سرزمین اسلام

نویسنده: غلامرضا گلی زواره
سایر کتابها

سرزمین اسلام

مؤلف : غلامرضا گلی زواره

این کتاب توسط مؤسسه فرهنگی - اسلامی شبکة الامامین الحسنین عليهما‌السلام بصورت الکترونیکی برای مخاطبین گرامی منتشر شده است.

لازم به ذکر است تصحیح اشتباهات تایپی احتمالی، روی این کتاب انجام نگردیده است.


مقدمه

غلامرضا گلی زواره

بسم الله الرحمن الرحیم

( ... یریدون لیطفوا نور الله بافواههم و الله متم نوره و لوکره الکافرون - هو الذی ارسل رسوله بالهدی و دین الحق لیظهره علی الدین کله و لوکره المشرکون ) (سوره صف آیات 8 و 9)

خواهند خاموش کنند نور خدا را با دهانهای خویش و خداست کامل کننده نور خویش اگر چه ناخوش دارند کافران - اوست آنکه فرستاده پیامبر را به رهبری و کیش حق تا چیره گرداندش بر همه کیش های دیگر اگر چه مشرکان اکراه دارند.

طلوع ارزشها

جهان بر لب پرتگاه سقوط و مردم در آتش جهل و خرافات می سوختند. انحطاط اخلاقی و تیرگیهای شرک و بت پرستی، بینشهای غلط مذهبی، بی عدالتی و نابرابری، سایه شوم خود را بر سراسر گیتی افکنده بود. جزیرة العرب بدون مبالغه، منجلاب بدبختی و کانون فساد و ستم بود. پیوندهای امور از هم گسیخته و آتش جنگهای قبیله ای از هر سو زبانه می کشید. نشاط و شادابی از روان مردم رخت بر بسته بود. دلها پر از ترس و روآنها پریشان بود و روزنه نجاتی برای محرومین و تشنگان معرفت وجود نداشت.

در این هنگام، جویندگان حکمت و شیفتگان حقیقت در انتظار فجر امید و صبح صادق، به سر می بردند و طالب فجری بودند که تیرگیهای ستم و ظلمات توحش و آلودگیهای ناشی از رذالتها را در هم نوردد. آنان لحظه شماری می کردند که وجودی ملکوتی و شخصیتی آسمانی، جهان را از این ضلالت آشکار و پژمردگی و حرمان برهاند و انسآنها را به ساحل نجات و رستگاری برساند و نیز نیازمند وجودی بودند که بر اثر ارتباط با عالم غیب و انقلابی ژرف و همه جانبه، انسآنها را بسوی زندگی نوین که توام با سعادت و معنویت است رهنمون سازد.

سرانجام روز موعود فرا رسید و وعده های الهی تحقق پذیرفت. بعثت پیامبر اسلام صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم همچون آذرخشی کویر منحط و خفقان گرفته انسانیت را پرتوافشانی نمود و طلیعه وحی با فرمان قاطع «اقرا» نمودار گشت و موجی از نور الوهیت در غار حرا برخاست و جام جان حضرت محمد صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم را لبریز از معنویت و روانش را از انوار معرفت مبتهج نمود. آن بزرگوار بر اثر ارتباط با جهان غیب از طریق وحی راز و رمز آفرینش و اسرار وجود را آموخت و دفتر کتاب هستی را فرا گرفت. قرآن کریم بر قلب مبارکش نازل گردید و چشمه همیشه جوشان و جویبار زلال توحید را در عمق روانش جاری ساخت تا از این طریق و با تمسک به قوانین جاودانی، این کتاب مقدس که هرگز گرد کهنگی و غبار زمان بر آن نخواهد نشست تشنگان حقیقت را به فطرت خود بازگردانیده و جاده کمال را پیموده، لقاء حق را طالب گردند. کتابی که هدایتی است برای گمراهان و حکمتی است برای صاحبان خرد و اندیشه. آری سرزمین حجاز مرکز تابش انوار تابناک وحی گردید و زنجیرهای اسارت که افکار انسآنها را منجمد نموده بود یکی پس از دیگری از هم گسست. تبعیض و تجاوز، عداوت و دشمنی و استثمار و بهره کشی از قاموس انسآنها حذف گردید. رحمت و برکت به انسآنها روی آورد، آرامش و امنیت نیز ارمغان این انقلاب معنوی بود.

گسترش اسلام

مشرکین، ملحدین و غرض ورزان، خفاش صفت تحمل انوار قدسی و خورشید پرفروغ اسلام را نداشتند. لذا در صدد آن بودند تا موانعی بوجود آورند و از این طریق شیفتگان حق را از چنین بارقه ای محروم کنند و در تعقیب نیات پلید و افکار شومشان کارشکنی ها، شکنجه ها و تحریم های اقتصادی آغاز شد. فشارهای سیاسی و مجازات های خشن شروع گشت و یاران با وفای پیامبر مدتها اثرات رقت بار و شکنجه های جانکاه و ستمگریهای مشرکین را لمس نمودند اما تحت تعلیم و تربیت مکتب آسمانی اسلام دلهایشان که مشحون از نورانیت بود با تنفر شدیدی از بیدادگران نیز توام بود و بر خلاف تحرکات سیاسی و عملیات تهاجمی مذکور با مجاهدت پیامبر اسلام صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم و اهتمام یاران مؤمن و وفادارش و ایثارگری و رشادتهای سربازان نامی اسلام، آئین جاوندانی و حیات بخش اسلامی مرزهای عربستان را در نوردید و متوجه دیگر نقاط جهان گشت. برای ملتهای دیگر که در زیر شکنجه و استثمار قدرتهای تحمیلی و حکومتهای فاسد همچون اسیران و بردگان و مهیج تر از نغمه رهایی بخش اسلام نبود و تعالیم اسلام چون مشعل فروزانی قلوب آنان را روشن ساخت و دلهای ستمگران را به لزه درآورد و قلبهای بی جان محرومین و بدین گونه اسلام که در آغاز، در جامعه ای کوچک انتشار یافته بود می رفت تا به صورت آئین جهانی و همه گیر درآید. در سراسر گیتی نغمه توحید انتشار یافت و گلبانگ فرحزای الله اکبر از فراز ماذنه ها، در جای جای کره ارض طنین افکن گردید. و صلای توحید در همه جای متداول شد.

عوامل پیروزی

قطعا آنچه که علی رغم میل باطنی مخالفین و کارشکنی های مشرکین و تبلیغات مسموم و زهرآگین معاندین، موفقیت و پیروزی این عقیده را موجب گردید در درجه اول الهام گرفتن آن از کانون وحی و ارتباط آن با بنیان گذار هستی و خداوند جهانیان بود. آئینی که فطرت تمامی انسآنها بر آن بیناد نهاده شده و به اندیشه و خرد و تفکرات منطقی بها می دهد و انسآنها را دعوت به تفکر و تعمیق در مسائل هستی می نماید و عقل و عاطفه را درهم می آمیزد و قلوب را فتح می نماید طبیعی است که به چنین موفقیت شگرف و اعجاب برانگیزی دست می یابد. وحدت مسلمین با یکدیگر و اجتناب از تفرقه (بنابر توصیه های مؤکد پیامبر اسلام صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم همچنین خوش رفتاری و روش مسالمت آمیز مسلمانان در هنگام تبلیغ اسلام و دعوت مردم به این آئین و برخورد نیکو حتی با افرادی که به آنها تعدی نموده بودند، عامل دیگر از این پیشرفت سریع بود. علاوه بر این عوامل که مربوط به محتوای اسلام و رفتار مسلمانان بود و صرف نظر از درستی و اصالت محتوای این آئین و خصلتهای عالی مسلمین که از عوامل درونی نشر اسلام در جهان بود شرایط و اوضاع حاکم بر جهان، مردم را به پذیرش آئین مذکور علاقمند می نمود زیرا بیداد و ستم و جهل و خرافات آنچنان تیره گی پدید آورده بود که تنها نور اسلام می توانست این تیرگی ها را منهزم کند و آلودگی ها را محو سازد.

مبلغین مسلمان به هنگام نشر اسلام، به ستیز با عوامل ظلم و ستم و نبرد با جهل و رفع تبعیض ها و تضادها تاکید می ورزیدند و از مظلومین و محرومین حمایت کرده و به آنان عدالت و دادگری و مساوات را نوید می دادند که این عوامل نیز بر تعداد گروندگان به آئین اسلام می افزود. سرانجام مسلمین با تکیه بر قرآن و تعالیم نورانی و رهائی بخش به نحو قابل توجهی پیشروی نموده و تمدن شکوفا و گسترده ای را که بر معارف اسلامی متکی بود بنیاد نهادند و در طول تاریخ، بخشهای وسیعی از آسیا و آفریقا و حتی اروپا توسط مسلمین اداره می گردید و بدین گونه شعاع جانبخش اسلام در اعماق تاریکیهایی که بشریت گرفتار آن بود نفوذ نمود و قدرتهای مهاجم را به عقب نشینی وادار ساخت و سربلند و پیروز جلوه گر نمود. هر موقع که مسلمانان به قوانین اسلام تمسک جسته اند و با معنویت پیوند برقرار کرده اند احساس عظمت نموده و اقتداری را بدست آورده اند که در پرتو آن هرگونه سلطه سیاسی و اقتصادی را وادار به عقب نشینی نموده و عوامل نیرنگ و فتنه را منهدم نموده است. اما هنگامی که مسلمین از فرهنگ اسلامی فاصله گرفته اند و وحدت و اتحاد خود را از دست داده و دچار تفرقه گردیده اند، شکوه و اهتزاز خود را با شکست مواجه ساخته اند.

هجوم به سرزمین های اسلامی

غرب از همان زمانی که دولت اسلامی در اندلس و نواحی جنوب اروپا تاسیس شد به دشمنی با اسلام و مسلمین برخاست و به طرز وحشیانه ای تشکیلات اسلامی را درهم کوبید. در جنگهای صلیبی نیز تهاجمات وسیعی را بر علیه مسلمانان ترتیب داد و پس از آن غرب که از اقتدار دولت عثمانی بشدت متوحش شده بود با ایجاد دسیسه ها و ترتیب دادن توطئه هایی به تجزیه این دولت قدرتمند پرداخت و موجبات فروپاشی آن را فراهم ساخت و پس از آن به منظور بدست آوردن مواد خام، برای کارخانجات صنعتی و تامین بازار محصولات خود به سرزمینهای غنی و سرشار اسلامی چشم دوخت که در اولین قدم نیروهای معنوی و قدرتهای مذهبی را سد راه خود می دید برای کوبیدن آنها تهاجم فرهنگی وسیعی را بر علیه این سرزمینها ترتیب داد و فرهنگ فساد و فحشاء توسط ایادی استعمار و استکبار در بین ملتها مسلمان ترویج گردید. فرهنگ مصرف زدگی روز به روز ملتهای مسلمان را در مرداب وابستگی فرو برد. سلطه سیاسی استکبار بوسیله حکومتهای دست نشانده و خودکامه در نقاط مسلمان نشین تثبیت گردید و بدین گونه استعمارگران سرزمینهای مسلمان را قطعه قطعه کرده و در تمام ابعاد، بر آنها سلطه یافتند و چون مردمان این نواحی با عقیده مذهبی پیوند ناگسستنی داشتند و اسلام در اعماق روانشان ریشه دوانیده بود و نمی توانستند در فرصتی کوتاه آنان را از معنویت جدا سازند لذا از طریق دیگری وارد شدند و آن این بود که جنبه های ظاهری و تشریفاتی مذهبی را حفظ کردند و تعالیم اساسی را که موجودیت واقعی دین بدان وابسته است از دین گرفتند و بین مسائل سیاسی و اجتماعی مردم از یک سو و مذهب از سوی دیگر انفکاک ایجاد کردند. از این رهگذر حیله های استعمار تاثیر خود را بر فرهنگ مسلمین بخشید و پیروان همان آئینی که سلطه کفار را محکوم می کند و مسلمانان را به خشونت بر علیه متجاوزین تحریک می نماید و همآنها که به تعبیر قرآن بهترین امت بودند دروازه های خود را به سوی مهاجمین غربی گشودند و تسلیم فرهنگ غرب شدند. و با تبلیغات وسیع و گسترده و فراموش نمودن هویت خویش که مهمترین سلاح استعمارگران بود پیوند خود را با معنویت از دست دادند و فرهنگ و اخلاق خود را رها کرده و آماده پذیرش فرهنگ غرب شدند. نتیجه چنین حرکتی منجر به آن شد که در طول بیش از دو قرن کشورهای اسلامی به سفره بی مانع و رادعی برای غارتگران غربی شد و آنان علاوه بر غارت منابع و ذخائر مسلمانان فرهنگ و مواریث اصیل آنان را مخدوش کرده و مسلمین را از توسعه علمی و فرهنگی بازداشتند. خادمین استعمار که امور مسلمین را اداره می کردند از دخالت مسائل مذهبی در شئونات زندگی مردم جلوگیری بعمل می آورند. و با کارشکنی هایی اجازه نمی دادند حقایق اسلامی آشکار گردد. با این وصف مردمان ساکن در کشورهای اسلامی با بهره گیری از اندیشه های اسلامی مبارزات سختی را بر علیه استعمار سامان دادند و در برابر قدرت بی رقیب استعمارگران قیام کرده و آنان را وادار به تسلیم در برابر خواسته های برحق خود نمودند. دول استعماری به منظور رهایی از موج جنبشهای مردمی گرچه در ظاهر به کشورههای مزبور استقلال دادند ولی با شکل جدیدی از استعمار بطور غیر مستقیم سلطه خود را بر سرزمینهای اسلامی ادامه دادند، بگونه ای که اکنون بیش از یک میلیارد مسلمان با وجود بهره مندی از ذخائر و منابع سرشار و قرار گرفتن در مناطق استراتژیک و سوق الجیشی، اغلب تامین کننده منافع استکبار بطور غیرمستقیم هستند و حتی بدلیل تفرقه و تشتتی که بر آنان حاکم است از مبارزه با غاصبین صهیونیست که آواره گی ملت مظلوم فلسطین را موجب شده عاجزند و غده سرطانی مذکور همچنان در قلب کشورهای اسلامی با مساعدت استکبار و رفتارهای حکام مرتجع عرب مشغول تحکیم مواضع خود می باشد.

جهان اسلام و موقعیت فعلی

در وضع کنونی، جهان اسلام با دشواریهای عمده ای روبرو است که در راس آن مسئله فلسطین می باشد و در نیم قرن اخیر همواره مهمترین مسئله جهان اسلام بوده است. وابستگی سران اغلب کشورهای اسلامی به استکبار جهانی، جهان اسلام را آشفته نموده و کشورهای مسلمان را به قدرتهای مزبور وابسته نموده است. کشورهای عربی و آفریقای شمالی که از اکثریتی مسلمان برخوردارند و فرهنگ اسلام با تاریخ و سنتهای مردمان این نواحی عجین گشته است بطور اسف انگیزی شاهد سرکوبی شدید مبارزین مسلمان از سوی حکام دست نشانده و مرتجع واحدهای سیاسی مذکور هستند. در الجزایر به هنگامی که مسلمانان از طریق انتخاباتی کاملا آزاد پیروزی بزرگی را بدست می آورند حکام این کشور به سرکوبی آنان پرداخته و شخصیت های مذهبی را مجازات و شکنجه می نماید. در تونس و مصر هرگونه حرکت اسلامی و تلاش مذهبی بشدت سرکوب می گردد و قوای امنیتی خانه به خانه، مبارزین مسلمان را تعقیب می کنند و حتی تشکیلات مذهبی باید با مجوز وزارت اطلاعات برپا شود و آنقدر مسلمانان در تنگنا هستند که مجال هرگونه تحرک مذهبی از آنان گرفته شده است. در کشمیر مسلمانان توسط قوای امنیتی هند به شهادت می رسند و جوانان آنها در زندآنها، شکنجه های سختی را متحمل می شوند. صربها در بوسنی، هرزگوین در اقدامات خشن و وحشیانه ای به قتل عام مسلمانان پرداخته اند، با وجود فروپاشی کمونیسم، هنوز رسوبات آن مشغول کشتار شدید مسلمانان در تاجیکستان می باشند. مسلمانان آذربایجان توسط ارامنه قبل عام می شوند موحدین برمه توسط دولت بودایی این کشور به اجبار و زور از سرزمینهای خود رانده و به بنگلادش پناه آورده اند. مسجد بابری که پایگاه مذهبی مسلمانان هند است توسط هندوهای افراطی و با حمایت پلیس این کشور به تلی از خاک تبدیل می شود بسیاری از کشورهای دیگر دچار جنگهای داخلی، درگیریهای مرزی و نزاعهای قبیله ای هستند که سومالی و سودان نمونه بارز آنهاست مشکل دیگر اینکه در برخی از کشورهای اسلامی زمامداران، مرتکب محرمات اسلامی می شوند و از حدود الهی تجاوز می کنند به بندگان صالح تعدی نموده و مؤمنین را تحت فشار سختی قرار داده اند و با استکبار و مظاهر شرک و کفر و ستم همکاری دارند حکام این کشورها در جهت تامین منافع غرب و اجرای سیاست های مستکبرین سرزمینهای خود را از پیشرفت و توسعه بازداشته و فرهنگ و سیاست و نظام زندگی غیر الهی را بر مسلمانان تحمیل نموده اند در امور حکومتی و مسائل اجرایی و اجتماعی خبری از عوانین اسلامی نیست و حتی اکثر این کشورها در قانون اسای خود نامی از اسلام نیاورده اند. از سوی دیگر غرب می کوشد با تحریک احساسات ملی و ایجاد احساس خطر از ناحیه های مرزی و ایجاد تشنج در نقاط استراتژیک آرامش و امینت خاطر را از مسلمانان گرفته تا مجال تفکر و اندیشیدن به مصالح جامعه در این سرزمینها پیش نیاید و نیروهای مسلمان در این ناآرامی ها از توان بیفتند کمکهایی که بسوی کشورهای اسلامی سرازیر می شود اغلب توسط عوامل حکومتی در جهت سرکوبی مسلمین و جلوگیری از جنبش های اسلامی به مصرف می رسد تبلیغات منفی بگونه ای است که با کمال تاسف، اکثریت کشورهای اسلامی به جای آنکه تمامی تلاش خود را در جهت مبارزه با دشمنان اصلی بخصوص صهیونیست بکار ببرند انقلاب اسلامی ایران را آماج حملات خود نموده اند و در تبلیغات وسیع و موضع گیریهای سیاسی و روابط بین الملل می کوشند ایران را تحت فشار قرار دهند که این حرکت از سوی استکبار و در راس آن امریکا برنامه ریزی و حمایت می شود.

رستاخیز اسلام

با وجود چنین ضایعات و مسائل اسف انگیزی که بر جهان اسلام سایه افکنده، در پرتو انقلاب اسلامی ایران، ارزشهای اسلامی در بین مسلمین زنده شده و نسیم آزادی بر آنان وزیده است و عده زیادی از مسلمانان با برپایی تظاهرات و راهپیمایی های گسترده در کشورهای عربی و آفریقایی خواهان اجرای احکام اسلامی هستند که چنین تحرکی هراس و نگرانی شدیدی را بر اردوگاه استکبار بوجود آورده است.

«ماروین روینس کارشناس مسائل ایران در دانشگاه شیکاگو می گوید:

«در اغلب کشورهای اسلامی، اسلام به عنوان وسیله ای جهت ضربه متقابل به غرب مورد استفاده قرار می گیرد آنان احساس می کنند که غرب طی 5/1 قرن گذشته آنان را از نقطه نظر اخلاقی و فرهنگی خلع سلاح کرده است. »

«جان دوگ انتونی کارشناس مشهور مسائل خاورمیانه، اظهار می دارد.

«ما شاهد یک رفرم عظیم در جهان اسلام هستیم

«مانفر دورنر» رئیس ناتو اعتراف کرد که:

«اسلام گرایی در آسیای مرکزی، خطری جدی برای ناتو است. »

وقوع انقلاب اسلامی و تشکیل نظام سیاسی - اجتماعی بر مبنای دین در ایران به رهبری امام خمینی (قدس سره) واقعه ای عظیم بود که جهان را متوجه دین ساخت و رشد معنوی بسیاری از مسلمانان را سبب گردید. بگونه ای که امروز آمادگی جهت پذیرش تفکر اسلامی و امکان گسترش فکر توحیدی در جهان بسیار بیشتر از گذشته است. این شعله امید که بر دنیای اسلام و جآنهای مسلمین پرتو افکنده است با وجود تلاشهای استکباری برای خنثی نمودن آن، اثر خود را در تعدادی از کشورهای اسلامی بصورت جنبشهای مردمی در طلب حکومت اسلامی بروز داده است و بسیاری از ملتهای مسلمان در راه تحقق بخشیدن به آئین توحید در زندگی خود با آفات این آئین که حاکم برخی کشورهای اسلام در راس آن می باشد مبارزاتی را آغاز کرده است که این حرکت امیدبخش زنجیر سلطه استکبار و سایر قدرتهای طغیانگر را از هم گسسته و صالحین و مؤمنان را به اقتدار خواهد رساند. رستاخیز اسلامی در نقاطی آغاز شده که بنیاد اقتصادی غرب را به دوش می کشد و مجاری تنفسی و ارتزاق تجاری اقتصاد غرب را بوجود می آورد و منافع سیاسی استکبار را تامین می کند. آسیای میانه، خاورمیانه، شمال و غرب آفریقا، آسیای جنوب شرقی و شبه جزیره بالکان چنین حالتی را دارد. در این نقاط هیجان اسلامی و عطش قوی مذهبی پدیدار شده که باید رهبری شود و در صورت اتحاد مسلمین حرکت مزبور جهان را مقهور قدرت عظمت و شوکت سیاسی خود می نماید که در صورت ادامه این وضع و بکارگیری استراتژی اتحاد و کنار گذاشتن مسائل تفرقه برانگیز و افزایش تحرک مسلمین، تمدن اسلامی بنیان گذاری می شود. بخش عمده ای از فشار استکبار بر انقلاب اسلامی ایران بر این خیال استوار بود که با شکست جمهوری اسلامی چنین تجربه ای در چشم مسلمانان کشورهای دیگر ناکام جلوه نماید و برق امیدی که از پیروزی انقلاب اسلامی روان آنان را روشن ساخته بود خاموش نمایند. غرب که در مقابل جریان فکری جدید و نهضت اسلامی به استیصال و درماندگی افتاده با غرض ورزی و نوعی تحجر عنوان بنیاد گرایی را به این حرکت عظیم داده است. طبیعی است که منشا این حرکت پیوندی فکری و فرهنگی مسلمین با گذشته ای غنی می باشد و قطع ارتباط با این گذشته سراسر عزت و اقتدار شخصیت مسمانان را شکسته بود. ارتباط با معنویت و بازگشت به اسلام و قرآن سبب این حرکت عظیم گشته که اسلام را در متن زندگی مردم وارد می کند و جهان اسلام را از سرطان سلطه و زور نجات می دهد و ارزشهای اسلامی را احیاء می نماید و سبب جریان بالنده ای در جهان اسلام می شود که خودباوری و اعتماد به نفس و احساس عظمت را برای مسلمین بدنبال خواهد داشت. بی جهت نیست که سران کشورهای مرتجع عربی به اندازه ای از نهضتهای اسلامی آشفته می شوند که در حالی که مسائل مهمتری جهان اسلام را تهدید می نماید و فلسطینیان مبارز آواره می شوند و قوای امریکایی در سومالی به سرکوبی مسلمین می پردازند و صربها در منطقه بالکان سیلی از خون به راه انداخته اند، تنها حرکت اسلام خواهی مردم مسلمان در این کشورها برایشان خطرناک بشمار می آید و در نشستی، برای مقابله و مبارزه با اسلام گرایی، استراتژی پنج ساله ای را برنامه ریزی می کنند.

و اما نوشتار حاضر

بسیار باعث تاسف است که جهان اسلام با وجود مسائل زیاد، کمتر مورد توجه پژوهشگران ایرانی قرار گرفته است و تعدادی آثاری که در خصوص مسائل جهان اسلام به صورت یکجا نگاشته شده به تعداد انگشتان یک دست هم نمی رسد. تنها نویسنده فاضل و محقق معاصر جناب آقای مرتضی اسعدی مشغول تدوین دائرة المعارفی پیرامون کشورهای اسلامی هستند که تا کنون 2 جلد آن انتشار یافته است. این مجموعه صرفا سرزمین هایی را دربر می گیرد که اکثریتی مسلمان داشته و عضو سازمان کنفرانس اسلامی هستند و در مورد مشترکات جهان اسلام و مسائل کلی آن و نیز اقلیت های مسلمان در این کتاب مطالبی نیامده است و بنا به اظهارات نویسنده محترم در مقدمه جلد اول درباره چهل کشور مسلمان اطلاعات دقیق و وسیعی در قالب یک الگوی متعارف امروزین ارائه شده است. ( 1 )

اما نوشتار حاضر بنا به عقیده نگارنده به این شکل و با مشخصاتی که ملاحظه می شود طرحی نو می باشد زیرا با وجود اختصار و رعایت اجمال، در آن به کلیه کشورهای اسلامی و سرزمینهای مسلمان نشین، اشاره شده و جنبه های تاریخی، جغرافیایی، فرهنگی و مسائل اجتماعی و جمعیتی آنان مورد بررسی قرار گرفته است. شالوده این کار زمانی ریخته شد که نگارنده به عنوان دبیر دبیرستان در یکی از مناطق استان چهارمحال و بختیاری از سال 1363 مشغول تدریس جغرافیای کشورهای مسلمان بودم که در ضمن تدریس برای افزایش آگاهی خود و ارائه مطالبی جدیدتر و افزونتر از کتاب به دانش آموزان، به منابع و مآخذی، مراجعه می کردم و از همان زمان فکر تدوین این مجموعه در ذهنم منقوش گشت. ( 2 ) و لذا در صدد تدوین منابع و اطلاعات گوناگون در خصوص سرزمین های اسلامی و نواحی مسلمان نشین برآمدم و از طریق جراید و نشریات، تازه ترین مسائل سیاسی، اجتماعی این نقاط را پی گیری نمودم و از سال 1369 به تدوین و تالیف کتابی تحت عنوان «سرزمین اسلام پرداختن که در بهار سال 1370 آماده شد. اما بدلیل تحولات اساسی در مسائل جهان اسلام و پیدایش چندین کشور اسلامی در صحنه سیاسی جهان و دگرگونی های دیگر به جمع آوری منابع جدیدتر ادامه داده و از تابستان سال 1371 به بازنویسی نوشتار مذکور پرداختیم که از 200 صفحه به حدود سه برابر بالغ گردید و تغییرات اساسی در آن بوجود آمد به گونه ای که بین کتاب حاضر و نوشته قبلی با وجود آنکه در حدود یکسال از آن می گذشت تفاوت های اساسی مشاهده می شود.

طبیعی است که مراجعه به منابع متعدد و نشریات گوناگون و وحدت بخشی به مطالب متنوع و تالیف چنین اثری کار دشواری است و با وجود دقت و امعان نظر مجموعه حاضر از اشکال و ایراد عاری نخواهد بود لذا انتظار می رود که صاحب نظران و دست اندرکاران، با ارائه نقطه نظرات مفید و ارزنده نگارنده را در تنقیح مطالب، برای چاپ های بعدی یاری دهند.

سروران ارجمند و دوستان فاضل، آقایان: حسین علیزاده، محسن صادقی و حسین نساجی در جهت تالیف این مجموعه تذاکرات مفیدی را ارائه داده و در خصوص تنقیح پاره ای از مضامین کتاب، با نگارنده همکاریهایی داشته اند که جا دارد از همکاری این عزیزان، تشکر نمایم.

و السلام

غلامرضا گلی زواره

پی نوشتها

1- جناب آقای عبدالرضا فرجی نیز کتابی درباره کشورهای اسلامی تالیف نموده اند که به عنوان کتاب درسی، در سال چهارم دبیرستان تدریس می شود.

2- نویسنده فقید مرحوم مصطفی زمانی (ره) نسبت به تهیه چنین مجموعه ای اصرار می ورزیدند.


کلیاتی درباره جهان اسلام

گذری بر گذشته تاریخی

در آن هنگامه ای که بشریت دچار ضلالت آشکاری بود و آتش بیداد و ستم، بر خرمن نسانیت حریق افکنده بود، خداوند بر انسآنها منت گذاشت و از میان آنها رسولی را بر انگیخت که با تابش شعاع پر فروغ وحی، بیداری فطرت ها را آغاز نمود و از افرادی که دارای گرایش های شدید قومی و قبیله ای بودند و رفتار ناگواری نسبت به هم داشتند، انسآنهای وارسته ای ساخت که به اخلاق نیک و صفات پسندیده آراسته گشته و به یکدیگر مهربان شده و پس از تفرقه و خصومت های زیادی که با هم داشتند امت واحدی بنا نهاده شد. در سایه چنین اخوت و اتحادی بود که مسلمین بجای تعقیب رفتارهای ناهنجار زمان جاهلیت، از خود ایثار، فداکاری، معنویت و وارستگی بروز داده و در مدت بسیار کوتاهی به صدور انقلاب جهانی اسلام، پرداخته و کشورهای پهناوری همچون ایران، روم و مصر را به سوی اسلام فرا خواندند. پیام وحی، به مسلمین توصیه نمود که اگر می خواهید در گستره جهان از عزت و اقتدار برخوردار باشید با اطاعت از خدا و رسول و گردن نهادن به احکام الهی و پرهیز از تفرقه و نزاع، این کار میسر است. تربیت اسلام و تزکیه درونی چنان مسلمانان صدر اسلام را از چنگ خودپرستی نجات داده بود که کوشش هر کدام در آن بود تا تمام توان و هم خود را در جهت بهبود جامعه مسلمین و رفع ناگواری های برادران مسلمان خود بکار گیرند. ( 1 ) پس از پیامبر اسلام صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم ، خاندان عترت و طهارت عليه‌السلام در تداوم راه آن فروغ جاوادنه، جهت احیای حق و برافراشتن پرچم فضیلت و حفظ اتحاد مسلمین، رنج های فراوان دیدند و برای حفظ شریعت الهی از گزند اختلاف و تحریف و کذب و مانند آن و حراست از قرآن و سنت اهتمام ورزیدند و از طریق بیان احکام و معارف الهی، تربیت شاگردان و تعلیم آنها برای گشترش حقایق اسلامی، پیشوایی جبهه حق در مصاف با ستمگران عصر، ارائه الگوی زنده اسلام با اعمال و روش زندگی خود، و تصحیح فرهنگ مسلمین، پایه های جامعه اصیل اهلی را مستحکم گردانیدند. گرچه نقش هدایتی، تربیتی و معنویت بخشی از مامان شیعه به انجام رسید اما شریط به گونه ای شد که به جز 4 سال و نه ماه زمامداری حضرت علی عليه‌السلام ، امت اسلام از نقش حکومتی ائمه محروم شدند.

از سال 40 هجری قمری مطابق با 660 میلادی، سلسله بنی امیه پس از خلفای راشدین زمام حکومت ملمین را به دست گرفته و مؤسس این سلسله یعنی معاویه بن ابی سفیان که شام را مقر حک. مت خود قرار داده بود، خلافت را در این خاندان موروثی نمود، وی از مخالفان و معاندان سرسخت حضرت علی عليه‌السلام بود که با خدعه و نیزنگ جنگ هایی را بر علیه آن حضرت ترتیب داد و تعدادی از صحابه و شیعیان خاص آن حضرت را را به شهادت رسانید و بعد از خود، یزید زا برای خلافت معین کرد. همان ستمگری که فاجعه خونبار کربلا را بوجود آورد و حضرت امام حسین عليه‌السلام و 72 تن از یارانش را بهطرز فجیعی شهید نمود.

با حرکت بنی امیه، وحدت مسلمین به تفرقه مبدل شد زیرا از نظام اسلامی تصور یک امپراطوری و خلافت عربی نمودند که با اصول اسلامی در تعارض بود، به دنبال آن ضعف و انحرافاتی پدید آمد که موجب وقوع قیامها و شورش هایی گردید که نهضت شعوبیه از آن جمله است. آخرین فرد این سلسله که مروان دوم بود توسط ابومسلم خراسانی مقتول گشت و بدین ترتیب زمامداری بنی امیه پایان یافت (132 قمری) بعد از بنی ایمه از سال 132 قمری مطابق با 750 میلادی، بنی عباس روی کار آمدند. مؤسس این خاندان، عبدالله سفاح بود و پس از وی 35 نفر دیگر از بنی عباس بر بخشی از ممالک اسلامی و آسیای غربی حک. مت می نمودند و تا تاریخ 656 قمری حکمرانی آنها ادامه یافت، بنی عباس مقر حکومت خود را از شام به بغداد انتقال دادند. بنی عباس نیز با ائمه به ستیز برخاسته و بدلیل هراس و وحشتی که عظمت و مهابت ائمه در وجود آنها افکنده بود و نیز مجذوبیت این وجدهای معنوی در میان شیعیان، پس از فراهم ساختن شریط سخت از قبیل تبعید و زندان و... برای آن سروران، امامان معاصر خود را به شهادت رسانیدند. فاطمیان که به خلفای عبیدی و علوی مشهورند از سال 297 قمری (909 م) تا 567 قمری (1171م) سلسله ای مقتدر تشکیل دادند که مصر و شام و بخش هایی از آفریقا را دربر می گرفت، مرکز حکومت این خاندان، در آغاز شهر مهدویه تونس بود که بعد به قاهره انتقال یافت، دولت فاطمیان به سال 567 قمری توسط صلاح الدین ایوبی منقرض گردید.

سلجوقیان خاندانی ترک بودند که از 429 قمری (1037 م) تا 700 قمری (1300م) در آسیای غربی سلطنت کردند، ظهور این خاندان در تاریخ اسلام از وقایع مهم و به منزله شروع دوره جدیدی می باشد. مقارن ابتدای استیلای این قوم، خلافت اسلامی دچار ضعف ورکود شده بود و هیچیک از سلاطین در این ایام، قدرت آنکه کشورهای اسلامی را تحت یک حک. مت درآورند نداشتند که صرفا فاطمینان مستثنی بودند ولی اینها هم گرچه دولتی بزرگ بودند با بنی عباس نه تنها در حال صفا نبودند بلکه مدعیان آن خاندان به شمار می رفتند. سلاجقه، آسیای اسلامی را از اقصی حد غربی افغانستان تا ساحل بحرالروم ( 2 ) تحت یک حکومت درآوردند و با دمیدن روح عیرت در مسلمانان، سپاهیان روم شرقی را که باز به بلاد اسلامی تعرض نموده بودند، واداربه عقب نشینی نمودند.

آل عثمان (خلفای عثمانی) از سال 699 قمری تا 1342 قمری در آسیای صغیر سلطنت داشتند مؤسس آنها، عثمان بن ارطغرف بود و سلسله مزبور به نام وی نامیده شد. عثمانیان قریب 3 قرن کمال اقتدار را یافته و قلمرو حکمرانی آنان از بوداپست و ساحل دانوب تا آبشار اسوان در مصر و از ساحل فرات تا تنگه جبل الطارق وسعت یافت آنها ممالک شبه جزیره بالکان، شام، آفریقای شمالی و شبه جزیره عربستان را مسخر نمودند. مشهورترین افراد این سلسله، سلطان محمد فاتح نام دارد که در سال 857 قمری (مطابق با 1453م) قسطنطیه (مرکز روم شرقی) را به تصرف خود در آوردند.

دولت عثمانی تا جنگ اول جهانی برگترین قدرت امپراطوری گیتی به شمار می رفت. پس از آن ضعف و انحطاط به آنان روی آورد و مسلمین در غفلتی عمیق قرار گرفتند. ولی از آن سوی، غرب که در ظلمات جهل دوران قرون وسطایی می سوخت، با استفاده های سرشار از سنت های اجتماعی، فرهنگی و علمی اسلامی، تمدن خود را بنا نهاد و سرزمین های مقتدر اسلامی جدا نمودند و او را به باریکه ای (ترکیه فعلی) محدود کردند. و سرانجام آن قدرت عظیم جهانی درهم شکسته شده و امپراطروی وسیع عثمانی با اقتداری چندصد ساله به یک کشور شکست خورده تجریه شده کوچک تبدیل شد. تصاعد خیره کننده ماشین در غرب که به کمک علم و تکنولوژی جدید سرعتی سرسام آور می گرفت مسئله مواد خام را برای خوراک روزافزون آن و مسؤله بازار مصرف را برای تولید غیر قابل کنترل پیش آورد و این توسعه طلبی در سرمایه داری غربی توجه به سرزمین ها و منابع کشورهای مسلمان را پدید آورد. غرب به منظور تسلیم ملل این کشورها و دست یازیدن بر ذخائر مادی و انسانی آنها به هستی فرهنگی و اخلاقی و مذهبی آنان دستبرد زد و احساس غرور و شخصیت ملل مسلمان را شکست. نیروهای معنوی که در مقابل حرکت استعماری باید مقابله می کرد ویران گشته و با مسخ فرهنگ آنها، از خویشتن اصیل و گذشته پر شکوه خالی شده تا آماده پذیرش فرهنگ غرب و تعالیم استعماری شوند.

موقعیت جفرافیائی جهان اسلام

سرزمین های اسلامی بین 20 درجه غربی (از نصف النهار گرینویچ) و 140 درجه طول شرقی و نیز بین 10 درجه عرض جنوبی و 50 درجه عرض شمالی از خط استوا قرار گرفته اند. غربی ترین کشور اسلامی درغرقب آفریقا واقع است که نگال نام دارد و شرقی ترین آن اندونزی می باشد که در آسیای جنوب شرقی قرار دارد. بین غربی ترین و شرقی ترین کشور مسلمان بیش از 10 ساعت اختلاف زمان وجود دارد. ترکیه و آلبانی شمالی ترین و اندونزی جنوبی ترین کشور مسلمان و نیز تنها کشور اسلامی آسیا است که بخش اعظم آن در نیم کره جنوبی قرار دارد. کشورهای اندونزی، بحرین مالزی، مالدیو و کومور در میان کشورهای اسلام موقع مجمع الجزایری و جزیره ای دارند ولی برعکس کشورهای نظیر افغانستان، بورکینافاسو، چاد و موریتانی در خشکی محصور بوده و از هیچ راهی به دریا راه ندارند. کل کشورهای اسلام بیش از 26 میلیون کیلومتر مربع مساحت دارند.

جهان اسلام را به لحاظ موقعیت قاره ای، ناحیه ای و جغرافیائی به مناطق دیگری تقسیم می کنند. از یک دیدگاه مجموعه 51 کشور اسلامی که به طور رسمی عضو سازمان کنفرانس اسلامی هستند به سه گروه کشورهای آسیائی، با 3/6 میلیون مربع، کشورهای آفریقائی با 7/5 میلیون کیلومتر مربع و گروه کشورهای عربی با 14 میلیون کیلومتر مربع تقسیم می شوند در این میان، سه کشور سودان، الجزایر، عربستان سعودی 27% کل مساحت جهان اسلام را دربر می گیرند، در صورتی که کشورهای کوچکتر یعنی مالدیو و بحرین روی هم حتی 1000 کیلومتر هم مساحت ندارند. وسیع ترین کشور اسلامی یعنی سودان که در سحرای آفریقا قرار گرفته و 2503890 کیلومتر مربع وسعت دارد 8400 برابر کوچکترین کشور جهان اسلام است که به صورت مجمع الجزایری در جنوب غربی هندوستان و غرب سری لانکا قرار گرفته است. ( 3 )

کشورهای اسلامی که در مجموع یک پنجم وسعت جهان مسکون را تشکیل می دهند نزدیک به چهار برابر وسعت قاره اقیانوسیه و در حدود 3 برابر قاره اروپا و مقداری کمتر از کل وسعت قاره آفریقا می باشند. البته اگر نواحی مسلمانان نشین آسیای مرکزی، آسیای جنوبی، چین، اروپای شرقی و سایر نقاطی که محل سکونت اقلیت های مسلمانان است و به وسعت مزبور بیفزائیم، قلمرو جهان اسلامی مساحتی برابر کل وسعت قاره آفریقا خواهد داشت که خود به لحاظ سیاسی و استراتژیکی و از نقطه نظر ژئوپلیتیکی می تواند در حد بالائی حائز اهمیت باشد.

ویژگی های طبیعی کشورهای اسلامی

به لحاظ ژئومورفولوژی و از نقطه نظر پستی و بلندیها می توان کشورهای اسلامی را به گروه کشورهای هموار، کوهپایه ای و کوهستانی نقسیم نمود. کشورهای هموار نیز خالی از عارضه نبود و خود به بخش های جلگه ای، صحرایی، فلاتی و کوهشتانی نقسیم می شوند که نمونه آن ایران است. کشورهایی که در ناحیه صحرایی واقع شده تقریبا عوارض ارتفاعی کمتری دارند و در عوض سرزمین های واقع شده بر فلاتها و ارتفاعات دارای چهره ای ناهموار و بریدگی های زیادی هستند ترکیه از این نمونه می باشد، که بلندترین قله آن یعنی ارارات بیش از 5000 متر ارتفاع دارد ارتفاعات هندوکش با قله ای به ارتفاع 7600 متر در افغانستان واقع است. کلیمانجارو به عنوان بلندترین قله آفریقا در کشور تانزانیا واقع در شرق آفریقا، قرار دارد. اتیوپی نیز ارتفاعات متعددی دارد و کوههای اطلس از ناهمواریهای کشور مراکش است.

کشورهای جزیره ای، ارتفاعاتی با منشا آتشفشانی دارند.

به لحاظ آب و هوایی و شرایط کلیماتولوژیکی تقریباهمه نوع آب و هوا به جز آب و هوای قطبی در سرزمین های اسلامی قابل مشاهده است و از این نظر می توانیم کشورها را به انواع زیر تقسیم کنیم.

1- در کشورهایی که در طرفین خط استوار و کمربند آن قرار دارند (که از آب و هوای گرم و مرطوب و پرباران برخوردارند.) اختلاف فصل کمتردیده می شود و جنگل انبوه از ثروتهای این گونه کشورهاست.

2- کشورهایی که در کمربند صحرایی و بیابانی واقعند، در این نواحی آب و هوای گرم و خشک با اختلاف دمای زیادی و تبخیر فراوان و بارندگی ناچیز و وزش بادهای توام با شن و گرد و خاک دیده می شود کم آبی مشکلات فراوانی را برای مردمان این نواحی فراهم نموده است:

سودان - چاد - مالی - موریتانی و جمهوری عربی صحرا (واقع در صحرای آفریقا) و نیز شبه جزیره عربستان از چنین آب و هوایی برخوردارند.

3- کشورهایی که آب و هوای مدیترانه ای دارند. نواحی شمالی کشورهای مصر - لیبی، تونس الجزایر، مراکش و بخش غربی و جنوبی ترکیه، فلسطین، لبنان از این نوع آب وهوا برخوردارند. این آب و هوا شرایط خاصی را برای کشورهای مزبور پدید آورده که از جمله آن وجود یک فصل خشک (تابستان) و نیز فصل پرباران زمستان می باشد.

4- کشورهایی که آب و هوا معتدل دارند. تنوع شرایط جغرافیائی، دوری و نزدیک به دریا، ارتفاع از سطح دریا موجب آن شده که برخی از کشورها از زمستآنهای نسبتا ملایم و تابستآنهای معتدل برخوردار باشند البته این شرایط را نمی نوان برای تمام نقاط این کشورها تعمیم داد. ایران و عراق در این گروه قرار می گیرند.

5- آب و هوای کوهستانی مخصوص نواحی ارتفاعی کشورهاست و نمی توان کشورخاصی را در این گروه قرار داد به عنوان مثال نواحی شرقی ترکیه به سبب وجود کوههای مرتفع زمستآنهای سردی دارد. نواحی غربی ایران و نیز نقاط شمالی عراق و بخش هایی از کشور آلبانی آب و هوای کوهستانی دارد.

جنگلهای همیشه سبز سلوا، علفزارهای ساوان، صحاری گرم و خشک، باتلاق ها و مردابها سیلاب های شدید، خشک سالی هایی دوره ای، کمی باران، از عوارض و پدیده هایمنفی سرزمین مسلمان است که مشکلاتی را برای ساکنین کشورهای اسلامی پدید می آورد.

ازلحاظ منابع آب، جهان اسلام بسیار غنی است. اکثریت کشورهای مسلمان درن قاطی واقعند که به آبهای آزاد جهان دسترسی داشته و حتیبرخی در گلوگاههای استراتژیک تنگه ها و آبراهه های جهان قرار گرفته اند. خود این کشورها نیز دارای دریاچه ها، رودخانه ها و چشمه های متعددی هستند.

دریاهایی که کشورهای اسلامی بر سواحل آن واقع شده اند عبارت است از دریای مدیترانه واقع بین آفریقای شمالی، اروپایی جنوبی و آسیای غربی. دریای سیاه در شمال ترکیه، دریای مرمره در شمال غربی این کشور که رابط بین دریای سیاه و دریای مدیترانه است. دریای مرمره قمست آسیائی ترکیه را از بخش اروپائی جدا می کند. دریای سرخ یا بحر احمر که حد فاصل بین شبه جزیره عربستان و آفریقای شرقی است. دریای آدریاتیک در غرب آلبانی و جمهوری بوسنی و هرزوگوین - دریای عمان در جنوب جمهوری اسلامی ایران.

خلیج های مشهور

خلیج های مشهور عبارتند از:

خلیج فارس در جنوب ایران و شرق جزیره عربستان، خلیج عدن در جنوب یمن، خلیج گینه در آفریقا غربی، خلیج بنگال در جنوب بنگلادش، خلیج اسکندریه در شمال مصر، خلیج سرت در شمال لیبی، خلیج تونس در شرق کشور تونس و خلیج اسکندرون در جنوب ترکیه و...

تنگه هایی که سرزمین اسلامی در طرفین آنها قرار دارند به شرح زیرندتنگه باب المندب که دریای سرخ را به خلیج عدن و در نتیجه به اقیانوس هند ارتباط می دهد. کشورهای یمن (از آسیا) و «جیبوتی از آفریقا، بر این ناحیه سوق الجیشی اشراف دارند.

تنگه داردانل کهرابطبین دریای سیاه و دریای مدیترانه است، تنگه بسفر که حد فاصل دریای سیاه و دریای مرمره است، تنگه جبل الطارق به پهنای حدود 14 کیلومتر کهدریای مدیترانه را به اقیانوس اطلس پیوند می دهد و در جنوب آن کشور اسلامی مراکش (واقع در شمال غربی آفریقا) قرار گرفته است. تنگه هرمز که بین خلیج فارس ایران و دریای عمان واقع می باشد، و تنگه «مالاکا» که بین مالزی و جزیره سوماترای اندونزی قرار دارد.

دریاچه های مشهور

دریاچه های مشهور جهان اسلام:

دریاچه خزر واقع در شمال ایران و نیز بین کشورهای اسلامی آسیای میانه و ماوراء النهر که بزرگترین دریاچه جهان مسکون می باشد و 000/400 کیلومتر مربع مساحت دارد.

دریاچه ارومیه در شمال غربی ایران، دریاچه ویکتوریا بین کنیا، تانزانیا و اوگاندا که ضمنا سرچشمه نیل سفید هم می باشد. دریاچه چاد بین چاد و نیجر و نیجریه، دریاچه بحر المیت یا دریای مرده به عنوان گودترین دریاچه دنیا واقع در کشور اردن.

طولانی ترین رودخانه جهان اسلام، رودخانه نیل است که با 6400 کیلومتر طول در آفریقای شرقی جریان داشته و به دریای مدیترانه می ریزد.

رودخانه های مشهور

رودخانه های مشهور دیگر عبارتند از:

کنگو، نیجر، ایندوس (سند) گنگ، دجله، فرات، سفید رود، کارون و زاینده رود. به لحاظ بارندگی، مناطق گوناگون جهان اسلام در شرایط متفاوتی قرار دارند. برخی نواحی واقع در کمربند خط استوا، باران زیادی دریافت می کنند و در عوض صحاری و نواحی بیابانی با بارندگی ناچیزی روبرو هستند و در مجموع میانگین بارندگی سرزمین های اسلامی بین 50 تا 400 میلی متر درنوسان است. حتیدریافت بارندگی دربرخی کشورها از ناحیه ای به ناحیه ای دیگر فرق می کند. مثلا شمال ایران و نواحی خزری میانگین بارندگی تا هزار میلی متر دارد ولی در نواحی کویری دریافت باران به 100 میلی متر هم نمی رسد نواحی شمالی، شرقی و غربی نیز از نقطه نظر دریافت باران متفاوتند. در حالی که در جنوب پاکستان تحت تاثیر آب و هوای گرم و مرطوب اقیانوس هند باران فراوانی می بارد بلوچستان پاکستان تحت تاثیر آب و هوای بیابانی گرم و خشک، کم باران است.

پی نوشتها

1- وحدت رمز اقتدار جهان اسلام - دست نویس تالیف نگارنده.

2- دریای مدیترانه

3- این کشور مالدیو نام دارد.


مسائل جمعیتی و دموگرافیکی جهان اسلام

آمارنامه غربی و مراکز آماری وابسته به استکبار، برخلاف دقت علمی و ادعائی که دارند در بولتن ها و نشریات آماری خود می کوشند که تعداد مسلمانان را کمتر از میزان واقعی آنها قلمداد کنند به عنوان مثال «دائرة المعارف بریتانیا» در سال 1968 میلادی تعداد مسلمین جهان را 474300000 نفر گزارش نموده ولی 4 سال بعد یعنی در سال 1972 میلادی تعداد آنان را کمتر از این مقدار و برابر 471300000 نفر ذکر می کند ولی در همین فاصله معیت یهودیان بر طبق آمار آنها از 5/13 میلیون نفر به 5/14 میلیون نفر بالغ می گردد و بر تعداد مسیحیان نیز افزوده می شود. این در حالی است که مجامع علیم و سازمآنهای جمعیت کشورهای اسلامی بالاست. بنابراین برایدست یافتن به آمار واقعی مسلمانان جهان نمی توان به منابع غربی استناد کرد، این مسئله یعنی کمتر از واقعیت نشان دادن سکنه مسلمین در مورد اقلیت های مسلمان سایر کشورهای غیر مسلمان مشهودتر است.

«موتمر الاسلای پاکستان آمار مسلمانان را در سال 1964 م 647011080 نفر می داند. نشریه الاتتحاد ارگان رسمی فدراسیون انجمنهای اسلامی دانشجویان در آمریکا و کانادا آمار مسلمین را در سال 1968 م 659245083 نفر دانسته است، آمار سال 1970 میلادی بیانگر آن است که در این سال 000/000/733 مسلمان در جهان وجود داشته است، تقویم جهانی سال 1983 میلادی آمار مسلمین را 000/000/900 ذکر کرده در حالی که علی کتانی در کتاب «اقلیت های مسلمان در جهان امروز» آمار مسلمین را به نقل از منابع آماری سال 1982 م 000/427/1029 ذکر می کند از این میزان، 636720000 نفر در کشورهای مستقل اسلامی و 392707000 نفر به عنوان اقلیت مسلمان درسرزمین های غیر اسلامی سکونت داشته اند.

طبق آماری که در ذیل نقشه جهان اسلام (منتشر شده از سوی وزارت ارشاد جمهوری اسلامی ایران) درج شده در آغاز سال 1403 هجری قمری مطابق با 1362 شمسی، کل مسلمین در کشورهایی که بیش از 50% مسلمان داشته اند 709992000 نفر و مسلمین کشورهای دیگر 285207113 نفر بوده اند. طبق آمارهای منتشره مربوط به سال 1986 م در 51 کشور مستقل اسلامی 850354300 نفر و در سرزمین هایی که بین 1% تا 49% مسلمان داشته اند، تعداد مسلمین به 1149638180 نفر بوده اند.

طبق جدولی که در یکی از بولتن های وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران مندرج است، جمعیت مسلمین به 000/ 200/155/1 نفر در سال 1991 میلادی رسیده است. در جدول مزبور جمعیت جهان اسلام به شکل زیر توضیع شده است:

نواحی جعیت

شمال آفریقا - مصر 100500000

غرب آفریقا 125000000

مرکز آفریقا 18000000

شرق آفریقا 93000000

جنوب آفریقا 15300000

ملت های غرب 62600000

ترکیه، ایران و افغانستان 114800000

شبه قاره هند 180500000

آسیای جنوب شرقی 275000000

خاور دور 81000000

اروپا 18300000

امریکا، اقیانوس آرام 5900000

جمع کل 1155200000

قطب های جمعیتی

قطب های جمعیتی کشورهای اسلامی عبارتند از:

1- آسیای جنوبی با 3 کشور 204190000 نفر.

2- آسیای جنوب شرقی با 3 کشور 186720000 نفر.

3- خاورمیانه و آسیای جنوب غربی با 15 کشور 139940000 نفر.

4- آفریقای غربی با 8 کشور 134420000 نفر.

5- آفریقای شمالی با 5 کشور 106700000 نفر.

6- ناحیه صحرای بزرگ آفریقا با 6 کشور 48600000 نفر.

7- آفریقای شرقی و ناحیه شاخ آفریقا با 28840000 نفر.

8- ناحیه بالکان با دو کشور حدود 8000000 نفر.

قاره آسیا در بین خشکی های بزرگ جهان 65% سکنه مسلمان را بخود اختصاص داده است. 25% مسلمین در کشورهای عربی و 10% در آفریقا زندگی می کنند. اندونزی بنگلادش و پاکستان به تنهائی بیش از 40% سکنه جهان اسلام را تشکیل می دهند.

پر جمعیت ترین کشور اسلامی اندونزی است که در حال حاضر 187 میلیون نفر سکنه دارد. کم جمعیت ترین کشور مسلمان، مالدیو می باشد که تعداد سکنه آن به 180000 نفر می رسد. میانگین تراکم نسبی کشورهای اسلامی حدود 103 نفر در کیلومتر مربع است که بیشترین آن با 774 نفر در کیلومتر مربع مربوط به بنگلادش و کمترین آن به جمهوری عربی صحرای باختری اختصاص داد.

در مورد تعداد کشورهای مستقل اسلامی نظرات و عقاید متفاوتی مطرح می باشد، در کتابی تحت عنوان" Gazetter|World|Muslim " که در سال 1964 میلادی انتشار یافته 36 کشور اسلامی که متجاوز از 50% مسلمان داشته به عنوان کشورهای مستقل اسلامی معرفی شده اند.

«دکتر ابوالفضل عزتی طی مقاله ای تحت عنوان: «شناخت اجمالی جهان اسلام 40 کشور را معرفی می کند که متجاوز از 50% مسلمان دارد. دکتر محمد حسن گنجی، کشورهایی را مسلمان می داند که بیش از 75% مسلمان داشته باشد و با این تعریف 34 کشور اسلامی از مجموع کشورهای جهان تحت عنوان سرزمین های اسلامی مورد مطالعه قرار می گیرند.

برخی، از کشورهایی را اسلامی می دانند که عضور: «سازمان کنفرانس اسلامی هستند. علی کتانی در کتاب «اقلیت های مسلمان در جهان امروز» و دکتر غلامحسین خورشیدی در کتاب «بازار مشترک اسلامی چنین نظری دارند، در این تقسیم بندی اوگاندا و گابن که کمتر از 50% مسلمان دارند، عضو این سازمان بوده اما اتیوپی که بالاتر از 50% مسلمان دارد به عضویت آن در نیامده است در آماری که به سال 1986 میلادی انتشار یافته، 52 کشور اسلامی معرفی شده که بیش از 50% مسلمان داشته اند.

متوسط نرخ رشد سالانه جمعیت کشورهای اسلامی، 3% می باشد که بالاترین آن مربوط به قطر با 9% است و کمترین آن به افغانستان با 9/1% اختصاص دارد. متوسط عمر در کشورهای اسلامی 48 سال است که کمترین آن با 38 سال مربوط به کشور چاد واقع در صحرای آفریقا می باشد. میزان امید به زندگی در این کشورها 7/57 سال و میانگین سنی 4/23 سال است.

متوسط زاد و ولد برای سرزمین های اسلامی 6/39 در هزار و میزان مرگ و میر 6/16 در هزار گزارش شده، اما میزان مرگ و میر کودکان 95 نفر در هزار می باشد.

به لحاظ گروههای سنی در خصوص کشورهای اسلامی آمارهای زیر، قابل ذکر است:

25/42% سکنه این کشورها بین (0) تا (14) سال عمر دارند . درصد سالخوردگان و افراد 60 ساله به بالا 25/5% است ، 5/52% بقیه در گروه سنی (15) تا (59) سال قرار می گیرند .

میانگین بعد خانوار در کشورهای اسلامی 35/5 نفر می باشد.

به رغم تاکید مکرر اسلام در خصوص تعلیم و تعلم به دلیل نقشه های استعماری و رکود فرهنگی، آمارها از میزان بیسوادی بالا در کشورهای اسلامی حکایت می کند. بر اساس آمار سال 1980 میلادی در کل این کشورها صرفا 37% از نعمت سواد برخوردار بوده اند. در غالب این کشورها، نظام آموزشی ساختاری استعماری دارد و لذا تربیت یافتگان مراکز آموزشی آن مناسب با فرهنگ غربی تربیت شده و نسبت به فرهنگ خود حالت بیگانگی دارند. در این سیستم، کمتر در جهات مهارتهای فنی و تخصصی تلاش می شود و غالب افراد تحصیل کرده در مراکز خدماتی جذب می شوند. در ضمن در غالب این کشورها تحصیلات عالی به نخبگان و مرفهین اختصاص دارد. ایران و چند کشور انگشت شمار دیگر در این مورد استثنا هستند.

نابسامانیهای آموزش و پرورش در این ممالک آن قدر زیاد هست که 30% از افراد لازم التعلیم از رفتن به مدرسه محرومند و نرخ تکرار پایه تحصیلی برای کشورهای اسلامی بین 15 تا 30% است.

در کل کشورهای اسلامی برای هر 900 نفر در یک تخت بیمارستانی وجود دارد. کشورهای نفت خیز بخصوص در سرزمین خاورمیانه به برکت اقتصاد متکی به نفت وضع بهتری دارند. چنانچه در کشور قطر به ازای هر 96 نفر یک تخت بیمارستان وجود دارد ولی در افغانستان برای هر 6500 نفر یک تخت بیمارستانی در نظر گرفته شده است.

در کشورهای اسلامی برای هر 14500 نفر یک پزشک وجود دارد، این رقم برای کشورهای مسلمان قاره آسیا 9000 و برای کشورهای مسلمان آفریقا 20000 نفر گزارش شده است. فاجعه در مورد اتیوپی است که به ازای هر 73000 نفر یک پزشک دارند.

سوء تغذیه و فقر مواد غذایی، گرسنگی کمی و کیفی بیماریهای عفونی و انگلی. امراض قارچی، فشارهای ناشی از کار زیاد، تلفات ناشی از جنگ ها و درگیری های ناحیه ای، داخلی و قبیله ای از یک سو و عدم توسعه صنایع دارویی و پزشکی، کمبود دارو، و عقب افتادگی مسائل بهداشتی و ضعف مصون سازی همگانی از سوی دیگر، از عواملی است که مرگ و میر افراد را در اکثر این کشورها فراهم نموده است.

نژاد و زبان

گرچه به استناد آیات قرآن و روایات اسلامی اصالت دادن به نژاد در اسلام مطرود است ولی شناخت جوامع و گروههای اجتماعی منافاتی با این مسئله ندارد چنانچه در حدیثی آمده است.

«اگر یکی از شماها برادر مسلمان خود را دوست بدارد باید از نام وی، نام پدر، نام تیره و تبارش بپرسد و آگاهی یابد، زیرا که حق واجب و وظیفه برادری راستین ایجاب می کند که از اوضاع و احوال او آگاه شود و گرنه آشنائی غیر کامل، یک شناسائی احمقانه است.

اصولا اسلام به عنوان یک ایمان و عقیده واحد در عین حالی که وحدت خویش را حفظ نموده در ظرف ملیت های گوناگون تنوع یافته است. اسلام حقیقتی است که ملیت ها را به عنوان واقعیت می پذیرد و حتی قرآن این واقعیت را به خدا منسوب می داند اما موجب تعارف می داند نه عامل تفاخر و برتری طلبی ولی استعمار و استکبار، جهت ایجاد نفاق بین کشورهای اسلامی و حتی برای تزلزل در داخل این کشورها ملیت ها، قبائل و گروههای نژادی را تحریک می کند و روی هر کدام تکیه می نماید تا به منظور خود که انهزام و شکست دولت های اسلامی است نائل گردد.

از مجموع 46 کشور اسلامی، در 19 کشور، اکثریت با نژاد سامی و اعراب می باشد و البته اقلیت های دیگر نژادی در این کشورها دیده می شوند مثل کردها در عراق و سوریه و گروههای بربر در کشورهای آفریقائی عرب زبان. در 11 کشور اسلامی که تماما در قاره آفریقا قرار دارند غلبه با گروه نژادی سیاهان است که در میان آنها تیرهای اعراب و سفید پوستان اروپائی قابل مشاهده اند.

منشا نژادی 6 کشور اسلامی که در آسیا واقعند «زرد» می باشد که شامل تیره های مغولی تاتار، ازبک، زرد مالایائی، زرد بنگالی، زرد اندونزیائی، هندی و چینی می باشند.

در کشور ترکیه، اکثریت مننحصرا با نژاد ترک های آناتولی است که وابسته به نژاد سامی هستند و بزرگترین اقلیت آن کردها می باشند. منشا نژادی ایران پارسی و آریائی است. مردم پاکستان از نژاد سفید و تیره های سند و پنجابی هستند. سکنه جیبوتی و سومالی از نژاد سومالیائی و عفار می باشند. در کشور اتیوپی 3 نژاد گالا، امهر و عرب مشاهده می گردد. مردم آلبانی از تیره های آلبانی توسک می باشند. دربرخی کشورهای اسلامی تعداد قابل توجهی تیره های نژادی با لهجه های گوناگون زندگی می کنند که در اندونزی تعداد آنها به 300 تیره و در نیجریه به 250 تیره بالغ می گردد.

در20 کشور اسلامی، زبان رایج زبان عربی است و در کنار آن زبآنهای بومی چون کردی فارسی، بربر و مانند آن متداول می باشد و به دلیل سلطه استعماری در تعدادی از آنها زبآنهای فرانسه انگلیسی و پرتقالی رواج دارد. در 11 کشور اسلامی متاسفانه زبان رسمی، زبان بیگانه و بخصوص انگلیسی، پرتقالی و فرانسوی رواج دارد اما در کنار آن، مردم در گفتگوهای روزمره از زبان دوم که زبان بومی است و با فرهنگ و سنت هایشان تطابق دارد، استفاده می کنند. زبان مردم ایران فارسی و زبان رسمی ترکیه، ترکی است در کشورهای اندونزی، بنگلادش، مالدیو، مالزی، جیبوتی و سومالی، زبآنهای بومی رواج دارد.

اقلیت های مسلمان

اقلیت های مسلمان که دین مبین اسلام را پذیرفته و با فرهنگ اسلامی در کشورهای دگیر سکونت دارند و با سنن متمایز و رفتار مشخص و فرهنگ خاص، خود را از افراد غیر مسلمان تفکیک نموده اند و می توانند با تشکیل برادرانه، پیروی از رهبران دینی، حفظ هویت اسلامی و پایداری به اصول و ضوابط آئین اسلام و اجتناب از فرقه گرایی و پرهیز از برناه هایی که با شئونات اسلامی ناسازگار است، قدرتی معنوی را بوجود آورند که تحریکات سیاسی و فشارهای اجتماعی و غلبه فرهنگ اکثریت نتواند هیچ لطمه ای بدآنها وارد نماید.

البته برخلاف آنکه برخی کشورها، زندگی مسالمت آمیز را با اقلیت های مسلمان رعایت می کنند در پاره ای از واحدهای سیاسی مسلمین تحت شرایط و زیر فشارهای غیر قابل تحمل زیدگی می کنند تبلیغات مسیحی و فعالیت های تبشیری همراه با وعده و وعیدهای زیاد و کمک های مالی مشکلی است که اقلیت ها را تهدید می کند و در مواقعی ممکن است به استحاله آنها در جوامع اکثریت منجر گردد.

در بعضی نقاط جهان، سردمداران کشورها شدیدترین تعارض ها و خشونت ها را بر علیه مسلمین روا داشته و به کشتار، شکنجه، اخراج و مصادره اموال آنها پرداخته اند. برخورد دولت فیلیپین، تایلند، برمه (میانمار) اتیوپی و... با اقلیت های مسلمان نمونه بارزی از این رفتار خشن است بطور کلی مشکلات اقلیت ها را که یک سوم سکنه جهان را تشکیل می دهند می توان در موارد زیر خلاصه نمود:

1- ارائه آمار غیر واقع در مورد آنها از سوی کشورها، فرهنگ نامه هایی چون فرهنگنامه سالانه بریتانیکا و نیویورک تایمز در مورد آنها آمار مغرضانه ای منتشر نموده اند.

2- چون مسلمانان اغلب زبان عربی دارند در کشورهای غیر مسلمان از آموزش زبان مذکور کمتر بهره دارند و از منابع فرهنگ اسلامی جدا هستند.

3- تعلیم و تربیت کودکان مسلمان در نظام آموزشی - تربیتی کشور غیر مسلمان.

4- مسخ فرهنگی و ذوب شدن در فرهنگ کشور میزبان بویژه در کشورهایی که فرهنگ آنها با فرهنگ اسلام در ستیز است.

5- وجود مفاسد اجتماعی و تحقیر ارزشهای اجتماعی مسلمین و عدم وجود قید و بندهای اخلاقی و تبلیغات مبتنی بر رشد فرهنگ ضد اسلامی و نفی ارزشهای معنوی که جوانان مسلمان را از اندیشه ها و رفتارهای اسلامی جدا می کند.

6- مشکلات مالی و اقتصادی و تنگناهایی که بر اثر حرکات تبعیض گونه دولت ها نسبت به مسلمین اعمال می گردد.

7- وجود نتاقض برای فرزندان مسلمان زیرا در خانه، تحت روش تربیتی والدین هستند ولی واقعیت های اجتماعی برخلاف ارزشهای اسلامی است، هم شاگردان غیر مسلمان نیز این تناقض را تشدید می نمایند.

8- جدایی با کشورهای مسلمان و نظر افکندن بر آن کشورها از دید بوقهای تبلیغاتی استکبار و کشورهای غیر مسلمان. به عنوان مثال برخی اقلیت های مسلمان در مورد ایران بدلیل تبلیغات منفی ابرقدرتها تصور نادرستی دارند.

9- عدم احترام به اندیشه ها و آراء مسلمین و بی توجهی به حقوق سیاسی اجتماعی مسلمین و محرومیت از امکانات رفاهی - خدماتی و فرهنگی.

10- عدم دخالت مسلمین در امور سیاسی - نظامی کشور میزبان در حالی که اقلیتی قابل توجه را تشکیل می دهند. در اتیوپی، تانزانیا و موزامبیک با آنکه مسلمین در اکثریتند ولی بر شئون مملکتی تاثیری ناچیز دارند.

11- در برخی کشورهای آفریقائی منل کنگو، ساحل عاج، لیبریا، توگو، غنا، جنوب آفریقا، زئیر و آنگولا خشکسالی ها - جنگ های قبیله ای و نبردهای مرزی آنچنان مسلمانان را در فقر مالی قرار داده که آنها را آماده پذیرش کمکهای مالی می کند که زیر پوشش سیاسی و تبلیغات استکباری به آنه داده می شود.

12- عدم به رسمیت شناختن آنها که خود مشکلات اجتماعی سیاسی عدیده ای را به بار می آورد. درمورد آمار اقلیت های مسلمان نمی توان نظر قاطعی ارائه نمود زیرا بسیاری از کشورها به دلیل مسائل فرقه ای که در داخل خود دارند از ارائه دقیق آمار پیروان ادیان اجتناب می ورزند و شاید هم این بهانه ای است برای مقاصد سیاسی آنها، درممالک غربی و امریکا و دیگر کشورهای توسعه یافته از انجام سرشماری دقیق در مورد مسلمین خود داری می کنند، در کشورهایی که ابراز عقدیده برای مسلمین خطر ایجاد می کند برخی از مسلمانان اعتقادات مذهبی خود رامخفی نگاه می دارند.

طبق آمار سال 1982 میلادی 39270700 نفر مسلمان در49 کشور غیر مسلمان سکونت داشته اند که 6/11% کل مسلمین را تشکیل می داده اند. در یک نمونه آماری دیگر که مربوط به سال 1981 میلادی است تعداد مسلمین در 63 کشور که بین 1% تا 49% مسلمان داشته اند به 285207113 نفر بالغ می گردیده است. در سال 1985 م آمار اقلیت های مسلمان به 371 میلیون نفر رسیده که نسبت به آمار سال 1982، کاهش زیادی را نشان می دهد. شاید هم این تفاوت های فاحش ناشی از این باشد که برخی از کشورها را که مسلمانان آنها در حد 50% بوده جزو کشورهای مسلمان به حساب آورده اند تا آنجا که در پاره ای منابع 57 کشور مسلمان معرفی شده است ولی گروه تحقیقاتی مجله تایم تعداد کشورهای اسلامی را 37 کشور ذکر نموده است.

آمار سال 1986م تعداد مسلمین ساکن در 68 کشور غیر اسلامی 299283880 نفر ذکر می نماید.

آوارگان و پناهندگان جهان اسلام

در بین کشورهای اسلامی، ایران با متجاوز از 5/2 میلیون آواره افغانی و عراقی در جهان بالاترین تعداد آواره را دارد. پاکستان با قریب به 2 میلیون رتبه دوم و سودان با 5/1 میلیون آواره رتبه سوم را دار است. در اتیوپی بدلیل سرکوب شدید نیروهای مسلمان واقع در شمال غربی این کشور و خشکسالی های دوره ای که گریبانگیر مردم شده حدود نیم میلیون مسلمان به حالت آواره به سر می برند. نبرد خونین بین سومالی و اتیوپی صدها هزار آواره را متوجه منطقه هارژبیل و سیدامو نموده است یک سوم سکنه سومالی آوارگان اوگاندائی هستند که بخاطر جنگ و خشکسالی سرزمین خود را ترک نموده اند. پناهندگان موزامبیکی در داخل این کشور و واحدهای سیاسی همجوار آن پراکنده اند متجاوز از 300000 نفر بود که هر ماه قریب ده هزار نفر بدآنها افزوده می شود. نزاعهای قبیله ای در کشور بوروند، هزاران نفر آواره را روانه کشوراسلامی تانزانیا نموده است. اکثر آوارگان کشور کامرون که به 300000نفر بالغ می گردد در شهر کوسوی واقع در ایالت شمالی آن سکونت دارند که ده برابر افراد بومی این ناحیه هستند. آوارگان آفریقائی که در20 کشور این قاره پراکنده اند به کشورهایی روی آورده اند که خود آنها دچار مشکلات اقتصادی و معضلات اجتماعی می باشند.

نا امنی ناشی از جنگها و تشنجات سیاسی در آسیای جنوب شرقی نیز موج آوارگان را به سوی کشورهای مجاور روانه کرده است. آوراگان واقع در هندوچین از طریق راه دریائی، غالبا به سوی کشور مالزی روانه می شوند. نابرابری قوای مسلح فیلیپین با مسلمانان مورو و هجوم و فشار نیروهای دولت مرکزی به سرزمین مسلمان نشین بانگسامور و موجب آن گشته تا هزاران مسلمان مورویی از سرزمین های خود رانده شده و به سوی مجمع الجزایر سولو و ایالت صباح در مالزی روی آورند تا از گزند قوای نظامی در امان باشند. در بمباران این سرزمین ها، حداقل دو میلیون نفر آواره گردیدند، در 15 ماه اخیر قریب به 300000 نفر مسلمان میانماری که در استان آراکان این کشور - واقع در نقاط مرز غربی - سکونت داشته اند به بنگلادش پناهنده و در اردوگاه «بلومکالی واقع در بخش «اوکیای بنگلادش اسکان یافتند.

غرب آسیا و منطقه خاورمیانه بیشترین تعداد آواره را دارد، کودتای مارکسیستی 27 آوریل 1987 و تهاجم ارتش سرخ به افغانستان موجب آواره شده 5 میلیون افغانی گردید که یک سوم آوارگان جهان را تشکیل می دهند، جنگ تحمیلی عراق علیه ایران که از شهریور ماه 1359 ش آغاز شد هزاران معاود عراقی را که از سوی دولت عراق به بیرون رانده شده بود راهی نوحی مختلف ایران نمود، دومین گروه آوارگان عراقی بر اثر حادثه غمبار و اسفناک حلبچه، خانه و کاشانه خود را ترک نموند، در جریان جنگ خلیج فارس و حمله عراق به کویت و نبرد نابرابری که بین مردم و ارتش بعثی آغاز گشت سیل مردم به سوی مرزهای ترکیه و ایران سرازیر شد.

یکی از اسف بارترین آثار شوم غصب فلسطین توسط قوای صهیونیستی، حادثه آوارگی بیش از سه میلیون نفر از مسلمانان مظلومی است که هستی خود را از دست داده و در نواحی مختلف خاورمیانه و حتی سراسر جهان پراکنده شده اند. رژیم غاصب صهیونیستی با فراهم ساختن زمینه مهاجرت یهودیان از سراسر جهان در صدد آن است تا تراکم نسبی جمعیت را به حدی برساند که دیگر امکان پذیرفتن این سه میلیون آواره وجود نداشته باشد. سازمان ملل متتحد در سال 1949م به فکر تشکیل ارگانی برای رسیدگی به اوضاع آوارگان افتاد و در سال 1951م کمیساریای عالی پناهندگان کار خود را آغاز نمود اما این ارگان در برابر آوارگان موضع قوی و یکسانی ندارد و کمک های آن به کشورهای میزبان پناهندگان بخش ناچیزی از سرمایه های عظیمی است که این کشورها باید به آوارگان اختصاص دهند. کشورهای اروپائی که از منافع بشر و حقوق انسآنها دم می زنند با تصویب عوانین محدودکننده ای که روح بی عدالتی آنان را به ثبوت می رساند، درهای خود را به روی آوارگان بسته اند. به عنوان نمونه در جریان حملات سبعانه صربها به سرزمین اسلامی «بوسنی، هرزگوین قریب به یک میلیون نفره آواره مسلمان این کشور کمتر جایی را دارند که در آن اسکان یابند و دولت آلمان از پذیرش حتی بخش کوچکی از آنان امتناع نمود.


نگاهی به مسائل اقتصادی کشورهای اسلامی

اساس فعالیت های اقتصادی مسلمانان بر تولیدات کشاورزی و دامی استوار است و نیروی شاغل در این بخشها 55% کل شاغلین است. نیجریه 90% از نیروی کار را به این بخش اختصاص داده که بالاترین درصد در بین کشورهای اسلامی می باشد.

پیدایش نفت در پاره ای از سرزمین های اسلامی موجب آن شده تا این کشورها از تولیدات زراعی غافل شده و به سوی صنعت روی آورند. این عامل سیل مهاجرت را به سوی این کشورها سرازیر نمود و موجب آن شد تا نیروهای مولد آن به سوی کارهای خدماتی و بازرگانی روی آورده و روستاها خالی شوند و مهاجرت به کانونهای شهری شدت یابد. در بحرین 90% نیروی کار در بخش استخراج و صدور نفت مشغولند در حالی که نیروی شاغل در بخش صنعت که صنایع بومی و یدی را هم شامل می شود درک ل جهان اسلام 20% است و در چاد، لیبی و مومور صرفا 5% به فعالیت های صنعتی مبادرت ورزیده اند. 25% بقیه نیروی کار کشورهای مسلمان به امور خدماتی، بازرگانی، حمل و نقل مبادرت نموده اند.

صنایع مهم کشورهای اسلامی عبارتند از صنایع دستی، صنایع غذایی، استخراجی، نساجی، سیمان، سیگار سازی، چوب، کاغذ سازی، چرمسازی، ذوب آهن، کود شیمیایی، کنسرو سازی، لاستیک سازی، شیشه سازی، تولید کشتی و صابون سازی.

گندم تولید غالب کشورهای آسیائی و شمال آفریقاست. مصر بزرگترین تولید کننده برنج است اما در پاکستان، اندونزی، بنگلادش و مالزی هم برنج به دست می آید.

الجزایر مهمترین مرکز تولید کننده انگور درجهان اسلام است. در ایران به لحاظ تنوع آب و هوایی انواع محصولا سردسیری و گرمسیری بدست می آید. تونس به لحاظ تولید زیتون در جهان اسلام رتبه اول را داراست، در مراکش ترکیه، آلبانی نیز بدلیل واقع شدن بر ساحل جنوبی مدیترانه نیز زیتون بدست می آید بنگلادش مهمترین تولید کننده چای در بین سرزمین های اسلامی می باشد. اندونزی، عربستان، یمن و اتیوپی از مهمترین تولید کنندگان قهوه به شمار می روند. عراق با تولید 75% خرمای جهان از این لحاظ مقام اول را داراست. گینه، لیبی، موریتانی، امارات متحده عربی، عربستان، عمان، قطر و ایران نیز خرما تولید می کنند.

از میان محصولاتی که جنبه صادراتی دارند، تولید پنبه حائز اهمیت است، که مرغوب ترین آن در سطح جهان به کشور مصر تعلق دارد. پس از آن کشورهای سودان، اتیوپی، بورکینافاسو، چاد، مالی و پاکستان از تولید کنندگان پنبه در جهان اسلام به حساب می آیند. به لحاظ تولید کنف بنگلادش درجهان مقام اول را دارد و 36% از مردم این کشور در کشت و تولید این محصول دخالت دارند تنها 40% کائوچوی جهان در کشور مالزی بدست می آید. تانزانیا مهمترین تولید کننده سیسال (در تولید الیاف کتانی کاربرد دارد) در دنیاست. سیرالئون اولین تولیدکننده الیاف نخل است. بخش مهمی از درآمد کشورهای مسلمان آفریقای غربی از راه بولید و صدور بادام زمینی و ارزن بدست می آید. کشور نیجر بزرگترین تولیدکننده ارزن در دنیا است.

توتون و تنباکو در کشورهای آلبانی، یمن و ترکیه بدست می آید.

دامداری از اشتغالات مهم مردمان کشورهای اسلامی است. گوسفند قره گل مشهورتین دام افغانستان است که پوست آن شهرت جهانی دارد. در نواحی صحرایی آفریقا و خاورمیانه، شتر نگهداری می شود که در زندگی قبایل و کوچ نشین ها نقش مهمی را عهده دار است.

در کشورهایی که موقع جزیره ای دارند و یا بر کنار اقیانوسها و دریاها و رودخانه ها قرار گرفته اند از فعالیت های مهم مردم، صید ماهی به دو روش سنتی و جدید می باشد. سواحل کشور جمهوری عربی صحرا به لحاظ انواع و مقدار ماهی موجود از مهمترین سواحل جهان است. در بنگلادش صید ماهی اهمیت زیادی دارد و نزدیک به 250 نوع ماهی از آبهای شورو شیرن آن بدست می آید.

کشور مراکش یکی از غنی ترین سواحل دنیا را به لحاظ تولید انواع ماهی بخصوص ماهی ساردین داراست. صید مروارید و میگو در کشورهای حوزه خلیج فارس و جمهوری اسلامی ایران صورت می گیرد.

جهان اسلام ازنقطه نظر منابع زیرزمینی نیز غنی است. الجزایر، لیبی، ایران، عربستان کویت، بحرین قطر، امارات متحده عربی، اندونزی و نیجریه کشورهای نفت خیز اسلامی هستند که تمامی آنها عضو سازمان کشورهای صادر کننده نفت (اوپک) می باشند. عربستان به لحاظ صدرو نفت در جهان مقام اول را دار است. طلا و طلای سفید در اتیوپی، تانزانیا، کامرون و گینه بدست می آید. کشورهای سیرالئون، چاد، تانزانیا، گینه بیسائو و مالی از ذخائر الماس برخوردارند.

در کشورهای مرکش، مصر، گینه، اردن، الجزایر، تونس، سنگال و صحرای باختری ذخائر غنی فسفات وجود دارد. 30% بوکسیت جهان در گینه و 35% قلع دنیا مربوط به مالزی است در کشورهای نیجر و سومالی، ذخائر غنی اورانیم وجود دارد که اروپائیان در استخراج آن دخالت دارند. 10% کروم جهان را ترکیه بخود اختصاص داده است. کلمبیت ماده ای است که در ساخت فولادهای مخصوص هواپیما بکار می رود که پس از نفت مهمترین ذخیره نیجریه می باشد و این کشور از این نظر در جهان مقام اول را دارا است.

منابع دیگری چون سنگ آهن، زغال سنگ، مس، سرب، روی، میکا، پتاس، برمیت، کبالت، سنگ ساختمانی، لاتریت، آهن و نمک در کشورهای مسلمان نیز بدست می آید.

مالدیو در میان کشورهای اسلامی فاقد منابع معدنی است.

تجارت خارجی غالب کشورهای اسلامی در درجه اول با کشورهای غربی و پس از آن با دول همسایه و جهان سوم می باشد و صاردات آنها، اغلب محصولات زراعی و دامی، معدنی و مواد انرزی چون نفت، گاز و ذغال سنگ می باشد.

واردات آنها عبارتند از: اسلحه، مصنوعات فلزی، کالاهای تجملی، تزئینی و آرایش دارو، لوازم الکتریکی مواد غذایی بسته بندی شده، مصنوعات شیمیایی، ماشین آلات و انواع کالاهای مصرفی.

بنابراین جهان اسلام از نظر ذخائر و منابع معدنی و زراعی بسیار غنی است و مکاید استعماری و حیله های استکبار،: این سرزمین ها را در فقر و محرومیت نگاه داشته است و برخی از آنها را چنان در بحران اقتصادی نگاه داشته که محتاج کمک های دول غربی هستند. این کمکها نه تنها مشکلات این کشورها را رفع نکرده بلکه شکاف اقتصادی بین ممالک اسلامی و کشورهای غربی را افزایش داده و نابرابری های داخلی را دراین نقاط افزون نموده است. این کمکها که به صورت مقادیری کالا، پول نقد و اعتبار با ظاهری بشردوستانه تقدیم کشورهای اسلامی می شود در جهت عکس مقاصد انسانی و حتی تحقیر ارزشهای بشری بکار گرفته می شود. حالت رایگان هم ندارد و اهداف خیرخواهانه ای را دنبال نمی کند بلکه محرک های سیاسی و نظامی در آن دخیل است و اصولا به کشورهایی کمک می شود که:

1- درنقاط حساس و استراتژیک واقعند؛

2- کشورهای نوظهور و تازه استقلال یافته برای جلب آنها به سوی خود؛

3- کمک به سرزمین هایی که دول آنها سر سپرده استکبار هستند و بله قربان گوی آنانند؛

4- کمک به کشورهایی که رقیب کشور کمک شونده دیگر بوده و یا در صدد فاصله گرفتن از جای دیگر هستند؛

5- کشورهایی که ازجایی تهدید می شوند و این تهدید منافع غرب را در مخاطره قرار می دهد؛

6- کشورهایی که جنبش ها و نهضت ها و تشکیلات انقلابی را سرکوب می کنند؛

7- کشورهایی که ایالت و سرزمینی پرآشوب دارند، اگر منافعشان در راستای اهداف ابرقدرتها باشد برای درهم کوبیدن آن آشوب یا موج جدایی طلبی تقویت می شوند و اگر شورش آن ناحیه در جهت تامین منافع غرب باشد، این حمایت و تقویت جنبه عکس دارد.

از دیگر حیله های استعمار این بود که وقتی به سرزمین های اسلامی پا گشود بنا به شرایط و جغرافیائی کشورها، آنان را ملزم به کشت محصولی کردند که در تامین مواد اولیه کارخانجات آنها نقش مهمی داشت از عوارض ناگوار این برنامه این بود که زمین مزروعی حاصلخیز که باید در آن مواد غذایی و پروتئینی به عمل آید به کشت محصولات تجاری و بازرگانی اختصاص یافت به همین سبب این کشورها ناگزیر می شوند تا محصولات غذایی خود را از کشورهای دیگر وارد کنند. چنین شیوه تولید محصول که اقتصاد تک محصولی را به کشورهای مسلمان تحمیل می کند این خطر را دارد که با تحریم اقتصادی آن محصول، کشور تولید کننده تا سرحد فلج اقتصادی پیش می رود. تولید انبوه آن نیز قیمت محصول را به شدت تنزل مدهد، اما در عوض، محصولات و مصنوعات غربی هر روز گرانتر می شوند به عنوان مثال در سال 1960 میلادی یک تن کاکائو صادر شد تا 1200 کیلوگرم سیمان تهیه شود ولی در سال 1970م درازای همغن مقدار کاکائو 300 کیلوگرم سیمان تحویل داده شد.

بنگلادش با تولید انبوه کنف، مالزی با تولید کائوچو و کشورهای مسلمان آفریقای غربی با تولید بادام زمینی و ارزن، چنین روندی داشته و با وجود تولید زیاد و صادرات آن، سیمای فلاکت باری دارند و لذا برای تامین مایحتاج خود به سوی کشورهای صنعتی دست دراز می کنند و آن وقت وامی به این کشورها واگذار می شود که سیمای اقتصادی آنان را متزلزل تر نماید.

از عوامل دیگری که بخش قابل توجهی از بودجه و سرمایه کشورهای مسلمان را به خود اختصاص می دهد خرید اسلحه به میزان خیلی زیاد و بیش از نیاز واقعی است. عواملی به شرح ذیل موجب آن شده که این کشورها هزینه قابل توجهی را به امور نظامی تخصیص دهند.

1- این کشورها میدان منازعه ابرقدرتها بوده اند و این منازعات منجر به جبهه گیری کشورهای مزبور شده که نیاز به تجهیزات نظامی را افزون می نماید؛

2- اختلافات قومی، قبیله ای حزبی و درگیری های مرزی که خود ریشه در تحریکات استکباری دارد؛

3- وابستگی نظامی ناشی از دوان سلطه ابرقدرتها؛

4- عضویت در پیمآنهای نظامی سیاسی و استقرار پایگاههای نظامی دولت های غربی در این کشورها؛

5- سرکوبی نهضت ها و شورش های داخلی و متوسل شدن به زور برای حل مسائل اجتمائی و سیاسی؛

6- احساس تهدید از سوی کشورهای دیگر با تحریکات خارجی؛

7- قرار گرفتن این کشورها در نقاط حساس و بحران زا که آرامش آن به نفع ابرقدرتها نیست مثل خاورمیانه - شاخ آفریقا، آسیای جنوب شرقی - آسیای میانه (ماوراء النهر)

در سال 1957 میلادی هزینه های نظامی جهان به 6409 میلیون دلار بالغ گردید و این میزان 20 سال بعد به 41762 میلیون دلار رسید که در این میان بالاترین میزان آن به خاور میانه و بخصوص به کشورهای عراق، مصر و عربستان سعودی تعلق داشته است.

کشور عمان به لحاظ میزان هزینه نظامی نسبت به تولید ناخالص ملی در سطح جهان رتبه اول را داراست زیرا در این کشور 40% محصول ناخالص ملی و 7/46% هزینه دولت در سال 1975م به امور نظامی اختصاص یافته است. در سال 1977م واردات اسلحه به کشورهای جهان سوم و سرزمین های مسلمان هفت برابر گردید که در این میان کشورهای عربستان، عراق، مصر و سوریه، اولین وارد کنندگان اسلحه درجهان بوده اند.

درسال 1979م 5/7% نیروی نظامی جهان به خاوری میانه اختصاص داشت ولی یک سال بعد یعنی در سال 1980م به 3/11% افزایش یافت و در این سال 89% صادرات اسلحه خاورمیانه مربوط به عربستان، عراق، ایران، سوریه، رژیم صهیونیستی و مصر بوده است.

سازمان کنفرانس اسلامی

با سقوط دولت عثمانی در بیت المقدس مجمعی بنام «کنفرانس عمومی اسلامی تشکیل شد و بدنبال آن جمعیت تقریب بین مذاهب اسلامی در قاهره، جلسه ای منعقد نمود.

در سال 1336 قمری «کنفرانس بین المللی فرهنگ اسلامی به دعوت پاکستان و با حضور 130 نماینده تشکیل جلسه داد. کنفرانس رابطة العالم الاسلامی که در سال 1381 قمری در مکه تشکیل جلسه داد و معضلات کشورهای اسلامی را مورد بررسی قرار داد. این جامعه در سال 1384 قمری با شرکت 135 شخصیت و دانشمند از 35 کشور مسلمان با پیشنهاد رئیس جمهوری سومالی، جلسه ای مجدد تشکیل داد و کنفرانسی متشکل از کشورهای اسلامی مطرح و به تصویب رسید و در قطعنامه نهایی خود مسئولیت تعقیب فکر کنفرانس سران اسلامی به عهده رابطه العالم الاسلامی و دبیرخانه آن قرار گرفت. در هنگامه مقدمه چنین تشکیلاتی بین سران کشورهای اسلامی جنگ سرد و منازعاتی تبلیغاتی پدید آمد زیرا جمال عبدالناصر این جامعه را طرح آمریکائی دانست و آنها را چهره ای دیگر از «پیمان بغداد» تلقی نمود از آن سوی عربستان و دولت های موافق آن، چنین تشکیلاتی را ضروری دانسته و جمال عبدالناصر را متهم به حامی کمونیزم نموده و به عنوان ضد اسلام معرفی کردند.

وقوع جنگ 6 روزه اعراب و اسرائیل در سال 1967م که در جریان آن اسرائیل غاصب در درگیری با نیروهای ارتش مصر، سوریه، اردن و لبنان؛ صحرای سینا، کرانه غربی و شرقی رود اردن و بلندیهای جولان سوریه را به تصرف غاصبانه خود درآورد. بدنبال آن آتش سوزی عمدی در مسجدالاقصی توسط اسرائیل متجاوز که در28 اوت 1969 میلادی مطابق با 30 خرداد 1348 شمسی صورت گرفت و رژیم مذکور آن را به یک مهندس استرالیائی نسبت داد و دادگاه هم آن مهندس مذکور را به دلیل واهی روانی تبرئه نمود. که این حرکت خشم برخی از سران کشورهای اسلامی را برانگیخت و تضاد بین جناحهای انقلابی و محافظه کار تقلیل یافت و زمینه های تحقق کنفرانس اسلامی پدید آمد و بالاخره در سپتامبر 1969 میلادی «سازمان کنفرانس اسلامی در رباط پایتخت مراکش تشکیل گردید. در اولین کنفرانس سران 24 کشور حضور داشتند ولی در حال حاضر 51 کشور عضو آن هستند، از گذشته تا کنون، سه جناح بر این تشکیلات حکومت می کنند و در تصمیم گیری های آن بر حسب غالب گردیدن هر کدام، دخالت دارند این 3 جناح عبارتند از جناح تندرو و رادیکال، جناح میانه رو و جناح بی تفاوت و حتی لائیک در داخل هرکدام از این جناحها تضاد و اختلافی به چشم می خورد. در اولین اجلاس از ملت فلسطین حمایت گردید و از آتش سوزی در مسجد اقصی ابراز نگرانی به عمل آمد. در اجلاس دوم سران کشورهای اسلامی که در سال 1974م در پاکستان منعقد گردید، اولین شرط حکفرمائی صلح در خاورمیانه، عقب نشینی اسرائیل از قدس شریف، عنوان گردید در سومین اجلاس که در سال 1988م در مکه بنام «اجلاس قدس و فلسطین شریف تشکیل شد از آزادی سرزمین فلسطین حمایت و عضویت مصر درآن به خاطر شرکت درمنفرانس کمپ دیوید به حال تعلیق در آمد. در سال 1980م افغانستان بدلیل نظام مارکسیستی حاکم بر آن، از عضویت در سازمان معلق شد. در اجلاس کویت که در سال 1987م تشکیل جلسه داد مسئله فلسطین و اشغال غاصبانه این سرزمین از سوی اسرائیل متجاوز، مشکل اصلی صلح در خاورمیانه مطرح گردید.

اهداف پیش بینی شده در سازمان مذکور به مسائل اقتصادی محدود نمی شود و امور فرهنگی، سیاسی و... را در بر می گیرد، این اهداف به شرح ذیل هستند:

الف - ارتقاء همبستگی اسلامی میان کشورهای عضو؛

ب - تحکیم همکاری میان اعضاء در زمینه های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و علمی و سایر زمینه های مهم؛

ج - ترتیب دادن مشورتهایی میان اعضاء در سازمآنهای بین المللی؛

د - تلاش در جهت محو تبعیضات و جدائی ها نژادی و از میان بردن استعمار در هر شکل آن؛

و - هماهنگ کردن کلیه کوشش هایی که به منظور حفظ اماکن مقدسه صورت می گیرد؛

ح - ایجاد محیط مساعد به منظور افزایش همکای و تفاهم میان اعضا و سایر کشورهای جهان.

فعالیت های فرهنگی

صندوق همبستگی اسلام - مرکز تحقیقات فرهنگی، هنری و تاریخی اسلامی، بنیاد اسلامی علوم تکنولوژی و توسعه، سازمان هلال احمر اسلامی.

فعالیت های اقتصادی

بانک توسعه اسلامی، کمیسیون اسلامی امور اقتصادی و فرهنگی مرکز تحقیقات و آموزش اجتماعی اقتصادی و آماری کشورهای اسلامی - مرکز اسلامی تحقیقات و آموزش فنی و حرفه ای، فدراسیون اتاقهای بازرگانی کشورهای اسلامی - مرکز افزایش تجارت.

فعالیت های سیاسی

کمیته قدس شریف، صندوق قدس، آژانس خبرگزاری اسلامی بین المللی، سازمان خدمات انتشارات رادیو تلویزیون کشورهای اسلامی، سازمان پایتخت های کشورهای اسلامی. ارکان اصلی سازمان کنفرانس اسلامی عبارتند از: کنفرانس سران (عالی ترین گردهم آیی کنفرانس) ، وزرای خارجه - دبیرخانه.

کشورهای اسلامی علاوه بر آنکه در سازمان ملل متحد و کلیه نهادها و تشکیلات سیاسی، فرهنگی و علمی آن عضویت دارند در مجامع سیاسی، نظامی و اقتصادی دیگر عضوند از جمله آنها «جنبش عدم تعهد» است که اکثر کشورهای مسلمان عضو آن هستند. اندونزی به عنوان پرجمعیت ترین کشور مسلمان، از بنیان گذاران این جنبش به شمار می رود. ریشه بوجود آمدن این تشکیلات بدین صورت بود که در 18 آوریل 1955 میلادی کنفرانس باندونگ با حضور 22 کشور تشکیل شد و درباره بی طرفی و توسعه و استعمار بحث هایی به عمل آورده و اصول دهگانه ای تصویب کردند که عبارتند از: احترام به حقوق بشر، احترام به حاکمیت و تمامی ارضی برای ملت ها، تساوی نژادها و ملت ها، عدم دخالت در امور داخلی کشورهای دیگر، حق دفاع مشروع فردی و جمعی، خودداری از پیوستن به اتحادیه های دیگر، حق دفاع مشروع فردی و جمعی، خودداری از پیوستن به اتحادیه های نظامی که به ابرقدرتها خدمت خدمت می کنند. امتناع از بکار بردن زور، حل مسالمت آمیز اختلاف، تشویق همکاری بین الملل، احترام به عدالت و تعهدات بین الملل. در ژوئیه 1956 میلادی سران اندونزی و یوگسلاوی در جزیره یوگسلاوی به رهبری مارشال تیتو و با شرکت جمال عبدالناصر و جواهر لعل نهرو و جنبش مذکور را تشکیل داده و در ضمن تائید اصول دهگانه مذکور طی اعلامیه ای در موارد زیر توافق به عمل آوردند: منع آزمایشات اتمی، کمک به کشورهای در حال توسعه، وحدت آلمان، حمایت از مبارزات فلسطین و آزادی طلبی های فرانسه. و بدین گونه جنبش عدم تعهد پدید آمد از سازمآنهای دیگر که کشورهای مسلمان در بوجود آوردن ( OPEC ) آن دخالت دارند، اوپک

یا سازمان کشورهای صادر کننده نفت است که ایران، عربستان، ونزوئلا و کویت جوز مؤسسین آن بوده و کشورهای قطر، لیبی، اندونزی، امارات متحده عربی، الجزایر، نیجریه، اکوادور و گابون بعدا بدان ملحق گردیدند. از این 13 کشور دو کشور اکوادور و ونزوئلا غیر مسلمان می باشند. که اکوادور در اواخر سال 1992م از اوپک خارج شد.


