آثار و برکات سیدالشهدا در دنیا و آخرت

این کتاب در موسسه تصحیح شده است.

نویسنده: عليرضا رجالى تهرانى
امام حسین علیه السلام

آثار و برکات سیدالشهدا در دنیا و آخرت

نویسنده: علیرضا رجالی تهرانی


مقدمه

1- حضرت سیدالشهداعليه‌السلام ، یک انسان کامل و شخصیتی استثنائی است که دارای ابعاد وجودی متعددی بوده و در چهره‌های گوناگونی برای مردم جهان با مشربهای مختلف، جلوه کرده است. از این رو هر یک از آنها طبق مشرب خود، آثار و برکاتی را برای آن وجود شریف و نهضت مقدسش بیان می دارند، اما در این کتاب سعی شده، فارغ از هرگونه انحصارنگری، به بررسی آثار و برکات سیدالشهداعليه‌السلام پرداخته شود.2- از آنجایی که سالار شهیدان یک امام است و امامانعليه‌السلام به لحاظ مقام امامت، منشأ خیرات، برکات و آثار بسیاری هستند؛ آن حضرت نیز از آثار و برکات بی‌شماری برخوردار است. ولی بنای ما در این مختصر، بیان آثار و برکاتی است که می توان با استفاده از شواهد روایی و تاریخی در خصوص ابی عبدالله الحسینعليه‌السلام متذکر شد.3- شناسایی و بررسی موقعیت سیاسی، اجتماعی و فرهنگی دوران حسین بن علیعليه‌السلام می تواند در بیان و اهمیت آثار و برکات آن حضرت و حماسه کربلا، نقش مهمی را ایفا کند، که این مسئله نیز سعی شده در کتاب از نظر نگارنده دور نباشد.4- این کتاب که در نوع خود از اسلوب، تقسیم و تدوین جدید برخوردار است بدان جهت نگارش یافت که عاشقان و دوستداران سیدالشهداعليه‌السلام از آثار، برکات و فوایدی که آن امام شهید، در دنیا و آخرت، برای دوستدارانش دارد آگاهی بیشتری حاصل کرده تا درجهت معرفت و ازدیاد عشق و محبت به آن حضرت، تلاش جدی‌تر از خود نشان دهند.5- اگر چه به نظر می رسد که باید طبق نام کتاب، مطالب، در دوربخش: «دنیا و آخرت» تدوین می شد؛ ولی به خاطر پرهیزی از عناوین تکراری و جلوگیری از پراکندگی مطالب، کتاب را به صورت حاضر تدوین کرده و دو مقوله دنیا و آخرت را در هر یک از عناوین کلی داخل نمودیم.6- نظر به اینکه مقصود نگارند از نگارش این کتاب، معرفی و بیان اجمالی آثار و برکات سیدالشهداعليه‌السلام بوده است، از شرح و بسط زیاد مطالب پرهیز نموده و به عناوین و توضیحی کوتاه بسنده شده است.7- به امید آنکه این مختصر، مورد قبول حضرتش واقع شده، و برای عاشقان و دلباختگان آن عزیز، در جهت شناخت اثرات و برکات وجودی وی مؤثر افتد.تهران-فروردین 75علیرضا رجالی تهرانی


چراغ هدایت و کشتی نجات‌

من آن نورم که در شبهای تاریک چراغ رهنمای کاروانمدر این دریا منم آن ناخدایی که کشتی را به ساحل می‌رسانم‌روایت شده که امام حسینعليه‌السلام فرمود: «خدمت رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم شرفیاب شدم در حالیکه ابی بن کعب هم آنجا بود. حضرت رسول اکرمصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم فرمود: مرحبا به تو، ای ابا عبدالله، ای زینت آسمانها و زمین. ابی گفت: چگونه او زینت آسمانها و زمین است در صورتی که کسی غیر از تو چنین نیست؟ حضرت فرمود: ای ابی، قسم به کسی که مرا به حق به نبوت مبعوث کرد، حسین بن علی در آسمان بزرگتر از روی زمین است، و همانا بر طرف راست عرش الهی نوشته شده است که او چراغ هدایت و کشتی نجات است».[1] یکی از برکات فردی حضرت سیدالشهداعليه‌السلام این است که او «چراغ هدایت» و «کشتی نجات» است. اگر چه همه پیامبران و امامانعليه‌السلام چراغها و انوار هدایت و کشتیهای نجات و رهایی اند، چنانکه پیامبر اسلامصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم فرمود: «انما مثل اهل بیتی فیکم کمثل سفینة نوح من دخلها نجا، و من تخلف عنها هلک».[2] همانا خانداون و اهل بیت من در میان شما مانند کتشی نوح است که هر کس داخل آن شود نجات پیدا کرده و هرکس که از آن تخلف کند هلاک خواهد شد.اما کشتی نجات حسینعليه‌السلام حرکتش بر امواج توفنده و گسترده دریا، سریعتر و لنگر انداختن و پهلو گرفتن آن بر ساحلهای نجات آسانتر بوده و دایره بهره‌وری و استفاده از نور مشعل وجود حسینعليه‌السلام وسیعتر است.در آن زمانی که امواج بلند و سهمگین فساد و گناه بر پیکره نیمه‌جان جامعه اسلامی، و جان و دل مسلمانان، تازیانه مرگ می زد و گرداب حوادث و توطئه‌ها و پلیدیها، خفتگان در بستر غفلت را بی‌رحمانه به قعر تاریکی و تباهی می کشید، این حسین بود که با قیام و نهضت الهی خود و شهادت و اسارت اهل بیت خویش، گرفتاران در این اوضاع خطرناک را از دریای پر تلاطم ساخته شده به دست فتنه‌گر «بنی امیه» نجات بخشید و با کشتی رهایی خود، این خفتگان و غافلان و گرفتاران را به ساحل نجات رهنمون نمود.آری، حسینعليه‌السلام «مصباح الهدی» است تا در این ظلمتکده خاک، دلیل و راهنمای راه باشد؛ و «سفینة النجاة» است تا در اقیانوس متلاطم فتنه‌ها و ضلالتها، غرق شدگان را که کشتی شکسته بودند فریاد رس باشد.ای که مصباح هدایت هستی و فلک نجات از چه با این اشکها ایجاد طوفان می کنی؟زنده در قبر دل ما بدن کشته تو است جان مایی و ترا قبر حقیقت دل ماست


محبت مکنون

از جمله احادیث نبوی که در واقع بیانگر تأثیر پذیری معنوی مردم از وجود مبارک سیدالشهداعليه‌السلام می‌باشد، حدیثی است که فرمود:«ان للحسین محبة مکنونة فی قلوب المؤمنین». [3] در کانون دلهای مؤمنین، محبتی نهفته و ویژه نسبت به حسین وجود دارد.کیست که نام حسینعليه‌السلام را بشنود و فردی از افراد بشر یا تنی از اولاد انسان باشد و حالت انقلاب و انکسار و دلباختگی برای او فراهم نشود؟ محبت حسینعليه‌السلام دلها را به التهاب در آورده و جگرها را گداخته و مذاب می‌سازد، و شورش دل و آتش درون را به ریزش قطرات اشک از دیدگان، آشکارا و عیان می‌کند.در کجای دنیا دیده می شود که شیعه و دوستدار حسین در آنجا باشد و اقامه عزای حسینی نکند. کیست که پس از دادن عزیزترین محبوب و مطلوب خود به اندک فاصله و مختصر وقت و گذشتن کمتر زمانی، آن مصیبت را فراموش نکند؛ جز مصیبت حسینعليه‌السلام که با این همه طول زمان و گذشتن قرنها، روز به روز این مصیبت تازه‌تر و شور و شراره‌اش بیشتر و بلندتر می‌گردد. آیا نه این، جذبه عشق و علاقه و تأثیر محبت و فرط دلبستگی و دلباختگی علاقه‌مندان نسبت به آن امام محبوب است؟و ای بسا، نامحرمان در برابر عظمت و جلالت حسینی تسلیم شده و به تواضع و تکریم در مقابل نام مبارک حسین و جلال و مقام او قد خویش به تعظیم و تسلیم خم نموده و به دین و آیین حسینی گراییده و از اکسیر محبت او مس خود را طلای ناب و زر خالص می‌گردانند.براستی، سنت الهی چنین بوده که محبت امامی که مسیر تاریخ را عوض کرده و دین الهی را نجات می بخشد به گونه‌ای خاص در دل و جان مسلمین و مؤمنین قرار گیرد، حتی کسانی که مقابل حسینعليه‌السلام قرار گرفتند به قول فرزدق: «دلهایشان با او بود، اگر چه بر اثر دنیا پرستی شمشیرهایشان بر روی او کشیده شد». چه رسد به مؤمنینی که عشق و محبت او با گل آنان سرشته شده است.حتی محبت حسینعليه‌السلام در دل و جان رسول اکرمصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم نیز ریشه دوانیده بود، به طوری که می فرمود: «هر گاه که به فرزندم حسین می‌نگرم، گرسنگی و اندوه از وجودم رخت بر می‌بندد».[4] و نیز می فرمود: «بار خدایا، من حسین را دوست دارم و آنان که دوستدار او هستند نیز دوست دارم».[5] .راه حسینعليه‌السلام راه دل است، و هرگاه عاشقی به دل توجه کند او را پیدا می‌کند. لذا در برخی روایات وارد است که: «قبر او در دلهای دوستداران اوست».سلام از دور و از نزدیک بهر او بود یکسان‌بلی قبر شریف او دل اهل یقین باشدآری، دل مؤمن جایگاه تابش نور پر فروغ و احیاگر حسین است. و هرگاه عشق و محبت فراتر از آفاق ظاهری و مادی باشد، رنگ ابدیت به خود می‌گیرد، زیرا پیوند این محبت در حریم حب خدا بوده است و بقای آن به بقای فیض ذات سرمدی، جاودانه است، که گفته‌اند:

این محبت راز محبتها جداست

حب محبوب خدا حب خداست

شاهی که نه سپهر از او برقرار شد

ماهی که مهر و ماه از او کسب نور کرد


سیدالشهدا، پدر امامان نه گانه‌

یکی دیگر از برکات فردی سیدالشهداعليه‌السلام که از ارزش معنوی بسیاری برخوردار است، این است که نه امام معصومعليه‌السلام بعد از او از فرزندان گرامی آن حضرت می‌باشند، و نسل امامان به برکت وجود او ادامه یافت. چنانکه از امام باقر و امام صادقعليه‌السلام روایت شده است که فرمودند: «خداوند عوض قتل امام حسینعليه‌السلام چهار ویژگی به آن حضرت عطا فرموده است: اول - امامت را در ذریه او قرار داده است، دوم - شفا را در تربت آن جناب قرار داده، سوم - کنار و زیر قبه او دعا مستجاب می‌باشد، چهارم - ایام زیارت کنندگان او از عمرشان حساب نمی‌شود».[6] .از طرفی در روایات بر این امر تصریح شده که علی بن الحسینعليه‌السلام بعد از پدر به امامت رسیده است. چنانکه عبدالله بن عتبه روایت کرده: خدمت امام حسینعليه‌السلام بودم که پسر کوچکترش «علی» وارد شد. (یعنی حضرت سجادعليه‌السلام که از علی اکبر کوچکتر بوده است. و این واقعه قبل از تولد علی اصغر می‌باشد). تا آنجا که می‌گوید: عرض کردم: اگر آن امری که از آن به خدا پناه می‌برم اتفاق افتاد، به چه کسی رجوع کنیم؟ (یعنی امام بعد از شما کیست؟) فرمود: به این پسرم: علی، او امام و پدر امامان است...»[7] .روایت در این زمینه زیادتر از آن است که در این مختصر بدانها پرداخته شود، ضمن اینکه ادامه امامت از ذریه امام حسینعليه‌السلام به خاطر مشهور بودن آن، نیازی به استدلال روایی بیشتر از آنچه ذکر شده، ندارد.باری، استمرار خط مستقیم و هدایتگر امامت به برکت وجود مقدس سیدالشهداعليه‌السلام است، و این از بزرگترین برکتهای فردی و معنوی آن حضرت است

