آداب معاشرت از دید گاه معصومان علیه السلام
نویسنده: شيخ حرّ عاملى رحمة الله عليهکتابخانه پیامبر و اهل بیت
آداب معاشرت از ديدگاه معصومان
عليهم السلام
نویسنده: شيخ حرّ عاملى رحمة الله
عليه
سرآغاز
حمد و ستايش خداوندى را سزاست كه براى راهنمايى بشر پيامبران را فرستاد تا بشر را از گمراهى و نادانى رهايى بخشند و به سوى كمال و سعادت ابدى رهنمون شوند.
درود بىپايان بر همه پيامبران خاصه بر سرور كاينات، حضرت محمد صلى الله عليه و آله و اهل بيت گرامى او باد.
انسان همواره در زندگى جوياى خوشبختى بوده و در راه رسيدن به كمال تلاش كرده است و پيوسته در پى راهنما و رهبرى بوده است كه در درياى متلاطم زندگى از گرداب بلا و هلاكت رهايىاش بخشد و به ساحل سعادتش برساند. پيامبران عليهم السلام، مبلغان اديان توحيدىاند كه قوانين الهى از طريق وحى بر آنان نازل شده است و پيامبر گرامى اسلام آخرين رسول و كتاب مقدسش قرآن، آخرين كتاب آسمانى براى راهنمايى بشر است.
ائمه اطهار عليهم السلام حاملان رسالت و قافله سالاران انسانهايند كه آنان را در همه ابعاد زندگى دنيوى و اخروى هدايت كردهاند.
علماى بزرگ اسلامى نيز در گردآورى و اشاعه احاديث نبوى و ائمه اطهار عليهم السلام در طى قرون متمادى رنجهاى فراوان بردهاند.
از جمله كتابهاى مربوط به احاديث اسلامى، كتاب وسائل الشيعه تأليف مرحوم علامه شيخ حرّ عاملى دانشمند بزرگ و جليل القدر قرن يازدهم هجرى است كه با جمع آورى احاديث نبوى و ائمه طاهرين عليهم السلام چراغى فروزان فرا راه انسانهاى خداجوى و دانشمندان اسلامى قرار داده و قرنهاست كه بزرگان علم و ادب از اين مشعل فروزان بهرهمند هستند.
ترجمه ابواب احكام العشرة از كتاب حج وسائل الشيعه كه حاوى احاديث فقهى و اجتماعى و اخلاقى است در گروه حديث بنياد پژوهشهاى اسلامى به كوشش آقايان محمد على فارابى و يعسوب عباسى على كمر انجام شده است. اميدواريم علاقهمندان را سودمند افتد و مورد قبول پروردگار قرار گيرد.
تذكّر
براى رعايت امانت مآخذى كه در پاورقى وسايل الشيعه ذكر شده عينا يادداشت شده، اگر چه جلد و صفحات كتابهاى مزبور با مجلّداتى كه اخيرا چاپ شده و در دسترس عموم است تطبيق نمىكند، در صورت تمايل و اطّلاع از طبع مآخذ مىتوانند به جلد بيستم وسائل صفحات ٣٦ تا ٤٩ مراجعه فرمايند.
اجمالى از شرح حال شيخ حرّ عاملى
محمّد بن حسن معروف به شيخ حرّ از معاريف دانشمندان شيعى است كه در شب جمعه ٨ رجب سال ١٠٣٣ هجرى قمرى در قريه «مشغرى (١» از قراى جبل عامل (بخشى از لبنان) تولد يافت. اين قريه و «جبع» و «جزين» كه در نزديكى يك ديگر واقعند از بلاد قديمى شيعهنشين به حساب مىآيند.
شيخ حرّ عاملى از خاندان علمى بزرگى است كه در اين ولايت مىزيسته و نسب وى به حرّ بن يزيد رياحى (صحابى معروف سيد الشهداء (ع» مىرسد. نامبرده پس از دوران كودكى و آموزش خط و تعليم قرآن شريف و مقدمات، نزد پدر و عمو و جدّ مادرى خود و جمعى ديگر به كسب دانش پرداخت، آن گاه به قريه «جبع» كه در نزديكى «مشغرى» است رهسپار شد و نزد علماى اين بلاد كسب علم كرد و بر اين منوال چهل سال در اين بلاد اقامت و به استفاده و افاده اشتغال داشت، و طىّ اين مدت دو بار به حج مشرّف شد، و سپس به قصد زيارت عتبات عاليات و مرقد منوّر حضرت رضا (ع) بار سفر بست و در جوار حضرتش رحل اقامت افكند.
سبب اين مهاجرت ذكر نشده ولى آنچه مسلم است دوران عمر شيخ مصادف با فروزندهترين اوقات حكومت سلسله صفوى در ايران است كه علاوه بر رسميت دادن به تشيع در اين كشور، خود به حمايت و پرورش علماى مذهبى همت مىورزيدند. از طرفى شيعيان در نواحى سوريه و لبنان در زير فشار متعصبان روزگار مىگذراندند، بويژه از آن رو كه به سبب رقابت بين سلسله صفوى و سلاطين عثمانى دامنه اين اختلافات مذهبى بالا گرفته بود. لذا بعيد نيست كه همين اختناق موجود در آن بلاد و آزاد گذاشتن و تشويق علما و قدردانى از علم در ايران باعث شده شيخ كه در عنفوان جوانى براى تبليغ و ترويج مذهب شورى در سر داشته است براى هميشه اقامت در مشهد را بر وطن مألوف ترجيح داده باشد.
شيخ در اين استان رحل اقامت افكند و به افاده و نشر احاديث همت گماشت و شاگردانى تربيت كرد. وى در زمان اقامت در مشهد دو سفر ديگر به حج رفت.
تأليفات شيخ
شيخ بالغ بر بيست رساله و كتاب نوشته كه از آن جمله وسائل الشيعه مىباشد كه از حدود هفتاد كتاب جمع آورى شده و اخيرا در بيست جلد در ايران و بيروت به چاپ رسيده است و شيخ با تأليف وسائل كه بالغ بر بيست سال به طول انجاميد كار استنباط احكام را بسى آسان ساخت و از اين جهت حق بزرگى بر مكتب فقهى شيعه دارد.
شيخ در فقه و رجال و رياضيّات عالمى متبحّر بوده در اين زمينه كتابهايى تأليف كرده، و نيز از شعر بهره وافى داشته است. مجموع اشعار وى بالغ بر بيست هزار بوده، نامبرده از قريحه ادبى خود در علوم استفاده كرده و منظومههايى در فنون مختلف سروده كه از آن جمله منظومهاى در زكات، منظومهاى در هندسه، و منظومهاى در تاريخ پيغمبر و ائمه است.
وفات شيخ در سال ١١٠٤ هجرى روى داد و آرامگاهش در جوار مرقد منور على بن موسى الرضا (ع) در يكى از حجرات تحتانى مدرسه ميرزا جعفر مىباشد.
آداب معاشرت در سفر و حضر، و آن مشتمل بر چند باب است
١- باب اول در لزوم معاشرت با مردم از طريق اداى امانت، اقامه شهادت و راستگويى، همچنين در استحباب عيادت مريض و شركت در تشييع جنازه، و خوشرفتارى نسبت به همسايگان و خواندن نماز در مسجد ١- معاوية بن وهب گويد : به امام صادق (ع) عرض كردم : با بستگان و ساير مردمى كه با آنان معاشرت داريم چگونه رفتار كنيم؟
امام فرمود : امانت را به آنان برگردانيد، و (به حق) شهادت دهيد، چه به نفع آنان باشد يا به ضررشان و از بيماران آنها عيادت كنيد، و در تشييع جنازه مردگانشان شركت نماييد.
٢- ابى اسامه زيد شحّام گويد : امام صادق (ع) به من فرمود : به آنان كه از من اطاعت و به سخنانم عمل مىكنند سلام برسان، و به آنها بگو : شما را به تقواى خداى عز و جل، و پرهيزگارى در دين، و كوشش در راه خدا، و راستى در گفتار، و برگرداندن امانت به صاحبانش، و سجده طولانى، و خوشرفتارى نسبت به همسايگان سفارش مىكنم، زيرا حضرت محمد (ص) به همين منظور مبعوث شده است. و به كسانى كه به شما اعتماد مىكنند چه نيكوكار باشند يا بدكار، امانت را برگردانيد زيرا رسول خدا (ص) حتى به اداى سوزن و نخ سوزن [كه ظاهرا كم ارزش مىباشد] فرمان داده است، صله رحم به جا آوريد و در تشييع جنازه شركت كنيد و به عيادت بيمار برويد و اداى حقوق نماييد زيرا به كسى از شما مىتوان جعفرى مذهب گفت كه در دينش متّقى، و درست گفتار و امانتدار و با مردم خوشخو باشد، و چنين شخصى با اين گونه كارهايش مرا مسرور مىسازد، و اين است روش و آيين جعفرى.
اگر شيعه ما داراى اين صفات نباشد برايم مايه اندوه و ننگ است، و مردم مىگويند : اين است آيين جعفر صادق (ع)، به خدا سوگند پدرم [امام باقر (ع)] به من فرمود : كسى از پيروان حضرت على (ع) زينت قبيلهاى است كه از همه كس بيشتر اداكننده امانت، و برآورنده حقوق، و در گفتار و امانت از همه صادقتر باشد به گونهاى كه اگر از هر كس در باره او سؤال شود بگويند مانند فلانى بايد بود، زيرا از ما امانتدارتر و درست گفتارتر است. ٣- معاوية بن وهب گويد : به امام صادق (ع) عرض كردم با بستگان و كسانى كه با آنها معاشرت داريم ولى بر مذهب ما نيستند چگونه رفتار كنيم؟
امام فرمود : به پيشوايانتان كه از آنها پيروى مىكنيد بنگريد و بدان گونه كه آنها رفتار مىكنند عمل نماييد، سوگند به خدا پيشوايان شما از بيماران آنها عيادت مىكردند و در تشييع جنازه آنها حاضر مىشدند و اقامه شهادت مىكردند به نفع يا به ضرر آنها، و امانت را به آنان برمىگرداندند.
٤- حبيب خثعمى گويد : امام صادق عليه السّلام به من فرمود : بر شما باد به اجتناب از معاصى، و تلاش و كوشش، و حضور در تشييع جنازهها و عيادت بيماران، و حضور در مساجد با ساير مردم، و دوست بداريد براى مردم آنچه را براى خودتان دوست مىداريد، آيا شرمسار نيست كسى از شما كه همسايهاش حقّ او را بشناسد ولى او حقّ همسايهاش را رعايت نكند؟
٥- مرازم گويد : امام جعفر صادق (ع) فرمود : بر شما باد به نماز خواندن در مساجد و خوشرفتارى با مردم، و به پا داشتن شهادت (براى اثبات حق)، و شركت در تشييع جنازه، زيرا شما ناگزير به مردم نيازمنديد، و هيچ كس در زندگىاش از مردم بىنياز نيست.
٦- عبد اللّه بن سنان گويد : از امام صادق (ع) شنيدم كه مىفرمود : شما را به تقواى الهى سفارش مىكنم، مردم را بر خود چيره نگردانيد كه خوار مىشويد همانا خداى عزّ و جلّ در قرآن كريم مىفرمايد : «با همه مردم بخوبى گفتگو و معاشرت كنيد». سپس فرمود : از بيماران آنان عيادت كنيد، در تشييع جنازهشان حاضر شويد، و شهادت بدهيد اگر چه به نفع يا به ضررشان باشد. و با آنها در مساجدشان نماز بگزاريد تا آنچه ميان شما و آنان متفاوت است مشخّص شود. ٧- خيثمه گويد : امام صادق (ع) به من فرمود : سلام مرا به دوستان ما برسان، و آنها را به ترس از خدا و عمل صالح سفارش كن، افراد تندرست از بيماران عيادت كنند، و ثروتمندان فقيران را مورد توجه قرار دهند، و در تشييع جنازه مردگان حاضر شوند، و به خانههاى يك ديگر بروند، و در امور دين با يك ديگر مذاكره كنند، زيرا رعايت اين امور باعث جاودانگى دستورات ماست، خداوند رحمت كند بندهاى را كه دستورات ما را زنده نگه دارد. اى خيثمه آنان را آگاه كن كه تنها چيزى كه آنها را از غير خدا بىنياز مىكند كار شايسته و پسنديده است، زيرا به ولايت و دوستى ما نايل نمىشوند مگر با ورع و پرهيزگارى، و معذّبترين مردم در روز قيامت كسى است كه عدالت و حقّ را بستايد و سپس خلاف آنچه مىگويد عمل كند.
٨- كثير بن علقمه گويد : به امام صادق (ع) عرض كردم مرا نصيحت فرماييد. فرمود : تو را به تقواى الهى، و پارسايى، و عبادت، و طول سجده، و برگرداندن امانت، و راستى در گفتار، و خوشرفتارى نسبت به همسايگان سفارش مىكنم، زيرا حضرت محمد (ص) براى همين منظور مبعوث شده است، با خويشاوندان پيوند، و از بيمارانتان عيادت كنيد، در تشييع جنازه مردگانتان حاضر شويد، و زينت و افتخار ما باشيد نه مايه ننگ ما، با اعمالتان ما را در نزد مردم عزيز و محبوب گردانيد و آنها را دشمن ما نسازيد، همه دوستيها را به سوى ما جلب و هر گونه بدگويى را از ما دفع كنيد.
٩- امام صادق (ع) مىفرمايد كه حضرت علىّ عليه السلام مىفرمود : بايد در قلب تو نياز به مردم و بىنيازى از آنان جمع شود نياز تو به آنها در نرمى گفتار و خوشرفتارى، و بىنيازى تو از آنها در پاكدامنى، و پايدارى عزّت توست.
١٠- ابو اسامه گويد : از امام صادق (ع) شنيدم كه مىفرمود : بر شما باد به رعايت تقواى الهى و پارسايى، و تلاش و كوشش، و راستگويى، و رساندن امانت به صاحبانش، و خوشخويى، و خوشرفتارى با همسايگان. زينت و آبروى ما باشيد نه باعث بىآبرويى ما.
٢- باب استحباب خوشرفتارى با مردم و همسايگان ١- امام باقر (ع) فرمود : اگر مىتوانى بر كسانى كه با آنها معاشرت مىكنى تفوق داشته باشى، اين كار را بكن.
٢- امام جعفر صادق (ع) فرمود : خود را براى خوشرفتارى با همنشين خويش آماده كن، و خلق و خويت را نيكو گردان، و زبانت را نگهدار، و خشمت را فرو بر، و سخنان بيهوده را رها كن، و عفو را پيشه ساز، و بخشنده باش.
٣- ابو ربيع شامى گويد : به حضور امام صادق (ع) رسيدم در حالى كه خانه پر از جمعيّت بود، فرمود : اى شيعيان آل محمد، آگاه باشيد از ما نيست كسى كه هنگام خشم بر خود مسلّط نباشد، و كسى كه با يارانش بخوبى رفتار نكند و به آنان كه با او خوش اخلاقى كردهاند خوش خلقى نشان ندهد، و با همنشينانش بخوبى معاشرت نكند، و نسبت به همسايگان خوشرفتار نباشد و رعايت نمك خوارگى را ننمايد.
٤- امام باقر (ع) فرمود : زا ئ ر خانه خدا اجر و پاداشى ندارد اگر اين سه خصلت در او نباشد : ١- تقوايى كه او را از نافرمانى خدا بازدارد. ٢- حلمى كه به وسيله آن جلو غضبش را بگيرد. ٣- با همنشينان بخوبى رفتار نكند. ٥- امام صادق (ع) فرمود : پدرم مىفرمود : زيارتكننده خانه خدا پاداش ندارد وقتى كه سه خصلت در او نباشد : ١- خلقى كه با دوستش بتواند بخوبى رفتار كند، ٢- حلم و بردبارى كه با آن جلو خشم خود را بگيرد، ٣- تقوايى كه او را از ارتكاب محرّمات الهى بازدارد.
٦- امام صادق (ع) فرمود : از مروّت نيست كه انسان آنچه را كه در سفر از خوبى و بدى همسفر مىبيند بازگو كند.
٧- عمار بن مروان گويد : امام جعفر صادق (ع) مرا نصيحت كرد و فرمود : تو را به پارسايى و برگرداندن امانت به صاحبانش، و راستگويى، و خوشرفتارى با همنشين سفارش مىكنم، و هيچ نيرو و قدرتى نيست مگر از آن خدا.
٨- مفضّل بن عمر گويد : به خدمت امام جعفر صادق (ع) رسيدم، به من فرمود : چه كسى با تو همنشين است؟ عرض كردم مردى از برادران ايمانى من.
فرمود : چه كار مىكند؟ گفتم از موقعى كه با او آشنا شدهام جايش را نمىدانم. به من فرمود : آيا نمىدانى كسى كه چهل قدم با مؤمنى همگام باشد خدا از حقّ او در روز قيامت سؤال مىكند؟
٩- امام صادق (ع) از پدرانش نقل كرده است كه : رسول خدا صلّى الله عليه و آله فرمود : هر كس سه خصلت در او نباشد عملش كامل نيست : ١- تقوايى كه او را از معصيت خدا باز دارد. ٢- خلق و خويى كه با مردم مدارا نمايد. ٣- بردباريى كه جهالت نادان را با آن برطرف سازد.
١٠- سيّد رضى در (نهج البلاغه) از حضرت امير (ع) نقل مىكند كه آن حضرت فرمود : چنان با مردم معاشرت كنيد كه اگر بميريد بر شما بگريند و اگر از آنها دور شديد مشتاق ديدار شما باشند.
٣- باب چگونگى معاشرت با دوستان مختلف ١- امام جواد (ع) فرموده است : مردى در بصره در حضور حضرت على (ع)
بلند شد و عرض كرد : در باره [اقسام] دوستان ما را خبر ده؟
حضرت فرمود : دوستان دو دستهاند : دوستان مورد اعتماد و دوستان خندهرو. دوستان مورد اعتماد به منزله كف دست و بازو و افراد خانواده، و دارايى انسان هستند، وقتى كه برادرت مورد اعتماد توست از كمك مالى و جانى به او مضايقه نكن، و با دوستان او در دوستى خالص باش، و دشمنان او را دشمن بدار، و راز او را پنهان كن، و او را يارى ده، و خوبيهاى او را آشكار ساز. و بدان كه اينها از كبريت احمر كمياب ترند.
امّا دوستان خندهرو، تو از معاشرت با آنان لذّت مىبرى و با قطع رابطه از ايشان خود را از اين لذت محروم مكن و بيشتر از آنان انتظار نداشته باش و مانند آنها با خوشرويى و خوشزبانى رفتار كن.
٤- باب استحباب الف- فاصله هر دو نفر (در مجالس) بويژه به اندازه يك ذراع در تابستان. ب- كمك به نيازمندان وضعيفان. ١- امام صادق (ع) در توضيح آيه شريفه «ما تو را از نيكوكاران مىبينيم» فرمود : (حضرت يوسف) براى ديگران جا را در مجلس وسعت مىداد و به نيازمند قرض مىداد و به ضعيف كمك مىكرد.
٢- از امام جعفر صادق (ع) نقل شده است كه رسول خدا فرمود : براى كسانى كه در يك مجلس گرد مىآيند شايسته است كه در تابستان بين هر دو نفر به اندازه يك ذراع (تقريبا نيم متر) فاصله باشد تا مزاحم يك ديگر نباشند.
٥- باب استحباب گراميداشت دوستان و نصيحت كردن آنان ١- ابو الحسن امام موسى كاظم (ع) فرمود : وقتى كه شخص حاضر است با كنيه و اگر غايب است با نام او را ياد كن.
٢- علاء بن فضيل از امام صادق (ع) نقل كرده است كه امام باقر (ع) فرمود :
دوستانتان را بزرگ داريد و احترام كنيد و به يك ديگر پرخاش نكنيد، و به هم ضرر نرسانيد و حسد نورزيد و از بخل بپرهيزيد و بندگان خالص خدا باشيد.
٦- باب كراهت اخم كردن بر مردم ١- امام باقر يا امام صادق (ع) فرمودند : اخم كردن بر مردم باعث دشمنى است.
٧- باب دوست يابى و خو گرفتن با دوستان و پذيرفتن اعتراض آنان ١- محمّد بن يزيد گويد : از امام رضا (ع) شنيدم كه فرمود : هر كس در راه خدا يك دوست به دست آورد، خانهاى در بهشت به دست آورده است.
٢- شيخ صدوق در كتاب مجالس نقل كرده است كه لقمان به پسرش گفت : پسر عزيزم هزار دوست انتخاب كن و هزار دوست هم كم است و يك دشمن نگير زيرا يك دشمن هم زياد است.
٣- حضرت على (ع) فرمود : بر تو باد به انتخاب دوستان خالص، زيرا هر گاه از آنها كمك بخواهى تكيهگاه و پشتيبان تو هستند.
هزار دوست و همدم زياد نيست ولى يك دشمن زياد است. در كتاب «الاخوان» اين حديث از امام صادق (ع) نقل شده است.
٤- و آن حضرت از رسول اكرم (ص) نقل مىكند كه فرمود : كسى كه از پيش توشهاى نفرستد وارد بهشت نمىشود، گفته شد : اى رسول خدا هر كس بايد از پيش توشهاى بفرستد؟ فرمود : آرى، برادر دينى يكى از توشههاى اوست ٥- (٥) امام جعفر صادق (ع) فرمود : دوستانتان را در دنيا زياد كنيد زيرا در دنيا و آخرت سودمند هستند. در دنيا رفع نيازها به آنان وابسته است. اما در آخرت اهل دوزخ مىگويند : «ما شفاعتكننده و دوست نزديكى نداريم» (٦) ٦- (٧) امام صادق (ع) فرمود : دوستانتان را زياد كنيد، زيرا براى هر مؤمنى دعاى اجابتشدهاى است.
و فرمود : دوست زياد بگيريد زيرا براى هر مؤمنى حقّ شفاعت است.
و نيز فرمود : برادران مؤمن را زياد كنيد، زيرا براى آنان در نزد خدا در روز قيامت دستى است كه به وسيله آن شفاعت مىكنند.
٧- سيّد رضى در (نهج البلاغه) گويد : امير المؤمنين (ع) فرمود : ناتوانترين مردم كسى است كه از پيدا كردن دوست عاجز باشد، و ناتوانتر از او آن كسى است كه دوستى پيدا كند و از دست بدهد.
٨- در كتاب مجالس شيخ طوسى، امام صادق (ع) از على بن ابى طالب (ع) نقل كرده است كه : از رسول خدا (ص) شنيدم كه فرمود : مؤمن ارجمند و بلند نظر، و منافق فريبكار و فرومايه است، و بهترين افراد با ايمان كسانى هستند كه با مؤمنين انس مىگيرند، و آن كه با ديگران انس نگيرد و ديگران با او مأنوس نشوند در او خيرى نيست. و نيز حضرت علىّ (ع) فرمود : از رسول خدا شنيدم كه فرمود :
بدترين مردم كسى است كه مؤمنان را دشمن بدارد و آنها هم او را در قلبشان دشمن بدارند. بدترين مردم افراد سخن چين و كسانى هستند كه بين دوستان جدايى مىاندازند، و از مردم عيبجويى مىكنند، خدا در روز قيامت به آنان به نظر رحمت نمىنگرد و مقام آنان را بالا نمىبرد. سپس حضرت على (ع) اين آيه را تلاوت فرمود :
«اوست كه به نصرت خود و يارى مؤمنان تو را پيروز گردانيد، و دلهاى مؤمنان را به يك ديگر مهربان ساخت.»
٩- ايّوب بن نوح گويد : امام علىّ النقى (ع) به بعضى از دوستان ما نوشت، فلانى را عتاب كن و به او بگو : وقتى كه خدا براى بندهاى خير و خوبى مىخواهد اگر او را مورد عتاب قرار دهد وى عتاب را مىپذيرد و متنبّه مىگردد.
٨- باب استحباب همنشينى با خردمند بخشنده
و دورى از نادان فرومايه ١ - از امام صادق (ع) نقل شده كه امير المؤمنين عليه السّلام فرمود : اشكالىندارد كه با خردمند معاشرت كنى اگر چه بخشنده نباشد، از عقلش بهرهمند شو، و از اخلاق بدش خود را حفظ كن، و همدمى بخشنده را ترك مكن گرچه از عقلش سود نبرى، ولى با خردمندى خود از كرمش بهرهمند شو، و حتما از فرومايه نادان بگريز.
٩- باب استحباب مشورت با عاقل
١- ابو هريره گويد : از رسول خدا (ص) شنيدم كه مىفرمود : از خردمند راهنمايى بخواهيد، و از او نافرمانى نكنيد كه پشيمان مىشويد.
١٠- باب استحباب ديدار و گفتگو با دوستان ١- در كتاب الاخوان آمده است كه امام صادق (ع) (به يكى از شيعيان) فرمود : آيا (شما دوستان و شيعيان) با يك ديگر همنشينى و گفتگو داريد؟ عرض كردم : بلى، فرمود : اين مجلسها را دوست مىدارم، پس فضايل و سخنان ما را (در مورد احكام دين يا مصايب ما) زنده نگه داريد. كسى كه فضايل ما را هر چه بيشتر زنده نگه دارد خداى رحمتش كند. هر كه ما را ياد كند يا نزد او ذكرى از ما بشود و به اندازه پر مگسى اشك از چشمش خارج شود خدا گناهانش را مىآمرزد گرچه از كف دريا بيشتر باشد.
٢- ميسر گويد : امام محمّد باقر (ع) به من فرمود : آيا با يك ديگر خلوت مىكنيد و به گفتگو مىپردازيد؟ عرض كردم : بلى، سوگند به خدا فرمود : به خدا قسم دوست دارم در بعضى از اين جلسات با شما شركت داشته باشم.
٣- امام باقر (ع) فرمود : خدا بيامرزد بندهاى را كه ياد ما را زنده نگه دارد.
شخص شنونده سؤال مىكند زنده نگه داشتن ياد شما چگونه است؟ فرمود : به ملاقات يك ديگر رفتن (مؤمنين) و با هم به گفتگو پرداختن در نزد آنان كه ثابت قدم هستند.
٤- امام صادق (ع) نقل مىكند كه حضرت على (ع) مىفرمود : ديدار دوستان غنيمتى ارزنده است.
٥- فضيل بن يسار گويد : امام باقر (ع) فرمود : آيا با يك ديگر مجالست داريد؟ عرض كردم : بلى، فرمود : چه نيكوست اين مجالس.
٦- خيثمه گويد : امام صادق (ع) به من فرمود : به دوستان ما سلام برسان، و آنها را به تقواى الهى سفارش كن، ثروتمندشان از فقير، و نيرومندشان از ضعيف ديدار كند، و زنده آنها در تشييع جنازه مردگان حاضر و به خانههاى يك ديگر رفت و آمد نمايند، زيرا ملاقات كردنشان باعث زنده ماندن فضايل ما، و امور دين است. سپس فرمود : خدا رحمت كند بندهاى را كه فضايل ما و احكام مربوط به دين را زنده نگه دارد.
٧- امام صادق (ع) از پدرانش نقل مىكند كه : پيامبر (ص) فرمود : سه چيز آسايش مؤمن است : بيدار بودن آخر شب، ديدار دوستان و افطار كردن روزه.
٨- شعيب عقرقوفى گويد : از امام صادق (ع) شنيدم كه به دوستانش مىفرمود : تقواى الهى پيشه كنيد، و براى رضاى خدا برادرانى نيكوكار و دوستدار يك ديگر، و بهم پيوسته و مهربان باشيد، يك ديگر را زيارت و ملاقات كنيد، و فضايل ما را ذكر كنيد و آن را زنده نگه داريد.
٩- امام باقر (ع) فرمود : گرد هم آييد، و با يك ديگر (در امر دين) گفتگو كنيد كه (در اين حال) ملائكه دور شما جمع مىشوند، خداى بيامرزد كسى را كه فضايل ما (و مسائل مربوط به دين را) زنده نگه دارد.
١١- باب استحباب معاشرت با مردم خوب و دوستان قديمى و اجتناب از معاشرت با بدان
١- در اصول كافى از حضرت على (ع) نقل شده كه رسول خدا (ص) فرمود :
در باره كسانى كه با آنها به گفتگو مىپردازيد (و مجالست مىكنيد) دقت كنيد، زيرا هر كس مرگش فرا رسد دوستانش در نزد او حاضر مىشوند، اگر آنها نيك باشند او نيك است، و اگر بد باشند [معلوم مىشود] او نيز بد است. هيچ كس نمىميرد مگر اين كه در هنگام مردن دوستانش در برابر او مجسّم مىشوند.
٢- ابو الحسن امام موسى كاظم (ع) فرموده است : حضرت عيسى (ع) گفته است : يار بد به دوستش ستم مىكند، و همنشين سوء او را به هلاكت مىاندازد، پس نگاه كن با چه كسى همنشينى.
٣- امام صادق (ع) به يكى از دوستانش فرمود : بر تو باد به انتخاب دوست قديمى، و بپرهيز از هر دوست جديدى كه وفادار، امانتدار، متعهد و پاىبند به پيمان نباشد، و حتّى با مطمئنترين دوستانت با احتياط رفتار كن.
٤- ابن عبّاس گويد : از رسول خدا (ص) سؤال شد : بهترين همنشين كيست؟ فرمود : كسى كه ديدار او شما را به ياد خدا، و گفتار او عمل شما را زياد، و عمل او شما را به ياد آخرت بيندازد.
٥- امام صادق (ع) فرمود : به كسى كه منفعت دينى تو را در نظر نمىگيرد نزديك مشو، و علاقهاى به همنشينى با او نشان مده، زيرا هر چيزى بجز خداوند از بين رفتنى و پايانش بس خطرناك است.
١٢- باب استحباب پذيرفتن نصيحت و معاشرت با كسى كه انسان عيب او را مىداند به منظور نصيحت كردن او ١- ابو العديس گويد امام باقر (ع) فرمود : اى صالح از آن كه دلش براى تو بسوزد و تو را نصيحت كند پيروى كن، و از كسى كه تو را بخنداند ولى با تو حيله و نيرنگ نمايد پيروى مكن. بزودى همه به سوى خداى خويش بازمىگرديد. آن وقت آگاه مىشويد [كه چه كسى خيرخواه و چه كسى بد خواه شما بوده است.]
٢- امام صادق (ع) فرمود : گرامىترين دوستانم كسى است كه عيبهاى مرا به من تذكر دهد.
٣- در كتاب (محاسن) برقى از امام جعفر صادق (ع) نقل شده است : از جمله خصلتهايى كه مؤمن به آن نيازمند مىباشد سه چيز است : ١- توفيق از جانب خداى عزّ و جل ٢- خود واعظ خويش بودن ٣- پذيرفتن نصيحت.
١٣- باب استحباب دوستى با كسى كه رعايت دوستى را مىكند
و او را در موقع گرفتارى تنها نمىگذارد ١- امام صادق (ع) فرمود : دوستى داراى شرايطى است، كسى كه تمام يا بعضى از اين شرايط را رعايت كند مىتوان او را دوست دانست، و كسى كه اين شرايط در او نباشد نمىتوان او را دوست به حساب آورد. آن شرايط عبارتند از :
١- باطن و ظاهرش يكى باشد. ٢- عزت تو را عزت خود و عيب تو را عيب خويش بداند. ٣- اگر به مقام يا مالى رسيد تغييرى در او ايجاد نشود. ٤- قدرت و توانايى او تو را از رسيدن به چيزى باز ندارد. ٥- كسى داراى اين خصلتهاست كه در موقع گرفتارى تو را رها نكند.
٢- سيّد رضى در (نهج البلاغه) از حضرت على (ع) نقل مىكند كه آن حضرت فرمود : دوست حقيقى آن است كه برادرش را در سه موضع حفظ كند : در گرفتارى، در غياب، و در مرگش.
١٤- باب استحباب كمك و يارى دادن دوستان به يك ديگر
١- وصّافى گويد : امام محمّد باقر (ع) به من فرمود : آيا مىشناسى كسى را كه لباسى نداشته باشد و برادرش لباس خود را به او ببخشد يا لباسى كه اضافه دارد موقتا به او بدهد تا وقتى كه لباسى براى خويش تهيّه كند؟ عرض كردم خير، امام به عنوان تأسف دست بر زانويش زد و فرمود : چنين كسانى برادر نيستند.
٢- اسحاق بن عمّار گويد : نزد امام صادق (ع) بودم، سخن از كمك برادران و وظايف آنها نسبت به يك ديگر به ميان آمد. امام مطلبى فرمود كه من تعجب كردم. امام فرمود : زمانى كه قائم ما ظهور كند بر مؤمنين واجب است كه نياز برادرانشان را برطرف كنند و در شادى آنها بكوشند.
٣- خلّاد سندى (در حديث مرفوعهاى) گويد : مردى دير به خدمت پيامبر (ص) رسيد، پيامبر به او فرمود : چه باعث شده است كه تو را كم ملاقات مىكنم؟
پاسخ داد : اى رسول خدا برهنگى مانع آمدنم بود، پيامبر فرمود : آيا همسايهات دو جامه نداشت كه يكى را به تو عاريه دهد؟ پاسخ داد چرا [داشت.] حضرت فرمود : او برادر تو نيست.
٤- امام صادق (ع) فرمود : از آنچه به دست مىآورى به برادرانت بده، زيرا خداوند مىفرمايد : «نيكيها بديها را از بين مىبرند» .
٥- ابن اعين گويد : از امام صادق (ع) در باره حقّ مسلمان نسبت به برادر مسلمانش سؤال كردم، امام پاسخ نداد، چون خواستم با حضرت خداحافظى كنم عرض كردم : به من پاسخ نداديد، فرمود : اگر پاسخ بدهم (و شما بدان عمل نكنيد) مىترسم كافر شويد، مسلما از مهمترين چيزهايى كه خدا بر بندگانش واجب كرده سه چيز است : ١- رعايت عدالت در باره ديگران و آنچه را براى خود نمىپسندد براى برادر مؤمنش نيز روا ندارد. ٢- كمك مالى به برادران مؤمن براى خدا. ٣- به ياد خدا بودن در هر حال و ياد خدا تنها به گفتن «سبحان اللّه و الحمد للّه» نيست، بلكه عبارت است از ترك آنچه خدا حرام كرده است.
١٥- باب كراهت دوستى با بد كار و نادان و دروغگو
١- امام صادق (ع) فرمود : امير المؤمنين (ع) وقتى به منبر مىرفت مىفرمود :
شايسته است مسلمان از دوستى با سه گروه اجتناب كند : از بىحياى تبهكار، نادان، و دروغگو. امّا بىحياى تبهكار كارش را برايت خوب جلوه مىدهد و دوست دارد تو مانند او باشى، و در امر دين و آخرت به تو كمك نمىكند، و نزديك شدن به او ستم و باعث سختدلى، و رفت و آمد با او براى تو مايه بىآبرويى است.
امّا نادان، اميد خيرى از او برايت نيست و ضررى از تو دفع نمىكند اگر چه خودش را به زحمت افكند، و چه بسا كه بخواهد به تو سود برساند ولى زيان مىرساند، پس مرگ او بهتر از زندگى، و سكوت او بهتر از سخن گفتنش، و دورى او بهتر از نزديك بودن اوست.
امّا دروغگو، زندگى تو با او گوارا نيست، زيرا خبرى را از تو براى ديگران و از ديگران براى تو نقل مىكند، و هر گاه خبرى به پايان رسيد خبر ديگرى پيش مىكشد كه وانمود كند راست مىگويد در صورتى كه راست نمىگويد، و با ايجاد عداوت بين مردم تفرقه مىاندازد و بذر كينه در دلها مىكارد، پس از خدا بترسيد و در باره خود بينديشيد.
٢- كلينى (در كافى) از امام صادق (ع) نقل كرده است كه :
امير المؤمنين (ع) فرمود : شايسته نيست كه مسلمان با بد كار دوست شود زيرا او كارش را نيكو جلوه مىدهد و دوست دارد ديگران مانند او باشند، دوستش را در امر دنيا و آخرت كمك نمىكند و رفت و آمد با او باعث بىآبرويى و خوارى است.
٣- امام صادق (ع) فرموده : براى مسلمان شايسته نيست كه با بد كار، و نادان و دروغگو دوست شود.
٤- زرارة گويد : امام صادق (ع) فرمود : از دوستى با نادان بپرهيز، زيرا هر چه از جانب او شاد باشى او به بدى رساندن به تو نزديكتر است. (هر چه به دوستى او خوشحالتر باشى، خطر زيان رساندن او به واسطه حماقتش به تو نزديكتر مىباشد).
٥- امام صادق (ع) فرمود : حضرت علىّ (ع) بالاى منبر مىفرمود : براى مسلمان شايسته است كه از دوستى با دروغگو دورى جويد، زيرا خبرى از تو براى ديگران، و از ديگران براى تو نقل مىكند زندگى را بر تو تلخ و ناگوار مىسازد، هر گاه خبرى كسب كند آن را به خبر ديگرى پيوند مىدهد تا ثابت كند راست مىگويد در صورتى كه راست نمىگويد، پس خبرها را از گروهى براى گروهى ديگر نقل مىكند تا بين آنها دشمنى ايجاد كند و بذر كينه در دلها بكارد.
١٦- باب كراهت شركت دادن افراد فرومايه و گنهكار در امور
١٦- باب كراهت شركت دادن افراد فرومايه و گنهكار در امور ١- عمّار بن موسى گويد : امام صادق (ع) فرمود : اى عمّار اگر دوست دارى كه نعمت براى تو دوام داشته، و مروّت تو كامل و بىعيب باشد و زندگىات روبراه شود بردگان و افراد فرومايه را در كار خود دخالت نده، زيرا اگر آنها را امين دانستى به تو خيانت كنند و اگر خبرى به تو دهند دروغ گويند، اگر مصيبتى برايت پيش آيد تو را خوار كنند، و اگر وعده كنند خلف وعده نمايند.
عمّار گفت، از امام صادق (ع) شنيدم كه مىفرمود : نيكان كه يك ديگر را دوست بدارند براى آنان ثواب، و بدان كه افراد نيك را دوست بدارند براى نيكان فضيلت، و دشمنى بدكاران با نيكان زينت و افتخار براى نيكوكاران، و دشمنى نيكوكاران با بدان ذلّت و خوارى بدكاران است.
٢- در كتاب كافى نقل شده است كه : لقمان به پسرش گفت : اى پسرم، زياد با مردم نزديك مشو كه موجب دورى از دلهاى آنان مىشوى و يكسره از آنها دورى مكن كه خوار و بىمقدار گردى. هر جنبندهاى همنوع خود را دوست دارد، انسان نيز همنوع خود را دوست مىدارد، كارهاى پسنديدهات را نزد مخالفين آن كارها بازگو مكن، زيرا همان طور كه بين گرگ و گوسفند دوستى برقرار نمىشود بين نيكو كار و بد كار دوستى به وجود نمىآيد، كسى كه به قير نزديك شود مقدارى به او مىچسبد، همچنين كسى كه با تبهكار (در زندگى) شريك شود روشهاى او را مىآموزد، كسى كه ستيزه و جدال كردن را دوست داشته باشد ملامت مىشود و آن كه در جاهاى تهمت آميز وارد شود متهم مىگردد، و هر كه همنشين بد انتخاب كند سالم نمىماند، و هر كس جلو زبانش را نگيرد پشيمان مىشود. ٣- عمّار ساباطى گويد : امام جعفر صادق (ع) به من فرمود : اى عمّار اگر مىخواهى نعمت براى تو دوام داشته باشد و دوستى مردم نسبت به تو كامل شود و زندگىات راحت باشد با بردگان و افراد پست در كار خويش مشورت مكن، زيرا اگر به آنها اعتماد كردى به تو خيانت مىكنند و اگر به تو خبرى بدهند دروغ مىگويند و اگر مصيبتى براى تو پيش آيد تو را خوار سازند، و اگر وعده كنند به تو راست نگويند.
٤- امام صادق (ع) فرمود : از پدرم شنيدم كه مىفرمود : به حق قيام كن، و براى آنچه از دست تو رفته است افسوس مخور، و از آنچه به تو مربوط نيست دورى كن، و از دشمن بپرهيز، و با دوستان با احتياط رفتار نما، مگر افراد امين، و امين كسى است كه از خدا بترسد، با بد كار همنشينى مكن و او را بر اسرار خويش آگاه مگردان و امانت به او مسپار، و با آنان كه از خداى خويش مىترسند در كارهايت مشورت كن.
١٧- باب تحريم همنشينى با دروغگو و گنهكار و بخيل و نادان و قاطع رحم
و ١- امام صادق (ع) از پدر بزرگوارش نقل مىكند كه : پدرم علىّ بن الحسين (ع) به من فرمود : اى پسر عزيزم با پنج گروه دوستى و گفتگو و مسافرت مكن؛ امام باقر (ع) سؤال مىكنند آن پنج گروه را معرّفى فرماييد، امام سجّاد (ع) فرمود : ١- از دوستى با دروغگو بپرهيز زيرا دروغگو مانند سراب است كه دور را نزديك و نزديك را دور مىنماياند. ٢- از دوستى با فاسق اجتناب كن زيرا تو را به يك وعده غذا و به كمتر از آن مىفروشد. ٣- از دوستى با بخيل بپرهيز زيرا وقتى كه خيلى به كمك او نيازمند باشى (كمك نمىكند) و تو را خوار مىگرداند. ٤- از دوستى با كسى كه از بستگان بريده و قطع رحم نموده است بپرهيز، زيرا در سه جا از قرآن نفرين شده است.
الف : (شما (منافقان) اگر (از فرمان خدا و طاعت قرآن) روى بگردانيد يا در زمين فساد و قطع رحم كنيد باز هم اميد (نجات) داريد؟
ب : (آنان كه پس از پيمان بستن (با خدا و رسول) عهد خدا را شكستند و نيز آنچه را خدا به پيوند آن امر كرده بريدند، و در روى زمين فساد و فتنه برانگيختند، براى آنهاست لعنت خدا، و منزلگاهشان دوزخ است».
ج : و در سوره بقره فرموده است : «كسانى كه عهد خدا را پس از پيمان بستن مىشكنند و آنچه را خدا به پيوند آن امر كرده مىبرند، و در روى زمين فساد مىكنند به حقيقت زيانكارند.
٢- امام جعفر صادق (ع) فرمود : از دوستى با نادان بپرهيز زيرا هر چه به او نزديكتر شوى به بدى نزديك شدهاى [و از جانب او جز بدى به تو نمىرسد.]
٣- سيّد رضى (در نهج البلاغه) گويد : پيشواى مؤمنان على (ع) فرمود : اى فرزندم از دوستى با نادان بپرهيز، زيرا او مىخواهد به تو سود برساند ولى زيان مىرساند، از دوستى با بخيل اجتناب كن زيرا هنگام شديدترين حاجت تو را رها مىسازد، و از دوستى با بد كار بر حذر باش زيرا تو را به چيز كمى مىفروشد، و از دوستى با دروغگو بپرهيز زيرا او مانند سراب است، دور را به تو نزديك و نزديك را به تو دور مىنماياند.
٤- امام محمّد باقر (ع) فرمود : به چهار شخص نزديك مشو و دوستى مكن :
نادان، بخيل، ترسو و دروغگو، امّا نادان مىخواهد به تو سود برساند ولى ضرر مىزند، امّا بخيل چيزى از تو مىگيرد ولى چيزى به تو نمىدهد، امّا ترسو از تو و از پدر و مادر خويش مىگريزد، امّا دروغگو راست مىگويد ولى كسى سخن او را تصديق نمىكند. ٥- امام جعفر صادق (ع) از پدر بزرگوارش نقل مىكند كه امام باقر (ع) فرمود :
خواستم به سفر بروم، پدرم علىّ بن الحسين (ع) به من سفارش كرد : اى پسرم از دوستى و معاشرت با احمق بپرهيز و با او معاشرت نكن زيرا احمق در حضور و غياب به دنبال عيبجويى است.
اگر سخن بگويد نادانىاش او را رسوا گرداند، و اگر سكوت كند ناتوانى در گفتار او را كوچك مىكند و اگر كارى انجام دهد آن را تباه سازد، و اگر مسئوليتى به عهده گيرد آن را ضايع مىكند، دانش او باعث بىنيازى او نيست و دانش ديگران هم به وى سود نمىرساند، نصيحت ناصحان را نمىپذيرد، دوستش از او آسايشى نمىيابد، مادرش دوست دارد در عزايش بنشيند، و همسرش مىخواهد او را از دست بدهد، همسايهاش مىخواهد از او دور باشد، و دوست وى تنهايى را بر مجالسش ترجيح مىدهد، اگر در مجلسى از ديگران كوچكتر باشد آنها از دست او در رنج و عذابند، و اگر بزرگتر از ديگران باشد آنان را به فساد مىكشاند.
١٨- باب كراهت همنشينى با فرومايگان و ثروتمندان و گفتگو با زنان
١- امام جعفر صادق (ع) از اجدادش نقل مىكند كه : رسول خدا (ص) فرمود : همنشينى با سه گروه دل را مىميراند : ١- همنشينى با فرومايگان.
٢- گفتگو با زنان. ٣- همنشينى با ثروتمندان.