مسلمانان قاره آسیا

مقدمه ای درباره سیمای کلی این قاره

قاره آسیا با مساحت 000/44000 کیلو متر مربع بزرگترین قاره کره زمین است است که 25% کل خشکی های زمین را دربر می گیرد. این قاره از ناحیه شمال به اقیانوس منجمد شمالی، از مشرق به اقیانوس آرام و از جنوب به اقیانوس هند محدود می شود. بحر احمر در جنوب غربی آن، این خشکی بزرگ را از آفریقا جدا می کند تنها راه ارتباطی بین این دو قاره، صحرای سینا بود که با حفر کانال سوئز در ان، راه خشکی این دو قاره قطع شد. تنگه برینگ این قاره را از آمریکای شمالی جدا نموده و کوههای اورال مرز غربی آسیا با قاره اروپاست. در قاره آسیا می توان بلندترین قله (اورست) وسیع ترین فلاتها، جلگه ها، دشت ها و طولانی ترین و پر آب ترین رودها را مشاهده نمود. دریاچه خزر به عنوان بزرگترین دریاچه دنیا ور دریاچه بایکال به عنوان عمیق ترین دریاچه جهان، در این قاره واقعند. بدلیل شریاط گوناگون، انواع آب و هوا را می توان در این سرزمین مشاهده نمود. انواع جنگل ها، و نیز صحاری، کویرها و بیابآنها، نقاط پوشیده از یخ، سیمای دیگری از قاره آسیا را ترسیم می نمایند. از 5 میلیارد سکنه دنیا، 64% در این قاره سکونت دارند که از این لحاظ پرجمعیت ترین قاره به شمار می رود. جمعیت این قاره غالبا در هواحی جنوب و جنوب شرقی آن زندگی می کنند. مردم آسیا از دو نژاد زرد و سفید تشکیل شده اند و در صد نژاد سیاه در آن کم است. آسیا مهد سه دین بزرگ یعنی اسلام، مسیح و یهود است و خورشید تمدن از این قاره به نقاط دیگر تابیدن گرفته است.

وجود ذخائر عظیم و منابع غنی چون نفت و ذغال سنگ موجب نفوذ استعمار در این قاره از قرن بیستم گردید که این پدیده موجبات غارت این قاره را توسط ابرقدرتها فراهم ساخت و با وجود آنکه ذخائر این قاره موجب گردش چرخ صنایع کشورهای غربی شد، خود در این زمینه توسعه نیافت و بجز چند کشور چون ژاپن و کره اساس اقتصاد کشورهای این قاره بر کشاورزی و دامداری استوار است.

مسلمانان قاره آسیا

قاره آسیا مرکز تابش نور توحید و کانون نشر اسلام است. نسیم طراوت بخش وحی دز آغاز بر این سرزمین وزید و فرهنگ و تمدن اسلامی در آن بنیان نهاده شد. بسیاری از آثار درخشنده مسلمین که جلوه های معنوی و مقدس دارند در این قاره واقعهد. قبله مسلمین، حرمین شریقین، اماکن مذهبی مراقد مطهر معصومین و اهلبیت و غالب جلوه های هنر اسلامی در این قاره واقعند. بستر جغرافیائی صحنه های ترایخی صدر اسلام و مرکز خلافت مسلمین در صدر اسلام در جنوب غربی این خشکی وسیع قرار گرفته است.

در سال 1966 میلادی ازن قاره، 450 میلیون نفر مسلمان داشته است که حدود 70% مسلمانان جهان را در تاریخ مذکور تشکیل می داده است. این میزان در سال 1972 میلادی به 550 میلیون نفر بالغ گردید که 362 میلیون آن مربوط به کشورهای مستقل اسلامی و 188 میلیون به اقلیت های مسلمان اختصاص داشته است. در حال حاضر قریب به 75% مسلمین جهان که به 800 میلیون نفر بالغ می گردند در این قاره سکونت دارند که 65% در واحدهای سیاسی مستقل و 35% در کشورهای غیر مسلمان این قاره زندگی می کنند.

در وضع فعلی 15 کشور مستقل در این قاره بین 50 تا 99% مسلمان دارند. وسیعترین این کشورها عربستان است که 2149690کیلومتر مربع وسعت دارد و در ناحیه استراتژیک خاور میانه قرار گرفته است مجموع مساحت این کشورها به یازده میلیون کیلومتر مربع بالغ می گردد که 25% وسعت آسیا را تشکیل می دهد.

کشورهای واقع در آسیای غربی و جنوبی در قرون اولیه به اسلام گرویدند اما سرزمینهای آسیای جنوب شرقی در قرون پنجم، ششم، هفتم، هشتم و نهم اسلام را پذیرا گشتند.

در این بخش، کشورها و نواحی مسلمان نشین این قاره را مورد بررسی قرار می دهیم و برای سهولت کار قاره مزبور را به پنج قسمت تقسیم کرده و به مشخصات جغرافیائی نقاط مسلمان نشین می پردازیم:

الف - آسیای جنوب غربی (خاور میانه) ؛

ب - آسیای جنوبی؛

ج - آسیای جنوب شرقی؛

د - آسیای شرقی؛

ه - آسیای مرکزی؛

الف - آسیای جنوب غربی (خاور میانه)

خاور میانه

آسیای جنوب غربی، بخش مرکزی جهان اسلام است و از نقطه نظر تاریخی و مسائل سیاسی و سوق الجیشی اهمیت ویژه ای دارد. این ناحیه به لحاظ آب و هوایی از تابستآنهای بسیار گرم و خشک و زمستآنهای نسبتا کوتاه، برخوردار است. نواحی شمالی این منطقه را رشته کوههایی فرا گرفته که بخش های زیادی از ترکیه، ایران و افغانستان را در بر می گیرد. در بخش شرقی این برجستگی ها، زمین های همواری دیده می شود که با رسوبات دجله و فرات پدید آمده و خاک حاصلخیزی دارند. در جنوب رودهای دجله و فراب که به خلیج فارس می ریزند، غیر از زمینهای پست بین النهرین، شبه جزیره عربستان قرار دارد که از نظر وسعت، بزرگترین شبه جزیره جهان است و با وجود هم مرز بودن با دریا از سه طرف، سرزمین خشک و صحرایی است. در اطراف دریای خزر، دریای سیاه، دریای مدیترانه، دریای سرخ و خلیج فارس زمین های حاصلخیزی قابل مشاهده است.

در اینجا 6 نژاد گوناگون در کنار هم زندگی می کنند. با سه زبان اصلی عربی، فارسی و ترکی در قسمتهای مختلف این منطقه تکلم می شود. این بخش از آسیا منشا پیدایش سه دین بزرگ اسلام، مسیح و یهود بوده و فرهنگ در این سرزمین بر اساس معتقدات و معارف اسلامی بنیاد گزارده شده و زبان قرآن که عربی است در ان گسترش زیادی داشته که در فرهنگ های دیگر تاثیر قابل ملاحظه ای گذاشته است.

وجود مکه قبله گاه مسلمین، فلسطین (الهام بخش سه دین بزرگ) به این منطقه اهمیت ویژه ای توام با هاله ای از قداست بخشیده است. با وقوع انقلاب اسلامی ایران در 22 بهمن 1357ش، آسیای جنوب غربی دچار تحولی عظیم گشت که شرق و غرب را در نگرانی شدید و بهت و حیرت فرو برد. پیروزی این انقلاب شکوهمند الهی به رهبری حضرت امام خمینی (ره) و با ایثار و فداکاری امت مسلمان ایران اهمیت تجاری و سوق الجیشی این ناحیه را تحت الشعاع قرار داده و استکبار را از گسترش این نهضت به وحشت انداخته است.

آسیای جنوب غربی و شمال شرقی آفریقا را بنام خاور میانه ( 1 ) می شناسند. اولین بار در سال 1902 میلادی افسری آمریکایی، طی مقاله ای از این اصطلاح استفاده کرد و در سال 1948م سازمان ملل متحد آن را پذیرفت. ( 2 )

تمرکز جمعیت به دلیل شرایط اقلیمی و موقع جغرافیائی در این بخش از آسیا یکسان نیست و اغلب مردم در مناطق ساحلی مرطوب و زمینهای حاصلخیز تمرکز یافته اند. سه کشور ترکیه، ایران و افغانستان 75% سکنه این منطقه را تشکیل می دهند. قریب به 40% مردمان ایننواحی در کانونهای شهری به سر می برند، از عربستان که بگذریم، تجانس جمعیت در کشورهای دیگر اینمنطقه کمتر دیده می شود و اغلب کشروها اقلیت های متفاوتی دارند.

قرار گرفتن این ناحیه در میان سه قاره اروپا، آسیا و آفریقا و نیز وجود دریاها، رودها و تنگه های استراتژیک و بهره مندی آن از ذخائر عظیم نفت، موجب آن شده تا ابرقدرتها و کشورهای بزرگ صنعتی برای دسترسی و سلطه بر آن، با یکدیگر در رقابت سختی باشند و کشمکش ها و بحرآنهای زیادی را در آن پدید آورند. موضع گیری دول این منطقه در مقابل دول غربی و تکیه بر ناسیونالیسم، بسیاری از روابط و پیوندهای این منطقه را به تحلیل برده و یگانگی های فرهنگی را ضعیف نموده و با وجود آنکه، آئین مشترک و قبله واحدی دارند در حالت نزاع و ستیز با یکدیگر به سر می برند، این رفتارها که توام با تفرقه و تشتت است سبب آن گشته که با تؤطئه عوامل استکبار بین کشورهای مسلمان سرزمین مذکور تضادهای سیاسی، فرهنگی و اجتماعی پدید آورده به نحوی که با وجود دسترسی به منابع عظیم و سلط بر نواحی سوق الجیشی و مهمتر از آن، بهره مندی از اخوت عقیدتی و بنیآنهای مذهبی عمیق، نتوانند در مناسبات جهانی به نحو تعیین کننده ای ابراز وجود کنند و از حل معضلی چون غصب سرزمین فلسطین توسط گروهی صهیونیست غاصب، عاجز باشند. جبهه گیری های سیاسی این کشورها در موقعیت های گوناگون، نیز آنها را وادار به تشکیل سازمآنها و نهادهای سیاسی و یا پیوستن به تشکیلات سیاسی غربی نموده است. این سازمآنها در حل مشکلات کشورهای مزبور و نیز رفع مسائل و بحرآنهای منطقه از خود توانائی آنچنانی نداشته و شکاف بین دول اسلامی را شدت بخشیده است.

تعداد واحدهای سیاسی این بخش از قاره آسیا به 15 واحد بالغ می گردد که در مجموع 7 میلیون کیلومتر مربع وسعت دارند.

این کشورها با 000/000/200 سکنه 16% مسلمین جهان را تشکیل می دهند. ذیلا به بررسی اجمالی واحدهای جغرافیایی آن خواهیم پرداخت:

عربستان

قبل از ظهور اسلام و در عصر جاهلیت، مردمانی در شبه جزیره عربستان سکونت داشتند که به طور کلی عرب نامیده می شدند و به دو دسته اعراب قحطانی و اعراب عدنانی تقسیم می شدند. این دو، از نظر تاریخی، ریشه مشترک دارند ولی عدنانیان در سلسله نسبت خود به حضرت ابراهیم عليه‌السلام می رسند این طایفه در نجد و حجاز بودند اما عربهای قحطانی به یمن رفتند. این افراد تابع حک. متی نبودند و اساس ملیت آنان قبیله بود و اعضای هر قبیله از شیخ قبیله اطاعت می کردند. عصبیت جاهلی و ناسیونالیزم قبیله ای افراد را به جان هم می انداخت و گاهی بر سر مسائل جزئی، جنگی چون نبرد بسوس 40 سال طور می کشید. خونریزی، قساوت، غارت و تجاوز از برنامه های این قبایل بود. گرچه صحرانشینی و بیابانگردی پیشه عربها بود اما زندگی شهری به شکلی ضعیف در یمن، عدن، حضرت موت، حجاز، یثرب و طائف دیده می شد. به لحاظ عقاید مذهبی، گروه کوچکی بدون آنکه آداب و رسوم خاصی داشته باشند به خدای یکتا و آئین ابراهیم عليه‌السلام که دین حنیف نامیده می شد، معتقد بودند.

یهودیان که 13 قرن قبل از میلاد پس از خرابی اورشلیم به حجاز مهاجرت نموده بودند به رواج آئین خود در عربستان پرداخته و گروهی را پیرو خود ساختند. ایران و روم برای نفوذ به این شبهه جزیره با هم در رقابت بودند و تحت تاثیر تبلیغات رومیان مسیحی، طوایفی ربیعه و غسان، مسیحی شده و برخی هم با تاثیر پذیری از آئین ایران آن روز، به دوگانه پرستی روی آورده بودند. شخصی بنام «عمرو بن لحی هم بت پرست را در این شبهه جزیره بوجود آورده بود. ( 3 ) آشفتگی و بحرانی که بر این ناحیه سایه افکنده بود، مردمان محروم و ستمدیده را در تیرگی خاصی قرار داده بود که طلوع نورو فروغ امیدی را خواستار و در انتظار آن بودند که دستی از غیب برون آید و آنان را از این مرداب و گرداب ننگین نجات دهد که ناگهان با بعثت پیامبر اسلام صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم شب سیاه ظلمانی و تاریکی جهل و عناد به پایان رید و فجر صادق اسلام، انسآنها را امیدوار نمود. ظهور آئین مذکور در این سرزمین، موجب آن شد تا عده ای از مشرکان و بت پرستان به هیاهو و جنجال و تبلیغات منفی پرداخته و تنگناهایی برای پیامبر اسلام صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم و یاران با وفایش بوجود آورند و در صدد آن بودند تا این نور الهی را خاموش کنند غافل از آنکه اراده خداوند بر ان تعلق گرفته بود که بشریت با رهبری و ارشاد رسول معظمش به سوی معنویت، عقیده و ایمان باز گردد. و خود را از خطر سقوط و نابودی نجات دهند و به دلیل انطباق این آئین با گرایش های فطری و حمایت از ناحیه عقل و منطق، همه جانبه بودن، جهانی و جاودانی آن و بخاطر خلاء اعتقادی - سیاسی که در آن عصر، جهان گرفته بود، با استواری و پایداری پیامبر و یاران فداکارش نه تنها در جزیرة العرب که در سرزمین های دیگر انتشار یافت و مورد پذیرش جویندگان حقیقت قرار گرفت و جنبش و تحول معنوی که در پرتو وحی بوجود آمد، تمدنی عظیم و با شکوه را بنا نهاد که قرنها بشریت را از فیض وجود آن بهره مند بود.

کشور عربستان متجاوز از 75% شبه جزیره عربستان را دربر گرفته است. در بخش شرقی آن خلیج فارس و در غرب آن دریای سرخ واقع است. صحرای نجد بخش اعظم آن را تشکیل می دهد که بخش جنوبی آن را ربع الخالی می گویند که با 000/500 کیلومتر مربع پهناورترین بیابان خشک و خالی جهان است. مناطقی که در امتداد سواحل خلیج فارس واقع می باشد به احساء معروف است نواحی کناره دریای سرخ که از بندر عقبه در شمال تا یمن در جنوب ادامه دارد شامل حجاز و عسیر می باشد.

جمعیت عربستان به 000/13600 نفر بالغ می گردد که نیمی از آنها در شهرها، عده ای در روستاها و گروهی به صورت قبیله ای در صحاریی زندگی می کنند. این کشور در حال حاضر 4000 قبیله دارد.

شیوه حکومت این کشور پادشاهی است و با دول غربی و به ویژه امریکا روابط گسترده اقتصادی سیاسی دارد و با کشورهای ژاپن، آلمان، فرانسه، برخی دول مسلمان و کشورهای آفریقائی، مناسبات تجاری - سیاسی دارد. از گذشته بدلیل واقع شدن قبله مسلمین در اینکشور همه ساله مسلمانان جهان برای فریضه عبادی - سیاسی حج به این ناحیه می آیند تا در ایام ذیحجه و طی مراسمی داده اما در گذشته عربستان در جهان سیاست و اقتصاد جائی نداشت، با افزایش بهای نفت از سال 1970م و کشف ذخائر جدید نفت، عربستان ازاعتباری ویژه برای دول صنعتی برخوردار شده که شامل 25% ذخائر دنیا و بیش از 35% کل اوپک به حساب می آید. عربستان بخش عظیمی از درآمد نفت را صرف خرید تجهیزات جنگی می کند. در سال 1980م بودجه دفاعی آن 18 میلیارد دلار بوده که از این نظر در جهان اول بوده است. ( 4 ) قریب به 2 میلیون کارگر و متخصص خارجی از کشورهای گوناگون در این کشور به کار اشتغال دارند و کارهای کلیدی و مدیریت ها در دست مهاجرین غربی است.

مرکز حکومت عربستان، شهر ریاض و از شهرهای مهم آن مکه و مدینه است.

شهر مکه در سمت غربی شبه جزیره عربستان و در جنوب مدینه بین دو رشته کوه محصور گردیده است. با ساختن خانه کعبه در این نقطه توسط حضرت ابراهیم و فرزندش اسماعیل و پیدایش چشمه زمزم شالوده شهر مکه ریخته شد. در شمال شرقی مکه جبل النور قرار گرفته که غار حراء در آن واقع است. همان جایگاه مقدسی که محل راز و نیاز پیامبر اسلام صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم بود و در آن بر آن سرور وحی نازل شد. کوههای عرفات و منی در شرق مکه هستند در مکه، اماکن مقدسی وجود دارد که مهمترین و با عظمت ترین آن مسجدالحرام است که خود شامل کعبه معظمه، مقام ابراهیم، حجرالاسود و... است. صفا و مروه که جایگاه بلندی است بر کوه ابوقبیس و میان صفا و کوه ابوقبیس و مسجدالحرام قرار دارد.

مسجد منی و مسجد مزدلفه از آثار مذهبی مکه می باشد. ( 5 ) مدینه در 500 کیلومتری شمال مکه و در زمین همواری بین دو کوه قرار گرفته، آب و هوای گرم و خشکی دارد این شهر در عصر جاهلیت یثرب نام داشت که با ورود پیامبر اکرم صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم بدان، مدینة النبی نام گرفت.

کوه احد در شمال مدینه قرار دارد. کوههای طی در مشرق و کوه عیر در جنوب آن واقع است. ( 6 ) از آثار مقدس و مذهبی آن مسجد النبی، آرامگاه رسول گرامی اسلام صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم را می توان برشمرد، مسجد قبا نیز در جنوب غربی مدینه قرار دارد. مسجد ذوقبلتین که از مساجد ساده اما معروف مدینه است در وادی عقیق قرار دارد در آن دو قبله یکی به جهت بیت القدس و دیگری به سوی کعبه به چشم می خورد. در همین مسجد بود که با پیام وحی به رسول خدا قبله از بیت المقدس به سوی خانه کعبه تغییر نمود. ( 7 ) از زیارتگاههای مدینه، قبرستان بقیع و گورستان احد قابل ذکر است. بقیع در طرف شرقی مدینه واقع است و آرامگاه مطهر حضرت فاطمه زهرا عليها‌السلام صدیقه کبری دخت گرامی حضرت محمد صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم مدفن فاطمه بنت است مادر اولین امام شیعیان حضرت علی عليه‌السلام و تربت 4 ستاره درخشان آسمان ولایت و امامت یعنی: امام حسن مجتبی عليه‌السلام ، امام سجاد عليه‌السلام ، امام محمد باقر عليه‌السلام و امام جعفر صادق عليه‌السلام و مدفن جمعی از اصحاب حضرت محمد صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم و علی عليه‌السلام و عده ای از عرفا، زهاد و علماء در این قبرستان قرار دارد.

فلسطین

کشور فلسطین، سرزمین کم وسعتی است که در ناحیه خاور میانه و در شرق مدیترانه قرار دارد. این سرزمین همچون پلی سه قاره آسیا، آفریقا و اروپا را به هم متصل می کند و قلب جهان عرب و حلقه اتصال شرق و غرب می باشد و الهام بخش سه دین بزرگ دنیا است. چنین موقع مهم و خصوصیات ویژه، این کشور را به صورت یکی ازم ناطق استراتژیک جهان درآورده است اما اشغال آن توسط صهیونیست ها و با حمایت ابرقدرتها و نیز آواره شدن چندین میلیون فلسطینی موجب آن گشته تا قلب های مسلمین جهان محزون و متاثر گردد.

3500 سال قبل از میلاد اقوام سامی از قلب عربستان به سوی مصر، عراق، سوریه، لبنان، و فلسطین کوچ نمودند که 25 قرن ق. م، یکی از این اقوام که به کنعانیان معروف بودند فلسطین را به عنوان محل سکونت خود برگزیدند. 20 فرن ق. م اولین دولت تحت عنوان کنعانیه در کشور مزبور تاسیس شد.

در سال 1225 ق م، قوم بنی اسرائیل به رهبری حضرت موسی عليه‌السلام در فلسطین کونت یافتند. حدود هزار سال ق. م، اقوامی بنام «فلسطین که از جزایر دریای اژه آمده بودند به این ناحیه راه یافته و جای کنعانیان را گرفتند بنی اسرائیل به سرکردگی داوود نبی و بعد از او به رهبری سلیمان پیامبر در حدود ده قرن ق م دولت عبرانی را در این کشور بوجود آورده که رقیب دولت اقوام فیلسطین بود.

فلسطین در سال 772ق م به تصرف آشور و به سال 539 ق م توسط کوروش اشغال شد. در اواسط نیمه دوم قرن چهارم ق. م اسکندر آن را تصاحب نمود.

در سال 395 میلادی فلسطین به عنوان مستعمره روم غربی اداره می شد و از اواسط قرن هفتم تا شانزدهم فرمانروایان عرب بر آن استیلا داشتند.

در سال 1517م جزئی از خاک امپراطوری عثمانی بود که به مدت 4 قرن آن را در اختیار خود داشتند و تا سال 1917م بر آن حکومت می کردند. ( 8 )

در سال 1897م اولین کنگره صهیونیزم در شهر بال سوئیس به سرپرستی هرتزل برگزار شد و هدف خود ار این گونه مشخص نمود:

«هدف صهیونیسم عبارت است از ایجاد یک وطن قومی برای ملت یهود در سرزمین فلسطین.

در نوامبر 1917م، بریتانیا اعلامیه مشهور بالفور را مبنی بر تاسیس وطن قومی برای لت یهود در فلسطین صادر کرد. جنگ جهانی اول پایان نیافته بود که یهودیان وعده تشکیل کشور یهود را از بریتانیا دریافت نمودند و انگلیس با مشارکت شریف حسین حکمران قت حجاز، دولت عثمانی را از فلسطین بیرون راند و مهاجرت یهودیان به این سرزمین آغاز شد و دولت انگلستان به قیمومیت خود در این کشور پایان داد. ( 9 ) اعراب در خلال قیامها و انقلابهائی، مخالفت خود را با وعده بالفور اعلام نمودندکه این حرکات زمینه ساز انقلاب بزرگ سال 1936م و 1939م بود که برجسته ترین رهبرش شیخ عزالدین قسام است. و بالاخره سازمان ملل متحد قطعنامه شماره 181 را مبنی بر تقسیم فلسطین به دو کشور یهودی و عربی در تاریخ نوامبر 1947م صادر نمود و در سال 1948م سازمان جهانی صهیونیزم برپائی اسرائیل را اعلام داشت. در سال 1948م سکنه یهودی فلسطین اشغالی به 33% کل جمعیت فلسطین رسید که 67/5% اراضی فلسطین را اشغال نموده بودند.

گرچه ارتش دول عربی وارد جنگ با متجاوزین اسرائیلی شد ولی پس از رسوائی ها و خیانت ها به آتش بس ها و موافقت هایی تن داده و عقب نشینی نمود و رژیم غاصب به سال 1856م به کانال سوئز حمله کرد. در 28 مه 1964م کنگره عمومی فلسطین در شهر قدس با اعلام تاسیس: سازمان آزادی بخش فلسطین (ساف) پیمان ملی فلسطین را تصویب کرد و سپتامبر همین سال ارتش آزادی بخش فلسطین برای مبارزه با غاصبین بوجود آمد.

در ژوئن 1967م، اسرائیل به سه کشور مصر، سوریه و اردن حمله نمود و کرانه غربی رود اردن، نوار غزه، صحرای سینا و بلندی های جولان را متصرف شد. این حرکت موجب آواره شدن تعداد زیادی از مردمان فلسطین به سو کشورهای عربی و خاورمیانه گردید. و بدین گونه متجاوزین که بعد از سال 1948م 78% سرزمین مزبور را تصرف کرده بودند با ضمیمه کردن نواحی متصرف شده، علاوه بر سرزمین فلسطین به نقاط حساس دول مجاور هم دست یافتند. ( 10 )

یکی از اسف بارترین آثار شوم غصب فلسطین، حادثه ناگوار اوراگی بیش از سه میلیون نفر از مسلمانان مظلومی است که هستی خود را از دست داده و در نواحی مختلف خاورمیانه و حتی سراسر جهان پراکنده اند. پناهندگانی که در سوریه، مصر، اردن و لبنان سکونت دارند در شرایط دشواری زندگی می کنند و نیز به عنوان مثال در جریان یورش اسرائیل به اردوگاههای صبرا و شتیلا 4000 نفر که اغلب زن و کودک بودند به شهادت رسیدند گاهی هدایایی زیبا و فریبنده به کودکان فلسطینی هم توسط اسرائیل داده می شود اما این هدایا چیزی جز بمب های رنگارنگ خوشه ای نیستند و به محض آنکه کودکان بر این گوی ها دست می گذارند، در آغوش آنها منفجر شده و امیدشان را به یاس مبدل می سازد و چه بسا کودکانی با این هدایا! دست و پای خود را از دسا داده و یا قطعه قطعه می شوند. ( 11 ) آن دو میلیون نفری هم که در سرزمین های اشغال شده به سر می برند که بگین آنان را «سرخ پوستان ما» نامیده بود وضع رقت باری داشته و از هیچ گونه حقوق اجتماعی و سیاسی برخوردار نیستند و هر لحظه مورد تهاجم، شکنجه و ایذا قرار می گیرند، خانه و اراضی ایشان نیز مصادره و گاهی محصولاتشان را با مواد شیمیائی نابود می کنند. فاجعه کشتار خونین دیر یاسین در آوریل 1948 که بگین جزئیات آن را در کتاب خود توضیح داده و بدان اعتراف نموده، از جمله حوادث ناگواری است که برای ملت محروم فلسطین رخداده است. ( 12 )

فلسطین به لحاظ جغرافیائی در حال حاضر شامل دو منطقه است:

منطقه شمالی که بخش بالای آن را ادامه تپه های جنوب لبنان می پوشاند که زمینهای بلندی بنام «جلیلی ( 13 ) را بوجود می آورد. قسمت جنوبی که شامل جلگه مرتفع بیابانی است و به بیابان نقب ( 14 ) موسوم است که نیمی از سرزمین فلسطین را دربر می گیرد. آب و هوای فلسطین در تابستآنها گرم و در زمستآنها معتدل و بارانی است به غیر از چند رود کوچکی که به دریای مدیترانه می ریزد رود مهمی در این سرزمین جریان ندارد.

اکثریت جمعیت 5/6 میلیونی فلسطینی را مسلمانان تشکیل می دهند که اغلب از نژاد سامی بوده و به عربی صحبت می کنند. مرکز فلسطین، بیت المقدس است که از نظر اسلام، مسیحیت و یهود مکانی مقدس می باشد این شهر که به قدس و اورشلیم هم مشهور است در 55 کیلومتری غرب رود اردن و 80 کیلومتری شرق مدیترانه بر روی ارتفاعات متوسط قرار گرفته از قدیمی ترین شهرهای مذهبی جهان به شمار می رود. بیت المقدس شامل دو بخش قدیم و جدید می باشد، قسمت قدیمی تماما داخل قلعه و حصار محکمی است که آخرین بار در زمان عثمانیان بازسازی شد. در جنوب شرقی بخش قدیم محوطه مستطیلی استکه مسجد اقصی، مسجد صخره قبة الصخره در آن قرار گرفته و مجموعا حرم شریف نام دارد و مساحت آن به 15% مساحت بیت المقدس قدیم بالغ می گردد. دروازه شرقی این حرم که دروازه طلایی نام دارد (در دیوار شرقی قرار گرفته) حرم را با کو زیتون یا کوه طور ربط می دهد. دروازه جنوبی رو به شهرهای بیت اللحم و الخلیل است، مسجد الاقصی چون در دامنه کوه ساخته شده شامل دو طبقه ای است که شیب آن در طبقه اول تمام شده و طبقه دوم صاف است. سقف طبقه زیرین بر روی 88 ستون مربعی سنگی در 15 ردیف قرار دارد، طول مسجد 18/5 متر و عرض آن 5/54 متر است. ( 15 ) پیامبر اسلام - ص - پس از آنکه به قدرت خداوند از مسجد الحرام به مسجد الاقصی سیر داده شدند از این مسجد سفر آسمانی (معراج) خود را آغاز نمودند. در بخش غربی حرم دیوار ندبه واقع شده که مکان مقدس یهودیان است و در پای آن زانو زده و به تفکر فرو می روند. ( 16 ) سطح سر ستونها و حاشیه محراب آیاتی از قرآن کریم با بهترین خط نسخ عربی و کوفی که گاهی از طلای ناب و برجسته هستند دیده می شود. ( 17 )

از وضع اقتصادی مردم فلسطین که حدود 60% آنان در خارج از وطن خود زندگی می کنند به دلیل پراکندگی در سایر کشورها، آمارهای دقیقی در دست نمی باشد با این حال بر خلاف مصائب زیاد و آواردگی و بی خانمانی بین کودکان و نوجوانان فلسطینی عشق وافری به فراگیری دانش های مورد نیاز جامعه وجود دارد به لحاظ فرهنگی در سایه تلاش و کوشش خود در زمینه های کوناگون علمی، تخصص های عالی داشته و به مدارج عالی علمی و شغلی دست یافته اند و متخصصان آنان در بخش صنایع کشورهای عربی به ویژه پالایشگاهها و مراکز پتروشیمی مشغول بکارند و برخی در سطح معاونت وزارت در کشورهای خاورمیانه ارتقاء یافته اند.

جمهوری عراق

کشور عراق با 438317 کیلومتر مربع در منطقه خاورمیانه و غرب ایران، در ناحیه هلال خصیب ( 18 ) واقع است. سرزمین نسبتا کم ارتفاعی است که ناهمواریهای آن غالبا در شمال و شمال غربی واقعند و جلگه ها، بخش عظیمی از وسعت آن را در بر گرفته است. بیابآنها و صحاری تحت عنوان بادیة الشام سرتاسر غرب و جنوب غربی آن را می پوشاند. دجله و فرات شریان حیاتی این کشور را تشکیل می دهد. این دو رود که از کوههای جنوب شرقی ترکیه سرچشمه می گیرند به صورت شمالی - جنوبی وارد عراق شده و پس از پیوستن سه رود زاب بزرگ، زاب کوچک و دیاله به دجله، این دو رود در محلی به نام قرنه بهم پیوسته و شط العرب را تشکیل می دهند و با پیوستن کارون به شط العرب در مرز مشترک عراق و ایران اروندرود بوجود آمده که به خلیج فارس می ریزد. آب و هوای عراق در نقاط شمال، کوهستانی در نواحی مرکز گرم و مرطوب و در غرب گرم و خشک است.

سرزمین فعلی عراق که در گذشته به نام بین النهرین نامیده می شد از قدیمی ترین مراکز تمدن آسیا بوده است. سامی ها در حدود 35 قرن ق. م به آنجا مهاجرت نمودند. سومری ها در شمال، مملکت آشور را بنیان نهادند. در قرن سوم ق. م، عراق تحتسلطه سلسله ایرانی اشکانی در آمد و پس از آن ساسانیانبدان مسلط شدند، در سال سیزده هجری قمری مطابق با 634 میلادی با شکست ساسانیان از اعراب مسلمان، عراق نیز جزو قلمرو حکومت اسلامی شد. حضرت علی عليه‌السلام در قرن اول هجری مقر حکومت خود را در کوفه قرار داد. در سال 61 هجری حادثه کربلا یعنی شهادت امام حسین عليه‌السلام و یارانش در کربلا توسط یزید بن معاویه به وقوع پیوست که یکی از مهمترین و برجسته ترین حماسه های اسلامی در جریان مذکور یعنی قیام سید الشهداء و یاران با وفایش قابل مشاهده است. و تمامی نهضت های اسلامی از این قیام شورانگیز الهام می گیرند. در زمان عباسیان بغداد محل خلافت عباسیان گردید. در سال 656 هجری قمری مطابق با 1258 م مغلوها عراق را تصرف نمودند و تا 1411میلادی عراق جزو قلمرو آنان بود و در این زمان سلسله آق - قویونلو آن را تصاحب کردند. با برچیده شدن این سلسله توسط دولت صفوی، عراق بخشی از ایران شد. در سال 1535 میلادی قوای عثمانی با منهزم نمودن قوای ایرانیان، عراق را به تصرف خود در آورده و تا جنگ جهانی اول که مقارن با شکست دولت عثمانی است، عراق در اختیار آنان بود. ( 19 )

با شروع جنگ اول، بریتانیا به بهانه جلوگیری از نفوذ آلمان و رهایی عراق از سلطه عثمانی به این کشور حمله ور شد و قلعه فاو را در دهانه شط العرب، تصرف نمود و سرپرسی کاکاس از سیاستمداران کهنه کار انگلیس حکمران عراق شد. بر طبق مقررات «سان رمو» در 25 آوریل 1920 م عراق و فلسطین تحت قیمومیت انگلیس درآمد. آیة الله میرزا محمد تقی شیرازی از مخالفین سر سخت قیمومیت انگلیس بر عراق بود و برای مقابله با این حرکت، فتوایی مبنی بر عدم پذیرش سلطه بیگانگان را داد. علمای شیعه فتوای جهاد داده و خود در جبهه های نبرد حاضر شدند. در 4 شوال 13338 قمری (ژوئن 1920 م) هزاران نفر از شیعیان، در صحن حضرت سید الشهداء عليه‌السلام اجتماع کرده و آیت الله شیخ محمد خالصی زاده برای آنان خطابه ای شورانگیز ایراد نمود که این حرکت رعبی در انگلیس افکند و سبب آن شد تا فردی به نام ماژربولی کربلا را محاصره کند. ( 20 )

سرویلسون نماینده سیاسی انگلیس در عراق در مورد اشغال عراق می گوید:

«کلید کل مناطق استراتژیک، در بغداد است و ما با اشغال عراق توانستیم خنجری در جهان اسلام بزنیم و بدین طریق از تجمع مسلمین بر علیه خودمان در خاورمیانه جلوگیری کنیم...! » ( 21 )

اما با رهبری روحانیت و آیات عظام، قیام 1920 م عراق به وقوع پیوست که موفقیت هایی بدست آورد و حکومت انگلیس مجبور به رسمیت شناختن استقلال عراق گردید.

از علل اصلی تحریک مردم برای این قیام این بود که آیت الله کاشانی مدام به مرکز قبایل و عشایر رفت و آمد می کرد و آنها را در پیوستن به صفوف انقلاب تحریص و تشویق می نمود اما کانون این حرکت ضد استعماری از منطقه فرات سفلی یعنی شهرهای مقدسه شروع و در مدت کوتاهی به سمت شمال و جنوب سرایت یافت و تا به آنجا پیش رفت که مرکز نظامی انگلیس را در تهدید جدی قرار داد. عشایر مقیم رمیثه و نیز عشایر سماوه در ایننبردها شرکتی فعال داشتند و اولین برخورد مسلحانه خونین بین عراقی ها و نظامیان بریتانیا در رمیثه (در منطقه دیوانیه) اتفاق افتاد. ( 22 )

در مارس 1920 م انگلیس طبق نقشه ای سلطنت عراق را به ملک فیصل واگذار کرد. در اکتبر 1932 میلادی عراق رسما استقلال خود را بدست آورد. در ژوئیه 1958 با کودتایی عبد الکریم قاسم نظام سلطنتی را بر انداخت و در کشور اعلام جمهوری نمود. به سال 1968 م، با کودتای حزب بعث، رئیس جمهور وقت یعنی عبد الرحمان عارف بر کنار و احمد حسن البکر توسط شورایی به نام شورای انقلاب قدرت را در دست گرفت و اختناق و سرکوب شدید در کشور ایجاد کرد.

حزب بعث که توسط میشل عفلق و صلاح الدین بیطار و عده ای دیگر به وجود آمده بود برای به انحراف کشیدن مبارزات مسلمانان کشورهای عربی پدید آمد و جوهر اصلی آن تکیه بر ناسیونالیسم است، و حسن البکر در عراق، سیاست های این حزب را که ساخته استعمار انگلیس بود تعقیب می نمود.

در سال 1979 م به دنبال پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی ایران، حسن البکر تحت فشار معاونش صدام حسین، استعفا داد و صدام به قدرت رسید.

در سپتامبر 1980 م مقارن با 31 شهریور 1359، عراق به دنبال چند بار تجاوز پراکنده و تحریکاتی بر علیه ایران با بمباران نمودن مراکز نظامی و اقتصادی ایران، رسما جنگی را بر علیه ایران تحمیل نمود که تا سال 1988 م طول کشید. رزم بی امام و ایثارگری مجاهدان اسلام در جبهه های جنگ که پشتوانه معنوی و الهی داشت و نیز رهبری روشنگرانه حضرت امام خمینی (قدس سره) سبب آن شد که رژیم عراق به درماندگی و استیصال افتاده و اذعان کند که خواهان صلح است. ایران نیز با پذیرش قطعنانه 598 سازمان ملل نقشه های منافقانه صدام را نقش بر آب نمود و توطئه های استکبار را بی اثر ساخت.

عراق در مرداد ماه سال 1369 ش (1991 م) با زمینه سازی آمریکا به کویت حمله برد و این کشور را به تصرف خود در آورد و طی جنگ 43 روزه ای که بین عراق و نیروهای چند ملیتی صورت گرفت، از کویت خارج شد اما بسیاری از مراکز اقتصادی این کشور را ویران و تعداد زیادی از غیر نظامیان را در این جریان هلاک نمود.

عراق در حال حاضر به شدت در آشفتگی و بحران سیاسی و انزوای بین المللی به سر می برد و اقتصادش به دلیل انواع تحریم ها سخت متزلزل است و اکنون رژیمش با گروههای معارض زیر روبروست: «مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق، «سازمان الدعوه، «کردها که به صورت دو گروه جداگانه هستند حزب دموکراتیک کردستان به رهبری مسعود بارزانی، اتحادیه میهنی کردستان به رهبری جلال طالبانی که این دو در سال 1991 م به منظور یک کومت خودمختار با هم متحد شدند یادآوری می شود که عراق از 5/16 میلیون نفر سکنه خود 5/3 میلیون کرد دارد»، «حزب امت جدید به رهبری سعد صالح جبر (که زیاد حامی ندارند) » «حزب کمونیست عراق - که قدرتی ندارد، «حزب ناسیونالیست های مستقل که توسط سرلشکر حسن النقیب رهبری می شود و سوریه آن را حمایت می کند. ( 23 )

70% مردم عراق شیعه هستند و این کشور از مراکز عمده تشیع به شمار می رود. استآنهای کربلا، دیوانیه، حله، منتفک، عماره و کوت عراق کاملا شیعه اند. در استآنهای دیالی، بغداد و بصره اکثریت با شیعه است در نقاط دیگر نیز شیعیان پراکنده اند. ( 24 )

کوفه، کربلا، نجف، سامرا و کاظمین از شهرهای مذهبی شیعه بوده و بارگاه مقدس حضرت علی عليه‌السلام ، حضرت امام حسین عليه‌السلام ، امام موسی کاظم عليه‌السلام ، امام محمد تقی عليه‌السلام امام هادی عليه‌السلام ، و امام حسن عسکری عليه‌السلام و نیز مرقد پاک تعدادی از یاوران و اصحاب خاص اهلبیت عصمت و طهارت در کشور عراق وجود دارد.

مرکز عراق شهر قدیمی بغداد است و تنها بندر آن بصره می باشد. گرچه این کشور به طوری سنتی، اقتصادی کشاورزی دارد اما به صنعت نفت وابسته بوده و عضو اوپک می باشد، بعد از نفت دومین محصول صادراتی عراق خرماست، و 75% خرمای جهان را تولید می کند. صنایع عراق عمدتا بعد از نفت، سیمان است و اصولا رشد صنایع در مرحله اولیه است و کارخانه ها در اطراف بغداد استقرار دارند.

پی نوشتها

1- Middel East

2- خاور میانه جلد اول کلیات جغرافیائی - دکتر محمد تقی رضویان تهران دانشگاه شهید بهشتی 1358.

3- تاریخ عرب، فیلیپ حتی، ابوالقاسم پاینده و نیز تاریخ سیاسی اسلام - دکتر حسن ابراهیم حسن ترجمه پاینده جلد اول صفحات 13 تا 15.

4- اوپک و...، دکتر امیر باقر مدنی ص 79.

5- حرمین شریفین - دکتر حسین قره چانلو - تهران امیر کبیر 1362 شمسی.

6- تقویم البلدان - ابی الفداء.

7- مرآة الحرمین و نیز فلسفه و اسرار حج.

8- گیتا شناسی کشورها ص 223.

9- مسئله فلسطین - راشد الغنوشی ترجمه سید هادی خسروشاهی - تهران دفتر نشر فرهنگ اسلامی - 1370.

10- اسرائیل و فلسطین، علی اکبر هاشمی رفسنجانی و نیز مسئله فلسطین تالیف حسین الهی.

11- آسمان گریست - تونی کلیفتون - ترجمه کاظم چایچیان تهران امیر کبیر 1364 ص 60 و 61.

12- اقلیت های مسلمان در جهان (مجموعه مقالات) ترجمه ایرج کرمانی ص 250.

13- Galilee

14- Negeb

15- تاریخ آلبر ماله.

16- اورشلیم پایتخت سه مذهب، مقالات لوموند ترجمه سید خلیل خلیلیان ص 65 تا 67.

17- بیت المقدس - ترجمه و تالیف مرتضی اسعدی.

18- هلال خصیب به ناحیه مرتفع و حاصلخیز هلالی شکل بین خلیج فارس و سواحل فلسطین اطلاق می گردد.

19- تنها بین سالهای (1638 - 1625م) عراق در تصرف ایران بود.

20- نگاهی به تاریخ انقلاب اسلامی 1920م عراق دکتر محمد صادقی.

21- تاریخ سیاسی عراق ص 25.

22- نهضت شیعیان در انقلاب اسلامی عراق - عبدالله فهد نفیسی ترجمه چایچیان ص 121.

23- عراق نگاهی از درون اطلاعات، ش 19704.

24- جغرافیای تاریخی و انسانی شیعه در جهان اسلام - رسول جعفریان ص 58.


سوریه

جمهوری سوریه با 185180 کیلومتر مربع، در جنوب غربی آسیا و شرق دیای مدیترانه واقع است. این کشور از شمال به ترکیه، از شرق و جنوب به عراق از جنوب غربی به فلسطین و از غرب به لبنان محدود می باشد، اردن نیز همسایه جنوبی این کشور است.

بخش غربی آن شامل کوهها و دره هایی است که اکثر سکنه سوریه در ان واقع شده و بدلیل مجاورت با دریای مدیترانه، تابستآنهای گرم و زمستآنهای معتدل دارد. جلگه ها درنواحی جنوب و جنوب غربی قرار دارد. بایبآنها که بخش عظیمی از سوریه را پوشانیده درنواحی شرقی است و آب و هوای گرم و خشک بر ان حاکم ایت. رود فرات بخش شرقی این کشور را مشروب می کند.

سوریه از مناطق بسیار قدیمی و مسکونی آسیا است که در هزاره سوم قبل از میلاد قوم سامی آموری در آن ساکن شده اند و حکومتی که تشکیل دادند تا 17 ق. م برپا بود. قسمت هایی از سوریه در قرون قبل از میلاد جزو فنیقیه (لبنان) بود.

بعد از تجزیه دولت روم به دو بخش شرقی و غربی، سوریه و جزو قلمرو امپراطوری روم شرقی (بیزانس) گردید. در قرن هفتم میلادی (سال سیزدهم هجری) خالد بن ولید سوریه را فتح نمود و بدین ترتیب این کشور که آن زمان به شام معروف بود جزو بلاد اسلامی گردید. البته تا قبل از قرون جدید شام، شامل سوریه، لبنان فعلی و بخش هایی از اردن و فلسطین بود که تا سال 1926م لبنان جزو آن بود. در زمان خلافت عثمانی، حکومت شام به معاویه واگذار شد. دمشق از سال 41 ه. ق مرکز خلافت امویان بود. معاویه برای تثبیت حکومت خود و از سر ستیزی که با حضرت علی عليه‌السلام و یارانش داشت، جنگ صفین را بر علیه حضرت علی عليه‌السلام ترتیب داد و بسیاری از اصحاب و یاران آن امام را به طرز فجیعی به شهادت رسانید. همچنین معاویه دومین امام شیعیان حضرت امام حسن مجتبی عليه‌السلام را مسموم و شهید نمود. سلسله بنی امیه گرچه به رونق شام پرداختند اما برای اهلبیت و عاشقان این خاندان تنگناهای سختی بوجود آورده و با اختناق شدید حرکت ها و نهضت های شیعی را سرکوب می نمودند. پس از معاویه، یزید زمام امور را بدست گرفت و در اولین حرکت خیانتکارانه خود فاجعه کربلا را بوجود آورد که منجر به شهادت حضرت امام حسین عليه‌السلام و یاران با وفای او و نیز اسارت اهلبیت آن وجود مطهر گردید. با سقوط بنی امیه و روی کار امدن عباسیان، شام اعتبار گذشته را از دست داد و سوریه دارای حکومت های محلی گردید که مهمترین آن سلسله حمدانیان بود. در سال 1004م (394ق) دولت حمدانی سقوط کرد و فاطمیان چندین دهه بر این کشور فرمانروایی نمودند سلاجقه (ترکان سلجوقی) از 1095م تا 1117م بر نواحی مختلف سوریه (شام) حکومت کردند. ( 1 ) طی جنگهای صلیبی مدتها اروپائیان بنادر و استحکاماتی در سوریه داشتند. در اواخر قرن سیزدهم ممالیک مصر بر صلیبی ها پیروز شده و سوریه جزء قلمرو مصر گردید و حکومت سلسله ممالیک مصر بر آن تا سال 1516 میلادی (922ق) باقی ماند. این کشور در سال 1516 میلادی به تصرف عثمانیان درآمد و سوریه به 3 ایالت دمشق، حلب و بیروت تقسیم و در راس هر ایالت یک پاشای قرک قرار گرفت. سوریه در آوریل 1920 میلادی تحت قیمومیت فرانسه درآمد.

فرانسه در ظاهر برای تامین حقوق اقلیت ها و در باطن برای ایجاد تفرقه برای گروههای مذهبی و نژادی، سوریه را به چهار دولت مستقل دمشق، حلب، منطقه علویان و جبال دروز تقسیم و خود بر این دولت ها نظارت می کرد، که با جنبش های آزادی خواهی و مقاومت مردم در سال 1922م انحلال این دولت ها اعلام می شود. فرانسه در سال 1925م برای فرونشاندن شعله های جنبش مردمی به بمباران دمشق پرداخته و در سال 1926م سوریه از لبنان مستقل می شود و بر اثرفشارهای مردم و گروه های سیاسی در سال 1941م فرانسه به سوریه استقلال ظاهری می دهد. انتخابات نسبتا آرام سال 1943م منجر به تشکیل دولت سعدالله جابری و ریاست جمهوری شکری قوتلی می گردد اما فرانسه در سال 1945م قیام مردم را با بمباران دمشق و راه انداختن جویی از خون سرکوب می کند. سرانجام در 17 آوریل 1946م آخرین سرباز فرانسوی خاک سوریه را ترک و بدین سان سوریه استحکام یافت. در سال 1949م با کودتای ارتش، حکومت افراد ملی گرا پایان می پذیرد و حکومت سرهنگ ها آغاز می شود و پس از ان نیروهای چپ روی کار می آیند.

در 15 مه 1948م سوریه همراه با دیگر کشورهای عربی، علیه اسرائیل غاصب وارد جنگ می شود که در این جنگ شکست تحقیرآمیزی متوجه اعراب می گردد. از سال 1963 م تا 1966 م حکومت سوریه در دست جناج راستگرای حزب بعث قرار می گیرد که بعد از آن با کودتایی جناح چپ روی کار آمده و از سال 1967 م که سوریه همراه با مصر و اردن وارد جنگ با اسرائیل شد، بلندهای جولان را از دست داد. حافظ اسد در سال 1970 م با کودتایی قدرت را به دست می گیرد و به سال 1971 م به عنوان تنها کاندیدای ریاست جمهوری با 2/99% آراء ملت رئیس جمهور سوریه می شود. در سال 1973 م سوریه در جنگ اعراب با اسرائیل به عنوان یکی از طرفهای اصلی وارد جنگ شد و خسارات نظامی قابل توجهی به اسرائیل وارد نمود. ( 2 )

سیاست خارجی سوریه در زمان حافظ اسد، مبارزه علنی با امپریالیسم دوری از کشورهای مرتجع عربی و حمایت جدی از انقلاب فلسطین است. در سال 1976م در پی خیانت سادات به مردم فلسطین و شرکت در کنفرانس کمپ دیوید برای به رسمیت شناختن اسرائیل، روابط خود را با مصر قطع و همراه با یمن لیبی، الجزایر و سازمان آزادی بخش فلسطین، جبهه پایداری اعراب را بنیان نهاد. سوریه از انقلاب اسلامی ایران بطور جدی حمایت کرده و با شروع جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، روابط عراق و سوریه رو به تیرگی نهاد و روابط دیپلماتیک دو کشور قطع شد و در سال 1981م روابط سوریه با اردن رو به وخامت نهاد. سوریه 000/10900 مفر سکنه دارد که اکثرا در نواحی غربی و جنوب غربی ساکن هستند. 95% مردم از نژاد اعراب و حدود3% کرد هستند. ارامنه، آشوری ها، یهودیان و چرکس ها (داغستانی ها) گروههای دیگر قومی سوریه می باشند. زبان اکثر مردم عربی است.

90% اهالی سوریه مسلمان هستند که اکثرا اهل تسنن بوده اما علویان، در روزها، اسماعیلیان و شیعیان بقیه مسلمین را تشکیل می دهند. اقلیتی مسیحی و گروه ناچیزی یهودی در سوریه وجود دارد. نفوذ شیعه در سوریه مدیون تلاشهای تبلیغی صحابی رسول خدا صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم یعنی ابوذر غفاری است که با دسیسه عثمان به شام تبعید گردید و توسط معاویه تحت آزارها، اهانت ها و تضییقات قرار گرفت اما با وجود محنت ها و بلایای زیاد از حب و ولایی که به حضرت علی عليه‌السلام و اهلبیت داشت دست نکشید و بدین گونه تشیع با وجود اختناق امویان در حالت خفا و تقیه به زندگی خود در شام ادامه داد و امروزه شیعیان در سوریه از موقعیت خوبی برخوردارند و با نظر افکندن بر قبور بنی امیه که به صورت ویرانه هایی در آمده انسان متوجه این حقیقت همیشه جاوید می شود که چگونه حق پیروز و سرافراز می گردد. حتی بر زیر گنبد رفیع مسجد اموی نام اهلبیت عصمت و طهارت زینت بخش گشته است. ( 3 ) حکومت آل حمدان که شیعی بودند در شمال سوریه از سال 333 قمری آغاز و تا اوائل قرن پنجم ادامه می یابد که با حمایت از علم و دانش موجب شکوفائی فرهنگ اسلامی شدند. دولت بنی مرداس که در قرن پنجم بر قسمتهای مهمی از شامات حکومت می کردند در ترویج تشیع کوشیدند. ( 4 )

شیعیان شام در امور سیاسی بازرگانی و صنعتی دخالت عمده ای دارند و پزشکان شیعی در این کشور چشمگیر هستند و در مجالس عزای حسینی که آزادانه در این سرزمین منعقد می شود خطبا و وعاظ به افشای جنایات اموی می پردازند. علامه سید محسن امین صاحب کتاب گرانقدر «اعیان الیعه از افرادی بود که مصیبت حضرت امام حسین عليه‌السلام را از روی تالیفات خود در شام می خواند در حالی که جماعتی از اهل سنت حضور داشتند.

پایتخت سوریه شهر باستانی دمشق است و شهرهای دیگر آن حلب و بندر لاذقیه می باشد.

در دمشق مسجدی است تحت عنوان مسجد اموی که ولید اول، ششمین خلیفه اموی بر خرابه های باقی مانده از بیزانسی ها، آن را ساخت که 157 متر طول و 97 متر عرض دارد، گنبدها، مناره ها، مرمرها، کاشی کاری ها، آب طلا کاری ها و پرده های ابریشمین این مسجد یادآور شکوه هنر اسلامی است. مرقد مطهر حضرت زینتب عليها‌السلام بانوی گرامی جهان اسلام که راه سرخ برادرش را ادامه داد در 20 کیلومتری دمشق می باشد مرقد شریف سر مقدس حضرت یحیی علیه السلام در مسجد اموی است ولی مرقد بدن شریف آن حضرت در مسجد «دلم در یکی از نواحش دمشق است. در قسمت شرقی مسجد، سر مبارک حضرت ابا عبد الله الحسین عليه‌السلام مدفون می باشد. البته در روایاتی که در کافی و تهذیب و کتب دیگر شیعه از ائمه روایت شده سر مقدس حضرت امام حسین عليه‌السلام در نجف اشرف نزد پدر بزرگوارش امیر المؤمنین عليه‌السلام است. در باب الصغیر که قبرستان عمومی و قدیمی دمشق می باشد مقام رؤوس الشهدا، واقع است که بر روی مرقدی 16 علامت به نشانه 16 سر گذاشته شده که همگی از یاران حضرت امام حسین عليه‌السلام بوده اند.

بلال حبشی، عبد الله بن جعفر بن ابی طالب و فضه خدمتگزار حضرت زهرا عليها‌السلام در این قبرستان مدفونند بر سر راه دمشق به زینبیه و در شهرک ببیلا مقداد بن اسود کندی دفن است.

از مقامات معروف و مشههور و مشاهد مقدس در دمشق مرقد پاک و منور حضرت رقیه عليها‌السلام دختر خردسال حضرت امام حسین عليه‌السلام است که مورد زیارت مسلمانان قرار می گیرد.

حجر بن عدی که در سال 53 هجری در مرج العذراء به شهادت رسید در دمشق دفن گردیده است. در کوه قاسیون که در بخش شمال شهر دمشق واقع می باشد محلی است تحت عنوان جایگاه اصحاب کهف که اکنون ساختمان و مسجدی بر آن ساخته اند ( 5 ) مراقد دیگری که مورد توجه مسلمانان می باشد و در سوریه واقع است به شرح زیر می باشد: مرقد سکینه عليها‌السلام دختر حضرتامام حسین عليه‌السلام - ام کلثوم دختر حضرت علی عليه‌السلام ام سلمه همسر حضرت رسول صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم ، ام حبیبه همسر حضرت رسول صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم - مرقد حضرت عبد الله فرزند امام سجاد عليه‌السلام . ( 6 )

شهر حلب نیز شهرت مذهبی دارد زیرا محل سکونت حضرت ابراهیم عليه‌السلام بوده و یکی از پایگاههای شیعه در تاریخ اسلام است و شامل مسجد جامع کبیر و جامع توته می باشد. آرامگاه حضرت زکریا، مقبره شیخ شهاب الدین سهروردی و عمادالدین نسیمی شهید شیعه در این شهر است. ( Paulw. Copeland) ( 7 ) در کتابی که پیرامون سوریه نوشته بسیاری از حقایق را از روی عمد یا جهل وارونه جلوه داده و بخصوس از نفوذ فرهنگ تشیع در سوریه نامی به میان نیاورده است متاسفانه کتاب مذکور توسط انتشارات علمی و فرهنگی در ایران ترجمه و در سال 1370 منتشر شده است. نگارنده نقدی بر آن نوشته که در مجله آینه پژوهش ش 1314 چاپ شده است.

نیمی از سکنه فعال آن در بخش کشاورزی و دامداری فعالیت دارند و سد دریاچه اسد که بر روی رودخانه فرات ایجاد شده آبیاری اراضی را عهده دار است. دامداری بین صحرانشینان رواج دارد گندم، جو، مرکبات، انجیر، انگور و زیتون از محصولات کشاورزی آن است. سوریه نفت ندارد ولی دو لوله نفتی از این کشور می گذرند که درآمد قابل ملاحظه ای برای سوریه دارد. صنعت نساجی سوریه نیز گسترش یافته است.

لبنان

کشور لبنان، به عنوان کوچکترین سرزمین خاورمیانه (پس از بحرین) با 10400 کیلومتر مربع در شمال فلسطین اشغالی، جنوب و غرب سوریه و شرق دریای مدیترانه واقع است. لبنان از دو منطقه کوهستانی تشکیل شده که در میان این دو منطقه دره بقاع واقع شده که دو رودخانه لیتانی و اورنتس ( 8 ) در آن جریان دارند. این دره مهمترین منطقه کشاورزی لبنان به حساب می آید. لبنان تنها کشور خاورمیانه است که فاقد بیابان می باشد. آب و هوای آن مدیترانه ای کوهستانی می باشد.

لبنان سابقه تاریخ زیادی داشته و قدمت آن به دهها قرن قبل می رسد. کنعانیان در اواسط هزاره سوم ق. م وارد این کشور شده و حکومتی را تشکیل دادند. یونانیان این قوم مهاجر را فنیقی نامیدند فنیقی ها نخستین امپراطوری بازرگانی جهان را بوجود آورده و پایه های اولین تمدن را در این سرزمین بر جای نهاده و خط را اختراع نمودند. در 5/5 ق. م هخامنشیان لبنان را فتح کردند و در سال 64 ق. م این کشور زیر سلطه روم قرار گرفت و با تسلط روم شرقی (بیزانس) بر آن، مسیحیت رواج پیدا کرده و فرهنگ رومی اوج پیدا کرد ( 9 ) با شکست هراکلیوس فرمانده رومی در عصر خلیفه دوم مسلمین، مسلمانان، این منطقه را به تصرف خویش در آوردند. ابوذر غفاری یکی از بزرگترین صحابه پیغمبر اکرم صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم که در این سرزمین به حالت تبعید به سر می برد در میان مردم جبل عامل که اغلب مسیحی بودند به تبلیغ آئین اسلام پرداخته و بذر اسلام و عشق به دودمان پیامبر را در قلب آنان کاشت و پرورش داد. حکومت دمشق از این حرکت ابوذر عصبانی و او را به بیابان ربذه تبعید نمود. از قرن هفتم مسیحیان مارونی به لبنان روی آوردند. و در ارتفاعات شمالی سکنی گزیدند. در اواخر قرن یازدهم، لبنان همراه بسیاری از نقاط این ناحیه جزو قلمرو مسیحیان گردید. با وجود آنکه صلاح الدین ایوبی منطقه را تماما از وجود صلیبی ها پاک نمود، تعدادی از دستجات صلیبی در کوههای لبنان، سوریه و فلسطین باقی مانده که بعدا تشنج های زیادی در منطقه بوجود آوردند. با وجود آنکه اکثر نیروهای صلاح الدین ایوبی از شیعیان بودند از دلاوری آنان نگران شده و پس از پیروزی بر مسیحیان، به قتل عام آنان پرداخت.

در زمان سلطه عثمانیان، احمدپاشا جزار که از سوی دولت عثمانی فرمانروای شهر عکاء بود، چندین بار به شیعیان حمله کرد تا آنان را شکست داد و جبل عامل را زیر نفوذ خود گرفت. وی پس از پیروزی بر شیعیان فرمان قتل عام آنان را صادر کرد و دستور داد همه کتابهای شیعه را به پایخته برده و بسوزانند، مدت یک هفته حمامها و نانوائی های شهر عکاء با کتابهای علمای شیعه می سوختند. شهید اول ( 10 ) و شهید ثانی ( 11 ) از علمای این خطه هستند که توسط حکومت وقت شام، به شهادت رسیدند.

در سال 1843 م دربار عثمانی تحت فشار دول بزرگ، لبنان را به دو قائم مقام از میان فئودالهای بزرگ سپرد یکی مسیحی به قائم مقامی مارونی ها و دیگری دروزی که این اقدام اوضاع لبنان را آشفته تر کرد و درگیریهای خونینی را بین دروزی ها و مارونیها پدید آورد. منازعات مذکور و بخصوص قتل عام مسیحیان مارونی توسط دروزی ها در سال 1860 م موجب آن شد که ناپلئون سوم امپراطور فرانسه آن را دستاویز قرار داده و به بهانه کمک به مسیحیان، مستقیما در لبنان مداخله نماید. در سال 1923 م جامعه ملل، سوریه و لبنان را تحت قیمومیت فرانسه قرار داد. سر انجام در سال 1945 م با استقلال این کشور موافقت شد و لبنان عضو سازمان ملل متحد گردید اما دست پروردگار فرانسوی یعنی مارونی ها حکومت این کشور را در دست گرفتند و چون قانون اساسی لبنان که در سال 1926 م از قانون اساسی فرانسه اقتباس گردید به مردمان این کشور به صورت مجموعه ای از طوایف می نگرد، آزادی و مساوات در لبنان مورد مخاطره قرار گرفت. بر طرق این قانون رئیس مجلس از شیعیان انتخاب می شود که ناگزیر است توازن طایفه ای حاکم در مجلس و حکومت را رعایت کند، در واقع این فرد تابع شخص رئیس جمهور است. ( 12 )

در پی جنگ 1948 م گروهی از آوارگان فلسطینی به جنوب لبنان آمدند و در همین سال قوای صهیونیستی 14 روستای این کشور را در منطقه جبل عامل تصرف نمودند. در این جنگ 2000 نفر از شیعیان لبنان به شهادت رسیده و 75% روستاها و شهرهای آنان در این نبرد هفت روزه ویران می گردد.

در سال 1958 م که فالانژهای لبنان به قدرت زیادی دست یافته و مسیحیان از 66 کرسی 55 کرسی را به خود اختصاص دادند جنبش های مردمی شدت یافت و کامیل شمعون رئیس جمهور وقت که موقعیت خود و فالانژها را در خطر دید طی پیامی از آمریکا خواست تا به مداخله نظامی در لبنان اقدام کند که در 15 ژوئیه 1958، 14300 تفکندار آمریکائی وارد بیروت شده و به سرکوبی شدید تظاهر کنندگان پرداختند. از زمان استقرار فلسطینی ها در لبنان حملات اسرائیل غاصب بر این کشور فزونی گرفت و در تهاجم های متوالی آن، تعداد زیادی کشته و مجروح گشته و نقاط مسکونی و مراکز تجاری و صنعتی قابل توجهی ویران گشته است. در سال 1978 م اسرائیل جنوب لبنان را تا رودخانه لیتانی اشغال نمود که پس از چندی عقب نشینی نمود و از آن پس این سوئیس خاورمیانه هگز روی آرامش را ندید زیرا از یک طرف انبوه هواپیماهای اسرائیلی محموله های مرگبار را به طور گسترده بر سر مردم فرو می ریخت و توپخانه های آنها از راه دریا و خشکی بیروت را هدف گرفته و بمبهای فسفری و خوشه ای سینه زنان و کودکان و پیرمردان را بدون هیچ ترحم و انسانیتی آماج خود قرار می دهد، و از سوی دیگر فالانژها عده ای را زنده زنده در آتش سوزانیده و با بمب گذاری، ترور و شکنجه آرامش را از مسلمین و بخصوص شیعیان گرفته اند.

در سال 1982 م اسرائیل با نیروهای زیاد و سلاحهایی بی شمار جنوب لبنان را مورد حمله شدید قرار داد این تهاجم وضع اسف انگیز و توام با فاجعه برای آورادگان فلسطینی که در جنوب لبنان مستقر بودند پدید آورد اوضاع برای جنگجویان محاصره شده بسیار سخت و پیچیده گردید. ( 13 )

مرکز لبنان شهر بیروت و دیگر شهرهای آن: طرابلس، جبیل، صیدا، صور، زحله و بعلبک است. منطقه جبل عامل با فلسطین و قدس رابطه دارد و محل نزول وحی بر پیامبران می باشد و در هر گوشه از آن مرقد پیامبر دیده می شود. شیخ بهاء الدین عاملی از دانشمندان شیعه است که در عصر صفوی به ایران آمد. در قرن یازدهم میلادی عده زیادی از شیعیان به لبنان کوچیده و در آنجا سکنی گزیدند از ان جمله آل عمران در طرابلس و آل عامله در جنوب لبنان و گروهی نیز در بعلبک بیروت و جبیل اقامت یافتند.

در لبنان 5/3 میلمون نفر زندگی می کنند که 85/0 در کانونهای شهری هستند رشد جمعیت 4/2/0 و تراکم نسبی آن 5/286 در کیلومتر مربع است. مردم آن اغلب از نژاد تیره سامی بوده و از 16 فرقه مذهبی آن 62/0 مسلمان هستند شیعیان اکثرا در جبل عامل، صور شرق بعلبک اطراف بیروت و کوهستآنهای شامل سکونت دارند در وزی ها که پیرامون مدهب اسماعیلیه هستند و مکتب آنها در اوایل قرن یازدهم توسط محمد درزی پایه ریزی شده به 400000 نفر بالغ می گردند که در جبل لبنان، کوههای شوف مناطق راشیا زندگی می کنند. اهل تسنن که به نیم میلیون نفر می رسند در شمال لبنان بوده و از ناسیونالیسم عربی حمایت می کنند.

مسیحیان که قدرت نظامی، سیاسی لبنان را در اختیار دارند شامل طایفه های مارونی ( 14 ) کاتولیک، ارتدوکس و ارمنی هستند. گروههای کوچکی چون یهودیان، سریانی ها و نسطوریان نیز در این کشور زندگی می کنند.

بینان گذار شیعه در لبنان ابوذر غفاری است. بدنبال استقلال لبنان، رهبری شیعیان به عهده سید عبد الحسین شرف الدین بود. این مجاهد بزرگ شیعه که خود نمونه ای از تقوا و علم و مجاهدت بود در مدت پنجاه سال اقامت در شهر صور، مدام در تبلیغ فرهنگ ائمه و اتحاد مسلمین کوشید وی مردم را به نقشه های استعمار واقف ساخت و آنان را به مبارزه با طاغوت دعوت نمود. فرانسوی ها برای انتقام از این عالم شیعی، کتابخانه اش را در شهر صور به آتش کشیدند و در صدد دستگیری ایشان بودند اما مردم خشمگین جبل عامل که به شهر صور آمده بودند فرانسویان را از این تصمیم خود منصرف نمودند.

سید شرف الدین در بستر بیماری وصیت می کند که مردم بعد از وی، امام موسی صدر را که در قم تحصیل می کند برای رهبری بیاورند و خود در سال 1956 م فوت می کند. سرانجام برای تحقق وصیت این عالم و با تاکید حضرت آیت الله العظمی بروجردی (ره) ، امام موسی صدر در اواخر سال 1959 م به لبنان می رود با تلاشهای وی در سال 1969 م مجلس اعلای اسلامی شیعیان بوجود آمد که پارلمان لبنان آن را تصویب نمود. این حرکت باعث شد که شیعیان احساس هویت و شخصیت کنند.

از سوی دیگر برای متشکل شدن جوانان لبنان با همکاری امام موسی صدر و دکتر مصطفی چمران حرکت المحرومین و جنبش امل بوجود آمد. با پیروزی انقلاب اسلامی، شیعیان لبنان فرصت مناسبی برای ابراز عقیده یافتند. دشمنان که مشاهده کردند ممکن است امام موسی صدر با الهام از این انقلاب و کلام نافذ خود، دنباله رسالت امام خمینی (ره) را در لبنان پیاده کند، رهبر شیعیان را از آنان گرفتند. شهید شیخ راغب حرب درباره تاثیر انقلاب اسلامی بر لبنان می گوید:

«ما زمانی در حال ترس و اضطراب از حمله و تعرض دشمن به سر می بردیم ولی اکنون در پرتو انقلاب اسلامی ایران، این دشمن است که از ما و اسلام بوحشت افتاده است.

از اثرات انقلاب اسلامی بر لبنان این بود که ماهیت رهبران محافظه کار را آشکار نمود و حزب الله لبنان به عنوان مظهر انقلاب اسلامی قلمداد شد. حزب الله بدنبال تجاوز نیروهای اسرائیلی در سال 1982 م در شرق لبنان بوجود آمد. علامه سید محمد حسین فضل الله رهبر قبل حزب الله می گوید:

«تولد حزب الله در لبنان بخشی از مبارزه سراسری اسلامی است و سازمانی است که از مفاهیم اسلامی زائیده شده است ( 15 )

بر خلاف آنکه لبنان فاقد مواد اولیه می باشد و در آشوب و جنگ داخلی می سوزد و مدام مورد تجاوز غاصبین صهیونیستی قرار می گیرد اما در توسعه اقتصادی از کشورهای مجاور موفق تر بوده است. در این کشور 2500 کارخانه وجود دارد. جنگلهای بادام و زیتون اطراف بیروت و سواحل، چشم اندازهای زیبائی بوجود آورده که بر جاذبه توریستی این کشور افزوده است بنحوی که در سال 1975 م حدود 250 میلیون دلار از طریق جهانگردی در آمد داشت که 20 درصد در آمد ملی را تشکیل می داد. تا قبل از جنگ داخلی لبنان از قطب های تجاری بود بطوریکه روزانه 120 کشتی در سواحل بیروت در انتظار تخلیه بارهای خود بودند. لبنان دو پالایشگاه مهم نفت در شمال و جنوب دارد. در نواحی ساحل و دره های اطراف آن، انواع میوه از جمله سیب، موز، زیتون و مرکبات با کیفیت بالا بدست می آید. در دره بقاع پنبه و غلات تولید می شود ( 16 ) واحد پول لبنان لیره (پوند) لبنان است.

یمن

یمن در تاریخ 22 مه سال 1990 میلادی مطابق با اول خرداد 1369 ش و 26 شوال 1410 قمری دو کشور یمن شمالی و یمن جنوبی در مورد کشوری واحد تحت عنوان جمهوری یمن توافق نمودند و دبیر کل سازمان ملل هم این اتحاد را پذیرفت، جمهوری مذکور که در نیمه جنوبی شبه جزیره عربستان و در شمال خلیج عدن و گلوگاه استراتژیک باب المندب واقع است، 532000 کیلومتر مربع وسعت دارد.

یمن 3 چهره طبیعی دارد، نواحی خوش آب و هوا و با صفای کوهستانی، جلگه های ساحلی و نواحی بیابانی. یمن بدلیل موقع کوهستانی و بالا بودن میزان بارندگی و سواحل غربی بر خلاف صحاری عربستان، سرسبز و آباد می باشد. یمن در تورات به عربستان سفید موسوم است و سوره سبا قران اشاره به یمن دارد در ازمنه گذشته باغستان هایی در این سرزمین بود که از شدت سر سبزی بین قریه ها فاصله نبود اما بخاطر کفران نعمت سیل عرم به سوی آن جاری شد.

تاریخ یمن به پادشاهی منایی که در بین سالهای 1200 تا 650 ق. م وجود داشت برمی گردد.

مدتی سلسله حمیری بر آن مسلط بود که در سال 525 میلادی با ورود قوای مسیحیان حبشه پایان یافت و یمن در ابتدا به صورت یکی از ایالات حبشه در آمد. وقتی دولت حبشه از طریق دریا به یمن حمله آورد، سیف بن ذی یزن پادشاه یمن به دربار انوشیروان پس از مشورت با مشاورین خود، گروهی از زندانیان محکوم به اعدام را همراه وی فرستاد این جماعت که هزار نفر بیشتر نبودند توانستند سی هزار حبشی را از پا در آورند، فرمانده این گروه ایرانی وهرز»بود که پس از سیف بن ذی یزن به حکومت رسید و از دولت ایران متابعت نمود. با آشکار شدن دین اسلام و آغاز دعوت پیامبر اسلام صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم حاکم یمن بادان بود. با ارسال نامه حضرت رسول صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم برای خسرو پرویز پادشاه ساسانی مبنی بر پذیرش اسلام وی نامه را پاره کرد و برای باذان نوشت که نویسنده نامه را نزد وی اعزام کند. نمایندگان باذان با حکمی که در دست داشتند به حضور پیامبر رسیده و منظور خود را مطرح کردند پیامبر اسلام فرمود فردا بیایید و جواب بگیرید، روز بعد که آمدند حضرت فرمود:

«دیشب خسرو پرویز بدست شیرویه کشته شد و خدا به من اطلاع داده که مملکت شما اسلام آورده و سرزمین ایران به تصرف مسلمین درمی آید».

وقتی خبر پیامبر اسلام صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم برای باذان حاکم یمن به حقیقت پیوست، باذان اسلام اختیار کرد و حضرت رسول صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم وی را بر حکومت یمن ابقا نمود. گروهی از ایرانیان مقیم یمن هم مسلمان شدند ( 17 )

قبل از این جریان، حاکم یمن در سال 530 م ابرهه بود که در سال 570 م مقارن با میلاد حضرت محمد صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم به قصد تخریب خانه کعبه با لشکری مجهز و تعدادی فیل سوار روانه مکه شد ولی در مکه بر اثر حمله پرندگانی که به تعبیر قران، ابابیل بودند هلاک شده و لشکریانش به قتل رسیدند.

مردم یمن از طریق تجارت توانستند اسلام را به اقصی نقاط جهان بفرستند مردمان شمال آفریقا و آسیای جنوب شرقی توسط یمنی ها مسلمان شدند. مسجد جامع کبیر صنعا که در سال 8 هجری بنا شده به حضرت علی عليه‌السلام نسبت داده می شود و می گویند حضرت علی عليه‌السلام همراه با لشکریان خود در آن نماز گزارده است. مردم یمن این را جزو افتخارات خود می دانند که بی هیچ مقاومتی در مقابل ارتش اسلام به دعوت حضرت علی عليه‌السلام اسلام آوردند.

قوای عثمانی از 1517 م تا 1918 م بر یمن حکومت می کردند و در این سال، یمن تحت حکومت امامان زیدی مستقل گشت. در سال 1945 م یمن به سازمان ملل متحد پیوست و در سال 1958 همراه با مصر و سوریه جمهوری متحده عرب را تشکیل داد. با تسلط کامل انگلستان بر یمن جنوبی روابط آن با یمن شمالی تیره شد و این اختلافات منجر به انعقاد قراردادی شد که یمن جنوبی را از خاک اصلی یمن منفک نمود. قبل از وحدت دو یمن، یمن جنوبی عضو جبهه پایداری اعراب و نیز طرفدار شوروی سابق بود ولی یمن شمالی به علت نفوذ عربستان سعودی، به کشورهای غربی وابسته بود ( 18 )

سکنه بومی آن به 12 میلیون نفر می رسد که از نژاد سامی اند، در واقع دو قبیله اوس و خزرج مردم یمن را تشکیل می دهند که 98 در صد مسلمان و از مذاهب شافعی و زیدی هستند، زیدیها خنجری را با خود حمل می کنند که جنبیه نام دارد. بافت قبیله ای در یمن حفظ شده و صرفا در جنوب از تحولات سیاسی تاثیر پذیرفته است. در جامعه شمال یمن، زن، هیچ گونه نقشی در فعالیت های اجتماعی سیاسی ندارد ( 19 ) و به عنوان موجودی قابل ترحم به زن نگریسته می شود. تعصب مرد به زن گاهی درگیری های خونینی را پدید می آورد. 45 درصد مردم شمال یمن و 5 درصد مردم جنوب، پیرو مذهب زیدی هستند، اغلب مردم به گیاه مخدری بنام قات معتادند، در یمن حدود 37 حزب و گروه اعلام موجودیت کرده اند که بر اساس قانون احزاب مصوبه سال 1991 م در صورتی که فعالیت های آنان مغایر با ارزشهای اسلامی، وحدت ملی و حاکمیت کشور نباشد، آزادند.

یمن دو مجلس دارد، یکی شورای مشورتی مرکب از 45 نفر که جنبه تشریفاتی دارد و دیگری مجلس نمایندگان با 301 عضو که نیمی از جنوب و نیمی از شمال یمن برگزیده می شوند که برای مدت 4 سال انتخاب می شوند.

طبق قانون اساسی که 3/98 درصد به آن رای مثبت دادند دین رسمی، اسلام و زبان مردم، عربی می باشد. واحد پول آن ریال است، این کشور 60 نشریه دارد.

صنعا تنها شهری است که به عنوان آثار باستانی شناسایی شده اما هنوز مردم در آن اقامت دارند سومین مسجد جهان اسلام، مسجد جامع صنعاست. سد مآرب که 450 سال قبل از میلاد در عهد عبد الشمس موسی در این کشور ساخته شده که در 3 کیلومتری آن سد مآرب جدید ساخته شده است که با هزینه 57 میلیون دلار در سال 1986 م به پایان رسید، این سد 7000 هکتار از اراضی زراعی را آبیاری می کند.

عرش بلقیس-کاخی که در آن می زیست-چند ستون سنگی و چند سنگ نبشته و معبد آفتاب که قبل از پذیرش آئین سلیمان بلقیس در آن عبادت می کرده در یمن قرار دارد و از آثار بسیار قدیمی است.

پایتخت کشور جمهوری متحده یمن شهر صنعاست که در مناطق کوهستانی غرب کشور قرار گرفته و از شهرهای مهم آن بندر عدن است که در کنار خلیج عدن قرار گرفته و به علت نزدیکی به باب المندب از اهمیت سوق الجیشی برخوردار است. جزیره پریم ( 20 ) در باب المندب و ابتدای دریای سرخ و جزیره سکوترا ( 21 ) در مشرق عدن به این کشور تعلق دارد.

امروزه در یمن، شمار زیادی از شیعیان اثنی عشری وجود دارند، ولی اکثر اهل یمن زیدی هستند، این مذهب را اولین بار یحیی بن حسین رسی علوی در قرن سوم هجری در یمن انتشار دارد. غیر از آنها بقیه سنی شافعی هستند، اکثر مردم عسیر، شافعی هستند ( 22 )

اقتصاد یمن بر پایه فعالیت های کشاورزی و شبانی است و از نظر وسایل و ابزار کار و روابط بین مالکان زمین و کشاورزان به شیوه قدیمی اداره می شود. علاوه بر نواحی مرتفع کوهستانی منطقه حضرموت از مناطقی است که کشاورزی در آن ادامه دارد.

محصولات مختلف کشاورزی یمن عبارتند از قهوه، پنبه، موز، توتون، سبزیجات گندم و قات.

پرورش گوسفند، بز، اسب و شتر نیز در یمن رواج دارد. دولت یمن درسالهای اخیر کوشیده است تا به کمک دولت های خارجی، تکنیک ماهیگیری را در این کشور توسعه دهد.

صادرات یمن را قهوه، پنبه، پوست، ماهی خشک و سنگ نمک تشکیل می دهد. واردات آن مواد نفتی، غذایی و ماشین آلات است ( 23 )

پی نوشتها

1- گیتاشناسی کشورها ص 184، 185 و 186.

2- سوریه- دکتر ناصر صبح خیز - زهرا فرد - تهران 1363 صفحات 28 تا 47.

3- تاریخ شیعه - علامه محمد حسین مظفر ترجمه و نگارش دکتر سید باقر حجتی صفحات 220 تا 222.

4- دائرة المعارف الشیعه جلد دوازدهم صفحات 37 و 38.

5- مراقد اهل بیت در شام - سید احمد فهری.

6- راهنمای زوار سوریه - احمد کنعانی.

7- حلب شهر ستارگان - تالیف عبد الله ناصری طاهری.

8- Orontes

9- مجله پیام انقلاب ش 169 - هشتم شهریورماه 1365 - مقاله «لبنان جولانگاه ابرقدرتها».

10- شمس الدین محمد بن مکی که پس از شهادتش به شهید اول معروف شد در سال 734 هجری در دهکده جزین جبل عامل لبنان به دنیا آمد.

11- زین الدین فرزند نور الدین که پس از شهادتش به شهید دوم معروف گردید در 13 شوال 911 هجری در روستای جبع واقع در نزدیکی جبل عامل لبنان به دنیا آمد.

12- مجله پیام انقلاب ش 174.

13- آسمان گریست - تونی کلیفتون ترجمه کاظم چایچیان. ص 54.

14- مارونی ها منتسب به مارون قدیس که یک راهب مسیحی رومی بوده، می باشند.

15- مجله پیام انقلاب ش 169.

16- مجله پیام انقلاب شماره های 176، 179 و 183.

17- خدمات متقابل اسلام و ایران-شهید مرتضی مطهری-صفات 82 تا 84.

18- یمن پرونده تاریخی و معاصر-سیروس غفاریان کیهان 9 مرداد 1369.

19- در انتخابات پارلمانی یمن که در اواخر آوریل 1993 م برگزار شد و طی آن مردم به پای صندوقهای رای رفتند تا 301 نماینده خود را برگزینند در میان کاندیداها 200 زن دیده می شد که نه تنها در یمن بلکه در خاور میانه و کشورهای عربی بی سابقه است.

20- perim

21- Socotra

22- قلب الیمن سرهنگ محمد حسن.

23- جغرافیای کشورهای مسلمان.


اردن

اردن در منطقه خاورمیانه و کنار خلیج عقبه قرار دارد و مساحت آن به 97740 کیلومتر مربع بالغ می گردد که 2270 کیلومتر آن در آشغال رژیم غاصب صهیونیستی می باشد.

این کشور در شرق فلسطین، جنوب سوریه، جنوب غربی عراق و شمال غربی عربستان قرار دارد. اردن شامل فات شیب داری در شمال غربی شبه جزیره عربستان و در غرب می باشد. کناره این فلات با برش تندی به شکافهای بزرگ ارضی حاشیه دریای مرده ختم می شود. دریای مذکور حدود 400 متر پائین تر از سطح دریای آزاد بوده و پست ترین نقطه کره زمین به شمار می رود. رودهای آن اردن و یرموک نام دارد. بیش از 80% اردن را بیابان فرا گرفته و بدلیل نزدیکی به مدیترانه، زمستآنهای نسبتا بارانی و سرد و تابستآنهای گرم و خشک دارد. میزان بارندگی در شرق 200 میلی متر اما در غرب به 600 میلی متر می رسد.

اردن از گذشته، اغلب تحت تسلط ابرقدرتها بوده و خود کمتر دولتی مستقل، داشته است 4 قرن تحت قوای عثمانی قرار داشته و با شکست عثمانیان در جنگ اول، اردن در سال 1916م به تحت الحمایگی انگلستان درآمد و در سال 1921م، انگلیس حکومت ملک عبدالله هاشمی را به عنوان پادشاه خود مختار اردن به رسمیت شناخت. در سال 1946م، انگلستان برای حفظ منافع خود و افراد دست نشانده، طی عهدنامه ای استقلال آن را اعلام کرد. در سال 1950م گروه زیادی از فلسطینیان با فشار رژیم اشغالگر قدس به صورت پناهنده به اردن آمدند. اردن در سال 1955م به عضویت سازمان ملل درآمد. در سال 1967م و در جنگ اعراب و اسرائیل که اردن هم از طرف های درگیر بود، پس از شکست سختی، کرانه غربی رود اردن را از دست داد.

50% نیروی کار کشور در بخش کشاورزی هستند و 20% درآمد صادراتی اردن از محصولات کشاورزی است. گندم، مرکبات، میوه جات، جو، زیتون، انگور و سبزیجات از مهمترین محصولات کشاورزی آن می باشد. فسفات، پتاس، مس، سنگ آهن از منابع معدنی آن هست. صنایع سیمان - دخانیات چرم سازی، کبریت سازی، مصنوعات دستی، پالایش نفت در این کشور رونق دارند. ( 1 ) و محصولات صنعتی 18% تولید ناخالص ملی آن را تشکیل می دهد و 7% نیروی کار در بخش صنعت کار می کنند.

واحد پول اردن، دینار اردن (ا. خ) برابر 1000 فلس می باشد.

کویت

امیر نشین مشروطه کویت در غرب خلیج فارس و شمال شرقی شبه جزیره عربستان واقع است. کویت 17818 کیلومتر مربع وسعت دارد و جزیره بوبیان واقع در شرق آن، به این کشور تعلق دارد. جزیره فیلیکا ( 2 ) (واقع در مشرق کویت) نیز از آن کویت است. کویت در ناحیه شرقی و در سواحل خلیج فارس دارای فرورفتگی عمیقی بنام خلیج کویت می باشد. در جنوب شرقی و غرب آن مناطق بیطرفی وجود دارد که کویت، عراق و عربستان هر کدام ادعای مالکیت آن را دارند.

کویت از نقطه نظر طبیعی، کشوری است هموار و جلگه ای و کوه و رود مهمی در آن مشاهده نمی شود. صرفا چند واحه طبیعی در داخل این سرزمین وجود دارد. آب و هوای آن در نقاط مرکزی گرم و خشک و در سواحل، گرم و مرطوب است. مرکز حکومت آن شهر کویت و شهرهای مهم آن جهره و الاحمدی می باشد.

کویت مدتهای مدیدی جزو ایران بوده و در سال دوازدهم هجری قمری در این ناحیه نبردی میان نیروهای خالد بن ولید (سردار اسلام) و قوای ساسانی روی داد که موجب کست ساسانیان شد و کویت به قلمرو حکومت اسلامی ضمیمه گشت. پرتقالی ها در قرن شانزدهم تاسیساتی در آن بوجود آوردند. مدتی، عثمانی ها بر آن حکومت می کردند و به مدت 62 سال در سلطه انگلستان بود و در سال 1961م عراق مدعی مالکیت کویت شد اما انگلستان مانع لشکرکشی عراق به این کشور شد و سرانجام در سال 1963 عراق کویت را به رسمیت شناخت و کویت به عضویت سازمان ملل درآمد. ( 3 ) در سال 1973م در جنگ اعراب و اسرائیل در ناحیه سوئز در جنگ «یوم کیپور» کویتی ها شرکت کردند و برای مدتی در تحریم نفتی علیه غرب، کویت شرکت داشت. کویت در سال 1981م در جنگ عراق علیه ایران، کمک های زیادی به رژیم متجاوز عراق نمود.

کویت در یازدهم مرداد ماه 1369ش، مطابق با اوم اوت 1990م مورد تجاوز عراق واقع شد و عراق من تصرف کویت، صدمات فراوان مالی و جانی به این کشور وارد نمود، شورای منیت سازمان ملل این تجاوز را محکوم کرد و کشورهای متحد (امریکا، انگلستان فرانسه، ایتالیا و...) برای حمایت از کویت به جنگ با عراق برخاسته و در 27 دیماه 1369 پس از 167 روز که از اشغال کویت می گدشت نیروهای چند ملیتی که درخاک عربستان بسر می بردند به سرکردگی آمریکا، حملات موشکی و هواپیمائی خود را به شهرها و مناطق مسکونی، اقتصادی و تجاری عراق آغاز کردند و موفق شدند در تاریخ چهارشنبه هشتم اسفند 1369ش (مطابق با 27 فوریه 1991م) عراق را مجبور به تخلیه کویت و قبول قطعنامه های شورای امنیت کنند.

کویت بر حسب امار 1990م، 2095000 نفر سکنه داشته که 92% در شهرها سکونت داشته اند. 85% از نژاد عرب و بقیه از نژادهای ایرانی، هند و پاکستانی می باشند. 90% مسلمان هستند. در کویت با وجود آنکه کشوری اسلامی است با مظاهر اسلامی از جمله حجاب مخالفت می شود و چندی پیش 4 دانشجی دختر، بدلیل استفاده از حجاب اسلامی از دانشکده پزشکی کویت اخراج شدند.

ذخایر نفت کویت 70 میلیارد بشکه است و این کشور عضو اوپک می باشد و درآمد آن از نفت 75% تولید ناخالص ملی را تشکیل می دهد. ( 4 ) واحد پول کویت، دینار کویت ( K. D ) برابر 1000 فلس است.

امارات متحده عربی (5)

این واحد سیاسی منطقه ای است خشک که در انتهای جنوب شرقی شبه جزیره عربستان و بر کرانه جنوبی خلیج فارس واقع می باشد. امارات متحده عربی از مشرق با عمان و از جنوب با عربستان مرز مشترک دارد. این سرزمین از هفت امیرنشین تشکیل شده که به ترتیب از غرب به شرق عبارتند از: ابوظبی، دوبی، شارجه، عجمان، ام القوین، راس الخیمه و فجیره که این یکی در کنار دریای عمان واقع است. ( 6 ) وسعت آن به 83654 کیلومتر مربع بالغ می گردد که 86% آن به امیرنشین ابوظبی اختصاص دارد. این کشور عارضه مهم طبیعی ندارد و تنها ناهمواری آن کوههای حجر است که از راس مسندام ( 7 ) در شمال تا راس الحد در جنوب امتداد دارد. آب و هوای آن در سواحل دریا گرم و مرطوب و در نقاط مرکزی گرم و خشک می باشد.

این کشور تا قبل از سال 1820 میلادی تحت سلطه امپراطوری عثمانی بود و در این سال تحت الحمایه انگلستان گردید. در سال 1971م سلطه بریتانیا بر آن پایان یافت و پس از استقلال به عضویت سازمان ملل درآمد.

امارات متحده عربی در سیاست خارجی خود پیوند با کشورهای عربی ارتباط با جهان سوم و غرب را پیشه خود ساخته است. عالی ترین قدرت آن شورای عالی است که از اجتماع حکام هفت امارت، تشکیل شده که دارای رئیس و نایب رئیس است که توسط اعظای شورای عالی و از میان آنان برای مدت 5 سال انتخاب می شود.

2160000 نفر سکنه دارد که 88% در شهرها هستند رشد سالانه جمعیت 5/6% و تراکم نسبی 8/25 نفر در کیلومتر مربع است، 75% جمعیت را مهاجرانی تشکیل می دهند که از کشورهای ایران، پاکستان و هند برای یافتن کار به این ناحیه آمده اند. 72% مردم از نژاد سامی (عرب) ، 26% هندی و پاکستانی می باشند 97% مسلمان و غالبا سنی مذهب اند، اقلیت ها مسیحی و هندو مذهب هستند. زبان رسمی عربی ولی زبان انگلیسی هندو و اردو متداول است. خط مورد استفاده عربی است.

کشور امارات قبل از پیدایش نفت در گرسنگی و تنگ دستی به سر می برد تا اینکه در ابوظبی و دوبی نفت کشف شد، درآمدهای کلان ناشی از نفت، این کشور را قادر ساخته تا علاوه بر سرمایه گذاری عمرانی و خرید تجهیزات زیاد جنگی میلیاردها دلار از مازاد ارزی خود را در خارج سرمایه گذاری کند. با این همه یک کشور عقب مانده محسوب می شود. این کشور در سال 1975م به اوپک پیوست، خرما و انواع سبزی، محصولات مهم آن است. مقداری ماهی و مروارید هم در این سرزمین بدست می آید.

عمان

کشور عمان در جنوب دریای عمان و شرق عربستان قرار دارد. بخشی از خاک این کشور به صورت شبه جزیره ای در جنوب تنگه هرمز واقع شده که به شبه جزیره مسندام ( 8 ) معروف است.

وسعت این کشور 212457 کیلومتر مربع می باشد. رشته کوههای آن بنامهای جبل اخضر و حجر در شمال این کشور قرار دارد. بقیه اراضی شنزار و صاف است در سواحل شمالی و جنوبی بدلیل مجاورت با دریای عمان و عبور مدار راس السرطان از نزدیکی آن، آب و هوا گرم و مرطوب ولی در نواحی داخلی خشک و کم باران است. 1450000 نفر سکنه دارد و بصورت جوامع عشایری بوده و قومیت گوناگونی دارند اما 88% از نژاد سامی عرب هستند. 99% سکنه عمان مسلمان هستند که به دو گروه سنی و اباضیه تقسیم می شوند.

اقلیتی از مسلمین، شیعه هستند که در مسقط و شهرهای استان ساحلی باطنه سکنونت دارند و منشا نژادی آنها هندی، پاکستانی، ایرانی و بحرینی می باشد. ابن عقیل عمانی از قدیمی ترین فقهای شیعه منسوب به کشور عمان می باشد. ( 9 ) گرچه زبان رسمی، عربی است ولی مردم عمان به زبآنهای هندی، پاکستانی و بلوچی هم صحبت می کنند. عمان از 37 ناحیه، یک استان و ناحیه پایتخت تشکیل شده که زیر نظر فرمانداری اداره می شود.

در حدود ده قرن ق. م گروهی از قبایل ساکن جنوب عربستان به عمان مهاجرت نمودند. تعدادی از خوارج پس از آنکه در مقابل سپاهیان اسلام شکست خوردند (زمان حضرت علی عليه‌السلام ) به عمان آمده و فرقه اباضیه را تشکیل دادند. مدتی، ایران بر عمان تسلط داشت و از اوایل قرن شانزدهم تا سال 1650م پرتقالی ها بر این سرزمین حاکم شدند. در سال 1904م تحت الحمایه انگلستان بود و سرانجام در سال 1970م (مطابق با 1349ش) به ظاهر مستقل شد و در سال 1971م به عضویت سازمان ملل درآمد.

جنبش آزادی بخش ظفار از سال 1965م مبارزه مسلحانه را بر علیه رژیم عمان آغاز کرد. ظفار که مرکز این انقلاب بود در ناحیه جنوبی عمان واقع است. دولت عمان با کمک رژیم شاه ایران به سرکوبی این جنبش پرداخته و پس از سرنگونی شاه، رژیم مصر در مبارزه بر علیه این گروههای معارض، وظایف رژیم شاه را به عهده گرفته است. ( 10 )

گرچه عمان تا قرن نوزدهم میلادی از نقاط آباد خلیج فارس بود اما به دلایلی رفته رفته آبادانی خود را از دست داد و در حال حاضر از نقاط توسعه نیافته جهان است. اقتصاد آن در وضع فعلی به نفت متکی است.

نواحی ظفار، جبل الاخضر و حاشیه ساحلی باطنه برای کشاورزی مناسب است ولی بقیه خاک کشور بیابانی و غیر قابل کشت است. خرمای منطقه باطنه شهرت دارد. در عمان شتر، گاو و گوسفند و بز هم پرورش داده می شود. سواحل آن محل صید ماهی است که شرکتهای ( R . خارجی از آن بهره می گیرند. عمان صنعت قابل توجهی ندارد. واحد پول آن ریال عمان و برابر هزار بیضاست. O )

بحرین (11)

امیر نشین مستقل بحرین، مجمع الجزایری است که 690 کیلومتر مربع وسعت دارد و از این لحاظ کوچکترین کشور خاورمیانه و آسیای جنوب غربی می باشد و پس از مالدیو، کم وسعت ترین کشور اسلامی است. این کشور در میانه ساحل جنوبی خلیج فارس و در 30 کیلومتری ساحل شرقی عربستان قرار دارد.

بحرین از 33 جزیره سنگی، آهکی تشکیل شده و به جز حاشیه باریکی که در طول ساحل شرقی آن قرار دارد، تمامی آن بیابانی و اقلیم صحرایی دارد. ارتفاع معروف آن جبل دخان است که 150 متر ارتفاع دارد. بحرین چشمه ها و چاههای آرتزین متعدد با آبهای شیرین دارد. آب و هوای آن در نواحی داخلی گرم و خشک و کم باران و در نواحی ساحلی گرم و مرطوب است.

پیش از اسلام و حتی تا زمان این آئین، تمامی سرزمینهای جنوبی خلیج فارس از بصره تا عمان به بحرین معروف بود. این سرزمین از زمان اشکانیان تا صدر اسلام تحت سلطه امپراطوری ایران بود. و سپاهیان اسلام در زمان پیامبر اسلام صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم آن را تحت تصرف دولت اسلامی در آوردند. زمانی مرکز قدرت خوارج بود در سال 651 قمری مستقل شد اما در سال 920 ق (1514 م) پرتقالی ها بدان راه یافتند. ولی در عصر صفوی شاه عباس اول، بحرین را به ایران ملحق نمود و تا سال 1783 م تحت حکومت ایرانیان اداره می شد. در سال 1914 م (1332 ق) بحرین تحت الحمایه انگلستان گردید. ایران به این تجاوز و سلطه گری اعتراض داشت تا اینکه با مراجعه به آراء عمومی در سال 1971 م (1350 ش) و تحت نظارت سازمان ملل، بحرین به استقلال دست یافت.

بحرین 520000 نفر سکنه دارد که 84% آن به صورت کاذب و بی رویه زندگی شهری دارند. رشد سالانه جمعیت 4% و تراکم نسبی آن 753 نفر در کیلومتر مربع است قریب 40% مردم بحرین از اتباع هند، پاکستان، مصر، کره، عمان، آمریکا و انگلستان هستند. 20% مهاجرین به بحرین، ایرانی اند. 75% مردم بحرین از نژاد سامی اند. دین اسلام در سال هشتم هجری توسط «العلاء بن الحضرمی صحابی رسول اکرم صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم به بحرین راه یافت و 98% مردم این کشور در حال حاضر مسلمانند که 70% آنان شیعیان هستند از قرن چهارم که قرامطه به بحرین راه یافتند گرایش به شیعه در این کشور رواج یافت از قرن دهم علمای معروف شیعی از بحرین برخاستند. خاندان دانشمند آل عصفور از این کشورند. عده ای از شیعیان بحرین در روستاها سکونت دارند و به دلائلی در امور سیاسی و اداری نفوذی ندارند.

80% منبع اقتصادی بحرین نفت است و با وجود آنکه جزو 37 کشور پر درآمد جهان می باشد فقیرترین کشور از 6 کشور عضو شورای همکاری خلیج فارس به شمار می رود. فراورده های زراعی آن خرما یونجه و سبزیجات است و صید ماهی و میگو و مروارید هم در آن رواج دارد. واحد پول آن دینار بحرین ( B. D ) است.

