نورانی که بر سرزمین تهامه به رحمت و مهربانی خویش لطف بفرمائی ». دیگران آمین گفتند. دعا که تمام شد زلزله پایان یافت. عربها در زمان جاهلیت تا گرفتار می شدند این دعا را می خواندند و گرفتاری برطرف می شد.
آن حضرت جعفر بن ابی طالبعليهالسلام صدای آن حضرت را از داخل شکم مادر شنید و بیهوش شد. همچنین فاطمه بنت اسد علها السّلام به قصد طواف گرد خانه خدا می رفت، ولی ناگهان آن حضرت از داخل شکم دوپای خود را به شدت فشار می داد و نمی گذاشت مادرش به محلی که بتها نصب شده اند نزدیک شود، و حال آنکه مادرش برای عبادت خانه خدا را طواف می کرد. زمانی دیگر، بتها در مقابل آن فرزند به دنیا نیامده به صورت به زمین می افتادند. شیر درنده طائف در برابر ابوطالبعليهالسلام تعظیم کرد. هنگامی که آن حضرت علت را جویا شد شیر گفت: «شما پدر اسد اللَّه و کمک محمد پیامبر خداصلىاللهعليهوآلهوسلم و مربی شیر خدا هستی.»
شب جمعه سیزدهم رجب بانوی بزرگوار ابوطالب عليهالسلام احساس درد کرد ، ولی با قرائت نامی مخصوص آرامش پیدا کرد. هنگامی که جناب ابوطالبعليهالسلام خواست زنانی از قریش را برای کمک فاطمه بنت اسدعليهاالسلام بیاورد، از گوشه خانه ندائی رسید: «ای ابوطالب، صبر کن چرا که دست نجس نباید ولی خدا را لمس کند ».
صبح هنگام فاطمه بنت اسدعليهاالسلام ندائی شنید: «ای فاطمه به خانه ما بیا ». ابوطالبعليهالسلام و پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم آن حضرت را به مسجد الحرام آوردند. عباس بن عبدالمطلب که به همراه جماعتی در مسجد نشسته بودند، دیدند که فاطمهعليهاالسلام وارد مسجد الحرام شد و در مقابل کعبه ایستاد و نگاهی به سوی آسمان نمود و چنین فرمود: «پروردگارا، من به تو و به پیامبران و کتابهائی که از جانب تو آمده اند ایمان دارم. من کلام جدم ابراهیم خلیل را تصدیق می کنم و او بوده که این خانه را بنا کرده است. تو را قسم می دهم و از تو می خواهم به حق کسی که این خانه را بنا کرد، و به حق فرزندی که در شکم من است و با من سخن می گوید و با گفتارش با من انس می گیرد، و من یقین دارم که یکی از آیات و نشانه های توست، که این ولادت را بر من آسان فرمائی ».
ناگهان حاضرین در مسجد الحرام دیدند که دیوار پشت آن سمتی که در کعبه است شکافته شد و فاطمه بنت اسدعليهاالسلام داخل شد. هر چه کردند قفل در را باز کنند ممکن نشد، و دانستند که حکمت خداوند در کار است.(۱)
فاطمه بنت اسدعليهاالسلام می فرماید: هنگامی که داخل کعبه شدم دیدم حوا، ساره، آسیه، مادر موسی بن عمران و مریم مادر عیسی آمدند. آنان به من سلام کردند: «السّلام علیکِ یا ولیه اللَّه » و در مقابلم نشستند.
____________________
۱. مناقب آل ابی طالبعليهمالسلام : ج ۲، ص۵۳، ۱۹۹ - ۱۹۲. روضة الواعظین: ج۱ ص۷۹-۷۷. بحار الانوار: ج ۳۵، ص ۸ - ۳۶. امالی شیخ طوسی: ص ۷۰۶-۷۰۷. آفتاب کعبه: ص ۴۵. حلیة الابرار: ج۲ ص۱۹. شجرة طوبی: ج۲ ص۲۱۶. انوار العلویة: ص۳۳-۲۹. الفضائل (شاذان بن جبرئیل قمی): ص۵۴.
آنچه در ولادت خاتم الانبیاءصلىاللهعليهوآلهوسلم انجام دادند در ولادت علی بن ابی طالبعليهالسلام نیز انجام دادند، چه اینکه فاطمه بنت اسدعليهاالسلام در هنگام ولادت پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم حضور داشت و به ابوطالبعليهالسلام ماجرا را خبر داد. حضرت ابوطالبعليهالسلام قبلاً به او فرموده بود: «۳۰ سال صبر کن تا خدا مولودی به تو عنایت کند مثل خاتم الانبیاء صلىاللهعليهوآلهوسلم مگر در نبوّت که وصی و وزیر او خواهد شد ».(۱)
روز جمعه علی بن ابی طالبعليهالسلام مانند خورشید بر روی سنگ سرخ در گوشه راست کعبه طلوع فرمود. همین که قدم بر زمین نهاد، به سجده افتاد و دستها را به سوی آسمان بلند نمود و فرمود:«اشهد ان لا اله الا اللَّه، و أن محمداً رسول اللَّه و اشهد ان علیاً ولی محمد رسول اللَّه، بمحمد یختم اللَّه النبوه و بی یختم الوصیه و انا امیرالمؤمنین ». «شهادت می دهم که خدائی جز اللَّه نیست و محمّدصلىاللهعليهوآلهوسلم پیامبر خداوند است و علی وصی محمّد رسول اللَّهصلىاللهعليهوآلهوسلم است. به محمّد نبوّت ختم می شود و به من وصایت کامل و تمام می شود و منم امیرالمؤمنینعليهالسلام ».(۲) سپس فرمود: «جاء الحق و زهق الباطل » «حق آمد و باطل رفت».
در این هنگام که وجود سراپا جودش پای بر این عرصه خاکی نهاده بود، بتهائی که در کعبه بود به صورت به زمین افتادند و آسمانها نورانی شد. شیطان فریاد برآورد: «وای بر بتها و بت پرستان از این فرزند »!(۳)
____________________
۱. کافی: ج۱ ص۴۵۲، ۴۵۴. مناقب آل ابی طالبعليهمالسلام : ج۱ ص۵۸. بحار الانوار: ج ۱۵، ص ۲۷۳، ج۳۵ ص۶، ۷۷. روضة الواعظین: ص ۸۱. خصائص الائمةعليهمالسلام : ص۶۴. معانی الاخبار: ص۴۰۳. اربعین ماحورزی: ص۲۰۴.
۲. مناقب آل ابی طالبعليهمالسلام : ج ۲، ص ۱۹۸.
۳. علیعليهالسلام ولید الکعبة: ص۴۱.
آنگاه سلام بر زنان بهشتی نمود و حال آنان را پرسید. بانوان بهشتی او را در آغوش گرفتند و حضرت با آنان تکلّم فرمودند. هنگامی که حضرت حواعليهاالسلام او را در آغوش گرفت، آن حضرت فرمود: «سلام بر تو ای مادر، حوا »! حواعليهاالسلام پاسخ داد: سلام بر تو پسرم! علی بن ابی طالبعليهالسلام از حال حضرت آدم پرسید. حواعليهاالسلام پاسخ داد: غرق در نعمتهای خداوند است و در جوار پروردگار متنعم است. در این هنگام که آن حضرت داخل کعبه بود ابوطالبعليهالسلام در کوچه و بازار صدا می زد:بشارت باد شما را که ولی خدا ظاهر شده است، همان کسی که وصایت به او تمام و کامل می شود .(۱)
بعد از رفتن زنان بهشتی، پیامبران الهی حضرت آدم، حضرت نوح، حضرت ابراهیم، حضرت موسی، حضرت موسیعليهمالسلام آمدند. امیرالمؤمنینعليهالسلام با دیدن آنان حرکتی نمود و تبسّم فرمود و آن بزرگواران بر حضرتش سلام کردند: «سلام بر تو ای ولی خدا و خلیفه پیامبر خدا صلىاللهعليهوآلهوسلم ».
حضرت در جواب فرمود: «علیکم السّلام و رحمهالله و برکاته ». و جداگانه بر هر یک سلام نمودند. آن بزرگواران یکی بعد از دیگری او را در آغوش گرفتند و بوسیدند و زبان به مدح او گشودند و رفتند. سپس ملائکه آمدند و او را به آسمانها بردند، و باز آوردند و بردند و هر بار کلماتی مخصوص در فضائل و مناقب حضرت می فرمودند.
فاطمه بنت اسدعليهاالسلام می فرماید: «بار دوم در حالتی آن حضرت را آوردند که او را در حریر سفید بهشتی پیچیده بودند و به من گفتند: «او را از چشم بینندگان حفظ کن که ولی رب العالمین است. بدانکه وارد بهشت نمی شود مگر کسی که ولایت او را بپذیرد و امامت و ولایت او را تصدیق کند. خوشا به حال آن که تابع اوست و وای بر کسی که از او رویگردان شود. مثَل او چون کشتی نوح است. هر که به آن پیوست نجات می یابد و هر که از آن باز ماند غرق می شود و سقوط می کند ». سپس در گوش او مطلبی گفتند که من
____________________
۱. الفضائل (شاذان بن جبرئیل قمی): ص۵۶. روضه الواعظین: ص ۷۹-۷۸. مناقب آل ابی طالبعليهالسلام : ج ۲، ص ۱۹۸. بحار الانوار: ج ۳۵، ص ۱۳-۱۲، ۱۰۲.
نفهمیدم. بعد او را بوسیدند و برخاستند و بیرون رفتند و من ندانستم از کجا خارج شدند.»(۱)
فاطمه بنت اسدعليهاالسلام بعد از سه روز که مهمان الهی بود فرزند مبارک و محترم خود را در آغوش گرفته آماده خروج از کعبه شد که هاتفی غیبی چنین ندا داد: «ای فاطمه، نام این مولود را علی بگذار، چرا که من خدای علی اعلی هستم. من نام او را از نام خود گرفته ام، و او را ادب آموخته ام و امر خود را به او سپرده ام، و او را بر غوامض علم خود آگاهی داده ام. او در خانه من بدنیا آمده است. او اول کسی است که بر فراز خانه من اذان می گوید، و بتها را می شکند، و آنها را از بالای کعبه به صورت می اندازد. خوشا بحال کسی که او را دوست می دارد و از او اطاعت می کند و او را یاری می نماید. وای بر کسی که بغض او را دارد و از او سرپیچی می کند و او را خوار می نماید و حق او را انکار می نماید ».(۲)
در این سه روز در هر محفلی سخن از ولادت این مولود مبارک و استثنائی بود، بخصوص باز نشدن قفل در کعبه، شکافته شدن دیوار کعبه در روز و دیدن آن توسّط کفار، این مطلب را به صورت یک مسأله عمومی در آورده بود.
صبح روز چهارم در مقابل دیدگان به انتظار نشسته، ناگهان دیوار کعبه از مکان قبلی شکاف برداشت به حدی که فاطمه بنت اسدعليهالسلام با فرزند عزیزش از آنجا خارج شدند. مردم همه نگاه می کردند و قبل از سؤال کسی، فاطمه بنت اسدعليهاالسلام از بعضی
____________________
۱. علیعليهالسلام ولید الکعبه: ص ۳۲. نور الابصار فی موالید الائمة الاطهارعليهمالسلام : ص۳۱.
۲. امالی صدوق: ص۱۹۶. بحارالانوار: ج۳۵ ص۹، ۳۷. علل الشرائع: ص۱۳۶. معانی الاخبار: ص۶۲. امالی طوسی: ص۷۰۷. الثاقب فی المناقب: ص۱۹۷. جواهر السنیة: ص۲۲۹. بشارة المصطفیعليهالسلام : ص۳۷. کشف الیقین: ص۱۹. مدینة المعاجز: ج۱ ص۴۸.
وقایع داخل خانه خبر داد و از عظمت آن مولود و غذاهای بهشتی و اینکه نام این حضرت به ندای آسمانی علیعليهالسلام است.
ابوطالبعليهالسلام و پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم پیش آمدند، و فاطمه بنت اسدعليهاالسلام با مولود پیش آمد. حضرت مولی الموالی علیعليهالسلام فرمودند: «السّلام علیک یا اَبَه و رحمهالله و برکاته ». ابوطالبعليهالسلام فرمود: «و علیک السّلام یا بُنَیّ و رحمهالله و برکاته »، و آن حضرت را در آغوش گرفت.(۱) امیرالمؤمنینعليهالسلام چشمان مبارک به صورت پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم باز کرد و تبسّم فرمود و خود را حرکتی داد و فرمود: «السّلام علیک و رحمهالله و برکاته، مرا در آغوش بگیر ».
پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم پاسخ سلامش را داد و آن حضرت را در آغوش گرفت، و بوسید و دست در دست او گذاشت. آنگاه امیرالمؤمنینعليهالسلام دست راست بر گوش نهاد و اذان و اقامه فرمود و به یگانگی خداوند عزّوجل و نبوّت پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم شهادت داد. سپس از پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم برای قرائت کتب آسمانی اجازه خواست. بعد از آنکه پیامبر صلای اللَّه علیه و آلهّ جازه فرمود، سینه را صاف کرد و آنچه در صحف حضرت آدم و نوح و ابراهیم و موسی و عیسیعليهمالسلام بود قرائت فرمود.(۲) سپس شروع به قرائت قرآن نمود که هنوز نازل نشده بود. آن حضرت سوره مبارکه مؤمنون را آغاز کرد:( قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ ....) . سپس در حالتی که آن حضرت در آغوش رسول اللَّهصلىاللهعليهوآلهوسلم بود به خانه ابوطالبعليهالسلام باز گشتند.
فاطمه بنت اسدعليهاالسلام می فرماید: هنگامی که از کعبه خارج شدم و فرزند را نزد پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم گذاشتم، آن حضرت با زبان مبارک دهان علیعليهالسلام را باز کرد و او را با آب دهان مبارک تحنیک کرد و اذان در گوش راست و اقامه در گوش چپ آن حضرت گفت و فرمود: «این مولودی است که بر فطرت بدنیا آمده است ».
____________________
۱. مناقب آل ابی طالبعليهمالسلام : ج ۲، ص ۱۹۸. بحار الانوار: ج ۳۵، ص ۱۸. کشف الغمّه: ج ۱، ص ۵۹. مدینة المعاجز: ج۱ ص۴۸. امالی طوسی: ص۷۰۸.
۲. الهدایة الکبری: ص۱۰۰. نور الابصار فی موالید الائمة الاطهارعليهمالسلام : ص۳۳. بحار الانوار: ج ۳۵، ص ۲۲ - ۲۱. روضة الواعظین: ص۸۴. حلیة الابرار: ج۲ ص۵۸.
در روز سوم ولادت حضرت یا روز سوم خروج از کعبه و در بعضی اقوال دهم ذی الحجه، حضرت ابوطالبعليهالسلام ولیمه مفصّلی داد و فرمود: «بیائید برای ولیمه علی بن ابی طالب و قبلاً هفت بار کعبه را طواف کنید و بعد بر فرزندم علی عليهالسلام سلام کنید ».(۱)
امیرالمؤمنینعليهالسلام در باره دوران کودکی خود و همراه بودن با پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم چنین می فرمایند: به هنگام کودکی پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم مرا به دامان می گرفت، به سینه خود می چسباند. غذا را می جوید و به دهانم می گذارد و از بوی خوش خویش به مشام جانم می بویانید. او در گفتارم دروغ و در کردارم اشتباه و نادانی نیافت. خداوند پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم را از هنگام شیر خوارگی با بزرگترین فرشتگان همراه کرد، تا شبانه روز او را در راه بزرگواریها و نیکیهای جهان رهنمون باشد. من نیز از پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم پیروی می کردم، چنانکه کودک شیرخواری از مادر فرمان می برد و از کردارهای او پیروی می کند. هر سال به کوه حرا می رفت، و در این هنگام هیچ کس جز من او را نمی دید.(۲)
۱۵ رجب
در شب ۱۵ رجب و روز آن زیارت امام حسینعليهالسلام (۳) و همچنین زیارت مشاهد مشرفه معصومینعليهمالسلام (۴) مستحب است.
____________________
۱. بحار الانوار: ج۳۵ ص۱۸. مناقب آل ابی طالبعليهمالسلام : ج۲ ص۱۹۸. کشف الغمة: ج۱ ص۵۹. مدینة المعاجز: ج۱ ص۴۸. امالی طوسی: ص ۷۰۸.
۲. نهج البلاغة: خطبه قاصعة (۱۹۲). بحارالانوار: ج۱۴ ص۴۷۶، ج۱۸ ص۲۲۳، ج۳۸ ص۳۲۰.
۳. مصباح المجتهد: ص۷۴۳. فیض العلام: ص۳۰۸-۳۰۷. قلائد النحور: ج رجب، ص۱۴۵. مصباح کفعمی: ج۲ ص۵۹۹.
۴. مسار الشیعة: ص۳۵.
وفات مظلومانه و غریبانه امّ المصائب حضرت فاطمه صغری عقیله بنی هاشم زینب کبریعليهاالسلام در شب یکشنبه ۱۵ رجب سال ۶۲ ه به وقوع پیوسته است.(۱)
در مدت یک سال بعد از واقعه کربلا، زندگانی آن حضرت همراه با اشک و آه و خاطرات اسارت و کربلا سپری گشت. در عظمت آن مخدره همین بس که به فرموده صدوقرحمهالله ، از جانب امام حسینعليهالسلام نیابت خاصه داشته است، و تا هنگامی که بیماری امام زین العابدینعليهالسلام تمام نشده بود، این نیابت ادامه داشت.(۲)
هنگام ولادت جبرئیل از جانب خداوند متعال بر پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم نازل شد و عرض کرد: «یا رسول اللَّه، اسم این دختر را زینب بگذار ». آنگاه جبرئیل گریست. پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم پرسید: سبب این گریه چیست؟ عرض کرد: همانا این دختر از آغاز زندگانی تا پایان روزگار در این سرای ناپایدار با رنج و درد و بلا خواهد زیست. گاهی به درد مصیبت شما یا رسول اللَّه مبتلا می شود، و گاهی در ماتم مادرش و گاهی در مصیبت پدر و گاهی به درد فراق برادرش حسن مجتبیعليهالسلام دچار خواهد شد.از همه بالاتر به مصائب کربلا و نوائب دشت نینوا گرفتار می شود چنانکه مویش سفید و قامتش خمیده خواهد گردید .
این خبر را اهل بیتعليهمالسلام شنیدند و اندوهناک و گریان شدند.پیامبر صلىاللهعليهوآلهوسلم صورت بر صورت حضرت زینب عليهاالسلام نهاد و گریست . حضرت صدیقه طاهرهعليهاالسلام فرمود: یا ابتا، این گریه برای چیست؟ خداوند دیده های تو را نگریاند. فرمود: ای فاطمه، بعد از من و تو این دختر دچار بلاها و مصائبی می شود. حضرت صدیقهعليهاالسلام فرمود: چه ثواب دارد آن
____________________
۱. زینب الکبریعليهاالسلام (نقدی): ص ۱۱۴. معالی السبطین: ج ۲، ص ۲۲۵. مستدرک سفینة البحار: ج۴ ص۳۱۶. السیدة زینب الکبریعليهاالسلام من المهد الی اللحد: ص۹۶. وفیات الائمةعليهاالسلام : ص۴۷۰-۴۶۸. قلائد النحور: ج رجب، ص۱۴۵. العقیلةعليهاالسلام و الفواطم علیهن السلام: ص۶۸.
۲. کمال الدین: ص۵۰۱، ۵۰۷. بحارالانوار: ج۵۱ ص۳۶۴. الهدایة الکبری: ص۳۶۶. الغیبة (شیخ طوسی): ص۲۳۰. شجره طوبی: ج۲ ص۳۹۲.
کسی که بر دخترم زینبعليهاالسلام گریه کند؟ آن حضرت فرمود: «ای پاره تنم و ای نور چشمم، ثواب کسی که بر بر او و بر مصائب او گریه کند مانند ثواب کسی است که بر برادرش حسین گریه کند ». سپس نام آن حضرت را «زینب » نهاد.(۱)
آن حضرت یک سال و چند ماه بعد از واقعه کربلا با قلبی پر از اندوه از مصائب کربلا در خانه خود رحلت فرمودند ودر همان خانه دفن شدند . در وفات آن مخدره مظلومه روزهای ۱۴ رجب و دهم ماه رمضان را هم گفته اند.(۲)
درروز ۱۵ رجب سال ۲ ه قبله از بیت المقدّس به سوی کعبه تغییر پیدا کرد. این برنامه در نماز ظهر در مسجد بنی سالم مدینه اتفاق افتاد و این مسجد بعد از آن به مسجدذی القبلتین نامیده شد.(۳)
در این روز حضرت ختمی مرتبتصلىاللهعليهوآلهوسلم ازشعب ابی طالب عليهالسلام خارج شدند.(۴)
شهادت امام صادقعليهالسلام به روایتی در سال ۱۴۸ ه در چنین روزی بوده است.(۵)
____________________
۱. الطراز المذهب: ص۲۲. وفیات الائمة: ص۴۳۱. العقیلةعليهمالسلام و الفواطم علیهن السلام: ص۱۱. ریاحین الشریعة: ص۳ ص۳۹-۳۸.
۲. الوقایع و الحوادث: ج ۱، ص ۱۱۳. وقائع الشهور: ص۱۶۶.
۳. مسار الشیعه: ص ۳۵. مصباح کفعمی: ج ۲، ص ۵۹۸. مصباح المتهجد: ص ۷۴۲. بحار الانوار: ج ۸۱، ص ۶۹. وقایع الشهور: ص ۱۲۱. اقبال: ج۳ ص۲۵۴. تقویم المحسنین: ص۱۸. اختیارات: ص۳۷. وقایع الایام: ج۱ ص۱۵۵. فیض العلام: ص۳۰۸. قلائد النحور: ج رجب، ص۱۵۱.
۴. مصباح المتهجد: ص ۷۴۱. بحار الانوار: ج ۹۷، ص ۱۶۸. قلائد النحور: ج رجب، ص ۱۴۵. اختیارات: ص۳۶. فیض العلام: ص ۳۰۸. مصباح کفعمی: ج ۲، ص ۵۹۹. تقویم المحسنین: ص۱۸. اقبال: ج۳ ص۲۵۴.
۵. اعلام الوری: ج۱ ص۵۱۴. روضة الواعظین: ج۱ ص۲۱۲. بحارالانوار: ج۴۷ ص۱. الدروس الشرعیة: ج۲ ص۱۲.
۱۶ رجب
در ابتدای این روز حضرت فاطمه بنت اسدعليهاالسلام با فرزندش امیرالمؤمنینعليهالسلام از کعبه خارج شد .(۱)
۱۷ رجب
روزپنج شنبه ۱۷ رجب سال ۲۱۸ ه (۲) ، یا به قولی ۸ رجب(۳) یا ۹ رجب(۴) یا ۱۸ رجب(۵) مأمون لعنت اللَّه علیه درسن ۴۸ سالگی به اجدادش پیوست. مدت خلافت او۲۱ سال بود.(۶)
۱۸ رجب
درسال ۱۰ ه ابراهیم فرزند پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم از دنیا رفت.(۷) مادر این بزرگوار ماریه قبطیهعليهاالسلام
____________________
۱. بحارالانوار: ج۳۵ ص۱۸. امالی طوسی: ص۷۰۷. مدینة المعاجز: ج۱ ص۴۷.
۲. تتمه المنتهی: ص ۲۹۷. مستدرک سفینه البحار: ج ۵، ص ۲۲۴. قلائد النحور: ج رجب، ص ۶۹، ۱۸۰. تاریخ بغداد: ج۱۰ ص۱۸۹. البدایة و النهایة: ج۱۰ ص۳۰۶.
۳. مستدرک سفینه البحار: ج ۴، ص ۷۸، ج ۵، ص ۲۲۴. وقایع الایام: ج ۱، ص ۱۰۴. جنات الخلود: ص۶۴. تتمة المنتهی: ص ۲۹۷. تاریخ دمشق: ج۳۳ ص۳۳۷.
۴. توضیح المقاصد: ص۱۷. وقائع الشهور: ص۱۱۸.
۵. تاریخ الخلفاء: ص ۳۱۳. تاریخ طبری: ج۷ ص۲۱۰.
۶. تتمة المنتهی: ص۲۹۷. فیض العلام: ص ۳۱۲. قلائد النحور: ج رجب، ص۶۹، ۱۸۰. نفاوح العلام: ص۴۰۹. مروج الذهب مسعودی: ج۳ ص۴۵۶.
۷. مصباح المتهجد: ص ۷۴۸. منتخب التواریخ: ص ۶۱. فیض العلام: ص ۳۱۳. زاد المعاد: ص ۳۴. اختیارات: ص۳۷. قلائد النحور: ج رجب، ص۱۸۶-۱۸۳.
بود.(۱) ولادتش در ماه ذی حجه سال ۸ ه بوده است.(۲) سن ابراهیم هنگام وفات به قولی۱۸ ماه (۳) ، و به قولی یک سال و ده ماه و هشت روز(۴) و به قولی دو سال و چند ماه(۵) بود.
در این روز یزید ملعون خلافت غصب شده را در دست گرفت. سه روز بعد از مرگ معاویه و دفن او در۱۵ رجب ، یزید به دمشق آمد و کنار قبر او رفت و گریست. بعد از آن به کاخ رفت و تا سه روز بیرون نیامد. سپس درروز ۲۱ رجب به مسجد آمد و به منبر رفت و خطبه خواند.(۶)
۱۹ رجب
در این روز درسال ۲۷۹ ه المعتمد علی اللَّه احمد بن متوکل ملقب به معتمد به جهنّم واصل شد. (۷) علت مرگ او این بود که در کنار نهری در حال عیش و نوش بود و در اثر نوشیدن زیاد شراب یا زهری که توسط پسر برادرش در شراب او ریخته بودند، شکمش ترکید.(۸) به قول دیگر او در ۱۸ رجب به درک واصل شد.(۹)
____________________
۱. شرح حال این بزرگوار در تتمه ماه محرم به تفصیل بیان شده است.
۲. بحار الانوار: ج ۲۱، ص ۴۵، ۱۸۳، ۴۰۹. تاریخ یعقوبی: ج۲ ص۸۷.
۳. تاج الموالید: ص۹. مستدرک حاکم: ج۴ ص۳۸.
۴. بحار الانوار: ج۲۲ ص۱۵۲، ۱۶۶. شرح الاخبار: ج۳ ص۱۵.
۵. تاج الموالید: ص۹.
۶. وقایع الایام: ج ۱، ص ۲۰۸. البدایة و النهایة: ج۸ ص۱۵۳.
۷. الهدایة الکبری: ص۳۶۷. تاریخ بغداد: ج۴ ص۲۸۱. التنبیه و الاشراف: ص۳۲۰. البدایة و النهایة: ج۱۱ ص۷۵. سیر اعلام النبلاء: ج۱۲ ص۵۵۲.
۸. قلائد النحور: ج رجب، ص ۱۴۲. تاریخ طبری: ج۸ ص۱۶۴.
۹. تتمه المنتهی: ص ۳۶۰. مروج الذهب: ج۴ ص۲۳۱.
معتمد در ۲۳ سال خلافتش لذّت و ملاهی را اختیار کرده بود و امورات مملکت به دست برادرش احمد موفق بود. بعد از او پسرش احمد معتضد کارهای پدر را انجام می داد تا عمویش معتمد را از سر راه برداشت و خود به خلافت رسید.
از کبائر جرائم اعمال معتمد، مسموم کردن آقا و مولایمان حضرت امام حسن عسکریعليهالسلام است. صدوقرحمهالله می فرماید: معتمد چندین بار امام عسکریعليهالسلام را حبس کرد.
۲۱ رجب
بنا بر نقل ابن عیاش شهادت حضرت زهراعليهاالسلام در این روز اتفاق افتاده است.(۱)
۲۲ رجب
در این روز(۲) در ایام جنگ خیبر عَلَم به ابوبکر داده شد و او با دیدن دشمن گریخت و گروه خود را نیز به فرار تشویق کرد.(۳)
____________________
۱. مصباح المجتهد: ص۷۴۸. زاد المعاد: ص۳۵.
۲. وقایع الایام: ج ۱، ص ۲۱۱. وقائع الشهور: ص۱۲۷.
۳. الغدیر: ج۷ ص۱۹۹. بحارالانوار: ج۲۱، ج۳۱ ص۲۵۹، ۳۷۴، ج۳۹ ۱۹-۷. شرح احقاق الحق: ج۵ و ۱۶ و ۲۳ و۳۰. مستدرک حاکم: ج۳ ص۳۷. مسند احمد: ج۵ ص۳۵۳. الاصابة: ج۶ ص۳۶. اسد الغابة: ج۴ ص۲۱، ۳۳۴. کنز العمال: ج۱۰ ص۴۶۳، ج ۱۳ ص۱۲۱. سنن الکبری: ج۵ ص۱۰۹، ۱۷۹. البدایة و النهایة: ج۴ ص۲۱۲، ج۷ ص۳۷۳. تاریخ دمشق: ج۴۱ ص۴۶۴، ج۴۲ ص۹۲، ۹۳، ۹۷، ۱۰۷. فتح الباری: ج۷ ص۳۶۵. مجمع الزوائد: ج۶ ص۱۵۰، ج۹ ص۱۲۴. المصنف (ابن ابی شیبة): ج۷ ص۴۹۷، ج۸ ص۵۲۱، ۵۲۲. المعجم الکبیر: ج۷ ص۳۵.
۲۳ رجب
در این روز جراح بن سنان اسدی ملعون درساباط مدائن با استفاده از تاریکی شب خنجر یا تیغی مسموم را به ران مبارک امام حسن مجتبیعليهالسلام زد که تااستخوان شکافت . آن حضرت از شدت درد دست در گردن او افکند و هر دو به زمین افتادند. دوستان حضرت آن ملعون را کشتند و امامعليهالسلام را به خانه والی مدائن، سعد بن مسعود (عموی مختار) بردند. سعد جراحی آورد و جراحت آن حضرت را مداوا نمود.(۱)
مخفی نماند که معاویه هر یک از عمرو بن حریث و اشعث بن قیس و حجر بن حارث و شبث بن ربعی را به همراه جاسوسی از جاسوسان خود برای کشتن امام مجتبیعليهالسلام به عراق فرستاد و به آن ها وعده کرد هر کس حسن بن علیعليهالسلام را بکشد ۲۰۰ هزار درهم به اضافه سر لشکری یکی از لشکرهای شام، و یکی از دخترانم را به همسری او خواهم داد.
این خبر به امام حسنعليهالسلام که رسید، آن حضرت زیر لباس حتی در نماز زره می پوشید. یک بار در نماز تیری به سوی آن حضرت پرتاب کردند و چون زره در تن مبارک بود بر آن حضرت اثری نکرد. اما در تاریکی های ساباط مدائن با خنجری زهر آلود به آن حضرت حمله کردند.(۲)
در این روز زیارت آن حضرت و لعن بر ظالمان و قاتلان آن حضرت مناسب است.(۳)
____________________
۱. مصباح المتهجد: ص ۷۴۹. فیض العلام: ص ۳۱۷. زاد المعاد: ص ۳۵. جنات الخلود: ص۴۴. اختیارات: ص۲۰، ۳۷. وقائع الشهور: ص۱۲۷.
۲. بحارالانوار: ج۴۴ ص۳۳. علل الشرائع: ج۱ ص۲۲۱.
۳. زاد المعاد: ص ۳۵. فیض العلام: ص ۳۱۷.
در این روز در سال ۱۸۳ ه آقا و مولایمان حضرت موسی بن جعفرعليهالسلام را به دستور هارون ملعوندر زندان بغداد زهر داده و مسموم کردند.(۱)
در این روز(۲) درجنگ خیبر پرچم را به دست عمر دادند و او با دیدن دشمن گریخت و گروه خود را نیز به فرار تشویق کرد.(۳)
۲۴ رجب
در این روز درسال ۷ ه در جنگ خیبر مرحب به دست امیرالمؤمنینعليهالسلام کشته شد و قلعه خیبر به دست آن حضرت فتح گردید.(۵) این فتح در۲۷ رجب (۶) و ۱۵ محرم(۷) نیز ذکر شده است.
چون پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم به جنگ خیبریان رفت و قلعه «قموص » را محاصره کرد، ابتدا پرچم را برای مبارزه با آنان به ابوبکر دادند. ابوبکر با لشکری رفت، ولی چون نظر به
____________________
۱. عیون اخبار الرضاعليهالسلام : ج۱ ص۹۶. بحار الانوار: ج ۴۸، ص ۲۱۲. معالم الزلفی: ج۱ ص۴۰۱، ۴۰۳. وقایع الایام: ج ۱، ص ۲۲۵. قلائد النحور: ج رجب، ص ۲۱۰.
۲. وقایع الایام: ج ۱، ص ۲۱۱، ۲۱۳. وقائع الشهور: ص۱۲۷.
۳. الغدیر: ج۷ ص۱۹۹. تاریخ المدینة: ج۲ ص۶۶۵. تاریخ طبری: ج۲ ص۳۰۰. سیر اعلام النبلاء: ج۱۴ ص۲۰۹. و بنگرید: مصادر فرار کردن ابوبکر در جنگ خیبر.
۴. بحارالانوار: ج۲۱ ص۴۱-۱. فیض العلام: ص۳۲۱-۳۱۷. مجمع الزوائد: ج۹ ص۱۲۴. کنز العمال: ج۵ ص۲۸۳. مستدرک حاکم: ج۳ ص۳۹-۳۷، ۴۴۳۸.
۵. مصباح المجتهد: ص۷۴۹. بحارالانوار: ج۹۷ ص۱۶۸. زاد المعاد: ص۳۵. فیض العلام: ص۳۱۷. جنات الخلود: ص۴۴. اختیارات: ص۳۷. وقائع الایام: ج۱ ص۲۳۳.
۶. بحارالانوار: ج۹۷ ص۳۸۴.
۷. توضیح المقاصد: ص۴.
پهلوانان آنان نمود فرار کرد و لشکریان هم در پی او باز گشتند. روز بعد پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم پرچم را به عمر داد و او هم از ترس کشته شدن به میدان جنگ نرسیده باز گشت.
پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم فرمودند: «فردا پرچم را به مردی می دهم که حمله هایش را تکرار کند، نه اینکه فرار کند. کسی که خدا و پیامبرش را دوست دارد و خدا و پیامبرش هم او را دوست دارند، و خداوند خیبر را به دست او فتح می کند ».(۱) همه اصحاب آرزو کردند که این مقام و منزلت به آنان واگذار شود.
فردای آن روز، پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم فرمود: علی بن ابی طالبعليهالسلام کجاست؟ گفتند: چشم دردی دارد که حرکت برای آن حضرت مشکل است. خاتم الانبیاءصلىاللهعليهوآلهوسلم فرمود: او را حاضر کنید. سلمه بن اکوع رفت و آن حضرت را آورد. پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم سر آن حضرت را در بر گرفت و از آب دهان مبارک به چشمان نورانی حضرت خاتم الاوصیاء علی مرتضیعليهالسلام مالید و فرمود: «بار الها، زحمت گرما و سرما را از او بردار ». پس از آن روز بر امیرالمؤمنینعليهالسلام درد چشم عارض نشد و از گرما و سرما آزرده نگشت.
پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم زره خود را بر او پوشانید و ذوالفقار را بر کمر او بست و پرچم به آن حضرت سپرد و سوار بر مرکبش نموده
____________________
۱. کافی: ج۸ ص ۳۵۱. کتاب سلیم بن قیس هلالیرحمهالله : ج۲ ص ۶۴۱، ۷۹۱. الغدیر: ج۷ ص۲۰۰. بحارالانوار: ج۲۱ ص۴۱-۱، ج۳۹ ص۱۹-۷. مناقب امیرالمؤمنینعليهالسلام : ج۱ ص۳۴۵، ۵۳۷، ج۲ ص ۵۱۰ -۴۹۵. صحیح بخاری: ج۴ ص۱۲، ۲۰، ۲۰۷، ج۵ ص۷۶. صحیح مسلم: ج۵ ص۱۹۵، ج۷ ص۱۲۲-۱۲۰. طبقات الکبری: ج۲ ص۱۱۱. المنصف (ابن ابی شیبة): ج۷ ص۴۹۷، ۵۰۰، ج۸ ص۵۲۰، ۵۲۲. مسند احمد: ج۱ ص۱۹۹، ۱۸۵، ج۳ ص۱۶، ج۵ ص۵۲. انساب الاشراف: ص۹۳، ۹۴. شرح نهج البلاغة: ج۱۳ ص۱۸۶. کنز العمال: ج۱۳ ص۱۲۱، ۱۶۲. تاریخ دمشق: ج۴۲ ص۱۲۳ -۸۱. المناقب (خوارزمی): ص۱۰۸، ۱۷۰، ۱۹۹. جواهر المطالب فی مناقب الامام علیعليهالسلام : ج۱ ص۱۷۷، ۱۸۳. استعیاب: ج۲ ص۷۸۷، ج۳ ص۱۰۹۹. حلیة الاولیاء: ج۱ ص۶۲. المعجم الکبیر: ج۶ ص۱۵۲، ۱۸۷، ۱۹۸، ج۷ ص۳۱، ۳۵، ج۱۸ ص۲۳۷. ینابیع المودة: ج۱ ص۱۵۳، ۱۶۱، ج۲ ص۱۲۰، ۱۶۴، ۲۳۱، ۲۹۰. سنن الترمذی: ج۵ ص۳۰۲. مستدرک حاکم: ج۳ ص۳۸، ۴۳۷. تاریخ طبری: ج۲ ص۳۰۰.
فرمود: «جبرئیل از سمت راست، میکائیل از سمت چپ، عزرائیل از پیش رو و اسرافیل از پشت سر، و نصرت خدا بالای سر، و دعای من از پشت سر تو است ». فرمود: یا علی، مسلمانی را بر ایشان عرضه کن.
آن حضرت رفت، و پس از موعظه و نصیحت عده ای برای جنگ با او آمدند. آنان دو نفر از مسلمانان را شهید کردند. امیرالمؤمنینعليهالسلام بر آنها تاخته و آنها را کشتند. آنگاهبرادر مرحب با عده ای آمدند. حضرت آنها را هم به درک فرستاد.
مرحب که شجاع بود به خونخواهی آمد. امیرالمؤمنینعليهالسلام چنان با ذوالفقار بر سرش فرود آورد که شمشیر از حلقش گذشت و او را دو نیم ساخت و به خاک انداخت. صدای تکبیر مسلمانان بلند شد. عده ای از یهود به دفاع آمدند و با مسلمانان به جنگ پرداختند. امیرالمؤمنینعليهالسلام به مبارزه ادامه داد تا عده ای کشته شدند و عده ای به قلعه گریختند.
آن حضرت با دست قدرتمند حیدری در قلعه را کند و برای مسلمانان معبر قرار داد تا از خندق عبور کنند. حضرت چندین بار مسلمانان را از روی خندق به وسیله ئ آن در عبور داد، با اینکه از سه روز قبل، آن حضرت گرسنه بود.
آمدن جناب جعفر بن ابی طالبعليهالسلام برادر امیرالمؤمنینعليهالسلام از حبشه در روز فتح خیبر اتفاق افتاده است. در این هنگام رسول خداصلىاللهعليهوآلهوسلم فرمودند: « به کدامین امر سرور من بیشتر باشد: به آمدن جعفر یا به فتح خیبر». پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم جعفر را در آغوش گرفت و پیشانی او را بوسید.(۱)
____________________
۱. تهذیب الاحکام: ج۳ ص۱۸۶. بحارالانوار: ج۲۱ ص۲۳. منتخب التواریخ: ص ۵۶. وسائل الشیعة: ج۸ ص۵۰، ۵۲. وقایع الایام: ج رجب، ص ۲۵۵. المنصف (ابن ابی شیبه) ج۷ ص۵۱۶، ۷۳۲، ج۸ ص۴۶۶.
۲۵ رجب
در این روز درسال ۱۸۳ ه بنابر مشهور امام موسی بن جعفرعليهالسلام ، در حبس سندی بن شاهک به شهادت رسیدند.(۱) هارون ملعون به ظاهر برای زیارت و در حقیقت برای دستگیر نمودن حضرت موسی بن جعفرعليهالسلام و فرستادن آن حضرت از مدینه به بغداد به مسجد النبیصلىاللهعليهوآلهوسلم آمد.(۲)
آن حضرت ۲۰ سال داشتند که امامت به ایشان منتقل شد و مدت ۳۵ سال امامت فرمودند. در این مدت بعد از شهادت امام جعفر صادقعليهالسلام مقداری همزمان با ابوجعفر منصور بودند که او متعرض آن حضرت نشد.
بعد از منصور قریب به ده سال ایام خلافت مهدی بود. او حضرت را به عراق طلبید و حبس کرد. شبی امیرالمؤمنینعليهالسلام را در خواب دید که به او فرمود:( فَهَلْ عَسیْتُمْ إِن تَوَلَّیْتُمْ أَن تُفْسِدُوا فی الاَرْضِ وَ تُقَطعُوا أَرْحَامَکُمْ ) (۳) وقتی بیدار شد مراد حضرت را دانست و موسی بن جعفرعليهالسلام را از زندان آزاد کرد.
پس از مهدی، پسرش هادی خواست آن حضرت را محبوس کند ولی اجل او را مهلت ندا، چه اینکه کمتر از یک سال بیشتر خلافت نکرد. خلافت به هارون که رسید امامعليهالسلام را از زندانی به زندان دیگر فرستاد، تا در سال چهاردهم خلافتش آن حضرت را درسن ۵۵ سالگی به زهر جفا شهید کرد.(۴)
____________________
۱. اعلام الوری: ج ۲، ص ۶. بحار الانوار: ج ۴۸، ص ۲۰۶، ج۹۹ ص۲۵. مصباح کفعمی: ج ۲، ص ۵۹۸. مسار الشیعة: ص ۳۶. مصباح المتهجد: ص ۷۴۹. زاد المعاد: ص ۳۵. فیض العلام: ص ۳۲۲. تاج الموالید: ص۴۷. روضة الواعظین: ص۲۲۱. تقویم المحسنین: ص۱۸. اختیارات: ص۳۷.
۲. کافی: ج ۱، ص ۴۷۶. بحار الانوار: ج ۴۸، ص ۲۰۶. ارشاد: ج۲ ص۲۱۵.
۳. سوره محمّدصلىاللهعليهوآلهوسلم : آیه ۲۲.
۴. قلائد النحور: ج رجب، ص ۳۴ - ۳۳.
پس از شهادت بدن شریف حضرت را طبق دستور هارون با جامه های کهنه، جهت اهانت به آن بزرگوار، روی نردبانی گذاردند و چهار حمّال بر دوش گرفتند، و کسی جلوی جنازه صدا می زد: «این امام رافضیان است ».
امام رضاعليهالسلام قبلاً متوجه غسل و کفن و نماز آن حضرت شده بودند. سپس شیعیان آمدند و گل آوردند و احترام کردند و در محل فعلی حرم مطهر، بدن آن حضرت را دفن کردند.(۱)
تعداد فرزندان آن حضرت ۳۷ نفرند(۲) شهادت آن حضرت در ۵(۳) یا ۶(۴) یا ۲۴(۵) رجب نیز ذکر شده است.
۲۶ رجب
سیّد بطحاء حضرت ابوطالبعليهالسلام سه سال قبل از هجرت و در سال ۱۰ بعثت از دنیا رفت.(۶) بنابر نقلی سن آن حضرت به هنگام بالغ بر ۸۰ سال بوده است.(۷) اقوال
____________________
۱. عیون اخبار الرضاعليهالسلام : ج۲ ص۸۵، ۹۳، ۹۸ -۸۶. بحار الانوار: ج ۴۷ ص ۲۲۵، ۲۲۷، ۲۴۷، ۲۵۴. وقایع الایام: ج ۱، ص ۲۷۹- ۲۷۷، از جنات الخلود.
۲. ارشاد: ج ۲، ص ۲۴۴. تاج الموالید: ص۴۷. بحارالانوار: ج۴۸ ص۲۸۳، ۲۸۸، ۳۰۳.
۳. مناقب آل ابی طالبعليهالسلام : ج ۴، ص ۳۴۹. روضة الواعظین: ص۲۲۱. بحارالانوار: ج۴۸ ص۱، ج۹۹ ص۲۵. تاریخ قم: ص۱۹۹.
۴. کافی: ج ۱، ص ۴۷۶. ارشاد: ج ۲، ص ۲۱۵. بحار الانوار: ج ۴۸ ص ۲۰۶، ج۹۹ ص۲۵.
۵. مناقب آل ابی طالبعليهالسلام : ج۴ ص۳۴۹. روضة الواعظین: ص۲۲۱. بحار الانوار: ج۱۹ ص۲۵-۲۴. فیض العلام: ص ۳۲۶. قلائد النحور: ج رجب، ص ۲۸۴. جنات الخلود: ص۱۶. وقایع الایام: ج ۱، ص ۳۰۳.
۷. منتخب التواریخ: ص ۴۳، ۱۱۴. سر السلسلة العلویة: ص۳.
دیگر در رحلت حضرت ابوطالبعليهالسلام عبارت است از: ۲۷ جمادی الاولی، ۲۶ و ۲۹ رجب، ۷ و ۱۸ ماه رمضان، ۱۵ و ۱۷ شوال، اول و دهم ذی القعده، اول ذی الحجه.(۱)
نام مبارک آن حضرت عمران است، و پدرشان جناب عبدالمطلب، و مادرشان فاطمه بنت عمرو بن عائذ است. ابوطالبعليهالسلام با عبداللَّه پدر پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم و زبیر بن عبدالمطلب برادر ابوینی بودند، یعنی از طرف پدر و مادر یکی بودند و سایر اولاد جناب عبدالمطلب با این سه بزرگوار فقط از پدر یکی بودند.(۲)
مجلسیرحمهالله می فرماید: امامیه اتفاق دارند بر اسلام و ایمان جناب ابوطالبعليهالسلام به پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم و اینکه هیچ گاه عبادت بتی نکرده است. بلکه ابوطالبعليهالسلام یکی از اوصیاء حضرت ابراهیمعليهالسلام است و امر اسلام و ایمان او در شیعه مشهور است و علمای شیعه کتابها در ایمان آن بزرگوار تألیف کرده اند.
صدوقرحمهالله می فرماید: در حدیث آمده که جناب عبد المطلبعليهالسلام حجت الهی و جناب ابوطالبعليهالسلام وصی ایشان بوده است. طبق روایت ودایع انبیاء، عصای حضرت موسیعليهالسلام و انگشتر حضرت سلیمانعليهالسلام و... توسط عبدالمطلبعليهالسلام به ابوطالبعليهالسلام سپرده شد که ایشان آنها را به خاتم الانبیاءصلىاللهعليهوآلهوسلم سپردند.(۳)
ابن اثیر جزری شافعی می گوید: اهل بیتعليهمالسلام بر ایمان ابوطالبعليهالسلام اجماع دارند و اجماع اهل بیتعليهمالسلام حجّت است.
____________________
۱. نفائح العلام: ص ۱۵۸. قلائد النحور: ج رجب، ص ۲۸۴. منتخب التواریخ: ص ۴۳. شرح احقاق الحق: ج ۲۹، ص ۶۱۴. وقائع الشهور: ص۱۰۱، ۱۳۱، ۲۱۱. اسد الغابه: ج ۱، ص ۱۹.
۲. بحارالانوار: ج۳۵ ص۱۳۸، ۱۸۲. عمدة الطالب: ص۲۱، ۲۳.
۳. کافی: ج۱ ص۴۴۵. کمال الدین: ص۶۶۵. بحارالانوار: ج۱۷ ص۱۳۹، ج۳۵ ص۷۳. الغدیر: ج۷ ص۳۹۴.
علامه طبرسی می گوید: اهل بیتعليهمالسلام اجماع دارند بر ایمان ابوطالبعليهالسلام و اجماع اهل بیتعليهمالسلام حجت است؛ چون آن بزرگوار یکی از ثقلین هستند که پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم امر به تمسک به آن دو نموده اند.(۱)
کتب زیادی در ایمان حضرت ابوطالبعليهالسلام تألیف شده که اولین آنها در سال ۶۳۰ ه نوشته شده است. از آن زمان تاکنون کتبی به زبانهای مختلف در ایمان، عظمت و بزرگی آن بزرگوار تألیف و چاپ شده است که بر اهل تحقیق پوشیده نیست.(۲) حضرت رضاعليهالسلام در جواب حضرت عبدالعظیم حسنیعليهالسلام می فرمایند: «اگر تو در ایمان ابوطالبعليهالسلام شک کنی جایگاهت بخ سوی آتش جهنم است.»(۳)
اشعار حضرت ابوطالبعليهالسلام در حمایت از پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم ، اشعار منسوب به امیرالمؤمنینعليهالسلام هنگام رحلت ابوطالبعليهالسلام و کلمات آن بزرگوار به قریش در مسجد الحرام هنگام سوء قصد قریش نسبت به پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم ، و کلمات آن حضرت هنگام رحلت، کلمات آن حضرت در طلب یاران همه دلالت دارد بر اینکه دارای ایمانی منحصر بفرد بوده است که در روایات تشبیه به ایمان اصحاب کهف شده است. بعضی از ابیات امیرالمؤمنینعليهالسلام در مرثیه آن بزرگوار نیز دلالت بر افضلیت آن بزرگوار بر حمزه دارد.
اصبغ بن نباته می گوید: امیرالمؤمنینعليهالسلام فرمود: «بخدا قسم هرگز پدرم و جدم عبدالمطلب و هاشم و عبد مناف عبادت بت نکرده اند ». گفتند: «پس چه را عبادت می کردند؟ فرمودند: به سوی کعبه نماز می خواندند و بر دین ابراهیم و به آن متمسک بودند.»(۴)
____________________
۱. بحار الانوار: ج۳۵ ص۱۳۹-۱۳۸. تفسیر مجمع البیان: ج۴ ص۳۱. الغدیر: ج۷ ص۳۸۵.
۲. ر.ک: الغدیر: ج۷ ص ۴۰۹- ۳۳۰. بحار الانوار: ج۳۵ ص۱۷۹-۶۸. قلائد النحور: ج رجب، ص ۲۸۴، ۲۸۹، ۳۱۴، ۳۱۷، ۳۱۸، ۳۲۲. منتخب التواریخ: ص ۱۱۴ -۱۱۳. وقایع الایام: ج ۱، ص ۳۰۶-۲۸۷. ابوطالبعليهالسلام حامی الرسولصلىاللهعليهوآلهوسلم . شرح نهج البلاغة: ج۱۴ ص۸۵-۶۶.
۳. بحار الانوار: ج۳۵ ص۱۱۱. الغدیر: ج۷ ص۳۹۵. ایمان ابی طالبعليهالسلام (علامه امینی): ص۹۰.
۴. کمال الدین: ص۱۷۵. بحار الانوار: ج۱۵ ص۱۴۴، ج۳۵ ص۸۱. الغدیر: ج۷ ص۳۸۷. وقائع الایام: ج۱ ص۳۰۶-۲۹۰.
ابن ابی الحدید در ضمن اشعاری می گوید: اگر ابوطالب و پسرش نبودند، از دین اثری نبود که اینچنین استوار شود. ابوطالب در مکه از پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم حمایت کرد و پسرش در مدینه بی دریغ از پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم حمایت و دفاع می نمود.(۱)
هنگامی که حضرت امیرالمؤمنینعليهالسلام خبر وفات ابوطالبعليهالسلام را به پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم داد، آن حضرت به شدت ملول و محزون شدند و فرمودند: «یا علی برو و او را غسل و حنوط و کفن کن و چون بر روی سریر نهادی به من خبر بده». هنگامی که آن حضرت دستورات پبامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم را انجام داد و پدر بزرگوار را بر روی سریر گذاشت، پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم خودشان تشریف آوردند و چون نظر مبارکشان بر نعش عموی بزرگوارشان افتاد، رقت و حزن به آن حضرت دست داد و فرمودند: «ای عمو، صله رحم و مهربانی کردی و جزای خیر دیدی. ای عمو، در کوچکی مرا کفالت کردی و در بزرگی مرا نصرت و حمایت نمودی ».
با رحلت ابوطالب جبرئیلعليهالسلام نازل شده به پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم عرض کرد: «یاور تو از دنیا رفت، هجرت کن ».(۲)
امام باقرعليهالسلام می فرمایند: «اگر ایمان حضرت ابوطالبعليهالسلام در یک کفه ترازو قرار گیرد و ایمان این خلق در کفه دیگر قرار گیرد حتماً ایمان او بالاتر است». سپس فرمودند: «آیا نمی دانید که امیرالمؤمنینعليهالسلام در زمان حیات خود نائب می گرفت که برای عبدالله و
____________________
۱. شرح نهج البلاغه (ابن ابی الحدید): ج ۱۴، ص ۸۴-۷۰. الغدیر: ج۷ ص۳۸۷. در وقایع الایام: ج ۱، ص ۲۸۹ می گوید: به گفته سیوطی احادیثی که جسارت به آن بزرگوار کرده اند، از موضوعات زمان معاویه و غیر آن است، برای شادی شجره ملعونه بنی امیه، و منجمله از راویان آن مغیره بن شعبه است که در عداوت و دشمنی با بنی هاشم شهره آفاق است.
۲. بحار الانوار: ج۲۲ ص۲۶۱، ج۳۵ ص۱۲۵. ابوطالبعليهالسلام حامی الرسولصلىاللهعليهوآلهوسلم : ص۱۲۹. الغدیر: ج۷ ص۳۷۳، ۳۸۶. امالی صدوق: ص۴۸۹. شرح نهج البلاغة: ج۱۴ ص۷۶. تاریخ یعقوبی: ج۲ ص۳۵.
۳. کافی: ج۱ ص ۴۴۰، ۴۴۹. بحار الانوار: ج۱۹ ص۱۴، ۶۹، ج۲۲ ص۲۶۰، ج۳۵ ص۱۳۷، ۱۵۸. شرح نهج البلاغة: ج۴ ص۷۰، ج۱۴ ص۱۲۸.
آمنه و ابوطالبعليهمالسلام حج انجام دهند، و هنگام شهادت به اولاد خود وصیت فرمودند که نایب برای حج از طرف آن بزرگوران بگیرند».(۱)
امام صادق از پدرش از امام سجاد از پدرشعليهمالسلام نقل می کند که امیرالمؤمنین علیعليهالسلام در صحن مسجد نشسته و مردم اطرافش جمع بودند؛ که مردی بلند شد و پرسید: ای امیرالمؤمنینعليهالسلام ! تو در مقام و مرتبه ای هستی که خداوند تو را در آن جایگاه قرار داده، اما پدرت در آتش دوزخ شکنجه می شود!
امیرالمؤمنینعليهالسلام فرمود: «آرام باش! خدای داهنت بشکند! سوگند به آن کسی که محمدصلىاللهعليهوآلهوسلم را به حق مبعوث کرد! اگر پدرم برای تمام گناهکاران روی زمین شفاعت کند خداوند شفاعت او را می پذیرد. آیا پدرم در آتش معذب باشد و من که پسرش هستم تقسیم کننده بهشت و دوزخ باشم؟!
سوگند به آن کس که محمدصلىاللهعليهوآلهوسلم را به حق مبعوث کرد! روز قیامت نور ابوطالبعليهالسلام نور تمام آفریدگان را تحت الشعاع قرار می دهد مرگ پنج نور: نور محمدصلىاللهعليهوآلهوسلم ، نور من، نور فاطمهعليهاالسلام ، نور حسنعليهالسلام ، نور حسینعليهالسلام و نور امامان از فرزندان حسینعليهمالسلام . آگاه باش! نور ابوطالبعليهالسلام از نور ماست، که خداوند آن دو هزار سال پیش از آفرینش حضرت آدمعليهالسلام آفریده است».(۲)
۲۷ رجب
مبعث مبارک پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم درسن ۴۰ سالگی و آغاز نزول قرآن بر پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم در این روز
____________________
۱. بحار الانوار: ج۳۵ ص۱۶۵. الغدیر: ج۷ ص۳۸۰. الصحیح من السیرة: ج۳ ص۲۴۲. مستدرک الوسائل: ج۸ ص۷۰. شرح نهج البلاغة: ج۱۴ ص۶۸. شبیه این روایت را امام هادیعليهالسلام هم فرموده اند: مستدرک الوسائل: ج۸ ص۷۰، از الهدایة الکبری. مدینة المعاجز: ج۷ ص۵۳۵. وقایع الایام: ج۱ ص۳۰۳.
۲. مائة منقبة: ص۱۷۴. کنز الفوائد: ص۸۰. احتجاج: ج۱ ص۳۴۱. الغدیر: ج۷ ص۳۸۷. بحار الانوار: ج۳۵ ص۶۹، ۱۱۰. ابوطالبعليهالسلام حامی الرسولصلىاللهعليهوآلهوسلم : ص۲۰۷. الفضائل (شاذان بن جبرئیل قمی): ص۷۲.
بوده است.(۱)
این روز یکی از اعیاد بزرگ است، و روزی است که حضرت رسولصلىاللهعليهوآلهوسلم به رسالت مبعوث گردید و جبرئیلعليهالسلام بر پیامبری آن حضرت نازل شد. غیر شیعه مبعث را در ۱۷ یا ۱۸ یا ۲۴ ماه رمضان و بعضی در ۱۲ ربیع الاول می دانند.
در این روز صلوات بر پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم و اهل بیت آن حضرت و نیز زیارت آن حضرت و امیر المؤمنینعليهالسلام وارد شده است.(۲)
سالیان سال بود که از بعثت انبیاءعليهمالسلام می گذشت، و هر قوم و قبیله ای با عقیده های مختلف خود زندگی می کردند و در حجاز و مکه آن روز بسیاری بت می پرستیدند: بت سنگی، فلزی، چوبی، و گاهی از جنس خرما. دختران را زنده به گور می کردند. اکثر قبایل در حال جنگ و خونریزی بودند. دنیا غرق در گمراهی و ضلالت بود. تا اینکه چهل سال از ولادت با سعادت اشرف مخلوقات و سرور کائنات حضرت محمّد بن عبداللَّهصلىاللهعليهوآلهوسلم گذشت.خداوند آن حضرت را به پیامبری مبعوث فرمود ، و جبرئیل بر آن حضرت نازل شد و وحی های الهی را با آداب و مراسمی مخصوص به آن حضرت رسانید که در کتب روائی با سندهای مختلف ذکر شده است.
طبق بعضی روایات(۳) هنگامی که آن حضرت از کوه حرا بر می گشتند انوار جلال و عظمت ایشان را فرا گرفته بود، بحدی بود که هیچکس را یارای آن نبود که به آن حضرت نظر کند. از کنار هر درخت و گیاه و سنگ که می گذشت در برابر
____________________
۱. کافی: ج۴ ص۱۴۹. تهذیب الاحکام: ج۴ ص۳۰۵، چ۶ ص۲. اعلام الوری: ج ۱، ص ۴۶. مصباح المتهجد: ص ۷۵۰. مسار الشیعه: ص ۳۷. تاج الموالید: ص۶. العدد القویه: ص ۳۳۷. روضة الواعظین: ص۵۲. بحار الانوار: ج۱۸ ص۱۸۹، ج۹۴ ص۳۷، ۵۱، ج۹۷ ص۱۶۸.وسائل الشیعة: ج۸ ص۱۱۰، ج۱۰ ص۴۴۷. مستدرک الوسائل: ج۶ ص۲۸۸، ج۷ ص۵۱۸. تقویم المحسنین: ص۱۸. اختیارات: ص۳۷. زاد المعاد: ص ۳۶. فیض العلام: ص ۳۲۸.
۲. زاد المعاد: ص ۴۰. بحار الانوار: ج۹۷ ۱۶۸، ۳۷۷.
۳. منتهی الآمال: ج۱ ص۴۷.
آن حضرت خم می شدند و به زبان فصیح می گفتند: «السّلام علیک یا نبی اللَّه، السّلام علیک یا رسول اللَّه ».
هنگامی که آن حضرت داخل خانه حضرت خدیجهعليهاالسلام شدند، از شعاع انوار جمال آن حضرت خانه منور شد. خدیجهعليهاالسلام عرض کرد: ای محمّد، این چه نور است که از شما مشاهده می کنم؟ آن حضرت فرمودند: این نور پیامبری است. سپس خطاب به حضرت خدیجهعليهاالسلام فرمودند: بگو: «لا اله الا اللَّه محمّد رسول اللَّه ». خدیجهعليهاالسلام عرض کرد: سالهاست من پیامبری شما را می دانم. سپس به وحدانیت خداوند متعال و رسالت پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم شهادت داد.
در این هنگام آن حضرت فرمودند: «ای خدیجه! احساس سرما می کنم. جامه ای بر من بپوشان ». حضرت جامه بر خود کشید و خوابی د. از جانب حقتعالی ندا رسید:( يَا أَيُّهَا الْمُدَّثِّرُ * قُمْ فَأَنْذِرْ * وَرَبَّكَ فَكَبِّرْ... ) (۱) ؛ «ای جامه به خود پیچیده، برخیز و بترسان مردم را از عذاب پروردگار خود، و تکبیر بگو و پروردگارت را به بزرگی یاد کن».
آن حضرت برخاست و انگشت مبارک در گوش خود گذاشت و فرمود: «اللَّه اکبر، اللَّه اکبر » پس صدای آن حضرت به همه موجودات رسید، و همه با او موافقت کردند.(۲)
پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم سه سال پنهانی مردم را به خدای یکتا دعوت می فرمود، و پس از سه سال جبرئیل آمد و عرض کرد: «خداوند متعال امر فرموده که دعوت خویش را آشکار فرمایی ». سپس آن حضرت از کوه صفا بالا رفتند و مردم را انذار فرمودند و دعوت خود را علنی نمودند.(۳)
____________________
۱. سوره مدّثر: آیه ۳-۱.
۲. بحار الانوار: ج ۱۸، ص ۱۹۷- ۱۹۶. منتهی الامال: ج ۱، ص ۴۷. شجرة طوبی: ج۲ ص۲۲۷. العدد القویة: ص۳۳۸. تاریخ دمشق: ج۶۳ ص۱۸.
۳. بحار الانوار: ج۱۸ ص۱۸۶ -۱۷۴.
۲۸ رجب
در این روز درسال ۶۰ ه امام حسینعليهالسلام از مدینه منوره متوجه مکه شدند.(۱) بنابر قولی شب ۲۹ رجب آن حضرت از مدینه خارج شدند.(۲) در این سفر همراه ایشان عقیله بنی هاشم زینب کبری، برادرشان حضرت ابوالفضل العباس، امّ کلثوم، علی اکبر و دیگر اهل بیتعليهمالسلام بودند. خواهران سیّد الشّهداءعليهالسلام با عقیله بنی هاشمعليهاالسلام ۱۳ نفر بودند.
بانوان دیگر از منسوبین حضرت، علیا مخدره امّ کلثوم صغری دختر زینب کبریعليهاالسلام که با شوهرش به کربلا آمد و دیگری خواهر امیرالمؤمنینعليهالسلام جمانه دختر ابوطالبعليهالسلام . همچنین۹ کنیز با حضرت از مدینه خارج شدند و۱۰ نفر غلام با حضرت بودند. چند نفر از همسران امام مجتبیعليهالسلام و۱۶ نفر از اولاد دختر و پسر امام مجتبیعليهالسلام و خانواده مسلم بن عقیلعليهالسلام و دیگر اصحاب و بستگان حضرت نیز همراه بودند.
لوازم و سواری هایی که داشتند عبارت بود از۲۵۰ اسب ،۲۵۰ ناقه .از این تعداد، ۷۰ ناقه برای حمل خیمه ها،۴۰ ناقه برای حمل دیگ و ظروف و ادوات ارزاق،۳۰ ناقه برای حمل مشکهای آب،۱۲ ناقه برای جامه ها و دراهم و دنانیر،۵۰ ناقه برای حمل۵۰ هودج تعبیه شده برای حمل مخدرات و علویات و اطفال و ذراری و خدمتگزاران و کنیزان، و بقیه شتران برای حمل وسائل مختلف که مورد لزوم بود.(۳)
____________________
۱. ارشاد: ج ۲، ص ۳۴. اعلام الوری: ج ۱، ص ۴۳۵. بحار الانوار: ج ۴۴، ص ۳۲۶. روضة الواعظین: ص۱۷۱. اختیارات: ص۳۷. وقائع الایام: ج۱ ص۳۳۶. مقتل الحسینعليهالسلام : ص ۷. تاریخ طبری: ج۴ ص۲۵۲.
۲. فیض العلام: ص ۳۲۹.
۳. از کتاب مدینه تا مدینه: ص ۷۷ تا ۹۰. برای اطلاع بیشتر به کتابهای «بیت الاحزان» عبدالخالق بن عبدالرحیم یزدی، قمقام زخار، معالی السبطین، (ابومخنف)، ریاض القدس، بحار الانوار، تاریخ اعثم کوفی مراجعه شود.
در این روز اولین کسی که بعد از بعثت با پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم نماز خواند، امیرالمؤمنینعليهالسلام بود. روز دوشنبه ۲۷ رجب پیامبر پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم مبعوث شدند و در۲۸ رجب حضرت امیرالمؤمنینعليهالسلام با آن حضرت نماز اقامه فرمودند.(۱)
آخر رجب
در این روز در سال ۱۵۰ ه(۲) نعمان بن ثابت مشهور به ابوحنیفه رئیس حنفی ها در بغداد مرد و در همان شهر مدفون شد.
در روز جمعه آخر ماه رجب سال ۲۰۴ ه محمّد بن ادریس شافعی در مصر مرد.(۳) او در روز وفات ابوحنیفه به دنیا آمد(۴) و مدت ۴ سال در شکم مادر بود. جای تعجب است که پدر شافعی چهار سال قبل از ولادت او مرده بود و او در ولادت به احترام حیات ابوحنیفه تأخیر کرد!!(۵)
____________________
۱. مناقب آل ابی طالبعليهالسلام : ج۲ ص۲۱. بحار الانوار: ج۳۸ ص۲۸۸ - ۲۰۱. الغدیر: ج۳ ص۲۴۳ - ۲۲۴. روضة الواعظین: ص۸۵. مناقب امیرالمؤمنینعليهالسلام : ج۱ ص۲۵۹، ۲۸۵. استیعاب: ج۳ ص۱۰۹۵. وقالع الایام: ج رجب، ص۲۴۷. منتخب التواریخ: ص۴۲. تذکرة الخواص: ص۱۰۳. شرح نهج البلاغة: ج۴ ص۱۱۹، ج۱۳ ص۲۴۴. مستدرک حاکم: ج۳ ص۱۱۲، ۱۸۳. المعجم الکبیر: ج۱ ص۳۲۰. تاریخ دمشق: ج۴۲ ص۲۹-۲۷. تاریخ طبری: ج۲ ص۵۵.
۲. وقایع المشهور: ص ۱۳۲. وقائع الایام: ج۱ ص۳۶۵. تتمة المنتهی: ص۲۸۶. مراقد المعارف: ج۱ ص۹۵.
۳. روضات الجنات: ج ۷، ص ۲۵۹. تتمه المنتهی: ص ۲۵۸. مستدرک سفینة البحار: ج۵ ص۲۲۳. وقائع الشهور: ص۱۳۲. فیض العلام: ص۲۱۳. تاریخ دمشق: ج۵۱ ص۲۷۹، ۴۳۲. الکامل فی ضعفاء الرجال: ج۱ ص۱۱۷. تاریخ بغداد: ج۲ ص۶۸. الکاشف فی معرفة من له روایة فی کتب الستة: ج۲ ص۱۵۵. المجموع: ج۱ ص۷. کتاب الام: ج۱ ص۱۴ (مقدمه). تدریب الراوی: ج۲ ص۳۶۰.
۴. تتمة المنتهی: ۲۸۶. وقائع الایام: ج۱ ص۳۶۵. شجرة طوبی: ۱ ص۶۹. سیر اعلام النبلاء: ج۱۰ ص۱۲.
۵. الانوار النعمانیة: ج۲ ص۱۷۷. روضات الجنات: ج۷ ص۲۵۸. تتمة المنتهی: ص۲۸۶. وقائع الایام: ج۱ ص ۳۹۰ -۳۸۹. وقائع الشهور: ص۱۳۲.
در آخر این ماه در سال دوم هجرت غزوه نخله به وقوع پیئست.(۱)
تتمه رجب
در این ماه ۵ سال بعد از بعثت؛ به امر پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم مسلمانان به سرپرستی جعفر بن ابی طالبعليهالسلام به حبشه هجرت نمودند.(۲)
در این ماه در سال ۹ هپادشاه حبشه رحلت نمود.(۳)
در آن روز پیامبر پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم فرمود: «امروز مردی صالح از جهان رحلت نمود. برخیزید تا بر او نماز بگذاریم». در این هنگام جنازه نجاشی بر پیامبر پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم ظاهر شد و آن حضرت بر او نماز گذاردند.(۴)
در این ماه در سال ۳۷ یا ۳۸ ه صحابی جلیل القدر؛ بزرگ فرمانده لشکر امیرالؤمنینعليهالسلام ابوابراهیم مالک اشتر نخعی در قُلزم مصر به دستور معاویه مسموم
____________________
۱. بحار الانوار: ج۱۹ ص۱۷۴، ۱۸۹. الصحیح من السیرة: ج۴ ص۳۳۵.
۲. بحار الانوار: ج۱۸ ص ۴۲۲- ۴۱۲. مستدرک سفینة البحار: ج۵ ص۲۰۳. طبقات الکبری: ج۱ ص۲۰۴. تاریخ طبری: ج۲ ص۶۹.
۳. بحار الانوار: ج ۲۱، ص ۳۶۹. السیرة النبویة (ابن کثیر): ج۴ ص۷۴. تنویر الحوالک» ص۲۳۵.
۴. مکاتیب الرسولصلىاللهعليهوآلهوسلم : ج۲ ص۴۳۸. بحار الانوار: ج۱۸ ص۱۳۰، ۴۱۱. منتهی الامال: ج ۱، ص ۹۳. البدایة و النهایة: ج۳ ص۹۸.
شد و به شهادت رسید.(۱) قبر شریف آن بزرگوار در قُلزم است که بناء و گنبد کوچکی نیز دارد.(۲)
مالک اشتر از امرای لشکر امیرالمؤمنینعليهالسلام در جنگ صفین بود. آن بزرگوار نزد امیرالمؤمنینعليهالسلام جلیل القدر و عظیم المنزله بود، و در عظمت او همین بس که امیرالمؤمنینعليهالسلام در فرمایشی درباره مالک می فرمایند: «مالک برای من چنان بود که من برای رسول خداصلىاللهعليهوآلهوسلم بودم».(۳) و در کلامی دیگر امیرالؤمنینعليهالسلام خطاب به اصحابشان می فرمایند: «ای کاش دو نفر مانند مالک بین شما بود؛ بلکه ای کاش یک نفر مثل مالک بین شما بود...».(۴)
عهدنامه حضرت به مالک اشتر از طولانی ترین عهدنامه های حضرت است که مشتمل بر لطائف و محاسن بسیار و پند و حکمت بی شمار برای استانداران و امراء است.
مالک از طرف امیرالمؤمنینعليهالسلام امیر بر موصل و نصیبین و دارا و سنجار و هیت و عانات بود، و آخر الامر حضرت مالک را به مصر فرستادند و نامه ای به مردم مصر نوشتند که در آن نامه در شأن مالک مدح فراوانی نموده مردم را به اطاعت از او دستور داده بودند، اما معاویه چون از آمدن مالک با خبر شد به دهقان عریش نوشت که اگر مالک را مسموم کند خراج ناحیه اش را مادم العمر به او بدهد. دهقان عریش هم چون فهمید مالک عسل بسیار دوست دارد شربت عسل مسمومی درست کرد و برای مالک آورد و اوصاف و فوائد آن را بیان کرد. مالک عسل را میل نمود و از شدت سم
____________________
۱. تاریخ دمشق: ج۵۶ ص۳۷۸.
۲. مراقد المعارف: ج۲ ص۲۲۳.
۳. خلاصة الاقوال: ص۲۲۷. بحارالانوار: ج۴۲ ص۱۷۶. الغدیر: ج۹ ص۴۰. شرح نهج البلاغة: ج۲ ص۲۱۴، ج۱۵ ص۹۸. ینابیع المودة: ج۲ ص۲۸.
۴. بحار الانوار: ج۳۲ ص۵۴۷، ج۳۳ ص۳۱۰. وقعة صفین: ص۵۲۱. شرح نهج البلاغة: ج۲ ص۲۴۰. ینابیع المودة: ج۲ ص۲۱.
بلافاصله جان داد و در قلزم دفن شد. شهادت مالک اشتر به دست نافع غلام معاویه هم نقل شده است.
معاویه هنگامی که خبر شهادت مالک را شنید از شادی نزدیک بود پرواز کند. او در شام خطبه ای خواند و در آن گفت: علی بن ابی طالبعليهالسلام دو دوست داشت؛ یکی در صفین قعظ شد (عمار بن یاسر)، و یکی امروز (مالک).(۱)
____________________
۱. اختصاص: ص۸۱. بحار الانوار: ج۳۳ ص۵۹۱. الغدیر: ج۱۱ ص۶۲. النصاوح الکافیة لمن یتولّی معاویة: ص۸۷. تاریخ طبری: ج۴ ص۷۲.
۸ شعبان المعظم
ماه شعبان ماه سرور شیعه به قدوم امامان معصومعليهمالسلام است. روزهای ۲، ۳، ۴، ۵، ۹، ۱۰، ۱۱، ۱۵، ۱۸، ۱۹ این ماه روزهای مهمی از تاریخ اسلام است.
ولادت امام حسینعليهالسلام ، امام زین العابدینعليهالسلام ، حضرت بقیه اللَّه الاعظمعليهالسلام ، حضرت عباسعليهالسلام و حضرت علی اکبرعليهالسلام مهم ترین اخبار سراسر سرور در این ماه هستند. مرگ حفصه و مغیره بن شعله نیز دو خبر مسرور کننده در این ماه اند.
از سوی دیگر شهادت سعید بن جبیر، وفات علی بن محمّد سمری و حسین بن روح نوبختی دو نائب امام زمانعليهالسلام روزهای حزن این ماه اند.
جنگ بنی سعد جنگ رخ داده در این ماه است. آغاز وجوب روزه یک روز تاریخی در زمینه احکام اسلامی است. ورود امام حسینعليهالسلام به مکه، آخرین توقیع امام زمانعليهالسلام و شناساندن امام زمانعليهالسلام به شیعیان نیز سرآغاز تحولات عظیمی در تاریخ اسلام اند.
۲ شعبان
در این روز در سال دوم هجری روزه ماه مبارک رمضان واجب شد.(۱)
در این روز در سال ۲۵۵ ه معتز باللَّه به درک واصل شد. نام او زبیر یا محمّد بود که بعد از پسر عمویش مستعین به خلافت رسید. از بزرگترین جرائم او این بود که امام هادیعليهالسلام را به شهادت رساند، و چون ترس آن داشت که مؤید بر ضد او قیام کند او را در لحاف مسموم پیچید و دو طرف آن را بست تا در ۲۳ رجب مرد.
او پیوسته سر کردگان اتراک را می کشت تا در روز مبعث سال ۲۵۵ ه عده ای به سر کردگی صالح بن وصیف دور معتز را گرفتند و توبیخ و سرزنش کردند و از او مطالبه اموال کردند، و او را از حجره بیرون کشیدند و در آفتاب گرم بپای داشتند که از شدت گرما تکیه بر یک پا می کرد و او را پیوسته می زدند تا اینکه در ۲۷ رجب خود را از خلافت خلع کرد. سپس سه روز به او آب و غذا ندادند تا مرد، و به قولی دیگر او را با آب جوش تنقیه کردند. بعضی گفته اند: او را پنج روز در گرمابه بدون آب و غذا حبس کردند و روز آخر آب نمک یا آب برفی به او دادند و به این سبب کشته شد.(۲)
۳ شعبان
در این روز درسال ۴ ه آقای شهیدان و سرور و سالار شیعیان و دلباختگان، اشک
____________________
۱. مسار الشیعه: ص ۳۷. توضیح المقاصد: ص ۱۹. تقویم المحسنین: ص۱۸. اختیارات: ص۳۷.
۲. توضیح المقاصد: ص۱۹. تتمه المنتهی: ص ۳۴۰ - ۳۴۳. فیض العلام: ص ۳۳۶. تاریخ بغداد: ج۲ ص۱۲۴. تاریخ طبری: ج۷ ص۵۲۵.
هر مؤمن، امام زاهد عابد، شهید غریب، عطشان نینوا حضرت اباعبداللَّه الحسین الشهیدعليهالسلام عالم را به نور خود منور فرمود.(۱) اقوال دیگر در ولادت آن حضرت پنجم شعبان(۲) و ۱۳ ماه رمضان(۳) و آخر ربیع الاول سال ۳ هـ(۴) و پنجم جمادی الاولی(۵) و دوازدهم رجب است.(۶)
نام مبارک آن حضرت در توراتشبیر و در انجیلطاب است. پدرشان مولانا و مقتدانا امیرالمؤمنین علی بن ابی طالبعليهالسلام و مادرشان حضرت ولیه اللَّه و حبیبته خاتون دو سرا صدیقه کبری فاطمه زهراعليهاالسلام است.
