تذکراین کتاب توسط مؤسسه فرهنگی - اسلامی شبکة الامامین الحسنین عليهماالسلام بصورت الکترونیکی برای مخاطبین گرامی منتشر شده است.
لازم به ذکر است تصحیح اشتباهات تایپی احتمالی، روی این کتاب انجام گردیده است.
نام کتاب : سیره حسنی ترجمه و توضیح چهل حدیث درباره سیره امام حسن مجتبی علیهالسلام جواد محدثی.
نویسنده: جواد محدثی
مقدمه
امام سجادعليهالسلام فرمود:
«أَلاَ وَ إِنَّ أَبْغَضَ اَلنَّاسِ إِلَى اَللَّهِ مَنْ يَقْتَدِي بِسُنَّةِ إِمَامٍ وَ لاَ يَقْتَدِي بِأَعْمَالِهِ »
الکافی ۸: ۲۳۴ ح ۳۱۲.
هشدار که منفورترین مردم نزد پروردگار کسی است که شیوه امامی را پیروی کند ولی از سیره عملی او پیروی ننماید.
برای «چگونه بودن» نیاز به الگو داریم و نقش الگو در تربیت چنان روشن است که نیازی به بیان و توضیح نیست. آنچه در این الگوگیری و اسوه یابی و تأسی به اخلاق اولیأ کار ساز است آشنایی با جزئیات صفات و رفتار آن حضرات است نه کلیات. خوشبختانه در کتب حدیث و سیره نمونه های رفتاری پیامبر و امامان بصورت ریز و جزئی آمده است که آشنایی با آنها بسیار سودمند است و گامی جهت خودسازی و تعالی بخشیدن به جامعه است انسان در دید ژرف نگر اسلام بیابانگردی سرگردان و گمگشته ای در تاریک زار زندگی نیست. او کشتی شکستهای شور بخت و ناامید و اسیر موج های بیم زا و هراس آفرین نمی باشد.
بلکه موجودی مسؤول است که با مقصد و مقصودی مشخص با زاد و توشه ای کامل و راهنمایانی درونی و برونی به سفری پرداخته که از صحرای عدم آغاز میشود و تا بار یافتن به لقأ الهی ادامه دارد.
تمامی نیروهای خلقت انسان را در این سفر صادقانه یاری میکنند و خدا بالطف بیکران خویش به هدایت او از راه های گوناگون پرداخته است و بهترین جایگاه جاودانه را در سرای آخرت برای او مهیا کرده است. انسان برای به دست آوردن نیک بختی خویش و سعادتمندی جامعه و رضایت خداوند باید در طول این سفر چگونه زیستن را بیاموزد و این آموزه ها را در زندگی خویش بکار گمارد.
اسلام عزیز برای پاسخگویی بدین سؤال بسیار اساسی دو شیوه را دنبال نموده است:
الف: بیان احکام و دستورهای زندگی از آغاز تا فرجام
ب: ارائه الگوهای تربیتی و نمونه های عینی کمال
بر اساس همین شیوه دوم در قرآن مجید بارها از پیامبران و دیگر انسانهای والا سخن به میان آمده است و از جنبه های الگویی آنان ستایش شده تا دیگران نیز به آنان تأسی بجویند.
در مکتب حیات بخش تشیع (اسلام راستین) معرفی این الگوهای الهی گسترده تر است و پیشوایان معصوم که بهترین اسوه ها و الگوهای زندگی هستند فرا روی چشمان باز و دل های آگاه قرار دارند تا آنانکه مسئولیت الهی و رسالت انسانی خویش را درک کرده اند و تصمیم برای رسیدن به چکادهای فرازمند فضیلت و کمال دارند با درس گرفتن از آنان زیستنی شرافتمندانه که سعادت دنیا و آخرت را تأمین میکند در پیش گیرند.
در راستای این هدف و برای معرفی سیره عملی پیامبرصلىاللهعليهوآله و اهل بیت معصومعليهالسلام گروهی از فضلا و شیفتگان اهل بیت در حوزه علمیه قم گرد هم آمده و در گستره کتاب های بسیاری دست به تحقیقی وسیع زده اند که بخواست خداوند مجموعه ای ارزشمند را به زودی تقدیم امت اسلامی خواهند نمود.