٢- امام محمد باقر (ع) به شخصى فرمود : با ثروتمندان معاشرت نكن زيرا انسان وقتى كه با آنها معاشرت مىكند از نعمتى كه خدا به خودش داده است قدردانى نمىكند و به مرحلهاى مىرسد كه تصوّر مىكند خدا به وى نعمتى نداده است.
١٩- باب كراهت وارد شدن به مكانهاى تهمت آميز ١- امام جعفر صادق (ع) گويد : امير مؤمنان علىّ (ع) فرمود : اگر كسى خود را در معرض تهمت قرار دهد كسانى كه به او بد گمان مىشوند نبايد ملامت كند، و كسى كه رازش را پنهان دارد اختيار در دست خودش مىباشد [و رازش آشكار نمىشود .]
٢- امام صادق (ع) فرمود : كسى كه به جاهاى تهمت آميز برود و متهم گردد بايد خودش را ملامت كند.
٣- امام باقر (ع) از پدر بزرگوارش نقل كرده است كه حضرت امير (ع) فرمود :
شخصى كه خودش را در معرض تهمت قرار دهد نبايد كسانى را كه به او بد گمان مىشوند ملامت كند.
٤- حضرت على (ع) در وصيّت به فرزندش امام حسن (ع) فرمود : از مكانهاى تهمت آميز، و جاهايى كه مردم به آن بدگمانند بپرهيز، زيرا همنشين بد انسان را گول مىزند. ٥- امام موسى كاظم (ع) گويد : امام صادق (ع) فرمود : از جاهاى مشكوك [و تهمت آميز] بپرهيزيد، و حتّى نبايد كسى با مادرش راه برود زيرا همه مردم نمىدانند كه وى مادر اوست.
٦- سيّد رضى (در نهج البلاغه) از امير المؤمنان (ع) نقل مىكند كه آن حضرت فرمود : شخصى كه خود را در معرض تهمت قرار دهد كسانى را كه به او بد گمان مىشوند نبايد ملامت كند.
٧- و نيز آن حضرت فرمود : كسى كه شمشير تجاوز و ستم بروى مردم بكشد با آن شمشير كشته مىشود، و كسى كه مكر و حيله ورزد هلاك شود، و هر كه بىباكى پيشه سازد غرق گردد، و شخصى كه وارد مكانهاى تهمت آميز شود متهم گردد.
٢٠- باب استحباب پرهيز و ترس از زيركى مؤمن ١- امام باقر (ع) در تفسير آيه «إِنّ فِي ذلِكَ لآَياتٍ لِلْمُتَوَسّمِينَ»فرمود : منظور از «متوسّمين» ائمّه هستند (چون) رسول خدا (ص) فرمود : از زيركى مؤمن بپرهيزيد زيرا او در گفتارش از نور الهى استفاده مىكند.
٢- سليمان جعفرى گويد : عدّهاى در نزد امام موسى كاظم (ع) بوديم كه فرمود : از زيركى مؤمن بترسيد زيرا او با نور الهى به امور مىنگرد.
٣- سيّد رضى (در نهج البلاغه) گويد : علىّ (ع) فرمود : از گمانهايى كه مؤمنان نسبت به شما مىبرند بر حذر باشيد زيرا خدا حقّ را بر زبان آنها جارى مىسازد.
٢١- باب استحباب مشورت با اشخاص صاحب نظر ١- امام صادق (ع) از پدر بزرگوارش نقل كرده كه به پيامبر اكرم (ص) گفته شد : اى رسول خدا، هوشيارى و دورانديشى در چيست؟ فرمود : مشورت كردن با صاحبنظران و پيروى از آنها.
٢- امام صادق (ع) فرمود : رسول اكرم (ص) در وصيّت به حضرت على (ع) فرمود : هيچ كمك و پشتيبانى محكمتر از مشورت، و هيچ خردى بهتر از تدبير و چارهانديشى نيست.
٣- امام باقر (ع) فرمود : در تورات چهار عبارت نوشته شده است : ١- كسى كه مشورت نكند پشيمان مىشود. ٢- فقر و تنگدستى بزرگترين مرگ است.
٣- هر گونه رفتار كنى با تو رفتار مىكنند. ٤- كسى كه چيزى را مالك شود منافع خود را بر منافع ديگران ترجيح مىدهد.
٤- امام صادق (ع) فرمود : هرگز انسان با مشورت كردن هلاك نمىشود.
٥- سيّد رضى (در نهج البلاغه) از حضرت امير (ع) نقل مىكند كه آن حضرت فرمود : هيچ ثروتى مانند عقل، و هيچ فقرى مانند نادانى، و هيچ ميراثى مانند ادب، و هيچ پشتيبانى مانند مشورت كردن نيست.
٦- و آن حضرت فرموده است : كسى كه خود رأى باشد نابود مىشود، و هر كه با بزرگان مشورت كند در عقل آنها شريك است.
٧- و آن حضرت فرمود : مشورت راهيابى است.
٨- و نيز آن حضرت فرمود : كسى كه به رأى و فكر خود اكتفا كند خود را به خطر افكنده است.
٢٢- باب استحباب مشورت با شخص پرهيزگار خردمند و اطاعت از او و كراهت مخالفت با وى ١- امام جعفر صادق (ع) فرمود : كسى كه نصيحتكنندهاى از باطن، و بازدارندهاى از درون، و همنشين راهنما نداشته باشد دشمن را بر خود چيره كرده است.
٢- امام هادى از پدرانش نقل كرده است كه حضرت على (ع) فرمود : كسى كه به رأى و فكر خود اكتفا كند خود را به خطر افكنده است.
٣- امام صادق (ع) فرمود : در كار خود با كسانى مشورت كن كه از پروردگارشان مىترسند.
٤- امام صادق (ع) نقل كرده است كه حضرت على (ع) فرمود : در كارى كه براى تو پيش مىآيد با كسانى كه از خدا مىترسند مشورت كن.
٥- سليمان بن خالد گويد : از امام جعفر صادق (ع) شنيدم كه مىفرمود :
با مردم خردمند با تقوا مشورت كن زيرا آنها جز به نيكى راهنمايى نمىكنند، و بپرهيز از مخالفت با آنان زيرا مخالفت با شخص پرهيزگار خردمند باعث تباهى دين و دنياست. ٦- امام صادق (ع) از رسول خدا (ص) نقل فرموده است : مشورت با خردمند اندرزگو باعث پيشرفت و بركت و موفقيّت از جانب خداست، وقتى كه شخص دلسوز عاقل تو را راهنمايى كند از مخالفت با او بپرهيز، زيرا اين مخالفت باعث هلاكت مىشود.
٧- امام جعفر صادق (ع) فرمود : چرا وقتى كار مهمّى براى شما پيش مىآيد و خود قادر به حلّ آن نيستيد با افراد خردمند متديّن و پارسا مشورت نمىكنيد؟
سپس امام صادق (ع) فرمود : آگاه باشيد هر كس اين كار را انجام دهد خدا او را خوار نمىگرداند بلكه مقام او را بالا مىبرد و به بهترين كارها و نزديكترين آنها به خداوند هدايتش مىكند.
٨- امام صادق (ع) فرمود : مشورت داراى حدودى است كه اگر آن حدود شناخته و رعايت نشود ضررش براى مشورتكننده از نفعش بيشتر است.
آن حدود عبارتند از : كسى كه با او مشورت مىشود : ١- عاقل باشد. ٢- آزاده ديندار باشد. ٣- دوست مهربان و مانند برادر باشد. ٤- اگر از راز تو آگاه شد مثل اين كه خودت به آن آگاهى و آن را مكتوم و پوشيده مىدارد. زيرا تو زمانى از راهنمايى مشاور سود مىبرى كه او عاقل باشد، و وقتى كه وى آزاد مرد متديّن بود نهايت كوشش را براى نصيحت كردن تو به كار مىبرد، وقتى كه دوست مهربان و مانند برادر باشد و او را از راز خويش آگاه كردى راز تو را پوشيده نگاه مىدارد، و آگاهى او مانند اين است كه خودت به آن آگاهى، [اگر اين شرايط رعايت شود] مشورت جامع و نصيحت كامل مىگردد.
٢٣- باب وجوب راهنمايى كسى كه تقاضاى مشورت مىكند ١- امام جعفر صادق (ع) فرمود : مردى به نزد امير المؤمنين (ع) آمد و عرض كرد براى مشورت به خدمت شما آمدهام.
حسن و حسين [دو فرزند شما] و عبد اللّه بن جعفر از دخترم خواستگارى كردهاند (كداميك را قبول كنم)؟ حضرت علىّ (ع) فرمود : كسى كه با او مشورت كند مورد اعتماد است، [فرزندم] حسن زنان را طلاق مىدهد، دخترت را به همسرى حسين درآور كه او براى دخترت مناسبتر است.
٢- امام صادق (ع) فرمود : كسى كه با برادر مؤمنش مشورت كند و او نظرش را خالصانه بازگو ننمايد خداى عزّ و جلّ قدرت فكر و انديشه را از وى مىگيرد.
٢٤- باب جواز مشورت كردن با كسى كه مرتبه او پايينتر است
١- معمّر بن خلّاد گويد : يكى از غلامان امام رضا (ع) به نام سعد وفات يافت؛ امام به معمّر فرمود : شخصى با فضيلت و امانتدار به من معرّفى كن، در پاسخ گفتم : من كسى را به شما معرّفى كنم؟ حضرت با حالت شبيه شخص غضبناكى فرمود : پيامبر خدا با يارانش مشورت مىكرد و بعد در باره آنچه كه مىخواست تصميم مىگرفت.
٢- فضيل بن يسار گويد : امام صادق (ع) در باره كارى با من مشورت كرد، به امام گفتم : خدا شما را يارى دهد، كسى مانند من مشاور شما باشد؟ امام فرمود : آرى هر زمانى كه با تو مشورت كنم.
٣- حسن بن جهم گويد : جمعى در خدمت امام رضا (ع) بوديم. ايشان يادى از پدر بزرگوارش نمود و فرمود : هيچ عقلى با عقل او برابرى نمىكرد، در عين حال در بسيارى اوقات با يكى از غلامان سياه پوست خود مشورت مىكرد، به آن حضرت گفته شد آيا با چنين كسى مشورت مىفرمايى؟ در پاسخ فرمود : چه بسا خداى تبارك و تعالى مشكل را به زبان چنين شخصى برطرف كند، بسيارى اوقات در باره مزرعه يا باغ آن حضرت را راهنمائى مىكردند و آن حضرت به آن عمل مىفرمود.
٤- سيّد رضى (در نهج البلاغه) از حضرت علىّ (ع) نقل كرده است كه عبد اللّه بن عبّاس نظر خود را به عنوان يك مشاور براى امام على (ع) بيان كرد، امّا امام با عقيده او موافق نبود؛ فرمود : تو بايد نظر مشورتى خود را به من بگويى، امّا اگر بر خلاف نظر تو تصميم بگيرم بايد نظر مرا بپذيرى.
٥- علىّ بن مهزيار گويد : امام جواد (ع) به من نوشت به فلانى بگو با ما مشورت كند و پس از مشورت آنچه نظر خودش است انتخاب كند زيرا او از آنچه در سرزمينش [اهواز] مىگذرد و از اين كه چگونه با سلاطين رفتار كند آگاهتر است. مشورت باعث بركت و خوشبختى است، خدا به پيامبرش در قرآن كريم مىفرمايد : «در كارها با مردم مشورت كن، ليكن آن چه خودت تصميم گرفتى با توكّل به خدا انجام ده» (حضرت فرمود) پس هر چه مىگذرد به من گزارش دهد بهترين نظر را برايش مىنويسم و اگر رأى و نظر من بهتر نباشد اميدوارم او را به راه روشن حقّ راهنمايى كرده باشم ان شاء اللّه «در كارها با مردم مشورت كن» منظور طلب خير از مردم است.
٢٥- باب كراهت مشورت با زنان و نيكو بودن مشورت با مردان
١- امام جعفر صادق (ع) از پدرانش نقل كرده است كه پيامبر (ص) در وصيّتش به حضرت علىّ (ع) فرمود : يا على بر زنان، نماز جمعه و مسئوليت قضاوت، و طرف مشورت قرار گرفتن نيست.
يا على، تندخويى ناپسند و اطاعت از زن موجب پشيمانى است. يا على، از جمله چيزهايى كه نامبارك است زبان زنان است. [زنانى كه رعايت شؤون اسلامى را نمىنمايند .]
٢- امير المؤمنين (ع) در وصيّت به فرزندانشان محمّد بن حنفيّه فرموده است :
آراى مردان را جمع كن، سپس آن رأيى را كه به حقّ نزديكتر است انتخاب كن و آرائى را كه شك دارى رها كن تا اين كه فرمود : كسى كه به رأى خود عمل كند خودش را به خطر مىافكند و هر كه آراى مختلف را مورد توجّه قرار دهد به راههاى خطا و اشتباه پى مىبرد.
٢٦- باب كراهت مشورت با شخص ترسو، بخيل، آزمند، برده، فرومايه و بدكار
١- امام رضا (ع) از پدرانش از حضرت علىّ (ع) نقل كرده است كه پيامبر (ص) فرموده است : يا علىّ با شخص ترسو مشورت نكن زيرا او راه خروج [از گرفتاريها] را براى تو سخت جلوه مىدهد و حتما با بخيل مشورت نكن، زيرا تو را از هدف بازمىدارد، با حريص مشورت نكن زيرا او كار بد را زيبا جلوه مىدهد، و بدان كه ترس و بخل و آزمندى غريزهاى است كه از سوء ظنّ ناشى مىشود.
٢- عمّار ساباطى گويد : امام صادق (ع) به من فرمود : اى عمّار اگر مىخواهى نعمت برايت با دوام، و مردانگىات كامل، و زندگىات اصلاح گردد در كار خويش با بردگان و اشخاص فرومايه مشورت مكن، زيرا اگر به آنها اعتماد كنى به تو خيانت مىكنند، و اگر خبرى به تو بدهند دروغ مىگويند و اگر گرفتار شوى تو را خوار مىسازند و اگر به تو وعدهاى دهند به آن وفا نمىكنند.
٣- امام جعفر صادق (ع) فرمود : از پدرم شنيدم كه مىفرمود : حق را بپادار و براى آنچه از تو فوت شده افسوس مخور و از آنچه به تو مربوط نيست كنارهگير، از دشمن دورى كن، و از دوست خويش بر حذر باش، (با احتياط با او برخورد كن) و با مردم امين همنشين و دوست باش، و امين كسى است كه از خدا بترسد، و با بد كار همنشينى مكن، و او را بر راز خويش آگاه مگردان، و امانت خود را به او مسپار، و در كارهايت با كسانى كه از پروردگار خويش مىترسند مشورت نما.
٢٧- باب تحريم همنشينى و دوستى با اهل بدعت
١- امام صادق (ع) فرمود : با كسانى كه در دين بدعت مىگذارند دوستى و همنشينى نكنيد زيرا در نظر مردم يكى از آنان به شمار مىآييد.
و پيامبر (ص) فرمود : انسان بر دين دوست و همنشين خود مىباشد.
٢٨- باب كسانى كه معاشرت و سلام كردن بر آنها شايسته نيست ١- امام صادق (ع) از پدرانش نقل كرده كه در وصيّت حضرت رسول (ص) به على عليه السلام آمده است : يا على كسى كه از دين و دنيايش توشهاى بر نگيرد براى تو خيرى در همنشينى با او نيست، و كسى كه خواسته تو را اجابت نكند تو نيز خواسته او را اجابت نكن، زيرا او شايسته تكريم نيست.
٢- امام صادق (ع) از پدرانش نقل كرده است كه در حديث منهيّات پيامبر (ص) فرمود : سخن گفتن با شخص جذامى مكروه است مگر اين كه بين آنها به اندازه يك ذراع [تقريبا نيم متر] فاصله باشد.
و آن حضرت فرمود : از جذامى فرار كن مانند گريختن از شير.
٣- در كتاب خصال شيخ صدوق از امير المؤمنين (ع) نقل شده است كه آن حضرت فرمود : پيامبر (ص) [مردم را] از سلام كردن بر چهار گروه نهى كرده است : ١- شخص بادهگسار در حال مستى. ٢- كسى كه مجسمه مىسازد. ٣- آن كه با نرد بازى مىكند. ٤- كسى كه دوز بازى مىكند. و من گروه پنجمى را اضافه مىكنم، نهى مىكنم شما را از سلام كردن بر شطرنج باز.
٤- رسول خدا (ص) فرمود : از پنج گروه در هر حال بايد دورى كرد :
جذامى، پيس، ديوانه، زنازاده، و عرب بيابانگرد.
٥- امام جعفر صادق (ع) از پدرانش نقل فرموده است كه بر شش گروه نبايد سلام كرد : يهودى، مسيحى، و كسى كه براى رفع حاجت نشسته است و آن كه بر سر سفرهاى مىنشيند كه در آن مشروبات الكلى است و شاعرى كه به زنان عفيف تهمت مىزند و كسانى كه فحش دادن به مادران اشخاص را وسيله شوخى قرار مىدهند.
٦- حضرت علىّ (ع) در حديثى فرمود : بر شش گروه سلام كردن شايسته نيست : ١- يهودى و مسيحى ٢- افرادى كه با نرد و با شطرنج بازى مىكنند. ٣- بادهگسار. ٤- اهل ساز و طنبور. ٥- كسانى كه فحش دادن به مادران اشخاص را وسيله
شوخى قرار مىدهند ٦- شاعران [دربارى و چاپلوس
٧- امام جعفر صادق (ع) از پدرش امام محمّد باقر (ع) نقل كرده است كه آن حضرت فرمود : بر يهود، و نصارى و زردشتى، و بت پرست، و بادهگسار و كسانى كه كارشان بازى شطرنج و نرد است، و مرد زن صفت [مردى كه خود را در اختيار مردان ديگر مىگذارد] و شاعرى كه زنان عفيف را متّهم مىكند، و كسى كه در حال نماز است سلام نكنيد. بر نمازگزار بدين سبب كه نمىتواند پاسخ سلام را بدهد، با توجّه به اين كه سلام براى مسلمان امرى مستحب و پاسخ آن واجب است، و بر رباخوار و كسى كه براى رفع حاجت نشسته است، و در حمّام، و هر فاسقى كه آشكارا مرتكب معصيت مىشود.
٢٩- باب استحباب اظهار دوستى و محبّت نسبت به مردم
١- امام محمّد باقر (ع) فرمود : عربى باديهنشين از بنى تميم به نزد پيامبر (ص) آمد و عرض كرد : مرا نصيحت فرماييد. از جمله مطالبى كه پيامبر (ص) به او فرمودند اين بود : نسبت به مردم اظهار دوستى كن تا تو را دوست بدارند.
٢- امام موسى كاظم (ع) فرمود : اظهار محبّت و دوستى نسبت به مردم نيمى از عقل است.
٣- ابن ادريس در كتاب سرائر مشابه اين حديث را نقل كرده است با اين تفاوت : و مدارا كردن با ديگران نيمى از وسيله زندگى است، و كسى كه ميانهروى كند فقير نمىشود.
٤- امام صادق (ع) از امام حسن مجتبى (ع) نقل فرموده است : خويشاوند كسى است كه از لحاظ دوستى به انسان نزديك باشد اگر چه از لحاظ نسب دور باشد و بيگانه كسى است كه از جهت محبّت و دوستى بيگانه باشد گرچه از لحاظ نسب نزديك باشد، هيچ چيز نزديكتر به چيزى از دست به بدن نيست، و دست خيانت مىكند و قطع مىشود، و پس از قطع درمان مىگردد. [يعنى اعتماد به نزديكى خويشاوند نيست، اگر دوست نباشد، و گاهى عملا از انسان دور و بيگانه است. يا منظور اين است كه دست دزد به صاحبش خيانت مىكند و در عين نهايت نزديكى قطع مىگردد. يا انسان دشمن دستش هست و باعث قطعش مىگردد. يا اين كه اعتمادى به قرب جسمانى نيست و نفع حقيقى و پايدار قرب معنوى است .]
٥- امام صادق (ع) از رسول خدا (ص) نقل فرموده است : اظهار دوستى نسبت به مردم نصف عقل است.
٣٠- باب استحباب خوشرفتارى و گشادهرويى و احترام به مردم و خوددارى از مزاحمت آنان
١- امام صادق (ع) فرمود : خوشرويى با مردم يك سوّم عقل است.
٢- امام صادق (ع) از پيامبر (ص) نقل فرموده است كه سه چيز دوستى انسان را براى برادر مسلمانش خالص مىگرداند : ١- با خوشرويى او را ملاقات كند. ٢- در مجلس به او جا دهد. ٣- او را با بهترين نامها بخواند.
٣- حذيفة بن منصور گويد : از امام جعفر صادق (ع) شنيدم كه مىفرمود :
كسى كه از مزاحمت مردم دست بردارد، گرچه او يك نفر است كه از مزاحمت آنان دست برداشته لكن در مقابل افراد زيادى از مزاحمت او دست برمىدارند.
٣١- مستحبّ است براى كسى كه مؤمنى را دوست دارد او را از دوستى خود با خبر كند
١- امام صادق (ع) فرمود : زمانى كه كسى را دوست دارى او را از اين امر با خبر كن، زيرا باعث استوارى محبّت بين شما مىگردد.
٢- نصر بن قابوس گويد : امام صادق (ع) به من فرمود : زمانى كه يكى از برادرانت را دوست مىدارى او را از اين دوستى آگاه كن، همان طور كه حضرت ابراهيم (ع) گفت : «پروردگارا به من بنما كه چگونه مردگان را زنده مىكنى، خدا فرمود : آيا به [زنده شدن مردگان] اطمينان ندارى؟ ابراهيم پاسخ داد : ايمان دارم اما مىخواهم قلبم مطمئن شود»
٣- شخصى به امام باقر (ع) عرض كرد : من اين مرد را دوست دارم، امام به او فرمود : او را از اين امر با خبر كن، زيرا دوستى را پايدارتر و مهربانى را نيكوتر مىسازد.
٤- امام جعفر صادق (ع) فرمود : زمانى كه كسى را دوست مىدارى به او بگو.
٥- امام صادق (ع) از پيامبر خدا (ص) نقل فرموده است : هر گاه يكى از شما هم صحبت يا برادر ايمانىاش را دوست مىدارد او را آگاه سازد.
٣٢- باب استحباب آغاز كردن سلام قبل از سخن گفتن و استحباب پاسخ ندادن قبل از سلام
١- امام صادق (ع) فرمود : آغازكننده به سلام به خدا و رسولش نزديكتر است.
٢- علىّ بن الحسين (ع) فرمود : از صفات مؤمن انفاق كردن به اندازه توانايى و وسعت دادن [به اهل و عيال] در حدّ قدرت، و با عدالت و انصاف رفتار كردن با مردم، و آغاز به سلام نمودن بر آنان مىباشد.
٣- امام جعفر صادق (ع) از رسول خدا (ص) نقل فرمود : شايستهترين مردم نزد خدا و رسولش كسى است كه سلام را آغاز كند.
٤- با همين اسناد نقل شده كه رسول خدا (ص) فرمود : كسى كه قبل از سلام سخن آغاز كند به او پاسخ ندهيد. و نيز فرمود : قبل از سخن گفتن سلام كنيد، اگر كسى قبل از سلام گفتن سخن گويد به او پاسخ ندهيد.
٥- امام صادق (ع) فرمود : فرشتهاى مردى را بر در خانهاى ديد، فرشته به او گفت چرا بر در اين خانه ايستادهاى؟ پاسخ داد يكى از برادرانم در اين خانه است مىخواهم بر او سلام كنم، فرشته به او گفت : آيا بين شما خويشاوندى است يا حاجتى به او دارى؟ پاسخ داد : قرابتى بين ما نيست، و نيازى جز اخوّت اسلامى و احترام آن مرا به اينجا نكشانده بلكه براى پروردگار جهان به او سلام و محافظتش مىكنم، فرشته به او گفت : من فرستاده خدايم به سوى تو، پروردگارت تو را سلام مىرساند و مىفرمايد : مرا زيارت كردى، و براى من تعهّد نمودى، حتما بهشت را بر تو واجب كردم و تو را از خشم خويش معاف داشتم، و از آتش نجات دادم.
٦- امام صادق (ع) نقل كرده است كه رسول خدا (ص) فرمود : كسى كه قبل از سلام كردن سخن آغاز كند به او پاسخ ندهيد.
و نيز امام صادق (ع) فرمود : هيچ كس را به طعام خويش دعوت نكنيد مگر اين كه سلام كند.
٣٣- باب لزوم سلام و كراهت ترك آن و وجوب پاسخ سلام
١- امام صادق (ع) فرمود : جواب دادن به نامه مانند پاسخ سلام واجب است و آغازكننده به سلام [از جواب دهنده] نزد خدا و رسولش شايستهتر است.
٢- امام صادق (ع) نقل كرده : خداى عزّ و جلّ فرمود : بخيل كسى است كه از سلام كردن بخل ورزد.
٣- امام جعفر صادق (ع) نقل كرده است كه رسول خدا (ص) فرمود : سلام كردن مستحب، و پاسخ آن واجب است.
٣٤- باب استحباب بلند گفتن سلام و سخن نيكو گفتن ١- امام محمّد باقر (ع) فرمود : خداى عزّ و جلّ بلند سلام كردن را دوست مىدارد.
٢- امام باقر (ع) فرموده : سلمان (كه رحمت خدا بر او باد) مىگفت : سلام خدا را آشكارا بگوييد، زيرا درود خدا به ستمكاران نمىرسد.
٣- امام جعفر صادق (ع) در حديثى نقل فرموده است كه حضرت علىّ (ع) مىفرمود : خشمگين نشويد، و [كارى نكنيد كه] مورد خشم قرار گيريد، آشكارا سلام كنيد، و سخن نيكو بگوييد، نماز شب بخوانيد در حالى كه مردم در خوابند، تا به سلامتى به بهشت رويد، سپس اين گفتار خداى عزّ و جلّ را براى آنان خواند :
«خدايى كه سالم از هر گونه عيب و نقص، و امان دهنده و نگهبان است»
٤- امام صادق (ع) فرمود : از نشانههاى فروتنى اين است كه كسى را كه ملاقات مىكنى بر او سلام نمايى.
٥- امام جعفر صادق (ع) از پدرانش نقل فرموده است كه در وصيّت پيامبر (ص) به حضرت على (ع) آمده است : سه چيز باعث پوشاندن گناهان است، آشكارا سلام كردن، طعام دادن، خواندن نماز شب در حالى كه مردم خوابند.
٦- امام صادق (ع) فرمود : بخيل كسى است كه از سلام كردن بخل ورزد.
٧- امام جعفر صادق (ع) از پدرانش نقل كرده است كه رسول خدا (ص) فرمود : در بهشت خانههايى است كه بيرون آنها از داخل، و داخل آنها از خارج ديده مىشود، كسانى از امّت من در آن سكونت مىكنند كه سخن نيكو گويند، و مردم را اطعام كنند، و بلند سلام كنند و روزه را ادامه دهند، نماز شب بخوانند در حالى كه مردم در خوابند. حضرت علىّ (ع) سؤال كرد : اى رسول خدا چه كسى از امّت شما توانايى انجام اين اعمال را دارد؟
پيامبر (ص) فرمود : يا على ميدانى نيكويى سخن چيست؟ كسى كه صبح و شام ده مرتبه بگويد :
«سبحان الله، و الحمد للّه، و لا اله الّا اللّه، و اللّه اكبر»
، و اطعام كردن عبارت است از انفاق كردن مرد به خانوادهاش، امّا منظور از ادامه روزه آن است كه شخص ماه رمضان و از هر ماه ديگر سه روز روزه بگيرد، روزه عمر براى او نوشته مىشود. امّا منظور از نماز شب در حالى كه مردم خوابند، هر كس نماز مغرب و عشا و نماز صبح را در مسجد با جماعت بخواند مانند آن است كه تمام شب را به عبادت مشغول باشد و مقصود از افشاى سلام آن است كه از سلام كردن بر هيچ مسلمانى بخل نورزد.
٨- امام محمّد باقر (ع) فرمود : سه چيز باعث قرب و منزلت است : آشكارا سلام كردن، طعام دادن، و نماز شب خواندن در حالى كه مردم در خوابند.
٩- امام جعفر صادق (ع) فرمود : از نشانههاى تواضع سلام كردن به هر كسى است كه او را ملاقات كنى.
١٠- پيامبر خدا (ص) فرمود : ناتوانترين مردم كسى است كه از دعا كردن عاجز باشد، و بخيلترين مردم آن است كه از سلام كردن بخل ورزد.
١١- امام صادق (ع) فرمود : هر كس چهار چيز براى من تعهّد كند من چهار خانه در بهشت براى او تضمين مىكنم، ١- انفاق كردن و نترسيدن از فقر و تنگدستى. ٢- رعايت عدالت در باره مردم در مقابل منافع خويش. ٣- آشكارا سلام كردن در همه جا. ٤- ترك مجادله و نزاع اگر چه حقّ با او باشد.
٣٥- باب استحباب سلام كردن بر كودكان
٣٥- باب استحباب سلام كردن بر كودكان ١- امام رضا (ع) از پدرانش نقل كرده است كه رسول خدا (ص) فرمود : پنج چيز را تا آخر عمر رها نخواهم كرد : ١- غذا خوردن با بردگان بر روى زمين.
٢- سوار شدن بر الاغ بىپالان. ٣- دوشيدن شير از پستان بز با دست خودم.
٤- پوشيدن لباس پشمين. ٥- سلام كردن بر كودكان تا بعد از من سنّت [رسم] باشد.
٢- امام صادق (ع) از پدرانش نقل كرده است كه پيامبر (ص) فرمود : پنج چيز را تا لحظه مرگ ترك نخواهم كرد : ١- پوشيدن لباس پشمين. ٢- سوار شدن بر الاغ بىپالان. ٣- غذا خوردن با بردگان. ٤- وصله كردن كفش با دست خودم.
٥- سلام كردن بر كودكان تا اين كه بعد از من سنت [رسم] باشد.
٣٦- باب حرمت تبعيض بين فقير و ثروتمند در نحوه سلام كردن و وجوب رعايت مساوات بين آن دو
١- امام رضا (ع) فرمود : هر كس فقير مسلمانى را ملاقات كند و به گونهاى بر او سلام نمايد كه با سلام بر ثروتمند فرق داشته باشد در روز قيامت خدا را درحالى ملاقات مىكند كه خدا بر وى خشمگين است.
٢- حجّال گويد : به جميل بن درّاج گفتم آيا پيامبر خدا (ص) فرمود :
زمانى كه بزرگ قومى نزد شما آمد او را احترام كنيد؟ جميل گفت : آرى، پيامبر فرموده است. از جميل پرسيدم : [در اين حديث] منظور از شريف كيست؟ پاسخ داد :
از امام صادق (ع) در اين باره پرسيدهام، آن حضرت فرمود : منظور از شريف در اين حديث شخص ثروتمند است.
٣٧- باب استحباب شكرگزارى خدا براى نعمت اسلام و تندرستى
١- امام جعفر صادق (ع) از پدرانش نقل كرده است : پيامبر (ص) فرمود : هر كس يهودى يا مسيحى يا زردشتى يا يكى از غير مسلمانان را ببيند بگويد :
«سپاس خدايى را كه مرا بر تو فضيلت داد و اسلام را دين من و قرآن را كتابم و محمّد (ص) را پيامبر، و حضرت على (ع) را امام و پيشواى من، و مؤمنين را
برادرانم، و كعبه را قبله من قرار داده است» خدا بين آن مؤمن و غير مسلمان در دوزخ هرگز جمع نكند.
٢- امام جعفر صادق (ع) فرمود : هر كس آفت زدهاى (مانند جذامى و امثال آن) يا مثله شده يا گرفتارى را ببيند مخفيانه بطورى كه او نشنود سه مرتبه بگويد :
«سپاس خدايى را كه مرا سلامت داشت از آن چه تو را بدان مبتلا ساخته است، و اگر خدا مىخواست مىتوانست مرا نيز گرفتار سازد»هرگز آن بلا به او نرسد.
٣٨- باب لزوم بلند سلام كردن و پاسخ دادن به نحوى كه مخاطب بشنود
١- امام صادق (ع) فرمود : هر گاه كسى سلام مىكند بلند سلام كند و نگويد سلام كردم اما پاسخ ندادند، شايد نشنيده باشند، جواب سلام را نيز بايد بلند گفت تا آن مسلمان سلامكننده نگويد : پاسخ سلام مرا نگفتند.
٣٩- باب نحوه سلام گفتن و استحباب انتخاب كلمات مناسب
١- حسن بن منذر گويد : از امام صادق (ع) شنيدم كه مىفرمود : كسى كه بگويد :
«السلام عليكم» براى او ده حسنه، و كسى كه بگويد :
«سلام عليكم و رحمة اللّه » برايش بيست حسنه، و هر كه بگويد :
«سلام عليكم و رحمة اللّه و بركاته» برايش سى حسنه است.
٢- امام صادق (ع) نقل كرده است كه امير المؤمنين (ع) فرمود : كراهت دارد انسان بگويد :
«حيّاك اللّه» (خدا تو را زنده بدارد) سپس ساكت شود مگر آن كه پس از آن، سلام كند.
٣- عمّار ساباطى در باره نحوه سلام كردن زنان از امام صادق (ع) سؤال كرد و امام فرمود : زن بگويد :
«عليكم السّلام» و مرد پاسخ دهد : «السّلام عليكم» .
٤- وهب يمانى در حديثى نقل كرده است كه : خدا به آدم فرمود : به جانب اين گروه از فرشتگان برو و به آنان بگو «السّلام عليكم و رحمة اللّه و بركاته»
(سلام و رحمت و بركات خدا بر شما باد). حضرت آدم بر آنان سلام كرد، ملائكه پاسخ دادند :
«و عليك السّلام و رحمة اللّه و بركاته» چون به حضور پروردگار خويش برگشت، پروردگار تبارك و تعالى به او فرمود : اين درود تو و فرزندانت تا روز قيامت در بين آنها باقى مىماند.
٤٠- باب استحباب تكرار سلام تا سه مرتبه در صورت عدم دريافت پاسخ و اجازه ورود١- امام محمد باقر (ع) فرموده است كه : امير المؤمنين (ع) به مردى از طايفه بنى سعد فرمود : آيا در باره خود و فاطمه برايت سخن نگويم؟ تا اين كه فرمود : يك روز صبح زود در حالى كه هنوز در رختخواب بوديم پيامبر به نزد ما آمد و فرمود :
«السلام عليكم» ما سكوت كرديم و حيا نموديم از جايمان بلند شويم، سپس فرمود :
«السلام عليكم » باز هم سكوت كرديم، مجددا فرمود :
«السلام عليكم» ترسيديم اگر پاسخ سلام حضرت را ندهيم برگردد، و اين عادت آن حضرت بود كه سه مرتبه سلام مىكرد و اگر اجازه ورود به وى داده نمىشد برمىگشت، پس گفتيم «و عليك السّلام» يا رسول اللّه ، داخل خانه شويد، حضرت داخل شدند، سپس تسبيح حضرت فاطمه را پيامبر براى آن دو در موقع خوابيدن مانند تعقيبات نماز بيان فرمود.
٢- امام صادق (ع) در حديث دوازده درهمى كه (حضرت رسول (ص) به علىّ (ع) دادند تا براى آن حضرت پيراهن بخرد) فرمود كه پيامبر خدا (ص) به كنيزى كه (چهار درهم صاحبش را گم كرده بود) فرمود : جلو من حركت كن و مرا به سوى خانوادهات راهنمايى كن، پيامبر چون به در خانه رسيد، فرمود :
«السلام عليكم» پاسخ ندادند، دو مرتبه سلام كرد، پاسخ ندادند، براى سوّمين بار كه سلام كرد گفتند : «اى رسول خدا سلام و رحمت و بركات خدا بر تو باد». پيامبر (ص) سؤال فرمود : چرا بار اوّل و دوّم جواب سلام را نداديد، گفتند : اى رسول خدا ما سلام شما را شنيديم ولى دوست داشتيم بيشتر بشنويم ...
٤١- باب استحباب مورد خطاب قرار دادن يك مؤمن با ضمير جمع در موقع سلام كردن و دعا براى او در هنگام عطسه و غير آن ١- امام صادق (ع) فرمود : در سه مورد فرد به صورت جمع خطاب مىشود :
١- در موقع عطسه كه مىگويى «يرحمكم اللّه» اگر چه كسى با وى نباشد. ٢- در سلام كردن مىگويى «السّلام عليكم» ٣- هنگام دعا براى ديگران مىگويى :
«عافاكم اللّه» ٢- مانند اين حديث در خصال نيز نقل شده است.
٤٢- عدم استحباب سلام بر كسى كه همراه جنازه است يا به نماز جمعه مىرود يا در حمّام است
امام صادق (ع) فرمود : بر سه كس سلام لازم نيست ١- بر كسى كه با جنازه همراه است ٢- بر آن كه به نماز جمعه مىرود ٣- بر كسى كه داخل حمّام باشد.
٤٣- باب چگونگى پاسخ سلام دادن به حاضر و غايب
١- امام باقر (ع) فرمود كه : امير المؤمنين عليه السلام بر قومى گذشت و بر آنان سلام كرد، آنها پاسخ دادند «سلام و رحمت و بركات و مغفرت و خشنودى خدا بر تو باد». حضرت به آنان فرمود : بر ما بدان گونه كه فرشتگان به پدر ما ابراهيم (ع) سلام كردهاند سلام كنيد. آنان به حضرت ابراهيم (ع) گفتند «رحمت و بركات خدا بر شما اهل بيت».
٢- حكم بن عيينه گويد : روزى در خدمت امام باقر (ع) بودم و خانه پر از جمعيّت بود كه پيرمردى آمد و بر در خانه ايستاد و گفت : «السّلام عليك يا ابن رسول اللّه و رحمة اللّه و بركاته» (اى پسر رسول خدا سلام و رحمت خدا و بركات او بر تو باد) و ساكت شد. امام باقر (ع) فرمود :
«و عليك السّلام و رحمة اللّه و بركاته» سپس به مردم سلام كرد و همه جواب سلام او را دادند.
٣- ابو كهمش گويد : به امام صادق (ع) عرض كردم عبد الله بن ابى يعفور شما را سلام رساند، امام فرمود :
«و عليك و عليه السّلام» (بر تو و بر او سلام باد)، هر گاه عبد اللّه را ديدى به او سلام برسان.
٤- امام محمد باقر (ع) فرمود : فرشتهاى از خدا درخواست كرد كه قدرت شنوايى دعاى بندگان خويش را به او ببخشد، خدا دعاى وى را مستجاب كرد و از آن زمان هر مؤمنى كه مىگويد :
«صلى اللّه على محمّد و آله و سلّم» (درود و سلام خدا بر محمّد و آل او)، آن فرشته در پاسخ مىگويد :
«و عليك السّلام» سپس آن فرشته به پيامبر (ص) عرض مىكند فلانى بر شما درود فرستاد، رسول خدا در جواب مىفرمايد «و درود بر او باد».
٥- امام باقر (ع) فرمود : روزى حضرت على (ع) در رحبة (محلهاى در كوفه) نشسته بود و مردم دور او جمع بودند كه مردى بلند شد و گفت : «السلام عليك يا امير المؤمنين و رحمة اللّه و بركاته» (سلام و رحمت و بركات خدا بر تو اى پيشواى مؤمنان) حضرت به او نگاه كرد و فرمود :
«و عليك السّلام و رحمة اللّه و بركاته» ، تو كيستى؟ آن مرد خود را معرّفى كرد سپس سؤالات خود را مطرح كرد كه از جمله آنها ده سؤال بود كه هر كدام از ديگرى دشوارتر بود.
٦- پيامبر (ص) فرمود : ناقص كردن نماز يا سلام جايز نيست، امّا نقصان نماز ناتمام گذاشتن ركوع يا سجود و نقصان توقّف در ركعت ديگر مىباشد، و نقصان در سلام آن است كه در سلام كردن بگويد «السّلام عليك»
و يا در پاسخ سلام بگويد «و عليك» و نگويد «و عليكم السّلام» .
٧- علىّ بن ابراهيم در تفسيرش در ذيل قول خداى تعالى كه (يا محمّد) «اهلت را به نماز امر كن و بر آن شكيبا باش» گويد : رسول خدا (ص) هر روز هنگام نماز صبح به در خانه حضرت على و فاطمه و حسن و حسين (ع) مىآمد و مىفرمود :
«السّلام عليكم و رحمة اللّه و بركاته» (سلام و رحمت و بركات خدا بر شما باد). آنها مىگفتند :
«و عليكم السّلام يا رسول اللّه و رحمة الله و بركاته» سپس پيامبر مىفرمود : وقت نماز است خدا شما را رحمت كند.
٤٤- باب استحباب مصافحه با مقيم و در آغوش گرفتن مسافر
١- امام صادق (ع) فرمود : كامل شدن سلام و تحيّت براى مقيم، دست دادن و براى مسافر، يك ديگر را در آغوش گرفتن است.
٤٥- باب استحباب سلام كردن كوچك بر بزرگ و جمعيّت كم بر جمعيّت زياد و عابر بر نشسته و ...
١- امام جعفر صادق (ع) فرمود : بايد كوچك بر بزرگ، و عابر بر نشسته، و جمعيّت كم بر جمعيّت زياد سلام كند.
٢- امام صادق (ع) فرمود : وقتى گروهى در مجلسى باشند آنها كه وارد مىشوند بايد سلام كنند.
٣- امام صادق (ع) فرمود : عدّه كم بر عدّه زياد، و سواره بر پياده، و كسانى كه بر استر سوار هستند بر الاغ سوار، و اسب سواران بر استر سواران سلام كنند.
٤- ابن بكير از يكى از دوستانش نقل مىكند كه شنيدم امام صادق (ع) مىفرمود : سواره بر پياده، و پياده بر نشسته سلام كند و زمانى كه دو گروه يك ديگر را ملاقات نمايند گروه كمتر بر گروه بيشتر، و فرد بر جماعت سلام كند.
٥- امام صادق (ع) فرمود : سواره بر پياده و ايستاده بر نشسته سلام كند.
٤٦- اگر يك نفر از گروهى سلام كند از همه آنها كفايت مىكند و نيز كافى است كه يك نفر پاسخ دهد ١- امام صادق (ع) فرمود : هر گاه يك نفر از جماعتى سلام كند براى همه آنها كفايت مىكند.
٢- امام صادق فرمود : اگر يك نفر از گروهى سلام كند براى همه آنها كافى است و نيز اگر يكى پاسخ دهد از ديگران ساقط است.
٣- ابن بكير از يكى از يارانش نقل كرده است كه امام صادق عليه السلام فرمود : اگر عدّهاى بر جماعتى بگذرند كافى است يكى از آن عدّه بر جماعت سلام كند، و نيز اگر يك نفر جواب دهد كافى است.
٤- زيد بن اسلم گويد : رسول خدا (ص) فرمود : بايد سواره بر پياده سلام كند، و اگر يك نفر از بين گروهى سلام كند از همه ساقط است.
٤٧- كراهت ترك سلام بر مؤمن حتّى در حال تقيّه
١- اسحاق بن عمّار گويد : به سبب تقيّه در مسجد كوفه بر دوستانم سلام نمىكردم، چون به خدمت امام صادق (ع) رسيدم به من فرمود : چرا بر دوستانت ستم مىكنى و در موقع ملاقات بر آنها سلام نمىكنى؟ پاسخ دادم اين امر بخاطر تقيّه است، فرمود : وظيفه ندارى بخاطر تقيّه سلام را ترك كنى، بلكه وظيفه تو نشر سلام است، مؤمن وقتى مردم با ايمان را مىبيند و بر آنها سلام مىكند ملائكه پاسخ مىدهند :
«سلام عليك و رحمة اللّه و بركاته ابدا» .
٤٨- باب جواز سلام كردن مرد بر زن ١- ربعى بن عبد اللّه از قول امام صادق (ع) گويد : پيامبر خدا (ص) بر زنان
سلام مىكرد و آنان پاسخ سلام وى را مىدادند، امير المؤمنين (ع) نيز بر زنان سلام مىكرد ولى كراهت داشت از اين كه بر زنان جوان سلام كند، و مىفرمود :
مىترسم از اين كه از صداى آنها مرا خوش آيد و از اجرم كاسته شود.
٤٩- باب تحريم سلام كردن بر كفّار و اهل لهو و لعب و امثال آن مگر در حال ضرورت و چگونگى پاسخ دادن به سلام آنان ١- امام صادق (ع) از امير المؤمنين (ع) نقل فرموده است : شما اوّل بر اهل كتاب سلام نكنيد، و اگر آنان بر شما سلام كنند بگوييد :
«و عليكم»
٢- امام صادق (ع) فرمود : در پاسخ سلام يهودى و نصرانى مىگويى، سلام.
٣- امام جعفر صادق (ع) مىفرمايد : هر گاه يهودى يا مسيحى يا مشرك بر تو سلام كند بگو «عليك»
٤- امام محمّد باقر (ع) فرمود : مردى يهودى بر پيامبر (ص) وارد شد و عايشه آنجا بود، يهودى گفت «السّام عليكم» (كه معنايش «مرگ بر تو» است).