.او شفیع است این جهان و آن جهان

این جهان در دین و آنجا در جنان

شفاعت

یکی دیگر از آثار و برکات فردی سیدالشهداعليه‌السلام که در نزد شیعیان اهمیت و جایگاهی خاص دارد شفاعت در آخرت است.شفاعت از ماده «شفع» به معنی ضمیمه کردن چیزی به همانند اوست، و از اینجا روشن می شود که باید نوعی شباهت و همانندی در میان آن دو بوده باشد، هر چند تفاوتهایی نیز در میان آنها دیده شود. به همین دلیل، شفاعت به مفهوم قرآنی آن بدین معنی است که: انسان گنهکار به خاطر پاره‌ای از جنبه‌های مثبت (مانند ایمان یا انجام بعضی از اعمال شایسته) شباهتی با اولیای الهی پیدا کند و آنها با عنایت و کمک‌های خود، او را به سوی کمال سوق دهند و از پیشگاه خدا تقاضای عفو کند. و به تعبیر دیگر حقیقت شفاعت، قرار گرفتن موجودی قویتر و برتر، در کنار موجودی ضعیف تر، و یاری رساندن به او برای پیمودن مراتب کمال است.شفاعت در جوامع انسانی غالباً همان پارتی بازی و استفاده از رابطه است. اما شفاعت مورد نظر در قرآن کریم و روایات اسلامی، متوجه شایستگی‌های افراد است نه روابط شخصی بین شفاعت کننده و شفاعت شونده.شفاعت اقسامی دارد که برخی از آنها نادرست و ظالمانه است و در دستگاه الهی وجود ندارد، ولی برخی صحیح و عادلانه است و وجود دارد. شفاعت غلط بر هم زننده قانون و ضد آن است، ولی شفاعت صحیح حافظ و تأیید کننده قانون است. شفاعت غلط آن است که کسی بخواهد از راه پارتی بازی جلوی اجرای قانون را بگیرد. برحسب چنین تصوراتی از شفاعت، مجرم بر خلاف خواست قانونگذار و بر خلاف هدف قوانین اقدام می‌کند و از راه توسل به پارتی بر اراده قانونگذار و هدف قانون چیره می‌گردد. اینگونه شفاعت، در دنیا ظلم است و در آخرت غیر ممکن. ایرادهایی که بر شفاعت می‌شود بر همین قسم از شفاعت وارد است، و این همان است که قرآن کریم آن را نفی فرموده است.شفاعت صحیح، نوعی دیگر از شفاعت است که در آن نه استثنا و تبعیض وجود دارد و نه نقض قوانین و نه مستلزم غلبه بر اراده قانونگذار است. قرآن این نوع شفاعت را صریحاً تأکید کرده است که این نیز بر دو قسم‌است:1- شفاعت «رهبری» یا شفاعت «عمل».2- شفاعت «مغفرت» یا شفاعت «فضل».نوع اول شامل نجات از عذاب و نیل به حسنات و حتی بالا رفتن درجات می‌باشد، و نوع دوم شفاعتی است که تأثیر آن در از بین بردن عذاب و در مغفرت گناهان است، و حداکثر ممکن است سبب وصول به حسنات و ثوابها هم بشود ولی بالا برنده درجه شخص نخواهد بود.با توجه به آنچه به طور اجمال در خصوص شفاعت گفته شد، لازم به ذکر است که یکی از شفاعت کنندگان از اهل بیت، حضرت سیدالشهداعليه‌السلام است، ولی آن حضرت شفیع کسانی است که از مکتب او هدایت یافته‌اند، نه شفیع کسانی که مکتبش را وسیله گمراهی ساخته‌اند.قرآن و مکتب حسینی ریسمانهایی هستند که قدرت دارند بشر را از چاه نگون بختی به اوج سعادت بالا برند: یکی «حبل من الله» و دومی «حبل من الناس» است؛ ولی اگر کسی از این دو حبل الهی سوء استفاده نمود، جرم از ریسمان نیست، علت این است که او در سر سودای بالا رفتن نداشته است، و البته چنین مردمی به وسیله قرآن و مکتب حسینی به قعر دوزخ برده می‌شوند.[8] .شفاعت به معنی وسیع کلمه، در هر سه عالم (دنیا، برزخ و آخرت) صورت می‌پذیرد، هر چند محل اصلی شفاعت و آثار مهم آن در قیامت و برای نجات از عذاب دوزخ است، از این رو سیدالشهدا هم در دنیا، هم در برخ و هم در آخرت شفیع دوستداران و شیعیان حقیقی‌اش بوده و خواهد بود.چنانکه در روایتی از امیرالمؤمنینعليه‌السلام آمده است: «برای ما شفاعت است و برای دوستان ما نیز شفاعت است». [9] و در روایتی دیگر آمده است: «شافعان امامان هستند و دوستان مؤمنانند»[10] .و معلوم است که امام حسینعليه‌السلام یکی از امامان معصوم بوده که در قیامت و محشر کبری از شیعیان و دوستانش شفاعت می کند. بطوری که یکی از روایان گوید: روایتی از قول ابی عبدالله الحسینعليه‌السلام به من رسیده بود که آقا فرموده است: «هر کس پس از مرگ من مرا زیارت کند، پس از مرگش من هم او را زیارت می نمایم». این روایت در ذهن من بود، تا اینکه شبی در عالم واقع ابی عبدالله الحسینعليه‌السلام را دیدم، گفتم: آقا این روایت درست است و از شماست؟ «قال: نعم، و لو کان فی النار اخرجته منها» فرمود: آری، هر چند در آتش باشد او را بیرون می آورم. عرض کردم: آیا از این به بعد این روایت را بدون واسطه از خود شما نقل نمایم؟ فرمود:آری.[11]

به محشر که کسی نیست غمخوار کس

شفیع محبان، حسین است و بس

‌ترا ز باب حسینی برند جانب جنت

ترا که عاشق اویی، ترا که شیعه اویی


دوستداران حسین و دوستان دوستداران او بهشتی‌اند

یکی دیگر از آثار و برکات فردی سید الشهداعليه‌السلام که در سرای دیگر ظهور کرده و جلوه‌نمایی می‌کند، بهشتی شدن دوستداران و حتی دوستان و دوستداران آن حضرت است. چنانکه حذیفة بن یمان گوید: رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم را دیدم که دست حسین بن علیعليه‌السلام را در دست خودگرفته بود و می‌فرمود:«یا ایها الناس، هذا الحسین بن علی فاعرفوه، فو الذی بیده، انه لفی الجنة، و محبه فی الجنة، و محبی محبیه فی الجنة»[12] ای مردم، این حسین بن علی است، او را بشناسید؛ سوگند به آن خدایی که جانم به دست اوست، براستی او در بهشت است، و دوستدار او نیز در بهشت است، و دوستدار دوستدار او نیز در بهشت می‌باشد.و از امام موسی بن جعفرعليه‌السلام روایت شده که فرمود:«رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم دست حسن و حسینعليه‌السلام را گرفت و فرمود:«هر کس این دو پسر و پدر و مادر آنان را دوست داشته باشد، روز قیامت در درجه من با من خواهد بود»[13] .و نیز رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم فرمود: «آگاه باشید، همانا حسینعليه‌السلام دری از درهای بهشت است، هر کس با او دشمنی کند خدا بوی بهشت را بر او حرام می‌کند»[14] .و معلوم است که این مقام عظیم تنها با محبت ظاهری حاصل نمی‌شود، بلکه مقصود، محبت خاصی است که مخصوص کسانی می‌باشد که در درجات بالای ایمان هستند. اگر چه دوستی و محبت امامان معصوم و امام حسینعليه‌السلام ثمر بخش است ولی احراز مقام والای معیت بارسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم در بهشت برین، محبتی فراتر از ظاهر می‌طلبد.


ایجاد اخلاق جدید در جامعه مسلمین‌

اگر دیدی که نابینا و چاه است اگر خاموش بنشنیی گناه است یکی از آثار و برکات سیدالشهداعليه‌السلام در بعد اخلاقی - تربیتی این است که قیام او باعث گردید در جامعه مسلمانان نوعی اخلاق جدید بلند نظرانه پدید آید و نظر انسان را به زندگی خود و دیگران، دگرگون سازد تا بتواند بدینوسیله جامعه را اصلاح نماید. و به عبارت دیگر، با خودسازی به دیگر سازی نیز بپردازد.آری، در آن زمانی که بنیاد روانی و اخلاقی مردم در هم ریخته و ویران شده بود و این ویرانی شامل رهبران مسلمین و بزرگان آنان نیز شده بود و با اخلاق و شیوه‌ای وحشتناک زندگی می‌کردند، امام حسینعليه‌السلام یگانه درمان آن حالت بیمار گونه را که در مجتمع مسلمانان مورد قبول واقع شده بود، در قیام آشکار و فریاد درآن سکوت مرگبار دید. لذا آن حضرت با خون پاک خود و فرزندان و یارانش و با همه اعتبارات احساسی و تاریخی، حتی شمشیر و عمامه جدش رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم ، وارد مبارزه گردید تا همه روزنه‌ها و راههای توجیه را فرو بندد.سیدالشهداعليه‌السلام نیک دریافته بود که وجدان شکست خورده و اخلاق پست امت را نمی‌توان به وسیله رویارویی ساده دگرگون ساخت، از این رو با قیام و شهادت خویش دیری نپایید که اخلاق هزیمت و فرار را به نیرویی عظیم درآورد و اخلاق جدیدی به جای آن جایگزین نمود. براستی شهادت حسین بن علیعليه‌السلام تأثیر ژرف و شگرفی بر شیعیان ساکن و ساکت بجای گذاشت، و سرنوشت غم انگیز نواده پیامبر اکرمصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم عواطف اخلاقی و مذهبی مردم را بهم ریخت.در اثر قیام و شهادت امام حسینعليه‌السلام موجی در روح مسلمین به وجود آمد، حمیت و عزت، شجاعت و صلابت به وجود آمد،و احساسات بردگی و اسارتی که از اواخر حکومت عثمان و تمام دوره معاویه بر روح جامعه اسلامی حکمفرما بود، تضعیف شد و ترس آنها را فرو ریخت، خلاصه، ابا عبداللهعليه‌السلام به اجتماع اسلامی شخصیت داد.کربلا و قیام سیدالشهداعليه‌السلام نمایشگاه اخلاق عالی اسلامی و انسانی با همه صفات و طراوت آن بود و این اخلاق را نه به زبان که در عمل به خون پاک خویش بر صفحه ماندگار تاریخ به ثبت رسانید.از پا حسین افتاد و ما بر پای بودیم زینب اسیری رفت و ما بر جای بودیم

احساس گناه در بین مسلمین

یکی دیگر از آثار نهضت و شهادت سیدالشهداعليه‌السلام این بود که مردم پس از مدت کوتاهی متوجه عدم توانایی و ضعف نفس خود شدند، لذا احساس عمیق ندامت و گناه کرده و چنین اندیشیدند که برای جبران این اهمال کاری و غفلت، و نیز برای طلب بخشایش الهی، باید جانبازیهای مشابهی را انجام دهند. و از جمله کارهای امام زین‌العابدینعليه‌السلام این بود که کوشید این احساس گناه را شعله‌ور سازد. از این رو به گروه انبوهی از مردم کوفه نهیب زده و فرمود:«ای مردم، شما را به خدا سوگند می دهم، آیا شما فراموش کردید که نامه‌ها برای پدرم نوشتید و چون به سوی شما آمد، به او خدعه و نیرنگ زدید؟! شما با پدرم عهد و پیمان بستید و با وی بیعت کردید، اما بیعت خود را شکستید و او را به قتل رساندید پس هلاکت بر شما باد و با این توشه‌ای که به آخرت فرستادید هلاکت بر شما باد. چه رأی زشت و پلیدی را که برای خود پسندیدید! آنگاه که به دیدار پیغمبر خداصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم می‌شتابید و به شما بگوید: «عترت مرا کشتید، هتک حرمت مرا کردید.» با چه دیده‌ای به او نظر خواهید کرد؟ و سرانجام به شما خواهد گفت: «از امت من نخواهید بود»[15] .این احساس گناه عامل همیشه شعله‌وری بود که مردم را برای شورش و انتقام جویی همواره به جلو می‌راند.استاد «عادل ادیب» در این باره می‌نویسد: شهادت فجیع امام حسینعليه‌السلام در کربلا موجی شدید از احساس گناه در وجدان هر مسلمانی برانگیخت. آنان پی بردند که می‌توانستند او را یاری دهند. اما از آن پس که با او برای قیام پیمان بستند، او را یاری نکردند. این احساس گناه دو جنبه داشت: از یک طرف انسان را وادار می ساخت که گناهی را که مرتکب شده با کفاره بشوید، و از طرف دیگر نسبت به کسانی که او را به ارتکاب چنین گناهی واداشته بودند، احساس کینه و نفرت کند. به طوری که انگیزه انقلابهای متعددی که در اثر قتل امامعليه‌السلام برپا شد، همان کفاره یاری نکردن به حضرت او، و انتقام گرفتن از امویان بود.مقدر چنین بود که آتش این احساس گناه، پیوسته برافروخته بماند و انگیزه انتقام از بنی امیه در هر فرصت به انقلاب و قیام بر ضد ستمگران منتهی گردد.[16] .باری، بر اثر شهادت امام حسینعليه‌السلام این آیه شریفه مصداقی روشن یافت:«و یوم یعض الظالم علی یدیه». [17] .و روزی که ستمکار دستهای خود را از پشیمانی می‌گزد.


ازدیاد محبوبیت سیدالشهدا و خاندان وحی‌

سؤمین اثر مهم تربیتی قیام و شهادت سیدالشهداعليه‌السلام ، بالا بردن محبوبیت خاندان حضرت علیعليه‌السلام در اجتماع اسلامی و شناساندن بیشتر و بهتر آنان به مردم بوده است.مسئله داشتن محبوبیت و قبضه کردن افکار اجتماع از مسائل حیاتی و مهمی است که همواره مورد نظر حکومتها بوده و هست. حکومتها هر چند به طور اکثر تکیه گاه بزرگی جز قدرت ندارند، اما به خوبی می دانند که نیرومندتر از قدرت نظامی، جایگاهی است که در دلهای مردم می‌باشد، وسعی دارند آن را برای خویش به دست آورند. معاویه نیز با همه تلاشهای شیطانی خود به طور کلی می خواست دو چیزرا به دست آورد: یکی محبوبیت بخشیدن به خاندان و شجره خبیثه بنی امیه، و دیگری سقوط خاندان و شجره طیبه حضرت علیعليه‌السلام از محبوبیت. متأسفانه معاویه در این تلاش خود موفقیت بسیاری هم کسب کرد. اما با ظهور حماسه حسینی و جانبازیهای مردان راستین خدا، نفوذ معنوی و اعتبار روحانی عمیقی برای سیدالشهدا و اهل بیتعليه‌السلام ایجاد نمود. به طوری که هر چه از آن واقعه می گذشت مردم بیشتری به خاندان حضرت علیعليه‌السلام جذب می‌شدند این محبوبیت رفته رفته چنان بالا گرفت که عده‌ای برای خونخواهی و به نام هوا داران از خاندان رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم دست به قیام زدند.آری، اگر حسین بن علیعليه‌السلام پیش از نهضت مردانه‌اش به عنوان امام وقت و سبط پیغمبر و فرزند علی و فاطمه، و بزرگترین شخصیت از خاندان وحی شناخته می‌شد، پس از قیام با حفظ مقامات سابق، به نام عالیترین و کاملترین نمونه مردانگی و مجاهدت و فداکاری در راه خدا و حقیقت شناخته شد.«مسیوماربین آلمانی» در این خصوص می‌نویسد: «مهمترین اثر این نهضت این بود که ریاست روحانی که در عوالم سیاست اهمیت شایانی داشت، مجدداً به دست بنی‌هاشم افتاد، و به ویژه در بازماندگان حسینعليه‌السلام مسلم گردید، و چندی طول نکشید که (حکومت) ظلم و جور معاویه و جانشیان او منهدم شد و در کمتر از یک قرن قدرت از بنی امیه سلب گردید. منهدم شدن (قدرت) بنی امیه به قسمی شد که امروز نام و نشانی از آنها نمودار نیست و اگر در متن کتب تاریخی نامی از این قوم ذکر شده در تعقیب آن هزاران نفرین و ناسزا هم نوشته شده است، واین نیست مگر به واسطه قیام امام حسینعليه‌السلام و یاران با وفای او»[18]