آشکار است که در این مجموعه تنها احادیثی که بیانگر یک شیوه مستمر و عملی مداوم در زندگی معصومینعليهالسلام باشد آورده میشود. ویژگی سیره معصومین در این است که مورد پسند و قبول پروردگار است و با اطمینان میتوان از آن پیروی کرد.
اکنون به عنوان نمونه ای از دریای مواج و گرانقدر روایات چهل حدیث از سیره هر یک از معصومینعليهالسلام به پیشگاه امت اسلامی عرضه میشود. امید که همه ما را چراغ راه و ره توشه سفری باشد برای رسیدن به سعادت دنیا و نیک بختی آخرت.
در این چهل حدیث با گوشه ای از اخلاقیات و سیره سازنده و الهام بخش دومین امام و پیشوای شیعیان حضرت امام حسنعليهالسلام آشنا میشویم. به این امید که آشنایی با سیره حسنی امت ما به ویژه جوانان جامعه را با گوهر تقوا و سرمایه های کمال و معنویت و اخلاق اسلامی مانوس سازد و راه پیروی از آن «اسوه فضایل» را هموارتر کند.
شناخت اجمال امام
حضرت امام حسن مجتبیعليهالسلام دومین امام شیعیان و یکی از سروران بهشت می باشد که از دو نور الهی مولای متقیان امیرمؤمنانعليهاالسلام و حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهراعليهالسلام در نیمه رمضان سال دوم یا سوم هجری متولد شد. و مدت عمر وی ۴۸ یا ۴۹ سال بود که ۸ سال در محضر رسول گرامی اسلامیعليهالسلام و ۳۸ سال از محضر پدر گرامیش حضرت علیعليهالسلام را درک کرد و در جنگ های آن حضرت حضور داشته است و بعد از پدر ۱۰ سال امامت امت و هدایت مردم را بر عهده داشت. در این مدت امامت با معاویه به مبارزه و جنگ برخاست ولی عاقبت بخاطر سستی و خیانت یارانش برای حفظ تشیع آتش بس را قبول کرد. سرانجام در ۲۸ صفر سال ۵۰ هجری سالروز شهادت جد بزرگوارش به سبب سمی که همسرش (جعده) داده بود به شهادت رسید.
ویژگی های شخصی امام
چهره امام
«عن احمد بن محمد المغیری قال :کانَ الْحَسَنُ بْنُ عَلىٍّ عليهالسلام جَعْدَ الشَّعْرِ، حَسَنَ الْبَدَنِ، کَثَّ اللِّحْیَةِ . ..»
مغیری گوید: امام حسن بن علیعليهالسلام موهای فرفری بدنی زیبا و ریشی پر پشت داشت.
کشف الغمه ج ۱ ص ۵۴۸ .
سیمای انبیا
«قال واصل بن عطأ :کانَ الْحَسَنُ بْنُ عَلىٍّ عليهالسلام عَلَیْهِ سیماءُ الاَْنْبِیاءِ وَ بَهاءُ الْمُلُوکِ »
واصل بن عطأ گوید: در امام حسنعليهالسلام سیمای انبیا و شکوه و جلوه پادشاهان جمع بود.
مناقب ج ۴ ص ۹.
محبت پیامبر به امام
«عن ابی بکره قال :کان رسول الله صلىاللهعليهوآله یصلی بالناس فاذا سجد وثب الحسن علی ظهره او علی عنقه فرفع رأسه فیضعه وضعا رفیعا لئلا یصرع .»
ابی بکره میگوید: پیامبر وقتی با مردم نماز میخواند و به سجده میرفت حسن بر پشت یا گردن او سوار میشد و حضرت سرش را بلند کرده و امام حسنعليهالسلام را آرام زمین میگذاشت تا آزرده نشود.
کنزالعمل ج ۱۳ ص ۶۶۷ ح ۳۷۷۰۰.
حرمت امام
«عن محمد بن اسحاق :كَانَ يُبْسَطُ لَهُ عَلَى بَابِ دَارِهِ فَإِذَا خَرَجَ وَ جَلَسَ اِنْقَطَعَ اَلطَّرِيقُ فَمَا مَرَّ أَحَدٌ مِنْ خَلْقِ اَللَّهِ إِجْلاَلاً لَهُ فَإِذَا عَلِمَ قَامَ وَ دَخَلَ بَيْتَهُ فَمَرَّ اَلنَّاسُ .»