قطر

شبه جزیره قطر در ساحل جنوب خلیج فارس قرار گرفته و از جنوب با عربستان و ابوظبی هم مرز است نزدیکترین همسایه دریائی قطر، بحرین است. قطر 11437 کیلومتر مربع وسعت دارد. سرزمین همواری است که تنها نقطه ارتفاعی آن با 1050 متر از سطح دریا، جبل الخلیل نام دارد.

آب و هوای آن گرم و مرطوب و ریزش باران آن اندک و منحصر به فصل زمستان است. از بادهای آن می توان باد مرطوب شمال و باد گرمی را نام برد که از جنوب به سوی آن وزیده و ریگ های عربستان را با خود می آورد.

قطر مدتها تحت تصرف ایران بود در اواسط نیمه دوم قرن نوزدهم به اشغال دولت عثمانی درآمد. در سال 1916 م پیمانی بین قطر و بریتانیا منعقد شد که به موجب مفاد آن این کشور تحت الحمایه انگلستان گردید. گرچه قانون اساسی قطر در سال 1970 م به تصویب رسید ولی در اول سپتامبر 1970 ( 1350 ) مستقل شد.

در قرن هیجدهم میلادی گروهی از قبیله بنی عتوب که در ناحیه احساء عربستان ساکن بودند به سوی قطر آمدند که خاندان آل ثانی که اکنون حکومت قطر را در دست دارند از احفاد این قبیله اند.

قطر با کشورهای عربی و غربی روابط خوبی دارد و با مصر، سوریه، اردن، سودان و عربستان روابط خود را گشترش داده است. در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، قطر به عراق کمکهای زیادی نمود.

قطر 470000 نفر سکنه دارد که 90% آنان در کانونهای شهری هستند. بدلیل مهاجرت های زیاد، رشد جمعیت 8% است. تراکم نسبی 1/41 نفر در کیلومتر مربع می باشد. 85% سکنه قطر در دوحه یعنی پایتخت و بقیه غالبا در کانونهای نفت خیز ساکنند. بزرگترین اقلیت آن، ایرانیان هستند که به 45000 نفر بالغ می گردند. 56% مردم قطر از نژاد عرب و بقیه پاکستانی، ایرانی و هندی هستند زبان و خط رسمی عربی است ولی زبان اردو و فارسی رواج دارد. 98% مردم قطر مسلمان می باشند.

نفت در قطر در سال 1930م کشف شد ولی صدور آن بدلیل وقوع جنگ جهانی تا 1949 به تعویق افتاد. ذخیره نفت قطر 4 میلیارد بشکه و تولید روزانه آن نیم میلیون بشکه می باشد. درآمد حاصله از نفت و گاز بیش از 90% تولید ناخالص داخلی این کشور را تشکیل می دهد. اخیرا ذخائر جدید نفت در سواحل قطر شناسایی شده است. ( 12 ) قطر ضمن تاسیس صنایع کوچک مثل صنایع غذایی ساختمانی، چرم سازی مبلمان و پلاستیک سازی به احداث صنایع پتروشیمی و فولاد اقدام نموده است. بخشی از درآمد قطر صرف رفاه اجتماعی مسکن، تصفیه و تامین آب و برق می شود مقداری هم در ممالک غربی سرمایه گذاری کرده است. صادرات دوباره کالاهای وارداتی از منابع درآمد قطر می باشد کشاورزی آن رونقی ندارد و صید میگو و مروارید در قطر انجام می شود واحد پول آن ریال قطر و برابر 100 درهم است.

ترکیه

با انشقاق در امپراطوری روم تقسیم آن به دو بخش روم غربی و روم شرقی، مرکز روم شرقی (بیزانس) قسطنطنیه گردید و ترکیه مرکز این امپراطوری بود اما در سال 1453م که پایان قرون وسطی و آغاز تمدن جدید است حادثه ای اتفاق افتاد که مسیر تاریخ را عوض نمود و آن یورش سلطان محمد دوم معروف به فاتح است به مرکز امپراطوری روم شرقی ( 13 ) یعنی قسطنطنیه، امپراطوری عثمانی با این فتح عظیم گسترش یافته و تا غرب اروپا می رود و مسیحیت را بشدت مورد تهدید قرار می دهد. تمدن یونان و روم جای خود را به تمدن اسلامی می دهد. ارتش پر از حماسه عثمانی که مدیترانه قلمرو قدرتش بود و سراسر اروپای شرقی را به زیر مهمیز خویش کشیده ضربات کاری بر قلب امپراطوری مسیحیت می زند و اتریش و ایتالیا را در تنگنای محاصره و خفقان می آورد، و ترکیه را به صورت مرکز تجلی قدرت اسلام قرار می دهد.

مناره ها و مساجد پرشکوهی که مسلمانان در اروپای شرقی و مرکزی ساخته اند از عظمت، قدرت و دامنه نفوذ سیاسی و فرهنگی آنان حکایت می کند. این امپراطوری جهانی و حاکم مطلق مدیترانه که بر برج استوار قسطنطنیه نشسته بود بزرگترین قدرت نظامی اروپا و بخش بزرگی از آسیا بوده که از عدب و یونانی و آفریقای شمالی و سراسر شرق اروپا و شبه جزیره بالکان تحت قلمروش بوده و حتی یونان یکی از شهرستآنهای آن به حساب می آمده است. اما بدلیل تفرقه و نفاقی که بر این قدرت رسوخ می کند و توطئه های دول استعماری، دولت عثمانی در جنگهای سال 1912م و 1913م از متفقین شکست خورده و تمام نواحی اروپائی را از دست می دهد. سرزمین های عربی را انگلیسی ها از او گرفته و تمامی تحت قلمروش را از پیکرش حدا نموده و آن امپراطوری عظیم عثمانی به یک کشور شکست خورده تجزیه شده، کوچک تبدیل می شود و از آن همه کشورهای غربی و آسیائی و آفریقائی برایش استانبول و آنکارا می ماند و مرکز قدرت جهانی اسلام به صورت آپاندیس مریض استعمار غربی درآمده و آن همه عظمت و شکوه تاریخی و مفاخر اسلامی را انکار نموده و با نظام لائیکی و گرایش به قومیت ترک، نسخه استعماری را اجرا می کند و ریزه خوار سرمایه داری غرب و نگهبان مزدور منافع استکبار در شرق می شود و ملتی که با روح اسلام زنده بود و غنا و قوت و عزت خود را از این فرهنگ به شبه فرنگی های فراموش کننده خویشتن. برای اجرای این برنامه مصطفی کمال آتاتورک روی کار آمده و با یک کودتا سلطان را عزل و خود را به عنوان رئیس جمهور ترکیه معرفی می کند.

ترکیه به صورتی که انون می شناسیم کشوری است به شکل مستطیل که طور آن از غرب تا شرق 1565 کیلومتر و از جنوب تا شمال عرض آن 650 کیلومتر می باشد. این کشور بر سر راه آسیا و اروپا واقع شده و چون پلی اروپا را به ناحیه مهم خاورمیانه ارتباط می دهد. این کشور به عنوان همسایه شمال غربی ایران و دو بخش تشکیل شده یکی ترکیه آسیا که شامل فلات آسیای صغیر است و دیگر ترکیه اروپا که 3% خاک این کشور را شامل می شود. بخش اروپائی در شبه جزیره بالکان قرار دارد و توسط تنگه های بسفر و داردانل و دریای مرمره از بخش اسیائی جدا می شود. دسترسی به دریای سیاه و همچنین دریای مدیترانه بر موقع استراتژیکی آن می افزاید. ترکیه آسیا به صورت فلات مرتفعی است که از مشرق به سوی مغرب از ارتفاع آن کاسته می شود. در مرکز این فلات کوههایی چون آلپهای پونتیک و آق داغ در شمال و توروس در جنوب است که بخش زیادی از کشور را می پوشاند. بلندترین قلل آن در ناحیه ارمنستان قریب 5156 متر ارتفاع دارد جزایر مرمرده در دریای مرمره و ایمبرس ( 14 ) در دریای اژه به ترکیه تعلق دارد.

نواحی شمال غربی آن آب و هوای معتدل، نواحی جنوب آب و هوای مدیترانه و نواحی شرقی و مرکزی آب و هوای کوهستانی دارد. رودهای قزل ایرماق، یشیل ایرماق، جیحان و سحان از منابع آبی مهم این کشورند.

در سال 1923م در حالی که هنوز سیستم خلافت عثمانی لغو نشده بود مصطفی کمال پاشا (آتاتورک) در این کشور جمهوری اعلام نمود و در سال 1924م سیستم خلافت را لغو و عبدالحمید دوم پادشاه عثمانی را از کشور تبعید نمود. مصطفی کمال آتاتورک در اوایل قرن بیستم در نهضت ترک های جوان شرکت داشت که بعد از آن حزب اتحاد ترقی (1938 - 1881) را بوجود آوردند و با بهره گیری از اندیشه فردی بنام ضیاء گوکالپ ( 15 ) طرفدار تمدن غرب گشتند. ترکیه را تا سال 1989 رژیم جمهوری اداره نمود. جمهوری اول از 1923 تا 1996 که با کودتای ژنرال جمال گورسل پایان می یابد جمهوری دوم از 1960 م تا 1989 تا کنون. ترکیه در سال 1952 بخاطر وحشتی که از شوروی داشت به ناتو پیوست و همراه یونان جناح جنوب شرقی آن را بوجود آورد.

ترکیه بر حسب آمار سال 1990م 52240000 نفر سکنه داشته است که 60% آن در شهرها زندگی می کرده اند. رشد جمعیت در طول سال 5/2% و تراکم نسبی آن با احتساب 779452 کیلومتر مربع مساحت 3/72 نفر در کیلومتر مربع است.

90% مردم ترکیه از تیره های گوناگون ترک هستند و همانگونه که اشاره شد بزرگترین اقلیت نژادی آن کردها هستند. زبان رسمی، ترکی آلتایی است ولی زبآنهای کردی و لاتین هم رواج دارد. با وجود آنکه 98% مردم مسلمان هستند درقانون اساسی ترکیه از اسلام به عنوان دین رسمی ذکری به میان نیامده است.

شیعیان ترکیه گرایش به تصوف دارند. علویان و فرقه علی اللهی ها در میان اکراد زندگی می کنند. شیعیان در شهرایفدر از توابع استان قارص، شهر تاشلی چای از توابع ایتان آغری و تعدادی هم در استانبول، آنکارا، از میر و بورسا سکونت اختیار نموده اند، شیعیان هفته نامه ای به نام «علمدار» و ماهنامه ای تحت عنوان «عاشورا» دراند، فرقه غالی نصیریه در مرز ترکیه با سوریه زندگی می نمایند.

ترکیه از 67 استان تشکلیل شده و مرکز حکومت آن آنکارا می باشد. بزرگترین بخش اقتصادی آن کشاورزی است و غلات، پنبه، حبوبات، میوه و دانه های روغنی مهمترین فرآورده های زراعی آن هستند. پرورش بز، گاو و گوسفند و نیز صید ماهی در این کشور متداول است. صنایع ذوب آهن، ماشین سازی، شیمیائی، سیمان، بافندگی، غذائی و دستی در آن رواج دارد.

واحد پول آن لیره ترکیه است که برابر 100 قروش می باشد.

افغانستان

جمهوری افغانستان با 652225 کیلومتر مربع در شرق ایران و شمال پاکستان قرار دارد.

افغانستان بخشی از فلات ایران بوده و حدود 75% آن را نقاط کوهستانی تشکیل می دهد. کوههای هندوکش با طول 600 کیلومتر در نواحی شمال و شرق آن کشیده شده است. جیحون (آمو دریا) هیرمند، کابل رود و هریرود از منابع آبی مهم این کشورند. افغانستان به دریا راه نداشته و محصور در خشکی است. آب و هوای آن گرم و خشک و متغیر می باشد. ( 16 )

این سرزمین تا قبل از هیجدهم میلادی کشور واحدی نبود و در هزاره های دوم و اول ق. م مسیح تحت سکونت و اشغال اقوم آریائی در آمد.

نخستین باری که ذکری از افغان آمده، عنوان «آوه گانه است که در گزارشهای مربوط به فتوحات مسلمین در سرزمین هندوکش می باشد معادل فاری این لفظ سوارکار است و هر دو گروه پشتونها و تاجیکها را دربر می گیرد. اما کهنترین ذکر از هندوکش (سرزمین فعلی افغانستان) در زند اوستا بنام «باکتری یعنی بلخ آمده است. در 329ق. م اسکندر این سرزمین را متصرف گردید و کوشانی ها که مدتها بر این ناحیه حکم رانی داشتند در 220 میلادی منقرض شدند. در دوره بعدی یعنی اوایل قرن سوم و در زمان اردشیر اول، این سرزمین جزو امپراطوری ایران بود. فتح افغانستان توسط سپاه اسلام در سال 32 هجری (سال 652 میلادی) صورت گرفت و در دوره اقتدار عباسیان، مرو، بلخ و سمرقند - با وجود دوری از مرکز حکومت - از مراکز پرآوازه علمی بود در زمان سلطان محمود غزنوی این سرزمین رونق فزاینده ای یافت و شهر غزنه به عنوان مرکز آموزش و ایجاد حوزه های علمی قلمداد گردید. در 525ق. م غوریان شهر با شکوه غزنه را تصرف نموده و آنرا به آتش کشیدند. در 617ه. ق چنگیزخان به دره رود سند رسید و پس از آن شهر بی دفاع بلخ را مورد تجاوز شدید قرار داده، و تمامی اهالی آن را از دم تیغ گذرانید. در زمان شاهرخ میرزا فرزند تیمور، هرات مرکز مهم سیاسی بازرگانی و مرکز حکومت وی بود. از سال 1160ق (1747م) به بعد حکومت مستقل افغانستان را اعضای دو خانواده از طایفه ابدالی در دست داشتند. احمد خان ابدالی پس از قبل نادرشاه افشار، حکومت جدید را در افغانستان پدید آورد. ( 17 ) ولی با ضعف دولت قاجار و رقابت روسیه و انگلستان، انگلستان این کشور را به تصرف خود درآورد و تا سال 1298ش (1919م) در اختیار داشت.

در این حال امان الله خان روی کار آمد که افغانستان را یک کشور پادشاهی اعلام نمود و خود را پادشاه خواند و کلیه قراردادهایی را که با انگلستان منعقد شده بود، فسخ نمود. در سال 1929م با توطئه انگلیسی ها، محمد نادر خان که دست نشانده آنان بود روی کار آمد اما با ترور وی در سال 1932م، فرزند او ظاهر خان با نام محمد ظاهر شاه جانشین او گردید.

در 17 ژوئن 1973 هنگامی که شاه سرگرم دیدار از اروپا بود قانون اساسی ملغی و نظام پادشاهی در یک کودتای نظامی به رهبری داوود و با کمک جناح پرچم حزب دموکراتیک خلق افغانستان ( 18 ) منسوخ شد و خود داوود زمام امور را بدست گرفت و با اینکار بساط دیر پای سلطنت در افغانستان، با کودتایی آرام به نظام جمهوری تبدیل شد. با کودتای خونین مارکسیستی 27 آوریل 1978م (اردیبهشت 1357) توسط نور محمد ترکی از رهبران حزب تحریم شده دموکراتیک خلق افغانستان، بساط حکومت داوود خان برچیده شد. در اواخر سال 1357 هم تره کی پرچم افغانستان را تغییر داد و پرچم جدیدی که به پرچم شوری شباهت داشت جایگزین آن نمود، و عملا افغانستان جزو اقمار شوروی سابق قرار گرفت.

بلافاصله پس از کودتا، بازداشتهای دسته جمعی شکنجه و اعدامهای مخفی شروع شد، پلیس مخفی سیاسی تشکیل و مذهب مورد استهزاء قرار گرفت.

هنگامی که امت مسلمان افغانستان از روی کارآمدن نظام مارکسیستی با خبر شدند مبارزات گسترده ای را بر علیه آن آغاز نمودند، اوج گیری این مبارزات به حدی بود که تعداد بیشتری از پرسنل نظامی شوروی به افغانستان سرازیر شدند. در 14 سپتامبر 1979م (23 شهریور 1358) حفیظ الله امین بعنوان رئیس جمهور جدید قدرت را در دست گرفت. در دسامبر 1979 به بهانه حمایت از امین نیروهای مسلح شوروی بتدریج وارد افغانستان شدند اما قبل از تهاجم شوروی، رئیس جمهوری کشته شد. جانشین وی ببرک کارمل بود که در یک بیماری فرمایشی! در بهار سال 1365ش جای خود را به دکتر نجیب الله داد. با قاومت شدید مردم مسلمان، در آوریل 1988م قراردادهای ژنو امضا شد و در فوریه 1989م نیروهای شوروی بطور کامل از افغانستان خارج شدند و در 14 آوریل 1992م دکتر نجیب الله استعفا داد و در دفتر سازمان ملل متحد در کابل پناه گرفت.

گرچه در پی مجاهدت طولانی مردم افغانستان پیمان ژنو میان پاکستان و افغانستان منعقد و به حضور نظامی 10 ساله شوروی در افغانستان خاتمه داد اما مکانیسم انتقال قدرت به مردم تقریبا مسکوت گزارده شد و یک حالت بلاتکلیفی در افغانستان حاکم بود. سازمان ملل در نظر داشت حک. مت بر اساس ابتکار عمل دبیر کل به شورای 15 نفره واگذار شود که با مخالفت برخی از جناحهای افغانی روبرو شد. سرانجام در پنجم اردیبهشت ماه سال 1371 پس از 13 سال استقامت ملت سلحشور افغانستان و مبارزه نفس گیر نیروهای جهادی با تصرف شهر کابل بدست نیروهای مجاهد افغانی، سرزمین اسلامی آزاد شد، ( 19 ) و سران نیروهای مقاومت برای بدست گرفتن قدرت بر سر تشکیل یک شورای 51 نفره توافق کردند که رهبری ان را صبغت الله مجددی به عهده دارد به دنبال آن دولت موقتی بوجود امد که رئیس آن برهان الدین ربانی رهبر جمعیت اسلامی افغانستان می باشد. از آن سوی گلبدین حکمتیار رهبر حزب اسلامی افغانستان با تحریکاتی به تعرض نظامی بر علیه کابل دست زد تا سهم بیشتری در آینده افغانستان بدست بیاورد و در صدد است که با عملیات نظامی شدید انتقال قدرت به شورای مورد نظر او که در آن اکثریت با پشتونهاست صورت گیرد. وجود احمدشاه مسعود (مسعول شاخه نظامی جمعیت اسلامی افغانستان) در دولت جدید و بخاطر تاجیک بودن او، حکمتیار را نگران این موضوع کرده که این حرکت ممکن است به سلطه 200 ساله پشتونها در افغانستان پایان دهد.

از سوی دیگر «هاشمی لولنجی از محققان شیعه و نویسنده کتاب «انقلاب اسلامی به روایت تحلیل عقیده دارد شیعیان افغانستان که به 7 میلیون نفر بالغ می گردند و 25% کل سکنه افغانستان را تشکیل می دهند در نظام سیاسی جدید نقش کمتری دارند و نیز باید سمیت یافته و مرزهای منطقه شیعه نشین که بر اساس نقشه ظاهر شاه عوض شده به جای اول بازگردد. ( 20 ) در ناحیه کرت سه و کوی سنگی افغانستان بین حزب شیعه (وحدت اسلامی) و گروه سنی (اتحاد اسلامی) درگیری هایی بوجود آمد زیرا حزب وحدت اسلامی ادعا دارد که در هیات دولت کنونی افغانستان، این حزب نماینده ای ندارد و خواستار سهیم شدن معیت شیعه «هزاره در افغانستان است.

این بود اجمالی از تاریخ مملو از درد و رنج افغانستان، کشوری که مردمانش کمتر رایحه خوش آزادی را استشمام کرده است. ملت مسلمان این سرزمین هم در 40 سال تاریخ ستم شاهی و هم در 19 سال، سلطه دولتهای کمونیست بار فقر و ستم و اختناق، هجوم و چپاول بیگانه را بر دوش خود تحمل نموده است. دوران تجاوز کمونیست ها بر این کشور مسلمان، دوران اسارت است زیرا امت مسلمان آن از اکثر حقوق فرهنگی، سیاسی و اجتماعی خود محروم بود.

از عواقب وخیم تجاوز و سلطه گری بر این کشور اسلامی آواره شدن چندین میلیون افغانی است تا قبل از سال 1986 تعداد این آوارگان در خارج از کشور به 5 میلیون نفر رسید، پاکستان اعلام کرد 2200000 نفر آواره ثبت نام شده دارد، ایران اعلام کرد دو میلیون آواره افغانی وارد این کشور شده اند هزاران افغانی دیگر در اروپا، امریکا، هند و خاورمیانه پراکنده شدند در داخل کشور، حدود دو میلیون تن از روستاهای زادگاه خود به کوهستآنها یا به کابل گریختند. میزان تلفات از سال 1979م بیش از یک میلیون تن برآورد شد. تا پایان سال 1986 حدود 50% جمعیت کشته یا تبعید و یا بع عنوان آواره داخلی جابجا شده بودند که در تاریخ، این رقم بی سابقه است.

بازگشت این حجم عظیم آواره که در برخی منابع رقمی معادل 45% کل جمعیت افغانستان گزارش شده خود از مصائب دیگر این کشور زخم خورده است. این زیر بنای اقتصادی جامعه افغانستان تحمل بازگشت چنین جمعیتی را دارد زیرا چندین سال آن را به ویرانه ای تبدیل نموده، مناطق کشاورزی پر از مین ها و بمب های منفجر نشده است که خطر مهمی برای آوارگان خواهد بود. ( 21 )

بنا به نقل «محمد هادی وزیر کشاورزی افغانستان، کشت غلات که قبل از جنگ و تجاوز در زمین هایی به مساحت 3872000 هکتار انجام می شد به 190000 هکتار تنزل یافته است میزان دامها از 25 میلیون راس به 20 میلیون راس رسیده و صادرات کشاورزی از 78% به 10% کاهش یافته است، جمعیت بخش کشاورزی از 71% به 20%رسیده است. ( 22 )

حال که افغانستان وارث چنین سرزمین جنگ زده و تخریب شده است؛ باید همکاری اقوام و گروههای مختلف به بازسازی آن اقدام شود، گروهها و اقوام گوناگون باید مراقب این باشند که جهاد چندساله شان از باور اسلامی منشا می گرفت و حال که پیروزی را درآغوش گرفته اند باید وحدت خود را بر محور اسلام حفظ کنند و از تفرقه و تحزب دست بردارند و به خود متکی باشند.

مردم افغانستان از نژادهای گوناگون تشکیل شده اند که به دو دسته بزرگ تقسیم می گردند: نژاد سفید شامل پشتوها، تاجیک ها و نورستانیها و نژاد زرد شامل ترکها، تاتارها، مغولها و ازبکها. زبان رسمی مردم افغانستان فارسی دری و پشتو است.

بخش کشاورزی مهمترین بخش اقتصاد این کشور است که بیش از نیمی از درآمد ملی و 75% صاردات آن را تامین می نماید البته خشک سالی های شدید کشاورزی این منطقه را به صورت دیم است و به باران نیاز دارد به شدت تهدید می نماید. انگور از محصولاتی است که آب و هوای افغانستان با آن سازگاری دارد. گندم و پنبه هم در افغانستان به عمل می آید. کشاورزان افغانی به دامداری هم اشتغال دارند و گوسفند قره گل که پوست آن شهرت جهانی دارد یکی از صادرات مهم آن است.

افغانستان ازنقطه نظر معادن نیز غنی است اما این ذخائر در نقاطی واقع شده اند که بدلیل مشکل حمل و نقل استخراج و استفاده از آنها با دشورایهای عمده ای توام است. در وضع فعلی ذخائر گاز اطراف مزار شریف که کل ذخیرهای آن به 3 میلیارد متر مکعب می رسد از مهمترین منابعمعدنی آن می باشد. مقداری از آن در کارخانه کود شیمیائی و برق مزار شریف استفاده می شود.

در استان بامیان منابع سنگ آهن وجود دارد اما بخش مهمی از این ذخائر در ارتفاعات واقع شده که هزینه استخراج آن زیاد است. صنایع دستی و ریسندگی در افغانستان رواج دارد. محصور بودن در خشکی و عدم دسترسی به دریاهای آزاد بر مشکلات اقتصادی این کشور افزوده است.

پی نوشتها

1- در حال حاضر شرکت فسفات عرب مهمترین مجتمع صنعتی این کشور است که به استخراج فسفات می پردازد.

2- Filika

3- سال استقلال کویت 1961م مطابق با 1340 شمسی می باشد.

4- اوپک و اثرات تخریبی قیمت نفت ص 81.

5- United Arab Emirates

6- بقیه جزایر در ساحل جنوبی خلیج فارس قرار گرفته است.

7- تکه ای از خاک کشور عمان که در مدخل تنگه هرمز قرار دارد و به صورت شبه جزیره می باشد.

8- Musandam

9- جغرافیای تاریخی و انسانی شیعه در جهان اسلام ص 49.

10- جغرافیای سیاسی جهان اسلام ص 108 تا 111.

11- کلمه بحرین به معنی دو دریاست که از 2600ق. م محل سکونت اعراب بوده است.

12- International petrolium Encyclo pedia 1982 ( tulsa penn-well publishing co 1982) p . 232

13- Empireomaind orient,Epir ebyzantion

14- Imbros

15- Ziyagokalp

16- دائرة المعارف جغرافیائی جهان جلد اول آسیا ترجمه دکتر جعفر جاویدفر - تهران سحاب.

17- سرزمین و مردم افغانستان - مری لوئیس کلیفورد ( Mary louis clifford ) ترجمه مرتضی اسعدی.

18- حزب وطن که قبلاتحت عنوان حزب کمونیست شامل شاخه های پرچم و خلق، فعالیت می کرد و در دوران حاکمیت کمونیست ها قدرت زیادی در دست داشت که در تحولات اخیر منحل شد.

19- بازنگری در وقایع افغانستان، روزنامه جهان اسلام ش 307.

20- روزنامه اطلاعات ش 19557.

21- مساله پناهندگی - حمید نظرآبادی - دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی، صفحات 164 و 165.

22- روزنامه جمهوری اسلامی ش 3822.


جمهوری اسلامی ایران (1)

امت ایران از گذشته مورد توجه رسول خدا صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم و خاندان عصمت و طهارت بوده است، چنانچه در حدیثی از پیامبر اسلام صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم نقل شده که آن سرور جهانیان فرمود:

اعظم الناس نصیبا فی الاسلام اهل فارس ( 1 )

یعنی «بهره ایرانیان در اسلام از همه ملت ها دیگر بزرگتر است. »

در روایت دیگر به نقل از آن حضرت آمده که:

«سعادتمندترین عجم ها به اسلام ایرانیان هستند. » ( 2 )

و نیز حضرت محمد صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم در خصوص علاقه ایرانیان به ایمان فرموده اند:

«اگر میوه دین به ستاره ثریا آویخته باشد، حتما مردمی از فرزندان ایران زمین، آنرا می چینند. » ( 3 )

همچنین پیامبر اسلام صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم بر اثر وحی الهی می دانستند که پس از ظهور این آئین در جزیزة العرب، ملت ایران با اشتیاق و آغوش باز، اسلام را خواهند پذیرفت، و این پذیرش چون بر اساس رغبت است در وجود آنان نفوذ خواهد کرد. حضرت علی عليه‌السلام امام اول شیعیان و جانشین بحق رسول خدا صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم نقل می کنند که از رسول گرامی اسلام صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم شنیدم که خطاب به اعراب می فرمود:

«والله لیضربنکم علی الدین عودا کما ضربتموهم علیه بدءا».

ترجمه: بخدا قسم همچنانکه در آغاز، شما رژیم حاکم بر ایران را ساقط خواهید کرد در آینده تاریخ ایرانیان نیز رژیم حاکم بر شما را ساقط خواهند نمود. ( 4 )

و از اما صادق عليه‌السلام روایت شده که رسول خدا صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم فرموده اند:

شما [خطاب به اعراب] با ایرانیان بر اساس تنزیل وحی و قرآن می جنگید و جهان به پایان نمی رسد تا روزی که آنان با شما بر اساس تاویل وحی می جنگند. » ( 5 )

در برخی مضامین روایی آمده که ایرانیان زمینه ساز حکومت حضرت مهدی (عج) خواهند بود و حسام الدین هندی دانشمند اهل سنت به نقل از پیامبر اسلام صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم می گوید:

«مردمی از شرق قیام می کنند و زمینه را برای انقلاب جهانی مهدی (علیه السلام) فراهم می نمایند. » ( 6 )

در روایتی از حضرت امام کاظم عليه‌السلام آمده که:

خورشید انقلاب اسلامی ایران از قم طلوع می کند و این نهضت از سوی مردمی که از قم برخاسته هدایت و رهبری می شود:

«رجل من اهل قم یدع الناس الی الحق، یجتمع معه قوم کزبر الحدید لا تزلهم الریاح العواصف و لا یملون من الحرب، و لا یجبنون، و علی الله یتوکلون و العاقبة للمتقین:

«مردی از اهل قم قیام می کند و مردم را به سوی حق دعوت می نماید، بر محور او مردمی همچون پاره های آهن جمع می شوند، تندبادهای حوادث آنها را حرکت نمی دهند، و از جنگ خسته نمی شوند و خوفی از آن ندارند. در کارها بر خدا توکل می کنند و سرانجام و عاقبت امور برای پرهیزگاران است. ( 7 )

اولین فرد مسلمان ایرانی سلمان فارسی است که تقوا و ایمان او بحدی رسید که به شرف «سلمان منا اهل البیت از سوی پیامبر صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم نایل گردید. بعد از آن ایرانیان مقیم یمن به سوی اسلام روی آوردند و آن را پذیرفتند و اولین ارتباط رسمی ایرانیان با حضرت رسول اکرم صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم موقعی بود که باذان بن ساسان حاکم یمن دو نفر ایرانیبا به نامهای بابویه و خسروبه مدین فرستاد و پیام خسروپرویز را به آن جناب از طریق ایو دو نفر رسانید. زیرا به محض رسیدن نامه حضرت محمد صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم به خسروپرویز مبنی بر پذیرش دین اسلام توسط وی، نامه آن حضرت را پاره کرده و از باذان خواسته بود که نویسنده نامه را نزد وی اعزام کند، اما خسرو پرویز توسط شیرویه کشته و باذان هم اسلام آورد. ( 8 ) در هنگامه بعثت رسول الله صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم ایرانیان گرفتار رژیم فاسدی بودند که با استبداد و خودکامگی اختناق شدیدی بر ایران آنروز که 140 میلیون نفر سکنه داشت و وسعت آن بیش از ایران فعلی بود، حاکم نموده بود. آئین زرتشت هم آمیخته با خرافات و تحریف گشته و از جانب چنین رژیم منحوسی حمایت می شد. نظام نامعقولی که بر مردم حکومت می کرد مانع رشد شخصیت افراد بود و بر اثر سنت های ناپسند و برنامه های غلط مردمان را به اسارت فکری واداشته بود تا آنکه اسلام این آئین جهانی و جاودانی که خورشید آن هرگز غروب کردنی نخواهد بود، به داد انسآنهای مظلوم رسید و فطرت های تشنه را از آب گوارای چشمه توحید سیراب نمود. ظلم و ستم زمامداران بیدادگر آن چنان نارضائی ها را تشدید نموده بود که ارتش ایران با وجود تجهیزات نظامی و بسیج 120000 نیرو که به فیل های جنگی مجهز بودند موفق نشدند در برابر سی هزار رزمنده مسلمان که حتی تسلیحات کافی هم نداشتند، مقاومت کنند و سرانجام سپاه به ظاهر قوی ایران در دو جنگ اصلی قادسیه (در سال 15 هجری) و نهاوند (در سال 21 هجری) کست خورده و از آن پس اسلام در ایران نفوذ نمود و گسترش یافت. ( 9 ) ایرانیان آئین اسلام را از جان و دل پذیرفته و با عشق وافری به دفاع ترویج تبلیغ و نشر آن پرداختند.

اسلام موجب آن گشت تا ایرانی خود را کشف نموده و به جای تکیه بر خرافات، به درست اندیشی روی آورد و از ثنویت به توحید بگراید. ایمان جدید، دیوارهای تسخیر ناپذیر طبقاتی را فرو ریخت، تعلیم و تربیت را برای عموم آزاد نمود، و مردم را از استبداد نجات داد. و نیروی معنوی توام با شور و شوقی را پدید آورد، که پس از چندی، ایران را به سرزمین درخشش اسلام تبدیل نمود. ولی با روی کار آمدن خلافت اموی این رژیم، در صدد آن گردید تا بجای آنکه به مذهب اهتمام ورزد با سلطه نژادی و حالت عرب زدگی و به گونه ای که با تحرف توام بود به تحقیر ایرانیان مسلمان و مؤمن بپردازد، این حرکت که از اسلام فاصله گرفته بود نه تنها آفتش دامن ایران را گرفت بلکه بر اسلام تاثیر سوء گذاشت. لذا ایرانیان در مقابل آن، مقاومت سرسختانه ای نمودند. از جمله آن نهضت شعوبیه را می توان نام برد که در مقابل سیاسیت تحریف گونه دستگاه خلافت اموی صورت گرفت. استاد شهید مرتضی مطهری (ره) می فرماید:

«بعدها که در اثر تسلط امویان و سیاست ضد اسلامی آنها، عده ای از اعراب عنصرعربیت را پیش کشیدند و آتش تعصبات قومی و نژادی را برافروختند، سایر اقوام مسلمان بالخصوص بعضی از ایرانیان به مبارزه با آنها برخاستند... » ( 10 )

در خراسان بیش از ششصد هزار مسلمان با شعار الرضا من آل الرسول به طرفداری از خاندان پیامبر اسلام صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم برای نابودی خلافت اموی برخاسته و مرکز قدرت امپراطوری را درهم کوبیدند و حکومت امویان را سرنگون و قدرت را به بنی عباس انتقال دادند. البته نهضت خراسان در صدد آن بود که شخصیتی از خاندان پیامبر را بجای بنی امیه روی کار آورد و چون امام صادق عليه‌السلام بر حسب مصالح و حکمت هایی دعوت ناه آنان را قبول نکرده و آن را بر روی چراغ گذاشتند. ناگزیر شدند به بنی عباس روی آورند اما بنی عباس هم که دست کمی از امویان نداشتند و در اولین فرصت از طریق خدعه و نیرنگ، ابومسلم را کشته و سپس به سرکوبی نهضت های شیعیان و علویان پرداخته و امامان عصر خود را به شهادت رسانیدند.

ایران در تمدن اسلامی که در سطح جهان مطرح بود و در طول قرون وسطای اروپا، درخشانترین و عظیم ترین تمدن بشری بود با شکوفائی شگفت انگیز خود که اسلام به آن عطا کرده بود کانون اصلی اندیشه، علم و عرفان شد و قرنها آسیا و آفریقا و اروپا را تغذیه معنوی می نمود. ایرانی در دستگاه رهبری نفوذ یافت، مقامات قضایی را تصاحب نمود، مراکز علمی و حوزه های اسلامی را تاسیس کرد و بجای دفاع از قومیت و نژادپرستی عربی، بر امامت، ولایت و اهلبیت تکیه نمود و در نقش داعی، محقق و مبلغ حقجو و حق پرست و راستین و آگاه به پاخواست و به عنوان استاد زبان و ادبیات عرب و آشنای واقعی و راستین نسبت به اسلام و قرآن به عرب فاتح، اسلام را دوباره آموخت و بدین گونه فرمایش رسول گرامی اسلام صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم تحقق یافت. اوه لین ملتی که بر ترجمه قرآن همت گماشتند ایرانی ها بودند و از سلمان فارسی خواستند تا سوره الحمد را به فارسی ترجمه کند. ( 11 ) و بیش از هر ملتی نیروهای خود را در اختیار اسلام قرار دادند و در این راه صمیمیت و اخلاص نشان دادند.

اسلام، حصار اسارت آوری که بدور ایران کشیده شده بود و مانع آن بود که ایرانی، تواتائی های فکری و نبوغ علمی خویش را بروز دهد، در هم شکست و دروازه ایران را بر روی فرهنگ و تمدن اسلامی گشود که این حرکت موجب آن شد تا ایرانیان، از یک سوی لیاقت و استعداد خویش را نشان داده و از دیگر سوی سهم مهمی در توسعه و گسترش تمدن اسلامی داشته باشد. به عنوان نمونه باری اولین بار در تاریخ ملت ایران، ایرانی، پیشوا و مرجع دینی غیر ایرانی می شود، لیث بن سعد ایرانی رهبر فقهی مردم مصر معرفی می گردد. ابوحنیفه ایرانی به صورت پیشوای بی رقیب درآمده و مذهب حنفیه را بنیان می نهد. ابوعبیده معمر بن المثنی و واصل بن عطا و امثال آنان پیشوای کلامی می شوند، سیبویه و کسائی امام صرف و نحو می گردند. ( 12 )

کتب سته، شش کتابی است که بنام «صحاح شش گانه تا امروز مرجع اصلی حدیث و استنباط احکام و عقاید و تمام مکاتب فقهی اهل سنت می باشد که توسط دانشمندان ایرانی همچون ترمذی و بخاری و... تالیف شده اند. از 4 کتاب اصلی شیعه که به کتب اربعه موسومند و از منابع و اسناد اولیه این مذهبند، دو کتاب توسط شیخ طوسی ( 13 ) و یک کتاب یعنی کافی ( 14 ) توسط کلینی و کتاب من لایحضره الفقیه توسط ابن بابویه قمی تالیف و تدوین گشته است که این سه دانشمند و محقق شیعی ایرانی اند. بنیان گذار عرفان اسلامی حلاج است و بزرگترین سیمای علمی این مکتب در سطح جهان غزالی است که این دو نیز ایرانی اند.

خدمات اسلام به ایران به قرون اولیه اسلامی منحصر نیست بلکه از زمانی که خورشید منور اسلام بر این سرزمین فروغ افکند و روشنائی بخشید هر خطری و آفتی که برای این مملکت پیش آمده توسط آئین جاودانی اسلام دفع شد و باعث افتخار، عزت و شرف و استقلال این مردم گردید. اسلام از قوم خونخوار مغول و آدمکشان وحشی، انسآنهایی ساخت که تشنه دانش بودند و به تالیف و تحقیق اقبال نشان دادند و از نسل چنگیز، سلطان محمد خدابنده را تحویل داد و شخصی چون بایسنقر میرزا از نسل تیمور متجاوز پدید آمد. به برکت معنویت اسلام دانشمندانی چون ابوعلی سینا، فارابی، زکریای رازی، ملاصدرای شیرازی و هزاران متفکر و محقق دیگر با تالیفات گران سنگ و ارزشمند فرهنگ ایران زمین را زینت دادند و شکوه و اقتدار فرهنگی را باعث شدند. نفوذ اسلام در هند و آسیای جنوبی، آسیای جنوب شرقی، چین، شمال آفریقا تا حد زیادی مدیون ایرانیان می باشد. با گسترش دین اسلام در قلمرو حکومت ساسانی، مسلمانان تازه وارد زبان فارسی دری را برای تفاهم با تازه مسلمان ایران در کنار زبان عربی برگزیدند و این اعتبار دینی به زبان فارسی موقع ممتازی بخشید و بتدریج این زبان چنان موقعیتی در جهان اسلام یافت که حک. مت سلاجقه در غرب آسیا و غزنویان در مشرق رود سند این زبان را وسیله ارتباط رسمی خود با مردم آسیای صفیر و شبه قاره هند قرار دادند. طی قرون چهارم تا نهم، ترجمه قرآن و چندین متون تفسیر به زبان فارسی صورت گرفت که به لحاظ افاده معنی و کیفیت، ارزش خاصی دارند تفسیر طبری که برای شناختن معانی قرآن تدوین شده ارتباط زبان فارسی را با دین اسلام ثابت می کند. حتی اکثر خطوط اسلامی به جز خط مغربی در شمال غربی آفریقا از روی نمونه های خط ایرانی تحول یافته است.

جمهوری اسلامی ایران (2)

زبان فارسی در قلمرو وسیع امپراطوری عثمانی پیش از آنکه عثمانیان، لهجه ترکی را به موازات آن مورد اعتنا و استعمال در شعر و نثر قرار دهند نسخه دوم فارسی عهد سلجوقی به شمار می آمد و ارتباط خاورشناسان اروپا با زبان و ادبیات فارسی از راه عثمانی و هند آغاز گردید. ( 15 )

در هند این زبان به اندازه ای نفوذ کرده بود، که در دوران اسلامی اغلب به فارسی تکلم می نمودند و آثار فرهنگی و ادبی زیادی در این سرزمین به زبان فارسی تالیف گشت و از شاعران پارسی زبان استقبال می شد به نحوی که در عصر صفوی کاروانی از شعرا و عرفا به دربار هند رفتند و مورد تشویق و حمایت آن قرار گرفتند. ( 16 ) حتی پیمآنهایی که انگلیسی ها در دوران سلطه بر هند با نواب هندی بسته اند همه بزبان فارسی است و پایه زبان اردو که از قرن یازدهم گذاشته شد بر زبان و ادبیات فارسی استوار یافته چنانچه 60% آن فارسی می باشد. ( 17 ) آری، این آئین اسلام بود که باعث نفوذ و گسترش زبانی فارسی گشت و فرهنگ ایرانی را صادر نمود.

اولین سلسله ایرانی که پس از اسلام ایران تشکیل شده طاهریان بودند، که دوران حک. مت آنان از سال 205 قمری تا 259 قمری طول کشید و در این سال توسط یعقوب لیث صفاری برچیده شد. سلسله صفاری که در سال 247 قمری توسط یعقوب لیث صفاری تاسیس شد، اولین سلسله ایرانی است که از طریق مخالفت با خلیفه عباسی و تمرد از او، روی کار آمد. بین سالهای 250 تا 316 قمری سلسله علویان طبرستان به عنوان اولین حکومت شیعی توسط حسن بن زید (از اولاد امام حسن مجتبی عليه‌السلام ) که در شمال ایران تاسیس شد، حکومت می نمود. حکومت سامانیان در ماوراء النهر در حدود 128 سال طول کشید و در دوران اقتدار آنان، خراسان، طبرستان و گرگان، سیستان، ری، کرمان و بلخ تحت نفوذشان بود. آل بویه از سال 320 تا 447 قمری بر بخش هایی از ایران آن روز حکمرانی می نمودند و در این مدت بر گسترش و نشر مذهب تشیع اهتمام می ورزیدند. آل بویه پس از مدتی به چند شاخه تقسیم شدند و رفته رفته تجزیه و منقرض گردیدند. غزنویان تا سال 582 قمری حکومت می کردند و در اواخر حکمرانی خود صرفا قلمرو آنها به پنجاب محدود گردید. غزنویان که محل کومت خود را غزنه قرار داده بودند با تشیع میانه ای نداشته و بخصوص سلطان محمود غزنوی با این مذهب راستین خصومت شدیدی داشت و دیالمه ری توسط او منقرض شد، فتح معروف او تصرف هند است.

بعد از غزنویان، سلاجقه روی کار آمدند که بر اثر اختلاف به شعب مختلف تقسیم شدند در این دوران، اسماعیلیه (که فرقه ای از شیعیان و اسماعیل فرزند امام جعفر صادق عليه‌السلام را امام هفتن و آخرین امام می دانستند) در ایران گسترش یافته و در برخی از نقاط ایران طرفداران زیادی یافتند. مهمترین پایگاه، آنها قلعه الموت در شمال شرقی قزوین بود و از شخصیت های معروف و رهبر این فرقه حسن صباح و پس از او ابوعلی دهدار زواره ای ( 18 ) شهرت دارند. حکومت سلجوقیان توسط خوارزمشاهیان از میان رفت، مغولها در اواخر حکومت این سلسله روی کار آمده و به خرابی، قتل و غارت پرداخته و رعب و وحشتی سخت بر ایران حاکم نمودند. حکومت مغول ها یا ایلخانان و تیموریان تا 916 قمری ادامه یافت و در اواخر این دوره دو گروه از آنان بنامهای آق قویونلو و قره قویونلو قسمت غرب و مرکز ایران را در تصرف داشتند، سلسه صفویه که با پادشاهی شاه اسماعیل صفوی آغاز می شد، تشیع را مذهب رسمی ایران قرار داد و در توسعه این فرهنگ کوشید و در این عصر دانشمندان شیعه به تالیف آثار گرانبهائی پرداختند که از جمله آنان مرحوم مجلسی است که دائرة المعارف حدیث شیعه یعنی بحار الانوار را تالیف نمود. هنر اسلامی در این عصر نیز راه ترقی و کمال را پیمود و اکنون اغلب آثار پرارزش آن بخصوص در شهر اصفهان قابل مشاهده است. سلسله صفویه در سال 1135 قمری با تسخیر اصفهان توسط محمود افغانی منقرض شد. افشاریه، زندیه و قاجاریه سه سلسله ای بودند که از سال 1148 (سال تاجگذاری نادر در دشت مغان) تا 1304، بر سرزمین ایران فرمانروایی داشتند. در سال 1326 قمری مقارن با 1287ش فرمان مشروطیت توسط مظفر الدین شاه صادر شد. سال 1299ش مقارن با کودتای رضاخان است. در سال 1304 نمایندگان فرمایشی مجلس، احمد شاه قاجار را از سلطنت خلع و رضاخان خبیث را به سلطنت برگزیدند.

در 15 خرداد 1342، قیام مردم ایران به رهبری امام خمینی (ره) اتفاق افتاد که رژیم سفاک شه به سرکوب شدید آن و به شهادت رسانیدن عده زیادی از مردم پرداخت و در سنگر مقدس روحانیت (قم) کشتار خونین براه انداخت و برای جلوگیری از این نهضت، حضرت امام خمینی (قدس سره) و جمعی از روحانیون مبارز را دستگیر نمود تا اینکه در 22 بهمن 1357 شمسی پس از مبارزات خونین امت ایران به رهبری حضرت امام خمینی، رژیم شاهنشاهی سرنگون و در پایان شب سیاه استبداد و در حالتی که ابر اندوه بر همه جا سایه افکنده و اختناق روزنه ها را مسدود نموده بود، انقلاب اسلامی ایران همچون اعجازی بزرگ به پیروزی رسید. با طلوع سپیده صبح، سپاه شب روی به هزیمت نهاد و رشته ستم شاهی گسست و بانگ حق طلبی و غریو تکبیری که از حلقوم خداباوران ایران برخاسته بود در فضای گیتی پیچید و اشعه های انقلاب بر جهان تابیدن گرفت و مسلمانان جهان را از خواب غفلت بیدار نمود. این اثر بخشی انقلاب اسلامی بر استکبار جهانی ناگوار آمد و چون تجدید حیات اسلام ناب محمدی صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم با قدرت طلبی آنان در تزاحم بود لذا با توطئه ای حساب شده جنگی تحمیلی را بر علیه ایران ترتیب دادند و قرعه این دسیسه را به نام صدام حسین زدند ولی استقامت و استواری امت ایران در مقابل متجاوزین عراقی که با ایثار و فداکاری رزمندگان اسلام توام بود این توطئه را خنثی نمود و بدون آنکه عراق به پیروزی برسد جنگ پایان یافت و سازمان ملل بر اساس یکی از بندهای قطعنامه 598 رسما به متجاوز بودن قوای بعثی که در راس آن صدام حسین قرار دارد، اعتراف نمود. استکبار جهانی حال که از طریق فشار سیاسی و تنگناهای اقتصادی و نظامی موفق نشده به انقلاب اسلامی زخمی وارد کند در تلاش است تا با تهاجم فرهنگی و جدا سازی مردم از ارزشهای اسلامی و معنویت انقلاب، نیش زهرآگین خود را به آن فرو کند که این حرکت زذیلانه هم محکوم به شکست است چرا که فروغ معنوی اسلامی نه تنها در ایران که در جهان در حال گسترش و نور پاشیدن است و نهضت های اسلامی در کشورهای اسلامی و نواحی مسلمان نشین با الهام از این انقلاب ابرقدرتها و عوامل و اذناب آنان را به درماندگی واداشته است. و هر روز بر نگرانی و آشفتگی دشمنان اسلامی افزوده می شود و این قدرت های پوشالی کوچکتر از آنند که بتوانند نور اسلامی را خاموش کنند و عاقبت امور از آن پروا پیشگان و صالحان و محرومین معتقد خواهد بود. ( 19 )

در 14 خرداد 1368 ش، حضرت امام خمینی (ره) به سوی معبود خویش شتافت و در جوار حق آرام گرفت. حادثه ارتحال بنیان گذار جمهوری اسلامی و رهبر انقلاب، موجی از تاثر و ماتم در جهان اسلام پدید آورد، دشمنان فکر می کردند که با رحلت امام به انقلاب اسلامی ایران لطمه ای وارد خواهد شد اما گرچه فقدان امام ثلمه ای بزرگ برای مسلمانان بود ولی درختی را که او نشانده بود آن چنان مقاوم و با صلابت گردید که تند بادهای حوادث بر آن هیچ لطمه ای نمی تواند وارد کند خصوص آنکه حضرت آیة الله خامنه ای، به عنوان جانشین بر حق امام، رهبری این نهضت شکوهمند را به عهده گرفتند.

جمهوری اسلامی ایران به عنوان ام القرای جهان اسلام با 1648195 کیلومتر مربع وسعت در جنوب غربی آسیا و در بخش غربی فلات ایران واقع شده است. افغانستان و پاکستان همسایگان شرقی و ترکیه و عراق همسایگان غربی ایران هستند. ایران در شمال با جمهوریهای مسلمان نشین آسیای میانه و قفقاز 2013 کیلومتر مرز مشترک دارد، طول سواحل ایران در امتداد دریای خزر از رورخانه آستارا تا خلیج حسینقلی 657 کیلومتر، در دریای عمان از گواتر تا بندر عباس 784 کیلومتر و در خلیج فارس از بندر عباس تا دهانه اروندرود 1259 کیلومتر می باشد. موقع جغرافیائی، دسترسی به آبهای آزاد، وقوع انقلاب اسلامی، پیوند فرهنگی ایران با تعدادی از کشورهای آسیای جنوب غربی و جنوبی به این کشور اهمیت خاصی بخشیده است.

ایران کشوری کوهستانی محسوب می شود زیرا از نیمی از وسعت آن را کوهها و ارتفاعات تشکیل می دهد و تنها 25% آن حالت بیابانی و صحرائی دارد. اکثر رودهای ایران با کم آبی مواجه اند و تنها رود قابل کشتیرانی در ایران، کارون نام دارد. خلیج فارس که در جنوب ایران واقع شده و ارتباط دریائی این سرزمین را از طریق تنگه هرمز و دریای عمان با سایر نقاط جهان تامین می کند در حدود 240000 کیلومتر مربع وسعت دارد، دریای خزر با 424200 کیلومتر مربع وسعت به عنوان بزرگترین دریاچه جهان ارتباط دریائی ایران را با کشورهای اروپائی از طریق آبراهه های روسیه برقرار می کند. دریاچه ارومیه با 4868 کیلومتر مربع از خاک ایران زیر پوشش جنگل می باشد. کشور ایران آب و هوای متنوعی دارد ولی بر حسب شرایط کوهستانی - خزری و صحرایی در کل 3 نوع آب و هوا کوهستانی، معتدل خزری، گرم و خشک صحرایی بر ایران حاکم است.

در سال 1370ش ایران 58110227 نفر سکنه داشت که تراکم آن 26/35 نفر در کیلومتر مربع بود، این تراکم در سال 1355ش برابر با 4/20 بود. از این میزان جمعیت 57% در شهرها و 43% در روستاها اقامت داشته اند. 8/17% جمعیت کشور در شهر تهران - مرکز حکومت - ساکنند.

6/45% مردم ایران از نژاد آریایی، 8/16% ترک، 1/9% کرد، 2/2% عرب و 3/26% بقیه نژادها می باشند. دین رسمی مردم ایران اسلام و - 98% مردم مسلمانند که 91% آن پیرو مذهب تشیع اند. زبان رسمی و خط رایج در ایران فارسی است و زبآنهای ترکی (آذری) کردی، عربی و بلوچی نیز در نقاط مختلف کشور تکلم می شود.

مرکز ایران تهران است و از شهرهای مذهبی آن می توان مشهد (مرقد مطهر حضرت امام رضا عليه‌السلام در این شهر واقع می باشد) قم (مدفن حضرت فاطمه معصومه عليها‌السلام و مرکز علوم دینی کشور در این شهر قرار دارد) ری (مدفن حضرت عبدالعظیم حسنی از احفاد حضرت امام حسن مجتبی عليه‌السلام را نام برد.

ایران از 24 استان، 227 شهرستان و 604 بخش تشکیل شده و روز ملی آن دوازدهم فروردین (سالروز استقرار نظام جمهوری اسلامی ایران) می باشد.

میزان تولید ناخالص ملی ایران در سال 1368ش در حدود 39254 میلیارد ریال بوده که 8/13% به بخش کشاورزی، 4/6% به نفت، 7/4% به صنایع و معادن و 75% به خدمات اختصاص داشته است.

جمعیت فعال ایران در سال 1356ش، 12800000 نفر بوده که 1/29% در بخش کشاورزی، 5/13% در صنایع و معادن و 4/57% در بخش خدمات مشغول به کار بوده اند. غیر از انواع محصولات کشاورزی و ماهی - حدود 1000 معدن و بویژه ذخائر نفت و گاز از ثروتهای مهم کشورند. ایران در طریق توسعه صنعتی بخصوص صنایع فولاد و سایر صنایع سنگین گامهای بزرگی برداشته است. ( 20 )

ب - آسیای جنوبی

آسیای جنوبی

آسیای جنوبی همان شبه قاره هند است که به لحاظ طبیعی در شمال آن کوههای مرتفعی واقع شده که به صورت دیواری بخشهای شمالی آن را دربر می گیرد. هیمالیا در شمال شرقی و سلیمان در شمال غربی مهمترین کوههای این بخش است. رودهای سند (ایندوس) ، گنگ و برهماپوترا از این ارتفاعات سرچشمه می گیرند و آب و هوای آن موسمی است. جاهایی که در معرض بادهای موسمی است. جاهایی که در معرض بادهای موسمی قرار گیرند بویژه در در تابستان از بارندگی زیادی برخوردارند بطوریکه در بنگلادش و ایالات آسام هند در فصل تابستان بدون وقفه باران می بارد در چراپونچی ( 1 ) واقع در ایالت اسام که بیش از همه جای دنیا باران دارد، میران ریزش باران به 12 متر می رسد با این حال بعضی مناطق شبه قاره، خشکند مثل بلوچستان پاکستان که تحت تاثیر آب و هوای صحرایی قرار دارد. شریط جغرافیائی مناسب همچون دما، رطوبت و خاک حاصلخیز این منطقه را بسیار پربرکت نموده و امکانان فوق همراه با وفور مواد غذایی تراکم جمعیت را در آسیای جنوبی بالابرده است به طوریکه در مساحتی به وسعت تقریبی 4500000 کیلومتر مربع بیش از یک میلیارد نفر یعنی حدود 20% سکنه جهان سکونت دارند. ترکیب نژادی جمعیت نیز از تنوع زیادی برخوردار بوده و در نواحی کوهستانی قبایل متعدد و کوچکی سکونت دارند که شیوه های قومی آنها بسیار اختصاصی است. در نواحی ساحلی و جلگه ها و همچنین شبه جزیره دکن گروه های بزرگی سکونت دارند که بخش عظیمی از سکنه هر یک از واحدهای سیاسی این ناحیه را تشکیل می دهند.

مهمترین واحدهای سیاسی، آسیای جنوبی به ترتیب وسعت عبارتند از هند، پاکستان، نپال، بنگلادش، سری لانکا، نپال و مالدیو پروسعت ترین و پرجمعیت ترین این کشوره هند است با 3288000 کیلومتر مربع وسعت و قریب به 800 میلیون نفر جمعیت، کم وسعت ترین و کم جمعیت ترین آنان مالدیو می باشد با 298 کیلومتر مربع وسعت و قریب به 200000 نفر سکنه.

از بیش از یک میلیارد سکنه مسلمان که در جهان زندگی می کنند متجاوز از 300 میلیون نفر در آسیای جنوبی سکونت دارند که از این میزان بیش از 200 میلیون مسلمان در واحدهای سیاسی مستقل اسلامی یعنی پاکستان، بنگلادش و مالدیو زندگی می نمایند.

مسلمانان هند

هند سرزمین نسبتا وسیعی است که در جنوب آسیا و آبهای گرم اقیانوس هند به صورت مثلثی قرار دارد مدار راس السرطان آن را به دو قسمت می نماید. آب و هوای آن به طور کلی گرم و مرطوب است اما این حالت در همه جای آن یکسان نیست. مردم هند از نژادهای سفید، سیاه و زرد تشکیل شده اند و زبان رسمی هند، هندی است ولی زبآنهای انگلیسی و فارسی هم در آن رواج دارد. دین اکثریت مردم، هندو (برهما) می باشد. اسلام با 12% از کل سکنه هند، دومین آئین این کشوراست. آئین های بودا و مسیح و زرتشت نیز در هند پیورانی دارد مرکز حک. مت آن شهر قدیمی و تاریخی دهلی نو می باشد و این کشور با 22 ایالت و 9 فرمانداری بصورت فدرال اداره می شود.

نخستین بار در زمان خلفای راشدین، اسلام به هند راه یافت. بازرگانان مسلمان و نیروهای نظامی در این مورد نقش مهمی را عهده دار بودند. اما عامل فرمانروایی مسلمانان بر این سرزمین وسیع، یورشی بود که مسلمانان تحت فرماندهی «محمد بن قاسم در عصر بنی امیه به هند بردند. غزنویان نخستین افراد ایرانی هستند که دین اسلام را به هندوستان سرایت دادند. در اواخر قرن چهارم و ابتدای قرن یازدهم میلادی «محمود غزنوی تحت عنوان جهاد اسلامی و نبرد با بت پرستی و بیدینی به سرزمین هند یورش برد و بخش بزرگی از آن را جزو قلمرو خود نمود. پنجاب نیزدر تصرف آنان بود و لاهور مرکز حکومت غزنویان قرار گرفت در زمان این پادشاهان گروهی از دانشمندان ایرانی از جمله ابوریحان بیرونی به هند رفتند. ( 2 )

در سال 1193م قطب الدین ایبک که از بردگان غوری بود، شهر دهلی را فتح نمود. البته گفته می شود اولین پادشاه غوری که به هندوستان لشکر کشید و دهلی را پس از فتح پایتخت خود قرار داد، سلطان محمد سام غور بود از این زمان یعنی قرن هفتم تا زمان سلطه استعمار انگلیس بر هند، دهلی پایتخت سلاطین مسلمان بود. غوریان در هند مصدر خدمات مهمی شدند و در عصر آنان علمای زیادی از ایران به هند رفتند. در واقع تبلیغات اسلامی در هند از زمان غوریان شروع گردید و مدارس و مساجد رونق یافت. ظهیر الدین محمد بابر که از احفاد امیر تیمور بود به هندوستان لشکر کشید و دهلی را مرکز حکومت خود قرار داد روابط تیموریان هند و پادشاهان صفوی بسیار حسنه بود و در این زمان جماعت زیادی از شعرا و ادبا به هند رفتند. در عصر تیموریان که اقتدار آنان در هند 4 قرن طول کشید (از سال 932 قمری برابر با 1526م) تمام مناصب حکومتی و مذهبی در دست ایرانیان بود. قطبشاهیان در دکن در تبلیغ دین اسلام و مذهب تشیع سعی و کوشش کردند. محمد علی قطب شاه همدانی با لقب قطب الملک در سال 918 قمری رسما زمامدار دکن گردید. عادل شاهیان که مذهب تشیع داشتند در ترویج و تبلیغ امور دینی کوشش نموده و بسیاری از مناطق هندوستان که در دست بت پرستان بود در زمان علی عادلشاه به تصرف مسلمین درآمد. سرسلسله آنان یوسف عادلشاه است که سلطنت ناحیه بیجاپور هند را بدست گرفت.

در اردوی سلسله عادل شاهی مدام گروهی از علمای ایرانی، سادات نجف اشرف، کربلا و مدینه شرکت داشته و امور دینی را زیر نظر گرفتند. ( 3 )

با فتور دولت اسلامی در هند و روی کار آمدن افراد بی کفایت و طغیان افراد محلی، وحدت این سرزمین به مخاطره افتاد و زمینه برای نفوذ استعمار انگلستان و استقرار کمپانی هند شرقی فراهم شد.

این کمپانی با ایجاد تفرقه بین امرای هند در قلب این کشور نفوذ نمود. در قرن نوزدهم میلادی، انقلابی که مسلمین در آن نقش داشتند بر علیه استعمار انگلستان صورت گرفت ولی دسایس استعمار مانع پیروزی آنان شد پس از آن ملکه ویکتوریا، هند را جزئی از سرزمین بریتانیا اعلام نمود و راه برای محو آثار و تمدن فرهنگ اسلامی و نفوذ فرهنگ غربی بر هند باز گردید.

نخستین گام آنها این بود که در سال 1905م استان بنگال را به دو بخش مسلمان نشین و هندو و تقسیم نمودند و با تحرک طرفین، زد و خوردهای شدیدی بین این دو فرقه پدید آوردند. البته این تقسیم بندی برای مسلمانان منافعی را در برداشت و در جهت وحدت و تشکیل آنان مؤثر بود و تلاش مسلمانان مبنی بر درخواست تصاحب کرسی ها از طریق انتخاب عمومی پذیرفته شد.

سرانجام ملت هند همچون آتشفشانی گردید که گاندی و رهبران مسلمان همچون مولانا ابوالکلام آزاد، مولانا محمد علی و شوکت علی در انفجار آنان مؤثر بدودند. در این خروشها و قیامها، مسلمانان، هدف عالیتری از هندوها داشتند و آن بدست آوردن آزادی کامل و خروج بی قید و شرط استعمار انگلیس بود و در واقع نخستین بانیان نهضت هند، مسلمانان بودند. در این راستا و جهت موفقیت مبارزات، قائد اعظم و مؤسس پاکستان یعنی محمد علی جناح در اتحاد مسلمین و هندوها می کوشید و تفرقه بین آنان را صلاح نمی دانست. در سال 1945م (1324 شمسی) دولت بریتانیا تسلیم مقاومت و مبارزات مردم هند و بویژه مسلمان شده و استقلال هند را اعلام کرد که در انتخابات آن حزب مسلمان مسلم لیک تمام کرسی های مسلمین را در پارلمان مرکزی و 446 از 495 کرسی مسلمانان را در شوراهای ایالتی بدست آورد (رهبر حزب مذکور دران زمان محمد علی جناح بود) در15 اوت 1947م کشورهای مستقل هند و پاکستان (شامل بخش غربی و شرقی) پدید آمد.

با آنکه مقرر گردید در هنگام استقلال پاکستان، ایالاتی که اکثریت مسلمان دارند، مختارند تابع یکی از دو کشور هند و پاکستان گردند ایالت پنجاب و بنگال و حیدرآباد، علی رغم اکثریت مسلمان و تمام مردم به پاکستان منضم نگردید و حیدرآباد که حدود 20 میلیون مسلمان داشت و در صدد بود تا خود کشوری مستقل باشد در سال 1948م مورد تجاوز هند قرار گرفت و به آن ضمیمه شد. در سال 1947م نیز هند مانع از آن گردید تا کشمیر مسلمان به پاکستان ملحق گردد. ( 4 )

در وضع کنونی (سال 1991م) دولت هند تعداد مسلمین را 95 میلیون نفر اعلام کرده است.

اما مسلمین عقیده دارند از بسیاری از آنها سرشماری بعمل نمی آید و رقم واقعی آنان به 150 میلیون نفر بالغ می گردد که حدود 17% سکنه هند را تشکیل می دهند.

از 1356 ناحیه هند، مسلمانان در 9 ناحیه در اکثریتند و در 19 ناحیه بیش از 25% و در94 ناحیه دیگر متجاوز از 10% جمعیت هستند. حدود 10% مسلمانان در ایالاتی واقعند که اکثریت آنان مسلمانانند. نزدیک به 70% مسلمانان هند، سنی مذهب و پیرو مکتب حنفی می باشند. بقیه مذهب شیعه اند. لکنهو که به عنوان یکی از بلاد مهم هند به شمار می رود یگانه مرکز و کانون فعلی شیعه اثنی عشری در هند است در این شهر بخش مهمی از آثار شیعه از قبیل مساجد و حسینیه ها دیده می شود. شیعیان سراسر هند در خصوص مسائل دینی و علمی و حتی سیاسی به این مرکز مراجعه و حل مشکل خود را جستجو می نمایند. مراسم عزای حسینی در ایام محرم و سایر مراسم ویژه شیعیان همه ساله در این ناحیه برپا می گردد. البته هم اکنون در تمام نقاط هند گروه شیعیان به چشم می خورند و هیچ شهری در هند وجود ندارد که خالی از سکنه شیعه باشد. حدود 35% مسلمانان هند، شیعی هستند که اکثریت آنان اثنی عشری، و تعداد کمی از آنها پیرو فرقه اسماعیلیه می باشند.

در میان شیعیان هند، دانشمندان بزرگ، ادبا و شعرای نامی، نویسندگان توانا، روزنامه نگار، وکیل مدافع و حقوقدان، پزشک مبرز و شخصیت های عالی و سیاسی به چشم می خورند که در سمت والی، راجه نواب مشغول بکارند. ( 5 )

مسلمانان به هنگامه اقتدار خود در هند آثار و بناهای جالبی از خود به یادگار نهاده اند و یا شیوه معماری خود را در بناهای هند دخالت دانده اند. از نمونه های درخشان معماری اسلامی در هند بنای عظیم تاج محل است که بنا به نوشته «راستاتیش گروور» ( 6 ) استاد معماری مدرسه عالی طراحی و معماری در دهلی، این بنای عظیم که در شهر اگرا واقع شده نمونه ای گویا از عظمت و پیشتازی معماری اسلامی در دوره هایی از تاریخ جهان است این بنا از جذابیت های جهانگردی هند به شمار می آید. ( 7 )

با وجود آنکه درصد مسلمین در هندوستان هر سال رو به تزاید است اما نقش سیاسی آنها بدلیل تفرقه و قومیت گرایی، رو به کاهش است به عنوان نمونه در انتخابات سال 1984م از 543 نماینده، 39 نماینده از مسلمین بودند در حالی که در سال 1989م به 32 نفر کاهش یافت.

در زمان استقلال هند که قاطبه مسلمین وضع متوسطی داشتند به پاکستان مهاجرت نمودند و آنها که به تشویق رهبران مذهبی در هند باقی ماندند از لحاظ احتماعی و اقتصادی در سطح پائینی قرار گرفتند تبلغات ضد اسلامی گروههای بنیادگرای هندو، مسلمانان را نگران نمود و در این حالت تعدادی از رهبران مذهبی به مسلمانان توصیه نمودند که اگر به حزب کنگره رای دهند از امنیت اجتماعی - مذهبی بنام «بانک رای مسلمین را پدید آورد.

ارتباط مداوم مسلمین با هندوها موجب رسوخ آداب و رسوم هندی در جامعه مسلمین شده به گونه ای که مسلمانان به نظام کاستی عقیده داشته و آنان که در طبقات بالا هستند به گروههای پائین به دیده تحقیر می نگرند و در مراسم اجتماعی بخصوص این حالت را در ازدواج رعایت می کنند. این رفتار که تحت تاثیر آئین هندو به جامعه مسلمین راه یافته است. هویت مسلمانان هند را تا حدودی تغییر داده و سنت های مذهبی مسلمانان بر اساس بافت اجتماعی هند در حال تحول است. ( 8 ) در رسوم خواستگاری، لباس پوشیدن و نیایش این تاثیرپذیری قابل ملاحظه می باشد. گرچه مسلمین با نفوذ اسعمار به برخورد منفی با آنان پرداختند اما بتدریج فرزندان خود را به مدارس استعماری فرستاده و افراد مرفه و طبقات بالا حجاب را کنار گذاشتند و مفاسد اجتماعی در بین برخی از آنان رواج یافت. هجوم تفکر مارکسیستی را نیزباید به موارد بالا افزود. سازمآنهای اسلامی وابسته به وهابیون نیز تبلیغات ویژه خود را در بین مسلمین دارند که با اسلام واقعی در تضاد و تزاحم است.

مسائل مربوط به بیسوادی و فقر مسلمین نیز ناگوار است و پس از قریب به نیم قرن که از استقلال هند می گذرد تنها 37% مسلمین باسوادند در مورد زنان این رقم 5% است. القاء تفکر ورشنگران هندی به مسلمانان در خصوص تفکیک دین سیاست نیز یکی از دلائل عدم موفقیت احزاب مسلمان در صحنه سیاسی است به عنوان مثال «حزب مسلم لیگ در طول تاریخ حیات خود تنها در ایالت جنوبی «کرالا» نفوذ داشته است. این ضایعه های فرهنگی و اجتماعی موجب آن شده تا در هنگام تشدید فعالیت های انتخاباتی، مسلمانان به سوی احزابی روی آورند که وعده و وعیدهایی برای بهبود اوضاع اجتماعی - اقتصادی به آنها می دهند. مسلمانان وقتی به سوی حزب جاناتا دال روی آوردند رهبران این حزب جهت جلب حمایت مسلمین روز میلاد حضرت محمد صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم را تعطیل اعلام نمود. ( 9 )

سرزمین کشمیر

سرزمین به عنوان نزدیکترین مکان زمینی به بهشت شهرتی کهن دارد و مشهور است که موسی عليه‌السلام قوم خود را از مصر بدان جا هدایت کرد. این سرزمین طبق نقلی مورد دیدار حضرت سلیمان عليه‌السلام پیامبر قرار گرفته و این پیامبر معبدی را در قله تخت سلیمان بنا نهاد.

20 قرن قبل در شرح ( 10 ) جغرافیائی هند، از کشمیر نام می برد. مسعودی جغرافی دان مسلمان شرح کوتاهی از جغرافیای تاریخی کشمیر ارائه می دهد اما شرح مفصل مربوط به ابوریحان بیرونی دانشمند مسلمان ایرانی می باشد. زیبایی و جاذبه با صفای آب و هوایی وفور نعمت و طراوت خاص موجب آن شده که این بهشت روی زمین در طول ادوار و قرون، مورد تهاجم اقوام و قبایل قرار گیرد و این چشم انداز زیبای کشمیر موجب آن شده تا مردمانش زنج و مصیبت ببینند و اگر کشمیر سرزمین جذابی نبود و اهمیت خاصی نداشت شاید این قدر به قتل و غارت و تهاجم دچار نمی شد. ( 11 )

کشمیر ناحیه ای است کوهستانی که در شمال غربی شبه قاره هند و در دامنه کوههای هیمالیا واقع است. ناحیه شمال شرقی شامل کوههای پربرف و سر به فلک کشیده قره قوم می باشد. کشمیر از شمال و شرق به چین، از جنوب به هند، از غرب به پاکستان و از شمال غربی به افغانستان محدود است.

آب و هوای آن بدلیل موقعیت جغرافیائی و شریط کوهستانی معتدل و بسیار مطبوع می باشد. کوههای صعب العبور این منطقه همچون سد نفوذ ناپذیری راه هرگونه تجاوز به هند، از راه چین و تبت و راههای مشابه را مسدود می نماید. از سوی دیگر سرچشمه سه رودخانه بزرگ سند (ایندوس) پنجاب و جهلم در ایالت مزبور قرار دارد و این مسئله در حکم رگ حیاتی در اقتصاد کشاورزی پاکستان به شمار می رود. وجود 95% مسلمان و عوامل مذکور، اهمیت سوق الجیشی و استراتژیکی این سرزمین را مشخص می کند. موقع خوب، آب و هوای مناسب و ذخائر فراوان، کشمیر را به تاج هند موسوم کرده است.

در حال حاضر کشمیر 222000 کیلومتر مربع وسعت دارد که 75% آن یعنی 138992 کیلومتر مربع که موسوم به جامو و کشمیر است در اختیار هند می باشد. 79778 کیلومتر مربع از آن تحت عنوان کشمیر آزاد در کنترل پاکستان است و مقدار کمی برابر 41500 کیلومتر مربع به کشور چین تعلق دارد که در جنگ 1962م که بین چین و هند در گرفت، چین آن را متصرف نمود. کل کشمیر حدود ده میلیون نفر سکنه دارد که 6 میلیون در جامو و کشمیر (60%) 5/2 میلیون نفر در کشمیر آزاد و بقیه در کشمیر چین هستند. ایالت جامو و کشمیر خود شامل 3 منطقه کشمیر، جامو و لاداخ است اکثر مسلمین درجامو و کشمیر (دره کشمیر) هندوها و سیک ها در جامو و اقلیت بودائی با ریشه تبتی در فلات شرق لاداخ هستند. ( 12 ) کشمیر بخاطر مناظر زیبا و میراث فرهنگی غنی از سوی اقبال لاهوری به ایران صغیر معروف شد. کوهستان هیمالیا که در بخشی از آن و میان قله هایش کشور کشمیر محصور است به این ناحیه موقع ویژه ای داده به گونه ای که این کشور سرزمین رودخانه ها و جویبارها و کوهسارها می باشد. در هنگام بهار سراسر خطه کشمیر از گل پوشیده می شود. دومین شبکه رودخانه هند یعنی سند از کشمیر به سوی جنوب روان شده که بخش اعظم پاکستان را می پوشاند. ( 13 )

با وجود ورود دین اسلام در قرن اول هجری باین سرزمین، ظهور اسلام تا سال 715 هجری در کشمیر به تاخیر افتاد در این سال یک نفر ایرانی در لباس قلندران وارد کشمیر شد و به تبلیغ دین اسلام پرداخت زیرا مردم کشمیر به قلندران علاقه خاصی دارند و به همین خاطر از تعلیمات او پیروی نموده و هر روز بر اعتبارش افزوده می شد. اسکندر مقدونی، چنگیزخان و سلطان محمود غزنوی نتوانستند در جریان کشور گشایی، کشمیر را به تصرف درآوردند و فتح آن به نام شاه میرزا سواتی معروف است که در 735 ه-ق در این سرزمین حکومت اسلامی ایجاد نمود که تا 991 قمری دوام آورد. از این تاریخ تا قرن نوزدهم مغولها و بازماندگان تیموری بر آن اقتدار داشتند. افغآنها تا سال 1819م نیز کشمیر را در تصرف خود نگاهداری می کرده اند سپس در اختیار مهارجه رنجیت سینگ قرار گرفت. با فوت او و پس از شکست سیک ها در مقابل قوای انگلیس، این قوم، کشمیر را به انگلیسی ها واگذار نمودند. دولتانگلیس نیز در ازای خدمات، آن را به مهارجا گلاب سینگ فروخت و از آن تاریخ اینخانواده در کشمیر حکومت می کردند این حالت یعنی حکومت اقلیتی هندو بر اکثریت مسلمان از سال 1846م تا 1947م ادامه یافت. در این تاریخ، استعمار انگلیس با تقسیم شبه قاره، برنامه ای پیاده کرد که بحران کشمیر را پدید آورد. ( 14 ) زیرا به هنگام تقسیم آن، بین دولت های هند و پاکستان، دولت انگلستان به موجب قانون تفویض استقلال کلیه حقوق خود را به رؤسای امارت نشین ها واگذار نموده و به آنان اختیار داده شد که با توجه به میل مردم تحت امارت خود می توانند به هر دو کشور هند و یا پاکستان ملحق شوند که کشمیر با توجه به اکثریت مسلمان باید به پاکستان الحاق می یافت ولی این کار صورت نگرفت. در اکتبر 1947م عشایر پاتان واقع در شمال غربی پاکستان با حمایت ارتش پاکستان در کشمیر نفوذ و تا شهر سری ناگار پیشروی کردند. در این هنگام مهاراجه کشمیر که از این پیشروی نگران و از مقابله با آنان عاجز مانده بود در 26 اکتبر سال 1947م طی نامه ای که به عنوان «لوردومنت باتن ( 15 ) ارسال نمود با استفاده از قانون تعویض استقلال، الحاق سرزمین تحت حکومت خود را به هند اعلام و ضمن آن تقاضای کمک نمود که در 27 اکتبر همان سال، دولت هند به اتکای این موضوع قوای خود را به کشمیر وارد و نبردی بین عشایر پاکستان و نیروهای هندی آغاز شد.

در اول ژانویه 1948م دولت هند، طی شکایتی به شورای امنیت سازمان ملل اعلام نمود که دولت پاکستان با تحریک عشایر، حاکمیت هند را مورد تعرض قرار داده و تقاضا کرد پاکستان از ورود عشایرش جلوگیری کند اما پاکستان قوای خود را برای کمک به عشایر وارد کشمیر نمود و در نتبجه نبرد مزبور شدت یافت. در چنین حالی شورایامنیت کمیسیون تحقیقی را به ریاست ژنرال ماک ماتن ( 16 ) کانادائی به کشمیر اعزام نمود و پس از آن با قطعنامه هایی از طرفین درگیر خواستار جلوگیری از انجام عملیات شد. در این قطعنامه ها مقرر شده بود که دولت پاکستان عشایر را از کشمیر خارج و هند اجازه داد حد اقل قوای لازم را برای حفظ آرامش و برقراری نظم در کشمیر نگاه دارد.

در قطعنامه 13 اوت 1327ش ( 1948 ) و ژانویه 1328ش ( 1949 ) سازمان ملل، مقرر شد مناطق مسلمان نشین کشمیر جزو پاکستان و نواحی هندونشین جزو هندستان درآید و جهت مشخص شدن میزان تمایل مردم برای پیوستن به هند یا پاکستان به آراء عمومی در یک جو آرام و محیط بی طرفانه مراجعه شود و تا وقتی این کار صورت نگرفته، سرزمین کشمیر نه جزو هندوستان است و نه از آن پاکستان ولی این قطعنامه اجرا نگردید و هندوستان همچنان نیروهای خود را در کشمیر نگاه داشته است. ( 17 )

در فوریه سال 1954م مجلس مؤسسان کشمیر الحاق این سرزمین را به هندوستان اعلام نمود. ( 18 ) و در سال 1963م هند اعلام نمود که جامو و کشمیر از ایالات این کشور نمی باشد. چنین موضعی دو جنگ بین هند و پاکستان را در سالهای 1965م و 1970م رقم زد. در سال 1972م ذوالفقار علی بوتو رئیس جمهور وقت پاکستان قرار داد «سمیلا» را بر سر مسئله کشمیر با هندوستان منعقد کرد که در آن خط آتش بس به خط کنترل تغییر یافت و این سیاست انفعالی همچنان ادامه دارد.

از آن سوی، مردم کشمیر به مقابله با قوای هندی پرداخته و در شهر پونچ علیه مهاراجه دست به شورش زده و موفق به سرنگونی وی شده و با حمایت پاکستان، کشمیر آزاد را در غرب و جنوب غربی کشمیر بنیان گذاردند. این ناحیه تحت نظارت پاکستان به صورت فدرال و به شکل خود مختار اداره می شود و دارای رئیس جمهور مستقل و دولت و مجلس می باشد که حکم ریاست جمهوری آن از سوی ریاست جمهوری پاکستان تنفیذ می شود، تا قبل از اوج گیری بحرآنهای اخیر، جامو و کشمیر به صورت فدرال اداره می گردد ولی با گسترش مبارزات حق طلبانه مردم برای استیفای حقوق واقعی خود و نجات از سلطه غیر مسلمان این ایالت از حالت فدرال خارج و مستقیما توسط دولت مرکزی اداره می شود.

در 5 ژانویه 1990م که با چهل و یکمین سالگرد صدور قطعنامه سازمان ملل، مصادف بود و از سوی مردم کشمیر، روز کشمیر نامگذاری شده بود تظاهراتی از سوی مسلمین برگزار گردید که با مقاومت سرسختانه پلیس هند مواجه و چندین شهید و مجروح بر جای گذاشت به دنبال آن اعصابات و تظاهرات موج فزاینده ای بخود گرفت و دولت هند با نیروهای مجهز و تانک و زره پوش به سرکوبی شدید مسلمین پرداخت و پس از آن حکومت نظامی اعلام نمود. برخورد خشن مزبور باندازه ای بود کهحتی پلیس های محلی به برخورد نیروهای پلیس فدرال اعتراض نموده و به تظاهر کنندگان پیوستند.

یکی از علمای ایران که در کشمیر به اسلام خدمت شایان توجهی کرده «میر سید علی همدانی می باشد. این مرد که از مفاخر اسلامی است هزاران شاگرد در کشمیر تربیت کرد که هر کدام خود استاد شدند. مقام این روحانی فاضل هنوز در کشمیر محترم است و آنجا را زیارت می کنند و همه ساله در روز عاشورا هنگامی که دستجات عزاداران از آنجا عبور می کنند پرچم های خود را به حال احترام فرود می آورند. ( 19 )

نپال

کشور نپال ه به روش سلطنتی اداره می شود با 147000 کیلومتر مربع وسعت و 16500000 نفر سکنه در شمال شرقی هند واقع است. مرتفع ترین قله جهان یعنی اورست با 8882 متر ارتفاع از سطح دریا در این کشور واقع می باشد. در حدود 600000 نفر مسلمان در این کشور سکونت دارند. این در حالی است که در سال 1953م مسلمانان نپال به 200000 نفر بالغ می گردیدند.

اسلام در سال 586 هجری قمری مطابق با 1190 میلادی وارد این سرزمین شد. در پایان قرن چهاردهم میلادی سلطان شمس الدین بنگالی به دره کاتماندو (مرکز نپال) حمله برد که این یورش موجب حضور بیشتر مسلمین در نپال شد. در هنگام امپراطوری مغول نفوذ اسلام در نپال رشد فزاینده ای بخود گرفت. مسلمانان اکثرا در ناحیه تارای ( 20 ) در امتداد مرز شرقی با هند تمرکز دارند. زبانشان اردو و مذهبشان حنفی است که در این دو مورد با مسلمانان هند وجه مشترکی دارند.

البته دین اکثریت، هندو و بودایی است و زبان رسمی نپالی می باشد و زبآنهای بیهاری و گورخائی نیز رواج دارد نپال تنها کشور پادشاهی هندو مسلک جهان است.

بوتان

کشور بوتان با 47000 کیلومتر مربع وسعت و 1420000 نفر سکنه در شمال شرقی هند، واقع است. کشوری است کوهستانی که به دریا راه ندارد. این سرزمین به شیوه مشروطه سلطنتی اداره می شود و از کل سکنه آن 87000 نفر آئین جاودانی اسلام را پذیرفته اند. مسلمین این کشور با مسلمانان بنگال غربی و آسام (شمال شرقی هند) در ارتباطند و اکثرا از نژاد بهوتا، نپالی و آسام می باشند.

مردم بوتان اکثرا پیرو هندو و بودا هستند.

سریلانکا (سیلان)

سری لانکا به صورت جزیره ای در جنوب شرقی هند قرار دارد. وسعت این کشور برابر با 66000 کیلومتر مربع و تعداد سکنه آن به 16300000 نفر بالغ می گردد. موقع جزیره ای (قرار گرفتن در اقیانوس هند) و نزدیکی به خط استوا موجب گرمی هو و رطوبت زیاد این منطقه شده است. تنگه پالک این کشور را از سرزمین هند جدا می نماید. دین اکثریت، بودائی و برهمایی است. ولی بیش از 5/7% مردم آن مسلمانند. انتشار اسلام در این جزیره از دو طریق و در دو زمان انجام پذیرفت: اول کاروآنهای تجاری مسلمانان که در آغازین روزهای تولد اسلام، از جزیرة العرب به این سرزمین آمدند. دوم با فتوحات مسلمانان ترک در این جزیره که منجر به تشکیل دولت اسلامی به سال 1206م در هند گردید. ازدواج بازرگانان عرب با زنان بومی نیز در گسترش اسلام بسیار مؤثربود. سقوط بغداد به سال 1285م موجب مهاجرت مسلمانان بدین نواحی شد که در شکل گیری مسلمانان جنوب هند رل مهمی را به عهده داشتند. اما مسلمانان با دو مشکل واجه بودند: اختلاف با افراد سینهالی در زبان و با تامیل های شمالی در عقاید دینی معهذا اوضاع مسلمین در حال رشد و توسعه بود که پرتقالی ها در سال 1502م وارد سیلان شده و ضربات سختی به مسلمانان وارد نمودند و در سال 1526م رسما نسبت به اخراج آنان اقدام نمودند و افراد کمی که باقی ماندند به نقاط درو افتاده، پناه بردند.

هلندیها در سال 1658م عمل پرتقالی ها را تکرار نمودند.

تاریخ حرکتهای مسلمین در سریلانکا سه دروه دارد:

دوره اول از سال 1947م تا 1960م که چون دراقلیت به سر می بردند با سینهالی ها، مشی همکاری را پیش گرفتند. دروه دوم از سال 1960م تا 1977م که در امور سیاسی نقش فعالتری را پیش گرفتند و نفوذ سیاسی را بجائی رسانیدند که دکتر «دیورین محمود» به عنوان وزیر آموزش پرورش سری لانکا در نظام آموزشی این کشور تحولاتی به نفع مدارس اسلامی پدید آورد.

در دوره سوم که از سال 1977م آغاز می شود. بین سینهالیهای اکثریت و تامیل ها اقلیت نزاعهایی در گرفت که در این درگیریها گرچه مسلمانان اعلام بیطرفی نمودند ولی ضربات سختی را تحمل نمودند و تعداد زیادی از آنان کشته و مجروح شدند که چنین برنامه فجیعی می تواند چندین دلیل داشته باشد:

1- حمایت دولت از سینهالیها و اینکه افراد مسلح تامیل از سوی قوای نظامی مورد حمایت قرار می گیرند ولی مسلمانان هیچ گونه حامی ندارند.

2- ترحیکات اسرائیل غاصب و حمایت از طایفه ای علیه طایفه دیگر، اثرات سوء بر روابط سری لانکا با کشورهای اسلامی گذاشته است.

3- کمکهای مالی و غیر مالی کشورهای مسلمان و عرب به مسلمین این سرزمین حساسیتهایی را در گروههای دیگر ایجاد می نماید.

اگر زبان سینهالی رسمی شود، مسلمانان با محیط تامیلی مسلمان خود در هندوستان بیگانه می شوند و اگر چریکهای تامیل پیروز شوند مسلمانان را به گروههای سینهالی و تامیلی تقسیم می کنند.

مسلمانان در نقاط مختلف پراکنده اند اما توزیع آنها یکسان نمی باشد. در شهر منار در شمال جزیره 28% و در کلمبو ( 21 ) (مرکز حکومت) 10%، در جنوب 3% و در شرق بویژه در ناحیه امباری 42% مسلمان سکونت دارند. از حدود 200 مسجدی که در سریلانکا وجود دارد 25% آن در کلمبو می باشد. تعداد مسلمین در حال حاضر 1275000 نفر می باشد. غیر از اقلیت های مسلمان آسیای جنوبی در 3 واحد سیاسی پاکستان، بنگلادش و مالدیو اکثریت با مسلمانان است که به معرفی هر کدام از این نواحی می پردازیم:

پی نوشتها

1- Cherapunji

2- خدمات متقابل اسلام و ایران ص 388.

3- ماخذ قبل ص 391.

4- مسلمانان در نهضت آزادی هندوستان ترجمه آیت الله سید علی خامنه ای.

5- تاریخ شیعه - علامه محمد حسین مظفر، ترجمه دکتر سید محمد باقر حجتی از ص 315 تا 342.

6- Rasatish Grover

7- مسلمانان هند به زبان انگلیس مقاله معماری اسلامی در هند به نقل از مجله سروش ش 607 تیرماه 1371.

8- مسلمانان هند - به زبان انگلیسی نوشته چند از دانشمندان مسلمان به نقل از سروش. ش 607.

9- روزنامه اطلاعات ش 19333 - اول خرداد 1370.

10- Pertolemy

11- کشمیر، بهشت زخم خورده - نویسنده الطاف حسین ترجمه فریدون دولتشاهی بخش اول پیشگفتار.

12- سابقه تاریخی بحران کشمیر - حمید توکلی کرمانی کیهان ش 14224 تا 14227.

13- سرزمین و مردم هند - مانورا ماموداک، ترجمه فریدون گرکانی تهران 1345.

14- پاکستان س دکتر عبدالعظیم ولیان - تهران - زوار - 1350.

15- Lor Doment Batten

16- Mack Matten

17- پاکستان حقایق اساسی - سفارت پاکستان در ایران، بی تاریخ و بدون نام نویسنده.

18- سرزمین و مردم هند - مانورا ماموداک.

19- خدمات متقابل اسلام و ایران ص 393.

20- Tarai

21- Colombo


جمهوری اسلامی فدرال پاکستان

کشور پاکستان با بیش از 804000 کیلومتر مربع وسعت در جنوب شرقی ایران قرار دارد. پاکستان بین 24 درجه و 30 درجه عرض شمالی و 62 درجه و 75 درجه طول شرقی قرار دراد. نواحی شمال و شمال غرب و نیز بلوچستان پاکستان، حالت کوهستانی دراد. غیر از این دو ناحیه کوهستانی، بعیه خاک پاکستان جلگه ای است که از آبرفتهای رودخانه سند وشعبات آن بوجود آمده است. آب و هوای شمال پاکستان معتدل، جنوب آن گرم و مرطوب و پرباران بوده و بلوچستان آن آب و هوای گرم و خشک دارد. غیر از چهار استان: پنجاب، سند، مرز شمال غربی و بلوچستان سایر نواحی به صورت فدرال توسط قبایل پاکستان اداره می شود. مرکز حکومت آن اسلام آباد و از شهرهای مهم آن بندر کراچی، لاهور7 پیشاور، کویته، و راولپندی را می توان برشمرد. پاکستان از مراکز بزرگ 6 تمدن باستانی است. و تمدن دره ایندوس (سند) در 4500 سال قبل به نقطه اوج خود رسیده بود.

غالب سکنه 102 میلیونی پاکستان در کنار رود سند و دره های کوهستانی پنجاب سکونت دارند. استان پنجاب به تنهایی 56% سکنه را در داخل خود جای داده است. در حالی که بلوچستان با 44% مساحت کشور تنها 5% سکنه دارد. 2/97% مردم این سرزمین مسلمانند. اسلام در سال 94 هجری مطابق با 712 میلادی وارد پاکستان شد.

25% مسلمین پاکستان شیعه هستند و شهر کویته مرکز ایالت بلوچستان از مراکز مهم شیعیان است. در ناحیه بلتستان و گلگیت در مرز چین و پاکستان و نیز در پنجاب، شیعیان سکونت دارند. شیعیان بزرگترین اقلیت این کشورند که در استقلال و ثبات سیاسی پاکستان نقش حساسی به عهده داشته اند. محمد علی جناح (عائد اعظم) بنیان گذار پاکستان، نیز شیعه بود.

قدیمی ترین سازمان شیعی «آل آینه یا شیعه کنفرانس نام دارد که مرکزش در شهرلکنهو هند بوده و هدف عمده آن متحد ساختن شیعیان در سراسر هند قدیم بود که بعدها اعضای آن در استقلال پاکستان کوشیدند. سازمان پاسداری از حقوق شیعیان، دومین تشکیلات قدیم شیعیان است. گروههای شیعی پاکستان در راستای تحقق مسائل زیر به تشکیل خود می پردازند:

الف - صدرو مجوز تدریس کتب دینی خاص شیعه در سطوح ابتدائی و متوسطه برای دانش آموزان.

ب - تفکیک موقوفات شیعه از اهل سنت.

ج - آزادی شیعیان در برپائی مراسم عزاداری ماه محرم و عاشورای حسینی مهمترین گروهها شیعه که اداره حوزه های دینی و نیز حرکتهای سیاسی - مذهبی شیعیان را هدایت منمایند عبارتند از نهضت اجرای فقه جعفری شامل گروه علامه ساجد نقوی و گروه حامد علیشاه موسوی؛ این نهضت بدین صورت پدید آمد که بزرگان شیعه پاکستان در نشستی که در 24 فروردین 1358ش مصادف با 12 اوریل 1979 در شهر بهکر (در استان پنجاب) تشکسل دادند و دو روز به طول انجامید مسئله حزب و رهبر را در اجتماعی بزرگ از شیعیان مطرح نمودند. شور و هیجان حاکم بر این جمعیت دوران انقلاب اسلامی ایران را تداعی می کرد و پس از بحث و گفتگو سازمانی بنام «نهضت اجرای فقه جعفری بنیان نهاده شد که علامه مفتی جعفر حسین به عنوان نخستین رهبران برگزیده شد. متعاقب آن شیعیان به رهبری این نهضت در سال 1980م با محاصره ساختمان نخست وزیری در اسلام آباد خواسته های بر حق خود را عنوان نمودند. در شهرویر 1362 شمسی مفتی جعفر حسین فوت نمود و در این فاصفه حامد علیشاه موسوی که مورد حمایت دولت بود، کاندید شد. اما شورای عالی نهضت به اتفاق آراء علاه سید عارف حسین حسینی را به رهبری شیعیان و ریاست نهضت برگزید و از این پس در نهضت مذکور انشقاق پدید آمد. علامه عارف حسینی در نجف اشرف با امام خمینی (قدس سره) آشنا گردید و از محضر ایشان بهره های اخلاقی و سیاسی برد و با تاثیر پذیری از اندیشه های امام، موضع گیری پرتحرکی را از خود بروز داد و سرانجام در 14/5/67 شمسی بدست یکی از مزدوران ضیاء الحق به شهادت رسید. ضیاء الحق با شیعیان مخالف بود و با وقوع انقلاب اسلامی ایران اعلام داشت: «برنامه ما حاکمیت بخشیدن به فقه حنفی است. »

بین ایران و پاکستان مشترکات دیرینه ای وجود دارد زرا از آغاز قرن پنجم تا قرن سیزدهم در شبه قاره هند که این سرزمین تا سال 1947م جزو آن بود، زبان فارسی به عنوان زبان رسمی قلمداد می گردید و در این مدت کتب زیادی به زبان فارسی نوشته شد. دپارتمان زبان فارسی دانشگاه پنجاب که در سال 1870 میلادی تاسیس شده به تدریس زبان فارسی تا سطح کارشناسی ارشد مشغول است. تعدادی از نسخ خطی ارزشمندی که توسط دانشوران ایرانی تالیف شده اکنون درک تابخانه های هند و پاکستان نگاهداری می شود. برخی فرهنگ ها و دستور زبآنها همچون فرهنگ جهانگیری، برهان قاطع و فرهنگ رشیدی در این شبه قاره تدوین یافته است. جلوه فرهنگی و معنوی اسلام را ایرانیان به مردمان هندی نشان دارند و اغلب مروجین و مبلاغان اسلامی، ایرانی تبار یا دست پرورده ایرانیان هستند. ( 1 )

کشور پاکستان و هندوستان تا سال 1236ش (1947م) که سال تاسیس این دو واحد سیاسی است. سرنوشت تاریخی مشترکی دارند و در این سال بود که به رهبری محمد علی جناح پاکستان در صحنه سیاسی جهان ظاهر گردید. پاکستان از آغاز شامل دو بخش شرقی و غربی بود که این دو بخش صدها کیلومتر با هم فاصفه داشتند ولی چون مردم قسمت شرقی احساس نمودند که حقوق اجتماعی، سیاسی و اقتصادی آنان توسط قسمت غربی رعایت نمی شود، به قیام و شورش برخاسته که در این جریان، هند از بنگالیها حمایت نمی شود، به قیام و شورش برخاسته که در این جریان، هند از بنگالیها حمایت نمود و در سال 1971م (1350ش) جنگی بین هند و پاکستان آغاز شد که به شکست پاکستان و استقلال بخش شرقی با عنوان بنگلادش منجر گردید. پاکستان با کشورهای غربی رابطه ای خوب دارد ولی روابطش با چین از اهمیت ویژه ای برخوردار است. در سال 1981م پس از سالها سردی روابط، پاکستان و آمریکا روابط خود را تجدید نموده و گسترش دادند.

30% مردم پاکستان با سوادند 80% مردم در روستاها و بقیه در کانونهای شهری سکونت دارند. 33% تولید ناخالص آن محصولات کشاورزی تشکیل می دهد اما بدلیل خشکی هوا و کمی وسعت مراتع دامپروری در آن توسعه آنچنانی ندارد. 18% تولید ناخالص آن از بخش صنعت بدست می آید. ( 2 ) طول راههای شوسه پاکستان به 108530 کیلومتر و طول راه آهن آن به 8775کیلومتر بالغ می گردد. ( 3 )

جمهوری بنگلادش

بنگلادش یکی از فقیرترین کشورهای جهان است که با 144000 کیلومتر مربع وسعت و 102 میلیون نفر سکنه به صورت جلگه مسطحی در شرق شبه قاره هند واقع است. از جنوب شرقی به کشور میانمار و از جنوب به خلیج بنگال محدود می باشد. نزدیکی به خط استوا و وجود بارانهای موسمی بنگلادش را به صورت منطقه ای گرم و مرطوب درآورده است. رودخانه های این کشور که از ذوب برفهای هیمالیای شرقی بوجود می آیند درمسیر جنوب به خلیج بنگال می ریزند و گنگ و براهماپوترا مهمترین آنان هستند و جلگه ای که کشور بنگلادش را تشکیل می دهد از دلتای این رودها بوجود می آید. بخش بزرگی از بنگلادش پوشیده از جنگل است و مهمترین منطقه جنگلی آن «سندربن است که در جنوب غربی و مرکز بنگلادش و چیتاگونگ قرار دارد.