بقای شریعت اسلام

او کشته شد که دین خدا جاودان شود

جان جهان فداش که بی مثل و گوهر است

اوضاع عمومی اسلام و مسلمین بسیار ناراحت کننده بود. فعالیت‌ها و تبلیغات مسموم بنی امیه علیه حضرت علیعليه‌السلام و خاندانش، و نیز تحریفات و بدعتهایی که زیرکانه در اسلام داخل کرده بودند، شرایط را جهت نابودی اسلام و محو نام حضرت محمدصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم آماده کرده بود. خلافت الهی به حکمت سلطنتی و دیکتاتوری تبدیل شده بود. روح شریعت اسلام یعنی پرهیزگاری و عدالت، در اجتماع دیده نمی‌شد و از احکام اجتماعی دین فقط جمعه و جماعت، آن هم به صورت تشریفات وجود داشت؛ و گاهی همین صورت تشریفاتی نیز به بدعت و بلکه فسق و فجور می‌گرایید. اکثر قریب به اتفاق نسل مسلمان که آن روزها در شبه جزیره عربستان زندگی می‌کرد، در پایان خلافت عمر متولد و در عصر عثمان پرورش یافته و در آغاز حکومت معاویه وارد اجتماع شده بودند، لذا پیامبر اکرمصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم را زیارت نکرده و شاید بتوان گفت مقام و منزلت خاندان وحی را درک نکرده بودند.در رأس جامعه‌ای که دچار بی‌ارادگی و ضعف نفس شده بود، حاکمی فاسق و فاجر چون یزید لقب شریف امیرالمؤمنین و خلیفه مسلمین را به ناحق با خود یدک می کشید. یک جوان قمار باز و شرابخوار، بی‌بند و بار و صد در صد اهل دنیا و خوشگذرانیهای آن بر مردم حکومت می کرد یک مغز الکلی که از نظر افکار، نسبت به اسلام و مقدسات اسلام کمترین عقیده‌ای نداشت، و میمون بازی و هوسبازی از کارها و تفریحات روزانه‌اش بود. انسانهای خطرناک و دنیا طلب به فرمان او در تمام استانها و شهرستانها بر اوضاع مسلط و بر دوش مسلمانان سوار بودند.در چنین وضع خطرناک و دردناکی، امام حسینعليه‌السلام پای فشرد و عزم جهاد راسخ کرد و با تعداد معدودی از یاران، همراه با زنان و کودکان به استقامت برخاست، و چنین فریاد کرد: «آیا نمی‌بینید که به حق عمل نمی‌شود و از باطل نهی نمی‌شود؟ در این هنگام باید شخص مؤمن حقا و واقعاً طالب لقای پروردگارش باشد»[19] .اگر دیدی که نابینا و چاه است اگر خاموش بنشینی گناه است‌باری، مقاومت و پایداری سیدالشهداعليه‌السلام بود که شریعت اسلام را بعد از اینکه در اثر طغیان معاویه و جور و بیداد او رو به اضمحلال گذارده بود، و تغییر و تبدیلی که او و پسر ناخلفش یزید در این دین بنا گذاشته و اساس دیانت را متزلزل بلکه مشرف به انهدام نموده بودند نجات بخشید. نهضت این بزرگوار و قیام نیرومندانه‌اش، بقای دین را باعث گردیده، و با خون خود و اصحاب و یارانش،گلستان دین را آبیاری و نهال گلستان شریعت را سرسبز و شاداب نمودند. اگر نهضت مقدس حسین نبود از اسلام به غیر از اسلام اموی و از دین جز دین یزیدی و دین تشریفاتی چیزی باقی نمانده بود.«مقرم» در کتاب مقتل خود می‌نویسد: نهضت حسینعليه‌السلام جزء اخیر از علت تامه جهت استحکام مبانی دین بوده، به طوری که این نهضت، بین دعوت حق و حملات باطل، تفرقه و جدایی انداخته، حق و باطل را از یکدیگر جدا نمود. لذا گفته شده است: دین را وجود مقدس محمد ی شروع نموده و بقای آن به واسطه وجود مبارک امام حسینعليه‌السلام تداوم یافت. «الاسلام نبوی الحدوث و حسینی البقاء»[20] .این برکت بزرگ که به خاطر وجود شریف حضرت سیدالشهداعليه‌السلام است، از تفسیر بعضی احادیث نبوی نیز به دست می‌آید، از جمله این حدیث معروف شریف که فرمود: «حسین منی و انا من حسین»[21] .حسین از من است و من نیز از حسینم.بفرمود احمد شه عالمین حسین از منست و منم از حسین‌بدین معنی که امام حسینعليه‌السلام سبط آن رسول گرامی بوده و از زبان مبارک نبوت و انگشت ابهام مقام رسالت تغذیه نموده و رشد و نمای او از شیره جان نبی اکرمصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم بوده است، و از طرفی پیامبر از امام حسین است زیرا دین آن رسول خاتم، به واسطه امام حسین و فداکاری و جان نثاری او به جهان و جهانیان نفوذ کرده و تجلیات و نورافشانی و گیتی شناسی خود را بعد از وفات پیغمبر معظم، به وسیله شهادت و جانبازی و از مال و عیال گذاشتن این بزرگوار به عالمیان جلوه و ظهور داده است.«واشنگتن ایروینک» مورخ آمریکایی گوید: «برای امام حسینعليه‌السلام ممکن بود که زندگی خود را با تسلیم شدن به اراده یزید نجات بخشد، لیکن مسئولیت پیشوا و نهضت بخش اسلام اجازه نمی داد که او یزید را به عنوان خلافت بشناسد. او بزودی خود را برای قبول هر ناراحتی و فشاری به منظور رها ساختن اسلام از چنگال بنی امیه آماده ساخت. در زیر آفتاب سوزان سرزمین خشک و در روی ریگهای تفتیده عربستان روح حسین فنا ناپذیر است. ای پهلوان و ای نمونه شجاعت و ای شهسوار من، ای حسین».[22] خون او تفسیر اسلام مبین منجی و احیاگر شرع است و دین


تفسیر و احیای اسلام و امر به معروف و نهی از منکر

از جمله آثار مهم سیاسی - اجتماعی قیام و نهضت حیاتبخش حسینی که به جای مانده، آشکار ساختن اسلام صحیح و احیای امر به معروف و نهی از منکر بود تا بطلان اسلام انحرافی اموی که پس از زمان رحلت نبی اکرمصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم صورت گرفت، روشن شود.خاندان بنی امیه در تبلیغات خود، خویش را از خاندان رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم قلمداد کرده و اسلام را وارونه به مردم نشان داده بودند و ایشان را در امور دین به ادعای اینکه اولی الامر واجب الاطاعه هستند در حیرت و سرگردانی گذاشته بودند؛ اما امام حسینعليه‌السلام با قیام خود همه این توطئه‌ها را بهم ریخت و اسلام اموی و دین یزیدی را از اسلام ناب محمدی جدا ساخت، و با نماز خونین خود در ظهر عاشورا، نماز را اقامه کرده عملاً معنا نمود.چنانکه در زیارت وارث می‌خوانیم: «اشهد انک قد اقمت الصلوة و اتیت الزکوة و امرت بالمعروف و نهیت عن المنکر».بنابراین، نهضت و شهادت سیدالشهداعليه‌السلام دو معنی داشت:1- نفی آنچه به نام اسلام مطرح بود، 2- اثبات آنچه از اسلام فراموش گشته و انکار شده بود - مانند امر به معروف و نهی ازمنکر - و این هر دو با هم، یعنی «احیای اسلام محمدی».پس از شهادت امام حسینعليه‌السلام ، گروه مکتبی، به حرکت توده‌ای مخالف تبدیل شد که بدون استثنا همه مسلمین را در بر گرفت، زیرا مسلمانان به حقیقت اسلام و هدف تفکر مکتبی پی برده بودند، طرز تفکری که از روز اول، شعار حکومتی غیر منحرف و صالح را فریاد می‌کرد. در آن زمان، تمام جهان اسلام دریافته بود که سکوت امت بر انحراف رهبری، خطایی فاحش به شمار می‌آید. زیرا این سکوت به فاجعه کربلا منجر شد. و همین امر آغازی شد برای انقلابها و امر به معروف و نهی از منکر.آری، کار انبیا و اولیای الهی در حقیقت امر به معروف و نهی از منکر و شناساندن معروف و منکر به مردم بوده است، و در این راستا، نه تنها به سخن بسنده نکردند که از درگیری و تحمل سختیها و دشواریهای آن نیز نهراسیدند. در این بین رسول اکرمصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم شناب بیشتری به آن دو امر داده و با تلاش و پیگیری اسلام را پیروز کرد.اما بعد از رحلت پیغمبرصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم مردم از خط مستقیم محمدی منحرف شدند و نا اهلان را به خلافت پذیرفتند که عامل مهم این مصیبت، جهل مردم و بی توجهی به امر به معروف و نهی از منکر بود. و امام حسینعليه‌السلام با قیام مصلحانه خود احیاگر حقیقی این دو فریضه الهی است. چنانکه سر قیام خویش را «اصلاح نمودن امت جدش و امر به معروف و نهی از منکر» معرفی می‌نماید. او با قیام خود به این دو اصل اسلامی، اعتبار و آبروی شایسته داد و ارزش آنها را در جهان اسلام بالا برد، یعنی در حالی که دیگران آن را در مرز ضرر شخصی متوقف می‌کنند و ارزش آن را پایین می‌آورند، نهضت حسینی مرزی برای آن نمی‌شناسد.گاهی گفته می‌شود: فقهای شیعه شرایطی را برای امر به معروف و نهی از منکر ذکر کرده‌اند که از آن جمله: ایمنی از ضرر بر جان و مال و ناموس است. پس شهادت حسینعليه‌السلام چگونه امر به معروف و نهی از منکر و یا برانگیزاننده بر آن است؟در جواب باید گفت: گاهی اوقات انسان با مسئله‌ای مواجه می‌شود که ناچار است بین از خود گذشتگی برای نجات دین و میهن از نابودی و هلاکت، و به زندگی خویش پرداختن و دین و وطن را رها کردن، یکی را انتخاب کند. و تردیدی نیست که او باید شهادت و از خودگذشتگی را اختیار کند. تا عمل کرده باشد به دو قاعده قطعی: «تقدیم اهم بر مهم» و «دفع ضرر اشد به ضرر اخف». و چنانکه می‌دانیم که در زمان خلافت یزید به جایی رسیده بود که قیام امری واجب و تکلیف الهی بود، اگر چه منجر به شهادت حسینعليه‌السلام و اسارت خاندانش گردد. و اگر ایمنی از ضرر، یک واجب مطلق بود و قیدی نداشت، هرگز جهاد در راه خدا بر مسلمانان واجب نمی‌گشت بلکه شهادت در راه خدا معصیت محسوب می‌شد! و حال آنکه چنین نیست.استاد شهید مطهری (ره) در این باره می‌فرماید: «امر به معروف و نهی ازمنکر در مسائل بزرگ مرز نمی‌شناسد، هیچ چیزی، هیچ امر محترمی نمی‌تواند با امر به معروف و نهی از منکر برابری کند. نمی‌تواند جلویش را بگیرد. این اصل دایر مدار این است که موضوع امر به معروف و نهی از منکر چیست. اینجاست که می‌بینیم حسین بن علیعليه‌السلام ارزش امر به معروف و نهی از منکر را چقدر بالا برد. همانطور که اصل امر به معروف و نهی از منکر را چقدر بالا برد. همانطور که اصل امر به معروف و نهی از منکر، ارزش نهضت حسینی را بالا برد، چون حسین بن علیعليه‌السلام فهماند که انسان در راه امر به معروف و نهی از منکر به جایی می‌رسد که مال و آبروی خودش را باید فدا کند، ملامت مردم را باید متوجه خودش کند؛ همانطور که حسین کرد».[23] .آری، به برکت وجود مقدس حسین و نهضت حیاتبخش وی و شهادت مظلومانه و در عین حال رسواگر او، حقیقت اسلام تفسیر شد و امر به معروف و نهی از منکر احیا گردید.هرگز فنا نیافت بقای تو، زانکه یافت آزادگی، بقای دگر از فنای تو


دمیدن روح استقامت و آزادیخواهی

یکی دیگر ازآثار و برکات سیاسی - اجتماعی سیدالشهداعليه‌السلام این بود که نه فقط با حرف که در عرصه عمل هم روح استقامت و پایداری وآزادیخواهی و حفظ کرامت و عزت نفس را در کالبد بی‌روح مسلمین در همه اعصار دمید.سالار شهیدان در برابر نیروی مهیب ستم و قوه قاهره بنی امیه، بالاترین استقامت و مهمترین پایداری و شهادت را به خرج داده و در مقابل آنان مقاومت کرده و به انسانها درس حریت و آزادگی آموخت. آن حضرت در آخرین لحظات حماسه کربلا با بدنی مجروح و خونین، دشمن را طرف خطاب قرار داده و فرمود: «ای پیروان ابوسفیان، اگر دین ندارید پس در دنیا آزاد مرد باشید».حماسه عاشورا سراسر، شعارهای آزادی‌طلبی و استقامت و عزت نفس است. چنانکه آن حضرت در روز عاشورا ضمن گفتارهای گرم و آتشین خود فریاد می‌زد: «این ناپاک و فرزند ناپاک، مرا بین دو کار مخیر ساخت: یا ذلت را بپذیرم و در برابر یزید تسلیم شوم، و یا اینکه کشته گردم و به حکم شمشیر تن دهم! اما از ما خاندان پیغمبر ذلت بدور است، نه خدا برای ما ذلت می‌خواهد و نه پیامبر او و نه مردان پاک دل و مؤمن و نه آن دامنهای منزهی که ما را در میان خود پرورانده است»[24] .آری، رمز موفقیت و راز پیروزی انسان در همیشه تاریخ بستگی به استقامت و پایداری در مقابل سختی‌های راه دارد و امام حسینعليه‌السلام با استقامت خود در برابر بنای شرک و اساس کفر و الحاد و بذل جان و تمام هستی خود در این راه مقدس، باعث دمیده شدن روح پایداری و آزادگی در بین مردم گشت، به طوری که در قیامهای بعد از آن حضرت این امر به خوبی مشهود است.