محمد بن اسحاق گوید: چیزی در جلو خانه برای حضرت پهن میشد و حضرت وقتی خارج شده بر آن می نشست راه بسته می شد و مردم به احترام ایشان رفت و آمد نمی کردند و حضرت زمانی که متوجه میشد به خانه خود وارد میشد و مردم می گذشتند.
مناقب ج ۴ ص ۷.
شنیدن و حفظ کردن وحی
«عن ابی الفتوح :أَنَّ اَلْحَسَنَ بْنَ عَلِيٍّ عليهالسلام كَانَ يَحْضُرُ مَجْلِسَ رَسُولِ اَللَّهِ صلىاللهعليهوآله وَ هُوَ اِبْنُ سَبْعِ سِنِينَ فَيَسْمَعُ اَلْوَحْيَ فَيَحْفَظُهُ فَيَأْتِي أُمَّهُ فَيُلْقِي إِلَيْهَا مَا حَفِظَهُ .»
ابوالفتوح میگوید: حسن بن علیعليهالسلام ۷ ساله بود که در مجلس پیامبرصلىاللهعليهوآله حاضر شده و وحی را می شنید و آن را به خاطر می سپرد و نزد مادرش می آمد و آنچه را حفظ کرده بود بازگو میکرد.
عوالم ۱۹ ج ۱۰۸ ح ۴.
حنا بستن
«عن ابن حریث قال :رأیت الحسن و الحسین عليهالسلام یخضبان بالحنأ و الکتم .»
ابن حریث گوید: امام حسن و امام حسینعليهالسلام را دیدم که با حنا و کتم (نوعی گیاه رنگی) میزدند.
معجم الکبیر طبرانی ج ۳ ص ۹۸.
خضاب به رنگ سیاه
«عن الصادق عليهالسلام قال :ان الحسن بن علی عليهالسلام کان یخضب بالسود .»
امام صادقعليهالسلام فرمود: حسن بن علیعليهالسلام با رنگ سیاه خضاب می بست (محاسن شریفش را رنگ سیاه میزد).
معجم الکبیر طبرانی ج ۳ ص ۲۲ ح ۲۵۳۵.
نگین انگشتری امام
عن الرضا عليهالسلام قال :كَانَ نَقْشُ خَاتَمِاَلْحَسَنِ «اَلْعِزَّةَ لِلّٰهِ ».
امام رضاعليهالسلام فرمود: نقش نگین انگشتری امام حسنعليهالسلام «العزه لله » (بزرگی مخصوص خداست) بود.
اعیان الشیعه ج ۱ ص ۵۶۳ بحارالانوار ج ۴۳ ص ۲۵۸.
تقسیم اموال
«قال الصادق عليهالسلام :ان الحسن بن علی عليهالسلام قاسم ربه ثلاث مرات حتی نعلا و نعلا و ثوبا و دینارا و دینارا .»
امام صادقعليهالسلام فرمود: امام حسنعليهالسلام تمام اموالش را حتی کفش و لباس و دینارهایش را سه بار با خدا تقسیم کرد.
وسائل الشیعه ج ۸ ص ۵۵.
دوست داشتن خرما
«عن الرضا عليهالسلام :کان الحسن عليهالسلام تمریا و کان ابو عبد الله الحسین عليهالسلام تمریا .»
امام رضاعليهالسلام فرمود: امام حسنعليهالسلام و امام حسینعليهالسلام خرما را دوست میداشتند.
کافی ج ۶ ص ۳۴۵ ح ۶ وسائل الشیعه ج ۱۷ ص ۷۳ ح ۱۰۵.
احترام امام نزد پیامبر
«عبد الله بن الزبیر :ان الحسن بن علی عليهالسلام کان یجیء و النبی صلىاللهعليهوآله راکع فی فرج له بین رجلیه حتی یخرج من الجانب الاخر .»