کنیه آن حضرتابو عبداللَّه و کنیه خاص آن حضرت ابوعلی است. القاب حضرت الشهید، السعید، السبط الثانی، الامام الثالث، الرشید، الطیب، الوفی، السید، الزکی، المبارک، تابع لمرضات اللَّه است.(۷)
____________________
۱. اعلام الوری: ج ۱، ص ۴۲۰. مسار الشیعه: ص ۳۷. مصباح المتهجد: ص ۷۵۸. تقویم المحسنین: ص۱۸. مصباح کفعمی: ج ۲، ص ۵۹۸. کشف الغمه: ج ۲، ص ۳. بحار الانوار: ج ۴۴، ص ۲۰۲ - ۲۰۰، ج ۹۴، ص ۷۹، ج ۹۸، ص ۳۴۷. تاریخ قم: ص۱۹۵. فیض العلام: ص ۳۳۷. زاد المعاد: ص ۵۶. اختیارات: ص۳۷. اقبال ج۳ ص۳۰۳. مختصر بصائر الدرجات: ص۳۵. مزار مشهدی: ۳۹۷. شرح احقاق الحق: ج۳۳ ص۵۷۶.
۲. ارشاد: ج ۲، ص ۲۷. کشف الغمه: ج ۲، ص ۳. تاج الموالید: ص۲۸. بحارالانوار: ج۴۳ ص۲۳۷ريال ج۴۴ ص۲۰۲-۲۰۰. مصباح المجتهد: ص۷۸۲. روضة الواعظین: ص۱۵۳.
۳. بحار الانوار: ج ۴۴، ص ۲۰۲. الدروس الشرعیة: ج۲ ص۸.
۴. تهذیب الاحکام: ج۶ ص۴۱. توضیح المقاصد: ص۱۰. بحارالانوار: ج۴۴ ص۲۰۰. فیض العلام: ص۲۲۶. الدروس الشرعیة: ج۲ ص۸. اعلام الوری: ج۱۰ ص۴۲۰.
۵. دلائل الامامة: ص۲۳۵. بحارالانوار: ج۴۴ ص۲۰۲.
۶. اربعین ماحوزی: ص ۳۶۸. مدینة المعاجز: ج۳ ص۴۲۶. منتخب طریحی: ص۱۵۱. مجمع النورین: ص۱۵۹. نور الابصار: ص۱۸۶.
۷. بحار الانوار: ج ۴۳، ص ۲۳۸-۲۳۷. مناقب آل ابی طالبعليهمالسلام : ج۴ ص۸۶-۸۵. دلائل الامامة: ص۱۸۱. شجرة طوبی: ج۲ ص۲۵۹.
هنگامی که خبر ولادت آن حضرت به پیامبر گرامی پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم رسید، به خانه امیرالمؤمنینعليهالسلام آمدند و به اسماء فرمودند تا مولود را بیاورد. اسماء حضرت را در پارچه ای سفید پیچید و خدمت رسول اکرم پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم آورد. پیامبر پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم در گوش راست آن حضرت اذان و در گوش چپ اقامه فرمودند.
روز اول یا هفتم ولادت امین وحی الهی جبرئیل فرود آمد و عرض کرد: «سلام خداوند بر تو باد ای پیامبر، این نوزاد را به نام پسر کوچک هارون شبیر نام بگذار، که به عربی حسین گفته می شود. چون علی عليهالسلام برای شما بسان هارون برای موسی بن عمران است، جز آنکه شما خاتم پیامبرانی .»(۱)
به این ترتیب نام پر عظمت «حسین » از جانب پروردگار برای دومین فرزند فاطمهعليهاالسلام انتخاب شد. در این روز ملائکه آسمانها برای عرض تهنیت به مناسبت این ولادت خدمت پیامبر پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم رسیدند و از خاک قبر آن بزرگوار برای پیامبر پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم آوردند و به آن حضرت تعزیت نیز گفتند.
یکی از معجزات روز ولادت آن حضرت این بود کهفطرس ملک (۲) یادردائیل (۳) پناه به آن امام مظلوم برد و خداوند او را بخشید و او را به مقام قبلی اش باز گردانید.
آن حضرتشش سال و چند ماه با جد گرامی خود رسول اکرم پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم بود. مدتسی
____________________
۱. امالی شیخ طوسی: ج ۱، ص ۳۶۷. معانی الاخبار: ص ۵۷. تاج الموالید: ص۲۹. بحارالانوار: ج۴۳ ص۲۳۸، ۲۳۹، ج۴۴ ص۲۵۰. جواهر السنیة: ص۲۳۹.
۲. بصائر الدرجات: ص۸۸. کامل الزیارات: ص۱۴۰. امالی صدوق: ص۲۰۱. دلائل الامامة: ص۱۹۰. عیون المعجزات: ص۶۰. السرائر: ج۳ ص۵۸۰. الثاقب فی المناقب: ص۳۳۸. الخراوج و الجرائح: ج۱ ص۲۵۳. بحار الانوار: ج۴۳ ص۲۴۴، ۲۵۱، ج۴۴ ص۱۸۲، ج۵۰ ص۶۶.
۳. کمال الدین: ص۲۸۳. مدینة المعاجز: ج۳ ص۴۳۳. بحار الانوار: ج ۴۳، ص ۲۴۸. غایة المرام: ج۱ ص۱۴۸، ج۲ ص۱۶۸، ۲۶۳. فیض العلام: ص ۳۳۷.
سال با پدر بزرگوار خود مولای متقیان امیر مؤمنانعليهالسلام زندگی کرد، و در جمل، صفین و نهروان شرکت داشت.(۱)
در دوران زمامداری غاصبانه عمر، امام حسینعليهالسلام درسن ده سالگی وارد مسجد شد و خلیفه دوم را بر منبر پیامبر پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم مشاهده کرد که سخن می گفت. از منبر بالا رفت و فریاد زد: «ای دروغگو! از منبر پدرم رسول خدا صلىاللهعليهوآلهوسلم فرود آی نه منبر پدرت »!(۲)
بعد از شهادت امیرالمؤمنینعليهالسلام همراه و شریک رنجهای امام حسنعليهالسلام بود، و شاهد بود که معاویه و دیگر منافقین و کافران چگونه دهان آلوده خود را به بدگوئی پدر بزرگوارش امیرالمؤمنین و برادرش امام حسنعليهماالسلام می گشایند.
پس از آنکه امام مجتبیعليهالسلام را مظلومانه شهید کردند، امامت به آن وجود سراپا جود رسید، و بعد از مصائب و اذیتها و زخم زبانها، در روز عاشورا آن حضرت را به شهادت رسانیدند.
در این روز توقیع مبارک از ناحیه امام زمانعليهالسلام در رابطه با ولادت امام حسینعليهالسلام بهقاسم بن علاء همدانی صادر شد.(۳)
در شب جمعه سوم شعبانسال ۶۰ هـ امام حسینعليهالسلام وارد مکه شدند و تا ذی الحجه در آنجا اقامت داشتند.(۴)
____________________
۱. الاصابة: ج ۲، ص ۶۹.
۲. کلمات الامام الحسینعليهالسلام : ص۱۲۰ - ۱۱۶. بحارالانوار: ج۲۸ ص۲۳۲، ج۳۰ ص۴۷، ۵۱. شرح احقاق الحق: ج۱۱ ص۴۲۵. الغدیر: ج۷ ص۱۲۶. الاصابة: ج۲ ص۶۹. کنز العمال: ج۱۳ ص۶۵۴. تاریخ دمشق: ج۱۴ ص۱۷۵، ۱۷۶. تذکرة الخواص: ص۲۳۴. معرفة الثقات: ج۱ ص۳۰۲. ینابیع المودة: ج۲ ص۴۲، ۴۶۶.
۳. مصباح المتهجد: ص ۷۵۸. مستدرک الوسائل: ج۷ ص۵۳۸. بحارالانوار: ج۴۴ ص۲۰۱، ج۹۴ ص۷۹.
۴. ارشاد: ج ۲، ص ۳۵. بحارالانوار: ج۴۴ ص۳۳۲. کلمات الامام الحسینعليهالسلام : ص۳۰۵. فیض العلام: ص ۳۳۸. تاریخ طبری: ج۴ ص۲۸۶.
۴ شعبان
در این روز درسال ۲۶ هـ علمدار کربلا سقای نینوا حضرت قمر منیر بنی هاشم ابوالفضل ال عباسعليهالسلام به دنیا آمد.(۱)
نام مشهور آن حضرت عباسعليهالسلام است. به آن حضرتابوالفضل، ابوالقربه، قمر بنی هاشم، باب الحوائج، عبد صالح و سقا می گویند.(۲) پدرشان حضرت امیرالمؤمنین علی بن ابی طالبعليهالسلام ، و مادرشان حضرتامّ البنین فاطمه عليهاالسلام دختر حزام کلابیه است.
آن حضرت خوش سیما و زیبا رو بود و به همین جهت به ماه بنی هاشم ملقب شد. قامتی بلند و بازوهائی قوی داشت و بر اسب که می نشست و پا در رکاب می نمود زانوی آن حضرت تا گردن اسب می رسید. مظهر جلال و جبروت حضرت کردگار بود، و در شجاعت و صفات بعد از امام حسن و امام حسینعليهماالسلام سر آمد اولاد امیرالمؤمنینعليهالسلام بود.آن حضرت سپهسالار و علمدار مظلوم کربلا بود .(۳)
روزی امام سجادعليهالسلام به عبید الله فرزند حضرت عباسعليهالسلام نگاه کرد و اشک چشمان مبارکش را فرا گرفت و فرمود: «روزی بر رسول خداصلىاللهعليهوآلهوسلم سختر تر از روز اُحُد نبود که عمویش حمزهعليهالسلام در آن شهید شد، و بعد از آن موته بود که عموزاده اش جعفر بن ابی طالبعليهالسلام شهید شد.» سپس فرمود: «و لا یوم کیوم الحسینعليهالسلام ...»: «روزی چون روز حسینعليهالسلام نبود؛ که سی هزار مرد که گمان می کردند از این امتند دور او را گرفتند و هر کدام با کشتن او به خدا تقرب می جستند و او خداوند را به آن ها یادآوری می نمود ولی پند نمی گرفتند تا او را به ستم و ظلم و عدوان کشتند.»
____________________
۱. خصائص العباسیه: ص ۶۶. قمر بنی هاشمعليهالسلام (مقرّم): ص ۱۸، از انیس الشیعة. مستدرک سفینة البحار: ج۵ ص۲۱۱. الوقایع و الحوادث: ج محرم، ص ۴۰۰.
۲. العباسعليهالسلام : ص ۱۶۴. مرحوم مقرم به نقل از مدارک تاریخی گفته که لقب آن حضرت سقا بوده است.
۳. بحارالانوار: ج ۴۵ ص۳۹. مقاتل الطالبیین: ص۵۶.
آنگاه فرمود: «خداوند عباسعليهالسلام را رحمت کند که جانبازی کرد و حوب امتحان داد و در راه برادر خود مبتلا ساخت و خود را فدای برادر نمود تا دو دستش قطع شد. خداوند در عوض به او دو بال داد که فرشتگان در بهشت پرواز می کند چنان که به جعفر بن ابی طالبعليهالسلام عطا نمود. حضرت عباسعليهالسلام نزد خداوند متعال منزلت و مقامی دارد که تمام شهدای اولین و آخرین در روز قیامت تمنای مقامش را می نمایند.»(۱)
در زیارت وارده از حضرت صادقعليهالسلام خطاب به آن حضرتعليهالسلام می گوییم: «سلام الله و سلام ملائکته المقرّبین و اَنبیائه المرسلین و عباده الصالحین و جمیع الشهداء و الصدیقین... علیک یابن اَمیرالؤمنین... و لعن الله من جهل حقّک و استخفّ بحرمتک و لعن الله من حال بینک و بین ماء الفرات...».(۲)
۵ شعبان
در این روز درسال ۳۸ هـ در زمان امیرالمؤمنینعليهالسلام آقا و مولایمان حضرت سیّد السّاجدین زین العابدین علی بن الحسینعليهالسلام به دنیا آمد.(۳) آن حضرت در روز شنبه در منزل حضرت زهراعليهاالسلام به دنیا آمدند.(۴)
نام آن حضرت «علی» است، و مشهورترین لقب مبارکشزین العابدین و سجادعليهالسلام است. پدرشان سرور شهیدان حضرت اباعبداللَّه الحسینعليهالسلام ، و مادرشان حضرت
____________________
۱. امالی صدوق: ص۵۴۷. بحار الانوار: ج۴۴ ص۲۹۸. خصال: ص۶۸. انوار العلویة: ص۴۴۲. مقتل الحسینعليهالسلام (ابی مخنف): ص۱۷۶.
۲. کامل الزیارات: ص۴۴۰. بحارالانوار: ج۹۸ ص۲۱۷، ۲۷۷. مزار شیخ مفید: ص۱۲۱. مصباح المجتهد: ص۶۶۸. تهذیب الاحکام: ج۶ ص۶۶.
۳. کشف الغمة: ج ۲، ص ۷۴. توضیح المقاصد: ص ۲۰. توضیح المقاصد: ص۲۰. بحارالانوار: ج۴۶ ص۷، ۱۴. الدروس الشرعیة: ج۲ ص۱۲. شرح احقاق الحق: ج۱۲ ص۹، ۱۰.
۴. احقاق الحق: ج ۱۹، ص ۴۳۹.
شهربانو (شاه زنان)عليهاالسلام است.(۱)
امام سجادعليهالسلام دو سال از عمر با برکتش را با جدش امیرالمؤمنینعليهالسلام بود، و بقیه ء عمر شریفش همراه عموی مکرم و مظلومش امام مجتبیعليهالسلام و پدر والامقامش امام حسینعليهالسلام سپری شد. در واقعه جانسوز کربلا شاهد شهادت پدربرادر، عمو و بستگان و اصحابعليهمالسلام بود. همراه با عمه اش زینب کبریعليهاالسلام و دیگر اسرا به کوفه و شام رفتند.
در کوفه و شام جسارتها به آن حضرت و اهل بیتعليهمالسلام نمودند، ولی با خطبه هائی نورانی از امامت و عصمت اهل بیتعليهمالسلام دفاع فرمود. در کاخ یزید در حالیکه با چند تن دیگر از خاندان امامت به یک ریسمان بسته شده بودند، رو به یزید کرده فرمودند: «ما ظنّک برسول اللَّه لو رآنا موثقین فی الجبال ...»: «ای یزید ، چه گمان به پیامبر می بری اگر آن حضرت ما را این چنین در بند ببیند »؟(۲)
در ولادت آن حضرت اقوال دیگری به این ترتیب وجود دارد: ۱۹ ربیع الاول(۳) ، ۱۵ جمادی الاولی(۴) ، ۱۵ جمادی الاخر(۵) ، ۵ رجب، ۱۱ رجب، ۷ شعبان(۶) ، ۸ شعبان(۷) ، ۹ شعبان(۸) ، ۱۵ شعبان، ۵ رمضان.(۹) در روز ولادت هم اختلاف است که یکشنبه بوده
____________________
۱. کافی: ج۱ ص۴۶۷. عیون اخبار الرضاعليهالسلام : ج۲ ص۴۸. بحارالانوار: ج۴۶ ص۱۶ - ۷. عمدة الطالب فی انساب آل ابی طالبعليهمالسلام : ص۱۹۲.
۲. تذکرة الخواص: ص ۲۳۶. اللهوف: ص۲۱۳. مثیر الاحزان: ص۷۸. بحارالانوار: ج۴۵ ص۱۳۲. ترجمة الامام الحسینعليهالسلام من الطبقات: ص۸۳. تاریخ دمشق: ج۷۰ ص۱۵. معجم الکبیر: ج۳ ص۱۰۴. مجمع الزوائد: ج۹ ص۱۹۵. جواهر المطالب فی مناقب الامام علی بن ابی طالبعليهالسلام : ج۲ ص۲۹۴.
۳. شرح احقاق الحق: ج۱۳ ص۹۰.
۴. مسار الشیعه: ص ۳۱. تقویم المحسنین: ص۱۶. اختیارات: ص۳۵.
۵. تاج الموالید: ص۳۶. بحارالانوار: ج۴۶ ص۱۴.
۶. شرح احقاق الحق: ج ۱۹، ص ۴۳۹.
۷. شرح احقاق الحق: ج ۱۳، ص ۹۰.
۸. روضة الواعظین: ص۲۰۱. مناقب آل ابی طالبعليهمالسلام : ج۴ ص۱۸۹. فیض العلام: ص۳۴۱.
۹. شرح احقاق الحق: ج۱۹ ص۴۳۹. قلائد النحور: ج شعبان، ص ۳۸۹ -۳۸۸.
یا سه شنبه یا پنجشنبه یا جمعه؟ در سال ولادت هم اختلاف است که ۳۶ یا ۳۷ یا ۳۸ ه بوده است.(۱)
۹ شعبان
در این روز کههفتمین روز ولادت امام حسین عليهالسلام است، حضرت رسول گوسفندی را برای فرزندش به عنوان عقیقه قربانی کرد. سپس سر آن حضرت را تراشید و هم وزن موی سر او نقره صدقه داد.(۲)
۱۰ شعبان
در این روزابوجعفر سَمُری شش روز قبل از رحلتش، توقیعی از ناحیه مقدسه حضرت صاحب الامرعليهالسلام برای شیعیان آورد.(۳)
۱۱ شعبان
درسال ۳۳ هـ شبیه ترین مردم به خاتم الانبیاءصلىاللهعليهوآلهوسلم حضرت علی اکبرعليهالسلام به دنیا آمد.(۴)
____________________
۱. مناقب آل ابی طالبعليهمالسلام : ج۴ ص۱۸۹. قلائد النحور: ج شعبان، ص ۳۸۹-۳۸۸.
۲. حیاة الامام الحسینعليهالسلام : ج ۱، ص ۴۳-۳۰. اعلام الوری: ج ۱، ص ۴۲۰. روضة الواعظین: ص۱۵۵.
۳. کمال الدین: ص۵۱۶. الغیبة (شیخ طوسی): ص۳۹۵. بحار الانوار: ج۵۱ ص۳۶۱، ج۵۲ ص۱۵۱. قلائد النحور: ج شعبان، ص ۳۹۲. وقایع المشهور: ص ۱۴۰.
۴. علی اکبرعليهالسلام (مقرّم): ص۱۶-۱۵، به نقل انیس الشیعة. مستدر سفینة البحار: ج۵ ص۴۱۳.
نام آن حضرت «علی» پدرشان حضرت سیّد الشّهداءعليهالسلام ، مادرشانلیلی بنت مره ثقفی است. کنیه آن حضرت طبق فرمایش حضرت صادقعليهالسلام «ابا الحسن » است.(۱)
روایت بزنطی هم دلالت دارد که آن حضرت ازدواج کرده بودند.
در زیارت وارده از حضرت صادقعليهالسلام هم می خوانیم: «صَلَّی اللهُ عَلَیکَ وَ عَلی عِترَتِکَ وَ اَهلِ بَیتِکَ وَ آبائِکَ وَ اَبنائِکَ وَ اُمَّهاتِکَ الأَخیارِ الَّذینَ اَذهَبَ عَنهُم الرِّجس وَ طَهَّرَهُم تَطهیراً»(۲) و لفظ اَبناء در زیارت دلالت بر این دارد که آن حضرت حتی بیشتر از دو فرزند داشته است. در واقعه کربلا نزدیک ۲۷ سال از عمر مبارک آن حضرت گذشته بود.(۳)
۱۵ شعبان
درسال ۲۵۵ هـ شی جمعه ولادت خاتم الاوصیاء منتقم آل محمّدصلىاللهعليهوآلهوسلم ، آخرین امام بر حق و ولی مطلق خداوند حضرت بقیه اللَّه حجه بن الحسن عجل اللَّه تعالی فرجه الشریف واقع شده است.(۴)
در این شب آب زمزم زیاد می شود به گونه ای که همه می توانند رؤیت کنند(۵) ، ولی اکنون روی آن پوشیده است. در این شب برات آزادی از آتش برای افراد زیادی نوشته می شود، و آن را «شب برات » و «شب مبارک » و «شب رحمت » گویند.
____________________
۱. کامل الزیارات: ص ۲۴۰. بحار الانوار: ج۹۸ ص۱۸۶.
۲. کامل الزیارات: ص ۲۴۰. بحار الانوار: ج۹۸ ص۱۸۶.
۳. علی اکبرعليهالسلام «مقرم»: ص ۲۰-۱۶.
۴. کافی: ج۱ ص۵۱۴. ارشاد: ج ۲، ص ۳۳۹. اعلام الوری: ج ۲، ص ۲۱۴. مسار الشیعة: ص ۳۸. توضیح المقاصد: ص ۲۰ - ۲۱. مصباح کفعمی: ج ۲، ص ۵۹۸. فیض العلام: ص ۳۴۶. جلاء العیون: ص ۵۷۹. بحارالانوار: ج۵۱. اختیارات: ص۳۷. تقویم المحسنین: ص۱۸. شرح احقاق الحق: ج۱۳ ص۹۳، ۹۴. ینابیع المودة: ج۳ ص۳۰۶. اعلام زرکلی: ج۶ ص۸۰.
۵. تقویم الواعظین: ص ۱۳۶، به نقل از خلاصة المنهج: ج ۵، ص ۱۴۵ - ۲۴۶.
از امام باقر و امام صادقعليهماالسلام روایت شده که فرمودند: وقتی شب نیمه شعبان شود، منادی از افق اعلی ندا می کند: «ای زائرین قبر حسین بن علی برگردید در حالی که گناهان شما آمرزیده شده و اجر شما با خدای شما و محمّد باشد ».(۱) ولی کسی که استطاعت زیارت قبر امام حسینعليهالسلام را ندارد قبور مطهر ائمه دیگر را زیارت کند، و اگر این هم ممکن نیست با اشاره به طرف قبرشان سلام دهد.(۲)
پدر بزرگوارشان مولانا و سیدنا ابومحمد العسکری حسن بن علی محمد بن علی بن موسی بن جعفر بن محمد بن علی بن الحسین بن علی بن ابی طالب صلوات الله علیهم اجمعین، و مادر بزرگوارشان حضرتنرجس عليهاالسلام و اسم شریف حضرتش بنا بر اتفاق و اخبار و اصحاب اسم جدشان خاتم الانبیاء «م ح م د» صلوات الله علیه و عجل الله تعالی فرجه الشریف است.(۳)
امام حسن عسکریعليهالسلام در شب ولادت برای عمه بزرگوار خود جناب حکیمه خاتونعليهاالسلام پیغام فرستاده بودند: «امشب نزد ما افطار کن که شب نیمه شعبان است و خداوند حجت خود را آشکار می سازد.»
ولادت امام زمانعليهالسلام درشهر سامرا به هنگام طلوع فجرنیمه شعبان ۲۵۵ ه بوده است. بر شانه راست آن حضرت نوشته شده بود:( جَاءَ الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ إِنَّ الْبَاطِلَ كَانَ زَهُوقًا ) .
____________________
۱. کافی: ج۴ ص۵۸۹. کامل الزیارات: ص۳۳۳. من لا یحضره الفقیه: ج۲ ص۵۸۲. بحار الانوار: ج۹۸ ص۹۴. جامع احادیث الشیعة: ج۱۲ ص۴۲۳.
۲. مسار الشیعة: ص ۳۸. توضیح المقاصد: ص ۲۰ - ۲۱. فیض العلام: ص ۳۴۳.
۳. ارشاد: ج ۲، ص ۳۳۹. دار السلام: ص۱۹۶. بحار الانوار: ج۵۱.
۴. سوره اسراء: آیه ۸۱.
پس از تولد آن بزرگوار را نزد پدر بردند و شروع به سخن فرمود: «أَشْهَدُ أَنْ لا إِلَهَ إِلاَّ اللهُ و أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً رَسوُلُ الله و أَشْهَدُ أَنَّ عَلِيّاً وَلِيُّ الله » و ائمه معصومینعليهمالسلام را یکی بعد از دیگری نام برد تا به وجود شریف خود رسید و برای فرج محبین خود دعا فرمود.
آنگاه حسب الامر امام عسکریعليهالسلام ، حکیمه خاتون او را نزد مادرش نرجس خاتون برد. حکیمه خاتون می فرماید: روز هفتم به خدمت امام حسنعليهالسلام رفتم. حضرت فرمود: «پسر مرا بیاورید ». آن وجود سراپا جود را نزد آن امام بردیم. حضرت زبان در دهان وی گذاشتند و فرمودند: «پسرم، سخن بگو». دیدم آنچه در روز اول از او شنیده بودم از اقرار به وحدانیت و ثنا بر جد خود پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم و امیرالمؤمنینعليهالسلام و سایر ائمهعليهمالسلام تا پدر بزرگوارش دوباره بیان کرد و این آیه را تلاوت فرمود: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ وَنُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ * وَنُمَكِّنَ لَهُمْ فِي الْأَرْضِ وَنُرِيَ فِرْعَوْنَ وَهَامَانَ وَجُنُودَهُمَا مِنْهُمْ مَا كَانُوا يَحْذَرُونَ ».
سپس پدر بزرگوارشان فرمودند: بخوان آنچه را که خدا بر پیامبران خود نازل فرمود. حضرت خواندن صحف آدم را به لغت سریانی آغاز نمود، و بعد کتاب ادریس و نوح و صالح و صحف ابراهیم و تورات موسی و انجیل عیسی و زبور داود و فرقان محمدصلىاللهعليهوآلهوسلم را قرائت نمود. بعد از آن بیان قصص انبیاء و مرسلین را شروع نمود.
حکیمه خاتون می گوید: پس از چهل روز دیگر، دوباره خدمت فرزند برادرم امام عسکریعليهالسلام رفتم و حضرت صاحب الزمانعليهالسلام را دیدم که راه می رود. امام عسکریعليهالسلام فرمود: ای عمه، مولود عزیز نزد خدا این است. گفتم: ای سید و مولای من، نشو و نمای او را در چهل روز زیادتر از دیگران می بینم. حضرت فرمودند: «ای عمه، ما اوصیاء در یک روز نشو و نمای یک هفته دیگران را، و در یک جمعه نشو و نمای
____________________
۱. سوره قصص: آیات ۶ - ۵.
یک سال دیگران را می نمائیم». من برخاستم و سر آن طفل را بوسیده به منزل مراجعه کردم .(۱)
از القاب آن نور الهی «حجه اللَّه عليهالسلام » ، «حجة آل محمد عليهمالسلام »، «صاحب الزمان عليهالسلام » یعنی فرمانروای عصر خود، «مالک رقاب الخلایق عليهالسلام » یعنی امر امر او و نهی نهی او و حکم حکم او و فرمان فرمان اوست، «مهدی عليهالسلام » که خلق به وسیله او هدایت می یابند و به وجود مقدس او از جاده ضلالت به شاهراه هدایت رسیده رستگار می شوند، «قائم عليهالسلام » که حضرت صادقعليهالسلام فرمودند: «از این جهت که به حق قیام می نماید او را قائم گویند»، «منتظر عليهالسلام » که برای او غیبت طولانی است، و مخلصین او انتظار خروجش را می کشند و شکاکین او را انکار می کنند.(۲)
اوصاف ظاهری آن حضرت شباهتهای زیادی به رسول گرامی اسلامصلىاللهعليهوآلهوسلم دارد. خطی از موی سیز رنگ مانند زمرد از گردن تا ناف مبارک او کشیده است. صورت مبارکش مانند ستاره ای درخشنده و نورانی است. امیرالمؤمنینعليهالسلام می فرماید: «او جوانی است خوش روی و خوش موی و نور صورت مبارکش بر سیاهی محاسن و موی سر انوار او غالب است».(۳) امام باقرعليهالسلام می فرماید: «رنگ مبارکش مایل به سرخی است مانند گل سرخ شکفته و چشمانش گشاده و میان ابروهایش مرتفع و مابین شانه های او باز است.»(۴) گشاده جبین است و بینی او بلند و نازک و شکم مبارکش بر آمدگی دارد، و بیخ دندانهای ثنایش گشاده است.
____________________
۱. بحار الانوار: ج۵۱ ص۲۰، ۲۷. الهدایة الکبری: ص۳۵۶. مدینة المعاجز: ج۸ ص۲۶-۲۰. معجم احادیث الامام المهدیعليهالسلام : ج۴ ص۳۶۹. کفایة الموحدین: ج۳ ص۳۴۰ - ۳۴۱. فیض العلام: ص۳۴۶.
۲. کفایه الموحدین: ج ۳، ص ۳۴۳. بحار الانوار: ج۵۱ ص۳۰.
۳. الغیبة (شیخ طوسی): ص۴۷۰. بحار الانوار: ج۵۱ ص۳۶.
۴. الغیبة (شیخ طوسی): ص۲۱۵. بحار الانوار: ۵۱ ص۴۰. معجم احادیث الامام المهدیعليهالسلام : ج۳ ص۲۳۷. کفایة الموحدین: ج۲ ص۷۸۱.
والده حضرت صاحب الامرعليهالسلام حضرت نرجس خاتون است که نامها و القاب دیگر حضرتعليهاالسلام ،ملیکه، ریحانه، صیقل، سوسن است. در زیارت آن حضرت - که تمامی عبارات آن دلالت واضحی بر علو منزلت آن بانو دارد - توصیف بهراضیه، مرضیه، صدیقه، تقیّه نقیّه، زکیّه، والدة الامام، المودعة السرار الملک العلاّم، امّ موسی، ابنة حواری عیسی شده است.(۱)
بنابر نقلیجناب نرجس عليهاالسلام درسال ۲۶۱ هـ در سامراء از دنیا رحلت کرد و در جوار امامین حضرت هادی و امام عسگریعليهماالسلام دفن شد.(۲) بنابر نقلی دیگر درسال ۲۶۰ هـ قبل از شهادت امام عسگریعليهالسلام رحلت نمود. زیرا هنگامی که امامعليهالسلام از وقایع بعد از شهادت خود نسبت به فرزند و عیالش خبر داد حضرت نرجس خاتونعليهالسلام از آن حضرت خواستند که دعا بفرمایند قبل از ایشان از دنیا بروند.(۳)
حضرت حکیمه خاتوندختر حضرت جواد الائمه عليهالسلام است که توفیق رؤیت و درک چهار امام معصومعليهالسلام را داشته است.(۴) ایشان در سال ۲۷۴ ه در سامراء رحلت فرمودند.(۵)
ایشان محرم اسرار اهل بیتعليهالسلام بوده و کسی است که در ولادت حضرت صاحب الزمانعليهالسلام حاضر بوده و چندین بار خدمت آن حضرت مشرف شده است. بعد از وفات امام حسن عسکریعليهالسلام یکی از وفات امام حسن عسکریعليهالسلام یکی از سفرا بوده که به واسطه او مردم به حوائج خود نائل می شدند.(۶)
____________________
۱. بح ار الانوار: ج۹۹ ص۷۰. ریاحین الشریعه: ج ۳ ص۲۶-۲۵.
۲. ریاحین الشریعه: ج ۳، ص ۲۵ - ۲۶.
۳. تاریخ سامراء: ج ۱، ص ۲۴۳. مستدرک سفینة البحار: ج ۱۰، ص ۲۵. بحار الانوار: ج۵۱ ص۵.
۴. بحار الانوار: ج ۵۰ ص ۸.
۵. تاریخ سامراء: ج ۱، ص ۲۳۹.
۶. ریاحین الشریعة: ج۴ ص۱۵۰.
پس از گذشت یک شب از ولادت امام عصرعليهالسلام ، نسیمِ خادم خدمت آن حضرت رسید و عطسه کرد. امامعليهالسلام فرمود: «یَرحَمکَ اللهُ » سپس فرمود: «عطسه تا سه روز امان از مرگ است».(۱) این ماجرا در روز ۲۵ شعبان هم نقل شده است.(۲)
سه روز بعد از ولادت امام عصرعليهالسلام ، حضرت امام حسن عسگریعليهالسلام فرزند خود را به اصحاب خاص نمایاند و امامت او را تصدیق فرمودند.(۳)
درغیبت صغری چهار تن از بزرگان شیعه به ترتیب وکیل و سفیر و نایب خاص امام زمانعليهالسلام بودند، که خدمت آن حضرت می رسیدند و وکالتشان مورد تأیید آن حضرت بود، و پاسخهای امامعليهالسلام در حاشیه نامه ها توسط نوّاب به دست مردم می رسید.
البته غیر از این چهار نفر وکلای دیگری هم از طرف امامعليهالسلام در بلاد مختلف بودند که به وسیله همین چهار بزرگوار امور مردم را به عرض امام زمانعليهالسلام می رساندند و از سوی امامعليهالسلام در امور آنها توقیع هایی صادر شده بود. سفارت این چهار بزرگوار سفارت مطلق و تام بوده، ولی دیگران در موارد خاصی سفارت داشتند، مانند ابوالحسین محمد بن جعفر اسدی،احمد بن اسحاق اشعری،ابراهیم بن محمد همدانی، احمد بن حمزه بن الیسع.(۴)
نوّاب اربعه عبارتند ازابوعمرو عثمان بن سعید عمری، ابوجعفر محمد بن عثمان بن سعید عمری، ابوالقاسم حسین بن روح نوبختی ابوالحسن علی بن محمد سمری .
____________________
۱. کمال الدین: ص ۴۳۰، ۴۴۱. بحار الانوار: ج۵۱ ص۵، ۳۰. وقایع الشهور: ص ۱۴۷.
۲. الغیبة (شیخ طوسی): ص۲۳۲. بحار الانوار: ج۵۱ ص۵. وقایع الشهور: ص۱۴۶.
۳. وقایع الشهور: ص ۱۴۷.
۴. الغیبة (شیخ طوسی): ص۴۱۵. بحار الانوار: ج۵۱ ص۳۶۲. المهدیعليهالسلام : ص ۱۸۲. اعیان الشیعه: ج ۴، ص ۴۸، بخش سوم.
نائب اول عثمان بن سعید مورد اعتماد مردم و جلیل القدر و وکیل حضرت هادی و امام عسکریعليهماالسلام نیز بود.(۱) او به امر امامعليهالسلام متصدی کفن و دفن امام عسکریعليهالسلام گردید.(۲)
چون امام عسکریعليهالسلام در محله عسکر سکونت داشتند و تماس با آن حضرت برای شیعیان مشکل بود. عثمان بن سعید چون روغن فروش بود، اموال را در ظرفهای روغن می ریخت و به خدمت امامعليهالسلام می برد.
احمد بن اسحاق قمی هنگامی که از امام هادیعليهالسلام پرسید: آقای من، گاهی غائب و گاهی حاضرم. وقتی هم که حضور دارم نمی توانم خدمتتان برسم. سخن چه کسی را بپذیرم و فرمان چه شخصی را اطاعت کنم؟ حضرت فرمود: «این ابوعمرو عثمان بن سعید عمری مورد اطمینان و امین است، آنچه به شما بگوید از من می گوید و آنچه به شما برساند از من می رساند .»
احمد بن اسحاق می گوید: پس از رحلت امام هادیعليهالسلام نزد امام عسکریعليهالسلام رفته همان گفته را تکرار کردم. آن حضرت مانند پدر بزرگوارشان فرمودند: «ابو عمرو امین و مورد اطمینان امام گذشته ومورد اطمینان من در زندگی و پس از مرگ من است. آنچه به شما بگوید و آنچه به شما برساند از من می رساند.»
جناب عثمان بن سعید پس از امام عسکریعليهالسلام به فرمان حضرت مهدیعليهالسلام به وکالت و نیابت ادامه داد، و شیعیان مسائل خود را نزد او می بردند و پاسخ امامعليهالسلام توسط او به مردم می رسید.
نائب دوم ابوجعفر محمد بن عثمان بود و او نیز همچون پدر از بزرگان شیعه و در تقوی و عدالت و بزرگواری مورد احترام شیعیان بود. عثمان بن سعید پیش از وفات به فرمان امام عصرعليهالسلام فرزند خود ابوجعفر محمد بن عثمان را به جانشینی خود و نیابت امامعليهالسلام معرفی کرد. این در حالی بود که امام عسکریعليهالسلام نسبت به او و
____________________
۱. المهدی علیه السّلام: ص ۱۸۱. بحار الانوار: ج ۵۱، ص ۳۴۴.
۲. الغیبة (شیخ طوسی): ص۳۵۶. اعیان الشیعه: ج ۲ ص ۴۸ بخش سوم.
پدرش اظهار اعتماد و اطمینان فرموده بود و شیعه بر عدالت و تقوی و اطاعت او اتفاق داشتند.(۱)
پس از درگذشت نائب اول جناب عثمان بن سعید، توقیعی از جانب امام زمانعليهالسلام در مورد وفات او و نیابت فرزندش محمد صادر شد که ترجمه قسمتی از آن چنین است: «انا للَّه و انا الیه راجعون، در برابر فرمان خدا تسلیم و به قضای او راضی هستیم. پدرت سعادتمند زیست و پسندیده در گذشت. خداوند او را رحمت کند و به پیشوایان و سرورانش عليهمالسلام ملحق سازد. از کمال سعادت پدرت بود که خداوند فرزندی چون تو را به او عنایت کرد که پس از او جانشینش گردی، و در امورش قائم مقام او باشی و برایش طلب رحمت و آمرزش نمائی ».(۲)
از محمد بن عثمان پرسیدند: صاحب الامرعليهالسلام را دیده ای؟ گفت آری و آخرین ملاقاتم با او کنار بیت الحرام بود که می فرمود: «اللهُمَّ اَنجِز لی ما وَعَدتَنی » و نیز او را در مستجار نزدیک رکن یمانی کعبه دیدم که می گفت: «اللهُمَّ انتَقِم لی مِن اَعدائی ».(۳)
این بزرگوار کتاب هایی در فقه تألیف کرده که مشتمل است بر آنچه از امام عسکریعليهالسلام و از پدر خود شنیده بود.(۴)
محمد بن عثمان برای خود قبری ترتیب داده بود و آن را ساج پوشانده بود و روی آن آیاتی از قرآن کریم و اسامی ائمه اطهارعليهمالسلام را نوشته بود. هر روز داخل آن می شد و یک جزء قرآن قرائت می کرد و بیرون می آمد. او پیش از مرگ از روز وفات خود خبر داد و در همان روز که خبر داده بود در گذشت.(۵) همچنین پیش از رحلت به
____________________
۱. بحار الانوار: ج ۵۱، ص ۳۴۶ - ۳۴۴. الغیبة (شیخ طوسی): ص ۳۵۷ - ۳۵۴. الکنی و الالقاب: ج ۳، ص ۲۶۷. المهدیعليهالسلام : ص۱۸۱.
۲. کمال الدین: ص ۵۱۰. بحار الانوار: ج ۵۱، ص ۳۴۹. الغیبة (شیخ طوسی): ص ۳۶۱. احتجاج: ج۲ ص۳۰۱.
۳. من لا یحضر الفقیه: ج۲ ص۵۲۰. کمال الدین: ص۴۴۰. الغیبة (شیخ طوسی): ص۳۶۴-۲۵۱. بحار الانوار: ج ۵۱ ص ۳۵۱، ج۵۲ ص۳۰.
۴. الغیبة (شیخ طوسی): ص۳۶۳. بحار الانوار: ج۵۱ ص۳۵۰. حق الیقین: ص۲۹۹. الذریعه: ج۲ ص۱۰۶.
۵. الکنی و الالقاب: ج ۳، ص ۲۶۸ - ۲۶۷. حق الیقین: ص ۳۰۰.
شیعیان خبر داد کهامام عليهالسلام جناب ابوالقاسم حسین بن روح نوبختی را برای سفارت و ارتباط با خود انتخاب فرموده اند و او قائم مقام من است و به او مراجعه کنید .(۱) او درسال ۳۰۵ هـ رحلت فرمود.(۲)
نائب سوم جناب ابوالقاسم حسین بن روح نوبختی است، که نزد موافق و مخالف عظمت و بزرگی ویژه ای داشت، و به عقل و بینش و تقوی و فضیلت نزد عموم فرقه های مختلف مذهبی مشهور بود و در زمان نائب دوم از جانب او متصدی پاره ای از امور بود.
با اینکه میان یاران نائب دوم، جعفر بن احمد بن متیل از همه به او نزدیکتر بود، و حتی در اواخر زندگی جناب محمد بن عثمان، غذای منزل او را در منزل جعفر بن احمد بن متیل تهیه می کردند، و در میان اصحاب احتمال نیابت و جتنشینی جعفر بن احمد بیشتر بود، اما در آخرین ساعات زندگی جناب محمد بن عثمان که جعفر بن احمد بالای سر او و حسین بن روح پائین پایش نشسته بود، به جعفر بن احمد رو کرد و فرمود: «مأمور شده ام که امور را به ابوالقاسم حسین بن روح واگذار نمایم ». جعفر بن احمد از جا برخاست و دست حسین بن روح را گرفت و او را بالای سر محمد بن عثمان نشاند و خود در پائین پای او نشست.
در۶ شوال سال ۳۰۵ هـ اولین توقیع از ناحیه مقدسه امام عصرعليهالسلام برای او صادر شد که متن آن چنین بود: «ما او را می شناسیم، خداوند تمامی خیر و رضای خویش را به او بشناساند و به توفیق خود او را یاری نماید. از مکتوب او مطلع شدیم و نسبت به او وثوق و تطمینان داریم. او را نزد ما مکام و منزلتی است که خشنودش می سازد. خداوند احسان
____________________
۱. کمال الدین: ص ۵۰۳. مدینة المعاجز: ج۸ ص۲۰۹. بحار الانوار: ج ۵۱، ص ۳۵۵ - ۳۵۴. الغیبة (شیخ طوسی): ص ۳۷۱ - ۳۷۰.
۲. الغیبة (شیخ طوسی): ص۳۶۶. بحار الانوار: ج ۵۱، ص ۳۵۲. الکنلی و الاقاب: ج۳ ص۲۶۸. مستدرک سفینة البحار: ج۵ ص۲۳۱.
۳. الغیبة (شیخ طوسی): ص۳۷۰. بحار الانوار: ج ۵۱، ص ۳۵۴ - ۳۵۳. کمال الدین: ص۵۰۳. مدینة المعاجز : ج۸ ص۲۰۹.
خویش را به او بیفزاید که خدا ولی و توانا بر همه چیز است، و سپاس خدای را که شریکی ندارد و درود و سلام فراوان خداوند بر فرستاده او محمد و بر خاندان او صلوات اللَّه علیهم ».(۱)
از ابوسهل نوبختی صاحب تألیفات که از متکلمین بزرگ بغداد بود پرسیدند: برای چه جناب ابوالقاسم حسین بن روح به مقام نیابت نائل شد و شما نائل نشدید ؟ گفت: ائمهعليهمالسلام داناترند و آنچه برگزینند شایسته تر و مناسب تر است، ولی من فردی هستم که با خصم برخورد و مناظره می کنم و اگر نائب امامعليهالسلام بودم و مکان امام زمانعليهالسلام را می دانستم چنانکه ابوالقاسم حسین بن روح به جهت نیابت می داند و در گیر و دار بحث پیرامون امامعليهالسلام با مخالفان در تنگنا قرار می گرفتم ممکن بود نتوانم خود را کنترل کنم و جای آن حضرت را افشا نمایم، ولی ابوالقاسم اگر امامعليهالسلام در زیر دامان او مخفی باشد و او را با آلات لرنده تکه تکه نمایند دامان خود را از او بر نمی دارد و او را به دشمن نشان نخواهد داد.(۲)
جناب ابوالقاسم حسین بن روح حدود۲۱ سال مقام نیابت داشت. او قبل از وفات امور نیابت را به امر امامعليهالسلام به ابوالحسن علی بن محمد سمری وا گذاشت، و در ماهشعبان سال ۳۲۶ هجری در گذشت. آرامگاه او در بغداد است.(۳)
نائب چهارم ابوالحسن سمری است که حسب الامر حضرت صاحب الزمانعليهالسلام به جناب حسین بن روح، امر نیابت بعد از او به ابوالحسن سمری واگذار شد. به فرموده بزرگان رجال، عظمت و جلالت قدر او محتاج به توصیف نیست. ابوالحسن سمری روزی به جمعی از مشایخ که نزد او بودند فرمود: «خداوند به شما درمصیبت علی بن بابویه قمی اجر عنایت فرماید. در این ساعت او از دنیا رفت». آنان ساعت و روز و ماه
____________________
۱. الغیبة (شیخ طوسی): ص ۳۷۲. بحار الانوار: ج ۵۱، ص ۳۵۶.
۲. الغیبة (شیخ طوسی): ص ۳۹۱. الانوار: ج ۵۱، ص ۳۵۹. الکنی والالقاب: ج ۱، ص ۹۴.
۳. الغیبة (شیخ طوسی): ص ۳۸۷، ۳۹۳. بحار الانوار: ج ۵۱، ص ۳۵۸ - ۳۶۰. حق الیقین: ص ۳۰۱.
را یادداشت کردند، و ۱۷ یا ۱۸ روز بعد خبر رسید که در همان ساعت علی بن بابویه قمی در گذشته است.(۱)
پیش از وفات علی بن محمد سمری گروهی از شیعیان نزد او گرد آمدند و پرسیدند: «پس از شما چه کسی جانشین شما خواهد بود »؟ پاسخ داد: «من مأمور نشده ام که در این مورد به کسی وصیت کنم.»(۲) سپس توقیعی را که از سوی امام غائبعليهالسلام در این باره صادر شده بود به شیعیان نشان داد.
آنان از روی توقیع استنساخ کردند که مضمون آن چنین بود: «بسم اللَّه الرحمن الرحیم، ای علی بن محمد سمری، خداوند در مصیبت تو پاداش برادرانت را عظیم دارد. تا شش روز دیگر از دنیا خواهی رفت. پس امور خویش را فراهم آور و به هیچکس وصیت مکن که پس از تو جانشین تو شود. غیبت کبری واقع شد و ظهوری نخواهد بود تا آنگاه که خدای متعال فرمان دهد، که پس از مدت طولانی و قساوت دلها و پر شدن زمین از ستم است. به زودی افرادی نزد شیعیان من مدعی مشاهده من می شوند. آگاه باشید که هر کس پیش از خروج سفیانی و پیش از صیحه (۳) چنین ادعائی نماید (یعنی ادعای رؤیت به عنوان سفارت و نیابت نماید) دروغگو و افترا زننده است و لا حول و لا قوه الا باللَّه العلی العظیم ».(۴)
____________________
۱. الغیبة (شیخ طوسی): ص۳۹۶. بحار الانوار: ج ۵۱، ص ۳۶۱. الکنی و الالقاب: ج ۳، ص ۲۶۸. خاتمة المستدرک: ج۳ ص۲۸۱.
۲. بحار الانوار: ج ۵۱، ص ۳۶۰.
۳. خروج سفیانی و صیحه دو علامت از علامتهائی هستند که هنگام ظهور امام عصرعليهالسلام واقع می شود.
۴. بحار الانوار: ج ۵۱، ص ۳۶۱، ج ۵۲ ص۱۵۱، ج۵۳ ص۳۱۸. الغیبة (شیخ طوسی): ص۳۹۵. کمال الدین: ۵۱۶. احتجاج: ج۲ ص۲۹۷. الثاقب فی المناقب: ص ۶۰۴. الخرائج و الجرائح: ج۳ ص۱۱۲۹. معجم احادیث الامام المهدیعليهالسلام : ج۴ ص۳۱۷. حق الیقین: ص ۳۰۱.
روز ششم که مصادف با نیمه شعبان سال ۳۲۹ هـ بود جناب ابوالحسن سمری در گذشت، و در خیابان خلنجی کنار نهر ابو عتاب در بغداد دفن گردید.(۱)
مجلسیرحمهالله از احتجاج مرحوم شیخ طبرسی نقل می فرماید: هیچیک از نائبان خاص امام عصرعليهالسلام جز با فرمان صریحی از جانب آن حضرت و تعیین و نصب و معرفی نائب قبلی به نیابت قیام نکرد. شیعه نیز گفتار هیچیک را نپذیرفت مگر بعد از بروز نشانه و معجزه ای به دست هر یک از آنان از طرف امام عصرعليهالسلام که بر راستی گفتار و درستی نیابتشان دلالت می کرد.(۲)
شیعیان و دوستان آن حضرت در زمان غیبت وظائفی دارند(۳) از جمله:
۱. قرائتدعای ندبه در روزهای جمعه، عید فطر، عید قربان، عید غدیر.
۲.زیارت آن حضرت در روز جمعه.
۳. برای ثبات و محکم ماندن اعتقادات خواندن این دعای شریف: «یا اللهُ، یا رَحمنُ، یا رَحیمُ، یا مُقَلِّبَ القُلُوبِ، ثَبِّت قَلبی عَلی دینکَ».(۴)
۴. از جا برخاستن به احترام نام «قائم » آن بزرگوار.
۵.توسل به آن حضرت در مشکلات و گرفتاری ها.
۶.صدقه برای سلامتی و فرج وجود شریفش.
۷. قرائت این دعا که از خداوند می خواهیم آن حضرت را به ما بشناساند: «اللّهُمَّ عَرِّفنی نَفسَکَ فَاِنَّکَ اِن لَم تُعَرِّفنی نَفسَکَ لَم اَعرِف نَبِیَّکَ، اللّهُمَّ عَرِّفنی رَسُولَکَ فَاِنَّکَ اِن
____________________
۱. الغیبة (شیخ طوسی): ص۳۹۶. اعیان الشیعة: ج ۲، ص ۴۸ بخش سوم. قاموس الرجال: ج ۷، ص ۵۱. بحار الانوار: ج ۵۱، ص ۳۶۲. معجم رجال الحدیث: ج۱۳ ص ۱۸۴.
۲. احتجاج: ج۲ ص۲۹۷. بحار الانوار: ج ۵۱، ص ۳۶۲.
۳. به کتاب «مکیال المکارم فی فضائل الدعاء للقائمعليهالسلام » و ترجمه آن مراجعه شود.
۴. کمال الدین: ج ۲، ص ۳۵۲. بحار الانوار: ج۵۲ ص۱۴۹. معجم احادیث الامام الحدیث المهدیعليهالسلام : ج۴ ص۱۲۳. مکیال المکارم: ج۲ ص۵۶، ۱۶۸.
لَم تُعَرِّفنی رَسُولَکَ لَم اَعرِف حُجَّتَکَ، اللّهُمَّ عَرِّفنی حُجَّتَکَ فَاِنَّکَ اِن لَم تُعَرِّفنی حُجَّتَکَ ضَلَلتُ عَن دینی ».(۱)
۸. شرکت درمجالس منسوب به آن حضرت ، مخصوصاً مجالس عزاداری جد بزرگوارش حضرت سیّد الشّهداءعليهالسلام .
۹.هدیه اعمال صالحه برای آن حضرت ، مانند زیارت قبور مطهر پدران بزرگوارش، قرائت قرآن و حج و عمره و طواف.
۱۰.توبه حقیقی از گناهان .
۱۱.متوجه کردن مردم به آن حضرت .
وفات شیخ جلیل نایب خاص امام عصرعليهالسلام علی بن محمد سمری در این روز بوده استکه به معنای اتمام غیبت صغری و شروع غیبت کبری است ، چه اینکه حضرت صاحب الامرعليهالسلام به او امر فرموده بودند که وصی و جانشینی برای خود قرار مده، که غیبت کبری شروع شده است.(۲)
۱۸ شعبان
در این روز بهسال ۳۲۶ هـ نایب سوم حضرت صاحب الامر عجل اللَّه تعالی فرجه، جناب حسین بن روح نوبختی در بغداد به عالم بقا رحلت کرد و در همانجا دفن شد.(۳)
____________________
۱. کافی: ج۱ ص۳۳۷. الغیبة (نعمانی): ص ۱۶۶. کمال الدین: ص۳۴۲. بحار الانوار: ج۵۲ ص۱۴۶. مکیال المکارم: ج۱ ص۸۳، ج۲ ص۱۶۷.
۲. الغیبة (شیخ طوسی): ص۳۹۴. کمال الدین: ص ۵۰۳. بحار الانوار: ج۵۱ ص ۳۶۰. حق الیقین: ص ۳۰۱. مراقد المعارف: ج۱ ص ۳۷۵. فیض العلام: ص ۳۴۸. قلائد النحور: ج شعبان، ص ۴۶۳.
۳. قلائد النحور: ج شعبان، ص ۴۶۲. برای تفصیل بیشتر به ۱۵ شعبان مراجعه شود.
۱۹ شعبان
در این روز درسال ۵ یا ۶ هـ غزوه بنی المصطلق اتفاق افتاد.(۱) حرکت برای این جنگ در دوم شعبان همین سال بود. تعداد مسلمانان ۱۰۰۰ نفر بودند که ۳۰ اسب داشتند، ولی کفار ۷۰۰ نفر بودند. یک نفر از مسلمانان در این جنگ شهید شد و از کفار ۱۰ نفر به قتل رسیدند. در این جنگ غلبه و نصرت از آن مسلمین بود.
مصطلق منزلی بین مکه و مدینه است که منسوب به مصطلق است. او اول کسی است که دین اسماعیلعليهالسلام را تغییر داد و قبیله خود را به پرستیدن هبل فرمان داد و آن را در کعبه نصب کرد.(۲)
تتمه شعبان
در ماه شعبان سال ۴۵ ه حفصه از دنیا رفت و مروان بر جنازه او نماز خواند.(۳)
حفصه دختر عمر بن خطاب ابتدا زوجه خنیس بن عبداللَّه بود. بعد از آنکه خنیس وفات کرد عمر او را به عقد پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم در آورد. او با اخلاق و رفتار خود پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم و اهل بیتعليهمالسلام را می آزرد، به حدی که پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم او را طلاق داد و با اصرار بعضی
____________________
۱. توضیح المقاصد: ص ۲۱. فیض العلام: ص ۳۴۹. وقائع الشهور: ص۱۴۷.
۲. بحار الانوار: ج۲۰ ص۲۹۰، ۲۹۵. الصحیح من السیرة: ج۱۱ ص۲۸۱. فیض العلام: ص۳۴۹. الموسوعة الکبری فی غزوات النبی الاعظمصلىاللهعليهوآلهوسلم : ج ۳، ص ۱۲. طبقات الکبری: ج۲ ص۶۳.
۳. المستدرک علی الصحیحین: ج ۴، ص ۱۵. البدایه و النهایه: ج ۸، ص ۳۳. المنتخب من ذیل المذیل: ص ۹۵. طبقات الکبری: ج۸ ص۸۶. تاریخ دمشق: ج۳ ص۲۰۵
رجوع فرمود.(۱)
در جنگ جمل خواست با عایشه حرکت کند، ولی برادرش عبداللَّه بن عمر مانع گردید. اما هنگامی که لشکر امیرالمؤمنینعليهالسلام به منزل ذی قار رسیدند عایشه نامه ای به این مضمون برای حفصه نوشت: «خبر زیادی لشکر ما به علی بن ابی طالبعليهالسلام رسیده است و او از ترس در ذی قار اقامت کرده است و از این جنگ جان سالم به در نخواهد برد...».
چون نامه به دست حفصه رسید کنیزان و مغنیه ها را جمع کرد و آنان دایره ها می نواختند و اشعاری می خواندند که در آنها امیرالمؤمنینعليهالسلام را به بدی ذکر می کردند و زنهای بنی امیه جمع شدند و شادی می کردند.
خبر به امّ کلثوم عليهاالسلام که رسید با عده ای از بانوان به صورت ناشناس وارد مجلس شدند و ناگهان صورتها را باز کردند. حفصه خجالت کشید. امّ کلثومعليهاالسلام آیه ای که مربوط به زنهای حضرت نوح و لوطعليهماالسلام بود - که نافرمانی آن دو پیامبر را نمودند و در باره حفصه و عایشه نازل شده بود - بر حفصه قرائت کرد(۲) و فرمود: «اگر تو و عایشه امروز برای خواری پدر من امیرالمؤمنینعليهالسلام به یکدیگر کمک می کنید، این کار شما تازگی ندارد چرا که همین معامله را با جدم پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم کردید.»
حفصه چون دید رسوا شده است نامه عایشه را پاره کرد و از امّ کلثومعليهاالسلام خواست بیشتر از این او را رسوا نکند.(۳)
____________________
۱. عین العبرة: ص ۴۱. بحار الانوار: ج۲۲ ص ۲۲۹. صحیح بخاری: ج ۳، ص ۱۰۳، ج ۶، ص ۱۴۸. مسند احمد: ج ۱، ص ۳۳ - ۳۴، ج۳ ص ۴۷۸. صحیح مسلم: ج ۴، ص ۱۹۳. شرح نهج البلاغة: ج ۱۴، ص ۲۳. سنن ترمذی: ج ۵ ص۹۳ سنن بیهقی: ج ۷ ص ۳۷، ۳۲۲. مستدرک حاکم: ج ۲ ص ۱۹۷. سنن ابن ماجة: ج۱ ص ۶۵۰. المجموع: ج۱۷ ص ۶۱، ۲۶۲، ۲۶۴. البدایة و النهایة: ج۸ ص۳۴. سنن نسائی: ج ۶ ص ۲۱۳. مجمع الزوائد: ج۴ ص ۳۳۳.
۲. سوره تحریم: آیه ۱۰:( ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِلَّذِينَ كَفَرُوا امْرَأَتَ نُوحٍ وَامْرَأَتَ لُوطٍ كَانَتَا تَحْتَ عَبْدَيْنِ مِنْ عِبَادِنَا صَالِحَيْنِ فَخَانَتَاهُمَا فَلَمْ يُغْنِيَا عَنْهُمَا مِنَ اللَّهِ شَيْئًا وَقِيلَ ادْخُلَا النَّارَ مَعَ الدَّاخِلِينَ ) .
۳. الکافئة فی ابطال توبة الخاطئة (شیخ مفید): ص ۱۶. بحار الانوار: ج۳۲ ص۹۰. الجمل (شیخ مفید): ص۱۴۹. الجمل (ابن شدقم): ص۳۳. شرح نهج البلاغة (ابن ابی حدید): ج۱۴ ص۱۳.
درشعبان سال ششم هجرت پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم حضرت امیرالمؤمنینعليهالسلام را به همراه ۱۰۰ نفر برای نقابله با طائفه بنی سعد در اطراف مدینه فرستاد. بنی سعد با خبر شده فرار کردند و مسلمانان صد شتر و هزار گوسفند به غنیمت گرفتند. امیرالمؤمنینعليهالسلام چند شتر برای پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم جدا کرد و سایر غنائم را بین مسلمانان تقسیم فرمود و به مدینه باز گشتند.(۱)
در این ماه در سال۹۵ ه جناب سعید بن جبیر کوفی به دست حجاج بن یوسف ثقفی به شهادت رسید.(۲)
سعید مردی فقیه، زاهد و عابد بود که توفیق کسب علم از محضر مبارک حضرت زین العابدینعليهالسلام را یافته بود. او به خاطر اعتقاد خالص و محبت کاملی که به اهل بیت معصومینعليهمالسلام داشت، نزد امام زین العابدینعليهالسلام از احترام خاصی برخوردار بود.
هنگامی که حجاج خواست آن بزرگوار را شهید کند، دعا کرد که حجاج بعد از شهادت او قادر به قتل هیچکس نشود. خداوند دعای او را مستجاب کرد وحجاج ۱۵ تا ۲۰ روز بعد از شهادت سعید زنده بود و کسی را نکشت تا به مرض آکله به درک واصل شد.
بعد از آنکه حجاج سر آن بزرگوار را جدا کرد، دو پای مبارک او را نیز از ساق جدا کردند، در حالی که از سن مبارکش۵۷ یا ۷۹ سال می گذشت درشهر الحیّ در واسط عراق مدفون شد. قبر آن بزرگوار یکی از زیارتگاههای محبین اهل بیتعليهمالسلام است که دارای گنبد و صحنی بزرگ مشتمل بر چهار در است.
____________________
۱. بحار الانوار: ج ۲۰، ص ۳۷۶. موسوعة التاریخ الاسلامی: ج۲ ص۵۷۳. التنبیه و الاشراف: ص۲۲۰. تاریخ یعقوبی: ج۲ ص۷۴.
۲. مراقد المعارف: ج ۱، ص ۳۵۰.
بعضی مرگ حجاج را۱۵ روز و بعضی۲۰ روز و عده ای۴۰ روز بعد از شهادت جناب سعید بن جبیر نقل کرده اند،(۱) که اگر مرگ حجاج در۱۳ ماه رمضان باشد، شهادت سعید به ترتیب در روزهای۲۷ یا ۲۸ یا ۲۲ یا ۲۳ و ۲ یا ۳ شعبان بوده است.
در ماه شعبان سال ۵۰ هـ مغیره بن شعبه در حالیکه از طرف معاویه حاکم کوفه بود، درسن ۷۰ سالگی به درک واصل شد(۲) و زیاد بن ابیه به جای او منصوب شد. مغیره بن شعبه در کوفه سب به امیرالمؤمنینعليهالسلام می نمود و خطبا را امر می کرد که آن حضرت را لعن کنند و تا زمان فرا رسیدن مرگش این عمل را ترک نکرد.(۳)
مغیره ازاصحاب صحیفه ملعونه و لیله عقبه بوُد که می خواستند پیامبر را به قتل برسانند، و همچنین از اصحاب سقیفه است.
____________________
۱. سعید بن جبیررحمهالله : ص ۲۹ - ۲۵. منتخب التواریخ: ص۴۲۲. مراقد المعارف: ج۱ ص۳۵۲ - ۳۵۱. جلاء العیون: ص ۵۰۲. تتمة المنتهی: ص ۱۰۶.
۲. کشف الهاویة در تاریخ و و قائع ایام معاویة: ص ۲۸۸. منتخب التواریخ: ص ۳۰۲. مستدرک حاکم: ج۳ ص۴۴۸. تاریخ طبری ج۴ ص۱۷۴. تاریخ خلیفة بن خیاط: ص ۱۵۸. تاریخ بغداد: ج۱ ص۲۰۶. طبقات الکبری: ج۶ ص۲۰. تاریخ دمشق: ج ۶۰ ص ۶۱ -۶۰.
۳. کشف الهاویة: ص ۲۸۸. بحارالانوار: ج۳۰ ص ۶۵۴. الغدیر: ج۶ ص۱۴۴ - ۱۴۳. ابوطالبعليهالسلام : حامی الرسولصلىاللهعليهوآلهوسلم : ص ۱۶۳. شرح الاخبار : ج۲ ص ۴۴۶. شرح نهج البلاغة (ابن ابی الحدید): ج۴ ص۶۹، ۷۱، ج۱۳ ص۲۲۰، ج۲۰ ص ۱۰. مستدرک حاکم: ج۳ ص۴۵۰. سیر اعلام النبلاء: ج۳ ص۳۱. تاریخ دمشق: ج۲۱ ص۷۱. مسند احمد: ج۱ ص۱۸۸، ج۴ ص۳۶۹.
۴. ارشاد القلوب: ج۲ ص۳۳۲. خصال: ص ۴۹۹. هدایة الکبری: ص ۷۹. المستر شد: ص ۵۹۷. بحار الانوار: ج۲۱ ص۲۲۳، ج ۲۸ ص ۱۰۰، ج۳۱ ص ۶۳۲، ج۸۲ ص۲۶۷. انوار العلویة: ص ۷۴. تفسیر صافی: ج۲ ص۱۵. مکاتیب الرسول: ج۱ ص ۶۰۲، ۶۰۳، ۶۰۷. الصراط المستقیم: ج۳ ص۴۴. درجات الرفیعة: ص ۲۹۹. منتخب التواریخ: ص ۶۳. کشف الهاویة: ص ۲۸۹. الهجوم علی بیت فاطمةعليهالسلام : ص۵۶.
او از کسانی بود که در آتش زدن در منزل امیرالمؤمنینعليهالسلام ، شکستن در، کتک زدن به مادر سادات حضرت صدیقه شهیده فاطمه زهراعليهاالسلام و سقط جنین شریک بود.(۱)
زنای مغیره با امّ جمیل در بصره و اجرا نشدن حد بر او توسط عمر؛ شهرت خاص دارد و در کتب شیعه و سنّی با مدارک مختلف ذکر شده است.(۲) مغیره زناکارترین مردم در جاهلیت و اسلام بود.(۳) مغیره از کسانی بود که به دستور معاویه همراه با عمروعاص و عروه بن زبیر روایاتی دروغین ساختند که مقتضای آنها وجوب لعن و برائت از امیرالمؤمنینعليهالسلام بود و برای این کار معاویه جوایز فوق العاده ای برای آنان مقرر کرد.(۴)
او در محضر امام حسنعليهالسلام جسارت ها به پدر بزرگوارش نمود.(۵) اما آن حضرت جوابهای مناسبی به او دادند و در آخر فرمودند: «تو آن کسی هستی که فاطمه دختر رسول خدا صلىاللهعليهوآلهوسلم را زدی تا بدن مبارکش خونین شد و فرزندش (محسن عليهماالسلام ) را سقط نمود ».(۶)
____________________
۱. الجمل (مفید): ص۵۷. بحار الانوار: ج۴۳ ص ۱۹۷، ج۴۴ ص ۸۳. مأساة الزهراءعليهماالسلام : ج۱ ص ۱۷۷، ۲۲۶، ۳۱۳، ج۲ ص ۱۷۲، ۱۸۴. احتجاج: ج۱ ص ۴۱۴. الهجوم علی بیت فاطمةعليهماالسلام : ص ۱۱۴، ۱۲۲، ۲۴۵، ۲۷۵، ۳۳۲، ۳۴۰، ۳۵۲. بیت الاحزان: ص ۱۴۴. اللعمة البیضاء فی شرح طخبة الزهراءعليهماالسلام : ص ۸۷۰.
۲. الایضاح: ص۵۵۴ - ۵۵۲. احتجاج: ج۱ ص ۴۱۶ - ۴۰۱. بحار الانوار: ج ۳۰ ص۶۳۹، ج۴۴ ص ۸۷- ۷۰. الغدیر: ج۶ ص۱۳۸. النص و الاجتهاد: ص ۳۵۴. کشف الهاویه: ص ۲۸۸. مستدرک حاکم: ج۳ ص۴۴۹. شرح نهج البلاغة: ج ۱۲ ص ۲۱۳ - ۱۳۸. فتح الباری: ج۵ ص۱۸۸. تاریخ دمشق: ج۶۰ ص ۳۵. الاصابة: ج۲ ص۲۸. فتوح البلدان: ج۲ ص۴۲۳. تاریخ یعقوبی: ج۲ ص۱۴۵. تاریخ طبری: ج۳ ص ۱۶۹. السقیفة و فدک: ص ۹۶ - ۹۲. تاج العروس: ج۵ ص ۱۴۳. وفیات الاعیان: ترجمة یزید بن زیاد الحمیری.
۳. الغدیر: ج۶ ص ۱۴۱. بحار الانوار: ج۳۰ ص۶۴۸. کشف الهاویة: ص ۲۸۶. شرح نهج البلاغة (ابن ابی الحدید): ج۴ ص۶۳.
۴. بحار الانوار: ج ۳۰ ص ۴۰۱. الصحیح من السیرة: ج۴ ص ۳۵۹. کشف الهاویه: ص ۲۸۶. شرح نهج البلاغة: ج۶ ص۲۲۸.
۵. کشف الهاویة: ص ۲۸۸. شرح نهج البلاغة: ج۶ ص۲۸۸.
۶. احتجاج: ج۱ ص۴۱۴. بحار الانوار: ج۳۱ ص ۶۴۵، ج۴۳ ص ۱۹۷، ج۴۴ ص۸۱. بیت الاحزان: ص ۱۱۶. اللعمة البیضاء فی شرح خطبة الزهراءعليهماالسلام : ص ۸۷۰. صحیفة الامام الحسنعليهالسلام : ص ۲۷۰. مأساة الزهراءعليهاالسلام : ج۲ ص ۵۱، ۱۴۱. الهجوم علی بیت فاطمةعليهماالسلام : ص ۳۰۰.
۹ رمضان المبارک
ماه مبارک رمضان ماه پر خاطره ای است. روزهای ۱، ۳، ۴، ۶، ۱۰، ۱۲، ۱۳، ۱۴، ۱۵ و ۱۶ و ۱۷، ۱۹، ۲۰، ۲۱، ۲۳، ۲۴ یادآور لحظاتی حساس از تاریخ اسلام است. هم یادمانهای خوش و هو روزهای حزن انگیر در این ماه به چشم می خورد.
ولادت امام حسن مجتبیعليهالسلام و معراج پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم دو خبر سرور آفرین در این ماه است. مرگ ابولهب، ابن ملجم، عایشه، مروان، زیاد بن ابیه، حجاج ثقفی نیز روزهای نابودی دشمنان اهل بیتعليهمالسلام است.
از سوی دیگر شهادت حضرت زهراعليهاالسلام بنابرقولی، ضربت خوردن و شهادت امیرالمؤمنینعليهالسلام ، وفات حضرت خدیجهعليهاالسلام و حضرت نفیسهعليهاالسلام و شهادت مختار روزهای حزن آل محمدعليهمالسلام است.
جنگ بدر، طائف، تبوک و فتح مکه روزهای تاریخ ساز اسلام است. عروج حضرت عیسیعليهالسلام به آسمان، نزول قرآن، مراسم عقد اخوت، دعای باران توسّط پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم نیز وقایع مهم تاریخی هستند.
بدعت نماز تراویج توسّط عمر، ورود محمّد بن ابی بکر به مصر، بیعت با امام مجتبیعليهالسلام ، آمدن نامه های اهل کوفه برای امام حسینعليهالسلام ، حرکت حضرت مسلم به سمت کوفه، ولایتعهدی امام رضاعليهالسلام و ضرب سکه به نام آن حضرت، هر یک یادآور فرازهائی از برگهای اسلام اند.
۱ ماه رمضان
در شب اول ماه مبارک رمضان غسل(۱) و زیارت امام حسینعليهالسلام وارد شده است.
در ۷ رجب سال ۲۰۰ مأمون عباسی نامه ای به امام رضاعليهالسلام نوشت، و آن بزرگوار را برای ولایت عهدی خویش به مرو فرا خواند.(۳) در روزاول ماه رمضان سال ۲۰۱ هـ مردم با حضرت رضاعليهالسلام به ولایتعهدی بیعت کردند(۴) و بعضی در پنجم(۵) و بعضی ششم این ماه نقل کرده اند.
هنگامی که ابوبکر در روز جمعه اول ماه رمضان خطبه ای خواند، اُبی بن کعب ایستاد و خطبه ای خطاب به انصار و مهاجر قرائت کرد.
در این خطبه ابی بن کعب از فضائل و مناقب امیرالمؤمنینعليهالسلام و جانشینی بلافصل بعد از رسول خداصلىاللهعليهوآلهوسلم ایراد سخن کرد و در دفاع از ولایت جواب همگان را داد. قسمتی از خطبه ابی بن کعب چنین است:
____________________
۱. مسار الشیعة: ص ۵ -۴. وسائل الشیعة: ج۳ ص۳۲۵. الحدائق الناضرة: ج۴ ص۱۸۶. عروة الوثفی: ج۱ ص۴۵۹.
۲. وسائل الشیعة: ج۱۴ ص ۴۷۳. اقبال: ج۱ ص۴۶.
۳. قلائد النحور: ج رجب، ج ۶۳.
۴. بحار الانوار: ج۴۹ ص ۱۲۸، ج۹۹ ص۴۳. اختیارات: ص۳۸. تقویم المحسنین: ص۱۱. تاریخ طبری: ج ۷ ص۱۳۹.
۵. عیون اخبار الرضاعليهالسلام : ج۱ ص۲۷۴. بحار الانوار: ج۴۹ ص ۱۱، ۲۲۱، ۳۰۳. کشف الغمة: ج۲ ص۳۳۲. اعلام الوری: ج۲ ص۸۶.
آیا نمی دانید که رسول خداصلىاللهعليهوآلهوسلم فرمود: «هر کس من مولای اویم این علیعليهالسلام مولای اوست، و هر کس من نبی اویم این علیعليهالسلام امیر اوست؟» آیا نمی دانید که رسول خداصلىاللهعليهوآلهوسلم فرمود: «یا علی مثل من و تو هارون نسبت به موسیعليهماالسلام است. اطاعت از تو بعد از من واجب است مانند اطاعت از من در زمان حیاتم؛ جز اینکه بعد از من پیامبری نیست».
در این روز درسال ۶۵ هـ مروان بن حکم درسن ۶۱ یا ۶۳ یا ۸۱ سالگی در دمشق به درکات جحیم شتافت، و مدت خلافت او ۹ ماه بود. (۲) قولی هم در سوم این ماه است.(۳)
مروان پسر حکم بن ابی العاص بود و به «وزغ بن وزغ » ملقب گردیده بود. او و پدرش مورد لعن پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم واقع شدندحتی عایشه به مروان گفت: شهادت می دهم که پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم پدرت را لعن کرد در حالیکه تو در صلب او بودی.
____________________
۱. احتجاج: ج۱ ص۱۵۳. بحار الانوار: ج۲۸ ص۲۲۲، ج۲۹ ص۸۲. الیقین باختصاص مولانا علیعليهالسلام بإمرة المؤمنین: ص ۴۴۸. غایة المرام: ج۲ ص۱۲۱. مواقف الشیعة: ج۱ ص۴۴۰، ۴۵۶. الشیعة فی احادیث الفریقین: ص ۱۸۰. مناقب امیرالمؤمنینعليهالسلام : ج۱ ص۲۲۴، ۴۱۶.
۲. بحار الانوار: ج۴۵ ص۳۵۸. تتمة المنتهی: ص۸۳. تاریخ طبری: ح۴ ص۴۷۴. تاریخ دمشق: ج۵۷ ص۲۳۶، ۲۷۸. طبقات الکبری: ج۵ ص۲۲۶. الثقات (ابن حبان): ج۲ ص۳۱۵. تاریخ خلیفة بن خیاط: ص۲۰۰. البدایة و النهایة: ج۸ ص۲۸۲.
۳. تاریخ دمشق: ج۵۷ ص۲۳۶، ۲۷۸۳. البدایة و النهایة: ج۸ ص۲۸۲. اریخ خلیفة بن خیاط: ص۲۰۲.
مروان در عداوت با خدا و پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم و اهل بیتعليهمالسلام خصوصاً امیرالمؤمنینعليهالسلام از زمان عثمان تا آخر ایام خود بسیار کوشید. بعد از آنکه عثمان او و پدرش حکم را از طائف بر خلاف امر پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم به مدینه باز گردانید، خمس افریقیه را به مروان داد و فدک را هم به او واگذار کرد و او را وزیر و کاتب خود قرار داد.
او در ایام خلافت عثمان فتنه ها بپا کرد. در جنگ جمل تیری زد و طلحه را کشت و بعد از فتح هنگامی که اسیر شد حسنینعليهماالسلام را شفیع قرار داد و امیرالمؤمنینعليهالسلام او را رها کرد. به حضرت عرض کردند: از او بیعت بگیر. فرمود:« من احتیاجی به بیعت او ندارمهمانا دست او دست یهودی است ؛ اگر بیست بار هم با من بدستش بیعت کند باز مکر و حیله خواهد نمود...»(۱) چه اینکه یهود به مکر و حیله معروفند.
بعد از آن که مروان به معاویه پیوست هر گاه حکومت شهری به او داده می شد، در ترویج سب امیرالمؤمنینعليهالسلام مجّد و مصّر بود. او در مدینه هر جمعه بر منبر پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم بالا می رفت و در حضور مهاجرین و انصار امیرالمؤمنینعليهالسلام را سب می کرد.مروان بعد از هلاک شدن یزید به جای وی نشست ، و همسر او را به عقد خود در آورد و نه ماه خلافت کرد. همسر یزید زهری در غذای او ریخت که لال شد و آخر الامر متکا بر دهان او گذاشت، و با کنیزان روی آن نشستند تا اینکه در اول ماه رمضان به درک واصل شد.(۲)
دراول ماه رمضان سال ۹ هـ جنگ تبوک به وقوع پیوست.(۴) این جنگ را «فاضحه »
____________________
۱. نهج البلاغة: خطبه ۷۳. نهج السعادة: ج۱ ص۳۵۵. الجمل (ابن شدقم): ص۱۴۹. بحار الانوار: ج۳۲ ص۲۳۰، ۲۳۵، ج۴۱ ص۲۹۸، ۳۵۵. الغدیر: ج۸ ص۲۶۱. انساب الاشراف: ص ۲۶۳. شرخ نهج البلاغة: ج۶ ص۱۴۶.
۲. شفاء الصدور: ج۱ ص۳۲۳. تتمة المنتهی: ص ۸۱-۷۸.
۳. بحار الانوار: ج۲۱ ص ۲۶۳-۱۸۵. منتخب التواریخ: ص ۶۱-۶۰. منتهی الآمال: ج۱ ص ۹۳-۹۱.
۴. وقایع المشهور: ص ۱۵۸.
نیز می گویند، زیرا منافقین مدینه و کسانی که قصد کشتن پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم را در عقبه داشتند رسوا و مفتضح شدند.
به لشکری که در این جنگ شرکت کردند «جیش العُسره » می گویند، زیرا در سختی و زحمت فراوان، با اینکه ایام جمع آوری محصول بود به جنگ رفتند. حرکت لشکر در ماه رجب بود که ۳۰ هزار نفر سواره بودند. پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم فرمودند: «کفش فراوان با خود بیاورید»، و در مسیر هر دو نفر به یک خرما سد جوع می کردند و آب هم کمیاب بود. در این جنگ عده ای از زنها نیز همراه حضرت حرکت کردند.