پيامبر (ص) فرمود :
«عليكم» ، يهودى ديگرى وارد شد و مانند اوّلى سلام كرد، حضرت همان پاسخ را به او دادند، يهودى سوّم وارد شد و مانند دو نفر اوّل سلام كرد، پيامبر همان جواب را به او دادند، عايشه خشمگين شد و گفت : مرگ و غضب و لعنت بر شما باد اى گروه يهود، اى برادران ميمونها و خوكها، رسول خدا (ص) به عايشه فرمود : اگر فحش به صورتى مجسّم مىشد بد صورتى داشت، نرمش و مدارا بر هيچ چيز نهاده نشده جز اين كه آن را آراسته، و از هيچ چيز برداشته نشده مگر اين كه آن را زشت كرده است، عايشه گفت : اى رسول خدا مگر سخن آنها را نشنيدى كه گفتند «السّام عليكم» (يعنى مرگ بر شما). پيامبر فرمود : چرا شنيدم، آيا تو نشنيدى پاسخى را كه به آنها دادم، گفتم
«عليكم» (يعنى مرگ بر خودتان).
سپس پيامبر فرمود : هر گاه مسلمانى بر شما سلام كند بگوييد :
«سلام عليكم» و اگر كافرى سلام كند، بگوييد :
«عليك»
٥- امام جعفر صادق (ع) فرمود : شخصى يهودى به نزد پيامبر (ص) آمد و گفت :
«السّام عليكم» ، پيامبر (ص) فرمود «عليك» ياران پيامبر گفتند : او گفت مرگ بر تو، پيامبر (ص) فرمودند : همچنان پاسخ دادم.
٦- سماعه گويد : از امام صادق (ع) پرسيدم اگر مسلمانى نشسته باشد و يهودى يا مسيحى يا مشركى بر وى سلام كند چگونه بايد پاسخ دهد؟ حضرت فرمود : بگويد
«عليكم»
٧- امام باقر (ع) فرمود : ابو جهل و عدّهاى از قريش به نزد ابو طالب آمدند و گفتند : پسر برادر تو [حضرت محمّد (ص)] ما را اذيّت مىكند، از او بخواه كه از خدايان ما دست بردارد، ما نيز به خداى او كارى نداريم، ابو طالب پيامبر (ص) را خواست، چون پيامبر (ص) وارد شد و ديد مشركين در آن جلسه هستند فرمود :
«السّلامُ عَلى مَنِ اتّبَعَ الْهُدى» [و صيغه مخصوص سلام را به كار نبرد .]
٨- اصبغ بن نباته گويد : از علىّ (ع) شنيدم كه مىفرمود : شش گروه شايسته سلام نيستند : ١- يهود، ٢- نصارى، ٣- اهل نرد و شطرنج، ٤- اهل مشروبات الكلى و موسيقى، ٥- كسانى كه فحش دادن به مادران را وسيله شوخى خود قرار مىدهند، ٦- شاعران [شاعرانى كه افراد نالايق را مدح مىكنند .]
٩- امام صادق (ع) نقل مىكند كه پيامبر (ص) فرمود : شما بر اهل كتاب
يعنى يهود و نصارا سلام را آغاز نكنيد، و اگر آنها بر شما سلام كنند بگوييد :
«عليكم» و با آنان مصافحه نكنيد و با كنيه آنها را صدا نزنيد مگر اين كه مجبور باشيد.
٥٠- باب عدم جواز ورود به خانه غير بدون اجازه و خبر دادن و سلام كردن و ...١- عبد الرحمن بن ابى عبد اللّه گويد : از امام صادق (ع) در باره قول خداى عزّ و جلّ : «به خانههايى غير از خانههاى خودتان وارد نشويد مگر اين كه مأنوس شويد و بر اهل خانه سلام كنيد» پرسيدم، امام فرمود : منظور از استيناس در موقع ورود به خانه صدا را بلند كردن و سلام نمودن است.
٢- ابو الصباح گويد از امام محمّد باقر (ع) در باره قول خداى عزّ و جلّ كه «چون به خانههايى وارد شويد بر خودتان سلام كنيد» پرسيدم، امام فرمود : منظور سلام كردن بر اهل خانه است و آنها كه پاسخ سلام او را مىدهند، پس اين سلام بر او مىباشد.
٣- امام باقر (ع) فرمود : هر گاه وارد خانه خويش مىشويد اگر كسى در خانه باشد بر او سلام كنيد، و چنانچه كسى نباشد بگوييد
«السّلام علينا من عند ربّنا»
(سلام بر ما از جانب پروردگار ما) چرا كه خداى عزّ و جلّ فرمود : «تحيتى با بركت و پاكيزه از نزد خدا است.»
٥١- باب كسانى كه رفت و آمد به خانه آنها شايسته است
١- امير المؤمنين (ع) فرمود : حكماى روزگاران گذشته گفتهاند : لازم است انسان از روى ده انگيزه رفت و آمد داشته باشد : اوّل خانه خدا براى انجام عبادت و اداى حقّ و واجبات. دوّم- خانه فرمانروايانى كه اطاعت آنها در ارتباط با اطاعت خداست، و رعايت حقّشان واجب و منفعتشان فراوان و ضررشان سهمگين است. سوّم- خانه دانشمندانى كه علمشان نفع دينى و دنيوى دارد. چهارم- خانه اهل جود و بخشش كه اموالشان را براى شكرگزارى خدا و اجر آخرت انفاق مىكنند. پنجم- افرادى كه از خرد بهره زيادى ندارند و در حوادث و پيش آمدها به آنها نياز هست و براى رفع گرفتاريها از آنها كمك گرفته مىشود. ششم- خانه اشراف و بزرگان كه داراى بخشش و مردانگى و حاجت برآورنده هستند. هفتم- كسانى كه فكر و انديشهشان و نيز مشورت با آنها باعث رشد فكرى انسان است.
هشتم- برادران ايمانى كه پيوند و رعايت حقوقشان واجب است. نهم- دشمنانى كه شرّ و دشمنى آنها با مدارا و نرمى كردن و مهربانى نسبت به آنها برطرف مىشود. دهم- كسانى كه ديدار و گفتگوى با آنها بر ادب و فرهنگ انسان مىافزايد.
٥٢- باب استحباب سلام كردن هنگام بلند شدن از مجلس
١- امام صادق (ع) از پيامبر (ص) نقل فرموده است كه هر كس از مجلسى
بلند شود و در حال جدا شدن از برادرانش به آنها سلام كند اگر آنها در امر خيرى مشغول بحث و گفتگو باشند او در آن امر خير شريك است و اگر در امر باطلى مشغول بحث باشند به او گناهى نمىرسد.
٢- در مكارم الاخلاق از رسول خدا (ص) نقل شده است كه هر گاه يكى از شما بخواهد از مجلس خارج شود، سلام كند زيرا سلام اوّل مجلس اولويّتى نسبت به سلام آخر مجلس ندارد.
٥٣- باب جواز سلام و دعا كردن بر ذمّى در صورت نياز داشتن به او
١- عبد الرّحمان بن حجّاج گويد : به ابو الحسن امام موسى كاظم (ع) عرض كردم : نظر شما در باره مراجعه به پزشكى مسيحى كه به او احتياج دارم چيست، آيا مىتوانم بر او سلام كنم و برايش دعا نمايم؟ فرمود : آرى ولى دعاى تو به او سود نمىرساند.
٢- امام رضا (ع) فرمود : به امام صادق (ع) گفته شد چگونه به يهودى و مسيحى دعا كنم؟ امام فرمود : بگو خدا در امور دنيايت بركت دهد.
٥٤- باب جواز مكاتبه مسلمان با اهل ذمّه ١- عبد اللّه بن سنان گويد : از امام صادق (ع) سؤال شد : مردى به يكى از
كارگزاران مهمّ زردشتى نامه مىنويسد، آيا جايز است نام او را قبل از اسم خويش بنويسد؟ امام فرمود : به منظور جلب منفعت اشكالى ندارد.
٢- ابو بصير گويد : از امام صادق (ع) سؤال شد : شخصى به فردى زردشتى يا يهودى يا مسيحى يا به كسى كه كارگزار و از بزرگان ايالتى از سرزمين اوست نيازى دارد وى با توجّه به احتياجى كه دارد ناچار است به او نامه بنويسد، آيا در نامهاش نام آن كافر را بنويسد و براى برآوردن حاجتش بر او سلام كند.
امام فرمود : نوشتن نام او در اوّل نامه جايز نيست ولى در نامهات بر او سلام كن، پيامبر خدا (ص) به پادشاه ايران و روم نامه مىنوشت.
٥٥- باب استحباب سلام كردن بر خضر (ع) هر گاه نام وى برده شود
١- حسن بن على بن فضّال گويد : از ابو الحسن علىّ بن موسى الرّضا (ع) شنيدم كه مىفرمود : خضر آب حيات نوشيده و تا نفخه صور نمىميرد، او به نزد ما مىآيد و بر ما سلام مىكند، و صداى او را مىشنويم امّا خودش را نمىبينيم، هر جا نام او برده شود حاضر است، هر كس از شما نام او را ببرد بر او سلام كند.
٥٦- باب استحباب چشم پوشى و گذشت نسبت به دوستان
١- ثعلبة بن ميمون گويد : عدّهاى در خدمت امام صادق (ع) بودند و امام
بر ايشان حديث مىفرمود، يكى از آنان نام شخصى را ذكر كرد و به او بد گفت و نزد امام شكايت كرد، امام فرمود : كجا مىتوانى كسى را پيدا كنى كه در دوستى كامل باشد، و كو مردان كاملا وارسته؟
٢- امام جعفر صادق (ع) فرمود : در باره [باطن و جزئيات روحى] اشخاص زياد تحقيق نكن كه بىدوست باقى خواهى ماند.
٣- ضحّاك بن مخلّد گويد : از امام صادق (ع) شنيدم كه : انصاف نيست كه از دوستان عدالت كامل را انتظار داشته باشيد.
٥٧- باب استحباب دعا براى عطسهكننده مسلمان
١- امام صادق (ع) فرموده : فرد مسلمان نسبت به برادر مسلمان خود داراى حقوقى است. ١- وقتى او را ملاقات مىكند سلام كند. ٢- در موقع بيمارى از او عيادت كند. ٣- در غياب او دوستى خالص باشد. ٤- هنگام عطسه كردن برايش دعا كند، عطسهكننده بگويد «الحمد للّه ربّ العالمين، لا شريك له» و برادر مسلمانش بگويد : «يرحمك اللّه» و او در پاسخ بگويد «يهديكم اللّه و يصلح بالكم» (خدا شما را هدايت كند و زندگى شما را بهبود بخشد). ٥- دعوتش را بپذيرد. ٦- وقتى بميرد جنازهاش را تشييع كند.
٢- امام صادق (ع) از رسول خدا (ص) نقل فرموده است : هر گاه شخصى عطسه كرد به او دعا كنيد و لو از پشت جزيره [از راه دور] باشد.
٣- در روايت ديگرى آمده است : اگر چه از آن طرف دريا باشد.
٤- اسحاق بن يزيد و معمّر بن أبى زياد و ابن رئاب گويند : در نزد امام صادق (ع) نشسته بوديم كه مردى عطسه كرد هيچ كس دعا نكرد، حضرت برايش دعا كرد و فرمود : «سبحان اللّه» چرا دعا نكرديد؟ از حقوق مسلمان بر برادرش اين است كه ١- وقتى مريض شود از او عيادت كند. ٢- دعوت او را بپذيرد. ٣- در تشييع جنازهاش حاضر شود. ٤- موقع عطسه كردن به او دعا كند.
٥- داود بن حصين گويد : با چهارده نفر نزد امام صادق (ع) بوديم امام (ع) عطسه كرد هيچ كس سخن نگفت، امام فرمود : چرا دعا نكرديد؟ از جمله حقوق مؤمن بر مؤمن آن است كه ١- هر گاه مريض شود از او عيادت كند. ٢- وقت مرگ در تشييع جنازهاش شركت نمايد. ٣- موقع عطسه كردن به او دعا كند. ٤- دعوت او را بپذيرد.
٥٨- باب نحوه دعا كردن براى عطسه و پاسخ دادن
١- سعد بن ابى خلف گويد : امام باقر (ع) عطسه كرد به آن حضرت گفته شد «يرحمك اللّه» (رحمت خدا بر تو باد). امام در پاسخ فرمود : « يغفر اللّه لكم و يرحمكم » (خدا شما را بيامرزد و رحمت كند). هر گاه شخصى در نزد او عطسه مىكرد مىفرمود :
«يرحمك اللّه عزّ و جلّ»
٢- امام محمّد باقر (ع) فرمود : هر گاه شخصى عطسه كند بايد بگويد :
«الحمد للّه لا شريك له» (سپاس خدايى را كه شريكى براى او نيست) و كسى كه براى او دعا مىكند بايد بگويد :
«يرحمك اللّه» (خدا تو را رحمت كند). و عطسهكننده در پاسخ بگويد :
«يغفر اللّه لك و لنا» (خدا تو و ما را بيامرزد). (و آن حضرت فرمود) از رسول خدا در باره آيهاى از قرآن يا چيزى كه در آن نام خدا باشد سؤال شد، فرمود : هر چه نام خدا و ياد خداى عزّ و جلّ در آن باشد نيكوست.
٣- در كتاب خصال شيخ صدوق از حضرت على (ع) نقل شده است : هر گاه كسى از شما عطسه كرد پس برايش دعا كنيد و بگوييد :
«يرحمكم اللّه» (خدا شما را بيامرزد). و او بگويد :
«يغفر الله لكم و يرحمكم» (خدا شما را بيامرزد و رحمت كند). زيرا خداوند فرموده است : «چون كسى به شما تحيّت گفت، پس تحيّت دهيد به خوبتر از آن يا ردّ كنيد همان را»
٥٩- باب جواز دعاى كودك براى زن وقتى كه عطسه كند
١- نسيم خادم امام حسن عسكرى (ع) گويد : يك شب بعد از تولّد صاحب الزّمان (ع) بر آن حضرت وارد شدم و در حضورش عطسه كردم، فرمود :
«يرحمك اللّه» از اين سخن خوشحال شدم. سپس فرمود : تو را در باره اثر عطسه بشارت مىدهم كه عطسه سه روز امان از مرگ است.
٦٠- باب استحباب عطسه كردن و كراهت عطسههاى زشت
١- احمد بن محمّد بن ابى نصر گويد : از امام رضا (ع) شنيدم كه مىفرمود :
خميازه و دهن درّه از شيطان [زشت] و عطسه از خداى عزّ و جلّ است. (خير است).
٢- امام صادق (ع) فرمود : عطسه براى تمام بدن مفيد است در صورتى كه از سه مرتبه تجاوز نكند و اگر تجاوز كرد نشانه درد و بيمارى است.
٣- ابو بكر حضر مىگويد : در باره قول خداى عزّ و جلّ كه «إِنّ أَنْكَرَ الْأَصْواتِ لَصَوْتُ الْحَمِيرِ»از امام صادق (ع) سؤال كردم، فرمود : منظور عطسه زشت است.
٤- مردى از اهل سنّت از امام صادق (ع) نقل مىكند كه حضرت فرمود :
عطسه مانند نطفه از تمام بدن خارج مىشود گرچه نطفه از آلت مردى خارج مىگردد، ديدهاى كه وقتى انسان عطسه مىكند تمام اعضايش تكان مىخورد؟ و كسى كه عطسه مىكند تا هفت روز از مرگ در امان است.
٦١- باب استحباب تكرار دعاى عطسههاى پى در پى تا سه مرتبه
١- امام باقر (ع) فرمود : هر گاه شخصى تا سه مرتبه عطسه كند به او دعا كن و اگر بيشتر شد دعا لازم نيست.
٢- امام جعفر صادق (ع) نقل كرده است كه حضرت على (ع) فرمود : براى عطسهكننده تا سه مرتبه «يرحمكم اللّه» بگو و اگر از سه مرتبه تجاوز كند نيازى به دعا نيست.
٣- در حديث ديگرى آن حضرت فرموده است : اگر از سه عطسه تجاوز كند
به او گفته شود «شفاك اللّه» (خدا تو را شفا دهد) زيرا آن عطسه در اثر بيمارى است.
٦٢- باب استحباب «الحمد للّه» گفتن در موقع عطسه
١- صالح بن ابى حمّاد گويد : از عالم آل محمّد امام موسى كاظم (ع) در باره عطسه و علّت «الحمد للّه» گفتن پرسيدم، فرمود : سلامتى بدن و اعضا و جوارح نعمتى است از جانب خدا براى بندهاش، كه ممكن است بنده اين نعمت را فراموش كند لذا خدا بادى را امر مىكند كه از بدنش به صورت عطسه از بينى او خارج شود و بنده در موقع عطسه خدا را ستايش كند؛ بنا بر اين گفتن «الحمد للّه» در موقع عطسه شكر و سپاسى است براى نعمتى كه فراموش كرده بود.
٢- امام صادق (ع) فرموده : نوجوانى كه به حدّ بلوغ نرسيده بود در نزد پيامبر (ص) عطسه زد و گفت «الحمد للّه» پيامبر (ص) به او فرمود :
«بارك اللّه فيك» خدا مبارك كند بر تو.
٣- مسمع بن عبد الملك گويد : امام صادق (ع) عطسه كرد، پس فرمود :
«الحمد للّه ربّ العالمين»
سپس انگشت روى بينى گذاشت و گفت : بينى من با تواضع و فروتنى در مقابل خدا بر خاك است.
٤- امام صادق (ع) فرمود : وقتى عطسه كسى را بشنويد اول به او دعا كنيد [يرحمكم اللّه بگوييد سپس با او سخن بگوييد.
٥- امير المؤمنين (ع) فرمود : هر كس موقع عطسه زدن بگويد :
«الحمد للّه ربّ العالمين على كلّ حال»
(در هر حال سپاس و ستايش خداى را كه پروردگار جهانيان است)، به درد گوش و دندان مبتلا نخواهد شد.
٦- امام جعفر صادق (ع) از رسول خدا نقل فرموده است : هر گاه شخص مسلمان عطسه كند و به واسطه دردى كه دارد سكوت كند
[الحمد للّه نگويد] فرشتگان از جانب او مىگويند «الحمد للّه ربّ العالمين» ، و اگرخودش گفت «الحمد للّه ربّ العالمين» ملائكه مىگويند «يغفر اللّه لك» خدا تو را بيامرزد. و نيز امام از پيامبر (ص) نقل كرده كه : عطسه براى مريض نشانه سلامتى و راحتى بدن است.
٦٣- باب استحباب صلوات بر محمّد و خاندانش براى كسى كه عطسه مىكند يا مىشنود
١- ابن ابى عمير از يكى از دوستانش نقل كرده است : مردى نزد امام باقر (ع) عطسه كرد و گفت «الْحَمْدُ لِلّهِ رَبّ الْعالَمِينَ» امام (ع) به او دعا نكرد و فرمود : «از حقّ ما كاست». سپس گفت هر گاه كسى از شما عطسه كند بگويد :
«الحمد للّه ربّ العالمين، و صلّى اللّه على محمد و اهل بيته»آن مرد اين دعا را گفت و امام براى او دعا كرد.
٢- امام صادق (ع) فرمود : هر كه عطسهاى بشنود و
«الحمد للّه» بگويد و صلوات بفرستد به درد چشم و درد دندان گرفتار نخواهد شد؛ سپس فرمود : اگر عطسهاى بشنوى اين دعا را بگو اگر چه بين تو و او دريايى فاصله باشد.
٣- جابر گويد : امام باقر (ع) فرمود : عطسه نيكوست، به جسم فايده مىرساند و خداى عزّ و جلّ را به ياد مىآورد، به امام گفتم در نزد ما گروهى هستند كه مىگويند : براى پيامبر نصيبى از دعاى عطسه نيست، امام فرمود : اگر دروغ
بگويند شفاعت محمّد (ص) به آنها نخواهد رسيد.
٤- امام صادق (ع) فرمود : هر كس عطسه كند و دستش را بر تيغه بينى بگذارد و بگويد
«الحمد للّه ربّ العالمين، حمدا كثيرا كما هو اهله، و صلّى اللّه على محمّد النبىّ و آله و سلّم» سپاس و ستايش فراوان خداى را كه پروردگار جهانيان و شايسته حمد است، و درود خدا بر پيامبر و خاندانش، پرنده كوچكى از بينى او خارج شده تا زير عرش پرواز مىكند و تا روز قيامت براى او طلب آمرزش مىنمايد.
٦٤- درود بر محمّد (ص) و خاندانش هنگام عطسه، و ذبح حيوانات و جماع مكروه نيست بلكه مستحب است
١- فضيل بن يسار گويد : به امام باقر (ع) عرض كردم : مردم در سه مورد صلوات بر محمّد و خاندانش را نمىپسندند : ١- هنگام عطسه ٢- در موقع سر بريدن حيوانات. ٣- هنگام جماع. امام فرمود : چه شده است آنها را؟ واى بر آنان، منافق شدهاند، لعنت خدا بر آنان باد.
٢- در كتاب عيون اخبار الرضا نقل شده است : در نامهاى كه امام رضا (ع) به مأمون نوشت، فرمود : صلوات بر پيامبر (ص) در هر جا لازم است از جمله هنگام عطسه كردن و سر بريدن حيوانات و غير آن.
٦٥- باب جواز دعاى عطسه براى ذمّى و دعا براى هدايت وى
١- ابن ابى نجران از بعضى از دوستانش نقل كرده است كه : مردى مسيحى در نزد امام صادق (ع) عطسه كرد، مردم به او گفتند «هداك اللّه» خدا تو را هدايت كند، امام فرمود :
«يرحمك اللّه» خدا تو را بيامرزد، اصحاب گفتند : او مسيحى است، امام پاسخ داد : تا خدا او را نيامرزد هدايت نمىكند.
٦٦- اگر گفتارى با عطسه مقارن باشد جايز است آن عطسه را دليل بر راستى سخن گوينده دانست
١- امام صادق (ع) از پيامبر (ص) نقل فرموده است : عطسه دليل بر راستى گفتار گوينده است.
٢- و نيز آن حضرت از پيامبر (ص) نقل فرموده است : اگر كسى سخن بگويد و در همان حال فردى عطسه بزند گواه بر درستى گفتار اوست.
٦٧- باب استحباب احترام و بزرگداشت شخص مسنّ مؤمن
١- عبد اللّه بن سنان گويد : امام جعفر صادق (ع) به من فرمود : تجليل از پير مرد تجليل از خداى عزّ و جلّ است.
٢- امام صادق (ع) فرمود : از نشانههاى تجليل از خداى عزّ و جلّ تجليل و بزرگداشت مسلمانى است كه [در اثر پيرى] داراى موى سفيد باشد.
٣- امام جعفر صادق (ع) فرمود : كسى كه به بزرگ ما احترام و به كوچك ما رحم نكند از ما نيست.
٤- امام صادق (ع) فرمود : از نشانههاى تجليل از خداى عزّ و جلّ تجليل از مؤمنى است كه [در اثر پيرى] موى او سفيد شده، و هر كس مؤمنى را گرامى بدارد خدا را احترام كرده است و، كسى كه به مؤمن پير اهانت كند خدا قبل از مرگش كسى را مىفرستد كه به او توهين نمايد.
٥- امام جعفر صادق (ع) فرمود : سه كس حقّشان ناشناخته نمىماند مگر از جانب منافقى كه به نفاق شناخته شده باشد [در حدّ اعلاى نفاق باشد -١ .] كسى كه مويش را در اسلام سفيد كرده باشد. ٢- حافظ قرآن. ٣- پيشواى عادل.
٦- امام صادق (ع) فرمود : بزرگان خويش را احترام كنيد و صله رحم نماييد.
٧- با اسنادى مانند اين حديث از آن حضرت نقل شده و در آن اضافه شده است : بهترين صله رحم خوددارى از آزار و اذيّت نزديكان است.
٨- امام صادق (ع) از رسول خدا (ص) نقل فرمود : تجليل از مسلمان پير تجليل از خداست.
٩- امام صادق (ع) از پيامبر (ص) نقل فرموده است : هر كس شخص مسنّى را بخاطر پيرى او احترام كند خدا او را از ترس و وحشت روز قيامت در امان خواهد داشت.
١٠- و نيز آن حضرت فرموده است : هر كس پيرى را كه مويش را در اسلام سفيد كرده است احترام كند خدا او را از وحشت روز قيامت در امان دارد.
١١- پيامبر (ص) فرموده : كسى كه نسبت به فضيلت شخص مسن شناخت داشته باشد و او را احترام كند خدا او را از وحشت روز قيامت در امان مىدارد.
و نيز فرمود : تجليل از پيرمرد مؤمن احترام به خداست.
١٢- امام صادق (ع) فرمود : كسى كه براى اشخاص فضيلتى قائل نباشد از بابت انديشه خويش مغرور است.
١٣- رسول خدا (ص) فرمود : پيران را تجليل كنيد زيرا احترام به بزرگسالان تجليل از خداست.
٦٨- باب استحباب احترام كريم و شريف ١- حجّال گويد
: از جميل بن درّاج سؤال كردم درست است كه رسول خدا (ص) فرموده است : هر گاه شرافتمند قومى به نزد شما بيايد او را احترام كنيد؟
گفت : بلى، پرسيدم شريف كيست؟ گفت از امام صادق (ع) در اين باره پرسيدم، امام فرمود : شريف كسى است كه داراى مال باشد، از امام پرسيدم حسب چيست؟ فرمود : آن كه به وسيله مال و غير آن كارهاى پسنديده انجام دهد، سؤال كردم كرم چيست؟ فرمود : پرهيزگارى.
٢- امام صادق (ع) از پيامبر (ص) نقل فرموده : وقتى سخاوتمندى به نزد شما بيايد او را احترام كنيد.
٣- امام جعفر صادق (ع) از پيامبر نقل فرمود : هر گاه سخاوتمند قومى به نزد شما بيايد او را گرامى بداريد.
٤- عبد اللّه علوى از جدش نقل كرده است كه امير المؤمنين (ع) فرمود :
وقتى كه عدىّ پسر حاتم به خدمت پيامبر (ص) رسيد پيامبر او را به خانه خويش برد و تنها حصير و بالشى از پوست كه در خانه داشت برايش پهن كرد و او را روى آن نشاند.
٦٩- باب كراهت نپذيرفتن تكريم و احترام مانند نپذيرفتن متكا و بوى خوش ١- امام صادق (ع) فرمود : دو نفر بر حضرت علىّ (ع) وارد شدند، حضرت براى هر كدام تشكى گذاشت، يكى روى آن نشست و ديگرى امتناع كرد، حضرت به او فرمود : روى آن بنشين زيرا هيچ كس از پذيرفتن احترام خوددارى نمىكند مگر الاغ.
٢- ابو الحسن امام موسى كاظم (ع) فرمود : امير مؤمنان عليه السّلام مىفرمود :
از پذيرفتن احترام خوددارى نمىكند مگر الاغ، پرسيدم مقصود از احترام چيست؟
فرمود : جا دادن به شخص در مجلس، و بوى خوش كه به او تعارف مىشود.
٣- علىّ بن جهم گويد : از ابو الحسن امام كاظم (ع) شنيدهام كه مىفرمود :
از پذيرفتن احترام خوددارى نمىكند مگر الاغ، سؤال كردم منظور از احترام چيست؟
فرمود : چيزى مانند بوى خوش و هر چه انسان بدان احترام مىشود. ٤- ابو زيد مكّى گويد : از امام موسى كاظم (ع) شنيدم كه مىفرمود : از پذيرفتن احترام خوددارى نمىكند مگر الاغ، و منظور امام از آن بوى خوش و متّكا بود.
٥- بزنطى از ابو الحسن علىّ بن موسى الرضا (ع) نقل كرده است كه حضرت علىّ (ع) فرمود : از پذيرفتن احترام خوددارى نمىكند مگر الاغ، از امام رضا (ع) پرسيدم : منظور چيست؟ فرمود : آن كرامت [احترام] شامل بوى خوش و جا دادن در مجلس مىشود كه هر كس اين دو را نپذيرد چنان است كه گفته شد.
٦- سماعة بن مهران گويد : از امام صادق (ع) پرسيدم اگر كسى عطرى را كه به او تعارف مىشود ردّ كند چگونه است؟ فرمود : شايسته نيست كرامت و احترام را ردّ نمايد.
٧- در كتاب قرب الاسناد از حضرت على (ع) نقل شده است كه رسول خدا (ص) فرمود : هر گاه كرامتى بر شما عرضه شد آن را رد نكنيد زيرا الاغ است كه احترام را رد مىكند.
٧٠- باب استحباب استقبال و بدرقه از مهمان و اطاعت مهمان از صاحب خانه ١- امام صادق (ع) از پيامبر (ص) نقل فرموده است : از جمله حقوق مهمان بر
صاحب خانه آن است كه : صاحب خانه با آرامش و وقار در موقع ورود و خروج مهمان چند قدمى با وى برود.
و نيز آن حضرت از رسول خدا (ص) نقل فرموده است هنگامى كه كسى به خانه برادر مسلمانش وارد مىشود تا زمانى كه از آنجا خارج شود صاحب خانه بر او فرمانرواست.
٧١- كسى كه دوستش را براى مطلبى امين دانسته است جايز نيست آن مطلب را بدون اجازهاش بازگو كند مگر به عنوان ذكر خير يا شهادت براى كار حرامى كه انجام شده است ١- امام باقر (ع) از رسول خدا (ص) نقل فرموده است : مجلسها امانت است [يعنى سخنى كه در مجلسى گفته مىشود حكم امانت دارد و نبايد براى ديگران گفته شود .]
٢- ابن ابى عوف گويد : از امام صادق (ع) شنيدم كه فرمود : مجلسها امانت است.
٣- امام جعفر صادق (ع) فرمود : مجلسها امانت است، و جايز نيست سخن كسى را كه مىخواهد پوشيده بماند براى ديگران نقل كنند مگر با اجازه او، يا براى فرد مورد اطمينان، يا براى ذكر خير او.
٤- جابر بن عبد اللّه انصارى گويد : پيامبر خدا (ص) فرمود : مجلسها امانت است مگر در سه مورد : ١- مجلسى كه در آن خونى به ناحقّ ريخته شده باشد.
٢- جايى كه در آن مرتكب زنا شدهاند. ٣- مجلسى كه در آن به ناحق مال حرامى را حلال كنند.
٧٢- هر گاه سه نفر با هم باشند كراهت دارد دو نفر از آنها در گوشى صحبت كنند ١- امام صادق (ع) فرمود : هر گاه سه نفر با هم باشند نبايد دو نفر از آنان با يك ديگر در گوشى صحبت كنند زيرا اين كار نفر سوّم را اندوهگين و آزرده خاطر مىكند.
٢- امام كاظم (ع) فرمود : هر گاه سه نفر در خانهاى باشند نبايد دو نفر از آنان با هم در گوشى صحبت كنند زيرا اين كار دوستشان را غمگين مىسازد.
٧٣- باب كراهت قطع كردن سخن مسلمان ١- امام جعفر صادق (ع) از پيامبر (ص) نقل فرموده است : كسى كه سخن برادر مسلمانش را قطع كند مانند آن است كه صورت او را بخراشد.
٧٤- باب استحباب يا كراهت كيفيّت نشستن ١- عبد العظيم بن عبد اللّه علوى (در حديث مرفوعه) گويد : پيامبر سه جور مىنشست : ١- سر پا به اين ترتيب كه ساقهاى پا را بلند مىكرد و دو زانو را در ميان دو دست خويش حلقهوار مىگرفت [و رانها را به شكم مىچسباند -٢ .] دو زانو مىنشست. ٣- يك پا را خم مىكرد و پاى ديگر را روى آن مىانداخت، و هرگز ديده نشد كه آن حضرت چهار زانو بنشيند.
٢- ابو حمزه ثمالى گويد : علىّ بن الحسين (ع) را در حالى نشسته ديدم كه يك پايش را روى ران ديگر گذاشته بود؛ عرض كردم مردم [قوم يهود به استناد حديث بعد] اين گونه نشستن را نمىپسندند و مىگويند مانند نشستن پروردگار است، امام فرمود : اين نحوه نشستن من در اثر خستگى است، در صورتى كه پروردگار خسته نمىشود و چرتش نمىگيرد و در خواب نمىرود.
٣- حمّاد بن عثمان گويد : امام صادق (ع) نشسته بود در حالى كه پاى راست آن حضرت روى ران چپ بود، شخصى عرض كرد : فدايت شوم اين گونه نشستن مكروه است، امام فرمود : نه، اين سخن يهود است كه مىگويند وقتى خدا از خلقت آسمانها و زمين فارغ شد بر عرش جاى گرفت و اين گونه نشست تا استراحت كند، پس خدا اين آيه را نازل كرد : «خدا نيست خدايى جز او كه زنده و قائم به ذات خويش است، او را چرت و خواب نمىگيرد» و امام صادق (ع) همان طور كه نشسته بود باقى ماند.
٤- در كتاب مكارم الاخلاق آمده است كه رسول خدا هر گاه مىنشست ساقهاى پا را از زمين بلند مىكرد و زانوها را در ميان دو دست خود حلقهوار مىگرفت.
٧٥- مستحبّ است در مجلس انسان به عنوان تواضع جايى پايينتر از شأن خود بنشيند ١- امام صادق (ع) فرمود : كسى كه راضى شود در پايين مجلس بنشيند تا وقتى كه از جايش بلند شود ملائكه بر او درود مىفرستند.
٢- امام جعفر صادق (ع) نقل فرموده است كه پيامبر (ص) هر گاه وارد منزلى مىشد در پايين مجلس مىنشست.
٣- امام صادق (ع) فرمود : از نشانههاى تواضع اين است كه انسان در جايى پايينتر از شأن خود بنشيند.
٤- امام صادق (ع) فرمود : از نشانههاى تواضع آن است كه ١- به نشستن در پايين مجلس خوشنود باشى. ٢- به كسى كه او را ملاقات مىكنى سلام نمايى.
٣- مجادله و بگو و مگو را رها كنى اگر چه حق با تو باشد. ٤- دوست نداشته باشى به خاطر تقوايى كه داراى ستايش شوى.
٥- ابن عبّاس گويد : رسول خدا (ص) روى زمين مىنشست، روى زمين غذا مىخورد، و با دست خويش گوسفندان را مىبست، و دعوت بردگان را حتّى براى نان جو مىپذيرفت.
٦- مصعب بن شيبه گويد : پيامبر خدا (ص) فرمود : وقتى گروهى در مجلسى نشستهاند و كسى وارد مىشود اگر به وى جا دهند بايد بپذيرد زيرا بدين
وسيله به او احترام گذاشتهاند، و اگر به او جا ندهند در هر جا خالى هست بنشيند.
٧٦- باب استحباب رو به قبله نشستن
١- حمّاد بن عثمان گويد : امام صادق (ع) را مىديدم كه در خانهاش رو به قبله مىنشيند.
٢- امام صادق (ع) فرمود : پيامبر خدا (ص) اكثرا رو به قبله مىنشست.
٣- شيخ بهايى در كتاب «مفتاح الفلاح» روايت كرده كه از ائمّه عليهم السّلام روايت شده است : بهترين نوع نشستن آن است كه رو به قبله باشد.
٧٧- باب كراهت نشستن روبروى خورشيد ١- سهل بن زياد در حديثى كه سند آن به حضرت على (ع) مىرسد از آن حضرت نقل كرده است روبروى خورشيد ننشينيد زيرا آن آتشدانى است كه باعث رنگ پريدگى و كهنه شدن لباس، و آشكار شدن دردهاى پنهانى مىگردد.
٢- امام موسى كاظم از رسول خدا (ص) نقل فرموده است : در خورشيد چهار خصلت است :
١- رنگ را تغيير مىدهد. ٢- باد را گنديده مىكند. ٣- لباس را كهنه
مىسازد. ٤- ايجاد درد مىكند.
٣- حضرت على (ع) «در حديث اربعمائة» فرموده است : پشت به آفتاب بنشينيد زيرا خورشيد دردهاى پنهانى را آشكار مىسازد.
٧٨- باب استحباب نشستن در خانه غير در هر جايى كه صاحب خانه بخواهد
١- امام صادق (ع) از پدرش امام باقر (ع) نقل فرموده است : هر گاه كسى وارد خانه برادر مؤمنش شود هرجا صاحب خانه امر كند بنشيند زيرا صاحب خانه آشناتر است به خانه و محرم بودن آن.
٧٩- باب استحباب نشستن روى دو پا و در بغل گرفتن زانوها ١- ابو الحسن امام كاظم (ع) از رسول خدا (ص) نقل فرموده است : روى پا نشستن و زانوها را در بغل گرفتن به منزله ديوار عربهاست.
٢- سماعة گويد : از امام صادق (ع) در باره مردى كه خودش را با يك جامه بپوشاند سؤال كردم، امام فرمود : اگر لباس عورتش را بپوشاند اشكال ندارد.
٨٠- باب استحباب شوخى و خنده كم ١- معمّر بن خلّاد گويد : به ابو الحسن امام كاظم (ع) عرض كردم فدايت شوم عدّهاى با هم هستند و شوخى مىكنند و مىخندند، امام فرمود : اشكال ندارد اگر در آن نباشد؛ فهميدم منظور امام اين است كه در آن شوخى، فحش و هرزه گويى نباشد. سپس فرمود : عرب صحرانشينى هديهاى براى پيامبر (ص) آورد، و به پيامبر (ص) عرض كرد : پول هديه مرا بدهيد، رسول خدا (ص) خنديد، و هنگامى كه غمگين مىشد مىفرمود : آن عرب چه شد؟ اى كاش به نزد ما مىآمد.
٢- ابو الحسن اول امام موسى كاظم (ع) فرمود : يحيى بن زكريّا گريه مىكرد و نمىخنديد، امّا عيسى بن مريم مىخنديد و گريه هم مىكرد و عمل حضرت عيسى (ع) بهتر از عمل حضرت يحيى (ع) بود.
٣- فضل بن ابى قرّة گويد : امام صادق (ع) فرمود : هر مؤمنى داراى دعابه است، پرسيدم دعابه چيست؟ فرمود : شوخى.
٤- يونس بن شيبانى گويد : امام صادق (ع) سؤال كرد : چگونه است وضع شوخى كردن شما مؤمنين با يك ديگر؟ عرض كردم كم است فرمود : شوخى را ترك نكنيد زيرا شوخى نشانه خوش خلقى است، و بدين وسيله برادرت را خوشحال مىكنى، رسول خدا (ص) با مردم شوخى مىكرد و مىخواست آنها را خوشحال كند.
٥- عبد اللّه بن محمّد جعفى گويد : از امام صادق (ع) شنيدم كه مىفرمود :
كسى را كه در بين مردم شوخى مىكند خدا دوست دارد در صورتى كه به فحش نينجامد. ٦- حمران بن اعين گويد : به خدمت امام محمّد باقر (ع) رسيدم و عرض كردم مرا نصيحت كنيد، فرمود : تو را به تقواى الهى سفارش مىكنم، از شوخى بپرهيز زيرا احترام و آبروى شخص را مىبرد.
٧- امام جعفر صادق (ع) از پدرانش (ع) نقل فرموده است كه پيامبر (ص) (در وصيّتش به علىّ (ع» فرمود : يا على شوخى نكن زيرا آبرويت را مىبرد و دروغ مگو كه نورانيّت را از تو مىگيرد. (مرحوم علّامه مىفرمايند منظور در اين احاديث شوخى زياد است).
٨١- باب كراهت قهقهه زدن و استحباب تبسّم ١- امام صادق (ع) فرمود : قهقهه زدن از شيطان است.
٢- امام محمد باقر (ع) فرمود : اگر قهقهه زدى پس از آن بگو «خدايا مرا دشمن مدار».
٣- امام صادق (ع) فرمود : خنده مؤمن تبسّم است.
٨٢- باب كراهت خنده بدون علّت ١- امام صادق (ع) فرمود : خنده بدون سبب نشانه نادانى است. و مىفرمود :
در موقع خنده نبايد دندانهاى جلو دهان ديده شود، كه در اين صورت عمل ناپسندى انجام دادهاى، كسى كه بدى مرتكب مىشود از شبيخون در امان نمىماند.
٢- امام جعفر صادق (ع) فرمود : چه بسيارند كسانى كه خنده بيهوده مىكنند و گريه آنها در روز قيامت زياد است، و چه بسيارند كسانى كه از خوف خدا زياد گريه مىكنند و در روز قيامت در بهشت خنده و شادى آنان زياد است.
٣- امام صادق (ع) فرمود : سه چيز مورد غضب شديد خداست : ١- خوابيدن بدون شبزندهدارى. ٢- خنده بدون علّت. ٣- غذا خوردن از روى سيرى.
٤- امام صادق (ع) فرمود : در مدينه مردى بيكاره مردم را مىخندانيد و مىگفت علىّ بن الحسين (ع) مرا خسته كرد چرا كه نتوانستم او را بخندانم در همين حديث آمده است كه امام زين العابدين (ع) فرمود : به او بگوييد : «مسلّم براى خدا روزى است كه بيكارهها در آن روز [قيامت] زيان مىكنند.
٨٣- باب كراهت شوخى و خنده زياد ١- امام صادق (ع) فرمود : از شوخى بپرهيزيد زيرا آبرو را مىبرد.
٢- امام جعفر صادق (ع) فرمود : خنده زياد قلب را مىميراند.
و نيز فرمود : خنده زياد دين را ذوب مىكند همچنان كه آب نمك را در خود حلّ مىنمايد.
٣- امام صادق (ع) فرمود با كسى كه او را دوست دارى شوخى و مجادله مكن.
٤- عنبسه عابد گويد : از امام صادق (ع) شنيدم كه مىفرمود : خنده زياد آبرو را مىبرد.
٥- عنبسه نيز مىگويد : از آن حضرت شنيدم كه فرمود : شوخى دشنام كوچك است.
٦- امام صادق (ع) فرمود : مجادله نكن، زيرا آبروى تو مىرود، و شوخى نكن كه نسبت به تو گستاخ مىشوند.
٧- امام باقر (ع) فرمود : شوخى زياد آبرو را مىبرد، و خنده زياد ايمان را به يك سو پرتاب مىكند [از بين مىبرد]
٨- ابو الحسن امام موسى كاظم (ع) در وصيّت به بعضى از فرزندانش فرموده است : از شوخى بپرهيز زيرا نور ايمان را از تو مىبرد و مروّت و مردانگى تو را سبك مىسازد.
٩- امام صادق (ع) از امير المؤمنين (ع) نقل فرموده است : از شوخى بپرهيز زيرا شوخى باعث كينه و دشمنى شده و فحش كوچك است.
١٠- امام جعفر صادق (ع) فرمود : از شوخى بپرهيز زيرا آبرو و شكوه و عظمت اشخاص را از بين مىبرد.
١١- امام صادق (ع) فرمود : شوخى نكن چون نسبت به تو گستاخ مىشوند.
١٢- امام صادق (ع) از پدرانش نقل فرموده است : كه پيامبر خدا (ص) فرموده : شوخى زياد آبرو را مىبرد، و خنده زياد ايمان را نابود مىكند، و دروغ زياد نور ايمان را مىبرد.
١٣- امام صادق (ع) از پدرانش نقل كرده است كه حضرت على (ع) فرموده است : خنده پيامبر (ص) تبسّم بود، روزى بر گروهى از انصار گذشت و ديد با
يك ديگر صحبت مىكنند و دهانشان پر از خنده است فرمود : اى گروه دست بازداريد. اگر كسى را آرزويش مغرور كند و او را از عمل خير بازدارد به گورستان سرى بزند، و رستاخيز را به ياد آورد، مرگ را به ياد آورد زيرا مرگ درهم شكننده لذّتهاست.
١٤- عبد اللّه بن جعفى گويد : از امام باقر (ع) شنيدم كه مىفرمود : خدا كسى را كه در حضور جمعى شوخى مىكند دوست دارد مشروط بر اين كه شوخى به فحش كشانده نشود، و كسى را كه در تنهايى بينديشد، و در خلوت پند و اندرز گيرد، و به نماز خواندن افتخار ورزد دوست دارد.
١٥- امام صادق (ع) از پدرش نقل فرموده است كه داود به سليمان (ع) گفت : پسرم از خنده زياد بپرهيز، زيرا خنده زياد انسان را در روز قيامت تهيدست رها مىكند.
١٦- سيد رضى در نهج البلاغه از امير المؤمنين (ع) نقل كرده است كه آن حضرت فرمود : شخص شوخى نمىكند مگر اين كه چيزى از عقلش پريده باشد.
٨٤- باب استحباب تبسّم بر چهره مؤمن ١- در كتاب «الاخوان» از حضرت رضا (ع) نقل شده است : هر كس بر صورت خود گلاب بپاشد و براى حاجتى از خانه خارج شود دچار تنگدستى و خوارى نگردد، و هر كس از بقيّه آبى كه برادر مؤمنش آشاميده به منظور تواضع بنوشد خدا حتما او را وارد بهشت مىكند، و كسى كه بر چهره برادر مؤمنش تبسّم زند خدا برايش حسنه مىنويسد، و كسى كه خدا برايش حسنه بنويسد او را عذاب نخواهد كرد.