عبد الله بن زبیر گوید: امام حسن بن علیعليهالسلام زمانی که پیامبرصلىاللهعليهوآله در رکوع بود می آمد و پیامبرصلىاللهعليهوآله پاهایش را باز می کرد تا حسنعليهالسلام از طرفی به طرف دیگر می رفت.
انساب الاشراف ص ۱۹ ج ۲۲.
عبادات امام
ذکر خدا
«عن السجاد عليهالسلام قال :إِنَّ اَلْحَسَنَ عليهالسلام وَ لَمْ يُرَ فِي شَيْءٍ مِنْ أَحْوَالِهِ إِلاَّ ذَاكِراً لِلَّهِ سُبْحَانَهُ .»
امام چهارمعليهالسلام میفرماید: امام حسنعليهالسلام در هیچ حالی دیده نشد مگر اینکه خدای سبحان را یاد می کرد.
امالی صدوق ص ۱۵۰.
تلاش در عبادت
«عن الباقر عليهالسلام قال :کان الحسن عليهالسلام کثیر الاجهاد فی العباده و التصدق .»
امام باقرعليهالسلام فرمود: امام حسنعليهالسلام در عبادت و صدقه دادن سخت کوش بود.
نظم درر المسطین ص ۱۹۶.
خشوع در وضو
«عن القتال قال: أَنَّ اَلْحَسَنَ بْنَ عَلِيٍّ عليهالسلام كَانَ إِذَا تَوَضَّأَ اِرْتَعَدَتْ مَفَاصِلُهُ وَ اِصْفَرَّ لَوْنُهُ. فَقِيلَ لَهُ فِي ذَلِكَ فَقَالَ حَقٌّ عَلَى كُلِّ مَنْ وَقَفَ بَيْنَ يَدَيْ رَبِّ اَلْعَرْشِ أَنْ يَصْفَرَّ لَوْنُهُ وَ تَرْتَعِدَ مَفَاصِلُهُ .»
امام حسنعليهالسلام وقتی وضو میگرفت پاهایش لرزیده و رنگش زرد میشد در این باره از حضرت سؤال کردند فرمود: برای کسی که در مقابل پروردگارش ایستاده سزاوار است رنگش پریده و پاهایش بلرزند.
مناقب ج ۴ ص ۱۴.
خشوع در نماز
«قال السجاد عليهالسلام :أَنَّ اَلْحَسَنَ بْنَ عَلِيٍّ عليهالسلام وَكانَ إذا قامَ في صَلاتِهِ تَرتَعِدُ فَرائِصُهُ بَينَ يَدي رَبِّهِ عزّوَجل .»
امام چهارمعليهالسلام فرمود: امام حسنعليهالسلام وقتی به نماز می ایستاد پاهایش در مقابل پروردگار متعال و عظمت و کبریائی او می لرزید.
بحارالانوار ج ۸۴ ص ۲۸۵.
لباس نماز
«عن ابی خیثمه قال: كَانَ الْحَسَنُ بْنُ عَليٍّ عليهالسلام إِذَا قَامَ إلَي الصَّلَاةِ لَبِسَ أَجْوَدَ ثِيَابِهِ ...»
ابو خیثمه گوید: امام حسنعليهالسلام وقتی به نماز می ایستاد بهترین لباس هایش را می پوشید سؤال شد چرا بهترین لباسهایت را می پوشی؟ فرمود: خداوند زیباست و زیبایی را دوست دارد.
بحارالانوار ج ۸۳ ص ۱۷۵ ح ۲.
زیارت خانه خدا
«عن الباقر عليهالسلام قال: قَالَ الْحَسَنُ :إِنِّي لَأَسْتَحْيِي مِنْ رَبِّي أَنْ أَلْقَاهُ وَ لَمْ أَمْشِ إِلَى بَيْتِهِ .»
امام باقرعليهالسلام فرمود: امام حسنعليهالسلام فرمود: من از خدایم (حیا میکنم) که او را ملاقات کنم در حالی که پیاده به زیارت خانه اش نرفته باشم.
بحارالانوار ج ۴۳ ص ۳۳۹ ح ۱۳.
زیارت سواره
«قال رفاعه: سَـأَلْتُ أَبَاعَـبْدِاللّه عليهالسلام اِذا زُرْتُ الْبَیْتَ أَرْکَبُ أَمْ اَمْشی؟ فَقالَ عليهالسلام :کانَ الْحَـسَنُ عليهالسلام یَـزُورُ راکِـبا .»