از سوی دیگر۸۲ نفر از منافقین مدینه با عذر تراشی به جنگ نرفتند و در مدینه ماندند تا در غیاب آن حضرت خانه ئ آن حضرت را غارت کنند و خانواده ایشان را از مدینه بیرون نمایند. پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم امیرالمؤمنینعليهالسلام را به جای خود در مدینه خلیفه قرار داد و منافقین کلماتی گفتند که خاطر مبارک امیرالمؤمنینعليهالسلام را آزردند. پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم به آن حضرت فرمود: «أَما تَرضی أَن تکُونَ مِنّی بِمَنزِلَةِ هارونَ مِن مُوسی اِلاّ أنَّهُ لا نَبِیَّ بَعدی ...»؟ یعنی «آیا راضی نیستی که منزلتت نسبت به من همانند هارون به موسیعليهماالسلام باشد؛ الاّ اینکه پس از من پیامبری نیست»؟
در بازگشت از تبوک چهل نفر از منافقین که همراه حضرت بودند تصمیم گرفتند وقتی شتر حضرت بالای گردنه می رسد کدوها (یا دبهّ ای) را پر از ریگ نمایند و به زیر دست و پای شتر حضرت رها کنند تا شتر رم کند و پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم از شتر افتاده و به قتل برسد. هنگام اجرای این توطئه شتر حضرت قدم از قدم بر نداشت و مکر منافقین شکست خورد و خداوند وجود مقدس پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم را حفظ کرد.
از سوی دیگر منافقینی که در مدینه مانده بودند قصد جان امیرالمؤمنینعليهالسلام را نمودند و حفره ای طولانی در مسیر راه مدینه حفر کردند و روی آن را با حصیر پوشاندند تا هنگامی که امیرالمؤمنینعليهالسلام به استقبال پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم می آید هنگام مراجعت
میان آن حفره بیفتد و آنان بر سرش بریزند و او را به قتل برسانند. ولی هنگام مراجعت اسب آن حضرت از روی حصیر و گودال عبور ننمود و بار دیگر حیله منافقین باطل گردید.
در تبوک جنگی صورت نگرفت و آن حضرت با لشکر به مدینه باز گشتند. وقوع این جنگ در ماه رجب هم نقل شده است.(۱) و بنا بر قولی در ماه شعبان بوده است.(۲)
در این روز درسال ۲۰۸ هـ زاهده عابده حضرت نفیسه خاتونعليهاالسلام دختر حسن بن زید بن حسن بن علی بن ابی طالبعليهمالسلام در مصر وفات کرد.
شوهر آن حضرتاسحاق مؤتمن پسر حضرت صادقعليهالسلام بوده، و از طرف مادر منتسب به آقاقمر بنی هاشم عليهالسلام است.(۳)
حضرت نفیسهعليهاالسلام برای خود قبری کنده بود و پیوسته در آن قبر نماز می خواند و ختم قرآن می نمود.
آن حضرت در اول ماه رجب بیمار شد، و نامه ای به شوهرش که در مدینه بود نوشت و او را از احوال خود با خبر کرد. در شب اول ماه رمضان بیماری شدت پیدا کرد و فردای آن روز در حالتی که روزه بود طبیب آوردند و او امر به افطار کرد. آن حضرت فرمود: «وا عجبا! سی سال است از خداوند مسئلت دارم با حالت روزه از دنیا بروم، و اکنون که روزه هستم افطار کنم »؟ پس خواندن سوره انعام را شروع کرد، و چون به آیه مبارکه( لَهُمْ دَارُ السَّلَامِ عِنْدَ رَبِّهِمْ ) (۴) رسید وفات کرد.
____________________
۱. الموسوعة الکبری فی غزوات النبی الاعظمصلىاللهعليهوآلهوسلم : ج۵ ص۳۳۴، ۳۳۵. التنبیه و الاشراف: ص۲۳۵. طبقات الکبری: ج۲ ص۱۶۵.
۲. مناقب آل ابی طالبعليهمالسلام : ج۱ ص۲۶۶. بحار الانوار: ج ۲۱ ص۲۴۵. مستدرک سفینة البحار: ج۵ ص۲۰۹. تاریخ یعقوبی: ج۲ ص۶۸.
۳. وقایع الشهور: ص ۱۸۷. زندگانی سیده نفیسهعليهماالسلام : ص۴۵ - ۴۳.
۴. سوره انعام: آیه ۱۲۷.
شوهر آن حضرت زمانی رسید که ایشان وفات کرده بود. او می خواست آن حضرت را به مدینه ببرد و در بقیع نزد اجداد طاهرینشعليهمالسلام دفن کند، ولی مردم مصر با التماس و درخواست او را نگه داشتند. اسحاق مؤتمن پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم را در خواب دید که فرمودند: «با اهل مصر در این ماجرا مخالفت نکنی، که به خاطر نفیسه خداوند رحمت و برکاتش را نازل می کند ». جناب اسحاق بدن آن حضرت را در محل فعلی دفن کردند و معروف است که دعا کنار قبر آن حضرت مستجاب است.(۱)
۳ ماه رمضان
به قولی شهادت حضرت صدیقه طاهره زهرای مرضیهعليهاالسلام در این روز است.(۲)
۴ ماه رمضان
زیاد بن ابیه درسال ۵۳ هـ در کوفه به هلاکت رسید.(۱) او مشهور به زیاد بن ابیه، زیاد بن امه، زیاد بن عبید، و زیاد بن سمیه است، و چون پدر زیاد از کثرت معلوم نبود به اوزیاد بن ابیه می گفتند.
____________________
۱. سفینة البحار: ج۴ ص۵۴۲. مستدرک سفینة البحار: ج۱۰ ص۱۲۰. تتمه المنتهی: ص ۲۸۹. منتخب التواریخ: ص ۱۹۵ - ۱۹۶.
۲. بحار الانوار: ج ۲۲، ص ۱۶۷، ج ۴۳، ص ۱۸۹ - ۲۱۴. شرح احقاق الحق: ج۲۵ ص۱۵. الذریة الطاهرة: ص ۱۱۰. مستدرک حاکم: ج۳ ص۱۶۲.
۳. نفائح العلام: ص ۱۱۴. الوقایع و الحوادث: ج ۱، ص ۷۴. شفاء الصدور: ج ۱، ص ۳۱۰. فیض العلام: ص ۲۳. تاریخ دمشق: ج ۱۹ ص ۲۰۴.
هنگامی که به معاویه پیوست به اوزیاد بن ابی سفیان گفتند و برادر معاویه شد و زنای مادر خود را قبول کرد. سمیه کنیز حارث بن کلده طبیب بود. حارث او را به چراندن گوسفندان وادار کرده بود ولی طبع زشت و شهوانی سمیه آنقدر در صحرا ننگ به بار آورد که حارث او را از خود راند. از آن پس سمیه اسماً خود را به عبید چوپان ثقفی چسباند و رسماً جزء فواحش طائف در آمد و حیثیت خاندان عبید را هم لکه دار کرد.
برادری او با معاویه یکی از راههائی بود که معاویه برای جلب زیاد به طرف خود به کار گرفت. او مجلسی ترتیب داد و از عده ای به عنوان شاهد در آنجا استفاده کرد که از جمله ابو مریم مشروب فروش طائف بود. او برخاست و به زیاد گفت: شبی ابوسفیان به طائف آمد و از من فاحشه ای خواست. در آن شب کسی جز سمیه نبود. صبر کردیم تا رفت و آمدها کم شد. سمیه را برای او فرستادم. زیاد زنای مادر خود را قبول کرد و برادر معاویه شد! معاویه هم برای باوراندن این نسب به او خواهرش را به خانه او فرستاد و دستور داد چادر از سر بردارد چرا که محرم اوست!!!(۱)
زیاد بعد از برادری با معاویهبرائت از حضرت امیرالمؤمنین عليهالسلام و قتل شیعیان علی بن ابی طالبعليهالسلام و غارت اموال آنان را شروع کرد. دست بریدن، شکم پاره کردن، به دار آویختن، زنده به گور کردن، میل سرخ شده به چشمان شیعیان کشیدن فرزندان را سر بریدن، خانه خراب کردن و آتش زدن از جمله کارهای او بود. عبدالرحمان بن حسان را به جرم محبّت علی بن ابی طالبعليهالسلام زنده در گور کرد.
____________________
۱. الغدیر: ج۱۰ ص۲۲۷ - ۲۱۶. بحار الانوار: ج۳۳ ص۵۱۹. الوقایع و الحوادث: ج رمضان، ص ۷۵. شفاء الصدور فی شرح زیارة العاشور: ج ۱، ص ۳۱۲. الکنی و الاقاب: ج۱ ص۳۰۲. تتمة المنتهی: ص ۸۷. اخبار الطوال: ص۲۱۹. شرح نهج البلاغة (ابن ابی الحدید): ج ۱۶، ص ۱۸۷. تاریخ یعقوبی: ج۲ ص۲۱۸. تاریخ دمشق: ج۱۹ ص۱۳۱، ۱۷۳.
۲. شفاء الصدور: ج ۱، ص ۳۱۵، به نقل از ابن خلکان و ابن اثیر. الغدیر: ج۹ ص۱۲۱، ج۱۱ ص۵۳. تاریخ طبری: ج۴ ص۲۰۶. تاریخ دمشق: ج۸ ص۲۷، ج۳۴ ص۳۰۱.
در بصره و کوفهسیزده هزار نفر را به جرم شیعه بودن یا به احتمال شیعه بودن کشت، و بعد به معاویه نوشت: من تا به این حد خواسته تو را انجام دادم و این کارها با دست چپم بود. اگر حکومت حجاز به من واگذار شود با دست راستم که بیکار است همین عمل را انجام می دهم، و تصمیم دارم از مردم عراق در مسجد بخواهم که برائت از علیعليهالسلام و مدح خاندان امیه را علنی نمایند. هر کس قبول نکند او را بکشم و خانه او را خراب کنم.
چون این خبر منتشر شد، امام حسنعليهالسلام و شیعیان نفرین کردند و بعضی امیر ال مؤمنینعليهالسلام را در خواب دیدند که او را نفرین کرده، و آن ملعون قبل از عملی کردن تصمیمش به مرضطاعون مبتلا شد و به درکات جحیم واصل گردید.(۱)
۶ ماه رمضان
در این روز در سال ۲۰۱ ه سکه طلا به نام مبارک حضرت رضاعليهالسلام زدند.(۲)
بنابر قولی این روز روز ولایت عهدی اجباری آن حضرت بوده است، و مردم با آن حضرت به ولایت عهدی بیعت نمودند.
____________________
۱. بحار الانوار: ج۳۳ ص۲۱۴. شفاء الصدور فی ضرح زیارة العاشور: ج ۱، ص ۳۱۶. الوقایع و الحوادث: ج ماه رمضان، ص ۷۹. تاریخ یعقوبی: ج۲ ص۲۲۹. البدایة و النهایة: ج۸ ص۶۷. سیر اعلام النبلاء: ج۳ ص۴۹۶. شرح نهج البلاغة (ابن ابی الحدید): ج۳ ص۱۹۹، ج۴ ص۵۸. تاریخ طبری: ج۴ ص ۲۱۵. تاریخ دمشق: ج۱۹ ص۲۰۳. تاریخ ابن خلدون: ج۳ ص۱۴. مروج الذهب: ج۳ ص۳۵.
۲. شرح الاخبار: ج۳ ص۳۴۲ - ۳۴۱. مسند الامام الرضاعليهالسلام : ج۱ ص۱۲۱. مقاتل الطالبیین: ص ۳۷۵.
۳. مسار الشیعه: ص ۶. اقبال:ج۱ ص۲۶۴. بحار الانوار: ج۹۵ ص۲۵. تتمه المنتهی: ص ۲۷۸. مستدرک سفینه البحار: ج ۴، ص ۱۹۵. نفائح العلام: ص ۱۱۵.
۱۰ ماه رمضان
درسال ۶۰ هـ جمعی از کوفیان نامه های مردم کوفه را برای امام حسینعليهالسلام آوردند. که از جمله نام سلیمان بن صرد و مسیب بن نجبه و رفاعه بن شداد بجلی و حبیب بن مظاهر و جمعی از شیعیان آن حضرت در آنها بودکه توسط عبداللَّه بن مسمع همدانی و عبداللَّه بن وال خدمت امامعليهالسلام آورده شد.(۱)
در این روز۱۰ سال پس از بعثت؛ حضرت خدیجه کبریعليهاالسلام از دنیا رحلت فرمودند.(۲) این قول بنابرنقل ۴۵ روز بعد از رحلت جناب ابوطالب عليهالسلام است. اقوال دیگر در رحلت آن حضرت چنین است: ۲۳ رجب، ۲۷ رجب، ۲۹ رجب،(۳) اول ماه رمضان،(۴) ۱۲ ماه رمضان. آن حضرت بعد از وفات حضرت ابوطالبعليهالسلام به ۳ روز فاصله و به قولی ۷ روز و به قولی یک ماه و و به قولی ۳۵ روز و به قولی ۴۵ روز و به قولی ۵۰ روز و به قولی یک سال وفات کرده است.(۵)
آن حضرت نخستین همسر پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم بود، و تا خدیجهعليهاالسلام زنده بود نبی گرامی اسلامصلىاللهعليهوآلهوسلم همسری اختیار نفرمود. سبقت به اسلام و خدمات او به پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم زیاره از آن
____________________
۱. ارشاد: ج۲ ص۳۷. مناقب آل ابی طالبعليهمالسلام : ج۴ ص۹۷. بحار الانوار: ج ۴۴، ص ۳۳۳. الوقایع و الحوادث: ج ۱، ص ۱۲۷. تاریخ طبری: ج۴ ص۲۶۱.
۲. مسار الشیعة: ج۷ - ۶. تقویم المحسنین: ص ۱۱. اختیارات: ص ۳۸. الوقایع و الحوادث: ج۱ ص۱۲۷. فیض العلام: ص ۲۷. نفائح العلام: ص ۱۵، ۱۹۱.
۳. بحار الانوار: ج۱۹ ص ۲۵. جنات الخلود: ص ۱۸.
۴. توضیح المقاصد: ص ۲۲.
۵. کافی: ج۱ ص۴۳۹. نفائح العلام: ص ۱۹۱. منتخب التواریخ: ص۴۳. بحار الانوار: ج۱۹ ص۲۵. توضیح المقاصد: ص ۲۲. تقویم المحسنین: ص۱۱.
است که ذکر شود. در فضیلت آن حضرت همین بس که والده مکرمه حضرت صدیقه طاهرهعليهاالسلام است، و همه ذراری پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم به ایشان منتهی می شوند.(۱)
آن حضرت هنگام رحلت چند وصیت به پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم نمودند، و با آن همه فداکاری و انفاق مال، به پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم عرض کردند: «یارسول اللَّه، مراببخشید که در حق شما کوتاهی کردم». پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم فرمودند: «حاشا و کلاّ! من از شما تقصیری ندیدم، بلکه منتهای سعی و کوشش خود را در حق من نمودی. شما در خانه من زحمات زیادی را متحمل شدی. اموالت را در راه خدا بذل و بخشش نمودی ».
آنگاه خدیجهعليهاالسلام عرض کرد: «یا رسول اللَّه، شما را وصیت می کنم به این دختر - و به حضرت فاطمهعليهاالسلام اشاره نمود- این دختر بعد از من یتیم و غریب است. کسی از زنهای قریش او را اذیت نکند. کسی به صورت او لطمه ای نزند، به روی او داد نزند و مکروهی نبیند.»(۲)
آن حضرت اولین زنی است که پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم را تصدیق نمود، و اول زنی است که در مکه با رسول خداصلىاللهعليهوآلهوسلم نماز جماعت خواند، و اول زنی است که ایمان خود را در مکه در میان مشرکین اظهار نمود، و اول زنی است که در مقابل دشمن از رسول خداصلىاللهعليهوآلهوسلم دفاع نمود و تمام اموال خود را به پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم بخشید، و اول زنی است که ایمانش با قبول ولایت امیرالمؤمنینعليهالسلام به درجه کمال رسید.
رسول خداصلىاللهعليهوآلهوسلم فرمود: «دین من بر پا و مقاوم نشد مگر به دو چیز: اموال خدیجه و شمشیر علی بن ابی طالب».(۳) همچنین فرمود: «هیچ مالی به اندازه اموال خدیجهعليهاالسلام به من منفعت نرسانده است».(۴)
____________________
۱. فیض العلام: ص ۲۷.
۲. شجره طوبی: ج ۲، ص ۲۳۵ - ۲۳۴.
۳. الانوار الساطعة من الغرّاء الطاهرة خدیجه بنت خویلدعليهاالسلام : ص ۱۶۴. شجرة طوبی: ج۲ ص۲۲۳. تنقیح المقال: ج۳ ص۷۷.
۴. امالی طوسی: ص ۴۶۸. حلیة الابرار: ج۱ ص۱۴۷. بحار الانوار: ج۱۹ ص ۶۳. الانوار الساطعة من الغراء الطاهرة خدیجه بنت خویلدعليهاالسلام : ص ۱۶۳. الصحیح من السیرة: ج۴ ص۱۳.
روزی پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم خدیجهعليهاالسلام را خواست و در کنار خود نشانید و فرمود: این جبرئیل است و می گوید: برای اسلام شروطی است که عبارتند از: اقرار به یگانگی خداوند متعال، اقرار به رسالت رسولان، اقرار به معاد و اصول این شریعت و احکام آن، اطاعت از اولی الامر و ائمه طاهرین از فرزندان او یکی بعد از دیگری با برائت از دشمنان ایشان.
خدیجهعليهاالسلام به همه آنها اقرار نمود و ائمه طاهرین به خصوص امیرالمؤمنینعليهالسلام را تصدیق کرد. پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم فرمود: «هو مولاک و مولی ال مؤمنین و اِمامهم بعدی ». یعنی «علی مولای تو و مولای مؤمنان بعد از من و امام ایشان است ». آنگاه از خدیجهعليهاالسلام در قبول ولایت امیر ال مؤمنینعليهالسلام عهد مؤکد گرفت. سپس رسول خداصلىاللهعليهوآلهوسلم یک یک از اصول و فروع دین حتی آداب وضو و نماز و روزه و حج و جهاد و صله رحم و واجبات و محرمات را بیان فرمود.
سپس پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم دست خود را بالای دست امیرالمؤمنینعليهالسلام نهاد و خدیجهعليهاالسلام دست خود را بالای دست رسول خداصلىاللهعليهوآلهوسلم نهاد و به این ترتیب با امیر ال مؤمنینعليهالسلام بیعت نمود.(۱)
۱۲ ماه رمضان
در این روز در سال اول هجرت رسول گرامی اسلامصلىاللهعليهوآلهوسلم بین اصحاب خودعقد اخوت بست، و امیرالمؤمنینعليهالسلام را برادر خود گردانید.(۲)
____________________
۱. الطرائف: ص ۴. بحار الانوار: ج۱۸ ص۲۳۲، ج ۶۵ ص ۳۹۲. الانوار الساطعة: ص ۳۳۷.
۲. مسار الشیعه: ص ۷. تقویم المحسنین: ص ۱۴. الوقایع و الحوادث: ج ۱، ص ۱۱۲. فیض العلام: ص ۳۱. منتخب التواریخ: ص ۴۶. وقائع الشهور: ص ۱۶۷.
۱۳ ماه رمضان
درسال ۹۵ هـ در چنین روزی ظالم سفاک پلید حجاج بن یوسف ثقفی به هلاکت رسید. او در زمان ولید بن عبدالملک درشهر واسط که خودش بنا کرده بود با مرض آکله در شکمش به درک واصل شد.(۱) اقوال دیگر در روز مرگ او ۲۱، ۲۳، ۲۵، ۲۷ ماه رمضان است.
مادر او فارحه (قارعه) نامی بود که قبل از همسری با یوسف بن عقیل پدر ظاهری حجاج، در منزل حارث بن کلده طبیب بود. هنگامی که حجاج به دنیا آمد هنگامی که حجاج به دنیا آمد سوراخ مقعد نداشت، و طبیل برای او سوراخی قرار داد. همچنین او شیر نمی خورد تا اینکه بز سیاهی کشتند و از خونش پستان مادر و به صورت حجاج مالیدند و او از روز چهارم پستان قبول کرد. به این سبب حجاج خونخوار شد و می گفت:بیشترین لذت من در ریختن خون است .(۲) این صفت از کسی که مدت حمل او دو سال و نیم بوده و بیش از دو سال و نیم پس از مرگ پدرش به دنیا آمده، بعید نیست!!(۳)
تعداد کشته شدگان به دست او را بجز جنگها،یکصد و بیست هزار نفر نوشته اند. هنگامی که هلاک شد، در زندان اوپنجاه هزار مرد و سی هزار زن بودند که ۱۶ هزار از آنها برهنه و عریان بودند، و قاعده ئ آن ملعون این بود که زن و مرد و اطفال را با هم زندانی می کرد، زندان او سقف نداشت.(۴)
____________________
۱. توضیح المقاصد: ص۲۲. منتخب التواریخ: ص۴۲۱. نفائح العلام: ص ۴۷۱. الوقائع و الحوادث: ج۱ ص۱۳۹، ۱۵۶. فیض العلام: ص۳۲.
۲. اربعین قمی: ص۳۴۶. شجره طوبی: ج۱ ص۱۲۸. مجمع البحرین. مروج الذهب: ج۳ ص۱۳۲. البدایة و النهایة: ج۹ ص۱۳۸.
۳. روضات الجنات: ج ۷، ص ۲۵۹. وقائع الایام: ج۱ ص۳۹۰. شجرة طوبی: ج۱ ص۶۹. الکنز المدفون: ص ۱۵۱. تفسیر عیاشی: ج۲ ص۳۰۱. بحار الانوار: ج۶۰ ص۲۵۶.
۴. اربعین قمی: ص ۳۴۷-۳۴۶. تتمة المنتهی: ص۹۶. مروج الذهب:: ج۳ ص۱۷۵. توضیح المقاصد: ص۲۳-۲۲. الغدیر: ج۱۰ ص۵۲. التنبیه و الاشراف: ص۲۷۵. تاریخ دمشق: ج۱۲ ص۱۸۵.
عده زیادی از دوستان و شیعیان امیرالمؤمنینعليهالسلام را شهید کرد، از جمله کمیل بن زیاد نخعی، قنبر غلام امیرالمؤمنینعليهالسلام عبدالرحمن بن ابی لیلی انصاری، که آن قدر او را تازیانه زد که امیرالمؤمنینعليهالسلام را سب کند و او مناقب آن حضرت را می گفت، تا حجاج دستور داد او را شهید کردند. دست و پای یکی از حواریین امام زین العابدینعليهالسلام به نام یحیی بن امّ طویل را برید تا شهید شد. همچنین سعید بن جبیر را به شهادت رسانید که ۱۵ روز بعد از قتل او حجاج به درک واصل شد.(۱)
حجاج به مرض آکله مبتلا شد، و طبیب تکه گوشتی را به نخی بست تا آن ملعون بلعید. طبیب آخر نخ را نگه داشت، و بعد از لحظه ای نخ را کشید و دید چیزی نمانده است، و معلوم شد که به زودی جان به مالک جهنم خواهد سپرد.(۲) قبر او را در شهر واسط مخفی کردند و آب روی آن رها کردند ولی در زمان سفاح قب او را پیدا کردند، آنچه مانده بود سوزانده و بر باد دادند.(۳) او بیست سال در عراق حکومت کرد، و عمر نحسش ۵۳ سال بود.(۴)
۱۴ ماه رمضان
درسال ۶۷ هـ در چنین روزی مختار بن ابی عبیده ثقفیرحمهالله به شهادت رسید، و مزار او کنار مرقد حضرت مسلمعليهالسلام در انتهای مسجد کوفه است.(۵)
____________________
۱. بحار الانوار: ج۳۹ ص۳۲۴، ج۴۲ ص۱۲۶، ۱۴۹، ج۷۱ ص۲۲۰. مراقد المعارف: ج ۲، ص ۲۰۲، ۲۱۹. الوقائع و الحوادث: ج ۱، ص ۱۵۵ - ۱۵۲. انوار العلویة: ص ۴۶۸، ۴۷۳.
۲. تتمة المنتهی: ص۱۰۸-۹۶. تهذیب الکمال: ج۱۰ ص۳۷۳. حلیة الاولیاء: ج۴ ص۲۹۴. مروج الذهب: ج۳ ص۱۷۳.
۳. الوقایع و الحوادث: ج۱ ص۱۵۶.
۴. توضیح المقاصد: ص ۲۲. الوقایع و الحوادث: ج۱ ص۱۵۷.
۵. بحار الانوار: ج۴۵ ص۳۸۶. مستدرک سفینه البحار: ج ۵، ص ۲۱۵. تتمة المنتهی: ص ۹۱ - ۹۲. الوقایع و الحوادث: ج ۱، ص ۱۵۷. فیض العلام: ص ۳۳.
مصعب بعد از به شهادت رساندن مختار، دستور داد همسر او را دستگیر کنند. او زنی مؤمنه به نام عمره دختر نعمان بن بشیر انصاری بود. مصعب گفت: برائت بجوی از شوهرت. او گفت: چگونه برائت بجویم از کسی که روزها روزه و شبها به نماز مشغول بود، و خون خود را برای خدا و پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم نثار کرد و خونخواهی فرزند پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم نمود؟ مصعب در حالتی که شمشیرش را از غلاف بیرون کشیده بود، گفت: پس تو را به شوهرت ملحق می کنم. همسر مختار جواب داد:پس از این مرگ بهشت است و به خدا قسم هیچ چیزی را بر محبتم به علی بن ابی طالب عليهالسلام ترجیح نمی دهم .
در گرمای هوا در صحرائی بین حیره و کوفه دست و پای او را بستند و بعد گردن او را زدند و سر از بدنش جدا کردند. این زن مؤمنه اولین زن شهیدی است که در محبت امیرالمؤمنینعليهالسلام با شکنجه کشته شد.(۱)
۱۵ ماه رمضان
شب نیمه ماه رمضانسال سوم هـ دومین امام شیعیان حضرت ابومحمد حسن بن علی بن ابی طالبعليهالسلام در شهر مدینه به دنیا آمد.(۲)
القاب آن حضرت: سیّد، سبط، امین، اثیر، حجّت، برّ، نقی، تقی، زکی، مجتبی، زاهد.
____________________
۱. المختار الثقفیرحمهالله : ص۴۰. مواقف الشیعة: ج۲ ص۲۰۶. تاریخ یعقوبی: ج۲ ص۲۶۴. تاریخ طبری: ج۴ ص۵۷۴. تاریخ دمشق: ج۶۹ ص۲۹۶.
۲. دلائل الامامة: ص۱۵۹. ارشاد: ج۲ ص۵. بحار الانوار: ج ۴۳، ص ۲۵۰، ج ۹۵، ص ۱۹۱. اعلام الوری: ج۱ ص۴۰۲. کشف الغمة: ج ۱ص ۵۱۴. مسار الشیعة: ص ۷. مصباح کفعمی: ج ۲، ص ۵۹۹. العدد القویه: ص ۲۸. شرح احقاق الحق: ج۱۱ ص۲. توضیح المقاصد: ص۲۳. اختیارات: ص۳۸. تقویم المحسنین: ص۱۱. فیض العلام: ص ۳۴. تاریخ الخلفاء: ص ۱۸۸. شرح نهج البلاغة: ج۱۶ ص۹. تاریخ دمشق: ج۱۳ ص۱۶۸، ج۱۴ ۲۴۹.
رنگ مبارکش سرخ و سفید، دیدگان مبارکش گشاده و چشمانش مشکی بود. گونه مبارکش هموار و محاسنش انبوه و موی سرش مجعد بود. گردن مبارک در نور و صفا مانند نقره صیقل زده، میانه بالا و شانه هائی گشاده داشت و از همه مردم خوشروتر بود. خضاب بسیار می کرد و بدن شریفش در نهایت لطافت بود.(۱)
در روز هفتم ولادت آن حضرت، مادرش فاطمه زهراعليهاالسلام آن مولود مبارک را در پارچه حریری که جبرئیلعليهالسلام آن را برای پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم از بهشت آورده بود، پیچید و خدمت رسول گرامی اسلامصلىاللهعليهوآلهوسلم آورد، و آن حضرت نام مبارکش را «حسن » نهاد و گوسفندی برای حضرتش عقیقه نمود.(۲)
در این روز درسال ۶۰ هـ حضرت اباعبداللَّه جنابعليهالسلام مسلم بن عقیلعليهالسلام را به کوفه روانه کرد. همراه او پاسخ نامه های کوفیان را داده بود که مضمون آن چنین بود: «به سوی شما برادر و پسر عمویم، موثق اهل بیت خویش، مسلم بن عقیل را فرستادم. اگر او بنویسد برای من که رأی دانایان و بزرگان شما متفق شده بر آنچه در نامه ها درج کرده اید، به زودی به سوی شما خواهم آمد، انشاءاللَّه ...».(۳)
۱۶ ماه رمضان
در این روز در سال ۳۷ هـ جناب محمّد بن ابی بکر به عنوان استاندار از طرف
____________________
۱. بحار الانوار: ج۴۳ ص۲۵۵، ۳۰۳. منتهی الآمال: ج ۱، ص ۲۱۹ - ۲۲۰. تاج الموالید: ص ۲۴. الذریة الطاهرة: ص۸۴.
۲. ارشاد: ج ۲، ص ۵. بحار الانوار: ج ۴۳، ص ۲۵۰. اعلام الوری: ج ۱ص ۴۰۲. کشف الغمه: ج ۱، ص ۵۱۴. مصباح کفعمی: ج ۲، ص ۵۹۹. تاج الموالید: ص۲۵. العدد القویة: ص۲۹. فیض العلام: ص ۳۴.
۳. مقتل الحسینعليهالسلام (ابی مخنف): ص۱۶. ارشاد: ج۲ ص۳۷. بحار الانوار: ج۴۴ ص۳۳۴. کلمات الحسینعليهالسلام : ص ۳۱۳. فیض العلام: ص ۳۵. تاریخ طبری: ج۴ ص۲۶۲.
امیرالمؤمنینعليهالسلام واردمصر شد.(۱)
۱۷ ماه رمضان
معراج پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم پنج سال بعد از بعثت در چنین روزی واقع شده(۲) ، و آیه( سُبْحَانَ الَّذِي أَسْرَىٰ بِعَبْدِهِ لَيْلًا مِّنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى ...) (۳) ، در این باره نازل شده است. معراج پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم در ۲۱ ماه رمضان نیز نقل شده است.(۴)
معراج از جمله ضروریات اسلام است(۵) ، و از آیات کریمه و احادیث متواتره ثابت شده است که خداوند متعال حضرت رسولصلىاللهعليهوآلهوسلم را در یک شب از مکه معظمه تا مسجد الاقصی و از آنجا به آسمان ها تا سدرة المنتهی و عرش اعلی برد، و عجایب آفرینش آسمانها را به آن حضرت نمایاند و رازهای نهانی و معارف نامتناهی را به آن حضرت القا فرمود و آن حضرت در بیت المعمور تحت عرش به عبادت حق تعالی قیام فرمود و با انبیاءعليهمالسلام ملاقات نمود و داخل بهشت شد و منازل اهل بهشت و احوال کسانی که در عذاب بودند را مشاهده فرمود.
احادیث متواتر دلالت دارد که عروج آن حضرت به بدن بوده نه به روح، و در بیداری بوده نه در خواب.(۶)
____________________
۱. مستدرک سفینه البحار: ج ۵، ص ۲۱۳. الوقایع و الحوادث: ج ۱، ص ۱۹۰. تهذیب الکمال: ج۲۴ ص۵۴۲. الاصابة: ج۶ ص۱۹۴.
۲. الوقایع و الحوادث: ج ۱، ص ۱۹۴. العدد القویه: ص ۲۳۴. بحار الانوار: ج ۱۸، ص ۳۰۲، ۳۰۸، ج ۹۵، ص ۱۹۶.
۳. سوره اسراء: آیه ۱.
۴. مسار الشیعة: ص۹. توضیح المقاصد: ص ۲۴. العدد القویة: ص ۲۳۴. مصباح کفعمی: ج ۲، ص ۵۹۹. بحار الانوار: ج ۹۵، ص ۱۹۶، ج ۹۷، ص ۱۶۸. تقویم المحسنین: ص۱۲. اختیارات: ص۳۸.
۵. الغدیر: ج۵ ص۱۶. حق الیقین: ص ۳۰. مکیال المکارم: ج۲ ص۹۲. منتهی الآمال: ج ۱، ص ۵۱.
۶. بحار الانوار: ج ۱۸، ص ۲۸۹. حق الیقین: ص ۳۰.
اقوال دیگر در تعیین روز معراج چنین است: ۱۷ ماه رمضان سال ۱۲ قبل از هجرت، ۱۷ ربیع ال اول قبل از هجرت، ۱۷ رجب قبل از هجرت، ۱۷ ماه رمضان ۵ سال قبل از بعثت، ۲۷ ماه رمضان، ۲۱ ماه رمضان، ذی الحجه.
درباره مکانی که آغاز حرکت پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم به سوی معراج بوده نیز چند قول است: از منزل خدیجهعليهاالسلام ، از منزل امّ هانی خواهر امیرالمؤمنینعليهالسلام ، از شعب ابی طالبعليهالسلام .(۱)
امام صادقعليهالسلام فرمودند: «حقتعالی حضرت رسولصلىاللهعليهوآلهوسلم راصد و بیست مرتبه به آسمان برد، و در هر مرتبه به آن حضرت در باره، ولایت و امامت امیرالمؤمنینعليهالسلام و دیگر ائمه طاهرینعليهمالسلام زیاده از سایر فرائض تأکید و توصیه نمود.»(۲)
در روز جمعه درسال دوم هجرت حنگ بدر کبری به وقوع پیوست.(۴) ۱۹ این ماه هم ذکر شده است.(۵)
تعدادمسلمانان ۳۱۳ نفر و تعداد شهدای آنان ۹ تا ۱۴ نفر ، و تعداد کفار ۹۵۰ نفر بود. مقتولین کفار ۷۰ نفر بودند و ۷۰ نفر را هم مسلمانان اسیر گرفتند. نصف یا بیشتر از نصف کشته های کفار به دست امیرالمؤمنینعليهالسلام به قتل رسیدند(۶) و در کشتن نصف
____________________
۱. بحار الانوار: ج ۱۸، ص ۳۰۲، ۳۱۹، ۳۸۰، ج ۹۵، ص ۱۹۶، ج ۹۷، ص ۱۶۸. العدد القویة: ص۲۳۴. الصحیح من السیرة: ج۳.
۲. بصائر الدرجات: ص۷۹. خصال: ۶۰۰. بحار الانوار: ج ۱۸، ص ۳۸۷، ج ۲۳ ص ۶۹. حق الیقین: ص۳۰.
۳. بحار الانوار: ج ۱۹، ص ۳۶۷ - ۲۹۲. الصحیح من السیرة: ج۵ ص۱۳۶-۱.
۴. خصال: ص۵۰۸. مسارالشیعة: ص۸. بحارالانوار: ج۱۹ ص۱۷۰، ۳۲۵، ج۹۶ ص۱۶۸، ۳۸۳. مصباح کفعمی: ج۲ ص۵۹۹. اقبال: ج۱ ص۳۰۳. تقویم المحسنین: ص۱۱. اختیارات: ص۳۸. الوقائع و الحوادث: ج۱ ص۲۰۳. الموسوعة الکبری فی غزوات النبی الاعظمصلىاللهعليهوآلهوسلم : ج۱ ص۱۳۸. الوقایع و الحوادث: ج۱ ص۲۰۳. طبقات الکبری: ج۲ ص۲۱-۱۹. تاریخ یعقوبی: ج۲ ص۴۵.
۵. توضیح المقاصد: ص۲۳. تاریخ طبری: ج۲ ص۱۲۹. طبقات الکربی: ج۲ ص۲۱.
۶. منتخب التواریخ: ص ۴۸ - ۴۹. الوقایع و الحوادث: ج ۱، ص ۲۱۵ - ۲۱۶.
در این جنگ ابوجهل نیز کشته شد.(۱)
در این جنگ ابوجهل نیز کشته شد . ابوجهل هشام بن مغیره مخزومی از دشمنان سرسخت پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم بود. او با اینکه نامش هشام بود ولی از فرط بدجنسی و زشت سیرتی به ابوجهل مکنی شد. ابوجهل کسی بود که در مکه آزار و اذیت بسیار به رسول اکرمصلىاللهعليهوآلهوسلم نمود. بچه دان شتر بر سر مبارک حضرت ریخت. خاکستر و خاک بر سر مبارک حضرت ریخت. سنگ به دندان مبارکش زد، نسبت کذب و جنون به آن حضرت داد، مادر عمار یاسر جناب سمیه را بعد از شکنجه بسیار با نیزه ای که به ران او زد شهید کرد.
در جنگ بدر دو برادر انصاری (معاذ و معوذ) به خاطر سابقه ای که از او در اذیت پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم شنیده بودند تصمیم به کشتن او گرفتند. به هر صورت ضربه هائی به او زدند و یکی از دو برادر دستش قطع شد و به پوست آویزان گردید، ولی چون دید دستش مزاحم جنگ با ابوجهل و هواداران اوست، زیر پایش گذاشت و دفعتاً آن را از بدنش جدا کرد وسپس ابوجهل را نقش زمین کردند .
بعد از جنگ، پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم فرمود: «کسی خبر از ابوجهل بیاورد.» عبداللَّه بن مسعود رفت و پا روی سینه او گذاشت. ابوجهل به هوش آمد و گفت: بر جای بلندی پای گذاشته ای. ای کاش قاتل من دهقان نبود (که کنایه ای از انصار بود). عبداللَّه بن مسعود سر او را از بدن جدا کرد و نزد پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم آورد و جلوی پای آن حضرت انداخت. پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم شکر الهی بجا آورد.(۲) خداوند نصرت خود را بر پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم نازل نمود، و آن حضرت فرمود: امروز روز عید است و باید شکر خدا را بر نعمتی که به اهل ایمان عطا فرموده به جای آورد.
____________________
۱. الصحیح من السیرة: ج۵ ص۴۵، ۵۹، ج۸ ص۸۷. شرح احقاق الحق: ج۳ ص۲۲۷ (پاورقی).
۲. بحارالانوار: ج۱۹ ص۲۵۸. منتخب التواریخ: ص۴۹ - ۴۷. الوقایع و الحوادث: ج ۱، ص ۲۱۵ - ۲۱۶. نفائح العلام: ص ۲۸۸. فیض العلام: ص ۳۷ - ۳۸.
در شب ۱۷ ماه رمضان درسال ۵۸ هـ (۱) در مدینه، عایشه دختر ابوبکر به دست معاویه کشته شد، و به سزای اعمالش رسید.(۲) دو قول دیگر در این باره ۲۹ رجب(۳) و آخر ذی الحجه(۴) است.
پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم دوست داشت تا زنده است مرگ و دفن عایشه را ببیند.(۵) ابن ابی الحدید می گوید: اگر خلیفه دوم به جای علیعليهالسلام بود هر آینه عایشه را تکه تکه می کرد ولی علیعليهالسلام حکیمی بردبار بود.(۶)
معاویه چون خواست برای پسرش یزید بیعت بگیرد، عایشه آن را انکار کرد و معاویه را تهدید کرد و گفت: برادرم محمد را کشتی، و برای یزید بیعت می گیری؟ معاویه ترسید که مبادا او ایجاد فتنه کند. لذا در خانه خود چاهی کند و آن را پر از آهک کرد و فرشی قیمتی بر روی آن پهن نمود و تختی بر آن نهاد و عایشه را وقت نماز عشا به خانه خود خواند. وقتی عایشه وارد شد، معاویه او را به نشستن بر آن تخت تعارف کرد. همین که روی آن نشست،فرو رفت و به چاه افتاد و هلاک شد . و معاویه در چاهچندین نیزه مسموم تعبیه کرده بود و هنگامی که عایشه در چاه افتاد فوراً کار او ساخته شد.(۷)
____________________
۱. مستدرک حاکم: ج۴ ص۶. المنتخب من ذیل المذیل: ص ۹۴. اسد الغابة: ج۵ ص۵۰۴. تاریخ دمشق: ج۳ ص۲۰۲. البدایة و النهایة: ج۸ ص۱۰۱.
۲. فیض العلام: ص ۳۶. نفائح العلام: ص ۲۷۵. مستدرک سفینه البحار: ج ۵، ص ۲۱۵ - ۲۱۴، ج۷ ص ۵۰۹. وقائع الشهور: ص۱۷۴.
۳. اختیارات: ص ۳۷. وقائع الایام: ج۱ ص۳۵۴. قلائد النحور: ج رجب، ۳۵۱. وقائع الشهور: ص۱۳۲.
۴. الطرائف: ص ۵۰۳. حدیقة الشیعة: ص ۳۵۶. وقائع الشهور: ص ۲۴۸.
۵. سبعة من السلف: ص ۲۶۷. تلخیص الحبیر: ج۵ ص۱۲۵. البدایة و النهایة: ج۵ ص۲۴۴. تاریخ طبری: ج۲ ص۴۳۳. شرح نهج البلاغة: ج۱۳ ص۲۷. سیرة النبیصلىاللهعليهوآلهوسلم : ج۴ ص۱۰۵۷.
۶. بحار الانوار: ج۳۳ ص۹۳. شرح نهج البلاغة ابن ابی الحدید: ج۱۷ ص۲۵۴.
۷. کامل بهائی: ج۲ ص۲۷۰. الطرائف: ص ۵۰۳. الصراط المستقیم: ج۳ ص۴۵. حدیقة الشیعة: ص ۳۵۶. اربعین قمی: ص ۶۳۱. حبیب السیر: ص ۴۲۵. وقائع الایام: ج۱ ص ۳۶۰ - ۳۵۹. منتخب التواریخ: ص ۳۰۴. فلک النجاة: ص ۶۱. اغتیال ابی بکر: ص ۱۰۷. کشف الهاویة: ص ۳۰۴. تشیید المطاعن. کشف الغاشیة در احوال عایشة. زبدة التواریخ. الاوائل سیوطی. ربیع الابرار زمخشری.
عایشه در زمان حیات پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم با آن حضرت رفتار نامناسبی داشت؟! با امیرالمؤمنینعليهالسلام و حضرت صدیقهعليهاالسلام و همسران پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم رفتارهای زشت و کینه توزانه ای روا داشت!؟ واقعه جمل و کشته شدن حدود بیست هزار نفر از مسلمین به خاطر فتنه او از کارهای معروف اوست.(۱)
وقتی حضرت زهراعليهاالسلام به شهادت رسید، همسران رسول خداصلىاللهعليهوآلهوسلم برای سر سلامتی امیرالمؤمنینعليهالسلام آمدند جز عایشه؛ که اظهار مریضی کرد و سخنی گفت که دلالت بر خوشحالی او داشت.(۲)
از مشخص ترین نشانه های بغض و کینه او نسبت به امیرالمؤمنینعليهالسلام این بود که غلامش را «عبدالرحمن» نام نهاد و گفت: این نام گذاری را به خاطر محبّنم به قاتل علی بن ابی طالب یعنی عبدالرحمن بن ملجم انجام دادم.(۳)
در ای ن روز ابوزناد عبدالله بن ذکوان پسر برادر ابولؤلؤرحمهالله به مرگ ناگهانی در مدینه در سال ۱۳۰ یا ۱۳۱ هـ درگذشت.(۴)
ابوزناد از اصحاب امام زین العابدینعليهالسلام بود.(۵) او عالم اهل مدینه به حساب، فرائض، نحو، شعر، حدیث و قفه بود(۶) ذهبی می گوید: عبدالله بن ذکوان،
____________________
۱. مسند احمد، صحیح بخاری، صحیح نسائی، السیرة الحلبیه، صحیح مسلم باب الغیرة من کتاب العشرة.
۲. شرح نهج البلاغة ابن ابی الحدید: ج ۹ ص ۱۹۸. اربعین قمی: ص ۶۲۱. ریاحین الشریعة: ج۲ ص۳۵۷.
۳. الجمل (شیخ مفید): ص ۱۵۹. ریاحین الشریعه: ج ۲، ص ۳۵۷. سفینة البحار: ج ۳، ص ۷۴۱. بحار الانوار: ج ۲۸، ص ۱۹۴، ج ۳۲، ص ۳۴۱.
۴. التمهید (ابن عبدالبّر): ج ۱۸ ص ۸. تاریخ دمشق: ج ۲۸ ص۴۹. سیر اعلام النبلاء: ج۵ ص۴۵۰. تهذیب الاسماء: ج۲ ص۵۱۶. تهذیب الکمال: ج۱۴ ص۴۸۲.
۵. رجال الطوسی: ص ۱۱۷. ریاض العلماء: ج۴ ص۳۸۵ - ۳۸۴. رساله فیروزیه. نقد الرجال: ج۳ ص۱۰۴.
۶. سفینة البحار: ج۴ ص۲۸۰. مستدرک سفینة البحار: ج ۹ ص۲۱۳. سیر اعلام النبلاء: ج۵ ص۴۵۱ - ۴۴۵. تهذیب الکمال: ج۱۴ ص۴۸۳ - ۴۷۶. التمهید ابن عبدالبر: ج ۱۸ ص ۵. تاریخ دمشق: ج ۲۸ ص۶۴ -۴۴.
ابو عبدالرحمان، ابوزناد، از بزرگان و اهل مدینه بود. او پسر ابولؤلؤ و مورد وثوق است که مالک و لیث و سفیان ثوری و سفیان بن عیینه از او روایت کرده اند.
اسم او فیروز و چون دختری به نام لؤلؤة داشت مکنی شد به ابولؤلؤة (ابولؤلؤ)، و از القاب ایشان شجاع الدین و بابا شجاع الدین است. اصلش ایرانی و در نهاوند به دنیا آمده است.(۱)
صاحب ریاض العلماء می فرماید: معروف آن است که ابولؤلؤ از برگزیدگان شیعیان امیرالمؤمینین علی بن ابی طالبعليهماالسلام بوده است(۲) . مغیرة بن شعبة چون از زمان حیات رسول خداصلىاللهعليهوآلهوسلم عداوت و بغض و کینه خاصی به علی بن ابی طالبعليهماالسلام داشت،(۳) بر ابولؤلؤ سخت می گرفت و میزان مالیات او را سنگین و سنگیمن تر می کرد؛ به حدی که یک روز به ابولؤلؤ گفت: اگر به خانه علی بن ابی طالب رفت و آمد نکنی و دست از محبت او برداری مالیات را از تو بر می دارم و آن را می بخشم؛ ام ابولؤلؤ قبول نکرد.(۴)
____________________
۱. ریاض العلماء. سفینة البحار: ج۴ ص۲۸۰. مستدرک سفینة البحار: ج ۹ ص۲۱۳. رساله فیروزیه.
درباره علت اینکه ابولؤلؤ عمر را کشت به مصادر زیر مراجعه شود: مستدرک سفینة البحار ج۹ ص۲۱۳، تاریخ دمشق: ج۴۴ ص۴۰۹، طبقات الکبری: ج۳ ص۳۴۷، اسرار الامامة: ص ۳۲۵، اسد الغابة: ج۴ ص۷۶، ارشاد القلوب دیلمی: ج۲ ص۲۸۵.
۲. ریاض العلماء: ج۵ ص۵۰۷. رساله فیروزیه.
۳. بحار الانوار: ج ۳۰ ص۶۵۴ - ۶۵۳. الغدیر: ج۶ ص ۱۴۴ - ۱۴۳. شرح نهج البلاغة: ج۴ ص۷۱ - ۶۹، ج۱۳ ص۲۲۰، ج۱۶ ص۱۰۱، ج۲۰ ص۱۰.
۴. کامل بهائی: (نسخه مخطوطه): ص ۳۸۳. اسرار الامامة: ص ۳۲۵. برای اینکه بدانید مغیره با دوستان امیرالمؤمنینعليهالسلام چه می کرد به الغدیر علامه امینیرحمهالله ، بیت الاحزان: ص ۱۱۷، اسرار الامامة: ص ۳۲۵، کامل بهائی (نسخه مخطوطه): ص ۳۸۳، و تتمه شعبان از کتاب «تقویم شیعه» مراجعه کنید.
هنگامی که عمر در بستر مرگ بود عبید الله بن عمر با رهنمود و همکاری خواهرش حفصه،(۱) دختر و همسر و پسر ابولؤلؤ را که مسلمان بودند کشت، جفینه که ایرانی بود و هرمزان که دوست ابولؤلؤ و پسر یزدجرد سوم و برادر حضرت شهربانو همسر امام حسینعليهالسلام بود(۲) را به همراه چند نفر دیگر از فارسی زبانان مدینه به قتل رساند و بعد از کشتن جناب هرمزان بدن او را قطعه قطعه کرد. او می گفت: «به هر عجمی که دست پیدا کنم خواهم کشت».
هنگامی که هرمزان اسیر شد به مدینه آمد، و عمر اسلام را بر او عرضه کرد. او قبول نکرد و در همان مجلسی هنگامی که عظمت و جلالت امیرالمؤمنینعليهالسلام را دید به دست آن حضرت اسلام آورد و از مخلصین اصحاب شد و اکثر اوقاتش در مسجد مشغول نماز بود.(۳)
امیرالمؤمنینعليهالسلام هنگامی که از کار عبید الله با خبر شد که دختر و پسر و همسر و ابولؤلؤ و هرمزان و جفینه را کشته است، فرمود: «این فاسق جرم بزرگی مرکتب شده و مسلمانی را بدون گناه کشته است». سپس به پسر عمر فرمود: «اگر روزی بر تو دست پیدا کنم به خاطر قتل هرمزان تو را خواهم کشت.»(۴)
درخواست امیرالمؤمنینعليهالسلام وعده ای از اصحاب رسول خداصلىاللهعليهوآلهوسلم برای قصاص عبید الله بن عمر به ارتکاب این جرائم در حق چند مسلمان، دلیل بر اسلام ابولؤلؤ است، و تا عمر مرد و عثمان بعد از سه روز خلیفه شد، عبید الله بن عمر در زندان بود که عثمان او را بخشید و آزاد کرد.(۵)
____________________
۱. تاریخ یعقوبی: ج۲ ص۱۶۱.
۲. آسیاب تبرّی: ص۱۰.
۳. الخرائج و الجرائح: ج۱ ص۲۱۲. بحار الانوار: ج۴۱ ص۵۰.
۴. وسائل الشیعة: ج۱ ص۳۰. الغدیر: ج۸ ص۱۳۲، از کتاب انساب الاشراف بلاذری: ج۵ ص۲۴.
۵. الغدیر: ج۸ ص۱۳۲، ۱۳۳، ۱۳۶ - ۱۳۴. تاریخ طبری: ج۳ ص۳۰۲. تاریخ یعقوبی: ج۲ ص۱۶۳، الانساب بلاذری: ج۵ ص۲۴.
اکثر مورخین متفقند که روز ضربت خوردن عمر، ابولؤلؤ در صف اول نماز جماعت در مسجد بوده است،(۱) و اگر او مسلمان نبوده داخل مسجد چه می کرده است؟!
تناقض گویی عده ای دلالت بر کذب کلامشان دارد. عده ای گفته اند: هنگامی که ضربه به عمر زد در حال فرار به خودی خود ضربه ای زد و مرد.(۲) عده ای گفته اند: عبید الله بن عمر او را کشته است.(۳) بعضی گفته اند: مردی از بنی تمیم او را کشته است.(۴) بعضی گفته اند: عبد الله بن عوف سر از بدنش جدا کرد.(۵) عده ای گفته اند: معلوم نشد به کجا رفت و هر چه سربازان دنبال گشتند او را پیدا نکردند.(۶)
به هر صورت اگر کشته شد، یا خودش را کشت با جسدش چه می کردند و کجا دفن شد؟ هیچ کس ذکر نکرده است.
اما شیعه معتقد است که ابولؤلؤ با معجزه و عنایت امیرالمؤمنینعليهالسلام به کاشان آمد و تا زنده بود مردم به او احترام خاصی می گذاشتند و کسانی که او را بعد از مدتی دیدند و شناختند نتواستند ثابت کنند که چگونه ابولؤلؤ آن روز در مدینه بوده و همان روز یا شب فردایش در کاشان بوده است!!(۷)
____________________
۱. مسند ابی یعلی: ج۵ ص۱۱۶. صحیح ابن حبان: ج۱ ص۳۳۲. تاریخ دمشق: ج۴۴ ص۴۱۰. موارد الظمآن: ص۵۷۳.
۲. صحیح بخاری: ج۴ ص۲۰۴. سنن الکبری (بیهقی): ج۳ ص۱۱۳. اسد الغابة: ج۴ ص۷۴.
۳. الثقات (ابن حبّان): ج۲ ص۲۴۰. تاریخ یعقوبی: ج۲ ص۱۶۰.
۴. تاریخ طبری: ج۳ ص۳۰۳. تاریخ دمشق: ج۳۸ ص۶۱.
۵. فتح الباری: ج۷ ص۵۱. طبقات الکبری: ج۱۵ ص۱۶.
۶. فصل الخطاب فی تاریخ قتل عمر بن الخطاب: ص ۲۰۷.
۷. کامل بهائی (نسخه مخطوطه): ص ۳۸۳. مجمع النورین: ص ۲۲۰.
قبر ابولؤلؤ در شهر کاشان است. در سال های اخیر عده ای از محبین اهل بیتعليهمالسلام در تزیین و توسیع صحن و مرقد آن بزرگوار زحمت زیادی کشیدند و امکاناتی از جهت رفاه حال زوار فراهم کردند. در ماه ربیع الاول سال ۱۴۲۷ هـ ضریح هشت ضلعی زیبا و نفیسی شبیه ضریح جناب هانی به عروةرحمهالله به همت دوستان اهل بیتعليهمالسلام بر قبر ایشان نصب شد. تاریخ بنای گنبد و رواق به بیش از ۷۲۰ سال قبل بر می گردد.
در شب سه شنبه ۱۷ ماه مبارک رمضان سال ۳۷۳ هـ بنا بر آنچه که شیخ صالح و پرهیزکار جناب حسن به مثله جمکرانی خبر داده است امام عصر حضرت صاحب الزمانعليهالسلام دستور بنای مسجد شریف جمکران را صادر فرمودند و این ماجرا داستانی طولانی دارد و مسجد هم دارای آداب و نمازی مخصوصی است.(۲)
۱۹ ماه رمضان
در ۱۹ ماه رمضانسال ۴۰ هـ در نماز صبح در مسجد کوفه با شمشیری مسموم به دست ناپاک ابن ملجم بر فرق مبارک امیرالمؤمنینعليهالسلام ضربت وارد شد.(۳)
____________________
۱. منتخب التواریخ: ص ۷۹۶. فهرست مزارات کاشان: ص ۴۷. آثار تاریخی کاشان و نطنز: ص۲۵. تاریخ تشیع در ایران: ج۳ ص۱۰۳۷ - ۱۰۳۸.
۲. مستدرک الوسائل: ج۳ ص۴۳۲، ۴۴۷.
۳. ارشاد: ج۱ ص۱۹. بحار الانوار: ج۴۲ ص ۱۹۹. تاریخ الائمةعليهمالسلام : ص ۵. تاج الموالید: ص ۱۷. روضة الواعظین: ص۱۳۲. اختیارات: ص ۳۸.
در ۱۳ ماه رمضانسال ۴۰ هـ حضرت مولی الموحدین علی بن ابی طالب امیرالمؤمنینعليهالسلام بعد از فارغ شدن از جنگ نهروان از شهادت خود خبر دادند.(۱) در آن روز حضرت بر فراز منبر بعد از بیان کلماتی درر بار در حقایق اسلام، در آخر بیانات شریف خود، به فرزندشان امام حسن مجتبیعليهالسلام فرمودند: «تا امروز چند روز از ماه مبارک رمضان می گذرد؟» امام مجتبیعليهالسلام فرمودند: «۱۳ روز گذشته است.» از امام حسینعليهالسلام پرسیدند: «چند روز باقی مانده است؟» امام حسینعليهالسلام فرمود: «۱۷ روز باقی مانده است. »در این هنگام امیرالمؤمنینعليهالسلام دست به محاسن مبارک گرفتند و فرمودند: «نزدیک است این موی من به خون سرم خضاب شود» .
در شب۱۶ ماه رمضان سال ۴۰ هـ امیرالمؤمنینعليهالسلام در خواب پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم را دیدند، و آن حضرت به نزدیک شدن ملاقاتشان در بهشت به امیرالمؤمنینعليهالسلام بشارت دادند، و امیرالمؤمنینعليهالسلام به دخترشان امّ کلثومعليهاالسلام خبر دادند. در شب نوزدهم امیرالمؤمنینعليهالسلام روزه را در منزل امّ کلثومعليهاالسلام افطار نمودند.(۲)
در شب ۱۹ ماه رمضان سال ۴۰ هـ وردان و شبیب که با ابن ملجم در شهادت امیرالمؤمنینعليهالسلام همراه بودند، در حین درگیری کشته شدند.(۳)
در سال چهلم گروهی از خوارج در مکه جمع شدند و بر کشتگان نهروان گریستند. سه نفر از آنان با هم پیمان بستند که در یک شب امیرالمؤمنینعليهالسلام و عمروعاص و معاویه را بکشند.
ابن ملجم کشتن امیرالمؤمنینعليهالسلام را بر عهده گرفت و وارد کوفه شد و با کمک قطام بنت اخضر که ابن ملجم قصد ازدواج با او را داشت، و با همدستی شبیب بن بجره و وردان بن مجاله تصمیم خود را عملی کرد.
____________________
۱. الوقایع و الحوادث: ج ۱، ص ۱۳۹. مستدرک سفینه البحار: ج ۵، ص ۲۱۳.
۲. ارشاد: ج ۲، ص ۱۶ - ۱۵. بحار الانوار: ج۴۲ ص ۲۲۵، ۲۲۶، ۲۳۸. نهج السعادة: ج۷ ص ۱۰۱، ۱۱۹. مدینة المعاجز: ج۳ ص ۴۰ - ۳۹، ۲۱۱. الوقایع و الحوادث: ج ۱، ص ۱۹۰، ۲۴۲.
۳. بحار الانوار: ج۴۲ ص۲۹۸. نفائح العلام: ص ۴۱۰.
در صبح روز نوزدهم بعد از اذان صبح، امیرالمؤمنینعليهالسلام وارد مسجد شد و صدای نازنین ایشان به «یا ایها الناس، الصلاة» بلند شد.
سپس آن حضرت مشغول نماز شد. هنگامی که در رکعت اول سر از سجده برداشت شبیب بر آن حضرت حمله ور شد، ولی شمشیرش خطا کرد. بلافاصله ابن ملجم لعنه اللَّه حمله کرد و شمشیر او فرق مبارک آن حضرت را شکافت و محاسن شریفش به خون فرق مبارکش خضاب شد، صدای مبارکش بلند شد: «بِسْمِ الله وَ بِالله وَ عَلی مِلَّة رَسُول الله فُزْتُ وَ رَبِّ الْکَعْبة ».
صدای جبرئیل بلند شد: «تَهَدَّمَتْ وَ اللَّهِ أَرْكَانُ الْهُدَى وَ انْطَمَسَتْ وَ اللَّهِ نُجُومُ السَّمَاءِ وَ أَعْلَامُ التُّقَى وَ انْفَصَمَتْ وَ اللَّهِ الْعُرْوَةُ الْوُثْقَى قُتِلَ ابْنُ عَمِّ مُحَمَّدٍ الْمُصْطَفَى قُتِلَ الْوَصِيُّ الْمُجْتَبَى قُتِلَ عَلِيٌّ الْمُرْتَضَى قُتِلَ وَ اللَّهِ سَيِّدُ الْأَوْصِيَاءِ قَتَلَهُ أَشْقَى الْأَشْقِيَاءِ ».(۱)
۲۰ ماه رمضان
درسال ۸ هـ فتح مکه واقع شد. در این فتح بزرگ تعداد مسلمانان۱۲ هزار نفر ، وشهدا ۲ نفر بودند. علت شهادت آن دو این بود که همراه لشکر نبودند و از آخر مکه وارد شده بودند، و لذا مورد هجوم قرار گرفته شهید شدند.(۲)
در این روز امیرالمؤمنینعليهالسلام به امر مبارک خاتم الانبیاءصلىاللهعليهوآلهوسلم ، برای شکستن بتهائی که در کعبه بود، پای مبارک خود را بر کتف شریف اشرف مخلوقات نهاد.
____________________
۱. بحارالانوار: ج ۴۲، ص ۲۸۲، ۲۸۵. انوار العلویة: ص ۳۷۷، ۳۷۹.
۲. مسار الشیعه: ص ۹. العدد القویة: ص ۲۱۸. مصباح کفعمی: ج ۲، ص ۵۹۹. بحار الانوار: ج ۲۱، ص ۱۱۱ - ۱۴۳، ج ۹۷، ص ۱۶۸. توضیح المقاصد: ص ۲۳. اختیارات: ص ۳۸. تقویم المحسنین: ص ۱۲. سیرة النبیصلىاللهعليهوآلهوسلم (ابن هشام): ج ۴، ص ۸۸۹.
۳. توضیح المقاصد: ص ۲۳. مصباح کفعمی: ج ۲، ص ۵۹۹. بحار الانوار: ج ۹۷ ص۳۸۴. فیض العلام:
هنگامی که مسلمانان وارد مکه شدند شعار می دادند: «الیوم یوم الملحمه »: «امروز روز در هم کوبیدن است». پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم فرمودند: شعار را عوض کنید و بگوئید: «الیوم یوم المرحمه »: «امروز روز رحمت است».
بعد فرمود: ابوسفیان و خانه اش در امانند، و هر کس داخل خانه او رفت در امان است. همچنین فرمودند: همه در امانند به جز یک نفر به نام «هبار بن اسود» و بعضی معاویه.(۱) را هم ذکر کرده اند. حضرت فرمود: «اگر هبّار چسبیده به پرده کعبه هم بود او را بکشید »؟!
علت این برخورد شدید با هبّار آن بود که در یکی از جنگ های مسلمین با کفار قریش عده ای اسیر از کفار گرفتند و داخا اسرا داماد بزرگ پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم شوهر زینب دخترشان بود. حضرت فرمودند: هر کس فدیه بفرستد او را آزاد می کنیم. بین آنچه از مکه به عنوان فدیه فرستاده بودندگردنبند حضرت خدیجه عليهاالسلام به چشم می خورد که به دخترش زینب داده بود. هنگامی که پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم آن گردنبند را دیدند به یاد جناب خدیجهعليهاالسلام افتادند و گریستند. آنگاه از مسلمین خواستند آن فدیه را - که یادگار خدیجهعليهاالسلام - است، به آن حضرت ببخشند، و آنان گفتند: جان و مالمان را فدای شما می کنیم. حضرت هم عاص را بدون فدیه آزاد کردند. سپس قرار شد اسرا را آزاد کنند، در مقابل این که هر یک از زنان مسلمان که در مکه اسلام را پذیرفته، اگر خواست بیاید آزاد باشد.
____________________
ص ۴۲. احتجاج: ج۱ ص۱۷۹. نهج الایمان: ص ۶۱۳ - ۶۰۷. بحار الانوار: ج ۳۸ ص۸۷ - ۷۶. غایة المرام: ج۶ ص۲۸۴ - ۲۷۹. الغدیر: ج۷ ص ۱۳۹ - ۹. شرح احقاق الحق: ج۸ ص۶۹۰ - ۶۷۹، ج ۱۸ ص ۱۷۰ - ۱۶۲، ج۲۳ ص۳۷۰ - ۳۶۱، ج۳۱ ص ۱۸۴ - ۱۷۵. مناقب (ابن مغازلی): ص ۲۰۲، ۴۲۹. مناقب امیرالمؤمنینعليهالسلام : ج۲ ص۶۰۶. کفایة الطالب: ص ۲۵۷. تذکرة الخواص: ص ۳۴. صفوة الصفوة: ج۱ ص۳۱۰. مناقب (خوارزمی): ص ۱۲۳. مستدرک حاکم: ج۲ ص۳۶۷، ج۳ ص۵. مسند احمد: ج۱ ص۸۴. مسند بزّاز: ج۳ ص۲۲. مسند ابی یعلی: ج۱ ص۲۵۱. خصائص امیرالمؤمنینعليهالسلام : ص ۱۱۳. الاحادیث المختارة: ج۲ ص۳۳۰. مصنف (ابن ابی شیبة): ج۸ ص۵۳۴. ینابیع المودة: ج۱ ص۴۲۱، ج۲ ص۳۰۴.
۱. احقاق الحق: ص ۲۶۵. التعجب: ص ۱۰۶. نهج الحق و کشف الصدق: ص ۳۱۰. منتخب طریحی: ص ۱۴. تتمة المنتهی: ص ۴۷.
قرار بر این شد کهامیرالمؤمنین عليهالسلام بروند و هودج فواطم را بیاورند . آن حضرت به تنهائی رفتند و زینب دختر پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم و دیگر هاشمیات را آوردند، همینکه مقداری از مکه بیرون آمدند، ابوسفیان لعنت اللَّه علیه گفت: پسر عمویش محمّدصلىاللهعليهوآلهوسلم جوانهای شما را گمراه کرد و مسلمان شدند. حال این جوان یعنی - علیعليهالسلام - در روز روشن آمده و بستگانش را می برد. جلو او را بگیرید.
آنها آمدند تا مانع آن حضرت شوند. امیرالمؤمنینعليهالسلام دفاع فرمودند. بعضی زخمی و بعضی به درک واصل شدند، در این اثناهبّار بن اسود به هودج هاشمیات حمله کرد و نیزه ای حواله هودج زینب دختر پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم نمود.
امیرالمؤمنینعليهالسلام حمله ای به هبّار کردند و او را فراری دادند. زینب در این حمله ترسید و چون ششماه حامله بود، هنگامی که وارد مدینه شدندبعد از زمانی بچه سقط شده و از دنیا رحلت کرد . پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم فرمود: «خون هبّار بن اسود مهدور است »، و هر کس هر جا او را دید بکشد.
ابن ابی الحدید به استادش می گوید: پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم به خاطر ترساندن زینب و سقط جنین او، ریختن خون هبّار را جایز دانست.اگر پیامبر صلىاللهعليهوآلهوسلم زنده بود، آیا ریختن خون آن کس را که فاطمه عليهاالسلام را ترسانید، جایز نمی دانست!! (۱)
۲۱ ماه رمضان
امام المتقین امیرالمؤمنینعليهالسلام در شب بیست و یکم ماه رمضان مقارن طلوع فجر به شهادت رسید، در حالی که از سن مبارک حضرتش۶۳ سال گذشته بود.(۲) در بیستم ماه
____________________
۱. بحارالانوار: ج۱۹ ص۳۵۱. بیت الاحزان: ص ۱۵۳. شرح نهج البلاغة ابن ابی الحدید: ج۱۴ ص۱۹۳. تاریخ طبری: ج۲ ص۱۶۴. مستدرک حاکم: ج۴ ص۴۲.
۲. کافی: ج۱، ص ۴۵۲. اعلام الوری: ج ۱، ص ۳۰۹. کشف الغمه: ج ۱، ص ۴۳۶. العدد القویة: ص ۲۳۵.
رمضان اثرات سم در پاهای مبارک امیرالمؤمنینعليهالسلام ظاهر شد و پاهای مبارک ورم کرد.(۱) در شب بیست و یکم اثر زهر بر بدن مبارک امیرالمؤمنینعليهالسلام بسیار شد. حضرت فرزندان و اهل بیت خود را جمع کرد و با آنها وداع نمود و وصیت های خود را فرمود. در آن شب هر چه خوردنی و آشامیدنی آوردند تناول نفرمود، و لب های مبارکش به ذکر خدا حرکت می کرد، و مانند مروارید عرق از پیشانی نازنیش می ریخت و با دست مبارک خود آن را بر طرف می کرد.
به امام مجتبیعليهالسلام فرمود: تو را به برادرت حسینعليهالسلام وصیت می کنم. به فرزندان دیگر که از فاطمه زهراعليهاالسلام نبودند، فرمود: شما را وصیت می کنم به اطاعت از حسن و حسینعليهماالسلام . سپس فرمودند: «خداوند شما را بر صبر نیکو کرامت فرماید. امشب از میان شما می روم و به حبیب خود محمّد مصطفی صلىاللهعليهوآلهوسلم ملحق می شوم چنانچه مرا وعده داده است ». صدای گریه از اهل بیت بلند شد. آنگاه دستوراتی در مورد غسل، کفن، نماز و محل دفن به امام مجتبیعليهالسلام فرمودند و با امام حسینعليهالسلام و حضرت زینبعليهاالسلام کلماتی از کربلاء فرمودند.
بعد از وداع با همگان دست و پای مبارک را به طرف قبله کشیدند و فرمودند: «اشهد ان لا اله الا اللَّه وحده لا شریک له و اشهد ان محمداً عبده و رسوله »، و چشمان مبارک را بستند و بهشت را به قدوم خویش مبارک فرمودند.
صدای شیون و گریه از خانه آن حضرت بلند شد. اهل کوفه که با خبر شدند، صدای شیون و ناله از تمامی شهر بر خواست، مانند روزی که پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم از دنیا رفتند. در آن شب آفاق آسمان متغیر گشت و زمین لرزید و صدای تسبیح و تقدیس فرشتگان از هوا شنیده شد.
____________________
بحارالانوار: ج۴۲، ج ۹۵ ص ۱۹۶. روضة الواعظین: ص۱۳۲. مسار الشیعة: ص۱۰. تاج الموالید: ص ۱۶. توضیح المقاصد: ص ۲۴. مصباح کفعمی: ج ۲، ص ۵۹۹. تقویم المحسنین: ص ۱۲. منتهی الآمال: ج ۱، ص ۱۸۳. تاریخ الخلفاء: ص ۱۷۵. مناقب (خوارزمی): ص ۲۸۴. ذخائر العقبی: ص ۱۱۵. ینابیع المودة: ج۲ ص۳۲.
۱. الوقایع و الحوادث: ج۱ ص۲۶۵.
سپس مشغول غسل آن حضرت شدند. بعد از غسل و کفن، امام حسن و امام حسینعليهماالسلام پشت سر تابوت را همانطور که حضرت فرموده بودند برداشته، جلو تابوت خودش حرکت می کرد، تا در مکانی فرود آمد.
بعد از نماز بر آن حضرت توسط امام مجتبیعليهالسلام ، مقداری از زیر تابوت را کندند و قبری آماده یافتند که داخل آن لوحی مسی یا سفالی بود و بر آن نوشته شده بود: «بسم اللَّه الرحمن الرحیم، این قبری است که نوح پیامبر برای بنده صالح خدا علی بن ابی طالب عليهماالسلام حفر نموده است ».(۱) بدن مطهر آن حضرت را دفن نمودند و حسب وصیّت آن حضرت، قبر مطهرش را مخفی نمودند تا در زمان هارون بر همگان معلوم شد.
فرزندان آن حضرت از همسران مختلف۲۸ دختر و پسرند .(۲) ۵ نفر آنها اولاد حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهراعليهاالسلام هستند که عبارتند از امام حسن و امام حسین و زینب کبری و امّ کلثوم و حضرت محسنعليهمالسلام که در دوران حمل در شش ماهگی توسط منافقین در ماجرای هجوم به خانه امیرالمؤمنینعليهالسلام به شهادت رسید. حضرت عباسعليهالسلام و جعفر و عثمان و عبداللَّه در کربلا به شهادت رسیدند، که مادرشان امّ البنین است. بقیه اولاد حضرت از همسران دیگر هستند.
وقتی خبر شهادت امیرالمؤمنینعليهالسلام به عایشه رسید چنان خوشحال شد که بی اختیار شعری خواند و سپس گفت: چه کسی علی را کشت؟ جواب دادند: ابن ملجم. گفت: خاک بر دهانش مباد (کنایه از اینکه خوب کاری کرد).(۳)
____________________
۱. فرحة الغری: ص ۶۴. مناقب آل ابی طالبعليهالسلام : ج۲ ص۳۸۸. بحارالانوار: ج ۴۲ ص۲۱۶، ۲۳۶. الغارات: ج۲ ص۸۴۶.
۲. ارشاد مفید: ج ۱، ص ۳۵۵ - ۳۵۴. اعلام الوری: ج ۱، ص ۳۹۶ - ۳۹۵. تاج الموالید: ص ۱۸.
۳. الهدایة الکبری: ص ۱۹۷. الجمل (شیخ مفید): ص ۸۴. الجمل (ابن شدقم): ص۲۶. بحارالانوار: ج ۳۲ ص۳۴۱. تذکرة الخواص: ابن جوزی: ص ۱۶۵. مقاتل الطالببین: ص۲۶. جواهر المطالب: ج۲ ص۱۰۴. طبقات الکبری: ج۳ ص۴۰. تاریخ طبری: ج۴ ص ۱۱۵. انساب الاشراف: ص ۵۰۵.
در شب ۲۱ ماه رمضان اوصیاء پیغمبران رحلت کردند و حضرتعیسی بن مریم عليهالسلام به آسمان برده شد؛ و در همین شب حضرتموسی بن عمران عليهالسلام رحلت کرد ویوشع بن نون عليهماالسلام رحلت نمودند.(۱)
در این روز پس از شهادت امیرالمؤمنینعليهالسلام با امام حسنعليهالسلام بیعت کردند.(۲)
در این روز ابن ملجم با یک ضربت شمشیر به جهنم فرستاده شد، سپس ام الهیثم دختر اسود نخعی جنازه او را گرفته آن را به آتش کشید.(۳) بعد از کشته شدن ابن ملجم مردم به سوی قطام ملعونه فاسقه هجوم آوردند و او را شمشیر به درک فرستادند و جثّه اش را بیرون کوفه سوزانیدند.(۴)
ابن بطوطه متوفیسال ۷۷۹ هـ گفته است: هنگامی که به کوفه مسافرت کردم، در غربی جبّانه کوفه در زمینی سفید، زمینی بسیار سیاه دیدم و علّت را پرسیدم. گفتند: اینجا قبر ابن ملجم است. عادت اهل کوفه این است که در سال هیزم زیادی می آوردند و ۷ روز در این مکان می سوزانند.(۵)
____________________
۱. امالی صدوق: ص ۳۹۷. بحارالانوار: ج۱۳ ص۳۷۶، ج۴۲ ص۲۰۱، ۲۰۲، ۳۰۲. العدد القویة: ص ۲۳۵. مسار الشیعة: ص ۹. توضیح المقاصد: ص ۲۴. روضة الواعظین: ص ۱۳۸. مصباح کفعمی: ج۲ ص۵۹۹. اختیارات: ص ۳۸. ینابیع المودة: ج۲ ص۳۱.
۲. ارشاد: ج۲ ص۹. کشف الغمة: ج۱ ص۵۳۸. بحار الانوار: ج ۴۳ ص۳۶۲. تاریخ دمشق: ج۱۳ ص۲۶۲ - ۲۶۱، ۲۷۳.
۳. ارشاد: ج۱ ص۲۲. روضة الواعظین: ص۱۳۴. بحار الانوار: ج۴۲ ص۲۳۲، ۲۴۶، ۲۹۸. انوار العلویة: ص ۳۷۰. نفائح العلام: ص ۴۱۰. ینابیع المودة: ج۲ ص۳۲.
۴. بحار الانوار: ج۴۲ ص۲۹۸. انوار العلویة: ص ۳۹۰. کلمات الامام الحسینعليهالسلام : ص۱۵۴. نفائح العلام: ص ۴۱۰.
۵. انوار البهیة: ص ۸۲. نفائح العلام: ص ۴۰۹. رحلة ابن بطوطة: ص ۱۴۷.
۲۳ ماه رمضان
شب نزول قرآن است(۱) و به قولی در شب ۲۴ ماه رمضان بوده است.(۲)
۲۴ ماه رمضان
در این روز و به قولی در ۲۵ ماه رمضان ابولهب به درک واصل شد.(۳)
تتمه ماه رمضان
در این ماه درسال ۱۴ هـ عمر نماز نافاه به جماعت خواندن را بدعت گذارد سپس مردی را برای مردها و مردی را برای زنها به عنوان امام جماعت قرار داد.(۴)
او نامه ای به شهر ها نوشت و مردم را ملزم به این کار کرد.(۵) خودش این عمل را بدعت نامید و گقت: چه خوب بدعتی است!!!(۶)
____________________
۱. کافی: ج۲ ص ۶۲۹. مسار الشیعة: ص ۱۰. بحار الانوار: ج ۹۵ ص ۱۹۸.
۲. تفسیر عیاشی: ج۱ ص۸۰. بحار الانوار: ج ۹۴ ص۲۵، ج ۹۵ ص ۱۹۹.
۳. نفائح العلام: ص ۴۶۳. تاریخ دمشق: ج ۶۷ ص ۱۷۳. سر السلسلة العلویة: ص ۳.
۴. بحارالانوار: ج۳۱ ص۱۲ (پاورقی). تاریخ طبری: ج۳ ص۲۷۷. طبقات کبری: ج۳ ص۲۸۱. عمر بن الخطاب: ص۱۰۰.
۵. النص و الاجتهاد: ص ۲۵۰. تاریخ بغداد: ج۸ ص۵۱.
۶. صحیح بخاری: ج۲ ص۲۵۲. کتاب الموطّأ: ج۱ ص۱۱۴. تاریخ المدینة: ج۲ ص۷۱۴. سنن کبری (بیهقی): ج۲ ص۴۹۳. تاریخ بغداد: ج۸ ص۵۰.