قیام حسینی الگوی قیامهای مقدس دیگر

قیامهای مقدس بشری دارای دو مشخصه هستند: اول اینکه آنها برای مقامات عالی انسانیت و توحید و عدل و آزادی، و برای رفع ظلم و استبداد صورت می‌گیرند. دوم اینکه، برقی هستند در ظلمتهای سخت که معمولاً مورد تصویب «عقلای قوم!» قرار نمی‌گیرند. قیام امام حسینعليه‌السلام هر دو مشخصه را دارا بود، و یکی از آثار این قیام، جنبه الگویی آن برای سایر نهضتها و قیامهای به حق و الهی است. تمام انقلابهای مقدسی که در جهان اسلام پس از شهادت حسینعليه‌السلام تا زمان ما به وجود آمد، خمیر مایه اصلی آن، قیام آن حضرت بوده و هست و خواهد بود، قیامی که الهام بخش همه نهضتهای اصیل رهایی بخش گردید. و این اصلی است که خود امام حسینعليه‌السلام در «بیضه» - یکی از منازل بین مکه و کربلا - به همراهان و یاران خویش فرمود: «ولکم فیه اسوة»[25] 25 در من برای شما نمونه و الگویی است. و چنانکه می‌دانیم این الگو، قیام بر علیه ظلم و فساد است، همان امری که باعث گردید خداوند متعال رسولش را در قرآن برای انسانها اسوه و الگو معرفی کند. و رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم فرمود: «برای شهادت حسینعليه‌السلام حرارتی در دلهای مؤمنان است که هرگز سرد و خاموش نمی‌شود»[26] .«استاد حسن ابراهیم» در این رابطه می‌گوید: «کشته شدن امام حسینعليه‌السلام در تهییج شیعیان و وحدت بخشیدن به آنها تأثیر بسیاری داشت. قبل از این رخداد، شیعیان پراکنده بودند؛ زیرا شیعه گری با خون آمیخته گشت و در اعماق قلوب شیعیان، نفوذ کرد و عقیده راسخ آنان شد»[27] .اثرات نهضت امام حسین از خود دستگاه اموی و دشمنان حضرت شروع شد. درست مثل آبی که با حرارت رو به جوشیدن می‌رود، پس از به جوش آمدن، نخست حبابهایی از ته دیگ بالا آمده و در روی آب می‌ترکد، پس از آن کم کم جوشیدن آغاز می‌گردد. انقلاب یک جامعه بر علیه دستگاه ظلم نیز به همین شکل است، اول انتقادها و فریادهای عدالتخواهی و تظلم که به حکم حبابهای ته دیگ هستند از گوشه و کنار کشور بر می‌خیزند و رفته رفته جان گرفته و دیگ جامعه جوشیدن آغاز می‌کند و دستگاه ستم را آنقدر بالا و پایین می‌برد که به صورت کف بی‌ارزشی بر روی زمین می‌ریزد.باری، بعد از شهادت امام حسینعليه‌السلام بلافاصله این فریادها و انتقادها که مقدمه فرو ریختن ارکان حکومت منحوس بنی امیه بود بلند شد. «سنان بن انس» هنوز از قتلگاه امام بیرون نرفته بود که یارانش به او گفتند: تو حسین بن علی، پسر پیغمبر، دختر رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم را کشتی! تو مردی را کشتی که از همه عرب بزرگتر است و آمده بود تا حکومت را از دست بنی امیه بگیرد! اکنون پیش امرای خود برو و پاداش خود را بگیر و بدان که اگر تمام موجودی خزانه‌های خودشان را در برابر کشتن حسین به تو بدهند باز هم کم است.[28] .و نیز«حمید بن مسلم»گوید: زنی را از طایفه «بکر بن وائل» که به همراه شوهرش بود در میان اصحاب عمربن سعد دیدم که چون دید مردم ناگهان بر زنان و دختران حسینعليه‌السلام تاختند و شروع به غارت و چپاول نمودند، شمشیری به دست گرفت و رو به خیمه آمد و صدا زد: «ای مردان قبیله بکر، آیا لباس از تن دختران رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم به یغما می‌رود؟ مرگ بر این حکومت غیر خدایی، ای قاتلان رسول خدا» در این هنگام شوهرش دست او را گرفته و به خیمه برگرداند. [29] اینها و موارد بسیار دیگر، نخستین عکس العمل‌های مردم از واقعه جانسور کربلا بود که رفته رفته به وسعت آن افزوده می‌گشت، تا جایی که روح انقلاب در مکتب اسلام دمیده شد ومردم هرگاه رهبر لایقی می‌یافتند بر علیه حکومت نامشروع و فاسد بنی امیه دست به قیام می‌زدند، و شعار غالب انقلابها «خونخواهی حسین» بود. شمار این انقلابها زیاد است که ما در اینجا به چند نمونه اشاره می‌کنیم.1- انقلاب توابین: این انقلاب در کوفه بر پا گردید و واکنش مستقیم قتل امام بود، و انگیزه آن، احساس گناه به علت یاری نکردن امام پس از آنکه کتباً از او دعوت کردند به کوفه آید - بود. لذا کوفیان خواستند ننگی را که مرتکب شده بودند با انتقام از قاتلان آن حضرت بشویند و دست به قیام زدند. این واقعه در سال 65 هجری روی داد.2- انقلاب مدینه: هدف این انقلاب خونخواهی نبود بلکه انقلابی بود علیه حکومت ستمکار بنی امیه. شرکت کنندگان در این قیام یک هزار تن بودند که به دست سپاهیان شام و با نهایت وحشیگری سرکوب گردید.3- قیام مختار ثقفی: این قیام در سال 66 هجری در عراق به انگیزه خونخواهی امام حسینعليه‌السلام و انتقام از قاتلان او صورت گرفت. این انقلاب به رهبری مختار توانست در یک روز دویست و هشتاد تن از قاتلان امام حسینعليه‌السلام را به قتل رساند.4- انقلاب مطرف بن مغیره: وی در سال 77 هجری بر علیه حجاج بن یوسف شورید و عبدالملک بن مروان را از خلافت خلع کرد.5- انقلاب ابن اشعث: او نیز بر علیه حجاج در سال 81 هجری شورید و عبدالملک مروان را از خلافت خلع کرد. این شورش تا سال 83 به طول انجامید. در آغاز، پیروزیهای نظامی به دست آورد اما بعدها شکست خورد.6- انقلاب زید بن علی: وی که از فرزندان امام زین‌العابدینعليه‌السلام بود در سال 122 هجری در کوفه قیام کرد، اما بیدرنگ به وسیله سپاهیان شام که در آن هنگام در عراق بودند سرکوب گردید.7- قیام حسین بن علی، شهید فخ: «فخ» نام وادی و محلی است در قسمت غربی و یک فرسخی شهر مکه، و آن جایی است که حسین بن علی (صاحب فخ) بر علیه حکومت عباسی در سال 169 هجری قیام کرد و با یاران خویش به شهادت رسید. وی یکی از سادات و علمای اسلام بود که برای عظمت تشیع با خون خویش پس از حدود یک قرن از ماجرای کربلا اثری عمیق در عالم تشیع بجای گذاشت.این انقلابها و انقلابهای دیگر، نقش مهمی در برابر حکومتهای ناشایست وقت از نظر محفوظ ماندن ظواهر اسلام و نام مقدس پیامبر اکرمصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم و رعایت حقوق مردم ایفا کردند. و این نهضتها خود یکی از آثار مهم و ثمرات نهضت ریشه‌دار و عمیق سیدالشهداعليه‌السلام بود. در زمان کنونی نیز خواستگاه انقلاب اسلامی ایران،مجالسی بود که به جهت بزرگداشت حماسه حسینی و واقعه عاشورا اقامه می‌گردید.قیام حسینی نه تنها برای مسلمین بلکه برای غیر مسلمانان نیز که به دنبال رهایی از ظلم و ستم بوده و هستند، سرمشق قرار می گیرد. «مهاتما گاندی» می گوید: من زندگی امام حسینعليه‌السلام آن شهید بزرگ اسلام را به دقت خوانده‌ام و توجه کافی به صفحات کربلا نموده‌ام و بر من روشن شده است که اگر هندوستان بخواهد یک کشور پیروز گردد، بایستی ازامام حسینعليه‌السلام پیروی کرده و سرمشق بگیرد. [30]

.حسین، کشته دیروز و رهبر روز است

قیام اوست، که پیوسته نهضت آموز است‌

خون او تفسیر این اسرار کرد

ملت خوابیده را بیدار کرد


بیداری خفتگان

از جمله آثار و برکات دیگری که قیام و شهادت سیدالشهداعليه‌السلام در بعد سیاسی - اجتماعی داشت، بیدار شدن خفتگان و انتقال روح مبازره جویی بر علیه ظلم و ستم بوده و هست.برای تنویر ذهن و تصویر مطلب، لازم است به طور اجمال اشاره‌ای به وضعیت جامعه اسلامی آن دوران داشته باشیم. مردم آن زمان به چند دسته تقسیم می شوند:دسته اول: که قسمت عمده مردم را تشکیل می داد، کسانی بودند که در مقابل فساد معاویه، اراده خود را از دست داده بودند و به پستی و خواری ناشی از فساد که پیرامون خلافت اسلامی را فرا گرفته بود تن در داده بودند.دسته دوم: کسانی بودند که منافع خصوصی خود را بر رسالت و امامت ترجیح می دادند. این دسته بر خلاف دسته اول فارغ از ظلم و انحراف بنی امیه بودند و آن را احساس نمی‌کردند.دسته سوم: ساده لوحانی که فریب فرمانروایان بنی امیه را خورده بودند. و اگر نبود قیام و مقاومت امام حسین و اصحاب راستین پیامبر به رهبری اهل بیتعليه‌السلام ، ساده لوحان بسیاری فریب خورده و می‌گفتند که اگر این دستگاه سلطنتی و کارهای آن قانونی نبود، صحابه رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم خاموش نمی‌نشستند.دسته چهارم: کسانی بودند که می‌پنداشت امام حسنعليه‌السلام خلافت را به معاویه واگذار کرده و با وی به خاطر اوضاع و احوال پیچیده زمان سازش نموده است! زیرا اگر چه برای مردم کوفه و عراق که از نزدیک در جریان بودند، ماجرای صلح تحمیلی آشکار بود؛ اما مسلمانانی که در گوشه و کنار جهان اسلامی آن روزگار پراکنده بودند - مانند مردم خراسان - و از دور دستی بر آتش داشتند از ابعاد مسئله بی‌خبر بودند از این رو امام حسینعليه‌السلام با قیام خونین خود ثابت کرد که صلح برادرش به معنای کناره‌گیری از رسالت اهل بیتعليه‌السلام نیست.گذشته از این چهار دسته که در واقع جملگی در خواب خرگوشی مشترک بودند، دو دسته دیگر یعنی پیروان بنی امیه و یاران حقیقی امام حسینعليه‌السلام نیز وجود داشتند. زیرا اگر چه اصحاب سیدالشهدا بسیار اندک بودند ولی قابل ذکر است که برخی از شیعیان و علاقه‌مندان امام در سایر ایالتهای اسلامی بودند و پس از اطلاع یافتن از دعوت حضرت، خواستند به او لبیک گویند ولی مرکز کوفه تحت کنترل شدید نظامیان عبیدالله بن زیاد بود و به هیچ وجه نمی گذاشتند کسی از آن خارج یا به آن وارد شود، و بسیاری از مسلمانان نیز در مناطق دور دست از این فاجعه به کلی بی خبر بودند که حساب آنها با سایرین جدا است.با توجه به آنچه به طور اجمالی بیان شد، معلوم می گردد که مردم کوفه تا چه حدی در خواب خرگوشی فرو رفته بودند. که تمام فریادهای امام و یارانش را نشنیده گرفته و آسایش و رفاه طلبی، آنان را از هر نوع کمکی در راه نجات اسلام از انحراف باز می داشت.در آن شرایط، انقلاب خونین سیدالشهداعليه‌السلام تمام معادلات سیاسی دشمنان را بر هم زد و اوضاع اجتماعی آن زمان را دگرگون ساخت. جانفشانی شخصیت منحصر به فردی چون امام حسینعليه‌السلام که از نخبگان و برگزیدگان و پیشوای علی الاطلاق مسلمانان بود و با فضیلت‌ترین و نزدیکترین آنها به پیامبر اسلامصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم بود از طرفی خدایی بودن حرکت مصلحانه سیدالشهداعليه‌السلام و گذشتن از همه هستی خود از طرف دیگر، و عمق فاجعه و مظلومیت آن امام عزیز از ناحیه سوم باعث گردید زنگ بیدار باش، خواب سنگین مردم را بر هم زند و مردگان را احیا کند، و درخت اسلام را که به پژمردگی روی آورده بود، با خون خود آبیاری کند و آنچنان طراوت و شادابی بخشد که تا ابد سر سبز و خرم باقی ماند.در آن عصر قحطی حق جویان و حق مداران، که ظلم و شرک و فساد، در پناه سرنیزه و کشتار، حکومت می‌کرد و سکوت بود و سکون! حسین تازیانه فریاد بلند کرد و بر پیکر خفته، بلکه مرده امت فرود آورد و چنان شور و حرکتی آفرید که آن مردم را بیدار بلکه زنده نمود، و با این بیداری از آنها پاسداری از انقلاب محمدصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم و عدل علی و صبر حسنعليه‌السلام ، و معنای قرآن و رسالت اسلام و خون خویش را طلب نمود.خون امام حسینعليه‌السلام همانند آب حیاتی بود که در کالبدهای مرده و خشک و مأیوس جریان پیدا کرد و منشأ قیامهای بسیاری شد. و براستی می توان گفت که عصر عاشورا پایان نهضت امام حسینعليه‌السلام نبود بلکه آغاز حرکت و اول بیداری ملت اسلام خصوصاً شیعیان بود.«فلیپ حتی» در کتاب تاریخ عرب می نویسد: «فاجعه کربلا، سبب جان گرفتن و بالندگی شیعه و افزایش هواداران آن مکتب گردید. به طوری که می توان ادعا کرد که آغاز حرکت شیعه و ابتدای ظهور آن، روز دهم محرم بود».[31] و «گیبون» مورخ مشهور گوید: «در طی قرون آینده بشریت و در سرزمین‌های مختلف، شرح صحنه حزن آور مرگ حسینعليه‌السلام موجب بیداری قلب خونسردترین قاریان و خوانندگان خواهد شد».[32]