رفاعه گوید: از امام صادقعليهالسلام پرسیدم: موقع زیارت خانه خدا سواره باشم یا پیاده؟ فرمود: امام حسنعليهالسلام سواره هم زیارت میکرد.
کافی ج ۴ ص ۴۵۶.
حج پیاده
«قال الصادق عليهالسلام :أَنَّ الْحَسَنَ بْنَ عَلِيٍّ عليهالسلام حَجَّ عِشْرِينَ حَجَّةً مَاشِياً .»
امام صادقعليهالسلام فرمود: امام حسنعليهالسلام بیست و پنج بار پیاده به حج رفت.
مناقب ج ۴ ص ۱۴ بحارالانوار ج ۴۳ ص ۳۳۹.
قرائت قرآن موقع خواب
«عن ام موسی قالت :کان الْحَسَنَ بْنَ عَلِيٍّ عليهالسلام اِذا آوی اِلی فِراشِهِ بِاللَّیْلِ اَتی بِـلَوْحٍ مَنْقُـوشٍ فیهِ سُورَةُ الْکَهْفِ فَیَـقْرَأُها .»
ام موسی گوید: امام حسنعليهالسلام وقتی به رختخواب خود میرفت لوح منقوش می آورد که سوره کهف در آن نوشته شده بود و آن را میخواند.
تاریخ ابن عساکر (ترجمه امام حسن) ص ۱۴۴ ۲۴۲.
اخلاق امام
طبیب کلام
«عن عمیر بن اسحاق قال: ما تَکَلَّمَ عِنْدى أَحَدٌ أَحَبَّ اِلَىَّ اِذا تَکَلَّمَ أَنْ لایَسْکُتَ مِنَ الْحَسَنِ بْنِ عَلِىٍّ عليهماالسلام وَ ما سَمِعْتُ مِنْهُ کَلِمَةَ فُحْشٍ قَطُّ .»
عمیر بن اسحاق گوید: کسی نزد من (نیکو گفتارتر) از امام حسنعليهالسلام نبود تا آنجا که هرگاه سخن میگفت: دوست داشتم سخنش به پایان نرسد و سکوت نکند و هرگز کلمه زشتی از او نشنیده ام.
نظم درر السمطین: ۲۰۱.
سخاوت و کرامت
«فی حدیث: کان الحسن عليهالسلام من الحلمأ الکرمأ الاسخیأ .»
در حدیثی مده که: امام حسنعليهالسلام از بردباری دارای کرامت و بزرگواری و سخاوت بود.
نظم درر السمطین: ص ۱۹۵.
سعه صدر امام
«فی حدیث: ان الحسن عليهالسلام کان من اوسع الناس صدرا و اسجحهم خلقا .»
در حدیثی آمده است که: امام مجتبیعليهالسلام سعه صدرش از همه بیشتر و از نظر اخلاق معتدل ترین مردم بود.
اعیان الشیعه ج ۱ ص ۵۶۳.
زهد امام
«عن زین العابدین عليهالسلام قال: أَنَّ اَلْحَسَنَ بْنَ عَلِيٍّ عليهالسلام كَانَ أَعْبَدَ اَلنَّاسِ فِي زَمَانِهِ وَ أَزْهَدَهُمْ وَ أَفْضَلَهُمْ .»
امام زین العابدینعليهالسلام فرمود: امام حسنعليهالسلام عابدترین و زاهدترین و برترین مردم زمان خود بود.
امالی صدوق ص ۱۵۰ بحارالانوار ج ۴۳ ص ۳۳۱ ح ۱.
بخشش امام
«قال القیروانی: کان الحسن عليهالسلام جوادا کریما لایرد سائلا و لا یقطع نائلا ...»
قیروانی نقل میکند که: امام حسنعليهالسلام بخشنده و با کرامت بود و هیچ سائلی را رد نمیکرد و امیدواری را ناامید نمی گردانید...
مسند امام مجتبی ص ۱۳۴ ح ۱۸.