٢- امام باقر (ع) فرمود : تبسّم مؤمن بر چهره برادرش حسنه است، و پاك كردن گرد و غبار از چهره مؤمن نيز حسنه مىباشد، و هيچ عبادتى مانند خوشحال كردن مؤمن نيست.
٣- امام صادق (ع) فرمود : هر كه از چهره برادر مؤمنش گرد و غبار غم بزدايد خدا براى او ده حسنه مىنويسد، و كسى كه بر چهره برادرش تبسّم زند براى او حسنهاى است.
٨٥- باب استحباب صبر كردن بر اذيّت همسايه و ديگران
١- عمرو بن عكرمة گويد : به خدمت امام صادق (ع) رسيدم و عرض كردم همسايهاى دارم كه مرا اذيّت مىكند، امام فرمود : با او مهربان باش گفتم : خدا به او رحم نكند، آن حضرت صورتش را از من برگرداند، من نخواستم با آن وضع از امام جدا شوم، لذا توضيح دادم كه وى به صورتهاى مختلف مرا اذيّت مىكند، فرمود : گمان مىكنى اگر آشكارا با او دشمنى كنى مىتوانى از او انتقام بگيرى؟
گفتم او را به اطاعت خود وامىدارم، فرمود اين همسايه تو از اشخاصى است كه نسبت به كسانى كه خدا به آنها چيزى بخشيده حسد مىورزد، پس هر گاه نعمتى براى كسى ديد اگر اهل و عيالى داشته باشد آنها را اذيّت مىكند و اگر اهل و عيالى ندارد به خدمتگزارش اعتراض مىنمايد و اگر خدمتگزار نداشته باشد شبها را به بيدارى و روزها را به جوش و خروش به سر مىبرد.
٢- عبد صالح (امام موسى كاظم (ع» فرمود : تنها خوشرفتارى با همسايه خوددارى از اذيّت او نيست، بلكه تحمّل اذيت و آزار اوست.
٣- امام صادق (ع) فرمود : مؤمن از يكى از سه چيز خلاصى ندارد و گاهى هر سه در او جمع مىشود، يا بعضى از افراد خانه در را به رويش مىبندند و بدين وسيله او را اذيّت مىكنند، يا همسايه او را اذيّت مىكند، يا كسى در راه برآوردن نيازمنديهايش به او آزار مىرساند، و اگر مؤمن بر قلّه كوهى باشد خداى عزّ و جلّ شيطانى را مىفرستد تا او را اذيّت كند و در عين حال او را با ايمانش مأنوس مىكند كه از هيچ كس وحشت نداشته باشد.
٤- امام جعفر صادق (ع) فرمود : در عالم نبوده و نمىباشد و نخواهد بود مؤمنى مگر اين كه داراى همسايهاى باشد كه او را اذيّت كند و اگر مؤمن در جزيرهاى از جزيرههاى دريا باشد خدا كسى را مىفرستد كه او را اذيّت نمايد.
٥- امام صادق (ع) فرمود : در گذشته و در آينده و زمانى كه شما در آن به سر مىبريد مؤمنى نبوده و نمىباشد مگر اين كه داراى همسايهاى است كه او را اذيّت مىكند.
٦- معاويّة بن عمّار گويد : از امام صادق (ع) شنيدم كه مىفرمود : مؤمنى نبوده و تا روز قيامت نخواهد بود مگر اين كه داراى همسايهاى باشد كه به او آزار رساند.
٧- امام محمّد باقر (ع) فرمود : مردى به نزد پيامبر (ص) آمد و شكايت كرد كه همسايهاش او را اذيّت مىكند، رسول خدا (ص) به او فرمود : صبر كن، مجدّدا آمد و از همسايهاش شكايت كرد، باز هم پيغمبر فرمود : صبر كن ...
٨- امام صادق (ع) فرمود : خوشرفتارى با همسايه روزى را زياد مىكند.
٩- امام جعفر صادق (ع) فرمود : اگر مؤمن در قلّه كوهى ساكن باشد خدا كسى را براى آزار او مىفرستد تا از اين طريق پاداشى از جانب خدا به او برسد.
١٠- علىّ بن الحسين (ع) از پدر بزرگوارش امام حسين (ع) نقل كرده است كه پيامبر خدا (ص) فرمود : من و پيامبران قبل از من پيوسته گرفتار كسانى بوديم كه ما را اذيّت مىكردند، و اگر مؤمن بر سر كوهى باشد خداى عزّ و جلّ كسى را مىرساند كه او را آزار رساند و بدين طريق اجرى به او برسد. و امير المؤمنين (ع) فرمود : از زمانى كه مادر مرا زاد پيوسته مظلوم بودم تا آنجا كه عقيل [برادرم] مبتلا به درد چشم شد و مىگفت مرا به دوش نكشيد مگر اين كه على را بر دوش حمل كنيد در صورتى كه چشم من درد نمىكرد.
١١- حضرت رضا (ع) از پدرانش نقل فرموده است كه رسول خدا (ص) فرمود : هيچ مؤمنى نبوده و تا روز قيامت نخواهد بود مگر اين كه داراى همسايهاى باشد كه او را اذيّت نمايد.
١٢- امام على النّقى (ع) از پدرانش نقل كرده است كه امام صادق (ع) فرمود : هيچ مؤمنى نبوده و تا روز قيامت نخواهد بود مگر اين كه همسايهاى خواهد داشت تا او را اذيّت كند. (و نيز) از امام صادق (ع) نقل فرموده است كه هر كس دنيايش گوارا و بدون گرفتارى باشد در دين او شك كنيد. (و نيز امام على النّقى (ع» گويد : امام صادق (ع) فرمود : هر گاه دوستى از تو به امارت و رياستى برسد و يكدهم قبل از رياستش به تو توجّه كند دوست بدى نيست. و امام باقر (ع) فرمود : بپرهيزيد از فراست و زيركى مؤمن، زيرا با نور الهى [حقايق را] مىنگرد.
سپس اين آيه را تلاوت فرمود «به تحقيق در اين نشانههاست براى صاحبان فراست»
١٣- امام صادق (ع) از امير المؤمنين (ع) نقل فرموده است : سه چيز از كارهاى نيك است : سخاوتمندى، نيكويى در گفتار، و صبر بر اذيّت و آزار.
٨٦- باب وجوب خوددارى از آزار همسايه
١- امام صادق (ع) (در حديثى) فرموده است : مردى از انصار به نزد رسول خدا (ص) آمد و عرض كرد : از شخصى خانهاى خريدهام و نزديكترين همسايهام كسى است كه اميدى به خير او ندارم و از شرّش در امان نيستم، رسول خدا (ص) به على و سلمان و ابا ذر و يك نفر ديگر كه گمان مىكنم مقداد بود دستور داد در مسجد با صداى بلند اعلان كنند : ايمان ندارد كسى كه همسايهاش از ظلم او در امان نباشد، آنها به مسجد رفته سه مرتبه با صداى بلند گفتند، سپس پيامبر (ص) با دستش به چهل منزل از روبرو و پشت سر و سمت راست و سمت چپ اشاره كرد.
٢- امام صادق (ع) از پدرش امام باقر (ع) نقل فرموده است كه در كتاب علىّ (ع) خواندم كه رسول خدا (ص) بين مهاجرين و انصار و كسانى از مردم يثرب [مدينه] كه ملحق به انصار هستند نوشت : همسايه به منزله خود انسان است كه نبايد زيان و گناهى به او برسد، و احترام همسايه نسبت به همسايه مانند احترام نسبت به مادر است.
٣- امام صادق (ع) فرمود : حضرت فاطمه (س) به نزد پيامبر (ص) آمد تا در باره بعضى امور شكايت كند، پيامبر لوحى به وى داد و فرمود : آنچه را كه در آن نوشته شده است ياد بگير. در آن لوح نوشته شده بود : هر كس به خدا و روز قيامت ايمان دارد همسايهاش را اذيّت نكند، هر كه به خدا و روز قيامت ايمان دارد مهمانش را احترام كند، و هر كس به خدا و روز قيامت ايمان دارد يا بايد سخن خير بگويد يا سكوت كند.
٤- ابو حمزه گويد : از امام صادق (ع) شنيدم كه مىفرمود : مؤمن كسى است كه همسايهاش از بوائق او در امان باشد، پرسيدم «بوائق» چيست فرمود : ظلم و ستم او.
٥- امام صادق (ع) از پدرانش، از حضرت علىّ (ع) نقل كرده است كه رسول خدا (ص) فرمود : هر كس همسايهاش را اذيّت كند خدا بوى بهشت را بر او حرام كرده و جايگاهش دوزخ است، و بد جايگاهى است، و هر كس حقّ همسايهاش را ضايع كند از ما نيست، جبرئيل پيوسته مرا نسبت به همسايه سفارش مىكرد به طورى كه گمان كردم همسايه ارث مىبرد، و پيوسته مرا نسبت به بردگان سفارش مىكرد تا اين كه گمان كردم زمانى براى آن در نظر گرفته شده كه چون آن زمان فرا رسد آزاد شوند، و نيز مرا به مسواك كردن سفارش مىكرد تا آنجا كه گمان كردم واجب است، و به اندازهاى مرا به شبزندهدارى سفارش مىكرد كه گمان بردم نيكان امّت من هرگز نمىخوابند. ٦- امام رضا (ع) فرمود : از صفات مؤمن اين است كه وقتى نيكى كند خوشحال مىشود، و زمانى كه دست به كار بدى بزند استغفار مىكند، و مسلمان [حقيقى] كسى است كه ساير مسلمانان از زبان و دستش در امان باشند، و آن
كه همسايهاش از ظلم او در امان نباشد از ما نيست.
٧- امام جعفر صادق (ع) فرمود : هر كه از اذيّت و آزار همسايهاش خوددارى كند خدا در روز قيامت از لغزش وى صرف نظر مىكند، و كسى كه شكم و فرجش را پاك نگه دارد بهشت را براى او زينت مىكنند، و هر كس بنده مؤمنى را آزاد كند خدا در بهشت برايش خانهاى بنا مىكند.
٨٧- باب استحباب خوشرفتارى با همسايه ١- امام صادق (ع) از پيامبر (ص) نقل فرموده است : خوشرفتارى با همسايه خانهها را آباد و مرگ را به تأخير مىاندازد.
٢- امام جعفر صادق (ع) فرمود : خوشرفتارى با همسايه روزى را زياد مىكند.
٣- ابو مسعود گويد : امام صادق (ع) به من فرمود : خوشرفتارى با همسايه باعث زيادى عمر و آبادى سرزمين گردد.
٤- امام صادق (ع) فرمود : خوشرفتارى با همسايه خانهها را آباد و عمرها را زياد مىكند.
٥- ابو ربيع شامى گويد : امام صادق (ع) در حالى كه خانهاش پر از جمعيّت بود فرمود : آگاه باشيد از ما نيست كسى كه با همسايهاش خوشرفتارى نكند.
٨٨- باب استحباب طعام دادن به همسايگان و وجوب آن در صورت ضرورت ١- امام باقر (ع) از رسول خدا (ص) نقل فرموده است : كسى كه شب را سير بخوابد و همسايهاش گرسنه باشد به من ايمان نياورده است.
و نيز فرمود : اگر در منطقهاى يك نفر شبى را گرسنه بخوابد خدا در روز قيامت به اهل آن منطقه نظر نمىكند.
٢- كاهلى [يكى از اصحاب امام صادق (ع)] گويد : از آن حضرت شنيدم كه مىفرمود : زمانى كه بنيامين از نزد يعقوب رفت، يعقوب ندا كرد خدايا به من رحم نمىكنى؟ بينايى مرا گرفتى، و دو فرزندم [يوسف و بنيامين] را بردى، خدا به يعقوب وحى كرد : اگر روح آن دو را گرفته بودم برايت زندهشان مىكرد تا به سوى تو بازگردند، امّا به ياد آور گوسفندى را كه كشتى و بريان نمودى و خوردى و همسايه تو روزهدار بود و از آن گوسفند هيچ به او ندادى.
٣- در روايت ديگرى فرموده است : پس از آن هر روز صبح كسى از طرف حضرت يعقوب تا فاصله يك فرسخ از خانه آن حضرت ندا مىداد هر كس صبحانه يا نهار مىخواهد به خانه يعقوب بيايد، و چون شب مىشد اعلان مىكرد هر كه شام مىخواهد به نزد يعقوب بيايد.
٨٩- باب كراهت همسايگى با اشخاص بد ١- امام محمّد باقر (ع) فرمود : از بلاهايى كه پشت انسان را مىشكند
همسايه بد است كه اگر خوبى ببيند آن را پنهان مىكند و اگر كار بدى مشاهده نمايد آن را پخش مىكند.
٢- امام جعفر صادق (ع) از پيامبر (ص) نقل فرموده است : به خدا پناه مىبرم از همسايه بدى كه در خانهاى زندگى مىكند با چشمانش تو را زير نظر دارد و با دلش به تو توجّه دارد، اگر تو را در خوشى ببيند ناراحت شود و اگر در بدى مشاهده كند خوشحال گردد.
٣- امام جعفر صادق (ع) از پدرانش نقل فرموده است كه : پيامبر (ص) در وصيّتش به على (ع) فرمود : يا على چهار چيز كمر شكن است : ١- پيشوايى كه مردم امرش را اطاعت كنند امّا خود نافرمانى خدا كند. ٢- زنى كه شوهر در عفّت و پاكدامنى او بكوشد ولى به شوهرش خيانت كند. ٣- فقرى كه صاحب آن دستگير و ياورى نيابد. ٤- همسايه بدى كه در خانهاى ساكن باشد.
٩٠- باب استحباب رعايت حدّ همسايگى كه از هر طرف چهل خانه است ١- امام باقر (ع) فرمود : حدّ همسايگى چهل خانه است از روبرو و پشت سر و سمت راست و سمت چپ.
٢- امام صادق (ع) از پيامبر (ص) نقل فرموده است : هر چهل خانه از روبرو، و پشت سر و سمت راست و سمت چپ همسايه است.
٣- معاوية بن عمّار گويد : به امام صادق (ع) عرض كردم : فدايت شوم
حدود همسايگى چقدر است؟ فرمود : از هر طرف چهل خانه.
٤- امام صادق (ع) از پدرانش نقل كرده است كه امير المؤمنين (ع) فرمود :
حريم مسجد چهل ذراع [تقريبا ٢٠ متر] و حريم همسايگى چهل خانه از چهار جانب است.
٩١- استحباب مدارا كردن با همسفر ١- امام جعفر صادق (ع) از رسول خدا (ص) نقل فرموده است : از جمله حقوق مسافر بر همراهانش اين است كه اگر مريض شود سه روز براى او توقّف كنند.
٢- امام صادق (ع) از رسول خدا (ص) نقل فرموده است : دو نفر كه با يك ديگر معاشرت مىكنند آن كه نسبت به دوستش بيشتر مدارا مىكند اجرش بيشتر و در نزد خدا گرامىتر است.
٣- امام جعفر صادق (ع) از رسول خدا (ص) نقل فرموده است : هر گاه در سفر يكى از همراهان شما مريض شود سه روز بخاطر او توقّف كنيد.
٤- امام صادق (ع) فرمود : رساندن سخن به گوش شخص ناشنوا در حدّى كه باعث ملال و خستگى نگردد صدقه پسنديدهاى است.
٩٢- باب استحباب بدرقه همسفر هنگام جدا شدن هر چند ذمّى باشد
١- امام صادق (ع) از پدرانش نقل كرده است كه امير المؤمنين (ع) با مردى ذمّى همسفر شد، ذمّى به آن حضرت گفت : قصد كجا دارى؟ حضرت فرمود :
مىخواهم به كوفه بروم، چون ذمّى جدا شد و به راه خود رفت امير المؤمنين (ع) نيز با او رفت تا اين كه ذمى پرسيد چرا مسير خود را به جانب من تغيير داديد؟
حضرت گفتند : اين نشانه كمال حسن رفاقت است كه انسان هنگام جدا شدن چند قدمى همراهش را بدرقه كند، اين دستور پيامبر ماست. در دنباله همين مطلب آمده است كه آن ذمى به همين جهت اسلام آورد.
٩٣- باب استحباب نامه نوشتن در سفر و وجوب پاسخ دادن به نامه ١- امام صادق (ع) فرمود : پاسخ دادن به نامه مانند جواب دادن به سلام واجب است.
٢- امام جعفر صادق (ع) فرمود : پيوند بين دوستان، در حضر به ديدن يك ديگر رفتن و در سفر نامه نوشتن به يك ديگر است.
٣- در كتاب الاخوان از امام صادق (ع) نقل شده است : پيوند بين دوستان، به ديدن يك ديگر رفتن، و در سفر، نامه نوشتن است.
٩٤- باب استحباب شروع نامه با بسم اللّه و نوشتن آن به بهترين خط ١- امام صادق (ع) فرمود : در نوشتن [نامه] «بسم اللّه الرحمن الرحيم» را فراموش مكن اگر چه بعد از آن شعر باشد.
٢- امام جعفر صادق (ع) فرمود :
«بسم اللّه الرّحمن الرّحيم» را (در اوّل نامه) با نيكوترين خط بنويس، و حرف «ب» را كشيده ننويس مگر زمانى كه «سين» را با دندانه نوشته باشى.
٣- علىّ بن موسى الرّضا (ع) از پدرانش در حديثى نقل فرموده است كه از امير المؤمنين (ع) سؤال شد چرا تبع، تبع ناميده شده؟ امام فرمود : او جوانى كاتب بود كه براى ملك قبل از خود نامه مىنوشت، و در اوّل نامهها مىنوشت به نام خدايى كه رعد و باد را آفريد، ملك به او گفت : در آغاز نامه بنويس بنام فرشته رعد، جوان گفت جز به نام خداى خويش آغاز نمىكنم، سپس فرمانهاى تو را مىنويسم، خدا بدين جهت از او سپاسگزارى كرد و حكومت آن سرزمين را به او داد، و مردم از او اطاعت كردند، بدين سبب تبّع ناميده شد.
٩٥- باب چگونگى نوشتن عنوان نامه ١- امام صادق (ع) فرمود : [در مكاتبات] بعد از
بسم اللّه الرّحمن الرّحيم
بلافاصله ننويس «براى فلانى» ولى اشكال ندارد كه بر پشت پاكت بنويسى «براى فلانى».
٢- امام جعفر صادق (ع) فرمود : داخل نامه ننويس : «براى ابى فلان» بلكه بنويس «به سوى ابى فلان» و بر پشت نامه بنويس «براى فلان».
٩٦- باب استحباب آغاز نامه به نام كسى كه نامه برايش فرستاده مىشود ١- امام صادق (ع) فرمود : اشكال ندارد كه شخص نام دوستش را در آغاز نامه قبل از اسم خود بنويسد.
٢- سماعه گويد : از امام صادق (ع) در باره كسى كه نام شخص را در آغاز نامه بنويسد پرسيدم، فرمود : اشكال ندارد، اين فضيلتى است كه شخص به وسيله آن به دوستش احترام مىگذارد.
٩٧- باب استحباب نوشتن «ان شاء اللّه» در نامه هر جا كه مناسب باشد ١- مرازم بن حكيم گويد : امام صادق (ع) دستور داد براى كارى نامه بنويسند، نامه را نوشتند و به نظر آن حضرت رساندند و در آن كلمه «ان شاء اللّه» نبود، امام فرمود : چگونه اميد داريد اين نامه به نتيجه برسددر صورتى كه «ان شاء اللّه» در آن نيست؟ دقّت كنيد هر جا لازم است بنويسيد.
٩٨- باب استحباب خشك كردن خطهاى نامه ١- احمد بن محمّد بن ابى نصر گويد : ابو الحسن علىّ بن موسى الرضا (ع) روى نامه [ براى خشك شدن] خاك مىپاشيد، و مىفرمود : اشكال ندارد.
٢- علىّ بن عطيّه [از اصحاب امام موسى كاظم (ع)] گويد : نامههايى را از امام كاظم (ع) ديده است كه خاك بر آن پاشيده بوده است.
٣- احمد بن محمّد بن ابى نصر گويد : امام رضا (ع) روى نامه خاك مىپاشيد.
٤- امام رضا (ع) از پدرانش نقل كرده است كه رسول خدا (ص) فرمود :
براى حاجات خود صبح زود از خانه بيرون رويد تا آن حاجتها انجام شود، و روى نامه خاك بپاشيد [براى خشك شدن نامه و مخدوش نشدن خطوط آن] كه در برآوردن حاجت مؤثر است، و خير را در نزد خوشرويان جستجو كنيد.
٩٩- باب عدم جواز سوزاندن كاغذهايى كه در آن آيات قرآن يا نام خدا باشد ١- عبد الملك بن عتبه گويد : از ابو الحسن اوّل امام موسى كاظم (ع) در باره
كاغذهايى كه جمع مىشود و در آن نام خدا هست پرسيدم كه آيا مىشود آنها را سوزاند؟
امام فرمود : نه، اوّل آنها را با آب بشوييد سپس بسوزانيد.
٢- عبد اللّه بن سنان گويد : از امام صادق (ع) شنيدم كه مىفرمود : كاغذها را نسوزانيد بلكه خطوط آنها را محو و سپس پاره كنيد.
٣- زراره گويد : از امام صادق (ع) در باره نامى از نامهاى خدا كه به وسيله آب دهان محو شود سؤال شد، امام فرمود : با پاكترين چيزى كه به آن دسترسى داريد از بين ببريد.
٤- محمّد بن اسحاق بن عمّار گويد : از ابو الحسن، موسى بن جعفر (ع) در باره نامههايى كه در آن نام خداى عزّ و جلّ نوشته شده است سؤال شد، امام فرمود :
آنها را بشوييد.
٥- امام صادق (ع) از رسول خدا (ص) نقل فرموده است : آيات قرآن و نام خدا را با پاكترين چيزى كه دسترسى داريد محو كنيد، (و نيز فرمود) پيامبر مسلمانان را از سوزاندن و از بين بردن آنها با لگدمال كردن يا قلم كشيدن روى آنها نهى فرموده است.
٦- جعفر بن محمد (ع) از پدرانش نقل كرده است كه پيامبر (ص) [مسلمانان را] از محو كردن يا نوشتن آيات قرآن با آب دهان نهى فرموده است.
٧- حسن بن علىّ وشّاء گويد : عبّاس بن جعفر بن اشعث از من خواست كه از امام رضا (ع) در باره سوختن نامههايش بعد از اين كه آنها را مىخواند از ترس اين كه به دست ديگران نيفتد سؤال كنم، وشّاء گويد : قبل از اين كه بپرسم حضرت نامهاى به من نوشت و فرمود : به دوست خود بگو : من وقتى كه نامههايش را مىخوانم آنها را مىسوزانم. (شيخ حرّ عاملى فرمايد : اين حمل بر جواز يا
ضرورت است، يا به نامههائى مربوط مىشود كه [آيات] قرآن يا نام خدا در آن نيست) ٨- علىّ بن جعفر گويد : از برادرم امام موسى كاظم (ع) در باره سوزاندن كاغذى كه در آن چيزى نوشته باشد سؤال كردم، امام فرمود : اگر بترسى كه در آن چيزى باشد [و به دست دشمن بيفتد] سوزاندنش اشكال ندارد.
١٠٠- استحباب تقسيم وقت بين دوستان به طور مساوى ١- امام صادق (ع) فرمود : رسول خدا (ص) وقتش را بين دوستانش تقسيم مىكرد، و به اين و آن به يك چشم نگاه مىكرد، و نيز فرمود : پيامبر (ص) هرگز پاهايش را در مقابل يارانش دراز نمىكرد، و وقتى مصافحه مىنمود دستش را از دست طرف نمىكشيد تا او دست پيامبر را رها نمايد، چون اصحاب اين مطلب را دانستند وقتى كه به آن حضرت دست مىدادند آنها دستشان را مىكشيدند.
٢- امام جعفر صادق (ع) فرمود : از زمانى كه خدا پيامبر (ص) را مبعوث كرد تا آخر عمر در حال تكيه كردن غذا نخورد، و هرگز پيش همنشين خويش پا روى پا نمىانداخت، و در موقع مصافحه هرگز دستش را پس نمىكشيد تا طرف دستش را پس بكشد، و هيچ وقت سائل را رد نمىكرد اگر چيزى داشت به او مىداد و اگر نمىداشت مىفرمود : خدا مىدهد.
٣- امام باقر (ع) فرمود : وقتى كه شخص با دوستش مصافحه مىكند آن كه دست دادن را ادامه مىدهد اجرش بيشتر است و گناهان آنها آمرزيده مىشود تا حدّى كه هيچ گناهى باقى نمىماند.
٤- امام صادق (ع) فرمود : هرگز رسول خدا با كسى مصافحه نكرد كه دستش را از دست آن شخص بكشد تا اين كه شخص دستش را از دست پيامبر (ص) مىكشيد.
١٠١- باب استحباب سؤال كردن از نام و نام خانوادگى و نسب و حال دوست و همنشين
١- علىّ بن الحسين (ع) نقل كرده است كه رسول خدا (ص) روزى به دوستانش فرمود : مىدانيد ناتوانى چيست؟ گفتند : خدا و رسولش داناترند، فرمود :
سه چيز نشانه ناتوانى است : اوّل اين كه كسى دوستش را دعوت كند، غذايى تهيّه نمايد امّا آن دوست خلف وعده كند و نيايد، دوّم اين كه : يكى دوست يا همنشين كسى باشد و علاقمند باشد بداند او كيست و از كجاست، امّا از وى جدا شود و سؤال نكند، سوّم : در باره زنهاست كه كسى به زن خود نزديك شود و از وى لذت برد امّا زن بهرهاش را از همسرش نبرد. عبد الله پسر عمر و عاص عرض كرد : چه بايد كرد؟ فرمود : يك ديگر را تحريك نمايند تا هر دو لذّت ببرند.
٢- علىّ بن الحسين (ع) از رسول خدا (ص) نقل فرموده است : ناتوانترين افراد كسى است كه شخصى را ملاقات كند و از رفتار او خوشش آيد امّا از نام و نسب و محلّ زندگى او نپرسد.
٣- امام صادق (ع) از پيامبر (ص) نقل فرموده است : اگر كسى از شما برادر
مسلمانش را دوست دارد از نام او و نام پدر و نام قبيله و خاندانش سؤال كند، اين از حقوق واجب و صدق و صفاى در دوستى است، و الّا شناختى نادرست مىباشد.
٤- امام جعفر صادق (ع) از پدرش نقل كرده است كه رسول خدا (ص) فرمود : سه چيز جور و ستم است : ١- شخصى با كسى معاشرت كند و از نام و نام خانوادگى او نپرسد. ٢- كسى او را براى صرف غذا دعوت كند و او نپذيرد يا دعوت را بپذيرد ولى غذا نخورد ٣- قبل از اين كه با همسرش شوخى و بازى كند جماع نمايد.
١٠٢- باب كراهت از بين رفتن شرم و حيا بين دوستان
١- امام جعفر صادق (ع) فرمود : به برادر مسلمانت كاملا اطمينان مكن، زيرا به زمين خوردن در اثر اطمينان و انس زياد جبران پذير نيست.
٢- سماعه گويد : از ابو الحسن امام موسى (ع) شنيدم كه مىفرمود : از بين تو و برادر مسلمانت احترام برداشته نشود، احترام يك ديگر را نگه داريد زيرا رعايت نكردن احترام حيا را از بين مىبرد.
٣- امام جعفر صادق (ع) فرمود : دوستى داراى شرايطى است هر كس آن شرايط را رعايت نكند او را دوست كامل به حساب نياورد، و هر كس هيچ كدام از آن شرايط را ندارد دوستش مخوان. (آن شرايط عبارتند از) ١- نهان و آشكارش يكى باشد. ٢- خوبى تو را خوبى خود و بدى تو را بدى خود بداند. ٣- دارايى و پست و مقام او را نسبت به تو دگرگون نسازد. ٤- هر چه در توان و قدرت اوست از تو
باز ندارد. ٥- در گرفتاريها تو را رها نكند.
٤- امام صادق (ع) به بعضى از يارانش فرمود : به دوست خود اطمينان كامل نداشته باشيد زيرا به زمين خوردن از راه اطمينان و زياد انس گرفتن جبران پذير نيست.
٥- و نيز امام صادق (ع) به بعضى از دوستانش فرمود : هر كس سه مرتبه از تو خشمگين شود و در باره تو بدى نگويد او را براى خود دوست انتخاب كن.
٦- امام صادق (ع) فرمود : دوستت را از راز خود آگاه مكن مگر تا حدّى كه اگر دشمن تو بر آن راز آگاه شود نتواند به تو زيان رساند، چون ممكن است دوست روزى دشمن گردد.
٧- علىّ بن موسى الرضا (ع) از پدرانش از امير المؤمنين (ع) نقل فرموده است : با دوست خويش در دوستى زياده روى مكن، زيرا شايد روزى دشمن تو شود و با دشمنت در دشمنى ميانه روى كن چون ممكن است روزى دوست تو گردد.
٨- طبرسى در تفسير مجمع البيان در باره قول خداى متعال : «در محفلتان ناپسند وارد مىشويد» فرموده است : در آن وجوهى است، يكى اين است كه اعراب وقتى دور هم مىنشستند بدون اين كه از يك ديگر شرم كنند از خود باد خارج مىكردند.
١٠٣- باب انتخاب دوستانى كه نمازشان را بموقع مىخوانند و نسبت به دوستان نيكى مىكنند
١- امام صادق (ع) فرمود : دوستانتان را به دو خصلت آزمايش كنيد، اگر داراى آن دو خصلت نباشند از آنها دورى گزينيد، دورى گزينيد، دورى گزينيد، آن دو خصلت عبارتند از : خواندن نماز در وقتش، و نيكى به دوستان در سختى و رفاه.
١٠٤- باب استحباب خوشخويى با مردم
١- امام محمّد باقر (ع) فرمود : باايمانترين مردم خوشخوترين آنهاست.
٢- امام صادق (ع) فرمود : چهار چيز در هر كس باشد ايمانش كامل است و اگر از سر تا پا گناه باشد آسيبى به او نرساند، آنها عبارتند از : راستگويى، اداى امانت، شرم، و خوشخويى.
٣- امام صادق از رسول خدا (ص) نقل فرموده است : براى شخص خوشخو اجرى مانند اجر روزهدار شب زندهدار است.
٤- امام صادق (ع) فرمود : خوشخويى به صاحبش اجر روزهدار شب زندهدار را مىرساند.
٥- از امام صادق (ع) نقل شده است : نيكى و خوشخويى باعث آبادى
خانهها و زيادى عمر مىشود. ٦- امام صادق (ع) فرمود : خوشخويى گناهان را ذوب مىكند همچنان كه آفتاب يخ را آب مىكند.
٧- امام صادق (ع) فرمود : تا مىتوانى با كسانى معاشرت كن كه نفع تو به آنها برسد، زيرا گاهى بنده در عبادت كوتاهى مىكند ولى اخلاقش نيكوست و خدا به سبب حسن خلقش او را به درجه روزهدار شب زندهدار مىرساند.
٨- امام صادق (ع) از رسول خدا (ص) نقل فرموده است : بيشترين چيزى كه امّت مرا وارد بهشت مىكند تقواى الهى و خوشخويى است.
٩- امام جعفر صادق (ع) فرمود : عاقلترين مردم خوشخوترين آنهاست.
١٠- عنبسه عابد گويد : امام صادق (ع) به من فرمود : مؤمن بعد از انجام واجبات پيش خداى عزّ و جلّ چيزى محبوبتر از اين ندارد كه مردم را از لحاظ خلقش در وسعت گذارد.
١١- بحر (بن كثير) سقّاء گويد : امام صادق (ع) به من فرمود : اى بحر سقّاء خوش خلقى مايه آسانى امور است. سپس حضرت حديثى نقل فرمود كه : پيامبر (ص) خوش خلق بود. ١٢- امام صادق (ع) فرمود : خداى تبارك و تعالى به بعضى از پيامبرانش وحى فرمود : خوى نيكو خطاها را از بين مىبرد همان طور كه آفتاب يخ را ذوب مىكند.
١٣- علىّ بن الحسين (ع) از رسول خدا (ص) نقل فرموده است : در روز قيامت چيزى بهتر از خوشخويى در ميزان اعمال انسان گذاشته نمىشود.
١٤- امام صادق (ع) فرمود : خلق و خوى بخششى است كه خدا به مخلوقش عطا مىكند، برخى از آن فطرى و برخى مربوط به نيّت وارده مىباشد [شخص از
راه اراده و قصد مىتواند آن را به دست آورد ،] عرض كردم : كدام بهتر است؟
فرمود : آنچه فطرى است انسان بر آن سرشته شده و جز آن نمىتواند انجام دهد و آنچه مربوط به نيّت و اراده مىباشد بايد براى تحقّق آن صبر و سختى را تحمّل كند، پس اين بهتر است. ١٥- امام صادق (ع) فرمود : خداى تبارك و تعالى مانند ثواب كسى را كه صبح و شام در راه خدا جهاد كند به بنده خوش خلق مىبخشد.
١٦- امام رضا (ع) از پدرانش نقل كرده است كه پيامبر (ص) فرمود : جبرئيل از جانب پروردگار عالم بر من نازل شد و گفت : اى محمّد بر تو باد به خوشخويى، چون باعث خير دنيا و آخرت مىشود، آگاه باشيد شبيهترين شما به من خوشخوترين شماست.
١٧- امام رضا (ع) نقل كرده است كه رسول خدا (ص) فرمود : بر شما باد به خوشخويى، زيرا خوشخو ناگزير جايش در بهشت است، و بپرهيزيد از بد خويى چون بدخو ناگزير در آتش است.
١٨- امام رضا (ع) از رسول خدا (ص) نقل فرموده است : خوى بد عمل را فاسد مىكند همچنان كه سركه عسل را فاسد مىنمايد.
١٩- امام رضا (ع) از پيامبر (ص) نقل فرموده است : بنده به واسطه خوشخويى پاداش روزهدار شب زندهدار را دريافت مىكند.
٢٠- امام رضا (ع) از رسول خدا (ص) نقل فرموده است : در ميزان اعمال هيچ چيز سنگينتر از خوشخويى نيست.
٢١- امام رضا (ع) از حضرت علىّ (ع) نقل فرموده است : كاملترين شما از حيث ايمان خوشخوترين شماست.
٢٢- حضرت رضا (ع) از علىّ بن ابى طالب نقل فرموده است : خوشخويى بهترين همنشين است.
٢٣- حضرت رضا (ع) از حضرت على (ع) نقل فرموده است : از رسول خدا (ص) سؤال شد : بهترين وسيله براى ورود به بهشت چيست؟ فرمود :
پرهيزگارى و خوشخويى.
٢٤- امام رضا (ع) از رسول خدا (ص) نقل كرده است كه آن حضرت فرمود :
در روز قيامت نزديكترين شما به من خوشخوترين و مهربانترين شما نسبت به خانوادهاش مىباشد.
٢٥- نيز آن حضرت از پيامبر (ص) نقل فرموده است : بهترين مردم از لحاظ ايمان خوشخوترين آنها، و مهربانترينشان به خانواده خويش مىباشد، و من مهربانترين شما به خانوادهام هستم.
٢٦- امام حسن (ع) فرمود : بهترين خوبيها خوى نيكو است.
٢٧- پيامبر (ص) فرمود : خوشخويى نصف دين است.
٢٨- زياد بن علاقه بن شريك گويد : از رسول خدا (ص) سؤال شد : بهترين چيزى كه به مسلمان عطا شده چيست؟ فرمود : خوش خلقى. ٢٩- امام جعفر صادق (ع) فرمود : خدا اسلام را به عنوان دين شما پسنديد، شما با سخاوت و خوشخويى آن را زينت بخشيد.
٣٠- امّ سلمه به پيامبر (ص) عرض كرد : پدر و مادرم فداى تو، اگر زنى دو
شوهر داشته باشد كه هر دو اهل بهشت باشند، زن در بهشت به كدام يك تعلق خواهد داشت؟ پيامبر فرمود : آن را كه خوشخوتر و براى خانوادهاش بهتر است انتخاب كند، اى امّ سلمه خوشخويى باعث خير دنيا و آخرت است.
٣١- موسى بن ابراهيم گويد : از ابو الحسن اول [امام موسى كاظم (ع)] شنيدم كه مىفرمود : خدا بندهاش را به بهترين صورت و بهترين خلق و خوى آفريده است و حيا مىكند از اين كه گوشت او را در روز قيامت طعمه آتش قرار دهد. ٣٢- علىّ بن ميمون صائغ گويد : از امام صادق (ع) شنيدم كه مىفرمود : هر كس مىخواهد رحمت خدا شامل حال او شود و او را در بهشت ساكن گرداند بايد خلقش را نيكو، و عدالت را رعايت كند، و به يتيم رحم، و به ضعيف كمك، و به بندگان خدا تواضع نمايد.
٣٣- در كتاب معانى الاخبار نقل شده كه : لقمان به پسرش گفت : پسر عزيزم با صد نفر دوست باش و با يك نفر دشمن مباش، پسرم هر چه هست خلاق و خلق توست، خلاق تو همان دينت و خلق تو همان خوى و نحوه برخورد تو با مردم است، مردم را با خود دشمن نكن، و اخلاق پسنديده را بياموز، پسرم بنده نيكان باش و فرزند بدان مباش، پسرم امانت را به صاحبانش برگردان تا دنيا و آخرت تو سالم باشد، امين باش تا بىنياز گردى.
٣٤- امام جعفر صادق (ع) از رسول خدا (ص) نقل فرموده است : كاملترين مؤمنين از لحاظ ايمان خوشخوترين آنهاست.
٣٥- پيامبر (ص) فرمود : كاملترين مؤمنين از جهت ايمان خوشخوترين
آنهاست، و بهترين شما كسى است كه با همسرش بهترين رفتار را داشته باشد.
٣٦- امام جعفر صادق (ع) از پدرانش نقل كرده است كه رسول خدا (ص) فرمود : در روز قيامت اوّلين چيزى كه در ميزان اعمال بنده گذاشته مىشود حسن خلق است.
١٠٥- باب استحباب انس و الفت با مردم
١- امام صادق (ع) فرمود كه پيغمبر (ص) فرموده است برترين شما خوشخوترين و بخشندهترين شماست و آنان كه با مردم انس مىگيرند، و ديگران با آنان مأنوس مىشوند و با مردم رفت و آمد دارند (كنايه از مردم دارى و خوشرويى با مردم است).
٢- امام صادق (ع) فرمود : مؤمن انس پذير است. كسى كه با ديگران انس نگيرد، و ديگران با او مأنوس نشوند خيرى ندارد.
٣- على (ع) فرمود : دلهاى مردم رمنده است هر كه به آنها محبّت كند، به او رو آورند.
١٠٦- باب استحباب خوشرفتارى با مردم
١- امام صادق (ع) فرمود كه پيغمبر (ص) فرموده است آيا خبر ندهم شما را از كسى كه فردا (روز قيامت) آتش دوزخ بر او حرام مىشود؟ گفتند چرا يا
رسول الله، فرمود : كسى كه خوشخو و خوشرفتار باشد.
٢- ابو البخترى در حديث مرفوعهاى گويد : از امام صادق (ع) شنيدم كه فرمود : مؤمنان خوشرفتار، و نرمخويند. همچون شتر رام، اگر مهار شود فرمان بردار است، و اگر بر روى سنگ خوابانده شود مىخوابد.
٣- امام صادق (ع) فرمود : از نشانههاى ايمان آگاهى در دين است، و از علايم آگاهى در دين بردبارى، و از نشانههاى بردبارى مدارا نمودن با مردم است، و از نشانههاى مردم داراى نرمخويى، و از نشانههاى نرمخويى آسانگيرى و ملايمت است.
٤- امام رضا (ع) از پدرانش نقل مىكند، كه على (ع) فرمود كه پيغمبر (ص) فرموده است : مؤمن نرمخو، خوشرفتار، با سخاوت، و خوش اخلاق است. و كافر خشن، تندخو، بد اخلاق و متكبّر است.
١٠٧- باب استحباب خوشرويى و خوش برخوردى
١- امام صادق (ع) فرمود : نيكى به ديگران، و خوشرويى محبت مىآورد و آدمى را به بهشت داخل مىكند بخل و ترشرويى انسان را از خدا دور وارد دوزخ مىنمايد.
٢- امام باقر (ع) فرمود : شخصى نزد پيغمبر (ص) آمد و عرض كرد يا رسول الله مرا سفارشى فرماييد. از جمله سفارشات حضرت به آن شخص اين بود :
برادرت را با چهره باز ديدار و ملاقات كن.
٣- يكى از ياران امام صادق (ع) نقل مىكند كه به آن حضرت عرض كردم :
ميزان و معيار خوش اخلاقى چيست؟ فرمود : اين كه فروتنى نشان دهى، خوش سخن باشى، و با برادرت با چهره باز برخورد كنى.
٤- حسن بن حسين گويد : از امام صادق (ع) شنيدم كه مىفرمود :
پيغمبر (ص) خطاب به فرزندان عبد المطلب فرمود : اى فرزندان عبد المطلب، شما هرگز نمىتوانيد يا اموالتان در زندگى مردم گشايشى حاصل كنيد. پس با چهره باز و خوشرويى با آنها برخورد كنيد (حديث ٥ مانند حديث ٤ است).
٥- امام صادق (ع) فرمود : سه چيز است كه اگر كسى براى خدا يكى از آنها را انجام دهد خداوند بهشت را بر او واجب گرداند :
١- انفاق در حال فقر و تنگدستى، ٢- خوشرويى با همه مردم، ٣- رعايت انصاف نسبت به ديگران.
٦- موسى بن جعفر (ع) فرمود : كه پيغمبر (ص) فرموده است : خوشرويى كينه را از بين مىبرد.
٧- امام جواد (ع) از پدرانش نقل مىكند : كه حضرت على (ع) فرمود : شما كه نمىتوانيد با مالتان به مردم كمك كنيد پس با چهره باز و ديدار خوش آنان را خشنود سازيد، زيرا از پيغمبر (ص) شنيدم كه مىفرمود : شما كه هرگز نمىتوانيد در زندگى مردم با اموالتان گشايشى حاصل كنيد، پس با اخلاقتان آنان را خوشنود سازيد.
١٠٨- باب وجوب راستگويى
١- امام صادق (ع) فرمود : مردم را به نيكى دعوت كنيد به غير زبانتان (يعنى با عمل و كردارتان) تا اين كه آنان كوشش در عبادت، و راستگويى و پرهيزكارى را از شما ببينند.
٢- امام صادق (ع) فرمود : هر كه زبانش راست باشد عملش پاك است.
٣- ابو بصير گويد : از امام صادق (ع) شنيدم كه مىفرمود : بنده خدا راست مىگويد تا اين كه نزد خداوند جزء راستگويان محسوب گردد، و دروغ مىگويد تا اين كه نزد خدا از دروغگويان نوشته شود، پس هر گاه راست گويد خداى عزّ و جلّ فرمايد : اين بنده راست گفت و نيكوكار است، و هنگامى كه دروغ بگويد خداوند مىفرمايد : اين بنده دروغ گفت، و بدكار است.
٤- امام صادق (ع) فرمود : هر كه زبانش راست باشد عملش پاك است، و هر كه نيّتش خوب باشد روزىاش زياد شود، و هر كه به خانوادهاش نيكى كند عمرش طولانى گردد.
٥- عمرو بن ابى مقدام گويد : نخستين بار كه خدمت امام باقر (ع) رسيدم آن حضرت فرمود : پيش از سخن گفتن راستگويى بياموزيد.
٦- امام صادق (ع) فرمود : اى فضيل نخستين كسى كه راستگو را تصديق
مىكند خداى عزّ و جلّ است، كه مىداند او راستگو است. و خود شخص نيز خويشتن را تصديق مىكند، زيرا مىداند كه صادق است. ٧- ربيع بن سعد گويد : كه امام باقر (ع) به من فرمود : اى ربيع شخص راست مىگويد، تا آن جا كه خداوند او را صدّيق (بسيار راستگو) مىنويسد ٨- پيغمبر (ص) فرمود : فرداى قيامت آن كه از همه شما به من نزديكتر، و شفاعتش بر من واجبتر است، كسى است كه در سخنانش راستگوتر و در ردّ امانت درستكارتر و خوش اخلاقتر، و به مردم نزديكتر باشد.
٩- در حديث مرفوعهاى امام صادق (ع) : از پيغمبر (ص) روايت كرده كه فرمود : اى على تو را به چند خصلت سفارش مىكنم، خداوندا على را در داشتن اين خصال يارى ده، نخستين آنها راستگويى است، هرگز از دهانت دروغى خارج نشود.
١٠٩- باب استحباب صدق وعده، گرچه يك سال طول بكشد
١- امام صادق (ع) فرمود : اسماعيل (ع) را صادق الوعد گفتند براى اين كه به شخصى در محلّى وعده داد، و يك سال برايش منتظر ماند، در نتيجه خداوند او را صادق الوعد ناميد، و پس از يك سال آن شخص پيش اسماعيل آمد، اسماعيل به او گفت من پيوسته منتظر تو بودم.