در ماه رمضان سال ششم هجری قحطی شدیدی در مدینه رخ داد، که پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم طلب باران کردند و باران آمد.(۱)
____________________
۱. بحار الانوار: ج ۲۰، ص ۳۷۶. تاریخ طبری: ج۲ ص۲۸۶. عیون الاثر: ج۲ ص۳۵۷. التنبیه و الاشراف: ص ۲۲۲.
۱۰ شوال المکرّم
ماه شوال شامل رحلت بزرگانی و وقوع جنگهائی است. کما اینکه چند نفر از بزرگترین دشمنان اهل بیتعليهمالسلام نیز در آن به درک واصل شده اند. روزهای ۱، ۳، ۴، ۵، ۶، ۸، ۱۴، ۱۵، ۱۷، ۲۰، ۲۵ را که شامل این وقایع هستند مرور خواهیم کرد.
عید فطر اولین روز این ماه و جشن روزه داری است.
شهادت امام صادقعليهالسلام ، حضرت حمزهعليهالسلام ، وفات اباصلت هروی و حضرت عبدالعظیمعليهالسلام روزهای غم در این ماه اند، که ویرانی قبور ائمه بقیععليهمالسلام نیز بر این مصیبتها افزوده است.
مرگ عمرو بن عاص، قتل متوکل و مرگ عبدالملک بن مروان شیرین ترین روزهای این ماه اند که دشمنان اهل بیتعليهمالسلام در آن به درک واصل شده اند.
از وقایع جنگی این ماه جنگ خندق، حنین، قرقره الکدر، حمراء الاسد، بنی قینقاع و حرکت به سوی جنگ صفین را می توان نام برد، و ورود حضرت مسلمعليهالسلام به کوفه نیز از همین قبیل به شمار می آید.
رد الشمس برای امیرالمؤمنینعليهالسلام و توقیع امام زمانعليهالسلام برای حسین بن روح وقایع مهم دیگری هستند که در این ماه رخ داده اند.
۱ شوال
اول ماه شوال روز عید فطر است. قبل از نماز عید، خوردن مقداری از تربت سیّد الشّهداءعليهالسلام و نیز زیارت آن حضرت مستحب است.(۱)
درسال ۴۳ - ۴۱ هـ عمرو بن عاص خبیث درسن ۹۰ سالگی به درک واصل شد.(۲) مادر او نابغه، کنیزی بود که عبداللَّه بن جذعان او را خرید و آزادش کرد. او به کار خلاف روی آورد، و چون قیمتش نسبت به سایر زنان خلافکار ارزانتر بود مراجعه کننده بسیار داشت. لذا آبروی عبداللَّه بن جذعان را برده بود. از جمله در طهر واحد، ابولهب و امیة بن خلف و هشام بن مغیرة و ابوسفیان و عاص بن وائل با او زنا کردند و عمرو عاص به وجود آمد.
هنگامی که وضع حمل کرد هر یک از آنان مدعی او شدند. آخر الامر قضاوت را بر عهده خود نابغه گذاشتند، واو هم عاص را انتخاب کرد . به او گفتند: چرا عاص را انتخاب کردی با اینکه بچه به ابوسفیان شبیه تر است؟ گفت: ابوسفیان بخیل است و عاص بهتر نفقه می دهد!(۳) این عاص ملعون کسی بود که پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم را«ابتر» خطاب کرد و خاطر شریف حضرت را مکدَّر نمود، تا آنکه سوره
____________________
۱. من لا یحضره الفقیه: ج۲ ص۱۷۴. مسار الشیعة: ص ۱۳. توضیح المقاصد: ص ۲۵. الحدائق الناضرة: ج۱۰ ص۲۷۳. بحارالانوار: ج ۵۷ ص۱۶۳، ج ۸۸ ۱۳۳.
۲. مسار الشیعة: ص ۱۵. الغدیر: ج ۲، ص ۱۷۵. قلائد النحور: ج شوال، ص ۶. فیض العلام: ص ۶۱ - ۶۲. وقائع الشهور: ص ۱۸۹. مستدرک سفینه البحار: ج ۵، ص ۲۱۳. تتمة المنتهی: ص ۴۱. مروج الذهب: ج ۳، ص ۳۲. تاریخ یعقوبی: ج۲ ص۲۲۲. تاریخ طبری: ج۴ ص۱۳۷. البدایة و النهایة: ج۸ ص۲۷.
۳. الغدیر: ج۲ ص۱۲۵ - ۱۲۱. الایضاح: ص ۸۷. احتجاج: ج۱ ص۴۱۱. بحارالانوار: ج۳۳ ص۲۳۰، ج۴۴ ص۸۰. جامع الشتات (خواجوئی): ص۱۹۱. تذکرة الخواص: ص ۱۸۶. شرح نهج البلاغة: ج۶ ص۲۸۳، ۲۹۶. ربیع الابرار: باب القرابات و الانساب.
مبارکهکوثر نازل شد(۱) ( بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ إِنَّا أَعْطَيْنَاكَ الْكَوْثَرَ * فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَانْحَرْ * إِنَّ شَانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ ) . یعنی یا رسول الله دشمن تو عمرو عاص ابتر است. یعنی دین و نسب ندارد.(۲) لذا امیرالمؤمنینعليهالسلام در نامه ای که به عمرو عاص نوشته بودند آن ملعون را «ابتر بن ابتر» نامیدند.(۳)
با این نسب و نژاد تعجبی ندارد که او دشمن پیامبر و علی بن ابی طالبعليهماالسلام باشد، عُمری با معاویه خون به دل امیرالمؤمنینعليهالسلام کنند. واقعه صفین و قرآن بر سر نیزه کردن و شهادت مالک اشتر و واقعه حکمین و کارهای دیگر آن ملعون روشن است.
او در وقت مرگ می گفت:چنان است که کوه رضوی را بر گردن من نهاده اند و درون من پر از خار است و مرا از سوراخ سوزنی بیرون می کنند !(۴)
در این روز درسال ۲ هـ جنگ قرقرة الکدر به وقوع پیوست.(۵) این نام مربوط به آبی متعلق به بنی سلیم در سه منزلی مدینه است. سبب این جنگ آن شد که به سمع مبارک پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم رسانده بودند که جمعی از بنی سلیم و بنی عطفان در قرقرة الکدر اجتماع کرده اند تا به مدینه شبیخون بزنند. لذا آن حضرت پرچم اسلام را به دست امیرالمؤمنینعليهالسلام دادند و حضرت را با دویست نفر به آنجا فرستادند. هنگامی که
____________________
۱. الغدیر: ج ۲، ص ۱۲۳ - ۱۲۰. بحارالانوار: ج۱۶ ص۳۱۲، ج۱۷ ص۲۰۳، ۲۱۰، ج۳۳ ص۲۱۹. فیض العلام: ص ۶۲. اسباب النزول: ص ۳۰۷. الدر المنثور: ج۶ ص۴۰۱. طبقات الکبری: ج۳ ص۷. تاریخ دمشق: ج۳ ص۱۲۸ - ۱۲۵. اسد الغابة: ج۴ ص۱۸۸. زاد المسیر: ج۸ ص۳۲۱.
۲. تفسیر قمی: ج۲ ص۴۴۵. بحار الانوار: ج۱۷ ص۲۰۹.
۳. الغدیر: ج۲ ص۱۲۰، ۱۲۱، ۱۳۰. بحار الانوار: ج۳۳ ص۲۲۵. نهج السعادة: ج۴ ص۲۵۶. شرح نهج البلاغة: ج۱۶ ص۱۶۳.
۴. نهج السعادة: ج۸ ص۳۶۰. فیض العلام: ص۶۲. مستدرک: ج۳ ص۴۵۵. طبقات الکبری: ج۴ ص۲۶۰. تاریخ دمشق: ج۴۶ ص۱۹۲.
۵. مستدرک سفینة البحار: ج۵ ص۲۰۶. وقائع الشهور: ص۱۹۰. کتاب المحبر: ص۱۱. تاریخ طبری: ج۲ ص۱۷۴.
امیرالمؤمنینعليهالسلام به آنجا رسیدند دیدند که آن جماعت از آنجا گریخته اند و تا آن حضرت آنجا بودند کسی بر نگشت. در این ماجرا ۵۰۰ شتر از آنها غنیمت گرفته شد که رسول خداصلىاللهعليهوآلهوسلم آن را تخمیس نمودند و بقیه را بین اصحاب تقسیم فرمودند.(۱)
۳ شوال
درسال ۲۴۷ هـ در شب چهارشنبه متوکل عباسی ملعون، به دستورفرزندش به قتل رسید. مدت خلافت او۱۴ سال و ده ماه و عمر نحسش۴۱ سال بود.(۲)
متوکل بعد از واثق، درسال ۲۳۲ هـ به خلافت نشست. در ایام او لهو و لعب و طرب، مخصوصاً در مجلس او بسیار بود. او مردی خبیث السیرة بود و چنانچه امیرالمؤمنینعليهالسلام فرموده بود، کافرترین آل عباس بود.(۳) عمرو بن فرج را والی مدینه و مکه کرد، و او به مردم دستور داده بود که کسی به آل ابی طالبعليهالسلام احسان نکند، و اگر کسی کوچکترین احسانی کند سخت عقوبت خواهد شد، به حدی کار بر علویین تنگ شده بود که لباسهای زنان علویه کهنه و پاره شده بود و پیراهن سالمی را برای نماز به نوبت می پوشیدند، و نخ ریسی می کردند، تا متوکل به درک واصل شد.(۴)
از اعمال زشت و پست متوکل این بود که همیشه و در همه جاامیرالمؤمنین عليهالسلام را به بدی یاد می کرد، و به آن حضرت جسارت می کرد.او چندین بار قبر مبارک حضرت
____________________
۱. بحار الانوار: ج۲۰ ص۲، ۸، ج۳۰ ص۶۲۰. الصحیح من السیرة: ج۶ ص۷. موسوعة التاریخ الاسلامی: ج۱ ص۲۳۱. منتهی الآمال: ج۱ ص۵۸. طبقات الکبری: ج۲ ص۳۱.
۲. توضیح المقاصد: ص ۲۶. تتمة المنتهی: ص ۳۲۲. بحار الانوار: ج ۵۰، ص ۲۱۰. فیض العلام: ص ۶۵. تاریخ سامراء: ج ۳، ص ۳۲۴. البدایة و النهایة: ج ۱۰، ص ۳۸۵. تاریخ بغداد: ج ۲، ص ۱۱۹ - ۱۱۸.
۳. مناقب آل ابی طالبعليهالسلام : ج۲ ص۳۱۱. بحار الانوار: ج۴۱ ص۳۲۲.
۴. الکنی و الالقاب: ج۳ ص۱۴۴. مقاتل الطالبیین: ص ۳۹۶.
سیّد الشّهداء عليهالسلام را خراب کرد ، ولی دوباره بنا شد. متوکل در راه زیارت آن حضرت دست قطع می کرد و زوار را می کشت. تا جایی که تعداد کشتگان را ۷۰ هزار نفر نقل کرده اند.(۱) در زمان ما هم بعد از سقوط حاکم ظالم عراق صدای ملعون و حرکت شیعیان به سمت کربلای معلی برای زیارت، جمعی از زائرین به طرق مختلف در مسیر به شهادت رسیدند.
به خاطر جسارت هایی که متوکل در مجلسی به امیرالمؤمنینعليهالسلام کرد، منتصر پسرش درشب چهارشنبه سوم یا چهارم ماه شوال چند نفر از غلامهای خاص پدر را مأمور کشتن وی کرد، و آنها در حالی که متوکل مشغول شرب خمر بود، خونش را ریختند و به درکات جحیم شتافت.
در همان روزی که متوکل به دستور پسرش منتصر کشته شد مردم با او در قصر معروف جعفری بیعت کردند. منتصر مردی به ظاهر رئوف و مهربان بر اهل بیت پیامبر بود، و بر عکس پدر خود به آل ابی طالب احسان می کرد و به هیچ وجه متعرض ایشان نمی گشت.
او زیارت امام حسینعليهالسلام را آزاد کرد و مانع احدی نشد، و دستور داد فدک را به اولاد امام حسن و امام حسینعليهماالسلام رد کنند، و اوقاف آل ابی طالبعليهالسلام را آزاد کرد و دستور داد کسی متعرض شیعیان علیعليهالسلام نشود. همچنین برای علویین و علویات مدینه اموالی فرستاد تا در میانشان تقسیم شود. او درروز ۲۵ ربیع الاول سال ۲۴۸ هـ بیمار شد و در پنجم ربیع الثانی هنگام عصر در گذشت و مدت خلافتش ۶ ماه بود . گفته شده که او مسموم شد به زهری که در شاخ حجامت ریخته بودند.(۲)
____________________
۱. رساله فیروزیه، میرزا عبد الله افندیرحمهالله .
۲. تتمة المنتهی: ص ۳۳۲ - ۳۳۰. فیض العلام: ص ۶۶، ۶۵، ۲۲۷. تاریخ الخلفاء: ص ۳۵۷. مروج الذهب: ج۴ ص۱۳۴ - ۱۳۳.
۴ شوال
در این روز در سال ۸ هـ بعد از ۱۵ روز از فتح مکه ، غزوه حنین به وقوع پیوست.(۱) تعداد لشکر اسلام۲ هزار نفر از مکه وده هزار نفر از مدیته بودند. در این جنگچهار نفر شهید شدند، و تعداد ۳۰۰ نفر از کفار «هوازن» کشته شدند.در این جنگ امیرالمؤمنینعليهالسلام جنگجو ترین اصحاب رسول خداصلىاللهعليهوآلهوسلم بودند که قتال می کردند.(۳) یکی از موارد فرار ابوبکر و عمر در همین جنگ بوده است.(۴) تاریخ این جنگ را ماه رمضان، و ۳ و ۵ و ۱۰ و ۱۱ و ۱۵ شوال هم نقل کرده اند.(۵)
۵ شوال
در سال ۳۶ هـ در چنین روزی امیرالمؤمنینعليهالسلام برای رفتن به صفین آماده شدند؛ و
____________________
۱. مستدرک سفینه البحار: ج ۶، ص ۶۵. وقائع الشهور: ص ۱۹۲.
۲. توضیح المقاصد: ص ۲۶. بحار الانوار: ج ۲۱، ص ۱۸۵ - ۱۴۶. الموسوعة الکبری فی غزوات النبی الاعظمصلىاللهعليهوآلهوسلم : ج ۵، ص ۷۳.
۳. کنز العمال: ج۱۰ ص۴۵۸. مجمع الزوائد: ج۶ ص۱۸۰. مسند ابی یعلی: ج۶ ص۲۹۰. سبل الهدی و الرشاد: ج۵ ص ۳۲۴.
۴. بحار الانوار: ج۲۱ ص۱۸۵ - ۱۴۶. الزام النواصب: ص ۱۸۸. الصحیح من السیرة: ج۵ ص۱۶۴. الغدیر: ج۵ ص۲۰۹ - ۲۰۵. احقاق الحق: ص ۲۰۶، ۲۳۳، ۲۷۱. شرح احقاق الحق: ج۳ ص۲۲۸، ج۸ ص۴۷۴، ج۱۶ ص۲۲۱. فیض العلام: ص ۷۳. صحیح بخاری: ج۵ ص۱۰۱. فتح الباری: ج۸ ص۲۹ - ۲۲. تاریخ یعقوبی: ج۲ ص۶۲. شرح نهج البلاغة: ج۱۰ ص۱۸۲، ج۱۲ ص۱۷۹، ج۱۳ ص۲۷۸، ج۱۵ ص۱۰۶. شرج القصائد العلویات السبع: ص ۱۰۸.
۵. توضیح المقاصد: ص ۲۶. فیض العلام: ص ۶۷. تاریخ خلیفة بن خیاط: ص۵۳. کتاب المحبر: ص ۱۱۵. البدایة و النهایة: ج۴ ص۳۶۹. طبقات الکبری: ج۲ ص۱۵۰. تفسیر قرطبی: ج۸ ص۶۶. تاریخ ابن خلدون: ج۲ ص۴۶. فتح الباری: ج۸ ص۲۱. معجم قبائل العرب: ج۳ ص۱۲۳۲.
ابو مسعود عقبة بن عامر انصاری را در کوفه جانشین خویش قرار دادند.(۱)
در سال ۶۰ هـ در چنین روزی حضرت مسلمعليهالسلام وارد کوفه شدند.(۲) مردم کوفه به خدمتش شتافتند، و نامه امام حسینعليهالسلام را استماع کردند و هیجده هزار نفر با آن حضرت بیعت کردند. جناب مسلمعليهالسلام نامه ای به امام حسینعليهالسلام نوشت و بیعت کوفیان را اطلاع داد، و تشریف فرمائی آن جتاب را به کوفه خواستار شد.
۶ شوال
روز یکشنبه سال ۳۰۵ هـ اولین توقیع امام عصرعليهالسلام در دوران غیبت صغری، برای جناب حسین بن روحرحمهالله صادر شد.(۳)
۸ شوال
در این روز درسال ۱۳۴۳ (۱۳۴۴) هـ قبور ائمه بقیععليهمالسلام و نیز قبر حضرت حمزهعليهالسلام در اُحد به دست وهابیون تخریب شد.(۴)
____________________
۱. بحار الانوار: ج ۳۲ ص ۴۲۱. تتمة المنتهی: ص ۲۳. فیض العلام: ص ۶۹. وقعة صفین: ۱۳۱. مروج الذهب: ج۲ ص۳۸۴. تذکرة الخواص: ص ۸۵.
۲. الشهید مسلم بن عقیلعليهماالسلام : ص ۱۵۱. مستدرک سفینة البحار: ج۵ ص۲۱۴. فیض العلام: ص ۶۹. فرسان الهیجاء: ج ۲، ص ۷۰. شرح احقاق الحق: ج۳۳ ص۶۴۹. قلائد النحور: ج شوال، ص ۱۷. وقایع الشهور: ص ۱۹۳.
۳. بحار الانوار: ج۵۱ ص۳۵۶. الغیبة (شیخ طوسی): ص۳۷۲. وقایع المشهور: ص ۱۹۳.
۴. مستدرک سفینة البحار: ج۶ ص۶۶. رد عقائد الوهابیة: ص۲۲. الوهابیون و البیوت المرتفعه: ص۸۸.
علت و انگیزه تخریب این قبور مطهّر در کتب مختلفی که بر ردّ عقائد ضالّه وهابیّت تألیف شده، بیان گردیده است.
آنان اضافه بر قبور مطهّر ائمه معصومینعليهمالسلام ، دیگر قبور را هم تخریب نمودند که عبارتند از: قبر منسوب به فاطمه زهراعليهاالسلام ، قبر مطهّر فاطمه بنت اسدعليهاالسلام مادر امیرالمؤمنینعليهالسلام ، قبر مطهّر حضرت امّ البنینعليهاالسلام ، قبر ابراهیم پسر پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم ، قبر اسماعیل فرزند حضرت صادقعليهالسلام ، قبر دختران پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم ، قبر حلیمه سعدیه مرضعه پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم ، و قبور شهدای زمان پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم .
وهابیّان در سال ۱۳۴۳ هـ در مکه گنبدهای قبر حضرت عبدالمطلبعليهالسلام ، ابی طالبعليهالسلام ، خدیجهعليهاالسلام ، و زادگاه پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم و فاطمه زهراعليهاالسلام و «خیزران» عبادتگاه سری پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم را با خاک یکسان کردند. در جدّه نیز قبر حوا و دیگر قبور را تخریب کردند.
در مدینه گنبد منّور نبوی را به توپ بستند، ولی از ترس مسلمانان قبر شریف را تخریب نکردند. در شوال ۱۳۴۳ با تخریب قبور مطهّر ائمه بقیععليهمالسلام اشیاء نفیس و با ارزش آن قبور مطهّر را به یغما بردند.
قبر حضرت حمزهعليهالسلام و شهدای احد را با خاک یکسان کردند، و گنبد و مرقد حضرت عبداللَّه و آمنه پدر و مادر پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم ، قبر اسماعیل پسر حضرت صادقعليهالسلام و دیگر قبور را هم خراب کردند.
در همان سال به کربلای معلی حمله کردند، و ضریح مطهّر را کندند و جواهرات و اشیاء نفیس حرم مطهّر را که اکثراً از هدایای سلاطین و بسیار ارزشمند و گران بها بود، غارت کردند و قریب به ۷۰۰۰ نفر از علما، فضلا و سادات و مردم را کشتند. سپس به سمت نجف رفتند که موفق به غارت نشدند و شکست خورده برگشتند.(۱)
____________________
۱. کشف الارتیاب: ص ۷۷. شهداء الفضیله (علامه امینی): ص ۳۸۸. مدینة الحسینعليهالسلام . خاطرات مستر همفر. مرآة الوهابیة. الدلیل علی الحرمین الشریفین. اخبار المدینه. منتخب التواریخ. هذه هی الوهابیة.
در این روز در سال ۳ هـ جنگ حمراء الاسد اتفاق افتاد. «حمراء الاسد» نام مکانی در اطراف مدینه است.
۱۴ شوال
درسال ۸۶ هـ عبدالملک بن مروان سفاک بخیل، در دمشق به هلاکت رسید(۲) ، و بعضی ۱۵ شوال را ذکر کرده اند.(۳) این در حالی بود که۲۱ سال و ۶ ماه خلافت را غصب کرده بود. او پیش از سلطنت پیوسته ملازمت مسجد را داشت و تلاوت قرآن می نمود و او را حمامة المسجد می گفتند! وقتی خبر سلطنت به او رسید قرآن را بر هم نهاد و گفت: «سلام علیک هذا فراق بینی و بینک»: «خداحافظ، این آغاز جدایی بین من و توست ».!!
بیماری او که سخت شد طبیب گفت: اگر آب بخورد می میرد. ولی تشنگی بر او غالب شد و از پسرش ولید آب طلبید. او گفت: اگر آب بیاشامی خواهی مرد! عبدالملک به دخترش التماس کرد که آب بدهد، اما ولید پسرش مانع شد. عبدالملک گفت: بگذار به من آب بدهند، وگرنه تو را از ولیعهدی خلع می کنم، ولید اجازه داد و عبدالملک آب خورد و مُرد.
____________________
۱. مستدرک سفینه البحار: ج ۶، ص ۶۶ - ۶۵. بنا بر قولی که جنگ اُحد را در هفتم شوال نقل کرده است.
۲. تتمة المنتهی: ص ۱۰۵. فیض العلام: ص ۷۳. مستدرک سفینة البحار: ج ۵، ص ۲۱۶. تاریخ دمشق: ج ۳۶ ص۱۶۴، ۱۶۶.
۳. قلائد النحور: ج شوال، ص ۹۴. تاریخ طبری: ج۵ ص۲۱۱. طبقات الکبری: ج۵ ص۲۳۵. تاریخ دمشق: ج۳۷ ص۱۲۹.
از بزرگترین جنایات او به شهادت رساندن امام زین العابدینعليهالسلام و مسلط کردن حجاج ثقفی بر شیعیان امیرالمؤمنینعليهالسلام بود.(۱)
۱۵ شوال
درسال ۳ هـ در روز جنگ احد، حضرت سیّد الشّهداءعليهالسلام و ۶۹ نفر از مسلمانان به شهادت رسیدند.(۳) بعضی جنگ احد را در ۷(۴) و ۱۷ شوال نقل کرده اند.(۵)
در این جنگ مسلمانان هزار نفر بودند که به نوشته عده ای سیصد نفر در بین راه برگشتند، و برایجنگ ۷۰۰ نفر باقی ماند.کفار ۳۰۰۰ نفر بودند، و ۲۰۰۰ نفر و ۴۰۰۰ نفر و ۵۰۰۰ نفر هم گفته اند. تعداد کشته های کفار ۲۲ یا ۲۳ یا ۲۸ نفر، وتعداد شهدا ۷۰ نفر بود. در این روز دندان و پیشانی پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم را شکستند.(۶)
در این روز بر اثر فداکاری ها و شجاعت هایی که امیرالمؤمنینعليهالسلام در دفاع از وجود شریف خاتم الانبیاءصلىاللهعليهوآلهوسلم و حفاظت از آن حضرت نشان داد جراحت های زیادی بر بدن
____________________
۱. منتهی الامال: ج ۲، ص ۳۹. تتمه المنتهی: ص ۱۰۶.
۲. بحار الانوار: ج ۲۰، ص ۱۴۷ - ۱۴. الصحیح من السیرة: ج۶.
۳. مسار الشیعة: ص ۱۶ - ۱۵. بحار الانوار: ج ۲۰، ص ۱۸. توضیح المقاصد: ص ۲۷. تقویم المحسنین: ص ۱۲. مستدرک سفینة البحار: ج۵ ص۲۰۷. الموسوعة الکبری فی غزوات النبی الاعظمصلىاللهعليهوآلهوسلم : ج ۲، ص ۱۱۰. سیرة النبیصلىاللهعليهوآلهوسلم (ابن هشام): ج ۳، ص ۶۱۵. تاریخ طبری: ج۲ ص۱۸۹. البدایة و النهایة: ج۴ ص۱۱.
۴. بحار الانوار: ج ۲۰ ص۱۲۵. التنبیه و الاشراف: ص ۲۱۱.
۵. بحار الانوار: ج ۹۷ ص۱۶۸، ۳۸۳. اختیارات: ص۳۹.
۶. بحار الانوار: ج۲۰ ص۱۸، ۳۱، ۷۱، ۷۴. امالی طوسی: ص ۱۴۲.
مبارکش رسید. و تمامی کشته شدگان کفار، به دست امیرالمؤمنینعليهالسلام بود و پیروزی دوباره و بازگشت مسلمانان به خاطر مقاومت و جنگ امیرالمؤمنینعليهالسلام بود.(۱) امام صادقعليهالسلام می فرماید: «اصحاب پرچم در روز احد در لشکر کفار نُه نفر بودند که امیرالمؤمنینعليهالسلام همه آنها را کشت».(۲) این در حالی بود که دیگران فرار کرده بودند، و پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم فرمود: یا علی، آیا می شنوی که از آسمان مدح تو را می کنند. یکی از ملائکه به نام رضوان می گوید: «لا سیف الا ذوالفقار و لا فتی الا علی ». امیرالمؤمنینعليهالسلام می فرماید: از خوشحالی گریستم و خداوند سبحان را بر این نعمت حمد کردم.(۳)
در این جنگ پیروزی در ابتداء از آنِ مسلمانان بود، ولی مقداری که به تعقیب دشمن رفتند و میدان خالی شد، بازگشتند ومشغول جمع غنایم شدند و اکثر نگهبانان مخالفت دستور پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم نمودند، و محل نگهبانی خود را رها کردند و مانند بقیه مشغول جمع غنائم شدند.
خالد بن ولید - که از سر دسته های کفار در این جنگ بود - از همان قسمت با کفار حمله کردند. تعداد اندکی از نگهبانان دره که نرفته بودند شهید شدند و کفار از پشت سر به مسلمانان حمله کردند. فراریان کفار هم تا این وضع را دیدند باز گشتند و حمله به مسلمین شدّت گرفت. جراحت های فراوانی بر بدن مبارک پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم رسید و شیطان فریاد بر آورد کهمحمّد ( صلىاللهعليهوآلهوسلم ) کشته شده است ! مسلمانان با شنیدن این ندا فرار کردند، و فقط چند نفری از وجود مبارک پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم محافظت می کردند که عبارت بودند از
____________________
۱. ارشاد: ج ۱، ص ۹۰. کشف الیقین: ص۴۷۶. بحار الانوار: ج۲۰ ص۸۸. الصحیح من السیرة: ج۶ ص۱۴۸، ۲۸۴.
۲. ارشاد: ج۱ ص۸۸. بحار الانوار: ج۲۰ ص۸۷، ۱۴۴. حلیة الابرار: ج۲ ص۴۳۱. الصحیح من السیرة: ج۶ ص۱۴۸. الغدیر: ج۲ ص۵۹. اختصاص: ص۱۴۹. مناقب امیرالمؤمنینعليهالسلام : ج۱ ص۴۹۵. شرح احقاق الحق: ج۵ ص۸۴، ۲۸۴. غایة المرام: ج۵ ص۲۷. ذخائر العقبی: ص۶۸. مجمع الزوائد: ج۶ ص۱۱۳. تاریخ طبری: ج۲ ص۱۹۷. کنز العمال: ج۱۳ ص ۱۴۳. جواهر المطالب: ج۱ ص۹۱. المعجم الکبیر: ج۱ ص۳۱۸.
۳. ارشاد: ج۱ ص۸۷. حلیة الابرار: ج۲ ص۴۳۰. اعلام الوری: ج۱ ص۳۷۸. بحار الانوار: ج۲۰ ص۷۳، ۸۶. کشف الغمة: ج۱ ص۱۹۵.
امیرالمؤمنین عليهالسلام و ابودجانه که شهید شد و زنی به نامنسیبه و انس بن نضر که تازه از مدینه رسیده بود.
عمر بن خطاب می گوید: در اُحد با پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم بیعت کرده بودیم بر اینکهکسی فرار نکند ، و هر کس از ما که فرار کند ضال و گمراه است، و هر کس از ما کشته شود شهید است.(۱)
احمد بن حنبل می گوید: ابوبکر و عمر در این جنگ فرار کردند. هنگامی که امیرالمؤمنینعليهالسلام در تعقیب فراری ها بود، عمر در حالی که اشک چشمانش را پاک می کرد برگشت و به امیرالمؤمنینعليهالسلام عرض کرد: مرا ببخشید!! امیرالمؤمنینعليهالسلام فرمود: «آیا تو نبودی که صدا زدی: محمّد کشته شده است، به دین قبلی خود برگردید » ؟!! عمر گفت: این کلام را ابوبکر گفته است! امیرالمؤمنینعليهالسلام فرمود: شما و کسانی که از شما دو نفر پیروی کنند وارد جهنم می شوید.» در اینجا بود که این آیه نازل شد:( إِنَّ الَّذِينَ تَوَلَّوْا مِنْكُمْ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعَانِ إِنَّمَا اسْتَزَلَّهُمُ الشَّيْطَانُ ) !(۲)
امام صادقعليهالسلام می فرماید: در جنگ احد امیرالمؤمنینعليهالسلام در حال دفاع از پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم بودند، و دیگر اصحاب فرار می کردند. آن حضرت همچون شیر غضبناک از قفای گریختگان رفت و اول به عمر بن خطاب رسید که به اتفاق عثمان و حارث بن حاطب و عده ای دیگر به سرعت فرار می کردند. حضرت فریاد بر آورد: ای جماعت، بیعت شکستید و پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم را تنها گذاشتید و به سوی جهنّم می گریزید؟
عمر بن خطاب می گوید: علی را دیدم یا شمشیر پَهنی که مرگ از آن می چکید و چشمانش از خشم مانند دو قدح خون بود، یا مانند دو کاسه روغنی که آتش در او
____________________
۱. مناقب آل ابی طالبعليهمالسلام : ج۲ ص۱۳۴. تفسیر قمی: ج۱ ص۱۱۴. بحار الانوار: ج ۲۰، ص ۵۴، ۵۳، ج۴۱ ص۷۳. مدینة المعاجز: ج۲ ص۸۱.
۲. سوره آل عمران: آیه ۱۵۵. اثبات الهداة: ج ۲، ص ۳۶۵ - ۳۶۴. الصراط المستقیم: ج۲ ص۵۹.
افروخته باشند می درخشید، و فهمیدم که اگر به ما برسد به یک حمله ما را خواهد کشت. این بود که جلو رفتم و عرض کردم: «یا اباالحسن، تو را به خدا سوگند می دهم که دست از ما برداری، که عرب را عادت است که گاهی می گریزد و گاهی حمله می کند. زمانی که حمله می کند تلافی گریختن را می نماید ». پس آن حضرت ما را رها کرد؛ و به خدا قسم چنان ترسی از آن حضرت در دل من افتاد که تاکنون از دلم خارج نشده است.(۱)
در این جنگ بر بدن مبارک امیرالمؤمنینعليهالسلام هنگام حمایت از پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم ۹۰ جراحت بر صورت، سر، سینه، شکم، دست و پای مبارک رسید. جبرئیل نازل شد و عرض کرد: «یا محمّد، به خدا قسم این عمل علی بن ابی طالب مواسات است ». پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم فرمود: «این بدان جهت است که من از اویم و او از من است. جبرئیل عرض کرد: و من از شما دو بزرگوارم ».(۲)
در این روز یکی از کسانی که جانفشانی کرد فرار نکرد، بلکه مانع از فرار دیگران نیز شد، بانویی به نام نسیبه دختر کعب بن مازنیه بود و به او امّ عماره می گفتند. او با شوهر و دو پسر خود در جنگ احد شرکت داشتند.نسیبه مشک آبی به دوش داشت و سقایت لشکر اسلام را می نمود . هنگامی که موقعیت را چنان دید که مسلمین در حال فرار هستند، مشک را به کناری انداخت و خود را پیش روی پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم سپر کرد، به گونه ای که جراحات زیادی بر او وارد شد، که مداوای یکی از آنها تا یک سال بعد ادامه داشت.
____________________
۱. مناقب آل طالب: ج۲ ص۱۳۴. تفسیر قمی: ج۱ ص۱۱۴. بحار الانوار: ج ۲۰، ص ۵۳ - ۵۴، ج ۴۱ ص۷۳. مدینة المعاجز: ج۲ ص۸۱. قلائد النحور: ج شوال، ص ۷۷.
۲. الکافی: ج۸ ص۳۲۱. بحار الانوار: ج ۲۰، ص ۵۴، ۶۹، ۷۱، ۱۰۸، ۱۱۲، ج ۳۱ ص ۳۱۹. تفسیر قمی: ج۱ ص۱۱۶. خصال: ص ۵۵۶.
این زن فداکار دست به شمشیر برد، و چنان ضربه ای بر ابن حمیه - که قصد کشتن پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم را داشت - زد که او فرار کرد. عبداللَّه فرزند نسیبه خواست فرار کند که مانع او شد و او را تشویق به جنگ و دفاع از پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم نمود و او قبول کرد. پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم به نسیبه فرمود: «بارَکَ اَللَّهُ عَلَیکِ یا نَسیبه ». در این حال پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم دید یکی از مهاجرین فرار می کند در حالی که سپرش را به پشتش بسته است. آن حضرت فرمودند: «ای صاحب سپر، سپرت را بیانداز و خودت به جهنم برو ». سپس آن حضرت به نسیبه فرمود: «سپر او را بردار». او آن را برداشت و مشغول جنگ با مشرکین شد. در این هنگام حضرت فرمود: «مقام نسیبه از مقام فلان و فلان و فلان افضل است » ،(۱) چه اینکه آنان فرار کردند.
در این روز جناب حمزة بن عبدالمطلبعليهالسلام عموی پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم به شهادت رسید.آن حضرت برادر رضاعی پیامبر صلىاللهعليهوآلهوسلم بود ، چون هر دو بزرگوار از زنی به نام «ثویبه» شیر خورده بودند.(۲)
آن حضرت مردی شجاع و با هیبت بود و در این جنگ به دستوحشی و به دستورهند همسر ابوسفیان کشته شد. هند به خاطر کشته شدن پدر و برادر و عمویش در جنگ بدر، ابتداقصد نبش قبر مادر پیامبر صلىاللهعليهوآلهوسلم را داشت ، ولی کفار قریش از ترس نبش قبور امواتشان مانع شدند. این بود که او وحشی را با وعده هائی به کشتن پیامبر پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم یا علی مرتضیعليهالسلام و یا حمزه تحریک کرد. وحشی گفت: «از کشتن پیامبر صلىاللهعليهوآلهوسلم و پسر عمویش علی عليهالسلام عاجزم، ولی برای کشتن حمزه عليهالسلام کمین می کنم ».
____________________
۱. بحار الانوار: ج۲۰، ص۵۴، ۱۳۳. الصحیح من السیرة: ج۶ ص۲۰۵. شرح نهج البلاغة: ج۱۴ ص۲۶۶. طبقات الکبری: ج۸ ص۴۱۳.
۲. بحار الانوار: ج ۱۵، ص ۲۸۱، ۳۸۴. العدد القویة: ص۱۲۲. الصحیح من السیرة: ج۲ ص۷۱. شرح الاخبار: ج۳ ص۲۲۷. اسد الغابة: ج۱ ص۱۵.
او در میدان جنگ با نیزه ای بر سینه و یا شکم مبارک آن حضرت زد و آن حضرت را شهید کرد. وقتی خبر به هند دادند، آن خبیث دستور داد سینه آن حضرت را بشکافد وجگر مبارک آن حضرت را بیرون آورد . وقتی خواست به جگر حمزه دندان بزند دندان های نحسش کارگر نشد. همچنین هند با خنجری گوشها، بینی و... آن حضرت را جدا کرد و به گردن انداخت.
پیامبر پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم هنگامی که حمزه را با آن وضع دیدند، گریستند و عبای مبارک را روی او کشیدند که خواهرش صفیه او را به آن حال نبیند و فرمودند: «یا عم رسول اللَّه و اسداللَّه و اسد رسوله... یا فاعل الخیرات، کاشف الکربات ...». امیرالمؤمنین و فاطمه زهراعليهماالسلام و صفیه و دیگران بر آن حضرت گریستند.(۱)
پیامبر پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم بر بدن مبارک او نماز خوانده و او را در احد دفن نمودند. بعد از چهل سال که معاویه خواست نهری از احد عبور دهد با قبر حضرت حمزه برخورد نمود و سر بیلها به پای حمزه رسید و فوراً خون جاری شد!
حضرت رضاعليهالسلام به نقل از رسول خدا پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم فرمودند: «بهترین برادران من علیعليهالسلام و بهترین عموهای من حمزه است.»(۲)
در این روز سال ۷ یا ۸ هـبازگشت خورشید برای امیرالمؤمنینعليهالسلام به وقوع پیوسته است.(۳) به قولی این واقعه در ۱۷ شوال بوده است.(۴) بار دیگر در ۶ شوال سال ۳۶ هـ
____________________
۱. حمزه سید الشهداء: ص ۲۹ - ۲۸. بحار الانوار: ج ۲۰، ص ۵۵. ذخائر العقبی: ص ۱۸۱. ینابیع المودة: ج۲ ص۲۱۵.
۲. عیون اخبار الرضاعليهالسلام : ج ۱، ص ۶۶. بحار الانوار: ج۲۲ ص۲۷۴. ریاحین الشریعه: ج۴ ص۳۵۰. ینابیع المودة: ج۲ ص۹۲.
۳. مصباح کفعمی: ج۲ ص۶۰۰. مستدرک سفینة البحار: ج۶ ص۶۶. قلائد النحور الشریعه: ج۴ ص۳۵۰. ینابیع المودة: ج۲ ص۹۲.
۴. بحار الانوار: ج ۹۵ ص۱۸۸، ج۹۷ ص۳۸۴. اختیارات: ص۳۹.
بازگشت خورشید برای آن حضرت اتفاق افتاده است.(۱)
لازم به یادآوری است که رد الشمس برای امیرالمؤمنینعليهالسلام دو بار اتفاق افتاده است: یکی در زمان پیامبر پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم در نزدیکی مسجد قبا، و دیگری پس ازرحلت آن حضرت در سرزمین بابل در نزدیکی حلّه.(۲)
علاّمه امینیرحمهالله به تفصیل احادیث رد الشمس را به طرق مختلف و همچنین کسانی را که در باره رد الشمس کتاب تألیف کرده اند در الغدیر بیان فرموده است.(۳)
در این روز بعد از بیست ماه از هجرت نبویغزوه بنی قینقاع واقع شد، و بنابر قولی این جنگ در صفر به وقوع پیوسته است.(۴)
در سال۲۵۲ یا ۲۵۵ هـ حضرت ابوالقاسم عبد العظیم حسنی فرزند عبداللَّه بن علی بن حسن بن زید بن علی بن ابی طالبعليهالسلام وفات یافته است.(۵) ایشان از مشاهیر علما و از ثقات و فضلای محدثین است که در زهد و ورع زبانزد خاص و عام بوده و از امام جواد و امام هادیعليهماالسلام روایت نقل کرده است. کتابخطب امیرالمؤمنین عليهالسلام و کتابالیوم و اللیله از آثار آن بزرگوار است.(۶) جلالت و عظمت شأن
____________________
۱. مستدرک سفینه البحار: ج ۵، ص ۲۱۲.
۲. فیض العلام: ص ۷۶.
۳. الغدیر: ج ۳، ص ۱۴۱ - ۱۲۶.
۴. بحار الانوار: ج ۲۰، ص ۵. مناقب آل ابی طالبعليهمالسلام : ج۱ ص۲۴۲. الصحیح من السیرة: ج۶ ص۵۹. التنبیه و الاشراف: ص ۲۰۶.
۵. الذریعه: ج۷ ص۱۶۹، ۱۹۰، از نور الآفاق. مستدرکات علم رجال الحدیث: ج۴ ص۴۵۱ - ۴۵۰. مستدک سفینة البحار: ج۶ ص۶۶. وقایع الشهور: ص ۲۰۱. مراقد المعارف: ج۲ ص۵۲. سبل الرشاد الی اصحاب الامام الجوادعليهالسلام : ج۱ ص۱۵۷.
۶. سبل الرشاد الی اصحاب الامام الجوادعليهالسلام : ص ۱۵۷. مراقد المعارف: ج ۲، ص ۵۴.
آن بزرگوار از عرضه عقائدش خدمت امام زمانش حضرت هادیعليهالسلام و تأیید آن حضرت در باره آنها به وضوح پیداست.(۱)
آن حضرت به طور ناشناس وارد ری شد و از ترس بنی عباس در ساربانان در خانه یکی از شیعیان زندگی می کرد.(۲) تا هنگام وفات کسی متوجه نشد آن بزرگوار کیست، تا اینکه بعد از وفات خواستند آن بزرگوار را غسل دهند نوشته ای در لباس او یافتند که نسب شریف خود را در آن نوشته بود. مرقد مطهرش در شهر ری مشهور است.
پدر آن حضرت عبداللَّه مشهور به «عبداللَّه قافه» است. «قافه » نام مکانی بود که جناب عبداللَّه از طرف پدر بزرگوارش جناب حسن بن زید حاکم آنجا بود.
همسر حضرت عبدالعظیم،خدیجه دختر قاسم بن حسن بن زید بن حسن بن علی بن ابی طالبعليهالسلام است.(۳) بعضی امامزاده قاسم شمال تهران را پدر خدیجه همسر حضرت عبد العظیم می دانند.(۴)
دختر آن حضرتسلمی است که حضرت عبدالعظیمعليهالسلام او را به عقد محمّد بن ابراهیم بن ابراهیم بن حسن بن زید بن حسن بن علی بن ابی طالبعليهالسلام در آورد و ثمره این ازدواج سه پسر به نامهایعبداللَّه وحسن واحمد بود.(۵)
____________________
۱. امالی صدوق: ص ۴۱۹. صفات الشیعة: ص ۴۸. کفایة الاثر: ص۲۸۶. بحارالانوار: ج۳ ص۲۶۸، ج ۳۶ ص ۴۱۲، ج۶۶ ص۱.
۲. سبل الرشاد الی اصحاب الامام الجوادعليهالسلام : ص ۱۵۷. مراقد المعارف: ج ۲، ص ۵۴.
۳. المجدی فی انساب الطالبیین: ص ۲۱. مستدرکات علم رجال الحدیث: ج۴ ص۴۵۱. ریاحین الشریعة: ج۴ ص۱۹۷.
۴. ریاحین الشریعه: ج ۴، ص ۱۹۷.
۵. عمدة الطالب: ص۹۷. مستدرکات علم رجال الحدیث: ج۶ ص۳۵۷. ریاحین الشریعه: ج ۴، ص ۳۳۲.
۱۶ شوال
در این روز در سال ۳ هـ جنگ حمراء الاسد اتفاق افتاد. «حمراء الاسد» نام مکانی در اطراف مدینه است.
بعد از جنگ احد و آمدن مسلمانان به مدینه، پیامبر برای آنکه مبادا قریش مراجعت کنند و به مدینه حمله نمایند امر نمود تا بلال ندا دهد: امر خداوند متعال است که باید آنان که در احد حاضر بوده اند و جراحت دیده اند به تعقیب دشمن بروند. اصحاب کار معالجه را رها کردند و لباس رزم پوشیدند.
امیرالمؤمنینعليهالسلام هم با اینکه بیشتر از ۸۰ جراحت برداشته بود و بعضی آنقدر عمیق بود که فتیله داخل آن قرار داده می شد، لباس رزم پوشیدند و رسول خداصلىاللهعليهوآلهوسلم در حالی که به او نگاه می کرد و می گریست پرچم را به آن حضرت داد و مسلمین حرکت کردند.
بعد از تعقیب و تاخت بر کفار، مسلمانان سه روز در حمراء الاسد ماندند و آنگاه به مدینه مراجعت کردند.(۱)
۱۷ شوال
در این روز در سال ۵ هـ غزوه خندق (احزاب) و کشته شدن عمرو بن عبدود به
____________________
۱. بحار الانوار: ج۲۰ ص۱۴۶ - ۱. الصحیح من السیرة: ج۵ ص۳۱۱-۳۰۱. منتهی الآمال: ج۱ ص۶۴. موسوعة التاریخ الاسلامی: ج۲ ص۳۴۹. تاریخ طبری: ج۲ ص۲۱۲.
۲. بحار الانوار: ج۲۰ ص۲۸۱ - ۱۸۶، ج ۳۹ ص۷ -۱. کنز الفوائد: ص ۱۳۷. الصحیح من السیرة: ج۹. فیض العلام: ص ۷۶ - ۷۷.
دست امیرالمؤمنینعليهالسلام به وقوع پیوست، و این جنگ در زمستان به وقوع پیوست.(۱)
وقوع جنگ خندق را بعضی در ۸ ذی القعده(۲) و بعضی در ۱۵ شوال گفته اند،(۳) و استبعادی ندارد که شروع جنگ در ۱۵ شوال باشد. همچنین به قولی غزوه خندق در سال ۴ هـ اتفاق افتاده است.(۴)
در این جنگ مسلمانان تعداد مسلمانان ۳۰۰۰ نفر و تعداد شهدای مسلمانان ۶ نفر بود. تعداد کفار ۱۰۰۰۰ نفر بود ولی تعداد مقتولین کفار ذکر نشده است.
در این جنگ مسلمانان داخل مدینه در اطراف شهر خندقی کندند. مشرکین ۲۵ روز مدینه را محاصره کردند و از هر طرف که خواستند خندق بود. در اثنای این کار منافقین جسارتها به پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم نمودند و عمرو بن عبدود مبارز طلبید ولی کسی جرأت نکرد. عمر بن خطاب از شجاعتهای عمرو سخن گفت، و در مردم ایجاد ترس کرد.
عمر که از شجاعت عمرو به عبدود شخن می گفت و رعب و وحشتی در دل مسلمانان انداخته بود به عبد الرحمن بن عوف و طرفدارانش گفت: «اگر عمرو بر ما چیره شود همه ما را خواهد کشت. بهترین راه این است که محمّد را دست بسته تحویل آنها دهیم؛ و خودمان به قوممان ملحق شویم»!!(۵) اینجا بود که آیاتی از سوره احزاب نازل شد!!(۶)
____________________
۱. فیض العلام: ص۷۷ - ۷۶. قلائد النحور: ج شوال ص ۱۰۷. وقائع الشهور: ص ۲۰۲.
۲. کشف الغمة: ج ۱، ص ۱۵۰. الموسوعة الکبری فی غزوات النبی الاعظمصلىاللهعليهوآلهوسلم : ج ۳، ص ۵۸.
۳. توضیح المقاصد: ص ۲۹. مستدرک سفینة البحار: ج۶ ص۶۶. وقائع الشهور: ص۲۰۱.
۴. بخاری: ج۴ ص۱۵۰۴. البدایة و النهایة: ج۳ ص۲۹۷، ج۴ ص۸۶. تفسیر قرطبی: ج ۱۴ ص۱۲۸.
۵. کتاب سلیم بن قیس هلالیرحمهالله : ج۲ ص۷۰۱. نفسیر قمی: ج۲ ص۱۸۳، ۱۸۸. بحار الانوار: ج۲۰ ص ۲۲۵، ۲۳۲، ج۳۰ ص۳۲۴، ۳۳۲. المختصر: ص ۵۸.
۶.( إِذْ جَاءُوكُمْ مِنْ فَوْقِكُمْ وَمِنْ أَسْفَلَ مِنْكُمْ وَإِذْ زَاغَتِ الْأَبْصَارُ وَبَلَغَتِ الْقُلُوبُ الْحَنَاجِرَ وَتَظُنُّونَ بِاللَّهِ الظُّنُونَا * هُنَالِكَ ابْتُلِيَ الْمُؤْمِنُونَ وَزُلْزِلُوا زِلْزَالًا شَدِيدًا * وَإِذْ يَقُولُ الْمُنَافِقُونَ وَالَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ مَا وَعَدَنَا اللَّهُ وَرَسُولُهُ إِلَّا غُرُورًا ... * يَحْسَبُونَ الْأَحْزَابَ لَمْ يَذْهَبُوا وَإِنْ يَأْتِ الْأَحْزَابُ يَوَدُّوا لَوْ أَنَّهُمْ بَادُونَ فِي الْأَعْرَابِ يَسْأَلُونَ عَنْ أَنْبَائِكُمْ وَلَوْ كَانُوا فِيكُمْ مَا قَاتَلُوا إِلَّا قَلِيلًا ) .
در چنین شرایطی پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم فرمود: «چه کسی به مبارزه عمرو می رود تا من بهشت را برایش ضمانت کنم»؟ آیا دوستی هست که شر این دشمن را کفایت کند؟ آقا و مولایمان اسد اللَّه الغالب علی بن ابی طالبعليهالسلام فرمود: «من به مبارزه او می روم ». پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم سکوت کردند، و تا سه بار این کلام را فرمودند، و هر سه بار امیرالمؤمنینعليهالسلام برای مبارزه اعلام آمادگی نمودند.
آخر الأمر پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم اجازه فرمودند و امیرالمؤمنینعليهالسلام حرکت کردند. در این هنگام پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم فرمود: «برز الایمان کله الی الشرک کله »:(۱) به تحقیق تمام اسلام در مقابل تمام کفر ایستاد.
بعد از آن که عمرو بن عبدود اسلام اختیار نکرد و دست از جنگ برنداشت، امیرالمؤمنینعليهالسلام او را به یک ضربت از پا در آورد. در این حال صدای تکبیر مسلمین بلند شد و پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم فرمود: «مبارزه علی بن ابی طالبعليهالسلام در روز خندق از اعمال امت من تا روز قیامت افضل است».(۲)
____________________
۱. کنز الفوائد: ص ۱۳۷. بحار الانوار: ج۲۰ ص۲۱۵، ۲۷۳، ج۳۹ ص۳، ج۴۱ ص۸۹. الطرائف: ص ۶۰. مناقب آل ابی طالبعليهمالسلام : ج۳ ص۱۶۱. کشف الغمة: ج۱ ص۲۰۵. غایة المرام: ج۴ ص۲۷۴. رسائل المرتضی: ج۴ ص۱۱۸. اعلام الوری: ج۱ ص۳۸۱. شرح احقاق الحق: ج۶ ص۹، ج۱۶ ص۴۰۴. الصحیح من السیرة: ج۹ ص۳۳۴. شرح نهج البلاغة: ج۱۳ ص۲۶۱، ۲۸۵، ج۱۹ ص۶۱. ینابیع المودة: ج۱ ص۲۸۱، ۲۸۴.
۲. الغدیر: ج۷ ص۲۰۶. مناقب آل ابی طالبعليهمالسلام : ج۳ ص۱۶۳. کشف الغمة: ج ۱، ص ۱۵۰. بحار الانوار: ج ۲۰، ص ۱۸۱ - ۲۸۶، ج۴۱ ص۹۶. الطرائف: ص ۵۱۴، ۵۱۹. الصراط المستقیم: ج۲ ص۷۲. الصحیح من السیرة: ج ۹ ص۳۵۸. شرح احقاق الحق: ج۶ ص۸ - ۴، ج۱۶ ص ۴۰۵ - ۴۰۲. مستدرک حاکم: ج۳ ص۳۲. تاریخ بغداد: ج۱۳ ص۱۹. شواهد التنزیل:ج۲ ص۱۴. المناقب (خوارزمی): ص ۱۰۷. الفردوس ابن شیرویه: ج۳ ص۴۵۵. مقتل الحسینعليهالسلام (خوارزمی): ج۱ ص ۷۸. ینابیع المودة: ج۱ ص۲۸۲، ۲۸۴، ۴۱۲. نزل الابرار: ص۷۶. کنز العمال: ج۱۱ ص۶۲۳. به عبارت دیگری هم نقل شده است: کشف الیقین: ص ۸۳. مشارق انوار الیقین: ص ۳۶۵. عوالی الئالی: ج۴ ص۸۶. الصحیح من السیرة: ج۹ ص۳۵۸. شرح تجوید: ۴۰۸، ۴۲۱. مجمع البیان: ج۸ ص۱۳۲. النجاة فی القیامة: ص۱۶۲. کنز الفوائد: ص۱۳۷. بحار الانوار: ج۲۰ ص۲۰۵، ج۳۹ ص۲. شرح احقاق الحق: ج۳ ص۲۲۸، ج۱۶ ص۴۰۵. نهایة العقول فخر رازی: ص ۱۰۴. شرح المواقف: ص ۳۷۱. شرح نهج البلاغة: ج۱۹ ص۶۱.
در این روز در سال ۲۰۷ ه ثقه جلیل اباصلت عبدالسّلام بن صالح هروی که اهل هرات بود پس از آزادی از زندان مأمون از دنیا رفت.
اباصلت از اصحاب امام رضاعليهالسلام و از خواص شیعیان بود، و کتاب «وفاه الرضاعليهالسلام » تألیف او است. در ایران دو قبر منسوب به آن بزرگوار است: یکی در بیرون شهر مشهد، و دیگری در دروازه ری قم(۲) ، که قبر منسوب به او در قم طبق تحقیق اعتبار بیشتری دارد. بنا بر قولی دیگر وفات او در ۲۴ شوال سال ۲۳۶هـ است.(۳)
۲۰ شوال
در این روز هارون ملعون به مسجد النبیصلىاللهعليهوآلهوسلم به ظاهر برای زیارت و در حقیقت برای دستگیر نمودن حضرت موسی بن جعفرعليهالسلام آمد و آن حضرت را از مدینه با خود به حج برد، سپس به سمت بصره حرکت کرد و آن وجود مبارک را نزد عیسی بن جعفر زندانی کرد و بعد از یک سال آن بزرگوار را به بغداد نزد سندی بن شاهک فرستاد.(۴)
۲۵ شوال
امام صادقعليهالسلام درسال ۱۴۸ هـ در چنین روزی وفات یافت.(۵) در شهادت حضرت،
____________________
۱. مستدرک سفینة البحار: ج۵ ص۲۲۴. کرامات رضویهعليهالسلام : ص۷۵.
۲. مراقد المعارف: ج۱ ص۱۰۸ - ۱۰۷.
۳. تاریخ بغداد: ج۱۱ ص۵۲. تهذیب الکمال: ج۱۸ ص۸۱.
۴. کافی: ج ۱، ص ۴۷۶. بحار الانوار: ج ۴۸، ص ۲۰۶. تاریخ قم: ۱۹۹. وقائع الشهور: ص ۲۰۳.
۵. قلائد النحور: ج شوال، ص ۱۳۹. جنات الخلود: ص ۲۹. مستدرک سفینه البحار: ج ۶، ص ۶۶.
نیمه رجب(۱) و نیمه شوال(۲) و ۲۵ رجب(۳) را هم گفته اند. اکثر قریب به اتفاق شهادت آن حضرت را در ماه شوال می دانند.(۴)
شهادت آن حضرت به سبب انگور زهر آلودی بود که منصور به آن حضرت خورانید. مدت امامت آن حضرت۳۴ سال و عمر شریفشان۶۵ سال بود.
دوران امامت آن حضرت همزمان با هفت نفر از زمامداران غاصب بود که عبارتند از: هشام بن عبد الملک، ولید بن یزید بن عبد الملک، یزید بن ولید، ابراهیم بن ولید و مروان حمار از بنی امیّه و سفّاح و منصور دوانیقی از بنی عباس.
فرزندان آن حضرتهفت پسر و سه دخترند : حضرت موسی بن جعفرعليهالسلام ، اسماعیل، عبداللَّه، محمّد دیباج، اسحاق، علی عریضی (علی بن جعفر مدفون در قم)، عباس، امّ فروه، اسماء، فاطمة.(۵)
____________________
۱. تاج الموالید: ص۴۴. اعلام الوری: ج۱ ص۵۱۴. روضة الواعظین: ص ۲۱۲. بحارالانوار: ج۴۷ ص۱، ج۹۷ ص۲۱۰، ج۹۹ ص۲۵.
۲. شرح احقاق الحق: ج ۲۸، ص ۵۰۷. مستدرک سفینة الحبار: ح۶ ص۶۶. بحار الانوار: ج۹۷ ص۲۱۰، ج۹۹ ص۲۵.
۳. جنات الخلود: ص ۲۹.
۴. کافی: ج۱ ص۴۷۲. ارشاد: ج۲ ص۱۸۰. تهذیب الاحکام: ج۶ ص۷۸. تاج الموالید: ص ۴۴. ینابیع المودة: ج۳ ص۱۶۰.
۵. مناقب آل ابی طالبعليهالسلام : ج ۴، ص ۲۸۰. بحار الانوار: ج ۴۷ ص۲۴۱.
۱۱ ذی القعده الحرام
ماه ذی القعده از یک سو با چند ولادت یاد آور سرور است، و از سوی دیگر با وقوع چند شهادت و اتفاق دیگر یادآور ایام حزن است. روزهای ۱، ۹، ۱۱، ۲۳، ۲۶، ۳۰ در بردارنده روزهای مهم این ماه است.
ولادت ا مام رضاعليهالسلام ، ولادت حضرت معصومهعليهاالسلام اخبار خوش این ماه اند که با ضمیمه مرگ اشعث بن قیس این سرور دو چندان می شود.
شهادت امام رضا و امام جوادعليهماالسلام روزهای اندوه در این ماه است.
جنگ بدر صغری، جنگ بنی قریظه، صلح حدیبیه، حرکت پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم برای حجه الوداع صفحات مهمی از تاریخ اسلام است.
۱ ذو القعده
در این روز در سال ۱۷۳ هـ دخت گرامی موسی بن جعفرعليهالسلام ، حضرت فاطمه معصومهعليهاالسلام به دنیا آمده است.(۱)
پدر بزرگوار آن حضرت امام موسی بن جعفرعليهالسلام ، و مادر مکرمه آن حضرت جناب نجمهعليهاالسلام مادر امام رضاعليهالسلام است. نام مبارکشفاطمه ، لقب آن حضرتمعصومه و در خانواده امام هفتمعليهاالسلام حضرت معصومعهعليهاالسلام را «فاطمه کبری » می خواندند.(۲)
شیخ صدوق از سعد بن سعد روایت کرده است که از امام رضاعليهالسلام درباره فاطمه دختر موسی بن جعفرعليهماالسلام سؤال نمودم. امام رضاعليهالسلام فرمودند: «هر کس او را زیارت کند بهشت برای اوست».(۳) در روایتی دیگر امام رضاعليهالسلام می فرمایند: «هر کس معصومه را در قم زیارت کند مانند کسی است که من را زیارت کرده است».(۴) در روایت دیگری فرمودند: «هر کس او را در حالی که شناخت به حقش دارد زیارت کند بهشت بر او واجب می شود».(۵) در روایت دیگر امام جوادعليهالسلام می فرمایند: «هر کس عمه ام را در قم
____________________
۱. (زندگانی حضرت معصومهعليهاالسلام و تاریخ قم: ص ۳۴. مستدرک سفینة البحار: ج۸ ص۲۶۱. فاطمة بنت الامام موسی الکاظمعليهالسلام : ص ۱۴. وقائع الشهور: ص ۲۱۲ به نقل از تقویم حاج اسماعیل نجم الممالک. تقویم الائمةعليهمالسلام : ص۷۹. وسیلة المعصومیة: ص ۶۵. مستدرکات علم رجال الحدیث: ج۸ ص۵۹۴. صد و یک منبر (چاپ سنگی): ص ۱۷۷.
۲. حیاة الستعليهاالسلام : ص۱۱. بحار الانوار: ج ۴۸ ص۲۸۸، ۳۰۳.
۳. عیون اخبار الرضاعليهالسلام : ج۱ ص۲۹۹. کامل الزیارات: ص ۵۳۶. بحار الانوار: ج۴۸ ص۳۱۶، ج۵۷ ص۲۲۸، ج۹۹ ص۲۶. ینابیع المودة: ج۳ ص۱۶۵.
۴. ناسخ التواریخ: ج۳ ص۶۸. الفاطمة المعصومةعليهاالسلام : ص ۶۴. ریاحین الشریعة: ج۵ ص۳۵.
۵. بحار الانوار: ج۴۸ ص۳۱۷، ج۹۹ ص۲۶۶. مستدرک الوسائل: ح۱۰ ص۳۶۸. صحیفة الرضاعليهالسلام : ص ۲۳۶.
زیارت کند بهشت برای اوست».(۱)
در این روز در سال ۴ هـ جنگ بدر صغری واقع شد، و به آن «بدر الموعد » و «بدر الثالثة » هم می گویند.(۲)
در شب اول ذی القعدهسال ۴۰ هـ اشعث بن قیس کندی به درکات جحیم شتافت.(۳)
امام صادقعليهالسلام می فرمایند: «اشعث بن قیس در قتل امیرالمؤمنین عليهالسلام شریک بود، و دخترش جعده امام مجتبی عليهالسلام را مسموم کرد، و محمّد پسرش در قتل امام حسین عليهالسلام شریک بود ».(۴)
اشعث در سال دهم هجرت با جمعی از قبیله خود اسلام آورد، و بعد از پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم مرتد شد. ابوبکر او را دستگیر کرد و خواهر کورش را به شرط همسری به او داد. از این زنجعده و محمّد به دنیا آمدند، که جعده قاتل امام حسنعليهالسلام و محمّد جزء لشکر عمر سعد در کربلا شد، و در دستگیری جناب مسلم بن عقیلعليهالسلام نیز نقش بسزایی داشت.(۵)
محمد بن اشعث در روز عاشورا به سبب جسارتی که به حضرت امام حسینعليهالسلام کرد هنگامی که برای قضای حاجت به کناری رفته بود،عقرب او را نیش زد و در
____________________
۱. کامل الزیارت: ص ۵۳۶. وسائل الشیعة: ج۱۴ ص۵۷۶. بحار الانوار: ج۴۸ ص۳۱۶، ج۹۹ ص۲۶۵. موسوعة الامام الجوادعليهالسلام : ج۲ ص۱۲.
۲. ناسخ التواریخ: جلد هجرت، ص ۱۹۷. بحار الانوار: ج ۲۰، ص ۱۸۲. الصحیح من السیرة: ج۸ ص۳۶۴. طبقات الکبری: ج۲ ص۶۰.
۳. مستدرکات علم رجال الحدیث: ج ۱، ص ۶۸۸. تاریخ دمشق: ج۹ ص۱۴۴. اسد الغابة: ج۱ ص۹۸. الاصابة: ج۱ ص۲۴۰. تهذیب الکمال: ج۳ ص۲۹۴.
۴. کافی: ج۸ ص۱۶۷. بحار الانوار: ج ۴۲ ص۲۲۸، ج۴۴ ص۱۴۲، ج۴۵ ص۹۶.
۵. ریاحین الشریعة: ج ۳، ص ۵۹. مستدرکات علم رجال الحدیث: ج ۱، ص ۶۸۸.
حالی که عورتش پیدا بود به آتش جهنم وارد شد.(۱)
۱۱ ذو القعده
در روزپنجشنبه سال ۱۴۸ هـ امام رضاعليهالسلام در مدینه طیبه به دنیا آمد.(۲) در ولادت آن حضرت ۱۱ ذی الحجه(۳) و ۱۱ ربیع الاول نیز ذکر شده است.(۴)
پدر آن حضرت موسی بن جعفرعليهالسلام ، و مادرشان امّ البنین نجمهعليهاالسلام (۵) است. نام مبارکشانعلی است، و کنیه آن حضرتابوالحسن است، و کنیه خاصشانابوعلی است.
القاب حضرت سراج اللَّه، نور الهدی، قره عین المؤمنین، مکیده الملحدین، کفو الملک، کافی الخلق، رب السریر، رئاب التدبیر (به معنای مصلح)، فاضل، صابر، وفیّ، صدیق، رضیّ.(۶)
هنگامی که آن حضرت به دنیا آمد پدرشان حضرت موسی بن جعفرعليهالسلام دستور دادند فرزندشان را بیاورند.
____________________
۱. امالی صدوق: ص۲۲۱. بحار الانوار: ج ۴۴، ص ۳۱۷. مدینة المعاجز: ج۳ ص۴۷۵. العوالم: ج الامام الحسینعليهالسلام : ص۱۶۶.
۲. اعلام الوری: ج ۲۰، ص ۴۰. تاج الموالید: ص۴۸. جلاء العیون: ص ۵۴۴. فیض العلام: ص ۹۰. بحار الانوار: ج ۴۹، ص ۳، ۹، ۱۰، ج۹۹ ص۴۳. روضة الواعظین: ص۲۳۶. انوار البهیة: ص۲۰۹.
۳. کشف الغمة: ج۲ ص۲۹۷. بحار الانوار: ج۴۹ ص۲. فیض العلام: ص ۱۱۹.
۴. عیون اخبار الرضاعليهالسلام : ج۲ ص۲۸. مناقب آل ابی طالبعليهمالسلام : ج۴ ص۳۹۷. فیض العلام: ص۲۱۲. بحار الانوار: ج۴۹ ص۱۰، ۳۰۴. کشف الغمة: ج۲ ص۲۹۷.
۵. اعلام الوری: ج ۲، ص ۴۰. بحار الانوار: ج ۴۹، ص ۱۰-۶. ارشاد: ج ۲، ص ۲۴۶.
۶. مناقب آل ابی طالبعليهالسلام : ج۴ ص۳۹۷. بحار الانوار: ج ۴۹، ص ۱۰.
آن حضرت را در پارچه سفیدی پیچیده و به خدمت پدر بردند. آن حضرت در گوش راست حضرت رضاعليهالسلام اذان و در گوش چپ آن حضرت اقامه فرمود، و آب فرات به کام مبارک آن حضرت ریخت و سپس او را به مادر مکرمه اش نجمهعليهاالسلام برگردانیدند.(۱)
۱۲ ذوالقعده
در این روز از سال ۶۰ هجری حضرت مسلمعليهالسلام ۲۷ روز قبل از شهادتش نامه ای برای امام حسینعليهالسلام نوشت و به آن حضرت خبر داد که اهل کوفه بر طاعت شما اجتماع نموده اند و منتظر آمدن شما هستند و در قسمتی از نامه چنین نوشتند: «۱۸۰۰۰ نفر با او بیعت کرده اند. هنگامی که نامه من به شما رسید در آمدن تعجیل کنید، و السلام علیک و رحمة الله و برکاته».
جناب مسلمعليهالسلام به همراه نامه، نامه ای از اهل کوفه هم فرستادند که در قسمتی از آن چنین نوشته بودند: «یابن رسول اللهصلىاللهعليهوآلهوسلم در آمدن عجله کنید که در کوفه صد هزار شمشیر دارید. پس تاخیر نفرمایید».(۲)
۲۳ ذو القعده
بنابر قولی در این روز درسال ۲۰۳ هـ حضرت رضاعليهالسلام به شهادت رسیدند.(۳)
____________________
۱. عیون اخبار الرضاعليهالسلام : ج۲ ص۳۰. بحار الانوار: ج۴۹ ص۹.
۲. نفس المهموم: ص ۸۴. مقتل الحسینعليهالسلام : ص۷۲. ارشاد: ج۲ ص۷۱. بحار النوار: ج۴۴ ص۳۷۰. الشهدید مسلم بن عقیلعليهالسلام : ص۸۷. وقایع المشهور: ص ۲۱۳.
۳. مسار الشیعه: ص ۱۶. العدد القویه: ص ۲۷۵. بحار الانوار: ج۴۹ ص۲۹۳، ج۹۵ ص۱۹۸. فیض العلام: ص ۹۷. تقویم المحسنین: ص۱۳.
سید بن طاووسعليهالسلام در این باره می نویسد: در بعضی از مصنفات اصحاب عجم رضوان الله علیهم دیدم که مستحب است زیارت نمودن مولایمان امام رضاعليهالسلام در روز ۲۳ ذی القعده - از دور یا نزدیک - به زیارات معروفه یا به چیزی مانند زیارت.(۱)
در این روز در سال ۴ هجری غزوه بنی قریظه به وقوع پیوست. مسلمانان ۳۰۰۰ نفر بودند و یک نفر به نام خلاّد بن سوید شهید شد. کفار ۹۰۰ نفر بودند که همه آنها کشته شدند.(۲) بنابر قولی این جنگ در شوال به وقوع پیوسته است.(۳)
۲۵ ذو القعده
در این روز در سال ۲۰۰ هجری حضرت رضاعليهالسلام از مدینه به سویمرو حرکت کردند.(۴)
مامون رجاء بن ابی صحّاک را برای آوردن حضرتعليهالسلام مأمور کرد و به او دستور داد که حضرت را از راه اهواز بیاورد و از طریق کوفه و قم عبود ندهد.
هنگامی که خواستند حضرت را به طرف خراسان حرکت دهند داخل مسجد رسول خداصلىاللهعليهوآلهوسلم شد تا با آن حضرت وداع کند و این کار را چند مرتبه انجام داد و هر بار کنار قبر شریف می رفتند و بر می گشتند صدای مبارک به گریه و ناله بلند بود. جلو رفتم
____________________
۱. اقبال: ج۲ ص۲۳. بحار الانوار: ج ۹۹ ص۴۳.
الموسوعة الکبری فی غزوات النبی الاعظمصلىاللهعليهوآلهوسلم : ج۳ ص۱۹۲. التنبیه و الاشراف: ص ۲۱۷. طبقات الکبری: ج۲ ص۷۴.
۳. بحارالانوار: ج۱۹ ص۱۷۰. البدایة و النهایة: ح۳ ص۲۹۶.
۴. مستدرک سفینه البحار: ج ۸، ص ۵۵۶. وقائع الشهور: ص ۲۱۷.
و سلام عرض کردم. حضرتعليهالسلام فرمود: فلانی! مرا زیارت کن چه اینکه من از جوار جدم رسول خداصلىاللهعليهوآلهوسلم به طرف خراسان می روم و در غربت می میرم و در جنب هارون دفن می شوم.
من هم به طرف طوس حرکت کردم تا اینکه حضرت به شهادت رسیدند و در جنب هارون دفن شدند.(۱)
حضرت رضاعليهالسلام می فرمایند: هنگامی که خواستم از مدینه خارج شوم خانواده ام را جمع کردم و آنها را امر کردم که بر من گریه کنند به گونه ای که صدای آنان را بشنوم.
بعد ۱۲۰۰۰ دینار بین آنان تقسیم کردم و گفتم: همانا من نزد زن و فرزندم باز نخواهم گشت.(۲)
یعنی روز پهن شدن زمین از خانه کعبه بر روی آب. شب و روز آن مبارک و با ارزش است که رحمت خدا در آن نازل می شود و قیام به عبادت در شب و روز آن اجرا بسیار دارد.(۳)
حسن بن علی وشّاء می گوید: من کودک بودم که با پدرم در خدمت حضرت رضاعليهالسلام در شب ۲۵ ماه ذی قعده شام خوردیم. امامعليهالسلام فرمود: امشب حضرت ابراهیم و حضرت عیسی علی نبینا و آله و علیهما السلام متولد شده اند و زمین از زیر کعبه پهن شده است، و ثواب های زیادی برای روزه آن ذکر فرمودند.(۴)
____________________
۱. عیون اخبار الرضاعليهالسلام : ج۲ ص۲۱۷. بحار الانوار: ج۴۹ ص۱۱۷.
۲. عیون اخبرا الرضاعليهالسلام : ج۱ ص۲۳۵. دلائل الامامة: ص۳۴۹. مدینة المعاجز: ج۷ ص۸۲، ۱۷۹. بحار الانوار: ج۴۹ ص۵۲، ۱۱۷.
۳. مصباح المتهجد: ص۶۱۱. توضیح المقاصد: ص۲۸. وسائل الشیعة: ج۱۰ ص۴۴۹. اقبال ج۲ ص۳۰-۲۲. مفاتیح الجنان.
۴. من لا یحضره الفقیه: ج۲ ص۸۹. ثواب الاعمال: ص۷۹. بحار الانوار: ج۹۴ ص۱۲۲.
۲۶ ذو القعده
در این روز درسال ۱۰ هـ پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم با اصحاب از مدینه برایحجة الوداع و غدیر حرکت کردند.(۱)
پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم با غسل از مدینه خارج شدند در حالی که از روغنی مخصوص برای مو و صورت استفاده نموده بودند و دو لباس مخصوص احرام را همراه برداشتند. خروج آن حضرت در روز شنبه چهار یا پنج روز مانده به آخر ذی قعده بود.
همسران پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم و زنان وابسته همراه آن حضرت در هودج ها بودند. مخصوصاً حضرت صدیقه طاهرهعليهماالسلام و اسماء و ام سلمه و نیز عایشه و حفصه حضور داشتند. اهل بیت آن حضرت و نیز مهاجر و انصار و مردم دیگر نیز ایشان را همراهی می کردند.(۲)
با اینکه قبل از خروج پیامبر اکرمصلىاللهعليهوآلهوسلم از مدینه عده زیادی از مردم مدینه مبتلا به بیماری شده بودند و نتوانستند با آن حضرت به مراسم حج بروند، ولی با این حال تعداد همراهان پیامبر تنها از مدینه را تا ۱۲۴ هزار نفر هم نقل کرده اند. با حساب تعداد کسانی که در مکه مقیم بودند یا از اطراف و اکناف در مراسم حج آن سال شرکت کرده بودند تعداد حاجیان بیش از این مقدار می شود، مانند کسانی که با امیرالمؤمنین از یمن آمدند و همچنین با ابوموسی و غیر ایشان در بازشگت از سفر به کاروان بزرگ حج ملحق شدند.(۳)
____________________
۱. کافی: ج ۴، ص ۲۴۸. الغدیر: ج۱ ص۹. تفسیر عیاشی: ج۱ ص۸۹. بحار الانوار: ج۲۱ ص۳۹۰، ۳۹۵، چ۹۶ ص۸۸. السرائر: ج۳ ص۵۲۲. وسائل الشیعة: ج۱۳ ص۱۹۹. علل الشرائع: ج۲ ص۴۱۲. وقائه الشهور: ص۲۱۸. قلائد النحور: ذی القعده، ص۲۷۲.
۲. طبقات الکبری: ج۲ ص۱۷۳. امتاع الاسماع (مقریزی): ص۵۱۰. ارشاد الساری: ج۹ ص۴۲۶.
۳. الغدیر: ج۱ ص۹، به نقل از السیرة الحلبیه: ج۳ ص۲۵۷. سیرة احمد زینی دحلان: ج۳۲ ص۱۴۳. تاریخ الخلفاء ابن جوزی ج۴. تذکرة خواص الامّة: ص۳۷. دائرة المعارف فرید و جدی: ج۳ ص۵۴۲.
در عرفات دستور الهی رسید که علم و ودائع انبیاءعليهمالسلام را به امیرالمؤمنینعليهالسلام تحویل دهند و امر ولایت او را به مردم تبلیغ نمایند.
رسول خداصلىاللهعليهوآلهوسلم بسیار گریست به طوری که محاسن مبارک از اشک تر شد، و حضرت خواستند خداوند ایشان را از شر منافقین محافظت فرماید.(۱)
در مِنا دو بار خطبه ایراد فرمودند که اشاره کلی به ولایت امیرالمؤمنین داشتند. در مسجد خیف بار دیگر جبرئیل نازل شد که خداوند می فرماید: «ولایت علی عليهالسلام را به مردم برسان »، ولی وعده محافظت از شرّ دشمنان را بری آن حضرت نیاورد.
به «کُراع الغُمَیم» در نزدیکی جحفه که رسیدند باز جبرئیل نازل شد و این آیه را آورد:( فَلَعَلَّكَ تَارِكٌ بَعْضَ مَا يُوحَى إِلَيْكَ وَضَائِقٌ بِهِ صَدْرُكَ ) .(۲) «شاید تو ترک کننده باشی بعضی از اموری را که به تو وحی می شود، و سینه تو به خاطر آن گرفته باشد».
این بار هم در امر ولایت تاکید نمود، ولی آیه ای دالّ بر محافظت آن حضرت از شرّ دشمنان نیاورد.
پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم مطالبی دالّ بر شرّ منافقین نسبت به امیرالمؤمنین به جبرئیل فرمود و بعد از آن کوچ نمودند. به غدیر خم که رسیدند اوایل روز بود. جبرئیل نازل شد و آیه ۷۱ سوره مائده را آورد که شامل تاکید بر ابلاغ امر ولایت و در امان بودن حضرت از شرّ منافقین بود:( يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ ) (۳) : «ای پیامبر، تبلیغ کن به مردم آن امری را که درباره علیعليهالسلام از جانب خدا بر تو فرستاده شد، و اگر این کار را انجام
____________________
۱. بحار الانوار: ج۳۷ ص۱۲۷.