از 102 میلیون سکنه این کشور 90% در روستاها و 10% در شهرها سکونت دارند، بنگلادش پس از اندونزی دومین کشور جهان اسلام از نقطه نظر جمعیت است. مردم آن از نژاد زرد و سفیدند و بیش از 85% آنان را مسلمانان تشکیل می دهند. زبان اصلی مردم بنگالی است که ریشه سانسکریت دارد و در دوره حکومت مسلمانان، بر شبه قاره هند تعدادی واژه های فارسی و عربی وارد این زبان شده است. زبان انگلیسی را نیز دانشگاهیان و عده ای از بازرگانان مورد استفاده قرار می دهند و برخی مکاتبات اداری به این زبان صورت می گیرد.

بنگلادش تا سال 1971م به عنوان بخش شرقی پاکستان تحت قلمرو این کشور بود تا اینکه در این سال به رهبری شیخ مجیب الرحمن و پس از مبارزات گسترده ای، بنگلادش در صحنه سیاسی پدیدار شد. سبب نارضایتی مردم از حکومت پاکستان که در بخش غربی مستقر بود موارد متعددی است که به پاره ای از آنها اشاره می گردد:

1- بنگالی ها 56% کل پاکستان را تشکیل می دادند و خواهان آن بودند تا زبان بنگالی زبان رسمی باشد، حال آنکه زبان اردو به عنوان زبان رسمی انتخاب شده بود.

2- مرکز نظامی، اداری، سیاسی و اقتصادی اکثرا در دست افراد پاکستان غربی بود. به عنوان مثال 85% مقام های کشوری به اهالی پاکستان غربی اختصاص داشت.

3- بیشتر درآمدهای مردم بنگلادش (ناحیه شرقی پاکستان) جهت رفاه پاکستان غربی صرف می شد و اصولا بنگال شرقی بصورت تولید کننده مواد خام باقی ماند و از برنامه های صنعتی و توسعه اقتصادی بازمانده بود. ( 4 ) بنگلادش پس از آزادی با دشواریهای زیاد روبرو شد. اوضاع اقتصادی نابسامان و اسکان ده میلیون پناهنده که قبل از استقلال به هند رفته بودند و نیز تشتت در ارتباطات، این کشور نوبنیاد را در معرض خطر قرار داده بود، جنگهای خونین، آوارگی و مهاجرتها موجب آن شده بود که زمینها کشت نشوند. شش میلیون خانه ویران شده، راه آهن مختل شده، پل ها منهدم شده مزارع خالی از محصولات کشاورزی، کمبود مواد غذایی را سبب گردید و این معضل به مردم فشار زیادی وارد نمود. در ماههای آخر 1974م حدود 28000 نفر از گرسنگی تلف شدند. حوادث طبیعی چون طوفآنهای مهیب، سیلابهای بنیان کن، فشار اقتصادی را بر مردم بیشتر کرد. این عوامل سبب شد که بنگلادش با ذخائر غنی و زمین های حاصلخیز جزو کشورهای تهیدست جهان قرار بگیرد و از راه وامها و کمکهای خارجی به زندگی ادامه دهد که این کمکها خود وابستگیهای سیاسی - فرهنگی به دنبال دارد. اکنون نیز این کشور از حالت بی ثباتی سیاسی رنج می برد، رژیم ژنرال ارشاد مدتها با جناحهای مخالفی درگیر بود که رهبری آنها را دو زن به عهده داشتند، دو حزب اصلی که جناح مخالف را رهبری می کردند برای مدتی حکومت را در دست داشتند و مردم بنگلادش در این دوران انواع تلخیها و رنجها را دیدند و دو زنی که احزاب مخالف غیر مذهبی را رهبری می کردند در صدد تقلید از اسلاف خونریز خود برآمدند اما مشی احزاب مسلمان با آنها کاملا متفاوت بود. زیرا اینها در صدد تصاحب قدرتند اما مسلمانان به اجرای سنت الهی و عمل نمودن به احکام اسلامی تاکید می ورزیدند. رژیم ارشاد که چنین هدفی را از سوی مسلمانان دریافت، به سرکوب وحشیانه و خونین تظاهرات آنان همت گماشت. پس از ژنرال ارشاد، خانم خالده ضیاء بیوه ضیاء الرحمن که مدتی حزب غیر مذهبی ملی بنگلادش را به عهده داشت روی کار آمد و لذا هنوز مسلمین به هدف خود نرسیده اند. ( 5 )

از دشواریهای دیگر بنگلادش سیل مهاجران منطقه آراکان میانمار است که به سوی این کشور سرازیر می شوند بیماریهای مسلمانان در بنگلادش نیز وضع ناگواری دارد اینان جماعتی از مسلمانان هستند که از هند به سوی شرق پاکستان مهاجرت کرده اند با تشکیل کشور بنگلادش این گروه 300000 نفری تقاضای مهاجرت به پاکستان را نمودند ولی پاکستان اقدامی برای پذیرش آنان به عمل نیاورد از این رو بیهاریها به صورت جماعتی از این جا رانده و از آنجا مانده در آمدند آنها اکنون در 66 اردوگاه سکونت دارند و از کمکهای ناچیز سازمان ملل استفاده می نمایند ناامیدی این گروه در حدی بود که در سوم مارس 1981م مصادف با سالگرد استقلال پاکستان تصمیم گرفتند خود سوزی کنند و 5000 نفر داوطلب عمل خود سوزی شدند ( 6 ) اما رهبران آنان اجازه ندادند این حرکت عملی شود.

بنگلادش کشوری است روستایی زیرا حدود 68000 روستا دارد و کشاورزی مهمترین رکن آن است این کشور بزرگترین تولید کننده و صادر کننده کنف در جهان است و 36% سکنه آن در کشت و تولید آن مشغول بکارند. چای، توتون و برنج از مهمترین محصولات کشاورزی این کشور است. حدود 6 میلیون نفر از مردم این کشور در ارتباط با صید ماهی هستند و 250 نوع ماهی از آبهای شور و شیرین آن بدست می آید. گاز طبیعی تنها منبع با ارزش بنگلادش است که در سال 1955م در هاریپور در شرق سیلهت کشف شد. در سیلهت و کومیلا منابع ذغال سنگ وجود دارد. ذخائر مس و سنگ آهک در چیتاگونگ و دیگر نواحی بهره برداری می شود. صنایع مربوط به کنف، نساجی، غذایی، چوب و کاغذسازی نیز در این کشور بوجود آمده اند. ( 7 ) واحد پول آن تاکا ( 8 ) می باشد.

جمهوری مالدیو

جمهوری مالدیو با 298 کیلومتر مربع وسعت به عنوان کوچکترین کشور مسلمان جهان به صورت مجمع الجزایر خوشه ای در ابهای اقیانوس هند و جنوب غربی شبه قاره هند و غرب سریلانکا قرار گرفته است. مالدیو مرکب از 2000 جزیره مرجانی است که بر روی رشته کوهی دریائی که منشا آتشفشانی دارد در جهت شمالی - جنوبی قرار گرفته اند. 2200 جزیره آن مسکونی است. تمامی سطح جزایر از درخت نارگیل پوشیده اند. معروفترین این جزایر، جزایر مال نام دارد که کمی جنوبی تر از کانال «کاردیوا» ( 9 ) واقع است.

چون این جزایر به خط استوا نزدیکند و در آبهای اقیانوس هند محصورند، آب و هوای گرم و مرطوب دراند.

در قرون اولیه هجری، آئین اسلام توسط بازرگانان عرب باین سرزمین راه یافت. در قرن چهارم هجری ابن بطوطه سیاح مسلمان به مالدیو آمد و گزارشی از این ناحیه ارائه داد. در اوایل قرن شانزدهم با گسترش نفوذ پرتقالی ها در آسیا، مالدیو نیز جزء نواحی مورد تصرف آنان درآمد. در قرن هفدهم میلادی که هلندیها بر آن استیلا یافتند، مالدیو بخشی از سری لانکا بود. بعد مالدیو به تصرف انگلستان و فرانسه درآمد و در قرن نوزدهم با وجود سلطه انگلستان بر آن، حکومت نیمه مستقل سلطنتی بر آن حاکم بود. انگلستان در سال انگلستان در سال 1948م به مالدیو خود مختاری داد و در سال 1953م نظام سلطنتی آن ملغی و نظام جمهوری جایگزین آن گردید. مالدیو در سال 1965م مستقل شد. این کشور به لحاظ درآمد سرانه یکی از عقب افتاده ترین واحدهای سیاسی جهان است.

آخرین تقسیمات کشوری آن شامل 19 بخش است که زیر نظر یک کمیته منتخب مردم به ریاست مامور دولت مرکزی اداره می شود. 212000 نفر سکنه دارد که 30% آن زندگی شهری دارند. رشد سالانه جمعیت 4/3% و تراکم نسبی آن 4/711 در کیلومتر مربع است. مردم آن از نژاد دراویدی، سینهالی و عرب هستند. زبان رسمی آن دیوهی است و اکثرا مسلمان و سنی مذهبند. اقتصاد آن بر ماهیگیری، کشاورزی و پذیرایی از کشتی های کشورهای جهان استوار است. واحد پول آن روپیه مالدیو می باشد که برابر با 100 دلاری است.


ج - آسیای جنوب شرقی

آسیای جنوب شرقی

منطقه ای است سرسبز و آباد با منابع غنی زیرزمینی، محصولات جنگلی فراوان و تولیدات کشاورزی - که جنبه حیاتی دارند. تنگه ها، آبراهه ها و دسترسی به منابع آبهای آزاد، به این منطقه زرخیز موقع بسیار مناسبی داده و اهمیت سوق الجیشی و استراتژیکی آن را افزون نموده است.

این خصوصیات ویژه طبیعی و اقتصادی و نقش سیاسی این منطقه موجب آن شده که استقمارگران غربی، متجاوزان چینی و امپریالیسم تازه به دوران رسیده ژاپن کوشیده اند به نحوی این سرزمین را تحت سلطه خود درآورند تا بتوانند با غارت منابع آن سفره چربی برای خود تدارک ببینند. هنگام ترک مناطق مذکور نیز با تعیین مرزهای اجباری و غیر واقعی و همچنین تحریکات سیاسی، کشورهای آسیای جنوب شرقی را به جان هم انداخته تا از طریق استعمار جدید (نئوکلونیالیسم) بتوانند منافع خود راحفظ کنند. به عنوان مثال شبه جزیره هندوچین که 5/1 برابر ایران وسعت دارد، هفت واحد سیاسی را در بر می گیرد که هر کدام با واحدهای سیاسی همجوار خود درگیریهای خونین و نبردهای سنگینی داشته اند که توسعه اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی آنان را به تعویق انداخته است. این منازعات چیزی جز میراث شوم استعمار نبوده و هنگامی که به تاریخ نفوذ استعماری در کشورهای این منطقه دقیق شویم سرنخهایی از ماید استعماری به چشم می خورد.

استکبار جهانی در سیاست کلی تقویت حضور همه جانبه در نقاط استراتژیک و جهت استقرار پایگاههای سیاسی نظامی پس از این که خود در نواحی استراتژیکی چون آسیای جنوب شرقی پدید آورد و هر کدام از کشورها را بر علیه دیگری تحریک نمود، برای تقویت بنیه سیاسی، اقتصادی خود، آنان را وادار نمود که برای وحدت خود (در ظاهر) و در باطن برای حفظ منافع استکبار، پیمآنهای نظامی سیاسی و اقتصادی بوجود آورند. در این راستا امریکا در سال 1967م پیمان به اصطلاح اقتصادی آ. سه. آن ( 10 ) یا انجمن ملل جنوب شرقی آسیا را بدون حضور مستقیم خود پدید آورد تا از حساسیت چین بدان بکاهد. این اتحادیه با حضور 5 کشور: مالزی، سنگاپور، فلیپین، تایلند و اندونزی در بانکوک (در سال 1967م) موجودیت خود را اعلام نمود. در اولین اعلامیه این اتحادیه به موارد زیر تاکید شده بود: شتاب در رشد اقتصادی کشورهای عضو، پیشرفت اجتماعی و توسعه فرهنگی از طریق احترام به روح برابری و مشارکت در همکاری به منظور ایجاد جامعه ای صلح طلب از ملتهای آسیای جنوب شرقی، استقرار صلح و ثبات در منطقه از طریق احترام به عدالت و نظامات قانونی، اما در عمل جز تامین منافع استکبار جهانی و در راس آن آمریکا، فعالیت عمده دیگری نداشته است.

پیمان دفاعی جمعی آسیای جنوب شرقی (سیتو) ( 11 ) در سال 1954م توسط استرالیا، امریکا، فرانسه، انگلستان، زلاندنو، پاکستان، فیلیپین و تایلند به امضاء رسید که مقر آن بانکوک بود و در سال 1965م پاکستان از آن خارج شد و با سرنگونی رژیم ویتنام جنوبی در سال 1975م این سازمان در عمل کارآیی خود را از دست داد و منحل شد. در وضع فعلی دول غربی از منابع اقتصادی و آبراههای استراتژیک این منطقه که دو اقیانوس هند و آرام را بهم متصل می کند نیز بهره برداری می نمایند و پایگاه های نظامی امریکا در اغلب جزایر این منطقه اسقرار دارد.

تا زمانی که پای استعمار به کشورهای این منطقه گشوده نشده بود، ساکنین آن به زبان مشترک اسلامی مالی که با خط عربی نوشته می شد، سخن می گفتند و قدرت مسلمین در اسیای جنوب شرقی در ناحیه ای به طول 700 کیلومتر از ناحیه آراکان (در غرب میانمار فعلی) در غرب تا تاحیه پاپوا در شرق و در امتداد خط استوا، ادامه داشت. کشورهای آچه ( 12 ) (سوماترای فعلی) مالایا، پاتانی، بورنئو، جاوه، سلبس، مولوکاس، میندانانو، لوزن و جزایر متعدد دیگر بهصورت مستقل و تحت قوانیت اسلامی اداره می شدند. در 26 مارس 1873م ارتش هلند به سرزمین اسلامی آچه (سوماترا) حمله بود ولی در آوریل همان سال کست سختی را متوجه خود نمود ولی بعد از مدتی با غلبه بر جاوه به استعمار سرزمین اندونزی پرداخت. ( 13 )

گرایش مردم آسیای جنوب شرقی به اسلام تحت اجبار و حتی فتوحات نظامی نبوده و بلکه غالبا از قدرت جاذبه ای نشات گرفته است که مسلمانان در برخورد با مردم این سرزمین از خود بروز می داده اند «روژه دو پاسکیه می نویسد:

«در کشوری چون اندونزی که در حال حاضر از لحاظ تعداد مسلمانان نخستین ملت مسلمان عالم است، حضور اسلام هرگز جنبه نظامی نداشته است بلکه بازرگانان مسالمت جوی عرب بوده اند که بدانجا رفته و اسلام را عرضه داشته اند. اسلام در میان اقوام بالی نیز گسترش یافت و در پایان قرن چهاردهم میلادی تا فیلیپین دامن کشیده وخصوصا در جزایر جنوبی آن پیشروی کرده است هنگامی که اسپانیائی ها به این مجمع الجزایر رسیدند، کوشیدند تا همانطور که در اسپانیا و مغرب با اسلام مبارزه کرده بودند در اینجا هم نبرد کنند. » ( 14 )

اسلام در جنوب شرقی آسیا توسط مسلمانان عرب، ایرانی و هندی گسترش یافت. بازرگانانی که بین خاور دور و خاور میانه به نقل و انتقال اجناس می پرداختند، در جزایر جنوب شرقی آسیا توقفی نموده و رفته رفته درآن ساکن شده و با زنان بومی ازدواج نموده اند که این برنامه در اسلام آوردن مردم آن نواحی تاثیر داشته است. اهل تصوف و عرفان نیز از مبلغان دیگر در این نواحی بوده اند. با سقوط بغداد به دست مغولان عده ای از فقها به جزایر آسیای جنوب شرقی آمده و به نشر و تبلیغ اسلام پرداختند.

کشورهای آسیای جنوب شرقی با 500000/4 کیلومتر مربع وسعت در حدود 410 میلیون سکنه دارند. پروسعتترین و پرجمعیت ترین آنها اندونزی و کم وسعتترین آن سنگاپور است اما کم جمعیت ترین آن برونئی می باشد. بالاترین تراکم سکنه را سنگاپور بخود اختصاص داده که در هر کیلومتر مربع آن متجاوز از 4600 نفر زندگی می کنند. بیش از نیمی از سکنه آسیای جنوب شرقی مسلمان هستند که حدود 200 میلیون نفر آن در سه کشور اسلامی اندونزی، مالزی و برونئی می باشند و بقیه بصورت اقلیت های مسلمان در 7 کشور دیگر این ناحیه سکونت دارند.

اسلام در فیلیپین و مسلمانان مورو

کشور فیلیپین با 300000 کیلومتر مربع وسعت به صورت جزایری در جنوب شرقی آسیا و در آبهای اقیانوس آرام واقع است، از 7107 جزیره آن تنها 11 جزیره 95%وسعت آنرا در بر می گیرد غالب جزایر آن که به صورت کوهستانی یا نیمه کوهستانی هستند منشا آتشفشانی دارند.

58 میلیون نفر سکنه دارد که حدود40% آن در کانونهای شهری سکونت دارند. اکثریت نژادی آن را گروه ماله ای تشکیل می دهند. دین اکثریت مسیحی و غالبا کاتولیک مذهبند.

کشور فلیپین به مناسبت رسوخ استعمار اسپانیا در قرن شانیزدهم میلادی بنام «فیلیپ دوم به این عنوان معروف گشت و بعدها به خاطر زیبائی خاص، آنرا «مروارید اقیانوسها» گفته اند.

اسلام در سال 782 هجری مطابق با 1380 میلادی به این کشور راه یافت. جهانگردان و بازرگانان مسلمان اعم از عرب، هندی و ایرانی با خوش سلوکی و رفتار شایسته و موعظه حسنه با مردم، افراد این دیار را به پذیرش اسلام متقاعد نمودند.

اسپانیائی ها که در سال 1492م حکومت 781 ساله مسلمین را در اندلس سرکوب نمودهبودند و از آن تاریخ نسبت به مسلمین کینه ای شدید در دل داشتند که در جنگ های صلیبی تشدید شده بود، با ورود به فیلیپین با مسلمانان روبرو شدند، که به آزار شدید آنان پرداختند. البته قبل از آنها در سال 1521م فردیناند ماژلان ( 15 ) به فیلیپین رسید اما توسط بومیان مسلمان کشته شد. 44 سال بعد نیروهای اسپانیائی ها به رهبری دولگاسپی با تعدادی سرباز و کشیش به سوی این سرزمین روانه شدند در هنگام ورود این مهاجمین، مسلمانان دارای تشکیلات و سازمان پیشرفته اجتماعی و اقتصادی بودند. ( 16 ) «راجا سلیمان رهبر آنها، مردی شجاع بود و از تهدیهای قوای غربی ترسی بدل راه نداد. اما قوای اسپانیائی با استفاده از رودخانه «پاسای به مرکز قبیله راه یافتند ( 17 ) و مسلمانان را مورد آزار و شکنجه های شدید قرار دادند، ولی مسلمانان تا آخرین قطره خون جنگیدند و زنان و کودکان آنان به اسارت متجاوزین درآمدند. راجا سلیمان پس از مبارزات طولانی در این حمله به قتل رسید و مقر حکومتش سقوط نمود. لگاسپی ها بعدها بخاطر این پیروزی در سال 1571م مرکز حکومت استعماری اسپانیا را بر مجمع الجزایر فیلیپین، شهر مانیل - محل حکومت مسلمانان - قرار دادند با این وصف اسپانیائی ها نتوانستند به جزایر میندانائو و سولو که مقر مسلمین بود نفوذ کنند. سقوط شهر مانییلا آغاز جنگ بزرگی بود که به مدت یک قرن از سال 1565 تا 1663م ادامه یافت ( 18 ) پس از سال 1581م اسپانیائی ها کوشیدند تا سلطنت سولو و مانجونیادانا را نابود کنند اما با وجود محاصره شدید، این دو مرکز، استقلال خود را حفظ نمودند. در سال 1635م قوای اسپانیائی حملات خود را از سرگرفته و در زامبونگا قلعه ای را به صورت دیر درآوردند اما حکمرانان این دو ناحیه در سال 1663م با باز پس گرفتن قلعه مذکور انتقام سختی از اسپانیائی ها گرفته و آنان را از جنوب راندند.

در یکی از نامه هایی که یکی از مقامات رسمی اسپانیائی مستقر در مانیل خطاب به پادشاه اسپانیا فرستاده به عجز قوای خود در مقابل «موروها» اشاره نموده است. ( 19 ) نیروهای اسپانیائی در سال 1718م حملات خود را آغاز کردند اما دخالت انگلیس در سال 1762م نوعی آرامش بوجود آورد و دولت های سولوومانجونیا دانا با وجود آنکه بسیاری از سرزمین های تحت قلمرو خود را از دست دادند از سال 1815 تا هنگام تهاجم امریکائی ها که در سال 1899م صورت گرفت استقلال خود را حفظ نمودند و شدت و اوج مبارزات از این سال تا 1913 میلادی ادامه داشت. امریکائی ها در آغاز از طریق مسالمت وارد شدند و با مدرسه سازی و تاسیس مراکز درمانی می خواستند توجه موروها را به خود جلب کنند ولی بعدها با خشونت و درگیری وارد شدند و به گفته «چارلز هاگدرون در میندانائو به کشتار شدید انسآنهای مسلمان و نابودسازی مزارع آنان پرداخته و رفته رفته با تعقیب سیاست وحدت فیلیپین، اداره امور را به مسیحیان واگذار نموده ولی خود در راس امور بودند. مسیحیان نیز از این تفویض قدرت سوء استفاده نموده و به غصب سرزمین موروها، حق کشی، تبعیض و تنگناهایی پرداختند و با این وضع تنفر بین موروها و مسیحیان شدت گرفت. سرانجام در سال 1934م امریکا لایحه ای ارائه داد که به موجب آن فیلیپین استقلال یابد. اعتراض به این قانون از سوی موروها ثمری نداشت و در مارس 1937م قانون اساسی تدوین و دولت مشترک المنافع در نوامبر همین سال با رئیس جمهوری «مانوئل کی زون بوجود آمد. با شروع جنگ جهانی دوم در سال 1941م نیروهای ژاپنی، ارتش امریکا را وادار به عقب نشینی نمودند. ولی در چهارم ژوئیه 1946م در روز ملی امریکا، نیروهای ژاپنی بیرون رانده شده و خود دوباره بر این سرزمین استیلا یافتند و صلاح را در آن دیدند که در سال 1947م استقلال فیلیپین را اعلام کنند. با اعلام استقلال، مسیحیان خود را میراث خوار استعمارگران دیدند و اختلاف بین آنها و موروها فزونی گرفت. در این سال اولین رئیس جمهور، قراردادی نظامی با امریکا بست که بر اساس آن برای مدت 99 سال پایگاههای نظامی امریکا را در خاک فیلیپین حفظ کند و حتی به موجب یکی از مفاد این قرار داد قرار شد در عملیات نظامی امریکا، نیروهای فیلیپین شرکت فعال داشته باشند. این قرارداد بعدا زمینه ساز سازمان پیمان جنوب شرقی آسیا (سیتو) گردید.

پس از فشارها، قتل عامها و غصب املاک سرانجام به سال 1968م جنبش استقلال مسلمانان درمیندانائو بوجود آمد ولی جهت سرکوبی مسلمین عملیات تروریستی بر علیه آنان ترتیب داده شد. قتل عام های فجیع، محیط وحشت زای ناشی از کشتار زنان و کودکان، حمله به انبارها و کتابسوزی از جمله برنامه های ایزائی بود که بر علیه مسلمین صورت گرفت. سربازان دولتی نیز مدافع و حامی این گروههای تروریستی بودند فشارها آنقدر شدت یافته بود که اعتراض کشورهای لیبی و مالزی را بدنبال داشت که تحت تاثیر این اعتراضها، دولت بین قوای تروریستی صلحی را منعقد نمود اما عملا تحقق نپذیرفت. در سال 1971م دبیر کل سازمان کنفرانس اسلامی نگرانی خود را از وضع مسلمانان فلیپین اعلام نمود و از مارکوس خواست تا اجازه دهد نمایندگان کشورهای اسلامی از سرزمین موروها دیدن کنند. بدنبال آن و در سال 1972م نمایندگان 8 کشور مسلمان از سوی سازمان کنفرانس اسلامی عازم مناطق مسلمان نشین فیلیپین شدند اما متاسفانه برخلاف آن همه قتل عام ها و کشتارهای وحشیانه این گروه گزارش دادند که برای از بین بردن مسلمانان اقداماتی صورت نمی گیرد! جبهه آزادیبخش ملی مورو در سال 1974م بنیان نهاده شد تا مبارزین را برای حمله علیه قوای دولتی منسجم کند. ( 20 ) از آن سوی مارکوس در مناطق مسلمان نشین برای جلوگیری از هرگونه تحرکی، حکومت نظامی اعلام کرده بود.

در زمان مارکوس، به خاک مسلمین تجاوز می گردید، خانه ها آتش زده می شد، با تبلیغات زیاد به تحقیر مسلمانان پرداخته و تقید به دین اسلام را نشانه عقب افتادگی تلقی می کردند، برای عمران و آبادانی نواحی تحت سکونت مسلمین اقدام جدی صورت نگرفت، آموزش و پرورش وضع اسف انگیز داشت و مطالب درسی یا با فرهنگ آنها مخالف، یا توام با موضوعات اهانت آمیز بود به گونه ای که افراد باسواد به مسیحیت گرایش پافتند و مسلمان بودن با حقارت توام گردید. از نظر ارتش فیلیپین، هر مسلمان یک چریک محسوب می گردید. تشکیلات اداری و قضایی بر سر امور مسلمین مانع تراشی می کرد. ( 21 ) تحت عناوین مجتمع های صنعتی - کشاوزی منابع و ذخائر مسلمین توسط سرمایه داران غارت شده، در انجام خدمات قرار داشتند. در سال 1979م گروههای مسلحی بنام «لاگوس ظاهر شدند که به کشتار زنان و مردان مسلمان می پرداختند که معلوم شد نیروهای پلیس، این گروههای مسیحی را اداره می کنند.

بر اثر بمباران و حملات ارتش فیلیپین تا کنون قریب به دو میلیون مسلمان آورده شده اند و حدود 400000 نفر به مالزی پناهنده شده و در ایالت صباح این کشور اسکان یافته اند. 500 مسجد و 200000 خانه سوخته و بیش از 200 مدرسه دینی تخریب شده است.

پناهندگان فیلیپینی که در داخل این کشور هستند تحت فشارهای شدید اقتصادی می باشند و بدلیل مهاجرت اجباری به نقاط غیربومی و شهری با مشکلات عدیده ای از قبیل بیکاری و عدم مهارتهای لازم برای قبول فعالیتهای صنعتی روبرو هستند. در این مناطق پناهندگان، میهمان سایر مسلمین بوده و آنان ناچارند غذای خود را با آوارگان تقسیم کنند و از این بابت فشار سختی را تحمل می کنند. 85% کودکان دچار سوء تغذیه اند و 30% کودکان واجب التعلیم به مدرسه نمی روند. دشواری دیگر اینکه افراد مسیحی در غیاب مسلمانان آواره، اراضی زراعی آنان را مصادری کرده و در آنها به کشاورزی مشغولند با این همه مسلمانان فیلیپین که سابقه قریب به 4 قرن مبارزه را با استعمارگران اسپانیائی، متجاوزین امریکائی و ژاپنی دارند از استقامت در مقابل دولت حاکم بر این سرزمین مایوس نشده و در احقاق تضییع شده خود همچنان مقاوم و استوارند.

پی نوشتها

1- بازتاب انقلاب اسلامی بر شیعیان پاکستان - حمید توکلی کرمانی - کیهان.

2- به نقل از اظهارات دکتر محمد بوزئیر، سیمای جمهوری اسلامی ایران، شبکه اول 14/7/71 ساعت 10/8 تا 40/8.

3- روزنامه اطلاعات ش 19421.

4- کشف بنگلادش نوشته گیل S. M. Gill

5- نگاهی به اوضاع مسلمانان بنگلادش اتیوپی و شوروی ترجمه حمید رضا شیخی - نشریه مشکوه ش 21، زمستان 67.

6- اقلیت های مسلمان، ترجمه ایرج کرمانی ص 242 و 243.

7- The Diccovery of Bangladesh (London Melkshamcolin venton 1972) p : 143.

8- Taka

9- kardiva

10- Association of South east Asian Nation (ASEAN)

11- South east Asia. trraty organization (SEATO)

12- آچه منطقه ای از کشور اندونزی است و مورخین از میراثهای غنی و قدرتمند اسلام و سابقه تاریخی و حضور دیرباز این مکتب در آچه خبر می دهند، اسلام وارد مالزی شد.

13- مجله پیام انقلاب شماره های 200 و 201.

14- اسلام و بحران عصر ما - روژه دوپاسکیه ترجمه و تحریر دکتر حسن حبیبی.

15- ferdinand Magellan

16- اقلیتهای مسلمان صفحات 160 و 161.

17- اسلام در فیلیپین به قلم دکتر احمد آلتو.

18- اقلیتهای مسلمان ترجمه ایرج کرمانی ص 245.

19- مسلمانان مورو - محمد کاظم توکلی ص 67.

20- امریکا که این جنبش را بر سر راه خود دید در سال 1974م با بمب ناپالم به کشتار مسلمین پرداخت.

21- مسلمانان فیلیپین - دکتر قیصر ادیب ترجمه سید ابراهیم سید علوی.


سرزمین مسلمانان نشین بانگسامورو

سرزمین محل سکونت مسلمانان مورو به «ارخبیل یا «بانگسامورو» موسوم است که به 17000 کیلومتر مربع وسعت بالغ می گردد ( 1 ) و 13 استان مسلمان نشین را دربر می گیرد که شامل جزایر ارخبیل، سولو، تاوی تاوی، باسیلان، میندانائو و استآنهای زامبتای شمالی و جنوبی، لاناوای شمالی و جنوبی، و نیز استان وابا می باشد. جزیره پالاوان از منابع غنی نفت برخوردار است که هم اکنون دولت فیلیپین از ذخائر آن بهره برداری می نماید. این سرزمین از منابعی چون آهن و مس برخوردار است و از طریق بندر زامبونگای در جزیره سولو بخش عمده تجارت کنف جهان انجام می گیرد. جزیره تاوی تاوی نیز از نقطه نظر استراتژیکی ارزش فوق العاده ای دارد. از 58 میلیون سکنه فیلیپین بیش از ده میلیون نفر مسلمان هستند. آنها در لانائو و کوتاباتو بیشترین تراکم را دارند زبان موروها از مالایا و پولنیز ریشه گرفته، ولی هر قبیله ای با لهجه ای خاص تکلم می کند. زبان عربی نیز بین مسلمانان مورو رواج دارد. ( 2 )

جبهه آزادی بخش مورو که برای آزادی این سرزمین می جنگد از سال 1968م تا 1971م فعالیت سری داشت ولی از سال 1972م فعالیت خود را علنی نمود. در مبارزه عقیدتی مسلمانان و دولت مرکزی تا کنون متجاوز از صد هزار نفر کشته شده اند. این جبهه قبل از مداخله سازمان کنفرانس اسلامی به توانمندیهای قابل ملاحظه ای دست یافته بود ولی با مداخله کشورهای مالزی و اندونزی که از اعضای این سازمان بودند مقرر شد که این جبهه خود مختاری را تحت حاکمیت رژیم مانیل نپذیرد و دست از استقلال بردارد. در سوم ژانویه 1987م (13 دیماه 1365) رژیم مانیل موافقتنامه ای را با جبهه آزادی بخشت مورو با شرکت و توشیح رئیس وقت سامزان کنفرانس اسلامی امضاء نمود و متعهد گردید که 13 استان خود مختار مسلمان نشین را به رسمیت بشناسد. ولی به تعهدات خود آنگونه که در این موافقتنامه آمده بود عمل نکرد. و از طریق ژاندارمریها و تقویت آنان ره درگیری با مسلمانان پرداخت. البته مسلمانان با تحصیل در دانشگاههای خارج و ارتباط بیشتر با نهضتهای جهان و بازیابی ارزشهای اصیل خود و تاثیر پذیری از انقلاب اسلامی ایران جنبش خود را تقویت می نماید.

در زمآنهای قدیم رومیان به مردمان شمال غربی آفریقا مورو می گفتند بعدها این عنوان به مسلمانان شمال آفریقا اطلاق شد و اسامی موریتانی و مراکش (موراکش) نیز تداعی عنوان مذکور است. ساکنین مسلمان فیلیپین را نیز اسپانیائی ها «مورو» نامیدند. این قوم بر خلاف فشارهای شدید و از دست دادن هستی مادی خود به بسیاری از سنتهای اسلامی پای بند بوده و شئونات اسلامی را رعایت می کنند. ماه رمضان را روزه می گیرند. زکات داده و فقرا را مورد توجه قرار می دهند. در مساجد آنان اذان گفته می شود و آنان این مراکز عبادی را بر کنار دریاچه ها و رودخانه ها ساخته اند تا هم برای نظافت و وضو مشکلی پیش نیاید و هم محل عبادت د نواحی باصفا و با طراوت واقع باشد تا جذبه آن افزون گردد. همه ساله به حج می روند و در هنگام بازگشت حجاج کوچه ها را آذین می کنند. روز اول محرم، روز میلاد حضرت محمد صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم ، لیلة المعراج، عید قربان و عید فطر پنج عید رسمی موروهاست. اعتقادات سنتی و باورهای بومی آنان رنگ اسلامی دارد، روز عاشورا را گرامی می دارند، از حرام پرهیز می کنند، بر فرزندان خود نام اسلامی می گذارند و احکام شرعی اسلام را در زندگی خود جاری نموده اند. یکی از موضوعاتی که اقتدار مسلمانان فیلیپین را خدشه دار می کند اختلافات شخصی و قبلیه ای میان رهبران آنان می باشد. این حرکت موجب آن شده تا مسیحیان و دولت فیلیپین برای گسترش عملیات تبلیغی خود توفیق بیشتری بابند. مسلمانان مورو به لحاظ فرهنگی نیز رونقی ندارند زیرا مدارس دینی صرفا زبان عربی و اسلامی تدریس می کنند و زبان انگلیسی را چون در برنامه های خود نگنجانده اند دولت از ورود فارغ التحصیلان این مدارس در دانشگاهها و مدارس عالی جلو گیری می نماید از اینرو آنان قادر نیستند مدارج عالی علمی را طی کنند.

بعد از فردیناند مارکوس، خانم اکینو روی کار آمد که با وجود اتکا به ارتش و قدرت امریکا نتوانست به اصلاحات اساسی دست بزند و از حمایت مردم هم برخوردار نبود و مخالفت مسلمانان را از طریق ارتش وابسته به آمریکا سرکوب نمود و پایگاههای هوای کلارک در شهر پامپانگا و پایگاه دریایی سوسیک در بندر باتان (در جزیره لوزان) که مربوط به امریکا است همچنان از سوی این دولت حفاظت می شد. در سال 1992م پس از انتخابات که در میان موجی از حملات چریکی، انفجار و آدم کشی صورت گرفت. ژنرال فیدل راموس که قبلا وزارت دفاع را به عهده داشت روی کار آمد که به امریکا و قوای نظامی متکی است و نه تنها مسلمانان با روی کار آمدن او روز آسایش ندیده اند بلکه دیگر اقشار مردم با دشواریهای عدیده ای روبرو شده اند. ( 3 )

سنگاپور

کشور سنگاپور ( 4 ) که از کوچکترین مناطق جهان است با 618 کیلومتر مربع در جنوب شرقی آسیا واقع است و گویی همچون قطره ای از نیمه غربی مالزی چکیده است. سنگاپور قبلا به شهر دریائی معروف بود و بعدا به شهر «شیر» مشهور گردید. سنگاپور که بین مالایای غربی از مالزی و سوماترای اندونزی قرار دارد در سال 1965م از انگلستان مستقل گردید. این کشور از سال 1963م تا زمان استقلال جزو فدراسیون مالزی بود.

در این بندر کوچک و کشوری که به شهر می ماند، پیروان ادیان در نهایت صلح و آرامش در کنار هم زندگی می کنند. مسلمانان آن از نژاد عرب، انونزی، مالیزی، چینی، پاکستانی و هندی می باشند و دومین گروه جمعیتی آن مسلمانان هستند. از 3 میلیون سکنه سنگاپور یک میلیون نفر اسلام را به عنوان آئین خود اختیار نموده اند. محله ای بنام محله اعراب دارد ( 5 ) که به مسلمین تعلق دارد و در آن آداب و رسوم و معماری و فرهنگ اسلامی مشاهده می شود. در گذشته اغلب ساکنین اینمحله عرب بودند ولی مهاجرین اندونزیائی، مالزی و برخی کشورهای دیگر در آن اقامت گزیدند. ( 6 ) قدیمی ترین مسجد سنگاپور «مولوکا» نام دارد که در سال 1820م احداث شده است. ( 7 ) غیر از آن 150 مسجد در این کشور کوچک وجود دارد و مجلس العلما که درسال 1968م تاسیس شده بر امور مسلمین و اماکن مذهبی نظارت دارد. جمعیت علما و حوزه های دینی و مراکز اسلامی با نشریات خود به تبلیغات دینی گسترده ای می پردازند و تعداد مجلات و تیراژ آنان قابل توجه می باشد. گاهی اماکن مذهبی و مساجد مسلمین در همسایگی معابد قرار گرفته است.

ویتنام

کشور ویتنام با330000 کیلومتر مربع وسعت و 61 میلیون نفر سکنه در آسیای جنوب شرقی و شرق جزیره هندوچین قرار گرفته و کشورهای چین لائوس به ترتیب همسایگان شمالی و غربی آن هستند. ویتنام در سال 1976م استقلال خود را بدست آورد.

مسلمانان آن اغلب از قوم شامی (چامی) هستند که با مسلمانان کامبوجی ریشه مشترک دارند. در سال 1990م تعداد آنان به 65000 نفر بالغ می گردید. تعدادی از ویتنامی های اسلام آورده نیز جزو آنها هستند که در هانوی مرکز حکومت زندگی می کنند.

با روی کار آمدن نظام مارکسیستی از سال 1975م صدها نفر از مسلمانان ویتنام به مالزی و یمن مهاجرت نمودند. در این دوران اغلب مساجد مسلمین بسته شد و مراسم اجتماعی آنان با موانعی جدی روبرو گشت. قبل از روی کار آمدن این نظام، برخلاف آتش جنگ، مسلمین وضع بهتری داشتند و گرچه بعدا در جهت محو و هضم آنان در گروههای دیگر اقدامی به عمل نیامد ولی خود احساس نمودند از نظر نژادی با اکثریت ویتنامی بیگانه اند. لذا عده ای از آنان راه مهاجرت را در پیش گرفتند.

لائوس

کشور لائوس با 236800 کیلومتر مربع وسعت در شبه جزیره هندوچین قرار دارد. این سرزمین محصور در خشکی است و به دریا راه ندارد. اغلب نقاط آن را ارتفاعان و ناهمواری ها پوشانیده و جلگه ها در کنار رود مکنگ واقعهد 4200000 نفر سکنه دراد که 320000 نفر آنان مسلمانند. مسلمانان از نژاد چام (شام) و اغلب چینی هستند. حالت بیگانگی و احساس حقارتی که در مقابل دیگر گروههای نژادی برای مسلمانان وجود دارد آنان را وادار به مهاجرت نموده است و تمایل دارند به سوی مالزی بروند. در دهه 60 که لائوس وضع ناگواری داشت مسلمانان آسیبهای فراوانی دیدند و با روی کار آمدن کمونیست ها، فشار بر آنان شدت بیشتری یافت.

کامبوج

کامبوج در شبه جزیره هندوچین و در کنار خلیج تالند (سیام) قرار گرفته است وسعت آن 181035 کیلومتر مربع می باشد. سکنه آن به 7400000 نفر بالغ می گردد که اکثریت آن از نژاد خمر هستند. دین غالب مردم بودائی است. حدود نیم میلیون نفر مسلمان نیز در این کشور ساکن هستند.

مسلمانان کامبوج ازاعقاب مردم ناحیه بزرگی بنام شامپا (چامپا) هستند که بر ساحل شرقی شبه جزیره چین گسترده شده اند این گروه جزو افراد مالزی و پولینزی هستند که از قرن دوم میلادی به بعد دست به تشکیل حکومتی زدند. این ناحیه (ساحل شرقی هندچین) در ابتدا، تحت تاثیر هند بود ولی بعدا با سرزمین های اسلامی روابط بازرگانی برقرار نمود. اسلام در سال 785 هجری مطابق با 1383 میلادی بوسیله بازرگانان هندی، عرب و ایرانی وارد این سرزمین گشت و حتی دلایلی در دست است که قبل از آن و در قرن یازدهم میلادی تعدادی مسلمان در کامبوج می زیسته اند.

بزرگترین ناحیه مسلمان نشین کامبوج قبل از روز کار آمدن خمرهای سرخ ناحیه کمپنگ شام بود که حدود 300000 نفر مسلمان در آن می زیستند. هنگامی که از 17 آوریل 1975م رژیم «پول پوت و خمرهای سرخ روی کار آمدند، شدیدترین فشارها متوجه مسلمین کامبوج گردید. قبل از آن و در سال 1970م 10% اهالی کامبوج مسلمان بودند ولی خمرهای سرخ با ادعای سوسیالیزم، حرکات وحشیانه ای نسبت به مسلمین اعمال نمودند. آنان دربهای مساجد را بسته، کتابهای مذهبی را سوزانیدند و شخصیتهای مذهبی را به نقاط نامعلومی بردند. اماکن مذهبی و مساجد تبدیل به اصطبل خوکها گردید. سازمان اداره امور اسلامی که قبل از خمرها توسط دولت مرکزی به رسمیت شناخته شده بود، منحل شد. ( 8 )

در نوامبر 1974م متجاوز از 3500 روستای ناحیه «کمپنگ شام گلوله باران گردید. خمرها برای از بین بردن وحدت مسلمانان، از طریق تبعید اجباری و فشارهای نظامی، آنان را پراکنده نمودند. برخی را به نقاط جنگی و دشتها تبعید کردند. دختران مسلمان را با ارعاب و تهدید به ازدواج سربازان خمری درآورند. تنها مسلمانان قبیله چام را در یک یورش، دستگیر و دستهای آنان را از پشت بسته و با بستن وزنه های سنگین به این افراد مظلوم و بی پناه، بیرحمانه آنها را به قعر دریا فرو فرستادند. بچه های مسلمان را از درخت آویزان کرده (در حالی که آنان در کیسه های پلاستیکی بودند) و از این کار لذت می بردند. در کونگ ماس که هزارن مسلمان زندگی می کردند بر اثر فشار دولت مرکزی و قتل عام شدید اکنون صرفا یک خانواده مسلمان زندگی می کنند. در تحیام که 20000 نفر مسلمان داشت اکنون یک نفر هم زندگی نمی کند. بد نیست بدانید که رژیم خمر در طول 4 سال حکومت، 3 میلیون نفر از مردم کامبوج را کشت که 25% آنان مسلمان بودند. ( 9 ) با سرنگونی رژیم خمر سرخ در سال 1979م، بذرهای امید و نهال شادمانی در قلب مسلمین کامبوج کاشته شد و وقوع انقلاب اسلامی در ایران آنان را نسبت به آینده خود امیدوار نمود.

دولت بودائی تایلند (سیام) و مسلمانان فطانی

تایلند در جنوب شرقی آسیا و شبه جزیره هندوچین بر کنار خلیج سیام قرار دارد.، 514000 کیلومتر مربع وسعت آن است و 53 میلیون سکنه دارد. مرکز حکومت آن بانکوک است.

اسلام در اواخر قرن دوازدهم و اوایل قرن سیزدهم توسط مسلمانان مالزی و بازرگانان هندی و عرب باین سرزمین وارد شد و در آنجا گسترش یافت.

مسلمانان، غالبا در نواحی جنوبی، و در نزدیکی مرز تایلند با مالزی استقرار دارند و 90%مردمان این نواحی پیرو آئین اسلام هستند. سرزمینی که تحت قلمرو مسلمین است به فطانی یا پنانی مشهور است که قبل از اشغال آن توسط تایلند، مساحت آن به بیش از 82000 کیلومتر مربع بالغ می گردد و 12 ایالت را در بر می گرفت. این منطقه از شمال به تایلند، از جنوب به مالزی، از غرب به اقیانوس هند و از شرق به دریای چین محدود است و پس از اشغال آن توسط مهاجمین تایلندی مساحت آن به 26240 کیلومتر مربع تقلیل یافت که شامل چهار ایالت فطانی، جالا، بنجارا و نصف مساحت کل «سغکورا» می شود. از 5/4 میلیون سکنه فطانی، 4 میلیون نفر مسلمانند که از نژاد مالزی و اندونزیائی می باشند ( 10 ) و از نظر فرهنگی، مذهبی و نژادی هیچ رابطه ای با ملت تایلند و زبان تائی ندارد. زبان مسلمانان مالزی و اندونزیائی است که با حروف عربی و لاتین نوشته می شود. اکثریت مردم در روستاها سکونت داشته و اساس اقتصاد مردم را کشاورزی تشکیل می دهد. بقیه در امور خدماتی و صنعتی مشغول بکارند. برنج، کائوچو و نارگیل از محصولات مهم فطانی است.، و به لحاظ تولید سبزی و میوه هم اهیمت دارد. چوب، ماهی و نمک از اقلام صادراتی آن می باشد و معادن سنگ آهن، طلا، سرب و مس و نقره در آن وجود دارد با این همه بدلیل فشارهای استعماری و سیاستهای منفی دولت تایلند مردمان این سرزمین در فقر و تنگدستی به سر می برند و به لحاظ آموزشی، رفاهی و اجتماعی وضع ناگواری دارند.

مدتها بود که مناطق مرزی تایلند و مالزی در اختیار ملت مالای قرار داشت و سالها ود که کشور مالایایی بایانی قبل از تاسیس کشور بزرگ مالایائی مالکا که در قرن پانزدهم میلادی قوام گرفت و به وجو آمده بود و از قدرتمندترین و غنی ترین دولتهای مالای بود. در سال 1511م پرتقالی ها و تایلندی ها با هم توافق نمودند که به مالایا حمله و این سرزمین را تجزیه کنند. با وجود مبارزه ملت فطانی با تایلندی ها؛ با اشغال «قدح، «فطانی و «ترنجانو» این سرزمین مستعمره تایلند شد. ( 11 ) در سال 1603م مسلمانان، ارتش تای را شکست سختی دادند و در سالهای 1632 و 1633 حمله آنان درا دفع نمودند. بار دیگر در سال 1700 میلادی تایلندی ها از طریق تنگه کرای مناطق «ناکون سی تامارات، با تالونج و سونکلا را اشغال نمودند. در سال 1786م حملات قوای تایلند به فتح سرزمین فطانی منجر شد. اما مسلمانان تسلیم نشده و به مبارزه ادامه دادند و در سالهای 1789 تا 1791م نبرد سختی را با تای ها ترتیب دادند و طی سالهای 1808م تا 1832م علیه آنان قیام نمودند. نخستین انقلاب فطانی در سال 1887م به رهبری «تنکولمیدنی شروع شد که سرزمین فطانی را مستقل اعلام نمود اما در جریان این نبرد خود به شهادت رسید. در سال 1902م استعمار تایلند تمام قدرت امرای فطانی را بدست گرفت و نواحی این سرزمین را تحت قلمرو بانکوک درآورد و سلطنت مالای را ملغی اعلام نمود. اجرای شریعت اسلای لغو شد و تعلیمات بودایی به اجرا درآمد. در سال 1909م انگلستان بدون در نظر گرفتن مسائل قومی و فرهنگی و نژادی مردم فطانی که با افراد مالزیائی در اشتراک بودند، موافقت نمود که فطانی جزو تایلند باشد. مسلمانان در سال 1923م در صف متحدی قیام نمودند که با ضربات شدید استعمارگران درهم شکست و فشار دولت بودائی تایلند بر مسلمانان محورم و مظلوم به حدی رسید که در سال 1938م ملت فطانی مجبور به پوشیدن لباس تایلندی و سخن گفتن به زبان تائی در مدارس شدند. سرانجام در سال 1968م از سوی علمای آگاه و جوانان پرشور و انقلابی «سازمان متحد آزادی بخش فطانی (فولو) تشکیل شد و مبارزات 350 ساله مردم در تشکیلات منسجم و منظمی تداوم یافت. این سازمان در طول بیش از 25 سال عمر خویش توانسته قریب به 40 سازمان چریکی نیرومند و فعال ایجاد کند و در داخل خود تشکیلات دیگری پدید آورد هدف این سازمان بر مسائل زیر استوار است: تامین وحدت مسلمانان فطانی، تاسیس دولت مستقل اسلامی در نواحی تحت قلمرو مسلمین، تقویت روحیه مبارزاتی مردم، حفظ شئونات اسلامی و فرهنگ ملی، جلب نظر جهانیان نسبت به مظلومین فطانی، رفع فقر، بیسوادی و بازگردانیدن اراضی زراعی مسلمین - که قوای تایلندی آنها را تصاحب نموده اند. ( 12 ) دولت تایی به سیاست خود مبنی بر عدم شناسائی قوم مالای به اعتبار ملیت مالائی ادامه می دهد و برای استحاله نژاد مالائی تعداد زیادی از آنان را به نواحی دیگر چون بانکوک آورده تا سرزمین بومی خود را فراموش کنند و نیز تجزیه و پراکنده گردند. با زبان آنان به شدت مبارزه می شود و آموزش آن کاملا ممنوع است و قوم مالای ناچارند از فرهنگ «تای تبعیت کنند و حتی اسامی تایی برای فرزندان خود بر می گزینند، برناه های تلویزیون مالزی هم چون با پارازیت توام است برای آنان قابل بهره برداری نیست، اسامی بسیاری از نقاط مالایی به نامهای تایی تغییر یافته است و هزاران نفر بودایی در مناطق جنوبی اسکان داده شده اند.

مسلمانان تایلند، شافعی مذهبند و چون تحت تاثیر ادیان غیر الهی چون: بودائی و مکاتب ضد دینی می باشند با وجود آنکه روحیه ای اسلامی دارند در زندگی اجتماعی و سیاسی چندان فعال نبوده، ولی وقوع انقلاب اسلامی در ایران برای آنان نقطه قوت و نور امیدی بود که تلاش و تحرک سیاسی آنان را فزونی داد.

تعداد مساجد تایلند به 2500 باب بالغ می گردد که تنها 1700 باب آن در نواحی جنوبی قرار دارند. در مدارس دینی که اکثریت آنها در ایالات جنوبی واقعند قرآن، زبان عربی، فقه و حدیث تدریس می شود.

در تایلند، دانشگاه اسلامی وجود ندارد اما در دانشگاه «رامکام هانگ یک کرسی فقه اسلامی شافعی وجود دارد، ظاهرا در ایالت «ویتیالای سونکلانا» یک مدرسه عالی تاسیس شده که در آن علوم اسلامی تدریس می شود. وضع آموزشی فطانی آشفته است و میزان بیسوادی بالاست و بسیاری از کودکان لازم التعلیم از رفتن به مدرسه محرومند، نشریاتی به دو زبان تائی و مالی انتشار می یابد. شیعیان تایلند از نسل بازرگانی هستند به نام «شیخ احمد قمی که در سال 1601م از ایران به تایلند رفته و پس از موفقیت در امور بازرگانی، در دستگاه دولتی نفوذ و اعتباری یافته است. وجود هزاران شیعه در تایلند ماحصل تلاش پرثمر این انسان وارسته است و اکنون آرامگاهش، زیارتگاه مسلمانان تایلندی می باشد. شیعیان در نقاط مختلف این کشور چندین مسجد و حسینیه دایر نموده اند.

دولت برمه (13) و مسلمانان ناحیه آراکان

جمهوری برمه (میانمار) با 676500 کیلومتر مربع وسعت در غرب شبهه جزیره هندوچین و در کنار خلیج مارباتان و بنگال و دریای آندامان واقع است و با چین در شمال، هند و بنگلادش در غرب و لائوس و تایلند در شرق مرز مشترک دارد. پایتخت آن قبلا رانگون نام داشت که به یانکن تغییر یافت.

برمه از مستعمرات سابق انگلیس است که بعد از جنگ دوم تا سال 1369ش، رژیم کمونیستی بر آن حاکم بود و تنها حزب قانونی آن، حزب برنامه سوسیالیستی خلق میانمار بود و با وجود انتخابات در سال 1369م سلطه نظامیان بر ان ادامه دارد. ( 14 )

تاجران عرب در قرن اول هجری در ناحیه آراکان واقع در غرب برمه و در نقطه مرزی با بنگلادش اقامت گزیده و اسلام را در این سرزمین انتشار دادند. اما گفته می شود در سال 588 هجری مطابق با 1192م، اسلام در این سرزمین گسترش یافت و در قرن نهم و دهم میلادی بازرگانان ایرانی و عرب در این مکان اسقرار یافته و به نشر اسلام پرداختند. مسلمانان ساکن هند نیز در این سرزمین به گسترش اسلام اقدام نمودند و مسلمانان برمه در سطح وسیعی با هند با هند به تجارت پرداختند. در سال 1870م عده ای از مسلمانان «یون نان موسوم به پانتای که در قیام این ناحیه شکست خورده بودند به صورت پناهنده از چین به برمه آمدند. برخی مسلمانان هم در شرایط عادی به عنوان بازرگان، چین را به قصد برمه ترک گفتند و لذا حرکت مهاجرین مسلمان به سوی برمه گسترش یافت.

از بین مسلمانان برمه، آنان که منشاء هندی دارند برخی، از اعقاب مردمی هستند که در اواخر قرن هیجدهم از شمال هند به برمه آمدند تا به خدمت واحدهای ارتش بزرگ «آلومپرا» ( 15 ) در برمه علیه درآیند، با فتح هند در سال 1824م بدست انگلیسی ها، مهاجرت وسیع مسلمانان هند به برمه شدت یافت و بسیاری از آنان در رانگون ( Rangn ) مرکز برمه در تجارت و سایر فعالیت های اقتصادی شرکت داشتند. در رانگون و مناطق وسیع دیگر، سنی های بنگالی و جوامعی از شیعیان در کنار یکدیگر زندگی می کنند و هرکدام مراسم ویژه خود را دارند.

مسلمانان برمه با مسلمانان چین نیز ارتباط خوبی دارند که پیوند اساسی آنان توسط «پانتاهای که قومی پرتوان و مهاجم بودند و در راههای تجاری «یون نان بو گذرگاههای خطرناک و کوهستانی برمه - با شغل کاروان داری در رفت و آمد بودند - مربوط می شود. ( 16 )

سرزمین اسلامی آراکان

ناحیه مسلمان نشین آراکان که در غرب برمه و در مرز این کشور با بنگلادش قرار دارد وسعتی برابر 36762 کیلومتر مربع را در بر می گیرد که تعداد سکنه آن در سال 1969م به 1847000 نفر رسید که شامل مسلمانان (اکثریت) و اقلیت بودائی بودند. در سال 1982م جمعیت آن 2600000 نفر بود که 1460000 نفر آن آئین اسلام را اختیار نموده بودند، در نواحی دیگر برمه نیز 2100000 نفر مسلمان زندگی می کنند و بر حسب آمارهای رسمی در سال 1986م، 5/3 میلیون مسلمان در برمه بوده اند اما مسلمانان عقیده دارند تعداد زیادی از آنان سرشماری نشده و به هفت میلیون نفر بالغ می گردند.

مسلمانان برمه از دو نژاد هندی و پاکستانی بوده و به زبآنهای اردو و تامیلی صحبت می کنند. البته چینی های مهاجر و برمه ای های مسلمان شده هم در بین آنان دیده می شوند.

5000 (پنج هزار) مسجد در سراسر برمه وجود دارد و 16 انجمن علمی برای تدریس قرآن تاسیس شده و مدارس اسلامی نیزبه امور تبلیغی و فرهنگی و تعلیم و تربیت کودکان و جوانان مسلمان می پردازند. معانی قرآن نیز به زبآنهای محلی ترجمه شده است.

مسلمانان در سالهای 1942م، 1958م، 1962، 1974م، چهار بار مورد هجوم و کشتار و راندن از استان آراکان قرار گرفتند و دولت در صدد آن بود تا با این سرکوبی ها موازنه جمعیتی این استان را بهم بزند و در این جریان 300000 نفر به بنگلادش و حتی عربستان پناهنده شدند.

در سالهای اخیر، دولت بودائی برمه برخوردهای بسیار خشنی را با مسلمانان آغاز نمود. کارگاه و اموال تجاری مردم را ملی اعلام کرد، و در یک اقدامی وحشیانه، زمینهای مصادره و آرم مدارس اسلامی حذف شد، از رفتن حج آنان جلوگیری بعمل آمد و رابطه مسلمین با جهان اسلام قطع گردید.

از سال 1962م که ارتش حکومت را بدست گرفت و روش مارکسیستی را پیش رفت حرکتهای ضد اسلامی فزونی یافت. در سال 1973م حتی در ورود قرآن به این کشور جلوگیری بعمل آمد! در سال 1982 دولت، طی اقدامی به گرفتن شناسنامه عده زیادی از مسلمانان پرداخت و با آنان به عنوان بیگانه یا هم میهن درجه دوم برخورد نمود. ( 17 )

دردناکترین و بدترین این حمله ها در فوریه 1987م انجام گرفت که دولت برمه طی عملیاتی بنام «شاه دراگون مردم را ملزم به حمل کارتهای هویت شخصی کرد ولی از دادن کارتها به مسلمین امتناع نمود. هم زمان با این حرکت ضد انسانی، ارتش به نواحی مسلمان نشین حمله برد، روستاها را به آتش کشانید و آنان را در شهرها محاصره و تعداد زیادی را به طرز فجیعی به قتل رسانید. در اول اوت 1978م تعداد پناهندگان به بنگلادش به 313000 مفر بالغ گردید که پس از مذاکرات سختی که بین برمه و بنگلادش انجام گرفت تعداد زیادی از آوارگان به سرزمین خود بازگشتند، اما در جریان این بازگشت حدود 10000 نفر به علت بیماری و گرسنگی و وبا درگذشتند و آنان که به سرزمین خود رسیدند با زمین های مصادره شده و اموال ملی شده مواجه شدند و از بازپس گیری اسناد مالکیت خود ناتوان بودند. در سال 1367 شمسی که اوج درگیری دولت با مسلمین بود، 200000 نفر آواره بنگلادش شدند. در شهر مونگدو در مرز بین برمه و بنگلاش بین سربازان برمه و مسلمین نبرد سنگینی صورت گرفت و در این جریان به صفوف نمازگزاران آتش گشوده شد. ( 18 )

با وجود تلاش «سازمان متحد اسلامی که توسط جوانان مسلمان تشکیل شده، هنوز دولت بودائی به جنایات خشنی دست می زند و مسلمانان هیچ حامی و پناهگاهی ندارند جز آنکه دولت درمانده بنگلادش، تعدادی چادر و لوازم اولیه زندگی را در مرزهای خود با برمه، برای مسلمین تدارک دیده است. به موازات این حرکات، برمه با بنگلادش روابط تیره ای پیدا کرده و برمه ارتش خود را در مرز 270 کیلومتری خود با بنگلادش افزایش داده و آن را به 100000 نفر رسانیده است. مجله بنگلادشی «روبالی می گوید:

«سه هزار جوان مسلمان در برمه به اتهام آشوب گری دستگیر و درپادگآنها زندان و حت شکنجه های شدید 500 نفر آنان به شهادت رسیدند. »

حتی به دانش آموزان و کودکان و مردان سالخورده حمله می شود و آنان را قتل عام می کنند. مجله «سنگبا» نوشت:

«که طی 4 روز 700 نفر در برمه کشته شده اند. »

درگیری بین مسلمانان برمه و قوای دولتی که در بهار سال 71ش صورت گرفت روزی 3000 نفر آواره بنگلادش شدند و در پی نبرد خصمانه نیروهای دولت میانمار (برمه) با مسلمانان آراکان در 15 ماه اخیر قریب به 300000 نفر مسلمان به بنگلادش پناهنده و در اردوگاه «بلوکالی واقع در بخش «اوکیای بنگلادش اسکان یافتند. ( 19 )

یادآوری می شود که در قرن پانزدهم میلادی کشور مسلمان «مرکو» در سرزمین آراکان تاسیس گردید، زبان رسمی آراکان فارسی بود و پایتخت آن «مایوهونگ نام داشت و در سال 1784م حکومت بودائی برمه این کشور مستقل را به تسخیر خود در آورد و پس از آنکه در سال 1948م از انگلستان استقلال یافت، آراکان را به قلمرو خود ضمیمه نمود. در بین مسلمانان سنی مذهب آراکان تعدادی شیعه هم دیده می شود و در حال حاضر به مسلمانان «روهین جیائی موسومند و از اول ژوئیه 1986م دو حزب مسلمان این منطقه برای تقویت جبهه خود علیه دولت مرکزی متحد شدند. ( 20 )

پی نوشتها

1- 39% کل مساحت فیلیپین.

2- فاجعه بانگسامورو و ترجمه محمدی و حسینی.

3- اطلاعات هفتگی، ش 2577 سوم تیر 1371.

4- Singapure

5- Arab strreet

6- در قلمرو زردهای سبز، محمد کاظم محمدی اصفهانی.

7- اسلام و ژاپن، مسیح مهاجری - تهران دفتر نشر فرهنگ اسلامی.

8- کامبوج در چنگال ابرقدرتها - حجت الاسلام و المسلمین احمد علی برهانی واحد فرهنگی بنیاد شهید مرکز.

9- شرح شهادت مسلمانان کامبوج بدست خمرهای سرخ - هیئت مدیره انجمن دانشجویان مسلمان کامبوج در فرانسه.

10- بنا به ارزیابی ماهنامه العامل چاپ لندن 20% کل سکنه 53 میلیونی تایلند مسلمان هستند.

11- اقلیتها مسلمان در جهان امروز - ترجمه ایرج کرمانی صفحات 243 و 244.

12- جنبشهای آزادی بخش - حسین هدی علیرضا بهشتی و نیز مصاحبه با عبدالهادی غزالی نماینده سازمان آزادی بخش فطانی به نقل از پیام انقلاب ش 65، 30 مرداد 1361.

13- این کشور نام خود را به میانمار ( Myanmar ) تغییر داده است.

14- روزنامه جمهوری اسلامی ش 3721، 25 فروردین 1371.

15- Alompra

16- مسلمانان چین نوشته رافائل ایزرائیل ( israeli,Raphael ) ترجمه حسن تقی زاده طوسی ص 167.

17- برمه روایت تلخ - کیهان ش 14441.

18- روزنامه جمهوی اسلامی ش 3721.

19- آوراگان معضلی بزرگ برای جهان اسلام - تالیف نگارنده رسالت ش 1908.

20- اقلیتهای مسلمان در جهان امروز - علی کتانی ترجمه محمد حسین آریا - تهران امیر کبیر 1368.


اندونزی، پرجمعیت ترین کشور اسلامی

کشور اندونزی ( 1 ) از 13667 جزیره تشکیل شده که 6000 جزیره آن مسکونی است. این سرزمین وسعتی برابر 1904000 کیلومتر مربع دارد و آبهای پیرامون این جزیره به 7900000 کیلومتر مربع می رسد و مهمترین جزایر عبارتند از: جاوه، سوماترا، کالیمانتان یا برنتو، سولاویسی و ایریان. کالیمانتان بزرگترین جزیره اندونزی است و جاوه تنها 6% کل اندونزی را دربر می گیرد. ( 2 ) با این وجود متجاوز از 60% سکنه 170 میلیونی اندونزی در جزیره جاوه سکونت دارند و 40%بقیه در94% مابقی وسعت این سرزمین اسکان یافته اند. در جزایر اندونزی یک سلسله کوههایی که منشا آتشفشانی دارند و جهت آنان شرقی - غربی است دیده می شود. جزیره جاوه به تنهایی بیش از 100 قله آتشفشانی را در خود جای داده است.

اندونزی در بین کشورهای جهان، پس از چین، هند و آمریکا، چهارمین کشور به لحاظ سکنه است، اما در بین کشورهای اسلامی، پرجمعیت ترین کشور می باشد. اندونزی با خاک حاصلخیز، بارانها موسومی و رطوبت نسبی بین 70 تا 97%، جنگل های انبوه و فشرده بخصوص جنگل نارگیل ( 3 ) و شالیزارهای قابل توجه، سرزمین پربرکتی است ولی با وجود این ذخائر و منابع خوب و مزایای عالی، از جمله کشورهای مقروض جهان است و 50 میلیارد دلار بدهی دارد. با تورم سختی نیز روبرو می باشد. اندونزی در سیاستهای آسیای جنوب شرقی تاثیر قابل ملاحظه ای دارد و ارتباطش با غرب در حال توسعه می باشد و همراه با سنگاپو، فیلیپین، تایلند و مالزی برای تامین منافع غرب اتحادیه «آ. س. آن را تشکیل داد.

با وجود فرقه های و مقومیتهای گوناگون و حدود 580 لهجه و زبان که هر کدام به شاخه هایی تقسیم می شوند، مردم اندونیزی با یکدیگر اتحاد خوبی دارند. البته زبان رسمی آن «باهالسا اندونزیا» است که جزو 16 زبان زنده دنیا می باشد. این زبان از ریشه زبان مالایا است.

برخی می گویند اسلام از همان قرون اولیه توسط بازرگانان ایرانی و عرب به طریق مسالمت آمیزی وارد اندونزی شده، عده ای تاریخ نفوذ اسلام را در این سرزمین 494ه-ق مطابق با 1100 میلادی می دانند، سنگ قبری در جاوه بدست آمده که روی آن نوشته «فاطمه بنت میمون فوت 1082م. »

گروهی از مسلمانان، از اوایل قرن سیزدهم وارد شمالی ترین نقطه جزیره سوماترا یعنی پاسای و پرلاک شدند. مهاجرین هندی، مغولی و ایرانی با آنان بودند و در این زمان بود که طوایف اندونزی، گروه گروه به اسلام روی می آوردند. ایرانیان که شیعه مذهب بودند، موفق شدند تعداد زیادی از اهالی این سرزمین را به سوی مذهب تشیع دعوت کنند. «ابن بطوطه سیاح مسلمان که به اندونیز مسافرت کرده، می گوید: «نایب رئیس ناوگان پاسائی یک ایرانی بنام بهروز است مسافرت مسلمانان اندونزی به عربستان و تبلیغات وسیع مبلغین عربستانی و همچنین مسافرت مسلمین به مکه برای انجام اعمال حج، موجب آن شد تا از شیعیان کاسته شده و اکثریت با سنیها شافعی باشد. شافعی ها و شیعیان با هم روابط خوبی دارند و امام شافعی به اهل بیت ارادت دارد و اشعاری در مدح اهلبیت سروده است.

در بسیاری از شهرهای اندونزی بخصوص شهرهای جزیره سوماترا، به مناسبت تاسوعا و عاشورا و به یاد سالار شهیدان تابوتی را با آداب خاصی حمل می کنند و دو نوع شیر برنج به رنگهای سفید و قرمز طبخ می کند، شیر برنج سفید بنام حضرت امام حسن مجتبی عليه‌السلام و شیر برنج قرمز بنام حضرت امام حسین عليه‌السلام تهیه می شود. پرچم اندونزی هم قرمز و سفید است و می توان گفت «بیرق شیعی است. پاره ای از علویان حضرمی که در اندونزی می باشند با حوزه علمیه نجف ارتباط فرهنگی و تبلیغی دارند. این علویان در نشر و ترویج مذهب اهلبیت در اندونزی بسیار کوشا و مصرند و روزنامه ای تحت عنوان «حضر موت منتشر می کنند. «علامه سید محمد عقیل از مجاهدان و انشمندان شیعه اندونزی است. ( 4 )

«جاکارتا» مرکز حکومت اندونزی می باشد و این عنوان که به معنای شهر بزرگ است و معنی واقعی آن پیروزی باشکوه می باشد و به لحاظ تاریخی به زمانی باز می گردد که توسط سربازان مسلمان به فرماندهی شاهزاده فلاتحان به تصرف درآمد. اما درهنگام سلطه استعمار هلند بر اندونزی، جاکارتا به «باتاویا» تغییر نام یافت. در 27 ژوئن 1527م شهر بندری «سوندا کلاپای تسلیم قوای اسلام شده و سلطنت هندوئی ماجاپائیت در اندونزی منقرض شد. اما از سال 1602م هلندیها با تاسیس کمپانی هند شرقی هلند، غالب نقاط اندونزی را به زیر سلطه خود درآوردند و از سال 1799م راسا به استعمار مردم و غارت منابع و ذخائر این کشور زر خیز اسلامی پرداختند. اندونزی بصورت مزرعه بزرگ هلندیها درآمد و حتی تجارت خارجی داخلی جزایر این کشور قبظه گردید و نظامیان اعمال وحشیانه ای را مرتکب شدند که وجدان بشریت از ذکر آن شرمسار است. هلندیها برای نفوذ در اندونزی بدلیل عدم اعتماد به مردم بومی، چینی ها ار به این کشور آورده و شریک جرم خود ساختند ولی مردم، مبارزات سرسختانه ای را شروع کرده و با داس و شمشیر و نی های نوک تیز به هلندیها حمله می کردند. افرادی نیز رهبری مبارزات مردم را عهده دار بودند، شهزاده «دیپونگورو» از سال 1825 تا 1830م در جاوه قیام نمود و امام بنجل از 1873 تا 1903 مبارزات آزادی طلبانه ای را ترتیب داد. بازرگانان مسلمان با هم متحد شده و اتحادیه تجار مسلمان را تشکیل دادند که بعدا به اتحادیه اسلام تبدیل شد، انجمن محمدیه بعدها بوجود آمد. ( 5 )

در اواخر سال 1912م اولین حزب سیاسی اندونزی با هدف استقلال کامل سرزمین اندونزی بوجود آمد اما دولت هلند، افکار چپ را به داخل اتحادیه های اسلامی کشانده و رفته رفته اولین حزب کمونیست در این کشور اسلامی مثل قارچ سمی روئید. از سال 1920 میلادی دولت هلند سیاست سرکوب و خفقان و قتل و خونریزی شدید را پیش گرفت اما مردم در سال 1928م با شعار «یک کشور یک ملت یک زبان متحد شده و زبان «باهاسا اندونزیا» را زبان رسمی اعلام کردند. دوران سلطه استعماری هلند بر اندونزی 350 سال طول کشدید و بعد از آن در جنگ دوم جهانی ژاپنی ها اندونزی را به تصرف خود درآورده که این تجاوز 5/3 سال طول کشید و با شکست ژاپن در جنگ دوم، هلندی ها موفق شدند دوباره به اندونزی سلطه یابند. در این هنگام گروهی از مبارزین به رهبری دکتر «احمد سوکارنو» و دکتر «محمد هاتا» با قیام خود به شب شوم استعمار پایان داده و صبح اسقلال رانوید دادند و در هفتم اوت 1945م بعد از بیش از 5/3 قرن تجاوز استعمارگران، آزادی را در آغوش گرفتند. در 28 سپتامبر 1950م اندونزی به عنوان شصتمین کشور، عضو سازمان ملل متحد شد. در سال 1965م کودتای کمونیستی صورت گرفت که بیش از چند روز دوام نیافت البته ریشه آن بی تحرکی سیاسی سوکارنو بود که منجر به کشتار بسیاری از مردم گردید. سرلشکر سوهارتو (رئیس جمهور فعلی) حلقه این کودتا را شکست. وی که از سال 1946م رئیس جمهوری اندونزی شد. در دوره وی روابط اندونزی با کشورهای سوسیالیستی رو به سردی گرائید و ارتباط با غرب توسعه یافت.

«یکی از مسائل تاسف انگیز در این کشور مسلمان که 95% سکنه 170 میلیونی آن مسلمان هستند این است که در قانون اساسی، اسلام به عنوان دین رسمی ذکر نشده و این مسئله نفوذ قدرت افراد مسیحی را در حکومت مرکزی نشان می دهد. »

البته در پیش نویس قانون اساسی جمله: «مسلمانان از قوانیت اسلامی تبعیت خواهند کرد» آمده بود که چهره اسلامی اندونزی را مشخص می کرد اما با مخالفت حدود 3% مسیحی ساکن این کشور مواجه شد و بنابراین جمله مذکور حذف شد و سیاست پانجا سیلایی ( 6 ) نتایج نامساعدی را برای مسلمین پدید آورد و مسیحیان را قدرتمند نمود. که با اعتراض شدید مسلمین محدودیت فعالیت سازمآنهای اسلامی کاهش یافت و انجمن های اسلامی فعال شدند. ( 7 )

مشکل تاسف بار دیگر که در اندونزی وجود دارد این است که از طریق هیئت ها و سازمآنهای به ظاهر بین المللی همچون سازمان بهداشت جهانی، سازمان خوار و بار کشاورزی، یونسکو و یونیسف در بین مردمان اندونزی تبلیغات مسیحی صورت می گیرد و با ظاهری انساندوستانه مفاهیم و الگوهای غربی به آنان القا می شود. مبلغین مسیحی از نقطه ضعف جامعه اسلامی اندونزی که ریشه اصلی آن فقر است بهره گرفته و در نقاط دور افتاده و محروم چون «ایریان جایا»، «سولاویسی به فعالیت می پردازند و به علت دوری راه، انواع هواپیما و امکانات دیگر حمل و نقل و تعدای کارشناس خبره در اختیار دارند؛ در امور آموزشی، سعی می کنند با کمک به مدارس و مراکز دانشگاهی توجه مردم را بخود جلب کنند و با دایر نمودن مدارس خصوصی برای کودکان مقدمات نفوذ دین مسیح را در نوباوگان فراهم می سازند. در نقاط دورافتاده که شبکه سراسری برق وجود ندارد دستگاههای مولد برق توزیع می کنند. در توسعه کشاورزی، اصلاح زمین و جاده سازی در مناطق روستایی شرکت می نمایند، به یتیم خانه ها و خانه های سالمندان کمک می کنند، دانشجویان اندونزیائی را برای ادامه تحصیل به خارج اعزام نموده و آنان را تحت تاثیر تبلیغات مسیحی قرار می دهند تا در هنگام روی کار آمدن و بدست گرفتن فعالیت های کلیدی به دستگاه مسیحیت، توجه بیشتری کنند. سردمداران اندونزی هم، چون این تبلیغات بر ایشان فواید سیاسی و اقتصادی دربر دارد. در مقابل آن هیچ عکس العملی نشان نمی دهند. در واقع ملت مسلمان اندونزی اکنون با قوای صلیبی روبروست که سلاح آنان عوض شده و در چهارچوب کمکهای به ظاهر بشردوستانه نیش زهرآگین خود را بر جامعه مسلمان اندونزی وارد می کنند که ممکن است در آینده خطر بزرگی از این طریق متوجه مردم شود که دفع آن دشوار باشد.

اساس اقتصاد اندونزی بر کشاورزی و استخراج معادن استوار است و متجاوز از 60% مردم در امور کشاروزی مشغول بکارند. برنج، قهوه، ادویه و چای در این سرزمین کشت می شود. بهره برداری از جنگل و صدور محصولات جنگلی نیز رقم مهمی از درآمد مردم را تشکیل می دهد.

صید ماهی در نواحی ساحلی و رودخانه ها، رواج فراوانی دارد و مصرف گوشت ماهی در این کشور بسیار است. دامپروری بدلیل شریط استوایی و آب و هوای گرم و مرطوب در اندونزی رونق آنچنانی ندارد. ( 8 )

این مجمع الجزایر به لحاظ ذخائر نفت و گاز غنی است و 75% نفت آسیای جنوب شرقی را تولید می کند. مخازن نفت غالبا در سوماترا و جاوه قرار دارند. ذخائر نفت آن حدود 10 میلیارد بشکه تخمین زده می شود و یک قرن است که در اندونزی نفت استخراج می شود ولی صادرات آن 30 سال است که رونق دارد. دولت در نظر دارد به جای نفت مصرفی درداخل، (زغال سنگ را جازگزین آن کند، اندونزی عضو سازمان کشورهای صادر کننده نفت می باشد و علاوه بر صدور نفت و گاز، لاستیک، روغن پالم و قهوه نیز صادر OPEC ) می نماید و در سال 1981م، 70% درآمد صادراتی از راه صادرات نفت و گاز و 30% بقیه از راه صادرات دیگر مواد بوده است. دولت سوهارتو برای ورود سرمایه های غرب به داخل کشور، تسهیلات فراوانی از جمله معافیت مالیاتی و امتیازات دیگر در نظر گرفته است. فساد اداری، اختناق حاکم بر کشور از جمله دشواریهای این کشور بر سر راه توسعه اقتصادی آن می باشد. ( 9 )

مالزی

کشور مالزی که به روش مشورطه سلطنیت و فدرال اداره می شود با 330434 کیلومتر مربع در نیمه جنوبی جزیره مالاکا و در ناحیه مالایای آسیای جنوب شرقی واقع است. تنگه استراتژیک مالاکا، مالزی را از سوماترای اندونزی جدا می کند. تایلند در شمال و اندونزی در جنوب جزیره برنئوی آن قرار دارد. مالزی از سه شبه جزیره مالایا در غرب، ساراواک و صباح درشرق، تشکیل شده است. سواحل شرقی آن که به دریای چین جنوبی مشرف است به تعدادی جزایر و حتی تخته سنگهای مرجانی ختم می شود، «مهمترین راه ارتباطی اقیانوس هند و اقیانوس آرام که تنگه مالاکاست در سواحل غربی مالزی می باشد. » سواحل غربی آن بدون بریدگی بوده و بعضا دارای باتلاق می باشند که برای تاسیسات بندری مساعد نیستند. رودهای معروف آن «پاهانگ و «کلانتان نام دارد که به دریای چین جنوبی می ریزند. جنگلهای استوایی، 75% آن را دربر می گیرد. آب و هوای آن گرم و مرطوب بوده و در معرض وزش بادهای «موسون قرار دارد.

قدیمی ترین نشانه های زندگی در ناحیه مالایا به 50 قرن قبل از میلاد می رسد مهمترین اقوامی که در مالزی در قبل از میلاد بوده اند «نگریتوها» می باشند. در قرون سوم و دوم قبل از میلاد، اقوام ماله ای (مالزیها) به این سرزمین آمده و مستقر شدند.

از قرن دوم و سوم هجری که دین اسلام توسط بازرگانان در مالزی نشر یافت چون همراه آنان، تجار ایرانی بودند زبان فارسی به آسیای جنوب شرقی سرایت یافت و از آن تاریخ مالزی و ایران با یکدیگر مناسبات بازرگانی - فرهنگ و سیاسی داشتند. با گسترش روزافزون اسلام در مالزی از قرون سیزدهم و چهاردهم مقدمه ای برای تشکیل حکومت اسلامی در این محل فراهم شد و در سال 1414م یکی از حکام محلی بنام «پارامسورا» مسلمان شد ( 10 ) و خود را محمد اسکندرشاه نامید و حکومت مستقل سلاطین مالاکا را در نواحی جنوبی مالزی مستقر نمود. در همین قرن زبان و خط عربی رایج شد و خط سانسکریت منسوخ گردید. از اوایل قرن شانزدهم نفوذ استعمارگران به مالایا آغاز شد و در سال 1511م آلبوکرک دریانورد پرتقالی شهر مالاکا را گرفت و این شهر به عنوان پایگاه اصلی پرتقالی ها در آسیای جنوب شرقی قلمداد گردید. در سال 1641م هلند حاکمیت خود را در مالزی مستحکم نمود. از اوایل قرن نوزدهم، انگلستان در نواحی مختلف مالایا نفوذ یافت و در سال 1888م نوحی جزیره مالزی به مستعمره رسمی انگلیس تبدیل گردید. در سال 1941م گرچه قوای ژاپن مالایا را تصرف نمود ولی با تسلیم ژاپن در سال 1945م دوباره انگلیس چهره استعماری خود را نشان داد. در تمامی این مدت مسلمانان مقاومت همه جانبه ای را بر علیه متجاوزین آغاز نمودند. ( 11 ) مبارزات مردمی بر علیه انگلیس موجب آن شد تا این استعمارگر کهنه کار به انتخابات پارلمانی تن در دهد و در سال 1955م با برگزاری این انتخابات، نمایندگان یکی از احزاب اسلامی ( 12 ) به رهبری «تنکو عبدالرحمن با پایگاه مردمی وسیع کرسیهای پارلمانی را بدست آوردند. تنکو عبدالرحمن بعدها به ریاست دولت مستقل مالزی برگزیده شد. به همت مردم و با پی گیری وی از سال 1957م مالزی به صورت یک فدراسیون مستقل درآمد و در 16 سپتامبر 1963م فدراسیون مالزی، مالایا، صباح، ساراواک و سنگاپور پدید آمد که در سال 1965م با تحریک انگلستان، سنگاپور از مالزی خارج شد. از مدتها قبل اندونزی بر جزایر صباح و ساراواک ادعای ارضی داشت وطی سالهای 66 - 1963 میان مالزی و اندونزی برخوردهای خفیفی صورت گرفت که با توافق طرفین و مراجعه به آراء عمومی و بر اساس موافقتنامه بانکوک این مخاصمه و درگیریهای مرزی در سال 1966م پایان یافت و صلح حاصل شد.

مالزی 5/16 میلیون سکنه دارد که متجاوز از 60% آن مسلمان هستند ( 13 ) ترکیب جمعیت مسلمان در 13 ایالت آن متفاوت است. درکولالامپور 30% مسلمان زندگی می کنند. نیمی از مسلمانان از نژاد ماله ای و بقیه چینی، هند، پاکستانی و سایر افراد غیر بومی می باشند. در قانون اساسی آن، اسلام به عنوان دین رسمی معرفی شده و حکومت مالزی در دست مسلمین است. پادشاه و نخست وزیر در وضع فعلی ( 1992 ) مسلمانند. مسلمانان مالزی درست کردار و نیکو رفتارند و نسبت به دیگر گروههای مسلمان با عزت و احساس برجسته ای زندگی می کنند. گروههای مذهبی در نهایت صلح و صفا در کنار هم و با هم زندگی می نمایند. مسلمان بودن در مالزی با نوعی افتخار و عزت نفس توام است. حجاب رعایت می شود و لباسها بسیار ساده است، در مصرف زیورآلات و تزئینات بسیار قانع و کم خرجند، حتی افرادی که مشاغل سیاسی - علمی برجسته ای دارند بخصوص در ماه رمضان ساده و بی آلایش غذای خود را به همراه برده و با ندای ملکوتی اذان افطار می کنند. مالزی فرهنگ برجسته ای دارد و اصلا بیسواد ندارد. تنشهای سیاسی در آن اندک است. روحانیت مالزی سازمانی بنام جمعیت علما دارد که با عنوان و ارگانی عالی ه صدور احکام و فتاوی می پردازد و به مشکلات و مسائل دینی مردم پاسخ می گوید. اعلام مناسبات مذهبی، اعلام نظرهای فقهی و شرعی - مسابقات قرائت قرآن - نمازهای جمعه - اداره مساجد و مراکز دینی و تربیت طلاب و محصلین علوم دینی به عهده این سازمان است.

حزب سازمان ملی مالائیهای متحد ( 14 ) در طول زمان استقلال مالزی همیشه پرقدرت ترین حزب این کشور بوده و تاکنون در مجموع همیشه صاحب اکثریت آراء انتخابی بوده است.

در 25 کیلومتر جنوب شهر کوالالامپور در منطقه سرسبز و خرم شاه عالم، مسجد آبی قرار داد. این بنا که مدیون فکر سلطان صلاح الدین عبدالعزیز حاکم ایالت سالانگور در دارالاحسان می باشد. با صرف 300 میلیون دلار و 5/4 سال تلاش مسجد مزبور در مارس 1988م گشایش یافت. «مسجد آبی که به لحاظ وسعت بزرگترین مسجد جهان است 36 هکتار مساحت دارد و قطر گنبد فیروزه ای آن 52 متر و ارتفاع آن 107 متر است که بزرگترین گنبد جهان محسوب می شود. در 4 سوی گنبد 4 مناره مشاهدذه می شود که هر کدام 3/142 متر ارتفاع دارند هر مناره دارای 3 گلدسته و ارتفاعات متفاوت می باشد شبستان اصلی مسجد که ویژه نمازگزاران مرد است 6782 متر مساحت دارد ولی شبستان مخصوص نمازگزاران زن 2415 متر وسعت دارد محراب آن مرمرین است و منبر منبت کاری شده آن 17 متر ارتفاع دارد. ( 15 )

مالزی به لحاظ اقتصادی، کشوری است بسیار غنی «اولین تولید کننده کائوچو در جهان است و «40% کائچوی جهان را تولید می کند. 60% صادرات جهانی روغن نخل مربوط باین کشور می باشد. » که در 9 ماهه اول سال 1990م بیش از 5/6 میلیون تن روغن نخل تولید نموده است. از لحاظ تولید فلفل در جهان رتبه اول را داراست، تولید برنج آن 3 میلیون تن در سال است، کاکائو، موز و نارگیل بوفور در آن بدست می آید. بیش از 1000 معدن قلع دارد و بزرگترین تولید کننده قلع درجهان است و 40% قلع دنیا را تولید می کند. معادن قلع بخصوص در نواحی غربی براگ و سلانگو است. در یکیدو سال اخیر 30 میلیارد دلار صادرات داشته که 50% آن کالاهای ساخته شده بوده است. ( 16 ) درآمد سرانه آن در سال 1990م به 2500 دلار رسید، ده میلیارد دلار ذیره ارزی آن است. صادرات آن بر واردات فرونی دارد و بخشی از درآمد آن از طریق صنعت توریست بدست می آید و سالی 7 میلیون توریست باین کشور می آیند.

دولتمرادان مالزی با بکارگیری و استفاده بهینه از منابع طبیعی غنی، امکانات مالی و نیروی انسانی خود بخشی از عقب ماندگیهای دوران استعمار را جبران کرده و دو برنامه سیاست جدید توسعه و سیاست ملی توسعه را به اجرا گذاشته اند. یکی از مشکلات مالزی این است که چینیها و هندیها در بخشهای تجاری و صنعتی نفوذ داشته و تا حدودی در حاکمیت اقتصادی دخالت دارند که این مسئله اعتراض بومیان ماله ای را برانگیخت و یک بار در سال1969م برخوردهای خونین نژادی را پدید آورد که دولت می کوشد در برنامه های اقتصادی، این شرایط را دگرگون سازد. ( 17 )

برو نئی (18)

کشور برونئی که به برونی دارالسلام معروف است در جنوب شرقی آسیا و بر ساحل شمال غربی بزرگترین جزیره مجمع الجزایر مالزی برونتو قرار گرفته و در شمال آن دریای چین جنوبی واقع است. سلطان نشین برونئی 5765 کیلومتر مربع وسعت دارد. بخش شرقی و و رود توتونگ ( 21 ) و نیز سلسله ای از تپه ها و باتلاق ها در بخش غربی قرار دارند. به طور کلی سرزمین برونئی به جز جلگه ساحلی باریک شمالی، ناهموار و تپه ای است آب و هوای آن گرم و مرطوب بوده و متوسط درجه حرارت در این کشور به 30 درجه سانتی گراد می رسد.

در سال 579ق برونئی به صورت سلطان نشین اداره می شده است، اسلام در تاریخ 829 هجری قمری (1425م) وارد این سرزمین گردید. چون برونئی ایستگاهی برای کشتی های انگلیسی که عازم چین بود، محسوب می شد. تحت سلطه بریتانیا درآمد. قانون اساسی آن در سال 1952م تصویب شد و در سال 1983 (1362ش) به استقلال رسید و در 1985م به ضویت سازمان ملل درآمد. به لحاظ تقسیمات کشوری به چهار ناحیه تقسیم می شود که هر کدام از این نواحی توسط رئیس ناحیه که وزیر اعظم آن را منصوب نموده، اداره می شود. پارلمان آن که همان شورای مقننه است، 22 عضو دارد. مرکز حکومت آن بندر سری بگاوان ( 22 ) و شهر مهمش «کوالابلایت است. برونئی با مالزی، سنگاپور، اندونزی، تایلند، فیلیپین و انگلیس مناسبات سیاسی و تجاری دارد.

آمار سال 1990م سکنه آن را 264000 نفر ذکر نموده ( 23 ) که 65% آن در کانونهای شهری سکونت داشته اند. رشد جمعیت 7/3% و تراکم نسبی آن 8/45 نفر در کیلومتر مربع می باشد. هجوم مهاجرین خارجی که از چین و مالزی باین سرزمین می آیند باعث بالا بردن نرخ رشد جمعیت آن گردیده است. مالایائی ها برونئی 70% سکنه آن را تشکیل می دهند. چینی ها و ایبآنهای ساراواک به ترتیب دومین و سومین گروه نژادی این سرزمین می باشند. زبان رسمی آن مالایائی است که به خط غربی و لاتین نوشته می شود. زبان انگلیسی و چینی هم رواج دارد. دین رسمی آن اسلام و اکثریت مردم مسلمانندو مسلمانان اغلب سنی شافعی مذهبند. اقلیت بودائی، مسیحی و آنیمست (دین ابتدائی) در آن سکونت دارند.

اقتصاد آن به نفت متکی است و منبع اصلی درآمد مردم از این ذخیره زیرزمینی می باشد. ( 24 ) کشاورزی و ماهیگیری در آن رواج دارد و محصول مهم صادرات آن نفت و کائوچو می باشد. برنج و ماهی خوراک اصلی مردم است.

واحد پول آن دلار برونئی ( BDS ) برابر با 100 سنت می باشد.

د - آسیای جنوب شرقی

آسیای جنوب شرقی

در آسیای شرقی 5 واحد سیاسی وجود دارد که مجموعا متجاوز از10 میلیون کیلومتر مربع وسعت دارند و 20% مساحت آسیا را دربر می گیرند. در بین این پنج واحد سیاسی، چین با 9571000 کیلومتر مربع، پروسعت ترین کشوراست که در جهان پس از شوروی و کانادا از نظر مساحت ربته سوم را حائز است همچنین، چین با 1072000000 پرجمعیت ترین کشور جهان به شمار می رود. چهار واحد سیاسی دیگر یعنی کره شمالی، کره جنوبی، ژاپن و تایوان مجموعا بیش از 200 میلیون نفر سکنه دارند. تایوان با 36000 کیلومتر مربع وسعت و 19 میلیون نفر جمعیت، از بالاترین تراکم نسبی برخوردار است. گرچه اسلام از قرن اول هجری باین نواحیراه یافته اما در این بخش از آسیا اکثریت با آئین های دیگر می باشد. با این حال بیش از نیم از اقلیت های مسلمان قاره آسیا در این سرزمین ها زندگی می کنند.

ژاپن

قبل از روی کار آمدن حکومت میجی ( Miji ) در کشور ژاپن، این کشور درهای خود را به روی دنیای خارج بسته بود و در این دوره بخصوص از سال 1867م توانستند با ملل دیگر بخصوص مسلمین رارطه برقرار کنند. نخستین بار در سال 1877م با ترجمه کتابی به زبان ژاپنی که درباره اسلام نوشته شده بود مردم این سرزمین با معارف اسلامی آشنا شدند.

تاتارهای مسلمان از اوایل قرن بیستم به ژاپن رفته و به تبلیغ اسلام پرداختند. با مهاجرت بیشتر این قوم، گرایش به اسلام در ژاپن رو به فزونی گرفت و اکنون قریب به 50000 نفر در ژاپن مسلمان هستند.

به هنگام تهاجم ژاپن به آسیای جنوب شرقی و تصرف مناطق مسلمان نشین، نیروهای نظامی آن با روحیه مسلمین آشنا شده و به این آئین علاقه مند گردیده و اسلام را اختیار نمودند. بازرگانان مسلمان که از هند و خاور میانه به ژاپن می رفته اند نیز در گرایش مردم ژاپن به دین اسلام دخالت داشته اند.

چون آزادی مذهبی به طور کامل در ژاپن وجود دراد، افراد آن با روحیه تحقیقی که دارند متوجه حقیقت اسلام گشته و لذا روی آوردن به آن حالت تزاید دارد.

اولین عبادتگاه مسلمین در ژاپن «مسجد کوبه که به سال 1935م در این ناحیه ساخته شد. در سال 1938م مسجدی در توکیو مرکز حکومت ژاپن تاسیس گردید. اولین ترجمه قرآن به زبان ژاپنی در سال 1929م صورت گرفت. نیمی از مسلمانان ژاپنی بومیمنطقه بوده و بقیه مهاجرند، مهمترین مؤسسات اسلامی عبارتند از اتنجمن دوستی اسلامی ژاپن - انجمن مسلمانان ژاپن - انجمن دانشجویان مسلمان ژاپن -مجمع فرهنگی اسلامی ژاپن - مرکز اسلامی ژاپن - انجمن جوانان ملمان ژاپن - فدراسیون جوانام مسلمان - ژاپن - کنگره اسلامی ژاپن و گروه خیریه اسلامی ژاپن. ( 25 )

کشور ژاپن که به سرزمین آفتاب موسوم است و به صورت جزایری در شرق آسیا قرار دارد و با 377000 کیلومتر مربع وسعت، 122 میلیون سکنه دارد. این کشور به لحاظ توسعه روزافزون در علم و تکنولوژی و پیشرفت در صنایع ظریفه و مهارت در ساخت وسایل الکترونیکی و تولید انواع کامپیوترشهرت ویژه ای را به خود اختصاص داده است. نیمی از سکنه آن دارای تحصیلات دانشگاهی بوده و 90% مردم حداقل تا پایان دوران متوسطه را گذرانیده اند (90% 20 ساله به بالا) ولی با نهایت تاسف باید گفت گرچه بال علم و تکنولوژی در این کشور رونق خود را بدست آورده اما بال معنویت و ایمان و ارزشهای والایش شکسته است. 88% مردم ژاپن پیرو مذهب ابتدائی و افسانه ای شینتو هستند که خود به 160 فرقه تقسیم می شود و بر اساس آن کلیه مظاهر طبیعت از قبیل ماه و ستارگان و خورشید و کوهها و دریاها هر کدام خدایان جداگانه ای دارند که مورد پرستش قرار می گیرند. خدایان در معابد شینتو نگاهداری می شوند و مردم به هنگام مراجعه باین معابد از شرابهایی که در جایگاه ویژه قرار دارد بجای آش می نوشند! طبق این مذهب، ارواح انسآنها به خدایان قدرتمند تبدیل می شود!! ؟

کره شمالی

کره شمالی با 120538 کیلومتر مربع در آسیای شرقی واقع است. این کشور 22680000 نفر سکنه دارد. گرچه آزادی مذهبی در آن وجود دارد اما مسلمانان اقلیت بسیار ناچیزی از آن را تشکیل می دهند که فاقد تشکل اند و در نقاط مختلف آن بویژه در پیونگ یانگ مرکز حکومت پراکنده اند. تعداد آنان به 2000 نفر بالغ می گردد که منشا غیر بومی دارند. اکثریت مردم کره شمالی تابع بودائیسم، کنفوسیئئیسم و تائوئیسم می باشند.

پی نوشتها

1- به منظور آشنایی با وجه تسمیه و نامهای دیگر اندونزی به مقاله «اندونزی پرجمعیت ترین کشور اسلامی تالیف نگارنده -مندرج در مجله مکتب اسلام - بهمن ماه 1371ش - مراجعه فرمائید.

2- اندونزی دارای 27 ایالت است. و چون در نزدیکی تنگه مالاکا قرار گرفته، اهمیت سوق الجیشی مهمی دارد.

3- به جاوه باغ بزرگ شرق یا باغ نارگیل می گویند.

4- تاریخ شیعه - علامه مظفر - ترجمه دکتر سید محمد باقر حجتی، صفحات 362 و 363.

5- نهضتهای نوین اسلامی در اندونزی - دلیار نوئر ( deliar Noer ) ترجمه: ایرج رزاقی - محمد مهدی حیدرپور مشهد - مؤسسه چاپ و انتشارات آستان قدس رضوی 1370ش.

6- دمکراسی پانجاسیلا نظامی است مبتنی بر اصول حاکمیت مردم و رعایت اصول پنجگانه، این اصول عبارتند از: اعتقاد به خداوند متعال، انسانیت متمدن و عادل، وحدت اندونزی، دموکراسی هدایت شده و عدالت اجتماعی برای کلیه مردم.

7- مقاله اندونزی آن چنان که هست روزنامه هفتم شهریور 1371 ش 14560.

8- The petroleum Resources of Indonesia by ljinbee oxford, university 1982

9- اوپک و اثرات تخریبی تطبیق قیمت نفت، دکتر امیر باقر مدنی ص 117.

10- گیتاشناسی کشورها صفحات 304 و 305 و 306.