صداقت امام
«عن زین العابدین عليهالسلام : ان الحسن بن علی عليهالسلام کان اصدق الناس لهجه و افصحهم منطقا .»
امام سجادعليهالسلام فرمود: امام حسنعليهالسلام از جهت زبان صادق ترین مردم و از نظر گفتار فصیح ترین آنان بود.
بحارالانوار ۴۳: ۳۳۱ عوالم ۱۶: ۱۳۲ ح ۵.
مذمت دنیا
کان الحسن بن علیعليهالسلام کثیرا ما یتمثل:
«یا اهل لذات دنیا لابقأ لها |
ان اغترارا بظل زائل حمق » |
امام حسنعليهالسلام زیاد به این شعر تمثل میفرمود: ای آنکه دنبال لذات ناپایدار دنیا هستید فریب خوردن و مغرور شدن به سایه ناپایدار حماقت و بی خردی است.
بحارالانوار ج ۷۳ ص ۱۲۳ ح ۱۱۱.
یادآوری مرگ
«عن علی بن الحسن عليهالسلام قال :أَنَّ اَلْحَسَنَ بْنَ عَلِيٍّ عليهالسلام کانَ اِذا ذَکَرَ الْمَوْتَ بَکَی وَاِذا ذَکَرَ الْقَبْرَ بَکَی .»
امام سجادعليهالسلام فرمود: امام حسنعليهالسلام وقتی مرگ را به یاد می آورد می گریست و هرگاه به یاد قبر می افتاد می گریست.
امالی صدوق ص ۱۵۰ بحار الانوار ج ۴۳ ص ۳۳۱.
یادآوری بعث و نشر
«قال السجاد عليهالسلام : أَنَّ اَلْحَسَنَ بْنَ عَلِيٍّ عليهالسلام کانَ إذا ذُکِرَ البَعثُ وَالنُشورُ بَکی ، وَإذا ذُکِرَ المَمَرُّ عَلی الصِّراطِ بَکی .»
امام چهارمعليهالسلام میفرماید: امام مجتبیعليهالسلام وقتی برانگیخته شدن و حشر و نشر قیامت و گذشتن از پل صراط را به یاد می آورد گریه می کرد.
امالی صدوق ص ۱۵۰.
ادعیه امام
لبیک به خدا
«قال زین العابدین عليهالسلام : أَنَّ اَلْحَسَنَ بْنَ عَلِيٍّ عليهالسلام کانَ لایَقْرَءُ مِنْ کِتابِ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ ( یا أَیـُّهَا الَّذینَ آمَنُوا ) اِلاّ قالَ: لَبَّیْکَ، أَللّهُمَّ لَبَّیْکَ .»
امام زین العابدینعليهالسلام فرمود: امام حسنعليهالسلام هیچ وقت آیه( یا أَیـُّهَا الَّذینَ آمَنُوا ) (ای کسانی که ایمان آورده اید) را از کتاب خدا نمیخواند مگر اینکه میگفت «لَبَّیْکَ، أَللّهُمَّ لَبَّیْکَ ».
بحارالانوار ۴۳ ص ۳۳۱.
دعای درب مسجد
«قال ابن شهر آشوب: كَانَ اَلْحَسَنَ بْنَ عَلِيٍّ عليهالسلام إِذَا بَلَغَ بَابَ اَلْمَسْجِدِ رَفَعَ رَأْسَهُ وَ يَقُولُ: إِلَهِي ضَيْفُكَ بِبَابِكَ يَا مُحْسِنُ قَدْ أَتَاكَ اَلْمُسِيءُ فَتَجَاوَزْ عَنْ قَبِيحِ مَا عِنْدِي بِجَمِيلِ مَا عِنْدَكَ يَا كَرِيمُ »
ابن شهر آشوب نقل میکند که: هرگاه امام مجتبیعليهالسلام به درب مسجد میرسید سرش را بلند کرده میگفت: خدایا میهمانت مقابل خانه ات ایستاده ای احسان کننده! گناهکار نزد تو آمده از گناهان زشتی که در نزد من است به آن زیبایی که در نزد توست درگذر ای بخشنده.
مناقب ج ۳ ص ۱۸۰ بحارالانوار ح ۴۳ ص ۳۳۹.