٢- امام صادق (ع) فرمود پيغمبر (ص) فرموده است كه كسى كه به خدا و روز جزا ايمان دارد بايد به وعدهاى كه مىدهد وفا كند.
٣- هشام بن سالم گويد : از امام صادق (ع) شنيدم كه مىفرمود : وعده دادن مؤمن به برادر دينى نذرى است كه كفّاره ندارد. كسى كه خلف وعده كند خلف وعده با خدا را شروع كرده و خود را مورد خشم او قرار داده است. و همين است معناى آيه شريفه، كه مىفرمايد : «اى كسانى كه به زبان ايمان آوردهايد، چرا به زبان چيزى مىگوييد كه عمل نمىكنيد، دشمنى بزرگى است در نزد خدا اين كه بگوييد آنچه را عمل نكنيد .
٤- سليمان جعفرى گويد : امام رضا (ع) فرمود : آيا مىدانى كه چرا اسماعيل (ع) صادق الوعد ناميده شد عرض كردم نه، حضرت فرمود : اسماعيل به شخصى وعده داد. و يك سال به انتظارش نشست.
٥- عبد اللّه بن سنان گويد : از امام صادق (ع) شنيدم كه مىفرمود :
پيغمبر (ص) كنار تخته سنگى به مردى وعده داد، فرمود : من اين جا منتظر تو هستم تا برگردى، امام مىفرمود تابش آفتاب بر حضرت رسول شديد شد، يارانش عرض كردند : يا رسول اللّه چه خوب است كه به مكانى سايهدار تشريف ببريد، فرمود :
من در همين جا به آن شخص وعده دادهام و اگر نيايد در روز رستاخيز بايد پاسخگو باشد.
١١٠- باب مستحب بودن حيا
١- امام صادق (ع) يا امام باقر (ع) فرمود : حيا و ايمان هر دو به يك رشته
بسته شدهاند، هر گاه يكى از آنها برود ديگرى نيز در پى آن مىرود.
٢- امام صادق (ع) فرمود : حيا بخشى از ايمان، و ايمان وسيله رفتن به بهشت است.
٣- امام صادق (ع) فرمود : كسى كه حيا ندارد، ايمان ندارد.
٤- امام صادق (ع) فرمود : حيا، و پاكدامنى، و كند زبانى (كم گويى) نه كند دلى، از نشانههاى ايمان است.
٥- پيغمبر (ص) فرمود : هر كه چهار خصلت داشته باشد، اگر از سر تا پا غرق گناه باشد، خداوند گناهانش را مبدّل به حسنات گرداند. ١- راستگويى، ٢- داشتن حيا، ٣- خوش خلقى، ٤- سپاسگزارى. ٦- علىّ (ع) فرمود : جامه حيا هر كه را بپوشاند مردم عيب او را نمىبينند.
٧- پيغمبر (ص) فرمود : فخر در هر چيزى كه باشد از مقام و منزلت صاحبش مىكاهد، و حيا در هر چيزى كه باشد زينت بخش صاحبش است.
٨- از كلمات قصار پيغمبر (ص) است : حيا همهاش خير و نيكى است.
٩- از جمله سفارشهاى على (ع) به فرزندش محمّد حنفيّه است :
جامه حيا هر كه را بپوشاند، عيبش از نظرها پنهان مىماند.
١٠- پيغمبر (ص) فرمود : حيا و شرم همهاش خير و نيكى است. يعنى حيا ديندار و بىدين را از كارهاى زشت باز مىدارد، شرم و حيا جامع همه زيباييها است.
١١- پيغمبر (ص) فرمود : حيا و ايمان هر دو بسته به يك رشتهاند، اگر يكى از بين برود، ديگرى نيز از بين خواهد رفت.
١٢- پيغمبر (ص) فرمود : اگر خداوند حيا را از بندهاش بگيرد در آن صورت بنده دشمن خدا و مورد نفرت قرار مىگيرد، پس كسى كه حيا از او برداشته شود، رحمت خدا از او سلب و رشته اسلام نيز از او گسسته مىشود، و چنين بنده مبدّل به شيطانى مىگردد كه دور از رحمت خداست.
١١١- باب جايز نبودن شرم و حيا داشتن از پرسش كردن در باره احكام دين
١- امام صادق (ع) فرمود : هر كه در پرسيدن از چيزى خجالت كشد، در علمش سستى پديد آيد.
٢- در حديث مرفوعهاى هست كه پيغمبر (ص) فرمود :
حيا دو گونه است، ١. حياى عقل ٢. حياى حماقت، حياى عقل دانش و حياى حماقت نادانى است.
١١٢- باب استحباب عفو و گذشت
١- ابن فضال گويد : از امام موسى بن جعفر (ع) شنيدم كه مىفرمود :
هيچ گاه دو گروه با هم ملاقات نكردند (به جنگ يك ديگر برنخاستند)، مگر اين كه هر كدام گذشتش بيشتر بود، پيروز شد.
٢- پيغمبر (ص) فرمود :
بر شما باد به گذشت و عفو، زيرا گذشت بر عزّت بنده مىافزايد، پس همديگر را عفو كنيد. تا خداوند شما را عزيز گرداند.
٣- امام باقر (ع) فرمود : آن زن يهودى را كه گوشت گوسفندى زهر آلود كرده بود تا پيامبر بخورد به نزد آن حضرت آوردند، فرمود : انگيزه تو از اين كار چه بود؟ زن پاسخ داد با خود گفتم اگر پيغمبر باشد زهر به او ضررى نمىرساند و اگر پادشاه باشد مردم را از دستش راحت مىكنم- راوى گويد : پيغمبر (ص) او را بخشيد.
٤- امام باقر (ع) فرمود : پشيمانى بعد از عفو برتر و آسانتر است از پشيمانى بعد از كيفر.
٥- از كلمات قصار رسول اللّه (ص) است : گذشت سلطان حكومت او را بيشتر دوام مىبخشد.
٦- امام رضا (ع) در توضيح آيه فَاصْفَحِ الصّفْحَ الْجَمِيلَ(با خوى خوش آنان را به حقّ دعوت كن» فرمود : عفو كردن بدون نكوهش و سرزنش.
(حديث ٧ مانند حديث ٦ مىباشد).
٨- على (ع) فرمود : چون بر دشمنت پيروز شدى گذشت از او را شكرانه پيروزىات قرار بده.
٩- على (ع) فرمود : سزاوارترين مردم به گذشت كسى است كه بر كيفر توانمندتر باشد.
١٠- امام باقر (ع) در حديثى از پدرانش نقل كرده است كه پيغمبر (ص) فرمود چون روز رستاخيز شود منادى اعلان مىكند طورى كه همه مردم مىشنوند، وى مىگويد : صاحبان فضيلت كجايند؟ گروهى از مردم برمىخيزند، آنگاه فرشتگان از آنان استقبال مىكنند و مىپرسند، فضيلت و برترى شما چيست كه به سبب آن شما را خواستند؟ آنان مىگويند، در دنيا ما را نادان خواندند تحمّل كرديم، به ما بدى نمودند عفو كرديم، آنگاه از طرف خدا خطاب شود بندگانم راست گويند، راهشان را باز كنيد تا بدون حساب به بهشت درآيند.
١١٣- باب استحباب عفو از ستمگر، صله رحم، احسان و نيكى ...
١- امام صادق (ع) فرمود : پيغمبر (ص) در خطبهاى فرموده است. آيا بهترين اخلاق دنيا و آخرت را به شما خبر ندهم، عفو از كسى كه به تو ستم كرده پيوستن با كسى كه از تو بريده، نيكى با كسى كه به تو بدى كرده، عطا و بخشش به كسى كه تو را محروم ساخته است.
٢- ابو حمزه ثمالى گويد از علىّ بن حسين (ع) شنيدم كه فرمود : چون روز رستاخيز شود خداوند اوّلين و آخرين را در يك سرزمين گردآورد منادى فرياد كشد صاحبان فضيلت كجايند؟ گروهى از مردم برمىخيزند، فرشتگان آنها را ملاقات مىكنند و مىپرسند فضيلت شما چه بوده است؟ پاسخ مىدهند، به كسى كه از ما مىبريد مىپيوستيم، و به كسى كه ما را محروم مىساخت بخشش مىنموديم، و كسى كه به ما ستم روا مىداشت درمىگذشتيم، به آنان گفته مىشود : راست گفتيد وارد بهشت شويد.
٣- امام صادق (ع) فرمود : سه چيز از صفات خوب دنيا و آخرت است. عفو از كسى كه به تو ستم روا داشته، پيوستن به كسى كه از تو بريده، خويشتن دارى زمانى كه با تو نادانى كنند.
٤- امام باقر (ع) فرمود : سه چيز است كه خدا به وسيله آنها بر عزّت مسلمان مىافزايد، عفو كسى كه به او ستم كرده است، و بخشش بر كسى كه وى را محروم ساخته است، پيوستن با كسى كه از او بريده است.
٥- پيغمبر (ص) فرمود : آيا شما را به بهترين اخلاق دنيا و آخرت راهنمايى نكنم؟ پيوستن به كسى كه از تو بريده، بخشيدن كسى كه محرومت ساخته گذشتن از كسى كه به تو ستم كرده است.
٦- على بن موسى الرضا (ع) از پدرانش نقل كرده است كه پيغمبر (ص) فرمود : شما را به صفات خوب سفارش مىكنم، چون خداوند مرا براى آن مبعوث نموده است. از جمله صفات خوب آن است. كه انسان عفو كند كسى را كه به او ستم روا داشته، و ببخشد كسى را كه وى را محروم نموده، و بپيوندد با كسى كه از او بريده، و ديدن كند از كسى كه به ديدن وى نيامده است.
٧- على (ع) در وصيّت به فرزندش محمد حنفيّه فرمود : بريدن برادرت از تو از پيوستن تو با او، و بدى كردنش از نيكى تو نبايد افزونتر باشد.
٨- زراره گويد : از امام صادق (ع) شنيدم كه مىفرمود : ما خاندانى هستيم كه جوانمردى ما گذشت از كسى است كه به ما ستم كرده است. ٩- علىّ بن جعفر بن محمد گويد : هنگامى كه محمد بن اسماعيل مىخواست به عراق مسافرت كند از عمويش امام موسى كاظم (ع) اجازه خواست حضرت اجازه فرمود : محمد برخاست و گفت اى عمّ بزرگوار دوست دارم مرا نصيحت فرمايى، حضرت فرمود : سفارش مىكنم ترا به اين كه در ريختن خون من از خدا پروا كنى، محمد گفت خدا لعنت كند كسى را كه در ريختن خون تو كوشش نمايد، سپس گفت اى عمّ بزرگوار مرا نصيحت بفرما، حضرت مجددا فرمود : سفارشت مىكنم به اين كه در ريختن خون من از خدا پروا داشته باشى، راوى گويد : آنگاه حضرت كيسه پولى را كه در آن صد و پنجاه دينار بود به وى داد، محمد آن را گرفت، سپس حضرت كيسه ديگرى را كه صد و پنجاه دينار داشت به او عطا فرمود. محمد آن را نيز گرفت، براى سوّمين بار كيسه ديگرى را كه صد و پنجاه دينار داشت به او عطا فرمود، سپس هزار و پانصد درهم را كه نزد محمد بود نيز به او بخشيد. راوى گويد : عرض كردم پول زيادى به او بخشيدى، حضرت فرمود : اينها مطمئنترين دليل و حجّت من باشد بر او وقتى كه او از من قطع رحم كند و من نسبت به او صله رحم كنم. آنگاه راوى مىگويد : محمد پيش هارون الرشيد از عمويش موسى بن جعفر (ع) سعايت كرد كه وى ادعاى خلافت دارد، برايش خراج مىرسد، هارون دستور داد صد هزار درهم به محمد بدهند و او در همان شب درگذشت. كلينى عين همين روايت را نقل كرده با اين تفاوت گفته است در آن كيسه صد دينار و در آخر روايت گفته است كه در كيسه سه هزار درهم بوده است.
١١٤- باب استحباب فروخوردن خشم
١- امام صادق (ع) فرمود : چه خوب جرعهاى است خشم براى كسى كه بر آن صبر كند، زيرا پاداش بزرگ در برابر بلاى بزرگ است، چون خداوند هر گروهى را كه دوست دارد گرفتارشان مىكند.
٢- امام سجّاد (ع) فرمود : دوست ندارم كه به جاى نرمخويى و فروتنى شتران سرخ مويى داشته باشم، و هيچ جرعهاى نياشاميدم كه برايم محبوبتر باشد از جرعه
خشمى كه طرف را به آن كيفر ندهم. [يعنى چنين صفت خوبى را با مال دنيا معاوضه نمىكنم و هرگز راضى نمىشوم كه تندخو باشم و بهترين چهار پايان و زيور دنيا داشته باشم
٣- امام باقر (ع) فرموده كه پدرم به من فرموده : هيچ چيزى بهتر از فرو خوردن خشمى كه عاقبتش صبر و شكيبايى است روشنى بخش چشم پدرت نيست، و داشتن شتران سرخ مو با ذلّت نفس مرا شاد نمىكند.
٤- پيغمبر (ص) فرمود :
محبوبترين راه بنده به سوى خداى عزّ و جل نوشيدن دو جرعه است جرعه خشمى كه با خويشتن دارى از آن جلوگيرى كنى ٢- جرعه مصيبتى كه با شكيبايى خود برگردانى.
٥- امام صادق (ع) فرمود : هيچ بندهاى خشمى فرو نخورد مگر اين كه خداوند در دنيا و آخرت بر عزّت او بيفزايد، چون خداى عزّ و جل در قرآن فرموده :
«آنان كه خشمشان را فرو مىخورند و مردم را عفو مىكنند، خداوند نيكوكاران را دوست مىدارد خداوند در عوض فرو خوردن خشم اين پاداش به وى عطا مىفرمايد، (او را دوست بدارد).»
٦- امام صادق (ع) فرمود : بنده خدا هيچ جرعهاى ننوشد كه در نزد خدا محبوبتر باشد از جرعه خشمى كه وقتى در دلش به گردش درآمد با صبر و خويشتن دارى آن را بنوشد. «منظور از گردش جرعه در دل، هيجان و جوششى است كه براى شخص خشمگين دست مىدهد و در كيفر كردن و بخشيدن مردّد است».
٧- برقى در كتاب محاسن از وشّاء مثل روايت فوق را نقل كرده جز اين كه در اوّل آن چنين آمده است : هيچ قطرهاى نزد خداوند محبوبتر نيست از قطره اشكى كه بندهاى در سياهى شب فقط از ترس خدا فرو مىريزد.
٨- امام صادق (ع) مىفرمود : هر كس خشمى را فرو خورد كه قدرت دارد آن را اعمال كند خداوند روز قيامت قلب او را از رضاى خود پر مىكند.
٩- امام باقر (ع) فرمود : هر كه خشمى را فرو خورد كه بتواند آن را به كار برد خداوند در روز قيامت دل او را از آرامش و ايمان پر مىكند.
١٠- از فرمايشات رسول اللّه (ص) است : هر كه خشمش را فرو خورد خدا پاداشش دهد، و هر كه بر مصيبتى صبر نمايد خداوند عوضش دهد.
١١- در وصاياى پيغمبر (ص) به على (ع) آمده است. كه آن حضرت فرمود :
يا على ترا سفارشى مىكنم آن را به خاطر بسپار و تا وقتى كه وصيّت مرا عمل كنى در خير هستى، يا على هر كه خشمى را فروخورد كه قادر بر اعمال آن هست، خداوند پاداشى از آرامش و ايمان به او عطا فرمايد كه مزهاش را دريابد.
١٢- امام صادق (ع) از اجدادش نقل مىكند. كه در حديث مناهى رسول اللّه (ص) آمده است : آن حضرت فرمود :
هر كه خشمى را فروخورد كه قادر بر اعمال آن است و خويشتندارى كند.
كه گفتنش روا نيست خداوند اجر شهيد به او عطا فرمايد.
١٣- ربيع بن عبد الرحمن گويد : به خدا سوگند موسى بن جعفر (ع) از فراست
و هوشيارى برخوردار بود و كسانى را كه بر عليه او ايستادگى و رهبرى امام بعد از او را انكار مىكنند مىشناخت با اين حال خشمش را نسبت به آنها فرو مىخورد و آنچه را كه در باره آنها مىدانست بر آنان اظهار نمىكرد، بنا بر اين كاظم ناميده شد.
١٤- پيغمبر (ص) در آخر يكى از خطبههايش فرمود : هر كه خشمش را فرو خورد و از برادر مسلمانش گذشت كند، خداوند اجر شهيد به او عطا فرمايد.
١٥- امام صادق (ع) فرمود : هر كه داراى سه خصلت باشد خداوند برايش حور العين تزويج مىكند هر طور كه دلش بخواهد، آن سه خصلت عبارتند از : ١- فروخوردن خشم، ٢- صبر بر شمشيرها در راه خدا، ٣- كسى كه بر مال حرام دست يابد ولى براى خدا از آن درگذرد.
١١٥- باب استحباب فروخوردن خشم از دشمنان دين در زمان حكومتشان
١- امام صادق (ع) فرمود : فروخوردن خشم از دشمن زمان حكومت و اقتدار آنان تقيه و احتياط است براى كسى كه دورانديشى كند، و در معرض بلاى دنيا در نيايد، و خصومت و دشنام دادن دشمنان در زمان اقتدارشان بدون رعايت تقيّه ترك كردن دستور خداى عزّ و جل است، پس با مردم مدارا كنيد. تا كردار شما نزد آنان بزرگ جلوهگر شود.- و از شما به نيكى ياد كنند- و با آنان عداوت و دشمنى نورزيد، كه برگردنتان سوارشان كنيد و خوار و زبون گرديد.
١١٦- باب استحباب صبر در برابر حسودان و مانند آن
١- امام صادق (ع) فرمود : در برابر دشمنان نعمت (حسودان) صبر پيشه كن.
زيرا كسى را كه نسبت به تو خدا را نافرمانى كرده هرگز نتوانى بهتر از فرمانبردارى خدا نسبت به او جبران كنى.
٢- پيغمبر (ص) فرمود : خداوند در مورد چهار بلا از مؤمن پيمان گرفته كه سخت ترين آنها بر مؤمن اين است كه مؤمنى ظاهرا با او هم عقيده است ولى بر او رشك برد، يا اين كه منافقى در صدد كشف نقطه ضعفهاى او باشد يا شيطان گمراهش كند، يا كافرى به جنگ با او برخيزد، براى مؤمن با اينها بقايى نيست.
(يعنى با اين گرفتاريها مؤمن چقدر مىتواند تحمل داشته باشد) ٣- داود بن سرحان گويد : از امام صادق (ع) شنيدم كه مىفرمود : چهار چيز است كه مؤمن از آن چهار چيز يا يكى از آنها بر كنار نيست، مؤمنى كه مؤمن ديگر بر او رشك برد و اين از همه گرفتاريها سختتر است، منافقى كه مؤمن را دنبال كند، تا نقطه ضعفى از او پيدا كند، يا دشمنى كه با او در ستيز باشد، يا شيطانى كه او را گمراه نمايد.
توضيح اين كه حديث ٤ مانند حديث يك است و از امام موسى كاظم (ع) نقل شده، و حديث ٥ نيز مانند حديث يك است، به اضافه جملاتى در ذيل حديث به اين شرح كه امام (ع) خطاب به زيد شحّام مىفرمايد : اى زيد خداوند اسلام را انتخاب فرموده، پس همنشينى و مصاحبت او را با خوشرويى و سخاوت نيكو بداريد.
١١٧- باب استحباب سكوت، مگر در امور خير
١- امام رضا (ع) فرمود : دانش، سكوت، و بردبارى از نشانههاى دانايى است. همانا سكوت يكى از درهاى حكمت است، محققا سكوت محبّت مىآورد و راهنماى هر امر خيرى است.
٢- امام رضا (ع) فرمود : سكوت و بردبارى از علايم دانايى است.
٣- ابو حمزه گويد : از امام باقر (ع) شنيدم كه مىفرمود : همانا پيروان ما بىزبانند. (كم گوى گزيده گو هستند)
٤- امام صادق (ع) فرمود : كه پيغمبر (ص) به مردى كه خدمتش آمده بود فرمود : نمىخواهى ترا به امرى راهنمايى كنم كه خدا به وسيله آن ترا به بهشت برد، عرض كرد چرا، يا رسول اللّه، حضرت فرمود : از آنچه كه خدا به تو عطا فرموده بده، گفت : اگر خودم از آن كه به او دهم نيازمندتر باشم چه كنم؟ فرمود :
ستمديده را يارى كن، گفت : اگر خودم ناتوانتر از او باشم چه كنم؟ فرمود :
كارى براى نادان بكن. يعنى او را راهنمايى كن. گفت اگر خودم نادانتر از او بودم چه كنم؟ فرمود : زبانت را جز از خير خاموش دار، آيا شادمان نيستى كه يكى از اين خصلتها را داشته باشى كه ترا به بهشت ببرد.
٥- امام صادق (ع) فرمود : لقمان حكيم به پسرش گفت : پسر جان اگر گمان مىكنى كه سخن گفتن نقره است، بدان كه خاموشى طلاست.
٦- وشّاء گويد : از امام رضا (ع) شنيدم كه مىفرمود : هر گاه مردى از بنى اسرائيل مىخواست عبادت نمايد. ده سال قبل از آن سكوت اختيار مىكرد.
(يعنى سخن بيهوده نمىگفت)
٧- امام صادق (ع) در نصايحش به ياران خود فرمود : از اين كه زبانتان به ذكر سخن دروغ و ناحق و بهتان، و گناه و دشمنى مشغول باشد بپرهيزيد. زيرا اگر زبانتان را از آنچه كه خدا زشت دانسته و نهى فرموده است نگه داريد، اين كار برايتان بهتر خواهد بود از اين كه زبانتان به ذكر سخنان زشت مشغول باشد، چون چيرگى زبان به پليديهايى كه خدا نهى كرده است دليل پستى شخص در نزد خدا و دشمنى با پروردگار است، و هم چنين نوعى كرى و كورى است كه خداوند در روز قيامت نصيبش گرداند.
٨- در حديث مرفوعهاى. پيغمبر (ص) فرمود : زبانت را نگهدار، زيرا نگهدارى زبان صدقهاى است كه به خود بخشيدهاى، سپس فرمود : هيچ بندهاى حقيقت ايمان را نمىشناسد، تا اين كه زبانش را حفظ كند (يعنى آنچه را كه سود دنيا و آخرت دارد بگويد و زبان را از بقيه باز دارد.
٩- امام صادق (ع) فرمود : بنده مؤمن تا زمانى كه خاموش است از نيكوكاران نوشته مىشود، و چون لب به سخن گشايد، نيكوكار يا بدكار نوشته شود (- يعنى نيكى و بدى او بسته به كلامش است-)
١٠- امام صادق (ع) فرمود : سخن گفتن در راه حقّ بهتر است از سكوت بر باطل.
١١- امام صادق (ع) فرمود : سكوت گنجى وسيع است كه براى بردبار زينت، و براى نادان پرده و پوشش است.
١٢- امام صادق (ع) فرمود : با هيچ چيز همانند سكوت، و رفتن به زيارت خانه خدا نمىتوان خدا را عبادت كرد.
١٣- در حديث مرفوعهاى پيغمبر (ص) فرمود : زمانى براى مردم پيش مىآيد، كه در آن زمان سلامتى داراى ده جزء است، نه جزء آن در كنارهگيرى از مردم، و جزء ديگرش در خاموشى است. و در خصال از محمد بن حسن از صفّار از عباس بن معروف نظير همين روايت نقل شده است.
١٤- حديث ١٤ مانند حديث شماره يك است از امام رضا (ع)
١٥- امام صادق (ع) فرمود : خواب، راحتى بدن، سخن گفتن، راحتى روح، و سكوت، راحتى براى عقل است.
١٦- علىّ بن حسين (ع) فرمود : گفتار نيك ثروت را زياد و روزى را افزون مىكند، و اجل را به تأخير مىاندازد، و محبت خاندان را جلب، و انسان را داخل بهشت مىكند.
١٧- امام صادق (ع) به نقل از اجدادش فرمود : حضرت داود (ع) به سليمان (ع) گفت : «پسرم، بر تو باد به سكوت طولانى، زيرا يك بار پشيمانى بر سكوت دراز مدت، بهتر از پشيمانى متعدّد بر گفتار زياد است، فرزندم، اگر سخن گفتن نقره است سزاوار است كه خاموشى طلا باشد.»
١٨- علىّ (ع) فرمود : خاموشى از اندرز دادن خيرى ندارد. چنان كه در سخن گفتن از روى نادانى بهرهاى نيست.
١٩- على (ع) فرمود : سكوت زياد، شكوه و بزرگى مىآورد.
٢٠- على (ع) فرمود : هر كه گفتارش زياد شود، لغزشش بيشتر است، و هر كه لغزشش بيشتر باشد، از حياى او كاسته شود، و هر كه حيايش كم شود، پارسايىاش كاهش يابد، و هر كه پارسايىاش كم گردد، دلش مىميرد، هر كه دلش بميرد، در آتش داخل مىشود.
٢١- على (ع) فرمود : تا سخن نگفتهاى گفتارت گروگان توست، و چون سخن گفتى كلامت را در موضعش قرار دادى، (چه خوب يا بد) زبانت را نگهدار چنان كه طلا و سكّهات را نگاه مىدارى، اى بسا سخنى نعمتى را از تو بازگيرد.
١١٨- باب استحباب سخن گفتن در جايى كه سكوت روا نيست
١- پيغمبر (ص) در نصيحتش به ابو ذر فرمود : اى ابا ذر! كسى كه در ميان جمعى غافل و بىخبر ياد خدا مىكند، همانند كسى است كه در ميان گروهى كه از جنگ مىگريزند به نبرد ادامه مىدهد.
اى ابا ذر، همنشين خوب بهتر از تنهايى، و تنهايى بهتر از همنشين بد است.
گفتن سخن خير بهتر از خاموشى، و خاموشى بهتر از گفتار شرّ است.
اى ابا ذر، سخنان زايد را ترك كن، و سخن به مقدارى كه نيازت را برآورد ترا بس است.
اى ابا ذر، در دروغگويى شخص همين بس كه هر چه را بشنود نقل كند.
اى ابا ذر، هيچ چيز براى حبس كردن طولانى در زندان سزاوارتر از زبان نيست.
اى ابا ذر، خدا نزد زبان هر گوينده حاضر است، پس شخص بايد از خدا پروا داشته باشد، و بداند كه چه مىگويد.
٢- در احتجاج طبرسى است كه از علىّ بن حسين (ع) سؤال شد، سكوت بهتر است يا سخن گفتن، فرمود، براى هر يك از آنها آفتابى است، اگر سالم از آفت باشند سخن گفتن بهتر از خاموشى است، عرض شد يا ابن رسول اللّه چگونه است آن؟ فرمود : براى اين كه خداى عزّ و جلّ هيچ يك از پيغمبران و اوصيا را براى سكوت مبعوث نفرموده، بلكه براى سخن گفتن فرستاده است. و استحقاق بهشت با سكوت امكانپذير نيست، و دوستى خدا با سكوت ميسّر نمىشود، دورى از آتش غضب پروردگار با سكوت ممكن نيست، بلكه همه اينها با سخن گفتن و تكلّم به دست مىآيد، من نمىتوانم ماه را با خورشيد يكسان بدانم. راوى گويد :
يا ابن رسول اللّه شما برترى سكوت بر كلام را بيان فرمودى، ولى فضيلت كلام را بر سكوت توصيف نفرمودى.
١١٩- باب وجوب نگهدارى زبان از آنچه كه گفتنش روا نيست
١- امام سجّاد (ع) فرمود : هر روز صبح زبان آدمى تمام اعضاى بدنش را زير نظر گرفته، و مىگويد : چگونه هستيد؟ شب را چگونه به صبح رسانديد؟ پاسخ مىدهند اگر تو ما را رها كنى خوب هستيم، و مىگويند، خدا را، خدا را نسبت به ما ياد بياور، سوگندش دهند و گويند ما به وسيله تو پاداش و كيفر مىبينيم.
٢- ابو على جوانى گويد : امام صادق (ع) را ديدم كه انگشت بر لبهاى مباركش گذاشته و به غلامش سالم مىفرمايد : اى سالم زبانت را نگهدار تا سلامت بمانى، و مردم را بر دوش ما سوار مكن (از فضايل ما آنچه خلاف تقيّه است مگو تا بر ما نشورند) ٣- شخصى به امام موسى بن جعفر (ع) عرض كرد : يا ابن رسول اللّه مرا نصيحت فرماييد، فرمود : زبانت را نگهدار تا عزيز شوى، اختيارت را به دست مردم نده، تا خوار و زبون نگردى.
٤- امام صادق (ع) در مورد آيه شريفه «مگر كسانى را نديدى كه به آنها گفته شد دستهاى خود را نگه داريد.» فرمود : مراد از كُفّوا أَيْدِيَكُمْ،يعنى زبانتان را نگه داريد.
٥- امام صادق (ع) به مردى كه زياد حرف مىزد، فرمود : سخن را كوچك
و خوار مىشمارى همانا خدا هيچ پيغمبرى را همراه با طلا و نقره مبعوث نفرموده بلكه آنها را با كلام به سوى مردم فرستاده، خداوند خودش را نيز به وسيله كلام و براهين و ادلّه به مردم معرفى كرده است. ٦- در حديث مرفوعهاى پيغمبر (ص) فرمود : نجات مؤمن در نگه داشتن زبانش باشد.
٧- ابو بصير گويد : از امام باقر (ع) شنيدم كه مىفرمود : ابو ذر رحمه الله عليه مىگفت : اى آن كه دانش مىطلبى همانا اين زبان كليد خير و شر است، پس چنان كه بر طلا و نقرهات (براى محفوظ ماندن) مهر مىزنى، بر زبانت نيز مهر بزن.
٨- در حديث مرفوعه آمده است كه مردى خدمت پيغمبر (ص) آمد و عرض كرد :
يا رسول اللّه مرا نصيحتى فرما، فرمود : زبانت را نگهدار، عرض كرد : يا رسول اللّه مرا نصيحتى فرما، فرمود : زبانت را نگهدار، عرض كرد : يا رسول اللّه به من نصيحتى فرما، فرمود زبانت را نگهدار، واى بر تو، آيا مردم را بجز نتيجه گفتار زبانشان به رو در آتش اندازند؟
٩- امام صادق (ع) فرمود : در حكمت آل داود است (كتاب زبور) كه بر عاقل لازم است به وضع زمانش آشنا باشد، سرگرم كار خود بوده، و زبانش را نگه دارد.
١٠- امام صادق (ع) فرمود : روزى نيست جز آن كه هر عضوى از اعضاى بدن در برابر زبان فروتنى كرده و مىگويند : ترا بخدا مبادا به وسيله تو ما عذاب ببينيم.
١١- امام صادق (ع) فرمود : كه پيغمبر (ص) فرموده است، اگر در چيزى نحسى و شومى باشد، آن شومى در زبان است.
١٢- علىّ (ع) فرمود : زبان درندهاى گزنده است اگر به خود واگذار شود مىگزد.
١٣- على (ع) فرمود : چون خرد به مرتبه كمال رسد گفتار كاهش مىيابد.
١٤- امام صادق (ع) فرمود : در حكمت آل داود (كتاب زبور) است كه براى خردمند سزاوار است سرگرم كار خود باشد، زبانش را نگه دارد، و وضع اهل زمانش را بشناسد.
١٥- على (ع) در وصيّت به فرزندش محمد حنفيّه فرمود : خداى عزّ و جلّ چيزى نيكوتر از سخن و زشت تر از آن نيافريده است، به سبب سخن چهرهها سياه و سفيد مىشوند، آگاه باش تا وقتى كه سخن نگفتهاى كلامت در اختيار توست، و چون سخن گفتى آن را در جايش قرار دادى، «خوب يا بد» همچنان كه طلا و نقرهات را نگاه مىدارى، زبانت را نيز نگهدار، زيرا زبان سگ گزنده است اگر آزادش گذارى مىگزد اى بسا سخنى نعمتى را بربايد. هر كه افسار گسيخته باشد به سوى زشتيها و پليديها كشيده مىشود، آنگاه از روزگار رهايى ندارد. مگر با مذمّت مردم و دشمنى با خدا.
١٦- على (ع) فرمود : هيچ چيزى براى اين كه مدتى دراز زندانى شود سزاوارتر از زبان نيست.
١٧- امام رضا (ع) از پدرش نقل كرده است كه امام صادق (ع) فرمود : نجات مؤمن در نگهدارى زبانش است، و نيز على (ع) فرمود : هر كه زبانش را نگه دارد،
خداوند عيبهاى او را مىپوشاند.
١٨- سليمان بن مهران گويد : بر امام صادق (ع) وارد شدم، عدهاى از شيعيان در خدمتش بودند، شنيدم كه مىفرمود : اى گروه شيعيان زينت ما باشيد، و سبب ننگ ما نشويد، به مردم سخنان خوب بگوييد، زبانتان را حفظ كنيد، و آن را از گفتن سخنان زشت و بىفايده بازداريد.
١٩- پيغمبر (ص) فرمود : در غير ذكر خدا زياد سخن نگوييد زيرا سخن گفتن زياد در غير ذكر خدا قساوت قلب مىآورد، و دورترين مردم از خدا كسانى هستند كه قساوت قلب دارند.
٢٠- امام صادق (ع) به يارانش فرمود : كلامى را از من بشنويد كه از پول پسانداز شده برايتان بهتر است، و آن عبارت است از اين كه هيچ كدام از شما سخنى را كه سودمند نيست نگوييد، و سخنى را كه سود دارد زيادىاش را ترك كنيد، تا اين كه براى گفتنش موقعيت مناسبى يافت شود، اى بسا گويندهاى كه با گفتار بىمورد خويشتن را به اشتباه انداخته، هيچ يك از شما نبايد با بردبار، و احمق مجادله كند، زيرا هر كه با بردبار مجادله نمايد محكوم مىشود، و هر كه با سفيه مجادله كند خوار و زبون شود، برادرانتان را در غيابشان بهتر از آنچه كه مىخواهيد آنان شما را در غياب ياد نمايند ياد كنيد، اعمالتان را مانند كسى انجام دهيد كه از پاداش كار نيك و عذاب گناهان آگاه است.
٢١- امام صادق (ع) از پدرانش نقل كرده است كه علىّ (ع) فرمود : سه چيز باعث نجات است ١- نگهدارى زبان، ٢- گريه بر گناهان، ٣- توسعه دادن زندگى اهل و عيال.
٢٢- فضيل بن يسار گويد : امام باقر (ع) فرمود : اى فضيل، به دوستان ما سلام برسان و به آنان بگو كه من چنين مىگويم : من از آنان به هيچ چيز مثل تقوا براى خدا بىنياز نمىشوم، زبانهايتان را حفظ كنيد، دستهايتان را «از كارهاى بد» بازداريد، نماز خواندن، و صبر كردن پيشه نماييد، زيرا خداوند با صابران است.
٢٣- امام صادق (ع) از اجدادش نقل كرده است كه پيغمبر (ص) فرمود :
بر زبان هر گوينده نگهبانى مراقب است، شخص بايد از خدا پروا داشته باشد، و بنگرد كه چه مىگويد.
٢٤- امام صادق (ع) از جدّش نقل فرمايد : از نشانههاى كمال اسلام شخص، ترك سخن بيهوده است.
١٢٠- باب كراهت گفتار زياد در غير ذكر خدا
١- امام صادق (ع) فرمود : حضرت عيسى (ع) مىگفت در غير ذكر خدا زياد سخن نگوييد، زيرا آنان كه در غير ذكر خدا زياد سخن گويند، قساوت قلب دارند امّا خودشان نمىدانند.
٢- امام صادق (ع) فرموده كه پيغمبر (ص) فرمود : هر كه گفتههاى خود را جزء اعمالش نشمارد لغزشهايش زياد شود، و عذابش فرا رسد.
٣- جعفر بن ابراهيم گويد : از امام صادق (ع) شنيدم كه فرمود : پيغمبر (ص) فرموده است : هر كه موقعيّت گفتارش را در كردار خود بنگرد، از سخنش كاسته شود، مگر در باره آنچه كه براى او سودمند باشد.
٤- در نامه امام صادق (ع) به يارانش آمده است : از خدا پروا كنيد، زبانتان را نگه داريد مگر از خير و نيكى، تا اين كه فرمود : بر شما باد به سكوت مگر در آنچه كه براى آخرتتان نفعى داشته باشد، و خداوند پاداشتان دهد، و كلمه لا اله الا اللّه و سبحان اللّه را بيشتر بگوييد، خدا را زياد حمد و ثنا گفته و تضرع و زارى نماييد، و به خيرى كه نزد خداوند است و مقدار و كنهش براى كسى بجز خدا معلوم نيست رغبت نشان دهيد و با آن كلمات (اذكار ياد شده) زبانتان را از گفتار باطلى كه خدا نهى فرموده و گويندهاش اگر توبه نكرده بميرد در آتش هميشگى معذّب مىشود، نگهداريد.
٥- امير المؤمنين (ع) از جايى مىگذشت؛ شخصى را ديد كه حرفهاى لغو و بيهوده مىزند؛ حضرت ايستاد، سپس فرمود : اى مرد تو براى خدا نامهاى را بر محافظانت ديكته مىكنى. آنچه كه براى تو اهميّت دارد بگو و آنچه كه مهمّ نيست رها كن.
٦- على (ع) فرمود : همه نيكيها در سه خصلت جمع شده، ١- فكر كردن ٢- خاموشى ٣- كلام، هر انديشهاى كه در او پندآموزى نباشد بيجا و مهمل است. و هر كلامى كه در آن ياد خدا نباشد بيهوده، و هر سكوتى كه در آن انديشيدن نباشد غفلت و نادانى است. پس خوشا به حال كسى كه نگاهش عبرت، سكوتش تفكّر، و كلامش ياد خدا باشد، و بر گناهانش اشك ريزد، و مردم از شرّ او آسوده باشند.
٧- جعفر بن ابراهيم گويد از امام صادق (ع) شنيدم كه فرمود : هر كه موقعيّت گفتارش را با عقلش تميز دهد سخنش در چيزهايى كه سودى ندارد كاسته مىشود.
٨- پيغمبر (ص) فرمود : از مجادله با فتنهگران بپرهيزيد زيرا هر كه گرفتار فتنه شود، پذيرش عذرش مدّت زمانى لازم دارد، هنگامى كه مدتش به سر رسيد، فتنهاش وى را در آتش مىسوزاند.
٩- ابو اراكه گويد : از على (ع) شنيدم كه مىفرمود : خداوند را بندگانى است كه دلهايشان را خوف خدا شكسته است. با اين كه فصيح، و عاقل و نجيبند از سخن گفتن خوددارى مىكنند، با انجام كارهاى خوب در نزديك شدن به خدا بر هم پيشى گيرند، و كار بسيارى را كه براى خدا انجام مىدهند زياد نمىشمارند و به كار اندكى كه براى او انجام مىدهند راضى نمىشوند نفس خود را شرور مىبينند در صورتى كه زيركترين نيكانند.
١٠- على (ع) به نقل از پيغمبر (ص) فرمود : صاحبان سخن بر سه گونهاند رابح، سالم، شاجب. رابح كسى است كه ذكر خدا گويد، سالم كسى است كه مىگويد، خدا را دوست دارم، و اما شاجب كسى است كه به مردم دروغ گويد و آنان را مسخره كند.
١١- امام صادق (ع) فرمود : از پدرم شنيدم كه مىفرمود : ترك كردن امورى كه براى شخص سودى ندارد از نشانه نيكويى اسلام اوست.
١٢١- باب استحباب مدارا كردن با مردم ١- امام صادق (ع) فرمود كه پيغمبر (ص) فرموده است، خداوند مرا به
سازگارى با مردم دستور داد همان طور كه به انجام واجبات امر فرمود.
٢- امام باقر (ع) فرمود : در تورات نوشته شده است : از جمله سخنان خدا با موسى بن عمران (ع) اين بود : اى موسى اسرار مرا در باطن خويش نهفته دار، ولى در ظاهرت مدارا كردن با دشمن خود و من را از جانب من آشكار كن، و با اظهار اسرار من در نزد مردم باعث ناسزاگويى آنان به من نشوى، و در دشنام دادن به من شريك دشمن خود و دشمن من گردى.
٣- حسين بن حسن گويد : از امام صادق (ع) شنيدم كه مىفرمود :
جبرئيل (ع) بر پيغمبر (ص) نازل شد و گفت : اى محمّد خداوند به تو سلام مىرساند، و مىگويد : با خلق من مدارا كن.
٤- امام صادق (ع) فرمود : كه پيغمبر (ص) فرموده است سه خصلت است كه هر كس نداشته باشد هيچ يك از اعمالش كامل نيست، تقوايى كه وى را از نافرمانى خدا باز دارد، اخلاقى كه با آن با مردم مدار ا كند، حلمى كه جهالت شخصى نادان را با آن ردّ نمايد.
٥- امام صادق (ع) فرمود : پيغمبر (ص) فرموده است : مدارا كردن با مردم نصف ايمان، و لطف كردن به آنها نصف زندگى است. سپس امام (ع) فرمود : با نيكان به طور پنهانى و با بدان آشكارا معاشرت داشته باشيد، و به بدان رغبت زياد نشان ندهيد كه بر شما ستم كنند، زيرا بزودى روزگارى برايتان پيش آيد كه در آن روزگار مردم متديّن رهايى ندارند مگر كسى كه وى را ابله پندارند، و خودش نيز تحمل كند كه به او نسبت ابله و بىعقلى بدهند.
٦- حذيفة بن منصور گويد : از امام صادق (ع) شنيدم كه مىفرمود : گروهى از قريش مدارا كردنشان با مردم كم شد تا از قريش رانده شدند، به خدا قسم از نظر خانوادگى عيبى نداشتند، و گروه ديگر از غير قريش سازگارىشان با مردم بهتر شد به خاندان عالى پيوستند. سپس فرمود : كسى كه دست نيكى خود را از مردم دريغ دارد، فقط دستى از آنها بازداشته، در صورتى كه مردم دستهاى زياد از او باز مىدارند. ٧- امام صادق (ع) خطاب به اسحاق بن عمّار فرمود : اى اسحاق، منافق را با زبانت اصلاح كن، دوستى خويش را با مؤمن خالص گردان، و اگر فرد يهودى همنشين تو شد، حقّ همنشينى وى را نيكو بدار.
٨- على (ع) در وصيت خود به فرزندش محمد حنفيّه فرمود : به همه مردم نيكى كن آن چنان كه مىخواهى به تو نيكى كنند، آنچه را كه براى خودت مىپسندى براى آنان نيز بپسند، و آنچه كه براى خويشتن نمىپسندى براى ديگران نيز مپسند، اخلاقت را با مردم نيكو كن تا در غيابت به تو محبّت ورزند، و اگر مردى برايت اشك ريزند، و إِنّا لِلّهِ وَ إِنّا إِلَيْهِ راجِعُونَ گويند، و از كسانى مباش كه در مرگش بگويند : الحمد للّه رب العالمين، بدان كه مدارا كردن با مردم پس از ايمان به خداى عزّ و جل سرآمد عقل است، كسى كه با همنشينانش خوب معاشرت نكند، خيرى در او نيست. و آنان كه ناچارند با وى معاشرت نمايند، خداوند براى رهايى از شرّ او راه نجاتى قرار مىدهد.- آنگاه فرمود : - من تمام زندگى و معاشرت مردم با يك ديگر را به منزله پيمانه پر مىپندارم كه دو جزء آن جلب محبّت و نيكى كردن، و يك جزء ديگرش در غفلت به سر بردن است. ٩- در حديث مرفوعهاى آمده است. كه على (ع) به فرزندانش فرمود : فرزندانم از دشمنى با مردم بپرهيزيد، زيرا آنها از دو صنف خارج نيستند، عاقلى كه با شما مجادله كند، و نادانى كه با شما به جهالت رفتار نمايد. و كلام به منزله مرد است، و پاسخش زن، هنگامى كه زن و مرد به هم پيوندند ناچار ثمرهاى خواهد داشت، سپس اين شعر را خواند.
هر كه از پاسخ بپرهيزد آبرويش سلامت ماند.
و كسى كه با مردم مدارا كند كار خوبى كرده است* كسى كه مردم را بزرگ شمارد مردم نيز او را بزرگ دانند* و هر كه مردم را تحقير نمايد هرگز مردم بزرگش نشمارند ١٠- سفيان بن عيينه گويد به زهرى گفتم : با على بن حسين (ع) ملاقات كردى؟ گفت آرى. و تا حال با كسى برتر از او ملاقات نكردهام. من براى او دوستى در نهان و دشمنى آشكارا نمىشناسم گفتند چگونه؟ گفت چون كسى را نديدم كه آن حضرت را دوست دارد، ولى از شدّت معرفت به فضلش به او رشك نبرد، و كسى را نديدم كه با آن حضرت دشمن باشد ولى از شدّت مداراى او با وى مدارا نكند.
١٢٢- باب وجوب ادا كردن حقوق واجب و مستحبّ مؤمن
١- امام صادق (ع) فرمود : خدا به چيزى بهتر از اداى حقّ مؤمن عبادت نشود.