11- در قلمرو زردهای سبز سفرنامه محمد کاظم محمدی اصفهانی به مالزی و سنگاپور - تهران انتشارات صحف.

12- Allance party

13- در سال 1990م جمعیت آن به 17645000 نفر بالغ گردید.

14- Umno

15- مجله رشد جوان آبان 1369.

16- اطلاعات ش 19692 و 19697.

17- اطلاعات ش 19774.

18- Brunei

19- Limbange

20- belait

21- tutong

22- seribegavan

23- سالنامه جمعیتی جهان 1990 میلادی - محمدرضا عسگری.

24- دومین تولید کننده نفت در آسیای جنوب شرقی پس از اندونزی.

25- اسلام در ژاپن.

کره جنوبی

کره جنوبی با 99173 کیلومتر مربع درسال 1990م 42540000 نفر سکنه داشت. در این زمان 25000 نفر مسلمان بوده اند در سال 1971 رقم مسلمین در این سرزمنی تنها 3000 نفر بود که در خلال این 20 سال به بیش از 8 برابر بالغ گردیده اند.

تا قبل از بروز نبرد بین دو کره که بین سالهای 1950 ال 1953م صورت گرفت تعداد ناچیزی مسلمان بصورت پراکنده در این کشور می زیستند در همین سالها بود که شورای منیت سازمان ملل اعلام نمود که نیروهای نظامی تعدادی از کشورهای عضو، برای جلوگیری از درگیری دو کرده به منطقه اعزام شوند بر این اساس سربازان ترک تحت پرچم سازمان ملل به کرده آمده و حتی امامی را با خود آورده و در مقر خود مسجدی برای عبادت بنیان نهادند. عده قابل توجهی از مردم کرده در تماس با این سربازان مسلمان به زندگی اسلامی آنان علاقه مند شده و خواهان روی آوردن به این آئین جاودانی شدند و بدنبال آن جامعه مسلمانان نوظهور کرده پدید آمد. با بازگشت قوای نظامی ترک مسلمانان مذکور در بین مردمان دیگر به نشر اسلام پرداخته و با مسلمانان کشورهای اسلامی بویژه مسلمانان ساکن در آسیای جنوب شرقی ارتباط برقرار نمودند.

در سال 1963م با تاسیس «اتحادیه مسلمانان کرده به تشکل خود پرداختند بعدها بنیاد اسلامی کره و مجمع دانش آموزان مسلمانان کرده نیز بوجود آمد که این مؤسسات غیر از تبلیغات دینی به تقویت عقاید مذهبی جوانان مبادرت می نمودند و برای این کار برخی از آنان را برای تحصیل علوم اسلامی به کشورهای اسلامی روانه کردند. در سال 1969م با تلاش مسلمانان، رئیس جمهوری وقت به طور رسمی زمینی به مساحت 5000 متر مربع را برای ( 1 ) ( Pusan ) احداث مسجد و مرکز اسلامی در اختیار آنان قرار داد، مسجد فلاح در پوسان در 1980 ساخته شد. در همین سال بود که اهالی روستای سانگ یانگ واقع در حوالی شهر کوانجو به طور کامل الام را اختیار نمودند، ترجمه قرآن به زبان کره ای، انتشار نشریات مذهبی، مبادله دانشجو با کشورهای اسلامی، تاسیس دانشگاه و کتابخانه علوم اسلامی و ایجاد پرورشگاه کودکان یتیم مسلمان و سایر فعالیت های تبلیغی مذهبی و اجتماعی از کارهای اتحادیه مسلمانان کره است. ( 2 )

بدین گونه در کشوری که تا قبل از جنگ دو کره تعدادی انگشت شمار مسلمان داشت جامعه ای اسلامی با تشکل مناسب و مورد قبول جامعه کره و دولت پدید آمد. ( 3 )

تایوان

تایوان (فرمز) که نام رسمی آن جمهوری چین می باشد به صورت جزیره ای با 36182 کیلومتر مربع در دریای چین شرقی و در 150 کیلومتری سواحل کشور چین قرار دارد. از 20 میلیون سکنه آن قریب به 90000 نفر مسلمان هستند. گفته می شود الام در 741 هجری (1340م) بدان راه یافت اما گسترش این آئین در تایوان مربوط به قرن هفدهم می شود. زیرا در اواخر این قرن و در دوران سلسله مینگ قوای نظامی چین برای نجات تایوان از سلطه هلند در این سرزمین پیاده شدند که تعداد زیادی از آنان مسلمان بودند. این افراد غالبا از ایالت فوکین به تایوان روی آوردند و در ضمن فعالیتهای نظامی به تبلیغ اسلام پرداختند ژاپنیها که از سال 1895م تایوان را تصرف کردند و تا سال 1945م آن را در اختیار داشتند، مسلمانان را تحت فشار شدید قرار داده و برایشان تنگناهایی بوجود آوردند. با شکست ملیون چینی، هزاران مسلمان عازم تایوان شدند که عده زیادی از آنان در امور اداری و نظامی چین صاحب قدرت بودند. مسلمانان تایوان سنی اند و پیرو مذهب حنفی می باشند. تمرکز آنان غالبا در تایپه مرکز حکومت و شهرهای چونکلی، تایتوهونگ است. در امور سیاسی و اداری نفوذ خوبی داشته و در مجمع قانون گذاری و مجلس ملی تایوان عضویت دارند.

هنگ کونگ و مکائو

کشور هنگ کنگ مستعمره انگلستان است. این ناحیه با 1044 کیلومتر مربع در جنوب چین و 130 کیلومتری جنوب شرقی شهر کانتون با کوانگچو قرار دارد. بندر هنگ کنگ که در کنار اقیانوس آرام قرار دارد با 5878000 نفر سکنه تراکمی برابر با 5540 نفر در کیلومتر مربع را به خود اختصاص دارده است. از دو بخش کولون و هنگ و کنگ تشکیل شده که توسط کانال آبی از هم جدا می شوند.

مسلمانان ساکن ایالت کوانتونگ چین اولین گروه مهاجرین مسلمان هنگ کنگ هستند. که در سال 1949م بر تعداد آنان افزوده شده و در سالهای بعد از هند و اندونزی نیز عده ای به این ناحیه عزیمت نموده و رقم مسلمین را افزایش دادند. مسلمانان که تعداد آنان به 40000 نفر بالغ می گردد شافعی مذهبند و برخلاف جو مسموم و شرائط خشن سیاسی در ارتباط با فعالیتهای مذهبی از شور و هیجان خاصی برخوردارند. شغل اکثر مسلمین کارهای بازرگانی و خدمات است و در سازمآنهایی تشکل یافته و نشریاتی هم دارند. محلات مسلمان نشین مشخص است و دارای مسجد، دبیرستان، و کالج اسلامی هستند.

در 40 کیلومتری غرب هنگ کنگ جزیره مکائو قرار دارد که مسلمانان آن با مسلمین هنگ کنگ در ارتباطند. فاشرهای سیاسی پرتقال و مبلغین مسیحی موجب آن شده تا اکثریت مسلمانان این جزیره از اسلام دست برداشته و به مسیحیت روی آورند حتی قانونی تصویب شده بود که به موجب آن افراد مسلمان باید اجبارا به کلیسا بروند، لذا مبشرین مسیحی، موحدین این جزیره را سخت در فشار قرار داده اند. در سالهای اخیر موج انقلاب اسلامی ایران به افراد مسلمان آن، امید تازه ای بخشیده است.

مسلمانان چین

کشور چین با 9571000 کیلومتر مربع و یک میلیارد و هفتاد و دو میلیون نفر سکنه در آسیای شرقی و بین 20 تا 55 درجه عرض شمالی قرار دارد و از نظر طبیعی به دو بخش کوهستانی و مرتفع غربی و جلگه های پست و هموار شرقی تقسیم می شود. در حدود 700 میلیون نفر از سکنه چین در بخش شرقی و سواحل اقیانوس آرام استقرار یافته اند. نژاد مردم چین زرد و مرکب از تیره های چینی، مغولی و تبتی می باشد. دین اکثریت بودا و کنفوسیوس است و اقلیتی مسلمان در این کشور سکونت دارند.

5 سال بعد از رحلت پیامبر اسلام صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم آئین توحید به چین راه یافت. سعد ابن ابی وقاص اولین مسلمانی است که وارد چین شد و نخستین مسجد در بندر شانگهای تاسیس گردید اولین برخورد مسلمین با چینیها در سال 130 هجری در وقتی بود که ارتش چین به رهبری کوهسین چعیه با مسلمانان به رهبری «زیاد» روبرو شد. و نبرد سخت در مرز چین بین آنان درگرفت در آغاز، پیروزی با چینی ها بود اما ناگهان با شکست آنان مسلمانان بر آسیای مرکزی دست یافتند و این فتح، مقدمه نفوذ اسلام بر این سرزمین و آسیای مرکزی شد.

تسلط کامل مسلمانان بر چین هنگامی بود که در سال 138 هجری عده ای از قبایل چینی تحت عنوان لوشانی ها بر «هرسوان تسانگ امپراطور چین شوریدند و در خلال این طغیان، امپراطور از منصور خلیفه عباسی استمداد طلبید. منصور یک گروه 4000 نفری را به کمک وی فرستاد که اینان در دو ایالت سیانفوو و هانوفو بعد از جنگ و فرونشاندن طفیان اقامت گزیدند و با دختران چینی ازدواج کردند که می گویند هویس های مسلمان از نسل آنان هستند. اسلام از دو راه به حین راه یافت یکی از راه دریا (از طریق کانتون و هانگ چو) و دیگر از راه خشکی (از ایران و ترکستان) ( 4 ) شهرباستانی چوانچو موسوم به شهر ریتون که در سواحل جنوب شرقی استان فوجیان واقع شده و مسیر دریائی جاده ابریشم می باشد در چند دهه اخیر بیش از صد لوحه سنگی اسلامی به زبآنهای عربی و فارسی در این شهر کشف شده که این کشفیات بیانگر آن است که چوانچو در گذشته ارتباط تنگاتنگی با اسلام داشته است و اصولا این شهر دروازه اسلام و یکی از مراکز عمده اسلامی در جین به شمار می آید. ( 5 )

آماری که تعداد مسلمانان چین را مشخص کند بطور دقیق در دسترس نیست و در منابع آماری تعداد آنان را متفاوت ذکر کرده اند ولی می توان ادعا کرد که در حال حاضر 70 میلیون نفر مسلمان در چین سکونت دارند. مسلمانان در ناحیه خود مختار ترکستان شرقی (سین کیانگ) و استان چینگهای در سرزمین نینگسیاهوئی و در کانسو در اکثریتند و از نژاد اویغور، ازبک، فرمز، تاجیک، تاتار و دونشیان می باشند. مسلمانان با دولت مرکزی در طول تاریخ 500 بار درگیری داشته اند و بخصوص در پی قتل عامهای شدید در سه قرن اخیر حداقل 30% آنان کاهش یافته اند.

سلسله منچوها که بزرگترین دشمن مسلمین بودند بین سالهای 1644م تا 1911م مسلمانان را آماج اذیت قرار داده و قریب به ده میلیون نفر را در شمال و شمال غربی چین کشتند.

در دوران حکومت سلسله چینگ آزادی مسلمانان محدود شده و بویژه در سال 1731م آئین سنتی ذبح حیوانات ممنوع گشت و در زمان حکومت امپراطور چی ین لونگ احداث مساجد جدید و زیارت حتج عدغن شد. با این حال موفق نشدند مسلمین را در اکثریت هضم کنند زیرا در تمامی ایالات و مراکز پرجمعیت پراکنده بودند و حضور سیاسی و اقتصادی مهمی داشتند. لذا گرچه اقلیتهای دیگر در زمان این سلسله تحت نظارت شدید بودند اما مسلمانان (هوئیها) به لحاظ ویژگی اجتماعی - فرهنگی و اتکای به خود و استواری در دین، استثنا بودند و طرح هماهنگ سازی در مورد آنان مؤثر واقع نشد و این سلسله پس از آنکه موفق نشد از طریق مهاجرت و انتقال، مسلمانان را منهزم کند به قلع و قمع و کشتار آنان پرداخت که مسلمین برای حفظ هویت فرهنگی خود مقاومت نموده و گاهی برای وحدت فرهنگی از طریق تاکتیک و تقیه وارد شده و حساسیت حکام را نسبت به خود کاهش می دادند تا به عنوان مذهبی بدعت گذار، مطرود چینیان قرار نگیرند. وفتار چینیها با مسلمانان در دو سطح قابل بررسی است. روشنفکران و اهل قلم مواقعی که تبلیغات علیه مسلمین شدید بوده با نوشتن کتب و مقالات به تحقیر آنان پرداخته و آنان را وجودهایی وحشی معرفی کرده اند. عوام تعصبات نابخردانه و قضاوتهای نادرستی نسبت به موحدین داشته و آنان را بیرحم، متجاوز، حریص و جنایکار معرفی کرده اند. تعارض فرهنگی چینی با فرهنگ اسلامی، همبستگی مسلمانان را پدید آورده و هویت اسلامی را تقویت نموده است. واکنش شدید مسلمانان هنگامی بوده که فرهنگ آنان به مخاطره افتاده و ارزشهای آنان در معرض فنا بوده است و هنگام شکست درنظام حکومتی و تزلزل قدرت برای حفظ هویت و حفظ سهم خود از قدرت در نواحی شمال غربی و جنوب غربی دست به شورش زده و تقاظای استقلال داشته اند مبارزات مسلمانان در قرن نوزدهم در تعقیب چنین هدفی بوده و «ماهواالونگ نیرومندترین چهره انقلابی در اسلام قرن نوزده چین بود که می خواست با جهاد به حکومت اسلامی برسد که دشمنان با حملات بیرحمانه او را سرکوب نمودند. شورش مسلمانان ناحیه یون نان در سالهای (1873 - 1853) از آن جمله است و دوون شین رهبر سیاسی شورشیان یون نان و قهرمان مسلمانان این ناحیه بود که اولین بار قرآن رابه زبان چینی ترجمه کرد.

از لحاظ سیاسی مسلمانان درحکومت مرکزی نفوذهایی داشتند. در دوره حکومت یوان (1368 - 1279) مغولان توده های وسیعی از مسلمانان را از آسیای غربی و مرکزی به چین آوردند و به عنوان کارگزاران دیوانی و صاحبان مشاغل کشوری در راس جامعه قرار دارند این افراد در محل اقامتشان محله های بخصوصی را دراختیار گرفته و از مزایای فوق العاده ای بهره مند شدند که نفرت چینیها را بر می انگیخت. حتی در زمان سلسله چینگ فرد مسلمانی بنام ماهاشین ( 6 ) مقام حساس استانداری جگیانگ فوگین و بعدا لیانگ کیانگ را بدست آورد و از خود لیاقت و استعداهای شایسته ای بروز داد و رژیم جمهوری به رهبری چیانگ یشک شخص مسلمانی بنام بای چونگ شی بالاترین مقام نظامی یعنی رئیس ستاد ارتش را عهده دار بود.

مسلمانان برای گسترش آئین خود و حفظ هویت فرهنگی به برنامه ها و فعالیتهای اجتماعی، فرهنگی دست می زنند. به عنوان نمونه درمواقع قحطی و گرسنگی، اطفال چینی را به خانه های خود آورده و آنان را مسلمان می نمایند و به قول «شکیب ارسلان ترجیح می دهند با زنان چینی ازدواج کنند و به این امید که خداوند دلهای ایشان را آماده پذیرش اسلام گرداند. تالیف کتب اسلامی نیز از فعالیت های تبلیغی بود که عده ای را جذب می کرد. لیوجی با نوشتن کتابی پیرامون زندگی پیامبر اسلام - حضرت محمد صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم - تحت عنوان «تاریخچه واقعی زندگی مقدسترین چهره عربستان به زبان چینی نظر بسیاری از چینی ها را به سوی اسلام جلب نمود.

در بین خود مسلمین نیز برای کاستن از تهاجم فرهنگی و دفاع از مرزهای اعتقادی سنت های خاصی وجود دارد اشاعه نظام آموزشی اسلامی حتی در روستاها، تشکیل اجتماعات و مجالس وعظ و سخنرانی مذهبی در مساجد، بر پائی اعیاد مذهبی، مراسم ازدواج و تدفین به طریق کاملا اسلامی، گذاردن نام اسلامی بر فرزندان خود، آموزش زبان عربی و فراگیری قرآن و تربیت اسلامی، احتراز از فساد و فحشاء، اعطای زکات به افراد مستمند، حمایت از بینوایان و پذیرائی از میهمانان جزو برنامه های مفید مسلمانان چین است. رعایت قوانین اسلامی و اجرای موازین شرعی توجه دولتمردان را به سوی آنان جلب نموده بود و یونگ جنگ امپراطور چین در قرن هیجدهم در برخوردهای آشکار میان هان ها و مسلمانان از مسلمین حمایت نمود و حتی یکی از احکام محلی را که در صدد سرکوب مسلمین بود تقبیح نمود و دستور داد او را دستگیر و پس از محاکمه، مجازات کنند. ( 7 ) مسلمانان در سراسر چین 40000 مسجد دارند.

طبق نظر محققی بنام تینگ ( Ting ) صلح و سعادت و آرامشی که موجبات شکوفائی اسلام را در چین دوره مینگ فراهم آورد، معلول این مسئله بود که بنیان گذار این سلسله یعنی تای دسو و حتی همسرش مسلمان بود و بسیاری از مقامات مسئول مسلمان بودند وی پس از جلوس بر تخت سلطنت شرابخواری را منع کرد و سرود ستایشی در تجلیل از محمد صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم ساخت که ممکن است هنوز در مسجد اصلی نانکینگ اجرا شود. ( 8 )

از اوایل قرن بیستم، فشار بر مسلمین شدت روز افزونی یافت و در اواخر سال 1928 م وانگ یوسیانگ ژنرال مسیحی حکومت کامین تانگ، در ایالت کانسون و نین گیساوشین سو بدین گونه بوده است. ( 9 )

در بین سالهای 1952م تا 1968م مسلمانان تحت شکنجه و آزارهای شدید قرار گرفتند، مساجد تخریب گردید و کتب مذهبی بویژه قرآن سوزانیده شد و متاسفانه در بعضی نقاط، مذهب با تعلیمات مائوئی در آمیخته شد چنانچه پس از نماز و دعا در پاره ای از نقاط چین جملاتی از کتاب سرخ مائو نقل می شد. به همین دلیل بود که در سال 1966م در برخی نواحی چین در جریان انقلاب فرهنگی درهای مساجد توسط گارد سرخ بسته نشد و به مسجد هم بی حرمتی نکردند! (10

سال 1951م گزارشهای از قتل، سوختن، دزدی و حمله به مؤسسات مسلمین و قطع روابط عمومی ایالات مسلمان نشین حکایت می کند ولی در سال 1954م بدنبال تلگرام 700000 مسلمان به مائو، اسلام از حمایت قانون برخوردار شد اما برای کنترل افکار مسلمین شئون فرهنگی آنان به شدت کنترل شد و کوشش هایی صورت گرفته تا از طریق تبلیغات وسیع به مسخ فرهنگ اسلامی اقدام شود گرچه در ظاهر با بعضی حرکات فرهنگی مسلمانان موافقت می شد. چنانچه در سال 1955م به آنان اجازه داده شد انستیتوی الهیات اسلامی را تاسیس کنند و در سال 1964م کالج اقلیت ناسیونالیست را بنیان نهند.

مسلمانان ترکستان شرقی (سین کیانگ)

ترکستان شرقی که در شمال غربی چین قرار دارد با وسعتی برابر 1709000 کیلومتر مربع بیش از پانزده میلیون نفر در آن سکونت دارند. مرکز این ایالت «اورومچی و شهرهای عمده آن عبارتند از کاشغریارقند، ختن و تورفان. این ایالت از شمال به مغولستان از شمال و غرب به شوروی سابق از جنوب به هند و تبت محدود می باشد، قدمت زیادی داشته و از نخستین مراکز تجمع انسآنها بوده است و از ایام قدیم مسکن قبایل و چادرنشینان بود. در قرن اول ق. م تحت اشغال چین در آمد و در قرن دوم میلادی به دست ازبکها افتاد ولی دوباره در اواسط قرن هفتم، توسط چینیها اشغال گردید. در قرن هشتم اویغورها بدان جا هجوم بردند و در قرن دهم میلادی مورد تاخت و تاز مسلمانان قرار گرفت. در قرن سیزدهم مغولها آن را تصاحب نمودند. در 1750م منچوها بدان دست یافتند. در سال 1881 م از ایالات چین شد ولی حتی تا سال 1912م استقلال داشت. ( 11 ) در سال 1820م خوجه های مسلمان با بهره گیری از انزاع داخلی، به ترکستان حمله بردند اما منچوها آن را سرکوب نموده و «خوجه جهانگیر» را در سال 1828م دستگیر و اعدام نمودند.

در سال 1862 م شورش بزرگ مسلمین در «شن سی و «گان صورت گرفت که در نتیجه آن مسلمانان به بخشهایی از شمال غربی چین دست یافته و ترکستان شرقی عملا از امپراطوری جدا شد. در این موقع یعقوب بیگ رهبر مسلمانان اهل خوقند به ترکستان شرقی حمله برد و حکومتی اسلامی در آن بنیاد نهاد. در عصر وی این ناحیه موقع خوبی بدست آورد و از مراکز مهم مسلمین به شمار آمد. در سال 1920 و سه سال پس از انقلاب کمونیستی سال 1917م ترکستان شرقی و غربی از هم جدا شدند و در سال 1942م ترکستان شرقی به سین کیانگ تغییر نام یافت. در سال 1949م با روی کار آمدن نظام مائوئیستی چین به این سرزمین غالب شد و پس از به شهادت رسانیدن هزاران نفر از جمله علما و ائمه جماعات آخرین حکومت مستقل آسیای مرکزی را از میان برد و بسیاری از اقوام مسلمانان را که راهی افغانستان و هند بودند در طول مسیر و نقاط مرزی از پای در آوردند و اشغال آن تا 1951م ادامه یافت. در این مدت توسط تانگ ها و هواپیماهای جنگنده و بمبهای آتش زا 120000 نفر را کشتند، بین سالهای 1966 تا 1967م گارد سرخ نیز هزاران نفر موحد را به شهادت رسانید و با کوچ دادن مسلمانان از اماکن خود آنها را در مجموعه چین بزرگ پراکنده نمود تا تعداد ساکنین این ایالت تقلیل یابد به نحوی که در سال 1949م سکنه آن 35 میلیون نفر بود و در سال 1960م به 25 میلیون و در سال 1982م به 5/12 میلیون نفر تنزل یافت. همراه با این حرکات ایذایی تنها 400000 کارگاه و بازار کوچک و بزرگ را از دست آنان خارج نمود، غارت منابع و ذخائر آن از سوی چین همچنان ادامه دارد.

ترکستان شرقی 88 نوع ماده طبیعی دارد و در سال 1959 م تولیدات نفتی آن به 1550000 تن و آهن و فولاد به ترتیب به 800000 تن و 600000 تن بالغ گردید ( 12 ) در سال 1980م این منطقه خود مختار به لحاظ اقتصادی در مضیقه بسر می برد و مردم در حالت نگرانی و اضطراب بسر می بردند اما در سال 1983م همراه با تجدید حیات اسلامی رونق اقتصادی و توسعه صنعتی در آن آشکار شد.

پی نوشتها

1- بندربزرگ صنعتی و مرکز مهم کشتی سازی در جنوب شرقی کرده جنوبی.

2- اقلیتهای مسلمان در جهان امروز - علی کتانی ترجمه محمد حسین آریا ص 37 و 38 و 39.

3- ماخذ قبل صص 37 و 38.

4- مجله الاتحاد ارگان دانشجویان امریکا و کانادا.

5- برداشت از مجله چین مصور شماره های 5 و 6 سال 1991 میلادی.

6- Mahasin. i

7- مسلمانان چین، صفحات 190 تا 192.

8- مسلمانان چین، رافائل ایزرائیلی ترجمه حسن تقی زاده طوسی ص 361.

9- اسلام در چین نوشته ژاک گوسولت فرانسوی و بدرالدین حی (چینی) ترجمه عبدالحمید بدیع - تهران 1356.

10- چین سرزمینی که از نو باید شناخت - منصور تاراجی - تهران یوش 1350.

11- مبارزات مسلمانان ترکستان بر ضد استعمار سرخ چین و شوروی، تالیف محمد شهاب، ترجمه مهدی پیشوایی.

12- چهره نوین سین کیانگ، س، اندرس و یمبوس ( S. Enders wimbush ) ترجمه حسن تقی زاده طوسی.


ه- مسلمانان آسیای مرکزی

مسلمانان آسیای مرکزی

آسیای مرکزی به لحاظ ژئوپولیتیکی اهمیت زاید الوصفی دارد، موقع جغرافیائی، جمعیت نسبتا زیاد، هویت اسلامی و ذخائر غنی، این منطقه را مورد توجه ابرقدرتها قرار داده است. اقوام ساکن در این نواحی گرچه مشخصه نژادی گوناگونی دارند اما بدلیل وحدت ایدئولوژیکی و در واقع مسلمان بودن نخواسته اند از تهاجم فرهنگی و سیاست های متجاوزین تاثیر پذیرند، روسها از گذشته های دور در صدد آن بوده اند که به محو فرهنگ و هویت اسلامی اقوام مسلمان آسیای مرکزی بپردازند اما با وجود سرکوب شدید، جابجائی و دادن امتیازات سیاسی - اقتصادی و فرهنگی موفق نشده اند مردم این سامان را از فرهنگ خود که بر ارزشهای اسلامی استوار است، جدا کنند. ( 1 )

مناطق مذکور پایگاه مهمی جهت رشد فرهنگ اسلامی بوده و به لحاظ خصیصه های تاریخی و دارا بودن مراکز علمی و فرهنگی مورد توجه همسایگان خود، بویژه ایران بوده اند.

توسعه اسلام در مناطقی که به آسیای مرکزی موسوم است از قرن اول هجری صورت گرفت. در سال 21 هجری مطابق با 641 میلادی لشکرهای پیروزمند مسلمان، آذربایجان را به تصرف درآوردند و از این تاریخ خورشید پرفروغ اسلام بر این نقاط تابیدن گرفت. در سال 64 هجری دربند نیز به تصرف قوای اسلام درآمد که تا قرنها بعد منتهی الیه شرقی مرزهای اسلام را در برابر ایالات ترک تشکیل می داد با فتح مناطق شرقی قفقاز توسعه سریع و کامل اسلام در مناطق مذکور آغاز شد که عملا با مقاومت چندانی روبرو نگردید و تا زمان کشورگشایی روسها در قرن نوزدهم، قسمتهای مهمی از آسیای مرکزی بخشی پیوسته از قلمرو اسلامی بود. بدین گونه منطقه ای که جایگاه تمدن باستانی داشت و از گذشته در معرض آئین بودایی، مسیحی و نسطوری بود، به اسلام روی آورد. در سال 54 قمری مسلمانان از آمودریا گذشته و در 56 قمری بخارا را فتح نمودند و در سال 134 قمری در کرانه های رود طلاس قوای امپراطوری چینی سلسله تانگ (که برای حفاظت مناطق آسیای میانه آمده بودند.) را درهم شکستند. در قرن دهم میلادی اسلام درمقام مذهب آسیای مرکزی حاکم شد و از این تاریخ به یکی از معتبرین کانونهای فرهنگی جهان اسلام تبدیل گردید. پس از آن امپراطوری عثمانی چندیت قرن بر آسیای میانه و قفقاز حکومت نمود و تصرف سرزمین های اسلامی بدستی قوای روس بین قرون شانزدهم تا نوزدهم نتوانست مانع از پیشرفت و نفوذ اسلام گردد و در این مدت مناطق مسلمان نشین آسیای مرکزی با جهان اسلام ارتباطی پیوسته داشته و از تاریخ و فرهنگ یکسانی برخوردار بودند و حتی در سال 1917م باکو و سمرقند به سرزمین اسلام انس داشت تا به مسکو و پتروگراد. ( 2 ) درعصر صفوثه که تشیع به عنوان مذهب رسمی ایران قلمداد گردید، آذربایجان این مذهب را با آغوش باز پذیرفت و این جمهوری به پایگاه اصلی شیعه در منطقه ماوراء قفقاز گشت.

از لحاظ نژادی، ترکیب جمعیت آسیای مرکزی بسیار متنوع و پیچیده می باشد. در شمال قفقاز سلسله کوههای مرتفع باعث تفکیک گروههای نژادی می شود که با چندین لهجه سخن می گویند که از سه زبان ترکی، فارسی و قفقازی ریشه گرفته اند. گرچه هرکدام از این اقوام دارای سنتهای خاص و شیوه های ویژه خود می باشند، اما در فرهنگ اسامی و هویت مذهبی مشترکند. نواحی ادیج و کراشای، چرکس، کاباردین، بالکار، چچن اینگوش، شمال اوشین، داغستان و آذربایجان قلمرو جغرافیائی شمال قفقاز (ماورای قفقاز) است. قوم ازبک از بزرگترین اقوام ناحیه آسیای میانه است که درحال حاضر اکثریت جمهوری ازبکستان را تشکیل می دهند. بجز تاجیک ها، اکثریت سکنه آسیای میانه از نژاد ترک هستند. قزاق ها، تاتارها، ایغورها، ترکمن ها، غازان ها، ذنجان ها (چینی الاصل) و اقلیت های ترک و کرد و بلوچ نیز در آسیای مرکزی سکونت دارند. ( 3 )

از نظر جمعیت، آمارهای متفاوتی برای این منطقه ذکر نموده اند که از 60 میلیون نفر تا 70 میلیون نفر در نوسان است. سکنه آسسیای مرکزی در هنگام الحاق به روسیه حدود 6 میلیون نفر بود که با مرگ و میر بالا ویژه کودکان، رشد کند داشت از سوی دیگر، تزارها برای برهم زدن وحدت منطقه و ترکیب جمعیت اسلامی، ساکنان روسی و اوکراینی را تشویق به مهاجرت می نمودند که این پدیده در نیمه دوم دهه 1870م افزایش یافت. به هنگام انقلاب اکتبر 1917م ساکنان اسلاو حدود 30% قزاقستان و 8/3% آسیای مرکزی را تشکیل می دادند و مسلمانان به 12 میلیون نفر بالغ می گردیدند.

این مهاجرت ها گرچه پس از انقلاب اکتبر تا سال 1920م متوقف بود اما از سال 1928م آغاز شد و تا سال 1936م 1700000 نفر ساکنین جدید به منطقه آمد. این افراد غالبا به ازبکستان، ترکمنستان، قرقیزستان و تاجیکستان می رفتند. شدت مهاجرت اسلاوها بحدی بود که تا سال 1939م 50% سکنه تاشکند (بزرگترن شهر آسیای میانه) را اسلاوها تشکیل می دادند.

هجوم آلمان به روسیه در سال 1941م سیل مهاجرین را تشدید نمود و این حرکت برخی از هالی بومی آسیای مرکزی را به شدت تحت تاثیر فرهنگ روسی قرار داد. تا سال 1959م نسبت اروپائیان در قزاقستان به 65% و در آسیای مرکزی به 25% رسیده بود اما این مهاجرت ها نتوانست جلو رشد روزافزون مسلمانان را بگیرید و در سال 1979م نسبت غیر مسلمانان در قزاقستان به 57% و در آسیای مرکزی به کمتر از 18% تنزل نمود. مهاجرت اجباری، تبعیدها و کشتارهای وسیع نیز از رشد روزافزون جمعیت آسیای مرکزی نکاست و روند مخاطره آمیز سلطه روسها را که بویژه از سال 1959م آغاز شده بود معکوس نشان داد و در فاصله سالهای 1959 تا 1979م مسلمانان به جای پراکندگی، تمرکز بیشتری یافته اند و آهنگ بالای رشد طبیعی جمعیت مسلمانان در آینده وزنه بیشتری به آنان داده و این پدیده آنان را در برابر خطر استحاله فرهنگی حفظ نموده و هویت اسلامی آسیای مرکزی را نیرومند خواهد ساخت.

از لحاظ ذخائر اقتصادی و منابع معدنی و محصولات کشاورزی، آسیای مرکزی غنی است. تا قبل از انقلاب اکتبر که در مسائل کشورزی این منطقه تغییراتی پدید آورد و این تحولات منجر به کاهش محصولات زراعی شد. 90% پنبه شوروی سابق در این نواحی بدست می آمد؛ در این میان ازبکستان 65% پنبه را بخود اختصاص داده بود. نصف محصول ابریشم نیز در همین جمهوری تولید می گردید.

دولت تزاری با توجه به استعداد منطقه و شرایط جغرافیائی به نوعی تک محصولی دست زده بود و طبق برنامه ای اکثر زمینهای زیر کشت آسیای مرکزی را به این محصول اختصاص داده بود که دولت شوروی پس از 1917م این سیاست را دنبال نمود و این حرکت منجر به کاهش کشت غله گردید. سیاسیت تک محصولی، مشکلات بزرگی را بخصوص در جنگ ها و هنگامه قحطی برای مردمان این نواحی پدید آورد. در نواحی استپی و سواحل دریای خزر، گندم کشت می شود، دامداری از فعالیتهای دیگری است که با ویژگیهای جغرافیائی و زندگی سنتی مردم بویژه عشایر و روستائیان تناسب دارد. در جمهوری ازبکستان به پرورش گوسفند قره گل توجه دارند. تربیت گاو در سواحل شرقی و غربی دریای خزر صورت صورت می گیرد. در سالهای 1932 تا 1933 که سیستم اشتراکی در آسیای مرکزی پیاده شد تعداد دامها کاهش یافت و به 15000000 رسید در حالی که در سال 1929م آمار دام 60 میلیون راس بود. این تنزل آشکار، سران شوروی را وادار نمود که به دامداران قزاقستان و آسیای مرکزی اجازه دهند، روش زندگی سنتی خود را از سر بگیرند. حرکت مزبور باعث رونق دوباره دامداری شد و میزان آن را در سال 1960 به57 میلیون راس و در سال 1979م به 80 میلیون راس رسانید. ماهیگیری در سواحل دریای خزر و رودخانه ها به طریقی سنتی و جدید صورت می گیرد.

از لحاظ ذخائر نفت و گاز، آسیای مرکزی و قفقاز اهمیت قابل توجهی داشته و بخش مهمی ازنفت شوروی سابق از این مناطق استخراج می گردد.

توسعه صنعتی از سال 1917م در آسیای مرکزی آغاز شد تا قبل از آن این سرزمین منطقه ای کاملا کشاورزی و دامپروری بود و تنها چند کارخانه پنبه پاک کنی و ابریشم کشی داشت. شوروی در ظاهر برای صنعتی کردن آسیای مرکزی و در باطن برای برهم زدن نظام سنتی و فراهم نمودن اسباب مهاجرت اروپائیان و اقوام روسی به این نقاط، باب صنعت را پس از جنگ جهانی دوم در نقاط مذکور گشود و توسعه سریع صنعت، وجوه اقتصاد را در آسیای مرکزی دگرگون نمود و طبقه بزرگ کارگران شهری را بوجود آورد. ولی چون افراد بومی چندان تمایلی به امور صنعتی نشان نداده اند اغلب کارهای غیر کشاورزی را افراد غیر بومی در دست گرفتند، که این جهش صنعتی با وجود مناقع غنی و نیروی انسانی عظیم آسیای مرکزی با تنگناهایی چون منابع آبی محدود، دوری از مناطق اصلی صنعت کشور وجود تفاوتهای آشکار در شاخص های اجتماعی - اقتصادی در مقایسه با سایر مناطق مواجه شد.

توسعه امپراطوری روسیه بر نواحی آسیای مرکزی حدود 348 سال طول کشید. اولیت فتح از سال 1552م با تسخیر غازان آغاز شد. در زمان ایوان مخوف و به سال 1584م روسها مناطق مسلمان نشین کناره ولگا و سیبری غربی را تسخیر نمودند و این نقاط برای همیشه از جهان اسلام جدا شد. در سال 1604م که روسها به داغستان حلمه بردند، مردم این سرزمین به کمک قوای عثمانی در مقام مقابله با آنان برآمده و قوای روس را تارومار نمودند که ناچار به عقب نشینی شدند. این پیروزی مسلمین که با حرکتی استراتژیکی توام بود باعث قویت حضور اسلام در میان اقوام کوه نشین شمال قفقاز شد و در قرن نوزدهم این منطقه در مقام رکن عمده مقاومت اسلامی در برابر هجوم روسها به سوی نواحی مسلمان نشین حضور یافت. طی قرون هفدهم و هیجدهم میلادی تا زمان کاترین دوم، اسلام مورد حمله و تعرض روسها بود و مراکز مذهبی مورد تهاجم قرار گرفتند به طوری که بین سالهای 1738م تا1755م از 536 مسجد غازان 418 باب از بین رفت. موقوفات مصادره گردیده و فعالیتهای تبشیری آغاز شد مسلمانان مقاوم یا کشته می شدند و یا به مناطق دوردست می رفتند. در زمان کاترین دوم و به سال 1771م جزیره قرم به تصرف نیروهای روسی درآمد و در 1774م تحت الحمایگی دولت عثمانی بر آن پایان یافت. در عصر کاترین با تصرف خیوه و خوقند قلمرو آن تحت عنوان فرمانداری کل ترکستان تحت کنترل مستقیم ارتش روسیه قرار گرفت. در اواخر قرن هیجدهم و اوایل قرن نوزدهم میلادی مناطق مسلمان نشین ماورای قفقاز و آذربایجان کنونی به تصرف روسها درآمد.

از سال 1917م که نظام مارکسیستی در روسیه استقرار یافت تحت عنوان: برابری ملت ها، اعلام شد که در شوروی پدیده ای به نام ملت اسلام نمی تواند وجود داشته باشد و در تعارض میان ملیت با کمونیسم پیروزی با کمونیسم است؛ با این تصور نظام جدید به سرکوبی، انهدام، جابجایی اجباری مسلمانان پرداخت در سال 1944م، 300000 نفر از تاتارهای قرم بازداشت و با وضع فجیعی به سیبری و قزاقستان فرستاده شده و روسها و اوکراینی ها قلمرو سابق آنان را غصب نمودند. در همین سال بدون هیچ گونه دلیلی قوم منطقه مسختی جنوب گرجستان بازداشت شده و به قزاقستان و ازبکستان کوچ داده شدند که از 200000 نفر، حدود 50000 نفر از فرط سرما و گرسنگی در طول راه تلف شدند. بعد جمهوری خودمختار چچن اینقوش منحل گردید و قلمرو آن ضمیمه جمهوری فدراتیو روسیه شد واقوام آن بازداشت و تبعید گشتند. بدین گونه مقامات شوروی در صدد محو اقوام شمال قفقاز برآمدند اما تلاش آنان با شکست مواجه شد و با مرگ استالین از این ملت ها اعاده حیثیت شد و کوه نشینان شمال قفقاز موفق شدند تا سال 1959م برخی از ضربات را جبران کنند و علیرغم 15 سال تبعید، جذب ملیتهای دیگر نشده و زبان خویش را از یاد نبردند.

در آسیای میانه مشی مسکو با مقاومت شدید روبرو گردید. تبلیغات ضد مذهبی یکیاز حربه های نظام کمونیستی بود که در این منطقه شروع شد. از سال 1925م موقوفات، مصادره و تا سال 1927م کلیه محاکم سنتی اسلامی برچیده شد. در سال 1928م طی تهاجم وحشیانه ای از انجام شعائر دینی چون مراسم سینه زنی شیعیان در ایام عاشورا جلوگیری به عمل آمد و روحانیون با اتهام جهل و فساد وارتشاء و حتی جاسوس ژاپن و آلمان! مورد تعقیب قرار گرفتند، بسیاری از مساجد و مراکز اسلامی تعطیل شد.

هجوم علیه یکی از مظاهر اسلامی یعنی حجاب از سال 1927م آغاز شد. مساجد به موزه و مرکز تئاتر و رقاصخانه تبدیل شد. شخصیتهای اسلامی تبعید و شکنجه شدند. پس از جنگ دوم در سرزمین شاشان واقع درقفقاز حدود 800000 نفر به طرز موحشی به نواحی شمالی و سیبری فرستاده شدند که حدود 20% تا 30% آنان در طول مسیر به علت سرما و گرستگی تلف شدند. با 400000 نفر از مسلمین قرشای و قالمون هم این گونه رفتار کردند. در سال 1942م انقلاب بزرگ ترکستان شوروی بوقوع پیوست بطوری که طی آن مسلمانان سرزمین های اشغالی را باز پس گرفته و با بیرون راندن سربازان شوروی، جمهوری ترکستان را اعلام کردند که پس از جنگ دوم شوروی بدان حمله و این جمهوری را تصرف نمود.

در زمان حکومت استالین، آزادی نسبی برای مسلمین بوجود آمد و تسهیلاتی برای سفر حج فراهم شد و دارالعلم اسلامی در بخارا و تاشکند بوجود آمد و تسهیلاتی برای سفر حج فرهم شد که علت این برنامه را می توان در موارد زیر جستجو نمود:

1- نفوذ و قدرت دین اسلام در میان مردمان آسیای مرکزی؛

2- سنت اسلامی به عنوان چهار چوب قانونی طی قرون و اعصار در زندگی مردم جاری بود؛

3- جوامع اسلامی با مرام و مسلک حزب حاکم بر شوروی بیگانه بودند و نظام حاکم سعی می کرد با ایجاد روابط مسالمت آمیز از شدت این انزجار بکاهد؛

4-حمله به اسلا و مبارزه برعلیه مسلمانان ازنفوذ نظام حاکم بر سرزمینها و کشورهای اسلامی بخصوص خاورمیانه می کاست.

در سالهای اخیر تا قبل از فروپاشی نظام پوشالی مارکسیستی حملات ستیزه جویانه ای علیه اسلام در شوروی شدت یافت و مشی خشونت و تعارض از سر گرفته شد و تبلیغات الحادی به طور گسترده ای، ادامه یافت و تلاش همه جانبه ای برای از میان برداشتن گرایشهای دینی برداشته شد.

پس از جنگ 1953م خروشچف حملات را با شعار بازگشت به تعالیم لنین از سرگرفت و تعداد مساجد و رؤسای مذهبی را تقلیل داد. انتشار کتابهای الحادی رشد فزاینده ای بخود گرفت. مؤلفان در این کتابها به خدشه نمودن مسائل اسلامی و مسخ ارزشهای مذهبی پرداختند. با همه اینها موفقیت قابل ذکری بدست نیاوردند و بر خلاف اختناق شدید و فشارهای فراوان، دین اسلام در زندگی مردمان آسیای مرکزی جاری است و حتی قدرت معنوی آن پرده آهنین نظام کمونیستی را از صلابت انداخت و با وقوع انقلاب اسلامی ایران تجدید حیات اسلامی در بین ساکنین آسیای مرکزی و ماوراء قفقاز به اوج خود رسید، و سرزمینی که دارای سابقه تاریخی و فرهنگی درخشان بوده و مردمان آن در قرون متمادی موجب قوت اسلام و پرچمدار آن بوده اند و دانشمندان بزرگی را در دامان خود پرورانده و صاحب مواریث ارزشمند فرهنگی و هنری هستند بار دیگر با تحرک و هیجانی فراوان می رود تا از موازین اسلامی حراست و پاسداری نماید. امروز برای اکثریت جمعیت مسلمانان در جمهوری های مسلمان نشین، استقلال واقعی به معنای بازگشت به هویت اسلامی است. انقلاب اسلامی ایران و دوام و استمرار آن در این نواحی، حس اسلام خواهی و دفاع از باورهای دینی را در میان مسلمانان آسیای مرکزی به مراتب افزون نموده است. مردم احساس می کنند پس از سالها فشار و جدایی تحمیلی از فرهنگ اسلامی، بار دیگر شخصیت معنوی خود را بدست آورده اند. این روحیه موجب آن شد که مردم برای برقراری حکومت اسلامی در جمهوریهای خود تلاش کنند. امروزه قریب به هفتاد میلیون نفر مسلمان در جمهوریهای تازه استقلال یافته آسیای میانه به این حقیقت رسیده اند که تنها در پرتو برقراری حکومت اسلامی و موازین شرعی می توانند دوام و بقای مذهب خویش را در قلمرو زندگی، برای خود تضمین نمایند.

تاریخ آسیای مرکزی با فرهنگ اسلامی و سنن ایرانی گره خورده است و در قرون متمادی مناطقی که اکنون به صورت جمهوریهای مستقل درآمده اند، جزئی از قلمرو ایران بوده اند و در عصر غزنویان، سلجوقیان و خوارزمشاهیان، این نواحی از نقاط اصلی ایران به شمار می رفته اند. در عصر صفوی مذهب تشیع در آذربایجان نفوذ نموده و دوره قاجاریه پیرو قطعنامه های گلستان، و ترکمن چای ابتدا گرجستان و بدنبال آن ایروان، نخجوان و بخش شمالی آذربایجان به روسیه واگذار گرید، سمرقند، خیوه، و بخارا مواریث قابل توجهی از فرهنگ ایرانی دارند و زادگاه تعدادی از دانشمندان ایرانی همچون ابن سینا، فارابی، خوارزمی، جوهری، بخاری ترمذی، زمخشری و... آسیای میانه می باشد، همان سرزمینی که در قرون اولیه اسلامی جزو خراسان بزرگ بود.

یادآور می شود که سرزمین ترکستان شرقی از نظر ذخائر و منابع کشاورزی و معدنی غنی است و می تواند به صورت قطب صنعتی عمده در آسیا درآید، نفت، ذغال سنگ، اورانیوم، سنگ آهن، طلا، فسفر، نقره، سرب، قلع، میکا، الماس، زمرد و گاز از منابع آن است اما کشور چین ضمن آنکه برای نوسازی کشورش از این منابع بهره می گیرد، ترکستان شرقی را در فقر و محرومیت و تحت فشارهای سیاسی اقتصای قرار داده است و در مقایسه با ایالات دیگر و نواحی مجاور، این سرزمین بسیارعقب افتاده می باشد. در سالهای اخیر تا حدودی بخاطر نگرانی از اوضاع خاورمیانه و آسیای مرکزی، سیاست دولت نسبت به ترکستان شرقی دگرگون شده و تا حدودی از فشار بر آنان کاسته شده است و چین می کوشد روابط مسالمت آمیز بین چینیهای ساکن در این ایالت و مسلمانان فراهم کند ولی با تمام این تلاشها در سال 1981م بین اویغورها و چینیها درگیری و نزاع پیش آمد. ( 4 )

ذیلا به بررسی جمهوری آسیای میانه می پردازیم:

قرقیزستان

جمهوری قرقیزستان با 198500 کیلومتر مربع وسعت در شمال تاجیکستان و شرق ازبکستان و قزاقستان قرار دارد. این سرزمین از شرق و جنوب شرقی با ایالت ترکستان شرقی چین (سین کیانگ) همسایه است. سرزمینی کوهستانی می باشد و 70% آن را ناهمواریها و نقاط مرتفع تشکیل می دهد. وجود ارتفاعات پوشیده از برف گرچه موجب وزش بادهای سرد و حاکم شدن آب و هوای سرد زمستانی در این نقاط می شود اما در فصل بهار و تابستان با ذوب برفهای آن و افزایش آب رودخانه ها و چشمه ها سرسبزی منطقه را افزون می نماید. دریاچه آیسیک کول تقریبا در شمال شرقی این جمهوری واقع است که به طراوت منطقه می افزاید.

قرقیزستان در سال 1358ش، 3529000 نفر سکنه داشت اما در حال حاضر جمعیت آن به 5/4 میلیون نفر بالغ می گردد. از قریب به 3 میلیون نفر قرقیزی شوروی سابق نزدیک به 5/2 میلیون نفر آن در این جمهوری ساکنند بقیه نژادهای آن را تاجیک ها (فارسی زبان) ازبک ها، روس ها اوکراینی ها و آلمانی ها تشکیل می دهند و می توان اذعان نمود که 25% سکنه آن اروپائی اند.

ترکیب قومی متنوع، گاهی درگیریها و تشنجهایی را در این کشور بدنبال داشته است و تازه ترین آن نبرد بین قرقیزها و ازبک ها در بهار سال 1369ش می باشد. ( 5 )

قرقیزها (خرخیزها) از اواسط هفدهم میلادی بتدریج به اسلام روی آوردند و هم اکنون اکثریت آنان مسلمانند. زبان رایج آنان قرقیزی است که به زبان ترکی مرکزی تعلق دارد و دارای گویش های گوناگون می باشند. ( 6 )

این قوم همچون سایر اقوام آسیای میانه در آغاز قرن سیزدهم میلادی زیر سلطه قوم خونخوار مغول قرار گرفتند و پس از آن به تناوب تحت سیطره چینی ها و خآنهای مغولستان قرار داشتند. این کشور در سال 1886 میلادی به اشغال روسها درآمد و با عنوان بومی فرغانه به امپراطوری روسیه منضم گردید. در سال 1936 میلادی تحت عنوان «جمهوری سوسیالیستی خود مختار قرقیزستان، این سرزمین شکل گرفت که تا سال 1987 میلادی به همین شکل باقی ماند اما در این تاریخ اعلام استقلال نمود و دست به یک سری اصلاحات سیاسی زد، و در تاریخ 12 اسفند 1370ش به عنوان یک کشور مستقل به عضویت سازمان ملل درآمد. مرکز آن قبلا فرونزه نام داشت که در تحولات جدید نام سابق خود را که پیشیک است، بازیافت. کاخ ریاست جمهوری قرقیزستان به تقلید از آرامگاه مولوی، عارف ایرانی بنا شده و این خود نفوذ فرهنگ ایران را در جمهوری مذکور نشان می دهد. مرکز حکومت، در حدود 15% سکنه قرقیزستان را در خود جای داده است. این کشور دارای 18 شهر و 31 اقامتگاه می باشد. کشور قرقیزستان نسبت به سایر جمهوری های آسیای مرکزی آرامتر و با ثبات تر است اما با تورمی مهار نشدنی و فقر و محرومیت شدید روبرو می باشد در حالی که در نواحی کوهستانی جاری هستند گرچه برای کشتیرانی مناسب نمی باشند (بدلیل آبشارهای مسیر) اما از منابع مهم تولید برق آبی (انرژی هیدروالکتریک) ( 7 ) می باشند. این کشور ازمهمترین تولید کنندگان اورانیوم و زغال سنگ در آسیای میانه به شمار می آید و دارای معادن دیگری چون نفت، گاز طبیعی، طلا، سرب، روی، سنگهای ساختمانی و... می باشد.

چراگاههای دامنه های کوهستانی آن سرسبز و خرم بوده و موجب رونق دامداری در این منطقه شده است. 10% اراضی آن قابل کشت هستند. قرقیزستان کشوری است محصور در خشکی و به دریای آزاد راه ندارد. توسعه صنعتی در این کشور با عنایت به جمعیت بومی و عدم رغبت آنان به مشاغل صنعتی، موفقیت آمیز نبوده است. به عنوان مثال در سال 1959م درصد کارگر بومی در بخش صنایع 34% بوده در حالی که اکثریت شاغل ها در افراد بومی در این سال تشکیل می داده اند ولی در همین سال 32% افراد غیر بومی در بخش صنعت مشغول بکار بوده اند. ( 8 )

تاجیکستان

جمهوری تاجیکستان با 143100 کیلومتر مربع در شمال افغانستان و شرق ازبکستان قرار دارد. از شمال با قرقیزستان و از شرق با ایالت ترکستان شرقی (سین کیانگ) چین، مرز مشترک دارد، در سال 1979م 3806000 نفر سکنه داشت اما هم اکنون 5300000 نفر سکنه دارد یکی از قدیمی ترین تمدن های آسیای مرکزی در این منطقه وجود دارد که تاجیک ها وارث آن هستند. در حدود 86% مردم تاجیکستان پیرو دین مبین اسلام می باشند. علاوه بر تاجیک ها، اقوام روسی و اروپائی در آن سکونت دارند. این کشور از قرون گذشته و حتی قبل از میلاد بخشی از خاک ایران بوده و پیوندهای فرهنگی و ملی بین این دو کشور وجود دارد. در قرن سیزدهم مورد تاخت و تاز مغولها قرار گرفت و در سال 9873م روسها آن را به تصرف خود درآوردند و 4 سال پس از انقلاب 1917م یعنی درسال 1921م ارتش کمونیستی شهر دوشنبه را تصاحب نمود و این سرزمین در 16 اکتبر 1929م (24 مهر 1308ش) تحت عنوان: «جمهوری سوسیالیستی استالین آباد» به مجموعه جمهوریهای تحت نظر کرملین پیوست که تا سال 1961م این نظام سیاسی را حفظ نمود و از آن پس نام خود را به تاجیکستان نغییر داد. این کشور تا سال 1991م، بیش از 60 سال با نظام کمونیستی و تحت تعلیمات الحادی اداره می شد. برخلاف سرکوبی مذهب، توسط کمونیسم در تظاهرات و تحصن ها و تحولات اخیر، مذهب به صورت قوه محرکه تجدید حیات فرهنگ تاجیکستان و تغییرات سیاسی این کشور درآمده است. تظاهرات هفت هفته ای در این کشور برای سرنگونی رحمان نبی اف از اعضای حزب کمونیست شوروی سابق از نمونه های بارز تلاش مسلمانان برای بازگشت به اعتقادات دینی است. تجلی اعتراض مذکور به صورت برگزاری نمازهای جماعت در مساجد و اماکن عمومی است. معترضین در چادرهایی که در برابر کاخ ریاست جمهوری در ناحیه ای بنام «میدان شهدا» برپا کرده بودند با مراسم دعا، قرائت قرآن و سخنرانی مردم را تحت تاثیر احساسات مذهبی و هیجانی اسلامی قرار می دادند. به نحوی که تحت تاثیر این برنامه ها، زنان به پوشیانیدن اندام و رعایت حجاب اسلامی ترغیب شدند. مراسم نماز جماعت که همه روزه یک بار در این میدان بر پا می شد به 5 بار در روز افزایش یافت. ( 9 ) این در حالی است که در گذشته حتی در منازل نمی توانستند عبادت انجام دهند و مراسم سوگواری حضرت اباعبدالله عليه‌السلام و دستجات عزاداری در زیر زمین ها برگزار می شد و در ورودی این زیر زمین ها، کشیک می گذاشتند تا در صورت آمدن ماموران امنیتی، متفرق شوند. آگاهی از انقلاب اسلامی هم در دوران کمونیستی از طریق رسانه های استکباری و خبرگزاریهای وابسته به ابرقدرتها بود که تصویر منفی و مشوشی از ایران در ذهن مردم می ساختند و حتی امریکا درمنطقه آشوب زده کولاب، از طریق اشرار علیه انقلاب اسلامی تبلیغ می نمود. با این حال مردم تاجیک می گویند: بدون گندم آری ولی بدون ایران هرگز، تاجیکستان در واقع پاره جدا افتاده از ایران و به عبارتی ایران کوچک است. (10

با فروپاشی شوروی، استقلال تاجیکستان در 9 سپتامبر 1991م تحقق یافت و نهضت مردم که بر بنیانی عقیدتی استوار بود منجر به روی کار آمدن اپوزیسون متشکل از حزب های نهضت اسلامی، دموکرات، سازمان رستاخیز و بدخشان گردید و 30% کابینه در بدو استقلال از این احزاب بودند. نظام حکومتی آن مصالحه ملی و رئیس جمهوری کفیل وحدت ملی نام دارد. حزب نهضت اسلامی که همزمان با انقلاب اسلامی ایران در این کشور بوجود آمده یکی از قوی ترین گروههای سیاسی به شمار می رود. سازمان آریانای بزرگ بین تحصیل کرده ها و حتی افراد عادی، طرفداران فراوانی دارد که آرمان آن ایجاد دولت واحدی در سرزمین های فارسی زبان است. خطباء مساجد تحت سرپرستی اداره تامینات (رهبر مذهبی مسلمانان) فعالیت می کنند در سالهای اخیر 1500 مسجد در نقاط مختلف تاجیکستان تاسیس شده که 150 واحد آن مسجد جامع است. ( 11 )

یکی از مشکلات مهم سیاسی این جمهوری تازه استقلال یافته این است که گرایش دینی گرچه بین عده ای از مردم نیرومند است اما چندان فراگیر نمی باشد زیرا در مدت چند دهه سلطه کمونیستی، آموزش علوم دینی به طور رسمی در آن متوقف بوده و طالبان قادر نبوده اند برای تحصیل علوم اسلامی به کشورهای مسلمان مسافرت کنند و به تکمیل معلومات مذهبی بپردازند.

گرایش ملی گرایان هم قدرت آن را ندارد که به تنهایی حکومت کند و متاسفانه گرایش کمونیستی هنوز قوی ترین گرایش سیاسی این سرزمین می باشد. از سوی دیگر عده کثیری از روسها، مشاغل کلیدی صنعتی و فنی را در دست دارند. حضور ارتش سرخ با نامی جدید نیز موقعیت طرفداران کمونیسم را تقویت می کند اما آرمان کمونیسم در جهان بی اعتبار شده و رسوایی فروپاشیدن آن در شوروی و اروپای شرقی اجازه نمی دهد که این افراد جان بگیرند و در راس نظام سیاسی قرار گیرند.

تشنج های سیاسی و چالشهای اقتصادی، این گرایش را شدت بخشیده و به این کشور اجازه نمی دهد نظام سیاسی پایداری را جانشین رژیم فرو ریخته قبلی کند. امریکا و رژیم صهیونیستی اسرائیل تا کنون تلاشهای فرهنگی - سیاسی فراوانی برای اعمال نفوذ در این جمهوری بعمل آورده اند اما مقاومت اسلامی مردم اجازه نداده است که این تلاشهای مذبوحانه به ثمر برسد.

یکی از مسائل مهم در هویت فرهنگی تاجیکستات، زبان فارسی است که در رژیم گذشته کوشش بر این بوده تا تاجیک ها این زبان را که موجب قرابت تاریخی، فرهنگی و ادبی با ایران می شد فراموش کنند. لذا روسها آموزش خط فارسی را متوقف نمودند و با این کار آنان را از خواندن نشریات و آثاری که به زبان فارسی انتشار می یافت محروم کردند و با ایجاد دیوار آهنین ارتباط آنان را با فرهنگ ایرانیان قطع نمودند و خط سیریلیک را رواج دارند و با نفوذ مهاجرین روسی در مراکز علمی، فرهنگی، فنی و اداری زبان روسی در این کشور حضور بیشتری یافت زیرا مشاغل مهم و تخصصی و علمی در دست افرادی بود که فارسی نمی دانستند. با این وجود، مردم با حالتی از شور و هیجان به زبان مادری خود (فارسی) سخن می گویند و اولین جشنهای سالگرد استقلال خود را با پرده برداری از پیکره فردوسی آغاز کردند و جالب اینکه مجسمه لنین را برداشته و این پیکره را بجایش نهادند و با شور و التهاب خاصی با هم زمزمه می کردند:

«بسی رنج بردم در این سال سی عجم زنده کردم بدین پارسی ( 12 )

دولت نیز اعلام کرد که خط فارسی را به عنوان خط رسمی مکاتبات خود انتخاب می نماید. اکثریت مردم تاجیکستان باسوادند و اغلباهل کتاب و روزنامه و مجله هستند. کتاب طرز آموزش خط و زبان فارسی در طول یک سال 3 بار چاپ شد. سالانه بین 700 تا 800 جلد کتاب در این کشور انتشار می یابد که غالب آنها در موضوعات علوم انسانی است و هم اکنون روزنامه های پیوند و سامان به زبان فارسی چاپ می شود. در این کشور 126 مجله و روزنامه وجود دارد که 3 تای آن مربوط به بخش خصوصی و بقیه در انحصار دولت است. 13 عنوان آن ها سراسری، 10 عنوان هم به صورت هفته نامه می باشد. بالاترین تیراژ آن به نشریات «جمهوریت، «راز و نیاز با مردم و روزنامه خصوصی «چراغ روز» اختصاص دارد که تیراژ آنها به 70000 نسخه بالغ می گردد. ( 13 )

مرکز حکومت تاجیکستان شهر دوشنبه است و این کشور در حال حاضر دارای 18 شهر و 49 اقامتگاه می باشد.

رودخانه های فراوان آن در تولید انرژی برق آبی اهمیت ویژه ای دارند. ذخائر غنی آهن، سرب، روی، مس، قلع، جیوه و اورانیوم در سرزمین مذکور بدست می آید. همچنین نفت و گاز طبیعی از جمله ثروت های خدادای مردم این سامان است. تاجیکستان از تولیدکنندگان عمده کتان در آسیای مرکزی است و صنایع شیمیائی، قالی بافی، جوراب بافی، پوشاک، نساجی و مواد غذایی در آن استقرار داشته و از شهرت خوبی برخورداند.

در رژیم گذشته، از این امکانانت بالقوه (ذخائر معدنی) به آن صورت بهره برداری نشد و اکنون تاجیکستان می خواهد بخود متکی شود دچار کمبودهای شدید و تورم طاقت فرسا شده است و حتی بسیاری از وسایل حمل و نقل به علت کمبود سوخت متوقف شده اند و مشکل گرانی و بحرآنهای سیاسی، اجتماعی، ممکن است ثبات این کشور را به مخاطره بیفکند. ( 14 )

ایران ضمن فعالیت های فرهنگی می تواند تاجیکستان را در استخراج منابع معدنی و توسعه صنعتی و بهبود اوضاع اقتصادی مساعدت کند.

پی نوشتها

1- حکومت مسکو و مساله مسلمانان آسیا مرکزی - مایکل ریوکین ترجمه محمود رمضان زاده ص 205.

2- مسلمانان شوروی، گذشته، حال و آینده - الکساندر بنیگسن و... ترجمه کاوه بیات.

3- اقلیتهای مسلمان ترجمه ایرج کرمانی صفحات 271 تا 273.

4- اقلیتهای مسلمان در جهان، ترجمه ایرج کرمانی صفحات 282 تا 295، در ضمن در بخش مسلمانان چین این سرزمین تا حدودی معرفی شده بود.

5- رسالت ش 1991.

6- روزنامه جمهوری اسلامی ش 3726.

7- Hydro Electric power

8- حکومت مسکو و مساله مسلمانان آسیای مرکزی نوشته مایکل ریوکین ترجمه محمود رمضان زاده ص 76. Rywkin Michael )

9- بیداری اسلامی در آسیای میانه، نیویورک تایمز.

10 و 11- برگرفته از مصاحبه علی اشرف مجتهد شبستری سفیر ایران در تاجیکستان با روزنامه اطلاعات ش 19665 - 25 تیر ماه 1371.

12- ایران و تاجیکستان مستقل - ناصر ایرانی، مجله نشر دانش سال دوازدهم ش پنجم مرداد و شهریور 1371.

13- ماخوذ از مصاحبه روزنامه اطلاعات با محمداف باخان وزیر مطبوعا جمهوری تاجیکستان (روزنامه اطلاعات ش 19611.)

14- در تازه ترین تحولات، قوای کمونیستی به کشتار شدید مسلمانان پرداخته و یک میلیون نفر مسلمان را آواره کرده اند.


قزاقستان

جمهوری قزاقستان مساحتی برابر با 2717000 کیلومتر مربع دارد. ( 1 ) که از این لحاظ وسیع ترین جمهوری آسیای مرکزی و دومین جمهوری بزرگ شوروی سابق پس از روسیه می باشد. این کشور از شمال با روسیه از جنوب به ازبکستان و ترکمنستان و قرقیزستان و از شرق به ترکمنستان شرقی چین محدود می باشد. دریای خزر در غرب و دریاچه آرال در مرز این کشور با ازبکستان قرار گرفته است.

جمعیت آن در سال 1979م 5/14 میلیون نفر بود ولی هم اکنون 17 میلیون نفر سکنه دارد. 45% سکنه این جمهوری مسلمان هستند. در قرن نوزدهم، اسلام در قزاقستان رشد بی سابقه ای یافت زیرا تزارهای روس نگران قبائل پراکنده این جمهوری بودند و بیم آن را داشتند که بر آنها بشورند، لذا تصور نمودند با قبول اسلام از سوی قبائل، آنها به هم نزدیک شده و تمدن واحدی ایجاد می کنند و از این لحاظ در مورد پذیرش اسلام از سوی آنان محدودیت قائل نشدند و در برابر رشد و توسعه مساجد اینمنطقه ازخود عکس العملی نشان ندادند اما برخلاف تصور روسها، نفوذ اسلام در مردم قزاق آنان را به صورت اقوامی ظلم ستیز درآورد و در مقابل روسها به شورش و مقاومت برخاستند. روسها که متوجه چنین قدرت سیاسی (بخاطر قبول آئین اسلام) توسط قزاق ها شدند در ساخت مساجد مضایقی ایجاد نموده و تبلیغات مسیحی را در این جمهوری اشاعه دادند.

نژاد اکثریت، قزاق است آنها از قبائل ترکی هستند که قبل از میلاد مسیح در منطقه فعلی استقرار یافته اند و نسل کنونی قزاق ها، محصول آمیزش مغول ها با ترک های بومی این سرزمین می باشد. نژادهای دیگر آن عبارتند از: روسی، اوکراینی، آلمانی، کره ای، اویغوری، ازبکی، تاجیکی و ایرانی. زبان قزاقی است و الفبای آن کریلی می باشد. این زبان با زبان ترکی آمیختگی زیادی دارد. از قرن سیزدهم میلادی تا اواخر قرن پانزدهم، قزاقستان تحت سلطه مغولها قرار داشت بعدا دچار جنگ های داخلی گشته و تجزیه گردید و ارتباط میان قزاقها و روسها از قرن شانزدهم قوت گرفت و قزاقها بتدریج زیر سلطه روسها قرار گرفتند اما برای رهای از یوغ مهاجمین روس در نیمه دوم قرن هیجدهم چندین بار دست به شورش زدند. با این حال از سال 1866م سلطه روسها بر این نواحی تثبیت گشته و قدرتهای محلی از میان رفتند ولی موج نفرت از روسها در میان قزاقها بتدریج اوج گرفت و قدرت معنوی اسلام در تقویت این انزجار مؤثر بود و چندین شورش در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم توسط قزاقها بر علیه روس صورت گرفت که به شدت سرکوب شد. در 26 اوت 1920م (4 شهریور 1299ش) جمهوی خودمختار قزاقستان تحت نظر کرملین، در این سرزمین تشکیل شد و «آلما آتا» به عنوان مرکز آن انتخاب شد و در 5 دسامبر 1936م (14 آذر 1315ش) به جمهوری قزاقستان تغییر نام داد که تا سال 1991م برقرار بود و در این سال استقلال خود را بدست آورد. (20 فروردین 1370ش) و به عضویت سازمان ملل متحد درآمد. همانگونه که اشاره شد پایتخت آن آلما آتا (پدر سیب) است. 19 استان، 82 شهر دارد و 57% سکنه در کانونهای شهری سکونت دارند. 60 دانشکده با 14000 دانشجو، 10000 واحد مدرسه و 6 کانال تلویزیونی از جمله امکانات فرهنگی قزاقستان است. ( 2 )

یکی از مساجد مهم مسلمان در مرکز حکومت این کشور قرار دارد. قزاقستان تنها جمهوری مسلمان نشین آسیای میانه است که در آن سلحهای استراتژیک و سیلوی موشکهای بالستیک قاره پیمای اتمی شوروی سابق نگاهداری می شود و امریکا از اینکه مواد هسته ای و سلاحهای اتمی مزبور به دست مسلمانان بیفتد به شدت نگران است.

قزاقستان از منابع آبی خوبی برخوردار است. دریاچه آرال واقع در جنوب آن اکنون مورد استفاده پروژه آبیاری توسعه کشت پنبه در ازبکستان قرار گرفته و با عقب نشینی منابع آب آن، دریائی از نمک را در سواحل وسیع خود برجای گذاشته است. در این کشور معادنی چون: طلا، نقره، فسفات، نیکل، قلع، مس، سرب، روی، زغال سنگ، سنگ آهن وجود دارد. رودهای آن منابع مهمی برای تولید برق آبی (انرژی هیدروالکتریک) و طرحهای آبیاری به شمار می روند. زمینهای مزروعی حاصلخیز و مراتع سرسبز و خرم از برکات این سرزمین است. این کشور به لحاظ صنعتی بسیار توسعه یافته است و صنایع استخراجی، شیمیائی، ذوب فلزات، ماشین سازی، سیمان، نساجی و غذایی در آن استقرار دارد. قزاقستان از مراکز مهم تولید گوشت شوروی سابق بود و غلات، سبزی، انگور، سیب، نیشکر، سیب زمینی و کتان در آن تولید می شود. صنعت ماهیگیری در این جمهوری استقلال یافته، رونق بسزایی دارد. در بین جمهوریهای مشترک المنافع دومین تولید کننده نفت به شمار می رود و بزرگترین ذخائر کروم در آن وجود دارد.

ازبکستان

سرزمین ازبکستان، با 447400 کیلومتر مربع وسعت در جنوب قزاقستان و دریاچه آرال و نیز شمال افغانستان و ترکمنستان واقع است. تاجیکستان و قرقیزستان همسایگان شرقی آن هستند. 85% سکنه 20 میلیونی آن پیرو آئین اسلام می باشند.

در قرن ششم قبل از میلاد بخش اعظم آن تحت سلطه هخامنشیان بود. سامانیان که خست سلسله ایرانی پس از حکمرانان تکر بودند، در دوران حکومت خود در خراسان و ماوراء النهر (بخشهایی از ازبکستان کنونی) و قسمتی از ایران مرکزی حکومت می کردند (از 261 تا 389ق) در عهد اسماعیل سامانی، مرکز اقتدار این سلسله بیستر ماوراالنهر بود و بخارا و سمرقند در عهد او چنان ترقی کردند که قسمت عمده ای از عالم اسلامی را با درخشندگی تمدن و معارف و ادبیات و هنر، نور و فروغ می بخشیدند. مقبره اسماعیل سامانی در بخارا است که خود اثر هنری بسیار زیبائی از این عصر می باشد. بخارا یکی از شهرهای بزرگ ماوراالنهر قدیم و مرکز بعضی حکومتهای اسلامی و کانون نشر علوم و معارف اسلامی و ادب ایرانی می باشد، نرشخی (مورخ معروف) عمعق بخارائی شاکر بخاری از دانشمندان این شهر قدیمی اند، شیخ الرئیس ابوعلی سینا (370 - 428ق) دانشمند بزرگ ایرانی در روستای افشنه از توابع بخارا بدنیا آمد و در بخارا کسب علم نمود. ( 3 )

بلندترین عمارت بخارا مناره ای است 5/46 متری که مربوط به مسجد کالیان و معروف به برج مرگ می باشد. (زیرا محکومان به مرگ را از بالای آن پرت می کردند.) این مناره مربوط به 8 قرن قبل است. بازار جالبی نیز از آثار هنری این شهر است. ( 4 )

سمرقند یکی دیگر از شهرهای تاریخی ازبکستان است که در نزدیکی بخارا قرار دارد که رود سغد از کنار آن می گذرد این شهر در طول 25 قرن تاریخ خود هجوم سپاهیان اسکندر، امیران عرب، گروههای بربر و چنگیزخان را بخود دیده است. صودر عصر تیموریان، سمرقند پایتخت مملکتی بزرگ شد که از دهلی تا دمشق و از دریاچه خوارزم (آرال) تا خلیج فارس وسعت داشت این دولت ماوراء النهر را به مقامی از اهمیت رسانید که تا آن زمان هیچگاه بدان پایه نرسیده بود. بزرگترین سنگ قبر جهان که بر روی امیر تیمور گورگانی قرار گرفته در این شهر (سمرقند) است. مسجد جالبی در این شهر وجود دارد تحت عنوان مسجد بی بی خانم که صحن درونی آن 167متر طول و 109 متر عرض دارد و قطر گنبد فیروزه ای آن 20 متر است. ( 5 ) از شهرهای تاریخی دیگر ازبکستان تاشکند را می توان نام برد که به عنوان بزرگترین شهر آسیای مرکزی، پایتخت این جمهوری نیز می باشد. اندیجان. فرغانه و نمنگان از دیگر کانونهای شهری ازبکستان هستند که بدلیل ارزش تاریخی، همه ساله جهانگردها بدآنها روی می آورند.

در زمان صفویه و افشاریه به دفعات مکرر تلاش شد تا ازبکستان بار دیگر تحت کنترل حکومت مرکزی ایران درآید اما نفوذ روزافزون سران قبائل در افراد و ضعف ایران موجب از دست رفتن تدریجی ازبکستان شد و در سال 1873م این منطقه به اشغال روسها درآمد. پس از سقوط تزارها در انقلاب اکتبر 1917م نظام کمونیستی بر ازبکستان حاکم شد و در سال 1924م رسما جمهوری سوسیالیستی ازبکستان در این سرزمین شکل گرفت که تا سال 1991م برقرار بود. در اواسط این سال، ازبکستان از سلطه مارکسیسم رهایی یافت و نسیم روح بخش آزادی بر آن وزیدن گرفت و معنویت اسلام آن را سیراب نمود.

ازبک ها، سنی و پیرو فقه حنفی هستند. دو مدرسه معروف اسلامی یعنی مدرسه میر عرب در بخارا و مدرسه اسماعیل البخاری در تاشکند که در قرن شانزدهم میلادی پدید آمده اند، تنها مراکزی اند که در هنگام سلطه کرملین مشغول به فعالیت بودند. البته آنان در آغاز به تعطیل این دو مؤسسه مذهبی اقدام کردند و پس از جنگ دوم اجازه فعالیت به این مدارس را دادند. تمام علمای اسلامی در شوروی سابق با تحصیل در مدارس مذکور تربیت می شوند. این مدارس نیز انتشار کتب و نشریات اسلامی را به عهده داشتند و اکنون فعالترین و با تحرک تر و با کیفیتی افزونتر مسئولیتهای یاد شده را به عهده دارند. در تمام شهرهای آن مساجد متعددی وجود دارد که بویژه در اعیاد اسلامی مشحون از جمعیت نمازگزار می شود. گرایش به تصوف نیز در این جمهوری دیده می شود و مراکز مهم تعلیم این آئین، در خیوه و بخارا هستند.

مردم ازبکستان از نژاد ازبک بوده و در حال حاضر متجاوز از یک میلیون ازبکی در افغانستان و قریب به 20000 نفر در ایالت مسلمان نشین ترکستان شرقی چین (سین کیانگ) سکونت دراند.

زبان ازبک ها ازبکی است که از مشتقات زبان ترکی می باشد.

رودهای این جمهوری و نیز دریاچه آرال (خوارزم سابق) در تولید برق آبی و مشروب نمودن اراضی پنبه این کشور دخالت مهمی دارند. ازبکستان از نظر تولید پنبه در جهان پس از آمریکا و چین مقام سوم را داراست و 60% پنبه شوروی سابق در این جمهوری تهیه می شده است. هم اکنون نیز، این محصول از مهمترین اقلام صادراتی این کشور بوده و اکثر اراضی آن به کشت پنبه اختصاص دارد و محصول مذکور کشت تک محصولی ( 6 ) این سرزمین محسوب می شود، از نظر تولید انواع کنف مقم اول را در آسیا میانه دارد.

ازبکستان به لحاظ تولید نفت و گاز و معادن ذغال سنگ اهمیت ویژه ای دارد. ( 7 ) پرورش گوسفند بین روستائیان و عشایر رواج گسترده ای داشته و ازبکستان از تولید کنندگان عمده پشم در شوروی بوده است.

ترکمنستان

جمهوری تازه اسقلال یافته ترکمنستان با وسعتی برابر 488100 کیلومتر مربع از مناطق نسبتا پر وسعت آسیای مرکزی به شمار می رود. این کشور از غرب با دریای خزر از جنوب با افغانستان و جمهوری اسلامی ایران، از شرق و شمال با ازبکستان، مرز مشترک دارد. همچنین قزاقستان در شمال غربی آن واقع است. این کشور بیشتر در جهت طول جغرافیائی گسترده شده و از غرب تا شرق آن 1100 کیلومتر و از شمال تا جنوب 650 کیلومتر است و از نظر وسعت بعد از روسیه، قزاقستان و اوکراین مقام چهارم را داراست و به اندازه مجموع مساحت کشورهای دانمارک، بلژیک، هلند، اتریش و سوئیس قلمرو جغرافیائی دارد. قسمت اعظم آن را کویر قره قوم ( 8 ) (شن سیاه) تشکیل می دهد که 80% خاک کشور را می پوشاند. کوههای کپه داغ و پاراپامیر در جنوب و جنوب غربی آن است، رودخانه امو دریا با 2620 کیلومتر به این کشور تعلق دارد که عرض آن در برخی مناطق به 3 کیلومتر می رسد.

کانال معروف قره قوم به عنوان بزرگترین کانال دنیا که هم اکنون 1100 کیلومتر حفر شده در آینده با پیمودن 1340 کیلومتر راه، رودخانه امودریا را به خزر وصل می کند.

یادآوری می شود که آمودریا که به آن جیحون هم می گویند از کوههای مرکزی آسیا سرچشمه گرفته و به دریاچه آرال (واقع در مرز ازبکستان و قزاقستان) می ریزد. به دلیل وجود صحرای برهنه قره قوم، ترکمنستان آب و هوای گرم و خشکی دارد و میزان بارندگی آن در نقاط صحرایی به 80 میلی متر می رسد اما در نقاط کوهستانی هم مرز با ایران تا 300 میلی متر باران دریافت می کند.

ترکمنستان 4 استان دارد: استان بالکان (کنار خزر) با 375000 سکنه، استان ماری (مرو) ( 9 ) با 884300 نفر، استان تاشائوز با 758600 نفر، استان چاربوبا 795000 نفر، 19 شهر و 44 بخش دارد و مرکز حکومت آن عشق آباد است که در بخش شمالی کوههای کپه داغ و 45 کیلومتری شهر باجگیران (مربوط به استان خراسان ایران) قرار گرفته و 422300 نفر سکنه آن است. میانگین عمر مردان 9/62 سال و میانگین عمر زنان 7/69 سال می باشد که 4/68% ترکمت، 6/12% روس، 5/10% تاتار و 5/8% ازبکند.

زبان رسمی ترکمنی است ولی زبان روسی را به عنوان زبان رسمی پذیرفته اند. 85% مردم، مسلمان هستند و در این کشور 200 مسجد وجود دارد. علاقمند به تحصیل علوم اسلامی بوده و پس از استقلال، گرایش به معنویت و مذهب در ترکمنستان رواج فزاینده ایی پیدا کرده است در سفری که رئیس جمهور ایران به منظور شرکت در اجلاس سران کشورهای آسیای میانه در تاریخ 19/2/71 به ترکمنستان نمود قاضی القضات این کشور از ایشان خواست که تسهیلاتی فراهم شد. تا طلاب علوم دینی ترکمنستان به جای تحصیل در عربستان، سوریه و ترکیه، در ایران به تحصیل علوم مذهبی بپردازند. ایران و ترکمنستان بدلیل اشتراک مذهبی و فرهنگی و مرز مشترک، مناسبات فرهنگی سیاسی و اقتصادی خوبی دارند.

ترکمنستان یک دانشکده پزشکی و 5 هنرستان دارد. دانشکده عشق آباد که بعدها به دانشگاه مختوم قلی معروف شد، در سال 1937م تاسیس گردید که در دانشکده زبآنهای خارجی آن زبان فارسی به صورت رشته ای جداگانه تدریس می شود. سه فرستنده کانال تلویزیونی و یک فرستنده رادیوئی دارد. از 10 روزنامه آن تنها روزنامه های «جرقه ترکمنستان و «عصر» عشق آباد به زبان روسی و بقیه به زبان ترکمنی انتشار می یابد.

ترکمنستان از 6 قرن قبل از میلاد بخشی از خاک ایران بوده است و بجز دوره سلطه مغول ها بر آسیای مرکزی تا اوائل قرن هیجدهم همچنان جزو ایران بود. بعدها قبایل ترکمن با بدست آوردن قدرت به تناوب حملاتی را علیه ایران ترتیب دادند. در سال 1873م روسها پس از 4 سال جنگ، ترکمنستان رابه تصرف خود درآورند که ضعف و هرج و مرج در عصر قاجاریه در این فتح موثر بود. تا سال 1924م ترکمن ها در مقابل کمونیستها مقاومت کردند و در این سال سرزمین مذکور تحت نظارت کرملین قرار گرفت و این حالت تا زمان فروپاشی شوروی ادامه یافت و ترکمنستان موفق شد در 26 اکتبر 1991م (1370ش) استقلال خود رابدست اورد. در زمستان سال گذشته ( 1370 ) پس از تشکیل کنفرانس همکاریهای اقتصادی ( ECO ) در تهران، جمهوری مذکور به عضویت آن درآمد. حکومت آن جمهوری است و پارلمان این کشور 175 نماینده دارد که برای مدت 5 سال برگزیده می شوند (هر 12000 نفر رای دهنده یک نماینده را انتخاب می کند.)

ترکمنستان از تولید کنندگان عمده پنبه در آسیای میانه به شمار می رود و یکی از بزرگترین ذخائر سولفات سدیم را در جهان داراست. نفت و گاز، سرب، روی، ید، برم و جیوه نیز در این کشور استخراج می گردد. صنایع آن عبارتند از: صنایع شیمیائی غذایی، انرژی، نساجی ماشین سازی و تولید فرشهای دستباف، وسیع ترین و پیشرفته ترین صنعت دامپروری در بین جمهوری های سابق شوروی به این کشور اختصاص دارد و پرورش اسب آن در جهان مشهور است. میزان تولید گندم در ترکمنستان به 900000 تن در سال بالغ می گردد. (10

آذربایجان

آذربایجان تاحیه ای است در غرب دریای خزر به وسعت 86600 کیلومتر مربع که در شمال آن روسیه و در غرب آن گرجستان و ارمنستان قرار دارد. همسایه جنوبی آن جمهوری اسلامی ایران می باشد و بخشی از رودخانه ارس مرز این دو کشور را تشکیل می دهد.

چهره طبیعی آن سه گونه است: نواحی ساحلی دریای خزر با آب و هوای معتدل و مرطوب، نواحی کم ارتفاع و کوههای فرسایش یافته قدیمی و نقاط فلاتی، نواحی با ارتفاع بلند که گاهی قلعه های آن تا 5000 متر از سطح دریا ارتفاع دارند. این کوههای منشاآتشفشانی داشته و از نقاط صعب العبور آذربایجان می باشند و آب و هوا در نقاط مزبور در زمستان سرد و در تابستان معتدل است.

آذربایجان بزرگترین و پرجمعیت ترین (بیش ز 7 میلیون نفر سکنه) جمهوری منطقه قفقاز ( 11 ) می باشد و بخشی از سرزمین 500000 کیلومتر مربعی قفقاز است. این ناحیه از گذشته به آلبانیای قفقاز و در دوران حاکمیت اعراب، اران نامیده می شد.

تا قرون وسطی، بومیان قفقاز سکنه آذربایجان را تشکیل می دادند اما در قرون بعد قبایل کوچ نشین غز که در کرانه های سیمون می زیستند، بدان کوچ نمودند. غزها در اواسط قرن دهم میلادی اسلام آوردند. در اواخر این قرن مهاجمین سلجوقی که ترکهای مسلمان بودند بخشهایی از قفقاز و شمال غربی ایران را اشغال نمودند و در سال 1054 میلادی در گنجه و تبریز بنام فرمانروایان سلجوقی خطبه می خواندند. از قرن دوازدهم اتابکان بر آن حکومت می کردند در قرن سیزدهم در آغاز، مغول ها و پس از آن دو طایفه ترک قراقویونلو و آق قویونلو بر این نقاط حکمرانی داشتند. تا قرن نوزدهم بخشهایی از قفقاز جزو ایران بود که با ضعف و بی کفایتی پادشاهان قاجار، ایران، در جنگهای ایران و روس شکست خورده و طبق عهدنامه گلستان، دربند، باکو، شیروان، شاکی، قره باغ و برخی نواحی طالش به دولت متجاوز روسیه واگذار شد. در سال 1825م که ارتش روسیه تبریز و ایروان ار اشغال نمود با تقاضای ایران صلحی منعقد و بر حسب قرارداد ترکمن چای و به موجب ماده سوم آن ایران، از دعاوی خود نسبت به ایروان، نخجوان و خناتر دست برداشت. تا انقلاب اکتبر این نقاط از آن امپراطوری روسیه بود که با سقوط آن ترک زبانان در باکو، جمهوری آذربایجان را پدید آوردند و در 26 مه 1918م استقلال آن را اعلام کردند و در صدد وحدت با ترکیه برآمدند که با شکست دولت عثمانی، قوای انگلیسی وارد باکو شده و تا مارس 1920م در آن باقی ماندند. در این سال حزب کمونیست آذربایجان قدرت را در دست گرفت.

شهر بندری باکو که مرکز حکومت این کشور است 20% کل جمعیت آذربایجان را بهخود اختصاص داده است. 83% مردم از نژاد آذری، 6% روس و 6% ارمنی هستند. سابقه پیوست این جمهوری به ایران مربوط به عصر هخامنشی می باشد و آذری ها خود را از اعقاب زرتشت می دانند تاتهای ساکن آبشوران و طالشی ها و اهالی داغستان از نژاد ایرانی هستند. با مهاجرتا ترکها، برخی از این نژادها با هم ممزوج شده اند. زبان مردم آذربایجان، ترکی با گویش های متفاوت است، دین آنها اسلام و 70% پیرو مذهب شیعه اند.

دولت تزاری روس نسبت به مسلمین و بویژه شیعیان آذربایجان سختگیری می نمودند و خشونت به خرج می داد. اما تا پایان سده هیجدهم بتدریج از خصومت تزارها نسبت به مسلمین کاسته شد و از عصر کاترین کبیر سیاست شکیبائی در مقابل مذهب اسلام پیش گرفته شد. زیرا کاترین شخصا نسبت به اسلام علاقمند بود و به زعم وی اسلام آئین معقولی بود که برای متمدن ساختن اهالی آسیا میانه و قفقاز از مسیحیت مناسب تر بود. ( 12 ) بنابر این مسلمانان در برپائی مراسم دینی و اعیاد اسلامی آزادی داشتند و حتی سالی 60000 نفر به حج می رفتند. البته تلاشهایی برای روسی کردن مردم می شد اما مسلمانان به شدت مقاومت می نمودند. با روی کار آمدن بلشویک ها در اکتبر 1917م واکنشهای ضد مذهبی بعد بسیار خشن و شدیدی به خود گرفت زیرا: به روحانیون فشار وارد می شد و افراد مومن و معتقد به اتهام جاسوس و خرابکار تحت تعقیب قرار می گرفتند، قوانین کیفری برای جلوگیری از تعلیمات مذهبی باجرا درآمد و حبس های تنبیهی برای آموزش دهندگان در نظر گرفته شد، در محتوای دروس مدارس تغییراتی بوجود آمد تا از این طریق دانش آموزان به مذهب بدبین شوند، ایجاد تشکیلات ضد مذهبی چون انجمن دانش و باشگاههای بی دینی، توحیه شرعی برای حاکمیت مذهبی و آوردن نام استالین در کنار اسم خداوند! زبان روسی اجباری شد تا فرهنگ بومی که بر اسلام مبتنی بود فراموش شود و از سال 1920م کوشش بر سر این بود که خط عربی آذری ها به لاتین تبدیل شود و در سال 1939م خط سیریلیک جایگزین خط لاتین شد تا پیوند مردم با فرهنگ اسلامی قطع شود. به قهرمانان ملی و مذهبی خدشه وارد گردید و تلاشهایی در جهت اثبات تفوق نژاد روس بر نژادهای دیگر صورت گرفت. از سال 1943م نوعی همزیستی میان دولت و مذهب بخصوص اسلام بوجود آمد. ( 13 ) در سال 1370ش مردم این سامان از سلطه مارکسیست ها رهایی یافتند و حزب کمونیست در آذربایجان منحل شد و پارلمان این جمهوری رای به استقلال آذربایجان داد. جمهوری خودمختار نخجوان و منطقه خودمختار «ناگورنو - قره باغ در داخل خاک آذربایجان قرار دارد. این منطقه که از نظر حقوقی تحت نظر جمهوری ارمنستان اداره می شود، با 4400 کیلو متر مربع و بیش از 100000 نفر سکنه از گذشته تا کنون مورد اختلاف این دو جمهوری بوده است که فشار دولت کمونیستی این نزاعها را همچون آتش زیر خاکستر پنهان کرده بود ولی با بقدرت رسیدن گورباچف و اعمال طرح گلاسنوست و پرسترویکای او حرکتهای مناسبی برای خواسته های سرکوب شده پدید آمد. در روز 22 بهمن 1366ش مردم قره باغ در شهراستپاناکرت بهتظاهراتی دست زده و خواستار الحاق این ناحیه به ارمنستان شدند. امریکای ماجراجو و روسهای فرصت طلب به تحریک ارامنه دست زده و منطقه را به میدان درگیری و خونریزی تبدیل کردند و بحران مذکور را ریشه دار نمودند. ( 14 )

جمهوری 7 میلیون نفری آذربایجان بدلیل بنیان های اصیل مذهبی و اعتقادات اسلامی مردم و همجواری با جمهوری اسلامی ایران، استکبار جهانی را در نگرانی عمیق فرو برده است. رهبران استکبار در سفرهای مداوم باین نواحی در صدد سرمایه گذاری سیاسی و فرهنگی بوده تا شاید چراغ معنویت و فروغ مذهبی را خاموش کنند.

آذربایجان از نظر اقتصادی گرچه در حال حاضر با بحرآنها و چالشهایی روبروست ولی ذخائر معدنی و ثروت های طبیعی زیادی دارد. نفت، گاز، طلا، نقره، مس، کبالت، آهن، سرب و روی از ذخائر مهم زیر زمینی آن می باشد. مهمترین محصولات زراعی آن عبارتند از:

تنباکو، انگور، چای، فندق، زیتون و زعفران. در این جمهوری پرورش دام رواج گسترده ای دارد. صنایع شیمیائی، پتروشیمی، آلومینیوم، ساختمانی و غذایی در آذربایجان اسقرار یافته است.

گرجستان

جمهوری گرجستان کشوری است در شمال غربی منطقه قفقاز که وسعت آن به 70000 کیلومتر مربع بالغ می گردد و امتداد آن شرقی - غربی می باشد. همسایگان آن عبارتند از روسیه در شمال، آذربایجان در جنوب و جنوب شرق، ارمنستان در جنوب و ترکیه در جنوب غرب، ضمنا دریای سیاه در غرب گرجستان واقع شده و از طریق آن جمهوری مذکور با آبهای آزاد جهان در ارتباط است و گرجستان تنها سرزمین آسیای میانه و قفقاز می باشد که دارای چنین مزیتی است. چهره طبیعی آنن شامل بخشی از ارتفاعات قفقاز، فلاتها، جلگه های سرسبز و خرم می باشد. این کشور در سال 1979 در حدود 5 میلیون نفر سکنه داشته که 20% آن یعنی یک میلیون نفر مسلمان بودند و در حال حاضر 5449000 نفر سکنه دارد که بیش از 20% آن پیرو آئین اسلام می باشند. در قرون اول تا سوم میلادی ادیان و مذاهب گوناگونی در گرجستان رواج یافت و از سال 337م مذهب رسمی گرجیان، عیسوی اعلام شد. موضع فعلی آن اکثرا مسیحی ارتدوکس، و برخی کاتولیک مذهب هستند، و قسمتی از سکنه آن که بخصوص در جمهوری خودمختار ابخازستان سکونت دراند، مسلمانان سنی می باشند. 75% جمعیت گرجستان را اتباع گرجی تشکیل می دهند بقیه ارمنی، آذربایجانی، اوسها، ابخازها ( 15 ) و روسها می باشند.

طبق قانون اساسی، زبان رسمی، زبان گرجی است ولی برای گروههای نژادی دیگر زمینه برای ترویج زبان مادری و ادبیات و فرهنگ بومی فراهم می باشد.

این سرزمین تا قرن نوزدهم جزئی از سرزمین ایران بود و از قرن پنجم میلادی تفلیس مرکز حکومت این جمهوری به عنوان یکی از مراکز معتبر علم و فرهنگ و بازرگانی خاور نزدیک شناخته می شد.

در قرن دوازدهم، اولت فئودالی گرجستان به حد اعلای رونق خود رسید، پادشاهان صفوی، عثمانی و قاجاریه ( 16 ) به این سرزمین یورش برده اند. در سال 1801م دولت تزاری آن را ضمیمه خود نمود، در سال 1918م با جمهوری دموکراتیک استقلال پیدا کرد و در سال 1921م شوروی با ارتش سرخ حکومت خود را در این منطقه مستقر نمود. این کشور بدلیل آنکه در سال 1991م حاضر نشد به کنفدراسیون کشورهای مشترک المنافع بپیوندد به صحنه نبرد مخالفین و موافقین عضویت در کنفدراسیون مذکور تبدیل شد، شدت درگیری به حدی بود که باعث تضعیف قدرت سیاسی کشور گشته و رئیس جمهوری وقت یعنی «گامساخوردیا» را از کار برکنار نمود. ( 17 ) گرجستان سرزمین پوشیده از جنگل و مرتع می باشد، در اراضی حاصلخیز آن، غله، مرکبات، انگور و توتون بدست می آید. نفت و گاز از ذخائر مهم آن بوده و صنایع ماشین سازی و کاغذ سازی در این کشور اسقرار یافته است.

ارمنستان

ارمنستان با 29800 کیلومتر مربع و جمعیتی برابر 5/3 میلیون نفر، کوچکترین جمهوری آسیای مرکزی است. این کشور در شمال غربی ایران، شرق ترکیه، غرب آذربایجان و جنوب گرجستان قرار دارد. ایروان مرکز حکومت آن، 30% سکنه این جمهوری را در خود جای داده است.

جمهوری خودمختار قره باغ با 4400 کیلومتر مربع که داخل جمهوری آذربایجان می باشد تابع نظام حقوقی و سیاسی ارمنستان می باشد اما به لحاظ جغرافیائی، جزو قلمرو آذربایجان است.

با انعقاد قرارداد ترکمنچای بین ایران و روس در زمان قاجاریه و در سال 1828م این جمهوری تحت اشغال رسمی روس ها درآمد و رود ارس مرز رسمی ایران و ارمنستان قلمداد گردید. این منطقه در سال 1991م اعلام خودمختاری کرد و در سال 1992م به عنوان یک کشور مستقل به عضویت سازمان ملل درآمد.

برخوردهای شدید قوای ارامنه با آذری های مسلمان بر سر مالکیت قره باغ از سال 1367ش باین طرف شدت بیشتری بخود گرفت و موجب بروز تلفات جانی و مالی فراوان گشته است، 10% مردم ارمنستان مسلمانند.

جمهوری خودمختار نخجوان

نخجوان 5500 کیلومتر مربع وسعت دارد و در کنار رود ارس و در همسایگی جمهوری اسلامی ایران (از سوی جنوب) واقع شده اشت. 300000 نفر سکنه دارد که اکثرا مسلمان و شیعه مذهبند و در زمان سلطه نظام کمونیستی بر آنها، تحت فشار شدید و مضایق فراوانیبودند. کلیه مساجد آنان تخریب شده و به مراکز دیگر تبدیل گردیده و امروزه کمتر آثاری در این کشور به چشم می خورد که از گرایش مذهبی حکایت کند. با این حال پس از نجات از سلطه الحاد فعالیتهای مذهبی در این جمهوری به لحاظ کمی و کیفی رشد روزافزونی یافته و مجالس و مجالس و گردهم آئی های مذهبی و تشکیلات اسلامی در آن در حال گسترش است. نخجوان از نهم فوریه 1924م (20 بهمن 1302) به صورت جمهوری خودمختار درآمد که تابع قوانین سیاسی و حقوقی آذربایجان است و هم اکنون گرچه مجلس مستقلی دارد اما در امور سیاست خارجی و دفاع تابع آذربایجان می باشد. 204 روستا و 6 بخش دارد و مرکز سیاسی آن شهر نخجوان است. محصولات زراعی آن کتان، تنباکو، انگور و گندم می باشد. پرورش دام و کرم ابریشم در آن رواج دارد ذخائر نمک، سنگهای ساختمانی و چشمه های معدنی در این ناحیه بوفور وجود دارد.

صنایع غذائی، معدنی و تولید ابریشم در نخجوان از توسعه خوبی برخوردار است.

در حال حاضر وضع اسفناکی بر نخجوان حاکم است. فروپاشی نظام کمونیستی و عدم پیش بینی برنامه های اقتصادی، مشخص نبودن وضع مالکیت و محاصره ارمنستان از جمله دشواریهای این ناحیه است. دولت مسکو در زمان حاکمیت خود بر نخجوان به جرم شیعه بودن اکثریت مردمش، به این منطقه بی اعتنا بود و نسبت به امور اقتصادی - اجتماعی آن نقش منفی را به عهده داشته است، چنانچه از 52000 هکتار اراضی آن 20000 هکتارش به کشت تاک برای کارخانجات مشروب سازی شوروی سابق اختصاص یافته بود. کشت توتون زیاد است و بدلیل ناتوانی مالی دولت و عدم خرید آن در مزارع پوسیده است. بیش از90% ترابری دولتی بدلیل نبودن سوخت و بی برنامگی و عدم نظارت، متوقف شده است. بر اثر جنگ قره باغ تمامی خطوط ارتباطی آن با آذربایجان قطع می باشد و مردم بدلیل قطع گاز و برق و راههای انتقال مواد اولیه مورد نیاز کارخانه ها و مواد غذایی، سخت در مضیقه اند.