۲. سوره هود: آیه ۱۲.
۳. سوره مائده: آیه ۶۷.
ندهی رسالت الهی را تبلیغ نکرده ای، و خدا تو را از مردم حفظ می نماید؛ خداوند کافران را هدایت نم کردند».
آخر ذو القعده
در این روز درسال ۲۲۰ هـ امام جوادعليهالسلام به زهر معتصم به شهادت رسیدند، و هنگام شهادت از سن مبارکشان ۲۵ سال و سه ماه و ۱۲ روز گذشته بود.(۱) در شهادت آن حضرت ۵ ذی القعده(۲) ، ۱۱ ذی القعده(۳) ، ۵ ذی الحجه سال ۲۱۹ هـ(۴) ، ۶ ذی الحجه(۵) ، آخر ذی الحجه هم گفته شده است.(۶)
بعد از شهادت حضرت رضاعليهالسلام ، مأمون جواد الائمهعليهالسلام را به بغداد طلبید و دخترش امّ الفضل را به آن حضرت تزویج نمود. پس از مدتی که آن حضرت از سوء معاشرت مأمون بسیار ناراحت بودند برای حج به مکه تشریف بردند. سپس به مدینه رفاتند و در آنجا بودند تا مأمون به درک واصل شد و معتصم برادر او خلیفه شد.
____________________
۱. کافی: ج۱ ص۴۹۲. تهذیب الاحکام: ج۶ ص۹۰. ارشاد: ج ۲، ص ۲۹۵. اعلام الوری: ج ۲، ص ۱۰۶. توضیح المقاصد: ص ۲۹. کشف الغمة: ج ۲، ص ۳۷۰. روضة الواعظین: ص۲۴۳. مناقب آل ابی طالبعليهالسلام : ج۴ ص۴۱۱. تاریخ قم: ص۲۰۰. بحارالانوار: ج۵۰ ص۱، ۲، ۷، ۱۳، ۱۵. قلائد النحور: ج ذی القعده، ص ۲۷۹. تتمة المنتهی: ص۳۰۰. فیض العلام: ص ۱۰۳. ینابیع المودة: ج۳ ص۱۲۷.
۲. شرح احقاق الحق: ج ۱۲، ص ۴۱۶.
۳. بحار الانوار: ج۵۰ ص۱۵. الدروس الشرعیة: ج۲ ص۱۵.
۴. بحار الانوار: ج ۵۰، ص ۱۱، ۱۲. تاریخ قم: ص۲۰۰. کشف الغمة: ج۲ ص۳۴۵. تتمة المنتهی: ص ۳۰۰. شرح احقاق الحق: ج۳۳ ص۸۷۳.
۵. کافی: ج۱ ص۴۹۷. تاریخ الائمة: ص۱۳. روضة الواعظین: ص۲۴۳. بحار الانوار: ج۵۰ ص۷، ۱۲، ۱۷. شرح احقاق الحق: ج۱۲ ص۴۱۶-۴۱۴.
۶. کشف الغمة: ج۲ ص۳۴۵. بحار الانوار: ج۵۰ ص۱۱.
معتصم حسادت خاصی نسبت به آن حضرت داشت، و آن امام معصومعليهالسلام را به همراه امّ الفضل به بغداد احضار کرد. آن حضرت در حضور اکابر شیعه و ثقات اصحاب خود در مدینه امام هادیعليهالسلام را امام بعد از خود معرفی کردند و ودایع امامت را تسلیم ایشان نمودند ودر ۲۸ محرم سال ۲۲۰ ه وارد بغداد شدند .(۱) ام الفضل به تحریک عمویش معتصم و به قولی جعفر بن مأمون، امامعليهالسلام را در سن ۲۵ سالگی مسموم کرد.(۲)
فرزندان امام جوادعليهالسلام این بزرگوار هستند: امام هادیعليهالسلام ، موسی مبرقع، ام کلثوم(۳) ، حکیمه، خدیجه(۴) ، اَمامه، فاطمه(۵) ، ابو احمد حسین، ابوموسی عمران، زینب، ام محمد، میمونه.(۶)
تتمه ذو القعده
درسال ششم هجرت در ماه ذی القعده پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم برای اعمال عمره قصد مکه فرمودند.(۷) تعداد مسلمانان همراه با آن حضرت۱۲۲۰ یا ۴۰۰ نفر بودند، و برای قربانی ۷۰ شتر به همراه خود بردند.
آنان از مسجد شجره احرام بستند، و در یک منزلی مکه در محلی به نام حدیبیه بر سر چاهی توقف نمودند. آب چاه به اندک زمانی تمام شد و چون به آن حضرت خبر دادند، به معجزه نبوّت آب چاه آن قدر زیاد شد که مثل چشمه می جوشید.
____________________
۱. ارشاد: ج۲ ص۲۹۵. بحار الانوار: ج۵۰ ص۸.
۲. خلاصه ای از قلائد النحور: ج ذی القعده، ص ۲۷۹.
۳. تاریخ الائمةعليهمالسلام ص۲۱.
۴. تاریخ سامراء: ج۳ ص۳۰۲. تاج الموالید: ص۵۴.
۵. ارشاد: ج۲ ص۲۹۵. بحار الانوار: ج۵۰ ص۸، ۱۳.
۶. منتهی الآمال: ج۲ ص۳۵۰، از «تحفة الازهار فی نسب ابناء الائمة الاطهارعليهمالسلام » و «تاریخ قم».
۷. کافی: ج۴ ص۲۵۲، ج۸ ص۳۲۲. بحار الانوار: ج۲۰ ص۳۲۴. البدایة و النهایة: ج۴ ص۱۸۸. استعیاب: ج۴ ص۱۹۱۷. التنبیه و الاشراف: ص۲۲۱.
کفار از حرکت با خبر گشته مانع ورود حضرت به مکه شدند. آن حضرت بیعتی دیگر به نام «بیعة رضوان » از اصحاب گرفتند. قرار شد آن حضرت سال بعد حج و عمره را قضا کنند و قراردادی بین مسلمین و کفار منعقد شد، که طبق شروطی تا ده سال جنگ بین آنان نباشد. گروهی از صحابه از این صلح دلتنگ شدند، و عمر بن خطاب گفت: «در نبوّت محمّد شک نکردم مانند روز حدیبیه »(۱) ، به پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم می گفت: ما چگونه به این خواری گردن نهیم و به این مصاله رضایت دهیم!!
حضرت فرمودند:من پیامبر خدایم و کاری جز به حکم خداوند نمی کنم . عمر گفت: تو به ما گفتی به زیارت کعبه می رویم و عمره انجام می دهیم، پس چه شد؟ پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم فرمود: آیا گفتم امسال این کار انجام می شود؟ عمر گفت: نه! فرمود: پس چرا مجادله می کنی... ؟!!
در بازگشت از حدیبیه سورهفتح بر آن حضرت نازل شد.(۲)
____________________
۱. التعجب (کراجکی): ص ۶۰ (۱۴۱). مؤتمذ علماء بغداد: ص۱۳۳. مواقف الشیعة:ج۳ ص۱۰۸. المسترشد: ص۵۴۱-۵۳۹. مکاتیب الرسولصلىاللهعليهوآلهوسلم : ج۳ ص۹۳. مناقب اهل البیتعليهمالسلام : ص۳۳۷. دعوة الی سبیل المؤمنین: ص۱۰۶. فلک النجاة: ص۱۴۵. نیل الاوطار: ج۸ ص۲۰۰. فتح الباری: ج۵۵ ص۲۵۴. عمر بن خطاب: ص۷۰. المغازی (واقدی): ج۲ ص۶۰۷-۶۰۶.
۲. بحار الانوار: ج ۲۰، ص ۳۱۷، ۳۱۶، ۳۳۵، ج ۱۸، ص ۳۷، ج ۸۶، ص ۱۱۱. النص والاجتهاد: ص۱۸۱. منتهی الآمال: ج ۱، ص ۷۶. الدر المنثور: ج۶ ص۶۸، ۷۴.
۱۲ ذوالحجة الحرام
ماه ذی الحجه بسیار پر حادثه و پر خاطره است. روزهای ماندگاری از شیرین ترین روزهای تاریخ اهل بیتعليهمالسلام ، در کنار وقایعی جانسوز در این ماه جمع شده است.
روزهای ۱، ۵، ۶، ،۷ ۸، ۹، ۱۰، ۱۱، ۱۳، ۱۴، ۱۵، ۱۸، ۲۲، ۲۴، ۲۵، ۲۷، و روز آخر این ماه حامل این اتفاقات هستند که آنها را مرور می کنیم.
عید غدیر، ولادت امام هادیعليهالسلام ، عید قربان، خلافت ظاهری امیرالمؤمنینعليهالسلام ، روز مباهله، روز خاتم بخشی امیرالمؤمنینعليهالسلام ، نزول سوره هل اتی ایام سرور شیعیان در این ماه است.
شهادت امام باقرعليهالسلام ، بردن امام کاظمعليهالسلام به زندان بصره، شهادت حضرت مسلم و هانی در کوفه، شهادت عبداللَّه محض و جمعی از آل حسنعليهالسلام ، شهادت میثم تمّار، وفات علی بن جعفرعليهالسلام روزهای حزن آل محمّدصلىاللهعليهوآلهوسلم در این ماه به شمار می آید.
مرگ پدر ابوبکر، مرگ هند مادر معاویه، قتل عمر، قتل عثمان، انقراض دولت هزار ماهه بنی امیّه، مرگ منصور دوانیقی روزهائی است که برائت از دشمنان اهل بیتعليهمالسلام را در دلها تجدید می کند.
روز عرفه، شق القمر، ازدواج امیرالمؤمنین و حضرت زهراعليهماالسلام ، جنگ سویق، نامه پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم به پادشاهان بزرگ، بیعت عقبه، بخشیدن فدک به
حضرت زهراعليهاالسلام ، عزل ابوبکر از تبلیغ سوره برائت، روز سد ابواب به مسجد پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم ، افشاء سر ولایت توسّط عایشه، توطئه ترور امام حسینعليهالسلام ، دعوت عمومی حضرت مسلمعليهالسلام در کوفه حرکت امام حسینعليهالسلام از مکه به عراق، روز نوشتن دعای صباح، اولین نماز جمعه امیرالمؤمنینعليهالسلام ، آغاز نامه ها برای جنگ صفین، واقعه حرّه، خروج ابراهیم بن مالک اشتر برای جنگ با ابن زیاد، هر یک فرازهای مهم و بیاد ماندنی از تاریخ اسلام است.
۱ ذی الحجه
در این روز در سال نهم هجرت، ابوبکر از تبلیغ سوره برائت عزل شد. سپس پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم امیرالمؤمنینعليهالسلام را روانه فرمود که آیات برائت را از ابوبکر بگیرد و خود بر اهل مکه قرائت فرماید.(۲)
آغاز ماجرا این بود که درسال ۹ هـ پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم ابوبکر را به مکه فرستاد تا آیات اوائل سوره برائت را بر کفار بخواند. پس از رفتن او جبرئیل نازل شد: «یا رسول اللَّه، ادای این امر باید به دست شما یا به دست مردی که از شماست انجام شود ». به روایت دیگر: «باید علی عليهالسلام از جانب تو تبلیغ کند ».(۳)
پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم امیرالمؤمنینعليهالسلام را که به منزله جانش بود معین کردند و فرمودند: شتاب کن و آیات را از ابوبکر بگیر و در موسم حج بر مردمان قرائت کن.
____________________
۱. مناقب آل ابی طالبعليهمالسلام : ج۲ ص۱۴۴. بحارالانوار: ج۲۱ ص۲۷۶ - ۲۶۴، ج۳۰ ص۴۲۷ - ۴۱۱، ج ۳۵ ص۳۱۳ - ۲۸۴. الغدیر: ج۶ ص۳۵۰-۳۳۸. غایة المرام: ج۵ ص۵۱-۳۹. شرح احقاق الحق: ج۳ ص۴۴۰-۴۲۷، ج۷ ص۴۲۶-۴۱۹، ج۲۲ ص۴۳۶-۴۰۹، ج۳۱ ص۴۴-۳۵. مناقب امیرالمؤمنینعليهالسلام : ج۱ ص۳۴۶، ۴۸۴، ۴۹۹، ۴۷۴ - ۴۷۱، ج۲ ص۲۳، ۴۴۶. نهج الایمان: ص ۲۵۱-۲۴۶. مسند احمد: ج۱ ص۱۵۱، ج۳ ص۲۱۲، ۲۸۳. سنن ترمذی: ج۴ ص۳۳۹. مستدرک حاکم: ج۳ ص۵۱. انساب الاشراف: ص ۱۰۷، ۱۵۵. مجمع الزوائد: ج۷ ص۲۹، ج۸ ص۲۳۹، ۲۴۱. فتح الباری: ج۸ ص۲۴۲ - ۲۳۹. مسند ابی یعلی: ج۵ ص۴۱۳. خصائص امیرالمؤمنینعليهالسلام (نسائی): ص ۹۱. تاریخ طبری: ج۲ ص۳۸۳. تاریخ دمشق: ج۴۲ ص۱۱۷، ۳۴۹-۳۴۷. شواهد التنزیل: جج۱ ص۳۱۸-۳۰۵. کنز العمال: ج۲ ص۴۳۲- ۴۱۷. الدر المنثور: ج۳ ص۲۰۹. المعجم الکبیر: ج۱۱ ص۳۱۵. الاحادیث المختارة: ج۶ ص۱۷۱. مسند الشاشی: ج۱ ص۱۲۶. المصنف (ابن ابی شیبة): ج۷ ص۵۰۶.
۲. مصباح المجتهد: ص ۶۱۳. توضیح المقاصد: ص ۲۹. مصباح کفعمی: ج ۲، ص ۶۰. بحار الانوار: ج ۳۵ ص۲۸۶، ج ۹۷، ص ۳۸۴. شرح احقاق الحق، ج ۷ص ۴۲۲. اقبال: ج۲ ص۳۶. اختیارات: ص۳۹. فیض العلام: ص ۱۰۶ - ۱۰۷. منتخب التواریخ: ص ۶۱. مستدرک سفینة البحار: ج۱ ص۳۱۵.
۳. بحار الانوار: ج۲۱ ص۲۷۳، ۲۷۴، ج۳۵ ص۲۹۵، ج۹۵ ص۱۹۰.دعائم الاسلام: ج۱ ص۳۴۰. تفسیر عیاشی: ج۲ ص۷۳. غایة المرام: ج۵ ص۴۸.
آن حضرت ناقه عضباء (غضباء) را به امیرالمؤمنینعليهالسلام داد و آن حضرت همراه جابر بن عبداللَّه حرکت فرمود، و در روز دوم به ابی بکر رسید و آیات برائت را از وی گرفت و اختیار آمدن یا برگشتن را به خود او واگذار کرد.
ابوبکر به مدینه بازگشت و به پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم عرض کرد: «مرا برای کاری لایق دانستی که دیگران مشتاق آن بودند، ولی مقداری که رفتم مرا معزول نمودی؟» حضرت فرمود: «من تو را معزول نساختم بلکه خدا تو را معزول ساخت ».
امیرالمؤمنینعليهالسلام آیات را در سه روز در ایام تشریق منی که مجمع کفار و مشرکین بود و از بغض و عداوت علیعليهالسلام آکنده بودند، هر صبح و شام همراه با فرمایشات پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم بر مردم قرائت می نمود و سپس به مدینه مراجعن فرمود.
از هنگامی که علیعليهالسلام به مکه رفته بود، از فراق او آثار حزن بر صورت مبارک پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم ظاهر گشته بود. صحابه با خود می گفتند: شاید خبر فوت آن حضرت از آسمان رسیده، یا از ما دلتنگ شده باشد.
ابوذررحمهالله نزد پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم دارای مقام و منزلتی بود و لذا او را نزد آن حضرت فرستادند. ابوذر کلمات اصحاب را عرضه داشت، و آن حضرت فرمود: «حزن و اندوه من برای مفارقت علی عليهالسلام است ».
ابوذر برای اطلاع از حال علیعليهالسلام از مدینه به استقبال آن حضرت حرکت کرد، و در اثنای راه به امیرالمؤمنین رسید و با آن حضرت دیدن کرد و عرض کرد: پدر و مادرم فدای شما باد، آهسته تشریف بیاورید تا من پیشتر بروم و بشارت آمدن شما را به پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم بدهم.
ابوذر به سرعت خود را به پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم رسانید و آمدن علیعليهالسلام را به پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم بشارت داد. آن حضرت با اصحاب به استقبال علیعليهالسلام آمدند و چون به آن جناب رسیدند، پیاده شده آن حضرت را در آغوش گرفتند و صورت مبارک خود را بر شانه علیعليهالسلام گذاشتند و از شوق دیدار گریستند و امیرالمؤمنینعليهالسلام نیز گریستند. پس پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم به علیعليهالسلام فرمود: «پدر و مادرم به قربانت، در مکه چه کردی » ؟ امیرالمؤمنینعليهالسلام از آنچه انجام داده بود به آن حضرت خبر داد.(۱)
مجلسیرحمهالله از تاریخ طبری نقل می فرماید: هنگامی که پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم در سال ششم هجرت نظر مبارکش بر این قرار گرفت که به طرف مکه برای ادای عمره حرکت کند، عمر را طلبید و به او فرمود: به مکه برو و اشراف قریش را از حال ما با خبر کن. عمر گفت:من بر جانم از اشراف قریش می ترسم !(۲)
چون دو روز از ورود امیرالمؤمنینعليهالسلام به صفین گذشت، در اول ذی حجه حضرت برای معاویه نامه نوشتند و او را موعظه فرمودند، ولی آخرالامر قرار بر این شد که روز اول صفر بعد از ماه حرام جنگ شروع شود و روز لول صفر جنگ شروع شد.(۳) به نقلی ورود آن حضرت در۲۲ محرم بوده است.(۴)
____________________
۱. فیض العلام: ص ۱۰۷.
۲. بحار الانوار: ج۳۵ ص۲۸۷. اقبال: ج۲ ص۳۸. عین العبرة: ص ۲۴. الصحیح من السیرة: ج۳ ص۱۸۵. مسند احمد: ج۴ ص۳۲۴. تاریخ طبری: ج۲ ص۲۷۸. سیرة النبیصلىاللهعليهوآلهوسلم (ابن هشام): ج۳ ص۷۸۰. البدایة و النهایة: ج۴ ص۱۹۱. تفسیر ثعالبی: ج۵ ص۲۵۴. عمر بن الخطاب: ص ۱۶۱.
۳. توضیح المقاصد: ص ۵. بحار الانوار: ج۳۲ ص ۴۵۸. تتمة المنتهی: ص ۲۴. وقغة صفین: ص۲۱۴. شرح نهج البلاغة: ج۴ ص۲۹. فتح الباری: ج۱۳ ص۷۵.
۴. بحار الانوار: ج۳۲ ص۴۳۴. سفینة البحار: ج۳ ص۹۳. قلائد النحور: ج محرم و صفر، ص ۳۰۳. شرح نهج البلاغة: ج۳ ص۲۱۵.
۵ ذی الحجه
در این ماه در سال ۲ هـ غزوه سویق به وقوع پیوست. ابوسفیان بعد از واقعه بدر نذر کرد که با زنی نزدیکی نکند و روغن به خود نمالد تا انتقام خویش را از پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم بگیرد. به این منظور همراه دویست نفر به عریض از نواحی مدینه رفتند و دو خانه و چندین نخل را آتش زدند و دو نفر از بزرگان انصار را در آنجا کشتند تا او به نذر خود عمل کرده باشد.
چون خبر به پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم رسید ابولبابه را در مدینه گذاشته همراه با دویست نفر از مهاجرین و انصار و در رأس آنها امیرالمؤمنینعليهالسلام به سوی عریض حرکت کردند. ابوسفیان چون با خبر شد که پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم با عجله به آنجا می آید، به لشکر خود دستور داد تا انبانهای سویق را که برای آذوقه با خود آورده بودند ریخته و سبکبار فرار کنند. مسلمانان وقتی رسیدند آنان گریخته بودند. لذا انبانهای سویق را برداشته مراجعت نمودند. به همین دلیل این غزوه را «ذات السویق» گویند.(۱) قول دیگر در این باره ۲۴ ذی القعده(۲) و ۲۳ ذی الحجه(۳) است.
۶ ذی الحجه
در این روز درسال ۲ هـ ، آقا و سرور ما خاتم الانبیاءصلىاللهعليهوآلهوسلم ، امیرالمؤمنینعليهالسلام را به سیّده
____________________
۱. مستدرک سفینة البحار: ج۵ ص ۲۰۶. الصحیح من السیرة: ج۶ ص۹. بحار الانوار: ج ۲۰، ص ۲ - ۳. منتهی الآمال: ج۱ ص۵۸. موسوعة التاریخ الاسلامی: ج۲ ص۲۲۰. اعلام الوری: ج۱ ص۱۷۲. نور الابصار (شبلنجی): ج ۱، ص ۸۲. طبقات الکبری: ج۲ ص۳۰. سبل الهدی و الرشاد: ج۴ ص۱۷۴.
۲. مستدرک سفینة البحار: ج۸ ص۵۵۶.
۳. تاریخ طبری: ج۲ ص۱۷۵.
نساء عالمیان فاطمه زهرا بتول عذراءعليهاالسلام تزویج فرمود.(۱) این ماجرا بعد از رجوع از جنگ بدر در روزسه شنبه ۶ ذی الحجه واقع شده است.(۲)
امام صادقعليهالسلام فرمود: «اگر خداوند متعال امیرالمؤمنین عليهالسلام را خلق نمی کرد، در تمام زمین انسانی که کفو و شایسته همسری با حضرت فاطمه عليهاالسلام باشد یافت نمی شد؛ از آدم ابوالبشر و بعد از او ».(۳)
هنگامی که سن مبارک بتول عذراء حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهراعليهاالسلام نه سال کامل شد، از اطراف و اکناف اهل مدینه و عظمای قبائل و رؤسای عشایر و صاحبان ثروت و مکنت به خواستگاری حضرت آمدند. عده ای از منافقین نیز این جرئت را به خود دادند که با کمال بی شرمی به خواستگاری آن حضرت بیایند.
هنگام خواستگاریِ بعضی از آنها رسول اکرمصلىاللهعليهوآلهوسلم بسیار ناراحت شدند، و به عده ای از منافقین که اعتراض کردند، فرمودند: «من شما را رد نکردم، بلکه خدا شما را رد کرده و امر فاطمه عليهاالسلام از جانب خداوند متعال معین می شود ». آنان غافل از این بودند که این گوهر گرانبها را خداوند در سایه عزّت و حراست خود حفظ فرموده و او را در خور استعداد ابناء دنیا از ملوک و رعایا و ارباب فقر و غنا قرار نداده است؛ بلکه او را برای
____________________
۱. مصبالح المجتهد: ص ۶۱۳. امالی طوسی: ص ۴۳. مناقب آل ابی طالبعليهمالسلام : ج۳ ص۳۹۸، ۴۰۵. تتمة المنتهی: ص ۱۳۷. بحار الانوار: ج ۴۳، ص ۶، ۹۲، ۹۶، ۱۱۰. بشارة المصطفیصلىاللهعليهوآلهوسلم لشیعة المرتضیعليهالسلام : ص ۲۶۷. مصباح کفعمی: ج۲ ص۶۰۰. اللمعة البیضاء فی شرح خطبة الزهراءعليهاالسلام : ص۲۳۷.
۲. امالی طوسی: ج ۱، ص ۴۲. بشارة المصطفیصلىاللهعليهوآلهوسلم : ص۲۶۷.
۳. کافی : ج۱ ص۴۶۱. من لا یحضر الفقیه: ج۳ ص۳۹۳. امالی شیخ طوسی: ص۴۳. خصال: ص ۴۱۴. تهذیب الاحکام: ج۷ ص۴۶۱. دلائل الامامة: ص۸۰. کشف الغمة: ج۱ ص۴۷۲. بحارالانوار: ج۴۳ ص۱۰، ۹۷، ۱۰۷، ج۱۰۰ ص۳۷۵. مناقب آل ابی طالبعليهمالسلام : ج۳ ص۱۲۹. بشارة المصطفی: ص ۲۶۷. امالی صدوق: ص ۶۸۸. المحتضر: ص ۱۲۶، ۱۳۸. روضة الواعظین: ص ۱۴۸. وسائل الشیعة: ج۲۰ ص۷۴.
وصی پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم علی بن ابی طالبعليهالسلام ذخیره فرموده است.(۱)
از امام حسینعليهالسلام روایت شده که فرمود: روزی حضرت رسولصلىاللهعليهوآلهوسلم در خانه امّ سلمه بود. فرشته ای با هیبت خاصی بر آن حضرت نازل شد که با لغات گوناگون که به یکدیگر شباهتی نداشت مشغول تسبیح و تقدیس خداوند بود. او عرض کرد: من صرصائیلم. خداوند مرا نزد شما فرستاده که به شما بگویم: «نور را با نور تزویج کن ». حضرت فرمود: «چه کسی را با چه کسی»؟ گفت: «فاطمه را با علی بن ابی طالب». لذا پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم فاطمهعليهاالسلام را در حضور جبرئیل و میکائیل و صرصائیل به عقد علیعليهالسلام در آورد و این عقد در زمین بود.
در این هنگام پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم به میان شانه های صرصائیل نگریست و دید نوشته است: «لا اله الااللَّه، محمّد رسول اللَّه، علی بن ابی طالب مقیم الحجة ». فرمود: ای صرصائیل، از کی این جمله بین شانه های تو نوشته شده؟ گفت: دوازده هزار سال پیش از آنکه خداوند متعال دنیا را بیافریند.(۲)
هنگامی که حضرت فاطمهعليهاالسلام را در شب ازدواج به خانه ئ علیعليهالسلام می بردند، پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم از جلو ایشان، برئیل در سمت راست و میکائیل در سمت چپ ایشان، و هفتاد هزار
____________________
۱. عیون اخبار الرضاعليهالسلام : ج۱ ص ۶۴. کافی: ج۵ ص۵۶۸. عوالم العلوم: ج۱۱ ص۱۴۲-۱۴۱. دلائل الامامة: ص۸۴، ۹۰، ۱۰۰، ۱۴۳. بحار الانوار: ج ۴۳، ص ۴۱، ۱۰۴، ۱۱۱، ۱۱۹، ۱۲۰، ۱۴۵، ۲۱۴. ریاحین الشریعه: ج ۱، ص ۸۰. شرح احقاق الحق: ج ۱۷ ص۹۴-۸۳، ج۱۹ ص ۱۴۷-۱۲۳، ج۱۲ ص ۴۹۴-۴۷۱. شرح الاخبار: ج۲ ص۲۱۱، ۳۷۶. ذخائر العقبی: ص ۳۲-۳۰، ۱۳۶. ینابیع المودة: ج۲ ص۷۲-۶۲، ۱۲۵-۱۲۲، ۲۰۹، ۳۱۴، ۳۹. نظم درر السمطین: ص ۱۸۶. معجم الکبیر: ج۳ ص۵۷، ج۱۰ ص۱۵۶، ج۲۲ ص۴۰۸. المناقب خوارزمی: ص۲۰۹، ۳۳۶. تاریخ دمشق: ج۴۲ ص۱۳۱-۱۲۵. کنز العمال: ج۱۱ ص۶۰۰، ۶۰۶، ج۱۳ ص ۶۸۴. اسد الغابة: ج۴ ص۴۲. مجمع الزوائد: ج۹ ص ۲۰۴. روض الفائق: ص ۲۵۶.
۲. بحار الانوار: ج۴۳ ص۱۱۱، ۱۲۳. مائة منقبة: ص۳۵. مناقب آل ابی طالبعليهمالسلام : ج ۳ ص۳۹۸. مشق الغمة: ج۱ ص۳۵۲. المحتضر: ص۱۳۳. المناقب: (خوارزمی):ص ۳۴۱.
فرشته پشت سر حضرتش حرکت می کردند و در آن حال خدا را تسبیح می گفتند و تقدیس می کردند، و این تقدیس و تسبیح آنها تا طلوع فجر ادامه داشت.(۱)
جبرئیل زمام ناقه ای که آن حضرت را می بردند واسرافیل رکاب ومیکائیل دنبال آن را گرفته بود، وپیامبر صلىاللهعليهوآلهوسلم جامه های فاطمهعليهاالسلام را منظم می کرد، وهفتاد هزار ملک با دیگر فرشتگان تکبیر می گفتند، اما به حسب ظاهرسلمان زمام ناقه را گرفته بود وحمزه و عقیل و جعفر عليهمالسلام از اهل بیت از قفای حضرت فاطمهعليهاالسلام وبنی هاشم با شمشیرهای کشیده می آمدند، وهمسران پیامبر صلىاللهعليهوآلهوسلم از پیش روی می آمدند.
پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم آنها را به مسجد طلبید و دست فاطمهعليهاالسلام را در دست علیعليهالسلام نهاد و فرمود: «بارک اللَّه فی ابنه رسول اللَّه »، و نیز فرمود: «هذه ودیعتی »، و بعد از مراسمی مخصوص، پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم در حق آنها و نسل ایشان دعا کرد. سپس فرمود: «مرحباً ببحرین یلتقیان و نجمین یقترنان ».
سپس پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم از نزد ایشان بیرون آمد و چهار چوب در را گرفت و فرمود: «طهّرکما اللَّه و طهّر نسلکما، انا سلم لمن سالمکما و حرب لمن حاربکما، أستودعکما اللَّه و أستخلفه علیکما ».(۲)
آنگاه همه به منازل خود رفتند و از زنان جز اسماء کسی نزد فاطمهعليهاالسلام نماند، و این به خاطر وصیت حضرت خدیجهعليهاالسلام بود که هنگام وفات گریست و از اسماء عهد و پیمان گرفت که درشب عروسی حضرت فاطمه عليهاالسلام آن حضرت را تنها نگذارد . اسماء هم به عهد خود وفا کرد، و چون ماجرا را برای پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم نقل کرد، آن حضرت به یاد خدیجهعليهاالسلام کرد و گریست و در حق اسماء دعا فرمود.(۳)
____________________
۱. مناقب آل ابی طالبعليهمالسلام : ج۳ ص۴۰۲. اقبال: ج۳ ص۹۲. بحار الانوار: ج۴۳ ص۹۲، ۱۱۵، ۱۲۴. روضة الواعظین: ص۱۴۷. کشف الغمة: ج۱ ص۳۵۳. ذخائر العقبی: ص ۳۲. تاریخ بغداد: ج۵ ص۲۱۱. ینابیع المودة: ج۲ ص۱۲۹. جزء الحمیری: ص ۲۸. المناقب (خوارزمی): ص۳۴۲.
۲. مناقب آل ابی طالبعليهمالسلام : ج۳ ص۴۰۳. بحار الانوار: ج۴۳ ص۱۱۷-۱۱۴. الخصائص الفاطمیةعليهاالسلام : ج۲ ص ۳۴۳. المناقب (خوارزمی): ص ۳۵۲.
۳. کشف الغمة: ج۱ ص۳۶۶. کشف الیقین: ص ۱۹۸. بحار الانوار: ج۴۳ ص۱۱۶، ۱۳۸. الخصائص الفاطمیةعليهاالسلام : ج۲ ص۳۴۶ - ۳۴۵. فیض العلام: ص ۱۶۱.
در مقدار و نوع مهریه آن حضرت روایات مختلفی وارد شده است:
- یک لباس مشکی بلند و یک پوست گوسفند و مقداری عطر.(۱)
- یک لباس نرم و ملایم و یک زره و زیر اندازی از پوست قوچ.(۲)
- یک لباس نرم و ملایم مشکی بلند و یک زره حَطَمی.(۳)
- چهار صد و هشتاد درهم.(۴)
- چهار صد مثقال نقره.(۵)
- پانصد درهم، که علاّمه مجلسی و ابن آشوبرحمهالله می فرمایند: اصحّ اقوال همین قول است.(۶)
- زره حَطَمی که ارزش آن سی درهم بود(۷)
- درع حَطَمی و پوست قوچ یا میش.(۸)
- یک شتر.(۹)
____________________
۱. بحار الانوار: ج ۴۳، ص ۱۱۳. مناقب آل ابی طالبعليهالسلام : ج ۳، ص ۴۰۰.
۲. کافی: ج ۵، ص ۳۷۷. بحار الانوار: ج ۴۳، ص ۱۴۴. ۳. کافی: ج ۵، ص ۳۷۸. بحار الانوار: ج ۴۳، ص ۱۴۴. وسائل الشیعه: ج ۱۵، ص ۲۵۱. ۴. مناقب آل ابی طالبعليهالسلام : ج ۳، ص ۳۹۹. روضة الواعظین: ص۱۴۶. بحار الانوار: ج ۴۳، ص ۱۱۲، ۱۱۳. کشف الغمه: ج ۱، ص ۳۶۸. ذخائر العقبی: ص۲۹. المناقب (ابن مغازلی): ص ۳۵۰. الریاض النضرة: ج۲ ص۱۸۰. کنز العمال: ج۱۳ ص ۶۸۴. مجمع الزوائد: ج۹ ص۱۷۵. طبقات الکبری: ج۸ ص۱۹.
۵. بحار الانوار: ج ۴۳، ص ۱۱۲، ۱۱۹. مناقب آل ابی طالبعليهالسلام : ج ۳، ص ۳۹۹. روضة الواعظین: ص۱۴۷. مکارم الاخلاق: ص ۲۰۷. کشف الغمة: ج ۱، ص ۳۴۹. ذخائر العقبی: ص ۳۰. ینابیع المودة: ج۲ ص۶۲، ۶۵، ۱۲۳. کفایة الطالب: ص ۲۹۸. درر السمطین: ص ۱۸۷. المناقب (خوارزمی): ص۳۳۶.
۶. دلائل الامامه: ص ۱۸. مناقب آل ابی طالبعليهالسلام : ج ۳، ص ۳۹۹. روضة الواعظین: ص۱۴۸. ارشاد: ج۲ ص۲۸۴. بحار الانوار: ج ۴۳، ص۱۱۲، ج ۵۰، ص ۷۶. الهدایة الکبری: ص ۱۱۵. مدینه المعاجز: ج ۷، ص ۳۵۱.
۷. قرب الاسناد: ص ۱۷۳. کافی: ج ۵، ص ۳۷۷. تهذیب الاحکام: ج۶ ص۳۶۴. بحار الانوار: ج۴۳ ص۱۰۵. وسائل الشیعة: ج۲۱ ص۲۵۰. ۸. مناقب آل ابی طالبعليهالسلام : ج ۳، ص ۳۹۹. بحار الانوار: ج ۴۳، ص ۱۱۳. ۹. افحام الاعداء و الخصوم: ص۴۷. اعلام النساء: ج۳ ص۱۱۱۹. الثغور الباسمة: ص ۳۰. طبقات الکبری: ج۸ ص۱۹. کنز العمال: ج۱۶ ص۳۰۵.
- درع حَطَمی.(۱)
- یک پنجم زمین. پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم فرمود: «در آسمان معین شده که مهریه آن حضرت عليهاالسلام یک پنجم زمین است. پس هر که در زمین راه برود در حالی که با او و فرزندانش دشمن باشد، قدم زدن او تا روز قیامت در زمین حرام است ».(۲)
امام باقرعليهالسلام فرمود: مهر فاطمهعليهاالسلام یک پنجم دنیا و دو سوم بهشت است، و در زمین چهار نهر فرات، نیل، نهروان و بلخ برای حضرت فاطمهعليهاالسلام است. خداوند به پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم فرمود: «ای محمّد، تو فاطمه را به پانصد درهم به ازدواج علی در آور تا سنّتی در بین امّت تو باشد ».(۴)
در روایت دیگر: «یک چهارم دنیا و بهشت و جهنّم است، که دوستان خود را داخل بهشت می کند و دشمنان خود را به جهنّم روانه می نماید».(۵) در روایت دیگر مهریه آن حضرت نصف دنیا ذکر شده است.(۶)
اثاث منزل و ولیمه عروسی حضرت زهراعليهاالسلام چنین بود که پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم به
____________________
۱. کافی: ج۵ ص۳۷۷. بحار الانوار: ج ۴۳، ص ۱۰۸. مناقب امیرالمؤمنینعليهالسلام : ج۲ ص۱۸۵، ۲۱۲. طبقات الکبری: ج۸ ص۲۰، ۲۲. مسند حمیدی: ج۱ ص۲۲. مسند احمد: ج۱ ص۸۰. سنن ابی داود: ج۱ ص۴۷۲. دلائل النبوة: ج۳ ص۱۶۰. الفقه الاکبر: ج۳ ص۶. اصابة: ج۸ ص ۲۶۳. تاریخ دمشق: ۴۲ ص۱۲۴.
۲. بحار الانوار: ج ۴۳، ص ۱۱۳. مناقب آل ابی طالبعليهمالسلام : ج۳ ص۴۰۰. الغدیر: ج۲ ص۳۱۶. روضة الواعظین: ص ۱۴۷. شرح احقاق الحق: ج۷ ص۲۷۹.
۳. مناقب آل ابی طالبعليهمالسلام : ج۳ ص۴۰۰. بحار الانوار: ج۴۳ ص۱۱۳. اللمعة البیضاء: ص ۲۵۷.
۴. بحار الانوار: ج۴۳ ص۱۱۳. دلائل امامة: ص ۹۲. مستدرک الوسائل: ج۱۵ ص۶۵. الهدایة الکبری: ص۳۷۸.
۵. امالی طوسی: ص۶۶۸. مناقب آل ابی طالبعليهمالسلام : ج۳ ص۴۰۰. بحار الانوار: ج۴۳ ص ۱۰۵، ۱۱۳. مجمع النورین: ص ۳۴، ۴۰.
۶. دلائل الامامة: ص ۹۲. نوادر المعجزات: ۹۰. مدینة المعاجز: ج ۲، ص ۳۳۶. عیون المعجزات: ص۴۹.
امیرالمؤمنینعليهالسلام فرمود: «زره خود را بفروش ». آن حضرت زره را فروخت و پول آن را خدمت پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم آورد. پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم مقداری را جهت تهیه غذای عروسی به امّ سلمه دادند. بنابر بعضی روایات نصف از لوازم غذا را پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم و نصف دیگر را امیرالمؤمنینعليهالسلام تهیه نمودند.
مقداری را هم به بلال و عمار دادند که از بازار لوازم خانه را خریداری کنند. یک پیراهن، یک عدد روسری، قطیفه سیاه خیبری یا عبای سیاه، پرده نازک پشمی، یک عدد حصیر از بافته های قریه هَجَر، آسیای دستی، یک عدد طشت مسی، مشک برای آب آوردن، کاسه ای سفالین، مشکی مخصوص خنک کردن آب، ابریقی که طرف بیرونش رنگ شده بود، کوزه ئ سفالین، پوست گوسفند.(۱)
امیرالمؤمنینعليهالسلام می فرماید: در آن شب که دختر پیامبر صلىاللهعليهوآلهوسلم به خانه من آمد، بسترمان جز یک پوست گوسفند نبود .(۲)
در جای دیگر از آن حضرت نقل شده که فرمود: من با فاطمهعليهاالسلام در حالی ازدواج کردم که جزیک پوست گوسفند چیزی نداشتیم که شب بر روی آن می خوابیدیم و روز علوفه شترمان را بر روی آن می ریختیم و خدمتگزاری در خانه نداشتیم.(۳)
در روایتی دیگر می فرماید: پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم به خانه ما آمد در حالی که ما بر روی خود قطیفه ای انداخته بودیم که اگر از طول آن را به روی خود می کشیدیم، پهلوهایمان خالی
____________________
۱. بیت الاحزان: ص ۵۷.
۲. مناقب آل ابی طالبعليهمالسلام : ج۲ ص۱۲. بحار الانوار: ج۴۰ ص ۳۵، ۳۲۳، ج۴۳ ص۸۸. طبقات الکبری: ج۸ ص۲۲. تاریخ دمشق: ج۴۲ ص۳۷۶. سنن المصطفیصلىاللهعليهوآلهوسلم : ج۲ ص۵۳۸. المصنف (ابن ابی شیبة): ج۸ ص۱۵۶. کنز العمال: ج۱۳ ص۱۷۹، ۶۸۲. مسند ابی یعلی: ج۱ ص۳۶۳.
۳. ذخائر العقبی: ص ۳۵. طبقات الکبری: ج۸ ص۲۲. صفوة الصفوة (ابن جوزی): ج۲ ص۱۰. کنز العمال: ج۱۳ ص۶۸۲. تاریخ دمشق: ج۴۲ ص۳۷۶.
می شد و اگر از عرض می انداختیم سر و پاهایمان بدون روپوش می ماند.(۱)
بعضی از اهل سنّت نقل کرده اند:هنگامی که فاطمه عليهاالسلام به خانه علی عليهالسلام رفت ، در خانه آن حضرت چیزی جزریگ پهن شده، کوزه سفالین، بالش و ظزفی برای آب نیافت.(۲)
بنابر نقلی دیگر دو کوزه کوچک، ظرف مخصوص شیر که از چوب می تراشیدند، سبوئی سبز رنگ که روغن یا آرد در آن می ریختندچهار بالش یا متکا یا پشتی با رویه ای از پوست پر از گیاه خشک شده سبز رنگ، از اثاثیه منزل بود.(۳)
در بعضی روایات آمده است که بعد از خرید۲۹ یا ۳۰ روز بعد از خرید ، امیرالمؤمنینعليهالسلام صبر کرد تا اینکه جعفر و عقیلعليهماالسلام به آن حضرت گفتند: از پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم بخواه که همسرت را به خانه بیاوری. بعضی از همسران پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم گفتند: ما از پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم خواهش می کنیم که شما همسرت را بیاوری.
پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم فرمود: «ما انتظار داریم خود او بیاید و از ما درخواست کند ». امیرالمؤمنینعليهالسلام می فرماید: عرض کردم «حیا مانع من می شود». پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم اجازه مجلس عروسی و ولیمه را فرمودند، و به امیرالمؤمنینعليهالسلام فرمودند: «هر کس را دوست داری دعوت کن ». زنان به کار زنها و امیرالمؤمنینعليهالسلام و عمار و بلال و چند نفر دیگر به کار مجلس مردها که در مسجد بود، می رسیدند.
اصحاب با هدایای خود در جشن عروسی آن دو نور الهی شرکت کردند، و از ولیمه عروسی که به دساور پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم فراهم آمده بود، میل کردند. درآن مجلس ۴۰۰۰ نفر
____________________
۱. ذخائر العقبی: ص ۴۹، ۱۰۶. فتح الباری: ج۱۱ ص۱۰۲. سنن نسائی: ج۵ ص۳۷۳. کنز العمال: ج۱۵ ص۴۴۹. امالی المحاملی: ص۱۷۲.
۲. فاطمة الزهراءعليهاالسلام بهجة قلب المصطفیصلىاللهعليهوآلهوسلم : ص ۴۷۷ (۶۷۴)، از المناقب احمد بن حنیل (خطی).
۳. بحار الانوار: ج ۴۳، ص ۹۴. امالی طوسی: ص ۴۱. مناقب آل ابی طالبعليهمالسلام : ج۳ ص۴۰۱. بیت الاحزان: ص ۴۹. اللعمة البیضاء فی شرح خطبة الزهراءعليهماالسلام : ص۲۵۹.
از آن طعام خوردند و پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم غذایی برای امیرالمؤمنین و فاطمهعليهماالسلام فرستاد، در حالی که چیزی از آن غذا کم نشد و همچنان به جای ماند، با وجود اینکه سه روز از آن تناول می کردند.
شب با مراسمی مخصوص، حسب الامر پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم آن دو بزرگوار را به حجره امّ سلمه آوردند. امّ سلمه می گوید: هنگامی که خورشید غروب کرد، پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم فرمود: «فاطمه را بیاور ». من رفتم و دست فاطمهعليهاالسلام را گرفته در حالی که لباسش بر زمین کشیده می شد و از خجالت و شرم عرق از چهره اش جاری بود، آن حضرت را نزد پدر بزرگوارش آوردم. هنگامی که خدمت آن حضرت رسید، از شدت خجالت پایش لغزید. پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم فرمود: «خداوند تو را از لغزش های دنیا و آخرت نگه دارد ».
هنگامی که پیش روی آن حضرت قرار گرفت، چادر را از صورت فاطمهعليهاالسلام کنار زد تا علیعليهالسلام چهره او را ببیند. سپس دست او را در دست علیعليهالسلام قرار داد و این گونه بود که این زندگی نورانی آغاز شد.
ثمره این ازدواج مبارک و نورانی و الهی پنج فرزند بود. دو امام معصومعليهماالسلام ، آقا و مولایمانحضرت مجتبی عليهالسلام و سرور شهیدانحضرت اباعبداللَّه عليهالسلام ، دو دختر حضرت عقیله بنی هاشمزینب کبری و جنابامّ کلثوم عليهماالسلام و که این فرزندان در زمان حیات پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم در مدت نه سال به دنیا آمدند. آخرین فرزند ایشانحضرت محسن عليهالسلام بود که بعد از شهادت پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم به مدت چند روز به وسیله ضربه های بین در و دیوار و کتک های منافقین و ظالمین به شهادت رسید.(۲)
____________________
۱. بحار الانوار: ج ۴۳، ص ۹۵-۹۶، ۱۱۴. امالی طوسی: ص ۴۲. بیت الاحزان: ص ۵۱. الخصائص الفاطمیةعليهاالسلام : ج۲ ص۳۵۱. اللعمة البیضاء فی شرح خطبة الزهراءعليهاالسلام : ص۲۶۹.
۲. دلائل الامامة طبری: ص ۱۰۴، ۱۳۴. تاریخ الائمةعليهمالسلام : ص۱۶.
حضرت فاطمهعليهاالسلام نه سال و ۷۵ روز یا ۹۵ روز در منزل امیرالمؤمنینعليهالسلام زندگی کرد تا آنکه بعد از شهادت حضرت محسنعليهالسلام به شهادت رسید.
بین ازدواج آن حضرات در آسمان و تزویج آنها در زمین چهل روز فاصله بود.(۱) در اول یا ششم ذی الحجه(۲) در حالی که طرف ایجاب عقدخداوند متعال و طرف قبولجبرئیل و خطبه خوانراحیل بود. شاهدانحاملان عرش و ۷۰ هزار نفر از فرشتگان بودند. نثار کننده نقل این عروسیرضوان خزانه دار بهشت، و آنچه نثار شددرّ و یاقوت و مرجان ، و حجله دار این زفافاسماء یا ام ایمن بود و در نتیجه این ازدواج ائمه اطهارعليهمالسلام .(۳)
اقوال در ازدواج چنین است: عقد در صفر و ازدواج در ذی الحجه(۴) ، یا بعد از بازگشت از جنگ بدر(۵) ، عقد بعد از یک سال از هجرت و ازدواج بهد از آن نزدیک به یک سال(۶) ، عقد در ماه رمضان و ازدواج در ذی الحجه(۷) ، عقد در رجب قبل از جنگ بدر و ازدواج در ذی الحجه(۸) ، عقد در رجب و ازدواج بعد از بازگشت امیر المؤمنینعليهالسلام
____________________
۱. دلائل الامامة: ص ۹۳. بحار الانوار: ج۴۳ ص۱۱۰.
۲. بحار الانوار: ج ۴۳، ص ۱۱۰. مصباح المتجهد: ص ۶۱۳. مناقب آل ابی طالبعليهمالسلام : ج۳ ص۳۹۸.
۳. بحار الانوار: ج ۴۳، ص ۹۸، ۹۹، ۱۰۲، ۱۰۷، ۱۲۸. مناقب آل ابی طالبعليهمالسلام : ج۲ ص۲۰۸. مجمع النورین: ص ۴۳.
۴. بحار الانوار: ج ۱۹، ص ۱۹۲. موسوعة التاریخ الاسلامی: ج۲ ص۹۷. الذریة الطاهرة: ص ۶۳. ذخائر العقبی: ص ۲۷. نظم درر السمطین: ص۱۸۹.
۵. بحار الانوار: ج۴۳ ص۹. مقاتل الطالبیین: ص ۳۰.
۶. الثغور الباسمة: ص ۲۷. البدء و التاریخ: ج۵ ص۲۰.
۷. کشف الغمة: ج۱ ص۳۶۴. بحار الانوار: ج۴۳ ص۱۳۶. الصحیح من السیرة: ج۵ ص۲۶۹. اللعمة البیضاء فی شرح خطبة الزهراءعليهاالسلام : ص۲۳۷. سبل السلام: ج۳ ص۱۴۹. تفسیر قرطبی: ج۱۴ ص۲۴۱.
۸. نظم در السمطین: ص ۱۸۹.
از بدر(۱) ، عقد در ربیع ذل اول و ازدواج هم در ربیع الاول(۲) ، عقد در اول ذی الحجه و ازدواج در ششم ذی الحجه بعد از جنگ بدر(۳) ، عقد در چند شب باقی مانده از صفر و ازدواج در ذی الحجه(۴) ، عقد در محرم و ازدواج در ذی الحجه.(۵)
عقد در اول ذی الحجه سال دوم هجرت(۶) ، یا در ۲۵ ذی الحجه(۷) ، یا سه روز مانده از ماه صفر سال ۲ هـ(۸) ، یا در ۱۵ رجب پنج ماه پس از هجرت.(۹) ازدواج بعد از بازگشت از بدر در اوایل شوال یا در روز سه شنبه ذی الحجه(۱۰) ، یا در ۱۹ ذی الحجه(۱۱) یا در ۲۱ محرم سال ۳ هـ(۱۲) یا دو روز مانده از ماه صفر؛ چهار ماه بعد از بدر.(۱۳)
در این روز درسال ۱۵۸ هـ ، منصور دوانیقی بخیل بی رحم، در سفر حج به هلاکت رسید و در حجون دفن شد.(۱۴) منصور در بنی عباس شباهت تامی به هشام بن
____________________
۱. بحار الانوار: ج ۱۹، ص ۱۹۳. طبقات الکبری: ج۸ ص۲۲. المنتخب من ذیل المذیل: ص ۹۰. تاریخ دمشق: ج۳ ص۱۵۷. الاصابة: ج۸ ص۲۶۴. ۲. بحار الانوار: ج ۱۹، ص ۱۹۳.
۳. بحار الانوار: ج ۴۳، ص ۶. مناقب آل ابی طالبعليهمالسلام : ج۳ ص۴۰۵. ۴. بحار الانوار: ج ۱۹، ص ۱۹۳-۱۹۲.
۵. شرح احقاق الحق: ج۱۰ ص۳۵۱. الشرف المؤبّد: ص۵۵.
۶. مسار الشیعة: ص ۱۷. مصباح المتهجد: ص ۶۱۳. مناقب آل ابی طالبعليهمالسلام : ج۳ ص۳۹۸، ۴۰۵. توضیح المقاصد: ۲۹. اختیارات: ۴۰. تقویم المحسنین: ۱۳. فیض العلام: ص۱۰۶. مصباح کفعمی: ج۲ ص۶۰۰.
۷. بحار الانوار: ج۳۵ ص۲۶۱. ۸. تاریخ دمشق: ج۳ ص۱۲۸، ج۱۲ ص۱۲۸.
۹. مسار الشیعه: ص ۳۵. مصباح المجتهد: ص ۷۴۲. تقویم المحسنین: ص ۱۷. اختیارات: ص۳۷. مصباح کفعمی: ج۲ ص۶۰۰. فیض العلام: ص ۱۰۶. ۱۰. امالی طوسی: ص۴۳. بحار الانوار: ج۴۳ ص۹۷. وسائل الشیعة: ج۲۰ ص۲۴۰. فیض العلام: ص ۱۰۹.
۱۱. تقویم المحسنین: ص ۱۴. وقائع الشهور: ص ۲۳۹. ۱۲. مسار الشیعة: ص ۲۶. بحار الانوار: ج۹۵ ص۱۹۷.
۱۳. نظم درر المسطین: ص ۱۸۹. مقتل الحسینعليهالسلام (خوارزمی): ج۱ ص۱۲۸.
۱۴. تتمة المنتهی: ص ۱۶۰. فیض العلام: ص ۱۰۹. مستدرک سفینة البحار: ج ۵، ص ۲۲۰. تاریخ دمشق: ج۳۲ ص۳۴۷. تاریخ طبری: ج۶ ص۳۴۷.
عبد الملک در بنی امیّه داشت، و از او تقلید می نمود. او مردی خونریز بود، و بر خلاف برادرش سفاح عداوت و ظلم تمام نسبت به آل ابوطالبعليهالسلام داشت. از آن بزرگواران افراد زیادی را کشت و بزرگترین جنایت منصور به شهادت رساندن امام صادقعليهالسلام بود. عبداللَّه محض و حسن مثلث و بسیاری از بنی الحسن را نیز او شهید کرد.
زمانی که در ۶ ربیع الثانی ۱۴۶ هـ شروع به ساختن شهر بغداد کرد، دستور داد سادات از اولاد حضرت زهراعليهاالسلام را زنده زنده در ستون ها و دیوار ها قرار دهند و دیوار را روی آنها بنا کنند.(۱)
از رسول خداصلىاللهعليهوآلهوسلم روایت شده است که فرمودند: برای جهنم هفت در است هر کدام مربوط به هفت فرعون است: نمرود بن کنعان فرعون حضرت ابراهیمعليهالسلام « مصعب بن ولید فرعون موسی، ابوجهل بن هشام، اولی و دومی، یزید قاتل اولاد من، و مردی از نسل عباس که ملقب است به دوانیقی و نامش منصور است.(۲)
۷ ذی الحجه
در چنین روزی مصادف با دوشنبه، درسال ۱۱۴ هـ امام باقرعليهالسلام توسّط هشام بن عبدالملک مسموم و شهید شد.(۳) در شب شهادت به امام صادقعليهالسلام فرمودند: «من امشب جهان را بدرود خواهم گفت. هم اکنون پدرم علی بن الحسینعليهالسلام را دیدم که شربتی گوارا نزد من آورد و نوشیدم و مرا به سرای جاوید و دیدار حق بشارت داد». در روایت دیگری فرمودند: «ای فرزند گرامی، مگر نشیندی که حضرت علی بن
____________________
۱. وقائع الشهور: ص ۸۴.
۲. بحار الانوار: ج۳۰ ص۴۱۹، ج۴۷ ص۳۰۹.
۳. توضیح المقاصد: ص ۲۹. الدروس الشرعیة: ج۲ ص۱۲. بحار الانوار: ج۴۶ ص۲۱۷، ج۹۷ ص۲۱۰. تثبیت الامامة: ص ۷۰. فیض العلام: ص ۱۱۰.
الحسین از پس دیوار مرا ندا کرد: «ای محمّد بیا، زود باش که ما انتظار تو را می کشیم ».(۱)
آن حضرت چندین روز و به قولی سه روز در حالت درد از سم به سر می بردند تا به شهادت رسیدند. فردای آن روز بدن مطهر و پاک آن دریای بیکران دانش خدائی را در خاک بقیع کنار مزار امام مجتبی و امام سجادعليهماالسلام به خاک سپردند.(۲)
آن حضرت هشتصد درهم برای تعزیه و ماتم خود وصیت فرمود.(۳) حضرت صادقعليهالسلام فرمودند: پدرم فرمود: «ای جعفر، از مال من مقداری وقف کن برای ندبه کنندگان که ده سال در منی در موسم حج بر من گریه کنند، و مراسم ماتم را تجدید نمایند ».(۴)
آقا و مولایمان حضرت باقر عليهالسلام در کربلا شرف حضور داشت . شب یازدهم، بازار کوفه، کنار سرهای مطهر، اسارت شام و مجلس یزید را دیده است و هر زمان که متذکر شهادت حسین بن علیعليهالسلام و اسارت عمه هایش می شد، اشک از چشم مبارکش مانند درّ جاری می گشت.
در این روز در سال ۶۰ هـ یک روز قبل از خروج مولانا ابو عبدالله الحسینعليهالسلام از مکه به کربل حضرت قمر بنی هاشمعليهالسلام بر فراز خانه خدا رفت و خطبه ای قرّاء ایراد فرمود. شروع خطبه چنین بود: حمد مخصوص پروردگاری است که این خانه را به قدوم پدرم (امیرالمؤمنینعليهالسلام ) شرافت بخشید.
____________________
۱. کافی: ج ۱، ص ۲۶۰. بصائر الدرجات: ۵۰۲. بحار الانوار: ج۴۶ ص۲۱۳. مدینة المعاجز: ج۴ ص۴۳۷.
۲. فیض العلام: ص ۱۱۱-۱۱۰. انوار البهیة: ص ۶۹.
۳. کافی: ج ۳، ص ۲۱۷. من لا یحضره الفقیه: ج۱ ص۱۲۸. وسائل الشیعة: ج۳ ص۲۳۸. بحار الانوار: ج۴۶ ص۲۱۵، ج۷۹ ص۷۲.
۴. کافی: ج۵ ص۱۱۷. بحار الانوار: ج۴۶ ص۲۲۰. الغدیر: ج۲ ص۲۱
سپس در عظمت و بزرگی و علوم مقام حضرت سید الشهداءعليهالسلام و پیروی از آن حضرت، و اینکه اگر اجازه دهند همینجا مانند باز شکاری عصبانی در بین گنجشکان قرار می گرفتم و تکلیف را روشن می کردم...
در ادامه فرمودند: چه کسانی را از مرگ می ترسانید؟ کسانی که در کودکی مرگ بازیچه آنان بوده چه رسد به بزرگی...!
آنگاه فرمود: قریش خواستند رسول خداصلىاللهعليهوآلهوسلم را به قتل برسانند ولی ممکن نبود چون امیرالمؤمنینعليهالسلام بود. چطور می خواهید اباعبدالله الحسینعليهالسلام را بکشد مادامی که من زنده هستم؟ بیایید مرا بکشید تا مرادتان حاصل شود.. در پایان فرمود: لعنت خدا بر شما و بر اجداد شما.(۱)
در این روز امام کاظمعليهالسلام را در حالی که در غل و زنجیر بسته بودند،به بصره بردند و مدت یکسال نزد عیسی بن جعفر بن ابی جعفر منصور محبوس کردند وسپس حضرت را به بغداد بردند .
عیسی آن حضرت را در یکی از حجرات خانه خود که نزدیک به دیوانخانه بود محبوس کرد و مشغول فرح و سرور گردید. از یکی از کاتبان او که نصرانی بود نقل شده که می گفت: «این عبد صالح و بنده شایسته خود - یعنی موسی بن جعفر عليهالسلام - در ایامی که در این خانه محبوس بود چیزهائی از لهو و لعب شنید که گمان ندارم هر گز بر خاطر شریف آن حضرت خطور کرده باشد ».
آقا و مولایمان حضرت کاظمعليهالسلام مدت یکسال در بصره محبوس بودند، و بعد از یکسال آن حضرت را به بغداد بردند و نزد فضل بن ربیع حبس کردند.
____________________
۱. خطیب کعبه، از علی اصغر یونسیان، به نقل از مناقب السادة الکرام عین العارفین هندی.
۲. عیون اخبار الرضاعليهالسلام : ج۲ ص۸۲. الغیبة (شیخ طوسی): ص۲۹. الامام مویس بن جعفرعليهماالسلام فی بحار الانوار: ص ۲۰۷، ۲۱۹. فیض العلام: ص ۱۱۱.
۸ ذی الحجه
در این روز در سال ۶۰ هجری به دستور یزید لعین سی نفر از شیاطین بنی امیّه ازشام برای دستگیری و یا کشتن امام حسین عليهالسلام به بهانه حج وارد مکه شدند.(۱)
در این روز درسال ۶۰ هـ روز سه شنبه حضرت مسلمعليهالسلام دعوت خود را برای امام حسینعليهالسلام در کوفه آشکار کرد و از طرفی کوفیان نفاق خود را نمودار کردند.(۲)
در این روز درسال ۶۰ هـ امام حسینعليهالسلام از مکه متوجه عراق شدند ، و این قول مشهور بین محدثین و ارباب مقاتل است.(۳) بنابر قولی آن حضرت در روز نهم از مکه به طرف عراق حرکت فرمودند.(۴)
۹ ذی الحجه
در شب و روز عرفه(۵) زیارت امام حسینعليهالسلام مستحب است، چه اینکه خداوند ابتدا
____________________
۱. بحار الانوار: ج۴۵ ص۹۹. لهوف: ص ۱۲۷. وقائع الشهور: ص ۲۲۵. قلائد النحور: ج ذی الحجه، ص ۳۷۵. فیض العلام: ص ۱۱۳. ینابیع المودة: ج۳ ص۵۹.
۲. ارشاد: ج ۲، ص ۶۶. اعلام الوری: ج ۱، ص ۴۴۵. مسارالشیعة: ص ۱۷. بحار الانوار: ج ۴۴، ص ۳۶۳. فیض العلام: ص ۱۱۲.
۳. ارشاد: ج ۲، ص ۶۶. اعلام الوری: ج ۱، ص ۴۴۵. مسار الشیعة: ص ۱۷. بحار الانوار: ج ۴۴، ص ۳۶۳. مقتل الحسینعليهالسلام (ابی مخنف): ص ۶۱. فیض العلام: ص ۱۱۲.
۴. بحار الانوار: ج ۴۴، ص ۳۶۶. اختیارات: ص۴۰. مروج الذهب: ج۳ ص۷۰.
۵. مصباح المجتهد: ص ۶۵۸. مسار الشیعة: ص ۱۸. توضیح المقاصد: ص ۳۰. مصباح کفعمی: ج ۲، ص ۶۰۰.
به زوار امام حسینعليهالسلام نظر می کند زیرا همه حلال زاده اند، و بعد به زوار با معرفت خویش در عرفات نظر می کند.(۱)
در این روز درسال ۶۰ هـ محمّد بن کثیر و پسرش در کوفه به جرم مهمانداری و طرفداری از مسلم بن عقیبعليهالسلام به شهادت رسیدند. در شب عرفه جناب مسلم بن عقیلعليهالسلام به منزل طوعه رفتند. در روز عرفه سال ۶۰ هـ که چهارشنبه بود جناب مسلم بن عقیل و هانی بن عروه را در کوفه شهید کردند.(۲)
نام مبارکشمسلم و پدرشعقیل ، و مادرشعَلِیّه ، و همسر آن حضرترقیه دختر امیرالمؤمنینعليهالسلام است.(۳)
پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم فرمود:«چشم مؤمنان بر او گریان است، و ملائکه مقرب الهی بر او درود می فرستند ». سپس رسول خداصلىاللهعليهوآلهوسلم گریست تا اینکه اشک های چشم حضرت بر سینه مبارمش ریخت، و فرمود: به خدا شکایت میکنم از آنچه عترتم بعد از من می بینند.(۴)
امام حسینعليهالسلام هنگامی که آن حضرت را به سوی کوفه فرستادند، در قسمتی از نامه به اهل کوفه چنین فرمودند: «برادرم و پسر عمویم و فرد مورد اطمینان از اهل بیتم را نزد
____________________
۱. کامل الزیارات: ص ۳۱۷. من لا یحضره الفقیه: ج۲ ص۵۸۰. ثواب الاعلام: ص ۹۰. تهذیب الاحکام: ج۶ ص۵۰. مصباح المجتهد: ص ۶۵۸. وسائل الشیعة: ج۱۴ ص۴۶۲. مستدرک الواسائل: ج۱۰ ص۲۸۳. زاد المعاد: ص ۲۲۳. بحار الانوار: ج ۹۸ ص۸۵.
۲. ارشاد: ج۲ ص۶۶. اعلام الوری: ج ۱، ص ۴۴۵. مصباح کفعمی: ج ۲، ص ۶۰۰. بحار الانوار: ج ۴۴، ص ۳۶۳. الشهید مسلم بن عقیلعليهماالسلام : ص ۱۵۱. مسار الشیعة: ص ۱۸. فیض العلام: ص ۱۱۵-۱۱۳. اختیارات: ص ۴۰. مروج الذهب: ج ۳، ص ۶۹ - ۷۰.
۳. مراقد المعارف: ج ۲، ص ۳۰۷، ۳۱۶. منتخب التواریخ: ص ۲۹۲ - ۲۹۳. فرسان الهیجاء: ج ۱، ص ۷۲، ۶۲.
۴. امالی صدوق: ص۱۹۱. بحار الانوار: ج۲۲ ص۲۸۸، ج۴۴ ص۲۸۸. الشهید مسلم بن عقیلعليهالسلام : ص۱۶۲.
شما فرستادم ». هنگامی که امام حسینعليهالسلام خبر شهادت آن حضرت و هانی را شنید، چند بار فرمود: «انا للَّه و انا الیه راجعون». سپس فرمود: «خیری در زندگی بعد از آنها نیست ». از جمله وصایای آن حضرت به ابن سعد این بود که کسی را به نزد امام حسینعليهالسلام بفرستد که آن حضرت به سوی کوفه نیاید.
در غربت و مظلومیت آن حضرت همین بس که از پشت بام ها دسته های نی را آتش می زدند و بر سر آن حضرت می ریختند. همچنین زمانی که چشم ابن زیاد بر آن حضرت افتاد، زبان به جسارت امیرالمؤمنین و امام حسینعليهماالسلام و عقیل گشود. در بالای دار الاماره با لب تشنه سر از بدن نازنیش جدا کردند و بدنش را از بالای قصر به پائین انداختند. بعد از شهادت ریسمان به پای مبارکش بسته و در میان بازار کوفه می کشیدند. سپس بدن مبارکش را به دار زده و سر مطهرش را به دمشق فرستادند.
در دفن بدن مطهر دو نظر است: یکی اینکه جمعی از قبیله هانی آمدند و بدنهای مطهر مسلم بن عقیل و هانی را دفن کردند.(۱) دیگر اینکه نیمه شب زوجه میثم تمّار به همراهی چند نفر از جمله همسر هانی بن عروه، بدنها را در کنار مسجد اعظم کوفه دفن کردند.(۲)
اما جناب هانی که پدرش عروه است، از اصحاب پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم و از بزرگان و خواص شیعه و مخلصین در محبّت امیرالمؤمنینعليهالسلام بود، و در جنگ هایصفین، جمل و نهروان در خدمت آن حضرت بود.(۳)
____________________
۱. مراقد المعارف: ج ۲، ص ۳۱۸. فرسان الهیجاء: ج ۲، ص ۱۰۶.
۲. وسیلة الدارین فی انصار الحسینعليهالسلام : ص ۲۰۹، از ثعلبی.
۳. مراقد المعارف: ج۲ ص۳۱۸، ۳۵۹، ۳۶۱. منتخب التواریخ: ص۲۹۵-۲۹۴. فرسان الهیجاء: ج۲ ص۱۴۳-۱۳۹. وسیلة الدارین فی انصار الحسینعليهالسلام : ص۲۰۹-۲۰۸.
جنابِ هانی بزرگِ طایفه مذحج بود و در قبیله خود دارای نفوذ فراوانی بود. هنگامی که اهل کوفه عهد و پیمان خود را شکستند و بی وفائی خود را نسبت به اهل بیتعليهمالسلام و مسلم بن عقیل ثابت کردند، جناب هانی بن عروه آن حضرت را پناه داد. پس از آن محمّد بن اشعث حبیث جناب هانی و عده ای از شیعیان را دستگیر کرد.
بعد از شهادت مسلم بن عقیل و شکستن سر و بینی جناب هانی توسّط ابن زیاد ملعون، آن خبیث دستور داد سر جناب هانی را در بازار گوسفند فروشان از بدنش جدا کردند و با طنابی که به پای آن بزرگوار بسته بودند همراه با بدن جناب مسلم بن عقیلعليهالسلام در بازار کوفه روی زمین کشیدند و سپس به دار زدند، وسپس بدن هانی همراه با بدن مسلم دفن شد .
در این روز به امر پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم همه درهای منازل اصحاب به طرف مسجد پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم بسته شد، جز در خانه امیرالمؤمنینعليهالسلام که به دستور خاص الهی آن را نبستند.(۱)
عده ای ار اصحاب عرض کردند: یا رسول اللَّه، چرا همه درب ها را جز در خانه علیعليهالسلام بستید؟ حضرت فرمودند: «من تابع وحی پروردگار هستم »(۲) ، و در روایتی دیگر است که پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم خطبه ای ایراد فرمود و در ضمن آن فرمود: «ای مردم، خداوند متعال به موسی و هارون امر فرمود خانه هایی بنا کنند، و امر فرمود که جُنب در آن خانه هابیتوته نکند و زنها داخل آنها نشوندمگر هارون و ذریّه هارون. علی بن ابی طالب عليهالسلام برای من به منزله هارون است برای موسی. پس برای احدی حلال نیست
____________________
۱. توضیح المقاصد: ص ۳۰. بحار الانوار: ج ۹۵، ص ۱۸۸، ج ۹۷، ص ۳۸۴. مصباح کفعمی: ج ۲، ص ۶۰۰. وقایع المشهور: ص ۲۲۶. تقویم المحسنین: ص۱۳. اختیارات: ص۴۰.
۲. امالی صدوق: ص۱۴۳. بحار الانوار: ج۳۹ ص۳۵-۱۹. الغدیر: ج۳ ص۲۰۲. مسند احمد: ج۴ ص۳۶۹. مستدرک حاکم: ج۳ ص۱۲۵. ینابیع المودة: ج۲ ص۱۶۹، ۲۳۳، ۳۹۸. المناقب (خوارزمی): ص ۳۲۷. مجمع الزوائد: ج۹ ص۱۱۴. تاریخ دمشق: ج۴۲ ص۱۳۸. کنز العمال: ج۱۱ ص۵۹۸.
نزدیک زنان شودو یا با حالت جنابت داخلمسجد من شود مگر برای علی و ذریه علیعليهمالسلام ».
پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم ایستادند و فرمودند: «عده ای رضایت قلبی ندارند که علی بن ابی طالبعليهالسلام در همه وقت و هر حالتی ساکن مسجد باشد، در حالی که آنها بیرون شده اند و به خدا قسم که من آنها را بیرون نکرده ام و علیعليهالسلام را من ساکن مسجد قرار نداده ام،بلکه خداوند آنها را بیرون نموده و علی عليهالسلام را ساکن مسجد قرار داده است ، و منزلت او نزد من مانند منزلت هارون نزد موسیعليهالسلام است. سپس در فضائل علیعليهالسلام کلماتی فرمودند، تا آنجا که فرمودند: «هر کس از این موضوع ناراحت است برود آنجا »، و اشاره به طرف شام کردند.(۱)
۱۰ ذی الحجه
روزعید اضحی است، و در این روز حجاج بیت اللَّه الحرام برای رمی جمرات و قربانی کردن در منی به سر می برند.(۲)
در این روز درسال ۱۴۵ هـ جناب عبداللَّه محض بن حسن مثنی بن امام حسن مجتبیعليهالسلام درسن ۵۷ سالگی همراه با جمعی از برادران و پسر عموهای خود در زندان
____________________
۱. علل الشرایع: ج ۱، ص ۲۰۱. وسائل الشیعة: ج۲ ص۲۰۸. بحار الانوار: ج۲۵ ص۲۳۵، ج۳۹ ص۲۲. غایة المرام: ج۲ ص۱۱۴. مناقب آل ابی طالبعليهمالسلام : ج۲ ص۲۲۱. شرح احقاق الحق: ج۵ ص۵۸۷-۵۴۰، ج۱۶ ص۳۷۴-۳۳۲، ج۲۱ ص۲۵۷-۲۴۳. الغدیر: ج۳ ص۲۱۵-۲۰۲. نفحات الازهار: ج۱۸ ص۱۹۹. ینابیع المودة: ج۱ ص۲۵۹. تذکرة الخواص ابن جوزی: ص ۴۶. الدر المنثور: ج۳ ص۳۱۴. تاریخ دمشق: ج۴۲ ص۱۴۱.
۲. توضیح المقاصد: ص ۳۰. مسار الشیعه: ص ۱۸.
منصور دوانیقی لعنه اللَّه علیه به شهادت رسیدند. زندان آنان به گونه ای بود که روز و شب در آن مشخص نبود.
برادران عبداللَّه محض حسن و ابراهیم بودند، مادر این دو بزرگوار فاطمه بنت الحسینعليهالسلام بود. فرزندان عموی عبداللَّه محض، یعقوب، اسحاق، ابوالحسن علی العابد، عباس و عبداللَّه بودند.
بعضی از این بزرگواران مثل ابراهیم بن حسن زنده دفن شدند. بعضی دیگر هنگامی که داخل خانه بودند سقف را روی آنها خراب کرد و شهید شدند. مرقد آل حسنعليهالسلام در هاشمیه نزدیک بغداد است، که مشهور به قبور سبعه است.(۱)
منصور به خاطر عداوت خاصی که با اهل بیتعليهمالسلام داشت، مدتی قبل از شهادت آن بزرگواران، درسال ۱۴۴ هـ دستور داد آل حسنعليهالسلام را با غل و زنجیر بر گردن و پا، بر مرکبهای چموش و بدون روانداز سوار کرده به ربذه ببرند. آنان را با این حال در مقابل آفتاب با بدن برهنه در مقابل منصور نگه داشتند. عبداللَّه محض خطاب به منصور فرمود: «آیا ما در روز بدر با اسرای شما چنین کردیم »؟ این کلام بر منصور گران آمد و برخاست و رفت.
هنگامی که آن بزرگوار را با این حال از مدینه بیرون می بردند، امام صادقعليهالسلام از پس پرده ای به آنان نگاه کرد و آنقدر گریست که اشک بر محاسن شریفش جاری شد و فرمود: «به خدا قسم بعد از این جماعت حرمتی برای خداوند حفظ نکرده اند .»(۲)
____________________
۱. مراقد المعارف: ج ۲، ص ۱۵. کتاب المعقّبین من ولد الامام امیرالمؤمنینعليهالسلام : ص ۱۲۳ - ۱۲۴. سفینة البحار: ج۵ ص۲۱۹.
۲. مراقد المعارف: ج ۲، ص ۱۹. بحار الانوار: ج۴۷ ص۳۰۵. مقاتل الطالبین: ص ۱۴۴، ۱۴۹، ۱۹۶، ۲۰۵. تاریخ طبری: ج۶ ص۱۷۴.
در این روز(۲) یا در عید فطر(۳) آقا و مولایمان حضرت ثامن الحججعليهالسلام به خواهش مأمون، در خراسان برای نماز عید تشریف فرما شدند. مأمون با دیدن ازدحام مردم برای شرکت در نماز به امامت حضرت،دستور داد از نیمه راه باز گردند ، چرا که ترسید مردم بر او شورش کنند. در مراجعت از این نماز بود که حضرت رضاعليهالسلام از خداوند تقاضای مرگ فرمود.
۱۱ ذی الحجه
در این روز در سال ۲۵ هـ امیرالمؤمنینعليهالسلام دعای شریف صباح را - که تعلیم پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم بود - به دست مبارک خود نوشتند.(۴)
در این روز حضرت امام حسینعليهالسلام به منزل اول؛ ابطح رسیدند و یزید بن ثبیط بصری و چند نفر از فرزندانش به همراه جمعی از شیعیان به آن حضرت ملحق شدند. سپس حرکت نموده به منزل دوم یعنی «تنعیم» و بعد از آن به منزل سوم یعنی «صفاح» نزول اجلال فرمودند.(۵)
____________________
۱. کافی: ج۱ ص۴۸۹. عیون اخبار الرضاعليهالسلام : ج۱ ص۱۶۱. بحار الانوار: ج۴۹ ص۱۳۴، ج۷۸ ص۳۶۰. مسند الامام الرضاعليهالسلام : ج۱ ص۶۴.
۲. قلائد النحور: ج ذی الحجه، ص ۳۸۳.
۳. وقایع الشهور: ص ۱۸۹.
۴. بحار الانوار: ج ۹۱، ص ۲۴۷. مکاتیب الرسولصلىاللهعليهوآلهوسلم : ج۲ ص۱۹۰.
۵. الامام الحسینعليهالسلام و اصحابه: ج۱ ص۱۵۵-۱۵۴.
۱۲ ذی الحجه
در این روز حضرت اباعبدالله الحسینعليهالسلام به وادی عقیق رسیدند.(۱)
۱۳ ذی الحجه
در شب ۱۴ ذی الحجه واقعه شق القمر به اعجاز پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم در مکه رخ داد.(۲) بعضی این واقعه را در شب ۱۸ این ماه گفته اند.(۳)
قریش از آن حضرت معجزه طلب کردند، و حضرت با انگشت اشاره به ماه کردند، و به قدرت الهی دو نیم شد و باز به هم پیوست، و آیه نازل شد:( اقْتَرَبَتِ السّاعَهُ وَ انْشَقَّ الْقَمَرُ ) .(۴) ابوجهل گفت: «این سحر است! بفرستید از شهرهای دیگر هم بپرسند که آیا آنها هم دیدند که ماه دو نیم شد. چون از اهل شهرهای دیگر پرسیدند: آنها نیز خبر دادند که نیمی از ماه پشت خانه کعبه و نیمی بر کوه ابوقبیس افتاد.(۵)
۲. منازل امام حسینعليهالسلام تا کربلا: ۵ «وادی صفراء»
در این روز امام حسینعليهالسلام به وادی «صفراء» رسیدند که سرزمینی بود دارای زراعت و نخل های فراوان. در این منزل مجمّع و عبّاد و همراهانش به حضرت ملحق
____________________
۱. الامام الحسینعليهالسلام و اصحابه: ج۱ ص ۱۵۸. مثیر الاحزان: ص ۴۲.