٢- امام صادق (ع) فرمود : مسلمان برادر مسلمان است، به او ستم نمىكند، او را خوار نمىدارد، به وى خيانت نمىكند، سزاوار است كه مسلمانان در برقرارى
پيوند با يك ديگر بكوشند، و در كمك كردن بر مهربانى دو جانبه و مواسات با نيازمندان با يك ديگر سعى كنند. آن چنان باشيد كه خدا دستور داده «رُحَماءُ بَيْنَهُمْ»با همديگر مهربان باشيد، و نسبت به امور ديگران كه نتوانستهايد به يارى آنان بشتابيد. اندوهگين باشيد، مانند انصار كه در زمان رسول اللّه (ص) غمخوار يك ديگر و مهاجرين بودند.
٣- امام صادق (ع) فرمود : پيغمبر (ص) فرموده است : شش خصلت است كه در هر كس باشد در برابر خدا و نزديك او باشد. ابن ابى يعفور گفت : قربانت گردم آنها كدامند؟ فرمود : مسلمان آنچه را كه براى عزيزترين افراد خانوادهاش دوست مىدارد، براى برادر مسلمانش نيز دوست بدارد، و آنچه را كه براى آنان نمىپسندد، براى برادر مسلمان نيز نپسندد، و با او دوستى صميمانه داشته باشد، تا اين كه فرمود : وقتى در دوستى به اين حدّ برسد آنچه كه در دل دارد برايش توضيح دهد، و با شادى او شاد و با اندوه وى غمناك شود، و اگر توانايى انجام كارى را براى او دارد انجام دهد، و گر نه برايش دعا كند، تا اين كه گفت :
پيغمبر (ص) فرمود : خدا را جانب راست عرش بندگانى در برابرش دارد كه رخسارشان سفيدتر از برف و روشنتر از آفتاب است، شخصى مىپرسد آنها كيستند؟ گفته مىشود، آنها كسانى هستند كه براى عظمت خدا همديگر را دوست داشتند. ٤- امام صادق (ع) فرمود : مسلمان برادر مسلمان، و چشم، و آينه و راهنماى اوست، نسبت به او خيانت نمىكند، نيرنگ نمىزند، و ستم روا نمىدارد، به او دروغ نمىگويد، و غيبتش نمىكند.
٥- امام باقر (ع) فرمود : از جمله حقوق مؤمن بر برادر مؤمنش اين است كه در وقت گرسنگى او را سير كند، عورتش را بپوشاند، از گرفتاريها نجاتش دهد، قرضش را ادا نمايد، و چون بميرد نسبت به خانواده و فرزندانش از طرف او جانشينى كند، (يعنى نسبت به آنها محبّت نمايد)
٦- امام صادق (ع) فرمود : مؤمن برادر مؤمن است، چشم و راهنماى اوست، نسبت به او خيانت نمىكند، ستم روا نمىدارد، و گولش نمىزند، و اگر وعده داد خلف وعده نمىكند.
٧- معلىّ بن خنيس گويد : به امام صادق (ع) عرض كردم : حقّ مسلمان بر مسلمان چيست؟ فرمود : براى او هفت حقّ واجب است كه همه آنها بر عهده برادرش است و اگر برخى از آنها را ضايع كند از دوستى و اطاعت خدا خارج مىشود، و براى او (در اطاعت و بندگى خدا) بهرهاى نيست، عرض كردم : فدايت شوم.
آنها كدامند؟ فرمود : اى معلّى، ترا دوست دارم، و مىترسم كه نتوانى حفظ و مراعات كنى، و بدانى ولى عمل نكنى، گفتم «لا قُوّةَ إِلّا بِاللّهِ» نيرويى جز از خدا نيست، فرمود : آسانترين حقوق اين است كه آنچه را براى خودت دوست مىدارى براى او هم دوست داشته باش، و آنچه براى خود نمىپسندى براى او نيز نپسندى. و حقّ دوّم : اين كه از غضب او دورى و از رضايتش پيروى كنى و فرمانبردار امر او باشى.
سوم : اين كه با جان، مال، زبان، و دست و قدمت او را يارى كنى.
چهارم : اين كه چشم، و راهنما و آينه او باشى.
پنجم : اين كه تو سير نباشى و او گرسنه، تو سيراب نباشى و او تشنه، تو پوشيده نباشى و او برهنه.
ششم : اين كه اگر خدمتگزار دارى و برادرت ندارد، بر تو واجب است خدمتگزارت را بفرستى تا لباسهاى او را بشويد، و غذايش را آماده كند، و بسترش را
مرتّب نمايد. هفتم : اين كه سوگندش را تصديق كنى، دعوتش را بپذيرى، در وقت بيمارى از او عيادت كنى، و بر جنازهاش حاضر شوى، و چون بدانى حاجتى دارد در انجام حاجتش پيشدستى كنى تا او را مجبور نكنى كه از تو حاجت بخواهد بلكه خودت پيشدستى كنى چون اينها را انجام دادى دوستى خود را به دوستى او و دوستى او را به دوستى خود پيوند دادهاى.
٨- امام صادق (ع) فرمود : از جمله حقوق مسلمان بر مسلمان اين است كه او سير نباشد و برادرش گرسنه، و او سيراب و برادرش تشنه و او پوشيده و برادرش برهنه. چه بزرگ است حق مسلمان بر برادر مسلمانش و فرمود : آنچه براى خود مىپسندى براى برادر مسلمانت نيز بپسند، اگر نيازمند شدى از او يارى بخواه، و اگر وى از تو چيزى خواست به او عطا كن، نسبت به خيرى نبايد از او دلگير شوى، و نه او از تو ملول گردد، تو پشتيبان او باش و او پشتيبان تو باشد، و چون غايب شود در غيبتش او را نگهدار، و چون حاضر شود از او ديدن كن و تجليل و اكرامش نما، زيرا او از تو و تو از او هستى، اگر تو را نكوهش كرد از او جدا نشوى تا كينه از دلش بزدايى، اگر خيرى به او رسيد خدا را شكر كن، و اگر گرفتارى برايش پيش آمد كمكش كن، و اگر فريبش دادند او را يارى كن، هر گاه مردى به برادرش «افّ» (واى بر تو) بگويد. دوستى بين آنها قطع مىشود، و چون بگويد تو دشمن منى، يكى از آن دو كافر مىشود، و چون برادرش را متّهم كند، ايمان در قلبش همانند نمك در آب ذوب مىشود.
٩- امام صادق (ع) فرمود : از جمله حقوق مسلمان بر مسلمان اين است. كه چون او را ببيند سلامش كند، و چون بيمار شود عيادت نمايد، چون غايب گردد خيرخواهش باشد، چون عطسه نمايد دعايش كند (يرحمك اللّه) بگويد اگر دعوتش كرد قبول نمايد و چون بميرد او را تشييع كند.
١٠- ابو ميمون حارثى گويد : به امام صادق (ع) عرض كردم : حقّ مؤمن بر مؤمن چيست؟ فرمود : از جمله حقّ مؤمن بر مؤمن، دوستى قلبى و مواسات مالى است، و اين كه به جاى او از خانوادهاش سرپرستى كند و اين كه در برابر ظالم وى را يارى نمايد، و اگر در بين مسلمانان «از غنيمت و يا بخشش» نصيبى دارد و او غايب است سهمش را براى او دريافت كند، و چون بميرد به زيارت قبرش رود، و به او ستم روا ندارد، فريبش ندهد، خيانت نكند، خوارش نسازد، تكذيبش ننمايد، و به او «افّ» (واى بر تو) نگويد. و چون به او «افّ» گويد دوستى ميان آنها نباشد، و چون بگويد تو دشمن منى، يكى از آنها كافر مىشود، و اگر او را متّهم كند، ايمان در قلبش آب مىشود همانند نمك كه در آب حلّ مىشود.
١١- معلى بن خنيس مىگويد : از امام صادق (ع) در مورد حقّ مؤمن پرسيدم، فرمود : هفتاد حقّ است، فقط هفت حقّ را به تو مىگويم، زيرا به تو مهربانم، و مىترسم نتوانى تحمّل كنى، عرض كردم : چرا؟ ان شاء اللّه، فرمود : از جمله حقوق مؤمن، اين كه تو سير نباشى و او گرسنه، و پوشيده نباشى و او برهنه، و براى او راهنما باشى، و به منزله پيراهنى كه عيوب او را مىپوشاند، زبان گوياى او باشى، آنچه كه براى خودت دوست دارى براى او نيز بخواهى و اگر خدمتگزار دارى، براى مرتّب نمودن فرش و بسترش پيش او بفرستى، و در رفع نياز او شب و روز كوشش نمايى، وقتى كه اين كارها را انجام دادى، دوستى خودت را به محبّت ما رسانيدهاى و دوستى ما را به دوستى خدا پيوند دادى.
١٢- على (ع) در وصيتش به محمد بن حنفيّه فرمود : هرگز حقّ برادرت را به خاطر اعتمادى كه ميان شما هست ضايع مكن، زيرا كسى كه حقش را ضايع كردى برادرت نيست.
١٣- امام صادق (ع) فرمود : كه پيغمبر (ص) فرموده است : مؤمن براى خدا در ذمّه مؤمن هفت حق واجب دارد، محترم داشتن او در غيابش، دوستى با او از ژرفاى دل، و مواسات با او در مال خود، و اين كه غيبت او را حرام بداند، و هنگام بيمارى عيادتش كند، جنازهاش را تشييع كند، و پس از مرگ جز خوبى او را نگويد.
١٤- ابراهيم بن عباس گويد : هرگز امام رضا (ع) را نديدم كسى را با سخنى آزار دهد، و حرف كسى را پيش از تمام شدن سخنش قطع كند، و در صورت توانايى حاجت كسى را رد نمىنمود و در حضور همنشينانش هرگز پاى خود را دراز نمىكرد و به چيزى تكيه نمىداد، هيچ وقت نديدم كه به خدمه و غلامانش ناسزا گويد، هيچ گاه نديدم كه وى تنش را بخاراند و بلند بخندد، بلكه خندهاش تبسّم بود.
١٥- داود بن حفص گويد : در حضور امام صادق (ع) بوديم : چون عطسه فرمود، اراده كرديم كه او را دعا كنيم (يرحمك اللّه بگوئيم)، خودش فرمود : چرا «يرحمك اللّه» نگفتيد؟ همانا از جمله حق مؤمن بر برادرش چهار خصلت است، چون عطسه كرد او را دعا كند «يرحمك اللّه» گويد، اگر دعوت كرد بپذيرد، و اگر بيمار شد عيادتش كند، و چون بميرد جنازهاش را تشييع نمايد.
١٦- ابان بن تغلب گويد : با امام صادق (ع) طواف مىكردم، يكى از دوستانم را ديدم، و از من خواست همراه او بروم كه حاجتى دارد. او به من اشاره كرد و امام صادق (ع) او را ديد، و به من فرمود : اى ابان آن شخص ترا مىخواهد؟ گفتم : آرى، فرمود : او نيز عقيده ترا دارد، «يعنى شيعه است» گفتم :
آرى، فرمود : طوافت را قطع كن و با او برو، عرض كردم : اگر طواف واجب هم باشد، فرمود : بلى. ابان گويد : با دوستم رفتم. پس از آن به خدمت حضرت رسيدم، و از حقّ مؤمن پرسيدم، فرمود : اين موضوع را كنار بگذار و از من مخواه سپس همواره تكرار كردم و به اصرار نمودم، تا فرمود : اى ابان نيمى از مالت را به او مىدهى، سپس به من نگريست، و چون ديد چه حالى به من دست داده است فرمود : اى ابان آيا نمىدانى كه خداوند از ايثارگران ياد نموده است؟ گفتم : چرا؟ فرمود : چون تو نيمى از مالت را به او دهى وى را بر خود ترجيح ندادهاى زمانى او را بر خود ترجيح دادهاى كه از نصف ديگر هم به او بدهى.
١٧- امام صادق (ع) فرمود : چه زشت است براى مرد كه برادرش حقّ او را بشناسد- و رعايت نمايد- ولى او حقّ برادرش را نشناسد.
١٨- در حديث مرفوعهاى، پيغمبر (ص) فرمود : مؤمن آينه برادر مؤمنش است، پليديها را از او دور مىكند.
١٩- امام باقر (ع) فرمود : برادر مسلمانت را دوست بدار، آنچه براى خودت دوست دارى براى او نيز بخواه، و آنچه براى خود نمىپسندى براى او نيز مپسند، چون نيازمند شدى از او بخواه، و اگر او از تو چيزى درخواست كرد به او بده، هيچ خيرى را از او پنهان مدار كه او نيز خيرى را از تو نهفته ندارد، پشتيبان او باش تا او نيز پشتيبان تو باشد، و چون غايب شد در غيبتش حقّ را رعايت كن، و اگر حاضر شود با او ديدار نموده و تجليل و احترامش كن، زيرا تو از او و او از توست، و اگر بر تو نكوهش كرد، از او جدا نشوى تا اين كه از كينه دلش كاسته شود، اگر خيرى به او برسد، خدا را سپاسگزارى كن. چون گرفتار شد كمكش كن و حقّش را نيز به گردن گير.
٢٠- امام صادق (ع) فرمود : هر كه حقّ مؤمن را رعايت نكند، خداوند روز رستاخيز او را صد سال روى پا نگه مىدارد تا از عرقش سيلى در بيابان جارى گردد، سپس از طرف خداى عزّ و جل منادى فرياد زند، اين همان ستمگرى است كه حقّ خدا را نزد خود حبس نموده، سپس فرمود : پس از چهل سال توبيخ دستور داده مىشود كه او را به سوى آتش دوزخ ببرند.
٢١- على (ع) فرمود كه پيغمبر (ص) فرموده است : پسنديده است كه هر مسلمان شش كار را در حق برادرش انجام دهد :
١- وقتى كه او را ديد سلام كند. ٢- چون مريض شد عيادتش نمايد. ٣- وقتى عطسه كرد دعايش كند (يرحمك اللّه) بگويد. ٤- پس از مرگ بر جنازهاش حاضر شود. ٥- اگر او را دعوت كرد اجابت نمايد. ٦- آنچه كه براى خود مىپسندد براى او نيز بپسندد، و آنچه كه براى خودش دوست ندارد براى او نيز روا ندارد.
٢٢- محمّد بن مسلم گويد : شخصى از جبل عامل پيش من آمد و با او به خدمت امام صادق (ع) رسيديم در وقت خداحافظى از امام تقاضا كرد كه او را نصيحت فرمايد، حضرت فرمود : سفارش مىكنم ترا به تقواى الهى و نيكى به برادر مسلمانت، دوست بدار براى برادرت آنچه را كه براى خودت دوست مىدارى، و آنچه كه براى خود نمىپسندى براى او نيز مپسند، اگر از تو چيزى خواست به او بده، و اگر چيزى را از تو منع كرد تو از او بخواه، نسبت به خيرى از او دلگير مباش، تا او نيز ترا ملول نسازد، يار و ياور او باش، تا او نيز ياور تو باشد، اگر بر تو خشمگين شد از او دورى مجوى تا كينه از دلش بيرون كنى، اگر غايب شد در غيابش حقّ او را رعايت، و چون حاضر شد كمكش كن و بازويش را بگير،
و در حقّش مساعدت نموده و اكرامش كن، زيرا او از تو و تو از او مىباشى.
٢٣- على (ع) فرمود : شش خصلت است كه در هر كس باشد در نزد خدا مقرّب و داراى منزلت است، خداوند مسلمانى را دوست دارد كه آنچه را براى خودش دوست دارد براى برادرش نيز دوست بدارد، و هر چه كه بر خود نمىپسندد بر او نيز نپسندد، دوستانه او را نصيحت كند. فضيلت و برترى مرا بشناسد، و از من پيروى كند، و نتيجه كار مرا در نظر داشته باشد.
٢٤- على (ع) فرمود كه پيغمبر (ص) فرموده است : هر مسلمانى بر ذمّه برادر مسلمانش سى حق دارد، ذمّهاش از آنها برى نمىشود مگر اين كه آن حقوق را ادا كند يا برادرش از او درگذرد، (آن حقوق عبارتند) از لغزش او چشم بپوشد، به اشك چشمش شفقت آرد، عيبش را بپوشاند، لغزشش را ناديده بگيرد، عذرش را بپذيرد، اگر كسى غيبت او را كرد از او دفاع كند، همواره خير خواهش باشد، دوستى و محبّت او را حفظ كند، عهد و پيمانش را مراعات نمايد در موقع بيمارى عيادتش كند، در تشييع جنازهاش حاضر شود، دعوتش را بپذيرد، هديهاش را قبول كند، و آن را جبران نمايد، نعمتش را سپاسگزار باشد، با بهترين وجه او را يارى دهد، زن و بچه او را محافظت كند، حاجتش را روا كند، در انجام خواستهاش كوشش نمايد، موقع عطسه كردن «يرحمك اللّه» بگويد، راهنماى گمشدهاش باشد، و به سلامش پاسخ دهد، كلامش را خوب تلقى كند، بخشش او را ارج نهد، سوگندهايش را تصديق نمايد، دوست او را دوست داشته باشد و با وى دشمنى نكند، اگر ظالم و يا مظلوم واقع شد او را يارى كند، امّا يارى نمودن در حال ستمگرى او را از ستم كردن باز دارد، و اما يارى دادن در حال مظلوميت در باز پس گرفتن حقّش به او كمك نمايد، گرفتارش نكند، خوارش ندارد، آنچه كه از خير براى خودش مىخواهد براى او نيز بخواهد، و آنچه كه از بديها براى خودش نمىپسندد براى او نيز نپسندد، سپس فرمود : از پيغمبر (ص) شنيدم كه مىفرمود : هر يك از شما اگر چيزى از حقوق برادرش را به جا نياورد، روز قيامت از او مطالبه و بر نفع و يا ضرر او حكم خواهد شد. ٢٥- امام صادق (ع) از اجدادش نقل كرده كه پيغمبر (ص) آنها را بر انجام هفت چيز دستور داده و از انجام هفت چيز نهى فرموده است : آنها را به عيادت بيماران، تشييع جنازه، تصديق و امضاى سوگند، دعا براى عطسهكننده، يارى مظلوم، آشكار كردن سلام، و اجابت دعوت امر فرموده است.
١٢٣- باب تأكيد استحباب رعايت حقّ عالم ١- امام صادق (ع) فرمود : كه على (ع) مىفرمود : از حقوق دانشمند است كه بيش از حد از او سؤال نكنى براى پاسخ گرفتن از او از جامهاش نگيرى، چون بر او وارد شدى و گروهى در نزد او بودند به همه آنها سلام كن و بر او جداگانه سلام كن و در برابر او بنشين نه در پشت سرش، با دست و چشمت به او اشاره مكن، در مخالفت با گفتارش زياد نگو كه فلانى اين طور گفته و فلانى اين جور، و از بسيار نشستن با او خسته مشو، زيرا دانشمند مانند درخت خرماست، منتظر باش تا در موقعش از وجود او بهرهمند گردى، چون اجر عالم بيشتر است از كسانى كه روزها روزه دارند و شبها به عبادت بر پا ايستند و در راه خدا جهاد كنند.
٢- على (ع) فرمود : از جمله حقوق عالم است كه زياد از او سؤال نكنى و در پاسخ بر او پيشى نگيرى، و چون رو گرداند اصرار نورزى، چون خسته شد براى
پاسخ گرفتن از جامهاش نگيرى، با دست و چشم به او اشاره نكنى، در مجلس با او در گوشى صحبت نكنى، از عيوب او جستجو نكنى و نگويى كه فلانى بر خلاف گفتار شما اين طور گفته، راز او را آشكار نكنى، پيش او از كسى غيبت ننمايى، در غياب و حضور احترام او را نگه دارى، چون به مجلس وارد شدى به همه سلام كن و به وى جداگانه سلام كن. موقع نشستن در پيش رويش بنشين. اگر نيازمند شد در برآوردن حاجتش از ديگران سبقت بگير و از بسيار نشستن با او خسته مشو، زيرا دانشمند همانند درخت خرماست منتظر باش تا بموقع از ميوه دانش او بهرهمند گردى، عالم به منزله كسى است كه روز روزهدار باشد و شب به عبادت قيام نمايد و در راه خدا جهاد كند و چون عالمى بميرد، در اسلام شكافى پديد آيد كه تا روز قيامت مسدود نمىگردد، و دانشجوى علوم دينى را هفتاد هزار فرشته از فرشتگان مقرّب عالم بالا بدرقه مىكنند.
١٢٤- باب استحباب لطف و محبّت و به ديدار همديگر رفتن
١- شعيب عقرقوفى گويد : از امام صادق (ع) شنيدم كه به يارانش مىفرمود :
از خدا پروا كنيد، برادرانى خوشرفتار باشيد، در راه خدا با يك ديگر دوستى ورزيد، و با يك ديگر مهر ورزيده و رابطه داشته باشيد، به ملاقات يك ديگر برويد، و در باره امر (ولايت) ما با هم مذاكره كنيد و آن را زنده داريد.
٢- امام صادق (ع) فرمود : شايسته است مسلمانان در پيوستن به همديگر، و يارى بر مهرورزيدن به هم، و مواسات با نيازمندان، و رأفت نسبت به يك ديگر كوشا باشند، تا چنان باشند كه خداى عز و جل فرموده «رُحَماءُ بَيْنَهُمْ» مؤمنان
با يك ديگر مهر ورزند و نسبت به امرى كه مربوط به آنهاست و از بين رفته اندوهگين باشند، همان گونه كه گروه انصار در زمان رسول اللّه (ص) بودند.
٣- امام صادق (ع) فرمود : با يك ديگر پيوند خوشرفتارى و محبّت داشته باشيد، و برادرانى نيكو كار باشيد آن چنان كه خداى عزّ و جلّ به شما امر فرموده است.
٤- عبد اللّه بن يحيى كاهلى گويد : از امام صادق (ع) شنيدم كه مىفرمود :
با يك ديگر پيوند خوشرفتارى و مهربانى و عطوفت داشته باشيد.
٥- امام باقر (ع) فرمود : خداوند بيامرزد كسى را كه بين دو دوست ما الفت برقرار كند، اى گروه مؤمنان به يك ديگر مهر و محبّت ورزيد.
٦- على (ع) فرمود : كه پيغمبر (ص) فرموده است : همانا خداى عزّ و جلّ مهربان است. و هر مهربانى را دوست مىدارد.
١٢٥- باب استحباب پذيرش عذر
١- امام صادق (ع) از اجدادش نقل كرده است كه پيغمبر (ص) در وصيّتش به على (ع) فرموده : يا على هر كه عذر عذرخواهى را نپذيرد چه راست يا دروغ، به شفاعت من نمىرسد.
٢- علىّ (ع) در وصيّتش به محمّد بن حنفيه فرمود : در اثر شكّ و گمان پيوندت را از برادر خود قطع نكن، و بدون رضايت وى از او قطع رابطه مكن، شايد عذرى دارد و تو وى را سرزنش مىكنى، هر كه پوزش خواست عذرش را بپذير، چه راست يا دروغ، تا به شفاعت نايل گردى،
٣- على بن حسين (ع) به فرزندش فرمود : اگر كسى در سمت راست تو بايستد و ترا دشنام دهد آنگاه به سمت چپ تو آيد و عذرخواهى كند عذرش را بپذير.
١٢٦- باب استحباب سلام كردن و مصافحه در وقت ملاقات ..
١- ابو عبيده گويد : از امام باقر (ع) شنيدم كه مىفرمود : چون دو مؤمن به هم برسند و دست بدهند خدا به آنها توجه كرده و گناهان از چهره آنها بريزد تا از يك ديگر جدا شوند.
٢- امام باقر (ع) فرمود : چون دو نفر مؤمن به هم برسند و مصافحه كنند، خداوند به آنها رو كند و گناهانشان مانند برگ درخت بريزد.
٣- زراره گويد : از امام باقر (ع) شنيدم كه مىفرمود : مؤمن به وصف درنمىآيد، زيرا مؤمن وقتى كه با برادرش ديدار و مصافحه كند، خداوند همواره به آنها توجّه كند، و گناهان از رخسارشان مانند برگ درخت بريزد.
٤- رفاعه گويد : از امام باقر (ع) شنيدم كه مىفرمود : مصافحه كردن مؤمن از مصافحه ملائكه برتر است.
٥- امام صادق (ع) فرمود : مصافحه كنيد، زيرا مصافحه كينه را از بين مىبرد.
٦- امام باقر (ع) فرمود : چون دو مؤمن به هم رسند و مصافحه نمايند، خدا دستش را در ميان دست آنها گذارد، و با آن كه محبتش نسبت به رفيقش زيادتر است مصافحه كند.
حديث ٧ مانند حديث ٦ است و در ذيل حديث ٧ (چنين آمده است) : چون خداوند به آنان توجّه كند. گناهانشان مانند برگ درخت بريزد.
٨- امام باقر (ع) فرمود : كه پيغمبر (ص) فرموده است : چون يكى از شما برادر خود را ملاقات كند، بايد به او سلام كند و مصافحه نمايد، زيرا خداى عز و جل بدين عمل فرشتگان را گرامى داشته است، پس شما نيز عمل فرشتگان را انجام دهيد.
٩- امام باقر (ع) فرمود : كه پيغمبر (ص) فرموده است : چون با يك ديگر ملاقات كرديد با سلام و مصافحه ملاقات كنيد، و چون از يك ديگر جدا شويد با طلب آمرزش جدا شويد.
١٠- امام صادق (ع) فرمود : پيغمبر (ص) با حذيفه ملاقات و دست مباركش را براى مصافحه دراز كرد حذيفه دستش را عقب كشيد، پيغمبر (ص) فرمود : اى حذيفه من دستم را به سوى تو دراز كردم و تو دست خود را عقب كشيدى؟ حذيفه عرض كرد : يا رسول اللّه به دست مباركت رغبت دارم ولى من جنب بودم و دوست ندارم دستم با جنابت به دست شما برسد. حضرت فرمود : مگر نميدانى كه چون دو مسلمان با هم ملاقات و مصافحه كنند گناهانشان مانند برگ درخت مىريزد.
١١- امام صادق (ع) در حديثى فرمود : قدر و منزلت مؤمن اندازه ندارد، چون مؤمن هر گاه برادرش را ملاقات و با او مصافحه كند خداوند به آنان توجّه نمايد و گناهان از چهرهشان فرو مىريزد، همچنان كه باد شديد برگ را از درخت مىريزد، تا اين كه از هم جدا شوند.
١٢- امام صادق (ع) فرمود : پاداش شما در مصافحه كردن همانند پاداش جهادگران است.
١٣- امام باقر (ع) فرمود : چون دو مؤمن با هم مصافحه كنند، از هم جدا مىشوند بىآنكه گناهى برايشان باقى بماند.
١٤- امام صادق (ع) فرمود : در گفتگوى ابراهيم (ع) با شخصى چنين آمده است، كه ابراهيم برخاست و با او معانقه كرد. وقتى خداوند پيغمبر (ص) را مبعوث فرمود، مصافحه را مستحبّ گردانيد.
١٥- امام باقر (ع) فرمود : نخستين دو نفرى كه در روى زمين با هم مصافحه كردند ذو القرنين و ابراهيم خليل بود، ابراهيم خليل ذو القرنين را استقبال و با وى مصافحه نمود، و نخستين درخت در روى زمين درخت خرما بود.
(متن حديث ١٦- با حديث ٩ يكى است به حديث ٩ مراجعه شود.)
١٧- مالك بن اعين جهنى گويد كه امام صادق (ع) به من فرمود : به خدا سوگند شما پيروان ما هستيد، تا آن جا كه فرمود : كسى نمىتواند حق مؤمن را توصيف كند و حقوق واجب برادرش را ادا نمايد. اى مالك، به خدا قسم وقتى كه مؤمنان با يك ديگر ملاقات و مصافحه كنند، خداوند همواره به آنان نظر محبّت و آمرزش دارد، و پيش از آن كه از هم جدا شوند گناهان از چهرهها و اعضايشان مىريزد پس چه كسى مىتواند خدا و مؤمنى را كه در پيشگاه خدا چنين مقامى دارد توصيف نمايد؟
١٨- امام صادق (ع) فرمود : مصافحه مؤمن هزار حسنه دارد.
١٢٧- باب استحباب مصافحه و حدود و چگونگى آن
١- هشام بن سالم گويد : از امام صادق (ع) حدّ مصافحه را پرسيدم : فرمود :
به اندازه گردش دور درخت خرماست (يعنى اگر به اندازه گردش دور درخت خرما از يك ديگر جدا شوند مستحب است كه با يك ديگر مصافحه كنند).
٢- ابو عبيده گويد : من در يك كجاوه با امام صادق (ع) بودم، اوّل من سوار مركب مىشدم سپس آن حضرت، وقتى كه قرار مىگرفتيم، حضرت به من سلام مىكرد و مانند مردى كه رفيق خود را بتازگى نديده، احوال پرسى و مصافحه مىكرد، و در وقت پياده شدن او پيش از من پياده مىشد و چون بر زمين قرار مىگرفتيم، سلام مىكرد. و همانند كسى كه رفيقش را بتازگى نديده احوال پرسى مىنمود. عرض كردم يا ابن رسول اللّه شما كارى مىكنيد كه هيچ كس از مردم نزد ما نمىكند، و اگر يك بار هم انجام دهد زياد است، فرمود : مگر ثواب مصافحه را نمىدانى؟ چون دو مؤمن به هم برسند و مصافحه نمايند، گناهانشان همواره مانند برگ درخت فرو مىريزد، و خداوند به آنها توجّه مىكند تا از يك ديگر جدا شوند.
٣- ابو عبيده حذّاء گويد : از مدينه تا مكّه در يك طرف كجاوه همراه امام صادق (ع) بودم، حضرت در بين راه پياده شد و كارش را انجام داد و برگشت فرمود : دستت را بده، دستم را دراز كردم، حضرت چنان فشرد كه در انگشتانم فشار را احساس كردم، سپس فرمود : اى ابا عبيده، هر مسلمانى كه برادر مسلمانش را ملاقات و با وى مصافحه كند و انگشتان خود را با انگشتان او درهم كند گناهانشان همانند برگ درختان در فصل زمستان بريزد.
٤- ابو حمزه گويد : هم كجاوه امام باقر (ع) بودم، چون بار به زمين گذاشتيم، حضرت كمى راه رفت و سپس آمد و دست مرا گرفت و به گرمى فشرد. عرض كردم فدايت شوم، مگر در كجاوه همراه شما نبودم، فرمود : مگر نمىدانى كه چون مؤمن گردشى كند و سپس به برادرش دست دهد، خداوند همواره به آنان نظر مرحمت و توجّه نمايد، و به گناهان فرمايد از آنها فرو ريزيد. اى ابا حمزه، سپس گناهان مانند برگ درخت فرو ريزد، و آنها پاك و بىگناه از يك ديگر جدا شوند.
٥- امام باقر (ع) فرمود : براى مؤمنان سزاوار است كه چون يكى از آنها از رفيقش به فاصله درختى نهان و غايب شد و سپس به هم رسيدند مصافحه كنند.
٦- امام صادق (ع) فرمود : مسلمانان همراه رسول اللّه به جنگ مىرفتند، و از جايى كه پر از درخت بود عبور كردند، چون به فضاى آزاد رسيدند، به يك ديگر نگريستند و مصافحه كردند.
٧- امام صادق (ع) از پدرانش نقل كرده است كه پيغمبر (ص) در حديث مناهى، از مصافحه با ذمّى نهى فرموده است.
٨- در حديث اربعمائة علىّ (ع) فرمود : چون با برادرانتان ديدار نماييد، مصافحه كنيد، و خوشرويى نشان دهيد، از يك ديگر كه جدا مىشويد گناهى برايتان باقى نمىماند. حتى با دشمنت مصافحه كن گر چه او نخواهد، زيرا مصافحه از كارهايى است كه خدا بندگانش را به آن دستور داده، و مىفرمايد :
«اى رسول ما، تو آزار و بديهاى امّت را به وجه احسن پاسخ بده» .
١٢٨- باب آداب استقبال و بدرقه مسافر
١- امام حسن عسكرى (ع) فرمود : چون جعفر بن ابى طالب از حبشه برگشت پيغمبر (ص) به سويش شتافت و به اندازه دوازده قدم از او استقبال فرمود، او را در آغوش گرفت و پيشانىاش را بوسيد و با ديدن او اشك شادى ريخت.
٢- پيغمبر (ص) فرمود : از جمله حقوق مهمان بر صاحب خانه اين است كه وى را تا در منزل همراهى و بدرقه كند.
٣- اسحق بن عمّار گويد : به امام صادق (ع) عرض كردم كسى براى تعظيم ديگرى از جايش برمىخيزد، فرمود : مكروه است مگر براى مردى كه به خاطر دينش برپا خيزد.
٤- طبرسى در مكارم الاخلاق ذكر نموده كه مردى در مسجد بر پيغمبر (ص) وارد شد و او تنها نشسته بود، حضرت كنار رفت (برايش جا باز كرد) و فرمود : از جمله حقّ مسلمان بر مسلمان اين است كه چون قصد نشستن كند كنار رود (او را جاى دهد) ٥- در روايت هست كه پيغمبر (ص) فرمود : هر كه دوست داشته باشد كه مردم به احترامش بر پا خيزند جايگاهش پر از آتش مىشود.
٦- حضرت [صادق (ع)] فرموده : مانند عجمها براى يك ديگر بر پا نخيزيد، ولى براى احترام از جا تكان خوردن عيب ندارد. (جا دادن به او)
١٢٩- باب حكم كرنش بر بزرگان از قبيل بوسيدن فرش، بر پا خاستن و جلوى آنها دويدن و غيره
١- صفوان بن يحيى گويد كه ابو قره رفيق جاثليق از من تقاضا كرد كه او را پيش حضرت رضا (ع) ببرم، از امام (ع) اجازه خواستم، فرمود : او را پيش من بيار، و چون ابو قرّه بر آن حضرت وارد شد فرشش را بوسيد و گفت : وظيفه دينى ما اين است كه نسبت به بزرگان زمانمان اين گونه تعظيم نماييم.
٢- سيد رضى در نهج البلاغه گويد : در مسير حضرت على (ع) به شام كدخدايان و بزرگان انبار (اسم محلى است) با آن حضرت ديدار كردند و به احترامش پياده شدند (و در پيش ركابش) دويدند، فرمود : اين چه كارى بود كه شما كرديد؟ گفتند اين از آداب ماست كه بدين وسيله فرماندهانمان را تعظيم مىكنيم، فرمود : سوگند به خدا حكمرانان شما از اين كار سودى نمىبرند، و شما هم با اين كار به زحمت مىافتيد و در آخرت هم باعث مشقّت شماست، چه زيان آور است رنجى كه كيفر به دنبالش باشد، و چه سودمند است رها كردن كارى آنگاه كه ايمنى از آتش را به دنبال داشته باشد.
١٣٠- باب تحريم گماشتن دربان براى منع ورود شيعه
١- ابو حمزه گويد : به امام باقر (ع) عرض كردم فدايت شوم : چه مىفرمايى
در مورد مسلمانى كه براى ديدن يا حاجتى نزد مسلمانى برود و او در خانه باشد و اجازه ورود بخواهد، او اجازه ندهد و از خانه هم بيرون نيايد؟ فرمود، اى ابا حمزه، هر مسلمانى كه براى ديدار يا درخواست حاجتى نزد مسلمانى برود كه در خانه است و اجازه ورود بخواهد و او بيرون نيايد، پيوسته به لعنت خدا گرفتار باشد تا همديگر را ملاقات نمايند، عرض كردم : فدايت شوم، در لعنت خداست تا يك ديگر را ديدار كنند؟ فرمود : آرى اى ابا حمزه.
٢- اسحاق بن عمّار گويد : خدمت امام صادق (ع) رسيدم، حضرت با ترشرويى به من نگاه كرد، عرض كردم (يا ابن رسول اللّه) چه چيز حالت شما را نسبت به من دگرگون نموده است؟ فرمود : آنچه كه رفتار ترا نسبت به برادرانت دگرگون ساخته، اى اسحاق به من خبر رسيده كه در خانهات دربان گذاشتهاى تا فقراى شيعه را راه ندهند، عرض كردم : فدايت شوم من از شهرت ترسيدم، فرمود :
آيا از بلا نترسيدى؟ آيا نميدانى چون دو مؤمن به هم برسند و مصافحه نمايند خداى عزّ و جل بر آنها رحمت فرو مىفرستد كه نود و نه درصد رحمت براى كسى است كه محبّتش به رفيقش بيشتر باشد و اگر محبتشان يكسان باشد رحمت خدا پردهاى برايشان فرو كشد، و چون به مذاكره نشينند، برخى از فرشتگان محافظ آنها به بعضى ديگر مىگويند : از اينها دور شويم شايد رازى داشته باشند كه خدا بر آنها پرده كشيده است، عرض كردم : مگر خداى عزّ و جل نمىفرمايد «به گفتارى لب نگشايد جز آن كه نزد او فرشتهاى مراقب و آماده باشد (٣» فرمود : اى اسحاق اگر محافظان نشنوند، خداوند عالم به رازها مىشنود و مىبيند.
٣- مفضّل بن عمر گويد : امام صادق (ع) فرمود : هر مؤمنى كه بين او و مؤمن
ديگر حجابى باشد، خداوند ميان او و بهشت هفتاد هزار ديوار بلند مىكشد كه فاصله بين دو ديوار هزار سال راه باشد.
٤- محمد بن سنان گويد : در خدمت امام رضا (ع) بودم حديثى طولانى ذكر فرمود كه مضمونش اين بود؛ سه نفر از بنى اسرائيل مؤمنى را از وارد شدن بر خود منع كردند و به او اجازه ملاقات ندادند، ولى بعدا با او همراه شدند «چهار نفرى به باغى مىرفتند» پس آتشى از آسمان فرود آمد آن سه نفر را سوزاند و مؤمن زنده ماند.
٥- امام رضا (ع) فرمود : مؤمن به منزله برادر مؤمن است كه از يك پدر و مادر باشند هر كه برادرش را متّهم كند ملعون است، و هر كه به او نيرنگ زند ملعون است. و هر كه خير خواه برادرش نباشد ملعون است، و هر كه بين خود و برادرش مانعى ايجاد نمايد و غيبت او كند ملعون است ملعون، ملعون.
١٣١- باب استحباب معانقه با مؤمن و همراهى و مذاكره با او
١- امام باقر و امام صادق (ع) فرمودند : هر مؤمنى كه براى ديدن برادرش بيرون رود و حقّ او را بشناسد، در برابر هر قدمى كه بردارد خدا حسنهاى به او دهد گناهى را از وى بزدايد، و يك درجه او را بالا برد، و چون در خانهاش را بكوبد، درهاى آسمان برايش باز شود، و چون با هم ديدار و مصافحه و معانقه نمايند، خداوند به آنان توجّه فرمايد و به وجود آنان نزد فرشتگانش فخر كند، و فرمايد : دو بندهام را بنگريد براى من يك ديگر ملاقات نمودند و با هم دوستى كردند، و بر من سزاست كه پس از اين ديدار و زيارت ديگر آنها را با آتش عذاب نكنم.
٢- امام صادق (ع) فرمود : چون دو مؤمن با يك ديگر معانقه كنند، رحمت خدا آنها را فراگيرد و چون يك ديگر را در آغوش كشند و از آن كار جز رضاى خدا نخواهند و غرض دنيوى نداشته باشند به آنها گفته شود شما آمرزيده شديد عمل را از سر بگيريد (يعنى گناهان سابق شما از بين رفت) و چون براى مذاكره با هم روبرو شوند، برخى از فرشتگان به برخى ديگر گويند. از اينها دور شويد، شايد رازى دارند كه خدا براى آنها پوشيده نگه داشته است.
٣- اسحاق بن عمّار گويد : كه امام صادق (ع) به او فرمود : اى اسحاق از ديدار برادرانت خسته نشو، زيرا هر گاه مؤمن به ديدار برادر مؤمنش برود و به او خوش آمد بگويد خداوند تا روز قيامت براى او مرحبا مىنويسد، و چون با او مصافحه كند خداوند براى آنان صد رحمت مىفرستد، نود و نه در صد رحمت براى كسى است كه رفيقش را بيشتر دوست دارد، سپس پروردگار به آنان توّجه كند و به آن كه محبّتش نسبت به رفيقش بيشتر باشد بيشتر توجّه نمايد، و چون با هم معانقه كنند رحمت خداوند آنها را فرا گيرد.
١٣٢- باب استحباب استفاده رساندن برادران به همديگر در راه خدا
١- محمد بن زيد گويد : از امام رضا (ع) شنيدم كه مىفرمود : هر كه در راه خدا به برادرش نفعى برساند در بهشت خانهاى به دست مىآورد.
٢- امام صادق (ع) به نقل از اجدادش فرمود كه پيغمبر (ص) فرمود : مسلمان از هيچ چيزى بعد از اسلام همانند بهره رساندن به برادر دينى در راه خدا بهرهمند نمىشود آنگاه امام به فضل بن عبد الملك فرمود : اى فضل فقراى شيعيان ما را تحقير نكنيد، زيرا فقير در روز قيامت همانند ربيعه و مضرّ شفاعت مىكند، سپس فرمود : اى فضل اين كه مؤمن را مؤمن گفتهاند براى اين است كه او به خدا ايمان آورده و امان خدا را دريافت داشته، آنگاه فرمود : آيا نشنيدهاى كه خداوند در باره دشمنانتان مىفرمايد : چون در روز قيامت شفاعت كردن يكى از شماها را براى دوستش ببينند، مىگويند : «براى ما شفاعتكننده و دوستى نزديك و صميمى نيست» .
١٣٣- باب استحباب بوسيدن مؤمنان يك ديگر را، و محل بوسه
١- امام موسى كاظم (ع) فرمود : هر كه به خاطر خويشاوندى خويشاوندش را ببوسد عيبى ندارد و جاى بوسيدن برادر «نسبى يا ايمانى» گونه اوست و جاى بوسيدن امام پيشانى او.
٢- امام صادق (ع) فرمود : بوسيدن دهان كسى سزاوار نيست مگر دهان زن، و بچه كوچك.
٣- امام صادق (ع) فرمود : دست و سر كسى نبايد بوسيده شود مگر پيغمبر (ص) يا كسى كه منسوب به پيغمبر (ص) باشد (ائمه (ع)، سادات و علما) ٤- على بن مزيد گويد : خدمت امام صادق (ع) رسيدم و دستش را گرفتم و بوسيدم، حضرت فرمود : به هوش باش كه اين كار جز نسبت به پيغمبر (ص) يا وصىّ پيغمبر شايسته نيست.
٥- يونس بن يعقوب گويد : به امام صادق (ع) عرض كردم دستت را بده تا ببوسم. حضرت دستش را به من داد، پس عرض كردم قربانت گردم سر مباركت را، حضرت جلو آورد بوسيدم، سپس عرض كردم قربانت گردم پاى مباركت را، حضرت سه بار فرمود : سوگند دهم ترا كه از بوسيدن پا بگذرى و سه بار فرمود : آيا چيزى باقى مانده است. (يعنى بعد از بوسيدن دست و سر عضو ديگرى شايسته بوسيدن نيست)
٦- امام صادق (ع) فرمود : شما شيعيان داراى نورى هستيد كه در جهان با آن شناخته مىشويد تا آن جا كه هر گاه يكى از شما برادرش را ملاقات كند جاى نور را در پيشانى او مىبوسد.
٧- ابراهيم بن ادريس از پدرش نقل مىكند كه پس از رحلت امام حسن عسكرى (ع)، صاحب الزمان (ع) را جوانى نورسته ديدم و دستها و سر مباركش را بوسيدم.
٨- در نامه برادر علىّ بن جعفر است كه از امام موسى كاظم (ع) پرسيدم آيا براى مرد سزاوار است كه مردى يا زنى را ببوسد؟ فرمود : در بوسيدن برادر، پسر، خواهر، دختر و مانند اينها باكى نيست.
١٣٤- باب كراهت كرنش براى مردم حتّى امام
١- امام موسى كاظم (ع) فرمود : مردى براى آن حضرت در حالى كه بر پا ايستاده بود قصهاى طولانى نقل كرد، و از طرف مرد كافرى به او سلام رسانيد، سپس گفت سرورم، اگر اجازه فرماييد تعظيمتان كنم و بنشينم، فرمود : براى نشستن اجازهات مىدهم ولى براى كرنش نه، آن مرد نشست و گفت سلام ترا به رفيقم برسانم يا نه؟ فرمود : خداوند ان شاء اللّه رفيقت را هدايت كند و اگر او بر دين ما باشد سلام ما بر او باد.
١٣٥- باب كراهت مجادله و دشمنى با مردم
١- امام صادق (ع) فرمود كه حضرت علىّ (ع) فرموده است : از مجادله و ستيزهجويى بپرهيزيد زيرا آنها دلهاى برادران را بيمار كنند و سبب نفاق شوند.
٢- پيغمبر (ص) فرمود : هر كه خدا را با سه خصلت ملاقات كند (و با اين سه خصلت از دنيا برود) از هر درى كه بخواهد وارد بهشت شود.