تعقیب نماز صبح
«قال الراوندی: أَنَّ اَلْحَسَنَ بْنَ عَلِيٍّ عليهالسلام کانَ اِذا فَرَغَ مِنَ الْفَجْرِ لَمْ یَتَکَلَّمْ حَتّى تَطْلَعَ الشَّمْسُ .»
راوی گوید: امام حسنعليهالسلام بعد از نماز صبح تا طلوع آفتاب با کسی صحبت نمی کرد (مشغول عبادت و تعقیب بود.)
مناقب ج ۱۴ بحارالانوار ج ۴۳ ص ۳۳۹.
دعای قنوت
«عن الحسن بن علی عليهالسلام قال: عَلَّمَنِي رَسُولُ اَللَّهِ صلىاللهعليهوآله كَلِمَاتٍ فِي اَلْقُنُوتِ أَقُولُهُنَّ فِي قُنُوتِ اَلْوَتْرِ : «اَللَّهُمَّ اِهْدِنِي فِيمَنْ هَدَيْتَ وَ عَافِنِي فِيمَنْ عَافَيْتَ وَ تَوَلَّنِي فِيمَنْ تَوَلَّيْتَ وَ بَارِكْ لِي فِيمَا أَعْطَيْتَ ...»»
امام حسنعليهالسلام فرماید: جدم رسول اللهصلىاللهعليهوآله کلماتی به من آموخت که در قنوت نماز وتر میخوانم: «خدایا مرا هدایت کن در میان کسانی که هدایت کردی و عافیت ده در میان کسانی که عافیت دادی و آنچه به من عطا کردی مبارک گردان....»
معجم الکبیر ج ۳ ص ۷۳ ح ۲۷۰۳.
تعویذ حسن و حسین
«عن ابن عمر قال: کان علی الحسن و الحسین عليهالسلام تعویذان حشوهما من زغبب جناح جبرائیل .»
ابن عمر گوید: برای حسن و حسینعليهالسلام تعویذهایی بود که جلدشان از پر بال جبرئیل بود.
بحارالانوار ۴۳: ۲۶۳ ح ۹.
ترس از آتش
«عن السجاد عليهالسلام قال: أَنَّ اَلْحَسَنَ بْنَ عَلِيٍّ عليهالسلام كَانَ إِذَا ذَكَرَ اَلْجَنَّةَ وَ اَلنَّارَ اِضْطَرَبَ اِضْطِرَابَ اَلسَّلِيمِ وَ سَأَلَ اَللَّهَ اَلْجَنَّةَ وَ تَعَوَّذَ بِاللَّهِ مِنَ اَلنَّارِ .»
امام چهارمعليهالسلام فرمود: امام مجتبیعليهالسلام وقتی از بهشت و آتش دوزخ یاد میکرد مثل مارگزیده به خود می پیچید و از خداوند بهشت می طلبید و از آتش به خداوند پناه می برد.
امالی صدوق ص ۱۵۰ بحارالانوار ج ۴۳ ص ۳۳۱.
برخورد با دیگران
رسیدگی به امور مردم
«فی حدیث: ما رؤی ان رجلا دفع الیه رقعه فی حاجه (الا) فقال له: حاجتک مقضیه فقیل له یابن رسول الله لو نظرت فی رقعته ثم رددت الجواب علی قدر ذلک فقال: اخشی ان یسألنی الله عن ذل مقامه بین یدیحتی اقرء رقعته .»
در حدیثی آمده: هرگز دیده نشد که کسی به امام نامه ای در مورد حاجتی بدهد مگر اینکه حضرت جواب میداد: حاجتت برآورده است. گفته شد: ای فرزند رسول خداصلىاللهعليهوآله کاش در نامه اش می نگریستی و به اندازه حاجتش می دادی. حضرت فرمود: میترسم خدا از من درباره مدت زمانی که رو برویم خوار ایستاده تا نامه اش را بخوانم سؤال کند.
نظم درر السمطین ص ۱۹۶.
هدیه به مردم
«عن ابن سیرین قال: ان الحسن بن علی عليهالسلام کان یجیز الرجل الواحد بمأه الف .»
ابن سیرین گوید: امام حسنعليهالسلام به هر شخصی (وقتی جایزه و هدیه میداد) صد هزار جایزه میداد.