۲. بحار الانوار: ج ۱۷، ص ۳۵۲. فیض العلام: ص ۱۲۰.
۳. وقائع الشهور: ص۲۳۱.
۴. سوره قمر: آیه ۱.
۵. حق الیقین: ص ۲۸. بحار الانوار: ج ۱۷، ص ۳۵۸-۳۴۷. ریاحین الشریعة: ج۲ ص۳۵۷.
شدند و آن دو بزرگوار در کربلا شهید شدند.(۱)
۱۴ ذی الحجه
در این روز یا شب آن در سال هفتم هجرت، فدک به حضرت زهراعليهاالسلام بخشیده شد، و حضرت رسولصلىاللهعليهوآلهوسلم بر این بخشش شاهد گرفتند.(۳) قول دیگر در این باره ۱۵ رجب است.(۴)
پس از فتح خیبر درسال هفتم هجرت ، حدود چهار سال قبل از شهادت پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم جبرئیل نازل شد، و دستور فتح فدک توسّط پیامبر و امیرالمؤمنینعليهماالسلام را آورد. آن دو بزرگوار در تاریکی شب با اسلحه لازم به سرزمین فدک آمدند، و حسب دستور پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم ، امیرالمؤمنینعليهالسلام بر کتف پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم قرار گرفت و آن حضرت برخاست و امیرالمؤمنینعليهالسلام را با خود بلند کرد. به معجزه الهی مولی الموحدینعليهالسلام در حالی که
____________________
۱. الامام الحسینعليهالسلام و اصحابه: ج۱ ص ۱۵۸-۱۵۹.
۲. کافی: ج۱ ص۵۴۳. مناقب آل ابی طالبعليهمالسلام : ج۱ ص۱۸۶، ۳۳۰. اللعمة البیضاء فی شرح خطبة الزهراءعليهاالسلام . احتجاج: ج۱ ص۱۱۹. بحار الانوار: ج۲۹ ص۲۱۵-۱۰۵. المستر شد: ص ۵۰۹-۵۰۱. بیت الاحزان: ص ۱۵۷ - ۱۳۳. التعجب: ص ۵۱ (۱۲۸). الطرائف: ص۲۷۴ - ۲۴۷. الصراط المستقیم: ج۲ ۲۹۴- ۲۸۲. الغدیر: ج۷ ص۱۹۷- ۱۹۱. غایة المرام: ج۳ ص۲۸۹-۲۸۴. احقاق الحق: ص ۲۲۸-۲۲۳، ۲۴۱، ۳۰۶-۲۹۷. شرح احقاق الحق: ج۱۰ ص۳۰۵-۲۹۶، ج۲۵ ص۵۴۶-۵۳۱، ج۳۳ ص۳۷۰-۳۵۰. ماذا تقضون؟: ص ۵۴۵. السیدة فاطمة الزهراءعليهاالسلام : ص ۱۵۰ - ۱۳۸. الدر المنثور: ج۴ ص۱۷۷. شرح نهج البلاغة: ج۱۶ ص۲۸۶-۲۰۸. شواهد التنزیل: ج۱ ص۴۴۵-۴۳۸ معجم البلدان: ج۴ ص۲۴۰-۲۳۸.
۳. بحار الانوار: ج ۹۵، ص ۱۸۹. مستدرک سفینه البحار: ج ۲، ص ۲۱۶. وقائع الشهور: ص۲۲۳.
۴. مسار الشیعة: ص۳۵. مصباح المجتهد: ص۷۴۲. مصباح کفعمی: ج ۲، ص ۵۹۸.
شمشیر رسول اللَّهصلىاللهعليهوآلهوسلم همراهش بود،از دیوار قلعه فدک بالا رفت و بالای دیوار صدای مبارکش را به اذان بلند کرد.
یهودیان فدک گمان کردند که مسلمین حمله کرده اند و روی دیوارها هستند. خواستند از در قلعه فرار کنند، ولی بیرون قلعه مقابل در آن پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم را در برابر خود دیدند و از طرفی امیرالمؤمنینعليهالسلام پائین آمد و با آنان درگیر شد و ۱۸ نفر از بزرگان آنان را کشتند، و بقیه تسلیم شدند.
زنان و فرزندان آنان را اسیر کردند و غنائم را همراه خود آوردند. امر بر این قرار گرفت که هر کس از اهل فدک مسلمان شود، خمس اموال او را بگیرند و هر کس بر دین خود باقی ماند همه اموالش را بگیرند. این گونه بود که بدون لشکرکشی و کوچکترین دخالت مسلمین قلعه فدک فتح شد. و طبق آیه مبارکه سوره حشر(۱) سرزمین هایی که بدون لشکرکشی مسلمین فتح شود، حتی اگر اهل آنجا خودشان به عنوان تسلیم نزد پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم بیایند، این مناطق و غنایم و اسرای آن مِلک خاص حضرت است و مانند اموال شخصی خود می تواند هر تصمیمی در باره آنها بخواهد بگیرد، ومسلمین هیچ حقی در آنها ندارند .
بعد از این ماجرا جبرئیل نازل شد و این آیه را آورد:( وَ آتِ ذَا الْقُرْبی حَقَّهُ ) : «حق خویشان را به آنان بده»(۲) پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم پرسید: منظور چه کسانی هستند، و این حق کدام است؟ جبرئیل از طرف خداوند عرضه داشت: فدک را به فاطمهعليهالسلام عطا کن. پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم به حضرت زهراعليهاالسلام فرمود: «خداوند فدک را برای پدرت فتح کردو چون لشکر اسلام آن
____________________
۱. سوره حشر: آیه ۶ - ۷: «مَا أَفَاءَ اللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ مِنْهُمْ فَمَا أَوْجَفْتُمْ عَلَيْهِ مِنْ خَيْلٍ وَلَا رِكَابٍ وَلَكِنَّ اللَّهَ يُسَلِّطُ رُسُلَهُ عَلَى مَنْ يَشَاءُ وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ (۶) ما أَفَاءَ اللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُرَى فَلِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَابْنِ السَّبِيلِ كَيْ لَا يَكُونَ دُولَةً بَيْنَ الْأَغْنِيَاءِ مِنْكُمْ وَمَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ (۷) »
۲. سوره اسراء: آیه ۲۶.
را فتح نکرده مخصوص من است. خداوند دستور داده آن را به تو بدهم. از سوی دیگر مهریه مادرت حضرت خدیجه عليهاالسلام بر عهده پدرت مانده و پدرت در قبال مهریه مادرت و به دستور خداوند فدک را به تو عطا می کند. آن را برای خود و فرزندانت بردار و مالک آن باش ».
حضرت زهراعليهاالسلام عرض کرد: «تا شما زنده اید بر من و مال من صاحب اختیار هستید». پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم فرمود:ترس آن را دارم که نااهلان تصرف نکردن تو را در زمان حیاتم، بهانه ای قرار دهند و بعد از من آن را از تو منع کنند . حضرت صدیقهعليهاالسلام عرض کرد: آن گونه که صلاح می دانید عمل کنید. پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم امیرالمؤمنینعليهالسلام را فرا خواند و فرمود: «سند فدک را به عنوان بخشوده و اعطائی پیامبر بنویس و ثبت کن». علیعليهالسلام آن را نوشت و پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم و یکی از غلامان رسول خداصلىاللهعليهوآلهوسلم و امّ ایمن شهادت دادند و پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم فرمود: امّ ایمن زنی از اهل بهشت است، و تا زمان حیات رسول خداصلىاللهعليهوآلهوسلم وکلای حضرت زهراعليهاالسلام در آن سرزمین بودند.(۱)
رسول خدا صلىاللهعليهوآلهوسلم مردم را در منزل حضرت زهرا عليهاالسلام جمع نمود و به آنان خبر داد که فدک از آن فاطمه عليهاالسلام است و از درآمد فدک به عنوان اعطائی فاطمه عليهاالسلام بین مردم تقسیم کرد .
درآمد فدک را سالیانه ازهفتاد هزار سکه طلا تا صد و بیست هزار سکه نوشته اند. هر سال چشمان بسیاری از نیازمندان منتظر سر رسیدن درآمد فدک بود.
بعد از رحلت پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم مأموران ابوبکر به دستور او نماینده حضرت صدیقهعليهاالسلام را از فدک اخراج کردند و ملک آن را غصب نمودند و درآمد آن را به طور کامل برای مخارج حکومت غاصبانه خود صرف کردند.
____________________
۱. کافی: ج۱ ص۵۴۳. مناقب آل ابی طالبعليهمالسلام : ج۱ ص۱۸۷. بحار الانوار: ج ۲۹، ص ۱۱۰، ۱۱۵، ۱۱۸، ج۴۸ ص ۱۵۷. نهج الحق و کشف الصدق: ص۳۵۷.
حضرت صدیقهعليهاالسلام همان نوشته و سند فدک را که پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم به امیرالمؤمنینعليهالسلام فرمودند و آن حضرت ثبت کرد، عیناً نزد ابوبکر آورد، ولی ابوبکر نه سند را قبول کرد و نه شاهدان را.(۱)
بعد از۱۵ روز که از شهادت پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم گذشته بود، حضرت صدیقه شهیدهعليهاالسلام همراه با جمعی از زنان بنی هاشم به مسجد تشریف بردند و خطبه ای ایراد فرمودند که دریائی از معارف، حقایق بلاغت و فصاحت و شرایع اسلامی در آن است.
ابوبکر نامه ای دال بر بازگرداندن آن به حضرت نوشت، ولی هنگامی که فاطمه زهراعليهاالسلام آن سند را در دست داشت و به منزل باز می گشت با عمر روبرو شد و او نوشته ابوبکر رابا جسارت به ساحت ملکوتی حضرت از او گرفت .
در این روز در سال دهم هجرت درحجة الوداع پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم به حفصه سرّی را بیان فرمود و به او تذکر داد که اگر این سرّ را با کسی بازگو کنی، لعنت خدا و ملائکه و تمامی مردم بر تو باد.
عایشه بلافاصله آن سِر را به حصفه گفت . و هر کدام آن سِرّ را به پدرانشان بازگو کردند، و ابوبکر هم عمر را در جریان قرار داد. کار به جایی رسید که آن چهار زن و مرد تصمیم گرفتندپیامبر صلىاللهعليهوآلهوسلم را مسموم کنند .(۳)
____________________
۱. بحار الانوار: ج۲۹ ص۱۰۵.
۲. الغدیر: ج۵ ص۳۴۲. تفسیر قرطبی: ج۵ ص۱۷۲. مجمع الزوائد: ج۵ ص۱۷۸، ج۷ ص۱۲۶. الدر المنثور: ج۶ ص۲۴۰. المعجم الکبیر: ج۱۲ ص۹۲. صحیح بخاری: ج۳ ص۱۰۶. طبقات الکبری: ج۸ ص۱۸۴، ۱۸۷، ۱۹۰. تفسیر الجلالین: ص ۷۵۱. سنن الداقطنی: ج۴ ص۸۸.
جبرئیل پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم را با خبر کرد و آن حضرت آنها را از توطئه و افشاء سرّ خبر داد. سپس حفصه را طلاق دادند، ولی بعداً به اصرار بعضی رجوع فرمودند و آیات سوره تحریم نازل شد.(۱) به قولی افشاء سر در دوازدهم این ماه واقع شده است.(۲)
این دو زن چه کرده بودند که خداوند در سوره تحریم آنها را به زن نوح و لوطعليهماالسلام تشبیه نموده است؟(۳) در آخر آیه ۴ این سوره آمده است: اگر شما دو زن یاور هم شوید برای قتل آن حضرت، خداوند و جبرئیل و صالح المؤمنین - یعنی امیرالمؤمنینعليهالسلام - و ملائکه یاور پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم هستند.(۴) «تظاهروا » در آیه شریفه خطاب به عایشه و حفصه است، و معنایش این است که آنان تعاون بر اذیّت پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم نموده سرّ آن حضرت را فاش کردند و زنان آن حضرت را اذیت نمودند. عمر می گوید: مراد از این دو زن که در اذیّت پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم هم پیمان بودند عایشه و حفصه است.(۵)
در این روز که دوشنبه بود، امامعليهالسلام با اهل بیتشعليهمالسلام به منزل ذات عرق رسیدند.(۶)
____________________
۱. «وَ إذْ أسَرَّ النَّبِیُّ إلی بَعْضِ أزْواجِهِ حَدیثاً فَلَمّا نَبَّأَتْ بِهِ وَ أظْهَرَهُ اللَّهُ عَلَیْهِ عَرَّفَ بَعْضَهُ وَ أعْرَضَ عَنْ بَعْضٍ فَلَمّا نَبَّأَها بِهِ قالَتْ مَنْ أنْبَأَکَ هذا قالَ نَبَّأَنِیَ الْعَلیمُ الْخَبیرُ إنْ تَتُوبا إلَی اللَّهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُکُما وَ إنْ تَظاهَرا عَلَیْهِ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ مَوْلاهُ وَ جِبْریلُ وَ صالِحُ الْمُؤْمِنینَ وَ الْمَلائِکَهُ بَعْدَ ذلِکَ ظَهیرٌ ». (سوره تحریم: آیات ۳و ۴).
۲. وقائع الشهور: ص۲۲۹.
۳. «ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً لِلَّذینَ کَفَرُوا امْرَأتَ نُوحٍ وَ امْرَأتَ لُوطٍ کانَتا تَحْتَ عَبْدَیْنِ مِنْ عِبادِنا صالِحَیْنِ فَخانَتاهُما فَلَمْ یُغْنِیا عَنْهُما مِنَ اللَّهِ شَیْئاً وَ قیلَ ادْخُلاَ النّارَ مَعَ الدّاخِلینَ ». (سوره تحریم: آیه۱۰). ریاحین الشریعة: ج ۲، ص ۳۸۲ - ۳۸۳. به نقل از تفسیر خازن بغدادی، فخر رازی، زمخشری. بحار الانوار: ج ۲۲، ص ۲۳۲-۲۲۸، ج۲۸ ص۹۷.
۴. تفسیر برهان: ج ۴، ص ۳۵۲ - ۳۵۳. بحار الانوار: ج ۲۲، ص ۲۳۲، ۲۴۰، ۵۰۰، ج۳۶ ص۲۷. الغدیر: ج۱ ص۳۹۴. غایة المرام: ج۴ ص۸۳. شرح احقاق الحق: ج۳؛ ج۱۴؛ ج۲۰؛ ج۳۰.
۵. بحار الانوار: ج۴ ص۳۵۲-۳۵۳. ریاحین الشریعة: ج۲ ص۳۸۳-۳۸۲. به نقل از تفسیر خازن بغدادی، فخر رازی، زمخشری. صحیح بخاری: ج۶ ص۶۹، ج۷ ص۴۶. صحیح مسلم: ج۴ ص۱۸۹. مسند احمد: ج۱ ص۴۸. جامع البیان: ج۲۸ ص۲۰۷. مسند ابن راهویة: ج۴ ص۲۱. کنز العمال: ج۲ ص۵۳۳. طبقات الکبری: ج۸ ص۱۸۵. تفسیر قرطبی: ج۱ ص۲۶، ج۱۸ ص۱۸۹.
۶. الامام الحسینعليهالسلام و اصحابه: ج۱ ص۱۵۸.
۱۵ ذی الحجه
امام هادیعليهالسلام بنابر مشهور در چنین روزی ازسال ۲۱۲ یا ۲۱۴ هـ ، در قریهصریا نزدیکی مدینه به دنیا آمد.(۱) ولادت آن بزرگوار در ۲۷ جمادی الاخر(۲) و ۲ و ۳ و ۵ و ۸ و ۱۳ رجب(۳) و ۲۷ و ۲۹ ذی الحجه(۴) هم نقل شده است.
نام مبارک آن حضرت «علی»، نام پدرشان جواد الائمهعليهالسلام ، و نام مادر آن حضرتسمانه مغربیه معروف به سیده است.
کنیه شریفش ابوالحسن ثالث است. القاب حضرت: نجیب، مرتضی، هادی، نقی، عالم، فقیه، امین، مؤتمن، الطیب، عسکری، فقیه عسکری و ابن الرضا بود.(۶)
در این روز که پنجشنبه بود، حضرت امام حسین به منزل «حاجر» رسیدند،(۸) و در اینجا بود که برادر رضاعی خود عبدالله بن یقطر یا قیس بن مسهر را با نامه ای به سوی حضرت مسلم فرستاد که در قادسیه توسط حصین بن نمیر دستگیر شد.(۹)
____________________
۱. کافی: ج۱ ص۴۹۷. تهذیب الاحکام: ج۶ ص۹۲. توضیح المقاصد: ص ۳۰. ارشاد: ج۲ ص۲۹۸. اعلام الوری: ج ۲، ۱۰۹. فیض العلام: ص ۱۲۱. بحار الانوار: ج ۵۰، ص ۱۱۶ - ۱۱۷. مناقب آل ابی طالبعليهمالسلام : ج ۴، ص ۴۳۳. تاریخ قم: ص۲۰۱. تاج الموالید: ص۵۵. روضة الواعظین: ص۲۴۶. ۲. مناقب آل ابی طالبعليهمالسلام : ج ۴، ص ۴۳۳.
۳. بحار الانوار: ج ۵۰ ص ۱۱۴، ۱۱۷، ج۹۹ ص۷۹. منتخب التواریخ: ص ۷۸۹. تاریخ قم: ص۲۰۱. مناقب آل ابی طالبعليهمالسلام : ج ۴، ص ۴۳۳. تقویم المحسنین: ص ۱۷. اختیارات: ص۳۶.
۴. مصباح المتهجد: ص ۷۱۲. مسار الشیعة: ص۲۳. تاج الموالید»: ص۵۵.
۵. کافی: ج۱ ص۴۹۸. مناقب آل ابی طالبعليهمالسلام : ج ۴، ص ۴۳۳. ریاحین الشریعه: ج ۳، ص ۲۳.
۶. مناقب آل ابی طالبعليهمالسلام : ج۴ ص۴۳۲. ۷. «حاجز» غلط است.
۸. الامام الحسین و اصحابه: ج۱ ص۱۶۱.
۹. بحار الانوار: ج۴۴ ص۳۶۹. الارشاد: ج۲ ص۷۰. لهوف: ص۱۳۶. مثیر الاحزان: ص ۳۰.
۱۶ ذی الحجه
در این روز حضرت امام حسینعليهالسلام به منزل «فید» رسیدند.(۱)
۱۷ ذی الحجه
در این روز حضرت اباعبدالله الحسین به منزل «اجفُر» که ۳۶ فرسخی مکه بود رسیدند.(۲)
۱۸ ذی الحجه
در این روز در سال دهم هجرت واقعه غدیر در بازگشت از حجة الوداع به وقوع پیوست(۳) ، و طی سه روز -که کاروان صد و بیست هزار نفری حجاج در غدیر خم توقف
____________________
۱. الامام الحسینعليهالسلام و اصحابه: ج۱ ص۱۶۲.
۲. الامام الحسینعليهالسلام و اصحابه: ج۱ ص۱۶۳.
۳. الغدیر: ج۱ ص۱۰، ۳۳، ۲۳۱، ۲۳۶، ۲۶۸، ۲۸۰، ۲۸۶، ۲۹۶، ۳۹۲. کافی: ج۴ ص۱۴۹. توضیح المقاصد: ص ۳۱. العدد القویة: ص ۱۶۶. مصباح کفعمی: ج۲ ص۶۰۱. مناقب آل ابی طالبعليهمالسلام : ج۳ ص۳۷. مصباح المجتهد: ص ۷۵۴. بحار الانوار: ج۳۵ ص۱۵۰، ج۳۷ ص۱۰۸، ۱۵۰، ۱۵۹، ۱۸۹، ج۹۴ ص۱۱۰، ج۹۵ ص۱۸۹، ۲۹۸. عیدالغدیر فی الاسلام علامه امینی. فیض العلام: ص ۱۲۵. تذکرة الخواص: ص ۳۷. تاریخ دمشق: ج۴۲ ص۲۳۳، ۲۳۴. شواهد التنزیل: ج۱ ص۲۰۰، ۲۰۳. ینابیع المودة: ج۲ ص۲۸۳. تاریخ بغداد: ج۸ ص۲۸۴.
داشتند - پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم در بلندترین خطبه خود علی بن ابی طالب و یازده امامعليهمالسلام بعد از او را به عنوان امامان مردم تا روز قیامت معرفی کردند و از همه آن جمعیّت بیعت گرفتند.
این روز بزرگترین عید آل محمّد عليهمالسلام به شمار می آید ، چرا که واقعه ای مهم و عظیم بعد از زحمات انبیاء و اوصیاء و اولیاء است، و طی آن به دستور الهی اعلان عمومی به وصایت بلافصل امیر المؤمنین علی بن ابی طالبعليهالسلام شده است.
این روز عید مبارک آسمانی است.
روزی است که خداوند متعال حضرت ابراهیمعليهالسلام را از آتش نجات داد.
روزی است که توبه حضرت آدمعليهالسلام قبول شد.
روزی است که خداوند متعال حضرت موسیعليهالسلام را بر ساحران غلبه داد.
روزی است که حضرت موسیعليهالسلام در حضور امّت خود یوشع بن نون را وصی خود گردانید.
روزی است که حضرت عیسیعليهالسلام شمعون الصفا را جانشین خود گردانید.
روزی که حضرت سلیمانعليهالسلام رعیت خود را بر جانشینی آصف بن برخیا گواه گرفت.
در این روز کشتی حضرت نوحعليهالسلام روی زمین قرار گرفت.(۲)
روز عقد اخوت بستن پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم بین اصحابش است.(۳)
در این روز پیامبران جانشینان خود را معیّن می نمودند،(۴) و زیارت امیر المؤمنینعليهالسلام در این روز وارد شده است.(۵)
____________________
۱. مسار الشیعه: ص ۲۲. الاقبال: ج۲ ص۲۶۵. وسائل الشیعة: ج۱۰ ص۴۴۵. فیض العلام: ص ۱۲۵. زاد العماد: ص۲۶۷. تقویم المحسنین: ص ۱۴.
۲. امالی صدوق: ص ۱۹۰. بحار الانوار: ج۴۵ ص۲۰۳.
۳. مصباح کفعمی: ج ۲، ص ۱۲۵. تقویم المحسنین: ص ۱۴. تقویم الائمهعليهمالسلام : ص ۱۴.
۴. توضیح المقاصد: ص۳۲.
۵. بحار الانوار: ج ۹۷، ص ۳۵۸، ۳۵۹، ۳۷۲. فرحة الغری: ص۱۳۶.
ماجرای غدیر چنین بود که در روز شنبه، چهار یا پنج روز مانده به آخر ذی القعده سال ۱۰ هـ، پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم غسل نمودند و همراه با ۱۲۰ هزار نفر از مسلمانان از مدینه خارج شدند.
در این سفر حضرت علیا مخدره صدیقه طاهره فاطمه زهراعليهاالسلام ، امّ هانی خواهر امیر المؤمنینعليهالسلام ، فاطمه بنت حمزه امّ سلمه و سایر همسران پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم از جمله عایشه و حفصه حضور داشتند. امیر المؤمنینعليهالسلام هم از یمن با عده ای وارد مکه شدند.(۱)
بعد از انجام اعمال حج دستور الهی رسید که علم و ودایع انبیاء را به امیر المؤمنینعليهالسلام تحویل دهند و امر ولایت آن حضرت را به مردم تبلیغ نمایند.
پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم بسیار گریست، به طوری که محاسن مبارکش از اشک تر شد. حضرت از خداوند خواستند که ایشان را از شر منافقین محافظت فرماید.(۲) در منی پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم دوبار خطبه ایراد فرمودند، و اشاره کلّی به ولایت امیر المؤمنینعليهالسلام فرمودند. در مسجد خیف جبرئیل نازل شد که خداوند می فرماید: «ولایت علیعليهالسلام را به مردم برسان ولی وعده محافظت از شر دشمنان را برای آن حضرت نیاورد. در کُراع الغُمَیم، بار دیگر جبرئیل نازل شد و این آیه را آورد که «فَلَعَلَّکَ تارِکٌ بَعْضَ ما یُوحی إلَیْکَ وَ ضائِقٌ بِهِ صَدْرُکَ »: «شاید تو ترک کنی بعضی از اموری را که به تو وحی می شود و سینه تو به خاطر آن گرفته باشد».(۳)
____________________
۱. کافی: ج ۴، ص ۲۴۸. مناقب ابن شهر آشوب: ج ۳، ص ۲۵. الغدیر: ج۱ ص۹. طبقات الکبری: ج ۳، ص ۱۷۳. ارشاد الساری: ج ۹، ص ۴۲۶.
۲. بحار الانوار: ج ۳۷، ص ۱۲۹-۱۲۷.
۳. سوره هود: آیه ۱۲.
باز این بار هم امر ولایت مورد تأکید قرار گرفت، ولی آیه ای دال بر محافظت آن حضرت از شر دشمنان نیامد. پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم مطالب منافین را به جبرئیل فرمود و کوچ کردند.
اوایل روز ۱۸ ذی الحجه به غدیر خم رسیدند، و بار دیگر جبرئیل نازل شد و آیه ۶۷ سوره مائده را آورد که شامل تبلیغ ولایت مولی الموالی امیر المؤمنینعليهالسلام و در امان بودن آن حضرت از شر منافین بود:( یا أیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَ إنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النّاسِ إنَّ اللَّهَ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْکافِرینَ ) : «ای پیامبر تبلیغ کن به مردم آن امری را که در باره علیعليهالسلام از جانب خدا بر تو فرستاده شد و اگر این کار را انجام ندهی رسالت الهی را تبلیغ نکرده ای، و خدا تو را از شر مردم حفظ می نماید. خداوند کافران را هدایت نمی کند».(۱)
قبل از ظهر، پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم بعد از دو رکعت نماز جماعت عید غدیر، بالای منبری - که زیر دو درخت کهنسال بود و توسّط سلمان و ابوذر و مقداد و عمار ساخته شده بود - رفتند و امیر المؤمنینعليهالسلام را بر فراز منبر یک پله پایین تر قرار دادند، در حالی که عده ای از منافقین مقابل منبر بودند.
بعد از بیان کلمات دُرربار خویش در توحید و صفات کمال حق تعالی و بیان قسمت عمده ای از احکام حلال و حرام دین خدا، گذشته عرب و زندگی و عقائد آنان و زحماتی که آن حضرت کشیده اند را بیان داشتند. سپس فرمودند: «بین قرآن و اهل بیتعليهمالسلام اتصال ناگسستنی است و از یکدیگر جدا نمی شوند تا روز قیامت کنار حوض کوثر بر من وارد شوند.
____________________
۱. سوره مائده: آیه ۶۷.
سپس قسمتی از فضائل و مناقب امیر المؤمنینعليهالسلام را بیان فرمودند، و در باره امامت و ولایت آن حضرت و اولادشان تا حضرت مهدیعليهالسلام چند بار تأکید کردند. آنگاه فرمودند: بر من وحی شده است: «بسم اللَّه الرحمن الرحیم یا ایها الرسول بلِّغ ما اُنزِل اِلَیک مِن رَبِّکَ ...».
سپس فرمودند: ای مردم، من در تبلیغ آنچه خدا بر من نازل کرده کوتاهی نکردم و من سبب نزول این آیه را بیان می کنم. جبرئیل دوبار بر من نازل شد و از جانب خداوند متعال به من امر کرد که در این مکان به هر سفید و سیاهی از هر قبیله ای اعلام کنم که علی بن ابی طالبعليهماالسلام وصی و جانشین و امام بعد از من است. او بعد از خدا و رسولش ولی و صاحب شما و اولی بر همه شما از خود شماست. در این باره خداوند بر من آیه ای نازل نموده است. در این باره خداوند بر من آیه ای نازل نموده است:( إنَّما وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذینَ آمَنُوا الَّذینَ یُقیمُونَ الصَّلاهَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاهَ وَ هُمْ راکِعُونَ ) .(۱)
سپس فرمودند: من از جبرئیل خواستم که از خداوند بخواهد مرا از تبلیغ این امر معذور بدارد، چون به کمی مؤمنین و زیادی منافقین و استهزاء کنندگان به اسلام آگاهم. آنگاه فرمودند: معاشر الناس و هو الامام المبین، روی بر مگردانید از ولایت او. فهو الذی یهدی الی الحق و یعمل به. اوست که هدایت به حق می کند و عمل به آن می نماید. او را فضیلت دهید که خدا او را فضیلت داده و او را قبول کنید که خداوند او را منصوب نموده است. ای مردم، او امام از طرف خداست.منکر ولایت او آمرزیده نخواهد شد و توبه اش قبول نمی شود . بعد از من افضل از همه، زنان و مردان علیعليهالسلام است. ملعون و مورد غضب الهی است کسی که قول مرا رد کند و موافق آن نباشد. بدانید جبرئیل خبر داد که خداوند متعال می فرماید:هر کس با علی عليهالسلام دشمنی کند و او را دوست نداشته باشد لعنت و غضب من بر او باد .
____________________
۱. سوره مائده: آیه ۵۵.
بعد فرمودند: خداوندا، تو شاهد باش. من رسالتم را ادا کردم. من رساندنم آنچه فرموده بودی. من بر همگان واضح نمودم. آگاه باشید، غیر از برادرم علی بن ابی طالبعليهالسلام دیگری امیرالمؤمنین نیست. امارت مؤمنین بعد از من برای احدی جز علی بن ابی طالبعليهالسلام حلال نیست.
در اینجا بازوی علیعليهالسلام را گرفتند و در همین حال علیعليهالسلام دستان مبارکش را به طرف آن حضرت بلند کرد. پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم آن حضرت را بالا برد به حدی که پاهای مبارک حضرت تا سر زانوهای پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم رسید. سپس فرمود: «اَلَستُ اولی بِکُم مِن اَنفُسِکُم »؟ همه گفتند: «اللهم بلی». فرمود: «هذا علی اخی و وصیی، من کنت مولاه فهذا علی مولاه و هو علی بن ابی طالب . هر کس که من مولی و صاحب اختیار او هستم این علی مولی و صاحب اختیار اوست. مکان و منزلت او مثل مکان و منزلت من نزد شماست. بار الها، دوست بدار هرکس او را دوست بدارد، و دشمن بدار هرکس او را دشمن بدارد، و کلماتی دیگر برای تأکید فرمان الهی و اقرار مردم بیان نمودند. سپس فرمودند: خبر غدیر را حاضرین به غتئبین و پدران به فرزندان تا روز قیامت برسانند.
همین که آن حضرت از منبر پائین آمدند، مردم با صدای بلند با زبان و دست بیعت کردند و پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم می فرمود: «هنِّئونی هنِّئونی »(۱) به من تبریک بگوئید.
بعد دستور دادند تا چادری جداگانه برای امیرالمؤمنینعليهالسلام زدند و فرمود: همه بروند و به آن حضرت سلام کنند و بگویند: «السّلام علیک یا امیرالمؤمنین ». عمر آمد
____________________
۱. الغدیر: ج ۱، ص ۲۷۴، ۲۸۴، ۳۷۵. مناقب آل ابی طالبعليهمالسلام : ج۳ ص۴۵. شرح احقاق الحق: ج۲ ص۴۷۲. الروض النضیر فی معنی حدیث الغدیر: ص۸۷.
و سلام کرد و گفت: «بخٍ بخٍ یَابنَ ابی طالب، أَصبَحتَ مَولای و مولی کُلِّ مؤمنٍ و مؤمنةٍ ».(۱)
ابوبکر نیز در این تهنیت با عمر شریک بود.(۲) بیعت سه روز طول کشید و در این سه روز نماز ظهر و عصر را با هم می خواندند. بعد از نماز بیعت تا غروب ادامه داشت، و نماز مغرب و عشاء را نیز با هم می خواندند.
برای بیعت زنان، ظرف آبی زیر پرده ای قرار دادند، به طوری که نصف ظرف در طرفی و نصف دیگر آن در طرف دیگر پرده قرار داشت. یک طرف امیرالمؤمنینعليهالسلام دست مبارک خود را داخل ظرف آب قرار داده بودند، و طرف دیگر زنها دست خود را می گذاشتند و ضمن تبریک می گفتند: «السّلام علیک یا امیرالمؤمنین ». حضور حضرت صدیقه طاهرهعليهاالسلام زینت بخش مراسم بود.
از سوی دیگر بیعت عایشه این سابقه او را در اذهان ثبت کرد تا روزی که جنگ جمل را برپا کرد، و در مقابل صاحب غدیر صف آرائی نمود و با خواری و ذلّت از لشکر ولایت شکست خورد.(۳)
بعد از اعلام ولایت در غدیر، جبرئیل نازل شد و این آیه را آورد:( الْیَوْمَ أکْمَلْتُ لَکُمْ دینَکُمْ وَ أتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتی وَ رَضیتُ لَکُمُ اْلإِسْلامَ دیناً ) (۴) :«امروز برای شما دینتان را کامل نمودم و نعمتم را بر شما تمام نمودم و اسلام را به عنوان دین شما راضی شدم».
____________________
۱. الروضة فی المعجزات و الفضائل: ص۱۲۹. بحار الانوار: ج ۳۷، ج۳۸ ص ۳۴۴. الامام علی فی آراء الخلفاء: ص۶۲. شرح احقاق الحق: ج۶ ص۴۶۹. بحار الانوار: شرح احقاق الحق الحق: ج۲، ج۶ ج۲۱، ج۳۰. الغدیر: ج۱، این مطلب را از ۶۰ منبع اهل سنّت نقل کرده است. غایة المرام: ج۱ ص۲۶۸. خلاصة عبقات الانوار: ج۷، ج۸، ج۹. الامام علی فی آراء الخلفاء. تاریخ دمشق: ج۴۲.
۲. الغدیر: ج۱ ص۱۱، ۲۷۳، ۲۸۱، ۲۸۲، ۳۰۳، ۳۰۹، ۳۵۴. فیض لعلام: ص ۱۲۳، به نقل از دار قطنی و عاصمی.
۳. بحار الانوار: ج ۲۱، ص ۳۸. عوالم: ج ۱۵/۳، ص ۳۰۹.
۴. سوره مائده: آیه ۳.
در این روز درسال ۳۵ هـ عثمان بن عفان بعد از محاصره خانه او توسّط مسلمین، درسن ۸۱ یا ۹۰ سالگی به دست مردی از اهل مصر کشته شد.(۱) عثمان را بعد از کشتن از خانه اش بیرون آوردند و در یکی از مزبله های مدینه انداختند. جسد او متغیر شد و از هم پاچید و سگ ها یکی از پاهایش را خوردند.(۲)
از ترس مهاجرین و انصار کسی او را دفن نمی کرد، تا بعد از سه روز با نیرنگ او را به مقبره یهودیان مدینه به نام «حُشّ کوکب » بردند که مزبله ای برای قضای حاجات یا مقبره یهودیان بود و دفن کردند. معاویه در دوران خلافتش خانه های بین این قبرستان و بقیع را خراب کرد، و آن را به قبرستان مسلمین متّصل کرد!(۳)
عثمان بعد از عمر بن خطاب به جای او نشست . عمر در زمان حیات خود بارها گفته بود که بعد از من خلافت از آن عثمان است(۴) ، ولی به ظاهر امر خلافت را به شوری گذاشت، و آن را به گونه ای پیش بینی کرد که سرانجامش خلافت عثمان شود.
عثمان در ایامی که حکومت را به دست داشت خلافهای بزرگی انجام داد:
۱. منازلی وسیع و زیبا از سنگ و آجر و ساروج و درب هایی از چوب های هندی و
____________________
۱. مسار الشیعه: ص ۲۲ - ۲۱. توضیح المقاصد: ص ۳۲. العدد القویة: ص۱۶۶. مصباح کفعمی: ج ۲، ص ۶۰۱. بحار الانوار: ج۳۶ ص۴۹۳، ج ۹۵، ص ۱۸۹. منتخب التواریخ: ص۶. فیض العلام: ۱۲۵. تاریخ الخلفاء: ص ۱۶۲. اسد الغابة: ج۳ ص۳۸۲. مستدرک حاکم: ج۳ ص۹۶.
۲. بحار الانوار: ج۳۱ ص ۱۶۸. وقائع الشهور: ص۲۴۰، از الفتوح ابن اعثم کوفی: ج۱ ص۴۳۰.
۳. مسار الشیعة: ص۲۱. بحار الانوار: ج۳۱ ص۱۶۷، ۲۵۷. الغدیر: ج۹ ص۱۳۱، ۲۱۳ - ۲۰۸. فیض العلام: ص ۱۲۵. مروج الذهب: ج۲ ص۳۴۱، ۳۵۵. تهذیب الکمال: ج۱۹ ص۴۵۸. استیعاب: ج۳ ص۱۰۴۸. شرح نهج البلاغة: ج۲ ص۱۵۸. تاریخ مدینة: ج۱ ص۱۱۲. معجم البلدان: ج۲ ص۲۶۲.
۴. تاریخ دمشق: ج ۳۹، ص ۱۸۸ - ۱۸۹. کنز العمال: ج۵ ص۷۳۶.
خوشبو و گران قیمت ساخت. باغ ها و زمین ها و چشمه های زیادی را مالک شد، و اموال بسیاری را در خزانه خود جمع آوری کرد. هنگامی که کشته شد صد و پنجاه هزار دینار و یک میلیون درهم نزد خازن او بود. اضافه بر زمین های اطراف حنین که صد هزار دینار قیمت داشت، و گاو و گوسفند و شتر فراوانی که از او بر جای مانده بود.(۱)
۲ - به گروهی چون عبدالرحمن بن عوف و زبیر بن عوام آن قدر مال و باغ و زمین داد که آنها هم خانه های سنگی و آجری و گچ کاری شده بنا کردند. فقط زبیر بعد از مرگ پنجاه هزار دینار، هزار غلام و هزار اسب از خود بر جای گذاشت.(۲)
۳ - عبیداللَّه بن عمر را به خاطر قتل سه مسلمان قصاص نکرد. بعد از دفن عمر بن خطاب،عبیداللَّه پسر عمر چون دسترسی به ابولؤلؤ پیدا نکرد ، بر در خانه او دختر کوچکش را کشت. هرمز عجمی مسلمان و جفینه غلام سعد بن ابی وقاص را هم کشت، به جرم اینکه چند روز قبل از کشته شدن عمر آن دو نفر را دیده بود با فیروز در حال گفتگو هستند.
سعد وقاص عبیداللَّه بن عمر را زمین زد و شمشیرش را گرفت و به غلامانش دستور داد او را حبس کردند تا امر شوری تمام شود. عثمان که خلیفه شد، علی بن ابی طالبعليهالسلام و دیگران گفتند: «او را قصاص کن ». عثمان او را آزاد کرد و گفت: دیروز پدرش کشته شده، امروز پسرش را بکشم؟ من به عنوان خلیفه مسلمین، عبیداللَّه را بخشیدم.(۳)
۴ -حکم بن ابی ال عاص پدر مروان را که دشمن خدا و رسول بود با احترام به مدینه آورد . او عموی عثمان بود که به عداوت با پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم و اهل بیتعليهمالسلام مشهور بود. حکم به
____________________
۱. مروج الذهب: ج ۲، ص ۳۴۱.
۲. مروج الذهب: ج ۲، ص ۳۴۱.
۳. الغدیر: ج ۹، ص ۲۶۰. دانستنیهای تاریخ: ج ۳، ص ۲۲۳.
خاطر جسارت هایی که به پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم نموده بود، از طرف آن حضرت به طائف تبعید شد. بعد از شهادت پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم ابوبکر و عمر شفاعت عثمان را برای حکم قبول نکردند. همین که حکومت به دست عثمان رسید، عموی خود حکم و مروان را با اطرافیان آنها به مدینه آورد و مخالفت صریح با امر پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم نمود.
دیری نگذشت که به جایحَکَم ، ابوذر را بعد از ضرب و شتم بسیار تبعید کرد. از سوی دیگر صد هزار درهم از اموال مسلمین را به حَکَم داد. همچنین خمس افریقیه را که صد هزار دینار بود و همه مسلمین در آن شریک بودند، با فدک به مروان داد! و نیز مروان را برای وزارت و کتابت اسرار خود انتخاب کرد و حال اینکهپیامبر صلىاللهعليهوآلهوسلم مروان و حکم را بارها لعنت فرموده بود .(۱)
۵. ولید بن عقبه را که پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم فرموده بود: «اهل آتش است »، والی کوفه کرد. ولید مردی فاسق و شارب الخمر بود و شبی تا صبح با کنیزان و مغنیه ها مشروب خورد و صبح با همان حال به مسجد رفت و نماز صبح را چهار رکعت خواند و گفت: دوست دارید بیشتر بخوانم! او در حالتی که سجده را طول داده بود می گفت: «اشرب و اسقنی».(۲)
آخر الامر تعداد زیادی از مردم کوفه و مصر و بصره به عنوان اعتراض نزد عثمان آمدند و چون او اوضاع را خطرناک دید با واسطه قرار دادن امیرالمؤمنینعليهالسلام ، وعده داد که به درخواست آنها عمل کند، و حکّام را تعویض و حسن سیره و عدل را پیشه کند. امّا هنگامی که معترضین به شهرهای خود باز می گشتند، پیک مخصوص عثمان را دیدند که از بیراهه می رود. او را گرفتند و نامه ای از طرف عثمان دیدند که به والی مصر نوشته است:به محض آمدن اینها، یکی را بکش، و دست دیگری را قطع کن ... آنان
____________________
۱. شفاء الصدور فی شرح زیارة العاشور: ج ۱، ص ۲۲۱.
۲. بحار الانوار: ج۳۱ ص۱۵۵-۱۵۳. الغدیر: ج۸ ص۱۲۲-۱۲۰. تاریخ یعقوبی: ج۲ ص۱۶۵. مروج الذهب: ج ۲، ص ۳۴۳ - ۳۴۴. الاصابة: ج۶ ص۴۸۱.
برگشتند و افراد زیادی در مسیر همراه آنها به مدینه آمدند و حدود پنجاه روز خانه او را محاصره کردند.
عثمان در ایّام محاصره، از امیرالمؤمنینعليهالسلام آب طلبید. حضرت سه مشک آب سرد بردند، ولی آخر الامر معترضین به منزل او ریختند و مردی مصری عثمان را کشت. گرچه بنی هاشم مانع شدند، و بنابر نقلی امام حسنعليهالسلام جراحت مختصری برداشت و سر قنبر زخمی شد.(۱)
در روز قتل عثمان درسال ۳۵ هـ مردم با امیرالمؤمنینعليهالسلام بیعت کردند.(۲)
در این روز امام به منزل «خزیمیه» رسیدند.(۳) یک شب و یک روز در این منزل ماندند، و صبح هنگام حضرت زینبعليهاالسلام فرمود: برادر! دیشب صدایی شنیدم که گوینده ای می گفت:
الا یا عین فاحتفلی بجهد |
و من یبکی علی الشهداء بعدی |
|
علی قوم تسوقهم المنایا |
بمقدار الی انجاز وعد |
امام بهعليهالسلام خواهرشان فرمودند: ای خواهر هر چه مقدّر باشد انجام می شود.(۴)
____________________
۱. الغدیر: ج۹ ص۲۳۷-۲۳۶. مروج الذهب: ج۲ ص۳۵۳. تاریخ دمشق: ج۳۹ ص۴۱۸. تاریخ المدینة: ج۴ ص۱۳۰۴.
۲. مسار الشیعة: ص۲۲ -۲۱. بحار الانوار: ج۳۱ ص۴۹۳، ج۹۵ ص۱۹۴. فیض العلام: ص۲۵. تتمة المنتهی: ص ۱۶. مستدرک سفینة البحار: ج۵ ص۲۱۲. تذکرة الخواص: ص۶۰.
۳. الامام الحسینعليهالسلام و اصحابه: ج۱ ص۱۶۴.
۴. بحار الانوار: ج۴۴ ص۳۷۲. مناقب آل ابی طالبعليهمالسلام : ج۴ ص۱۰۳. کلمات الامام الحسینعليهالسلام : ص۳۴۲. لواعج الاشنان: ص ۸۳.
۲۰ ذی الحجه
در این روز امام حسینعليهالسلام به منزل «شقوق» رسیدند، و گفته شده در اینجا بود که فرزدق امام حسینعليهالسلام را ملاقات نمود.(۱)
۲۱ ذی الحجه
در این روز حضرت به «زرود» رسیدند،(۲) در این منزل زهیب بن قین بجلی امام حسینعليهالسلام را ملاقات کرد.(۳)
۲۲ ذی الحجه
در این روز در سال ۶۰ هـ میثم تمّار به دلیل وفاداری به امام حسینعليهالسلام به دست ابن زیاد به دار آویخته شد و به شهادت رسید.(۴) تاریخ شهادت میثم ۱۹ ذی الحجه و روز عاشورا نیز نقل شده است.(۵)
____________________
۱. الامام الحسینعليهالسلام و اصحابه: ج۱ ص۱۶۶-۱۶۵.
۲. الامام الحسینعليهالسلام و اصحابه: ج۱ ص۱۶۶.
۳. کلمات الامام الحسینعليهالسلام : ص ۳۴۲. مقتل الحسینعليهالسلام (ابی مخنف): ۷۳، ۷۵. تاریخ طبری: ج۴ ص۲۹۸. اخبار الطوال: ص۲۴۶.
۴. میثم التماررحمهالله : ص۷۴. اعلام الوری: ج ۱، ص ۳۴۳. قلائد النحور: ج ذی الحجه، ص ۴۱۶. منتخب التواریخ: ص ۱۳۱. مراقد المعارف: ج ۲، ص ۳۴۰. وقایع المشهور: ص ۲۴۰.
۵. مستدرک سفینه البحار: ج ۵، ص ۲۱۴.
ابوسالم میثم بن یحیی التمار عجمی، چون خرما فروش بود ملقب به «تمار» شد. از یاران و صحابی با وفا دوستان و شیعیان حضرت امیرالمؤمنینعليهالسلام بود، صاحب علم منایا و بلایا بود، و دارای علم تفسیر، و ایمانی کامل بود. او زاهد و عابد بود، و شب ها به قیام و روز ها را به روزه می گذراند. دارای بیانی فصیح بود و نزد رسول خداصلىاللهعليهوآلهوسلم مقامی جلیل داشت.
هنگامی که قصد حج داشت ام سلمه به او گفت: خیلی از اوقات در دل شب رسول خداصلىاللهعليهوآلهوسلم به علی بن ابی طالبعليهماالسلام سفارش شما را می فرمود.
منزلت میثم در نزد امیرالمؤمنینعليهالسلام مانند منزلت سلمان بود در نزد رسول خداصلىاللهعليهوآلهوسلم بود. ابن زیاد ملعون این بزرگوار را به شهادت نرساند مگر به خاطر مصاحبت و ولای امیرالمؤمنینعليهالسلام . آن حضرت نیز علاقه و افری به او داشت، حتی گاهی اوقات از مسجد جامع خارج شد و در مغازه میثم می نشست و با او صحبت می کرد. و گاهی که حضرتعليهالسلام میثم را برای کاری فرستاد و برای میثم خرما می فروخت.(۱)
میثم از امیرالمؤمنین و از امام حسن و امام حسین علم را فرا گرفته بود، تا اینکه آن بزرگوار را گرفتند و به دار زدند، با اینکه دست و پای او را قطع کرده بودند اما فضائل و مناقب امیرالمؤمنینعليهالسلام را می گفت تا او را به شهادت رساندند.
۷ نفر از خرما فروشان کوفه شبانه او را از دار پایین آورده، بدن او را درمحلی فعلی قبر شریف دفن نمودند.(۲)
هنگامی که کوفه را جناب مختاررحمهالله از قتله سیّد الشّهداءعليهالسلام پاک کرد، در این روز
____________________
۱. مناقب آل ابی طالب: ج۲ ص۳۶۷. میثم التمار: ۱۹. بحار الانوار: ج۴۱ ص۲۶۸.
۲. ارشاد: ج۱ ص۳۲۵-۳۲۳. رجال کشّی: ص۸۰، ۸۳، ۸۶. بحار الانوار: ج۴۱ ص۲۶۸، ج۴۲ ص ۱۲۴، ۱۳۸. اعیان الشیعة: ج۱۰ ص۱۹۸. نفس المهموم: ص ۱۲۷. میثم التماررحمهالله . سفینة البحار: ج۴ ص۳۳۷. اختیار معرفة الرجال: ج۱ ص۲۹۲. شرح نهج البلاغة: ج۲ ص۲۹۲ -۲۹۱.
ابراهیم بن مالک اشتر با ۱۲۰۰۰ یا به روایت ابن نما با کمتر از ۲۰۰۰۰ نفر برای جنگ با ابن زیاد از کوفه خارج شد و مختار به مشایعت او رفت.
لشکر ابراهیم تا کنارنهر خازر در پنج فرسخی موصل رفت، و آن مکان را لشکرگاه کرد. عبیداللَّه به موصل آمد و آنجا را با سی هزار یا هشتاد هزار سواره تصرّف کرد و آماده جنگ با لشکر ابراهیم شدند.
شبی که فردایش جنگ شروع می شد، خواب به چشمان ابراهیم بن مالک نیامد و این کلمات را بارها برای لشکرش تکرار کرد: «ایها الناس، شمائید انصار دین و شیعه امیرالمؤمنین عليهالسلام ، و این است عبیداللَّه بن مرجانه قاتل حسین بن علی عليهالسلام . این است که پسر فاطمه زهرا عليهاالسلام را از جرعه ای آب منع کرد در حالی که عیالات و اطفال او فریاد «العطش» می زدند. او بود که مانع شد که پسر پیامبر صلىاللهعليهوآلهوسلم به جائی برود، و اطراف او را گرفتند تا با لب تشنه شهیدش کردند و عیالات او را مانند کنیزان بر شتران سوار کرده به شام بردند. به خدا قسم فرعونیان با بنی اسرائیل نکردند آنچه این ملاعین با ذریّه پیامبر صلىاللهعليهوآلهوسلم کردند ».
سپس ابراهیم دعا کرد که خداوند نصرت و پیروزی را نصیب ما فرماید، چون ما برای خونخواهی اهل بیت پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم غضب کرده ایم.
صبح قسمتهای مختلف لشکر و پرچم ها را بازدید نمود و جنگ آغاز شد. سرانجام بعد از چند روز جنگ، و فرار لشکر عبیداللَّه بن زیاددر روز عاشورای سال ۶۷ هـ عبیداللَّه به دست ابراهیم بن مالک اشتر نخعی به درکات جهنّم شتافت و سر او را برای مختار فرستادند.(۱)
در این روز امام حسین به همراه اهل بیت و اصحابشان به منزل «ثعلبیه» رسیدند
____________________
۱. بحار الانوار: ج ۴۵، ص ۳۸۴-۳۸۰. فرسان الهیجاء: ج ۲، ص ۲۳۹-۲۳۵. تاریخ طبری: ج۴ ص۵۴۸. البدایة و النهایة: ج۸ ص۳۰۷، ۳۱۰.
که یکی از دهات مخروبه بود.(۱) بنابر نقلی در این منزل عبدالله بن سلیم و مذری بن مشهل که هر دو از بنی اسد بودند از مکه به طرف امام حسین می آمدند که کسی را ملاقات کردند که خبر از شهادت جناب مسلم و هانی داد. این دو نفر خبر شهادت جناب مسلم و هانی را در ثعلبیه به امام حسین دادند، امام چند بار فرمود: انا الله و انا الیه راجعون، صدای گریه و ناله بلند شد.(۲) ولی مشهور این است که خبر در منزل زباله به حضرتعليهالسلام رسیده است.
۲۳ ذی الحجه
در این روز حضرت ابا عبدالله الحسین با اهل بیت و یاران خود به منزل «زباله» رسیدند.(۳) شیخ مفید و علامه مجلسیرحمهالله می فرمایند: در این منزل خبر شهادت جناب مسلم بن عقیل و هانی و عبدالله بن یقطر به امام حسین رسید، و صدای گریه و ناله بلند شد و آنهایی که ایمان نداشتند از اطراف حضرت رفتند.(۴)
۲۴ ذی الحجه
این روز از یک سو روز مباهله اهل بیتعليهمالسلام با نصاری نجران است و از سوی دیگر نزول آیه تطهیر در شأن اهل بیتعليهمالسلام .(۵)
____________________
۱. الامام الحسینعليهالسلام و اصحابه: ج۱ ص۱۶۶.
۲. ارشاد: ج۲ ص۷۴. بحار الانوار: ج۴۴ ص۳۷۳. کلمات الامام الحسینعليهالسلام : ص۳۴۴. تاریخ طبری: ج۴ ص۲۹۹.
۳. الامام الحسینعليهالسلام و اصحابه: ج۱ ص۱۷۲.
۴. ارشاد: ج۲ ص۷۵. بحار الانوار: ج۴۴ ص۳۷۳. مثیر الاحزان: ص ۳۲.
۵. مسار الشیعة: ص ۲۳ - ۲۲. العدد القویة: ص ۳۰۷ - ۳۰۸. مصباح کفعمی: ج ۲، ص ۶۰۱. توضیح المقاصد: ص۳۲. بحار الانوار: ج ۲۱، ص ۳۴۵، ج۷۸ ص۲۲، ج۹۵ ص۱۹۸، ج۹۷ ص۱۶۸، ۲۱۰، ۳۸۴. فیض العلام: ص ۱۲۹ - ۱۲۷. زاد المعاد: ص ۲۸۷. تقویم المحسنین: ص ۱۴. اختیارات: ص۴۰.
هنگامی که این آیه نازل شد پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم علی و فاطمه و حسن و حسینعليهمالسلام را فرا خواند و فرمود: «اللهم هؤلاء اَهلی (اَهل بیتی) » «بار الها اینان اهل من هستند».(۱)
در سال دهم هجری پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم نامه ای به نصارای نجران فرستادند، به این مضمون که خداوند یکتا را عبادت کنند و مسلمان شوند، یا به مسلمین جزیه بدهند و به مذهب خود باشند وگرنه آماده جنگ باشند.
بنی نجران در کلیسای بزرگ خود به مشورت پرداختند، عده ای مانند «سید» که از بزرگان قوم بود و «عاقب» که اسقف نجران بود مخالفت خود را با تسلیم در برابر خواسته پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم اعلام کردند. در مقابل عده ای مانند «ابوحارثه» اسقف اعظم نجران که۱۲۰ سال عمر داشت و در باطن مسلمان بود با امر پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم موافق بودند. بعد از دو روز مشورت قرار شد کتاب «جامعه » را که صفات پیامبر بعد از حضرت عیسیعليهالسلام را ذکر کرده بود، و صحیفه حضرت شئتعليهالسلام را بخوانند. در حضور جمع مسیحیان و فرستادگان پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم فصلهای جامعه قرائت شد و با اذعان به آنچه در جامعه آمده بود تصمیم گرفتندهفتاد نفر از جمله سیّد و عاقب و ابوحارثه را برای تحقیق به مدینه بفرستند.
آنان به مدینه آمدند و خدمت پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم شرفیاب شدند. هرچه آن حضرت دلیل و
____________________
۱. بحار الانوار: ج۳۵ ص۲۳۷-۲۰۶، ۲۶۵. مناقب امیرالمؤمنین: ج۱ ص۱۵۷، ج۲ ص۱۳۲، ۱۵۲، ۱۵۹، ۱۶۲، ۵۰۲. شرح احقاق الحق: ج۲، ۳، ۹، ۱۴، ۱۸، ۲۲، ۲۴، ۳۰، ۳۳. غایة المرام: ج۳ ص۲۳۰ - ۱۷۳. مسند احمد: ج۱ ص۱۸۵، ج۴ ص۱۰۷، ج۶ ص۲۹۲، ۳۰۴. مستدرک حاکم: ج۲ ص۴۱۶، ج۳ ص۱۰۸، ۱۴۶، ۱۴۷، ۱۵۰. صحیح مسلم: ج۷ ص۱۲۱. شواهد التنزیل: ج۱ ص۱۱۶۱، ج۲ ص۱۳۹-۲۸. تاریخ دمشق: ج۱۳ ص۲۰۶-۲۰۳، ج۱۴ ص۱۴۵-۱۳۸، ج۴۲ ص۱۱۴-۱۱۲. جامع البیان: ج۲۲ ص۱۲-۱۰. تاریخ الخلفاء: ص۱۶۹.
برهان آورد آنان قبول نکردند و امر به مباهله واگذار شد. جبرئیلعليهالسلام نازل شد و این آیه را آورد:( فَمَنْ حَاجَّکَ فیهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أبْناءَنا وَ أبْناءَکُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَکُمْ وَ أنْفُسَنا وَ أنْفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَی الْکاذِبینَ ) (۱) «اگر کسی با تو مجادله کند بعد از علمی که نزد تو آمده، بگو بیاید تا فرا خوانیم پسران خود و زنهای خود و کسی که به منزله جان ماست. آنگاه نفرین کنیم و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم».
لذا قرار بر مباهله شد و سیّد و عاقب به محل ارروی خود در خارج مدینه رفتند. آنان با یکدیگر مشورت کردند و بعضی از علمای آنها گفتند: «اگر فردا محمّد صلىاللهعليهوآلهوسلم با اصحاب و جمعی کثیر برای مباهله حاضر شود این روش پادشاهان است و ترسی به خود راه ندهید. ولی اگر خواص اهل بیت خود را آورد این کار انبیاء است ».
روز دیگر هنگام بالا آمدن آفتاب،پیامبر صلىاللهعليهوآلهوسلم دستعلی بن ابی طالب عليهالسلام را گرفت و از حجره بیرون آمد.امام حسن و امام حسین عليهماالسلام را پیش رو روانه فرمود وحضرت صدیقه کبری فاطمه زهرا عليهاالسلام از پشت سر آمدند، تا بین دو درختی که قبلاً تعیین شده بود رسیدند. قبلاً به دستور حضرت زیر آن دو درخت را جارو زدند، و به عنوان سایه بان عبای سیاهی بالای درخت قرار دادند. مسلمانان مدینه هم آمدند، بنی نجران هم با فرزندان خود آمدند. پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم کسی را نزد سیّد و عاقب فرستاد که ما آماده ایم.
اسقف با همراهان آمد و گفت: به چه کسانی با ما مباهله می کنید؟ پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم فرمود: «با بهترین اهل زمین و نیکوترین جهانیان نزد خداوند متعال زیرا که از طرف خداوند متعال امر شده ام که آنها را بیاورم »، و اشاره به آل عباعليهمالسلام فرمودند.
____________________
۱. سوره آل عمران، آیه ۶۱.
سید و عاقب و اسقف همین که چشمشان به پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم و آل عباعليهمالسلام افتاد، وحشت کردند به حدی که چهره هایشان زرد شد. ابوحارث که میل به اسلام داشت فرصت را مغتنم شمرده، پا پیش گذاشت و دست سید و عاقب را گرفته پس کشید و آنها را نصیحت کرد و از عواقب این مباهله مطلع کرد و گفت: صفات او و اهل بیت او را در کتاب ها خوانده اید. این محمّدصلىاللهعليهوآلهوسلم همان پیامبر است، مگر نمی بینید ابرهای سیاه را، و دگرگونی آفتاب را، و شاخه های درختان را که خم شده، و صدای مرغان، و دود سیاه اطراف و آثار زلزله را که در کوه ها نمودار شده است. آن بزرگواران منتظرند که دست به دعا بردارند.به خدا قسم اگر سخنی گویند از ما نشانی نمی ماند. برویم و با او صلح کنیم .
بنی نجران ابوحارث را فرستادند و او مسلمان شد و عرض کرد:مردم نجران پشیمان شده اند . حضرت فرمود: اسلام بیاورند. گفت: قبول نمی کنند. فرمود: آماده جنگ باشند. گفت: قدرت این کار را ندارند، ولی حاضرند جزیه را قبول کنند.
پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم به امیرالمؤمنینعليهالسلام فرمودند: «شرایط ذمّه و مقدار آن را به آنها بگویید ». بعد از معیّن نمودن جزیه و شرائط آن، امیرالمؤمنینعليهالسلام آنها را نزد پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم آوردند، و پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم فرمودند: «اگر با من و این جماعت اهل بیت من مباهله می نمودید، به صورت میمون و خوک می شدید و این وادی بر شما آتش می شد و یک سال نمی گذشت که تمامی نصاری نابود می شدند ».(۱)
____________________
۱. اقبال: ج۲ ص۳۵۰-۳۰۹. بحار الانوار: ج۲۱ ص ۲۷۸، ۲۸۱، ۳۴۵، ج۳۵ ص۲۵۹، ۲۶۱. تفسیر برهان: ج ۱، ص ۲۸۷ - ۲۸۸. روضة الواعظین: ص۱۶۴. قلائد النحور: ج ذی الحجه، ص ۴۳۸-۴۲۷. تاریخ المدینة: ج۲ ص۵۸۲. الدر المنثور: ج۲ ص۳۹. جامع البیان: ج۳ ص۴۰۹.
در این روز امیرالمؤمنینعليهالسلام در مسجد پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم انگشتر خود را در حالت رکوع به سائل بخشید، و آیه مبارکه( إنَّما وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذینَ آمَنُوا الَّذینَ یُقیمُونَ الصَّلاهَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاهَ وَ هُمْ راکِعُونَ ) (۲) در شأن آن حضرت نازل شد.(۳)
امام صادقعليهالسلام درباره معنای این آیه شریقع از پدرشان از جدّشانعليهمالسلام نقل می کنند که فرمودند:( یَعْرِفُونَ نِعْمَتَ اللَّهِ ثُمَّ یُنْکِرُونَها ) (۴) : «نعمت خداوند را می شناسند و سپس آن را انکار می کنند». حضرت فرمودند: هنگامی که آیه مبارکه «انما ولیکم اللَّه...» نازل شد عده ای از اصحاب پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم در مسجد مدینه جمع شدند. بعضی به بعض دیگر گفتند: در باره این آیه چه می گویید؟ بعضی گفتند: اگر منکر این آیه بشویم سایر آیات را هم باید منکر شویم و اگر ایمان به این آیه بیاوریم و قبول کنیم برای ما ذلّت است، زیرا علی بن ابی طالبعليهالسلام بر ما مسلّط می شود. عده ای از منافقین گفتند: ما می دانیم که محمّد (صلىاللهعليهوآلهوسلم ) در آنچه می گوید صادق است. او را به ظاهر دوست داریم، ولی از علی (عليهالسلام ) در آنچه امر می کند اطاعت نمی کنیم.
حضرت فرمودند: در این هنگام این آیه نازل شد:( یَعْرِفُونَ نِعْمَتَ اللَّهِ ثُمَّ یُنْکِرُونَها ) ، یعنی: ولایت علی بن ابی طالبعليهالسلام را می شناسند و حال اینکه اکثر آنها که آن را می شناسند نسبت به ولایت آن حضرت کافرند.(۵)
____________________
۱. قلائد النحور: ج ذی الحجه، ص ۴۲۶. اکابر اهل سنّت اتّفاق دارند که آیه «انما ولیکم اللَّه...» در شأن امیرالمؤمنینعليهالسلام نازل شده است. مانند فخر رازی، محمّد صدر عالم، ابن مردویه، خطیب بغدادی، ابن عساکر، محمّد بن اسماعیل الامیر، ابن مغازلی، ابواللیث سمرقندی، سبط ابن جوزی، شهاب الدین احمد، ابن صباغ، ابونعیم، ملاعلی قوشجی، سمعانی، واقدی، بیهقی، نسائی، خوارزمی، طبری، کلبی، حموینی و... ۲. سوره مائده: آیه ۵۵.
۳. مسار الشیعة: ص۲۳. مصباح المجتهد: ص۷۰۳. السرائر: ج۱ ص۴۱۸. العدد القویة: ص۳۰۸. بحار الانوار: ج۳۵ ص۱۹۰، ج۹۵ ص۳۸۴. توضیح المقاصد: ص۳۲. اختیارات: ص۴۰. وقائع الشهور: ص۲۴۲. قلائد النحور: ج ذی الحجه، ص۴۲۶. انوار العلویة: ص۱۲۵. ۴. سوره نحل: آیه ۸۳.
۵. کافی: ج۱ ص۴۲۷. بحار الانوار: ج۴۲ ص۶۳، ج۳۵ ص۱۹۱. تفسیر برهان: ج ۱، ص ۴۷۹. غایة المرام: ج۲ ص۱۵. تفسیر نور الثقلین: ج۱ ص۶۴۴.
بعضی از مخالفین گفته اند: برای کسی اتّفاق نیفتاده که در یک زمان جمع بین دو عبادت مالی و بدنی بنماید مگر برای علی بن ابی طالبعليهالسلام ، و برای احدی نیامده از فضائل مثل آنچه برای علیعليهالسلام آمده است.
در این روز امام حسینعليهالسلام به منزل القاع رسیدند.(۱)
۲۵ ذی الحجه
در این روز سوره «هل اتی » در شأن امیر ال مؤمنین و فاطمه زهرا و امام حسن و امام حسینعليهمالسلام نازل شده است. این مهم بعد از سه روز روزه آنان و اعطای افطارشان به مسکین و یتیم و اسیر بود که آن طعام بهشتی نازل شد.(۲)
امام صادقعليهالسلام فرمود:آن کاسه ای که طعام از بهشت آوردند و آن بزرگواران میل کردند نزد ماست و حضرت صاحب الامر عليهالسلام آن را ظاهر خواهد کرد، و طعام بهشتی از آن تناول خواهند فرمود .(۳)
این روز مقارن است با اولین جمعه ای که امیرالمؤمنینعليهالسلام بعد از بیعت مردم با آن حضرتنماز جمعه خواندند.(۴)
____________________
۱. الامام الحسینعليهالسلام و اصحابه: ج۱ ص۱۷۸.
۲. مسار الشیعة: ص۲۳. مصباح المتهجد: ص ۷۱۲. العدد القویه: ص ۳۱۵. مصباح کفعمی: ج ۲، ص ۶۰۱. توضیح المقاصد: ص ۳۲. بحار الانوار: ج۳۵ ص۲۴۲، ۲۵۵، ج۹۵ ص۱۹۹، ج۹۷ ص۲۱۰. تقویم المحسنین: ص۱۴. زاد المعاد: ص ۳۰۱. اختیارات: ص۴۰. فیض العلام: ص ۱۲۸.
۳. زاد المعاد: ص ۳۰۴. بحار الانوار: ج۴۳ ص۳۱، ۶۳.
۴. بحار الانوار: ج۳۲ ص۸. منتخب التواریخ: ص ۱۵۹. تاریخ طبری: ج۳ ص۴۵۷، ۴۶۸. الفتنة و وقعة الجمل: ص۹۵، ۱۱۱. مستدرک حاکم: ج۳ ص۱۱۴.
در این روز حضرت سید الشهداءعليهالسلام به منزل عقبه رسیدند.(۱) امام صادقعليهالسلام می فرماید: هنگامی که حضرتعليهالسلام بالای وادی عقبه آمدند به اصحاب فرمودند: «نمی بینم خود را مگر آنکه به دست دشمن کشته می شوم». عرض کردند: چرا یا اباعبدالله؟ فرمود: «رؤیایی دیدم که سگ هایی چند بر من حمله می کنند و یکی از آن سگ ها که موذی ترین آنها بود سگی پیس بود».(۲)
۲۶ ذی الحجه
در این روز حضرت ابا عبدالله الحسینعليهالسلام با اهل بیت و اصحاب به منزل «شراف» رسیدند.(۳) این منزل دارای آب زیادی بود و امامعليهالسلام به جوانان امر فرمودند که آب بردارند.
از این منزل به بعد بود که عبدالله بن زیاد لشکر برای مانع شدن آن حضرت از ورود به کوفه فرستاد.(۴)
۲۷ ذی الحجه
در این روز امام حسین به منزل «ذو حُسُم»، ذو حُسی، ذو خشُب، ذو جشمی
____________________
۱. الامام الحسینعليهالسلام و اصحابه: ج۱ ص۱۸۰.
۲. کامل الزیارات: ص۱۵۷. بحار الانوار: ج۴۵ ص۳، ۸۷.
۳. الامام الحسینعليهالسلام و اصحابه: ج۱ ص۱۸۱، ۱۸۷.
۴. ارشاد: ج۲ ص۷۶. بحار الانوار: ج۴۴ ص۳۷۵. مقتل الحسین: ص۸۱. تاریخ طبری: ج۴ ص۳۰۲.
۵. نام این منزل را «ذو حُسی»، «ذو خشُب»، «ذو جشمی» نیز گفته اند.
رسیدند.(۱) روز یکشنبه بود که امامعليهالسلام امر فرمودند خیمه ها را بر پا کنند. در این هنگام لشکر حر بن یزید ریاحی با قریب هزار سرباز در گرمای ظهر رسیدند. امامعليهالسلام به جوانانش دستود داد تا آنان را با اسب هایش سیراب کنند. جوانان و اصحاب همه را سیراب کردند و ظروف و طشت ها را پر آب می نمودند و نزد چهارپایان می بردند و صبر می کردند تا سه، چهار پنج بار سر از طشت بر می داشتند و سیراب که می شدند به نزد حیوان دیگر می بردند.(۲)
در این روز درسال ۱۳۳ هـ مروان بن محمد بن مروان بن حکم معروف به مروان حمار آخرین خلیفه بنی امیّه کشته شد، و دولت هزار ماهه بنی امیّه منقرض شد.(۳)
بعد از قیام بنی عباس به ریاست سفاح، عبداللَّه بن علی عموی خویش را برای جنگ با مروان فرستاد. مروان به بوصیر که نواحی فیوم در مصر بود گریخته بود، در طول مسیر هر کس از بنی امیّه را که می دیدند می کشتند. در کنار نهر اردن جماعت بسیاری را کشتند و روی آنها سفره انداختند و غذا خوردند. عبداللَّه عموی سفاح گفت: «هرچه انجام دهیم تلافی روز شهادت حسین بن علی عليهالسلام نمی شود ».
از آنجا عده ای را همراه با عامر بن اسماعیل برای دفع شر مروان فرستاد. در بوصیر مروان را در کلیسایی سر بریدند و زبان او را قطع کردند و زبانش را گربه ای خورد. جالب اینکه روز قبل مروان زبان غلامی را بریده بود و همان گربه خورده بود. سپس زن و بچه او را اسیر کرده نزد سفاح فرستادند. بعضی این واقعه را در۲۱ این ماه ذکر کرده اند(۴) و عده ای در هفدهم.(۵)
____________________
۱. الامام الحسینعليهالسلام و اصحابه: ج۱ ص۱۸۳.
۲. ارشاد: ج۲ ص۸۰-۷۰. بحار الانوار: ج۴۴ ص۳۷۶. نفس المهموم: ص۱۸۸. ذریعة النجاة: ص۵۹.
۳. اقبال: ج۳ ص۱۱۵. تتمة المنتهی: ص ۱۴۶. زاد المعاد: ص ۳۰۴. فیض العلام: ص ۱۳۱. وقائع الشهور: ص۲۴۳. التنبیه و الاشراف: ص۲۸۳. تاریخ طبری: ج۶ ص۹۷.
۴. جنات الخلود: ص۶۴. قلائد النحور: ج ذی الحجه، ص ۴۱۳.
درچهارشنبه، ۲۷ ذی الحجه سال ۶۳ هـ به وقوع پیوست، که تعبیر رواین سه روز به آخر ذی الحجه مانده ۲۷ یا ۲۸ است.(۶)
در این روز بود که به امر یزید ملعون قتل و غارت اهل مدینه صورت گرفت و پس از کشتن بیش از۴۰۰۰ نفر ، مسرف (مسلم) بن عقبه اموال و زنان اهل مدینه را تا سه روز بر لشکر خود مباح کرد. اینواقعه مشهور به واقعه حرّه است و دو ماه و نیم قبل از مرگ یزید ملعون اتّفاق افتاده است.
در این روز درسال ۲۱۰ هـ علی بن جعفرعليهالسلام وفات کرد.(۷) امامزاده جلیل القدر جناب علی بن جعفر الصادقعليهالسلام سیّدی بزرگوار، شدید الورع، کثیر الفضل و عالمی عامل و یکی از بزرگترین روات موثق شمرده شده است. او امام صادق و حضرت موسی بن جعفر و امام رضا و حضرت جوادعليهمالسلام را درک نموده است.
جناب علی بن جعفرعليهالسلام از سایر برادران خود کوچکتر بود، و پس از فوت پدر بزرگوارش همواره ملازمت برادر خود حضرت موسی بن جعفرعليهالسلام را اختیار کرده بود. معالم دین و احادیث بسیاری از آن حضرت اخد نموده و روایت می کرد که از جمله آنها کتاب «مسائل علی بن جعفر » است. همچنین «مسائل الحلال و الحرام » و «المناسک » منسوب به آن بزرگوار است. (۸)
____________________
۵. بحار الانوار: ج۹۵ ص۳۵۷.
۶. بحار الانوار: ج ۱۸، ص ۱۲۶ - ۱۲۵. قلائد النحور: ج ذی الحجه، ص ۴۴۸. فیض العلام: ص ۱۳۲. تاریخ خلیفة بن خیاط: ص۱۹۲. تاریخ دمشق: ج۲۷ ص۱۹، ج۳۴ ص۲۸۷.
۷. قلائد النحور: ج ذی الحجه، ص ۴۴۸. سبل الرشاد الی اصحاب الامام الجوادعليهالسلام : ص ۱۷۵.
۸. سبل الرشاد الی اصحاب الامام الجوادعليهالسلام : ص ۱۷۵.
محمّد بن حسن عمار می گوید: مدت۲ سال در مدینه طیّبه محضر علی بن جعفرعليهالسلام را درک کرده احادیثی را که از برادر خود موسی بن جعفرعليهالسلام اخذ نموده بود شنیده و می نوشتم. روزی خدمتش بودم که حضرت جوادعليهالسلام وارد مسجد پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم شد. علی بن جعفرعليهالسلام تا آن حضرت را دید از جای برخاست و بدون کفش و رداء به خدمتش شتافت و دست او را بوسید و او را تعظیم و تکریم نمود. آن حضرت فرمودند: عمو بنشین، خداوند تو را رحمت کند. علی بن جعفرعليهالسلام فرمود: آقای من، چگونه بنشینم با اینکه شما ایستاده اید.
هنگامی که آن حضرت به او اجازه فرمودند، به جای خود باز گشت و در مجلس مشست. اصحابش او را سرزنش کردند که تو عموی پدر او هستی! چگونه با وی این سان معامله می کنی؟ علی بن جعفرعليهالسلام فرمود: ساکت شوید! پس دست را بالا برد و محاسن خود را گرفت و فرمود: حق تعالی مرا با این محاسن اهلیّت امامت نداده، ولی این جوان را اهلیّت بخشیده و امامت را به او تفویض فرموده،با این حال چگونه فضل او را انکار کنم و چگونه به او احترام نگذارم. با اینکه من بنده او هستم؟ (۱)
از این روایت پیداست که آن جناب تا چه حدّی نسبت به امام زمان خود معرفت داشته و از جمله رواتی است که تمامی علماء رجال ایشان را ستایش بلیغ نموده اند.
مسکن آن جناب در قریهعریض در چهار میلی مدینه طیّبه بوده است، و از این جهت به آن حضرتعریضی مدنی گویند، و فرزندان او راعریضیون می خوانند. نسل آن حضرت از چهار پسرش محمّد و احمد و حسن و جعفر است.
____________________
۱. کافی: ج۱ ص۳۲۲. بحار الانوار: ج۴۷ ص۲۶۶. سبل الرشاد الی اصحاب الامام الجوادعليهالسلام : ص ۱۷۹.
علی بن جعفرعليهالسلام در عریض یا مدینه بود که اهل کوفه از ایشان درخواست کردند در کوفه نزول اجلال فرمایند. آن حضرت قبول فرموده و چندی درکوفه به نشر معالم دین و احادیث سیّد المرسلین و ائمه هدیعليهمالسلام پرداخت. بعد از چندی مردم قم از ایشان خواستند به قم تشریف فرما شوند. آن بزرگوار از کوفه بهقم مهاجرت فرمود و در قم ماند تا به رحمت الهی پیوست و در خارج قم نزدیک دروازه جنوبی (قدیم) دفن شد.
در دو مکان دیگر قبری منسوبه ایشان وجود دارد: یکی درعریض یک فرسخی مدینه و دیگری در خارج شهرسمنان .(۲)
مسعودی روز وفات آن حضرت را۲۷ ذی الحجه و سال وفات را۲۳۳ هـ و عمر آن حضرت را۷۲ سال می داند.(۳)
۲۸ ذی الحجه
در این روز امام حسین به منزل «عذیب الهاجانات» رسیدند. در این منزل مجمّع و طرمّاح و نافع بخ امام حسین ملحق شدند و حرّ بن یزید ریاحی قصد داشت آنها را بگیرد یا برگرداند که امامعليهالسلام فرمودند: «آنها اصحاب من هستند»، و حرّ مانع نشد.
به قولی در این منزل بود که خبر شهادت قیس بن مسهّر صیدوای را به آن حضرتعليهالسلام دادند.(۴)
____________________
۱. اقتباس از کتابهای انوار المشعشعین، فصل الخطاب، عمدة الطالب: ج ۱، تاریخ انجم فروزان، ریاض الانساب رجال کبیر، رجال کشی، منتخب التواریخ.
۲. منتخب التواریخ: ص ۲۲۶.
۳. مروج الذهب: ج ۴، ص ۱۲۷.