١- كسى كه اخلاق نيكو داشته باشد، ٢- در حضور و غياب مردم از خدا بترسد. ٣- مجادله را ترك نمايد گر چه حق با او باشد.
٣- پيغمبر (ص) فرمود : كسى كه خدا را هدف مجادلاتش قرار دهد به تحوّل بيشتر نزديك مىشود (از رأيى به رأى ديگر منتقل گردد)
٤- امام صادق (ع) فرمود : با اشخاص بردبار، و نادان مجادله مكن، زيرا حليم ترا دشمن دارد، و سفيه آزارت رساند.
٥- امام صادق (ع) فرمود : از دشمنى با يك ديگر بپرهيزيد زيرا خصومت دل را مشغول كند و موجب نفاق شود و كينهها پديد آورد.
٦- امام زين العابدين (ع) فرمود : واى بر كسانى كه فاسقند و هميشه رياكار، واى بر مردمى كه به آسانى تن به گناه دهند و پيوسته دشمن همديگرند، واى بر مردمى كه گناهكارند و گفتارشان بيشتر در غير ذات پروردگار است.
٧- امام صادق (ع) از اجدادش نقل مىكند كه پيغمبر (ص) فرموده است. من خانهاى در بالاترين نقطه بهشت و خانهاى در وسط آن و خانهاى در باغهاى بهشت را ضمانت مىكنم براى كسى كه مجادله نكند، گرچه حق با او باشد. (و در روايت ديگر چنين آمده).
٨- براى كسى كه دروغ نگويد گرچه به شوخى، و براى كسى كه خلقش نيكو باشد.
٩- على (ع) فرمود : هر كه آبروى خويش را دوست دارد بايد مجادله و ستيزهجويى را رها كند.
١٣٦- باب استحباب اجتناب از كينه و عداوت و دشمنى و بغض و ...
١- امام صادق (ع) فرمود كه پيغمبر (ص) فرموده است : هر وقت كه جبرئيل پيش من مىآمد. مىگفت اى محمّد از بغض و دشمنى با مردم بپرهيز.
٢- وليد بن صبيح گويد : از امام صادق (ع) شنيدم كه فرمود : پيغمبر (ص) فرموده است : جبرئيل در هيچ چيزى به اندازه پرهيز از دشمنى با مردم به من سفارش نكرده است.
٣- امام صادق (ع) فرمود : جبرئيل به پيغمبر (ص) گفت : از مشاجره و ستيزه كردن با مردم بپرهيز.
٤- امام صادق (ع) فرمود : از خصومت با مردم بپرهيزيد زيرا خصومت موجب آزار و غرامت است و عيب نهفته را آشكار سازد.
٥- امام صادق (ع) فرمود : هر كه تخم عداوت بكارد كاشته خود را درو مىكند.
٦- امام صادق (ع) فرمود كه پيغمبر (ص) فرموده است : هر وقت كه جبرئيل پيش من مىآمد مرا موعظه مىكرد، و آخرين سخنش با من اين بود كه از خصومت با مردم بپرهيز، زيرا خصومت عيب نهفته را آشكار مىكند و عزّت را از بين مىبرد.
٧- امام صادق (ع) فرمود كه پيغمبر (ص) فرموده است : آگاه باشيد در عداوت كردن با يك ديگر تراشيدن و از ريشه بركندن است، مقصودم تراشيدن و بركندن مو نيست، امّا ستردن و بركندن دين است.
٨- امام باقر (ع) به نقل از پدرانش مىگويد كه پيغمبر (ص) فرمود : هر كه زياد غصّه خورد بيمار گردد، و هر كه بد اخلاق باشد خودش در عذاب است، و هر كه با مردم مشاجره كند جوانمرديش ساقط مىشود، سپس فرمود : همواره جبرئيل مرا از ستيزه كردن با مردم نهى مىكرد همچنان كه از شراب خوارى و بتپرستى بازمىداشت.
٩- امام رضا (ع) به نقل از پدرانش فرمود : كه پيغمبر (ص) فرموده است از خصومت با مردم دورى كنيد، زيرا خصومت عيوب نهفته را آشكار مىسازد و عزّت را از بين مىبرد.
١٣٧- باب تحريم مكر، حسد، خيانت و نيرنگ
١- امام رضا (ع) از اجدادش نقل مىكند : كه پيغمبر (ص) فرموده است هر كه مسلمان باشد مكر و حيله نمىكند، از جبرئيل شنيدم كه مىگفت مكر و فريب سبب ورود در آتشند سپس فرمود : كسى كه مسلمانى را فريب دهد و به او خيانت ورزد از ما نيست. آنگاه فرمود : جبرئيل از طرف خدا بر من نازل شد و گفت : اى محمد بر تو باد به خوش خويى زيرا بدخويى خير دنيا و آخرت را از بين مىبرد، آگاه باشيد شبيهترين شما به من خوشخلقترين شماست.
٢- علىّ (ع) فرمود : مكر و فريب سبب ورود در آتشند.
٣- امام صادق (ع) از پدرانش نقل كرده است كه پيغمبر (ص) فرمود هر كه با مسلمانى مكر نمايد از ما نيست.
٤- على (ع) فرمود : اگر مكر و نيرنگ سبب ورود در آتش نبودند من مكر انديش ترين مردم بودم.
٥- زاذان گويد : از على (ع) شنيدم كه مىفرمود : اگر اين فرمايش را از پيغمبر (ص) نشنيده بودم كه مىفرمود مكر، نيرنگ، خيانت، سبب ورود در آتشند، مكر من از تمام اعراب بيشتر بود.
٦- عبد الرحمن بن ابى نجران گويد : از امام باقر (ع) در باره معناى آيه
وَ لا تَتَمَنّوْا ما فَضّلَ اللّهُ بِهِ بَعْضَكُمْ عَلى بَعْضٍپرسيدم، آرزو مبريد بر آنچه كه خداوند فزونى نهاد برخى از شما را بر بعضى ديگر، فرمود : هرگز كسى آرزوى تصاحب زن يا دختر شخص ديگر را نبايد داشته باشد، ولى آرزوى داشتن مانند آنها عيبى ندارد.
آداب معاشرت از ديدگاه معصومان عليهم السلام ١٨٦ ١٤١ - باب جواز دروغ در اصلاح بين مردم و عدم جواز راستگويى در فساد
١٣٨- باب تحريم دروغ
١- امام باقر (ع) فرمود : نخستين كسى كه دروغگو را تكذيب مىكند خداى عزّ و جلّ است، سپس دو فرشتهاى كه با خود شخص همراهند، سپس خود شخص نيز مىداند كه دروغگوست.
٢- عمر بن يزيد گويد : از امام صادق (ع) شنيدم كه مىفرمود : دروغگو با برهانهاى روشن هلاك مىگردد، و پيروانش به وسيله شبهات، (يعنى شبهاتى كه به وسيله دروغ او به وجود آمده است) ٣- امام باقر (ع) فرمود : خداوند براى پليديها قفلهايى قرار داده و شراب را كليد آنها قرار داده، و دروغ بدتر از شراب است.
٤- امام باقر (ع) فرمود : دروغ ويرانگر ايمان است.
٥- امام صادق (ع) فرمود : كه عيسى بن مريم چنين گفته است، هر كه دروغش زياد شود، آبرويش برود.
٦- على (ع) فرمود : براى مرد مسلمان سزاوار است كه از دوستى و رفاقت
دروغگو پرهيز كند، زيرا او آن قدر دروغ گويد كه اگر راست هم بگويد كسى آن را باور نكند. ٧- زراره گويد : از امام صادق (ع) شنيدم كه مىفرمود : از جمله چيزهايى كه خداوند به وسيله آن به دروغگويان كمك كرده است فراموشى است (يعنى دروغگو فراموشكار است) ٨- ابو اسحاق خراسانى گويد علىّ (ع) مىفرمود : از دروغ بپرهيزيد، چون هر شخص اميدوار، جوينده است، و هر بيمناكى گريزان «از واقعيّت» است.
٩- عبد الرحمن بن حجّاج گويد : به امام صادق (ع) عرض كردم : آيا دروغگو كسى است كه در مورد موضوعى دروغ بگويد؟ فرمود : نه، زيرا كسى نيست كه اين عمل از او سر نزند، ولى مقصود آن شخصى است كه به دروغگويى عادت كرده است.
١٠- ابو بصير گويد : از امام صادق (ع) شنيدم كه مىفرمود : همانا بنده خدا دروغ گويد تا آن جا كه از دروغگويان به شمار آيد، وقتى كه دروغ گفت خداى عزّ و جل مىفرمايد : دروغ گفت و از حق دور شد.
١١- امام رضا (ع) فرمود : از پيغمبر (ص) سؤال شد. ممكن است مؤمن ترسو باشد؟ فرمود : آرى، عرض شد آيا بخيل مىشود؟ فرمود : آرى. عرض شد ممكن است دروغگو باشد؟ فرمود : نه ١٢- از كلمات رسول اللّه (ص) است. كه بدترين نوع ریا دروغ گفتن است.
١٣- على (ع) مىفرمود : راستگو باشيد، زيرا خداوند با راستگويان است، و از دروغ اجتناب كنيد، زيرا دروغ انسان را از ايمان دور مىكند، و بدانيد كه راستگو بر ساحل نجات و بزرگوارى قرار دارد، و دروغگو در پرتگاه ذلّت و هلاكت است، سخن نيك بگوييد تا به آن شناخته شويد، عمل خير انجام دهيد تا از اهل خير باشيد، امانت كسى را كه شما را امين دانسته به او برگردانيد، و به خويشاوندانى كه از شما بريدهاند بپيونديد، و اگر كسى شما را از چيزى محروم ساخته است با فضل و احسان به سويش برگرديد.
١٤- امام باقر (ع) فرمود : كه پيغمبر (ص) فرموده است : شيطان داراى سه وسيله است، سرمه، عسل، و داروى بينى، سرمهاش چرت است، عسلش دروغ است، داروى بينى يا انفيهاش تكبّر است.
١٥- عبد اللّه بن عجلان گويد : از امام صادق (ع) شنيدم كه مىفرمود : بنده خدا چون راست گويد، نخستين كسى كه او را تصديق كند خداست و خودش هم مىداند كه راستگوست. و هر گاه دروغ گويد اوّلين كسى كه او را تكذيب كند خداست، و خود شخص هم مىداند كه دروغگوست.
١٣٩- باب تحريم دروغ بستن بر خدا، و پيغمبر و ائمه عليهم السلام
١- ابو نعمان گويد : امام باقر (ع) مىفرمود : اى ابو نعمان. بر ما دروغى مبند
تا دين خود را به باد دهى، مبادا بخواهى كه سر باشى «در جلو قرار بگيرى» تا دم شوى «عقب بمانى» و ما را وسيله روزى خوردنت از مردم قرار نده كه فقير مىشوى، زيرا ترا آزاد نمىگذارند و حتما از تو پرسش مىكنند، اگر راست بگويى تصديقت مىكنيم، و اگر دروغ بگويى تكذيبت مىكنيم. ٢- در حديثى مرفوع روايت شده كه در محضر امام صادق (ع) گفته شد كه بافنده از رحمت خدا دور است؟، حضرت فرمود : همانا اين آن بافندهاى است كه بر خدا و پيغمبرش دروغ ببافد.
٣- امام صادق (ع) فرمود : دروغ بستن بر خدا و پيغمبر (ص) از گناهان كبيره است.
٤- امام صادق (ع) در گفتگويى با مرد شامى فرمود : اى برادر شامى، سخن ما را گوش كن، و بر ما دروغ مبند، زيرا هر كه در مورد چيزى بر ما دروغ بندد، بر پيغمبر (ص) دروغ بسته، و هر كه بر پيغمبر (ص) دروغ ببندد، به خدا دروغ بسته و هر كه به خدا نسبت دروغ بدهد خداى عزّ و جل وى را عذاب مىكند.
٥- امام صادق (ع) از اجدادش نقل مىكند : كه پيغمبر (ص) در وصيتش به على (ع) فرمود : اى على هر كه به من نسبت دروغ بدهد، حتما جايگاهش پر از آتش خواهد شد.
٦- امام صادق (ع) فرمود : دروغ بستن بر خدا و پيغمبر خدا و اوصياى پيغمبر (ص) از گناهان كبيره است. سپس امام فرمود : كه پيغمبر (ص) فرموده است : هر كس چيزى را كه من نگفتهام به من نسبت دهد نشيمنگاهش پر از آتش خواهد شد.
١٤٠- باب تحريم دروغ، بزرگ و كوچك، شوخى و جدى و غيره
١- امام باقر (ع) فرمود كه پدرم على بن الحسين (ع) به فرزندانش مىفرمود : از دروغ گفتن بپرهيزيد، چه بزرگ و چه كوچك، شوخى و يا جدّى باشد، زيرا شخص وقتى كه در چيز كوچك دروغ بگويد به بزرگش نيز جرأت پيدا مىكند، مگر نمىدانيد كه پيغمبر (ص) فرمود : بنده خدا همواره راست گويد تا خداوند او را راستگو نويسد و پيوسته دروغ بگويد تا پروردگار او را دروغگو نويسد. ٢- على (ع) فرمود : هيچ بندهاى طعم ايمان را نچشد مگر اين كه دروغ را ترك كند چه شوخى باشد و چه جدّى. ٣- على (ع) فرمود : دروغ چه شوخى باشد چه جدى شايسته نيست و سزاوار نيست كه يكى از شما به بچهاش وعدهاى بدهد كه بعدا بدان وفا نمىكند. زيرا دروغ به فساد مىكشاند، و فساد به سوى آتش، و مادامى كه يكى از شما دروغ گويد، تا بگويند دروغ گفت و معصيت كرد، و مادامى كه يكى از شما دروغ گويد تا به اندازه سر سوزن جاى راستگويى نماند، «در اين صورت» در نزد خداوند هم كذّاب ناميده مىشود. ٤- ابو ذر گويد : كه پيغمبر (ص) در مقام نصيحت به او فرمودند : اى ابا ذر، هر كه بر زبان و عورتش تسلط داشته باشد، وارد بهشت شود، عرض كردم يا رسول اللّه آيا به گفتار زبانمان مؤاخذه مىشويم؟ فرمود : آيا مردم به غير از نتايج زبانشان به سبب چيز ديگرى هم به رو به آتش افكنده مىشود. پيوسته در امانى تا سخن نگفتهاى و چون سخن گفتى آن حرف به سود يا زيان تو نوشته مىشود.
اى ابا ذر، اگر شخصى سخنى بگويد كه موجب رضاى خداست، روز قيامت بهشت برايش منظور گردد. و اگر در مجلسى سخن لغوى بگويد تا ديگران را با آن بخنداند، به جهنمى كه بين آسمان و زمين است افكنده مىشود.
اى ابا ذر، واى بر كسى كه در سخنانش دروغ بگويد تا گروهى را بخنداند، و سه بار فرمود واى بر او.
اى ابا ذر، هر كه سكوت اختيار كرد نجات يافت، بر تو باد به سكوت هرگز دروغى از دهانت خارج نشود، عرض كردم : يا رسول اللّه، شخصى كه عمدا دروغ گفته توبهاش چيست؟ فرمود : اداى نماز پنجگانه و طلب آمرزش از خدا گناه آن را مىشويد.
١٤١- باب جواز دروغ در اصلاح بين مردم و عدم جواز راستگويى در فساد
١- امام صادق (ع) از پدرانش نقل مىكند : در سفارشهاى پيغمبر (ص) به على (ع) هست : يا على، خداوند دروغ را براى اصلاح بين مردم دوست مىدارد و راستگويى را كه سبب فساد شود نمىپسندد، تا آن جا كه فرمود : يا على در سه مورد دروغ گفتن نيكوست، ١- حيله كردن در جنگ، ٢- وعده دادن به همسر خود، ٣- اصلاح بين مردم.
٢- امام صادق (ع) از پدرانش نقل مىكند : كه پيغمبر (ص) فرمود : در سه جا دروغ گفتن نيكوست، ١- حيله در جنگ، ٢- وعده دادن به همسر خويش، ٣- اصلاح بين مردم. و در سه مورد راست گفتن زشت است، ١- در سخن چينى بين مردم، ٢- آگاه كردن شخص از جريان خانوادهاش به آنچه كه دوست ندارد، ٣- تكذيب كردن شخصى را در خبرى كه مىدهد، فرمود : همنشينى با سه گروه دل را مىميراند، ١- همنشينى با فرومايگان، ٢- گفتگو با زنان، ٣- همنشينى با ثروتمندان.
٣- امام صادق (ع) فرمود : اصلاحكننده «بين دو نفر يا دو جمعيت» دروغگو نيست.
٤- حسن صيقل گويد : به امام صادق (ع) عرض كردم : از امام باقر (ع) در باره قول حضرت يوسف (ع) كه فرمود : «اى كاروان شما دزد هستيد» براى ما روايت شده كه آن حضرت فرموده است : به خدا قسم آنها دزدى نكردند و يوسف هم دروغ نگفت، و همچنين در باره آنچه كه ابراهيم (ع) فرمود «بلكه بزرگشان اين كار را كرده بپرسيد از آنها اگر حرف مىزنند» فرموده است سوگند به خدا آنها آن كار را نكردهاند و ابراهيم هم دروغ نگفت؟ امام صادق (ع) فرمود : اى صيقل نظرتان در اين مورد چيست؟ عرض كردم جز تسليم به رأى شما ما نظر ديگرى نداريم، راوى گويد : پس آن حضرت فرمود : خداوند دو چيز را دوست و دو چيز را دشمن دارد خراميدن «با غرور راه رفتن» در بين دو صف (از لشكر اسلام و كفر را) دوست دارد و دروغ را در اصلاح بين مردم مىپسندد، و خراميدن در راهها و كوچهها، و دروغ را در غير اصلاح مردم دشمن دارد، بنا بر اين ابراهيم (ع) كه فرمود : «بلكه اين كار را بزرگشان كرده» قصد اصلاح داشت، و براى راهنمايى بر اين كه آنها چنين كارى نمىتوانند انجام دهند، و يوسف هم قصد اصلاح داشت.
٥- عيسى بن حسان گويد : از امام صادق (ع) شنيدم كه مىفرمود : گوينده هر دروغى روزى مورد سؤال قرار خواهد گرفت.
١- شخصى كه در جنگ حيله كند گناهى بر او نيست، ٢- كسى كه قصد اصلاح بين دو نفر را دارد و به يكى از آنها غير آنچه كه به ديگرى گفته بگويد و با اين دروغ اراده اصلاح بين آنها را داشته باشد، ٣- كسى كه به همسرش وعدهاى بدهد كه بعدا قصد انجام آن را نداشته باشد.
٦- امام صادق (ع) فرمود : سخن بر سه گونه است، راست، دروغ، و اصلاح بين مردم «راوى گويد» عرض شد قربانت گردم، منظور از اصلاح بين مردم چيست؟ فرمود : از كسى در باره شخص ديگر سخنى مىشنوى كه اگر آن سخن به او برسد رنجيده مىشود، پس تو او را ديدار كرده و بر خلاف آنچه كه شنيدهاى بگويى از فلانى در باره خوبى تو چنين و چنان شنيدم.
٧- امام صادق عليه السلام فرمود : كه پيغمبر (ص) فرموده است : شخص مصلح دروغگو نيست، سپس اين آيه را خواند أَيّتُهَا الْعِيرُ إِنّكُمْ لَسارِقُونَآنگاه فرمود : قسم به خدا آنان سرقت نكردند و يوسف هم دروغ نگفت، آنگاه اين آيه را خواند بَلْ فَعَلَهُ كَبِيرُهُمْ هذا فَسْئَلُوهُمْ إِنْ كانُوا يَنْطِقُونَ سپس فرمود : سوگند به خدا آنها آن كار را نكرده بودند و ابراهيم هم دروغ نگفت.
٨- امام صادق (ع) فرمود : در مورد شخصى كه از او اجازه ورود خواستند و او به كنيزش گفته كه بگو اين جا نيست، فرمود : عيب ندارد اين دروغ نيست.
٩- در حديثى امام صادق (ع) فرمود : به اصحابم چنين چنان ابلاغ كن، و به ايشان چنين و چنان ابلاغ كن راوى گويد عرض كردم، نمىتوانم اين جملات را عينا حفظ كنم، آنچه كه ياد گرفتهام مىگويم، و بهتر از آن نمىتوانم حفظ كنم، فرمود : اشكال ندارد زيرا مصلح دروغگو نيست.
١٠- امام رضا (ع) فرمود : همانا مرد به برادر دينىاش سخن راستى بگويد تا وى را برنجاند، چنين شخص نزد پروردگار كذاب به شمار آيد، و همانا مرد به برادر دينى خود دروغ بگويد و قصدش از دروغ، سود رساندن به او باشد، وى نزد خدا راستگو به شمار آيد.
١١- على (ع) فرمود : نشانه ايمان است كه راستگويى را در جايى كه به تو ضرر دارد بر دروغى كه برايت سود دارد ترجيح بدهى، و بيش از علمت سخن نگويى، و در سخن گفتن در باره ديگران از خدا پروا داشته باشى.
١٤٢- باب در احكام گمان
١- عبد الاعلى مولى آل سام گويد : امام صادق (ع) برايم حديثى بيان فرمود :
من به او عرض كردم : فدايت شوم، آيا هم اكنون براى من چنين و چنان نپنداشتى؟ فرمود : نه، و اين سخن بر من گران آمد، عرض كردم آرى به خدا سوگند پنداشتى، فرمود : نه، به خدا قسم نپنداشتم، راوى گويد باز اين حرف بر من گران آمد، عرض كردم : چرا به خدا سوگند آن را گفتى، فرمود : آرى آن را گفتم مگر نمىدانى در قرآن مجيد هر گمانى دروغ به شمار آمده است.
١٤٣- باب تحريم دو رو و دو زبان بودن
١- امام صادق (ع) فرمود : هر كه با مسلمانان با دو رو و دو زبان برخورد كند، روز قيامت برانگيخته مىشود در حالى كه در يك سر دو زبان آتشين دارد، و در روايت ديگر چنين نقل شده است كه هر كه با مردم حضورا با چهرهاى و غيابا با چهره ديگر برخورد كند. روز قيامت ....
٢- امام باقر (ع) فرمود : چه بد بندهاى است آن بندهاى كه داراى دو رو و دو زبان است برادر همكيش خود را در حضور ستايش و در غيابش از وى غيبت كند، اگر ثروتى يا موقعيّتى نصيب برادرش شود به او حسد برد، و چون گرفتار شود يارىاش نكند.
٣- در عقاب الاعمال به روايت فوق چنين اضافه : شده چه بد بندهاى است بندهاى كه عيبجو و خردهگير باشد، روبرو با چهرهاى و پشت سر با چهره ديگر باشد.
٤- عبد الرحمن بن حمّاد در حديثى «كه آن را به معصوم رسانده» گويد :
كه خداوند متعال به عيسى بن مريم (ع) فرمود : اى عيسى زبان و قلبت در نهان و آشكار يكى باشد، همانا ترا از نفس خودت بر حذر مىدارم، و اين آگاهى براى تو كافى است كه در يك دهن دو زبان نشايد. و در يك غلاف دو شمشير نگنجد، و در يك سينه دو دل نباشد. و ذهن انسان نيز چنين است. «دو اعتقاد مخالف در يك ذهن جاى نگيرد» ٥- على (ع) فرمود : پيغمبر (ص) فرموده است كسى كه دوروست، روز قيامت مىآيد در حالى كه يك زبانش از پشت سرش بيرون آمده است و زبان ديگر از پيش رويش و آتشى از آن دو برآيد كه بدنش را بسوزاند، آنگاه گفته مىشود اين همان است كه در دنيا داراى دو رو و دو زبان بود و با اين وضع در روز رستاخيز معرفى مىشود.
٦- پيغمبر (ص) فرمود : بدترين مردم در روز قيامت نزد خداوند كسى است كه در دنيا دو رو باشد.
٧- پيغمبر (ص) فرمود : هر كه در دنيا دو رو باشد، در قيامت داراى دو زبان از آتش خواهد بود.
٨- پيغمبر (ص) در خطبهاى فرمود : هر كه در دنيا داراى دو رو و دو زبان باشد، روز قيامت دو چهره و دو زبان از آتش خواهد داشت.
٩- عبد اللّه بن ابى يعفور گويد : از امام صادق عليه السلام شنيدم كه مىفرمود : هر كه با مردم با چهرهاى ديدار نمايد و با چهره ديگر از آنها عيبجويى كند، روز قيامت مىآيد با حالتى كه در سرش دو زبان از آتش دارد.
١٠- على (ع) فرمود : كه پيغمبر (ص) فرموده است : هر كه برادر مؤمنش را در رو برو بستايد و پشت سر از وى غيبت كند، پيمان برادرى بين آنها گسسته مىشود.
١٤٤- باب تحريم قهر كردن از مؤمن و استحباب سبقت در آشتى كردن
١- امام صادق (ع) فرمود : كه پيغمبر (ص) فرموده است : بيش از سه روز قهر و جدايى جايز نيست.
٢- امام صادق (ع) فرمود : در قهر هيچ گونه خيرى نيست.
٣- مفضّل در ضمن سفارشى گويد : از امام صادق (ع) شنيدم مىفرمود : چون دو نفر از يك ديگر با قهر جدا شوند يكى از آنها سزاوار برائت و لعنت است، و چه بسا هر دو سزاوار آن باشند، معتب «يكى از دوستان مخصوص آن حضرت» گفت :
قربانت گردم آن كه ستمگر باشد سزايش همين است، امّا تقصير مظلوم چيست؟
فرمود : چون او هم برادرش را به آشتى دعوت نكرده، و حرفهاى او را ناديده نگرفته است. از پدرم شنيدم كه مىفرمود : چون دو نفر با هم ستيز كنند و يكى بر ديگرى غالب آيد، بايد مظلوم به نزد رفيق ظالم خود رود و به او بگويد : اى برادر من ستمگر هستم، تا قهر و جدايى بين آنها از ميان برود، همانا خداوند حكيم و عادل است و داد مظلوم را از ظالم مىستاند.
٤- ابو بصير گويد : از امام صادق (ع) در باره مردى كه با خويشاوندى خود به خاطر اين كه مذهب حقّ را نمىشناسد «شيعه نيست» قطع رابطه كند سؤال كردم فرمود : سزاوار نيست كه خويشاوندى را قطع كند.
٥- داود بن كثير گويد : شنيدم امام صادق (ع) مىفرمود كه پدرم فرمود :
پيغمبر (ص) فرموده است : هر گاه دو نفر مسلمان از همديگر با قهر جدا شوند و سه روز در آن حال بمانند و آشتى نكنند، هر دو از اسلام خارج شوند و بين آنان دوستى دينى نمىماند، پس هر كدام از آنها براى آشتى و سخن گفتن بر ديگرى سبقت جويد، در روز رستاخيز جلوتر از ديگرى به بهشت خواهد رفت. ٦- امام صادق (ع) فرمود : مادام كه دو مسلمان با هم قهر هستند شيطان خشنود است، و چون آشتى كنند، زانوهاى شيطان بلرزد و بندهايش از هم گسيخته شود، و فرياد زند واى بر او «خود شيطان» از آنچه كه بدو از هلاكت رسد.
٧- پيغمبر (ص) فرمود : براى هيچ مسلمانى جايز نيست كه بيش از سه روز از برادر دينى خود قهر كند.
٨- امام صادق (ع) از پدرانش نقل مىكند : كه پيغمبر (ص) در حديث مناهى مسلمانان را از قهر و جدايى نهى فرموده است، پس اگر كسى ناچار از جدايى باشد، بيش از سه روز نبايد از برادرش دورى جويد، و هر كه بيش از سه روز از برادر دينىاش جدا شود، آتش براى او سزاوارتر است.
٩- پيغمبر (ص) فرمود : براى مسلمان جايز نيست كه بيش از سه روز از برادر دينىاش قهر كند و از وى جدا شود.
١٠- امام باقر (ع) فرمود : هر گاه دو نفر مؤمن از هم قهر كنند و بيش از سه روز از يك ديگر جدا شوند، من در روز سوم از آنها بيزارم، عرض شد، اين سزاى ظالم است، جرم مظلوم چيست؟ فرمود : چرا مظلوم نزد ظالم نرفت تا بگويد من ستمكارم تا آشتى كنند.
١١- پيغمبر (ص) فرمود : براى هيچ مسلمانى جايز نيست كه از برادر همكيش خود قهر كند و بيش از سه روز از وى دورى گزيند، و هر كدام از آنان كه براى آشتى پيشقدم باشد در رفتن به بهشت مقدمتر است.
١٢- ابو ذر گويد كه پيغمبر (ص) در نصيحتى به او فرمود : اى ابا ذر، از جدايى و قهر با برادر دينى خود بپرهيز، زيرا هيچ عملى با قهر پذيرفته نيست. اى ابا ذر، من ترا از جدايى منع مىكنم و اگر ناچار شدى، نبايد جدايىات سه روز كامل باشد پس هر كه در خلال سه روز جدايى از برادرش بميرد، آتش براى او سزاوارتر است.
١٤٥- باب تحريم آزار رساندن به مؤمن
١- هشام بن سالم گويد : از امام صادق (ع) شنيدم كه مىفرمود : خداى عزّ و جل فرمايد : آن كه بنده مؤمن مرا بيازارد به من اعلان جنگ دهد. و هر كه بنده مؤمن مرا اكرام نمايد از خشم و غضب من آسوده خاطر باشد.
٢- مفضّل بن عمر گويد كه امام صادق (ع) فرمود : چون روز قيامت شود، منادى از جانب خدا فرياد زند، آنان كه از دوستان من روگردانده بودند كجايند؟
گروهى بر مىخيزند كه رخسارشان گوشت ندارد، پس گفته شود، اينها كسانى هستند كه به مؤمنين آزار رسانده، و با آنان دشمنى كرده و عناد ورزيدهاند و در امور دينى آنها را با تندى سرزنش كردند، سپس دستور داده شود كه آنها را به دوزخ ببرند.
٣- روايت فوق با سند ديگر چنين بيان شده : به خدا سوگند اينها كسانى بودند كه در گفتارشان با مؤمنين يكى بوده ولى حقوق آنان را منع كردند، و اسرار مؤمنين
را فاش نمودند.
١٤٦- باب تحريم اهانت به مؤمن و خوار داشتن او
١- امام باقر (ع) فرمود : چون پيغمبر (ص) را به معراج بردند، عرض كرد پروردگارا رتبه و منزلت مؤمن در پيش تو چگونه است؟ فرمود : اى محمد، هر كه به يكى از دوستان من اهانت كند، آشكارا به جنگ من برخاسته و من به يارى دوستانم از همه شتابانترم.
٢- معلّى بن خنيس گويد : از امام صادق (ع) شنيدم كه مىفرمود : خداوند تبارك و تعالى فرمايد : هر كه به يكى از دوستان من اهانت نمايد در جنگ با من كمين كرده است، و من با سرعت تمام دوستانم را يارى مىكنم.
٣- امام صادق (ع) فرموده است كه پيغمبر (ص) فرمود : خداى عز و جل فرموده است : هر كه به يكى از دوستان من اهانت كند محققا در جنگ با من كمين كرده است.
٤- امام صادق (ع) از پدرانش نقل مىكند : كه پيغمبر (ص) در حديث مناهى فرموده است : هر كه به فقير مسلمانى بىاعتنايى كند، به حقوق الهى بىاعتنايى كرده و خداوند روز قيامت به او بىاعتنايى مىكند، مگر اين كه توبه كرده باشد.
٥- پيغمبر (ص) فرمود : هر كه به فقير مسلمانى اكرام كند، روز قيامت خداوند از او راضى خواهد بود. آگاه باشيد هر كه برادر مسلمانش را اكرام كند خداى عز و جل او را گرامى مىدارد.
٦- امام صادق عليه السلام از پدرانش نقل مىكند : كه پيغمبر (ص) فرمود :
هر كه مؤمنى را به خاطر فقر و تنگدستىاش خوار شمارد و يا او را تحقير كند، خداوند روز قيامت وى را رسوا و مفتضح مىكند.
(حديث ٧ مانند حديث ٦ مىباشد)
٨- ابو بصير گويد امام صادق (ع) فرمود : هرگز مؤمن فقيرى را حقير و ناچيز نشماريد، زيرا هر كه مؤمنى را كوچك يا سبك و پست شمارد، خداوند او را كوچك شمارد و همواره نسبت به او خشمناك باشد، تا اين كه از كوچك شمردن مؤمنان دست بردارد و به آنها احترام كند، و يا اين كه توبه كند، و فرمود :
هر كه مؤمنى را به سبب تنگدستى و فقرش پست شمارد و تحقير كند، روز قيامت خداوند او را در برابر خلايق رسوا مىكند.
٩- ابراهيم بن عمر يمانى گويد : امام صادق (ع) فرمود : هر كه توانايى كمك بر برادر دينى خود داشته باشد، ولى دست از يارى او كشيده و خوارش كند، خداوند او را در دنيا و آخرت خوار گرداند،
١٠- پيغمبر (ص) در يكى از خطبههايش فرمود : هر كه مسلمان فقيرى را به خاطر فقرش خوار و پست شمارد، خدا را كوچك شمرده است، و همواره مورد خشم و غضب خداوند است تا اين كه او را راضى كند، و هر كه فقير مسلمانى را گرامى بدارد، روز قيامت خداوند را شاد و خندان ديدار مىكند. سپس فرمود : هر كه بر فقيرى ستم كند يا بر او تعدّى نمايد، يا او را حقير شمارد، خدا در روز قيامت وى را به شكل آدمكى به اندازه مورچه محشور گرداند تا اين كه داخل آتش دوزخ شود.
١١- پيغمبر (ص) از قول جبرئيل نقل فرمود كه خداوند فرموده است : هر كه به يكى از دوستان من اهانت كند، آشكارا به جنگ من برخاسته است.
١٢- پيغمبر (ص) فرمود : اى بسا فرد ژوليده موى و غبار آلود كه جامههاى كهنه بر تن دارد و در خانهها خاكنشين است. هر گاه مرا به خدا سوگند دهد، به او نيكى مىكنم و خواهش او را انجام مىدهم.
١٤٧- باب تحريم ذليل شمردن و تحقير مؤمن
١- معلى بن خنيس گويد : از امام صادق (ع) شنيدم كه مىفرمود : خداى عزّ و جل فرموده است : آن كه بنده مؤمن مرا ذليل شمارد به من اعلان جنگ نموده است، و هر كه بنده مؤمن مرا اكرام كند، از خشم و غضب من آسوده خاطر خواهد بود.
٢- امام صادق (ع) مىفرمايد : كه پيغمبر (ص) فرموده است : چون پروردگارم مرا به معراج برد از پشت پرده حجاب به من وحى فرمود و بدون واسطه با من سخن گفت و فرمود : اى محمد هر كه يكى از دوستان مرا خوار نمايد، در جنگ با من كمين كرده است، و هر كه با من جنگ كند، با او بجنگم، گفتم :
خدايا اين دوست تو كيست؟ زيرا مىدانم هر كه با تو بجنگد با او مىجنگى خداوند به من فرمود : اين دوست من كسى است كه براى تو و وصى تو و فرزندانت به ولايت و دوستى از او پيمان گرفتهام.
٣- امام صادق (ع) مىفرمايد كه پيغمبر (ص) فرمود : خداى عز و جل فرموده است : هر كه بنده مؤمن مرا خوار نمايد آشكارا به جنگ با من برخاسته است.
٤- امام صادق (ع) مىفرمايد : هر كه مؤمنى را به خاطر تنگدستى و فقرش پست و كوچك بشمارد، خداوند روز قيامت او را در برابر مردم رسوا و مفتضح گرداند.
٥- امام صادق (ع) فرمود : هر كه مؤمنى را خوار شمارد چه مستمند باشد يا غير مستمند. خداى عز و جل پيوسته وى را خوار دارد و بر او خشمناك است تا آنگاه كه از تحقير كردن آن مؤمن بازگردد «و به او احترام نمايد».
٦- امام صادق (ع) مىفرمايد : كه پيغمبر (ص) فرمود : خداى عزّ و جل فرموده است : آن كه بنده مؤمن مرا خوار دارد به من اعلان جنگ داده است.
٧- امام رضا (ع) از پدرانش نقل مىكند كه علىّ (ع) فرمود : براى هيچ مسلمانى شايسته نيست كه مسلمانى را به وحشت اندازد.
٨- امام صادق (ع) مىفرمايد : كه پيغمبر (ص) فرمود : خداى عز و جل فرموده است : با كسى كه بنده مؤمن مرا به ذلّت كشاند در ستيزم و به يارى دوستانم از همه چيز شتابانترم.
١٤٨- باب تحريم سبك شمردن مؤمن
١- ابو هارون گويد : در حضور امام صادق (ع) بودم، خطاب به گروهى كه حاضر بودند فرمود : شما چرا ما را سبك مىشماريد؟ مردى از اهل خراسان برخاست و گفت پناه مىبريم به خدا از اين كه شما و يا چيزى از اوامر شما را سبك بشماريم. حضرت فرمود : آرى تو يكى از آنهايى هستى كه مرا سبك شمردى، آن شخص گفت به خدا پناه مىبرم از اين كه شما را كوچك بشمارم، فرمود : واى بر تو آيا حرف فلانى را نشنيدى؟ وقتى كه نزديك جحفه بوديم و او خسته بود و از تو درخواست كرد كه به اندازه يك ميل راه او را با خود ببرى، به خدا سوگند سرت را به سوى او نگرداندى و او را سبك شمردى، هر كه مؤمنى را سبك شمارد، ما را سبك شمرده و حرمت خدا را ضايع نموده است.
١٤٩- باب تحريم قطع صله ارحام
١- امام باقر (ع) فرمود : كه على (ع) فرموده : وقتى كه مردم پيوند خويشاوندى را قطع كنند ثروت در دست اشرار قرار مىگيرد.
٢- على (ع) فرمود : از جمله گناهانى كه سبب مرگ زودرس مىشود، قطع رحم است.
٣- عنبسة بن عابد گويد : شخص پيش امام صادق (ع) آمد و از خويشاوندانش
شكايت كرد، حضرت به او فرمود : خشمت را فرونشان و اين كار را بكن (هميشه خشمت را فرونشان) عرض كرد : آنها هر چه مىخواهند مىكنند، فرمود : آيا تو هم مىخواهى مثل آنها باشى؟ تا خداوند به شما توجه نكند.
٤- امام صادق (ع) فرمود : كه پيغمبر (ص) فرموده است. «از خويشاوندت» قطع رحم نكن اگر چه از تو بريده باشد،
١٥٠- باب تحريم جمع آورى موارد لغزشهاى مؤمن براى عيب گرفتن از او
١- امام صادق (ع) فرمود : دورترين بنده از درگاه خداوند كسى است كه در حال دوستى و برادرى با ديگرى لغزشهاى وى را به خاطر بسپارد تا روزى او را براى آن لغزشها سرزنش كند.
٢- امام باقر (ع) فرمود چيزى كه بيش از همه بنده را به كيفر وادارد اين است كه شخص با ديگرى پيمان برادرى در دين بسته باشد ولى لغزشها و خطاهاى او را شمارش كند تا روزى وى را در مورد آنها نكوهش كند.
٣- اسحاق بن عمّار گويد : از امام صادق (ع) شنيدم كه مىفرمود :
پيغمبر (ص) فرموده است : اى گروهى كه به زبان ايمان آورده ولى ايمان به دلتان نرسيده است مسلمانان را مذمّت نكنيد، و در جستجوى عيوب آنها نباشيد زيرا هر كه در جستجوى عيوب مسلمانان باشد خداوند به دنبال عيبهاى اوست.
و خداوند چنين فردى را رسوا گرداند گر چه در خانهاش باشد.
٤- امام صادق (ع) فرمود : پست ترين چيزى كه شخص به سبب آن از ايمان خارج مىشود آن است كه مرد با همكيش خود دوستى كند و لغزشها و خطاهاى او را بشمارد تا روزى او را در مورد آنها نكوهش نمايد.
١٥١- باب نهى از عيبجويى و سرزنش مؤمن
١- امام صادق (ع) فرمود : هر كه مؤمنى را به خاطر گناهى سرزنش كند نمىميرد تا اين كه خودش مرتكب همان گناه شود.
٢- امام صادق (ع) فرمود : كه پيغمبر (ص) فرموده است : هر كه عمل زشتى را فاش كند، مانند كسى است كه آن را آغاز كرده و انجام داده است و هر كه مؤمنى را به سبب چيزى سرزنش كند، نمىميرد تا اين كه خودش مرتكب آن شود.
٣- امام صادق (ع) فرمود : هر كه مؤمنى را ملامت كند در دنيا و آخرت مورد نكوهش خدا قرار مىگيرد.
٤- امام صادق (ع) فرمود : هر كه به منظور عيبجويى به ديدن برادرش برود، خدا در دنيا و آخرت او را نكوهش كند.
٥- امام صادق (ع) فرمود كه پيغمبر (ص) فرموده است : هر كه عمل زشتى را فاش كند، مانند كسى است كه آن را آغاز كرده و انجام داده است و هر كه مسلمانى را به گناهى ملامت كند، نمىميرد مگر اين كه خودش مرتكب آن شود.
١٥٢- باب تحريم غيبت كردن از مؤمن
١- امام صادق (ع) فرمود : كه پيغمبر (ص) فرموده است مؤمن كسى است كه مؤمنين او را بر جان و مال خودشان امين دانند، و مسلمان كسى است كه مسلمانان از دست و زبان او در امان باشند؛ و مهاجر كسى است كه از گناهان دورى جويد و آنچه را كه خدا حرام نموده ترك نمايد و همچنين ستم كردن، خوار داشتن، و غيبت نمودن، و طرد كردن مؤمن، بر مؤمن حرام است.
٢- امام صادق (ع) فرمود : هر كه در داد و ستدش به مردم ستم نكند و در گفتارش به آنان دروغ نگويد، و در وعدهاى كه به مردم مىدهد خلف وعده ننمايد، از كسانى است كه غيبتش بر ديگران حرام، مروّتش كامل، و عدالتش ظاهر است، دوستى و برادرى چنين شخص بر ديگران واجب است.
٣- حرث بن مغيره گويد امام صادق (ع) فرمود : مسلمان برادر مسلمان، و چشم و آينه و راهنماى اوست. نسبت به او خيانت نمىكند، فريبش نمىدهد، بر او ستم روا نمىدارد وى را دروغگو نمىپندارد، و از او غيبت نمىكند.
٤- فضيل بن يسار گويد : از امام صادق (ع) شنيدم كه مىفرمود : مسلمان برادر مسلمان است، به او ستم نمىكند، و او را خوار نمىدارد.
٥- امام صادق (ع) فرمود : مسلمان برادر مسلمان است، به او ستم نمىكند، خوارش نمىدارد، غيبت او را نمىكند، وى را فريب نمىدهد، و از عطايا محرومش نمىكند.
٦- امام صادق (ع) فرمود : هر كه در مورد مؤمنى آنچه را كه ديده و يا شنيده براى ديگران بازگو كند، جزء كسانى است كه خداى عز و جل در باره آنها فرموده است : «آنان كه مىخواهند در باره مؤمنين عمل زشتى را اشاعه دهند براى آنان عذاب دردناك است» .
٧- امام صادق (ع) فرمود : كه پيغمبر (ص) فرموده است : تأثير غيبت در نابودى دين شخص مسلمان از اثر مرض خوره در درونش سريعتر است.
٨- پيغمبر (ص) فرمود : نشستن در مسجد به انتظار نماز عبادت است تا وقتى كه صحبت نكند، عرض كردند يا رسول اللّه، آن صحبت چه باشد؟ فرمود : غيبت كردن.
٩- ابو ذر گويد : پيغمبر (ص) در يكى از نصايحش به من فرمود : اى ابا ذر، از غيبت كردن بپرهيز زيرا غيبت بدتر از زناست. عرض كردم يا رسول اللّه چرا چنان است؟ فرمود : براى اين كه زناكار اگر توبه و استغفار نمايد، خدا توبهاش را مىپذيرد. ولى گناه غيبت بخشوده نمىشود مگر اين كه صاحبش عفو نمايد.
اى ابا ذر، دشنام دادن به مسلمان فسق، و جنگ با او كفر است، غيبت كردن از او سرپيچى از فرمان خدا، و مالش مانند خونش محترم است، عرض كردم يا رسول اللّه غيبت چيست؟ فرمود : در باره برادرت چيزى بگويى كه او خوش ندارد. عرض كردم يا رسول اللّه اگر آنچه كه گفته مىشود در او باشد چطور؟
فرمود بدان كه هر گاه در باره او چيزى بگويى كه در او هست از او غيبت كردهاى و اگر چيزى بگويى كه در او نيست، به او بهتان بستهاى.
١٠- پيغمبر (ص) فرمود : بهشت بر سه گروه حرام است، ١- آنان كه
بر ديگران منّت گذارند. ٢- كسانى كه از ديگران غيبت كنند. ٣- آنان كه دايم الخمر باشند.