.بر لوح فتحنامه او شد شکست او

مرد حق از شکسته شد هم مظفر است


شکست یزید و یزیدیان‌

با توجه به مفهوم پیروزی و شکست، به این نتیجه می رسیم که پیروزی آن نیست که انسان از میدان نبرد سالم به در آید و یا دشمن خود را به خاک هلاکت افکند، بلکه پیروزی آن است که هدف خود را پیش ببرد و دشمن را از رسیدن به مقصود خود باز دارد. امیرالمؤمنینعليه‌السلام در این خصوص فرموده است: «ما ظفر من ظفر الاثم به، و الغالب بالشر مغلوب»[33] کسی که گناه بر او پیروز شد، شکست می خورد و کسی که از راه بدی بر دشمن ظفر یافت در واقع مغلوب است». از این رو اگر چه امام حسینعليه‌السلام و یارانش پس از یک نبرد خونبار و قهرمانانه به نور عظیم شهادت رسیدند، اما آنها هدف مقدس خود را به تمام معنی از آن شهادت پر افتخار گرفتند. و هدف این بود که به تکلیف عمل شده و ماهیت حکومت ارتجاعی و ضد اسلامی اموی آشکار شود و افکار عمومی مسلمین بیدار گردد، که این هدف به خوبی انجام گرفت.رسوایی سران اموی و قاتلان امام حسینعليه‌السلام به حدی بالا گرفت که سرانجام پس از گذشت چند سال نه تنها هیچ کس از آل امیه جرأت نداشت نسبت خود را آشکار سازد بلکه بدنهای مردگان آنها را هم از قبر بیرون کشیدند و با آتش سوزاندند. آری، راه پیشرفت و پیروزی که داشت با سرعت فراوان برای آن دودمان کثیف در بین امت هموار می شد، بعد از واقعه کربلا یکباره درهم ریخت و با رسوایی بسیار، بساط ابوسفیانیان برچیده گشت.«استادنیکلسون» گوید: «حادثه کربلا، حتی مایه پشیمانی و تأسف امویان شد، زیرا این واقعه، شیعیان را متحد کرد و برای انتقام امام حسین، هم صدا شدند و صدای آنان در همه جا و مخصوصاً عراق و ایرانیانی که می‌خواستند از نفوذ عربها آزاد شوند انعکاس یافت».[34] .یکی دیگر از شواهد شکست یزیدیان و بنی امیه، زمانی است که امام سجادعليه‌السلام در کوفه خطبه خواند و ماهیت پلید دشمنان خدا را برای مردم خفته و فریب خورده آشکار کرد. لذا مردم یک زبان عرض کردند:«ای فرزند رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم ، همه ما شنوا و مطیع و حافظ عهد و پیمان تو هستیم، از تو روی بر نگردانده و تو را ترک نخواهیم کرد، پس خدا تو را رحمت کند، به ما دستور بده که همانا با دشمن تو دشمن و با دوست تو دوستیم، تا یزید را بگیریم و از کسانی که به تو و ما ظلم نمودند، دوری بجوییم».[35] .آری، امام حسین را کشتند، اما حسین که فقط جسم نیست، امام حسین یک مکتب است که بعد از مرگش زنده‌تر شد. و اگر چه در کربلا قیام قامت امام حسینعليه‌السلام را در خون کشیدند، و نای حقیقت گوی او را بریدند، اما در حقیقت امام حسین زنده‌تر شد، او بزرگ مردی است که با شهادتش حرکتی عظیم و تحولی بزرگ در تاریخ ایجاد کرد و یزید و یزیدیان را رسوا نمود.(حسان)، حسین، به ظاهر اگر چه شد مغلوب شکست اوست، که در هر زمانه پیروز است

‌زخون سرخ قلبت، نوری جهیدن گرفت

که ظلمت جهل را، صاعقه آسا برد


رهایی از جهالت و ضلالت

هفتمین اثر و برکت از آثار و برکات اجتماعی نهضت سید الشهداعليه‌السلام این بود که با قیام و شهادت خویش مردم را از جهالت و گمراهی نجات بخشید. او خون دل خویش را در راه خدا بذل کرد تا امت را از حیرت ضلالت و جهالت که در اثر تسلط و تبلیغات مسموم بنی امیه پیش آمده بود برهاند. چنانکه در زیارت اربعین امام حسینعليه‌السلام می خوانیم:«و بذل مهجته فیک، لیستنقذ عبادک من الجهالة و حیرة الضلالة».و حسینعليه‌السلام خون قلب خود را در راه تو بذل کرد تا بندگانت را از جهالت و حیرت گمراهی برهاند.استاد شهید مطهری (ره) در توضیح فراز مذکور می فرماید: «مقصود از جهالت مردم این نبود که چون مردم بی‌سواد بودند و درس نخوانده بودند مرتکب چنین عملی شدند، و اگر درس خوانده و تحصیل کرده می‌بودند نمی‌کردند. نه، در اصطلاح دین، جهالت، بیشتر در مقابل عقل گفته می‌شود و مقصود آن تنبه عقلی است که مردم باید داشته باشند (و به تعبیر دیگر قوه تجزیه و تحلیل قضایایی مشهود و تطبیق کلیات بر جزئیات است و این چندان ربطی به سواد و بی‌سوادی ندارد. علم، حفظ و ضبط کلیات است و عقل قوه تحلیل است). به عبارت دیگر، امام حسینعليه‌السلام شهید فراموشکاری مردم شد، زیرا مردم اگر در تاریخ پنجاه - شصت ساله خودشان فکر می کردند و قوه تنبه و استنتاج و عبرت گیری در آنها می بود و به تعبیر سیدالشهداعليه‌السلام که فرمود:«ارجعوا الی عقولکم» اگر به عقل و تجربه پنجاه - شصت ساله خود رجوع می‌کردند و جنایتهای ابوسفیان و معاویه و زیاد در کوفه و خاندان اموی را اصولا فراموش نمی‌کردند و گول ظاهر فعلی معاویه را که دم زدن از دین به خاطر منافع شخصی است نمی خوردند و عمیق فکر می‌کردند که آیا امام حسینعليه‌السلام برای دین و دنیای آنهابهتر بود یایزید و معاویه و عبیدالله، هرگز چنین جنایتی واقع نمی شد...»[36] .آری، امام حسینعليه‌السلام با نهضت مقدس خویش در آن ظلمت سخت و در میان یأسها و ناامیدیهای مطلق، و در موقعی که ستاره‌ای در آسمان بشریت دیده نمی‌شد، مانند برقی درخشید و مانند شعله‌ای حقانی فرا راه آدمیان ظاهرگشت. او به خوبی می دانست که تنها مردم نادان و گمراهند که آلت دست حکومتهای ستمکار و بیدادگر و فاسد واقع می شوند، به همین خاطر با بذل خون پاک خویش سعی کرد ملت جاهل و گمراه را از آن وضع خطرناک و دردناک نجات بخشد. لذا امام صادقعليه‌السلام در فراز مورد بحث، هدف قیام حسینی را تنها فدایی امت گنهکار بودن و شفاعت از آنان در قیامت بیان نمی‌کند، بلکه می‌فرماید: هدف، نجات دنیای انسانیت از جهالت و ضلالت بود.


سخنی پیرامون زیارت سیدالشهدا

ای غمین ز اشتیاق حضرت او روز و شب مایل به زیارت اوتو از او دور نیستی بالله «قبره فی قلوب من والاه»در طول تاریخ انسانهایی بوده و هستند که پس از مرگشان، زندگی و حیاتشان ادامه پیدا کرده و با مرگ بدنشان، وجودشان و شخصیت و اندیشه‌شان ادامه یافته است. مردان خدا و شخصیتهای الهی، همانگونه که در زمان حیات خویش استوانه دین و محور انسانیت و پشتوانه حق و عدالت هستند، در زمان پس از مرگ نیز آرامگاه و زیارتگاهشان پشتوانه حق و عدالت و فضیلت است. و در این میان، زیارت مشهد حسینی از ویژگیهای برجسته‌ای برخوردار است. آنانکه توفیق پیدا می کنند و به زیارت مرقد مطهرش مشرف می شوند، روی به آستان امام حسینعليه‌السلام آورده و به جانب این مدرسه عشق و فضیلت و دانشگاه کمال و تربیت می‌گرایند. اینگونه تربیت اجتماعی و یک چنین موسسه تهذیب اخلاق و ادب، برای هیچ ملتی از ملل گیتی میسر و مقدورنیست.البته ملحدین و معاندین و مخالفین مکتب تشیع به خیال خود شبهات و اشکالهای می کنند و می گویند: «زیارت قبور، بت پرستی است؟!» در حالی که هر کس که به زیارت قبور ائمهعليه‌السلام می رود هرگز به عنوان «بت» آنها را زیارت نمی‌کند. چه کسی است که حسین بن علیعليه‌السلام راخدا بداند؟!! شیعه، امام را مقرب درگاه خدا می‌داند و با توسل به او قربی به خدا پیدا می کند، همانطور که خودش در قرآن مجید فرمود:«به سوی او وسیله بگیرید»[37] امام را وسیله الهی می‌داند. زیرا توسل و شفاعت، بعدی از ابعاد زیارت است که زائر از این طریق خود را به درگاه الهی نزدیک می‌کند، و پیشوایان ما وعده فرموده‌اند که از زائران خود دستگیری کنند.امام رضاعليه‌السلام می فرماید: «هر امامی بر گردن دوستان و پیروانش عهد و پیمانی دارد و وفای به این عهد، بإ؛،،ّّ زیارت قبر آنان ممکن می‌باشد. و کسی که به شوق زیارت آنها و با تصدیق به فضیلت آنها به سوی قبور آنها برود مورد شفاعت ائمه در قیامت قرار می‌گیرد.پس هر زائری باید بکوشد تا از این شفاخانه فیض، استشفای دردهای درونی و امراض قلبی و اندرونی خود را خواسته، خواستار آن شود که صفای دل و دوستی خاطر و پاکیزگی روح و قداست روان و سلامت تن، از خدمت آفریدگار جهان به وی عطا گردد، تا اینکه هم ظاهر او به جمال و کمال آراسته شود و هم باطن وی از آلودگی‌ها پاک و مصفا گردد.هر زائری که با معرفت و شناخت مقام صاحب این مرقد و اهداف او به زیارت برود، از صاحب قبر الهام می‌گیرد و اصول و تعالیم مکتب را به یاد می‌آورد، و هر زیارت و سلام او سرشار از این آموزشها و الهام‌ها است.از طرفی زیارتنامه‌های وارده، و خواندن هر کدام از آنها، خواننده و زائر را به دقت و تفکر واداشته، متذکر تاریخ و احوال انبیا و اولیای معصوم می‌گرداند. تأمل در زیارت عاشورا و دیگر زیارات، این مطلب را به خوبی روشن می سازد که امامان به این وسیله در صدد ساختن انسانهای مؤمن و متعهد بوده‌اند، لذا به آنها تعلیم داده‌اند که در زیارت امام حسینعليه‌السلام از خداوند بخواهند که زندگی و مرگشان را «حسین گونه» قرار دهد، و آنها را در دینا و آخرت همراه آن حضرت بدارد: «اللهم اجعل محیای محیا محمد و آل محمد، و مماتی ممات محمد و آل محمد... و ان یجعلنی معحکم فی الدنیا و الاخرة».به امید به اینکه خداوند متعال توفیق زیارت حضرتش را در دنیا و شفاعتش را در روز قیامت نصیب ما گرداند، به آثار و برکاتی که زیارت سیدالشهداعليه‌السلام به دنبال دارد می‌پردازیم:

آرامش بخشیدن به زائر

قبل از آنکه به آثار و برکاتی که برگرفته از روایات اسلامی است اشاره کنیم، این نکته لازم به ذکر است که زیارت مرقد شریف امام حسینعليه‌السلام مانند سایر ائمه، به مردمان و زیارت کنندگانش، نوعی آرامش و اطمینان می‌بخشد. در این عصر که انسان را موجودی مضطرب می نامند، و پیوسته دست به گریبان با پدیده‌هایی چون تردید، ناکامی، تشویش، ترس و ناسازگاری با محیط و زندگی ماشینی و محرومیت و جنگ و حتی کنار نیامدن بإ؛--ّّ خود است، و هر روز شاهد کاهشها و فرسایشها است و نمی تواند از اضطراب در امان بماند، این زیارت مرقد مردان خدا و پیشوایان دین است که به انسان آرامش خاطر می دهد.در زیارت یک نوع کشش و نیاز الزام آوری انسان را وا می‌دارد که فشارها و فریادهای درونی را از راهی خارج کند. زائر آن مرقد شریف در پرتو دعا و گفتگو با پاکان و استمداد از ارواح پاک مقربان درگاه الهی، نیرو گرفته و نابسامانیها را با توسل بدانها برخود هموار می سازند، و خستگی‌ها و فشارهای وارد بر روان، و نیز اضطرابها و یأسها را از خودمی زدایند و به آرامش و اطمینانی برای ادامه زندگی دست می‌یابند.