تاریخ ابن عساکر (ترجمه الامام الحسن) ص ۱۴۷ ح ۲۴۶.
دعوت به طعام
«عن ابن سیرین قال: کان الحسن بن علی عليهالسلام لایدعو الی طعامه احدا یقول هو اهون من ان یدعی الیه احد .»
ابن سیرین گوید: امام حسنعليهالسلام به طعام خود دعوت نمی کرد کسی را که می گفت:این ناچیزتر از آن است که کسی به آن دعوت شود.
تاریخ ابن عساکر (ترجمه امام حسن) ص ۱۵۶ ح ۲۶۶.
اطعام غذا
«عن نجیح قال: رَأَيْتُ اَلْحَسَنَ بْنَ عَلِيٍّ عليهالسلام يَأْكُلُ وَ بَيْنَ يَدَيْهِ كَلْبٌ كُلَّمَا أَكَلَ لُقْمَةً طَرَحَ لِلْكَلْبِ مِثْلَهَا فَقُلْتُ لَهُ يَا اِبْنَ رَسُولِ اَللَّهِ صلىاللهعليهوآله أَلاَ أَرْجُمُ هَذَا اَلْكَلْبَ عَنْ طَعَامِكَ قَالَ دَعْهُ إِنِّي لَأَسْتَحْيِي مِنَ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْ يَكُونَ ذُو رُوحٍ يَنْظُرُ فِي وَجْهِي وَ أَنَا آكُلُ ثُمَّ لاَ أُطْعِمُهُ .»
نجیح گوید: دیدم امام حسنعليهالسلام غذا میخورد و سگی مقابلش بود هر لقمه ای که حضرت میل می فرمود لقمه ای نیز برای سگ می انداخت عرض کردم: ای فرزند پیامبر آیا این سگ را برانم؟ فرمود: رهایش کن از خدا حیا دارم که طعامی بخورم و جانداری مقابلم ایستاده باشد و به آن غذا ندهم.
مسند امام مجتبیعليهالسلام ص ۱۳۰.
اهمیت مسجد
«کان الحسن عليهالسلام یقول: اَهْلُ الْمَسْجِدِ زُوّارُ اللهِ وَ حقٌ عَلَی الْمَزُورِ اَلتُّحفَهُ لِزائِرِهِ .»
امام حسنعليهالسلام میفرمود: اهل مسجد زائران خدایند و برخداست که به زوارش هدیه بدهد.
ارشاد القلوب ص ۷۲.
فهرست مطالب
مقدمه ۳
شناخت اجمال امام ۶
ویژگی های شخصی امام ۷
چهره امام ۸
سیمای انبیا ۸
محبت پیامبر به امام ۸
حرمت امام ۸
شنیدن و حفظ کردن وحی ۹
حنا بستن ۹
خضاب به رنگ سیاه ۹
نگین انگشتری امام ۱۰
تقسیم اموال ۱۰
دوست داشتن خرما ۱۰
احترام امام نزد پیامبر ۱۰
عبادات امام ۱۱
ذکر خدا ۱۲
تلاش در عبادت ۱۲
خشوع در وضو ۱۲
خشوع در نماز ۱۲
لباس نماز ۱۳
زیارت خانه خدا ۱۳
زیارت سواره ۱۳
حج پیاده ۱۳
قرائت قرآن موقع خواب ۱۴
اخلاق امام ۱۵
طبیب کلام ۱۶
سخاوت و کرامت ۱۶
سعه صدر امام ۱۶
زهد امام ۱۶
بخشش امام ۱۷
صداقت امام ۱۷
مذمت دنیا ۱۷
یادآوری مرگ ۱۷
یادآوری بعث و نشر ۱۸
ادعیه امام ۱۹
لبیک به خدا ۲۰
دعای درب مسجد ۲۰
تعقیب نماز صبح ۲۰
دعای قنوت ۲۱
تعویذ حسن و حسین ۲۱
ترس از آتش ۲۱
برخورد با دیگران ۲۲
رسیدگی به امور مردم ۲۳
هدیه به مردم ۲۳
دعوت به طعام ۲۳
اطعام غذا ۲۴
اهمیت مسجد ۲۴