١١- پيغمبر (ص) فرمود : آيا مردم در روز قيامت جز بر اثر نتيجه زبانشان براى چيز ديگر هم سرنگون به آتش انداخته مىشوند؟
١٢- امام باقر (ع) فرمود كه پيغمبر (ص) فرموده است : دشنام دادن به مؤمن فسق، و جنگ با او كفر است، غيبت كردن از او سرپيچى از فرمان خدا، و مالش مانند خونش محترم است.
١٣- امام صادق (ع) از پدرانش نقل مىكند : كه در حديث مناهى پيغمبر (ص) مردم را از غيبت كردن، و سخن چينى، و گوش دادن به آنها نهى نموده است، و فرمود : هيچ سخن چينى به بهشت نمىرود، و از غيبت كردن و گفت و شنودى كه انسان را از خدا دور مىكند نيز نهى كرده است. آنگاه فرمود :
هر كه غيبت مرد مسلمانى بكند روزهاش باطل و وضويش شكسته مىشود، و در روز قيامت بيايد در حالى كه از دهن او بويى گنديدهتر از مردار پخش مىگردد كه سبب آزار اهل قيامت مىشود، و اگر قبل از توبه كردن بميرد در حالى مرده كه حرام خدا را حلال دانسته است. آگاه باش هر كس غيبت برادر دينىاش را در مجلسى بشنود و از او دفاع كند و غيبت را ردّ نمايد خداوند هزار نوع شر را در دنيا و آخرت از او دفع مىكند و اگر قدرت دفع داشته باشد ولى از وى دفاع نكند، كيفر گناهش هفتاد برابر گناه غيبتكننده خواهد بود.
١٤- امام صادق (ع) فرمود : غيبت عبارت است از گفتن چيزى در باره برادر دينى كه خدا آن را بر او پوشيده نگهداشته است و اگر چيزى را كه در او وجود ندارد به او
نسبت دهى بهتان به شمار مىآيد.
١٥- امام صادق (ع) فرمود : زنازاده را سه نشانه است : ١- زشتى پيشگاهش (يعنى همنشينى با او زشت است) ٢- به زنا اشتياق دارد. ٣- ما اهل بيت را دشمن مىدارد.
١٦- نوف بكالى گويد : در صحن مسجد كوفه خدمت امير مؤمنان (ع) رسيدم و سلام عرض كردم. حضرت جواب سلام را فرمود، گفتم : يا امير المؤمنين مرا موعظهاى بفرما، فرمود : اى نوف نيكى كن تا به تو نيكى كنند، تا اين كه فرمود عرض كردم بيشتر موعظه فرما، فرمود : از غيبت اجتناب كن زيرا غيبت خورش سگهاى جهنم است سپس فرمود : اى نوف كسى كه به وسيله غيبت كردن گوشت مردم را بخورد، به دروغ گمان كرده كه حلال زاده است.
١٧- امام رضا (ع) از پدرش نقل مىكند كه امام صادق (ع) فرمود : خانهاى را كه در آن گوشت باشد و گوشت چربى را خدا دوست ندارد، راوى گويد : عرض كردند يا ابن رسول اللّه ما گوشت را دوست داريم، و خانه ما خالى از گوشت نيست، فرمود آن طورى كه شما فكر مىكنيد نيست، بلكه مقصود از خانهاى كه گوشت دارد، خانهاى است كه در آن به وسيله غيبت كردن گوشت مردم را بخورند، و منظور از گوشت چربى كسى است كه در راه رفتن تكبّر و خودنمايى و فخر از خود نشان دهد.
١٨- پيغمبر (ص) فرمود : غيبت، كيفرش شديدتر از زناست عرض كردند يا رسول اللّه چرا چنين است؟ فرمود : چون زناكار اگر توبه نمايد خدا توبهاش را مىپذيرد، امّا غيبتكننده توبه مىكند ولى خداوند از او نمىپذيرد تا كسى كه وى از او غيبت كرده است او را عفو نمايد. و در جاى ديگر از جابر نقل شده كه پيغمبر (ص) فرمود : از غيبت كردن بپرهيزيد، زيرا غيبت از زنا هم بدتر است، و سپس دنباله حديث را مانند حديث بالا بيان فرمود :
١٩- پيغمبر (ص) فرمود : آيا آگاه نكنم شما را به چيزى كه از زنا هم بدتر است، و آن عبارت است از اين كه شخص از برادرش بد گويى كند (با غيبت كردن)
٢٠- امام صادق (ع) فرمود : كسى را كه با چشم خود نديدهاى مرتكب گناه شود، و در نزد تو دو نفر عليه او گواهى ندادهاند، چنين شخص عادل است و شهادتش پذيرفته مىشود گر چه در باطن گناهكار هم باشد، هر كه از او غيبت بكند از دوستى خدا خارج و جزء دوستان شيطان است، سپس از اجدادش نقل مىكند كه پيغمبر (ص) فرمود : هر كه از مؤمنى با صفاتى كه در او هست غيبت كند خداوند در بهشت هرگز آنها را يك جا جمع نمىكند و هر كه از مؤمنى با صفاتى كه در او نيست غيبت كند تعهدات دينى ميان آنان منقطع و غيبتكننده در آتش هميشگى است و چه بدجايى است آن آتش.
٢١- پيغمبر (ص) فرمود : هر كه از برادر مسلمانش غيبت بكند، روزهاش باطل و وضويش شكسته مىشود، و اگر در آن حال بميرد در حالى مرده كه حرام خدا را حلال دانسته، تا اين كه فرمود : هر كه براى يارى دادن و كمك رساندن به برادرش قدم بردارد، ثواب جهادگران در راه خدا را دارد. و هر كه در جستجوى عيب و كشف اسرار برادرش گام بردارد، نخستين گامى كه برمىدارد در جهنم خواهد گذاشت، و خداوند در پيش آفريدگان اسرار او را فاش مىكند. و هر كه در انجام خواستههاى خويشاوندانش قدم بردارد، خداوند پاداش صد شهيد به او عطا فرمايد.
و اگر از وى چيزى بخواهند و او با جان و مال خواسته خويشاوندان را برآورده كند براى هر قدمش چهل ميليون حسنه است و مقامش چهل ميليون درجه بالا رود، مثل اين كه صد سال خدا را عبادت كرده، و هر كه براى فساد بين خويشاوندان و قطع رحم از آنها قدم بردارد، خداوند بر او غضبناك شود و در دنيا و آخرت بر او لعنت فرستد، و گناهش به اندازه معصيت كسى است كه قطع رحم كرده باشد.
٢٢- امام صادق (ع) فرمود : غيبت عبارت است از اين كه در باره برادرت بگويى آنچه را كه خداوند پنهان نگهداشته، و اگر صفاتى را كه در او نيست بيان كنى، شامل فرمايش خداست «البته بهتان و گناه آشكار را متحمل گرديد» .
١٥٣- باب تحريم تهمت زدن بر مرد مؤمن و زن مؤمن
١- ابن ابى يعفور گويد : امام صادق (ع) فرمود : هر كس بر مرد يا زن مؤمن به آنچه در آنها نيست بهتان ببندد، خداوند در روز رستاخيز او را در موضع طينت خبال برانگيخته و نگه دارد. تا از عهده آنچه گفته بيرون آيد، راوى گويد عرض كردم «طينت خبال» چيست؟ فرمود : چركى است كه از فرج زنان بدكاره بيرون آيد.
٢- امام رضا (ع) از پدرانش نقل مىكند كه پيغمبر (ص) فرمود : هر كه بر مرد يا زن مؤمن تهمت بزند، و يا چيزى را كه در آنها نيست به آنان نسبت دهد، در روز رستاخيز خدا او را بر تلّى از آتش بر پا نگه دارد تا از عهده آنچه گفته است بيرون آيد.
١٥٤- باب موارد جواز غيبت كردن
١- داود بن سرحان گويد : از امام صادق (ع) پرسيدم : غيبت چيست؟ فرمود :
غيبت عبارت است از گفتن چيزى در مورد امور دينى برادرت كه وى انجام نداده و انتشار چيزى بر عليه او كه خداوند آن را برايش مخفى نگه داشته و حدّى اقامه نكرده است.
٢- عبد الرحمن بن سيابه گويد : از امام صادق (ع) شنيدم كه مىفرمود :
غيبت آن است كه در باره برادرت چيزى بگويى كه خداوند بر او پوشانده است، امّا گفتن امور ظاهرى مانند صفات تند خويى، شتابزدگى و مانند آنها، غيبت نيست، ولى گفتن چيزى را كه در او نيست بهتان و افتراست.
٣- يحيى ازرق گويد : كه امام موسى كاظم (ع) به من فرمود : هر كه پشت سر مردى چيزى را كه در اوست و مردم هم مىدانند بگويد از او غيبت نكرده است، و اگر صفاتى را ذكر كند كه در اوست ولى مردم نمىدانند از او غيبت كرده و اگر صفاتى را كه در او نيست بگويد به او بهتان زده است.
٤- امام صادق (ع) فرمود : هر گاه فاسق فسق خود را آشكار كند، در بين مردم آبرو ندارد، و غيبتش جايز است
٥- امام صادق (ع) از پدرش نقل مىكند كه آن حضرت فرمود : سه شخص بين مردم آبرو ندارند ١- بدعت گذار ٢- رهبر ستمگر، ٣- فاسقى كه آشكارا فسق نمايد.
٦- امام صادق (ع) در مورد آيه لا يُحِبّ اللّهُ الْجَهْرَ بِالسّوءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلّا مَنْ ظُلِمَخداوند دوست نمىدارد بلند كردن صدا به بدى را مگر در مورد كسى كه مورد ستم واقع شده باشد. فرمود : هر كه گروهى را به مهمانى دعوت كند ولى از آنها خوب پذيرايى نكند جزء ستمگران است، و آنچه مهمانان از بدى پذيرايى او بازگو كنند، گناهى ندارد.
٧- در تفسير مجمع البيان در تفسير آية : لا يُحِبّ اللّهُ الْجَهْرَ بِالسّوءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلّا مَنْ ظُلِمَ امام صادق (ع) فرمود : چون بر كسى مهمان وارد شود و او از مهمان خوب پذيرايى نكند. براى مهمان اشكال ندارد پذيرايى بد ميزبان را بازگو كند، (يعنى غيبت محسوب نمىشود)
١٥٥- باب وجوب جبران كيفر غيبت كردن با حلالطلبى و استغفار
١- امام صادق (ع) فرمود : از پيغمبر (ص) پرسيدند : كفّاره غيبت چيست؟
فرمود : از خدا طلب آمرزش كنى براى كسى كه از او غيبت كردهاى هر وقت او را به ياد آرى.
١٥٦- باب وجوب ردّ غيبت مؤمن و تحريم شنيدن آن
١- امام صادق (ع) از پدرانش نقل مىكند : كه در وصيّت پيغمبر (ص) به على (ع) است : اى على هر كه در نزد او از برادر مسلمانى غيبت شود و او قادر بر يارىاش باشد (با ردّ غيبت) و يارى نكند، خدا در دنيا و آخرت او را خوار گرداند.
٢- امام باقر (ع) فرمود : هر كه نزد وى از برادر مؤمنش غيبت شود و او به يارى و كمكش بشتابد و از او دفاع كند، خداوند در دنيا و آخرت وى را يارى كند و اگر به كمك و يارىاش نشتابد و از او دفاع نكند با اين كه قدرت كمك دارد، خداوند در دنيا و آخرت وى را حقير و ناچيز گرداند.
٣- امام صادق (ع) فرمود : كه پيغمبر (ص) فرموده است : هر كه از آبروى برادر مسلمانش دفاع كند، بىشكّ بهشت برايش واجب مىشود.
٤- امام صادق (ع) فرمود : هر گاه مؤمنى به مؤمن ستمديدهاى كمك كند، ارزش اين كارش از روزه يك ماه و اعتكاف در مسجد الحرام برتر است، اگر توانايى كمك دارد و برادر مؤمنش را يارى دهد خدا در دنيا و آخرت او را نصرت عطا فرمايد. هر گاه در حال توانايى بر يارى او، او را يارى نكند و خوارش كند، خداوند در دنيا و آخرت وى را خوار گرداند.
٥- پيغمبر (ص) فرمود : هر كس غيبت برادرش را در مجلسى بشنود و از او دفاع كند و جلو غيبت از او را بگيرد خدا هزار نوع شرّ را در دنيا و آخرت از او دور مىكند، و اگر جلو غيبت را نگيرد، بلكه خوشش هم بيايد، گناه و كيفرش به اندازه معصيت غيبتكننده خواهد بود.
٦- امام صادق (ع) فرمود : كه پيغمبر (ص) فرموده است : هر كه آبروى برادر مسلمانش را حفظ كند بىشك بهشت براى او نوشته شود كسى كه برايش كار نيكى انجام دادهاند بايد جبران كند، و اگر قادر به جبران نباشد، لازم است تشكر كند، اگر اين كار را هم نكند كفران نعمت كرده است.
٧- ابو درداء از پدرش نقل مىكند كه مردى نزد پيغمبر (ص) در باره شخص ديگر سخنى گفت. يكى از خويشاوندان آن شخص از او دفاع كرده و گفته آن مرد را ردّ كرد، آنگاه حضرت فرمود : هر كه از آبرو و حيثيّت برادرش دفاع كند مصون از آتش دوزخ خواهد بود.
٨- پيغمبر (ص) در نصيحتى به ابو ذر فرمود : اى ابا ذر، هر كه غيبتى را از برادر مؤمنش دفع كند، سزاوار آن است كه خداوند او را از آتش دوزخ آزاد كند.
اى ابا ذر، هر كه در نزد او از برادر مؤمنش غيبت شود و او توانايى يارىاش داشته باشد (با رد غيبت) او را يارى كند خداوند در دنيا و آخرت يارىاش فرمايد، و هر گاه در حال قدرت بر يارى او، كمكش نكند و خوارش دارد، خداوند در دنيا و آخرت او را خوار گرداند.
١٥٧- باب تحريم افشاى سرّ مؤمن و عيبجويى از او ...
١- عبد اللّه بن سنان گويد : به امام صادق (ع) عرض كردم : آيا عورت مؤمن بر مؤمن حرام است؟ فرمود : آرى، عرض كردم : يعنى شرمگاهش؟ فرمود :
آن طورى كه فكر مىكنى نيست، بلكه مراد از عورت، افشاى سرّ مؤمن است.
٢- امام صادق (ع) فرمود : هر كه مطلبى را در مورد مؤمنى بازگو كند كه قصدش رسوا كردن او و ريختن آبرويش باشد تا از نظر مردم بيفتد، خداوند او را از دوستى خود به دوستى شيطان خارج كند، و شيطان هم او را نپذيرد.
٣- امام صادق (ع) در مورد حديث «عورة المؤمن على المؤمن حرام»
فرمود :
مراد از عورت آن نيست كه مؤمن برهنه شود و تو عضوى از او را ببينى، بلكه عورت عبارت است از اين كه به ضرر مؤمن سخنى بگويى و يا از او عيبجويى نمايى.
٤- محمد بن فضيل گويد : به امام موسى كاظم (ع) عرض كردم : قربانت گردم، در باره يكى از برادرانم خبرى به من رسيده است كه در شأن او نيست از خود وى پرسيدم انكار كرد، در صورتى كه گروه موثّقى آن را به من اطلاع داده است. فرمود : اى محمد چشم و گوش خود را نسبت به برادرت تكذيب كن، اگر پنجاه نفر پيش تو قسم بخورند و عليه برادرت گواهى دهند، ولى برادرت خلاف آن را بگويد گفته وى را تصديق و آنها را تكذيب كن و نبايد چيزى را كه باعث سرشكستگى اوست و به آبرو و حيثيّت او لطمه مىزند در مورد او منتشر كنى زيرا در اين صورت جزء كسانى هستى كه خدا در باره آنان فرموده است : «آنان كه دوست دارند زشتكارى در باره مؤمنين فاش گردد براى آنها در دنيا و آخرت عذاب
دردناكى است» .
٥- پيغمبر (ص) فرمود : هر كه كلام زشتى را بشنود و آن را انتشار دهد مانند كسى است كه آن را انجام داده، و هم چنين افشاكننده كلام خوب مانند انجام دهنده آن است.
٦- امام صادق (ع) فرمود : كه پيغمبر (ص) فرموده است. هر كه عمل زشتى را منتشر كند كيفرش مانند شروعكننده آن است، و هر كه مؤمنى را به سبب چيزى سرزنش كند، نمىميرد تا اين كه خودش مرتكب آن شود.
٧- فيض بن مختار گويد : از امام صادق (ع) شنيدم كه فرمود : وقتى كه به حضرت عيسى (ع) مائده نازل شد به حواريون گفت بدون اجازه من از مائده نخوريد، ولى يكى از آنها از مائده خورد ديگران به عيسى گفتند يا روح الله فلانى از مائده خورد، عيسى از وى پرسيد آيا تو از مائده خوردى؟ گفت : نه، حواريون گفتند چرا يا روح اللّه به خدا قسم وى از مائده خورد، حضرت عيسى فرمود :
برادرت را تصديق، و چشمت را تكذيب كن.
١٥٨- باب تحريم ناسزا گفتن به مؤمن و محترم داشتن ناموس، مال و خون او
١- عبد الرحمن بن حجّاج گويد : موسى بن جعفر (ع) در باره دو نفر كه به هم دشنام دهند فرمود : آن كه به دشنام آغاز كرده است ظالمتر است، و گناه خود و گناه
رفيقش به گردن اوست تا زمانى كه از مظلوم عذرخواهى نكرده است.
٢- امام باقر (ع) فرمود : مردى از قبيله بنى تميم خدمت پيغمبر (ص) آمد و عرض كرد : به من نصيحتى بفرما. از جمله نصايح آن حضرت اين بود، كه به مردم ناسزا نگوييد زيرا دشنام باعث دشمنى آنان نسبت به شما مىشود.
٣- امام باقر (ع) فرمود : كه پيغمبر (ص) فرموده است : ناسزا گفتن به مؤمن گناه است، جنگ با او كفر و خوردن گوشتش بوسيله غيبت كردن معصيت مىباشد و مال او مانند خونش محترم است.
٤- امام صادق (ع) فرمود : كه پيغمبر (ص) فرموده است : كسى كه به مؤمن ناسزا بگويد همچون كسى است كه در پرتگاه هلاكت باشد.
٥- امام باقر (ع) فرمود : هر كه از ريختن آبروى مردم خوددارى كند، خداوند در روز قيامت او را عفو فرمايد، و هر كه خشم خود را از مردم منع كند و جلو خشم خود را بگيرد خداوند عذاب روز رستاخيز را از او باز دارد.
١٥٩- باب تحريم بد نام كردن مؤمن و سوء نيت داشتن به او
١- امام باقر (ع) فرمود : مرد هرگز به كفر مرد ديگر گواهى نمىدهد، (بگويد تو كافرى يا اى كافر) جز اين كه به يكى از آن دو برگردد، اگر بر كفر كافرى گواهى دهد راست گفته است، و اگر كفر را به مؤمنى نسبت دهد به خود وى بازمىگردد بنا بر اين از طعنه زدن به مؤمنان بپرهيزيد.
٢- ابو حمزه گويد : از امام صادق (ع) شنيدم كه مىفرمود : هر گاه مردى به برادر مؤمنش بگويد اف (واى بر تو) از پيوند (دينى) با او خارج مىشود، و چون به او بگويد تو دشمن منى يكى از آنها كافر شوند، و خداوند از مؤمنى كه نسبت به برادر مؤمنش نيّت بد در دل دارد هيچ عملى را نمىپذيرد.
٣- امام باقر (ع) فرمود : هر كس رو در روى مؤمن به او طعن زند (او را بد نام كند) با بدترين مرگها خواهد مرد و سزاوار است كه به خير و سعادت بازنگردد.
٤- امام صادق (ع) فرمود : خداوند مؤمنان را از پرتو عظمت و شكوه و بزرگوارى خويش آفريده، و هر كه آنان را طعنه زند و يا عقيدهشان را مردود شمرد بىشكّ خدا را ردّ كرده و چنين شخص از فضل الهى بىبهره مىباشد و اين كار يكى از دامهاى شيطان است.
٥- امام صادق (ع) فرمود : كه پيغمبر (ص) فرموده است : خداى عزّ و جل مؤمن را از عظمت جلال و قدرت خويش آفريده، بنا بر اين هر كه مؤمنى را طعن زند و يا سخن او را مردود شمرد، بىشك خدا را ردّ كرده است.
١٦٠- باب تحريم لعن كردن كسى كه نبايد او را لعن كرد
١- امام صادق (ع) فرمود : هنگامى كه لعن از دهن گويندهاش بيرون آيد، بين گوينده و لعنشونده در هوا مردّد مىماند، اگر لعنشونده را سزاوار يافت بر او
فرود مىآيد، و الّا به گويندهاش باز مىگردد؛ و گوينده به آن سزاوارتر است، بنا بر اين از لعن كردن مؤمن بپرهيزيد زيرا به خودتان باز مىگردد.
٢- حديث ٢ از امام باقر (ع) با اندك تفاوتى مانند حديث ١ نقل شده است.
١٦١- باب تهمت زدن به مؤمن و بدگمان بودن به او
١- امام صادق (ع) فرمود : چون مؤمن به برادر دينى خود تهمت بزند ايمان در قلبش آب شود مانند نمك در آب.
٢- عمر بن يزيد از پدرش نقل كرده : كه شنيدم امام صادق (ع) مىفرمود :
هر كه به برادر دينى خود تهمت بزند احترام ميان آنها از بين مىرود و هر كه با برادر دينى خود مانند باقى مردم رفتار كند، از آنچه كه خود را بدان بسته (مذهب جعفرى) بيزار و بركنار شده است.
٣- امام صادق (ع) فرمود : كه على (ع) فرموده است : گفتار و كردار برادرت را حمل بر نيكى كن، مگر اين كه كارى از او سربزند كه نتوانى توجيه كنى، و به گفتار او تا جايى كه مىتوان حمل بر نيكى كرد سوء ظن نبر،
١٦٢- باب تحريم ترساندن مؤمن و لو با نگاه
١- امام صادق (ع) فرمود : كه پيغمبر (ص) فرموده است : هر كه به مؤمن طورى نگاه كند كه وى را بترساند، خداى عزّ و جل در روزى كه سايهاى جز سايه
«رحمت» نيست (روز قيامت) او را بترساند.
٢- امام صادق (ع) فرمود : هر كه مؤمنى را از سلطانى بترساند به اين كه از طرف سلطان بدى به او مىرسد، و نرسد او در آتش دوزخ است و هر كه مؤمنى را از آسيب سلطانى بترساند و آسيب به وى برسد، ترساننده با فرعون و خاندان او در آتش دوزخ خواهد بود.
٣- على (ع) فرمود : بر هيچ مسلمانى جايز نيست كه مسلمانى را بترساند.
١٦٣- باب تحريم كمك به قتل و اذيت مؤمن گر چه با كلمهاى باشد
١- از امام صادق (ع) روايت شده است : در روز رستاخيز مردى نزد مرد ديگرى مىآيد و او را به خونش آغشته مىكند و مردم سرگرم حسابند، آن مرد مىگويد با من چه كار دارى و چرا مرا خون آلود كردى؟ مىگويد چون تو در دنيا قاتل مرا عليه من يارى دادى و من كشته شدم.
٢- امام صادق (ع) فرمود : هر كس با كوچكترين كلمهاى بر ضرر مؤمن اقدام كند، روز قيامت خداى را ديدار كند در حالى كه اين جمله در پيشانىاش نوشته شده، اين شخص از رحمت نااميد است.
٣- امام باقر (ع) فرمود : روز رستاخيز شخصى در عرصه محشر حاضر مىشود و يك شيشه خون به او مىدهند و مىگويند اين سهم تو از خون فلانى است، مىگويد پروردگارا تو مىدانى كه من خونى نريختهام و مرا خودت قبض روح كردى، خداوند مىفرمايد : آرى، ولى آيا تو از فلانى فرزند فلان چنين و چنان نشنيدى پس آن را بازگو كردى تا اين كه گفتارت به فلانى رسيد و او به سبب گفتههاى تو آن مرد را كشت و اين نصيب تو از خون اوست.
حديث ٤ مانند حديث ٢ است، فقط در جمله آخر : (نوميد از رحمت من است) قيد نشده است.
١٦٤- باب تحريم سخن چينى و تفرقه افكنى
١- امام صادق (ع) فرمود : كه پيغمبر (ص) به اصحاب خود فرموده است : آيا شما را از شرورترينتان آگاه نكنم : عرض كردند : چرا، يا رسول اللّه، فرمود : آنان كه براى سخن چينى قدم بردارند، و بين دوستان تفرقه اندازند و از كسانى كه عيب ندارند عيبجويى كنند.
٢- امام باقر (ع) فرمود : بهشت بر دروغ پردازان و كار آگاهانى كه سخن چينى كنند حرام است.
٣- علىّ (ع) فرمود : بدترين شما كسانىاند كه سخن چينى كنند، و بين دوستان تفرقه اندازند، و از آنان كه عيب ندارند عيبجوئى كنند.
٤- ابو ذر گويد : پيغمبر (ص) در نصيحتى به من فرموده است : اى ابا ذر، قتّات به بهشت نمىرود، عرض كردم : يا رسول اللّه، قتّات كيست؟ فرمود : سخن چين.
اى ابا ذر، سخن چين در آخرت از عذاب الهى آسوده نخواهد بود.
اى ابا ذر، هر كه در دنيا، دو رو و دو زبان باشد، در آتش دوزخ داراى دو چهره خواهد بود اى ابا ذر، گفتار در انجمنها امانت است، انتشار دادن راز برادرت خيانت است پس از اين كار دورى كن، و از حضور در مجلسى كه سبب لغزش گردد نيز بپرهيز ٥- على (ع) فرمود : كه پيغمبر (ص) فرموده است : چهار گروهند كه دوزخيان را با وجود گرفتاريهاى خودشان كه از آب داغ دوزخ مىنوشند آزار مىدهند، و فريادشان به وا ويلا وا هلاكا بلند است. بعضى از دوزخيان از بعضى مىپرسند، گناه اين چهار گروه چيست؟ كه ما با وجود اين همه گرفتارى از عذاب آنان نيز رنج مىبريم، يكى از آنها در تابوتى از آتش گداخته آويزان است، ديگرى احشاى درونىاش بيرون آمده و آنها را با خود مىكشد، آن يكى چرك و خون از دهنش جارى است، آن ديگرى گوشت بدنش را مىخورد.
از صاحب تابوت آتشين مىپرسند كه جرم اين دور از رحمت خدا چيست؟ كه عذاب او ما را با همه بدبختى و عذاب كه داريم نيز آزار مىدهد، مىگويند اين دور از رحمت الهى موقع مرگ اموالى از مردم را با اين كه توانايى بازپرداخت نداشت بر ذمّه گرفته بود. سپس از آن كه احشاى درونىاش كشيده مىشد پرسيدند، كه جرم اين ملعون چيست كه وضع دلخراش او بر گرفتارى و شدت آزار ما افزوده است. مىگويند اين محروم از رحمت الهى، كسى بود كه ادرار به هر كجاى بدنش مىرسيد باكى نداشت (رعايت نجاست و پاكى نمىكرد) آنگاه از آن كه چرك و خون از دهنش مىآيد مىپرسند، كه اين يكى چه كرده و گناهش چيست؟ كه همچنان ما را با همه گرفتاريهاى خود به زحمت انداخته، مىگويند :
اين يكى مسخرگى مىكرد و از كلمات زشت استفاده مىنمود و آنها را به كسى نسبت مىداد و آن را حكايت مىكرد. سپس از آن كه گوشت بدنش را مىخورد سؤال كردند كه اين دور از رحمت الهى چه كرده است؟ با همه بدبختيها كه از گناهان خود داريم از عذاب وى نيز در رنجيم، مىگويند : اين محروم از رحمت الهى گوشت مردم را مىخورد (با غيبت كردن) و سخن چينى مىكرد. ٦- پيغمبر (ص) فرمود : هر كه بين دو نفر دست به سخن چينى بزند، خداوند در قبر آتشى بر او مسلّط گرداند كه تا قيامت او را بسوزاند و چون از قبر بيرون آيد، خدا اژدهاى سياهى را بر او مسلط كند كه وى را نيش زند تا اين كه داخل آتش دوزخ گردد.
٧- امام صادق (ع) فرمود : سه نفر هرگز به بهشت نخواهند رفت : ١- شخص بىباك در خونريزى، ٢- دايم الخمر (كسى كه هميشه شراب مىنوشد) ٣- سخن چين.
٨- على (ع) فرمود : بهشت بر سه كس حرام است : ١- آن كه به ديگران منّت گذارد، ٢- آن كه سخن چينى كند، ٣- آن كه دايم الخمر باشد.
٩- امام موسى كاظم (ع) فرمود : بهشت بر سه كس حرام است : ١- سخن چين، ٢- دايم الخمر، ٣- و آن كه ناموسش را در اختيار ديگر گذارد و او فاجر و گنهكار است.
١٠- امام صادق (ع) به منصور فرمود : از كسى كه بهشت بر او حرام و جايگاهش آتش است هيچ سخنى را در باره خويشاوندان و خدمتكاران خانوادهات نپذير، زيرا سخن چين دروغگوى آشكار، و در ايجاد دشمنى بين مردم شريك شيطان است. چون خداوند متعال فرمود : «اى كسانى كه ايمان آوردهايد اگر فاسقى خبرى براى شما آورد جستجو نماييد مبادا از روى نادانى به گروهى آسيب رسانيد و سپس بر عمل خود پشيمان شويد» البتّه بر تو واجب است، نسبت به كسى كه خويشاوندىاش از تو قطع كرده صله رحم كنى و به كسى كه ترا محروم كرده عطا و بخشش كنى و كسى را كه به تو ستم كرده عفو نمائى چون پاداش نيكى، صله رحم نيست، بلكه صله رحم آن است كه اگر خويشاوندان از تو بريدند تو صله رحم بجاآورى
١١- امام صادق (ع) فرمود : چهار شخص به بهشت نخواهد رفت : ١- پيشگو، ٢- منافق، ٣- دايم الخمر، ٤- سخن چين.
١٢- امام صادق (ع) فرمود : حضرت موسى (ع) در مناجات با پروردگارش شخصى را زير سايه عرش خدا ديد، عرض كرد خدايا، اين شخص كيست كه عرش تو بر او سايه افكنده است؟ خداوند فرمود : اين كسى است كه همواره به پدر و مادرش نيكى نموده، و هرگز سخن چينى نكرده است.
١٣- امام صادق (ع) فرمود : خداوند تبارك و تعالى به موسى (ع) وحى كرد كه يكى از يارانت عليه تو سخن چينى كرده، از او بپرهيز، عرض كرد خدايا من كه او را نمىشناسم مرا آگاه كن تا او را بشناسم، خطاب شد اى موسى من سخن چينى را بر او عيب مىگيرم ولى تو مرا مكلّف به سخن چينى مىكنى، موسى گفت خدايا پس چه كنم؟ خطاب آمده اى موسى يارانت را به گروههاى ده نفرى تقسيم كن و بين آنها قرعه بكش، البته قرعه به نام گروهى اصابت خواهد كرد كه سخن چين در بين آنهاست و به همين ترتيب قرعه كشى را ادامه بده تا قرعه به نام سخن چين اصابت كند، موسى (ع) گويد : وقتى كه سخن چين قرعه كشى را ديد از جا برخاست و گفت : اى پيغمبر خدا، سخن چين من بودم، و سوگند ياد مىكنم كه هرگز آن را تكرار نكنم.
١٤- حذيفه گويد : از پيغمبر (ص) شنيدم كه مىفرمود : سخن چين هرگز داخل بهشت نمىشود.
١٦٥- باب استحباب نگاه كردن به اولاد صالح پيغمبر (ص)
١- امام رضا (ع) فرمود : نگاه كردن به فرزندان ما عبادت است. راوى گويد :
عرض كردم : يا ابن رسول اللّه، نگاه كردن به فرزندان شما، يا همه اولاد پيغمبر (ص)؟ حضرت فرمود : نگاه كردن به همه فرزندان پيغمبر (ص) تا جايى كه از روش رسول اللّه جدا نشده و خويشتن را به گناه آلوده نكردهاند عبادت است.
١٦٦- باب استحباب نگاه كردن به پدر و مادر و به قرآن و به روى عالم
١- محمد بن علىّ بن حسين گويد : كه در روايت آمده است : نگاه كردن به كعبه، و هم چنين به پدر و مادر، و به قرآن حتى بدون قرائت، و نگاه كردن به روى عالم، و به اولاد رسول اللّه (ص) عبادت است.
فهرست مطالب
سرآغاز 2
تذكّر 3
اجمالى از شرح حال شيخ حرّ عاملى 3
تأليفات شيخ 5
٨- باب استحباب همنشينى با خردمند بخشنده 14
٩- باب استحباب مشورت با عاقل 15
١١- باب استحباب معاشرت با مردم خوب و دوستان قديمى و اجتناب از معاشرت با بدان 17
١٣- باب استحباب دوستى با كسى كه رعايت دوستى را مىكند 18
١٤- باب استحباب كمك و يارى دادن دوستان به يك ديگر 19
١٥- باب كراهت دوستى با بد كار و نادان و دروغگو 20
١٦- باب كراهت شركت دادن افراد فرومايه و گنهكار در امور 22
١٧- باب تحريم همنشينى با دروغگو و گنهكار و بخيل و نادان و قاطع رحم 24
١٨- باب كراهت همنشينى با فرومايگان و ثروتمندان و گفتگو با زنان 26
٢٤- باب جواز مشورت كردن با كسى كه مرتبه او پايينتر است 31
٢٥- باب كراهت مشورت با زنان و نيكو بودن مشورت با مردان 32
٢٦- باب كراهت مشورت با شخص ترسو، بخيل، آزمند، برده، فرومايه و بدكار 33
٢٧- باب تحريم همنشينى و دوستى با اهل بدعت 34
٢٩- باب استحباب اظهار دوستى و محبّت نسبت به مردم 36
٣٠- باب استحباب خوشرفتارى و گشادهرويى و احترام به مردم و خوددارى از مزاحمت آنان 37
٣١- مستحبّ است براى كسى كه مؤمنى را دوست دارد او را از دوستى خود با خبر كند 37
٣٢- باب استحباب آغاز كردن سلام قبل از سخن گفتن و استحباب پاسخ ندادن قبل از سلام 38
٣٣- باب لزوم سلام و كراهت ترك آن و وجوب پاسخ سلام 39
٣٥- باب استحباب سلام كردن بر كودكان 42
٣٦- باب حرمت تبعيض بين فقير و ثروتمند در نحوه سلام كردن و وجوب رعايت مساوات بين آن دو 42
٣٧- باب استحباب شكرگزارى خدا براى نعمت اسلام و تندرستى 43
٣٨- باب لزوم بلند سلام كردن و پاسخ دادن به نحوى كه مخاطب بشنود 43
٣٩- باب نحوه سلام گفتن و استحباب انتخاب كلمات مناسب 44
٤٠- باب استحباب تكرار سلام تا سه مرتبه در صورت عدم دريافت پاسخ و اجازه ورود 45
٤٢- عدم استحباب سلام بر كسى كه همراه جنازه است يا به نماز جمعه مىرود يا در حمّام است 46
٤٣- باب چگونگى پاسخ سلام دادن به حاضر و غايب 46
٤٤- باب استحباب مصافحه با مقيم و در آغوش گرفتن مسافر 48
٤٥- باب استحباب سلام كردن كوچك بر بزرگ و جمعيّت كم بر جمعيّت زياد و عابر بر نشسته و ... 49
٤٧- كراهت ترك سلام بر مؤمن حتّى در حال تقيّه 50
٥٠- باب عدم جواز ورود به خانه غير بدون اجازه و خبر دادن و سلام كردن و ... 53
٥١- باب كسانى كه رفت و آمد به خانه آنها شايسته است 53
٥٢- باب استحباب سلام كردن هنگام بلند شدن از مجلس 54
٥٣- باب جواز سلام و دعا كردن بر ذمّى در صورت نياز داشتن به او 55
٥٥- باب استحباب سلام كردن بر خضر (ع) هر گاه نام وى برده شود 56
٥٦- باب استحباب چشم پوشى و گذشت نسبت به دوستان 56
٥٧- باب استحباب دعا براى عطسهكننده مسلمان 57
٥٨- باب نحوه دعا كردن براى عطسه و پاسخ دادن 58
٥٩- باب جواز دعاى كودك براى زن وقتى كه عطسه كند 59
٦٠- باب استحباب عطسه كردن و كراهت عطسههاى زشت 59
٦١- باب استحباب تكرار دعاى عطسههاى پى در پى تا سه مرتبه 60
٦٢- باب استحباب «الحمد للّه» گفتن در موقع عطسه 60
٦٣- باب استحباب صلوات بر محمّد و خاندانش براى كسى كه عطسه مىكند يا مىشنود 62
٦٤- درود بر محمّد (ص) و خاندانش هنگام عطسه، و ذبح حيوانات و جماع مكروه نيست بلكه مستحب است 63
٦٥- باب جواز دعاى عطسه براى ذمّى و دعا براى هدايت وى 63
٦٦- اگر گفتارى با عطسه مقارن باشد جايز است آن عطسه را دليل بر راستى سخن گوينده دانست 64
٦٧- باب استحباب احترام و بزرگداشت شخص مسنّ مؤمن 64
٦٨- باب استحباب احترام كريم و شريف ١- حجّال گويد 66
٦٩- باب كراهت نپذيرفتن تكريم و احترام مانند نپذيرفتن متكا و بوى خوش 67
٧٠- باب استحباب استقبال و بدرقه از مهمان و اطاعت مهمان از صاحب خانه 68
٧٤- باب استحباب يا كراهت كيفيّت نشستن 69
٧٥- مستحبّ است در مجلس انسان به عنوان تواضع جايى پايينتر از شأن خود بنشيند 70
٧٦- باب استحباب رو به قبله نشستن 71
٧٧- باب كراهت نشستن روبروى خورشيد 72
٧٨- باب استحباب نشستن در خانه غير در هر جايى كه صاحب خانه بخواهد 72
٧٩- باب استحباب نشستن روى دو پا و در بغل گرفتن زانوها 72
٨٠- باب استحباب شوخى و خنده كم 73
٨١- باب كراهت قهقهه زدن و استحباب تبسّم 74
٨٢- باب كراهت خنده بدون علّت 74
٨٣- باب كراهت شوخى و خنده زياد 75
٨٤- باب استحباب تبسّم بر چهره مؤمن 77
٨٥- باب استحباب صبر كردن بر اذيّت همسايه و ديگران 77
٨٦- باب وجوب خوددارى از آزار همسايه 80
٨٧- باب استحباب خوشرفتارى با همسايه 82
٨٨- باب استحباب طعام دادن به همسايگان و وجوب آن در صورت ضرورت 83
٨٩- باب كراهت همسايگى با اشخاص بد 84
٩١- استحباب مدارا كردن با همسفر 85
٩٢- باب استحباب بدرقه همسفر هنگام جدا شدن هر چند ذمّى باشد 85
٩٣- باب استحباب نامه نوشتن در سفر و وجوب پاسخ دادن به نامه 86
٩٤- باب استحباب شروع نامه با بسم اللّه و نوشتن آن به بهترين خط 86
٩٥- باب چگونگى نوشتن عنوان نامه 87
٩٦- باب استحباب آغاز نامه به نام كسى كه نامه برايش فرستاده مىشود 87
٩٧- باب استحباب نوشتن «ان شاء اللّه» در نامه هر جا كه مناسب باشد 87
٩٨- باب استحباب خشك كردن خطهاى نامه 88
٩٩- باب عدم جواز سوزاندن كاغذهايى كه در آن آيات قرآن يا نام خدا باشد 88
١٠٠- استحباب تقسيم وقت بين دوستان به طور مساوى 90
١٠١- باب استحباب سؤال كردن از نام و نام خانوادگى و نسب و حال دوست و همنشين 91
١٠٢- باب كراهت از بين رفتن شرم و حيا بين دوستان 92
١٠٣- باب انتخاب دوستانى كه نمازشان را بموقع مىخوانند و نسبت به دوستان نيكى مىكنند 93
١٠٤- باب استحباب خوشخويى با مردم 93
١٠٥- باب استحباب انس و الفت با مردم 98
١٠٦- باب استحباب خوشرفتارى با مردم 98
١٠٧- باب استحباب خوشرويى و خوش برخوردى 99
١٠٨- باب وجوب راستگويى 100
١٠٩- باب استحباب صدق وعده، گرچه يك سال طول بكشد 102
١١٠- باب مستحب بودن حيا 103
١١١- باب جايز نبودن شرم و حيا داشتن از پرسش كردن در باره احكام دين 104
١١٢- باب استحباب عفو و گذشت 104
١١٣- باب استحباب عفو از ستمگر، صله رحم، احسان و نيكى ... 106
١١٤- باب استحباب فروخوردن خشم 108
١١٥- باب استحباب فروخوردن خشم از دشمنان دين در زمان حكومتشان 111
١١٦- باب استحباب صبر در برابر حسودان و مانند آن 111
١١٧- باب استحباب سكوت، مگر در امور خير 112
١١٨- باب استحباب سخن گفتن در جايى كه سكوت روا نيست 115
١١٩- باب وجوب نگهدارى زبان از آنچه كه گفتنش روا نيست 117
١٢٠- باب كراهت گفتار زياد در غير ذكر خدا 121
١٢١- باب استحباب مدارا كردن با مردم 123
١٢٢- باب وجوب ادا كردن حقوق واجب و مستحبّ مؤمن 126
١٢٤- باب استحباب لطف و محبّت و به ديدار همديگر رفتن 136
١٢٥- باب استحباب پذيرش عذر 137
١٢٦- باب استحباب سلام كردن و مصافحه در وقت ملاقات .. 137
١٢٧- باب استحباب مصافحه و حدود و چگونگى آن 140
١٢٨- باب آداب استقبال و بدرقه مسافر 142
١٢٩- باب حكم كرنش بر بزرگان از قبيل بوسيدن فرش، بر پا خاستن و جلوى آنها دويدن و غيره 143
١٣٠- باب تحريم گماشتن دربان براى منع ورود شيعه 144
١٣١- باب استحباب معانقه با مؤمن و همراهى و مذاكره با او 146
١٣٢- باب استحباب استفاده رساندن برادران به همديگر در راه خدا 147
١٣٣- باب استحباب بوسيدن مؤمنان يك ديگر را، و محل بوسه 148
١٣٤- باب كراهت كرنش براى مردم حتّى امام 149
١٣٥- باب كراهت مجادله و دشمنى با مردم 149
١٣٦- باب استحباب اجتناب از كينه و عداوت و دشمنى و بغض و ... 151
١٣٧- باب تحريم مكر، حسد، خيانت و نيرنگ 152
١٣٨- باب تحريم دروغ 153
١٣٩- باب تحريم دروغ بستن بر خدا، و پيغمبر و ائمه عليهم السلام 155
١٤٠- باب تحريم دروغ، بزرگ و كوچك، شوخى و جدى و غيره 156
١٤١- باب جواز دروغ در اصلاح بين مردم و عدم جواز راستگويى در فساد 158
١٤٢- باب در احكام گمان 161
١٤٣- باب تحريم دو رو و دو زبان بودن 161
١٤٤- باب تحريم قهر كردن از مؤمن و استحباب سبقت در آشتى كردن 163
١٤٥- باب تحريم آزار رساندن به مؤمن 165
١٤٦- باب تحريم اهانت به مؤمن و خوار داشتن او 166
١٤٧- باب تحريم ذليل شمردن و تحقير مؤمن 168
١٤٨- باب تحريم سبك شمردن مؤمن 169
١٤٩- باب تحريم قطع صله ارحام 170
١٥٠- باب تحريم جمع آورى موارد لغزشهاى مؤمن براى عيب گرفتن از او 170
١٥١- باب نهى از عيبجويى و سرزنش مؤمن 171
١٥٢- باب تحريم غيبت كردن از مؤمن 172
١٥٣- باب تحريم تهمت زدن بر مرد مؤمن و زن مؤمن 177
١٥٤- باب موارد جواز غيبت كردن 178
١٥٥- باب وجوب جبران كيفر غيبت كردن با حلالطلبى و استغفار 179
١٥٦- باب وجوب ردّ غيبت مؤمن و تحريم شنيدن آن 179
١٥٧- باب تحريم افشاى سرّ مؤمن و عيبجويى از او ... 181
١٥٨- باب تحريم ناسزا گفتن به مؤمن و محترم داشتن ناموس، مال و خون او 183
١٥٩- باب تحريم بد نام كردن مؤمن و سوء نيت داشتن به او 184
١٦٠- باب تحريم لعن كردن كسى كه نبايد او را لعن كرد 185
١٦١- باب تهمت زدن به مؤمن و بدگمان بودن به او 185
١٦٢- باب تحريم ترساندن مؤمن و لو با نگاه 186
١٦٣- باب تحريم كمك به قتل و اذيت مؤمن گر چه با كلمهاى باشد 186
١٦٤- باب تحريم سخن چينى و تفرقه افكنى 187
١٦٥- باب استحباب نگاه كردن به اولاد صالح پيغمبر (ص) 191
١٦٦- باب استحباب نگاه كردن به پدر و مادر و به قرآن و به روى عالم 191
فهرست مطالب 192