در امان خدا بودن

به امام صادقعليه‌السلام عرض کردند: کمترین اثری که برای زائر قبر امام حسینعليه‌السلام چیست؟ فرمود: «کمترین تأثیرش این است که خداوند متعال، او و خانواده و مالش را حفظ می کند تا به سوی اهل خویش برگردد،و چون روز قیامت فرا رسد، خداوند حافظ او خواهدبود».[38]


زائر خدا محسوب شدن

زید بن شحام گوید: به امام صادقعليه‌السلام عرض کردم: برای زائر قبر امام حسینعليه‌السلام چه می‌باشد؟ فرمود: «همانند کسی است که خدا را در عرش دیدار نموده باشد». گفتم: برای کسی که یکی از شما را زیارت کند چه می‌باشد؟ فرمود: «همانند کسی است که رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم را زیارت نموده است».[39] .


برآورده شدن حاجات و دفع پریشانی

امام صادقعليه‌السلام فرمود: «همانا نزد شما قبری است که هیچ فرد پریشانی نزد آن نمی‌آید مگر آنکه خداوند از او دفع پریشانی نماید و حاجتش را برآورد».[40] .و نیز به ابوصباح کنانی فرمود: «همانا نزد شما قبری است که هیچ فرد پریشانی نزد آن نمی‌رود مگر آنکه خداوند از او پریشانی را دفع نموده و حاجتش را برآورده می نماید، و همانا نزد او چهار هزار فرشته هستند که از هنگام شهادتش آشفته و غم آلود تا روز قیامت بر او می‌گریند. هر کس او را زیارت کند، وی را تا خانه‌اش بدرقه می‌کنند، و هر که مریض شود به عیادتش می‌روند، و هر که بمیرد جنازه‌اش را تشییع می‌کنند».[41] .


زیادتی در عمر و رزق

امام باقرعليه‌السلام فرموده است: «شیعیان ما را به زیارت قبر حسینعليه‌السلام امر کنید، زیرا زیارت او موجب فزونی در رزق و طول عمر و دفع بلایا و ناگواریها می‌شود».[42]

آمرزش گناهان

امام صادقعليه‌السلام فرمود: «هر کس حسینعليه‌السلام را زیارت کند در حالیکه عارف به حق او بوده و به امامتش اقرار داشته باشد خدای سبحان،گناهان گذشته و آینده‌اش را می‌آمرزد».[43] .و جابر جعفی در ضمن یک حدیث طولانی از امام صادقعليه‌السلام روایت کرده است که فرمود: «چون از نزد قبر حسینعليه‌السلام بازگشتی، ندا کننده‌ای تو را ندا می‌دهد که اگر آن را می‌شنیدی، تمام عمر را نزد قبر شریف حسینعليه‌السلام اقامت می‌گزیدی. آن منادی گوید:خوشا به حال تو ای بنده خدا که سود فراوان بردی و به سلامت (در دین) دست یافتی. عمل از سربگیر که گناهان گذشته‌ات آمورزیده شد».[44] .


محسوب نشدن ایام زیارت از عمر زائر

امام صادقعليه‌السلام فرمود: «همانا ایام زیارت زائران حسین بن علیعليه‌السلام از عمرشان محسوب نگشته و جزء حیاتشان به شمار می‌آید».[45] .

حفاظت زائر در دنیا و آخرت

عبدالله بن هلال به امام صادقعليه‌السلام عرض کرد: فدایت شوم، کمترین نصیبی که زائر امام حسینعليه‌السلام دارد، چیست؟ فرمود: «ای عبد الله، کمترین چیزی که برای او می‌باشد، این است که خداوند او و خانواده‌اش را حفظ می کند تا وی را به سوی خانواده‌اش باز گرداند، و چون روز قیامت فرا رسد، خداوند حافظ او می‌باشد».[46] .


عنایت و توجه سیدالشهدا

امام صادقعليه‌السلام فرمود: «حسین در نزد پروردگارش... به زائرانش نظر می کند. او نگاه می کند که چه کسی برای آن حضرت گریه می کند، پس برای او طلب آمرزش کرده و پدرانش را می‌خواند تا برای آن زائر دعا کرده و طلب آمرزش و مغفرت نمایند. سپس امام (حسین) می فرماید: اگر زائر من می‌دانست که خدا چه چیزی برای او عطا می فرماید شادی او بیشتر از جزع و بی‌تابی وی می‌گردید».[47] .و امام حسینعليه‌السلام فرمود: «هر کس مرا در زندگانیش زیارت کند، پس از مرگش بازدیدش خواهم کرد».[48]


خیر و برکت زیاد

امام صادقعليه‌السلام فرمود: «اگر مردم می‌دانستند که چقدر خیر و برکت در زیارت امام حسینعليه‌السلام وجود دارد، برای زیارت کردنش با یکدیگر مقاتله می‌کردند، و هر آینه اموالشان را برای رفتن به زیارتش می‌فروختند»[49] .و امام باقرعليه‌السلام فرمود: «اگر مردم می‌دانستند که زیارت قبر شریف حسینعليه‌السلام چه مقدار فضیلت و برکت دارد، از شوق زیارت جان می سپردند و نفسهایشان از شدت حسرت بند می‌آمد»[50] .

برابری زیارت قبر حسین با حج

عبدالله بن عبید انباری گوید: به امام صادقعليه‌السلام عرضه داشتم: فدایت شوم، همه ساله وسایل تشرف به حج برایم فراهم نمی‌شود. فرمود: «چون قصد حج نمودی و اسباب برایت فراهم نگشت، به زیارت قبر حسینعليه‌السلام برو، که یک حج برایت نوشته می شود و چون قصد عمره نمودی و وسایل مهیا نشد، عزم زیارت قبر حسینعليه‌السلام نما، که یک عمره برایت منظور می شود» [51]


نام زائر در اعلی علیین ثبت می‌شود

امام صادقعليه‌السلام فرمود: «هر کس به زیارت قبر حسینعليه‌السلام برود در حالی که عارف به حق او باشد، خداوند نام او را در اعلی علیین می‌نویسد».[52]

غرق شدن در رحمت الهی

از امام صادقعليه‌السلام پرسیدند: ثواب کسی که قبر امام حسینعليه‌السلام را زیارت کند، در حالی که کبر و غرور نداشته باشد چیست؟ فرمود: «برایش هزار عمره و حج مقبول نوشته می شود. اگر شقی باشد، سعید نوشته می‌گردد، و پیوسته در رحمت الهی غوطه‌ور خواهد بود».[53]


دعای معصومین برای زائر

معاویة بن وهب از امام صادقعليه‌السلام نقل نموده که فرمود: «ای معاویه، زیارت قبر حسینعليه‌السلام را از روی ترس وامگذار، زیرا هر که آن را ترک کند، چنان دچار حسرت می‌شود که آرزو نماید قبرش نزد او باشد. آیا دوست نداری که خداوند تو را در زمره کسانی به حساب آورد که رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم و علی و فاطمه و امامان معصومعليه‌السلام برایش دعا می‌کنند؟»[54] .و نیز فرمود: «همانا فاطمهعليها‌السلام دختر محمدصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم نزد زائران قبر فرزندش حسینعليه‌السلام حضور یافته و برای گناهانشان طلب آمرزش می‌کند».

تجلی خدا

امام صادقعليه‌السلام فرمود: «به درستی که خدای تبارک و تعالی، قبل از اهل عرفات، برای زائران قبر حسینعليه‌السلام تجلی می نماید، حوایج آنان را بر آورده می‌کند، گناهانشان را آمرزیده و درخواستهایشان را به اجابت مقرون می‌سازد، و سپس متوجه اهل عرفات شده و در مورد آنان نیز اینگونه عمل می‌کند».[56]


سعادت

امام صادقعليه‌السلام به عبدالملک خثعمی فرمود: «زیارت حسین بن علیعليه‌السلام را ترک مکن و دوستانت را نیز به آن فرمان بده، تا خداوند بر عمرت افزوده و روزیت را زیاد گرداند. خداوند سبحان زندگانی تو را در سعادت قرار خواهد داد، و نمی‌میری مگر سعادتمند، و تو را در سلک سعادتمندان خواهند نوشت».[57] .

تأثیر زیارت در روز عاشورا

امام صادقعليه‌السلام فرمود: «هر کس قبر حسین را در روز عاشورا زیارت کند، همانند کسی است که در برابر او به خون خود غلطیده باشد»[58]


قرار گرفتن در جوار پیامبر و علی و فاطمه

امام صادقعليه‌السلام فرمود: «هر کس می‌خواهد در جوار پیامبرصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم و علی و فاطمهعليه‌السلام باشد، نباید زیارت حسین بن علیعليه‌السلام را ترک کند»[59] .

تأثیر زیارت در روز قیامت

امام صادقعليه‌السلام فرمود: «هیچ کس در روز قیامت نیست مگر آنکه آرزو می‌کند که ای کاش از زائرین امام حسینعليه‌السلام می‌بود زیرا مشاهده می‌نماید که با زائران حسینعليه‌السلام به واسطه مقامی که در نزد پروردگار دارند، چگونه عمل می‌شود».[60] .و نیز فرمود: «هر کس دوست دارد در روز قیامت بر سر سفره‌هایی از نور بنشیند پس باید از زائرین حسین بن علیعليه‌السلام باشد»[61] .و زرارة بن اعین گوید: «امام صادقعليه‌السلام فرمود: «زائرین حسین یک برتری نسبت به سایر مردم دارند» پرسیدم: برتریشان چیست؟ فرمود: «چهل سال قبل از مردم وارد بهشت می‌شوند در حالی که دیگران هنوز در حال حساب هستند».[62]


رهایی از شداید قیامت

رسول گرامی اسلامصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم فرمود: «من تعهد می‌کنم که در روز قیامت هنگامه رستاخیز، ضمن ملاقات با زائر حسینعليه‌السلام ، دستش را بگیرم و از مراحل هول‌انگیز و سختیهای قیامت نجاتش بخشیده و او را به بهشت وارد کنم»[63]

نجات از آتش جهنم

امام صادقعليه‌السلام فرمود: «هر کس قبر حسینعليه‌السلام را به خاطر خداوند و در راه خدا زیارت نماید، خداوند او را از آتش دوزخ آزاد می‌سازد، و روز ترس بزرگ (قیامت) او را ایمن می‌دارد. از خداوند نیز هیچ حاجتی از حوائج دنیا و آخرت را طلب نمی‌کند مگر آنکه به او عطا می‌نماید»[64] .این آثار و آثار دیگری که به خاطر اجتناب از طولانی شدن مطلب ذکر نکردیم، همگی به برکت وجود حضرت سیدالشهداعليه‌السلام است که امیدوارم هر چه زودتر توفیق زیارت مرقد مطهرش نصیب تمام عاشقان گردد.


سخنی پیرامون مرقد سیدالشهدا

اگر چه قبر حقیقی سیدالشهداعليه‌السلام در دلها و قلبهاست که بنای آن از دوران کودکی در سرزمین دل شیعیان و عاشقانش گذارده شد؛ اما مرقد شریف آن حضرت همواره از آثار و برکات متعددی برخوردار بوده است.ضریح مقدس و حرم مطهر امام حسینعليه‌السلام یادگاری از جان نثاری و فداکاری او و یارانش در راه خدا می‌باشد. مرقدی که جای عترت آدمیان برای ابد و دوام خواهد بود، و سزاوار است که این بارگاه شریف و غم‌انگیز و شور آفرین، همواره زیارتگاه مردم جهان شده و انسانها، فداکاری و عشق و صفا را از خفتگان این مرقدهای شریف، سرمشق گیرند.حرم حسین کعبه دلهاست. و این کعبه طوافگاه زائران و قبله امیدواران و دارالشفای دردمندان و پناهگاه توبه کنندگان و گنهکاران است.آری، عاشقان کویش و دلباختگان رویش، پروانه‌وار خود را در اطراف ضریح مطهرش گردانیده و به آتش عشق و محبت او، پر و بال خویش را می‌سوزانند و اشک شوق و اشتیاق بر چهره و رخسار می‌افشانند، و بر مظلومی و مصیبتهای او و خاندانش ناله سر می‌دهند براستی «این چه شمعی است که جانها همه پروانه اوست»