۴. الامام الحسینعليهالسلام و اصحابه: ج۱ ص۱۸۵.
۲۹ ذی الحجه
در این روز حضرت ابا عبدالله الحسینعليهالسلام با اصحابشان به همراه لشکر حرّ به «قطقطانیه» رسیدند.(۱)
بنا بر روایتی امام صادق فرمود: هنگامی که در قطقطانیه نزول اجلال فرمودند چشم حضرت به خیمه ای بنا شده افتاد، و پرسید: این خیمه از آن کسیت؟ عرض کردند: از آن عبدالله بن حرّ جعفی است...(۲) و گفته شده که در قصر مقاتل عبدالله بن حر الجعفی با امام ملاقات داشته است.
آخر ذی الحجه
در آخرسال ۱۳ هـ ابوقحافه عثمان بن عامر، پدر ابوبکر، درسن ۹۷، یا ۹۹ یا ۱۰۴ سالگی از دنیا رفت. ابوقحافه در روز فتح مکه اسلام آورد، و در زمان عمر، بعد از ششماه و چند روز از مرگ ابوبکر مُرد.(۳)
درسال ۱۳ هـ در روز مرگ ابوقحافه، هند جگرخوار همسر ابوسفیان و مادر معاویه بدرکات جحیم شتافت.(۴)
____________________
۱. الامام الحسینعليهالسلام و اصحابه: ج۱ ص۱۸۶.
۲. امالی صدوق: ص۲۱۹. بحار الانوار: ج۴۴ ص۳۱۴.
۳. مستدرک سفینه البحار: ج ۵، ص ۲۱۰. التنبیه و الاشراف: ص۲۴۹. مروج الذهب مسعودی: ج ۲، ص ۳۰۷. طبقات الکبری: ج۳ ص۲۱۱. تاریخ طبری: ج۲ ص۶۱۷. تاریخ دمشق: ج۳۰ ص۴۶۱.
۴. تتمه المنتهی: ص ۴۳. بحار الانوار: ج۱۸ ص۱۷. التنبیه و الاشراف: ص۲۴۹. اسد الغابة: ج۵ ص۵۶۳. فتح الباری: ج۹ ص۴۱۹. البدایة و النهایة: ج۷ ص۶۰. استیعاب: ج۴ ص۱۹۲۳.
هند به ظاهر همسر ابوسفیان و مادر معاویه و عتبه و یزید بود(۱) ، اما از صاحبان پرچم بود که مردها به او مراجعه می کردند، و میل زیادی به غلامان سیاه داشت، ولی هرگاه بچه سیاهی را می زائید او را می کشت.
معاویه را به چهار کس نسبت می دهند:مسافر بن ابی عمرو، عماره بن ولید بن مغیره، عباس و صباح که این ملعون مغنی عماره بن ولید و جوانی خوش سیما بود و کارگری ابوسفیان می نمود. هند با او الفتی خاص داشت، و لذا علمای انساب عتبه بن ابی سفیان را هم از صباح می دانند.
هنگامی که هند به معاویه بارور شد مایل نبود او را در خانه بزاید. لذا کنار کوه اجیاد آمد و آنجا وضع حمل کرد و به این دلیل است که حسان می گوید:
لمن الصبی بجانب البطحاء |
فی التراب ملقی غیر ذی مهد(۲) |
فرزندی که در کنار بیابان مکه بدون گهواره روی زمین رها شده از آن کیست؟!!!
از این زن و شوهر و فرزندش معاویه و نوه اش یزید، اذیت ها و جسارت ها به پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم و امیرالمؤمنین و امام حسن و امام حسینعليهمالسلام رسیده که در کتب تاریخ و روایات به تفصیل ذکر شده است.
از آن جمله در مسیر حرکت کفار قریش به طرف احد برای جنگ با پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم ، هند قصد داشت قبر مادر آن حضرت جناب آمنه بنت وهبعليهاالسلام را نبش کند و جسارت کند، چه اینکه پدر و مادر و عموی هند در بدر کشته شده بودند. ولی کفار قریش
____________________
۱. تتمه المنتهی: ص ۵۰. بحار الانوار: ج ۲۰، ص ۵۴۹. حمزه سیّد الشّهداءعليهالسلام : ص ۲۶ - ۲۸. منتخب التواریخ: ص ۵۱.
۲. بحار الانوار: ج۳۳ ص۲۰۱. الغدیر: ج۱۰ ص۱۷۰. النصائح الکافیة لمن یتولّی معاویة: ص۱۴۴. تتمة المنتهی: ص۴۷-۴۶. شرح نهج البلاغة ابن ابی الحدید: ج۱ ص۳۳۶.
مانع شدند و گفتند: «این رسم می شود و مرگان ما را هم این چنین می کنند». هند گفت: باید محمّد یا علی یا حمزه را بکشم! این بود که وحشی را بر این کار گماشت و وعده هائی به او داد. وحشی گفت: «قادر به کشتن پیامبر و علی نیستم ولی برای حمزه کمین می کنم »، با این مقدمه بود کهآن بزرگوار را حسب دستور هند ملعونه به شهادت رساند .
به دستور هند وحشی سینه مبارک حضرت حمزهعليهالسلام را شکافت، و جگر آن بزرگوار را خارج کرد و مانند سگ به دندان گرفت ولی جگر مانند سنگ نقره ای رنگ شد و دندانش کارگر نشد، و آن را روی زمین انداخت و از آن روز ملقب به «آکلة الاکباد » شد. بعد خودش با خنجر گوش، بینی و... حضرت حمزه را برید و به گردن آویخت. با این جنایت، دل مبارک پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم را آزرد و آن حضرت و امیرالمؤمنینعليهماالسلام و فاطمه زهراعليهاالسلام و صفیه عمع پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم و خواهر حمزه و دیگران گریستند. با این همه جنایت، پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم اسلام هند و همسرش را - که با اکراه مسلمان شده بودند - پذیرفت.
ابن ابی الحدید: می گوید: هند با عده ای از زنهای قریش خدمت پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم آمدند در حالی که نقاب زده بود و خود را پوشانده بود به خاطر کارهائی که بر ضد پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم انجام داده بود، مخصوصاً شهادت جناب حمزهعليهالسلام ، و می ترسید که آن حضرت او را مؤاخذه فرماید.
حضرت عهد و پیمان از آنها گرفت که به خداوند متعال شرک نورزند و مطالبی دیگر را نیز شرط فرمود و آنها قبول کردند. هند کلامی گفت که معلوم شد همسر ابوسفیان است. حضرت فرمودند: آیا تو هندی؟ گفت بله و به ظاهر شهادتین را بر زبانش جاری نمود و تقاضای بخشش نمود. پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم فرمودند: دیگر نباید زنا کنی. هند گفت: مگر زن حرّه زنا می کند؟ پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم فرمودند: و نباید بچّه ها را بکشی! هند گفت: به جان
خودم سوگند من بچه ها را بزرگ کردم و شما آنها را در بدر کشتید. اینجا هم عمر چنان خنده ای کرد که بر پشت افتاد.(۱)
تتمه ذی الحجه
بنا بر فرمایش امام حسن عسکریعليهالسلام ، حضرت موسی بن جعفرعليهماالسلام در ماه ذی الحجه سال ۱۲۷ هـ در «ابواء» بین مکه و مدینه بدنیا آمد.(۲)
اسم شریف آن حضرت موسی و کنیه مشهورش ابوالحسن و ابوابراهیم است. القاب آن حضرت: کاظم و صابر و صالح و امین است، اما لقب مشهور آن حضرت همان کاظم است یعنی خاموش و فرو برنده خشم.(۳)
پدربزگوارش حضرت امام جعفر صادقعليهالسلام و مادر آن حضرت عُلیا مخدّره حمیده مصفّاة است.
حضرت صادقعليهالسلام فرموده اند: «حمیده» تصفیه شده از هر دنس و بدی مانند شمس طلا است، و پیوسته ملائکه او را حراست و پاسبانی می نموند تا به من رسید؛ به سبب آن کرامتی که از حق تعالی است برای من و حجت بعد از من.(۴)
کمال الدین شافعی درباره حضرت موسی بن جعفرعليهماالسلام می گوید: او است امام کبیر القدر، عظیم الشأن، کثیر التهجّد، مُجدّ در اجتهاد، مشهور به عبادت، مواظب بر
____________________
۱. مجمع البیان: ج۹ ص۴۵۷. بحار الانوار: ج۲۱ ص۹۸. تاریخ طبری: ج۲ ص۳۳۸. تاریخ دمشق: ج۷۰ ص۱۸۱. طبقات الکبری: ج۸ ص۹، ۲۳۷.
۲. دلائل الامامة: ص ۳۰۳.
۳. تاریخ موالید الائمةعليهمالسلام : ص۳۵. بحار الانوار: ج۴۸ ص۱۱.
۴. کافی: ج۱ ص۴۷۷. دلائل الامامة: ص ۳۰۸. بحار الانوار: ج۴۸ ص۶.
طاعات، مشهور به کرامات. شب را با سجده و قیام به روز می آورد، و روزی را با تصدق و صیام به آخر می رسانید، و سبب حلم بسیار و گذشتش از جرم تقصیرکنندگان در حقش «کاظم» خوانده شد. آن حضرت در مقاب کسی که به او بدی کرده بود احسان می کرد، و کسی را که به او جنایتی کرده مورد عفو قرار می داد. به جهت کثرت عبادتش «عبد صالح» نامیده شد و به «باب الحوائج الی الله» معروف شد، زیرا که هر کس متوسل به آن جناب شده به حاجت خود رسیده، کراماته تحار منها العقول.(۱)
دلائل ولادت آن حضرت در ماه ذی الحجه:
۱. روایت حضرت عسکریعليهالسلام که فرموده اند: امام کاظم در ابواء بین مکه و مدینه در ماه ذی الحجه سال ۱۲۷ هـ به دنیا آمدند.(۲)
۲. ابوبصیر نقل می کند در سالی که حضرت کاظم متولد شدند من در خدمت حضرت صادقعليهالسلام به سفر حج رفتم (ماه ذی الحجه ایام حج) چون به منزل ابواء رسیدیم حضرت برای ما چاشت طلبید، و غذای بسیار و نیکو آوردند. در اثنای خوردن طعام پیکی از جانب «حمیده» عیال حضرت به خدمت آن حضرت آمد و عرض کرد که حمیده می گوید: فرمودید چون اثر ظاهر شد شما را خبر کنم... پس حضرت شاد و خوشحال برخاست و رفت و بعد از اندک زمانی شکفته و خندان برگشت، در حالی که آستین های خود را بالا زده بود. عرض کردیم: خداوند دهان شما را همیشه خندان و دل شما را شاد گرداند، حال حمیده چگونه است؟ حضرت فرمود: حقتعالی پسری به من عطا کرد که بهترین خلق خداست....(۳)
۳. منهال قصاب می گوید: در ایام حج از مکه به قصد تشرف به مدینه بیرون رفتم. هنگامی که به ابواء رسیدم دیدم خداوند مولودی به حضرت صادقعليهالسلام عطا فرموده
____________________
۱. کشف الغمة: ج۲ ص۲۱۲. الانوار البهیة: ص۱۷۹.
۲. دلائل الامامة: ص ۳۰۳.
۳. کافی: ج۱ ص۳۸۵. المحاسن: ج۲ ص۳۱۴. بحار الانوار: ج۴۸ ص۳. بصائر الدرجات: ص۴۶۰.
است. من زودتر از آن حضرت به مدینه وارد شدم و آن حضرت یک روز بعد از من وارد شد و سه روز مردم را اطعام کرد.(۱)
۴. (اگر چه احتمالی بیشتر نیست): در ۱۵ ماه ذی الحجه بنا بر مشهور ولادت حضرت هادیعليهالسلام است، و حال اینکه از امام زمانعليهالسلام این دعای شریف منقول است: اللهمّ اِنّی اَسئلک بالمولودین فی رجب محمد بن علی الثانی وابنه علی بن محمد المنتجب...(۲)
پس کلام امام عصرعليهالسلام دلالت بر ولادت حضرت جواد و حضرت هادیعليهماالسلام در ماه رجب دارد، و بنابر روایت ابن علاش ولادت حضرت هادیعليهالسلام در ۲ یا ۵ رجب واقع شده است.(۳)
از طرفی کنیه مشهور امام کاظمعليهالسلام ابوالحسن سپس ابوابراهیم است و کنیه امام هادیعليهالسلام هم ابوالحسن است. شاید مطالبی که در مورد ولادت ابوالحسنعليهالسلام در ذی الحجه ذکر شده مراد امام هادیعليهالسلام نباشد، بلکه حضرت موسی بن جعفرعليهماالسلام باشد چرا که روایت ولادت حضرت کاظمعليهالسلام در ذی الحجه و ولادت امام هادیعليهالسلام در ماه رجب است.
در این ماه درسال ۶ هـ پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم نامه هایی به عنوان دعوت به اسلام و یکتاپرستی به پادشاهان کشورهای مختلف نوشته، همراه با نمایندگانی برای آنها فرستادند.(۴)
____________________
۱. المحاسن: ج۲ ص۴۱۸. وسائل الشیعة: ج۲۱ ص۴۰۱. بحار الانوار: ج۴۸ ص۴. منتهی الآمال: ج۲ ص۱۸۳.
۲. مصباح المجتهد: ص ۸۰۵. بحارالانوار: ج ۵۰، ص۱۴، ۱۱۶، ج۹۵ ص۳۹۴. اقبال: ج۳ ص۲۱۵.
۳. مصباح المجتهد: ص۸۰۴. بحار الانوار: ج۵۰ ص۱۱۶.
۴. بحار الانوار: ح۲۰ ص۳۸۲. تاریخ طبری: ج۲ ص۲۸۸. البدایة و النهایة: ج۴ ص۲۰۶، ۲۹۸. مکاتیب الرسولصلىاللهعليهوآلهوسلم : ج۱ ص۱۸۲.
در این ماه در سال ۳۲ هـ جناب ابوذررحمهالله در ربذه رحلت نمود.(۱) او سوم یا چهارم یا به قولی پنجمین کسی بود که اسلام آورد و سپس به قبیله خود مراجعت نمود. لذا در بدر و احد و خندق حاضر نبود. بعد از این سه جنگ به خدمت پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم رسید و در کنار آن حضرت بود تا زمانی که رسول خداصلىاللهعليهوآلهوسلم به شهادت رسید.
مکان و منزلت ابوذر نزد رسول خداصلىاللهعليهوآلهوسلم زیاده از آن است که ذکر شود. پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم ابوذر را صدیق امت و شبیه عیسی بن مریمعليهالسلام در زهد می دانست. آنچه از اخبار خاصه و عامه استفاده می شود آن است که بعد از رتبه معصومینعليهمالسلام در میان صحابه کسی به جلالت قدر و رفعت شأن سلمان فارسی و ابوذر غفاری و مقداد نبوده است.
امام کاظمعليهالسلام می فرماید: در روز قیامت منادی از جانب رب العزه ندا می کند: «کجایند حواریان و مخلصان محمد بن عبداللَّهصلىاللهعليهوآلهوسلم که بر طریقه آن حضرت مستقیم بودند و پیمان او را نشکستند»؟ سلمان و ابوذر و مقداد برمی خیزند.(۲)
هنگامی که عثمان خلافت را غصب کرد، ابوذر در مدینه بود، او در مسجد رسول خدا می نشست و مردم دورش را می گرفتند و حدیث در طعن عثمان می گفت. وقتی به عثمان خبر رسید که ابوذر درباره اش سخن می گوید و تغییر و تبدیل در سنت رسول خداصلىاللهعليهوآلهوسلم را برای مردم بیان می کند او را به شام فرستادم. ابوذر در شام هم ساکت نماند و همان سخنان را در شام بازگو می کرد و مردم را به ولایت خلیفه بر حق پیامبر حضرت امیرالمؤمنین فرا می خواند و مناقب آن حضرت را برای اهل شام بیان می کرد، به نحوی که بسیاری از ایشان را به تشیع مایل گردانید
____________________
۱. الغدیر: ج ۸، ص ۳۳۲. تتمة المنتهی: ص ۱۵ البدایة النهایة: ج ۷، ص ۱۸۵. تاریخ طبری: ج۳ ص۳۵۴. تاریخ دمشق: ج۶۶ ص۲۱۷.
۲. اختصاص: ص۶۱. بحار الانوار: ج۲۲ص۳۴۲. نهج السعادة: ج۸ ص۱۲۸. الشیعة فی احادیث الفریقین: ص ۵۱۸. الدرجات الرفیعة: ص ۴۳۲.
معاویه احوال ابوذر را به عثمان گزارش داد. عثمان در پاسخ او نوشت که ابوذر را بر مرکبی تندرو همراه با راهنمایی تندخو با شتاب به سوی مدینه روانه کن. معاویه ابوذر را که پیرمردی لاغر و بلند قد بود به ترتیبی که عثمان گفته بود روانه مدینه کرد.
هنگامی که ابوذر به مدینه رسید از شدت راه و بی جهازی شتر، دو پایش خونی شده بود و با بدنی کبود بر عثمان وارد شد و عثمان به او جسارت ها کرد و به کسی که رسول خداصلىاللهعليهوآلهوسلم او را راستگو خطاب نموده بود(۱) نسبت کذب داد.
سرانجام دستور تبعید او را به ربذه صادر کرد. در ضمن گفت: ابوذر حق ندارد احکام دین را برای مردم بیان کند، و هنگام خروج از مدینه کسی حق ندارد او را همراهی یا با او تکلم کند.
این خبر به امیرالمؤمنینعليهالسلام که رسید آن قدر گریست که محاسن شریفش از اشک چشم مبارک خیس شد و فرمود: «آیا با صحابی رسول خدا صلىاللهعليهوآلهوسلم چنین می کنند؟ انا للَّه و انا الیه راجعون »!
سپس حضرت همراه دو نور دیده خود امام حسن و امام حسینعليهماالسلام و عقیل و عمار یاسر به مشایعت ابوذر رفتند و هنگامی که ابوذر امیرالمؤمنینعليهالسلام را دید، به سوی آن حضرتعليهالسلام رفت و دست مبارک آن حضرت را بوسید و گریست، سپس ابوذر گفت: من هرگاه شما و فرزندان شما را می بینم یادم از کلام رسول خدا در مورد شما می آید و نمی توانم گریه خود را نگه دارم. سپس هر یک با کلماتی ابوذر را دلداری می دادند، اگر چه مروان می خواست مانع شود ولی امیرالمؤمنینعليهالسلام او را دور کردند.
به این صورت ابوذر به همراه خانواده خود به ربذه رفت، و در آنجا فرزندش و همسرش که دختر عموی پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم بود وفات کرده و به دخترش خبر از وفات خود داد که رسول خداصلىاللهعليهوآلهوسلم در بازگشت از تبوک به او فرموده بود.
____________________
۱. بحار الانوار: ج۲۲ ص۳۲۹، ۳۹۸، ۴۰۵، ۴۲۷، ج۳۱ ص۱۷۷، ۱۸۶، ۲۷۱. الغدیر: ج۸ ص۲۵۰، ۲۹۴، ۳۰۶، ۳۱۲، ۳۵۳. مستدرک حاکم: ج۳ ص۳۴۲، ج۴ ص۴۸۰. مسند احمد: ج۵ ص۱۹۷، ج۶ ص۴۴۲. طبقات الکبری: ج۴ ص۲۲۸. المصنف (ابن ابی شیبة): ج۷ ص۵۲۶، ج۸ ص۱۸۴.
بعد از رحلت ابوذر، کاروانی از عراق آمد و عبداللَّه بن مسعود بر او نماز خواند، و به دست مالک اشتر کفن و دفن شد.(۱)
ابوذر از کسانی بود که ایام غضب خلافت امیرالمؤمنینعليهالسلام ، در مسجد در مقابل ابوبکر و مردم ایستاد و از امیرالمؤمنینعليهالسلام دفاع کرد.(۲)
در ماه ذی الحجه سال ۴۴ هـ (و به قولی سال ۴۲ و یا ۵۲) عبداللَّه بن قیس مشهور به ابوموسی اشعری به درک واصل شد. او بعد از هجرت، در سال های آخر عمر رسول خداصلىاللهعليهوآلهوسلم به ظاهر اسلام آورد، و آن قدر در نفاق و همدلی با عمر مشهور بود که او را جزء حزب عمر شمرده اند.
ابوموسی در لیلة المبیت در شب هجرت و در لیلة العقبة در جنگ تبوک و نیز در بازگشت از غدیر در عقبه هرشی، جزء کسانی بود کهقصد قتل پیامبر صلىاللهعليهوآلهوسلم را داشتند و اقدام کردند ، ولی خدا پیامبرش را حفظ کرد.(۳)
____________________
۱. الغدیر: ج۸ ص۳۰۸ - ۲۹۲. منتخب التواریخ: ص۳۲. ابوذر غفاری: ص۳۰-۴۰. منتهی الآمال: ج۱ ص۱۱۷-۱۱۸. مراقدالمعارف: ج ۱، ص ۱۰۲ - ۱۰۱. تاریخ دمشق: ج ۶۶، ص ۲۲۳-۱۷۴.تاریخ یعقوبی: ج۲ ص۷۰. شرح نهج البلاغة: ج۳ ص۵۲، ج۸ ص۲۵۲. اسد الغابة: ج۱ ص۳۰۲، ج۵ ص۱۸۸.
۲. رجال برقی: ص ۱۵۰-۱۴۹. احتجاج: ج۱ ص۱۰۰. خصال: ص۴۶۳. بحار الانوار: ج۲۸ ص۱۹۶، ۲۱۱. الیقین: ص۳۳۹. مواقف الشیعة: ج۱ ص۴۲۶، ۴۳۴. اربعین قمی: ص۲۴۰. الدرجات الرفیعة: ص۲۳۷. نهج الایمان: ص۵۸۱. مجمع النورین: ص۸۶.
۳. الایضاح: ص ۶۱. ارشاد القلوب: ج۲ ص۳۳۲. امالی طوسی: ص۱۸۲. خصال: ص۴۹۹. الهدایة الکبری: ص۷۹. المسترشد: ص۵۹۷. بحار الانوار: ج۲۱ ص۲۲۳، ج۲۸ ص۱۰۰، ج۳۱ ص۶۳۲، ج۳۳ ص۳۰۶، ج۸۲ ص۲۷۶. الصراط المستقیم: ج۳ ص۴۴. مکاتیب الرسولصلىاللهعليهوآلهوسلم : ج۱ ص۶۰۲، ج۶۰۳، ۶۰۴، ۶۰۵، ۶۰۷. سفینة البحار: ج۴ ص۶۷۱. الدرجات الرفیعة: ص۲۶۳، ۲۸۶، ۲۹۹. اختیارات: ص۱۷. انوار العلویة: ص۷۴. منتخب التواریخ: ص۶۳. اغتیال النبیصلىاللهعليهوآلهوسلم : ص۷۵. کشف الهاویة: ص۲۸۹. الغارات: ج۲ ص۹۲۲. شرح نهج البلاغة: ج۱۳ ص۳۱۵-۳۱۴، ج۱۴ ص۲۱. کنز العمال: ج۱۳ ص۶۰۸، ج۱۴ ص۸۶. تاریخ دمشق: ج۳۲ ص۹۳. استیعاب: ج۳ ص۹۸۰. المصنف (ابن ابی شیبة): ج۸ ص۵۸۸. مسند احمد: ج۵ ص۳۹۱. الکامل: ج۲ ص۳۶۲. صحیح مسلم: ج۸ ص۱۲۳. تفسیر ابن کثیر:ج۲ ص۳۸۷. تاریخ طبری: ج۳ ص۵۰۱.
او اولین کسی بود که به عمر «امیرالمؤمنین» خطاب کرد. عمر هم به خاطر اعتمادی که به ابوموسی داشت او را چهار سال والی بصره قرار داد، با اینکه بیش از یک سال کسی را در رأس کاری قرار نمی داد. ابوبکر به او مسئولیتی نداد و عثمان او را از حکومت بصره عزل کرد.
او در واقعه جمل مانع از رفتن مردم برای یاری امیرالمؤمنینعليهالسلام می شد تا آنکه امام حسنعليهالسلام آمده مردم را به یاری حضرت دعوت کردند و مردم هم اجابت نمودند.
سرانجام در ماجرایحَکَمین در دومه الجندل با عمروعاص تبانی کرده امیرالمؤمنینعليهالسلام را از خلافت خلع کرد. بعد از آن از ترس اصحاب امیرالمؤمنینعليهالسلام به مکه گریخت.(۱)
در این ماه درسال ۱۴۸ هـ ، دو ماه بعد از شهادت آقا و مولایمان حضرت صادقعليهالسلام جناب زراره بن اعین وفات کرد. او در روز شهادت امام صادقعليهالسلام در بستر بیماری بود.(۲) بعضی وفات زراره را در سال ۱۵۰ ه گفته اند.(۳)
او از اصحاب امام باقر و امام صادق و امام کاظمعليهمالسلام بود، و نزد آن بزرگواران دارای منزلت و مقام خاصی بود.
مردی فقیه، متکلم، شاعر و ادیب بود، و مشهور است که آن بزرگوار از اولین فقهای اصحاب ائمهعليهمالسلام بود.
____________________
۱. بحار الانوار: ج۳۳ ص۳۲۴-۲۹۷. منتخب التواریخ: ص۶۳، ۱۶۶، ۲۱۴. اغتیال النبیصلىاللهعليهوآلهوسلم : ص۷۸-۷۲. تتمة المنتهی: ص۳۱، ۴۱. شرح نهج البلاغة (ابن ابی الحدید): ج۱۳ ص۳۱۵-۳۰۳. تاریخ دمشق: ج۳۲ ص۱۰۰-۱۴. تذکرة الحافظ: ج۱ ص۲۴.
۲. رجال کشی: ص ۱۴۲. مسند زرارة بن اعینرحمهالله : ص۲۴-۲۳. معجم رجال الحدیث: ج۸ ص۲۲۸، ۲۴۱.
۳. رجال کشی: ص ۱۷۵. مسند زرارة بن اعینرحمهالله : ۲۶.
اسم آن بزرگوار عبد ربه، و لقب او زراره، و کنیه اش ابوالحسن و گاهی نیز ابوعلی خوانده می شود. پدرش اعین بن سنسن نام دارد. اولاد زراره حسن، حسین، رومی، عبید، عبداللَّه و یحیی هستند.
او مردی خوش سیما و جسیم بود، که آثار عبادت از پیشانی او ظاهر بود و هیبتی خاص و نیکو داشت. مردم برای دیدن او جمع می شدند و انتظار می کشیدند، و گاهی چنان ازدحام بود که زراره به خانه باز می گشت.(۱)
ابن ابی عمیر که از بزرگان شیعه است، می گوید: زمانی که از محضر جمیل بن درّاجرحمهالله استفاده می کردم به او گفتم: «چه نیکوست محضر تو و چه زینت دارد افاده از مجلس تو»! جمیل گفت: «امّا به خدا قسم ما نزد زراره به منزله اطفال مکتبی هستیم، که نزد معلّم خود باشند ».(۲)
____________________
۱. مسند زراره بن اعینرحمهالله : ص ۲۹. الفوائد الرجالیة: ج۱ ص۲۳۲. منتهی الامال: ج ۲، ص ۱۷۱.
۲. رجال کشی: ص۱۳۴. الکنی و الاقاب: ج۱ ص۲۸۳. معجم رجال الحدیث: ج۸ ص۲۳۱. تهذیب المقال: ج۵ ص۱۴. منتهی الآمال: ج ۲، ص ۱۷۱.
منابع
۱.ابصار العین فی انصار الحسین عليهالسلام ، شیخ محمد سماوی، مکتبة بصیرتی، قم ۱۴۰۸ ق
۲.ابوبکر بن ابی قحافة ، علی خلیل
۳.ابوذر الغفاری رحمهالله ، کمال السید، مؤسسه انصاریان، قم
۴.ابوطالب عليهالسلام حامی الرسول و ناصره ، نجم الدین شرف عسکری، الآداب، نجف الأشرف
۵.الاتحاف بحب الأشراف ، شبراوی شافعی
۶.اثبات الوصیة ، مسعودی، دار الأضواء، قم، بیروت
۷.اثبات الهداة ، محمد بن حسن حر عاملی
۸.اجساد جاویدان ، علی اکبر مهدی پور، مطبوعات حاذق، ۱۳۷۷ ش
۹.الآحاد و المثانی ، ابن ابی عاصم، دار الدرایة، ریاض، ۱۴۱۱ ق
۱۰.الأحادیث المختارة ، ابی عبدالله حنبلی مقدسی، مکتبة النهضة الحدیثة، مکه، ۱۴۱۰ق
۱۱.الاحتجاج ، شیخ طبرسی، انتشارات دار النعمان، نجف اشرف، ۱۳۸۶ق
۱۲.احقاق الحق وازهاق الباطل ، قاضی نور الله حسینی شوشتری مرعشی
۱۳.الأحکام ، ابن حزم اندلسی، ناشر: زکریا علی یوسف، مطبعة العاصمة، قاهره
۱۴.احکام القرآن ، جصاص، دار الکتب العلمیة، بیروت، ۱۴۱۵ ق
۱۵.احیاء علوم الدین ، ابوحامد محمد غزالی
۱۶.الأخبار الطوال ، دینوری، دار احیاء الکتب العربیة، ۱۹۶۰ م
۱۷.اختران تابناک ، ذبیح الله محلاتی، انتشارات اسلامیة، ج۱۳۴۹:۱ ش، ج۱۳۶۱:۲ ش
۱۸.الاختصاص ، شیخ مفید، النشر الاسلامی، قم ۱۴۱۸ ق، مکتبة بصیرتی، قم
۱۹.اختیارات ، علامه مجلسی، کتابفروشی اسلامیة، تهران، الثالثة
۲۰.اختیار معرفة الرجال ، شیخ طوسی، مؤسسه آل البیت، ۱۴۰۴ ق
۲۱.الأخلاق الحسینیة عليهالسلام ، جعفر البیاتی، نشر انوار الهدی، ۱۴۱۸ ق
۲۲.الأربعین ، شیخ ماحوزی، تحقیق سید مهدی رجائی، ۱۴۱۷ ق
۲۳.الأربعین ، محمد طاهر قمی شیرازی، ناشر: محقق، ۱۴۱۸ ق
۲۴.الارشاد ، شیخ مفید، مؤسسه آل البیتعليهمالسلام ، قم ۱۴۱۶ ق
۲۵.ارشاد الساری شرح صحیح البخاری ، احمد قسطلانی، دار صادر، بیروت ۱۴۰۳ ق
۲۶.ارشاد القلوب ، حسن بن ابی الحسن دیلمی، انتشارات الشریف الرضی، قم، ۱۴۱۲ ق
۲۷.از مدینه تا مدینه ، سید محمد جواد ذهنی تهرانی، نشر پیام حق، تهران ۱۳۷۹ ش
۲۸.ازواج النبی صلىاللهعليهوآلهوسلم و بناته ، نجاح طائی، دار الهدی لا حیاء التراث، بیروت ۱۴۲۲ ق
۲۹.اسباب نرول الآیات ، واحدی نیشابوری، مؤسسه الحلبی و شرکائه، قاهره ۱۳۸۸ ق
۳۰.الاستغاثة فی بدع ثلاثة ، ابی القاسم علی بن احمد کوفی
۳۱.الاستیعاب ، ابن عبد البر، دار الجیل، بیروت ۱۴۱۲ ق
۳۲.اسد الغابة فی معرفة الصحابة ، ابن الأثیر، اسماعیلیان، تهران ۱۳۸۰ ق
۳۳.اسرار الامامة ، عماد الدین الطبری، آستان قدس رضوی، مشهد
۳۴.اسرار الشهادة ، ملا آقا دربندی، انتشارت اعلمی، تهران ذوی القربی، قم
۳۵.الأسرار الفاطمیة عليهاالسلام ، محمد فاضل مسعودی، مؤسسه زائر، قم، ۱۴۲۰ ق
۳۶.اسرار فدک ، محمد باقر انصاری وسید حسین رجائی، نشر الهادی، قم ۱۳۷۵ ش
۳۷.اسعاف الراغبین ، محمد بن صبان مصری، در حاشیه نور الأبصار، مصر
۳۸.آسیاب تبری ، سید مجتبی عصیری ۳۹.الاصابة ، ابن حجر عسقلانی، دار الکتب العلمیة، ۱۴۱۵ ق
۴۰.اضواء علی السنة المحمدیة صلىاللهعليهوآلهوسلم ، محمود ابو ریة، دار الکتاب الاسلامی
۴۱.اضواء علی الصحیحین ، شیخ محمد صادق نجمی، مؤسسه المعارف الاسلامیة، قم ۱۴۱۹ ق
۴۲.الاعتقادات ، شیخ صدوق
۴۳.الأعلام ، خیر الدین زرکلی، دار العلم للملایین، بیروت
۴۴.اعلام النساء ، عمر رضا کحالة، مؤسسه الرسالة، بیروت
۴۵.اعلام النساء ، المؤمنات، محمد حسون، ام علی مشکور، دار الأسوة، ۱۴۱۱ ق
۴۶.اعلام الوری ، امین الاسلام طبرسی، مؤسسه آل البیتعليهمالسلام ، قم ۱۴۱۷ ق
۴۷.اعیان الشیعة ، سید محسن امین عاملی، دارالتعارف للمطبوعات، بیروت ۱۴۰۶ ق
۴۸.اغتیال ابی بکر ، نجاح طائی، دار الهدی للتراث، بیروت ۱۴۱۹ ق
۴۹.اغتیال النبی صلىاللهعليهوآلهوسلم ، نجاح طائی، دار الهدی للتراث، بیروت ۱۴۱۹
۵۰.آفتاب کعبه ، محمد باقر انصاری، نشر مولود کعبه، قم ۱۳۷۶
۵۱.افحام الأعداء والخصوم ، سید ناصر حسین موسوی هندی، مکتبة نینوی الحدیثة، تهران
۵۲.الاقبال بالأعمال الحسنة ، سید ابن طاووس، مکتب الأعلام الاسلامی، ۱۴۱۴، دار الکتب الاسلامیة، تهران
۵۳.الزام النواصب ، شیخ مفلح بن حسین بن راشد، ۱۴۲۰ ق
۵۴.القاب الرسول وعترته عليهمالسلام ، بعض قدماء محدثین، ضمن مجموعه نفسیة، قم ۱۳۹۶ ق
۵۵.الأم ، محمد بن اردیس شافعی، دار الفکر، بیروت ۱۴۰۳ ق
۵۶.الامامة و السیاسة ، ابن قتبیة، انتشارات الشریف الرضی، قم، ۱۴۱۳ ق، تحقیق شیری
۵۷.ام البنین سیدة نساء العرب ، سید مهدی سویج، المکتبة الحیدریة، قم ۱۳۷۷ ش
۵۸.الأمالی ، شیخ صدوق، مؤسسه بعثت، قم ۱۴۱۷ ق
۵۹.الأمالی ، شیخ مفید، مؤسسه النشر الاسلامی، قم
۶۰.الأمالی ، ابی جعفر محمد بن حسن طوسی، دار الثقافة، قم ۱۴۱۴ ق
۶۱.امالی المحاملی ، حسین بن اسماعیل ضبی محاملی، المکتبة الاسلامیة دار ابن القیم، اردن، ۱۴۱۲ ق
۶۲.الامام حسن العسکری عليهالسلام ، حاج حسین الشاکری، الهادی، قم ۱۴۲۰ ق
۶۳.الامام الحسین عليهالسلام فی احادیث الفریقین ، سید علی محمد ابطحی، ناشر: المؤلف، ۱۴۱۸ ق
۶۴.الامام الحسین عليهالسلام و اصحابه عليهمالسلام ، فضل علی قزوینی، مطبعة باقری، قم
۶۵.الامامة و التبصرة من الحیرة ، والد شیخ صدوق، مدرسة الامام المهدیعليهالسلام ، قم
۶۶.الامام علی عليهالسلام فی آراء الخلفاء ، شیخ مهدی فقیه ایمانی، مؤسسه المعارف الاسلامیة، قم ۱۴۲۰ ق
۶۷.الامام علی عليهالسلام من حبه عنوان الصحیفة ، شیخ احمد رحمانی همدانی، منیر، تهران ۱۴۱۷ ق
۶۸.الامام موسی بن جعفر عليهماالسلام فی بحار الأنوار ، سید علی اشرف، المکتبة الحیدریة، قم ۱۴۲۵
۶۹.الامام المهدی عليهالسلام من المهد الی اللحد ، سید محمد کاظم قزوینی، بیروت
۷۰.الامام الهادی عليهالسلام ،حاج حسین شاکری ، ناشر: المؤلف، قم ۱۴۱۹ ق
۷۱.الامام الهادی عليهالسلام من المهد الی اللحد ، سید محمد کاظم قزوینی، قم، مرکز مشر آثار شیعه
۷۲.امتاع الاسماع ، مقریزی، دار الکتب العلمیة، بیروت، ۱۴۲۰ ق
۷۳.الأنساب ، عبدالکریم بن محمد سمعانی، دار الجنان، بیروت، ۱۴۰۸ ق
۷۴.انساب الأشراف ، بلاذری، مؤسسه اعلمی، بیروت ۱۳۹۴ ش
۷۵.انصار الحسین عليهالسلام ، محمد مهدی شمس الدین، الدار الاسلامیة، ۱۴۰۱ ق
۷۶.الأنوار البهیة ، محدث قمی، مؤسسه النشر الاسلامی، قم ۱۴۱۷ ق
۷۷.الأنوار الساطعة من العذراء الطاهرة خدیجة بنت خویلد عليهاالسلام ، شیخ غالب سیلاوی، ناشر: مؤلف، ۱۴۲۱ ق۷۸
۷۸.انوار الشهادة ، محمد حسن یزدی
۷۹.الأنوار العلویة ، شیخ جعفر نقدی، المطبعة الحیدریة، نجف اشرف ۱۳۸۱ ق
۸۰.انوار المشعشعین ، شیخ محمد علی نائینی، کتابخانه آیة الله مرعشی، قم ۱۳۸۱
۸۱.الأنوار النعمانیة ، سید نعمة الله جزائری، مطعبة شرکت چاپ، تبریز
۸۲.الایضاح ، فضل بن شاذان ازدی نیشابوری، تحقیق سید جلال الدین حسینی
۸۳.ایمان ابی طالب عليهالسلام ، علامه امینی
۸۴.این دفن النبی صلىاللهعليهوآلهوسلم ، محمد علی برو مؤسسه نشر اسلامی، قم
۸۵.بحار الأنوار ، علامه مجلسی، مؤسسه الوفاء، بیروت ۱۴۰۳ ق
۸۶.البدایة و النهایة ، ابن کثیر، دار احیاء التراث العربی، بیروت ۱۴۰۸ ق
۸۷.البدء والتاریخ ، مطهر بن طاهر مقدسی، دار صدار، بیروت
۸۸.البرهان فی تفسیر القرآن ، سید هاشم بحرانی، اسماعیلیان، قم
۸۹.بشارة المصطفی صلىاللهعليهوآلهوسلم ، ابوجعفر محمد طبری امامی، مکتبة حیدریة، نجف اشرف ۱۳۸۳ ق
۹۰.بصائر الدرجات ، بوجعفر محمد بن حسن بن فروخ صفار، مؤسسه اعلمی، ۱۳۶۲ ش
۹۱.بلاغات النساء ، ابن طیفور، مکتبة بصیرتی، قم
۹۲.البلد الأمین ، کفعمی، مکتبة الصدوق، تهران
۹۳.بنات النبی صلىاللهعليهوآلهوسلم ام ربائبه ، سید جعفر مرتضی عاملی
۹۴.بیت الأحزان ، محدث قمی، دار الحکمه، قم ۱۴۱۲ ق
۹۵.بیت الأحزان ، عبدالخالق بن عبد الرحیم یزدی، چاپ سنگی
۹۶.تاج العروس من جواهر القاموس، محمد مرتضی زبیدی، مکتبة الحیاة، بیروت
۹۷.تاج الموالید ، علامه طبرسی، ضمن مجموعة نفسیة، مکتبة بصیرتی، قم ۱۳۹۶ ق
۹۸.تاریخ الأئمة عليهمالسلام ، عدة من علماء الشیعة، مکتبة بصیرتی، قم ۱۳۹۶ ق
۹۹.تاریخ الاسلام ، ذهبی، دار الکتاب العربی، بیروت
۱۰۰.تارخ الأمم و الملوک ، محمد بن جریر طبری، مؤسسه اعلمی، بیروت
۱۰۱.تاریخ ابن خلدون ، ابن خلدون، دار احیاء التراث العربی، بیروت
۱۰۲.تاریخ بغداد ، خطیب بغدادی، دار الکتاب العربی، بیروت
۱۰۳.تاریخ تشیع در ایران ، رسول جعفریان ۱۰۴.تاریخ الخلفاء ، سیوطی، دار القلم، بیروت
۱۰۵.تاریخ خلیفة بن خیاط ، خلیفة بن خیاط عصفری، دار الفکر، بیروت ۱۴۱۴ ق
۱۰۶.تاریخ الخمیس ، حسین دیاربکری، مؤسسه شعبان، بیروت، مصر ۱۳۸۳ ق
۱۰۷.تاریخ سامراء ، ذبیح الله محلاتی، اسلامیة، ۱۳۸۸ ق، انتشارات الشریف الرضی، قم ۱۴۲۶ ق
۱۰۸.التاریخ الصغیر ، بخاری، دار المعرفة، بیروت ۱۴۰۶ ق
۱۰۹.تاریخ العلوم عند العرب ، بیروت ۱۳۹۰ ق
۱۱۰.تاریخ قم ، حسن بن علی بن حسن قمی، انتشارات توس، تهران ۱۳۶۱ ش
۱۱۱.تاریخ المدینة ، ابن شبة نمیری، دار الفکر، قم ۱۴۱۰ ق
۱۱۲.تاریخ مدینة دمشق ، ابن عساکر، دار الفکر، ۱۴۱۵ ق
۱۱۳.تاریخ الیعقوبی ، احمد بن ابی یعقوب، مؤسسه نشر فرهنگ اهل بیتعليهمالسلام ، قم
۱۱۴.تأویل الآیات الظاهرة ، سید شرف الدین علی حسینی، مطبعة امیر، قم ۱۴۰۷ ق
۱۱۵.تتمة المختصر فی اخبار البشر ، ابن الوردی، دار المعرفة، بیروت
۱۱۶.تتمه المنتهی ، محدث قمی، داوری، قم ۱۳۹۷ ق
۱۱۷.تثبیت الامامة ، هادی یحیی بن حسین زیدی یمنی، دار الامام السجادعليهالسلام ، بیروت ۱۴۱۹ ق
۱۱۸.تحریر الأحکام ، علامه حلی، مؤسسه آل البیتعليهمالسلام ، چاپ سنگی
۱۱۹.تحفة الأبرار فی مناقب الأئمة الأطهار عليهمالسلام ، عماد الدین الطبری، مشر میراث مکتوب
۱۲۰.تحفة الأحوذی ، مبارکپوری، دارالکتب العلمیة، بیروت ۱۴۱۰ ق
۱۲۱.تحفة الزائر ، علامه مجلسی، چاپ سنگی، تهران
۱۲۲.التحفة العسجدیة ، یحیی بن حسین بن قاسم، ابو ایمن للطباعه، صنعاء، الیمن
۱۲۳.تحقیق درباره اول اربعین سید الشهداء عليهالسلام ، سید محمد علی قاضی طباطبائی، بنیاد قاضی طباطبائی، ۱۳۶۸ ش
۱۲۴.تدریب الراوی ، عبدالرحمان سیوطی، مکتبة الریاض الحدیثة، ریاض
۱۲۵.تدوین القرآن ، علی کورانی، دار القرآن الکریم، قم، ۱۴۱۸ ق
۱۲۶.تذکرة الحفاظ ، ذهبی، مکتبة الحرم المکی، دار احیاء التراث العربی
۱۲۷.تذکرة الخواص ، سبط ابن جوزی، انتشارات الشریف الرضی، قم ۱۴۱۸ ق
۱۲۸.تذکرة الشهداء (المترجم) ، ملا حبیب الله کاشانی، ترجمة سید علی اشرف، نشر مدین، قم ۱۴۲۶ ق
۱۲۹.تذکرة الفقهاء ، علامه حلی، مکتبة الرضوییة لاحیاء آثار الجعفریه
۱۳۰.تراجم اعلام النساء ، محمد حسین اعلمی، حائری، بیروت مؤسسه اعلمی، ۱۴۰۷ ق
۱۳۱.ترجمة الامام الحسین عليهالسلام من تاریخ دمشق ، ابن عساکر، مؤسسه محمودی، بیروت ۱۳۹۸ ق
۱۳۲.ترجمة الامام الحسن عليهالسلام من طبقات ابن سعد ، سید عبدالعزیز طباطبائی، مؤسسه آل البیتعليهمالسلام ، قم، ۱۴۱۶ ق
۱۳۳.ترجمة الامام الحسین عليهالسلام من طبقات ابن سعد ، سید عبدالعزیز، طباطبائی، مؤسسه آل البیتعليهمالسلام ، قم، ۱۴۱۶ ق
۱۳۴.تشیید المطاعن ، سید محمد قلی موسوی نیشابوری کنتوری، چاپ سنگی
۱۳۵.التعجب من اغلاط العامة ، ابی الفتح کراجکی، مکتبة المصطفوی، قم ۱۴۱۰ ق، طبع و تخریج: فارس حسون کریم
۱۳۶.تعجیل المنفعة ، ابن حجر عسقلانی، دار الکتاب العربی، بیروت
۱۳۷.التعدیل و التجریح لمن خرج عنه البخاری، سلیمان الباحی
۱۳۸.تفسی الثعالبی (الجواهر الحسان) ، عبد الرحمان ثعالبی مالکی، دار احیاء التراث العربی، بیروت ۱۴۱۸ ق
۱۳۹.تفسیر الجلالین ، جلال الدین محلی، جلال الدین سیوطی، دار المعرفة، بیروت
۱۴۰.تفسیر الصافی ، فیض کاشانی، مکتبة الصدر، تهران، ۱۴۱۶ ق
۱۴۱.تفسیر العیاشی ، محدث جلیل ابو انضر محمد بن مسعود بن عیاشی، مکتبة العلمیة الاسلامیة، تهران
۱۴۲.تفسیر فرات ، ابوالقاسم فرات بن ابراهیم کوفی، وزارت ارشاد اسلامی، ۱۴۱۰ ق
۱۴۳.تفسیر القرآن العظیم ، ابن کثیر دمشقی، دار المعرفة، بیروت ۱۴۱۲ ق
۱۴۴.تفسیر القرطبی (الجامع لأحکام القرآن)، محمد بن احمد القرطبی، دار احیاء التراث العربی، بیروت ۱۴۰۵ ق
۱۴۵.تفسیر القمی ، ابوالحسن علی بن ابراهیم قمی، مؤسسه دار الکتاب، قم ۱۴۰۴ ق
۱۴۶.التفسیر الکبیر ، فخر رازی
۱۴۷.تفسیر کنز الدقائق ، میرزا محمد مشهدی قمی، مؤسسه نشر اسلامی، قم ۱۴۰۷ ق
۱۴۸.تفسیر نور الثقلین، حویزی، مؤسسه اسماعیلیان، قم ۱۴۱۲ ق
۱۴۹.التفضیل ، ابو الفتح کراجکی، مؤسسه اهل البیتعليهمالسلام ، بنیاد بعثت، تهران، ۱۴۰۳ ق
۱۵۰.تقریب التهذیب ، ابن حجر عسقلانی، دار المکتبة العلمیة، بیروت ۱۴۱۵ ق
۱۵۱.تقریب المعارف ، ابوالصلاح حلبی، تحقیق: شیخ فارس تبریزیان، ناشر: محقق
۱۵۲.تقویم الأئمة عليهمالسلام یا روز شمار دینی ، محمد رضا شریعت زاده طالقانی، تارخ الکتابة ۲۶ رجب ۱۳۸۱ ق
۱۵۳.تقویم المحسنین ، فیض کاشانی، چاپ سنگی
۱۵۴.تقویم الواعظین ، سید حسن میر حافظ، نشر الف، ۱۴۱۶ ق
۱۵۵.تلخیص الحبیر ، ابن حجر عسقلانی، دار الفکر، بیروت
۱۵۶.التمهید ، ابن عبدالبر، وزراة الاوقاف و الشؤون الاسلامیة، مغرب ۱۳۸۷ ق
۱۵۷.التنبیه و الاشراف ، مسعودی
۱۵۸.تنقیح المقال ، علامه شیخ عبداالله مامقانی، المکتبة المرتضویة، نجف ۱۳۵۲ ق، انتشارت جهان، تهران
۱۵۹.تنویر الحوالک ، جلال الدین سیوطی، دار الکتب العلمیة، بیروت ۱۴۱۸
۱۶۰.تهذیب الاحکام ، ابو جعفر طوسی، دار الکتب الاسلامیة، تهران ۱۳۶۵ ش
۱۶۱.تهذیب الاسماء ، محیی الدین نوری، دار الفکر، بیروت ۱۹۹۶ م
۱۶۲.تهذیب التهذیب ، ابن حجر عسقلانی، دار الفکر، ۱۴۰۴ ق
۱۶۳.تهذیب الکمال ، ابو الحجاج مزی، مؤسسه الرسالة، بغداد ۱۴۰۶ ق
۱۶۴.تهذیب المقال فی تنفیح کتاب الرجال ، سید محمد علی موحد ابطحی، قم ۱۴۱۲ ق
۱۶۵.التوحید ، شیخ صدوق، مکتبة الصدوق، ۱۳۹۸ ق، نشر اسلامی، قم ۱۳۸۷ ق
۱۶۶.توضیح المقاصد ، شیخ بهاء الدین عاملی، ضمن مجموعه نفیسه، مکتبة بصیرتی، قم ۱۳۹۶ ق
۱۶۷.الثاقب فی المناقب ، ابن حمزة طوسی، مؤسسه انصاریان، قم ۱۴۱۲ ق
۱۶۸.الثغور الباسمة ، جلال الدین، سیوطی، مرکز الدراسات الاسلامیة، بیروت ۱۴۰۸ ق
۱۶۹.الثقات ، ابن حبان تمیمی، مؤسسه الکتب الثقافیة، حیدر آباد دکن، هند، ۱۳۹۳ ق
۱۷۰.ثمار القلوب ، ثعالبی
۱۷۱.ثمرات الأعواد ، سید علی بن الحسین هاشمی، انتشارات شریف رضی، قم
۱۷۲.ثمرات الحیاة ، سید محمد امامی اصفهانی، مؤسسه افتخاریان، مطبعة علمیة، قم ۱۳۸۳ ق
۱۷۳.ثواب الأعمال ، شیخ صدوق، انتشارت شریف رضی، قم ۱۳۸۶ ش
۱۷۴.جامع احادیث الشیعة ، با اشراف آیة الله بروجردی، العلمیة، قم ۱۳۹۹ ق
۱۷۵.جامع الأحادیث الکبیر ، سیوطی، دار الفکر، بیروت
۱۷۶.جامع الأخبار ، منسوب به شیخ صدوق
۱۷۷.جامع الأصول من احادیث الرسول صلىاللهعليهوآلهوسلم ، ابن اثیر، دار احیاء التراث العربی، بیروت
۱۷۸.جامع البیان ، طبری، دار الفکر، بیروت ۱۴۱۵ ق
۱۷۹.جامع الشتات ، محمد اسماعیلیان خواجوئی، تحقیق سید مهدی الرجائی، ۱۴۱۸ ق
۱۸۰.الجامع الصغیر ، سیوطی، دار الفکر، بیروت ۱۴۰۱ ق
۱۸۱.جزء الحمیری ، علی بن محمد حمیری، دار طحاوی، ریاض ۱۴۱۳ ق
۱۸۲.جلاء العیون ، علامه مجلسی، انتشارات علمیه اسلامیه
۱۸۳.الجمل ، شیخ مفید، مکتبة داوری، قم ۱۸۴.جنات الخلود ، خاتون آبادی، مکتبة ادبیة، تهران ۱۳۷۸ ق
۱۸۵.الجنة العاصمة ، میرجهانی، مکتبة صدر، تهران
۱۸۶.جواهر التاریخ ، علی کرواین، دار الهدی، قم ۱۴۲۵ ق
۱۸۷.الجواهر السنیة فی الأحادیث القدسیة ، محمد بن حر عاملی، مکتبة المفید، قم
۱۸۸.جواهر الکلام ، شیخ محمد حسن نجفی، دار الکتب الاسلامیة، تهران ۱۳۶۷ ش
۱۸۹.جواهر المطالب فی مناقب الامام علی بن ابی طالب عليهالسلام ، محمد بن احمد شافعی، احیاء الثقافة الاسلامیة، قم ۱۴۱۵ ق
۱۹۰.الجواهر النقی ، عماد الدین ماردینی، دار الفکر
۱۹۱.حاشیة الدسوقی ، محمد بن عرفه دسوقی، دار احیاء الکتب العربیة
۱۹۲.حبیب السیر ، غیاث الدین خواندمیر
۱۹۳.الحدائق الناضرة ، شیخ یوسف بحرانی، مؤسسه النشر الاسلامی، قم
۱۹۴.حدیفة الرضویة ، شیخ محمد خسن هروی (ادیب هروی)
۱۹۵.حدیقة الشیعة ، مقدس اردبیلی، انتشارات گلی، تهران ۱۳۷۷ ش
۱۹۶.الحسین عليهالسلام ، خیر الله طلفاح، داذ العروبة، بغداد
۱۹۷.الحسین عليهالسلام ، علی جلال حسینی، المطبعة السلفیة، قاهره ۱۳۴۹ ق
۱۹۸.حضرت رقیه عليهالسلام ، شیخ علی فلسفی
۱۹۹.حضرت رقیه عليهالسلام چاووش کربلا پاسدار ولایت ، سید مجتبی موسوی زنجانرودی، مؤسسه شاکر، ۱۳۷۶ ش
۲۰۰.حق الیقین ، علامه محمد باقر مجلسی، الاسلامیة، تهران ۱۳۵۷ ش
۲۰۱.حلیة الابرار ، علامه سید هاشم بحرانی، مؤسسه المعارف الاسلامیة، قم ۱۴۱۱ ق، العلمیة، قم
۲۰۲.حلیة الاولیاء ، ابونعیم اصفهانی، دار الکتاب العربی، بیروت ۱۴۰۵ ق
۲۰۳.حمزة سید الشهداء عليهالسلام ، کمال السید، انصاریان، قم
۲۰۴.حیاة الامام الحسین عليهالسلام ، باقر شریف قرشی، ناشر الادب، نجف اشرف، ۱۳۹۴ ق
۲۰۵.حیات الحیوان ، دمیری
۲۰۶.حیاة الست عليهالسلام ، مهدی منصوری، صحفی، قم
۲۰۷.حیاة القاسم بن الامام الکاظم عليهماالسلام ، محمد علی ناصری بحرانی، نجف اشرف، ۱۳۹۱ ق
۲۰۸.خاتمة مستدرک الوسائل ، محدث نوری، مؤسسه آل البیت، قم ۱۴۱۵ ق
۲۰۹.الخرائج و الجرائح ، قطب الدین راوندی، مؤسسه الامام المهدی، قم
۲۱۰.خصائص الأئمة عليهمالسلام ، شریف رضی، مجمع البحوث الاسلامیة، آستاان قدس رضوی، مشهد ۱۴۰۶ ق
۲۱۱.خصائص امیرالمؤمنین عليهالسلام ، نسائی، مکتبة نینوی الحدیثة
۲۱۲.الخصائص الزینبیة عليهاالسلام ، سید نور الدین جزائری، مطبعة مهین، ۱۴۰۱ ق، مسجد مقدس جمکران، ۱۳۸۳ ق
۲۱۳.الخصائص العباسیة عليهالسلام ، محمد ابراهیم کلباسی النجفی، المکتبة الحیدریة، قم ۱۳۷۸ ش
۲۱۴.الخصائص الفاطمیة عليهاالسلام ، للشیخ محمد باقر کجوری (ترجمة سید علی اشرف)، انتشارات الشریف الرضی، قم ۱۳۸۰ ش
۲۱۵.خصائص الوحی المبین ، شمس الدین یحیی بن الحسن (ابن البطریق)، دار القرآن الکریم، قم ۱۴۱۷ ق
۲۱۶.الخصال ، شیخ صدوق، مؤسسه النشر الاسلامی، قم ۱۴۰۳ ق
۲۱۷.الخطط المقریزیة (المواعظ و الاعتبار) ، مقریزی، مکتبة المثنی، دار صادر، بغداد، بیروت
۲۱۸.خطیب کعبة ، علی اصغر یونسیان، انتشارات منیر، تهران ۱۴۲۳ ق
۲۱۹.خلاصة الأقوال ، علامه حلی، المکتبة الحیدریة، نجف ۱۳۸۱ ق
۲۲۰.خلاصة عبقات الأنوار ، سید حامد نقوی، (تخلیص میلانی)، مؤسسه البعثة، قم ۱۴۰۶ ق
۲۲۱.الخلافة المغتصبة ، ادریس حسینی مغربی
۲۲۲.خلفیات کتاب مأساة الزهراء عليهاالسلام ، سید جعفر مرتضی عاملی، دار السیرة، بیروت
۲۲۳.دائرة المعارف ، فرید وجدی
۲۲۴.دائرة المعارف الاسلامیة الشیعیة ، سید حسن الأمین، دار التعارف، بیروت
۲۲۵.دائرة المعارف تشیع ، ج۸، نشر شهید سعید محبی، ۱۳۷۹ ش
۲۲۶.دارالسلام ، شیخ محمود عراقی، ناشر: ایران نگین
۲۲۷.الدر المنثور ، سیوطی، دار الفکر بیروت، (مطبعة الفتح، جده) ۱۳۶۵ ق
۲۲۸.الدرجات الرفیعة ، سید علی خان، مکتبة بصیرتی، قم ۱۳۹۷ ق
۲۲۹.الدروس الشرعیة ، شهید اول، مؤسسه النشر الاسلامی، قم ۱۴۱۲ ق
۲۳۰.دریای سخن ، سقازاده تبریزی
۲۳۱.دعائم الاسلام ، قاضی نعمان مغربی، در المعارف، قاهره، ۱۳۸۳ ق
۲۳۲.دعوة الی سبیل المؤمنین ، طارق زین العابدین، مجمع البحوث الاسلامیة، آستان مقدس قدس رضوی، مشهد ۱۴۱۸ ق
۲۳۳.دلائل الامامة ، ابوجعفر محمد بن جریر طبری امامی، مؤسسه البعثة، قم ۱۴۱۳ ق، مکتبة الحیدریة، نجف ۱۳۸۳
۲۳۴.دلائل النبوة ، اصبهانی، دار طیبة، ریاض ۱۴۰۹ ق
۲۳۵.الدمعة الساکبة ، محمد باقر بن عبدالکریم، مکتبة العلوم العامة، منامه ۱۴۰۹ ق
۲۳۶.الدیباج علی صحیح مسلم ، عبدالرحمان سیوطی، دار ابن عفان، سعودی ۱۴۱۶ ق
۲۳۷.ذخائر العقبی ، احمد بن عبدالله طبری، مکتبة القدسی، ۱۳۵۶ ق
۲۳۸.الذریة الطاهرة ، دو لابی، الدار السلفیة، کویت ۱۴۰۷ ق
۲۳۹.الذریعة الی تصانیف الشیعة ، علامه آقا بزرگ طهرانی، دار الأضواء، بیروت ۱۴۰۳ ق
۲۴۰.ذریعة النجاة فی مقتل الحسین ، میرزا رفیع گرمرودی، چاپ سنگی، تبریز، ۱۳۰۲ ق
۲۴۱.ذکر اخبار اصبهان ، ابونعیم اصبهانی، المطبعة بریل ۱۹۳۴ م
۲۴۲.ذوب النضار ، ابن نما حلی، مؤسسه النشر الاسلامی، قم ۱۴۱۶ ق
۲۴۳.ربیع الأبرار ونصوص الأخبار ، زمخشری، انتشارات رضیري، قم، ۱۴۱۰ ق
۲۴۴.رجال البرقی ، شیخ ابوجعفر احمد بن خالد برقی، مؤسسه قیوم، قم
۲۴۵.رجال صحیح البخاری ، احمد بن محمد بخاری کلاباذی، دار المعرفة، بیروت ۱۴۰۷ ق
۲۴۶.رجال الطوسی ، شیخ طوسی، مؤسسه النشر الاسلامی، قم ۱۴۱۵ ق
۲۴۷.رجال الکشی ، شیخ کشی، دانشگاه مشهد، مشهد ۱۳۴۸ ش
۲۴۸.رجال مسلم ، ابن منجویه اصفهانی، دار المعرفة، بیروت ۱۴۰۷ ق
۲۴۹.رجال النجاشی ، شیخ ابوالعباس احمد بن علی نجاشی، مؤسسه النشر الاسلامی، قم ۱۴۱۶ ق
۲۵۰.رحلة ابن بطوطة ، محمد بن ابراهیم اللواتی، دار بیروتريال بیروت ۱۴۰۵
۲۵۱.رد عقائد الوهابیة ، شیخ محمد جواد بلاغی
۲۵۲.رسائل المرتضی ، شریف سید مرتضی، دار القرآن، قم ۱۴۰۵ ق
۲۵۳.رسالة حول حدیث نحن معاشر الأنبیاء لانورث ، شیخ مفید، دار المفید، بیروت ۱۴۱۴ ق
۲۵۴.رسالة حول خبر ماریة ، شیه مفید، دار المفید، بیروت ۱۴۱۴ ق
۲۵۵.الرسالة السعدیة ، علامه حلی، کتابخانه آیة الله مرعشی نجفی، قم ۱۴۱۰ ق
۲۵۶.رسالة فیروزیة ، میرزا عبدالله افندی، نسخه عکسی مرکز احیاء التراث الاسلامی، قم
۲۵۷.روضات النجات ، میرزا محمد باقر موسوی خوانساری، اسماعیلیان، قم
۲۵۸.روضة الصفا ، محمد بن سید برهان الدین خاوند شاه معروف «میر خواند»
۲۵۹.الروضة فی المعجزات والفضائل ، یکی از علمای شیعه، چاپ سنگی در آخر علل الشرائع
۲۶۰.روضة المتقین فی شرح من لا یحضره الفقیه ، محمد تقی مجلسی، المؤسسة الاسلامیة الثقافیة کوشانپور، قم ۱۴۰۶ ق
۲۶۱.روضة الواعظین ، فتال نیشابوری، انتشارت الرضی، قم ۱۳۸۶ ق
۲۶۲.الروض الفائق ، شعیب بن عبدالله حریفیش
۲۶۳.الروض النضیر فی معنی حدیث الغدیر ، فارس حسون کریم، مؤسسه امیرالؤمنینعليهالسلام ، قم ۱۴۱ ق
۲۶۴.ریاحین الشریعة ، ذبیح الله محلاتی، دار الکتاب الاسلامیة، تهران
۲۶۵.ریاض الأنساب ومجمع الألقاب ، معروف «بخر الأنساب»، چاپ سنگی
۲۶۶.ریاض العلماء وحیاض الفضلاء ، میرزا عبدالله افندی، کتابخانه آیة الله مرعشی، قم ۱۴۱۰ ق
۲۶۷.ریاض القدس ، صدر الدین واعظ قزوینی، الاسلامیة، ۱۳۷۶ ش
۲۶۸.ریاض المصائب ، سید محمد مهدی بن سید محمد جعفر، چاپ سنگی
۲۶۹.الریاض النضرة ، محب طبری، دار الکتب العلمیة، بیروت، المکتبة القیمة، قاهره
۲۷۰.زاد المسیر ، ابن جوزی، دار الفکر، بیروت ۱۴۰۷ ق
۲۷۱.زاد المعاد ، علامه مخمد باقر مجلسی، چاپ سنگی، تهران
۲۷۲.زندگانی چهارده معصوم عليهمالسلام ، عماد زاده
۲۷۳.زندگانی سیدة نفیسة عليهاالسلام (گوهر خاندان رسالت) ، عزیز الله عطاردی، انتشارات عطارد، ۱۳۷۳ ش
۲۷۴.زندگانی کریمه اهل بیت عليهمالسلام ، علی اکبر مهدی پور، نشر حاذق، ۱۳۸۰ ش
۲۷۵.زینب الکبری عليهاالسلام ، شیخ جعفر نقدی، المکتبة الحیدریة، قم ۱۳۷۸ ش
۲۷۶.سبعة من السلف ، فیروزآبادی، دار الهجرة، قم ۱۳۷۵ ش
۲۷۷.سبل الرشاد الی اصحاب الامام الجواد عليهالسلام ، عبد الحسین شبستری، المکتبة التاریخیة، قم ۱۴۲۱ ق
۲۷۸.سبل السلام ، محمد کحلانی صنعانی، مکتبة مصطفی البابی الحلبی، مصر ۱۳۷۹ ق
۲۷۹.سبل الهدی و الرشاد ، محمد بن یوسف شامی، دار الکتب العلمیة، بیروت ۱۴۱۴ ق
۲۸۰.سبل النجاة فی تتمة المراجعات ، شیخ حسین راضی
۲۸۱،ستاره درخشان شام حضرت رقیه عليهاالسلام ، علی ربانی خلخالی، انتشارات مکتب الحسینعليهالسلام ، ۱۴۲۶ ق
۲۸۲.سحاب رحمت ، عباس اسماعیلی یزدی، مسجد جمکران، قم ۱۳۷۷ ق
۲۸۳.السرائر ، ابن ادریس حلی، مؤسسه النشر الاسلامی، قم ۱۴۱۰ ق
۲۸۴.سر السلسة العلویة، ابونصر بخاری، انتشارات شریف الرضی، قم ۱۴۱۳ ق
۲۸۵.سر العالمین ، ابو حامد غزالی
۲۸۶.سعید بن جبیر ، کمال السید، مؤسسه انصاریان، قم
۲۸۷.سفینة البحار ، محدث قمی، مجمع البحوث الاسلامیة آستان قدس رضوی، مشهد ۱۴۱۶ ق
۲۸۸.سفینة النجاة ، فاضل سرابی تنکابنی، ناشر محقق، قم ۱۴۱۹ ق
۲۸۹.السقیفة ام الفتن ، دکتر جواد جعفر خلیلی، ارشاد بیروت - لندن
۲۹۰.السقیفة وفدک ، جوهری، شرکة الکتبی، بیروت ۱۴۱۳ ق
۲۹۱.سعد السعود ، سید ابن طاووس، انتشارات رضی، قم ۱۳۶۳ ش
۲۹۲.سلمان بن الاسلام ، کمال السید انتشارات انصاریان، قم
۲۹۳.سنن ابن ماجة ، محمد بن یزید قزوینی (ابن ماجة)، دار الفکر، بیروت
۲۹۴.سنن ابی داود ، سلیمان بن اثعث سجستانی، دار الفکر، بیروت، ۱۴۱۰ ق
۲۹۵.سنن البیهقی (السنن الکبری)، ابوبکر احمد بیهقی، دار الفکر، بیروت
۲۹۶.سنن الترمذی ، محمد بن عیسی ترمذی، دار الفکر، بیروت ۱۴۰۳ ق
۲۹۷.سنن الدارقطنی ، ابن عمر دارقطنی بغدادی، دار المعرفة، بیروت ۱۳۸۶ ق
۲۹۸.السنن الکبری ، نسائی، دار الکتب العلمیة، بیروت ۱۴۱۱ ق
۲۹۹.سنن المصطفی صلىاللهعليهوآلهوسلم ، ابن ماجة قزوینی
۳۰۰.سوگنامه آل محمد صلىاللهعليهوآلهوسلم ، محمد مهدی اشتهاردی، ۱۳۷۲ ش
۳۰۱.السیدة زینب الکبری عليهاالسلام ، من المهد الی اللحد، سید محمد کاظم قزوینی، معهد العترة
۳۰۲.سیر اعلام النبلاء ، زهبی، مؤسسه الرسالة، بیروت ۱۴۱۳ ق
۳۰۳.سیرة الأئمة الاثنی عشر ، هشام معروف حسنی، دار التعارف، دار القلم، ۱۳۹۷ ق
۳۰۴.السیرة الحلبیة ، علی بن برهان الدین حلبی، دار الفکر، بیروت
۳۰۵.السیدة زینب الکبری عليهاالسلام ، علامه سید محمد کاظم قزوینی، دار الایمان، قم
۳۰۶.السیدة سکینة عليهاالسلام ، سید عبد الرزاق موسوی مقرم، انتشارات شریف رضی، قم ۱۳۷۱ ش
۳۰۷.سیرة النبی صلىاللهعليهوآلهوسلم ، ابی عبدالله مطلبی، تهذیب: ابن هشام، مکتبة محمد علی صبیح واولاده، مصر ۱۳۸۳ ق
۳۰۸.السیرة النبویة صلىاللهعليهوآلهوسلم ، ابن کثیر، دار المعرفة، بیروت ۱۳۹۶ ق
۳۰۹.السیرة النبویة صلىاللهعليهوآلهوسلم ، احمد زینی دحلان، دار احیاء التراث العربی، بیروت ۱۴۱۶ ق
۳۱۰.السیف و السیاسة ، صالح وردانی، دار الجسام، قاهره ۱۴۱۵ ق
۳۱۱.شاخه طوبی ، محدث نوری، نسخه عکسی
۳۱۲.الشافی فی الامامة ، سید مرتضی، مؤسسه اسماعیلیان، قم ۱۴۱۰ ق
۳۱۳.شبهای پیشاور ، سلطان الواعظین شیرازی، عطر یاس، ۱۳۸۶ ش
۳۱۴.شجرة طوبی ، شیخ مهدی حائری، مازندرانی، شریف رضی، قم ۱۳۷۴ ش، المکتبة الحیدریة، ۱۳۸۵
۳۱۵.شرح احقاق الحق وازهاق الباطل ، آیة الله مرعشی نجفی، انتشارات کتابخانه آیة الله مرعشی نجفی، قم
۳۱۶.شرح الأخبار فی فضائل الأئمة الأطهار عليهمالسلام ، قاضی نعمان مغربی، مؤسسه النشر الاسلامی، قم
۳۱۷.شرح اصول الکافی ، مولی محمد صالح مازندرانی
۳۱۸.شرح التجرید ، علامه حلی، تحقیق زنجانی، نشر شکوری، ۱۳۷۳ ق
۳۱۹.شرح الزرقانی و علی موطأ ، محمد بن عبد باقی زرقانی، دار الکتب العلمیة، بیروت ۱۴۱۱ ق
۳۲۰.شرح زندگانی و شهادت حضرت سلطانعلی بن محمد باقر عليهماالسلام ، عبد الرسول مدنی کاشانی، مرسل، کاشان ۱۳۷۶ ش
۳۲۱.شرح الشفاء ، خفاجی
۳۲۲.شرح القصائد العلویات السبع ، ابن ابی الحدید
۳۲۳.شرح مسلم ، نووی، دار الکتاب العربی، بیروت ۱۴۰۷ ق
۳۲۴.شرح معانی الآثار ، عبد الملک بن سلمة ازدی، دار الکتب العلمیة، ۱۴۱۶ ق
۳۲۵.شرح المواقف ، قاضی عضد الدین ایجی، مطبعة السعادة، مصر ۱۳۲۵ ق
۳۲۶.شرح نهج البلاغة ، ابن ابی الحدید، مکتبة آیة الله مرعشی نجفی، قم ۱۴۰۴ ق
۳۲۷.الشرف المؤید ، نبهانی، بیروت ۱۴۰۹
۳۲۸.الشفا بتعریف حقوق المصطفی صلىاللهعليهوآلهوسلم ، قاضی عیاض یحصبی، دار الفکر، بیروت ۱۴۰۹ ق
۳۲۹.شفاء الصدور فی شرح زیارة العاشور ، ابوالفضل تهرانی، مطبعة امیرالمؤمنین، ۱۳۷۰ ق
۳۳۰.شواده التنزیل لقواعد التفضیل فی آیات النازلة فی اهل البیت ، حاکم حسکانی، مجمع احیاء الثقافة الاسلامیة، ۱۴۱۱ ق
۳۳۱.شهداء الفضیلة ، علامه امینی
۳۳۲.الشهید مسلم بن عقیل ، سید عبدالررزاق موسوی مقرم، مؤسسه بعثت، تهران ۱۴۰۷ ق
۳۳۳.الشیعة فی احادیث الفریقین ، سید مرتضی موحد ابطحی، ناشر: مؤلف، ۱۴۱۶ ق
۳۳۴.صبح الأعشی ، قلقشندری، دار الکتاب، قاهره، ۱۳۳۳ ق
۳۳۵.صحیح البخاری ، بخاری، دار الفکر، بیروت ۱۴۰۱ ق، دار الطباعة العامرة باستانبول
۳۳۶.صحیح ابن حبان ، علاء الدین بن بلبان فارسی، مؤسسه الرسالة، بیروت ۱۴۱۴ ق
۳۳۷.صحیح مسلم ، مسلم قشیری نیسابوری، دار الفکر، بیروت
۳۳۸.الصحیح من سیرة النبی الأعظم صلىاللهعليهوآلهوسلم ، سید جعفر مرتضی عاملی، دار الهادی، بیروت ۱۴۱۵ ق
۳۳۹.صحیفة الامام الحسن عليهالسلام ، جواد قیومی اصفهانی، مؤسسه النشر الاسلامی، قم
۳۴۰.صد و یک منبر ، حاج امین الواعظین اردبیلی، چاپ سنگی