جمهوری خودمختار و مسلمان نشین چچن اینگوش (اینقوش)

منطقه شمال قفقاز محل استقرار و قلمرو جغرافیائی اقوام چچن، اینقوش، قراچای و بالکارها و... می باشد. ( 18 )

جمهوری خودمختار چچن اینقوش با 19300 کیلومتر مربع و قریب به دو میلیون نفر سکنه در شمال گرجستان و غرب داغستان و جنوب روسیه واقع شده است. این سرزمین ابتدا در سال 1957م به صورت ناحیه خود مختار درآمد و پس از آن به جمهوی خودمختار ارتقا داده شد.

دو قوم چچن و اینقوش گرچه مشترکاتی دارند و در یک قلمرو زندگی می کنند و به گروه قومی ایبرو قفقازی تعلق دارند اما زبان و ادبیات متفاوتی بین آنها رواج دارد. زبان گروه اول چچنی است که در قرن نوزدهم برای ادبی شدن آن کوششهایی بعمل آمد. تا سال 1925م زبان عربی داشتند وی از این تاریخ تا 1938م خط سیریل و پس از آن باجبار خط لاتین بین آنها رواج یافت.

اینقوش ها نیز زبان اینقوشی دارند و از 1923م تا 1938م زبان لاتین بین آنها به اجبار اشاعه یافته بود و از سال 1938م خط سریلی داشتند، این قوم تا قبل از انقلاب اکتبر از زبان عربی و ترکی آذری استفاده می نمودند، در سال 1850م این قلمرو به تصرف روسها درآمد.

مسلمانان این خطه از شیوه نابود سازی و انهدام ملی روسها صدمه زیادی دیدند و در سال 1944م بازداشت و تبعید گردیدند و در 3 مارس همین سال جمهوری خود مختار مذکور منحل شد و قلمرو آن ضمیمه جمهوری فدرایتو روسیه گردید. شوروی سابق که در تلاش بود تا کوه نشینان قفقاز را منهدم کند در حدود 600000 نفر ازاقوام چچن و اینقوش را در یک کوچ اجباری در نامساعدترین مناطق سیبری، قزاقستان و قرقیزستان اسکان دادند و تعدادی را به اردوگاه مرگ فرستادند. تبعیدیها به هیچ عنوان جذب فرهنگ روسهای سیبری و اقوام دیگر نشدند و بر خلاف 15 سال محرومیت ازمدارس و جراید ملی، زبان خویش را از یاد نبردند. بطوریکه در سال 1979م در حالی که 99% چچن های تبعید شده نیززبان ملی، زبان خود را زبان مادری اعلام کردند97% چچن های بتعید شده نیز زبان مادری خود را به عنوان زبا ناصلی ذکر نمودند. همچنین حرکت مزبور در کاهش جمعیت این اقوام تاثیر آن چنانی نداشت و سکنه مزبور در سالهای 1939، 1959، 1970، 1979م بترتیب؛ 500000، 525000، 771000، 942000 نفر بودند که بیانگر افزایش قابل توجه آنان است، درصد اقوام روسی که بجای چچن ها و اینقوش ها اسکان داده بودند نیز رو به کاهش بوده است. بطوریکه از 45% در سال 1959م به 29% در سال 1979م کاهش یافتند و رفته رفته تعداد زیادی از آنان قلمرو قوم یاد شده را ترک کردند. دلیل بارزتر این حرکت آن بود که چچن ها و اینقوشها بدلیل تبعید و آوارگی، احساس بیگانه ستیزی قومی داشتند و نسبت به سایر اقوام ناحیه قفقاز ضد روسی تر بودند و منطقه آنان در مقام نامطمئن ترین منطقه شوروی سابق قلمداد شده است. همین تنفر شدید که از نتایج تبعید و کوچ اجباری چچن - اینقوش ها بود موجب آن شده که اقوام مسیحی اوکراینی و ارمنی که در قلمرو آنان اسکان یافته بودند منطقه را ترک نموده و در نتیجه سیاست انهدام آنان با شکست مواجه شده و جمهوری مزبور بتدریج بومی تر شد و ویژگیهای ملی، قومی و فرهنگی خود راباز یافت. ( 19 )

چچن ها و اینقوش ها، اغلب سنی و پیرو مذهب حنفی اند و از دیگر میلمانان شوروی به اعتراف بررسی های اخیر شوروی سابق، مذهبی ترند و آوارگی و تبعید روحیه مذهبی آنان را تقویت نموده و هویت اسلامی را به ارمغان آورده است. دولت کمونیستی شوروی سابق به خیال خام خود برای نابودی اسلام در قلمرو چچن، اینقوش تمام مساجد و اماکن مذهبی را تعطیل نمود که این حرکت نه تنها با نتیجه مطلوب توام نبود بلکه باعث رشد و توسعه عرفان و تصوف بین اقوام مزبور شد و از گذشته، مذهبی تر شدند. کمونیستها که دیدند با این حرکت، خطر اسلام بیشتر شده طی سالهای 1978 تا 1980م اجازه بازگشایی چندین مسجد را در چچن اینقوش دادند، گذشته از آن وقتی چچن ها و اینقوشها به منطقه محل سکونت قزاقها و قرقیزها، به اجبار انتقال یافتند بر آنان تاثیر فوق العاده مذهبی گذاشته و آنان را که درکی عمیق از اسلام نداشتند آگاه نموده و با این تاثیر، اسلام در میان آنان ریشه دوانید. ( 20 )

بدین گونه شمال قفقاز که مجموعه ای از اقوام متفاوت را در خود جای داده و کوههای مرتفع بین ملل آن جدائی افکنده و زبآنهای گوناگونی داشتند و هرکدام از ساختار اجتماعی، تاریخی و اقتصادی متفاوتی برخوردار بودند. بدلیل اشتراک مذهبی با یکدیگر متحد شده و مبارزه ای مشترک و همه جانبه را علیه مهاجمین روس بکار بردند.

توضیح دیگر اینکه دو سلسله صوفی نقشبندیه و قادریه از اواخر قرن هیجدهم بین چچن ها و اینقوشها نفوذ فراوانی داشته و درصد زیادی از این قوم معتقد به دو طریقه مذکورند و در سالهای بین 1940 تا 1950م طریقت صوفی جدیدی تحت عنوان اخوت ویس حاجی در میان چچن های تبعید شده به قزاقستان تاسیس شد؛ این فرقه یکی از شعبه های طریقت قادریه بوده که در بیگانه ستیزی اقوام تبعید شده مذکور تاثیر به سزایی داشت، سلسله های صوفیه در وضع فعلی بین چچن ها و اینقوشها بیش از دویست هزار نفر پیرو دارد.

مغولستان

غیر از جمهوری های یاد شده در شرق آسیای مرکزی ( 21 ) جمهوری مغولستان با 1565000 کیلومتر مربع قرار گرفته است. جمهوری مذکور محصور در خشکی بوده و به دریا راه ندارد، با وجود آنکه کوهها و ارتفاعاتی بخشی از این سرزمین را می پوشاند آب و هوای گرم و خشکی دارد.

مرکز حکومت آن اولان باتور بوده و مهمترین شهرهای این کشور عبارتند از دارخان، اولانگوم، چویبالسان، سوخه باتور، اولیاستای و کوپدو. جمهوری مذکور از 18 استان و یک شهر مستقل تشکیل شده و تاریخ استقلال آن 1924م می باشد.

مردم آن از نژاد زرد و تیره های مغولی، قزاق، ترک، روسی و چینی هستند که اکثریت با تیره مغولی است (85%) زبان رسمی، مغولی خالخائی می باشد که از سال 1941م با حروف «سیریلیک نوشته شد. از 1900000 نفر سکنه آن اکثرا پیرو آئین بودائی لامائی هستند و 15% آنان مسلمان سنی و پیرو مکتب حنفی می باشند. در واقع 285000 مسلمان در این کشور زندگی می کنند که غالب آنها مغولی و بقیه قزاق و گهاری ( Gohar ) هستند. این کشور بخشی از قلمرو مغولهاست و این قوم وقتی بخش عمده ای از جهان اسلام را فتح نمودند، آئین مزبور در میان آنان و حتی در قلب امپراطور مغولی راه یافت، مغولستان نیز مدتها جزو سرزمینهای اسلامی تلیقی می گردید. اما وقتی از سال 1921م کمونیست ها در این کشور قدرت را بدست گرفتند و جمهوری خلق در آن اسقرار یافت، مسلمانان تحت فشارهای شدید قرار گرفتند و در سال 1930م تمام مساجد و مراکز مذهبی و مدارس اسلامی و حتی آئین ها و سنتهای مذهبی موقوف شد و موحدین این خطه با سرکوب شدید مواجه گشتند و ارتباط آنها با جهان اسلام قطع شده و به هیچ کدام اجازه نداده نشد که به سفر حج بروند با این حال عده ای از مسلمانان در تشکیلات اداری - سیاسی، نظامی و بازرگانی این کشور نفوذ داردند.

پی نوشتها

1- در برخی منابع وسعت آن 2750000 کیلومتر مربع و در مآخذ دیگر 2715100 کیلومتر مربع آمده است.

2- یادداشتهای سفر گزارشگر روزنامه اطلاعات به مسکو و جمهوریهای مسلمان نشین - اطلاعات ش 19512.

3- فرهنگ فارسی -دکتر محمد معین7 جلد پنجم (اعلام)

4- گنجینه های بنوغ بشری نوشته: بوریس یه زه یف و محمدجان میرزا محمدوف - ترجمه مهرداد دادمهر - تهران - انتشارات سپیده دم مرداد 61.

5- ماخذ قبل.

6- Mono Coltor

7- روزنامه اطلاعات ش 19513.

8- kara-kum

9- در استان مرو (ماری) که در آن ذخائر طبیعی و زمینهای حاصلخیز وجود دارد، 58 کارخانه صنعتی استقرار یافته است و از آثار تاریخی آن مقبره سلطان سنجر و خواجه یوسف همدانی را می توان برشمرد.

10- روزنامه اطلاعات، ش 19616 و روزنامه جمهوری اسلامی شماره های 3726، 3822.

11- قفقاز سرزمینی است کوهستانی که از مغرب (از دریای سیاه) تا مشرق (دریای خزر) کشیده شده و بلندترین قله آن از سطح دریای آزاد 5630 متر ارتفاع دارد؛ این ناحیه تا قبل از دوران قاجایه جزو سرزمین ایران محسوب می شد.

12- مسلمانان شوروی، گذشته، حال و آینده، الکساندر بنیگسن مری براکس آپ، ترجمه کاوه بیات ص 40.

13 جمهوی آذربایجان وسابقه تاریخی گرایش به اسلام - هما رضوی - کیهان 14429.

14- روزنامه جمهوری اسلامی ش 3730.

15- ابخازها در جمهوری خود مختار ابخازستان واقع در گرجستان سکونت دارند، این جمهوری 8600 کیلومتر مربع وسعت و بیش از نیم میلیون نفر سکنه دارد. در سال 1810م به اشغال روسها درآمد و تاریخ تاسیس آن سال 1930م می باشد و مرکزش سوخومی است، نیروهای جدایی طلب ابخازی با حکومت مرکزی در حال نبردند و در صدد تصرف حاشیه رودخانه گومستیا می باشند.

16- سپاه آقا محمد خان قاجار در 27 صفر سال 1210 قمری وارد تفلیس شده و به غارت شهر و قتل عام مردم پرداختند.

17- روزنامه جمهوری اسلامی ش 3726.

18- در آغاز و در 20 ژانویه 1919 یک جمهوری خودمختار کوهستانی بنیان نهاده شد که کلیه اقوام مسلمان بین دریای سیاه تا مرزهای داغستان را در بر می گرفت ولی پس از جنگ داخلی، مقامات شوروی به تجزیه این اقوام پرداختند و 5 منطقه خودمختار در این ناحیه ایجاد نمودند. ادغام چچن و اینقوش جمهوری خودمختار باین نام را بوجود آورد.

19- اقلیت های مسلمان در جهان امروز - علی کتانی، ترجمه محمد حسین آریا و نیز مراجعه کنید به کتاب حکومت مسکو و مساله مسلمانان آسیای مرکزی، مایکل ریوکین ترجمه محمود رمضان زاده.

20- مسلمانان شوروی، گذشته، حال و آینده - الکساندر بنیگسن، مرای براکس آپ، ترجمه کاوه بیات صفحات 64 تا 75.

21- برخی پژوهشگران جغرافیائی معتقدند که آسیای مرکزی؛ ترکستان شرقی (سین کیانگ چین) مغولستان و تبت را شامل می شود حتی در دائرة المعارف روسیه تزاری که جلد اول آن در سال 1890م و آخرین جلد آن در سال 1904م به طبع رسید، از دو واژه ترکتسان و ماوراء النهر سخن رفته است و عنوانی بنام آسیای میانه که قلمروی جغرافیائی را در برگیرد در آن نیامده است، بعدها و پس از اقتدار نظام مارکسیستی در شوروی، در دومین دائرة المعارف این کشور که به سال 1957م، انتشار یافت، عنوان آسیای مسانه که واژه تازه ساخته و سیاسی است، مشاهده می شود که این اصطلاح روس ساخته (سردینیا آزیا) نه تنها با واقعیتهای تاریخی سازگاری ندارد بلکه به عنوان یک واحد جغرافیائی مشخص و قابل توجیه هم شناخته نمی شود و تنها تلاش در این راستا بوده که قلمرو جغرافیائی تاجیکستان، ازبکستان، ترکمنستان، قرقیزستان و جنوب قزاقستان جزء سرزمین های آسیائی شوروی قلمداد گردد. در کتاب «البلدان یعقوبی تمامی مناطقی که با حرکت سیاسی روسها به آسیای میانه موسوم گشت به عنوان مناطقی از خراسان بزرگ معرفی شده است. بعدها و در سال 340 هجری اصطخری در کتاب المسالک و الممالک خود آن سوی جیحون را ماوراءالنهر نام می نهند و چون سپاهیان اسلام ترک ها را از آمودریا به جانب شمال راندند، به همین دلیل نویسندگان اسلامی قرون سوم و چهارم هجری آغاز ترکستان را شمال ماوراءالنهر ذکر کرده اند ولی ترکستان اصلی هما ترکستان شرقی است که در پی سلطه استعماری روس ها، قسمت های غربی آن بنام ترکستان روس (غربی) مشهور شد.


آفریقا، قاره ای اسلامی

مشخصات عمومی قاره آفریقا

مشخصات عمومی قاره آفریقا (1)

قاره آفریقا با سی میلیون کیلومتر مربع وسعت، 20% خشکی های زمین را در بر می گیرد. فاصله شمالی ترین تا جنوبی ترین نقطه این سرزمین 8000 کیلومتر و پهنای آن از شرق تا غرب به 7400 کیلومتر می رسد.

این قاره از 40 درجه عرض شمالی تا 40 درجه عرض جنوبی کشیده شده و نیز بین 20 درجه طول غربی و 50 درجه طول شرقی واقع است. خط استوا آن را به دو قسمت تقسیم می کند. صحراهای وسیع، بخش عظیمی از این خشکی را می پوشاند و صحرای کبیر آفریقا با 9 میلیون کیلومتر مربع وسعت 44% صحاری جهان را به خود اختصاص داده است. ( 1 ) فلاتهای و ارتفاعات نیز قسمتی از چهره طبیعی تاسیسات بندری در این قاره می باشد. متوسط ارتفاع آن از سطح دریای آزاد 675 متر و مهمترین کوههای آن عبارتند از کوههای اطلس در شمال غربی، کوههای کنیا و کلیمانجارو در آفریقای شرقی (تانزانیا) دومین رود جهان به لحاظ طول (با 6400 کیلومتر) در این قاره جریان دارد. رودهای آفریقا اغلب بدلیل آبشارها و تندآبها گرچه برای کشتیرانی مناسب نیستند ولی از مهمترین مناقع برق آبی در سطح جهان به شمار می آیند. جنگلهای کاملا سبزی به آن داده است. دره شکستگی ها و گسل های زیاد و سایر حرکات زمین ساختی، موجبات پیدایش دریاچه ها و چشمه سارها و آبشارها را در این خشکی فراهم نموده است. انواع آب و هوا به جز آب و هوای قطبی را می توان در آفریقا مشاهده نمود. ( 2 )

گرچه این قاره تا چند قرن قبل، سرزمین ناشناخته ای بوده اما از چندین قرن قبل از میلاد، تمدنهای متفاوتی در بستر آن رشد کرده اند که صاحب مواریث فرهنگی و آثار ارزشمندی هستند که نبوغ و ابتکار و جلوه های هنری مردمان آن را به اثبات می رساند.

تمدن مصری که به تعبیر هرودوت هدیه رودخانه نیل می باشد چندین قرن قبل از میلاد یک زندگی شهری را بنیان نهاد. تمدنی که هنر پرور و صاحب ابداعات زیادی بود و از روی جزر و مد، تقویم را اختراع کرد و بر زوی پاپیروس نقشه ترسیم می نمود. مردمان این نواحی هنر خط نویسی داشتند و ساختمآنهایی با بناهای سنگی بنا می کردند. بدنبال آن دو دولت، یکی در سواحل رودخانه نیل و دیگری در دلتای آن بوجود آمد. بعدها در چندین سده قبل از میلاد، تمدن بربرها در آفریقای شمال غربی با تکیه بر فرهنگ های بومی پایه ریزی شد. اینان همان اقوامی بودند که یونانیان برای نخستین بار، مهار یراق کردن چهار اسب به یک رابه را از آنان آموختند. ( 3 )

پس از میلاد مسیح غنا، مالی، سونگایی، کانم در نواحی مختلف آفریقا بوجود آمد. اولین بار چینی ها در آغاز قرن دوازدهم میلادی باسواحل شرقی آفریقا رابطه برقرار کردند و پس از آن فنیقیها و یونانیها به ساحل آفریقا راه یافتند. دوره جدید اکتشاف آفریقا به مسافرت پرتقالی ها بر می گردد. در سال 1488م باتولومئودیاس، دماغه امید نیک را دور زد و ده سال پس از آن بر سر راه خود به هند، به ساحل کنیا در آفریقای شرقی رسید. دریانوردان هلندی، اسپانیولی، دانمارکی و انگلیسی نیز به آفریقا هجوم بردند. انگیزه این تهاجم دست یافتن به طلا بود. در قرن پانزدهم پرتقالی ها در سرزمینی که اکنون تحت قلمرو کشور غناست، طلا کشف نمودند و بدین لحاظ آن را ساحل طلا (مینا) نامیدند. یکی از اسف انگیزترین حوادث آفریقا مسئله خرید و فروش برده است که دول اروپائی به تحقیر انسآنهای این قاره پرداخته و در شرایط بسیار ناگوار و دهشتناکی آنان را همچون کالایی به امریکا منتقل کرده و بفروش می رسانیدند. این حرکت در ترکیب و ساختمان اجتماعی - اقتصادی آفریقا، اثرات سویی باقی گذاشت، بزیل دیویدس ( 4 ) انگلیسی در کتاب تاریخ آفریقا می نویسد:

«... کاپیتآنها که بردگان را برای اندازه های بدنی یا نیرومندی و یا زیبائی می خریدند برای اطمینان یافتن از اینکه کالاها [برده ها] طبق سیاهه هستند آزمایش های بیرحمانه یی می کردند، آنان را به زنجیر کشیده، در زیر عرشه نکبتبار و خفقان آور می چپاندند. » ( 5 )

باربوت می نویسد:

«... بر روی سینه هر یک از بردگان که برگزیده شده اند چون کالا با آهن کداخته سرخ داغ می گذارند و این داغ، نشان شرکتهای فرانسوی، انگلیسی و یا هلندی است تا هر ملتی بتواند دارائی خود را باز شناسد. »

دیوید سن انگلیسی اضافه می کند که:

«این اهانت [برخورد با بردگان] در جامعه اروپا و امریکا شاخه گسترد، پهنه مساعدی برای اهانت متکبرانه یی نسبت به انسانیت آفریقائیان پدید آورد در این پهنه بود که افکار و نگرشهای تازه نژادی به آسانی ریشه گرفتند و بعدها در گذر دهه های هجوم سده نوزدهم و تملک قاره [آفریقا] در سده بیستم به اوج خود رسیدند. » ( 6 )

پس از این دوره تاریک، اروپائیان برای تصرف قمستهای مختلف آفریقا دست به کار شدند. حرکت مزبور از سال 1874م با تصرف ساحل طلا از سوی انگلیس شروع شد. در 1881م فرانسه، تونس و بخشهایی از شمال آفریقا را مستعمره خود نمود. آفریقای جنوب غربی توسط آلمان اشغال شد. سرزمین های بین کامرون و مستعمره پرتقالی آنگولا را فرانسویان تصاحب نمودند بعدا به غرب سودان و ماداگاسکار دست یازیدند. بدنبال این تقسیمات در سال 1884ملئو پولد دوم منطقه کنگو را ملک شخصی خود قلمداد نمود و بدین گونه بلژیک هم سهمی بدست آورد. ( 7 ) ایتالیا نیز لیبی فعلی و سومالی را از آن خود نمود. بدین ترتیب در آغاز قرن بیتسم، تمامی نقاط آفریقا بین اروپائیان تقسیم شد و غارت آفریقا از سوی غرب آغاز گردید. پس از جنگ دوم پاره ای از سرزمین های آفریقا، اربابان خود را عوض نمودند و در این جریان آنچه که مطرح نبود، حقوق سکنه اصلی این مناطق بود و مرزهای نقاط تحت اشغال، خود سرانه و برحسب مشی تجاوز طلبی و خودکامگی آنان مشخص گشت. مسائل قومی و فرهنگی در نظر گرفته نشد و گاهی قبیله یا قریه ای را به دو قسمت تقسیم می نمود که متاسفانه این تقسیم بندی مرزی هنوز باقی است و بسیاری از درگیری های مرزی و نزاعهای قبیله ای و جنگهای داخلی را پدید آورده که منجر به خسارات مالی و جانی فراوانی شده است. انگیزه این استعمار چیزی جز دست یافتن به مواد خام و بدست آوردن بازار فروش مصنوعات ساخته شده کارخانجات اروپا نبود، «آلبارسارو» وزیر مستمرات فرانسه در مورد علت استعمار آفریقا می گوید:

«منشا استعمار جز یک کیفیت کارفرمائی خصوصی - که ضمن آن طرف نیرومندی بنحوی یک جانبه و خودخواهانه طرف ناتوان را تابع خویش می گرداند - چیز دیگری نیست. » ( 8 )

در مناطق استعمار شده، هیچ گونه فعالیتهای رفاهی صورت نمی گرفت. و توسعه و احداث خطوط آهن و راههای شوسه هم برای انتقال مواد اولیه و منابع معدنی استخراج شده بود، نه برای رفاه مردم.

وسعت مستعمرات نیز خیلی بیشتر از قلمروهای سیاسی کنونی بود به گونه ای که دو واحد مستعمراتی فرانسه یعنی آفریقای غربی و استوایی تا سال 1951م به بیش از 7 میلیون کیلومترمربع بالغ می گردید که مجموع این دو ناحیه تنها 23 میلیون نفر سکنه داشت. بعد از استقلال در نقاط یاد شده دوازده واحد سیاسی بوجود آمد. منطقه عملیات برای غارت ذخائر زیر زمینی نیزقابل توجه بود به عنوان نمونه یکی از شرکتهای انگلیسی که امتیاز استخراج طلا و بهره برداری از محصولات جنگلی در ایالت آشانتی عنا را بدست داشت، منطقه ای به وسعت 260 کیلومتر مربع را غارت می نمود. شرکتی بلژیکی معادن مس کاتانکا به مساحت 20000 کیلومتر مربع و معادن قلع به وسعت 14000 کیلومتر مربع را در اختیار داشت.

در دوران استعمار آفریقا مردم تحت فشار اروپائیان در ناگوارترین شرایط بسر می بردند و بقول قوام نکرومه با آنان نظیر حیوانان رفتار می شد و در واقع می خواستند فرهنگ و هویت آفریقائی را به استحاله وادارند و تح این حرکت و بدنبال تحقیر انسآنها، افراد آفریقائی با اندیشه نقص ارزش و فراموشی خویشتن به پیش می رفتند. در عصر استعمار در سرزمین های تحت قلمرو و ملل آفریقائی نوشته هایی به چشم می خورد از قبیل: «ورود آفریقائی ها ممنوع و یا « فقط برای اروپائی ها» نیروهای انسانی تحقیر می شدند تا براحتی بتوانند در نقش کارگران ارزان در خدمت آنها باشند و ضمنا حالت خشونت و اعتراض و قیام بخود نگیرند. آنها به موازات آنکه از توسعه اقتصادی، جلوگیری می نمودند از گسترش افق فکری و اجتماعی نیز در هراس بودند و مدام می گفتند:

«آفریقائی قدر شرایط بهتر را نمی داند و استعداد تحصیلات بالاتر را ندارد.»

و به آفریقائیاتن اجازه نمی دادند تخصص ها و تکنیک ها را فرا بگیرند حتی در معادن که آفریقائی ها و اروپائی ها کار واحدی انجام می دادند، مزد آفریقائی به یک دهم مزد اروپائی با همان درجه تخصص نمی رسید و میلیونها انسان بصورت مزدوران ارزان درآمده بودند و به قول جک وادیس در کتاب علل انفجار آفریقا:

«بنحو فاجعه آسائی سطح زندگی ملل آفریقائی تحت تاثیر استعمار تنزل یافته است. »

هلندی ها آنقدر تنگناهای غذایی برای افراد مستقر در جنوب آفریقا بوجود آورده بودند که مجله نیوساین تیست در ش 20 اوت 1959 م نوشت:

«اگر برای موشهای آزمایشگاهی جیره ای برابر خوراک معمولی آفریقائی ها تعیین کنند از زور گرسنگی بچه های خود را خواهند بلعید. »

این فشارها موجب آن شد که طی ده سال، یک میلیون نفر آفریقایی از مستعمرات پرتقال به نقاط دیگر مهاجرت کنند. کاپیتان گالوااو می نویسد:

«در پاره ای از شئون وضعی که در اینجا حکمفرماست از بردگی معمولی نیز بدتر است زیرا در رژیم بردگی، بومیان را مانند چهارپایان بفروش می رسانند و نفع ارباب در این است که برده وی مانند اسب و گاو تندرست باشد ولی در اینجا بومیان را کرایه می کنند و در هنگام کار به بیماری و مرگ آنان اعتنایی نداشته و اگر یکی از آنها مریض شود و یا بمیرد اجیر کننده وی از دولت می خواهد که دیگری را بجای وی بفرستد. »

وضع آموزش در دوران استعمار بسیار اسفناک بود، در سال 1954م در رود زیا 16% افراد لازم التعلیم به مدرسه می رفتند این رقم برای آفریقای استوایی فرانسه 18% بود، در سال 1950 م 99% مردم موزامبیک بیسواد بودند در سال 1954 م از 6 میلیون کودک آفریقائی 5000 نفر در مدارس ابتدایی تحصیل می نمودند.

با وجود آنکه در نقاط مختلف آفریقا مواد خام صنایع، فراوان بود، خبری از تاسیسات صنعتی نبود و جلو توسعه صنایع عمدا گرفته می شد تا مردم وابسته به کالاهای غربی باشند. ف - ج پدلر در کتاب خود موسوم به آفریقای غربی در مورد منع توسعه صنایع آفریقا از سوی اروپائیان توجیه مسخره ای دارد و می گوید:

«آنها (استعمارگران) می خواستند سیستم اجتماعی قبایل آفریقائی را از تاثیر مخرب شرایط زندگی شهری مصون دارند. » ( 9 )

آنها به هیج عنوان راضی نمی شدند ثروتهای ملی آفریقا در راه توسعه مردمانش بکار گرفته شود زیرا اشتهای سیری ناپذیر به بهره کشی استعماری، آنان را به این کار بی میل نموده بود بزیل دیویدسن می خواهد حمله به آفریقا را از سوی غربی ها به گونه ای دیگر توجیه کندو آن این است که آفریقا دچار ظلم و زور و نا امنی شده که این پدیده بیماری آفریقای وحشی است و تنها پا در میانی خارجی می تواند آفریقا را از شر خویش در امان دارد. (10 که تناقص اظهارات وی با توجیه ف ج پدلر آشکار است.

مشخصات عمومی قاره آفریقا (2)

پس از استقلال نیز کشورهای آفریقائی وضع آشفته ای داشتند و گرچه سپیده آزادی در حال دمیدن بود. وضع وخیم و معضلات فراوان سرزمینهای زخم خورده را به صورت غیر عادی در آورده بود، تجدید بنای اقتصادی کشور با کمبود نیروهای کاردان و فنی با آموزشهای لازم، روبرو بود که گاهی برخی از آنها ناگزیر شدند از نیروهای خارجی کمک بگیرند که این خود نوعی از سلطه به شکلی جدید را به ارمغان آورد. نظام سیاسی نیز دچار تزلزل بود و اقتصاد بیمار متکی بر تک محصولی توان آن را نداشت که کشور را روی پای خود نگه دارد. از آن سوی استعماگران که به ظاهر، استقلالی به کشورهای آفریقائی داده بودند، با حرکتهای موذیانه برنامه هایی را تدارک دیده بودند که این سرزمینها روی خوش و آرامش را بخود نبینند و کنترل سیاسی غرب بر آنها ادامه یابد که این حرکت منجر به استعمار نو یا «نئوکولونیالیسم ( 16 ) شد اکنون که ما با 54 واحد سیاسی مستقل در قاره آفریقا روبرو نظاره گر فقر و محرومیت اکثر کشورهای آن می باشیم و می توان گفت: روزگار قاره سیاه هنور هم تیره است، زیرا:

1- بالاترین رقم بیسوادی را با 54% بخود اختصاص داده است (در مقیاس جهانی)

2- در حالی که بیش از 80% الماس، 60% کبالت، 60% طلا، 45% آنتیموان، 85% کلمبیت، 35% منگنز، 30% کرم و 32% مس جهان در این قاره بدست می آید و منابع غنی اورانیوم، برق آبی و 27% اراضی جنگلی در آن واقع است، در آمدی ناچیز داشته و برابر تولید ملی کشور بلژیک است! و پس از بیش از 30 سال استقلال (از 1960 م تا کنون) در آمد آن افزایش آن چنانی نداشته است.

3- صنعت در آن توسعه نداشته و کشاورزی آن شیوه ای کهن و سنتی دارد.

4- سهم تجارت خارجی این قاره در جهان 5/1% است.

5- میزان بدهی آن 160 میلیارد و بهره آن 80 میلیارد دلار است.

6- کشت محصولات تجارتی و بازرگانی و رواج اقتصاد تک محصولی که نبض اقتصاد کشورهای این قاره را در دست دول اروپائی قرار داده است.

7- خشک سالی های پی در پی که تلفات انسانی و ضایعات مالی زیادی به بار می آورد.

8- کاهش میزان حداقل دستمزدها که در برخی کشورهای آن تا 85% کاهش یافته است.

9- فقر مواد غذایی اصلی و سوء تغذیه و گرسنگی کیفی، به عنوان نمونه در کشورهایی چون کنیا، ساحل عاج، زئیر و مراکش صدها هزار کودک یتیم از خانه گریخته و برای سیر کردن شکم خود، خویش را در اختیار افراد خارجی قرار می دهند.

10- وجود استعمار به شیوه جدید برایبلعیدن منابع غنی این قاره.

11- 75% محصولات غذایی خود را وارد می کند.

12- هر ساله باید به فکر 22 میلیون جمعیت اضافه شده باشد. ( 12 )

13- حمله هولناک ملخها به مزارع که با موجهای 50 میلیاردی با حمله به ساقه گندم، جو و ذرت، 40 میلیون آفریقائی را از مواد غذایی محروم می کند. در الجزایر هجوم ملخها، نیم میلیون نفر را هلاک نمود. ( 13 )

14- بیماریهای عفونی، مرگ و میر اطفال و عدم توسعه امکانات بهداشتی و دارویی.

15- کشمکشهای داخلی، مرزی و قبیله ای که با تحریکات خارجی صورت می گیرد و باعث کشتارهای زیاد و تلفات مالی فراوان می شود، نظام سیاسی کشورها را تهدید نموده و اقتصاد آنان را آشفته می سازد.

16- گسرتش بیابان و کویرزائی و تبدیل اراضی زراعی به بیابان و صحرا.

17- بهره برداری بی رویه از منابع جنگلی که با نابودی این ثروت عظیم و فرسایش خاک توام می باشد.

18- قاره آفریقا گورستان زباله های اتمی و سموم شیمیائی کشورهای امریکائی و اروپائی است. بعضی کشورهای آفریقائی جهت دریافت مبالغی و نیز رفع بحرآنهای اقتصادی مجبور به پذیرش این زباله ها می شوند.

19- بیش از 85% سکنه 600 میلیونی این قاره یا در روستاها سکونت دارند. ( 14 ) و یا بصورت قبیله ایی زندگی می کنند.

20- کمتر کشوری را در این قاره می توان یافت که رژیم مردمی، آن را اداره کند و دولتمردان با توطئه های استکباری به سرکوب و ایجاد اختناق برای سکنه خود پرداخته و نهضت ها و جنبشهای مردم را به نحو شدیدی درهم می کوبند، نمونه آن در آفریقای شمالی و بویژه در الجزایر مشهود است.

آفریقا مهد نژاد سیاه می باشد. بربرهای شمالی و اروپائیان مهاجر، سفید پوست هستند. حامی ها و سامی ها که منشاء آنان خاورمیانه و شبه جزیره عربستان است و در آفریقای شرقی و بخش هایی از صحرا سکونت دارند، گرچه سفید پوستند ولی رنگ پوستشان تیره تر از بربرهاست. در کشورهای کنیا، تانزانیا بر اثر اختلاط نژادی، تیره های دورگه مشاهده می شود. سیاهان نیز در رنگ پوست، قد، موها و خصوصیات ظاهری دیگر با هم تفاوتهائی دارند، کوتاه قدترین آنان در آفریقای استوایی زندگی می کنند که پیگمه ها نام دارند، در سودان، سیاهان قامت بلندی دارند. زبان مردم آفریقا بسیار متنوع است عده ای به زبآنهای بومی تکلم می کنند اما زبآنهای عربی و اروپائی در تعداد زیادی از کشورها، زبان رسمی می باشد، نفوذ اسعمار در آفریقا، زبان انگلیسی، فرانسوی اسپانیائی، پرتقالی و آلمانی را بر مردمان آن تحمیل نموده است.

قاره آفریقا بر حسب آمار رسمی سال 1990م 646360000 نفر سکنه داشته که تنها 33% آن در کانونهای شهری می زیسته اند، درصد رشد سالانه 3% و تراکم نسبی 4/21 نفر در کیلومتر مربع بوده است. از این تعداد، 285 میلیون نفر آئین حیات بخش اسلام را پذیرفته اند که 43% کل سکنه را در بر می گیرد. ( 15 ) در 24 کشور مسلمان بق صورت اقلیت می باشند، 36% جمعیت آنان را در بر می گیرند. در برخی کشورها با وجود آنکه درصد مهمی از افراد آن مسلمانند ولی در مسائل سیاسی، اداری و نظامی نفوذ ناچیزی دارند مثل: اتیوپی و موزامبیک.

بلال حبشی اولیت مسلمان قاره آفریقاست، اسلام از قرن اول هجری در قلب روشن و پاک مردمان محروم و مظلوم این قاره نفوذ نمود و حتی بخش هایی از این قاره، مرکز تشکیلات اسلامی گردید و در برخی نقاط آن دولت اسلامی بوجود آمد. مخالفت اسلام با تبعیض نژادی و سهولت در پذیرش آن و حمایت این آئین از حقوم محرومان و ستم دیدگان، از عوامل پذیرش آن توسط افربقائیان بود. با نفوذ استعمار در این کشورها، مسلمانان آفریقا با بهره گیری از تعلیمات اسلامی، نهضت های ضد استعماری را در این قاره بوجود آوردند. متجاوزین اروپائی که دیدند عامل ایستادگی مردم، عقیده اسلامی است دست به حرکت هایی زدند تا نفوذ آن را کم کنند از جمله فرانسه، زبان فرانسوی را جایگزین زبان عربی نمود و بلژیک و انگلستان از مبلغین و مبشرین مسیحی استفاده کردند، پرتقال هم جنگ تمام عیاری را بر علیه مسلمانان ترتیب داد.

مسلمانان آفریقا بخاطر فقر مالی و فرهنگی ناشی از قحطی و خشکسالی و فشارهای استکباری برای پذیرش گروههای امدادی آمادگی زیادی دارند که متاسفانه این گروههای غربی در پوشش کمکهای باصطلاح انسان دوستانه به انسآنهای محروم، دست به حرکت های سیاسی زده و بین مسلمین بذر تفرقه پاشیده و جنگهای داخلی را پدید آوردند. جنگهای مسلحانه که در کشورهای اسلامی و نواحی تحت قلمرو مسلمانان رخ می دهد موجب آواره شدن میلیونها انسان گردیده و این افراد به کشورهایی روی آوردند که خود دچار بحرآنهای اقتصادی - اجتماعی می باشند.

کشورهای آفریقائی در جهت وحت سیاسی و ریشه کن نمودن استعمار دست به حرکتهایی زده اند که تشکیل «سازمان وحدت آفریقا» ( 16 ) میوه این تلاشهاست. اولیت کنگره ایی که بطور رسمی مسئله وحدت آفریقا را مورد توجه قرار داد به دعوت پاتریس لومامبا در سال 1958م در انگلستان تشکیل شد.

در سال 1958م لومالبا و رؤسای جمهوری گینه و لیبریا قطعنامه ای را با مضمون ایجاد یک جامعه دول مستقل آفریقائی صادر کردند. نخستین کنفرانس آن به پیشنهاد قوام نکرومه - رهبر غنا - در آوریل 1958م در اکرا پایتخت این کشور منعقد شد که در آن مصر، غنا، سودان، لیبی، تونس، لیبریا، مراکش و اتیوپی حضور داشتند. نخستین گام در سال 1958م (23 نوامبر) برداشته شد، در این روز غنا و گینه با هم متحد شده تا هسته اولیه اتحاد دول آفریقائی را پدید آورند و سرانجام در 25 مه سال 1963م سازمان وحدت آفریقا در آدیس آبابا مرکز اتیوپی تاسیس شد (با حضور 32 کشور) منشور این سازمان بر 33 اصل استوار بود و پی گیری سیاستهای زیر بود: همکاریهای سیاسی، اقتصادی، دفاعی و امنیتی، بهداشتی علمی و فرهنگی. اهداف آن عبارت بود از: تقویت اتحاد، هماهنگی، حمایت از اتقلال، ریشه کن کردن استعمار.

با عضویت پولیساریو (جمهوری عربی صحرا) تعداد اعضای آن به 51 کشور رسید. گرچه این سازمان در دهه اول به موقعیتهای در راستای اهداف خود دست یافت. اما رفته رفته به دلیل زیر از اهداف خود فاصله گرفت: «منازعات قبیله ای، اختلاف در زبان و فرهنگ، فقر و فساد، نابودی سران اصیل سازمان و آمدن سران وابسته، کودتاهای گوناگون، جنگهای و شورش ها و بحرآنهای سیاسی، عدم ضابطه قوی، گرایشهای متضاد در سازمان و دخالتهای استکبار. » ( 17 )

برای بررسی مسائل کشورهای اسلامی و نیز نقاط تحت قلمرو مسلمانان در کشورهای غیر مسلمانان این قاره آن را به چندین بخش تقسیم می کنیم: الف- آفریقای شمالی ب- آفریقای شرقی ج- آفریقای غربی د- آفریقای جنوبی ه-آفریقای مرکزی.

پی نوشتها

1- کل مساحت مساحت صحاری جهان 21 میلیون کیلومتر مربع است که 15% خشکیها را شامل می شود.

2- کلیات جغرافیایی قاره ها - علی حاج آقا محمدی - جزوه پلی کپی - دانشگاه اصفهان 1362.

3- تاریخ آفریقا، نوشته بزیل دیویدسن ترجمه هرمز ریاحی، فرشته مولوی تهران امیرکبیر 1369.

4- Basil Davidson

5- Africa History a continent

6- تاریخ آفریقا، برزیل دیوس، ترجمه هرمز ریاحی و فرشته مولوی ص 96.

7- ماخذ قبل 374 تا 378.

8- آفریقا باید متحد شود، قوام نکرومه - مترجم دکتر محمد توکل.

9- آفریقا باید متحد شود - قوام نکرومه.

10- تاریخ آفریقا، دیوید سن ص 454.

11- Neocolonialism

12 و 13- جنگ جغرافیا - تالیف نگارنده دست نویس، صفحات 113 و 138.

14- جنگ جغرافیا - تالیف نگارنده دست نویس، صفحات 133 و 138.

15- مسترلسلی رمزی ( Lisleramsy ) رئیس بخش میراث مذهبی امریکا در سال 1960م گفت: مسیحیت در آفریقا جایش را به اسلام می دهد (ابزرور چاپ لندن 20 مارس 1960م) دکتر بلی گراهام کشیش محقق امریکائی در همین سال اعتراف نمود بین مسیحیت و ( Sir. Aleckirkbrid ) کمونیزم و اسلام در آفریقا، پیشرفت زیادتر نصیب اسلام می شود،

سفیر سابق انگلیس در لیبی در مارس 1960م اظهار داشت طی چهار سال پانزده میلیون آفریقائی به کیش اسلام گرویده اند.

16- organization of Afrigan unity (O-A-U)

17- مجله پیام انقلاب ش 69 - 24 مهرماه، 1361.


الف - آفریقای شمالی (مغرب بزرگ)

شمال آفریقا همچون شبه جزیره ای در جنوب مدیترانه و شمال صحرای کبیر آفریقا قرار داشته و اقیانوس اطلس مرز غربی آن می باشد. بخش عظیمی از آن را صحرای آفریقا دربر گرفته و غیر از کوههای اطلس - واقع در شمال غربی آن - ارتفاعات مهمی ندارد. از غرب به شرق آن دو رشته کوه کشیده شده که ارتفاع آنها از توبکال در مراکز با 4165 متر با جبال شعامبی که از 1554 متر تجاوز نمی کند سیر نزودلی دارد.

تحت تاثیر دریای مدیترانه در منطقه ای به طول 5000 کیلومتر از مرز مصر تا جبل الطارق کشاورزی رونق خوبی دارد. آب و هوای شمال آفریقا در سواحل مشرف به مدیترانه در تابستان گرم و خشک و در زمستان سرد و توام با باران نسبتا زیاد است. تابستان این مناطق طولانی بوده و به سوی نواحی جنوبی آب و هوای گرم و خشک صحرایی به آن حاکم می گردد. مهمترین شریان حیاتی این ناحیه رودخانه نیل است که 1200 کیلومتر آن در کشور مصر جریان داشته و با دلتای بزرگی به دریای مدیترانه می ریزد.

آفریقای شمالی، مهد تمدنهای قدیمی است و تاریخی ده هزار ساله دارد. تمدن مصری کهن ترین تمدن این ناحیه است که در تاریخ آفریقا سهمی ویژه دارد. ( 1 ) بربرها سکنه اصلی شمال آفریقا بوده اند که در ادوار باستانی و در قرون قبل از میلاد در منطقه ای وسیع که از یک سو به غرب مصر و از سوی دیگر به سواحل اقیانوس اطلس منتهی می شد می زیسته اند و مراکز بازرگانی و جوامع شکوفائی داشته اند. این مردمان در هزاره دوم ق. م بخش مهمی از همه صحنه آفریقای شمالی را فرا گرفته و با بنیاد صحرایی و فرهنگ بومی تمدنی را تاسیس نمودند و بر سرزمین ساحلی مدیترانه یی شاداب و تپه های داخلی اش تسلط یافتند. ( 2 ) با فتح شمال آفریقا بدست مسلمین بربرها بتدریج اسلام را پذیرفتند و اکثرا با رها نمودن زبان بومی به زبان عربی تکلم می نمودند. طوارق یکی از مهمترین طوایف بربرند که در صحرای مرکز و سواحل نیجر وسطی زندگی می کنند. نژاد مشترک بربرها بین خودشان ایماز یقن ( 3 ) (مردمان آزاد) نام دارد که در طول 4 قرن و در دو موج پیاپی، مسلمانان بدآنها رسیدند و در فرهنگ و زبان آنان تحولاتی عمده بوجود آوردند. ( 4 )

عقبه ابن نافع در قرن اول هجری شمال آفریقا را فتح نمود و شهر قیروان را به عنوان مرکز حکمرانی مسلمین بنا نهاد. این شهر در شمال شرقی تونس قرار دارد و با مساجد زیاد از شهرهای مذهبی مسلمین به شمال می رود بعدا در زمان موسی ابن نصیر شمال آفریقا مرکز فتوحات مسلمین در اروپای جنوبی و اسپانیا قلمداد گردید و از طریق شمال غربی این منطقه به سال 92 ه ق (711 م) طارق ابن زیاد، سردار مسلمان در جبل از الطارق پیاده شده و اندلس را به تصرف خود درآورد در سال 713 م عبد العزیز ابن موسی با سپاهیان جنگاور به پرتقال شتافت و در سال 714م تا فرانسه پیش رفته و سپاهیانش اسبهای خود را از آب رودخانه رن سیراب نمودند.

دولت قدرتمند فاطمی جایگزین حکمران عباسی در مصر گشته و خلفای فاطمی دو قرن بر مصر و شمال آفریقا فرمان راندند. این سلسله از آغاز تا نیمه حکومت المستنصر بالله (297 تا 450 هجری قمری) دوران عظمت و اقتدار سلطه اسلامی در مصر و آفریقای نفوذ یافته، حتی کشور تونس تا سال 438 ه ق کاملا شیعی بود. بربرها نیز تحت انقیاد این دولت قرار گرفتند.

در قرن یازدهم میلادی (نیمه های آن) نهضتی بنام المرابطون یا آل مروارید از جانب قبایل صنهاجی در صحرا و شمال آفریقا پدید آمد. قوم مزبور قبیله ای از بربر بودند و در شمال آفریقا می زیستند این سلسله در اواخر قرن یازدهم میلادی تمامی بلاد غرب و جنوب و جنوب شرقی اسپانیا را فتح نمود. بزرگترین پادشاه آن «یوسف ابن تاشفین نام داشت که شهر مراکش را بنا نهاد و بربلوک اسپانی غلبه یافت این نهضت با قیام مغز بن بادیس صنهاجی و بیرون آمدن تونس از سلطه فاطمیان آغاز شد و این دوره وضع تونس و شمال آفریقا اسف بار بود و درگیریهای خونینی بین شیعیان و اهل تسنن بوقوع پیوست. ( 5 ) بعد از االمرابطون، الموحدون روی کار آمدند (از سال 1148م) این سلسله توانستند مراکش، الجزایر، و تونس را برای اولین بار متحد کنند و مغرب (آفریقای شمالی) دگر بار شکوفا شد. ممالیک که در اصل برده بودند و فاطمیون در قرن دهم آنان را به سوی مصر جلب نمودند. از سال 1250 م با کشتن توران شاه، آخرین پادشاه ایوبی سلسله ممالیک را در مصر پایه گذاشتند. اینان بر علیه صلیبیان و نیز مغولان جنگهایی را ترتیب دادند و 250 سال بر مصر حکومت کردند.

سلطان سلیم اولین پادشاه عثمانی در سال 1517م به حکومت این سلسله پایان داد.

مسیحیان که در اروپای جنوبی دوباره نیرو گرفته بودند آغاز به دست اندازی به آفریقای شمالی کردند و از سال 1415 که بندر شمالی مراکش یعنی «سئوتا» را تسخیر کردند برای نخستین بار فتوحات در سراسر مدیترانه وارونه شد. در این زمان ترکهای عثمانی بر ممالک آفریقای شمالی هجوم برده و تا سال 1587 م تمامی نقاط آن را تحت قلمرو خود در آوردند. ( 6 ) دولت عثمانی که از دور و به گونه ای غیر مستقیم بر مغرب (آفریقای شمالی) حکومت می کرد. خاندان موافق میل خود را به پادشاهی رسانیده و در نتیجه دولتهای خراجگذار امپراتوری عثمانی شمال آفریقا را اداره می نمودند. دولتهای مزبور از سال 1932م مورد تجاوز فرانسویان قرار گرفت و بدین گونه استعمار بر آفریقای شمالی پای گشود و تا زمان استقلال، کشورهای این منطقه زیر سلطه فرانسه ایتالیا و انگلستان قرار گرفتند و فرهنگ استعماری در سرزمینهای اسلامی آن نفوذ نمود. پس از رهایی از استعمار بدلیل آنکه مرزهای این کشورها با اغراض استعماری تعیین گشته بود، درگیریهایی را بوجود آورد. جنگ شنها میان الجزایر و مراکش در اکتبر 1963م، مناقشات مراکش و موریتانی بر سر تیندوف ( 7 ) و یشار - که بر حسب قراردادی مراکش از این دو ناحیه چشم پوشید - از این نمونه ها بود. در یاست خارجی نیز مشی متضادی بر کشورهای شمال آفریقا حکمفرماست. لیبی مرام خاصی دارد، مصر و مراکش و تونس به غرب گرایش دارند و الجزایر ضمن رابطه با اروپا و بویژه با فرانسه از سوسیالیزم پیروی می کند. کشورهای مغرب، با بحرآنهای عدیده ای روبرو هستند که تجدید حیات اسلامی و رشد اسلام گرایی در راس آن است و این حرکت مسلمانان مبارز، سردمداران آفریقای شمالی را در نگرانی عمیق فرو برده و آنها از روی درماندگی و استیصال به سرکوبی شدید نهضتها و جنبشهای اسلامی پرداخته و دست اندرکاران این تشکیلات را به نحو فجیعی شکنجه نموده یا بدون مدرک لازم به زندآنهای طویل المدت محکوم می نمایند و برخی را هم به شهادت می رسانند. ( 8 ) وقوع چنین حرکتهای اسلامی، بحرآنهای اقتصادی اروپا و وجود محیط عربی - آفریقائی، سردمداران واحدهای سیاسی آفریقای شمالی را وادار نمود که علیرغم تضادهای سیاسی و موضع گیریهای ضد و نقیض با یکدیگر، اتحادی را پی ریزی نموده و «اتحادیه مغرب عربی را در فوریه 1989 م در شهر مراکش بنیان نهند.

در مغرب گروهی که طرفدار خوارج بودند و از انشعابهای نخستین تاریخ اسلام به شمار می رفتند توسط شیعیان از بین رفتند و در دوران سلطه عثمانی، مذهب حنفی رواج گسترده ای یافت. از قرن یازدهم مذهب مالکی نیز پیروانی یافت، زبان مردم در حال حاضر عربی است که در کنار آن زبآنهای بومی و اروپائی هم رواج دارد. از 85 میلیون سکنه آفریقای شمالی (مغرب) بیش از 95% پیرو آئین اسلامی می باشند.

کشورهای شمال آفریقا به لحاظ جغرافیای اقتصادی نیز با هم تفاوتهای عمده ای دارند. الجزایر نوزده بار وسیعتر از تونس بوده و 5 بار از مراکش بزرگتر است و پر وسعت ترین کشور آفریقای شمالی و دومین کشور وسیع کل قاره آفریقا می باشد. با وجود وسعت زیاد از مشکلات این کشور این است که تمرکز جمعیت در نقاط حاصلخیز افزونتر می باشد. در لیبی و الجزایر 90% سکنه بر 10% وسعت تمرکز یافته اند و 99% مردم نیل در 4% وسعت آن سکونت دارند. لیبی، تونس و الجزایر اقتصادی متکی بر نفت و گاز دارند در حالی که مصر و مراکش بر کشاورزی نیز متکی هستند. مراکش ذخائر غنی فسفات دارد و سومین تولید کننده آن در جهان است. تونس نیز پنجمین تولید کننده فسفات در سطح جهان بوده و از راه جهانگردی و جذب سیاحان نیز درآمدهایی را به خود اختصاص می دهد.

مصر

کشور مصر در شمال شرقی آفریقا و در جنوب غربی آسیا واقع است. دریای مدیترانه در شمال و دریای سرخ در شرق آن قرار دارد. کانال استراتژیک سوئز از شبه جزیره سینا (مربوط به مصر) عبور می کند این کانال بندر سوئز را در کنار دریای احمر به بندر پرت سعید در کناره مدیترانه متصل می نماید و کوتاهترین راه بین کشورهای قاره اروپا و کشورهای اقیانوس هند و سرزمینهای غربی اقیانوس آرام می باشد و یکی از مهمترین راههای آبی بین المللی از لحاظ تعدا و ظرفیت کشتی هایی که از آنجا عبور می کند به شمار می رود. این کانال در سال 1869 م در زمان اسماعیل پاشا، خدیو مصر رسما افتتاح شد و در سال 1956م توسط جمال عبد الناصر ملی اعلام گردید. عمق آن 7 متر، عرض آن 22 متر ( 9 ) و طول آن 168 کیلومتر است. طولانی ترین رود دنیای اسلامی یعنی نیل، کشور مصر را به دو بخش شرقی و غربی تقسیم می کند و در نزدیکی قاهره به چند شاخه تقسیم شده و با دلتای بزرگی به دریای مدیترانه می ریزد. (10 دلتای نیل به دلیل رسوبات حاصلخیز، از مهمترین اراضی کشاورزی جهان به شمار می رود. مادر حضرت (موسی عليه‌السلام به دستور خداوند فرزندش موسی عليه‌السلام را در صندوقی گذاشت و در همین رودخانه افکند که بعد از خانه فرعون سر در آورد و با وجود آنکه فرعون در صدد کشتن او بود بدلیل شوق آسیه (همسر او) از کشتن موسی صرف نظر نمود. و بدین گونه رحمت بی پایان حق بر موسی عليه‌السلام سایه افکند و در حمایت لطف الهی از هر گونه گزندی مصون ماند. و چون به سن رشد و کمال رسید خداوند متعال علم و حکمت به وی آموخت و او را به پیامبر برگزید.

همچنین کوه طور واقع در سرزمین سینا، جایگاهی است که در آن بر حضرت موسی عليه‌السلام وحی نازل شد و او در همین نقطه به پیامبر برگزیده شد. آب و هوای مصر در نواحی شمالی، مدیترانه ای و در نواحی دیگر بجز دره نیل، و گرم و خشک است.

99% از سکنه 25 میلیونی در دره رودخانه نیل که 4% وسعت کل کشور است سکونت دارند 44% در کانونهای شهری و بقیه در روستاها اقامت دارند، رشد سالانه جمعیت 6/2% تراکم نسبی آن با توجه به 1001449 کیلومتر مربع وسعت، حدود 52 نفر می باشد. مردم آن اکثرا از نژاد سامی و قبطی بوده و زبان و خط رسمی و مداول عربی است. 93% مردم مصر مسلمان و سنی مذهبند.

مصر تمدنی 6000 ساله دارد و در 8000 سال ق. م قبیله ای در مصر سفلی اقامت گزید. اولیت فرعون آن یعنی منس حکومت واحدی را بوجود آورد و آخرین آن دستور ساخت اهرام ثلاثه را داد در قرن سیزدهم قبل از میلاد و در زمان خلافت عمر جزو قلمرو اسلامی گردید. آئین قدیمی مصریان بت پرستی بود و پس از تسلط امپراطور روم بر مصر، مسیحیت آئین تحمیلی مصریان گردید. اختناق فکری، مالیاتهای سنگین، تبعیض و شکنجه، عواملی بود که خشم و تنفر قبطیان و مردم مصر را بر علیه حکومت جائر روم برمی انگیخت که بر اثراین عصیان به مذهب ارتدکس که نقطه مقابل مذهب رسمی حکومت روم بود، روی آوردند. استقبال قبطیان از آئین اسلام نیز خود مظهر این روح استنکار و حریت طلبی بود و با ورود مجاهدین اسلام به سرزمین مصر، با وجود سد محکمی که از سوی حکام رومی مصر شوند و درمدت کوتاهی این آئین رشد فزاینده ای در مصر یافت و در اندک زمانی سرزمین بصورت یک کشور مسلمان نشین درآمد. مسلمانان بر حسب توصیه پیامبر اسلام صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم با مصریان از در مسالمت و خوش سلوکی وارد شدند زیرا پیامبر اکرم صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم به آنان فرموده بود:

«شما مصر را می گشائید نسبت به اهالی آن سامان نیکی کنید چه آنان را حق خویشاوندی و دامادی است. » ( 11 )

رونق اسلام در مصر به حدی بود که در زمان حکومت عمر بن عبدالعزیز خلیفه اموی تعدای مسیحیان آن بسیار کم و میزان جزیه آن به مبلغ ناچیزی تنزل یافت.

کلیساها و اموال موقوفات مسیحیان در مدت حکومت مسلمین بر مصر، از آزادی و امنیت و حمایت مسلمین برخوردار بود مسلمانان در رفتار خود عملا ثابت نمودند که برای رهائی ملل از اسارت فکری و تامین آزادی مذهبی آمده اند نه برای منافع مالی و توسعه قلمرو جغرافیائی.

دکتر گوستاو لوبون در کتاب «تمدن اسلامی و عرب رفتار مسلمانان را با مصریان این گونه توضیح می دهد:

«... مسلمانان با وجود آنکه ابتدا تلفات زیادی دادند و در فتح مصر ( 12 ) بالغ بر 23000 نفر مسلمان به قتل رسید پس از پیروزی کامل از عفو و اغماض و ملایمت دریغ ننمودند و نسبت به آشوبگران، عفو عمومی صادر کردند و عذرهای هر کی را بحست قبول پذیرفتند و سدها و راه ها و نهرها را آباد و مبالغ هنگفتی هم به مصرف ابنیه و عمارات رسانیدند. »

از همان روزی که اسلام وارد مصر شد تشیع نیز به مصر راه یافت و قبل از آنکه حضرت علی عليه‌السلام به خلافت برسد عده ای از یارانش را مصریان تشکیل می دادند. حضرت علی عليه‌السلام قیس بن سعد و پس از او محمد ابن ابی بکر را به اداره مصر گماشت که این دو صحابی حضرت علی عليه‌السلام از پایه ها و عوامل اسقرار تشیع در مصر بودند و پرچم تشیع در مصر به اهتزاز در آمد. چندی نگذشت که عمرو عاص، مصر را پس از نبردی خونین فتح نمود و محمد بن ابی بکر را دستگیر و پس از کشتن او جسدش را در میان الاغ مرده ای قرار داده و آتش زد. با روی کار آمدن مروان بن حکم، زبا نشیعیان مصری بسته شد و طرفداران او در مصر به دشمنی با طرفداران علی و اهلبیتش پرداختند. در عهد متوکل عباسی، والی او در مصر به سال 236 قمری تمام شیعیان را به دستور متوکل اخراج نمود و آنان را به سوی عراق فرستاد.

در قرن سوم هجری با وقوع قیامهایی، حرارتهایی در شیعیان بوجود آمد. روی کار آمد فاطیمان مصر، نور امیدی برای پیروان اهلبیت بود. ( 2 ) در زمان فاطمیان مصر از اقیانوس اطلس تا دریای سرخ و شبه جزیره عربستان و شمال عراق گسترش یافته بود. این سلسله در نظر داشتند عباسیان را منقرض کنند اما وجود تفرقه و تشتت در دستگاه آنان اجازه چنین حرکتی را ندارد. پیشرفت صلیبیون موجب محدودیت متصرفات دولت فاطمی بود. فاطمیان تشیع را علنی نمودند و دستور دادند بردر و دیوار شهر بنویسند، «خیرالناس بعد رسول الله صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم علی بن ابی طالب عليه‌السلام » در روز عاشورا مراسم حزن انگیز و در روز عید غدیر آئینهای ویژه ای را بر پا نمودند. دراواسط قرن ششم هجری این سلسله توسط ایوبیان انقراض یافت. ایوبیان به ترویج مذاهب چهارگانه تسنن پرداخته و با تشیع به شدت مخالفت نمودند و روز عاشورا را عید مقرر کردند. با وجود رفتار فجیع و توام با قساوت، گرچه طرفداران شیعه در مصر کم شدند لکن هنوز پیروان این آئین در مصر که اغلب مهاجرند به برپائی مراسم ویژه بزرگداشت اهلبیت و تعمیر و بازسازی مشاهدی که به شیعه منسوب است (مثل تعمیر و بازسازی مشهد راس الحسین در قاهره) مشغولند ضمنا سیده زینب دختر یحیی بن زید بن علی بن حسین عليه‌السلام در مصر دفن می باشد. در قرون معاصر، شیعیان تحت تهاجم فرهنگی و تبلیغات ضد شیعی قرار گرفته اند، و نوشته هائی برعلیه آئین آنها در مصر انتشار یافته است. چنانچه احمد امین کتاب فجرالاسلام و ضحی الاسلام را بر ضد شیعه نگاشت. ( 14 )

در قرن سیزدهم (1250م) همسر نواده صلاح الدین ایوبی به نام شجرة الدر به سلطنت رسید و او تنها زنی است که در دروه اسلامی بر مصر فرمانروائی داشته است. بعد از ایوبیان سلسله ای از ممالیک روی کار آمدند که سلطان سلیم اول نهمین خلیفه دولت مقتدر عثمانی آنان را بر انداخت و بر شام و مصر استیلا یافت. حکومت عثمانیان بر مصر 250 سال ادامه یافت.

در سال 1798م ناپلئون پس از تصرف جزیره مالت بدون کمترین زحمتی وارد اسکندریه مصر شد، ناپلئن که با مقاومت شدید مردم مواجه گشت طی اعلامیه ای، واژه هایی را بکار برد تا مردم را جذب خود کند از آن جمله اعلامیه خود را با جمله بسم الله الرحمن الرحیم، لا الا الا الله محمد الرسول الله آغاز کرد[! ] و در آن آمده بود که سلسله های ممالیک که بر کشور مصر حکومت داشته اند ملت فرانسه را تحقیر نموده اند و به زیباترین کشور جهان (مصر) ستم کرده اند و ادامه داده بود که:

«اینک اراده الله رب العالمین بر این قرار گرفته که به سلطنت آنان پایان داده شود»[! ] همچنین ناپلئون خود را دوست دولت عثمانی و حامی مذهب اسلام معرفی کرده بود. همراه با حرکات مزورانه ناپلئون، بدستور وی سربازانش مردم را قتل عام می کردند، و عده ای را تحت شکنجه های شدید، می گشتند. سرانجام با وجود مقاومت شدید و مبارزات مسلمانان مصر، فرانسویان قاهره را به تصرف خود در آوردند و مجددا چندین هزار نفر را کشتند و دهها روحانی مسلمان را یا گردن زدند و یا سوزانیدند، اما دولت انگلیس طی نبردی با فرانسویان، مصر را از چنگال فرانسه بیرون آورد. ( 15 )

در سال 1878م خدیو مصر تحت فشار استعمارگران، کابینه ای را روی کار آورد که اکثر اعضای آن اتباع اروپائی بودند و به کابینه اروپائی معروف بود. از سال 1882 انگلستان، مصر را مستعمره خود نمود و در سال 1922م بر اثر فشار مردم مسلمان مسلمانان مصر، قرارداد شناسایی استقلال مصر امضا شد و در سال 1936م (1315 شمسی) که ملک فواد اول به قدرت رسید، استقلال رسمی مصر حاصل شد با این وجود انگلستان همچنان در مصر نفوذ داشت. در سال 1952م گروهی از افسران جوان به کودتایی علیه علیه ملک فاروق دست زده و عملا رژیم سلطنتی را به نظام جمهور تبدیل کردند که پس از آن ابتدا سرلشکر محمد نجیب و سپس جمال عبدالناصر رهبری مصر را به عهده داشتند. ناصر گرچه از اسلام یاد می کرد و قوانین این آئین را رعایت می نمود اما تکیه گاه اساسی اش ناسیونالیزم عرب و سوسیالیزم بود. در زمان ناصر، مصر به رهبری جهان عرب را به دست گرفت. با ملی شدن کانال سوئز از سوی جمال عبدالناصر، قوای انگلیسی، فرانسو و اسرائیلی به مصر حمله نمودند. از وقایع ناگوار زمان ناصر، جنگ شش روزه اعراب و اسرائیل است که در سال 1967م صورت گرفت و به شکست اعراب منجرشد. پس از مرگ ناصر، انورسادات به ریاست جمهوری رسید که در آغاز اعلام کرد سیاست ناصر را دنبال خواهد نمود ولی به غرب روی آورد. نزدیکی سادات به غرب و امریکا به حدی رسید که امریکا در سال 1973م کوشید صلحی یک جانبه بین مصر و اسرائیل برقرار کند و در سال 1977م سادات به فلسطین اشغالی رفته و با رهبران غاصب و صهیونیستی به مذاکره بپردازد و در سال بعد با وساطت امریکا بین مصر و اسرائیل در کمپ دیوید امریکا صلحی منعقد شد.

اقتصاد مصر بر کشاورزی و صدور نفت و منافع ناشی ازحق عبور کشتی ها از کانال سوئز، کمک دول غربی و درآمدهای ناشی از صنعت توریسم استوار است. محصول مهم کشاورزی آن پنبه است که 25% اراضی زراعی خود را به آن اختصاص داده است و مرغوبترین پنبه جهان درا ین کشور تولید می شود. مصر بزرگترین تولید کننده برنج در قاره آفریقا می باشد. گندم و نیشکر نیز در آن به عمل می آید. نفت و فسفات و آهن از ذخائر معدنی آن است. صنایع ذوب آهن، فولاد، کشتی سازی و تولید آلومینیوم در مصر پیشرفت زیادی نموده و از رونق خوبی برخوردار است.

با وجود موقع جغرافیائی مناسب، منابع آبی فراوان، ذخائر و منابع معدنی و کشاورزی و امکانات مناسب برای توسعه اقتصادی به جهت سیاست غیر اصولی در ده سال اخیر، این کشور دچار رکود اقتصادی شده و بسیاری از مردم در سطح بسیرا نازلی زندگی می کنند. 25% افرادی که توانایی فعالیت دارند، بیکارند.

مرکز حکومت مصر قاهره است که 15% سکنه مصر را در خود جای داده و از شهرهای بسیار قدیمی جهان محسوب می شود، 3 بندر مهم و استراتژیک اسکندریه، اسماعیلیه و سوئز از دیگر کانونهای شهری مصر می باشد.

جمهوری لیبی

جمهوری لیبی با 1759540 کیلومتر مربع در ساحل جنوبی مدیترانه و بین دو کشور مصر و الجزایر واقع شده است. و چهارمین کشور پروستعت آفریقائی به شمار می آید. در شمال غربی آن جلگه هایی بنام جفارا وجود دارد و بقایای مواد مذاب آتشفشانی در آن مشاهده می شود. در شمال شرقی آن کوههای سبز وجود دارد که از سوی غرب به سوی خلیج سرت کشیده شده است. قسمت اعظم لیبی بخصوص نواحی جنوبی آن از بیابآنها و کویرها پوشانیده شده که با روش بیولوژیک فعالیتهایی در جهت بیابان زدائی و تثبیت شن های روان آن صورت گرفته است. ( 16 ) نواحی ساحلی شمال آن آب و هوای مدیترانه ای دارد ولی نقاط داخلی و جنوبی گرم و خشک بوده و میزان ریزشهای جوی آن ناچیز می باشد. بالاترین درجه حرارت ثبت شده در سایه با 58 درجه سانتی گراد برای لیبی گزارش شده که از این لحاظ بین کشورهای جهان بیشترین دما را بخود اختصاص داده است. همچنین با 4540000 نفر سکنه (در سال 1990م) پائین ترین تراکم جمعیت را دارد. ( 17 ) (6/2 نفر) نقاط شهری و مناطق سرسبز در کمربند ساحلی است. 67% زندگی شهری دارند و رشد سالانه جمعیت 5/4% است. 98% مردم لیبی مسلمان بوده و از نژاد سامی و بربرند. زبان رسمی عربی است ولی در روستاها و نقاط دورافتاده، زبان بربر هم رواج دارد. مرکز حکومت لیبی، بندر پریپولی است که در شمال غربی آن و بر ساحل مدیترانه واقع شده است.

لیبی در طول قرون و اعصار همیشه مورد تهاجم بیگانگا?قرار داشته است. در ازمنه گذشته رومیان و یونانیان آن را تحت سلطه خود درآورده بودند. در قرن ششم میلادی ناحیه ساحلی لیبی جزو امپراطوری بیزانس (روم شرقی) گردید. سپس اعراب مسلمان و اسپانیائی ها و تا آغاز جنگ جهانی اول دولت مقتدر عثمانی آن را در اختیار داشت. با افول دولت اسلامی عثمانی، لیبی مستعمره ایتالیا شد و در جنگ جهانی دوم با شکست ایتالیا، ارتش آن ناگزیر شد که از این سرزمین خارج شود؛ سپس لیبی تحت نظارت فرانسه و انگلیس درآمد و سرانجام در سال 1951م با نظارت سازمان ملل متحد به استقلال رسید. با رهایی از چنگال استعمار، لیبی به صورت پادشاهی اداره می شد تا اینکه در سال 1969م با کودتایی بدون خونریزی شاه ادریس (پادشاه وقت) توسط افسران جوان از سلطنت خلع شد و سرهنگ معمر القذافی به رهبری لیبی رسید.

اسلام در قرن هفتم میلادی (قرن اول هجری) بعد از مصر به لیبی راه یافت که بربرهای ساکن لیبی به سرعت جذب این آئین شدند و در فتح بزرگ مسلمانان که منجر به تصرف اندلس شد جزو ارتش مسلمانان بودند. در عهد عباسیان از سوی هارون الرشید خلیفه عباسی فردی بنام ابراهیم بن اغلب به عنوان حاکم لیبی انتخاب شد که وی نوعی حکومت بودن وابستگی به بغداد را در لیبی بنیان نهاد.

مسلمانان این کشور در هنگام نفوذ استعمار لیبی به مبارزه ای تمام عیار دست زده و عمرمختار از سرداران لیبی در استان شرقی رهبری قیام مردم را به عهده داشت که سرانجام دستگیر و به دار آویخته شد.

در سال 1973م قذافی که فود را تابع جمال عبدالناصر معرفی می نمود با شعار نه شرقی و نه غربی به انقلاب فرهنگی دست زد تا از این طریق نظام حکومتی بر اساس تعلیمات قرآن را بنا نهاده و ایدئولوژی اسلامی را جایگزین سرمایه داری غرب و سوسیالیزم شرق کند اما قذافی در عمل گرچه رابطه با غرب را کنار گذاشت ولی با بلوک شرق و در راس آن با شوروی روابط حسنه ای را برقرار نمود. لیبی برای وحدت جهان عرب تلاشهایی بکار برد ولی بجایی نرسید و پس از آن تلاش سیاسی خود را در جهت حمایت از جنبشهای آزادی بخش جهان بویژه جنبش آزادی بخش فلسطین معطوف داشت و پس از امضای قرار داد کمپ دیوید توسط سادات، لیبی باتفاق الجزایر، یمن جنوبی، سوریه و سازمان آزادی بخش فلسطین «جبهه پایداری اعراب را تشکیل داد. لیبی حمایت خود را از انقلاب اسلامی ایران اعلام نمود و با ایران بر روابط حسنه ای برقرار کرده و عراق را به خاطر جنگ تحمیلی محکوم نمود و روابط خود را با عراق محدود ساخت. یکی از مقامات سیاسی لیبی گفت:

«ما به زودی ارتش اسلامی را جهت آزادسازی سرزمینهای اشغالی درفلسطین تشکیل خواهیم داد و انشاءالله ایران پیشگام برای تشکیل این سپاه خواهد بود. »

کشور لیبی تا قبل از کشف نفت، جزو فقیرترین ملل جهان محسوب می گردید.

نفت در سال 1959م درآن کشف شد که درآمد سرانه را از سال 1959م که 35 دلار بود به 250 دلار در سال 1961م رسانید. ( 18 ) تولید نفت این کشور از 180 هزار بشکه در سال 1962م به 3/3 میلیون بشکه در سال 1970م بالغ گردید. لیبی و سایر کشورهای عضو اوپک در اوایل دهه 1970م بدون واهمه از تهدید غرب و بدون توجه به مقاومت شدید کشورهای صنعتی بزرگ، موفق به افزایش قیمت نفت صادارتی شدند و تنها اقدام مهم غرب در مقابل این حرکت، آژانس بین المللی انرژی بود که در سال 1974م به پیشنهاد هنری کسینجر به منظور تنظیم قیمت نفت تاسیس شد. ( 19 )

در طول دهه 1950م تعدادی صنایع کوچک با کمک سازمان ملل در لیبی احداث شد پس از افزایش درآمد لیبی توسط نفت، این کشور در جهت توسعه صنایع بزرگ و امور رفاهی و اجتماعی کوشید و صنایع ذوب آهن، پتروشیمی و آلومینیوم را بنیان نهاد. لیبی با کمبود کارشناس و متخصص بومی روبروست و از این لحاظ قریب به یک میلیون نفر کارگر و کارشناس خارجی در آن مشغول کارند. با وجود محدودیت اراضی حاصلخیز و اینکه صرفا 5/1% زمین آن قابل کشت است در توسعه آبیاری و تقویت خاک کوشیده و توانسته در این مورد به موفقیتهایی دست یابد و هم اکنون بالاترین میزان نیروی کار کشور در بخش کشاورزی هستند. ( 20 ) واحد پول آن دینار لیبی ( LD ) و برابر هزار درهم است.

لیبی به دلیل تحریم شورای امنیت، هم اکنون در انزوای سیاسی و در حالتی از تحریم اقتصادی به سر می برد و حتی کشورهای عربی هم بدو پشت کرده و احساس می شود که این کشور اسلامی در محاق شدید سیاسی تبلیغاتی و حتی نظامی غرب قرار گرفته و مشکلات عدیده ای را برایش فراهم نموده اند.

پی نوشتها

1- به قول قوام نکرومه ریشه های تمدن اروپائی را باید در مدنیت باستانی دره نیل جستجو نمود.

2- تاریخ آفریقا، بزیل دیوید سن ص 95.

3- imazighen

4- مغرب بزرگ - پل بالتا ترجمه دکتر عباس آگاهی.

5- تاریخ جنگ های صلیبی، مترجم عبدالله ناصری طاهری ص 19.

6- بجز مراکش.

7- Tindof

8- کشورهای عربی شمال آفریقا و آسیای جنوب غربی در دهمین اجلاس خود رد تونس که در 4 ژانویه 1993م تشکیل شد راههای مبارزه با گروههای اسلامی را بررسی کردند و طرح امنیتی 5 ساله ای را برای سرکوبی نهضتهای اصیل اسلامی تدارک دیدند (اطلاعات 19811)

9- پس از تعریض کانال در سال 1963م عرض آن به 55 متر و عمقش به حداکثر 12 متر رسید.

10- رود نیل که 6400 کیلومتر طول دارد شامل دو شاخه نیل سفید و نیل آبی می باشد که نیل سفید از دریاچه ویکتوریا و نیل آبی از ارتفاعات اتیوپی منشا می گیرد و این دو شاخه در خارطوم مرکز سودان بهم می پیوندد.

11- مادر حضرت اسماعیل (جد بزرگوار رسول اکرم صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم ) و مادر تنها فرزند پسرش یعنی ابراهیم، از قبطیان بود.

12- فاتح مصر عمرو عاص بود.

13- مصر در سال 254 قمری اولین سلسله مستقل حکام مسلمان را بخود دید که منسوب به غلامی بنام طولون بود. پسر وی حکومت طولونیان را در مصر بنیان نهاد. بعد از آن، سلسله ای ایرانی بنام آل افشید در مصر حاکم شدند پس از آن حکومت مصر بدست فاطمیان افتاد.

14- تاریخ شیعه علامه مظفر ترجمه دکتر سید محمد باقر حجتی ص 255 تا 282.

15- پیام انقلاب سال ششم ش 149 - آشنائی با کشور مصر بخش دوم.

16- گزارش شرکت در نخستین اجلاس کمیسیون مشترک جمهوری اسلامی ایران و لیبی (آذرماه 1367) تهیه کننده: احمد علی گنجی زاده زواره - تهران دفتر تثبیت شن و کویرزائی - دیماه، 1367 - پلی کپی.

17- مغرب بزرگ - پل بالتا ( Balta paul ) با همکاری کلودین رولو، ترجمه عباس آگاهی تهران، دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی - 1370 ص 35 و 36.

18- مغز بزرگ پل بالتا ص 37.

19- اوپک - دکترامیر باقر مدنی ص 54.

Mohamadd El mehdawi the industrial ization of Lyba 20 - injohnclark Changeand Developmentin Middleeast (New. york) 1981. p . 253


تونس

تونس یا سرزمین کارتاژ قدیم کوچکترین کشور شمال آفریقاست که بین لیبی و الجزایر و در ساحل جنوبی مدیترانه قرار دارد و با 163310 کیلومتر مربع و 8202000 نفر سکنه، تراکم نسبی آن 1/50 نفر در کیلومتر مربع می باشد. ارتفاعات کرومیری در نواحی شمالی آن را غرب به شرق کشیده شده اند که آب و هوای این نقاط کوهستانی است. ناحیه ساحلی و جلگه ای شرقی که تا شهر قابس ادامه دارد، از آب و هوای مدیترانه ای برخوردار می باشد. جلگه مرکزی تونس کوههای شمبی از نواحی شمالی جدا می شود. خلیج معروف این کشور در شمال شرقی آن قرار دارد.

شهر قیروان نخستین شهر مقدس مغرب (آفریقای شمالی) پس از گرایش به اسلام به شمار می رود که در این کشور واقع شده است.

تونس نخستین سرزمین شمالی آفریقاست که توسط فنیقی ها و رومی ها فتح شد و در قرن اول هجری مسلمانان آن را ضمیمه قلمرو خود نمودند. در سال 438 ه. ق این کشور توسط مغز بن بادیس صنهاجی از حوزه حکومت فاطمیان جدا شد و پس از سه دهه جدایی، سلجوقیان آن را فتتح نمودند.

درسال 1881م فرانسه به تونس مسلط شد تا اینکهه بدنبال مبارزات مردم در سال 1956م فرانسه ناگزیر شد به استقلال تونس تن در دهد. با این حال تونس بعد از استقلال، حافظ منافع غرب شد و با دول اروپائی و بویژه فرانسه روابط سیاسی - فرهنگی و تجاری برقرار نمود. و تونسی که در طول قرون و اعصار، مرکز تشکیلات اسلامی بود و به عنوان پایگاهی برای تهاجم به اروپا توسط مسلمین درآمده بود اکنون حالت وارونه ای یافته و ابر تیره ستم و باتلاق فساد در آن دیده می شود. هفته نامه ژون آفریک چاپ پاریس می نویسد: «دولت تونس، فضای آزادی غربی را در کشورش ایجاد کرده که در دیگر کشورهای غربی به ندرت دیده می شود. سینماها هر چیزی را به نمایش می گذارند، کانال دو تلویزیون فرانسه از طریق شبکه سراسری تونس پخش می شود، کتابفروشی ها مملو از روزنامه ها و کتب غربی است. در تونس می توان مثل غربی ها تا دیروقت در بیرون از خانه بود و رقص و پایکوبی نمود و الکل خورد، با خارجی ملاقات کرده و یا اینکه بدون ترس و واهمه فیلمهای ضد اخلاقی تماشا نمود»!

حبیب بورقیبه که از زمان استقلال تونس و استقلال تونس و از سال 1957م در تونس حکومت می کرد در اکتبر 1987م بدون خونریزی کنار رفت و زین العابدین بن علی اوضاع را بدست گرفت.

75% مردم تونس به امور کشاورزی و ماهیگیری اشتغال دارند. گندم، جو، زیتون، مرکبات، انگور و سبزیجات مهمترین محصولات زراعی آن است. فسفات ذخیره مهم معدنی این کشور می باشد. 50% نفت استخراجی آن به خارج از کشور صادر می شود. ازمنابع مهم درآمد تونس جهانگردی است.

اکثریت نژادی آن عرب و بقیه بربر و اروپائی اند. زبان و خط رسمی عربی است ولی زبان فرانسه هم در تونس رواج دارد. 98% مردم، مسلمان و اغلب پیرو مذهب تسنن هستند. 61% شهرنشین بوده و میزان بیسوادی بالای 15 سال، طبق آمار سال 1985م، 8/45% است. در پایان سال 1988م این کشور 6672 میلیون دلار بدهی داشته است. از 6/9 میلیارد دلار تولید ناخالص ملی 4/14% به کشاورزی، 1/33% به صنتعت و 4/53% به خدمات اختصاص داشته است.

3/6% تولید ناخالص داخلی در سال 1986 صرف امور آموزشی و تعلیم و تربیت می شده است. ( 1 )

جمهوری الجزایر

الجزایر به عنوان وسیعترین کشور شمال آفریقا و دومین کشور آفریقا با 2381741 کیلومتر مربع وسعت در جنوب مدیترانه و در غرب لیبی و تونس قرار دارد. نواحی ساحلی آن دارای آب و هوای مدیترانه ای است. ارتفاع مهم آن کوههای اطلس می باشد. فلات مرکزی آن که از دریاچه ها و مرداب های نمک پوشیده شده، آب و هوای گرم و خشک دارد. بیش از دو میلیون کیلومتر مربع آن را، صحرا تشکیل می دهد. الشلیف طولانی ترین رودخانه آن است.

24735000 نفر سکنه دارد که 52% آن زندگی شهری دارند. درصد رشد سالانه 7/2 نفر در کیلومتر مربع می باشد. بیشترین تراکم جمعیت در ناحیه القبائل و برابر 250 نفر ولی در نقاط بیابانی جنوبی کمتر از یک نفر در کیلومتر مربع است. اعراب و بربرهایی که با آنها آمیخته شده اند 75% سکنه الجزایر را تشکیل می دهند. دومین گروه نژادی الجزایر، بربرها هستند. زبان رسمی عربی است که متجاوز از 80% بدان تکلم می کنند. زبان فرانسوی و بربری هم رواج دارد، 99% مسلمانند و مذهب اغلب آنان تسنن و پیرو فقه مالکی می باشند. اقلیت مهم مسلمانان، اباظیه (بازماندگان خوارج) هستند.

کشور الجزایر دراواسط قرن اول هجری به تصرف قوای اسلام درآمد و در قرن 16 میلادی جزو قلمرو دولت عثمانی بود، الجزایر از سال 1830م تا 1962م به مدت 132 سال زیر سلطه فرانسه قرار گرفت که با مقاومت و مبارزات مسلمانان و تکیه بر اسلام و تقدیم یک میلیون شهید، استقلال خود را بدست آورد.

کشور الجزایر که به انحاء گوناگون حقارت ناشی از سلطه استعماری را تجربه نمود ولی از فرهنگ استعماری مصون نماند و این فرهنگ درکشور مزبور ریشه دواند و با وجود تلخی دوران استعمار، به لحاظ مسائل سیاسی و اقتصادی با فرانسه روابط گسترده ای را در ابعاد گوناگون برقرار نمود.

البته احمد بن بلا وقتی پس از استقلال روی کار آمد با شوروی رابطه برقرار کرد و در ساحل مدیترانه یک پایگاه دریائی به شوروی داده شد. نیروهای مسلح الجزایر نیز توسط شوروی تجهیز شده و تعلیم می یافتند و در ازای آن محصول انگور الجزایر تقدیم شوروی می گردید. هواری بومدین که در مصدر قدرت قرار گرفت ارتباط با شوروی را حفظ نمود و در دهه سالهای 1980م شوروی تامین کننده جنگ افزارهای نظامی الجزایر بود ولی فضای روابط به گرمی سابق نبود و بومدین از اعطای پایگاه اوران - که شوروی بسیار طالب آن بود - به این کشور اجتناب نمود. نداشتن پایگاه صنعتی، تکیه بر کشاورزی، اقتصاد تک محصولی و رشد جمعیت بالا این کشور را درمخاطه و بحران شدید قرار داد که ارمغان آن فقر و بیکاری و تورم بالا بود از اینجهت به غرب روی آورد تا شاید زخمش را التیام دهد اما نه تنها این زخم التیام نیافت بلکه دچار عفونتی شد که درمان آن ا دشواری توام گردید. کاهش قیمت انرژی به دلیل وابستگی این کشور به نفت و گاز نقش خود را در پرداخت ها نشان داد و در سال 1988م که دولت می خواست طرح لغو سوبسید نان را به اجرا گذارد به شورشهای خیابانی منجر شد و دولت شاذلی بن جدید در آغاز به سرکوبی آنان پرداخت اما در سال 1989م با اصلاح در قانون اساسی، دموکراسی چند حزبی را بوجود آورد.

زمینهای حاصلخیز الجزایر در نواحی ساحلی واقع است و 40% نیروی کار آن در بخش کشاورزی مشغول کارند. محصولات زراعی آن غلات، خرما، انگور، انجیر و زیتون است. استخراج نفت در الجزایر ازسال 1958م یعنی در عصر استعمار آغاز شد. این کشور علاوه بر نفت دارای ذخائر عظیم گاز هم می باشد. در صنایع بیشتر بر تولید آهن و فولاد و پتروشیمی تاکید دارد. تولید ناخالص داخلی آن در سال 1988م به 25/58 میلیارد رسید که 4/12% به بخش کشاورزی، 4/46% به بخش صنعت و 1/14% به بخش خدمات اختصاص داشت. نرخ تورم در این کشور بین 1980 تا 1988م حدود 8% بوده است. الجزایر که روزی نوید ژاپن آفریقا را سر می داد با مشکلات عدیده اقتصادی روبرو گردید و بدهی خارجی آن در پایان سال 1988م به 24850 میلیارد دلار رسید.

یکی از تاسف بارترین مسائل الجزایر این است که محصولات انگور آن که با تلاش کشاوزان مؤمن و معتقد، به عمل می آید به شراب تبدیل شده و این محصول بعد از نفت بزرگترین ارقام صارداتی آن را تشکیل می دهد. [! ]46% افراد بالای 15 سال بیسوادند (1990م) و دولت 8/9% تولید ناخالص ملی را به آموزش و پرورش اختصاص داده اس. با وجود آنکه بر تدریس و کاربرد زبان عربی، قانون اساسی، تاکید نموده اما در مدارس از زبان فرانسه استفاده می شود. این کشور جزو کشورهای عدم تعهد، جبهه پایداری اعراب و سازمان اوپک می باشد. الجزایر در جنگ ایران و عراق برای صلح تلاش زیادی کرد و حتی وزیر امور خارجه این کشور در اینر راه جان خود را از دست داد. ( 2 )

پایتخت الجزایر، بندر الجزیره است که در ساحل دریای مدیترانه قرار دارد و از شهرهای مهم آن عین الصالح و بندر قسنطینه و اوران را می توان نام برد.

مراکش (مغرب) (3)

کشور مراکش که حکومت مشورطه سلطنتی دارد با 458730 کیلومتر مربع وسعت در ساحل شرقی اقیانوس اطلس و ساحل جنوبی دریای مدیترانه، غرب الجزیره و در شمال غربی آفریقا قرار دارد. نزدیکترین کشور آفریقائی به اروپای جنوبی، مراکش است و ارتباط آن با اروپا از طرزق جبل الطارق انجام می گیرد.

اراضی بیابانی آن در نواحی شرقی بوده و کوههای اطلس در شمال غربی آن قرار دارند. در سواحل شمالی آب و هوای مدیترانه ای و در ساحل غربی آب و هوای اقیانوسی حاکم است. ارتفاعات مرکزی موجب اعتدال آب و هوای این نقاط می شود.

مراکش 24824000 نفر سکنه دارد که 46% آن در نقاط شهری و بقیه در روستاها سکونت دارند. رشد جمعیت 8/2% و تراکم نسبی 1/54 نفر در کیلو متر مربع است. 65% مردم از نژاد سامی (عرب) ، 34% برابر و 1% بقیه از نژاد سفید اروپائی هستند. زبان اداری و بازرگانی مراکش فرانسوی است ولی قبایل، به زبان بربری سخن می گویند. 99% مردم مسلمان و سنی مذهبند.

مغرب (مراکش) در ادوار باستانی بخشی از امپراطوری کارتاژ بود که شمال آفریقا خلیج سرت در لیبی تا اقیانوس اطلس) حکومت می کرد. در سال 146 قبل از میلاد بدست رومیان افتاد که در آن زمان جزو موریتانی بود و حکومت اروپائیان تا رن هفتم میلادی (قرن اول هجری) بر آن ادامه یافت.

در اواخر قرن اول هجری، مسلمانان پس از درگیری با اروپائیان و بربرها این ناحیه را جزو قلمرو خود نمودند و دین اسلام و زبان عربی در آن رواج یافت.

در قرون 15 و 16 میلادی قوای اسپانیائی و پرتقالی بنادر مراکش را تصرف کردند. در قرن شانزدهم حکومت محلی شریفهای علوی مراکش، تابع دولت عثمانی شد ولی در قرن هفدهم اروپائیان بر آن دست یافتند.

از سال 1912م مغرب میان فرانسه و اسپانیان تقسیم شد و استعمار این سرزمین آغاز گردید. مردم مسلمان بخصوص قبائل در نقاط کوهستانی، قیامهایی را بر علیه متجاوزین ترتیب دادند که عبد الکریم ریفی رهبری آنها را به عهده داشت.

اسپانیائی ها در سال 1915م وی را زندانی نمودند ولی پس از 11 ماه آزاد شد. در پایان جنگ اول اسپانیا به سرکوبی شدید و کشتار مردم قبایل ریف پرداخت اما با ادامه قیام مردمان ریفی در سال 1921م در ناحیه ریف، نظام جمهوری به رهبری عبد الکریم ریفی برقرار شد و رفته رفته قلمرو جمهوری مذکور به 20000 کیلومتر مربع بالغ گردید. قوای فرانسه از اوائل سال 1924 م برای جلوگیری از گسترش انقلاب، به خاک ریف حمله کردند و سر انجام در سال 1926م جمهوری ریف را ساقط کردند. و عبد الکریم ریفی را به جزیره رئونیون در اقیانوس هند تبعید کردند، وی در بین راه گریخت و به مصر پناهنده شد. در سال 1938م از سوی شاه مراکش، عبد الکریم ریفی لقب قهرمان ملی گرفت، سرانجام مراکش در سال 1056م استقلال خود را بدست آورد و پس از استقلال حسن دوم، پادشاه مراکش شد. ( 4 )

ثروت اصلی آن فسفات است که از این لحاظ نسختین صادر کننده جهانی است. تنزل شدید قیمت فسفات کسری موازنه آن را به 13 میلیارد دلار در سال 1990 م رسانید. بهای آن که 68 دلار در سال 1975 میلادی بود به 30 دلار در سال 1989 میلادی رسید و بدهی آن را به 17 میلیارد دلار افزایش داد. خشکسالی ها این چالش اقتصادی را افزون کرد. جنگ با صحرا، نفرات ارتش را دو برابر نمود و 45% بودجه سرمایه گذاریها به هزینه نظامی اختصاص یافت. بحران مزبور منجر به آن شد که رژیم، سوبسیدها را قطع کرده و به کاهش دستمزدها بپردازد که در سال 1990 م با شورش شهر فارس مواجه شد. قریب به 30% سکنه مراکش زیر خط فقر قرار دارند ( 5 ) و نرخ رشد جمعیت که هر روز در حال افزایش است هزینه های بیشتری را برای ارائه خدمات بهداشتی - رفاهی و اجتماعی می طلبد. 67% مردم بیسوادند که بالاترین رقم در آفریقای شمالی است. تولید ناخالص ملی در سال 1988 م 83/17 میلیارد دلار بوده که 6/18% به کشاورزی، 31% به صنعت و 4/50% به خدمات اختصاصی داشته است. نرخ تورم در این کشور به 8% بالغ می گردد.

مراکش از 30 استان و دو ناحیه شهری تشکیل شده و مرکز حکومت آن بندر رباط است که در کنار اقیانوس اطلس می باشد. فاس و کازابلانکا از شهرهای مهم آن می باشد.

در کازابلانکا مسجدی است که ظرفیت 80000 نفر نمازگزار را دارد و یکی از وسیع ترین مساجد جهان اسلام است.

ب - آفریقای شرقی

آفریقای شرقی به لحاظ چهره طبیعی ناهموارتر از سایر نقاط این قاره است.

حرکات زمین ساختی و تکنونیکی، ( 6 ) شکاف ها، گسل ها و دره شکستگیهایی را موجب شده که برخی از آنها به پیدایش دره های عمیق و دریاچه ها و نیز بوجود آمدن آبشار در مسیر رودها منجر شده اند. از این لحاظ است که اغلب دریاچه های آفریقا در این بخش واقعند. دریاچه ویکتوریا در مرز بین کنیا، اوگاندا و تانزانیا و همچنین دریاچه های مالاوی و تانگانیکا ( 7 ) در آفریقای شرقی قرار دارند.

رودخانه نیل یکی از بزرگترین شریآنهای حیاتی جهان در آفریقای شرقی و شمال شرق یواقع است که منشا آن ارتفاعات اتیوپی (نیل آبی) و دریاچه ویکتوریا (نیل سفید) ( 8 ) می باشد و طول آن به 6400 کیلومتر بالغ می گردد.

رود زامبزی ( 9 ) به طول 2576 کیلومتر به اقیانوس هند می ریزد. قله کلیمانجارو (10 با 5895 متر بلندی، مرتفعترین ناحیه آفریقاست که آتش فشان خاموش می باشد. قله کنیا ( 21 ) با 5200 متر ارتفاع از سطح دریا در این بخش از آفریقا واقع است. با وجود عبور خط استوا، آب و هوای آن منطقه خشکتر از آب و هوای آفریقای غربی می باشد و قلل آن به سبب ارتفاع زیاد در برخی اوقات سال - با وجود عبور خط استوا - پوشیده از برفند. این منطقه بدلیل ارتباط فرهنگی - اقتصادی با آسیا و بخصوص مردمان هند و آسیای جنوب غربی، ترکیب جمعیتی نامتجانسی دارد و علاوه بر آفریقایی ها، مهاجرین هندی، عربی و ایرانی در آن زندگی می کنند و فرهنگ آن از سنن آسیائی تاثیر پذیرفته است.

از بررسیهای تاریخی و کاوشهای باستان شناسی بر می آید که آفریقای شرقی بازرگانی داشته است. با نشر اسلام، دریانوردان مسلمان، این آیین را به آفریقای شرقی بردند و شالوده های نوعی تمدن اسلامی را در این ناحیه پی افکندند. بعدها در قرن پانزدهم، پرتقالی ها بر این نقاط راه یافتند.

یکی از نژادهای آفریقای شرقی مردمان سواحیلی ( 12 ) است که از قرون گذشته با عربها و آسیائی ها در تماس بوده اند. فرهنگ آنان از اسلام تاثیر پذیرفته و زبان سواحیلی دارند که مهمترین زبان آفریقای شرقی است. شهرهای تاریخی و بندری کیلوا، مومباسا و باگامویورا این مردم بنا نهاده اند.

گروه دیگر نژاد این ناحیه، زنگیان هستند که در سواحل شرقی و زنگبار سکونت دارند. در قرون اولیه اسلامی تعداد زیادی از آنان به بین النهرین سفلی رفته تا در آجا به احیا نمودن اراضی شوره زار بپردازند. اینان چندین بار بر علیه عباسیان قیام کردند که مشهورترین آنها به سرکردگی صاحب الزنج روی داد. وی در سال 270ق به قتل رسید و شورشیان به شدت سرکوب شدند. ( 13 )

(1524-1469م) نخستین اروپائی بود که به ساحل شرقی آفریقا و مناطقی ( 14 ) که اکنون کنیا و موزامبیک نام دارد، رسید.

واحدهای سیاسی آفریقای شرقی عبارتند از اتیوپی، جیبوتی، سومالی، کنیا و تانزانیا که مجموعا بیش از 3400000 کیلومتر مربع وسعت و متجاوز از 97 میلیون نفر سکنه دارند.

پر وسعتترین و پرجمعیتترین آنها اتیوپی می باشد و جیبوتی کمترین وسعت و کمترین سکنه را دارد. قریب به 40 میلیون سکنه این کشورها مسلمان هستند و غیر از کنیا در بقیه نواحی، اکثریت با مسلمانان است.

اتیوپی

اتیوپی کشوری است کوهستانی که در منطقه استوایی آفریقا قرار دارد و وسعت آن به 1223000 کیلومتر مربع بالغ می گردد. مجمع الجزایر داهلاش ( 15 ) که در دریای سرخ واقع است به این کشور اختصاص دارد. اتیوپی در منطقه استراتژیک شاخ آفریقا ( 16 ) و در غرب دریای احمر و گلوگاه سوق الجیشی باب المندب بین سومالی و سودان قرار گرفته است. نواحی کوهستانی آن آب و هوای معتدل و نواحی پست و جلگه ای، آب و هوای گرم و مرطوب استوایی دارد. دریاچه های مارگریتا (درجنوب) و رودلف در جنوب غربی آن هستند.