.برگرد حریم تو، که دست طلب ماست

چون دامن شمعی است، که پروانه بگیرد

فضل و شرافت کربلا و مرقد مطهر سیدالشهداعليه‌السلام چنان است که امام صادقعليه‌السلام فرمود: «قبر ابی عبدالله الحسینعليه‌السلام از آن روزی که در آنجا دفن شد، باغی از باغهای بهشتی است»[65] .با ذکر این مختصر، شایسته است جهت آگاهی و آشنایی با چگونگی حرم و مرقد شریف امام حسینعليه‌السلام و تحولات عمارت شریف، مطالبی به طور اجمال ذکر گردد.محل دفن آن حضرت که همان گودال قتلگاه است، اکنون دارای سقفی است که روی آن صندوق مبارک نهاده شده و روی صندوق، ضریح در میان روضه منوره، و روضه نیز در بین مسجد (مسجد بالا سر و مسجد پشت سر) و در طرف پایین پا در زاویه روضه قبور شهدا می‌باشد این مجموعه هم اکنون حرم امام حسینعليه‌السلام را تشکیل می‌دهد، و حرم نیز میان رواق و رواق در وسط صحن و صحن محور آبادانی زمین کربلا بوده و می‌باشد.ضریح مقدس در وسط واقع است و از نقره خالص ساخته شده که در پیش روی آن با طلا و به خط نسخ نوشته شده:«ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون»، و در بالای سر، «آیه نور» نوشته شده است.صحن مطهر حسینعليه‌السلام دارای هفت باب است که عبارتنداز: 1- باب قبله که ساعتی بر فراز آن نصب است، 2- باب قاضی الحاجات 3- باب زینبیه که در حدود تل زینبیه قرار دارد 4- باب سلطانی 5- باب بازار بزازها 6- باب سدره که در شمال صحن بوده و به بازار و اطراف راه دارد 7- باب صافی که به درب بین الحرمین نیز معروف است.از اخبار چنین بر می‌آید که بارگاه حسینی هفت مرتبه - به غیر از عمارت موجود - بنا نهاده شده است.عمارت اول: بارگاه سیدالشهداعليه‌السلام پس از ساختن قبر شریف آن حضرت برای اولین بار در دوران بنی امیه بنا گردید، اخبار و روایات بسیاری آمده که در زمان بنی امیه سقفی بر روی مزار امام و مسجدی (ظاهراً توسط بنی اسد) نزدیک آن ساخته شد و تا زمان هارون الرشید (سال 193) همچنان باقی بود.عمارت دوم: بعد از تخریب مرقد شریف، توسط هارون، در زمان مأمون خلیفه عباسی، عمارت دوم بنا شد، و تا سال 232 باقی بود.اما از آن سال تا سال 247 متوکل چهار بار امر به خرابی و انهدام قبر کرد، و اوقاف حایر مبارک را برد و ذخایر آن را تاراج کرد.عمارت سوم: سومین بار مرقد مطهر امام به دست «منتصر» تجدید بنا شد، و تا سال 273 باقی بود.عمارت چهارم: تجدید بنای مرقد امام برای چهارمین بار به دست محمد بن زید بن حسن بن محمد بن اسماعیل بن زید بن علی بن الحسین بن علی بن ابیطالب، ملقب به «داعی صغیر» پادشاه طبرستان انجام گرفت.عمارت پنجم: بنای عضد الدوله دیلمی بود، که در سال 369 بنا شد، و در زمان او بود که رواقی به دست عمران بن شاهین معروف به «رواق عمران» در حایر حسین ساخته شد.عمارت ششم: ششمین بار بارگاه حسین به دست حسن بن مفضل بن سهلان ابومحمد رامهرمزی، وزیر سلطان الدوله دیلمی نوسازی شد.عمارت هفتم: عمارت موجود است که در سال 767 بعد از سرنگونی دولت آل بویه به سال 310 به دستور سلطان اویس ایلخانی ساخته شد، و در سال 786 فرزندش احمد بن اویس در تکمیل آن کوشید و تاریخ آن در بالای محراب و نزدیک سر شریف آن حضرت نگاشته شده است.[66] .و اما آثار و برکات مرقد شریف و حرم مطهر سیدالشهداعليه‌السلام عبارتنداز:


مرقد حسینی، نیروبخش است

با ذکر اجمالی تحولاتی که در عمارت مرقد مطهر امام حسینعليه‌السلام صورت گرفته است به خوبی معلوم می‌گردد که زیارت قبر آن حضرت در مبارزه با حکومت بنی عباس تأثیر مهمی داشته است، و به همین دلیل بود که عباسیان قبر آن امام را دشمن خود می‌دانستند و به ویرانی آن دست می‌زدند، زیرا این قبر شریف به مرکز تجمع مخالفان و مبارزان تبدیل شده بود.مشاهده مزار و مرقد شهیدان کربلا و به نظر در آوردن آن مصائب جانگذار، حالت بیننده را دگرگون ساخته و استقامت حال او را به هم زده و وارونه می سازد، که چگونه عده‌ای قلیل در مقابل جمعی کثیر و سپاهی مجهز و مهیا تن به مرگ داده و روی عقیده و ایمان خود ثبات قدم داشته و تا آخرین قطره خون خود مبارزه و جانفشانی نمودند.


محل نزول فرشتگان الهی

امام صادقعليه‌السلام فرمود: «ما بین قبر حسینعليه‌السلام تا آسمان، محل رفت و آمد فرشتگان الهی است».[67] .و نیز فرمود: «قبر حسین بن علیعليه‌السلام بیست ذراع در بیست ذراع است. آن باغی از باغهای بهشت، و محل عروج فرشتگان به آسمان می‌باشد هیچ فرشته مقرب و پیامبر مرسلی نیست جز آنکه از خدا می‌خواهد که او را زیارت کند پس گروهی فرود می‌آیند و گروهی بالا می‌روند»[68] .


نماز قبول می‌شود

اگر انسان زائر، حق امام را شناخته و با معرفت و ولایت او در کنار قبر مطهرش نماز گذارد، مورد قبول حق تعالی قرار می‌گیرد. چنانکه امام صادقعليه‌السلام در شأن و مقام کسی که به مرقد و بارگاه شریف حضرت مشرف شده و نماز بخواند، فرمود: «خداوند متعال اجر نمازش را قبولی آن قرار می‌دهد»[69] .


تمام خواندن نماز

حضرت امام جعفر صادقعليه‌السلام فرمود: «نماز در چهار مکان تمام خوانده می‌شود (یعنی اگر چه از حد مسافت شرعی هم بیشتر باشد اما شکسته نمی‌شود): 1- مسجد الحرام (مکه)، 2- مسجد الرسول (مدینه)، 3- مسجد کوفه، 4- حرم امام حسینعليه‌السلام »[70] .و نیز روایت شده که «ابن شبل» از امام صادقعليه‌السلام پرسید: آیا قبر امام حسینعليه‌السلام را زیارت کنم؟ فرمود: پاک و خوب زیارت کن و نمازت را در حرمش تمام بخوان. پرسید نمازم را تمام بخوانم؟ فرمود: تمام. عرض کرد: بعضی از اصحاب و شیعیان شکسته می‌خوانند؟ فرمود: اینان دو چندان عمل می‌کنند»[71] .لذا چنانکه در رساله‌های عملیه نیز آمده است، در حرم امام حسینعليه‌السلام می‌توان نماز را، هم شکسته خواند و هم به برکت آن حضرت تمام بجا آورد.


اجابت دعا و برآورده شدن حاجت

خداوند سبحان در ازای ایثار و فداکاری سیدالشهداعليه‌السلام و تحمل هرگونه سختی چون تشنگی و غم و اندوه فراوان برای حفظ اسلام، در مرقد شریفش برکاتی را قرار داده که از جمله آنها اجابت دعا و برآورده شدن حاجات است. چنانکه امام صادقعليه‌السلام فرمود: «هر کس دو رکعت کنار قبر حسینعليه‌السلام نماز بخواند، از خداوند چیزی رإ مسئلت نکند جز اینکه به او عطا شود».[72] .و نیز فرمود: «خداوند در عوض قتل امام حسینعليه‌السلام امامت را در ذریه آن حضرت، شفا را در تربتش، اجابت دعا را در کنار مرقدش قرار داده، و ایام زیارت کنندگان او از عمرشان حساب نمی‌شود».[73] .


سخنی پیرامون تربت سیدالشهدا

سجده بر خاک تو شایسته بود وقت نماز

ای که از خون جبینت به جبین آب وضوست

‌فضیلت و آثار و برکاتی که برای تربت حسینی است، برای هیچ تربتی و قطعه‌ای از قطعات زمین نیست. خاک کربلا قطعه‌ای از بهشت است که خداوند قادر متعال به واسطه قدردانی از یک فداکار در راه دین که تمام هستی خود را فدا کرده، در آن خاک، برکت و فضیلت و شفا قرار داده است.کربلایش قطعه‌ای از جنت است باب نور و باب لطف و رحمت است‌اما در اینکه چرا تنها این خاک دارای چنین ویژگیها و آثار و برکات است؟ باید گفت: هر چیزی که در این عالم، شرافت ظاهری و یا معنوی پیدا می‌کند، یا به خاطر انتساب آن به خداوند سبحان و شرافت ذاتی است، و یا به خاطر وقوع امر خارق العاده و مهمی است که به آن شرافت و برکت داده است.در تربت کربلای سیدالشهداعليه‌السلام هر دو امر محقق شده است، زیرا خاک کربلا بنا بر روایاتی، هم شرافت ذاتی و خدا دادی، و هم امر عظیم و واقعه‌ای مهم در آنجا واقع گردیده که آن شهادت حسین بن علیعليه‌السلام و یاران وفادارش می‌باشد، لذا دارای فضیلت و آثاری خاص است.آمده است که چون بر قبر امام حسینعليه‌السلام آب بستند، پس از چهل روز آب فرو نشست و اثر قبر محو گردید، یکی از اعراب بنی اسد آمد و از خاک قبضه قبضه برداشت و بویید تا بر قبر حسین رسید، و چون او را می‌بوسید گریه می‌کرد و می‌گفت: پدر و مادرم به فدایت، چه اندازه خوشبویی که قبر و تربت تو چنین خوشبو است، سپس شروع کرد به سرودن:

خواهند نهان سازند قبرش ز حبیبش

خوشبویی خاک قبر گردیده دلیلش

‌آری خاک مزار حسینعليه‌السلام سرمه چشم عاشقان و شیفتگانش بوده و ایشان را مجنون وار به سوی خود می‌کشاند.از آنجایی که هدف این کتاب بر شمردن آثار و برکات سیدالشهداعليه‌السلام است، از تفصیل در مطلب پرهیز کرده و علاقه‌مندان به این مقوله را به کتابهای مربوط ارجاع می‌دهد.و اما آثار و برکاتی که می توان برای تربت پاک حسینی برشمرد عبارتنداز:

تأثیر تماس اعضای بدن با تربت

یکی از آثار و برکات تربت سیدالشهداعليه‌السلام این است که متبرک نمودن بدن و صورت با آن تربت شریف تأثیر معنوی زیادی بر انسان خواهد گذاشت، از این رو از بعضی بزرگان دین و امامان معصوم نقل شده که بعد از نماز، بدن و صورت خویش را با مهر کربلا متبرک می کنند. و نیز دستور داده‌اند که قبل از خوردن تربت جهت شفا گرفتن، آن را بوسیده و با اعضای بدن تماس داده شود.امام صادقعليه‌السلام فرمود: «خداوند متعال تربت جدم حسینعليه‌السلام را شفای هر درد، و ایمنی از هر خوفی قرار داده است؛ پس هرگاه یکی از شما خواست از آن خاک تناول کند، ببوسد و آن را به چشم گذارد و بر سایر اعضای بدنش تماس دهد...»[74]


سجده بر تربت

یکی دیگر از برکات و آثار خاک مزار امام حسینعليه‌السلام این است که سجده بر آن تربت پاک حجابهای ظلمانی را کنار زده و در توجه حق تعالی به نمازگزار مؤثر است. امام صادقعليه‌السلام در این باره می‌فرماید: «همانا سجود بر تربت حسینعليه‌السلام حجابهای هفتگانه را پاره می کند».[75] .لازم به ذکر است که مراد از «حجاب» در کتاب و سنت، همان حجابهایی است که بین بنده و خالق حایل شده و او را از شهود خداوند محجوب می سازد که در مرحله اول، حجابهای ظلمانی و در مرحله دوم، حجابهای نورانی بر طرف می‌شود اما مراد از حجابهای هفتگانه، ظاهراً حجابهای ظلمانی است. سجده بر تربت حضرت سیدالشهداعليه‌السلام این خاصیت را دارد که در صورت معرفت به حق حضرت و ولایت او، حجابها را دریده و راهگشای وصول به کمالات انسانی باشد

سجده بر خاک سرکوی تو آرند خلایق

جان فدای تو که هم قبله و هم قبله نمایی

‌و اما در خصوص اینکه در میان شیعه معمول است از خاک مقدس کربلا یعنی تربت کنار قبر سیدالشهداعليه‌السلام خاک برداشته و با آن مهر درست کرده و غالباً در نماز، به آن سجده می‌کنند بدین خاطر است که از خاک زمین بوده و به تمامی خاکها می‌توان سجده کرد، و از طرفی خاک کربلا به لحاظ شهادت امام حسینعليه‌السلام و یاران باوفایش شرافت پیدا کرده است، به طوری که اهل بیتعليه‌السلام نیز به ما فرموده‌اند در هر نمازی که سجده بر تربت کربلا باشد خداوند آن نماز را به خاطر آن حضرت قبول می‌کند. چنانکه حضرت صادقعليه‌السلام از خاک کربلا درون کیسه‌ای ریخته و در سجاده همراه داشت، در هنگام نماز آن کیسه را باز می‌کرد و بر آن سجده می‌نمود.

شفا یافتن

از جمله آثار و برکات قطعی تربت پاک سیدالشهداعليه‌السلام شفا بودن آن برای دردهاو آلام انسان است. روایاتی که دلالت بر این امر دارند به سه دسته تقسیم می‌شوند:دسته اول: روایاتی است که شفا بودن را برای تربتی که از خود قبر شریف برداشته شود مخصوص کرده است، چنانکه امام صادقعليه‌السلام فرمود: «به درستی که نزد سر حسینعليه‌السلام تربت سرخی است که شفای هر دردی غیر از مرگ می باشد».[76] .دسته دوم: روایاتی است که با تعبیرات مختلف توسعه‌ای از بیست ذراع تا پنج فرسخ و یا ده میل را برای آن قائل است. چنانکه امام صادقعليه‌السلام فرمود: «حریم مزار حسینعليه‌السلام پنج فرسخ از چهار جانب قبر است».[77] .دسته سوم: روایاتی است که به طور مطلق جنبه شفا بودن تربت را مطرح نموده‌اند. چنانکه امام صادقعليه‌السلام فرمود: «خاک مزار امام حسینعليه‌السلام برای هر دردی شفاست».[78] .