۳۴۱.الصراط المستقیم الی مستحقی التقدیم ، علی بن یونس عاملی، المکتبة المرتضویة لاحیاء الآثار الجعفریة
۳۴۲.صفات الشیعة ، شیخ صدوق، نشر عابدی، تهران
۳۴۳.صفة المنافق ، جعفر بن محمد فریابی، دار الخلفاء، کویت ۱۴۰۵ ق
۳۴۴.صفوة الصفوة ، ابن جوزی، دار المعرفة، بیروت ۱۳۹۹ ق
۳۴۵.الصوارم المهرقة فی جواب الصواعق المحرقة ، قاضی نورالله تستری، مطبعة نهضت، تهران ۱۳۶۷ ق
۳۴۶.الصواعق المحرقة ، ابن حجر عسقلانی، ط عبداللطیف، مصر
۳۴۷.طبقات الحفاظ ، سیوطی، دار الکتب العلمیة، بیروت، ۱۴۰۳ ق
۳۴۸.الطبقات الکبری ، ابی عبدالله ابن سعد بصری، دار صادر، بیروت ۱۳۸۸ ق
۳۴۹.طبقات المحدثین باصبهان ، عبدالله بن محمد، مؤسسه الرسالة، بیروت ۱۴۱۲ ق
۳۵۰.الطرائف ، سید علی بن طاووس، چاپ خیام، ۱۳۹۹ ق
۳۵۱.الطراز المذهب فی احوال ام المصائب زینب ، عباسقلی خان سپهر، اسلامیة، تهران
۳۵۲.طریق الارشاد (ضمن الرسائل الاعتقادیة) ، خاجوئی، دار الکتاب الاسلامی، قم
۳۵۳.عبدالله بن سبأ ، سید مرتضی عسکری، نشر توحید، ۱۴۱۳ ق
۳۵۴.العبقری الحسان فی احوال مولانا صاحب الزمان عليهالسلام ، شیخ علی اکبر نهاوندی، کتابفروشی دبستانی، تهران
۳۵۵.العدد القویة ، علی بن یوسف بن مطهر حلی، کتابخانه آیة الله مرعشی، نجفی، قم ۱۴۰۸ ق
۳۵۶.العروة الوثقی ، سید محمد کاظم یزدی، مؤسسة اعلمی، بیروت ۱۴۰۹ ق
۳۵۷.العقد الفرید ، ابن عبد ربه، دار الکتاب العربی، بیروت، مکتبة النهضة المصریة
۳۵۸.عقیلة بنی هاشم ، سید علی هاشم، المکتبة الحیدریة، قم ۱۳۷۷ ش
۳۵۹.العقیلة و الفواطم علیهن السلام ، حاج حسین شاکری، ناشر: المؤلف، قم
۳۶۰.علل الدارقطنی ، ابن عمر دار قطنی بغدادی، دار طیبة، ریاض ۱۴۰۵ ق
۳۶۱.علل الشرائع ، شیخ صدوق، انتشارات شریف رضی، قم ۱۳۷۹ ش، مکتبة الحیدریة، نجف اشرف ۱۳۸۶ ق
۳۶۲.علی الأکبر عليهالسلام ، سید عبد الرزاق موسوی مقرم، انتشارات شریف رضی، قم ۱۳۷۲ ش
۳۶۳.علی عليهالسلام ولید الکعبة ، محمد علی اردوبادی، انتشارات بعثت، قم ۱۴۱۷ ق
۳۶۴.العمدة ، ابن بطریق، مؤسسه النشر الاسلامی، قم ۱۴۰۷
۳۶۵.عمدة الطالب فی انساب آل ابی طالب عليهالسلام ، جمال الدین ابن عنبة، المکتبة الحیدریة، نجف اشرف، ۱۳۸۰ ق
۳۶۶.عمدة القاری ، عینی، دار احیاء التراث العربی، بیروت
۳۶۷.(من حیاة الخلیفة) عمر بن الخطاب ، عبد الرحمان احمد بکری، ارشاد، بیروت، لندن
۳۶۸.عوالم العلوم (فاطمة الزهراء عليهالسلام )، شیخ عبدالله بحرانی، مدرسة الامام المهدیعليهالسلام ، قم
۳۶۹.عوالم العلوم (الامام الحسین عليهالسلام )، شیه عبدالله بحرانی، مدرسة الامام المهدیعليهالسلام ، قم ۱۴۰۷ ق
۳۷۰.عوالی اللثالی ، ابن ابی الجمهور، مطبعة سید الشهداءعليهالسلام ، قم ۱۴۰۳
۳۷۱.عون المعبود شرح سنن ابی داود ، محمد شمس الحق عظیم آبادی، دار الکتب العلمیة، بیروت ۱۴۱۵ ق
۳۷۲.عید الغدیر فی الاسلام ، علامه امینی
۳۷۳عین العبرة فی غبن العترة ، سید احمد آل طاووس، دار الشهاب، قم
۳۷۴.عیون الأثر ، ابن سید الناس، مؤسسه عز الدین، بیروت ۱۴۰۶ ق
۳۷۵.عیون اخبار الرضا عليهالسلام ، شیخ صدوق، مؤسسه اعلمی بیروت، ۱۴۰۴ ق. حیدریه، نجف اشرف ۱۳۹۰ ق
۳۷۶.عیون المعجزات ، حسین بن عبد الوهاب، حیدریه نجف اشرف ۱۳۶۹ ق
۳۷۷.الغارات ، ابراهیم بن محمد ثقفی کوفی، مطبعة بهمن، بتحقیق سید جلال الدین محدث
۳۷۸.غایة المرام وحجة الخصام فی تعیین الامام من طریق الخاص والعام ، سید هاشم بحرانی، تحقیق سید علی عاشور
۳۷۹.الغدیر ، علامه امینی، دار الکتاب العربی، بیروت ۱۳۹۷ ق، دار الکتب الاسلامیة، تهران ۱۳۷۴ ش
۳۸۰.الغیبة ، محمد بن ابراهیم نعمانی، مکتبة الصدوق، تهران
۳۸۱.الغیبة ، شیخ طوسی، مؤسسه المعارف الاسلامیة، قم ۱۴۱۱ ق
۳۸۲.الفائق فی غریب الحدیث، زمخشری، دار الکتب العلمیة، بیروت ۱۴۱۷ ق
۳۸۳.فاطمة بنت الامام موسی الکاظم عليهالسلام ، محمد هادی امینی، المطبعة المهدیة، ۱۴۰۵ ق
۳۸۴.فاطمة الزهراء عليهاالسلام ،بهجة قلب المصطفی صلىاللهعليهوآلهوسلم ، احمد رحمانی همدانی، انتشارات بدر، ۱۳۷۳ ش
۳۸۵.فاطمة المعصومة ، محمد علی معلم
۳۸۶.فتح الباری ، ابن حجر عسقلانی، دار المعرفة، بیروت
۳۸۷.فتح القدیر ، شوکانی، الناشر: عالَم الکتب
۳۸۸.الفتنة ووقعة الجمل ، سیف بن عمر ضبی اسدی، دار النفائس، بیروت ۱۳۹۱ ق
۳۸۹.الفتوح ، ابو محمد بن اعثم کوفی، دار الندوة الجدیدة
۳۹۰.فتوح البلدان ، احمد بن یحیی بلاذری، مکتبة النهضة المصریة، قاهره ۱۳۷۹ ق
۳۹۱.فدک فی التاریخ ، سید محمد باقر صدر، مرکز الغدیر، قم ۱۴۱۵ ق
۳۹۲.فرائد السمطین ، ابراهیم بن مجد جوینی، مؤسسه محمودی، بیروت
۳۹۳.فرج المهموم ، سید ابن طاووس، انتشارات رضی، قم، ۱۳۶۳ ش
۳۹۴.فرحة الغری فی تعیین قبر امیرالمؤمنین علی عليهالسلام ، سید بن طاووس، مرکز الغدیر، قم ۱۴۱۹ ق
۳۹۵.الفردوس بمأثور الخطاب ، شیرویه بن شهردار دیلمی، دار الکتب العلمیة، بیروت، ۱۹۸۶ م
۳۹۶.فُرسان الهَیجاء ، ذبیح الله محلاتی، مرکز نشر کتاب، تهران ۱۳۹۰ ق
۳۹۷.فصل الخطاب فی تاریه قتل بن عمر بن الخطاب ، شیخ ابو الحسین انصاری
۳۹۸.الفصول المختارة ، شیخ مفید، دار المفید، بیروت ۱۴۱۴ ق
۳۹۹.الصفول المهمة ، علی بن محمد مالکی، المکتبة الحیدریة، نجف اشرف، ۱۳۸۱ ق
۴۰۰.الفضائل ، شاذان بن جبرئیل قمی، حیدریه، نجف اشرف ۱۳۸۱ ق
۴۰۱.فضائل امیرالمؤمنین عليهالسلام (ابن عقدة الکوفی) ، جمع و ترتیب: عبدالرزاق محمد حسین فیض الدین
۴۰۲.فضائل الصحابة ، نسائی، دار الکتب العلمیة، بیروت
۴۰۳.فضائل زیارة الحسین عليهالسلام ، ابو عبدالله محمد بن علی شجری، کتابخانه آیة الله مرعشی، قم ۱۴۰۳ ق
۴۰۴.الفقه الأکبر فی التوحید ، ابوحنیفه، مکتب قباء، بغداد ۱۹۹۰ م
۴۰۵.فقه الرضا عليهالسلام ، منسوب به امام رضاعليهالسلام ، کنگره جهانی امام رضاعليهالسلام ، مشهد ۱۴۰۶ ق
۴۰۶.فلک النجاة ، علی محمد فتح الدین حنفی، مؤسسه دار السلام، ۱۴۱۸ ق
۴۰۷.فهرست ابن ندیم ، ابن ندیم بغدادی، تحقیق: رضا تجدد
۴۰۸.الفوائد الرجالیة (رجال السید بحر العلوم) ، سید محمد مهدی بحر العلوم، مکتبة الصادق، تهران ۱۳۶۳ ش
۴۰۹.فیض العلام ، محدث قمی، مرکز نشر کتاب، قم ۱۳۷۵ ش
۴۱۰.فیض القدیر شرح الجامع الصغیر ، محمد عبدالرؤوف مناوی، دار الکتب العلمیة، بیروت ۱۴۱۵ ق
۴۱۱.قاموس الرجال ، شیخ محمد تقی شوشتری، مرکز نشر کتاب، تهران
۴۱۲.قرب الأسناد ، ابوالعباس عبدالله حمیری قمی، مؤسسه الهادی، قم ۱۴۱۸ ق
۴۱۳.قصص الأنبیاء ، قطب الدین راوندی، مؤسسه الهادی، ۱۴۱۸ ق
۴۱۴.قلائد النحور ، ذبیح الله محلاتی، انتشارات کتابخانه صدر
۴۱۵.قمر بنی هاشم عليهالسلام ، سید عبدالرزاق المقرم، المطبعة الحیدریة، نجف اشرف ۱۳۶۹ ق
۴۱۶.قمقام زخار ، قرهاد میرزا، الاسلامیة، تهران
۴۱۷.الکاشف فی معرفة من له روایة فی کتب الستة ، ذهبی، مؤسسه علوم القرآن، مطبعة دار القبلة، ۱۴۱۳ ق
۴۱۸.الکافئة فی ابطال توبة الخاطئة ، شیخ مفید، دار المفید، بیروت ۱۴۱۴ قپ
۴۱۹.الکافی ، ثقة الاسلام کلینی، دار الکتب الاسلامیة، تهران ۱۳۸۸ ق
۴۲۰.کامل بهائی ، عماد الدین طبری، مصطفوی، تهران
۴۲۱.الکامل فی التاریخ ، ابن اثیر، دار صادر، بیروت، ۱۴۰۲ ق
۴۲۲.کامل الزیارات ، ابن قولویه، مؤسسه نشر الفقاهة، قم ۱۴۱۷ ق
۴۲۳.الکامل فی ضعفاء الرجال ، عبدالله بن عدی جرجانی، دار الفکر، بیروت ۱۴۰۹ ق
۴۲۴.کتاب الله و اهل بیت عليهمالسلام فی حدیث الثقلین ، مدرسة الامام باقر العلومعليهالسلام ، قم، نشر دلیل ما
۴۲۵.کتاب الأم ، شافعی، دار الفکر، بیروت، ۱۴۰۰ ق
۴۲۶.کتاب سلیم بن قیس الهلالی ، تحقیق محمد باقر انصاری، مؤسسه الهادی، قم ۱۴۱۵ ق
۴۲۷.کتاب المحبر ، محمد بن حبیب بغدادی، مکتبة الدائرة، ۱۳۶۱ ق
۴۲۸.کتاب المعقبین من ولد الامام امیرالمؤمنین عليهالسلام ، کتابخانه مرعشی، قم
۴۲۹.کتاب المنن (لطائف المنن) ، عبدالوهاب شعرانی
۴۳۰.کذبوا علی الشیعة ، محمد رضی رضوی
۴۳۱.کرامات رضویة ، شیخ علی اکبر مروج الاسلام، انتشارات ولایت (جعفری)، مشهد
۴۳۲.کشف الارتیاب فی اتباع محمد بن عبدالوهاب ، السید محسن امین، مکتبة الحرمین، قم، ۱۳۸۲ ق
۴۳۳.کشف الخفاء ومزیل الألباس ، اسماعیل عجلونی، دار الکتب العلمیة، بیروت ۱۴۰۸ ق
۴۳۴.کشف الغمة ، ابوالحسن اربلی، مکتبة بنی هاشمريال تبریز ۱۳۸۱ ق
۴۳۵.کشف المحجة لثمرة المهجة ، سید رضی الدین علی بن طاووس، حیدریة، نجف اشرف ۱۳۷۰ ق
۴۳۶.کشف المراد ، علامه حسن یوسف حلی، مکتبة مصطفوی، قم
۴۳۷.کشف الهاویة (در تاریخ و وقائع ایام حکومت معاویه)، شیخ ذبیح الله محلاتی، مرکز نشر کتاب، تهران ۱۳۸۵ ق
۴۳۸.کشف الیقین ، علامه حلی، تحقیق حسین درگاهی، ۱۴۱۱ ق
۴۳۹.کفایة الالثر فی النص علی الأئمة الاثنی عشر عليهمالسلام ، خزاز قمی رازی، انتشارات بیدار، قم ۱۴۰۱ ق
۴۴۰.کفایة الطالب ، کنجی شافعی، دار احیاء تراث اهل البیتعليهمالسلام ، تهران، ۱۴۰۴
۴۴۱.کفایة الموحدین ، سید اسماعیل طبرسی نوری، العلمیة الاسلامیة، تهران
۴۴۲.موسوعة کلمات الامام الحسین عليهالسلام ، مؤلف: معهد تحقیقات باقر العلوم، دار المعروف، قم، الثالثة ۱۴۱۶ ق
۴۴۳.کمال الدین ، شیخ الصدوق، مؤسسه النشر الاسلامی، قم، ۱۴۱۶ ق
۴۴۴.کنز العمال ، متقی هندی، مؤسسه الرسالة، بیروت
۴۴۵.الکنز المدفون و الفلک المحشون ، سیوطی
۴۴۶.کوکب دری ، شیخ مهدی مازندرانی، المکتبة الحیدریة، نجف اشرف ۱۳۷۴ ق
۴۴۷.کنز الفوائد ، ابو الفتح محمد بن علی کراجکی، مکتبة مصطفوی، قم ۱۴۱۰ ق
۴۴۸.الکنی و الألقاب ، محدث قمی
۴۴۹.گوهر خاندان امامت یا زندگانی السیدة نفسیة ، عزیز الله عطارد، نشر عطارد، تهران ۱۳۷۳ ش
۴۵۰.لسان العرب ، ابن منظور، نشر ادب حوزه، قم ۱۴۰۵
۴۵۱.لسان المیزان ، عسقلانی، مؤسسه اعلمی، بیروت، ۱۳۹۰ ق
۴۵۲.لطائف المعارف ، ثعالبی، دار احیاء الکتب العربیة، بیروت
۴۵۳.اللعمة البیضاء فی شرح خطبة الزهراءعليهاالسلام ، محمد علی قراچه داغی تبریزی، نشر الهادیعليهالسلام ، قم، ۱۴۱۸ ق
۴۵۴.لواعج الأشجان فی مقتل الحسین عليهالسلام ، سید محسن امین، مکتبة بصیرتی، قم
۴۵۵.اللهوف ، سید ابن طاووس، دار الأسوة، قم، ۱۴۱۷ ق
۴۵۶.مؤتمر علماء بغداد ، مقاتل بن عطیة، دار الکتب الاسلامیة، تهران، ۱۳۷۷ ش
۴۵۷.مائة منقبة ، شیخ محمد بن احمد حسن بن شاذان قمی، مدرسة الامام المهدیعليهالسلام ، قم ۱۴۰۷ ق
۴۵۸.مآثر الانافة فی معالم الخلافة ، قلقشندی، کویت، بیروت
۴۵۹.ماذا تقضون؟ ، شیخ قاسم اسلامی، تهران
۴۶۰.مأساة الزهراء عليهاالسلام ، سید جعفر مرتضی عاملی، دار السیرة، بیروت، ۱۴۱۷ قپ
۴۶۱.المبسوط ، شمس الدین سرخسی، دار المعرفة، بیروت ۱۴۰۶ ق
۴۶۲.مبکی العیون ، محمد حسین گیلانی شیرازی
۴۶۳.مثالب العرب ، کلبی، دار الهدی، بیروت، لندن
۴۶۴.مثالب النواصب ، ابن شهر آشوب مازندرانی
۴۶۵.مثیر الأحزان ، ابن نما حلی، مکتبة الحیدریة، نجف اشرف، ۱۳۶۹ ق
۴۶۶.المجازات النبویة ، شریف رضی، مکتبة بصیرتی، قم
۴۶۷.مجالس المؤمنین ، قاضی نور الله شوشتری، دار الکتب الاسلامیة، تهران
۴۶۸.المجدی فی انساب الطالبیین ، علی بن محمد علوی نسابة، کتابخانه آیة الله مرعشی، قم، ۱۴۰۹ ق
۴۶۹.مجلة تراثنا ، مؤسسه آل البیت لا حیاء التراث، قم، ۱۴۰۵ ق
۴۷۰.مجمع البیان ، امین الاسلام طبرسی، مؤسسه اعلمی، بیروت، ۱۴۱۵ ق
۴۷۱.مجمع الزوائد ، هیثمی، دار الکتب العلمیة، بیروت ۱۴۰۸ ق
۴۷۲.مجمع النورین وملتقی البحرین ، ابو الحسن مرندی
۴۷۳.المجموع فی شرح المهذوب ، نووی، دار الفکر
۴۷۴.المحاسن ، ابوجعفر احمد بن محمد خالد برقی، دار الکتب الاسلامیة، تهران
۴۷۵.المحاسن و المساوی ، بیهقی، مکتبة النهضة، مصر
۴۷۶.محاضرات فی الاعتقادات ، سید علی میلانی، قم، ۱۴۲۱ ق
۴۷۷.محاضرة الأوائل ، علاء الدین سکتواری
۴۷۸.المحتضر ، حسن بن سلیمان حلی، المطبعة الحیدریة، ۱۳۷۰ ق
۴۷۹.المحلی ، ابن حزم اندلسی، دار الفکر، بیروت
۴۸۰.المختار الثقفی ، کمال سید، مؤسسه انصاریان، قم ۱۴۱۷ ق
۴۸۱.مختصر بصائر الدرجات ، حسن بن سلیمان حلی، المطبعة الحیدریة، نجف اشرف، ۱۳۷۰ ق
۴۸۲.مختصر تاریخ دمشق ، ابن منظور، دار الفکر، بیروت
۴۸۳.المدونة الکبری ، مالک بن انس، السعادة، مصر
۴۸۴.مدینة الحسین عليهالسلام ، سید محمد حسن مصطفی آل کلید دار، تهران، ۱۳۶۸ ق
۴۸۵.مدینة المعاجز ، سید هاشم حسینی بحرانی، مؤسسه المعارف الاسلامیة، قم، ۱۴۱۳ ق
۴۸۶.المراجعات ، سید عبدالحسین شرف الدین، الجمعیة الاسلامیة، ۱۴۰۲ ق
۴۸۷.مرآة العقول ، محمد باقر مجلسی، دار الکتب الاسلامیة، تهران، ۱۴۰۴ ق
۴۸۸.مراقد المعارف ، محمد حرز الدین، مکتبة سعید بن جبیر، قم، ۱۳۷۱ ش
۴۸۹.مروج الذهب ، مسعودی، دارالفکر، بیروت
۴۹۰.المزار ، شیخ مفید، مدرسة الامام المهدی، قم
۴۹۱.المزار ، شیخ محمد مشهدی، نشر القیوم، قم، ۱۴۱۹ ق
۴۹۲.مسائل علی بن جعفر عليهماالسلام ، علی بن امام جعفر الصادق، کنگره جهانی امام رضا، ۱۴۰۹ ق، قم
۴۹۳.مسار الشیعة ، شیخ مفید، ضمن مجموعه نفیسه، مکتبة بصیرتی، قم ۱۳۹۶ و دار المفید، بیروت، ۱۴۱۴ق
۴۹۴.المسانید ، محمد حیاة بلتستانی باکستانی
۴۹۵.المستجاد ، علامه حلی (ضمن مجموعة نفسیة)، مکتبة بصیرتی، قم ۱۳۹۶ ق
۴۹۶.مستدرکات علم رجال الحدیث ، علامه شیخ علی نمازی شاهرودی، ۱۴۲۱ ق
۴۹۷.مستدرک سفینة البحار ، علامه نمازی شاهرودی، مؤسسه النشر الاسلامی، قم ۱۴۱۹ ق
۴۹۸.المستدرک علی الصحیحین ، حاکم نیشابوری، دار المعرفة، بیروت ۱۴۰۶ ق
۴۹۹.مستدرک الوسائل ، محدث نوری، مؤسسه آل البیت لاحیاء التراث، قم، ۱۴۰۸ ق
۵۰۰.المسترشد فی امامة امیرالمؤمنین عليهالسلام ، محمد بن جریر طبری امامی، مؤسسه الثقافة الاسلامیة
۵۰۱.مستمسک العروة الوثقی ، سید محسن حکیم، کتابخانه آیة الله مرعشی، قم، ۱۴۰۴ ق
۵۰۲.مسند ابن راهویه ، اسحاق بن ابراهیم حنطلی، مکتبة الایمان، مدینه منوره، ۱۴۱۲ ق
۵۰۳.مسند ابی عوانة ، ابو عوانة اسفرائینی، دار المعرفة، بیروت، ۱۹۹۸ م
۵۰۴.مسند ابی یعلی الموصلی ، احمد تمیمی، دار المأمون للتراث، دمشق
۵۰۵.مسند احمد بن حنبل ، احمد بن حنبل؛ دار صادر، بیروت
۵۰۶.مسند الامام الرضا عليهالسلام ، شیخ عزیز الله عطارد، کنگره جهانی امام رضا، مشهد ۱۴۰۶ ق
۵۰۷.مسند البزار ، ابوبکر بزار، مؤسسه علوم القرآن - مکتبة العلوم و الحکم، بیروت، مدینه، ۱۴۰۹ ق
۵۰۸.مسند الحمیدی ، عبدالله بن زبیر حمیدی، دار الکتب العلمیة، بیروت، ۱۴۰۹ ق، مکتبة المتنبی، قاهره
۵۰۹.مسند زرارة بن اعین ، بشیر محمدی، مؤسسه النشر الاسلامی، قم ۱۴۱۳ ق
۵۱۰.مسند الشاشی ، میثم بن کلیب شاشی، مکتبة العلوم و الحکم، مدینه ۱۴۱۰ ق
۵۱۱.مشارف انوار الیقین فی حقائق اسرار امیرالمؤمنین عليهالسلام ، حافظ رجب برسی، انتشارات شریف رضی، ۱۴۲۲ ق
۵۱۲.مشاهیر علماء الأمصار ، ابن حبان، بیروت، ۱۴۱۱ ق
۵۱۳.مصائب رسول الله صلىاللهعليهوآلهوسلم ، شیخ محمود شریفی، انتشارات مکتبه حیدریه، قم، ۱۳۸۰ ش
۵۱۴.مصارع الشهداء ومقاتل السعداء ، سلمان آل عصفور، مجمع احیاء الثقافة الاسلامیة، قم ۱۴۲۲ ق
۵۱۵.المصباح ، کفعمی، منشورات رضی، قم
۵۱۶.مصباح البلاغة (مستدرک نهج البلاغة) ، سید میرجهانی، ۱۳۸۸ ق
۵۱۷.مصباح الحرمین ، مولی عبد الجبار شکوئی
۵۱۸.مصباح الزائر ، سید ابن طاووس، مؤسسه آل البیتعليهمالسلام ، قم
۵۱۹.مصباح المتهجد ، شیخ طوسی، تصحیح و نشر: اسماعیل الأنصاری، قم
۵۲۰.المصنف ، ابن ابی شیبة، دار الفکر، ۱۴۰۹ ق
۵۲۱.المصنف ، عبدالرزاق، صنعانی، مجلس علمی
۵۲۲.مطالب السؤول فی مناقب الرسول صلىاللهعليهوآلهوسلم ، محمد بن طلحة شافعی، نجف اشرف
۵۲۳.معالی السبطین ، شیخ محمد مهدی حائری مازندرانی، انتشارات شریف رضی، قم ۱۳۶۷ ش
۵۲۴.المعارف ، ابن قتیبة دینوری، دار احیاء التراث، بیروت
۵۲۵.معالم الزلفی ، سید هاشم بحرانی، مؤسسه انصاریان، قم، ۱۴۲۴ ق
۵۲۶.معالم المدرستین ، سید مرتضی عسکری، مؤسسه نعمان، بیروت ۱۴۱۰ ق
۵۲۷.معانی الأخبار ، شیخ صدوق، النشر الاسلامی، قم ۱۳۶۱ ش
۵۲۸.معجم احادیث الامام المهدی عليهالسلام ، شیخ علی کورانی، مؤسسه المعارف الاسلامیة، قم، ۱۴۱۱ ق
۵۲۹.معجم البلدان ، شهاب الدین یاقوت حمودی، دار احیاء التراث العربی، بیروت ۱۳۹۹ ق
۵۳۰.معجم رجال الحدیث ، سید ابوالقاسم خوئی، الخامسة ۱۴۱۳ ق
۵۳۱.معجم الرجال والحدیث ، محمد حیاة انصاری
۵۳۲.معجم قبائل العرب ، عمر رضا کحالة، دار العلم للملایین، بیروت، ۱۳۸۸ ق
۵۳۳.المعجم الکبیر ، طبرانی، مکتبة ابن تیمیة، قاهره، الثانیة، مطبعة دار احیاء التراث العربی
۵۳۴.معرفة الثقات ، احمد عجلی، مکتبة الدار، مدینه، ۱۴۰۵ ق
۵۳۵.المعصومة عليهاالسلام ، محمد علی معلم، قم، ۱۴۰۲ ق
۵۳۶.المعقبین من ولد الامام امیرالمؤمنین عليهالسلام ، ابوالحسین یحیی بن حسن علوی، کتابخانه آیة الله مرعشی، قم، ۱۴۲۲ ق
۵۳۷.المعیار و الموازنة ، ابو جعفر اسکافی، تحقیق» محمد باقر محمودی
۵۳۸.المغازی ، محمد بن عمر بن واقد واقدی
۵۳۹.مفاتیح الجنان ، محدث قمی
۵۴۰.مقاتل الطالبیین ، ابوالفرج اصفهانی، المکتبة الحیدریة، نجف اشرف، دار الکتاب قم، ۱۳۸۵ ق
۵۴۱.المقنعة ، شیخ مفید، مؤسسه النشر الاسلامی، قم، ۱۴۱۰ ق
۵۴۲.مقتل الحسین عليهالسلام ، ابومحنف لوط بن یحیی ازدی غامدی، کتابخانه آیة الله مرعشی، ۱۳۹۸ ق
۵۴۳.مقتل الحسین عليهالسلام ، خوارزمی، دار انوار الهدی، قم، ۱۴۱۸ ق
۵۴۴.مقتل الحسین عليهالسلام اَو حدیث کربلاء ، مرحوم سید عبدالرزاق المقرم، انتشارات شریف رضی، قم
۵۴۵.مقتل و مصرع العباس عليهالسلام ، بحرانی، انتشارات شریف رضی، قم، ۱۴۱۱ ق
۵۴۶.مقدمة فتح الباری ، ابن حجر عسقلانی، دار احیاء التراث العربی، بیروت، ۱۴۰۸ ق
۵۴۷.مکاتیب الرسول صلىاللهعليهوآلهوسلم ، علی بن حسینعلی احمدی میانجی، دار الحدیث، قم، ۱۴۱۹ ق
۵۴۸.مکیال المکارم ، شیخ محمد تقی موسوی اصفهانی، مدرسة الامام المهدی، قم، ۱۴۰۴ ق
۵۴۹.المناقب ، خوارزمی، تهران، مؤسسه النشر الاسلامی، قم، ۱۴۱۱ ق
۵۵۰.الملل و النحل ، شهرستانی، مصطفی البابی الحلبی، قاهره، تحقیق گیلانی
۵۵۱.مناظرات فی العقائد والأحکام ، عبدالله الحسن، دلیل ما، ۱۴۲۱ ق
۵۵۲.مناقب آل ابی طالب عليهمالسلام ، ابوحعفر ابن شهر آشوب، ذوی القربی، ۱۳۷۹ ش
۵۵۳.مناقب الامام علی بن ابی طالب عليهماالسلام ، ابن المغازلی، المکتبة الاسلامیة، تهران ۱۳۹۴ ق
۵۵۴.مناقب الامام امیرالمؤمنین عليهالسلام ، محمد بن سلیمان کوفی، مجمع احیاء الثقافة الاسلامیة، قم، ۱۴۱۲ ق
۵۵۵.مناقب اهل البیت عليهمالسلام ، مولی حیدر علی بن محمد شیروانی، مؤسسه النشر الاسلامی، قم ۱۴۱۴ ق
۵۵۶.المنتخب ، شیخ فخر لدین طریحی، مکتبة الحیدریة، نجف اشرف ۱۳۸۵ ق
۵۵۷.منتخب التواریخ ، ملا هاشم خراسانی، الاسلامیة، تهران ۱۳۷۶ ش
۵۵۸.المنتخب من ذیل المذیل ، محمد بن جریری طبری، مؤسسه اعلمی، بیروت
۵۵۹.من لا یحضره الفقیه (الفقیه) ، شیخ صدوق، مؤسسه النشر الاسلامی، قم ۱۴۰۴ ق
۵۶۰.منتهی الآمال ، محدث قمی، الاسلامیة، تهران ۱۳۳۸ ش
۵۶۱.منتقی الجمان فی الأحادیث الصحاح و الحسان ، حسن بن زین الدین، مؤسسه النشر الاسلامی، قم، ۱۴۰۳ ق
۵۶۲.منهاج الکرامة ، علامه حلی، مؤسسه عاشورا، مشهد، نشر تاسوعا قم
۵۶۳.موارد الظمآن الی زوائد ابن حبان ، هیثمی، دار الکتب العلمیة، بیروت
۵۶۴.مواقف الشیعة ، علی بن حسینعلی احمدی المیانجی، مؤسسه النشر الاسلامی، قم، ۱۴۱۶ ق
۵۶۵.موسوعة الامام الجواد عليهالسلام ، مؤسسه ولی العصر، قم ۱۴۱۹ ق
۵۶۶.موسوعة الامام علی بن ابی طالب عليهالسلام ، محمد ریشهری، دار الحدیث، قم ۱۴۲۱ ق
۵۶۷.موسوعة التاریخ الاسلامی ، محمد هادی یوسفی غروی، مجمع الفکر الاسلامی، قم، ۱۴۱۷ ق
۵۶۸.الموسوعة الکبری عن فاطمة الزهراء عليهاالسلام ، حاج اسماعیل انصاری زنجانی، نشر دلیل ما، قم
۵۶۹.الموسوعة الکبری فی غزوات النبی الأعظم صلىاللهعليهوآلهوسلم ، محمد محسن فقیه، مؤسسه الفقیه، ۱۴۱۷ ق
۵۷۰.(موسوعة) کلمات الامام الحسین عليهالسلام ، پژوهشکده باقر العلومعليهالسلام ، انتشارات اسوه، قم ۱۴۲۵ ق
۵۷۱.الموطأ ، مالک بن انس، دار احیاء التراث العربی، بیروت، ۱۴۰۶ ق
۵۷۲.مولد العلماء ووفیاتهم ، ابن زبر ربعی، دار العاصمة، ریاض، ۱۴۱۰ ق
۵۷۳.مهج الدعوات ، سید علی بن طاووس، دار الذخائر، قم ۱۴۱۱ ق
۵۷۴.المهدی عليهالسلام ، سید صدر الدین صدر، دار الزهراءعليهاالسلام ، بیروت ۱۹۷۸ م
۵۷۵.المهدی المنتظر عليهالسلام ، محمد حسن آل یاسین، المکتب العالمی، بیروت
۵۷۶.مهیج الأحزان ، حسن بن محمد علی یزدی، الاسلامیة، تهران
۵۷۷.میثم التمار ، شیخ محمد حسین مظفر، المکتبة الحیدریة، النجف ۱۳۸۵ ق
۵۷۸.میزان الاعتدال ، ذهبی، دار المعرفة، بیروت، ۱۳۸۲ ق
۵۷۹.ناسخ التواریخ ، عباسقلی خان سپهر، الاسلامیة، تهران
۵۸۰.النجاة فی القیامة فی تحقیق امر الامامة ، علامه میثم بن علی بحرانی، مجمع فکر اسلامی، قم، ۱۴۱۷ ق
۵۸۱.نزل الأبرار بما صح من مناقب اهل البیت الأطهار ، بدخشانی حارثی، مکتبة الامام امیرالمؤمنینعليهالسلام ، ۱۴۰۳ ق
۵۸۲.نزهة المجالس ، صفوری شافعی، مکتبة مصطفی محمد، مصر
۵۸۳.النصائح الکافیة لمن یتولی معاویة ، سید محمد بن عقیل العلوی، دار الثقافة، قم، ۱۴۱۲ ق
۵۸۴.نصب الرایة ، جمال الدین زیعلی، دار الحدیث، قاهره، ۱۴۱۵ ق
۵۸۵.النص علی امیرالمؤمنین عليهالسلام ، سید علی عاشور
۵۸۶.النص والاجتهاد ، سید عبدالحسین شرف الدین، الناشر: ابومجتبی، مطبعة سید الشهداء، ۱۴۰۴ ق
۵۸۷.نظم درر السمطین ، محمد بن یوسف زرندی حنفی، (مکتبة الامام امیرالمؤمنین العامیة) ۱۳۷۷ ق، مکتبة نینوی، تهران
۵۸۸.نفائح العلام ، مروج الاسلام، آستان قدس رضوی، ۱۳۷۳ ش
۵۸۹.نفحات الأزهار فی خلاصة عبقات الأنوار ، سید علی میلانی، الناشر: مؤلف، قم، ۱۴۱۴ ق
۵۹۰.نفحات اللاهوت ، محقق کرکی، مکتبة نینوی الحدیثة، تهران
۵۹۱.نفس الرحمن فی فضائل سلمان رحمهالله ، میرزا حسین نوری، مؤسسه الآفاق، ۱۴۱۱ ق
۵۹۲.نفس المهموم ، شیخ عباس قمی، مکتبة بصیرتی، قم ۱۴۰۵ ق
۵۹۳.نقد الرجال ، سید مصطفی تفریشی، مؤسسه آل البیتعليهمالسلام ، قم ۱۴۱۸ ق
۵۹۴.نهایة العقول فی درایة الأصول ، فخر رازی
۵۹۵.النهایة فی غریب الحدیث ، ابن اثیر، مؤسسه اسماعیلیان، قم، ۱۳۶۴ ق
۵۹۶.نهج الایمان ، علی بن یوسف بن جبر، مجتمع امام هادیعليهالسلام مشهد، ۱۴۱۸ ق
۵۹۷.نهج البلاغة ، شریف رضی
۵۹۸.نهج الحق ، علامه حلی، مؤسسه دار الهجرة، قم
۵۹۹.نهج السعادة فی مستدرک نهج البلاغة ، محمد باقر محمودی، دار التعارف للمطبوعات، بیروت، ۱۳۹۶ ق
۶۰۰.نوائب الدهور ، سید میر جهانی، مکتبة الصدر، تهران
۶۰۱.نوادر المعجزات ، ابوجعفر محمد بن جریر طبری، مدرسة الامام المهدیعليهالسلام ، قم، ۱۴۱۰ ق
۶۰۲.نور الآفاق ، جواد بن مهدی مازندرانی، چاپ سنگی
۶۰۳.نور الأبصار فی موالید الأئمة الأطهار عليهمالسلام ، جمع من العلماء، شریف رضی، قم، ۱۴۱۳ ق
۶۰۴.نور الأبصار ، شبلنجی شافعی، المطبعة الیوسفیة، قاهره
۶۰۵.نور العین فی مشهد الحسین عليهالسلام ، ابو اسحاق اسفراینی، المنار، تونس
۶۰۶.نور العین فی المشی الی زیارة قبر الحسین عليهالسلام ، محمد حسن اصطهباناتی، دار المیزان، بیروت، ۱۴۲۵ ق
۶۰۷.نیل الأوطار ، محمد بن علی شوکانی، دار الجلیل، بیروت ۱۹۷۳ م
۶۰۸.الوافی ، فیض کاشانی، مکتبة الامام امیرالمؤمنینعليهالسلام ، اصفهان، ۱۴۰۶ ق
۶۰۹.الوافی بالوفیات ، صلاح الدین مقدسی، ۱۴۰۱ ق
۶۱۰.وسائل الشیعة ، شیخ حر عاملی، مؤسسه آل البیتعليهمالسلام لا حیاء التراث، قم، ۱۴۱۴ ق
۶۱۱.وسیلة الدارین ، موسوی زنجانی، مؤسسه اعلمی، بیروت ۱۴۰۲ ق
۶۱۲.وسیلة المعصومیة ، میرزا ابوطالب بیوک حسینی تبریزی، مکتبة السعادة، تهران ۱۴۰۲ ق
۶۱۳.وصول الأخیار الی اصول الأخبار ، شیخ عبد الصمد عاملی، مجمع الذخائر الاسلامیة، قم ۱۴۰۱ ق
۶۱۴.وضوء النبی ، سید علی شهرستانی، ستاره قم، ۱۴۱۵ ق
۶۱۵.السیدة فاطمة الزهراء عليهاالسلام ، محمد بیومی مهران، سفیر، اصفهان، ۱۴۱۸ ق
۶۱۶.وفیات الأئمة عليهمالسلام ، من علماء البحرین و القطیف، دار البلاغة، بیروت، ۱۴۱۲ ق
۶۱۷.وفیات الأعیان ، ابن خلکان، دار الثقافة، بیروت
۶۱۸.وقائع الأیام ، خیابانی، مکتبة قرشی، تبریز
۶۱۹.وقائع الشهور ، مجتهد بیرجندی، اخوان کتابجی، تهران ۱۳۵۲ ق
۶۲۰.وقائع عاشوراء یا نهضت حسین عليهالسلام ، سید محمد صدرائی اشکوری
۶۲۱.الوقائع والحوادث ، محمد باقر ملبوبی، مکتبة فرد، قم ۱۳۴۱ ش
۶۲۲.وقعة الجمل ، ضامر بن شدقم حسینی، الناشر: سید تحسین آل شبیب موسوی، ۱۴۲۰ ق
۶۲۳.وقعة صفین ، نصر بن مزاحم منقری، المؤسسة العربیة الحدیثة، ۱۳۸۲ ق
۶۲۴.ولید الکعبة ، لحسینی جلالی، المکتبة الحیدریة، قم
۶۲۵.الوهابیون والبیوت المرتفعة ، شیخ محمد علی همدانی سنقری، ۱۴۱۸ ق
۶۲۶.الهجوم علی بیت فاطمة عليهاالسلام ، عبدالزهراء مهدی، برگ رضوان، قم، ۱۴۲۵ ق
۶۲۷.الهدایة الکبری ، حسین بن حمدان خصیبی، مؤسسه البلاغ، بیروت، ۱۴۱۱ ق
۶۲۸.هدیة الأحباب ، شیخ عباس قمی
۶۲۹.هذه هی الوهابیة ، محمد جواد مغنیه
۶۳۰.هکذا رأیت الوهابیین ، عبدالله محمد، مکتبة السعادة، تهران، ۱۴۰۲ ق
۶۳۱.الیقین باختصاص مولانا علی عليهالسلام بامرة المؤمنین ، سید علی بن طاووس حسینی، مؤسسه دار الکتاب، قم، ۱۴۱۳ ق
۶۳۲.ینابیع المودة لذوی القربی ، قندوزی حنفی، دار الأسوة، قم، ۱۴۱۶ ق
فهرست
۱. محرم الحرام ۱۱
۱ محرم ۱۵
۱. آغاز ایام حسینی ۱۵
۲ - ماجرای شعب ابی طالب عليهالسلام (۲) ۱۵
۳ - جنگ ذات الرقاع ۱۶
۴. اولین جمع آوری زکات ۱۷
۵. منازل امام حسین عليهالسلام تا کربلا: ۲۱ «قصر مقاتل» ۱۷
۶. کلام عاشورایی امام رضا عليهالسلام (۴) ۱۷
۲ محرم ۱۸
۱. ورود امام حسین عليهالسلام به کربلا ۱۸
۲. نامه امام حسین عليهالسلام برای اهل کوفه ۱۹
۳ محرم ۱۹
۱. ورود عمر بن سعد به کربلا ۱۹
۴ محرم ۲۰
۱. فتوای شریح قاضی به قتل امام حسین عليهالسلام ۲۰
۵ محرم ۲۰
۱. ورود حصین بن نمیر به کربلا ۲۰
۶ محرم ۲۰
۱ - یاری طلبیدن حبیب بن مظاهر از بنی اسد ۲۰
۲. بازار آهنگران کوفه ۲۱
۳. تراکم لشکر یزید در کربلا ۲۱
۷ محرم ۲۱
۱. ملاقات امام حسین عليهالسلام با ابن سعد ۲۱
۲. منع آب از امام حسین عليهالسلام ۲۲
۸ محرم ۲۲
۱. قحط آب در خیمه های حسینی ۲۲
۹ محرم (تاسوعا) ۲۲
۱. محاصره خیمه ها در کربلا ۲۲
۲ - آمدن امان نامه برای فرزندان امّ البنین عليهالسلام ۲۳
۳ - درخواست تأخیر جنگ از سوی امام حسین عليهالسلام ۲۳
۴ - آمدن لشکر تازه نفس به کربلا ۲۳
۵. خطابه امام حسین عليهالسلام برای اصحابش ۲۴
شب عاشورا ۲۴
۱. سخنان امام عليهالسلام با اهل بیت و اصحابش ۲۴
۲. سخنان زینب کبری عليهالسلام با امام حسین عليهالسلام ۲۴
۱۰ محرم (عاشورا) ۲۵
۱. شهادت امام حسین عليهالسلام ۲۵
۲. شهادت حبیب بن مظاهر اسدی کوفی(۳) ۲۶
۳. شهادت مسلم بن عوسجه(۴) ۲۶
۴. شهادت حر بن یزید ریاحی ۲۶
۵. شهادت جون مولی ابی ذر الغفاری(۵) ۲۶
۶. شهادت همسر وهب، به دست رستم غلام شمر(۶) ۲۶
۷. شهادت شبیه ترین مردم به رسول خدا صلىاللهعليهوآلهوسلم ، علی اکبر عليهالسلام فرزند بزرگ سیّد الشّهداء عليهالسلام ۲۶
۸. شهادت قاسم بن الحسن عليهالسلام(۱) ۲۷
۹. شهادت عبداللَّه بن الحسن عليهالسلام ۲۷
۱۰. شهادت قمر منیر بنی هاشم حضرت عباس بن علی بن ابی طالب عليهالسلام ۲۷
۱۱. شهادت مولانا الرضیع باب الحوائج علی اصغر عليهالسلام ۲۷
۱۲. آمدن ذوالجناح با یال و کاکل خونین ۲۷
۱۳. ماتم و ناله و گریه پردگیان حرم ۲۷
۱۴ غارت اموال از خیام امام حسین عليهالسلام ۲۷
۱۵. فرار فاطمیات و علویات در بیابانها ۲۷
۱۶. غارت کردن لباس و زره و... از بدن مطهر شهدای کربلا ۲۷
۱۷. جدا شدن سرهای مطهر امام حسین عليهالسلام و اهل بیت و اصحاب آن حضرت ۲۷
۱۸ به آتش کشیدن خیمه های آل اللَّه ، فرزندان رسول خدا و علی مرتضی و فاطمه زهراء عليهمالسلام ۲۷
۱۹. شهادت دختران کوچک در کنار خیمه ها ۲۷
۲۰. گریه و ماتم بر سیّد الشّهداء عليهالسلام ۲۷
۲۱. رأس مطهر امام حسین عليهالسلام در کوفه ۲۸
۲۲. خونین شدن ریشه هر گیاهی که از زمین می کشیدند، از مصیبت عظمای آن روز.(۳) ۲۸
۲۳. قتل ابن زیاد ۲۸
۲۴. قیام حضرت مهدی عليهالسلام ۲۹
۲۵. وفات امّ سلمه ۲۹
شب یازدهم محرم ۳۲
۱. شام غریبان کربلا ۳۲
۲. سر امام حسین عليهالسلام در تنور خولی ۳۳
۱۱ محرم ۳۴
۱. حرکت کاروان اسرا از کربلا ۳۴
۲. تشکیل مجلس ابن زیاد ۳۴
۳. حرکت اهل بیت امام حسین عليهالسلام به سوی کوفه ۳۴
۱۲ محرم ۳۵
۱. دفن شهدای کربلا ۳۵
۲. ورود اهل بیت عليهالسلام به کوفه ۳۵
۳. روز شهادت حضرت سجّاد عليهالسلام ۳۶
۱۳ محرم ۳۶
۱. اسرای اهل بیت عليهالسلام در مجلس ابن زیاد(۳) ۳۶
۲. اسرای اهل بیت عليهالسلام در زندان کوفه ۳۷
۳. خبر شهادت امام حسین عليهالسلام در مدینه و شام ۳۷
۴. شهادت عبداللَّه بن عفیف ۳۷
۱۵ محرم ۳۸
۱. فرستادن سرهای مطهر شهدا به سوی شام ۳۸
۱۹ محرم ۳۸
۱. حرکت کاروان کربلا به سوی شام ۳۸
۲۰ محرم ۳۸
۱. دفن بدن جون در کربلا ۳۸
۲۳ محرم ۴۰
۱. ویران نمودن حرم عسکریین عليهماالسلام ۴۰
۲۵ محرم ۴۱
۱. شهادت امام سجّاد عليهالسلام ۴۱
۲۶ محرم ۴۲
۱. شهادت علی بن الحسین المثلث ۴۲
۲۸ محرم ۴۳
۱. وفات حذیفه بن یمان ۴۳
۲. تبعید امام جواد عليهالسلام به بغداد ۴۵
۳. ورود اسرای اهل بیت عليهالسلام به بعلبک ۴۵
۲۹ محرم ۴۵
۱. رسیدن کاروان اسرا به شام ۴۵
تتمه محرم ۴۶
۱. نوشتن صحیفه ملعونه ۴۶
۲. وفات ام المؤمنین ماریه قبطیه رضوان الله علیها ۴۶
۲. صفر الخیر ۴۹
۱ صفر ۵۳
۱. وارد کردن سر مطهر امام حسین عليهالسلام به شام ۵۳
۲. ورود اهل بیت عليهالسلام به شام(۲) ۵۳
۳. شروع جنگ صفین(۲) ۵۴
۲ صفر ۵۵
۱. مجلس یزید ۵۵
۲. شهادت زید بن علی بن ال حسین عليهالسلام ۵۵
۵ صفر ۵۶
۱. شهادت حضرت رقیّه عليهالسلام ۵۶
۷ صفر ۵۷
۱. شهادت امام مجتبی عليهالسلام ۵۷
نسب شریف آن حضرت عليهالسلام ۵۸
بعضی از صفات آن حضرت عليهالسلام ۵۸
عمر شریف آن حضرت عليهالسلام ۵۹
شهادت آن حضرت عليهالسلام ۵۹
۸ صفر ۶۱
۱. وفات حضرت سلمان رحمهالله ۶۱
۹ صفر ۶۲
۱. شهادت عمار و خزیمه رحمهماالله ۶۲
۲. جنگ نهروان ۶۳
۱۱ صفر ۶۳
۱. لیله الهریر در جنگ صفین ۶۳
۱۲ صفر ۶۴
۱. حکمین در صفین ۶۴
۱۴ صفر ۶۶
۱. شهادت محمد بن ابی بکر ۶۶
۱۵ صفر ۶۷
۱. ابتدای بیماری صلىاللهعليهوآلهوسلم(۳) ۶۷
۱۷ صفر ۶۷
۱. شهادت امام رضا عليهالسلام ۶۷
۲۰ صفر (اربعین) ۶۸
۱. اربعین سیّدالشّهداء عليهالسلام ۶۸
۲. زیارت جابر از کربلا ۶۸
۳. بازگشت اهل بیت عليهالسلام به کربلا ۶۸
۴. ملحق شدن رأس مطهر امام حسین عليهالسلام به بدن مطهر ۶۹
۲۴ صفر ۶۹
۱. طلب کتف توسّط صلىاللهعليهوآلهوسلم ۶۹
۲۵ صفر ۷۵
۱. دستور پیامبر صلىاللهعليهوآلهوسلم به پیروزی از ثقلین ۷۵
۲۶ صفر ۷۵
۱. تجهیز لشکر اسامه(۲) ۷۵
۲۸ صفر ۷۶
۱. شهادت رسول خدا صلىاللهعليهوآلهوسلم ۷۶
وصایای پیامبر صلىاللهعليهوآلهوسلم ۷۷
غسل و نماز بر بدن صلىاللهعليهوآلهوسلم ۷۷
دفن بدن مبارک صلىاللهعليهوآلهوسلم ۷۸
خلاصه ای از زندگی صلىاللهعليهوآلهوسلم ۷۸
۲. آغاز امامت امیر المؤمنین عليهالسلام ۷۹
۳. آغاز غصب خلافت ۸۰
۴. اجباری مردم بر بیعت کردن(۲) ۸۰
۵. شهادت امام حسن مجتبی عليهالسلام ۸۰
مسمومیت حضرت ۸۱
تشییع جنازه حضرت ۸۱
آخر صفر ۸۳
۱. شهادت امام رضا عليهالسلام ۸۳
آزارهای مأمون نسبت به حضرت ۸۴
دفن بدن مبارک حضرت ۸۴
۳ ربیع الاوّل ۸۷
۱ ربیع الاول ۹۰
۱. دفن بدن مطهر صلىاللهعليهوآلهوسلم ۹۰
۲. لیله المبیت ۹۲
۳. هجرت صلىاللهعليهوآلهوسلم ۹۳
۴. ابتدای وضع تاریخ هجری قمری ۹۳
۵. هجوم به خانه وحی ۹۴
۵. مسمومیت امام عسکری عليهالسلام ۹۵
۳ ربیع الاول ۹۶
۱. احتجاج سلمان فارسی رحمهالله بر مردم ۹۶
۲. تخریب کعبه توسط یزید ۹۷
۵ ربیع الاول ۹۷
۱. وفات حضرت سکینه عليهالسلام ۹۷
۸ ربیع الاول ۹۸
۱. شهادت امام عسکری عليهالسلام ۹۸
۹ ربیع الاول ۱۰۰
۱. آغاز امامت حضرت ولی عصر عليهالسلام ۱۰۰
۲. قتل عمر بن خطّاب ۱۰۱
ماجرای قتل عمر ۱۰۱
عمر در بستر مرگ ۱۰۲
بدعت عمر برای آینده خلافت ۱۰۳
شورای بعد از مرگ عمر ۱۰۴
۳. قتل عمر بن سعد ۱۰۷
۱۰ ربیع الاول ۱۰۷
۱. ازدواج صلىاللهعليهوآلهوسلم با حضرت خدیجه عليهالسلام ۱۰۷
۲. مرگ داود بن علی حاکم ظالم مدینه ۱۰۹
۳. مرگ مالک بن انس ۱۱۰
۴. اولین روز خلافت غاصبانه معاویه ۱۱۰
۱۲ ربیع الاول ۱۱۰
۱. ورود پیامبر صلىاللهعليهوآلهوسلم به مدینه ۱۱۰
۲. انقراض بنی امیه ۱۱۱
۳. مرگ معتصم عباسی ۱۱۱
۴. مرگ احمد بن حنبل ۱۱۲
۱۴ ربیع الاول ۱۱۲
۱. مرگ یزید بن معاویه ۱۱۲
۲. مرگ موسی خلیفه عباسی ۱۱۴
۱۷ ربیع الاول ۱۱۵
۱- ولادت پیامبر صلىاللهعليهوآلهوسلم ۱۱۵
معجزات ولادت حضرت ۱۱۶
خصوصیات حضرت ۱۱۷
معجزات حضرت ۱۱۷
۲. ولادت امام صادق عليهالسلام ۱۱۸
۲۲ ربیع الاول ۱۱۹
۱. جنگ بنی النضیر ۱۱۹
۲۳ ربیع الاول ۱۱۹
۱. ورود حضرت معصومه عليهالسلام به قم ۱۱۹
۲۵ ربیع الاول ۱۲۰
۱. جنگ دومه الجندل ۱۲۰
۲. صلح امام حسن عليهالسلام ۱۲۱
تتمه این ماه ۱۲۲
۱. زیارت رسول خدا صلىاللهعليهوآلهوسلم قبر مادرش را ۱۲۲
۲. غارت خیمه امام حسن عليهالسلام ۱۲۲
۴. ربیع الثانی ۱۲۳
۱ ربیع الثانی ۱۲۷
۱. قیام توابین ۱۲۷
۲. شهادت امام باقر عليهالسلام ۱۲۸
۳ ربیع الثانی ۱۲۸
۱. سفر امام حسن عسکری عليهالسلام به جرجان ۱۲۸
۴ ربیع الثانی ۱۳۰
۱. ولادت حضرت عبدالعظیم حسنی عليهالسلام ۱۳۰
۶ ربیع الثانی ۱۳۰
۱. مرگ هشام بن عبدالملک ۱۳۰
۸ ربیع الثانی ۱۳۱
۱. ولادت امام حسن عسکری عليهالسلام ۱۳۱
۲. شهادت حضرت صدیقه طاهره عليهالسلام (۳) ۱۳۲
۱۰ ربیع الثانی ۱۳۲
۱. وفات حضرت معصومه عليهالسلام ۱۳۲
۲. حمله روس به حریم سلطان طوس عليهالسلام ۱۳۴
۱۲ ربیع الثانی ۱۳۴
۱. آغاز وجوب نماز ۱۳۴
۱۳ ربیع الثانی ۱۳۵
۱. شهادت حضرت زهرا عليهالسلام ۱۳۵
۱۴ ربیع الثانی ۱۳۵
۱. قیام مختار رحمهالله(۲) ۱۳۵
۲۲ ربیع الثانی ۱۳۷
۱. وفات موسی مبرقع ۱۳۷
۲۵ ربیع الثانی ۱۳۸
۱. خلع معاویه بن یزید خود را از خلافت ۱۳۸
آخر ربیع الثانی ۱۳۹
۱. مرگ خالد بن ولید ۱۳۹
۵ جمادی الاوّل ۱۴۳
۵ جمادی الاولی ۱۴۷
۱. ولادت حضرت زینب عليهالسلام ۱۴۷
ماجرای ولادت حضرت ۱۴۸
۶ جمادی الاولی ۱۴۹
۱. جنگ موته(۲) ۱۴۹
شهادت سه فرمانده ۱۴۹
سوابق جعفر ۱۵۰
۱۰ جمادی الاولی ۱۵۱
۱. جنگ جمل ۱۵۱
۲. تحویل پیراهن امام حسین عليهالسلام به حضرت زینب عليهالسلام ۱۵۳
۱۳ جمادی الاولی ۱۵۳
۱. شهادت حضرت زهرا عليهالسلام ۱۵۳
۲۲ جمادی الاولی ۱۵۴
۱. وفات جناب قاسم بن موسی بن جعفر عليهمالسلام ۱۵۴
۲۷ جمادی الاولی ۱۵۵
۱. وفات جناب عبد المطلب عليهالسلام (۱) ۱۵۵
۲. تخریب دو گلدسته حرم عسکریین عليهماالسلام ۱۵۵
آخر جمادی الاولی ۱۵۶
۱. وفات محمّد بن عثمان عمری رحمهالله ۱۵۶
۶ جمادی الثانی ۱۵۷
۳ جمادی الثانی ۱۶۱
۱. شهادت حضرت زهرا عليهالسلام (۱) ۱۶۱
روزهای حزن فاطمه عليهالسلام ۱۶۲
مدینه در شهادت فاطمه عليهالسلام ۱۶۳
اقوال در شهادت حضرت زهرا عليهالسلام ۱۶۴
۴ جمادی الثانی ۱۶۸
۱. مرگ هارون الرشید ۱۶۸
۱۲ جمادی الثانی ۱۶۸
۱. حرکت به سوی خیبر ۱۶۸
۱۳ جمادی الثانی ۱۶۸
۱. وفات حضرت امّ البنین عليهالسلام ۱۶۸
۱۹ جمادی الثانی ۱۶۹
۱. ازدواج حضرت عبداللَّه و آمنه عليهماالسلام ۱۶۹
۲۰ جمادی الثانی ۱۷۰
۱. ولادت حضرت زهرا عليهالسلام ۱۷۰
انعقاد نطفه فاطمه عليهاالسلام ۱۷۰
دوران بارداری خدیجه عليهاالسلام ۱۷۲
فاطمه عليهاالسلام به دنیا آمد ۱۷۳
۲۲ جمادی الثانی ۱۷۴
۱. مرگ ابوبکر ۱۷۴
۲۷ جمادی الثانی ۱۷۶
۱ - شهادت سلطان علی بن محمّد الباقر عليهالسلام ۱۷۶
۲۸ جمادی الثانی ۱۷۷
۱. سپردن صلىاللهعليهوآلهوسلم به حلیمه سعدیه ۱۷۷
۲۹ جمادی الثانی ۱۷۷
۱. وفات حضرت ام کلثوم عليهاالسلام ۱۷۷
۲. وفات حضرت سیّد محمّد فرزند امام هادی عليهالسلام (۲) ۱۷۸
تتمه این ماه ۱۷۹
۱. جنگ ذات السلاسل ۱۷۹
۲. نزول آیه تطهیر ۱۷۹
۳. شهادت ابراهیم بن مالک اشتر ۱۸۰
۷ رجب المرجب ۱۸۱
۱ رجب ۱۸۵
۱. زیارت امام حسین عليهالسلام ۱۸۵
۲. ولادت امام باقر عليهالسلام ۱۸۵
۲ رجب ۱۸۶
۱. ولادت امام علی النقی عليهالسلام ۱۸۶
۳ رجب ۱۸۶
۱. شهادت امام هادی عليهالسلام ۱۸۶
۵ رجب ۱۸۸
۱. شهادت ابن سکیت رحمهالله ۱۸۸
علت شهادت ۱۸۸
۷ رجب ۱۸۹
۱. طلب امام رضا عليهالسلام برای ولایتعهدی ۱۸۹
۱۰ رجب ۱۸۹
۱ - ولادت امام جواد عليهالسلام ۱۸۹
۲ - ولادت حضرت علی اصغر عليهالسلام ۱۹۰
۱۲ رجب ۱۹۱
۱. مرگ معاویه ۱۹۱
نسب معاویه ۱۹۱
حکومت معاویه در شام ۱۹۳
دشمنی معاویه با امیر المؤمنین عليهالسلام ۱۹۳
ماجرای مرگ معاویه ۱۹۴
۲. ورود امیر المؤمنین عليهالسلام به کوفه ۱۹۴
۱۳ رجب ۱۹۵
۱. ولادت امیر المؤمنین عليهالسلام ۱۹۵
القاب امیرالمؤمنین عليهالسلام ۱۹۵
والدین امیر المؤمنین عليهالسلام ۱۹۷
نور امیر المؤمنین عليهالسلام در اصلاب پدران ۱۹۸
محل ولادت امیر المؤمنین عليهالسلام ۱۹۸
پیشگوئی از ولادت امیر المؤمنین عليهالسلام ۱۹۹
انعقاد نطفه امیر المؤمنین عليهالسلام ۲۰۰
مادر امیر المؤمنین عليهالسلام در کعبه ۲۰۱
روز ولادت امیر المؤمنین عليهالسلام ۲۰۲
سخنان امیر المؤمنین عليهالسلام پس از ولادت ۲۰۳
سه روز در کعبه ۲۰۴
طلوع نور علی عليهالسلام در آغوش پیامبر صلىاللهعليهوآلهوسلم : ۲۰۴
کودکی علی عليهالسلام با پیامبر صلىاللهعليهوآلهوسلم ۲۰۶
۱۵ رجب ۲۰۶
۱. زیارت امام حسین عليهالسلام ۲۰۶
۲. وفات حضرت زینب عليهاالسلام ۲۰۷
نام گذاری حضرت: ۲۰۷
۳. تغییر قبله ۲۰۸
۴. خروج از شعب ابی طالب عليهالسلام ۲۰۸
۵. شهادت امام صادق عليهالسلام ۲۰۸
۱۶ رجب ۲۰۹
۱. خروج فاطمه بنت اسد عليهاالسلام از کعبه ۲۰۹
۱۷ رجب ۲۰۹
۱. مرگ مأمون ۲۰۹
۱۸ رجب ۲۰۹
۱. وفات ابراهیم فرزند پیامبر صلىاللهعليهوآلهوسلم ۲۰۹
۲. اول خلافت شوم یزید ۲۱۰
۱۹ رجب ۲۱۰
۱. مرگ معتمد عباسی ۲۱۰
۲۱ رجب ۲۱۱
۱. شهادت حضرت زهرا عليهالسلام ۲۱۱
۲۲ رجب ۲۱۱
۱. فرار ابوبکر در جنگ خیبر ۲۱۱
۲۳ رجب ۲۱۲
۱. حمله به امام مجتبی عليهالسلام در مدائن ۲۱۲
۲. مسموم شدن موسی بن جعفر عليهالسلام ۲۱۳
۳. فرار عمر در جنگ خیبر ۲۱۳
۲۴ رجب ۲۱۳
۱. فتح خیبر به دست امیر المؤمنین عليهالسلام (۴) ۲۱۳
انتخاب علی عليهالسلام برای فتح خیبر ۲۱۴
میدان جنگ خیبر: ۲۱۵
۲. بازگشت جعفر طیّار از حبشه ۲۱۵
۲۵ رجب ۲۱۶
۱. شهادت موسی بن جعفر عليهالسلام ۲۱۶
خلفای ظالم در دوران امامت حضرت: ۲۱۶
غسل و تدفین حضرت: ۲۱۷
۲۶ رجب ۲۱۷
۱. وفات حضرت ابوطالب عليهالسلام ۲۱۷
نسب حضرت ابوطالب عليهالسلام ۲۱۸
ایمان حضرت ابوطالب عليهالسلام ۲۱۸
پیامبر صلىاللهعليهوآلهوسلم در وفات ابوطالب عليهالسلام ۲۲۰
۲۷ رجب ۲۲۱
۱. بعثت پیامبر صلىاللهعليهوآلهوسلم ۲۲۱
۲۸ رجب ۲۲۴
۱. خروج امام حسین عليهالسلام از مدینه به سوی مکه ۲۲۴
۲. اولین اقامه نماز در اسلام ۲۲۵
آخر رجب ۲۲۵
۱. مرگ ابوحنیفه ۲۲۵
۲. مرگ شافعی ۲۲۵
۳. غزوه نخله ۲۲۶
تتمه رجب ۲۲۶
۱. هجرت مسلمانان به حبشه ۲۲۶
۲. وفات نجاشی پادشاه حبشه ۲۲۶
۳. شهادت مالک اشتر نخعی ۲۲۶
۸ شعبان المعظم ۲۲۹
۲ شعبان ۲۳۳
۱. آغاز وجوب روزه ۲۳۳
۲. مرگ معتز عباسی ۲۳۳
۳ شعبان ۲۳۳
۱. ولادت امام حسین عليهالسلام ۲۳۳
القاب امام حسین عليهالسلام ۲۳۴
پیامبر پیامبر صلىاللهعليهوآلهوسلم در ولادت امام حسین عليهالسلام ۲۳۵
دوران زندگی امام حسین عليهالسلام ۲۳۵
۲. ورود امام حسین عليهالسلام به مکه ۲۳۶
۴ شعبان ۲۳۷
۱. ولادت حضرت عباس عليهالسلام ۲۳۷
۵ شعبان ۲۳۸
۱. ولادت امام زین العابدین عليهالسلام ۲۳۸
۹ شعبان ۲۴۰
۱. عقیقه برای امام حسین عليهالسلام ۲۴۰
۱۰ شعبان ۲۴۰
۱. توقیع امام زمان عليهالسلام برای شیعیان ۲۴۰
۱۱ شعبان ۲۴۰
۱. ولادت حضرت علی اکبر عليهالسلام ۲۴۰
۱۵ شعبان ۲۴۱
۱. ولادت حضرت بقیه اللَّه الاعظم صلوات اللَّه علیه ۲۴۱
ماجرای شب ولادت ۲۴۲
امام زمان عليهالسلام در آغوش پدر ۲۴۳
القاب امام زمان عليهالسلام ۲۴۴
اوصاف امام زمان عليهالسلام ۲۴۴
مادر امام زمان عليهالسلام ۲۴۵
ایام پس از ولادت امام زمان عليهالسلام ۲۴۶
غیبت صغری: ۲۴۶
پایان غیبت صغری: ۲۵۱
وظائف زمان غیبت کبری: ۲۵۲
۲. وفات علی بن محمد سمری نائب امام زمان عليهالسلام ۲۵۳
۱۸ شعبان ۲۵۳
۱. وفات حسین بن روح نوبختی نایب امام زمان عليهالسلام ۲۵۳
۱۹ شعبان ۲۵۴
۱. جنگ بنی المصطلق ۲۵۴
تتمه شعبان ۲۵۴
۱. مرگ حفصه ۲۵۴
۲. جنگ پیامبر صلىاللهعليهوآلهوسلم با بنی سعد ۲۵۶
۳. شهادت سعید بن جبیر ۲۵۶
۴. مرگ مغیره بن شعبه ۲۵۷
۹ رمضان المبارک ۲۵۹
۱ ماه رمضان ۲۶۳
۱. ولایتعهدی امام رضا عليهالسلام ۲۶۳
۲. احتجاج اُبیّ بن کعب بر ابوبکر ۲۶۳
۳. مرگ مروان ۲۶۴
۴. جنگ تبوک(۳) ۲۶۵
۵. وفات حضرت نفیسه عليهاالسلام ۲۶۷
۳ ماه رمضان ۲۶۸
۱. شهادت حضرت زهرا عليهاالسلام ۲۶۸
۴ ماه رمضان ۲۶۸
۱. مرگ زیاد بن ابیه ۲۶۸
۶ ماه رمضان ۲۷۰
۱. ضرب سکه به نام امام رضا عليهالسلام ۲۷۰
۱۰ ماه رمضان ۲۷۱
۱. آمدن نامه های اهل کوفه برای امام حسین عليهالسلام ۲۷۱
۲. وفات حضرت خدیجه عليهاالسلام ۲۷۱
۱۲ ماه رمضان ۲۷۳
۱. مراسم عقد اخوت ۲۷۳
۱۳ ماه رمضان ۲۷۴
۱. مرگ حجاج ثقفی ۲۷۴
۱۴ ماه رمضان ۲۷۵
۱. شهادت مختار رحمهالله ۲۷۵
۱۵ ماه رمضان ۲۷۶
۱. ولادت امام حسن مجتبی عليهالسلام ۲۷۶
۲. حرکت حضرت مسلم عليهالسلام به سمت کوفه ۲۷۷
۱۶ ماه رمضان ۲۷۷
۱. ورود محمّد بن ابی بکر به مصر ۲۷۷
۱۷ ماه رمضان ۲۷۸
۱. معراج پیامبر صلىاللهعليهوآلهوسلم ۲۷۸
۲. جنگ بدر ۲۷۹
۳. قتل عایشه ۲۸۱
۴. وفات پسر برادر ابولؤلؤ رحمهالله ۲۸۲
اشاره ای به احوال ابولؤلؤ رحمهالله ۲۸۳
مذهب آن بزرگوار ۲۸۳
قتل هرمزان، جفینه، دختر ابولؤلؤ (لؤلؤة)، پسر و همسر ابولؤلؤ ۲۸۴
ابولؤلؤ رحمهالله در مدینه ۲۸۵
قبر شریف آن بزرگوار در کاشان ۲۸۶
۵. بنای مسجد جمکران ۲۸۶
۱۹ ماه رمضان ۲۸۶
۱. ضربت خوردن امیر المؤمنین عليهالسلام ۲۸۶
۲۰ ماه رمضان ۲۸۸
۱. فتح مکه ۲۸۸
۲۱ ماه رمضان ۲۹۰
۱. شهادت امیر المؤمنین عليهالسلام ۲۹۰
۲. بیعت با امام مجتبی عليهالسلام ۲۹۳
۳. قتل ابن ملجم ۲۹۳
۲۳ ماه رمضان ۲۹۴
۱. نزول قرآن ۲۹۴
۲۴ ماه رمضان ۲۹۴
۱. مرگ ابولهب ۲۹۴
تتمه ماه رمضان ۲۹۴
۱. بدعت نماز تراویج توسّط عمر ۲۹۴
۲. دعای باران توسّط پیامبر صلىاللهعليهوآلهوسلم ۲۹۵
۱۰ شوال المکرّم ۲۹۷
۱ شوال ۳۰۱
۱. عید فطر ۳۰۱
۲. مرگ عمرو بن عاص ۳۰۱
۳. جنگ قرقره الکدر ۳۰۲
۳ شوال ۳۰۳
۱. قتل متوکل ۳۰۳
۴ شوال ۳۰۵
۱. جنگ حنین ۳۰۵
۵ شوال ۳۰۵
۱. حرکت به سوی جنگ صفین ۳۰۵
۲. ورود حضرت مسلم عليهالسلام به کوفه ۳۰۶
۶ شوال ۳۰۶
۱. توقیع برای حسین بن روح ۳۰۶
۸ شوال ۳۰۶
۱. ویرانی قبور ائمه بقیع عليهمالسلام ۳۰۶
۲. جنگ حمراء الاسد(۱) ۳۰۸
۱۴ شوال ۳۰۸
۱. مرگ عبدالملک مروان ۳۰۸
۱۵ شوال ۳۰۹
۱. جنگ احد و شهادت حضرت حمزه عليهالسلام (۲) ۳۰۹
فداکاری های امیر المؤمنین عليهالسلام در اُحد ۳۰۹
ابوبکر و عمر و عثمان در جنگ احد ۳۱۱
بانویی به نام نسیبه در جنگ احد ۳۱۲
شهادت حضرت حمزه ۳۱۳
۲. رد الشمس ۳۱۴
۳. جنگ بنی قینقاع ۳۱۵
۴. وفات حضرت عبدالعظیم عليهالسلام ۳۱۵
۱۶ شوال ۳۱۷
۱. جنگ حمراء الاسد ۳۱۷
۱۷ شوال ۳۱۷
۱. جنگ خندق ۳۱۷
۲. وفات اباصلت هروی ۳۲۰
۲۰ شوال ۳۲۰
۱. دستگیری امام کاظم عليهالسلام ۳۲۰
۲۵ شوال ۳۲۰
۱. شهادت امام صادق عليهالسلام ۳۲۰
۱۱ ذی القعده الحرام ۳۲۳
۱ ذو القعده ۳۲۷
۱. ولادت حضرت معصومه عليهاالسلام ۳۲۷
۲. جنگ بدر صغری ۳۲۸
۳. مرگ اشعث بن قیس ۳۲۸
۱۱ ذو القعده ۳۲۹
۱. ولادت امام رضا عليهالسلام ۳۲۹
۱۲ ذوالقعده ۳۳۰
۱. نامه حضرت مسلم به امام حسین عليهالسلام ۳۳۰
۲۳ ذو القعده ۳۳۰
۱. شهادت امام رضا عليهالسلام ۳۳۰
۲. جنگ بنی قریظه ۳۳۱
۲۵ ذو القعده ۳۳۱
۱. حرکت امام رضا عليهالسلام از مدینه به سوی مرو ۳۳۱
۲. روز دحوالارض ۳۳۲
۲۶ ذو القعده ۳۳۳
۱. حرکت پیامبر صلىاللهعليهوآلهوسلم از مدینه برای حجه الوداع ۳۳۳
آغاز بیان ولایت در مراسم حج ۳۳۴
سفر ولایت ۳۳۴
آخر ذو القعده ۳۳۵
۱ - شهادت امام جواد عليهالسلام ۳۳۵
تتمه ذو القعده ۳۳۶
۱. صلح حدیبیه ۳۳۶
۱۲ ذوالحجة الحرام ۳۳۹
۱ ذی الحجه ۳۴۳
۱. عزل ابوبکر از تبلیغ سوره برائت(۱) ۳۴۳
فرستادن امیر المؤمنین عليهالسلام و بازگشت ابوبکر ۳۴۴
تبلیغ سوره برائت توسّط امیر المؤمنین عليهالسلام ۳۴۴
بازگشت امیر المؤمنین عليهالسلام از تبلیغ برائت ۳۴۴
۲. آغاز نامه ها برای جنگ صفین ۳۴۵
۵ ذی الحجه ۳۴۶
۱. جنگ سویق ۳۴۶
۶ ذی الحجه ۳۴۶
۱. ازدواج امیر المؤمنین و حضرت زهرا عليهماالسلام ۳۴۶
خواستگاری از فاطمه عليهاالسلام ۳۴۷
مراسم عروسی ۳۴۸
مهریه حضرت زهرا عليهاالسلام ۳۵۰
ولیمه عروسی ۳۵۱
جهازیه حضرت زهرا عليهاالسلام ۳۵۲
عروسی و شرکت کنندگان ۳۵۳
ثمره ازدواج نورانی ۳۵۴
ازدواج آسمانی ۳۵۵
اقوال در روز ازدواج حضرت ۳۵۵
۲. مرگ منصور دوانیقی ۳۵۶
۷ ذی الحجه ۳۵۷
۱. شهادت امام باقر عليهالسلام ۳۵۷
۳. خطبه حضرت عباس عليهالسلام در مکه ۳۵۸
۳. بردن امام کاظم عليهالسلام به زندان بصره ۳۵۹
۸ ذی الحجه ۳۶۰
۱. توطئه ترور امام حسین عليهالسلام ۳۶۰
۲. دعوت عمومی حضرت مسلم عليهالسلام در کوفه ۳۶۰
۳. حرکت امام حسین عليهالسلام از مکه به عراق ۳۶۰
۹ ذی الحجه ۳۶۰
۱. روز عرفه ۳۶۰
۲. شهادت حضرت مسلم عليهالسلام و هانی رحمهالله ۳۶۱
خاندان حضرت مسلم عليهالسلام ۳۶۱
شهادت و دفن بدن حضرت مسلم عليهالسلام ۳۶۲
هانی بن عروه ۳۶۲
۳. روز سد الابواب ۳۶۳
۱۰ ذی الحجه ۳۶۴
۱. عید قربان ۳۶۴
۲. شهادت عبداللَّه محض و جمعی از آل حسن عليهمالسلام ۳۶۴
۳. نماز عید امام رضا عليهالسلام در خراسان(۱) ۳۶۶
۱۱ ذی الحجه ۳۶۶
۱. روز نوشتن دعای صباح ۳۶۶
۲. منازل امام حسین عليهالسلام تا کربلا: ۱«ابطح»، ۲«تنعیم»، ۳ «صفاح» ۳۶۶
۱۲ ذی الحجه ۳۶۷
۱. منازل امام حسین عليهالسلام تا کربلا: ۴ «وادی عقیق» ۳۶۷
۱۳ ذی الحجه ۳۶۷
۱. شق القمر ۳۶۷
۱۴ ذی الحجه ۳۶۸
۱. بخشیدن فدک به حضرت زهرا عليهاالسلام (۲) ۳۶۸
فتح فدک ۳۶۸
اعطای فدک به فاطمه عليهاالسلام ۳۶۹
درآمد فدک ۳۷۰
غصب فدک ۳۷۰
۲. افشاء سر ولایت توسّط عایشه و حفصه(۲) ۳۷۱
۳. منزل امام حسین عليهالسلام تا کربلا: ۶ «ذات عرق» ۳۷۲
۱۵ ذی الحجه ۳۷۳
۱. ولادت امام هادی عليهالسلام ۳۷۳
۲. منازل امام حسین عليهالسلام تا کربلا: ۷ «حاجر»(۷) ۳۷۳
۱۶ ذی الحجه ۳۷۴
۱. منازل امام حسین عليهالسلام تا کربلا: ۸ «فَید» ۳۷۴
۱۷ ذی الحجه ۳۷۴
۱. منازل امام حسین عليهالسلام تا کربلا: ج۹ «اجفُر» ۳۷۴
۱۸ ذی الحجه ۳۷۴
۱ - عید غدیر ۳۷۴
عید بزرگ آل محمّد عليهمالسلام ۳۷۵
شرکت کنندگان در مراسم غدیر ۳۷۶
دستور الهی برای مراسم غدیر ۳۷۶
پیامبر صلىاللهعليهوآلهوسلم بر فراز منبر غدیر ۳۷۷
معرفی علی بن ابی طالب عليهالسلام ۳۷۹
بیعت لسانی و عملی ۳۷۹
بیعت زنان ۳۸۰
۲. قتل عثمان ۳۸۱
خلافت غاصبانه عثمان ۳۸۱
بدعت های عثمان ۳۸۱
قتل عثمان به دست مردم ۳۸۳
۳. خلافت ظاهری امیر المؤمنین عليهالسلام ۳۸۴
۴. منازل امام حسین عليهالسلام تا کربلا: ۱۰ «خزیمیه» ۳۸۴
۲۰ ذی الحجه ۳۸۵
۱. منازل امام حسین عليهالسلام تا کربلا: ۱۱ «شقوق» ۳۸۵
۲۱ ذی الحجه ۳۸۵
۱. منازل امام حسین عليهالسلام تا کربلا: ۱۲ «زرود» ۳۸۵
۲۲ ذی الحجه ۳۸۵
۱. شهادت میثم تمّار ۳۸۵
۲. خروج ابراهیم بن مالک اشتر برای جنگ با ابن زیاد ۳۸۶
۳. منازل امام حسین عليهالسلام تا کربلا: ۱۳ «ثعلبیه» ۳۸۷
۱. منازل امام حسین عليهالسلام تا کربلا: ۱۴ «زباله» ۳۸۸
۲۴ ذی الحجه ۳۸۸
۱. روز مباهله ۳۸۸
نامه پیامبر صلىاللهعليهوآلهوسلم به نصارای نجران ۳۸۹
نجرانیان در مدینه ۳۸۹
مراسم مباهله ۳۹۰
پرهیز نجرانیان از مباهله ۳۹۱
۲. روز خاتم بخشی(۱) ۳۹۲
۳. منازل امام حسین عليهالسلام تا کربلا: ۱۵ «القاع» ۳۹۳
۲۵ ذی الحجه ۳۹۳
۱. نزول سوره هل اتی ۳۹۳
۲. اولین نماز جمعه امیر المؤمنین عليهالسلام ۳۹۳
۳. منازل امام حسین عليهالسلام تا کربلا: ۱۶ «عقبه» ۳۹۴
۲۶ ذی الحجه ۳۹۴
۳. منازل امام حسین عليهالسلام تا کربلا: ۱۷ «شراف» ۳۹۴
۲۷ ذی الحجه ۳۹۴
۳. منازل امام حسین عليهالسلام تا کربلا: ۱۷ «ذو حُسُم»(۵) ۳۹۴
۱. مرگ مروان ۳۹۵
۳. واقعه حرّه ۳۹۶
۴. وفات علی بن جعفر عليهالسلام ۳۹۶
احترام علی بن جعفر عليهالسلام به مقام امامت ۳۹۷
مسافرت های علی بن جعفر عليهماالسلام ۳۹۷
۲۸ ذی الحجه ۳۹۸
۱. منزل امام حسین عليهالسلام تا کربلا: ۱۹ «عذیب الهجانات» ۳۹۸
۲۹ ذی الحجه ۳۹۹
۱. منزل امام حسین عليهالسلام تا کربلا: ۱۹ «قطقطانیه» ۳۹۹
آخر ذی الحجه ۳۹۹
۱. مرگ پدر ابوبکر ۳۹۹
۲. مرگ هند جگرخوار ۳۹۹
سوابق سوء خاندان معاویه با اسلام ۴۰۰
تتمه ذی الحجه ۴۰۲
ولادت با سعادت حضرت کاظم عليهالسلام ۴۰۲
۱. نامه پیامبر صلىاللهعليهوآلهوسلم به پادشاهان بزرگ ۴۰۴
۲. رحلت حضرت ابوذر رحمهالله ۴۰۵
۳. مرگ ابوموسی اشعری ۴۰۷
۴. وفات زراره رحمهالله ۴۰۸