اتیوپی 49620000 نفر سکنه دراد که صرفا 11% در نقاط شهری سکونت دارند. رشد سالانه جمعیت 9/2% و تراکم نسبی آن بیش از 40 نفر در کیلومتر مربع می باشد. 90 فرقه و گروه نژادی با گرایشهای فرهنگی و مذاهب گوناگون در ای کشور زندگی می کنند که مهمترین آنها گالا، امهر و تیگره هستند، این اقوام 15 زبان دارند. زبا رسمی امهری است ولی زبان عربی و انگلیسی هم رواج دارد بیش از نیمی از سکنه اتیوپی مسلمان هستند ولی رژیم حاکم بر آن سعی دارد تعداد آنها را کمتر از میزان واقعی قلمداد نماید. بزرگترین اقلیت، مسیحی ها هستند که در امور اداری سیاسی و نظامی نفوذ قوی داشته و نظام حکومتی را اداره می کنند.

اتیوپی زمانی از ممالک قدرتمند دنیا بود؛ یونانیان آن را اتیوپی نامیده و مسلمانان، حبشه را برایش برگزیدند. تاریخ استقلال آن از زمان تاسیس امپراطور توسط منلیک فرزند سلیمان می شود.

در سال 1896م، اتیوپی موفق شد ایتالیائی ها را شکست دهد. در سال 1930م پس از درگیریهایی، هایلاسلاسی روی کار آمد و اولیت قانون اساسی را تدوین نمود. در سال 1935م ایتالیا مجددا این کشور را اشغال کرد اما با شکست در جنگ جهانی دوم در سال 1941م اتیوپی و سایر کشورهای آفریقای شرقی را تخلیه نمود. در سال 1952م طبق یک تقسیم مغرضانه، قرار شد اریتره به عنوان سرزمین خودمختار به اتیوپی ضمیمه شود و در همین زمان بود که هایلاسلاسی آن را به تصرف خود درآورد. مسلمانان در زمان هایلاسلاسی در شرایط سخت مرارت باری می زیستند که یادآور دوران قرون وسطایی بود.

در سال 1975م با مرگ این دیکتاتور، هرج و مرجی در کشور ایجاد شد و سرانجام دو سال بعد پس از کودتای نظامی توسط افسران مارکسیست ژنرال منگستیوهایله ماریام قدرت را در دست گرفت و با کشورهای کمونیستی و سوسیالیستی رابطه ایجاد کرد. در این دوران نیز مسلمانان تحت فشار چپ گرایان بودند. این رژیم از یک سو درگیر جنگ داخلی با جبهه آزادی بخش اریتره و جبهه آزادی بخش خلق تیگره قرار گرفت. از طرف دیگر در سال 1978م طی جنگی 8 ماهه سومالی حاکمیت خود را بر ناحیه غربی سومالی که اوگادن نام دارد تثبیت نمود. البته این جنگ به دستور هایلاسلاسی شروع شده بود و جانشین کمونیست وی، آن را ادامه داد. این جنگ موجب آواره شدن 2 میلیون نفر گردید. که به عنوان پناهنده به سومالی سرازیر شدند. بعد از جنگ نیز اتیوپی سیاست قوم کشی سومالی زبانان اوگادن را ادامه داد. چون قوای اتیوپی و طرفداران کوبایی از شکست جبهه آزادی بخش سومالی غربی (اوگادن) عاجز شدند، تصمیم گرفتند از طریق بمباران، کشتار افراد غیر نظامی، تخریب روستاها، تجاوز به زنان، مسموم نمودن منابع آب و نابودی دامها آن را از سکنه 5 میلیونی خالی کنند. ( 17 ) این حرکت فاجعه دردناکی را برای کشور کوچک جیبوتی بوجود آورد زیرا حدود 30000 پناهنده مسلمان که از نژاد عفار ( 18 ) و اروموس ( 19 ) هستند برای فرار از اعمال سرکوبگرانه دولت اتیوپی به این کشور پناهنده شدند. این کشور نیز از تعرض همسایه بزرگ خود یعنی اتیوپی مصون نیست و عده ای از هواخواهان اتیوپی در حکومت آن نفوذ نموده اند. ( 20 )

ژنرال منگستیوهایله ماریام در 21 مه 1991م سقوط نمود و ملس زناوی به عنوان رئیس جمهور به جای وی، روی کار آمد وی که گرایش به اسرائیل دارد مسلمانان را در شرایط وخیمی قرار داده و به سرکوبی و کشتار و شکنجه آنان می پردازد. ( 21 )

اتیوپی از جمله کشورهای فقیر دنیاست. از 65% اراضی آن، 10% به زیر کشت می رود. محصولات زراعی آن گندم، جو، قهوه، پنبه، و سیب زمینی است و به لحاظ دامپروری نیز اهمیت دارد اما صنعت در آن توسعه نیافته و منحصر به صنایع نساجی و سیمان می باشد. منابع معدنی آن طلا، طلای سفید، منگنز و نیکل است.

اتیوپی بدلیل خشک سالی و قحطی، اقتصاد عقب افتاده ای داشته و بدهی زیادی دارد. مشکل نیم میلیون سرباز آزاد شده از خدمت، مهاجرت شدید روستائیان بدلیل خشکسالی، جنگهای ق. می و قبیله ا، مشکل مربوط به سرمایه گذاری و سیستم پولی، توقیف برخی صنایع بدلیل کمبود وسایل یدکی و مواد اولیه، از دست دادن بندر عصب و اختیار گرفتن آن توسط دولت موقت اریتره از جمله نابسامانی های اتیوپی است. در سال 1985م بر اثر خشکسالی، 200000 نفر در اتیوپی هلاک شدند و هم اکنون 8 میلیون نفر در این کشور با خطر گرسنگی مواجه اند. ( 22 )

می باشد و از 14 استان تشکیل شده که زیر نظر ( 23 ) حکومت مرکزی اداره می شود.

سرزمین مسلمان نشین اریتره

اریتره با 117600 کیلومتر مربع وسعت در شمال اتیوپی و درغرب دریای سرخ قرار دارد با سودان در شمال و غرب، مرز مشترک دارد. سواحل اریتره در منابع اسلامی ایالت باضع یا سرزمین طراز اسلامی خوانده می شد. اروپاییانی که برای اولین بار در آغاز قرن شانزدهم به سرزمین اریتره پا نهاده اند می گویند اریتره کشور مستقلی بود که شخصی بنام بهاری ینجاسی (امیر دریا) آن را اداره می کرد و مدام در حال جنگ با همسایه اش اتیوپی بود. یک نقشه پرتقالی که تاریخ آن به 1600 میلادی باز می گردد، اریتره را با مرز فعلی اش نشان می دهد. جی بروس کاشف اسکاتلندی در سال 1770م گفته است که خط مرزی میان مدار بحری و اتیوپی با رودخانه پلیسا مشخص می شود؛ این رودخانه هم اکنون در امتداد مرز فعلی اریتره واقع است.

اریتره تا سال 1527م مستقل بود و بر اساس یک امپراطوری اداره می شد. اولین کشور استعماری که به آن آمد پرتقال بود که در سال 1520م بندر مساوه را به تصرف خود درآورد که تا سال 1557م آن را تصرف داشت پس از آن دولت عثمانی 3 قرن بر آن حکومت نمود که در این مدت آئین اسلام در میان اقوام اریتره گسترش یافت. در سال 1870م اریتره توسط مصر فتح شد. در سال 1885م ایتالیا ساحل اریتره را به تصرف خود درآورد و تا پایان جنگ دوم که شکست خورد به استعمار و غارت آن پرداخت. مصر نیز طبق یک موافقتنامه فرمایشی اریتره را به ایتالیا واگذار نمود. اریتره ای ها با کمال شجاعت به دفاع از استقلال خود برخاستند و طی نبردهایی، تلفات شدید متوجه مهاجمین ایتالیائی نمودند و سرانجام قیام آنان با امضای قرارداد مودت و همکاری میان ایتالیا و امپراطور منلیگ امپراطور وقت اتیوپی فروکش نمود اما استعمار این سرزمین توسط ایتالیاادامهیافت در سال 1941م قوایمتفقین وارد خاک اریتره شده و چون نتوانستند درمورد تصاحب آن به توافق برسند لاجرم موضوع آن را به سازمان ملل ارجاع دادند. این سازمان هم طی قطعنامه 390 بدون در نظر گرفتن تمایلات مردم اریتره و برخلاف خواست مشروع ملت، مجوز الحاق این سرزمین را به اتیوپی صارد کرد ( 24 ) و هایلاسلاسی هم آن را به تصرف درآورد. اریتره به منظور 1200 کیلومتر مرز مشترک با دریای سرخ و داشتن دو بندر حیاتی مساوه ( 25 ) و عصب ( 26 ) و ذخائر و منابع معدنی فراوان برای اتیوپی اهمیت زیادی دارد و لذا هایلاسلاسی گفته بود:

«ما خواهان سرزمین اریتره هستیم نه مردم آن و در 15 نوامبر 1962م رادیو آدیس آببا اعلام کرد که:

«اریتره از این پس به عنوان استان چهاردهم امپراطوری اتیوپی به شمار خواهد آمد»

پس از مبارزه مسلحانه مردم مسلمان اریتره برای آزادی سرزمین خود از یوغ اتیوپی آغاز شد البته جبهه آزادی بخش اریتره ( E. L. f) ( 27 ) در دسامبر 1960م تشکیل شده بود.

در سال 1974م گرچه هایلاسلاسی سقوط کرد و هایله ماریام طرفدار شوروی روی کار آمد اما سلطه اتیوپی بر اریتره نه تنها ادامه یافت بلکه رژیم جدید بر حملات خود علیه مبارزین مسلمان شدت بخشید و هایله ماریا اعلام کرد:

«همان طور که برای نابودی ماهی های دریا باید تمام آب دریا را تخلیه کرد برای از بین بردن انقلاب اریتره باید قسمت اعظم این ملت را از بین ببریم

و پس از آن 1500 روستا را به آتش کشیده و بیش از 80000 غیر نظامی را به قتل رسایندند و 300 هزار گاو و شتر را از بین بردند. این تهاجم وحشیانه موجب متواری شدن عده ای از ساکنان اریتره شد که حدود یک میلیون نفر آواره اتیوپی و بقیه راهی سودان شدند. ( 28 ) با این وجود، مبارزین در سالهای 1975م تا 1977 موفق شدند تمام شهرهای اریتره بجز بنادر عصب، مساوه و شهر اسمره را آزاد کنند اما در سال 1978م نیروهای نظامی اتیوپی با حمله از سه محور نقاط مزبور را به تصرف درآوردند و مبارزین ناگزیر به روستاها عقب نشینی کردند. ( 29 ) در سالهای اخیر ارتش آزادی بخش اریتره به همت مسلمانان موفق شد بندر استراتژیک مساوه (واقع در کنار دریای سرخ) را تصرف نموده و با قطع جاده های تدارکاتی - نظامی، نیروهای دولتی اتیوپی ناچار به عقب نشینی شدند. اریتره بخاطر بمبارانهای شدید بیمارستآنها، اردوگاههای آوارگان و تدارکات پشت جبهه را در خاک را در خاک سودان قرار داد و حتی امکانات خود را از راه خشکی از طریق سودان دریافت می نمود که با توافق جعفر نمیری رئیس وقت سودان با ماریام این کمک ها قطع گردید. ( 30 )

اریتره 5 میلیون نفر سکنه دارد که 80% آن مسلمان، 15% مسیحی و 5% بت پرست هستند. مسلمین به زبان عربی تکلم می کنند. بت پرستان زبان محلی دارند و بین مسیحیان زبان تیگره رواج دارد مسلمانان غالبا در دشتهای شرقی و غربی سکونت داردند ولی مسیحیان در نقاط مرتفع و فلاتها زندگی می کنند. 78% مردم اریتره در روستاها هستند که به کشاورزی مشغولند. بقیه در شهرها می باشند. اساس فعالیتهای اقتصادی اریتره بر کشاورزی و دامداری استوار است. کشاورزی غنی داشته موز و سایر میوه های فصلی و انواع سبزی از محصولات زراعی آن می باشد. ثروت دامی اریتره که شامل گاو و گوسفند و شتر است، به ده میلیون راس بالغ می گردد.

مهمترین منابع معدنی آن عبارتند است از: طلا، نیکل، آهن، مس، منگنز، کبالت، نقره، آلومینیوم، پتاسیم، و نفت. در سال 1973م هایلاسلاسی امتیاز بهره برداری از معادن اریتره را به 18 کمپانی بزرگ خارجی داده بود که مسلمانان با مبارزه ای مستمر اجازه غارت منابع سرزمین خود را به آنان ندادند. تنها پالایشگاه آن در بندرعصب استقرار یافته. و کارخانه های کمپوت سازی و تولید سیمان در سایر شهرها بویژه اسمره (مرکز آن) می باشد. ( 31 )

پی نوشتها

1- مغرب بزرگ پل بالتا ص 57 و 58.

2- اوپک و اثرات تخریبی و تطبیق قیمت نفت - دکتر امیر باقر مدنی ص 105 و 113.

3- ناحیه مغرب شامل جزیره بزگی است که مسلمانان آن را در قدیم مغرب الاقصی می نامیدند و به سه کشور مراکش، الجزایر و تونس تقسیم می شد بعضی هم شمال آفریقا را مغرب می گویند، هم اکنون مراکش به مغرب هم موسوم است.

4- گیتاشناسی کشورها - محمود محجوب - فرامرز یاوری - تهران گیتاشناسی 1362، صفحات 320 و 321.

5- فاصله بین دستمزدها در این کشور بسیار بالاست و کمترین دستمزد آن 391 درهم است که پائین ترین سطح درآمد در جهان است و بالاترین درآمد برای یک مدیر کل در این کشور 30000 درهم می باشد.

6- tectonic

7- tanganyka

8- white Nile

9- Zambezi

10- kilimanjaro

11- kenya

12- swahili

13- دائرة المعارف فارسی دکتر غلامحسین مصاحب ذیل زنگی.

Vascodagama 14-

15- Dahlach

16- شاخ آفریقا قسمتی از آفریقای شرقی است که شامل کشورهای اتیوپی، سومالی و جیبوتی می شود. این ناحیه به صورت یک برآمدگی است که بخشی از شرق آفریقا را همچون شبه جزیره داخل خلیج عدن و اقیانوس هند گردانیده است و اهمیت استراتژیک ان بقدری است که سه دولت ایتالیا، فرانسه و بریتانیا برای تسلط به باب المندب، خلیج عدن، اقیانوس هند و شرق آفریقا با هم در رقابت بودند هم اکنون نیز این ناحیه از موقع مهمی برخوردار است.

17- اقلیت های مسلمان در جهان، مجموعه مقالات ترجمه ایرج کرمانی ص 234.

18- Afar

19- oromos

20- نگاهی به اوضاع مسلمانان بنگلادش، اتیوپی و شوروی ترجمه حمید شیخی - مجله مشکوة ش 21 زمستان 1367.

21- کیهان ش 14232.

22- اتیوپی یک سال پس از سقوط هایله مازیام - کیهان 14520.

Adis Abeba 23-

24- سازمان ملل اتحاد فدرالی اریترهه با اتیوپی را تصویب کرده بود که هایلاسلاسی بطور یکجانبه آن را ندیده گرفت و سرزمین اریتره را یک ایالت اتیوپی خواند.

25- (مساوه یا مصوع) Massaouah

26- Assob

27- Eritrea

28- اقلیتهای مسلمان در جهان، ترجمه ایرج کرمانی ص 236.

29- جنبشهای آزادیبخش ص 159.

30- پسیام انقلاب ش 54، 29 اسفند 1360.

31- مردم اریتره در آوریل 1993م با 8/99% آراء تحت نظارت سازمان ملل متحد به استقلال سرزمین خود رای مثبت دادند و اتیوپی و چند کشور دیگر از جمله جمهوری اسلامی ایران استقلال آن را به رسمیت شناختند.


جمهوری سومالی

کشورسومالی بیشترین قسمت شاخ آفریقا را بخود اختصاص داده و با 637657 کیلومتر مربع در کناره غربی اقیانوس هند، جنوب خلیج عدن ر شرق اتیوپی قرار دارد. اهمیت سوق الجیشی سومالی موجب آن شد تا دول استعماری آن را به سه قسمت تقسیم کنند. وقعیت سیاسی آن به حدی است که می توان آن را پلی بین آفریقا و جنوب غربی آسیا دانست. هر قدرتی که بر سومالی مستولی گردد می تواند بر اتیوپی، کنیا، دریای سرخ و خلیج عدن دسترسی داشته باشد.

مسلمانان از طریق بندر زیلغ در کنار خلیج عدن وارد سومالی شده و اسلام را در قرن اول هجری در آن گسترش دادند. در قرن 14 میلادی یک دولت قدرتمند اسلامی در سومالی تشکیل شد که توانست بر قسمتی از اتیوپی حمله کند. در سال 1883م در بخش شمالیسومالی که اکنون کشور مستقل جیبوتی قرار دارد فرانسویان نیروی نظامی پیاده کردند این قلمرو به 22000 کیلومتر مربع بالغ می گردید. بقیه خاک سومالی که در حدود 638000 کیلو متر مربع بود در سال 1881م به چنگ انگلستان افتاد. ایتالیا هم در سال 1889م به سومالی لشگر کشید و در نتیجه سومالی بین متجاوزین مذکور تقسیم شد و در سال 1936م سومالی ایتالیا، اریتره و اتیوپی که مستعمره ایتالیا بودند مستعمره جدیدی بنام آفریقای شرقی را تشکیل دادند. در سال 1901م در سومالی انگلستان یک انقلاب اسلامی بوقوع پیوست که توسط شیخ محمد عبدالله حسن با هدف استقلال خواهی و بر ضد بریتانیا رهبری می شد و تا سال 1920م 4 حمله انگلیسی ها را دفع نمود. در سال 1948م دکتر عبدالرشید علی شرمارک باتفاق عبدالله عثمان جزب اتحادیه جوانان سومالی را تشکیل دادند که هدف آن استقلال سومالی بود. در سال 1960م سومالی متشکل از سومالی انگلیس و سومالی ایتالیا، استقلال خود را بدست آورد و اولین رئیس جمهوری آن عبدالله عثمان بود. در سال 1964م خشکسالی شدید توام باقحطی قدرت مرکز را متزلزل نمود و نخست وزیر وقت استعفا داد.

در اکتبر 1969م محمد زیادباره با یک کودتای نظامی زمام امور را بدست گرفت و پس از چندی اعلام کرد تنها حزب قانونی کشور «حزب انقلاب سوسیالیستی سومالی است وی در سال 1977م با اتیوپی بر سر مالکیت صحرای اوگادن (سومالی غربی) وارد جنگ شد و بدلیل عدم همکاری نظامیان شوروی و تقویت قوای اتیوپی توسط کارشناسان کوبائی، کست خورد و صحرای اوگادن را از دست داد. بعد از آن جهت سیاسی خود را تغییر داد و بندر استراتژیک بربرا را در اختیار امریکائیان گذاشت. ( 1 )

زیادباره شخصیت دوگانه ای بود و در ضمن آنکه خود را مسلمان متعصبی معرفی می کرد به سوسیالیزم روی آورد. زبان لاتین را برای محو فرهنگ اسلامی اشاعه داد. نهضت آزادی زنان را براه انداخت که مورد مخالفت شدید مسلمین قرار گرفت. در اگوست 1972م زیادباره گروهی بیکار و اوباش را بنام پیشتازان تشکیل داد که اینان وارد مساجد و اجتماعات شده و به سرکوبی مسلمین می پرداختند.

جوانان مسلمان را محاکمه می نمود و به اتهام ایجاد شایعه بر علیه رژیم برای آنان مجازاتهای شدید تعیین می کرد.

در دانشگاه نیز دانشجویان مسلمان به جرم فراخواندن همکلاسان خود برای نماز دستگیر می شدند. حتی علمای دینی و رهبران مذهبی به اتهام استفاده از دین برای اختلال در امنیت کشور اعدام می گردیدند. ( 2 )

سرانجام ژنرال محمد زیادباره پس از 6 ماه آشوب در کشور و دوماه درگیری مسلحانه با کنگره متحد سومالی در دوشنبه 8 بهمن 1369 (28 ژانویه 1991) موگادیشو را ترک و به نقطه نامعلومی فرار کرد. ( 3 ) و موگادیشو توسط کنگره متحد سومالی اشغال گردید.

علی مهدی محمد (رئیس جمهور موقت سومال) و ژنرال محمد فرح عیدید که برای سقوط دیکتاتور سومالی با هم متحد شدند هر دو عضو قبیله هاویه هستند که جبهه متحد کنگره سومالی نیروی اصلی خود را از این قبیله بدست آورد ولی هر کدام به شاخه فرعی این قبیله تعلق دارند که با شاخه دیگر در تضادند. درگیری بین این دو و طرفداران آن دو، سومالی را به صحنه جنگ خونین تبدیل کرده است که از عوارض آن گرسنگی بسیار شدیدی است که 30% سکنه سومالی را با خطر مرگ روبرو ساخته است.

حوزه قدرت رئیس جمهور موقت، شمال موگادیشو و اطراف آن است و جنوب آن را ژنرال محمد فرح در اختیار دارد بین این دو، منطقه بیطرف سبز قرار گرفته است. درگیری بین این دو طرفداران به حدی است که حرکت در سومالی بدون اسکورت ماموران مسلح خطرناک است هر دو گروه از یمن، مصر، کنیا و آفریقای جنوبی سلاح دریافت می کنند. گروههای مسلح به محموله های غذایی که از کشتیها وارد کامیونها می شود حمله و آن ها را غارت می کنند. لذا سازمان ملل هیئت غیر مسلحانه ای را برای پاسداری از مواد وارد موگادیشو نموده است. ( 4 ) اما اخیرا امریکا با تغییر رویه و بدست آوردن منافع و همچنین تحکیم قدرت خود، شورای امنیت سازمان ملل را وادار به تصویب قطعنامه ای نمود تا بر اساس آن قوای متحدین به سرپرستی امریکا در سومالی دخالت نظامی نموده و در ظاهر ازاین طریق، کمک به مردم سومالی را تضمین کرده و قربانیان گرسنگی را نجات دهند. ( 5 )

مردم آفریقای شرقی و بویژه سومالی از نسل حامیت بوده و 95% آنان از نژاد سومالیائی و بقیه بانتو و عرب هستند. حامیت ها ازاعقاب حام فرزند حضرت نوح عليه‌السلام می باشند. زبان آنان سواحیلی است که ریشه عربی دارد اما زبان بانتو هم به آن وارد شده است. از 6603000 سکنه آن 38% زندگی شهری دارند. تراکم نسبی جمعیت 4/10 نفر در کیلومتر مربع و رشد سالانه 8/2% و میانگین سنی 8/23 سال می باشد. 99% مردم، مسلمان هستند.

مرکز حکومت سومالی موگادیشو ( 6 ) و بربراهاوگیسا از شهرهای مهم آن است. مگادیشو از قرن دهم تا پانزدهم میلادی مهمترین شهر بود و مرکزیت مذهبی اسلامی داشت و اهالی بیش از شهرهای دیگر پیرو اسلام بودند.

اقتصاد سومالی بردامپروری استوار بوده و گوسفندان سرسیاه آن شهرت جهانی دارد که از پوست آن دستکشهای مرغوب تهیه می کنند. موز و غلات از محصولات کشاورزی آن است.

از ذخائر استراتژیک آن معادن اورانیوم بوده که توجه قدرتهای استکباری را بخود جلب کرده است. ( 7 ) آهن، زغال سنگ، نمک و نفت هم دارد. در صنعت پیشرفتی ندارد.

سومالی علاوه بر درگیری های داخلی که اخیرا با آن مواجه است با بحرآنهای دیگر روبروست. خشکسالی و قحطی سال 1977م مصیبت فراوانی برای مردمان آن فراهم نمود، امراض مسری همه جا گسترش یافته است. پناهندگان اوگادن، خود معضل بزرگی هستند. درگیری با اتیوپی و نزاع با کنیا نیز سومالی را آسیب پذیر نموده است. از این لحاظ حتی قبل از حالت فوق العاده اخیر برای تامین مواد غذایی و دارویی به کمک کشورهای غربی و عربی نیاز داشت.

جیبوتی

کشور کوچک جیبوتی با حدود 22000 کیلومتر مربع وسعت در شرق آفریقا و شمال شاخ آفریقا در کنار خلیج عدن و جنوب دریای سرخ قرار دارد و در ساحل غربی باب المندب واقع شده است. فرو رفتگی آب خلیج عدن در جیبوتی به آن موقع استراتژیکی ویژه ای بخشیده است. این کشور قبلا بخشی از قلمرو سومالی بود که در سال 1883م فرانسه آن را مستعمره خود نمود که به سومال فرنسه معروف بود و امروزه به آن جیبوتی یا سرزمین غفار و عیسی می گویند.

جیبوتی از دو بخش کوهستانی و فلاتی تشکیل شده و ارتفاعات شمالی آن مقداری باران درافت می کند. در نقاط دیگر آن هنگام وزش بادهای موسمی، بارندگی صورت می گیرد. آب و هوای گرم و سوزان دارد، 506000 نفر سکنه آن است که 78% آن زندگی شهری دارند. رشد سالانه جمعیت 3% و تراکم نسبی آن 8/21 نفر در کیلوکتر مربع است. 45% مردم از نژاد عیسی سومالیائی و 37% عفاری هستند. به اقوام عفار اناکیل می گویند که اغلب زندگی عشایری دارند. اقلیتی عرب و اروپائی هم در جیبوتی سکونت دارند. 90% مردم مسلمان و اغلب مذهب سنی دارند، فرانسه در هنگام استعمار این کشور پایتخت آن را از اوباک (ابوک) به جیبوتی منتقل نمود. در سال 1967م به عفار و عیسی موسوم بود و در سال 1977م پس از 115 یال، از سلطه فرانسه رهایی یافت و از این پس به جمهوری جیبوتی مشهور گشت. در جریان استقلال، سومالی حامی آن بود که اتیوپی تمایل داشت جیبوتی زیر سلطه استعمار باقی بماند. مرکز حکومت آن بندر جیبوتی است و شهر مهم آن تاجورا نام دارد. از 5 بخش ایجاد شده که زیر نظر دولت مرکزی اداره می شوند. با دول عربی و فرانسه روابط سیاسی و تجاری دارد و از تونس و عربستان کمکهایی را دریافت می کند.

موقعی که نظامیان کوبایی در حمایت از دولت اتیوپی بر ضد جبهه آزادی بخش سومالی غربی در منطقه اوگادن وارد جنگ شدند عده ای از مسلمانان عفار به جیبوتی گریختند (در سال 1977م) با مستقر شدن قوای کوبایی در نواحی مورد بحث و ایجاد فشار برای مسلمانان، بمباران روستاها و انهدام مراکز کشاورزی و دامداری، پناهندگان بیشتری به سوی جیبوتی سرازیر شدند. حکام جیبوتی برای عاده پناهندگان مسلمان به سرزمین اصلی، به اجبار و فشار متوسل شده و با تهدید سوزانیدن اردوگاهها، آنها را در تنگنا قرار می دهند اما پناهندگان، حاضر نیستند تا زمانی که شرایط و عواملی که موجب کوچ آنان شده، ادامه داشته باشد، به کشور خود بازگردند؛ با این وجود عده ای از آنان را از طریق سرکوب و نهدید باز می گردانند. رژیم اتیوپی هم برای دست یابی به کمکهای مالی اضافه از کمیته پهاهندگان سازمان ملل جهت اسکان دوباره پناهندگان، از این بازگردانی استقبال می کند. ( 8 ) قهوه، موز و غلات از فراورده های کشاورزی جیبوتی است. پرورش شتر، بز و گوسفند هم در این کشور رواج دارد. اما اساس اقتصاد آن به بندر جیبوتی و به راه آهنی که این کشور را به اتیوپی مرتبط می سازد، متکی است. 40% صادرات و 60% واردات اتیوپی از طریق بندر مذکور حمل می گردد.

تیرگی روابط جیبوتی و اتیوپی و مسدود شدن راه مزبور و سرازیر شدن آوراگان سومالیائی و عفاری به این سرزمین، اقتصاد آن را به سوی نابسامانی سوق می دهد. واحد پول جیبوتی فرانگ است که برابر صد سانتیم می باشد. با وجود استقلال، یک پایگاه نظامی فرانسوی با 8000 نیروی نظامی در این کشور وجود دارد.

کنیا

کشور کنیا در آفریقای شرقی و ناحیه استوایی آفریقا قرار داشته و با سومالی، اتیوپی، اوگاندا و تانزانیا مرز مشترک دارد، و اقیانوس هند در شرق آن واقع است.

کنیا از سال 1895م زیر سلطه انگلستان درآمد ولی با مبارزه میهن پرستان به رهبری جوموکنیاتا (شیر آفریقا) در سال 1963م به کسب استقلال نائل گردید. وسعت کنیا 582646 کیلومتر مربع بوده و 24335000 نفر سکنه دارد. در قرون هفتم و هشتم میلادی تجار ایرانی و عرب جهت تجارت عاج در سواحل کنیا مستقر شدند. با امتزاج مسلمانان و آفریقائی های بومی، تمدن سواحیلی تشکیل داده شد و اسلام در این نقطه گسترش یافت و تا سال 1806م اینقسمت از آفریقا بخشی از دولت اسلامی عمان به شمار می رفت. مومباسا بندر کنونی کنیا از مهمترین شهرهای مسلمین بود. در ساحل کنیا در تاریخ 1100 میلادی شهری بنام درگوی احیا شد. در حال حاضر 30% از سکنه کنیا مسلمان هستند و در استآنهای ساحلی و شمال شرقی در اکثریتند. این 3 استان 75% مساحت کنیا را تشکیل می دهد. در استآنهای دیگر نیز مسلمانان سکونت دارند. نژاد مسلمین عرب، سواحیلی، سومالیائی و تعدادی از قبایل بومی کنیا می باشد. اغلب مسلمانان سنی و پیرو مکتب شافعی اند ولی مسلمانان سودانی الاصل - واقع درنایروبی مرکز کنیا - تابع فقه مالکی هستند و مهاجرین آسیائی حنفی مذهبند.

در دهه 1960م جمعیت سومالیایی ساکن در شمال شرقی کنیا طی شورشی خواستار الحاق به سومالی شدند که به سختی درهم کوبیده شدند. ( 9 ) در نوامبر 1980م نیروهای امنیتی کنیا، جنایاتی را علیه این مردم مرتکب گردیدند. تجاوز به زنان، بکارگیری نیزه در مورد دختران باکره، کشتن مردم، آتش زدن منازل، بازداشت هزاران نفر، حمله به قبایل و مصادره دامهای آنها و منع وسایل نقلیه از سوار نمودن مسلمانان سومالیائی، از جمله این حرکات منفی بود. در فوریه 1984م ساکنان یک شهرک که مسلمان بودند مورد حمله قرار گرفته و صدها تن کشته شدند. عده ای را به آتش کشیدند و گروهی به اجبار لخت و عریان در آفتاب گرم می نشستند. فرماندار منطقه نیسون کاریا مردم مسلمان را تهدید نمود که آنان را که از نژاد سومالی هستند از بین خواهند برد. از سال 1983م دولت کنیا در نواحی شمال شرقی کمربند امنیتی برقرار کرده و سکنه یک میلیون نفری مسلمان آن به علت سرکوب شدید در حالتی از ترس و وحشت به سر می بردند. یکی از مقامات مهم امنیتی گفته بود:

«یک سومالیائی خوب یک سومالیائی مرده است. » (10

چون مسلمانان در تنگناهای اقتصادی قرار دارند مبلغان مسیحی به میان آنان رفته و از طریق کمک به افراد فقیر و سعی در پرورش کودکان یتیم به تبلیغ آئین مسیحیت می پردازند. در سال 1982م یک وزیر، دو معاون وزیر، مسلمانان و 23 نماینده مجلس کنیا فعالیت دارند و بنیاد اسلامی به انتشار کتب اسلامی و تفسیر قرآن کریم به زبان سواحیلی پرداخته است. ( 11 )

تانزانیا

جمهوری متحده تانزانیا با 945037 کیلومتر مربع وسعت در آفریقای شرقی و در مجاورت اقیانوس هند و مابین کشورهای: کنیا، اوگاندا، روندا، زئیر، مالاوی و موزامبیک قرار دارد.

بخش اعظم آن سرزمین وسیع تانگانیکا و بقیه آن را سه جزیره زنگبار مافیا و پمبا ( 12 ) تشکیل می دهد که غالبا از کوهستآنها و نواحی ارتفاعی که منشاء آتشفشانی دارند بوجود آمده اند. بلندترین قله آفریقا یعنی کلیمانجارو در تانزانیا واقع شده است همچنین قله نگرونگرو ( 13 ) با بیش از 20 کیلومتر عرض که بزرگترین دهانه آتشفشانی دنیاست در این سرزمین قرار دارد. دریاچه های آن عبارتند از ویکتوریا در شمال، تانگانیکا در غرب، مالاوی در جنوب. آب و هوای مرطوب و پرباران دارد.

منطقه رنگبار از قرون قبل مورد توجه بازرگانان و دریانوردان بوده و تجارت برده و عاج در آن رواج داشته است. دین اسلام به وسیله بازرگانان ایرانی و عرب بدین ناحیه آورده شد. از اوایل دوره های اسلامی، سلسله های عرب و فارس بر این جزایر حکومت می کردند. از قرن دهم (سوم هجری) تا پانزدهم میلادی امپراطوری رنگ روی کار آمد، خرابه قصرها، منازل، مساجد و ضرب سکه آثاری از این تمدن را نشان می دهد. امرا و حکام محل باجگزار حکومت کیلوا بودند، این تمدن تحت تاثیر تمدن ایرانی قرار داشت. خانواده حکومتی کیلوا آفریقائی نبودند و در قرن سیزدهم مهاجرین شیرازی این حکومت را اداره می کردند و مسجد باشکوهی در جنوب شرقی تانزانیا از آنان به یادگار مانده است. ( 14 ) اولیت فردی که در کیلوا قدرت یافت علی بن الحسن نام داشت که مرکز بازرگانی کوچکی را تبدیل به جزیره مقتدر و مستحکمی کرد و تا منطقه پمبا را زیر نفوذ داشت. وی تجارت طلا را کنترل می نمود و بنام خویش سکه زد، کیلوا مرکز اسلامی محسوب می شد و تمام اهالی آن مسلمان بودند، در زنگبار پس از سقوط کیلوا، سکه ضرب گردید و این ناحیه و برخی نقاط دیگر به تصرف سلطان مسقط درآمد و تا سال 1965م حیات مستقلی داشت.

در سال 1503م پرتقالی ها زنگبار را مستعمره خود نمودند ولی در سال 1698م بدنبال شکست فاحشی که از مسلمانان خوردند، زنگبار به دست فاتحین مسلمان افتاد. این جزیره تا سال 1963م تحت الحمایه انگلیس بود و در این سال مستقل گردید. ناحیه تانگانیکا تا قبل از قرن شانزدهم میلادی تحت حکومت رنگبار بود که در اوایل قرن نوزدهم تحت عنوان آفریقای شرقی، آلمان آن را مستعمره خود نمود. با شکست آلمان در جنگ اول و تجزیه مستعمرات آن، تانگانیکا مستعمره انگلستان شد ولی در سال 1961م استقلال خود را بدست آورد. در سال 1964م برحسب قراردادی که بین عبید کرومه نخستین رئیس جمهور زنگبار و ژولیوس نیه رره اولین رئیس جمهور تانگانیکا بسته شد زنگبار و تانگانیکا تشکیل جمهوری متحده تانزانیا را دادند. تانزانیا با چین و شوروی روابط سیاسی - تجاری دارد و مرکز حکومت آن دارالسلام می باشد. شهر دارالسلام شلوغ و پرجمعیت بوده و سطح زندگی در آن پایین است. تعداد بسیار کمی وسیله نقلیه دارند. به علت فقر زیاد عده ای در خیابآنها و پیاده روها می خوابند. در یکی از نقاط محروم دارالسلام و در بخش ایکویویری - در 175 کیلومتری جنوب دارالسلام - جهاد سازدنگی ایران با دایر نمودن شعبه ای از سال 1362ش مشغول طرحهای تحقیقاتی از قبیل به زراعی و توسعه آبیاری و دامپروری صنعتی می باشد. ( 15 ) در دارالسلام 150 مسجد وجود دارد که اکثرا متعلق به مسلمانان شافعی مذهب می باشد. شیعیان هندی، پاکستانی، سری لانکایی و تانزانیائی نیز مسجد باشکوهی در مرکز تانزانیا دارند.

در سال 1990م تانزانیا 25085000 نفر سکنه داشته که درصد شهرنشینی 20% و رشد سالانه 2/3% و تراکم نسبی آن 5/26 نفر در کیلومتر مربع بوده است. امید به زندگی برای مردان 49 سال و برای زنان 54 سال می باشد. اکثریت نژادیبا سیاهان است ولی مهاجرین ایرانی، هندی و اروپائی هم در این کشور زندگی می کنند. زبا رسمی سواحیلی است که یادآور تمدن سواحیلی می باشد. این تمدن را مردم مستقر در سواحل شرقی آفریقا بوجود آورده و حکومتهایی از قرن دهم تا پانزدهم میلادی پدید آوردند. این جامعه از لامور در کنیا تا موزامبیک با زبان بانتو ( 16 ) و فرهنگ اسلامی آمیخته بود و بخش عمده آن فرهنگ اسلام بود. افرادی از نسل شیرازی ها در این تمدن نقش مهمی را بر عهده داشتند. در قرن شانزدهم پرتقالی ها این تمدن را از بین بردند. طبق تحقیقات ادوارد براون ( 17 ) آثار تمدن درخشان اسلامی درمنطقه ایهارانا ( 18 ) نزدیک شهر وهمار درساحل شرقی آفریقا دیده می شود. ( 19 ) غیر از زبان سواحیلی، زبا انگلیسی رایج بوده و خط رایج لاتین است. بیشاز 50% مردم تانزانیا مسلمان بوده و اقلیت های پیرو آئین مسیحیت و مذاحب ابتدائی می باشند.

تانزانیا مهمترین تولید کننده سیسال ( Sysal ) در دنیا است. محصولات مهم دیگر آن عبارتند از: کنف، قهوه، برنج. معدن مهم آن الماس است. صنایع غذایی، پوشاک، سیمان، مصنوعات دستی و چوب بری از مهمترین مراکز صنعتی این کشور به شمار می رود. واحد پول آن شلینگ تانزانیاست که برابر صد سنت می باشد.

به موجب اعلامیه آروشا که توسط نیه رره اعلام شد تمامی شرکتهای خصوصی و مراکز زراعی و مراتع بزرگ مالکان داخلی و خارجی تانزانیا ملی اعلام شد و بر این اساس به فعالیت های زراعی و دامی اولیت داده می شود و بیشترین تلاش اقتصادی کشور بر این بخش تمرکز یافته است.

ج - آفریقای غربی

آفریقای غربی

آفریقای غربی از نقطه نظر پستی و بلندی و چهره طبیعی متنوع است. ارتفاعات مهمی جز کوههای فوتاجالون گینه، ارتفاعات نیجریه و کامرون در این ناحیه دیده نمی شود. بخش شمالی آفریقا غربی تحت تاثیر صحرای کبیر آفریقا از آب و هوای گرم و خشک برخوردار بوده ولی در سواحل توام با وطوبت است.

دشتهای ساحلی اکثر مناطق آفریقای غربی از جنگلهای استوایی پوشانیده شده است و بدلیل عبور خط استوا و قرار گرفتن اقیانوس اطلس در غرب آن، آن و هوای این نقاط گرم و مرطوب استوایی می باشد. درخت موز و کائوچو در نقاط استوایی بوفور دیده می شود. با دور شدن ازمنطقه ساحلی از انبوه درختها کاسته شده تا جائی که دشتی علفزار در پیش روی ما قرار داده، این منطقه را ساوان ( 21 ) می گویند که چشمه ها و برکه هایی در آن یافت می شود. درختان چتری ساوان که اقاقیا نام دارند محل استراحت شیرها و سایر جانوران وحشی این منطقه است. آب و هوای آن گرم و خشک می باشد. کمبود آب، غنی نبودن خاک و عدم اطمینان از وقوع بارندگی آن اجازه نمی دهد. کشاورزان در ساوان از رونق برخوردار باشد و صرفا ارزن، ذرت و بادام زمینی در آن بدست می آید. گاهی خشکسالی های وسیع، این منطقه را در معرض قحطی و گرسنگی قرار می دهد و موجب تلفات انسانی و دامی می شود.

غرب آفریقا از مناطق مهم این قاره به شمار می رود و بستر دولتها و تمدنهای کهن می باشد. به موجب اسنادی که به زبان عربی نوشته شده و دولت غانا ( 22 ) در قرون سوم و چهارم میلادی دولتی متمرکز به شمار می رفته و یکی از قدیمی ترین دول غرب آفریقا بوده است. این دولت در بخش علیای رودهای نیجر و سنگال تشکیل گردید و مرکز آن کومبی ساله بود. اقتصاد آن بر کشاورزی و دامداری تکیه داشت و علاوه بر آن به استخراج طلا، نمک و تهیه فرزات می پرداختند. در کتب عربی و آثار سیاحان مسلمان وضع این دولت توصیف شده است. در نیمه دوم قرن یازدهم قبایل بربر صنهاجی وابسته به المرابطون پایتخت غنا را به تصرف خود درآؤردند. در اواخر قرن دهم دولت مالی بوجود آمد که با انحطاط دولت غانا استقلال پیدا کرد. در زمان پادشاهی «سوندیاتا» دوره نیرومندی دولت مالی آغاز شد. مرکز این حکومت در حدود گینه فعلی بود ولی مرکز تجارتی آن شهر سانکارائی در مالی کنونی بود. در زمان جانشینان وی قلمرو مالی از سواحل اقیانوس اطلس تا شهر گائو در نیجر کشیده شد. جنگ های داخلی و منازعه با همسایگان، دولت مالی را ضعیف نمود. در اواخر قرن پانزده و اوایل قرن شانزده، سونگائی ها قسمت شرق مالی را تصرف نمودند و با حمله سپاهیان مراکش در سال 1591م دولت مالی منقرض شد. دولت سونگائی در قرون وسطی در سودان غربی تشکیل شد. قدرت این دولت اسلامی در عهد پادشاهی محمد توره (1528 - 1493) باوج رسید و در قرون 15 و 16 میلادی دولت مزبور مهمترین دولت سودان غربی به شمار می رفت و اقلام عمده درآمدهای آن را تجار طلا، نمک، عاج و پارچه تشکیل می داد. در شهر تیمبوکتو و تانگوره و جنه مراکز علمی و دانشگاهی با محتوای اسلامی ایجاد شده بود که در تدریس علوم، پیشرفته بود. مسجد جامع تیمبوکتو از کهن ترین بناهای مذهبی آفریقا غربی به شمار می رود. مسجد جامع سونگو که در قرن چهاردهم میلادی تاسیس شده از جمله آثار معماری اسلامی این بخش از آفریقاست. در سال 1951م قوای مراکش، این دولت را شکست داده و شهرهای تیمبوکتو و دره رود نیجر را به آتش کشیدند. ( 23 )

و کولی ( 25 ) تحقیقاتی انجام داده اند که بر اساس آن مردم مناطق ساحلی غرب ( 24 ) آفریقا دارای فرهنگ و تمدنی پیشرفته بوده و جوامع آنها دارای تجربیات کشاورزی و قوانین اجتماعی قابل تحسین بوده اند. ( 26 ) بزیل دیویسن ( 27 ) مورخ و محقق انگلیسی به گسترش اسلام در تار و پود حیات اجتماعی - سیاسی و اقتصادی آفریقای غربی اعتراف نموده و می گوید:

«اسلام به عنوان مذهب بزرگ حکومت مترقی پدیدار می گردد. »

و اضافه می کند:

«از بطن این گرایش (روی آوردن به اسلام) شالوده متکب های استوار تعالیم اسلامی در تمبوکتو، نیانی، جن و مکآنهای دیگر به پیدایی می آید. مکتب هایی که از آن پس به مدت 300 سال رونق دارند و پژوهشگران مسلمان را از کشورهای بسیار و با گرایش های فکری بسیار به سوی خویش می خوانند. »

و اعتراف می کند که:

«... از دیدگاه تاریخی، تاثیر اسلام در آفریقای باختری، جدا از جنبه معنویش باید به سبب اهمیت بسیار در دو زمینه مورد ملاحظه قرار گیرد: در فن های بازرگانی و درفن های کومت شهر، دولت ها و امپراطوری هایی که نیرومند و مهم می گردند... اسلام می تواند مدعی به ارمغان آوردن بسیاری چیزها برای آفریقای غربی باشد. یک نقشه بازرگانی مربوط به دوره (1600 - 1300) ناحیه های بسیاری از قاره غربی، شمال یا جنوب بیابان را می نمایاند که مستقیم یا غیر مستقیم با نظام بازرگانی جهانی پیوند داشتند، ایننظام بدست کسانی پی ریزی شد که وحدت اساسی اسلام را... به رسمیت می شناختند. ( 28 ) »

مردم آفریقای غربی، اغلب سیاه پوستند که در گروههای قومی گوناگونی جای دارند، گروهی هم با دیگر قومها درآمیخته و نژاد مختلطی را بوجود آورده اند. نابترین نژاد سیاه در جنگلهای گینه به سر می برند.

از نظر ربان، متاسفانه بدلیل نفوذ استعمار زبان رسمی اغلب این کشورها، زبان بیگانه است به عنوان نمونه در بنین، توگو، ساحل عاج، سنگال، کامرون، کنگو، گینه، لیبریا، مالی و ولتای علیا زبان رسمی فرانسه است. در غنا، سیرالئون و گامبیا، انگلیسی زبان رسمی به شمار می رود و در گینه بیسائو زبان پرتقالی ولی در گینه اسپانیولی رواج دارد. وسعت مجموع 21 واحد سیاسی آفریقای غربی به حدود 6200000 کیلومتر مربع بالغ می گردد که 20% مساحت قاره آفریقا را شامل می شود. با وجود آنکه آفریقای غربی منطقه سرسبزی است و منابع و ذخائر فراوانی دارد ولی اغلب کشورهای آن کم جمعیت هستند و در این واحدها حدود 190 میلیون نفر سکونت دارند که در میان آنها کشور نیجریه یک استثناست زیرا بیش از نیمی از سکنه آفریقای غربی را به خود اختصاص داده و بیش از صد میلیون نفر سکنه دارد که از این لحاظ پرجمعیت ترین کشور آفریقائی و دهمین کشور پر سکنه جهان به حساب می آید.

پروسعت ترین کشور آفریقای غربی، مالی است که 1240000 کیلومتر مربع وسعت دارد.، کم جمعیت ترین و کم وسعتترین کشور آفریقای غربی سائوتومه و پرنسیب می باشد.

اسلام دین اکثریت کشورهای مالی، سنگال، کامرون، ساحل عاج، گینه، بورکینافاسو، سیرالئون، بنین، موریتانی، توگو، جمهوری عربی صحرا، گامیبا و گینه بیسائو می باشد و در بقیه کشورها پیروان مسیحیت و آنی میسم ( 29 ) در اکثریتند. در کنگو و لیبریا، مردم مذهب ابتدائی آنی میسم دارند.

علاوه بر محصولات کشاورزی، جنگل ها و فرآورده های چوبی سهم مهمی از درآمد این کشورها را تشکیل می دهد. ذخائر معدنی آفریقای غربی بسیار غنی است، منگنز در غنا و کبالت در کنگو بدست می آید. کشورهای این بخش از آفریقا بزرگترین تولید کنندگان اورانیون و رادیوم هستند. 60% طلا و الماس از این قسمت آفریقا بدست می آید. تنها در کشور نیجر نفت (هشتمین صادر کننده دنیا) بدست می آید.

در غرب آفریقا اتحادیه های اقتصادی و بازرگانی هم قابل مشاهده است از آن جمله می توان «اتحادیه گمرکی کشورهای غرب آفریقا» ( 30 ) (اودئائو) را نام برد که در سال 1966م تاسیس شده و اعضای آن عبارتند از بنین، ساحل عاج، مالی، موریتانی، نیجر بورکینافاسو و سنگال.

همچنین جامعه اقتصادی کشورهای غرب آفریقا (اکوواس) که در سال 1975م در لاگوس - مرکز نیجریه - تشکیل شد و هدف آن همکاری اقتصادی و ایجاد اتحادیه گمرکی بین کشورهای عضو است. اتحادیه پولی آفریقای باختری ( 31 ) برای یگانه سازی ارز میان این کشورها گشایش یافت. ( 32 )

پی نوشتها

1- مجله پیام انقلاب ش 54.

2- مجله پیام انقلاب ش 128 - 29 دیماه 1363.

3- سومالی و آینده نامعلوم، کیهان ش 14135 - 14 اسفند 1369.

4- سومالی قربانی کورطالبان قدرت، اطلاعات 19695 و ش 19686.

5- جمهوری اسلامی، شنبه 14 آذر 1371 ش 3915.

6- Mogadishu

7- بنا به نوشته روزنامه حریت چاپ ترکیه امریکا به بهانه استقرار صلح در سومالی، مشغول غارت ذخائر زمینی سومالی بویژه منابع نفت می باشد.

8- مجله مشکوة، ش 21 رمستان 1367 صفحات 122 و 123.

9- اکثریت قریب به اتفاق طی یک همه پرسی بین المللی در ساحل 1962 به نفع الحاق سرزمین به سومالی رای دادند اما نه تنها به خواسته آنان وقعی نهده نشد بلکه روز به روز اوضاع آنان بدتر شد.

10- اقلیت های مسلمان در جهان، ترجمه ایرج کرمانی ص 236 و 237.

11- اقلیتهای مسلمان در جهان امروز علی کتانی، ترجمه محمد حسین آریا ص 215 و 216.

12- pemba

13- Ngorongro

14- شخصی بنام الحسن بن سلیمان اول در 1270 میلادی این مسجد را بنا نهاد.

15- ره آورد سفر به کنیا و تانزانیا - عبدالرحیم رحیمی - روزنامه رسالت ش 1992.

16- Bantu

17- Advard Brown

18- iharana

19- تاریخ اسلام در آفریقای جنوبی، مهندس حسن بشیر.

20- سیسال برای الیاف کتانی مصرف می شود.

21- Savan

22- کشور غنا نام خود را از این دولت گرفته است.

23- آفریقا باید متحد شود - قوام نکرومه، ترجمه دکتر محمد توکل صفحات 31، 32 و 33.

24- Manix

25- Cowley

26- تاریخ اسلام در آفریقای جنوبی - مهندس حسن بشیر.

27- Basil davidson

28- تاریخ آفریقا، دیودسن ترجمه ریاحی و مولوی صفحات 248 تا 251.

29- Animisme

30- Udeao

31- Umoa

32- گیتاشناسی کشورها، صفحات 433 و 434.


جمهوری عربی صحرا

جمهوری عربی صحرا با 28 4000 کیلومتر مربع وسعت درغرب آفریقا و در ناحیه صحرایی و ساحل شرقی اقیانوس اطلس، بین کشورهای الجزایر، مراکش و موریتانی قرار دارد. این کشور از دو ناحیه معروف ساقیة الحمراء و وادی الذهب تشکیل شده است و آب و هوای آن گرم و خشک می باشد. طول سواحل آن به 1500 کیلومتر بالغ می گردد.

در آغاز قرن چهاردهم به آن بلاد شنگتی می گفتند، در سال 1884م استعمار اسپانیا در صحرا شکل علنی بخود گرفت و در سال 1958م اسن سرزمین از ایالت های ماوراء بحار اسپانیا محسوب شد. ( 1 ) در آغاز قرن بیستم به صحرای اسپانیا مشهور بود. بین سالهای 1975م و 1976م اسپانیا بنا به مصالحی، صحرا را تخلیه نمود ولی با واگذاری بخش هایی از آن به مراکش و موریتانی زهر خود را در این سرزمین فرو ریخت و آرامش را از مردمان صحرا سلب نمود و قسمت شمالی صحرا را مراکش تصاحب نمود که 75% وسعت آن را دربر می گیرد. این منطقه که ریودوارو نام دارد از لحاظ منابع معدنی بویژه فسفات بسیار غنی است. اما 25% بقیه که در اختیار موریتانی قرار گرفت به لحاظ ذخائر فقیر است. در سال 1979م موریتانی از بخش اشغالی خود منصرف و آن را مصالحه نمود، در سال 1975م اصطلاح نواکشوت در مقابل دیوان بین المللی عدالت برای صحرا برگزیده شد و در سال 1982م که صحرا به ضویت سازمان وحدت آفریقا درآمد آن را صحرای غربی نامیدند. مردم صحرا مبارزات دامنه داری را از زمان اشغال این کشور توسط مراکش آغاز نمودند که در بهار سال 1973م جهت تشکل این مبارزات «جبهه پولیساریو» ( 2 ) پدید آمد که نام صحرا را به جمهوری عربی صحرا تغییر داد. در 24 ژانویه 1976م کمیته آزادی بخش سازمان وحدت آفریقا این جبهه را به رسمیت شناخت. تا کنون بیش از 83 کشور این کشور را به رسمیت شناخته اند. ایران در سال 1980م آنرا به رسمیت شناخت هم اکنون جنگ بین مراکش و صحرا به خاطر حضور متجاوزین مراکشی در صحرا و تصاحب بخش مهم آن، ادامه دارد. در مورد جمعیت صحرا آمارها گوناگون است. جنگ و درگیری خونین، زندگی کوچ نشینی و سیاست مغرضانه مراکش اجازه نداده است که آمار دقیق مردم آن مشخص شود و سکنه آن را بین 190 هزار تا 750 هزار نفر ذکر نموده اند. گروه زیادی از مردم به خاطر شرایط خشن و فشارهای سیاسی، نامساعد بودن اوضاع اقتصادی و خشکسالی به سرزمین های دیگر مهاجرت نموده اند. ( 3 )

از نظر نژادی، ریشه قومی مردم صحرا به قبائل یمنی باز می گردد که اوائل قرن شانزدهم به مراکش مهاجرت نمودند ولی با رانده شدن از آن سرزمین، در صحرا سکنا یافتند. بعدها این قبائل برای اداره امور خود تشکیلات منظمی را ابداع نمودند. مردم سحرا به لهجه حسینیه زبان عربی تکلم می کنند که به عربی فصیح نزدیک است اما برای مکاتبات از عربی رسمی بهره می گیرند. به جهت سلطه فرانسه و اسپانیا زبآنهای فرانسوی و اسپانیائی هم درآن متداول است. صحرا از چند نظر اهمیت استراتژیکی دارد یکی به لحاظ اینکه نزدیکترین کشور آفریقائی به سواحل شرقی امریکاست. ذخائر عظیم فسفات، و نیز ارزش این کشور برای همسایگان قابل توجه است. موریتانی که کشور فقیری است صحرا برایش اهمیت اقتصادی دارد و الجزایر برای صدور سنگ آهن ایالتتیندوف می تواند از سواحل صحرا کمک بگیرد. ( 4 )

ذخائر معدنی صحرا عبارتند از: فسفات که غالب منابع آن در بوکرا واقع در شمال صحرا قرار گرفته است. ( 5 ) نفت و گاز که در بخش های شمالی وجود دارد. در اواخر دهه 1960 میلادی در اگراشای صحرا منابع پربار آهن کشف شد. استعمارگران اسپانیائی در هنگام سلطه بر صحرا به ذخائر عظیم مس و اورانیوم دست یافتند.

سواحل صحرا به لحاظ انواع و مقدار ماهی در جهان رتبه اول را داراست و این کشور در منطقه ریودوارو، در شمال صحرا از غنی ترین سفره های آب زیرزمینی بهره مندی از ذخائر عظیم یاد شده، اقتصادی توسعه نیافته دارند که جنگ با مرزهای این کشور بدلیل آنکه توسط استعمارگران مشخص شده، غیر واقعی بوده و برای کوچ نشینان و افرادی که زندگی عشایری دارند، مشکل آفرین می باشد.

دین رسمی مردم صحرا اسلام و زبان رسمی آن عربی است و مرکز حکومت آن شهر العیون ( 6 ) می باشد.

موریتانی

جمهوری اسلامی موریتانی با 1030700 کیلومتر مربع مساحت یکی از پروسعت ترین کشورهای آفریقای غربی به شمار می رود. این سرزمین همچون پلی رابط بین شمال و غرب آفریقا می باشد. متجاوز ار 50% خاک آن را شن زارهایی تشکیل می دهد که به صورت رشته های موازی از شمال به جنوب ادامه دارند. با وجود هموار و بیابانی بودن موریتانی، دو فلات معروف آن یعنی آرادار و تاگان تا 500 متر از سطح دریا ارتفاع دارند. خلیج کوچک «موریر» در منتهی الیه شمال غربی این کشور قرار دارد. مرز بین سنگال و موریتانی را رودخانه ای به نام سنگال تشکیل می دهد. بخش عظیمی از موریتانی را صحرا فرا گرفته و آب و هوای گرم و خشک و کم باران است. بدلیل برهنه بودن زمین و گرمای زیاد و صعود هوا، وزش بادهای خشن توام با شن و گرد و غبار از پدیده های منفی موریتانی می باشد. ( 7 )

موریتانی محل استقرار قبایل مور است که چهره سوخته رنگی داشته و از قدیم تمدن کوچ نشینی داشته اند. نژادهای آن شامل مورها، عرب ها و بربرها (بیدان ها) می باشند. سیاهپوست های موریتانی از گذشته به قدرت یافتن اعراب معترض بوده اند. استعمار فرانسه ساختار قبیله ای آن را متزلزل و قبایل جنگجو را ضعیف نمود. در زمان رومیان، موریتانی، سرزمین پهناوری بود که مراکش و الجزایر را هم دربر می گرفت. یورش بربرها موجب آن شد که سیاهان به نواحی جنوبی رانده شوند. در قرن شانزدهم میلادی طایفه مسلمان بنی حسن آن را فتح نمود. از قرن پانزدهم میلادی، پای استعمار پرتقال و پس از آن هلندیان و نیز انگلستان و فرانسه به این ناحیه مسلمان نشین، گشوده شد. در سال 1960م فرانسه به دنبال موج استقلال طلبی و آزادیخواهی مسلمانان، باین سرزمین استقلال داد.

مختار اولد داداده - که در سال 1924م در بوتیلمیت بدنیا آمد - در بازسازی این کشور و ساختن نوین آن پس از رهایی از استعمار، دخالت عمده ای دارد. وی موریتانی را به چهار راه اعراب و آفریقا تبدیل کرد و در طول 25 سال حکومت، نه ثروتی اندوخت و نه به کشوری وابسته گردید. ( 8 )

برای مقابله با شدائد طبیعی، مالی، موریتانی و سنگال در سال 1968م کشورهای ساحلی رودخانه سنگال را پایه ریزی نمودند که از اهداف مهم آن سدسازی بود. در سال 1974م موریتانی برای تقسیم صحرای غربی با مراکش متحد شده و در سال 1976م بخش جنوبی صحرا را اشغال نمود. اما در سال 1979م پس از قرارداد صلحی آن را به صحرا مصالحه کرد. در ژوئیه 1978م که نظامیان روی کار آمدند این کشور را از جنگ با صحرا نجات دادند. اما کشور از آن زمان در بی ثباتی و ناآرامی زیانبار همچنان فرورفته است.

مرکز حکومت آن نواکشوت می باشد و 8 ناحیه دارد که زیر نظر دولت مرکزی اداره می شود. زبان رسمی آن عربی با لهجه حسانی می باشد و 96% مردم پیرو آئین اسلام هستند و قانون اساسی این آئین را به عنوان دین اساسی پذیرفته و در 28 نوامبر 1958م نوع حکومت آن جمهوری اسلامی موریتانی اعلام شد. مسلمانان اغلب از نژاد سیاه و اقلیتی هم عرب و بربرند.

سومین کشور به لحاظ صید ماهی در جهان موریتانی است که از نوادهیبو در مصب سنگال و 800 کیلومتر ساحل به لطف جریآنهای مساعد اقیانوسی ماهی فراوان است. و این سواحل از پرماهی ترین نقاط جهان هستند ولی متاسفانه کشتی های اروپائی و ژاپنی به صید آنان مبادرت می ورزند. 75% مردم زندگی عشایری دارند. کشاورزی تابع نزولات جوی است. ارزن، ذرت، تنباکو، برنج و سبزی از محصولات مهم آن بوده و ذخائر معدنی آن آهن و مس است که اولین درآمد کشور از این ذخائر می باشد. از 2 میلیون نفر سکنه آن، 42% در نقاط شهری سکونت داشته و در سال 1958م 82% بیسواد بوده اند. از 910 میلیارد دلار تولید ناخالص آن در سال 1988م 6/37% به بخش کشاورزی 21% به صنعت و 3/41% به خدمات تعلق داشته است. طی سالهای 1980 تا 1988م نرخ تورم 6/8% بوده و در پایان سال 1988م این کشور 2076 میلیون دلار بدهی داشته است. ( 9 )

جمهوری مالی

کشور مالی با 1240192 کیلومتر مربع مساحت وسیعترین کشور غربی آفریقا می باشد. نصف النهار گرینویچ از نواحی شرقی و مدار راس سرطان از کناره شمالی آن می گذرد، کشوری است دور از دریا و با موریتانی، الجزایر، نیجر، بورکینافاسو، ساحل عاج، گینه و سنگال مرز مشترک دارد.

مالی را می توان به دو بخش فلاتی و بیابانی تقسیم نمود در فلات جنوب و جنوبی غربی این کشور رودخانه های نیجر و سنگال و شعبات آن، بریدگی های ژرفی را پدید آورده اند. فلاتش شرقی شامل سرزمین های مرتفع کوچک و پراکنده است. بخش مرکزی مالی، جلگه ای اما نقاط شمالی آن حالت صحرایی و بیابانی دارد. آب و هوای آن گرم و خشک است.

در حدود 2000 سال قبل در کشور مالی تمدن درخشانی وجود داشته است. در قرو یازدهم میلادی اسلام به این کشور راه یافت و رشد سریع آن تا قرن هیجدهم بسیار چشمگیر بود. مبلغ و مروج اسلام در مالی شیخ عثمان نام داشت که در اوایل قرن مذکور به تبلیغ اسلام در میان اقوام فلاجی پرداخت و در کمتر مدتی شهر تومباتو به صورت مرز اسلامی آفریقای غربی درآمد و از این ناحیه، اسلام به بورکینافاسو (ولتای علیا) بنین و نیجریه انتشار داده شد. وی که مدرسی مسلمان با درجه ارشد بود و به عثمان دان فودیو مشهور بود رهبری جنبش بزرگ انقلابی فولانی را علیه حکمرانان هاسالند بر عهده گرفت. وی توانست بسیاری از قبایل هاسا را به سوی اسلام جذب کند و آنان را نسبت به ستم حکام وقت موعظه می نمود. وی آرزو داشت تا بنا به اصول و تعالیم اسلامی بر مردم حکومت شود که در نگرشهای او نه منافع مادی بود و نه قدرت طلبی فردی و تنها به تهذیب اخلاقی و بعد معنوی توجه داشت اما فرزندانش به سوی قومیت گرایی و سلطه گری قبایل فولانی بر مردمان هاسا، روی آوردند. ( 10 )

از اصلاح گران دیگر مالی فردی است بنام حاج عمر که قصد داشت در پهنه رود سنگال قیام کند اما در سال 1857م توسط فرانسویان بیرون رانده شد و پس از آن به سوی خاور روانه گشت و سگو و امپراتوری ماسینا را در 1862م فتح کرد و در سال 1863 موفق شد تمبوکتو را تسخیر نماید. در سال 1959م که مالی جزو نواحی مستعمره فرانسه بود با سنگال متحد و فدارسیون مالی را بوجود آورد و پس از مدتی از سنگال کناره گیری کرده و در سال 1960م استقلال خود را کسب نمود. مالی با غرب و بویژه با فرانسه رابطه سیاسی - تجاری دارد. در سال 1968م موسی ترائوره رژیم مودیبوکیتا را سرنگون و کمیته نظامی آزادی بخش ملی را برقرار کرد و در سال 1969 ریاست مملکت و دولت را عهده دار شد. وی در مدت 23 سال استبداد و دیکتاتوری، کشور مالی را در بحران سیاسی و اقتصادی و فرهنگی قرار داد و سرانجام در 26 مارس 1991م پس از شورشهای خیابانی، سرنگون و تحت محاکمه قرار گرفت. ( 11 ) در سال 1991م بعد از یک رفراندوم، قانون اساسی که توسط یک کنفرانس ملی تدوین شده بود به تصویب رسید که در این قانون به نظام چندحزبی پس از 30 سال قدرت تک حزبی اشاره شده بود. در جریان انتخابات پارلمانی 1991م حزب آدما 76 کرسی از 116 کرسی را بدست آورد و در 26 آوریل 1991 بعد از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری آلفا عمر کوناره، کاندیدای حزب آداما به پیروزی دست یافت.

ترکیبی از نژادهای سیاه آفریقائی سفید، سکنه مالی را تشکیل می دهد از 7980000 نفر جمعیت آن 90% مسلمان هستند. زندگی قبیله ای در این کشور رواج داشته و 50% از قبائل مانده ولی بقیه از طوایف فولانی، ولتایی و طوارق هستند. زبان رسمی این کشور فرانسه و خط آن لاتین بوده اما 60% مردم به زبان محلی بامبارا تکلم می نمایند.

کشاورزی در مالی به سه صورت دیده می شود الف: استفاده از آب رودخانه ها از طریق آب بندها یا وسایل موتوری ب: کشاورزی در اطراف دریاچه ها و مخازن آبی داخلی با استفاده از رطوبت خاک ج: کشاورزی آبی در کرتها و زمین های کوچک. دامداری و ماهیگیری نیز از اشتغالات عمده و منابع اصلی درآمد مالی است. ( 12 ) معادن استخراج نشده ای چون طلا، نیکل، منگنز و بوکسیت در این کشور دیده می شود. بزرگترین کارخانه سفال سازی آفریقای غربی در مالی وجود دارد.

واحد پول آن فرانک مالی ( fM ) است که برابر صد سانتیم می باشد.

جمهوری سنگال

کشور سنگال که در منتهی الیه آفریقای غربی قرار گرفته است 196720 کیلومتر مربع وسعت دارد. این سرزمین بین موریتانی، مالی، گینه و گینه بیسائو قرار گرفته است. کشور گامبیا چون زبانه ای در داخل آن قرار دارد. مرز غربی آن اقیانوس اطلس می باشد. سواحل عمیق، موقع جغرافیائی و دروازه غرب آفریقا به این کشور اهمیت ویژه ای بخشیده است. سنگال سرزمین کم ارتفاعی است که بخش اعظم آن را علفزارهای ساوان و استپ می پوشاند. 4 رود سنگال، سالوم گامبیا و کازامانس در سنگال جریان دارند که طویل ترین آنها سنگال می باشد که 1600 کیلومتر طول دارد. آب و هوا در سواحل و نواحی مرتفع معتدل ولی در استپ ها گرم و خشک است.

اسلام از طریق بازرگانان مالی به سنگال راه یافت و در سال 1040م نهضت دینی المرابطون در این ناحیه پایه گذاری شد از میان کشورهای انگلستان، هلند و فرانسه، فرانسه موفق شد سنگال را به تصاحب خود درآورد و پس از 300 سال سلطه استعماری درسال 1960م مردم این کشور به استقلال دست یافت اما با وجود استقلال ظاهری چندین فرانسوی با تابعیت مضاعف (هم تابع فرانسه بوده وهم تابع سنگال هستند در پستهای عالی چون وزیر و مشاور عالی مشغول کارند. شهرهای آن تحت تاثیر تمدن غرب بنا شده و بین شهر و روستا اختلاف زیادی مشاهده می شود و این خود دلیل مهاجرت روستائیان به شهرهاست. مرکز حکومت آن داکار است و به هفت استان تقسیم می شود و سیاست خارجی آن بر همزیستی و احترام متقابل با کشورهای جهان استوار بوده و از جنبش های مردمی حمایت می کند.

سنگال 7510000 نفر سکنه دارد گه 20% آن در مرکز حکومت یعنی داکار سکونت دارند، رشد جمعیت 9/2% و تراکم نسبی آن 2/38 نفر در کیلومتر مربع است. بیش از 50% مردم زیر 20 سال سن دارند، اکثریت از قوم ولوف هستند، ولی گروههای نژادی فولانی، سرر، توکولور و دیولا هم در سنگال زندگی می کنند زبان رسمی این کشور فرانسه و خط آن لاتین است اما لهجه های بومی ولوف و توکولور متداول می باشد. 95% مردم مسلمان، 2% مسیحی و 3% پیرو ادیان بومی و فرقه مریدیه که یک قرن قبل توسط شیخ احمد و بامبا پایه گذاری شده در غرب آفریقا و آفریقای مرکزی پیروان زیادی دارد و تنها در سنگال 5/1 میلیون نفر از آن پیروی می کنند. رهبران این فرقه که عقاید صوفیه و اهل طریقت دارند از قدرت عظیم اقتصادی سیاسی برخوردار بوده و می توانند برای حکومت مرکزی مشکل آفرین باشند. طبی شهر مقدس مریدی هاست، روحانیون و رهبران این فرقه در طوبی سکونت دارند عده ای از طرفداران این فرقه در مزارع وسیع بادام زمینی و با اعتقادات به ثواب اخروی به کشت و کار مشغولند که محصول آنان را فرانسویان از طریق رهبران فرقه می خرند. ( 13 )

فرقه تیجانیه که در اواخر قرن هیجدهم توسط ابوالعباس شیخ احمد تیجانی (اهل الجزایر) بوجود آمد، در دولت سنگال نفوذ دارد. قادریه نیز فرقه قدیمی دیگر هستند. گروه مذهبی دیگر در سنگال هستند که به آنان به زبان ولفی لای لای (ترجمه لا اله الا الله) می گویند، حدود 50000 شیعه در سنگال زندگی می کنند که شیخ عبدالنعیم آل زین رهبری آنان را عهده دار است.

70% مردم به کشاورزی مشغولند. اقتصاد آن تک محصولی است و بر پایه صادرات بادام زمینی استوار می باشد. در سالهای اخیر کوشش شده تا با گسترش ماهیگیری و افزایش تولیدات صنعتی و جهانگردی این کشور از حالت تک تولیدی خارج شود. سنگال هفتمین کشور تولید کننده فسفات در جهان به شمار می رود.

تولید ناخالص ملی در سال 1990م 1/5 میلیارد دلار و سرانه آن 700 دلار بوده است اساسا این کشور در مقایسه با همسایگان خود از وضع اقتصادی خوبی برخوردار است.

رابطه سنگال با ایران از سال 1362ش بدلیل عناد غرب با ایران و تحریک رهبران سنگال توسط فرانسه قطع شد ولی در سال 1367ش مجددا سنگال با ایران رابطه برقرار نمود.

گامبیا

گامبیا با 10689 کیلومتر مربع وسعت، از کوچکترین کشورهای آفریقائی به شمار می رود. گسترش آن در جهت طول جغرافیائی است و 320 کیلومتر طول دارد. گامبیا همچون باریکه ای در طول شرقی - غربی در داخل سنگال قرار دارد و از طریق باریکه ای در غرب با اقیانوس اطلس هم مرز است.

رود گامبیا که 1127 کیلومتر طول دارد با آبرفت هایی نواحی حاصلخیزی برای گامبیا بوجود آورده است. موقع استوایی و قرار گرفتن در مجاورت اقیانوس اطلس موجب گرم و مرطوب شدن آب و هوای گامبیا گردیده است. این سرزمین 848000 نفر سکنه دارد و گروههای نژادی آن عبارتند از ماندینگو (40%) فولا (13%) ولوف (12%) جولا (7%) بیراهوئی (7%) زبان مورد استفاده انگلیسی است که با خط لاتین نوشته می شود. 98% مردم پیرو آئین اسلام می باشند.

اولین بار گامبیا را فنیقی ها شناختند و در قرون پنجم و ششم میلادی بخش بزگی از گامبیا و سنگال جزو امپراطور غانا (غنا) به حساب می آمد. بعدها امپراطوری مزبور منقرض و بجای آن مملکت سونگای بوجود آمد که زمامداران آن به اسلام گرویدند و با تمام قوا به نشر اسلام پرداختند.

در سال 1455م پرتقالی ها به رهبری کاپیتان هنری به اشغال آن پرداخته و پس از آن در سال 1765م استعمار بریتانیا بر گامبیا مسلط شد. در سال 1963م گامبیا استقلال خود را بدست آورد. در سال 1981م کنفدراسیونی از سنگال و گامبیا بنام سنگامبی تشکیل شد و قرار شد رئیس جمهور سنگال به عنوان رئیس و رئیس جمهور گامبیا به عنوان نایب رییس آن انتخاب شوند ولی دو کشور حاکمیت خود را حفظ کنند.

مرکز حکومت آن بانجول است و از 6 بخش و یک پایتخت تشکیل شده است.

85% مردم از طریق کشاورزی و دامداری امرار معاش می نمایند و بادام زمینی 90% صادرات آن را تشکیل می دهد. متاسفانه 70% منابع مالی این کشور از طریق کمکهای خارجی بخصوص انگلستان و کشورهای عربی تامین می شود. واحد پول آن دالازی است که به صد بوتوت ( 14 ) تقسیم می شود. ( 15 )

گینه بیسائو

جمهوری گینه بیسائو که در غرب ترین نقطه آفریقا قرار دارد. با وسعتی برابر 36125 کیلومتر مربع وسعت در شمال باینگال و در جنوب و مشرق با گینه مرز مشترک دارد. کناره های ساحل غربی آن که مشرف به اقیانوس اطلس است بریده و بعضا حالت باتلاقی دارد و از چندین جزیره برخوردار می باشد. خلیج بیسائو هم در غرب آن واقع است. آب و هوا در سواحل و جزایر غربی، اقیانوسی ولی در سایر نقاط گرم و مرطوب می باشد. کاشو، مانسوآ، گبارکوروبال از رودهای این کشور می باشند.

گینه بیسائو در گذشته یکی از مراکز حمل برده بوده است. در سال 1446م گینه بیسائو بنام گینه پرتقال مستعمره پرتقال گردید. در بین سال های 1950 تا 1960م گروههای کوچک وطن پرست سازمان یافت و نهال مبارزات ضد استعماری با تاسیس حزب استقلال گینه بیسائو و جزایر دماغه سبز روئید. در سال 1974م با وساطت الجزایر، دولت پرتقال آن را به سمیت شناخت و با کسب استقلال، بسیاری از آوارگان باین سرزمین بازگشتند گرچه پایتخت این کشور مدینه دوبوئه نام دارد ولی مرکز حکومت آن بندر مهم بیسائو می باشد، گینه بیسائو به 8 منطقه تقسیم شده و از شهرهای مهم آن بوآلام و کاشو را می توان نام برد. جمعیت آن بر اساس آمار سال 1990م به 962000 نفر بالغ می گردد. تیره های اقوام فولا و ماندینگو گروههای مهم قومی آن هستند. زبان رسمی پرتقالی است ولی مردم به زبان بومی «کری ئولو» ( 16 ) و چند لهجه بومی تکلم می کنند. 70% مردم مسلمان هستند.

فقدان منابع معدنی و کمبود مواد خام و منازعات قبیله ای این کشور را با اقتصادی توسعه نیافته مواجه نموده است. 85% مردم به کشاورزی و دامداری مشغولند، برنج، خرما و بادام زمینی از محصولات آن می باشد، ماهیگیری در سواحل و جزایر غربی این کشور رواج دارد. صنایع آن غالبا غذایی و ساختمانی است. واجد پول گینه بیسائو، پزوست که به صد سنتاوس تقسیم می شود.

گینه کوناکری

جمهوری گینه با 245857 کیلومتر مربع وسعت در ساحل شرقی اقیانوس اطلس واقع است، نواحی مرکزی و شرقی آن از فلات فوتاجالون تشکیل شده و در شمال شرقی، جلگه گینه به سوی رودخانه نیجر سرازیر می گردد. در جنوب شرقی پوشش گیاهی انبوه استوایی مشاهده می شود. رودهای نیجر، گامبیا و سنگال از فلات فوتا جالون منشا می گیرند.

در سال 1694م دولت اسلامی فولانی در ناحیه فوتاجالون بوجود آمد. در سال 1849م گینه تحت الحمایه فرانسه گردید و با شروع دوران استعمار مبارزات اسلامی اوج گرفت که منجر به ایجاد حکومت های: حاج عمر درمالی، سامور در گینه و عثمان دان فودیو در نیجر گشت در سال 1958 میلادی پس از مبارزات طولانی مردم مسلمان گینه، این کشور استقلال خود را به رهبری احمد سکوتوره بدست آورد.

در سال 1984م با مرگ احمد سکوتوره - رئیس جمهور وقت گینه - کودتایی در گینه رخ داد که پس از آن کشور گینه به غرب روی آورد و اکنون با فرانسه، آمریکا و عربستان رابطه دارد. گینه به 27 منطقه تقسیم می شود و مرکز حکومت آن شهر کوناکری است.

کشورگینه 6790000 نفر سکنه دارد که 40% آن از قوم فولانی هستند که از قرون چهاردهم و پانزدهم باین سرزمین راه یافته اند. قوم مالینکه (ماندینگو) از مالی به این ناحیه آمده اند غیر از اینها 16 گروه نژادی دیگر در گینه سکونت دارند. 85% مردم مسلمان و بقیه پیرو مسیحیت و مذاهب ابتدائی هستند. مردم گینه به مسلمانان جهان علاقه وافری دارند و با پیروزی انقلاب اسلامی اعتقادات مذهبی آنان، شور و هیجان خاصی بخود گرفته و احکام اسلامی چون رعایت اجباری روزه منع کلی مشروقات الکلی و گوشت خوک، مجازات زانی در این کشور اجرا شد و در 34 منطقه شکور شوراهای اسلامی بوجود آمد. غیر از زبان فرانسه مردم به هفت زبان بومی (از شاخه سودانی) تکلم می کنند. 75% مردم گینه در بخش کشاورزی مشغول به کارند و محصولات مهم آن نخل روغنی، خرما، برنج، قهوه، آناناس، پنبه و بادام زمینی است. 35% بوکسیت جهان در گینه وجود دارد.

پی نوشتها

1- front-populaire pour-al-leberation Desayuiael Hamara Et Riodeoro (polisario )

3- جبهه پولیساریو - نوشته اریک فیشتلیوس ترجمه مجید نوحی، تهران، قلم.

4- جنبش آزادی بخش - حسین هدی - علیرضا بهشتی تهران 1361، صفحات 76 و 77.

5- معادن فسفات در زمینی به مساحت 250 کیلومتر مربع با 10 میلیارد تن بالغ می گردد.

Alaiun 6-

7- سه گزارش از آفریقا. مالی، موریتانی و غنا - دفتر ثبت شن و کویرزدایی بهمن 65 پلی کپی.

8- مغرب بزرگ پل بالتا، صفحات 137 و 138 و 139 و 140.

9- مغرب بزرگ پل بالتا، صفحات 137، 138، 139، 140.

10- تاریخ آفریقا، بزیل دیویدسن، ص 427.

11- خبرگزاری فرانس پرانس، به نقل از کیهان ش 14476.

12- سه گزارش از آفریقا: مالی، موریتانی، و غنا - تهران - دفتر تثبیت شن و کویرزدائی، پلی کپی.

13- آنسوی دروازه آفریقا - قسمت شانزهم - یونس شکرخواه - کیهان ش 14368.

14- butut

15- آشنائی با کشورهای آفریقای غربی و مرکزی، مهتاب تبریزی و شروین طهماسبی، ص 44.

16- crioulo


بورکینافاسو (ولتای علیا)

بورکینافاسو یک لفظ بومی است و به سرزمین جوانان مبارز می باشد اما نام دیگر این سرزمین یعنی ولتای علیا بخاطر رودی است که آن را به دو بخش شرقی وغربی تقسیم می کند. بورکینافاسو به صورت جمهوری اداره می شود و با 274122 کیلومتر مربع همچون مثلثی در غرب آفریقا بین مالی و نیجر قرار دارد.

بورکینافاسو در سال 1896م تحت الحمایه فرانسه گردید و در سال 1958م به خودمختاری و در سال 1960م به استقلال دست یافت. تا سال 1983م با کشورهای غربی بخصوص فرانسه ارتباط سیاسی داشت ولی با انجام کودتایی توسط افسران جوان، و متهم نمودن رژیم قبلی به وابستگی به غرب، شورایی بنام شورای ملی انقلاب برای اداره آن بوجود آمد.

مرکز حکومت آن شهر اوآگادوگو ( 1 ) و از شهرهای مهم آن بوبودیولاسو ( 2 ) می باشد این کشور از دولت تشکیل شده که زیر نظر دولت مرکزی اداره می شود. مردمان آن اغلب سیاهپوستتند. و مهمترین گروه نژادی آن که سازمان یافته اند به موسی و گورما ( 4 ) از دیگر طوایف نژادی آن می باشند. زبان رسمی فرانسوی است و خط متداول لاتین می باشد. ریشه زبآنهای بومی و محلی سودانی است، 60% مردم مسلمان هستند، اقلیت بزرگ آن آنیمیست ها هستند و دومین گروه مذهبی مسیحیان می باشند.

این سرزمین به لحاظ شرایط خاص جغرافیائی و خشکسالی های بین سالهای 1351 تا 1354ش و سلطه استعمار در دوران 64 سال مستعمره این کشور، از فقیرترین کشورهای جهان به شمار می رود. صادرات مهم آن بادام زمینی و محصولات دامی است. خط آهنی که آبیجان (مرکز ساحل عاج) را به نیجر وصل می کند و از این کشور می گذرد در اقتصاد و تجارت خارجی بورکینافاسو نقش به سزایی دارد. ( 5 ) واحد پولی آن فرانک جامعه پولی آفریقاست که خود به صد سانتیم تقسیم می شود.

جمهوری سیرالئون

سیرالئون در غرب آفریقا و در ساحل شرقی اطلس بین کشورهای گینه و لیبریا قرار دارد. مساحت آن به 71740 کیلومتر مربع بالغ می گردد. منطقه باریک ساحلی غربی سیرالئون از جلگه های پست شنی تشکیل یافته که کوههای کم ارتفاع پراکنده ای این ناحیه را از فلات داخلی جدا می کند. در فلات نسبتا مرتفع داخلی دره های متعدد نسبتا ژرفی مشاهده می شود. کوههای شرقی آن حداکثر 1948 متر ارتفاع دارند. آب و هوای آن استوایی و گرم و مرطوب است و متوسط دما به 21 درجه سانتی گراد می رسد.

در قرون گذشته بخش هایی از سیرالئون مرکز برده های آفریقائی آزاد شده بود. در سال 1460م کاشفان پرتقالی، سیرالئون را کشف نمودند و در سال 1896م سیرالئون تحت الحمایه بریتانیا قرار گرفت و در سال 1961م به استقلال دست یافت. فری تاوون مرکز حکومت آن در شبه جزیره ای در کنار اقیانوس اطلس واقع است این بندر از نقاط دیدنی و زیبای آفریقا می باشد. 4 استان دارد که هر کدام به 147 منطقه قبیله نشین تقسیم می شود. سیرالئون جزو کشورهای مشترک المنافع بریتانیاست و با شرق و غرب رابطه دارد.

مردم سیرالئون از نژاد سیاه بوده و 60% آن از تیره های تمنه و منده می باشند.

لمب کورون کو، دیالونکه و کی سی از دیگر قبایل آن هستند، افراد لبنانی، سوریه ای و اروپائی هم در این کشور سکونت دارند. زبان رسم?انگلیسی و خط رایج آن لاتین است ولی مردم، به زبآنهای کریو، کرئول و سودانی تکلم می نمایند. دین رسمی اسلام است و 70% سکنه 4 میلیونی آن مسلمان هستند.

روستانشینان که 68% سکنه را تشکیل می دهند به کشاورزی و دامداری اشتغال دارند. مهمترین محصول زراعی آن برنج است که تولید سالانه آن به نیم میلیون تن در سال بالغ می گردد ولی پایه اقتصاد آن بر استخراج منابع معدنی استوار است. این کشور دومین تولید کننده الماس صنعتی و هشتمین تولید کننده الماس زینتی در دنیا می باشد. طلا و سنگ آهن هم در آن تولید می شود. ( 6 )

لیبریا

برای قرنهای متمادی تجارت برده، بسیاری از مردمان آفریقا را از سرزمین خود دور ساخت و درتنهایی جانکاه و نومید کننده خویش از فشار کار و زیر ضربات شلاق در حالی که زنجیر در پای و گردن داشتند، جان باختند. بیشترین تعداد بردگان در طی قرون جدید یعنی از سال 1500 تا 1800 میلادی از آفریقا گرفته شدند. بره فروشان بیرگ این دوران، اروپائیان بودند و در همان دوره ای که اروپا به سوی ترقی علمی گام می نهاد با بیرحمی و قساوت، انسآنهای بیگناه و محروم آفریقایی را برده خود نموده و از آنان چون حیوان بهره کشی می نمودند. بیشترین سیاه پوستان که به عنوان برده از آفریقا به امریکا انتقال می یافتند مربوط به آفریقای غربی بودند و مسکن اصلی آنان لیبریای کنونی بود و هنگام بازگشت عده ای از این بردگان به این سرزمین آمده و بدنبال آن گروهی از سیاهان مسیحی هم به سوی آن روی آوردند و در اوایل قرن نوزدهم با کمک امریکا، دولتی را بوجود آوردند که لیبریا (سرزمین آزادی) نام گرفت. ( 7 ) لیبریا با 111370 کیلومتر مربع وسعت درغرب آفریقا قرار گرفته است وقبل از تاسیس، به ساحل غله موسوم بود و بر اثر تجارت برده از سکنه خالی شد، تاریخ تاسیس آن 1822م می باشد.

در این کشور قبل از آنکه سیاهپوستان مسیحی مقیم امریکا بدان روی آورند 90% مردم مسلمان بودند. رهبران مسیحی در اندک مدتی زمام امور را بدست گرفته و صاحب قدرت سیاسی - فرهنگی شدند و مسلمانان را در انزاوا قرار داده و رفتار قساوت آمیزی با آنان داشتند. حتی تعدادی از قبایل مسلمان را با به کار گیری وسایل تبشیری وادار به قبول دیانت مسیحی نمودند و چون قدرت مادی در دسد مسیحی ها بود. پیشرفت اسلام در آن سیر نزولی یافت و کلیساها که قبلا اثری از آنها نبود نثل قارچ در این کشور روئیدند. هم اکنون از 2562000 سکنه آن، 45% مسلمان هستند.

مسلمانان در سالهای اخیر تحرک خوبی پیدا کرده اند و در زمینه احکام و اصول اسلامی کوشش هایی نموده اند تا از طریق آموزش این مفاهیم، آداب اسلامی را به جوانان انتقال دهند صدها مسجد و مدارس قرآنی در سراسر کشور بویژه در مرکز حکومت یعنی مونرویا ساخته اند و با جهان اسلام برخی کشورهای مسلمان آسیای غربی رابطه فرهنگی - مذهبی دارند.

ساحل عاج

جمهوری ساحل عاج با 322463 کیلومتر مربع مساحت در آفریقای غربی بین کشورهای غنا، لیبریا، گینه، مالی و ولتای علیا (بورکینافاسو) قرار دارد. بخش مهمی از آن جنگل فرا گرفته است. 4 رودخانه در آن جریان دارد. آب و آن گرم و مرطوب می باشد.

در سال 1891م به عنوان مستعمره فرانسه قلمداد گردید و در سال 1960م به استقلال ست یافت. مرکز حکومت آن شهر آبی جان ( 8 ) است که در کنار خلیج گینه قرار دارد. ساحل عاج 24 حوزه و دو ناحیه خودمختار دارد که زیر نظر شوراهای انتخابی اداره می شود. مردم آن از گروههای قومی متفاوتی تشکیل شده اند و گرچه زبان رسمی فرانسه است ولی هرکدام از اقوام آن زبان مخصوص خود را دارد.

در سال 1990 میلادی 12395000 نفر سکنه داشته که نیمی از آنان مسلمان بوده اند. و گرچه مسلمانان در میان اغلب اقوام دیده می شوند اما قوم دیولا تماما مسلمانند. شهر بواکه دومین شهر پرجمعیت ساحل عاج، نیز مسلمان نشین است.

اولین کسی که کوشید تا نظام اسلامی را در نواحی شمالی ساحل عاج مستقر کند شخصی بنام ساموری توره رهبر مسلمانان بود. فرانسویان وی را تحت فشار سختی قرار داده و در سال 1898م او را به زندان افکندند. بازرگانان مسلمان دیولا از قرن هیجدهم جوامع اسلامی را در شمال ساحل عاج بوجود آوردند و این مناطق مرکز رشد و گسترش اسلام تلقی گردید. مسلمانان در امور سیاسی و اداری دخالت دارند و در تشکیلات اسلامی و فعالیتهای مذهبی فرهنگی با مشکل عمده ای روبرو نمی باشند. بعد از مسلمانان دومین گروه را پیروان آنیمست (بت پرست) تشکیل می دهند.

جمهوری غنا (ساحل طلا) غنا در غرب قاره آفریقا در کنار اقیانوس اطلس قرار دارد و وسعت آن به 238533 کیلومتر مربع بالغ می گردد. این کشور با 535 کیلومتر ساحل و قرار گرفتن خلیج گینه در جنوب آن، از موقع جغرافیائی مناسبی برخوردار است. ( 9 ) دماغه معروف «تری پوینتیس هم در جنوب آن قرار دارد.

اسلام در قرن پنجم هجری توسط عبدالله بن یاسین و ابوبکر لمتونی باین سرزمین نفوذ نمود و امپراطوری بت پرستی آن را مضمحل کرد و با این برنامه غنا از تمدن پویای اسلامی بهره مند شد. در قرن هشتم هجری نیز بازرگانان دیولا در نشر اسلام در این سرزمین نقش عمده ای را عهده دار بودند و در نتیجه تلاشها بی وقفه این افراد، دولتهای اسلامی همچون داگومبا، مامپورسی گنجاووالا در این کشور بوجود آمد، هنگامی که در شام تیره ای، استعمارگر پیرو یعنی انگلستان برای غارت غنا، باین سرزمین پا نهاد. شهرهایی چون باوکی، تامالی، سالوگاوکتی از مراکز مهم اسلامی به شمار می رفتند و در حال حاضر هم کثریت سکنه نواحی شمالی مسلمان هستند. با وجود آنکه 30% سکنه 14 میلیونی غنا موحدند، متاسفانه در امور سیاسی، نظامی و اداری نفوذ ناچیزی دارند. اقلیت پروتستان مذهب و نیز گروههای کاتولیک در راس امورند، 40% مردم غنا، بت پرستند و از مذهب آنیمست پیروی می کنند. مسلمانان 250 مسجد دارند و فقه اکثریت آنان مالکی است و فرقه قادریه در این کشوربین مسلمین نفوذ قابل توجهی دارند.

وقتی انگلستان استعمار را در این منطقه آغاز کرد اسم غنا را که از دولت مقتدر غانا گرفته شده بود به ساحل طلا تبدیل نمود و لذا این مستعمره را در اولین قدم از هویت تاریخی خود جدا کرد. تا بی ریشه اش سازد و ثانیا لقبی به آن داد که غرتگرای خود را به اثبات برساند و ساحل طلا بودن یعنی محل چپاول طلا. قبل از انگلستان مدتی پرتقال در این کشور به غارت پرداخت و بین سکنه بومی آن که اغلب آفریقائی بودند بذر تفرقه پاشید و مدتی به تجارت برده و طلا در آن مشغول بود. (10

غنا در سال 1957م در حالی که عضو کشورهای متشرک المنافع بود، استقلال خود را بدست آورد و در سال 1960م قوام نکرومه نظام آن را جمهوری اعلام نمود. قوام نکرومه در آثار خود و بویژه کتاب «آفریقا باید متحد شود» به حیله های استعمارگران در غنا اشارات فراوانی دارد. ( 11 )

کشورغنا با آنکه بزرگترین تولید کننده نارگیل در مقیاس جهانی است و مهمترین معادنش طلاست و دومین تولید کننده الماس در جهان به شمار می رود. از کشورهای فقیر جهان محسوب می شود و مردمان آن در محرومیتی شدید و خانمانسوز قرار دارند. متاسفانه 50% ذخائر طلای آن را هنوز پیمانکاران غربی به خود اختصاص می دهند. ( 12 )

توگو

کشور توگو به صورت باریکه ای در عرض جغرافیائی کشیده شده است و در آفریقای غربی و در ساحل خلیج گینه قرار دارد. عرض آن 60 کیلومتر و طولش به 600 کیلومتر بالغ می گردد. آب و هوای گرم و مرطوب و پرباران دارد.

توگو تا سال 1960م تحت سلطه فرانسه بود و از این لحاظ است که زبان رسمی آن فرانسه بوده و حتی سرود ملی به زبان فرانسه اجرا می شود و نفوذ فرهنگ استعماری تاثیر خود را در این کشور محروم آفریقائی بخشیده و خودباختگی فرهنگی در آن قابل مشاهده است.

اکثریت سکنه 3697000 نفری توگو، بت پرست و پیرو آئین های ابتدائی هستند با این وصف 25% مردم آن آئین جاودانی و پرصلابت اسلام را پذیرفته اند.

شهر سوکوده توگو مرکز تاریخی اسلام و یادآور تمدن باشکوه اسلام است که روزگاری در غرب آفریقا اقتدار و شوکتی داشته است. اولیت مسجد توگو در سال 1820م تاسیس شد. ملمانان نواحی شمالی توگو از تیره های حوصه، جرما، کوتولی و چوکوسی هستند ولی در جنوب از برازیلی ها می باشند، مسلمین در امور سیاسی و حکومتی نقش مهمی ندارند و حتی در مواردی تحت فشار می باشند، با وجود اسلام زدایی و تبلیغات منفی غربی ها، مسلمانان با انقلاب اسلامی آشنا هستند و ایران را بنام امام خمینی (قدس سره) می شناسند. برخلاف آن همه هجوم فرهنگی و تخریب معنوی؛ قرآن در قلب مسلمین توگو نفوذ دارد و آنان در عین فقر و محرومیت اقتصادی رابطه خود را با اسلام قطع نکرده اند و جوانان مسلمان در قلب آن خودباختگی و فلاکت، قرآن به دست دارند و بی توجه به مظاهر فرهنگ بیگانه به ذکر و نیایش و عبادت مشغولند.

بنین

جمهوری خلق بنین با 112622 کیلومتر کربع وسعت به صورت سرزمین باریک در آفریقای غربی بین نیجریه و توگو قرار گرفته است. ساحلی به طول 125 کیلومتر در کنار اقیانوس اطلس و خلیج گینه دارد. نصف النهار گرینویچ از نزدیکی آن عبور می کند. مرکز حکومت آن بندر «پورتونوو» ( 13 ) می باشد که در کنار خلیج گینه قرار گرفته است. بنین تا سال 1960م زیر سلطه فرانسه بود و تا سال 1975م به داهومی معروف بود.

طبق آمار سال 1990م بنین 4660000 نفر سکنه دارد که اغلب آنان از قبایل فون، آجاباریبا، یوروبا و فولانی هستند و زبان رسمی آنان فرانسه است.

40% مردم بنین مسلمان هستند. اما دولت حاکم بر آن می کوشد آمار آن را کمتر از این میزان نشان داده و در برخی گزارشهای رسمی اعلام کرده که 13% مردم بنین مسلمان می باشند.

جمهوری فدرال نیجریه

نیجریه پرجمعیت ترین کشور آفریقایی و سومین کشور مسلمان در جهان اسلام می باشد.

جمهوری فدرال نیجریه با 923768 کیلومتر مربع وسعت در شمال با نیجر، در غرب با بنین و در جنوب با کامرون مرز مشترک دارد. این کشور فلات پهناوری است در آفریقای غربی که توسط دو رودخانه نیجر و بنوئن به 3 بخش شمالی، شرقی و غربی تقسیم می شود. در بخش شمالی قله «گربون ( 14 ) و فلاتهای «جادو» ( 15 ) و «مانگی نی ( 16 ) قرار دارند. در نواحی جنوبی آن برجستگی های کم ارتفاعی دیده می شود. آب و هوای آن در اکثر نقاط استوایی و نیمه استوایی می باشد اما در غرب، تحت تاثیر جریانات اقیانوس اطلس، معتدل اقیانوسی است. نواحی غربی و جنوب و شرق این سرزمین اسلامی از جنگلهای استوایی پوشیده شده است.

قدیمی ترین تمدن شناخته شده در نیجریه، فرهنگ نوک است که در بین سالهای 700 تا 200 قبل از میلاد در آن وجود داشته است. تمدن ایفه در قرن دوازدهم نیز نیجریه را به شکوفائی رسانیده است. ( 17 )

همچنین دولت مقتدر کانم و پس از آن سونگای بخشهایی از این کشور را در بر می گرفته است. درکانو، زاریا، گابرودورا، دولتهای مسلمان پدید آمدند. در قرن پانزدهم (اواخر آن) مصلحی بنام محمد آسکیای کبیر کوشید تا این نقاط اسلامی را با هم متحد نموده و از این راه مسلمانان را به شکوفائی و اقتدار برساند. اما این تلاش گرچه موفقیت آمیز بود ولی دوامی نیافت و در قرن هیجدهم اصلاح طلب مسلمانی بنام عثمان دان فودیو به تجدید حیات اسلامی در نقاط تحت قلمرو نیجریه کنونی و آفریقای غربی و مرکزی پرداخت. وی کشوری اسلامی بنیان نهاد که از «گاندو» تا «آداما» را در بر می گرفت که در اتحادی بزرگ، قوانین اسلامی در این سرزمین پهناور اجرا می گشت.

در قرن پانزدهم میلادی، پرتقالی ها و در قرون بعد انگلیسی ها برای غارت این سرزمین، بدان پا گشودند و در قرن هفدهم، سواحل آن را تبدیل به یکی از مهمترین مراکز تجارت برده در آفریقای غربی نمودند.

درساحل اقیانوس اطلس و در نزدیکی لاگوس مرکز حکومت نیجریه، شهرکی دیده می شود بنام «بده گوری (باداگوری) که یادآور خاطره تلخ و اسفبار شکنجه بردگان سیاه می باشد. در این شهرک شکنجه گاه بردگان هنوز دیده می شود که در آن استعمارگران انگلیسی و غیر آن، سیاهان را دستگیر و پس از ظربات طولانی و شکنجه های زیاد توان حرکت را از آنان گرفته و تسلیم خود می نمودند و به تجارت این کالا زنده می پرداختند. ( 18 )

در اواخر قرن نوزدهم، بریتانیا، نیجریه را تصرف نمود و آن را به عنوان آفریقای غربی انگلستان جزو نواحی تحت الحمایه خود منظور کرد. در سال 1954م نیجریهدارای خودمختاری شد و عضو جامعه کشورهای مشترک المنافع گردید و در سال 1960م مردم آن با شرکت در یک همه پرسی، فرمانداری کل نیجریه را تایید نمودند و در سال 1963م نیجریه با اعلام حکومت جمهوری، استقلال کامل خود را بدست آورد.

در سال 1966م با کودتای نظامی دولت وقت سرنگون شد و در همین سال قبایل مسلمان شمال و شرق آن قیام نمودند و خواستار احقاق حق خود شدند که به شدت توسط قوای نظامی سرکوب شدند.

در سال 1967م ایالت بیافرا واقع در شرق نیجریه اعلام جدایی ازفدارسیون نیجریه و استقلال نمود که با این حرکت، قوای دولت فدرال در آن مدخله نموده و پس از محاصره و سرکوبی و قریب سی ماه جنگ، محاصره مذکور و جنگ داخلی پایان یافت که ثمری جز کشتار خونین مردم و فقر و فلاکت آنان نداشت. طی سالهای 1981 تا 1982م قبایل مسلمان نواحی شمالی قیام نمودند که توسط نظامیان به شدت سرکوب شدند.

نیجریه 117 میلیون نفر سکنه دارد که اکثرا در نواحی شمالی و غربی سکونت دارند. نژاد اصلی مردم سیاهپوست است و بیشترین سکنه به قوم «هوزا» تعلق دارد اما 250 تیره مختلف در این کشور می باشند. زبان رسمی انگلیسی است ولی زبآنهای بومی و عربی هم در آن رواج دارد. بیش از نیمی از مردم نیجریه مسلمان هستند. و بزرگترین اقلیت آن مسیحیان می باشند. بیشترین شمار مسلمانان از گروه نژادی «حوصه هستند که در ایالتهای شمالی تمرکز دارند. یوروباها و فولانی ها نیز اکثرا به اسلام گرایش دارند. مسلمانان پیرو فقه مالکی هستند و هزاران مسجد در نقاط گوناگون نیجریه تاسیس نموده اند. سازمآنهای اسلامی و حتی دانشگاههای مذهبی در نیجریه به نشر معارف اسلامی در سطح عالی مشغولند. مسلمانان گاهی تا سطح رئیس جمهوری و عده ای از وزرا در امور سیاسی دخالت دارند که موقع سیاسی آنان در زمآنهای مختلف فرق می کرده است.

در سال 1992م سوسیال دموکراتهای نیجریه از 91 کرسی سنا 47 کرسی و از 593 کرسی مجلس نمایندگان، 310 کرسی را بخود اختصاص دارده اند که با این حساب نفوذ احزاب اسلامی و تشکیلات مذهبی در دولت جدید کاهش می یابد.

گرچه جوانان مسلمان نیجریه به قرآن و اسلام عشق می ورزند ولی آنقدر بهای یک جلد قرآن را در این کشور بالا برده اند که آنان قادر نیستند نسبت به تهیه آن اقدام کنند و ناگزیرند قرآن را رونویسی نمایند. گروهی بنام «مایتاسیتا» که خود را یک جریان اسلامی معرفی می کنند همچون منافقین ایران هر از گاهی در کوچه و خیابان به مردم حمله کرده و به قتل و غارت می پردازند تا افراد را نسبت به مسلمین بدبین کنند.

مرکز حکومت نیجریه شره لاگوس ( 19 ) می باشد. که از نظر جمعیت در ردیف بزرگترین شهرهای جهان است و بیش از 10 میلیون نفر را در خود جای داده است. لاگوس از 18 جزیره کوچک و بزرگ تشکیل شده و پل های متعددی در آن به چشم می خورد. نیجریه 19 استان دارد.

نیجریه از ذخائر غنی نفت برخوردار است و از این لحاظ هشتمین کشورتولید کننده در دنیا به شمار می رود. گرچه کاوش نفت در این کشور از سال 1908م آغاز شده اما منابع جدید نفت آن در سال 1970م در سواحل کشف گردید. افزایش ارزش نفت و فرآورده های گوناگون آن در سال 1973م اقتصاد آن را از شکوفائی ویژه ای برخوردار نمود اما این کشور بدلیل آنکه تحت تبلیغات کشورهای غربی به مصرف زدگی روی آورد و در این زمینه افراط نمود، وارداتش افزایش فوق العاده ای یافت که منجر به بالا رفتن میزان بدهی های آن شد و قروض خارجی آن به 5 میلیارد دلار رسید که تنها 30% آن را به انگلستان مقروض است. افزایش بدهی های خراجی و فساد اداری موجب سقوط رژیم قبلی شد. نیجریه عضو کشورهای صادر کننده نفت می باشد. ( OPEC )

با وجود آنکه 4 برنامه توسعه اقتصادی در آن باجرا گذاشته شده ولی رونق اقتصادی آن قابل توجه نبوده است و این کشور از نظر تامین مواد غذایی برای سکنه زیاد خود به خارج وابسته است.

ثروت نیجریه تنها نفت نیست. 95% کلمبیت ( 20 ) جهان در این سرزمین بدست می آید و از این لحاظ در جهان رتبه اول را داراست زغال سنگ و سنگ آهن از منابع معدنی دیگر آن می باشد.

مجتمع ذوب آهن و فولاد آن در ناحیه «آژائوکوتا» ( 21 ) تاسیس شده است. صنایع آلومینیوم، نساجی، سیمان سازی و تولید سیگار از مهمترین مراکز صنعتی آن است. ( 22 ) در بخش صنایع، هدف، جایگزینی واردات با تولیداتی داخلی بوده است ولی سهولت وارد نمودن کالاهای خارجی و رقابت با محصولات داخلی موجب رکود و تعطیلی برخی از کارگاههای نیجریه شد. ( 23 )

70% نیروی کار در بخش کشاورزی مشغولند و زمینهای حاصلخیزی در نیجریه وجود دارد ولی بحران های اقتصادی و استفاده نابجا از درآمدهای نفتی، بخش کشاورزی را تخریب نموده و متاسفانه محصولات کشاورزی آن توسط پولدارانی که با نفت ثروتمند شده اند وارد می گردد. انقلاب سبز هم بجائی نرسید و کشوری که اولین تولید کننده بادام زمینی در قاره آفریقا بود، بدین لحاظ عقب نشینی نمود و تولید نخل روغنی و کاکائو هم در آن تنزل یافت. اکنون هیولای فقر بر نیجریه چنگ انداخته است و شاغلین بومی هیچ رغبتی به کار و تلاش ندارند و اصولا کشاورزی برایشان سودی ندارد زیرا گندم وارداتی خیلی ارزانتر از گندم داخلی بدست مردم می رسد. این یکی از حیله های استکبار جهانی است که کشورهای اسلامی را در بحرآنهای اقتصادی و حالتی از فقر نگاه دارند تا هم ماده خام مورد نیاز آنان را تامین کرده و هم بازار خوبی برای آنان باشند و بدین گونه است که نیجریه با آن آب و هوای مساعد، رودخانه های پرآب، سواحل اقیانوسی، اراضی پر برکت، معادن غنی، نیروی کار فراوان و ارزان در مرداب گرستگی و فقر غوطه می خورد. آری مردمان موحد این سامان ارزاق و نیازمندیها را به قیمت گزاف تهیه می کنند اما مشروبات الکلی بوفور در اختیارشان است.

از نظر دامپروری وضع نیجریه بهتر است و صادر کننده پوست و روده می باشد ولی اوضاع ماهیگیری اسف انگیز است زیرا ژاپنی ها در سواحل آن بهترین ماهی ها را صید نموده و به بهای گزافی در اختیار مردم می گذارند!

صنعت جهانگردی نیجریه به دلیل برخورداری از مناظر با طراوت ساحلی، جنگل های انبوه، هنرهای دستی زیبا و برپائی جشنواره های هنری - فرهنگی نیجریه که همه ساله در یک استآنهای آن برگزار می شود شکوفایی قابل توجهی دارد.

واحد پول نیجریه «نایرا» ( 24 ) نام دارد که خود به 100 «کوبو» ( 25 ) تقسیم می شود.

جمهوری متحده کامرون

جمهوری متحده با 465458 کیلومتر مربع وسعت در شرق خلیج گینه و جنوب دریاچه چاد واقع است. دشت ساحلی آن کم ارتفاع می باشد و آب و هوای گرم و مرطوب دارد. فلاتهای مرکزی کامرون توسط ارتفاعاتی محصور می گردد. در نواحی شمالی کامرون که بین کشور چاد و کوههای آداموا ( 26 ) قرار گرفته فلات نسبتا وسیع و مرتفع و دشتهای عمیق و «یاناگا» ( 30 ) رودهای مهم آن هستند.

پرتقالی ها در قرن پانزدهم میلادی وارد کامرون شدند. از سال 1885م نفوذ آلمان در آن آغاز شد و سرانجام کامرون در سال 1902م بصورت یکی از مستعمرات آلمان درآمد. در جنگ جهانی اول فرانسه و انگلستان آن را تصرف نموده و بین خود تقسیم کردند. در سال 1964م کامرون فرانسه استقلال یافت و یک سال بعد کامرونبریتانیا به دو بخش تقسیم شد. بخش شمالی آن به نیجریه الحاق گردید و قسمت جنوبی به کامرون ضمیمه گشت.

کامرون در حال حاضر (1990م) 11750000 نفر سکنه دارد که 55% در کانونهای شهری سکونت دارند. رشد سالانه جمعیت 2/3% و تراکم نسبی آن در هر کیلومتر مربع 2/25 نفر می باشد.

200 تیره و نژاد سیاه د کامرون سکونت دارند ولی سه قوم نژادی اصلی آن «بانتوها» ( 31 ) «فول «کیردی ( 33 ) هستند. بانتوهات که 30% سکنه کامرون را شامل می شوند در جنوب و نواحی ساحلی هستند و قوم کیردی د شمال می باشند. قوم فول به غالبا مسلمانند و به امور دامداری و گله داری مشغولند. زبان رسمی رسمی فرانسه و انگلیسی است (بدلیل سلطه استعمار) ولی مردمان بومی به زبآنهای محلی و سودانی تکلم می نمایند. 60% مردم کامرون مسلمان و سنی مذهبند و بقیه مسیحی (کاتولیک) و پیرو مذهب ابتدائی هستند.

در گذشته، مسلمانان در امور سیاسی کامرون نفوذ زیادی داشتند و نحوی که پس از استقلال، اولین رئیس جمهور آن که «احمد و آهیجو» بود از بین مسلمانان برگزیده شد. وی در پنج دوره رئیس جمهور بود و پنجمین دوره ریاست جمهوریش از سال 1980م آغاز شد. در حال حاضر مسلمانان در امور سیاسی و اداری نفوذ قوی ندارند و متاسفانه پلیس کامرون مشغول سرکوبی مسلمانان است و درگیری شدیدی بین قوای امنیتی و مردمان مسلمان پدید آمده است.

کامرون از 7 استان تشکیل شده که زیر نظر فرماندار دولت مرکزی اداره می شود و مرکز حکومت آن «یائونده ( 34 ) است. کامرون از کشورهای ثروتمند آفریقاست و منابعی چون طلا، نقره، آهن، بوکسیت و آلومینیم دارد. در سال 1978م استخراج و تولید نفت در آن آغاز شد. اقتصاد آن بر کشاوزی و دامداری استوار بوده و محصولات زراعی آن عبارتند از: موز، کاکاتو، قهوه، خرما، پنبه، توتون، ذرت خوشه ای و تنباکو. واحد پول آن فرانک و برابر صد سانتیمم است.

گینه استوائی

جمهوری گینه در غرب آفریقا و در کنار خلیج گینه و در همسایگی کشورهای کامرون و گابون قرار دارد. آب و هوای آن گرم و مرطوب بوده و سراسر آن را جنگلهای انبوه استوایی فرا گرفته است.

در قرن پانزدهم میلادی، پرتقالی ها به اینسرزمین وارد شدند. در سال 1778م طبق معاهده «پاردو» ( 35 ) جزیره فرناندوپو و قسمتی از سواحل گینه به اسپانیا واگذار شد. در سال 1900م این ناحیه به گینه اسپانیا معروف شد و در سال 1959م به عنوان یکی از ایالات اسپانیا درآمد. این کشور در سال 1968م پس از 200 سال مستعمره بودن، استقلال خود را بدست آورد و به گینه استوایی معروف شد. ( 36 )

این کشور 28051 کیلومتر مربع وسعت دارد. از دو استان تشکیل شده که زیر نظر دولت مرکزی اداره می شود، مرکز حکومت آن شهر مالابو بود که در زمان سلطه استعمار به سانتا ایزابل معروف گشت.

گینه استوایی 255000 نفر سکنه دارد که اکثریت سکنه آن مسیحی بوده و 20% آن پیرو آئین اسلام هستند. در سال 1973م که بر حسب تصویب قانونی، تمام قدرتها در اختیار رئیس جمهوری قرار گرفت هیچ فردی حق وارد شدن باین کشوررا نداشت مگر آنکه رئیس جمهور اجازه دهد، دیکتاتور خشنی بر مردم و بویژه مسلمانان حاکم یافت و بسیاری از مسلمانان در کشتارها و تیرباران های دسته جمعی همچون سایر مردم کشته شدند و زندآنها از زندانیان سیاسی و مذهبی انباشته شد.

پی نوشتها

1- ouagadogoa

2- bobodioulassa

3- bobo

4- gorma

5- جغرافیای کشورهای مسلمان - عبدالرضا فرجی، تهران وزارت آموزش و پرورش ص 244.

6- آشنائی با کشورهای آفریقای غربی و مرکزی ص 74.

7- مقاله آفریقا - رسول خیراندیش - مجله رشد جوان ش 9 - خرداد 1371.

8- Abijan

9- نصف النهار گرینویچ از بخش های شرقی آن می گذرد و لذا غنا هم در نیمکره شرقی قرار دارد و هم در نیم کره غربی.

10- آشنائی با کشورهای آفریقای غربی، صفحات 107 تا 110.

11- آفریقا باید متحد شود - قوام نکرومه مترجم دکتر محمد توکل - تهران مروارید.

12- دو برگ سبز، یادداشت های سفر به کانادا و آفریقا، سید محمد اصغری، تهران مؤسسه کیهان ص 109.

13- porto-novo

14- Grebon

15- Djado

16- Mangueni

17- گیتا شناسی کشورها ص 344.

18- دو برگ سبز یادداشت های سفر به کانادا و آفریقا. ص 119.

19- Lagos

20- کلمبیت ماده ای است که برای ساختن فولادهای مخصوص موتورهای جت به کار می رود.

21- Ajaokuta

22- آشنائی با کشورهای آفریقای غربی و مرکزی، ص 141.

23- اوپک و اثرات تخریبی تطبیق، قیمت نفت ص 131.

24- naira

25- Kobo

26- Adamaoua

27- Benue

28- ntem

29- Nyong

30- Sanaga

31- Bantou

32- Foulbe

33- Kirdi

34- Yaounde

35- Pardo

36- تاریخ آفریقا - ترجمه و تالیف دکتر حسین الهی - تهران چاپخش - 1368 ص 255.


جمهوری گابن

گابن با مساحت 267667 کیلومتر مربع وسعت در غرب آفریقا و کنار اقیانوس اطلس و در همسایگی کشورهای کامرون، گینه استوایی و کنگوی برازاویل واقع است. خط استوا از این کشور نیمه کوهستانی می گذرد. کناره های آن جلگه ای بخش اعظم آن را جنگل می پوشاند.

پرتقال در قرن پانزدهم میلادی آن را کشف نمود و تحت سیطره گرفت ولی نفوذ سایر اروپائیان در آن بدلیل انبوهی جنگل و ارتفاع زیاد تا اواسط قرن نوزدهم به تاخیر افتاد. در سال 1839م قوای فرانسه در آن پایگاهی بدست آوردند و در سال 1990م گابون جزئی از کنگو فرانسه شد و در سال 1910م گابن و سه عضو سابق آفریقای استوایی فرانسه یعنی کنگو، چاد و آفریقای مرکزی یک اتحادیه و یک سازمان اداری مشترک برای حمل و نقل و ارتباطات تشکیل دادند و بالاخره در سال 1960م این کشور به استقلال دست یافت. مرکز حکومت آن شهر لیبرویل است و تنها پایتخت جهان می باشد که بر روی خط استوا قرار گرفته است.

در سال 1967م پس از مرگ لئومبا (اولین رئیس جمهور گابن) آلبرت برنارد بونگو ( 1 ) به ریاست جمهوری رسید وی پس از مدتی کیش مسیحی را تغییر داد و اسلام را اختیار نمود و نام خود را بع عمر تبدیل نمود و راهی سفر حج شد. با وجود آنکه 30% مردم گابن مسلمان هستند این کشور عضو سازمان کنفرانس اسلامی می باش. مسلمانان در برپائی مراسم مذهبی و تبلیغات اسلامی از آزادی خوبی برخوردارند و در امور سیاسی، اداری و نظامی نفوذ خوبی دارند.

گابن 1260000 نفر سکنه دارد که تراکم نسبی آن 7/4 نفر در کیلومتر مربع و رشد سالانه آن 2/2% گزارش شده است. ( 2 ) اکثریت مردم از نژاد سیاه بوده و زبان آنان فرانسوی (زبان رسمی) و خط لاتین می باشد.

گابن از لحاظ درآمد سرانه اولین کشور آفریقای سیاه و دومین کشور آفریقائی پس از لیبی می باشد. کشوری است با ذخائر سرشار معدنی و جنگلی؛ نفت از منابع معدنی آن است که 50% تولید ناخالص داخلی و 75% صادرات آن را دربر می گیرد. ( 3 ) درسال 1954م فرانسویان دراین کشورنفت کشف کردند. این کشور ازلحاظ فرآورده های نفتی در آفریقا مقام پنجم را دارد. ( 4 ) سالانه 45 میلیون متر مکعب گاز در این کشوراستخراج و صادر می شود. گابن اولین تولید کننده منگنز در جهان است. ذخائر عظیم اورانیوم این کشور متاسفانه سوخت کوره های اتمی فرانسه را تامین می کند و میزان آن به 1713 تن بالغ می گردد. این معادن در سطح باز در ناحیه موآندا و اوکلو واقع است، در سال، شرقی و جنوبی آن معادن وسیع آهن کشف شده است و صادرات آن که در اختیار شرکت ترانس گابون می باشد. ثروت این کشور را افزون نموده است. بنابراین گابن صاحب بزرگترین رگه های معدنی جهان می باشد که ذخیره آن به 230 میلیون تن بالغ می گردد. 85% وسعت آن را جنگل های گرمسیری تشکیل می دهد. که رقم مهمی از صادرات آن را چوبهای بدست آمده از این منابع بوجود می آورد. ( 5 ) در این جنگل ها در وسعتی بالغ بر 20 میلیون هکتار 3000 نوع درخت به عمل می آید که نوع معروف و غالب آن اوکومه است که در تولید تخته سه لایی کاربرد دارد. ( 6 )

با این وجود، نفوذ استکبار در این کشور آن را با مشکلاتی از قبیل فقر کادر علمی و تخصصی مواجه ساخته است. گابن وارد کننده مواد غذایی بوده و چون تاسیسات عظیم صنعتی آن به سرمایه های خارجی نیاز دارد بدهی خارجی آن افزایش یافته است. گرچه گابن می کوشد توازن تجارتی خود را کنترل کند. ( 7 )

واحد پول گانب فرانک سی اف آ ( CfA. f ) می باشد که برابر صد سانتیم است.

جمهوری کنگو (کنگوی برازاویل)

اسامی سابق این کشور کنگوی وسطی، کنگوی برازاویل و کنگوی وسطای فرانسه بود. کنگو با 341900 کیلومتر مربع وسعت در آفریقای غربی و در ساحل اقیانوس اطلس قرار دارد. از سکنه 1700000 نفری آن، 10% مسلمان و بقیه کاتولیک، پروتستان و آنیمیست مذهب می باشند.

کنگوی فعلی در گذشته جزو دولت تاریخی کنگو در آفریقا غربی بود که علاوه بر کنگو، زئیر و آنگولا را شامل می گشت. در قرن پانزدهم میلادی پرتقالی ها آن را کشف و مستعمره خود نمودند. در قرن هفدهم به کنگو وسطای فرانسه و در سال 1910م به مستعمره استوایی فرانسه ضمیمه گشت. در سال 1960 میلادی کنگو استقلال خود را بدست آورد.

مسلمانان ساکن نیجریه و کشور سنگال باین ناحیه مهاجرت نموده و به نشر اسلام پرداختند و آنان در کانونهای شهری کنگو بخصوص کنگو مرکز حکومت یعنی برازاویل، مراکز عبادی و مدارس قرانی دارند و مساجد متعددی احداث نموده اند ولی گاهی این 170000 مسلمانان تحت فشار و ایذا دولت باصطلاح خلقی کنگو قرار می گیرند و آنان را در محدودیت و ناگواری قرار می دهند.

سائوتو و پرنسیب

سائوتو با 964 کیلومتر مربع در نزدیکی سواحل گابن در خلیج گینه و شرق اقیانوس اطلس قرار دارد. نژاد اکثرسکنه آن دورگه پرتقالی و آفریقائی می باشد و 80% آن مسیحی هستند. سکنه آن 110000 نفر است و در سال 1975م به استقلال ست یافت مرکز حکومت آن سائوتومه می باشد. جزایر مذکور در سال 1471م توسط پرتقالی ها کشف شدند.

10% مردم آن مسلمان هستند که در محاق اکثریت مسیحی به سر می برند.

د - آفریقای مرکزی (منطقه صحرای کبیر آفریقا و استوایی مرکزی)

آفریقای مرکزی با 5/8 میلیون کیلومتر مربع وسعت متجاوز از 25% جمعیت این قاره را در خود جای داده است، که تراکم نسبی آن چیز در حدود 12 نفر در کیلومتر مربع می باشد. البته پراکنده بودن اقوام درجنگلها و وجود افرادی که در واحه های صحرایی سکونت دارند و نیز تحرک و جابجائی عشایر و قبایل تا حدودی آمار دقیق نواحی آفریقای مرکزی را دچار اشکال می نماید. گسترش صحاری کبیر آفریقا در این قلمرو وجود آب و هوای گرم و مرطوب استوایی همراه با جنگلهای متراکم و انبوه استوایی، امراض خاص این مناطق، درگیری و نزاعهای قبیله ای، فشارهای سیاسی و مسئله آوارگان، عدم توسعه بهداشت و امکانات داروئی از عوامل کمی جمعیت آفریقای مرکزی حتی کمتر از نیجریه (واقع در آفریقای غریب) سکنه دارند. و تنها، کشور زئیر با بیش از 30 میلیون سکنه رقم بالایی را به خود اختصاص داده است. «آفریقای مرکزی کمترین سکنه را دارد سودان با 2500000 کیلومتر مربع نه تنها پروسعت ترین کشور صحرا و آفریقای مرکزی است بلکه وسیع ترین کشور آفریقا می باشد. رواندا با 26000 کیلومتر مربع کمترین وسعت را دارد.

از لحاظ سیمای طبیعی، این ناحیه از آفریقا را به سه قسمت تقسیم می کنند: ناحیه صحرا: که در عرض آفریقا از اقیانوس اطلس تا دریای سرخ امتداد دارد. بدلیل برهنه بودن زمین بادهای گرم و خشک توام با توده های شن و خاک در صحرا می وزد و صخره ها، دشت ها و تپه های وسیعی از شن و ماسه را تشکیل می دهد. آب و هوای گرم و خشک دارد و بدلیل فقدان رطوبت اختلاف دما در آن زیاد است در حالی که نقاط مرکزی صحرا حتی 15 میلی متر باران هم دریافت نمی کنند بقیه نقاط آن که در کوهستآنها واقعند تا 250 میلی متر باران دارند. گروههایی از قبایل عرب و بربر (تیبووطوارق) و عده ای از سیاهان در کنار واحه های صحرا به امور کشاورزی مشغولند، صحرا علیرغم جهات منفی جغرافیائی از ذخائر غنی نفت و سایر معادن بهره مند است. اساس اقتصاد مردمان آن بر کشاورزی و دامداری استوار می باشد.

ناحیه آفریقای مداری که دارای دو فصل مرطوب و خشک می باشد و بین مدار راس السرطان و خط استوا قرار گرفته است، در این منطقه جنگل ها انبوه نبوده و در لابلای آنها فعالیت های کشاورزی صورت می گیرد. گیاهانی چون قهوه، نخل روغنی، برنج، نارگیل، و موز در آفریقای مداری به عمل می آید.

ناحیه آفریقای استوایی که بدلیل عبور خط استوا آب و هوای گرم و مرطوب دارد و جنگل های انبوه از ویژگی های آن است. برخی کشورهای این منطقه از آب و هوای قرینه برخوردارند. غلبه نژادی با سیاهان است اسلام در نواحی مرکزی آفریقا از قرن دهم گسترش یافت. یکی از دولت های مقتدر در ناحیه صحرای مرکزی که مسلمانان آن را بوجود آوردند، دولت کانم بود که تا قرن نوزدهم استوار ماند.

دولت اسلامی مذکور در حدود قرن نهم در سواحل شمال شرقی دریاچه چاد بوجود آمد و در قرن سیزدهم دامنه قلمرو خود را در سودان مرکزی وسعت داد. البته سودان در قدیم منحصر به قلمرو کنونی نبوده و منطقه وسیعی است. در جنوب صحرا که مسلمانان آن را «بلاد السودان یا سرزمین سیاهان می نامند. و از غرب تا اقیانوس اطلس و از شرق تا فلات اتیوپی گسترش دارد. مساحت این ناحیه به 5 میلیون کیلومتر مربع بالغ می گردیده و فاصله شمالی - جنوبی آن 1000 کیلومتر و از شرق تا غرب 5500 کیلومتر طول داشته است. این دولت در پایان قرن چهاردهم پایتخت خود را به منطقه «برنو» در جنوب غربی دریاچه چاد انتقال داد و از آن زمان بنام دولت «برنو» معروف گشت. دولت اسلامی سونگایی نیز در قرون وسطی در سودان غربی تشکیل شد و در زمان پادشاهی محمد توره (1528 - 1493م) به اوج قدرت خود رسید و در قرون 15 و 16، مهمترین دولت این قلمرو محسوب می گردید.

دولت دیگری که در صحرا تاسیس شد و مشی اسلامی داشت، تکرور بود. این دولت اسلامی در دره رود سنگال سفلا واقع بود و مردمش به توکولور ( 8 ) معروف بودند که هنوز این عنوان به کار می رود ولی فرمانروای آنان اجداد فولانی ها بودند. مورخین مسلمان عقیده دارند که در نیمه قرن یازدهم تکرار اولین دولت آفریقای جنوب صحرا بود که اسلام را پذیرفت و در پهنه ای که تحت قلمرو هیجدهم و و اوایل قرن نوزدهم از این نقاط در سراسر آفریقای غربی گسترش یافت. یکی از فتوحات جالب تکرورها تصرف آخرین پایتخت غنا در سال 1230م بود و امپراطوری مذکور که در آفریقای غربی 5 قرن دوام آورده بود، به آخر رسانیدند. ( 9 )

از صد میلیون سکنه منطقه صحرا و آفریقای مرکزی بیش از 40 میلیون نفر پیرو آئین حیات بخش اسلام هستند. در کشورهای سودان، نیجر، چاد و آفریقای مرکزی اکثریت با مسلمانان است. بوروندی کمترین درصد مسلمانان را دارد (با 5%)

سودان

سودان به لحاظ وسعت، بزگترین کشور آفریقائی و حتی جهان اسلام می باشد که 2500000 کیلومتر مربع وسعت دارد. (10 گرچه بخش هایی از آن در آفریقای شمال شرقی قرار دارد ولی به لحاظ گسترش زیاد در صحرای مرکزی آفریقا، جزو نقاط مرکزی آفریقا مطالعه می شود.

سودان در شمال شرقی با دریای سرخ ارتباط دارد. و 8 کشور یعنی مصر، لیبی، چاد، آفریقای مرکزی زئیر، اوگاندا، کنیا و اتیوپی با آن مرز مشترک دارند. بخش وسیعی از آن را دشت های بزرگی تشکیل می دهد که توسط رود نیل و شعبات آن آبیاری می شود. نواحی شمالی سودان توسط دره وسیع رودخانه نیل به دو بخش شرقی و غربی تقسیم می گردد، دو شاخه نیل در خارطوم، پایتخت سودان بهم می پیوندد. در اراضی نسبتا مرتفع غربی سودان، توده های آتشفشانی جبل مارا ( 11 ) قرار دارد. آب و هوای سودان گرم و خشک است.

تا چندین قرن قبل از میلاد، سودان شمالی توسط مصریان اداره شد ولی آنان در قرن 15م سودان را ترک نمودند. در قرن پانزدهم میلادی با تصرف بخش هایی از سودان توسط مسلمین، اسلام در این کشور راه یافت. از اوایل قرن نوزدهم برای بار دوم، مصریان جهت دست یافتن به طلا، نواحی شمال سودان را به تصرف خود درآوردند از نیمه دوم قرن نوزدهم سودان، تحت سیطره انگلستان قرار گرفت. در این زمان مسلمانان بر علیه سلطه گران انگیسی قیام نمودند و رهبری این جنبش رارمحمد احمد بن عبدالله معروف به مهدی سودانی به عهده داشت. در این قیام خونین، انگلیسی ها تار و مار شده و گوردون فرمانده انگلیسی و تعداد بسیار زیادی انگلیسی دیگر به قتل رسیدند. مهدی سودانی پس از اخراج انگلیسی ها و بدست آوردن بخشی از سرزمین سودان، اقدام به تاسیس دولت نمود و اقتداری یافت. اما استعمار شوم که زخم خورده بود، با لشکری فراوان و پس از جنگ های خونین، قیام مهدی سودانی را سرکوب و طرفدارانش را قتل عام نمود. این لشگر که متشکل از قوای مصر و انگلستان توسطکیچنر انگلیسی رهبری می شد. پیروان مهدی سودانی در ام دورمان ( 12 ) از نیروهای مهاجم شکست خوردند و انگلیسی ها پس از این پیروزی به پیشروی خود ادامه داده اما ناگهان با قوای فرانسوی مواجه شدند و در محلی بنام «فاشودا» دو نیرو مقابل هم قرار گرفته و به صف آرایی پرداختند ولی نبردی صورت نگرفت و پس از یک بحران و جنگ سیاسی، با مصالحه طرفین جریان فاشودا به پایان رسید. در سال 1899م قراردادی میان مصر و انگلستان منعقد شد که به موجب آن اداره امور سودان به هر دو کشور واگذار شد و بدین گونه سودان تحت استعمار در آمد. در سالهای 1924م سودان مستقل شد و به ضویت سازمان ملل درآمد و حکومت ان جمهوری اعلام شد ولی طولی نکشید که در سال 1958م نظامیان به رهبری ژنرال ابراهیم عبود کودتا کرده و قدرت را در دست گرفتند از آن تاریخ سودان کمتر روی آرامش و امنیت را دیده است. کودتای سال 1985م به اختناق 16 ساله جعفر نمیری پایان داد و حکومت جدید تغییراتی در سیاست سودان ایجاد نمود و از جمله روابط ایران و سودان بهبود یافت. پس از صادق المهدی، سرهنگ عمرالبشیر روی کار آمد و هم اکنون قدرت در دست نظامیان است. سودان 18 استان دارد که 6 استان جنوبی آن بصورت خود مختار اداره می شود.

سودان 27792000 نفر سکنه دارد که 30% آن در شهرها زندگی می کنند. رشد سالانه آن 8/3% و تراکم نسبی 1/11 و بعد خانوار 3/5 و میانگین سنی 6/22 سال می باشد. ( 13 ) 80% مردم از نژاد سامی (عرب) و 20% بقیه سیاه پوستند، زبان رسمی و خط رایج عربی است. 72% مسلمان و بقیه مسیحی و بت پرستند.

سودان پس از استقلال، شاهد درگیری های فراوانی بوده و یکی از کشورهای پرکودتای آفریقا می باشد. مدتها است که شورشیان جنوب به رهبری سرهنگ گارانگ ( 14 ) با دولت مرکزی درگیرند که از نتایج تاسف بار آن، آواره شدن هزاران مسلمان و قحطی و گرسنگی در سودان می باشد. ( 15 ) از 5 میلیون سکنه جنوب این کشور هم اکنون یک میلیون نفر با خطر مرگ ناشی از گرسنگی روبرو هستند. قربانیان قحطی جنوب سودان دفن نمی شوند و متاسفانه خوراک لاشخورها و کرکس ها می باشند. هجوم آوارگان بسیاری از روستاهای نیمه جنوبی سودان را منزلگاه افراد گرسنه و قحطی زده وبیخانمان نموده است و گاهی سکنه آنان را به 3 تا 4 برابر افزایش داده است. شورشیان جنوب، جلو کمک های غذایی سازمان ملل را گرفته و به غارت آن می پردازند آوارگان نیز بدلیل قرار گرفتن در بین شورشیان و نیروهای دولتی وضع خطرناکی دارند. آوارگان گرسنه که بسیار ضعیف شده اند و کمتر رمقی دارند در صفوفی به انتظار دریافت غذای یونیمکس ( 16 ) به سر می برند اما این غذا برای همه وجود ندارد و تنها عده ای بدان دست می یابند. ( 17 )

سودان با وجود آنکه اراضی حاصلخیزی دارد و زمانی انبار مواد غذایی جهان سوم به شمار می آمد در حال حاضر کشوری است عقب مانده و جزو ده کشور فقیر دنیاست. وابستگی این کشور به کمک های خارجی و خریدهای نظامی، کودتاهای پی در پی و نبردهای درون مرزی، تورم را در سودان به 200% رسانیده است.

80% مردم به کشاورزی و گله داری مشغولند و تولید پنبه 60% صادرات آن را تشکیل می دهد. بزرگترین مزارع پنبه جهان در حوالی خارطوم مرکز حکومت سودان واقع است. مس، طلا و آهن از ذخائر معدنی سودان بوده و در سال 1973م این کشور در سواحل دریای سرخ نفت کشف نمود. متاسفانه بهترین معادن در اخیتار شورشیان گارانگ قرار دارد. ( 18 ) واحد پول سودان لیره (پوند) است که به عربی جینه نام دارد که با 100 پیاستر برابر است.

چاد (19)

جمهوری چاد با وسعتی برابر با 1284000 کیلومتر مربع در آفریقای مرکزی و در ناحیه صحرای کبیر آفریقا بین سودان (درشرق) و نیجر (در غرب) واقع است، و در شمال با لیبی و در جنوب با کامرون و آفریقای مرکزی مرز مشترک دارد. چاد سرزمین جلگه ای و صحرایی می باشد و مهمترین ارتفاعات آن بنام کوههای تی بستی ( 20 ) در شمال و در مرز چاد با لیبی قرار دارد. دریاچه چاد درغرب آن واقع است. رودخانه پراهمیت شاری پس از مشروب نمودن جنوب غربی چاد و عبور از نجامنا ( 21 ) مرکز حکومت این کشور وارد دریاچه مزبور می شود. آب و هوای چاد در اکثر نقاط گرم و خشک ولی در جنوب توام با باران است.

از سال 1895م جای پای استعمار در چاد باز شد و در اواخر جنگ جهانی اول و پس از انحلال خلافت عثمانی و در سال 1917م از مستعمرات رسمی فرانسه بود. در سال 1960م چاد از فرانسه مستقل گردید. و به عضویت سازمان ملل درآمد.

اسلام در قرن چهارم هجری (دهم میلادی) به این سرزمین صحرایی راه یافت و چاد مدتها تحت قلمرو دولت عثمانی اداره می گردید و تا سال 1960م افراد مسلمان در امور سیاسی آن دخالت داشتند. در این سال «تامپل پای به قدرت رسید و در اولین وحله دست به تصفیه رهبران مسلمان زد و احزاب را منحل و دیکتاتوری را در کشور حاکم ساخت. وی تنها در سال 1965م، 1250 نفر شخصیت سیاسی - مذهبی مسلمین را روانه زندان کرد. در نجامنا (فورت لامی) به تظاهرات آرام حمله نمود و به کشتار وحشیانه و خونین مردم بخصوص زنان و کودکان بیگناه دست زد و تعداد زیادی از مسلمانان را به شهادت رسانید. در سال 1975م تامپل پای (تومبالبای) کشته شد و یک شورای نظامی به رهبری ژنرال فلیکس مالوم حکومت را با حمایت فرانسه در دست گرفت. این در حالی بود که با کوشش مسلمانان نواحی شمالی چاد از سال 1968م تحت تسلط چریک های مسلمان درآمده بود. در سال 1978م حسن هابره به عنوان نخست وزیر چاد قدرت را در دست گرفت که نیروهای مبارز و مسلمان سقوط وی را فراهم ساختند. ( 22 ) در حال حاضر ادریس دبی رئیس حاکم بر چاد می باشد که با نیروهای جنبش دموکراسی درگیری شدیدی داشت. اما در حضور عمر بونگو رئیس کشور گابن توافق صلحی بین دولتچاد و این نیروها به عمل آمد و مقرر شد نیروهای این جنبش در چهارچوب سازماندهی ارتش ملی با نیروهای دولتی ادغام شوند. ( 23 )

مردم چاد از نژاد عرب سودانی، قبایل سودانی و بانتوئی هستند. مردم شمال آن زندگی بادیه نشینی دارند و از قبایل اعرابند ولی جنوبی ها اکثرا سیاهپوست بانتوئی و با آداب و رسوم مختص خود می باشند. زبان رسمی بدلیل سلطه استعمار، فرانسه است ولی عربی هم رواج دارد. بیش از 80% مردم مسلمان هستند که اغلب سنی مذهبند. چاد با وجود وسعت زیاد تنها 5/5 میلیون نفر سکنه دارد که تراکم آن 4/4 و رشد سالانه 5/2% است و 27% در روستاها سکونت دارند.

چاد مرکز راههای تجاری و ارتباطی میان آفریقای شمالی و آفریقای استوایی و یکی از کشورهای فقیر جهان و آفریقای سیاه است. بدلیل محصور بودن در خشکی و عدم دسترسی به دریاهای آزاد، وسعت زیاد و گسترش صحرا و بیابان در آن، عدم ثبات سیاسی تاریخی ناشی از اختلاف بخش شمالی و جنوبی، توسعه اقتصادی سیاسی و رفاهی این کشور به تاخیر افتاده است. شورش سال 1966م، همچنین خشکسالی سالهای 1968 تا 1974م و وابستگی به کمکهای خارجی این عقب ماندگی را تشدید کرده است. ( 24 )

پنبه، ارزن و بادام زمینی از محصولات زراعی چاد است. چاد به لحاظ ارتباطی نیز مشکالت زیادی دارد و کل راههای آسفالته آن به 300 کیلومتر می رسد.

نیجر

کشور نیجر با 1267000 کیلومتر مربع وسعت به دور از دریای آزاد و بین دو کشور چاد و مالی در صحرای مرکزی آفریقا واقع است.

نیجر سرزمینی است بیابانی که در نواحی مرکزی و شمالی آن ارتفاعاتی مشاهده می شود. سومین رود آفریقا یعنی رودخانه نیجر در جنوب غربی آن جریان دارد که به زمین های اطراف آن حالت جلگه ای داده است. دریاچه چاد که در جنوب شرقی آن قرار گرفته بخشی از آن به نیجر تعلق دارد. در اکثر نقاط و بویژه شمال و جنوب آن و هوایش بیابانی است، اما در جنوب غربی گرم و معتدل می باشد.

نیجر در قرون قبل از میلاد جزء امپراطوری مصر محسوب می شد. اسلام از طریق بازرگانان مسلمان که از شمال آفریقا باین نواحی می آمدند در نیجر رواج یافت. در ادوار بعد نیجر به تصرف دولتهای خلافت اسلامی درآمد که مهمترین آنها بربر، توبوس، غانا، مالی، سونگائی، بونو، جرما و حوصه هستند. این دولت ها نه تنها در نیجر موجب گسترش و نشر اسلام شدند بلکه سرزمین های مجاور را تحت تبلیغات مذهبی خود قرار دادند. در سالها1901 تا 1922م فرانسه با تاسیس پایگاههای نظامی، نیجر را مستعمره خود نمود و مردم نیجر پس از چندین دهه مبارزه با استعمار، موفق به کسب استقلال در سال 1960م شدند. اما حضور چندین ساله استعمار فرانسه در این کشور و غارت منابع آن و استضعاف مردمش، نیجر را به صورت کشور عقب افتاده درآورده که با وجود منابع غنی، اقتصادی نابسامان و آشفته دارد. نیجر 7 ولایت دارد که از 22 بخش تشکیل می شود و مرکز حکومت آن شهر نیامی می باشد. این کشور با فرانسه و دول عربی روابط سیاسی و تجاری دارد.

با وجود وسعت زیاد، نیجر جمعیت کمی دارد و تعداد آن به 7200000 نفر بالغ می گردد که اکثر آنان در جنوب، جنوب غربی و کنار رود نیجر زندگی می کنند. 55% مردم از اقوام حوصه و 25% از نژاد گورما و سونگائی و 20% بقیه فولانی ها و طوارق می باشند. زبان رسمی فرانسه است و خط رسمی لاتین می باشد ولی زبآنهای عربی، فولانی و حوصه هم رواج دارد. 90% مردم مسلمان هستند که اکثرا سنی مذهبند. اقلیتی مسیحی و آنیمست دارد.

اساس اقتصاد آن را محصولات زراعی و دامی تشکیل می دهد. تنها محصول صادراتی آن بادام زمینی است. در زیر خاک ضعیف آن منابع غنی آهن، مس، مرمر، سنگ گچ و فسفات پنهان می باشد. کشف و استخراج اورانیوم در سال 1971م بر اهمیت این کشور افزود و در سال 1977م پنجمین تولید کننده اورانیوم بود. با این وجود دشورایهای زیادی نیجر را با بحران مواجه ساخته است که از جمله آنها می توان عدم دسترسی بدریا ( 25 ) مشکلات تهیه مواد غذایی و نیاز به گندم وارداتی، کم کاری، خشکسالی بزرگ سال 1973م بیسوادی مردم (15% باسوادند) را نام برد.

جمهوری آفریقای مرکزی

جمهوری آفریقای مرکزی سابقا به یوبانگی شاری معروف بود که از دو رود یوبانگی و شاری که دز این کشور جریان داردند ماخوذ گشته بود. 622984 کیلومتر مربع وسعت دارد و بین چاد، سودان، زئیر و کامرون قرار دارد. آفریقا مرکزی ناحیه ای است کوهستانی و از هیچ راهی بدریا راه ندارد و از جمله 25 کشور فقیر جهان است.

در قرو نوزدهم، آفریقای مرکزی جزو مستعمرات فرانسه بود و در سال 1960م به استقلال دست یافت. در دوران دیکتاتوری ژان بدل بوکاسا که مسیحی بود هزاران نفر از مسلمانان به خاک و خون غلطیدند و هم اکنون نیز مسلمانان با وجود آنکه اکثریت سکنه آفریقای مرکزی را تشکیل می دهند در امور سیاسی اداری و نظامی نفوذ ندارند و به شدت تحت فشار اقلیتی مسیحی هستند. مردم آن از نژاد سیاهپوست (بانتووبایو) بوده ولی زبان رسمی فرانسه است گرچه بومیان به زبان ملی سانگو سخن می گویند. از 3 میلیون سکنه آفریقای مرکزی 5/1 میلیون نفر پیرو آئین اسلام می باشند. اما دولت مسیحی آن را در آمارهای رسمی و غیر واقع خود اعلام کرده است که 8% مردم مسلمانند!

کودتای سال 1981م هرگونه فعالیت احزاب مذهبی را ممنوع کرده و مسلمین را در محاق اختناق شدید قرار داده است.

ذخائر غنی الماس و اورانیوم، طلا، مس، قلع و روی در این کشور وجود دارد که منافع حاصل از استخراج آنان صرف رفاه و توسعه اقتصادی نقاط مسیحی نشین می شود و مسلمانان در وضع نابسامان اقتصادی به سر می برند.

اوگاندا

اوگاندا در جنوب سودان قرار دارد. وسعت آن به 236536 کیلومتر مربع بالغ می گردد. بخش هایی از آن توسط ارتفاعات کنیا پوشیده شده است و پوشش گیاهی جنگلهای استوایی قسمت وسیعی از آن را در بر می گیرد. اوگاندا قبلا به خاطر داشتن قهوه به «برزیل آفریقا» مشهور بود.

در اواسط قرن نوزده میلادی مسلمانان ساکن زنگبار در صدد تصرف آن برآمدند و در اواسط قرن نوزدهم اعراب حکومت اسلامی بوگاندا را تشکیل دادند ولی استعمارگر انگلیس که به ثروتهای اوگاندا چشم دوخته بود اجازه نداد این دولت دوام زیادی بیاورد و اوگاندا در اواخر قرن نوزده تحت الحمایه انگلیس قرار گرفت.

اوگاندا در سال 1962م استقلال خود را بدست آورد.

اوگاندا 5/16 میلیون نفر سکنه دارد که بخش مهمی از آن را 40 قبیله با 4 زبان اصلی تشکیل می دهد. 75% مردم به زبان سواحیلی تکلم می کنند که این امر نشانه نفوذ مسلمانان در این سرزمین است. 40% مردم اوگاندا مسلمان هستند و کشور مزبور عضو سازمان کنفرانس اسلامی می باشد. ( 26 ) اوگاندا هم اکنون با عدم ثبات سیاسی و ناامنی روبروست.

این کشور یکی از عظیم ترین منابع آب شیرین (17% مساحت کشور) را دارد و دریاچه های ویکتوریات، البرت و ادوارد بین این کشور و همسایه هایش قرار دارد. رودخانه نیل از اوگاندا تولد می یابد. این سرزمین پنجمین کشور صادر کننده قهوه در دنیاست و 90% جمعیت آن در بخش کشاورزی مشغولند.

روآندا

روآندا فلاتی است مرتفع با دریاچه ها و کوههای متعدد که بدور از دریای آزاد در همسایگی کشورهای بوروندی، اوگاندا، تانزانیا و زئیر قرار دارد و وسعت آن برابر 26000 کیلومتر مربع است. به دریای آزاد راه ندارد و محصور در خشکی است. مرکز حکومت آن «کیگالی می باشد. از 706000 نفر سکنه آن 70% یعنی 494200 نفر مسلمانند، یک سوم مسلمانان در مرکز حکومت سکونت دارند از 50 مسجد مسلمانان 5 مسجد در کیگالی تاسیس شده است. اتحادیه مسلمانان روآندا در سال 1964م تاسیس شد که همه مسلمانان عضو آن بوده و دولت هم آن را به عنوان نماینده رسمی مسلمانان شناخته است. در سال 1962م مردم این کشور بر اثر مبارزات قوم هوتوبه استقلال از کشور بلژیک دست یافتند و به استعمار 16 ساله بلژیک در این سرزمین پایان دادند.

بوروندی

کشور بوروندی با 27834 کیلومتر مربع در کناره شمال شرقی دریاچه تانگانیکا قرار دارد. 85% سکنه 5/5 میلیونی آن از تیره های هوتو ( 27 ) می باشند. 5% مردم مسلمان هستند.

اسلام در بوروندی به سال 1870م توسط کارگرانی که برای افسران آلمانی در تانزانیا کار می کردند انتشار یافت و اولین مسجد آنان در دهکده نیانزا در 135 کیلومتری مرکز حکومت تاسیس شد. گرچه بلژیکی ها که بوروندی را مستعمره خود نموده بودند با نیروهای مسلمان و فعالیت آنان به شدت مخالف بودند ولی با تلاش نوحدین به رهبری مبارزی بنام عمرانی بوسا، مسلمانان آزادی نسبی پیدا کردند و در سال 1952م با اصرار آنان مدرسه کودکان مسلمان بوجود آمد و رفته رفته نیروهای اسلامی به توسعه امور و انجام برنامه های تبلیغی پرداختند. مسلمانان در مرکز حکومت یعنی بوجومبورا و بخش مسلمان نشین مویانزی سکونت دارند و از سوی مقامات رسمی و دولتی مورد احترام می باشند. همجواری بوروندی با کشور اسلامی تانزانیا در گرایش مردم این سرزمین به آئین اسلام تاثیر وافری داشته است. ( 28 ) بازرگانان مسلمان هندی و عرب که در گذشته به این سرزمین مهاجرت کرده اند هم اکنون درصدی از مسلمین بوروندی را تشکیل می دهند.

زئیر (جمهوری فدرال کنگو)

این کشور در زمانی که تحت سلطه بلژیک بود به کنگوی بلژیک معروف بود و بعد از استقلال به کنگو نغییر نام یافت در هنگام ریاست جمهوری «موبوتو» مرکز حکومت آن از لئو پولیدویل به کین شانزا مبدل و نام کنگو به کنگوی کین شازا تغییر یافت و چون رودخانه کنگو در این کشور جریان دارد و به زبان محلی زئیر نام دارد، کشور مزبور به زئیر معروف است. ( 29 ) زئیر با 234500 کیلومتر مربع دومین کشور پروسعت آفریقا می باشد. زئیر توس استانلی کشف شد و در سال 1885م بصورت یک دولت مستقل تحت مالکیت پادشاه بلژیک لئوپولد دوم درآمد و در سال 1908م بصورت مستعمره ای از سوی بلژیک معرفی شد. این کشور در سال 1960م تحت رهبری پاتریس لومامبا قهرمان ملی آفریقای سیاه، استقلال خود را بدست آورد.

آری کنگو پهناور که 77 برابر بزرگتر از بلژیک است طی سالهای 1876 تا 1908م ملک شخصی پادشاه بلژیک بود که با استثمار بی رحمانه مردمان زئیر، به صورت یکی از ثروتمندترین افراد عالم درآمد. اگر کارگران آفریقائی از فرامین او تخلف می کردند تیرباران شده و یا دستهایشان قطع می شد یکی از منابع موثق تعداد قربانیان رژیم لئوپولد دوم را بین 5 الی 8 میلیون ذکر نموده است. در ضمن در مدت سلطه بلژیک بسیاری از ذخائر مس - طلا و منابع دیگر کنگو غارت شد. ( 30 )

مرکز حکومت آن کین شازا می باشد که در کنار رود کنگو قرار دارد و به لحاظ سیستم اداری به 9 استان تقسیم می شود. 250 نژاد دارد که به 400 لهجه تکلم می کنند اما زبان رسمی فرانسوی است.

زئیر 33740000 نفر سکنه دارد که 10% آن مسلمان هستند. اسلام از طریق مناطق شرقی وارد زئیر شد و تعداد مسلمانان در استآنهای کیوو و کاسای خاوری افزایش یافت. در کین شازا مرکز حکومت تعدادی مسجد و مدرسه اسلامی دایر است و روند گرایش مردم به سوی اسلام رو به افزایش است.

زئیر نخستین تولید کننده کبالت (73% تولید جهان) و ششمین تولید کننده مس در جهان می باشد. معادن الماس، قلع، آهن، طلا، کرم، منگنز، زغال سنگ هم دارد. ( 31 )

پی نوشتها

1- Albert-Bernard Bongo

2- سالنامه جمعیتی جهان 1990م - محمدرضا عسکری.

3- opec Seminar gabon oil industry (Rienna: opec- 1977) p . 70

4- گابن از اعضای کوچک اوپک و آخرین کشوری است که به عضویت آن پذیرفته شد.

5- اوپک و اثرات تخریبی تطبیق قیمت نفت ص 137.

6- آشنائی با کشورهای آفریقای غربی و مرکزی ص 172.

7- تاریخ آفریقا - حسین الهی ص 243.

8- Tukolor

9- تاریخ آفریقا بزیل دیوید سن ص 177.

10- نهمین کشور پروسعت جهان.

11- Jabalmara

12- Omdurman

13- سالنامه جمعیتی جهان (1990م)

14- Garange

15- بنا به اظهارات سفیر سودان در ایران شورش مذکور پایان یافته است.

16- غذایی است با ترکیبی از آرد حبوبات و برنج و روغن که از لحاظ پروتئینی قوی است و بصورت پودر ارائه می شود.

17- از گزارش سازمان ملل متحد، به نقل از روزنامه کیهان 17 آبان 71 ش 14620.

18- روزنامه اطلاعات ش 19518.

19- Chad

20- Tibesti

21- Njgmna

22- حسن هابره حافظ منافع فرانسه بود و «گوگونی که خواهان برکناری هابره بود از سوی لیبی حمایت می گردید.

23- روزنامه جهان اسلام 4 تیر ش 307.

24- تاریخ آفریقا - دکتر حسین الهی ص 125 و 126.

25- نزدیکترین نقطه نیجر تا ساحل اقیانوس اطلس 650 کیلومتر فاصله دارد و این کشور فاقد راه آهن می باشد.

26- اسلام گرایان اوگاندایی در آوریل 1993 میلادی «حزب انقلاب اسلامی را در این کشور تاسیس کردند تا از طریق آن، قانون شریعت اسلامی را برای توسعه فرهنگ اخلاق اسلامی در اوگاندا به اجرا درآورند.

27- Hoto

28- اقلیت های مسلمان در جهان امروز، ص 224.

29- جنگ جغرافیا، ص 3050- آفریقا باید متحد شود، قوام نکرومه ترجمه دکتر توکل ص 46.

31- تاریخ آفریقا - دکتر حسین الهی ص 145.


ه- آفریقای جنوبی (جنوب شرقی، جنوب و جنوب غربی آفریقا)

آفریقای جنوبی به طور کامل در نیمکره جنوبی قرار گرفته و بیشتر ارتفاعات آن در بخش شرقی قرار گرفته است. صحرای کالاهاری به عنوان یکی از خشک ترین صحراهای دینا اکثریت مساحت کشور نامیبیا و سرزمین بوتسوانا را پوشانیده و تا آفریقای جنوبی امتداد دارد. بجز نوار باریک ساحلی بنام بیابان «نامیب زمستان آن با مقداری بارندگی همراه است. ( 1 ) در قسمت های شمالی و مرکزی آفریقای جنوبی آب و هوای گرم و مرطوب استوایی حاکم می باشد. اما سواحل شرقی و غربی از آب و هوای اقیانوسی برخوردارند. در سواحل جنوبی نوعی آب و هوای مدیترانه ای را می توان دید. بزرگترین جزیره آفریقا یعنی ماداگاسکار در جنوب شرقی آفریقا قرار دارد، گرچه در جنوب آفریقا غلبه با نژاد سیاه است اما نژاد دورگه، مهاجرین اروپائی و آسیائی و هندی نیز در این ناحیه اقامت دارند.

مجموع کشورهای این بخش آفریقا که 14 واحد سیاسی را در بر می گیرند وسعتی برابر بیش از 5/6 میلیون کیلومتر مربع دارد که در میان آنان آنگولا بیشترین مساحت را به خود اختصاص داده است. اما موریس با 2045 کیلومتر مربع کوچکترین این کشورها می باشد. آفریقای جنوبی با 33 میلیون سکنه پرجمعیت ترین کشور در این ناحیه از آفریقای سیاه می باشد.

مهاجرین هندی و آسیائی و نیز محکومینی که توسط استعمارگران باین ناحیه می آمدند در نشر اسلام کوشیدند و هم اکنون از حدود 110 میلیون سکنه آفریقای جنوبی (جنوب شرقی، جنوب و جنوب غربی) بدلیل تبلیغات وسیع و نفوذ شدید استعمار در این نقاط تنها رقمی در حدود 15 میلیون نفر مسلمان می باشند. و صرفا کشوری که بیشاز 90% مسلمان دارد سرزمین کومور واقع در جنوب شرقی آفریقاست. اکثریت سکنه موزامبیک نیز پیرو آئین اسلام هستند. یکی از عوامل دیگری که میزان مسلمانان این منطقه نسبت به نقاط دیگر آفریقا کمتر است بدلیل آن می باشد که در راس دولت های این کشورها افراد مسیحی (غالبا) وجود دارند و در صدد آن هستند که آمار مسلمانان را کم جلوه دهند.

کشورهای آنگولا، نامیبیا، موزامبیک، سوازیلند، لسوتو، زامبیا و زیمبابوه در خط مقدم مبارزه با آفریقا جنوبی می باشند.

موزامبیک (2)

جمهوری موزامبیک با 800000 کیلومتر مربع در جنوب شرقی آفریقا و در همسایگی تانزانیا، سوازیلند، آفریقای جنوبی، مالاوی، زامبیا و زیمباوه قرار دارد. ساحل شرقی آن پست بوده ولی نواحی دیگر آن حالت فلاتی دارد. ارتفاعاتی هم در شمال و غرب آن واقع ایت. رودهای آن بخصوص زامبزی از فلات موزامبیک سرچشمه می گیرد و به سوی آفریقای مرکزی روانه می گردد. بخش مهمی از موزامبیک را جنگ فرا گرفته است، نقاط کوهستانی، آب و هوای معتدل و بقیه نقاط آب و هوای گرم و مرطوب دارد در سال 1948م اولین بار «واسکودوگاما» این سرزمین را کشف نمود. و در سال 1909م موزامبیک رسما جزو مستعمرات پرتقال قلمداد گردید که پس از مبارزات طولانی مردم، موزامبیک استقلال خود را بدست آورد. (در سال 1975م به رهبری فره لیمو)

موزامبیک در حال حاضر 5/15 میلیون نفر سکنه دارد که اکثرا از نژاد سیاه و بخصوص بانتو هستند گرچه زبان رسمی پرتقالی است ولی اکثریت، به زبان محلی نانتو تکلم می نمایند. مرکز حکومت آن شهر «ماپوتو» می باشد.

نام موزامبیک از نام یکی از حکام مسلمان آن بنام سید موسی سامبیق گرفته شده که پرتقالی ها آن را تغییر داده و آن را «آفریقای شرقی پرتقال نامیدند و خوشبختانه پس از استقلال، نام اسلامی خود را بازیافت.

نفوذ اسلام در آن قدمتی هزار ساله دارد. دولت های اسلامی سوفولا و سامبیق در نواحی شرقی آن صاحب قدرتی بودند که تا امتداد رودخانه «زامبزی ( 3 ) گسترش یافتند. در قرن هشتم هجری عده ای از بازرگانان مسلمان نواحی عربستان و خلیج فارس راهی این سرزمین شده و در میان قبایل بت پرست آن ندای توحید و یکتا پرستی را سردادند و به نشر آئین رهائی بخش اسلام پرداختند. «مسعودی جغرافی دان مسلمان از رونق و شکوفایی تمدن اسلامی در موزامبیک سخن رانده و از روابط بازرگانی این سرزمین با نواحی مسلمان نشین خاورمیانه مطالبی را ذکر نموده است.

در سال 1505 میلادی نیروهای متجاوز پرتقالی به شهر مسلمان نشین سوفالای موزامبیک حمله نموده و به قتل عام مردم پرداختند و عده ای را به عنوان برده به کارهای شاق گماردند و پس از آن شهر مزبور را تصرف کردند. نبرد بین پرتقالی ها و اهالی مسلمان شهر «موسی سمبیق واقع در جزیره ای در شمال موزامبیک 4 قرن به درازا کشید. این مبارزات بی امان بود که پرتقالی ها را به شدت عصبانی نمود و موجب آن گشت تا به قتل عام وحشیانه مسلمانان پرداخته و رهبران مسلمان را از داخل هواپیما زنده زنده به طرف مراکز سکونت مسلمین پرتاب کنند. ( 4 ) استعمار پرتقال، برای مبارزه اساسی با اسلام که سد راه غارتگری اش بود با تصویب قانونی، تعلیم زبان عربی و آموزش قرآن کریم را ممنوع ساخت و افراد مختلف را طی برنامه هایی مجازات و مبلغین اسلامی را تبعید نمود و برای مجاهدان مسلمان اردوگاههایی را در نظر گرفت تا آنها را دور از مسلمین نگاه دارد. با این وجود، مقاومت مسلمانان در برابر حکومت استعماری پرتقال به سستی و فتور گرایش نیافت و گرچه عده ای کشته و گروه زیادی به مالاوی و تانزانیا مهاجرت نمودند. با قتل عام مردم موئدا در نواحی ماکنده ( 5 ) مسلمانان با آنها و سایر قوای موزامبیکی متنحد شده و در سال 1962، جبهه آزادی بخش موزامبیک را تشکیل دادند که نبرد مسلحانه ای را بر علیه متجاوزین پرتقالی آغاز کرد نهضت مزبور که به آن فره لیمو می گفتند اساسا از مسلمانان شمالی ترکیب یافته بود اما رفته رفته بدلیل نفوذ رهبران مسیحی بر علیه مسلمین تبعیض روا داشته و آنان را از موقع رهبری و حتی از میان توده عادی کنار زده و بسیاری را کشتند و تشکیل مزبور که به همت مسلمین بوجود آمده بود متوجه مسیحیت و حتی مارکسیست شد و به ضد اسلام سوق داده شد.

از سال 1975م که موزامبیک به رهبری فره لیمو کسب استقلال کرد دولت الحادی و مارکسیست روی کار آمد که تمام اعضای آن مسیحی بودند، این تشکیلات از هر فرصتی برای تحقیر مسلمانان استفاده کرد و عده ای از مسلمانان ماکویایی را وادار نمود که خوک پرورش دهند. هزاران مسلمان را در اردوگاههایی محبوس نموده که بدلیل شرایط بسیار ناگوار آن، بسیاری جان خود را از دست داده اند. مسلمانان هم اکنون در شرایط بسیار ناگواری زندگی می کنند و تماس آنان با جهان اسلام در سطح نازلی قرار دارد.

موزامبیک در حال حاضر 5/15 میلیون نفر سکنه دارد که اکثریت آنان مسلمان هستند و نیمی از مسلمانان 14 واحد سیاسی جنوب آفریقا تنها در این کشور ساکنند اما متاسفانه در شرایط بسیار سخت و خشنی زندگی می کنند. بزرگترین قبیله موزامبیک یعنی ماکوا با 5/4 میلیون نفر غالبا تابع دین اسلام هستند. 4 ایالت شمای شامل زامبزیا، کابودلگار، نامپولا و نیاسا، از اکثریت مسلمانان برخوردارند.

در سالهای اخیر درگیری های شدیدی بین نیروهای دولتی و نیروهای مقاومت ملی موزامبیک (رنامو) پدید آمده که ظاهرا با پیمان صلحی بین آنان و رئیس جمهور موزامبیک این شورش ها تا حدودی تنزل یافته است. ( 6 ) ولی از عوارض آن آواره شدن و فقر و محرومیت بسیاری از مسلمانان موزامبیک می باشد. ظاهرا در حال حاضر معاون وزیر دادگستری و مسئول امور مذهبی موزامبیک مسلمان است وی درباره امام خمینی (قدس سره) گفته بود:

«ما باید از این رهبر بزرگ و رهنمودهایی که برای بشریت به جای گذاشته است به عنوان ابزار قوی در راه تداوم تفکرات والا که باعث سعادت مادی و معنوی بشر می شود استفاده کنیم. » ( 7 )

با آنکه موزامبیک اراضی حاصلیخیزی دارد اما طی 16 سال نبرد بین نیروهای دولتی و شورشیان رنامو آن را به سرزمینی جنگ زده و دچار قحطی و گرسنگی شدید تبدیل کرده است. انسآنهای گرسنه در صف های منظمی ایستاده اند تا سهمیه غذای خود را که از سوی نیروهای امدادی سازمان ملل توزیع می شود دریافت کنند ارائه طولانی این کمک های غذایی، مردم را در تهیه مایحتاج خود ناتوان نموده و عقل معاش و قدرت تلاش را از آنان گرفته است. این در حالی است که 85% مردم که در روستاها زندگی می کنند، توانایی کشاورزی را دارند اما وقوع جنگ خونین داخلی و خشکسالی موجب آن شده که 5/15 میلیون سکنه موزامبیک، حدود 3 میلیون نفر به کمک های غذایی وابسته باشند و خشکسالی موجب خالی شدن روستاها شده است. 75% اقتصاد موزامبیک را یک میلیارد دلاری تشکیل می دهد که هر ساله، موزامبیک به صورت کمک خارجی دریافت می دارد. مصالحه اخیر بین شورشیان راستگرا و دولت چپ گرای خواکیم چیسائو - رئیس جمهوری موزامبیک - گرچه ممکن است این کمک ها را تقلیل دهد اما 5/1 میلیون نفر موزامبیکی که به کشورهای همسایه گریخته اند اگر به وطن بازگردند به غذا و وسایل کار و زندگی نیاز خواهند داشت. ( 8 )

جمهوری فدرال اسلامی کومور

کومور مجمع الجزایری است در جنوب شرقی آفریقا در آبهای اقیانوس هند که در شرق سواحل موزامبیک و شمال غربی ماداگاسکار قرار دارد. مساحت آن به 2236 کیلو مربع بالغ می گردد.

کومور از جزایر فعال آتشفشانی بوجود آمده و در حال حاضر کوه کارتالا با 2360 متر ارتفاع (بلند نقطه کشور) آتشفشانی فعال محسوب می شود. سه جزیره اصلی آن عبارتند از گراند کومور - که با 1150 کیلومتر مربع وسیع ترین آنهاست - آنژوان و موئلی. چندین جزیره کوچک هم دارد. به سبب محصور بودن در آبهای اقیانوس هند و نزدیکی به خط استوا، آب و هوای گرم و مرطوب دارد. ساکنین اولیه کومور از جزایر پولینزی هستند. این سرزمین در قرون قبل به تصرف مسلمانان درآمد و اهالی آن به اسلام گرویدند. از سال 1843م فرانسه این کشور را مستعمره خود نمود و در سال 1912م رسما مستعمره این استعمار گر شد و با ماداگاسکار (مالاگاشی) که تحت الحمایه فرانسه بود، یکی گردید اما پس از چندی جدا شد و در سال 1971م به لحاظ اقتصادی خود مختار شد.

در سال 1975م مجلس نمایندگان کومور به طو یکجانبه استقلال کومور را اعلام نمود. کشورهای اروپای غربی، عربستان، عراق و کویت از سال 1979م با رژیم آن روابط سیاسی و تجاری برقرار نمودند و کومور که پس از کودتایی، از سازمان وحدت آفریقا خارج شده بود در این تاریخ به عضویت آن درآمد. کومور از 7 ناحیه تشکیل شده که به شکل فدرال اداره می شود. مرکز حکومت آن مورونی است که در جزیره گراند کومور قرار دارد.

480000 نفر سکنه دارد که 30% آن در شهرها (10% در مرکز حکومت) زندگی می کنند. رشد جمعیت 3% و تراکم نسبی آن 215 نفر در کیلومتر مربع می باشد. ترکیب کلی جمعیت از تیره های آفریقائی است اما دو دسته مهاجر در آن سکونت دارند دسته اول مهاجران سواحل شرقی آفریقا، ماداگاسکار، ایران، اعراب و هندی ها دسته دوم اروپائی ها شامل پرتقالی ها، هلندیها و فرانسوی ها، زبان رسمی عربی است اما زبان سواحیلی و فرانسوی هم در آن رایج است. 99% مردم مسلمان هستند و اقلیتی مسیحی هم دارد.

کومور پس از استقلال به خاطر قطع کمک فرانسویان به قحطی تهدید گردید که بر اثر کمکهای بین المللی و دول عربی، مردم از گرسنگی نجات یافتند. اقتصاد آن بر کشاورزی متکی است و برنج و سیب زمینی از محصولات مهم آن است. با این حال کومور واردکننده مواد غذایی است. صنایع آن عبارتند از: وانیل سازی، عطر سازی، قایق سازی، زینت آلات و عتیقه جات. واحد پول آن فرانک سی اف آ ( CfA. f ) و برابر صد سانتیم است.

جمهوری ماداگاسکار (مالاگاشی)

ماداگاسکار با 587041 کیلومتر مربع وسعت در جنوب شرقی آفریقا و به صورت جزیره ای نسبتا وسیع در آبهای اقیانوس هند قرار دارد. این سرزمین از نظر وسعت چهارمین جزیره دینا می باشد.

این کشور از سال 1895م تحت نفوذ فرانسه درآمد ولی در سال 1947م انقلاب مردم اوج گرفت و در آوریل 1960م استقلال یافت مرکز حکومت آن شهر «تاناناریو» می باشد.

از قرن ششم تا قرن نهم که سیل عربستان، خلیج فارس، آسیای جنوب شرقی و هند باین ناحیه سرازیر شد، اسلام توسط مهاجرین مذکور که مسلمان بودند در ماداگاسکار موج فزاینده ای بخود گرفت. در دوران استعمارگری فرانسه گرچه فعالیت های تبشیر شدت یافت اما موفق نشدند شعله های پرفروغ اسلام را در این کشور خاموش کنند و مهاجرت مسلمانان آفریقای شرقی به آن بر گسترش اسلام در این کشور افزود. در وضع فعلی گروه نژادی «آنتابی مورو» مسلمانان هستند و در سواحل غربی نیز عده ای مسلمان سکونت دارند از 11 میلیون مردم مالاگاشی 3 میلیون نفر مسلمان هستند ولی همچنان درانزوا و تحت شرایط سختی زندگی می کنند.

از هنگامی که در سال 1972م گروهی چپ گرا روی کار آمدند و کشور را به سوی سوسیالیزم سوق دادند مسلمانان تحت فشار افزونتری قرا گرفتند. از حوادث اسف بار ماداگاسکار باید حادثه سرکوبی مسلمانان «مجنگا» را که توسط گروههای ضد اسلام اتفاق افتاد ذکر نمود. در این حادثه بیش از 600 مسلمان به شهادت رسیده و هزاران نفر زخمی و مجروح شدند و دهها هزار نفر را به اجبار از جزیره بیرون راندند و لطمات و صدمات فراوانی بر اموال و دارائی مسلمین وارد شد. دولت هم هیچ حمایتی از مسلمانان نکرد.

جمهوری مالاوی (نیاسالند)

مالاوی با 118484 کیلومتر مربع وسعت در جنوب شرقی آفریقا و در کنار دریاچه مالاوی قرار دارد کوهها و جنگلها چهره طبیعی این کشور را بوجود آورده اند. مرکز حکومت آن «لیلونگره است که در نواحی غربی آن قرار دارد. تعداد قابل توجهی از مسلمانان در این مرکز سکونت اختیار نموده اند و به ساخت مدارس قرآنی و مساجد متعدد اقدام کرده اند. از 5/8 میلیون سکنه مالاوی، 40% مسلمان هستند که غالبا در اطراف دریاچه مالاوی و جنوب کشور زندگی می کنند. با وجود اکثریت مسلمان در این کشور، بدلیل فشارهای سیاسی و اختناقی که مسیحیان حاکم بر آن، بوجود آورده اند، در محرومیت اقتصادی بسر می برند و در مسائل سیاسی، نظامی و فرهنگی دخالت ناچیزی دارند.

بازرگانان مسلمان، حدود یک قرن در مالاوی مشغول نبرد با استعمار انگلستان بودند که سرانجام با نقشه های استعماری آنان سرکوب شده و عقب نشینی نمودند و این سرزمین تحت سیطره انگلستان قرار گرفت.

در جریان فشارهای شدیدی که بر مسلمین وارد شد تعداد زیادی مسلمان به تانزانیا، زیمبابوه و زامبیا مهاجرت نموده که مشغول کارگری هستند. مسلمانان مالاوی اکثرا مشغول فعالیت های کشاورزی می باشند.

مالاوی به موزامبیک وابسته است و دو راه آهن این کشور، آن را به اقیانوس هند ارتباط می دهد. ( 9 )

جمهوری زامبیا

جمهوری زامبیا با 752614 کیلومتر مربع در جنوب آفریقا واقع است. رود زامبزی مرز طبیعی این کشور و زیمباوه می باشد. زامبیا مدتها ازنقاط مهم صادر کننده برده بود و در سال 1851م پای انگلستان بدان گشوده شد و به نام غارتگری انگلیسی یعنی «سیسل رودز» به رود زیای شمالی معروف گردید و در سال 1964م با مبارزات مردم، مستقل و نام قدیمی خود یعنی زامبیا را بازیافت. زامبیا از 9 استان تشکیل شده و مرکز حکومت آن شهر لوزاکا می باشد که در جنوب شرقی آن واقع است.

از 5/7 میلیون سکنه آن 10% یعنی 750000 نفر مسلمان هستند که در استان کوپربلت و بویژه در مرکز آن «آندولا» در اکثریتند. اغلب مسلمانان سنی مذهبند ولی شیعیان هندی در بین آنها دیده می شوند، این گروه در مرداد ماه سال جاری ( 1371 ) برای انسجام خود، سازمان اسلامی شیعیان را رسما تشکیل دادند. منشا نژادی مسلمانان، آفریقائی و مهاجرین آسیای جنوب شرقی می باشد.

موریس

جزیره موریس در فاصله 800 کیلومتری ماداگاسکار به همراه چندین جزیره دیگر در وسعتی برابر 2045 کیلومتر مربع در 12 مارس سال 1968م دولتی مستقل را بوجود آورد. موریس تا زمان استقلال، تحت سلطه فرانسه بود. این جزیره در قرن شانزدهم توسط ناوگان پرتقالی در حالی که غیر مسکونی بود کشف گردید. بعد از استقلال کمیته عمل مسلمانان در اداره این کشور، نقش عمده ای ایفا نمودند، از یک میلیون سکنه آن 20% مسلمان هستند که غالب آنان نژاد هندی دارند و به زبان اردو و گجراتی تکلم می نمایند. مسلمانان به فعالیت های کشاورزی، بازرگانی و حرفه های تخصصی مشغولند و چند وزیر مسلمان در هیئت دولت وجود دارد. تعداد 100 مسجد در سراسر موریس دایر شده که مدارس مذهبی و قرآنی بدآنها وابسته اند. مسلمانان تشکیلاتی بنام «جنبش اسلامی موریس دارند زیمباوه ( 10 )

زیمباوه

زیمبابوه یعنی ساختمان یک پارچه عظیم سنگی که ناحیه ای پر از خرابه هایی از این نوع ساختمان در این کشور دیده می شود که ارزش تاریخی دارد و نام این کشور از آن گرفته شده است. زیمبابوه در گذشته های دور تمدنی قدیمی را بخود دیده است. «کارل مانش سیاح آلمانی کناره های زیمبابوه را در سال 1871م بدون سکنه کشف کرد اما پرتقالی ها نخستین افرادی بودند ک به این سرزمین وارد شدند. 14% از سکنی 9 میلیون نفری زیمبابوه مسلمان هستند. مسلمانان بازماندگان مهاجران مالایائی، هندی، سومالیائی، و موزامبیکی، هستند که در نقاط مرکزی و جنوب شرقی تمرکز بیشتری دارند.

اسلام از سال 1870م مطابق با 1287ه-ق از طریق مهاجرت مسلمانان زنگبار به سرزمین زیمبابوه راه یافت. مسلمانان ضمن تبلیغات اسلامی و آموزشهای مذهبی به بومیان آفریقائی طرق مبارزه با استعمار و نبرد با متجاوزین را آموختند و به همین دلیل اشغالگران انگلیسی از ورود مسلمانان به این کشور ممانعت به عمل می آوردند.

آنگولا

جمهوری آنگولا در آفریقا جنوب غربی و در ساحل اقیانوس اطلس و جنوب خط استوا قرار دارد و با 1264704 کیلومتر مربع یکی از واحدهای پروسعت آفریقا به شمال می رود و 14 برابر پرتقال (استعمارگر آنگولا) وسعت دارد. ناحیه جدا افتاده کابیندا (در شمال غربی آن) بخشی از سرزمین انگولا به شمار می رود که از جنگلهای استوایی پوشیده شده و بارندگی بیش از حد، آن را به صورت غیر مسکونی درآورده است. آنگولا جامعه ای است مرکب از گروههای مختلف، با فرهنگ های گوناگون، اما سکنه مهم آن بانتوها هستند که به صد قبیله و عشیره تقسیم می شوند. ( 11 )

اسلام توسط مهاجرین زنگی به آنگولا راه یافت. این ها، هم اکنون در نقاط جنوبی سکونت دارند. از حدود 5/9 میلیون سکنه آنگولا با وجود تبلیغات استعماری پرتقال (در هنگام استعمار این کشور) و نیز حاکمیت رژیم های چپ گرا بر آن، 20% مسلمان هستند و در حال حاضر یکی از وزرای آنگولا مسلمان می باشد. اکثریت، کاتولیک و پروتستان مذهب و بزرگترین اقلیت آن مذهب آنیمست (ابتدائی) دارند.

در سال 1976م که گروه مارکسیستی مپلا کنترل آنگولا را در دست گرفتند برای مسلمانان شرایط خشنی بوجود آوردند به نحوی که تعداد قابل توجهی از آنان به کشورهای دیگر آفریقا که از امنیت بهتری برخوردار بود مهاجرت کردند.

نامیبیا

سازمان ملل متحد بدلیل وجود بیابان نامیب در این ناحیه و وجود قبیله ناما، کشور مزبور را نامیبیا نامید که در آفریقای جنوب غربی قرار دارد. وسعت آن 823144 کیلومتر مربع است و صحرای کالاهاری و بیابان نامیب بخش عظیمی از این کشور را فرا می گیرد. از قرن نوزدهم این سرزمین با عنوان آفریقای جنوب غربی آلمان به عنوان مستعمره آلمان قلمداد گردید. در سال 1945م از سوی سازمان ملل، قیمومیت نامیبیا به آفریقای جنوبی واگذار شد اما در سال 1966م این قیمومیت را پایان یافته اعلام کرد و به آفریقای جنوبی دستور داد که مردم را در اداره حکومت خود آزاد بگذارد. ولی تا سال 1989 میلادی آفریقای جنوبی از واگذاری حکومت به مردم محروم و مظلوم و رنج دیده این سرزمین خشک خودداری نمود و مصوبات سازمان ملل را قبول نکرد.

برای مبارزه با تهاجم آفریقای جنوبی از سوی مردم نامیبیا قیامها و اعتراضاتی صورت گرفت که در سال 1958م به تاسیس سازمان خلق آفریقای جنوب غربی (سواپو) ( 12 ) منجر شد، رهبران این جنبش در آغاز به صورت تبعید در تانزانیا به سر می بردند که در آنجا تحت تاثیر مسلمانان ضمن فراگیری تعلیمات مذهبی، با روشهای مبارزه بهتر و بیشتر آشنا شدند. رهبری این جنبش را «سام نجوما» به عهده داشت در سال 1974م سواپو از طرف مجامع رسمی و بین المللی به عنوان نماینده قانونی مردم نامیبیا به رسمیت شناخته شد و در نتیجه سایر گروهها بدان پیوسته و بر علیه سیاست آفریقای جنوبی دست به پیکار همه جانبه زدند. سازمان وحدت اسلامی آفریقا نیز آن را در سال 1964م به رسمیت شناخته بود. ( 13 )

با مبارزات مسحلانه و عملیات پارتیزانی مداوم و مستمر نیروهای سواپو، سرانجام در سال 1989م دولت نژادپرست آفریقای جنوبی تسلیم حق قانونی مردم شد و این کشور آزادی را در آغوش کشید.

5% سکنه 1200000 نفری نامیبیا پیرو آئین اسلام هستند.

بوتسوانا

این کشور در جنوب آفریقا و در نزدیکی بیابان کالاهاری قرار دارد. مدار - راس الجدی - از جنوب این کشور عبور می کند. آب و هوای گرم و خشک دارد و وسعت آن به 600372 کیلومتر مربع بالغ می گردد. از 1280000 نفر آن 5% مسلمان هستند که درگابرون و لالاتس مساجدی ساخته و دو مدرسه اسلامی هم دارند.

لسوتو

لسوتو از هر طرف به آفریقای جنوبی محصور می باشد و در واقع در کام این کشور است. سرزمینی است کوهستانی و محصور در خشکی با آب و هوای معتدل قبلا بنام باسوتولند معروف بود. در قرن نوزدهم انگلستان به غارت منابع الماس و طلای آن پرداخت. از 1737000 سکنه آن 5% مسلمان هستند.

سوازیلند

سوازیلند از سه طرف با آفریقای جنوبی هم مرز است. از شرق با موزامبیک مرز مشترک دارد کشوری است محصور در خشکی، کم ارتفاع و آب و هوای معتدل دارد در سال 1968م از کشور انگلستان استقلال پیدا کرد. بدلیل نفوذ استعمار و تبلیغات مسیحیان و شرایط خشن بر آن، اسلام در این کشور گسترش زیادی ندارد. و از 751000 نفر جمعیت آن در حدود 4% پیرو آئین جاودانی و حیات بخش هستند.

آفریقای جنوبی

جمهوری فدرال آفریقای جنوبی با 1122306 کیلومتر مربع در منتهی الیه جنوب آفریقا قرار دارد. آب و هوای آن در مجموع معتدل و مرطوب است و رودخانه مهم آن اورانژ نام دارد. مرکز اداری و اجرائی آن شهر پرتوربا و مرکز قانون گذاری کیپ تاون و مرکز اقتصادی آن بلوتوم فتین نام دارد.

30% الماس دنیا و مقادیر عظیمی از طلای جهان در این کشور استخراج می شود. تولید طلا از سال 1977م 967 تن بود که 701 تن آن به آفریقای جنوبی تعلق داشت. ( 14 )

با کشف الماس در سال 1867م در آفریقای جنوی، دندان انگلستان برای تجاوز به این سرزمین تیزتر شد.

حدود 32 میلیون نفر سکنه دارد که از نژادهای سیاه، رنگین پوست، آسیائی و اروپائی می باشند. «بوئرها» گروهی از هلندیها بودند که به آفریقای جنوبی مهاجرت کرده و در آن سرزمین به کشاورزی مشغول شدند این افراد، سیاهان جنوب را به زیر سلطه کشیدند ولی در قرن نوزدهم که انگلستان قصد تصرف آفریقای جنوبی را داشت، بوئرها دست به اسلحه بردند و با آنان به نبرد پرداختند.

اما با وجودحمایت سیاسی - تبلیغاتی آلمان از بوئرها، انگلستان بدلیل مجهز بودن به سلاحهای قوی و قوای بسیار، مقاومت بوئرها را درهم شکست. البته قبل از بوئرها، پرتقالی ها به جنوبی ترین نقطه آفریقا یعنی دماغه کاپ رسیدند، سفید پوستان رفته رفته با وجود آنکه اقلیتی از سیاهان را تشکیل می دادند بر این نژاد محروم و مظلوم سلطه یافته و بر آنان حکومت می نمودند اما سیاست خاصی را پیش گرفتند و آن جدائی نژادی یا رژیم آپارتاید ( 15 ) است. اپارتاید در کشورمزبور جدائی نژادی را به حدی شبیه نوعی فاشیزم خطرناک سیاسی رسانیده بود.

اروپائیان حاکم بر این کشور با صدور کارت هویت نژادی برای افراد بومی 16 سال به بالا کلیه اعمال و حرکات وموقعیت آنان را در کنترل دارند. صاحب چنین کارتی ازحق انتخاب شدن و انتخاب کردن در مجلس محروم است. سطح زندگی بین اقلیت 4 میلیونی و کثریت سیاهپوست تفاوت بسیار زیادی دارد و مردم بومی در نهایت فقر و محرومیت به سر می برند. گرچه در سالهای اخیر آزادی هایی به سیاهپوستان داده اند ولی هنوز آنان به حقوق واقعی خود دست نیافته و همچنان با اختناق، فشار و سرکوبی روبرویند.

که در انتهای جنوبی آفریقای جنوبی قرار دارد جایگاه اولیه ( 16 ) مسلمین وارد شده باین کشور است. تلاش مسلمین این ناحیه برای زنده نگاه داشتن آئین جاودانی اسلام همراه با حوادثی است که برخی توام با عزت و افتخار و در مواردی هم با درد و رنج توام بوده است. اولین گروههای مسلمان، بردگان، محکومین و زندانیان سیاسی بوند که از سواحل شرقی و غربی آفریقا، آسیای جنوب، جنوب شرقی توسط استعمارگران بین سالهای 1652م تا 1834م آورده شده بودند. شماری از آنها را کشتی های انگلیسی، فرانسوی و منتقل نمودند. به عنوان مثال گروهی از آنان به مردیکرز ( 18 ) معروف بودند که از مالزی به عنوان خدمتکاران هلندی به هلند مسافرت کرده و همراه با بوئرها (هلندی ها) باین ناحیه آمده بودند. 5/26% این بردگان از میان آفریقائی ها و بویژه ماداگاسکار که محل تردد کشتی ها و حمل بردگان بود، انتخاب گردیدند. 40% از آسیای جنوبی و 5/33% از آسیای شرقی و جنوب شرقی. بردگان آفریقایی غالبا از مناطق زنگبار، جزیره ایبو و موزامبیک و نیز از غرب آفریقا (گینه، سنگال، گامبیا و بنین) خریداری می شدند. بردگان ماداگاسکاری نژاد دورگه اندونزی - آفریقائی و آمیخته ای از دو فرهنگ را داشتند.

در پایان قرن هیجدهم تقریبا کلیه بردگان این منطقه به اسلام گرویده بودند. در نزدیکی کیپ تاون و در آبهای اقیانوس اطلس، جزیره روبن ( 19 ) واقع است که زندان بسیاری از مسلمانان و مبارزان برای آزادی آفریقای جنوبی بود. این جزیره از سال 1652م که سفیدپوستان باین سرزمین آمدند به عنوان زندان مورد استفاده قرار گرفت. بسیاری از علمای اسلامی که برای تبلیغ به آفریقای جنوبی آمدند باین جزیره تبعید می شدند. سید علوی 11 سال از عمر خود را در جزیره روبن گذراند. وی پس از آزادی شدن، اولین امام جماعت مسلمانان شهر کیپ تاون بود.

عبدالله بن عبدالسلام معروف به توان گورو (استاد محترم) به مدت 13 سال در جزیره مزبور تبعید بود و در زمان بتعید موفق شد کتاب معرفت الاسلام و الایمان را بنویسد. امام نورمان که نقش مهمی در بیداری مسلمین کیپ تاون داشت در این جزیره تبعید بود. در این جزیره آرامگاهی قرار گرفته که سمبل مسلمانانی است که برای آفریقای جنوبی مبارزه کرده اند و تاریخ آن به 1960م می رسد. عده ای عقیده دارند «توان ماتاره که شخصیتی اسلامی با تحصیلات عالیه بود در اینجا دفن است او آنقدر مقدس و محترم بود که حتی زندانبآنهای غیر مسلمان جزیره وی را در دیدار با سایر زندانیان آزاد گذاشته بودند. نلسون ماندلا معروفترین مبارز آفریقائی 27 سال از دوران عمر خود را در جزیره یاد شده زندانی بود.

مسلمانان اولیه، شافعی مذهب بودند و امروزه اقلیتی با مذهب حنفی هم در میان مسلمانان هستند. از همان اواسط قرن هفدهم که هلندیها به سواحل آفریقای جنوبی آمدند، مسلمانان بومی، درگیری را با آنان آغاز کردند اما با وجود مقاومت آنان، هلندی ها کیپ تاون را به تصرف خود درآوردند.

علاوه بر افراد بومی 85% دیگر مسلمین که منشاء هندی، اندونزیائی، مالاوی، زنگباری و موزامبیکی دارند در آفریقای جنوبی به سر می برند که اغلب در کاپ ناتال و ترانسوال اسکان یافته اند. آنان به امور بازرگانی، فنی و صنعتی و کارگری اشتغال دارند. مسلمانان مجلس اسلامی دارند که 150 مؤسسه اسلامی تحت پوشش آنان فعالیت می کند و تدریس اسلامی در 200 مسجد آن انجام می گیرد. مسلمانان، ضمن برپائی شعائر دینی با مسلمین جهان در ارتباطند. ( 20 ) اولین مدرسه اسلامی درسال 1791م در شهر کیپ تاون برای آموزشبردگان مسلمان و سیاهان آزاد بوجود آمد و از آن سال تا 1832 میلادی 12 مدرسه دیگر پدید آمد. با آموزشهای اسلامی این مدارس تا سال1842م 35% مردم کیپ تاون مسلمان بودند. از نیمه های قرن نوزدهم مسلمانان الفبای عربی را برای نوشتن زبان محاوره ای «افریکانس ( 21 ) (مخلوطی از هلندی، آسمانی و انگلیسی هم دارد) برگزیدند و بعدا چندین کتاب دینی باین زبان نوشتند. تنها در خلال سالهای 1868م تا 1910م، 74 جلد کتاب باین زبان تالیف شد. بهره برداری از الفای عربی در نوشتن زبان افریکانس نشان دهنده نسبت بالای سواد در میان بردگان مسلمان آورده شده باین منطقه است و گویای نقش مسلمین و غنی سازی زبان مذکور است. ( 22 ) هم اکنون به علت تبلیغات منفی و سرکوبی شدید رژیم نژادپرست آفریقای جنوبی تنها 2% سکنه آفریقای جنوبی مسلمان هستند.

پی نوشتها

1- اطلس شگفتی های جهان - ترجمه و تالیف غلامرضا کیامهر، تهران 1369 ص 36.

2- بنا به گزارش بانک جهانی در سال 1991 موزامبیک با درآمد سرانه 70 دلار در سال فقیرترین کشور جهان بوده است.

3- Zambezi

4- نبرد اسلام در آفریقا - سید هادی خسروشاهی.

5- Makonde

6- روزنامه جهان اسلام سال دوم ش 421.

7- روزنامه جمهوری اسلام شنبه 10/4/68 ص 12.

8- گزارش سازمان ملل متحد به نقل از روزنامه کیهان 17 آبان 1371 ش 14620 ص 16.

9- تاریخ آفریقا - دکتر حسین الهی ص 274.

10- Zimbabwe

11- آنگولا، داگلاس ل. ویلر. رنه پلی سیه، ترجمه محمود فخر داعی، تهران خوارزمی، بخش اول.

12- South West Africa people oranization (SWAPO)

13- نژادپرستی و آپارتاید در آفریقای جنوبی و نامیبیا - دکتر حسین الهی ص 132.

14- کیهان ش 10448.

15- Apartheid

16- Cape of Gd Hope

17- Cape Town

18- Mardy Kers

19- Robben

20- مجله العالم ش 422

21- Afrikaans

22- تاریخ اسلام در آفریقای جنوبی مهندس حسن بشیر مندرج در روزنامه اطلاعات.


فهرست مطالب

مقدمه 2

طلوع ارزشها 2

گسترش اسلام 4

عوامل پیروزی 5

هجوم به سرزمین های اسلامی 6

جهان اسلام و موقعیت فعلی 8

رستاخیز اسلام 10

و اما نوشتار حاضر 13

پی نوشتها 15

کلیاتی درباره جهان اسلام 16

گذری بر گذشته تاریخی 16

موقعیت جفرافیائی جهان اسلام 20

ویژگی های طبیعی کشورهای اسلامی 21

خلیج های مشهور 24

دریاچه های مشهور 25

رودخانه های مشهور 25

پی نوشتها 26

مسائل جمعیتی و دموگرافیکی جهان اسلام 27

نواحی جعیت 28

قطب های جمعیتی 29

نژاد و زبان 32

اقلیت های مسلمان 34

آوارگان و پناهندگان جهان اسلام 38

نگاهی به مسائل اقتصادی کشورهای اسلامی 41

سازمان کنفرانس اسلامی 48

فعالیت های فرهنگی 50

فعالیت های اقتصادی 50

فعالیت های سیاسی 51

مسلمانان قاره آسیا 53

مقدمه ای درباره سیمای کلی این قاره 53

مسلمانان قاره آسیا 54

الف - آسیای جنوب غربی (خاور میانه) 55

خاور میانه 55

عربستان 58

فلسطین 62

جمهوری عراق 67

پی نوشتها 72

سوریه 74

لبنان 80

یمن 87

پی نوشتها 91

اردن 93

کویت 94

امارات متحده عربی 96

عمان 98

بحرین 99

قطر 101

ترکیه 103

افغانستان 106

پی نوشتها 113

جمهوری اسلامی ایران (1) 115

جمهوری اسلامی ایران (2) 121

ب - آسیای جنوبی 128

آسیای جنوبی 128

مسلمانان هند 129

سرزمین کشمیر 135

نپال 141

بوتان 141

سریلانکا (سیلان) 142

پی نوشتها 144

جمهوری اسلامی فدرال پاکستان 146

جمهوری بنگلادش 149

جمهوری مالدیو 153

ج - آسیای جنوب شرقی 155

آسیای جنوب شرقی 155

اسلام در فیلیپین و مسلمانان مورو 158

پی نوشتها 163

سرزمین مسلمانان نشین بانگسامورو 165

سنگاپور 167

ویتنام 168

لائوس 169

کامبوج 170

دولت بودائی تایلند (سیام) و مسلمانان فطانی 171

دولت برمه و مسلمانان ناحیه آراکان 175

سرزمین اسلامی آراکان 177

پی نوشتها 180

اندونزی، پرجمعیت ترین کشور اسلامی 182

مالزی 188

برو نئی 193

د - آسیای جنوب شرقی 194

آسیای جنوب شرقی 194

ژاپن 195

کره شمالی 197

پی نوشتها 197

کره جنوبی 198

تایوان 200

هنگ کونگ و مکائو 201

مسلمانان چین 202

مسلمانان ترکستان شرقی (سین کیانگ) 207

پی نوشتها 209

ه- مسلمانان آسیای مرکزی 211

مسلمانان آسیای مرکزی 211

قرقیزستان 221

تاجیکستان 223

پی نوشتها 228

قزاقستان 230

ازبکستان 232

ترکمنستان 236

آذربایجان 239

گرجستان 243

ارمنستان 244

جمهوری خودمختار نخجوان 245

جمهوری خودمختار و مسلمان نشین چچن اینگوش (اینقوش) 246

مغولستان 249

پی نوشتها 251

آفریقا، قاره ای اسلامی 253

مشخصات عمومی قاره آفریقا 253

مشخصات عمومی قاره آفریقا (1 ) 253

مشخصات عمومی قاره آفریقا (2) 259

پی نوشتها 265

الف - آفریقای شمالی (مغرب بزرگ) 267

مصر 271

جمهوری لیبی 278

پی نوشتها 282

تونس 284

جمهوری الجزایر 286

مراکش (مغرب) 288

ب - آفریقای شرقی 291

اتیوپی 293

سرزمین مسلمان نشین اریتره 296

پی نوشتها 300

جمهوری سومالی 302

جیبوتی 306

کنیا 308

تانزانیا 310

ج - آفریقای غربی 313

پی نوشتها 317

جمهوری عربی صحرا 320

موریتانی 322

جمهوری مالی 324

جمهوری سنگال 327

گامبیا 329

گینه بیسائو 331

گینه کوناکری 332

پی نوشتها 333

بورکینافاسو (ولتای علیا) 335

جمهوری سیرالئون 336

لیبریا 337

ساحل عاج 338

توگو 341

بنین 342

جمهوری فدرال نیجریه 343

جمهوری متحده کامرون 348

گینه استوائی 350

پی نوشتها 351

جمهوری گابن 353

جمهوری کنگو (کنگوی برازاویل) 355

سائوتو و پرنسیب 355

سودان 359

چاد 362

نیجر 364

جمهوری آفریقای مرکزی 366

اوگاندا 367

روآندا 368

بوروندی 368

زئیر (جمهوری فدرال کنگو) 369

پی نوشتها 370

ه- آفریقای جنوبی (جنوب شرقی، جنوب و جنوب غربی آفریقا) 373

موزامبیک 374

جمهوری فدرال اسلامی کومور 378

جمهوری ماداگاسکار (مالاگاشی) 379

جمهوری مالاوی (نیاسالند) 380

جمهوری زامبیا 381

موریس 382

زیمباوه 383

آنگولا 383

نامیبیا 384

بوتسوانا 385

لسوتو 386

سوازیلند 386

آفریقای جنوبی 386

پی نوشتها 390

فهرست مطالب 392

سرزمین اسلام

سرزمین اسلام

نویسنده: غلامرضا گلی زواره
گروه: سایر کتابها
صفحات: 24