تا شفا بخشد روان و جسم هر بیمار را

در حریم وصل خود خاک شفا دارد حسین

نیز امام رضاعليه‌السلام فرمود: «خوردن گل، مانند خوردن مردار و خون و گوشت خوک، حرام است مگر گل مزار حسینعليه‌السلام ، بدرستی که در آن شفای هر درد و امنیت از هر ترسی است».[79] .حکایت: عالم زاهد پرهیزگار حجةالاسلام و المسلمین مرحوم آقای حاج شیخ محمد حسن عالم نجف آبادی قدس سره نقل فرمودند: «من در زمان مرجعیت مرحوم آیة الله آخوندی خراسانی (ره) که در نجف اشرف مشغول تحصیل بودم مریض شدم و این بیماری مدتی طول کشید و پرستاری مرا بعضی از طلاب در همان حجره مدرسه بر عهده داشتند. پس از چندی بیماری من به قدری شدید شد که اطبا از شفا یافتنم مأیوس شدند و دیگر برای معالجه‌ام نیامدند، و من در حال تب شدید گاهی بیهوش می‌شدم و گاهی به هوش می آمدم.یکی از رفقا که مرا پرستاری می‌کرد شنیده بود که عالم زاهد مرحوم آیة الله آقای حاج علی محمد نجف آبادی قدس سره مقداری از تربت اصلی حضرت سیدالشهداعليه‌السلام را دارد. او به منزل معظم له رفته و از وی خواسته بود که قدری از آن تربت را بدهد که به من بخورانند تا شفا یابم. ایشان فرموده بود: من به قدر یک عدس تربت دارم و آن را گذاشته ام که بعد از مرگم در کفنم بگذارند. آن آقا ناراحت شده و گفته بود: حالا که ما از همه جا مأیوس شده و به شما پناه آورده‌ایم شما هم از دادن تربت خودداری می‌کنید؟ این بیمار در حال احتضار است و می‌میرد.مرحوم آیة الله آقای حاج علی محمد، دلش به حال بیمار سوخته و قدری از آن تربت که از جان خودش عزیزترش می داشت به آن شخص داده بود. تربت را با آب مخصوصی که وارد شده در آب حل کرده و به حلق من ریخته بودند. من که در حال بیهوشی به سر می‌بردم، ناگهان چشمان خود را باز کرده و دیدم رفقا اطراف بسترم نشسته‌اند، خوب دقیق شدم و آنان را شناختم و قصه تربت را که به حلقم ریخته بودند برایم شرح دادند.کم کم در خود احساس نیرو و نشاط کردم و حرکتی به خود داده نشستم، دیدم نشاط بیشتری دارم برخاستم و ایستادم، و چون یقین کردم که به برکت ترتبت مقدس امام حسینعليه‌السلام شفا یافتم حال خوشی پیدا کردم و به رفقا گفتم: از شما خواهش می کنم که از حجره بیرون بروید، چون می‌خواهم زیارت عاشورا را بخوانم رفقا از حجره بیرون رفتند و من درب حجره را بستم و بدون احساس ضعف با آن حال خوشی که قابل و صف کردن نیست مشغول خواندن زیارت حضرت سیدالشهداعليه‌السلام شدم».[80] آری، شفای بیماران به وسیله تربت آن حضرت یکی از برکاتی است که خداوند متعال در عوض شهادت امام حسینعليه‌السلام به وی عطا فرموده است

تربتت راز شفای همه درد است حسین

تن و جان را نبود مثل تو آگاه طبیب


تأثیر کام برداشتن اطفال با تربت

کام برداشتن اطفال با تربت امام حسینعليه‌السلام موجب ایمنی کودک می شود چنانکه امام صادقعليه‌السلام فرمود:«کام فرزندانتان را با تربت حسینعليه‌السلام باز کنید که آن امان است».[81]

تأثیر تربت حسین، همراه جنازه

صاحب کتاب «مدارک الاحکام» می نویسد: در زمان حضرت صادقعليه‌السلام زن زاینه‌ای بود، بچه‌هایی که از زنا بدنیا می آورد در تنور می‌انداخت و می‌سوزانید. وقتی که مرد، پس از غسل و کفن او را به خاک سپردند، اما زمین جنازه‌اش را بیرون انداخت.جای دیگر او را دفن کردند باز زمین او را نپذیرفت تا سه مرتبه، آنگاه مادرش به امام صادقعليه‌السلام متمسک شد: ای پسر پیغمبر به فریادم برس.فرمود: کارش چه بود؟ عرض کردند زنا و سوزاندن بچه‌های حرامزاده. فرمود: هیچ مخلوقی حق ندارد مخلوقی را بسوزاند، سوزاندن به آتش مخصوص خالق است عرض کرد حالا چه کنم؟ فرمود: مقداری از تربت حسینعليه‌السلام با او در قبر بگذارید. تربت حسینعليه‌السلام امان است. همراهش گذاشتند زمین او را پذیرفت.در توقیع مبارک حضرت حجة بن الحسن (عج) نیز اذن داده شده است. یکی از شیعیان به حضرت (در زمان غیبت صغری توسط نایب خاص حضرت) می‌نویسد: آیا جایز است ما تربت حسینعليه‌السلام را با میت در قبر بگذاریم، یا با تربت حسین روی کفن بنویسیم؟حضرت در پاسخ مرقوم می‌فرمایند: هر دو کار پسندیده است. البته باید رعایت احترام تربت بشود. مهر یا تربت، مقابل یا زیر صورت میت باشد، بلکه به برکت خاک قبر حسینعليه‌السلام قبر میت محل امنی از هر بلا و آفت و عذابی گردد.[82] .


تسبیح تربت

از حضرت صاحب الزمان (عج) روایت شده که فرمود: «هر کس تسبیح تربت امام حسینعليه‌السلام را در دست گیرد و ذکر را فراموش کند، ثواب ذکر برای او نوشته می‌شود».[83] .و امام صادق فرمود: «یک ذکر یا استغفار که با تسبیح تربت حسینعليه‌السلام گفته شود برابر است با هفتاد ذکر که با چیز دیگر گفته شود».[84]


سخنی پیرامون عزاداری و گریه بر سیدالشهدا

«گریه» مظهر شدیدترین حالات احساسی انسان است، و علتها و انگیزه‌های مختلفی دارد که هر یک از آنها نشان دهنده حالتی خاص است. در روایات، بعضی از انواع گریه تحسین شده و از صفات پسندیده بندگان پاکدل خداوند به حساب آمده است، و بعضی از انواع گریه مذموم شمرده شده است.گریه، از حالات و انفعالات انسانی است که با مقدمه‌ای از اندوه و ناراحتی روانی به طور طبیعی به ظهور می‌رسد، و گاه ممکن است انگیزه‌اش هیجانات تند روانی باشد. مثل شوق و ذوقی که از دیدار محبوب پس از زمانی طولانی ناشی می شود. همچنین گاهی هم گریه کردن حاکی از عقاید مذهبی انسان است با این توصیف، از آنجایی که گریه عملی طبیعی و ای بسا غیر ارادی است؛ لذا نمی شود مورد امر و نهی و حسن و قبح قرار گیرد، بلکه آنچه که مورد حسن و قبح است، مقدمات و انگیزه‌های گریه می‌باشد. چنانکه گفته‌اند: «تو آنی که در بند آنی».در اینجا برای اینکه بدانیم گریه بر سیدالشهداعليه‌السلام چگونه گریه‌ای است و چه تأثیرات و برکاتی می‌تواند داشته باشد، بهتر آن است که اشاره‌ای به انواع گریه کنیم تا بعد از آن، نوع گریه بر آن حضرت برایمان معلوم گردد.1- گریه طفولیت: زندگانی انسان با گریه شروع می شود که همان گریه، نشانه سلامت و تندرستی نوزاد است، و در واقع گریه در آن زمان، زبان طفل است.2- گریه شوق: مانند گریه مادری که از دیدن فرزند گمشده خویش پس از چندین سال سرداده می‌شود. و این گریه‌ای است که از روی هیجان و احیاناً جهت سرور و شادی به انسان دست می‌دهد.3- گریه عاطفی و محبت: محبت از عواطف اصیل انسانی است که با گریه انس دیرینه دارد. مثلاً محبت حقیقی به خداوند حسن آفرین است و برای قرب به او باید اشک محبت ریخت

.صنما با غم عشق تو چه تدبیر کنم

تا به کی در غم تو ناله شبگیر کنم

‌4- گریه معرفت و خشیت: انجام عبادات خالصانه و تفکر در عظمت آفرینش و کبریایی خداوند، و همچنین اهمیت تکالیف و مسئولیتهای انسانی باعث می‌گردد که نوع خاصی از خوف، در درون انسان ایجاد شود و این خوف، خوفی است که از روی معرفت به خداوند و تهذیب نفس به دست می‌آید که «خشیت» نامیده می شود.5- گریه ندامت: از عوامل اندوه زدایی که منجر به گریه می‌گردد، محاسبه نفس و حسابرسی شخصی است، و همین حسابرسی باعث می‌شود که انسان به گذشته خود فکر کند و با حسابرسی، جبران کوتاهی و خطاها را بکند و اشک حسرت و ندامت از چشمانش جاری نماید، این گریه، نتیجه توبه و بازگشت به خداست.

اشک میغلتد به مژگانم به جرم رو سیاهی

ای پناه بی پناهان، مو سپید روسیاهم

‌روز و شب از دیدگان اشک پشیمانی فشانم

تا بشویم شاید از اشک پشیمانی گناهم

‌6- گریه پیوند با هدف: گاهی قطره‌های اشک انسان، پیام آور هدفهاست. گریه بر شهید از این نوع گریه است. گریه بر شهید خوی حماسه را در انسان زنده می‌کند و گریستن بر سیدالشهداعليه‌السلام خوی حسینی را در انسان احیا می‌کند، و خوی حسینی چنان است که نه ستم می‌کند و نه ستم می‌پذیرد. آن کسی که با شنیدن حادثه کربلا قطره اشکی از درون دل بیرون می‌فرستد، صادقانه این پیوند با هدف والای سیدالشهداعليه‌السلام را بیان می‌کند.7- گریه ذلت و شکست: گریه افراد ضعیف و ناتوانی که از رسیدن به اهداف خود مانده‌اند و روح و شهامتی برای پیشرفت در خود نمی‌بینند.با ذکر این مطلب، حال باید بررسی کرد که گریه بر حسینعليه‌السلام از چه نوع گریه است. هر کس با اندک توجهی خواهد دانست که گریه بر حسینعليه‌السلام گریه محبت است، آن محبتی که در دلهای عاشقانش به ثبت رسیده است. گریه بر او، گریه شوق است، زیرا قسمت زیادی از حماسه‌های کربلا، شوق آفرین و شورانگیز است و به دنبال آن سیلاب اشک شوق به خاطر آن همه رشادت، فداکاری، شجاعت و سخنرانیهای آتشین مردان و زنان به ظاهر اسیر، از دیدگان شنونده سرازیر می‌گردد و نیز گریه معرفت و پیوند با هدف متعالی و انسان ساز او است؛ و به تعبیر امام خمینی (ره) گریه سیاسی است که فرمود: «ما ملت گریه سیاسی هستیم، ما ملتی هستیم که با همین اشکها سیل جریان می‌دهیم و سدهایی را که در مقابل اسلام ایستاده است خرد می‌کنیم»

.هزار سال فزون شد ز وقعه عاشورا

ولی ز تعزیه هر روز، روز عاشور است

‌هیهات که گریه بر حسینعليه‌السلام گریه ذلت و شکست باشد، بلکه گریه پیوند با سرچشمه عزت است، گریه امت نیست، که گویا است، گریه سرد کننده نیست، که حرارت بخش است، گریه بزدلان نیست، که گریه شجاعان است، گریه یأس و ناامیدی نیست که گریه امید است، و بالاخره گریه معرفت است و گریه معرفت در عزای حسینعليه‌السلام از انحراف و تحریف در قیام آن حضرت جلوگیری می کند و شاید به همین جهت باشد که در فضیلت گریه بر سیدالشهداعليه‌السلام روایات متعددی وارد شده است. از آن جمله، روایتی است که امام صادقعليه‌السلام فرمود: «گریه و بی تابی در هر مصیبت برای بنده مکروه است، مگر گریه بر حسین بن علیعليه‌السلام که اجر و ثواب نیز دارد».[85] .گریه و عزاداری برای سیدالشهداعليه‌السلام دارای آثار و برکات مهمی است که به برخی از آنها اشاره می‌شود:

حفظ رمز نهضت حسینی

از ارزنده‌ترین آثار و برکات مجالس عزاداری و گریه بر ابی عبدالله حسینعليه‌السلام حفظ رمز نهضت حسینی است.براستی؛ چرا در دوران منحوص سلاطین و پادشاهان جور از برپایی مجالس عزای اهل بیتعليه‌السلام به خصوص سالار شهیدان جلوگیری می شد؟ آیا نه این است که عزای حسینی و امامان شیعه، سبب می شود که سخنوران و دانشمندان متعهد و انقلابی، مردم را از ظلم‌های حکومتها آگاهی دهند و انگیزه قیام آن حضرت که امر به معروف و نهی از منکر است به اطلاع مردم برسد؟آری، اینگونه مجالس، آموزشگاهها و دانشگاههایی است که به بهترین روش و زیباترین اسلوب مردم را به سوی دین خوانده و عواطف را آماده می‌کند و جاهلان و بی‌خبران را از خواب سنگین غفلت بیدار می‌سازد و نیز در این مجالس است که مردم، دیانت را همراه با سیاست، از مکتب حسین بن علیعليه‌السلام می‌آموزند.گریه بر سید الشهداعليه‌السلام و تشکیل مجالس عزای حسینی نه تنها اساس مکتب را حفظ می‌کند، بلکه باعث می‌گردد شیعیان با حضور در این مجالس از والاترین تربیت اسلامی برخوردار شده و در جهت حسینی شدن رشد و پرورش یابند.کدام اجتماعی است که در عالم چنین اثری را از خود بروز داده باشد؟ کدام حادثه‌ای است مانند حادثه جانسوز کربلا که از دوره وقوع تاکنون و بعدها بدینسان اثر خود را در جامعه بشریت گذارده، و روز به روز دامنه آن وسیعتر و پیروی و تبعیت از آن بیشتر گردد؟ از این رو باید گفت که در حقیقت مراسم عزاداری حافظ و زنده نگهدارنده نهضت مقدس امام حسینعليه‌السلام و در نتیجه حافظ اسلام وضامن بقای آن است.تشکیل مجالس عزاداری حسین، نه تنها اساس مکتب را حفظ کرده و می‌کند بلکه به علاوه سبب آن گردید که شیعیان با حضور در این مجالس از والاترین تربیت اسلامی برخوردار شده و در جهت حسینی شدن رشد و پرورش یابند.«موریس دوکبری» می‌نویسد: «اگر مورخین ما، حقیقت این روز را می‌دانستند و درک می‌کردند که عاشورا چه روزی است، این عزاداری را مجنونانه نمی پنداشتند. زیرا پیروان حسین به واسطه عزاداری حسین می‌دانند که پستی و زیر دستی و استعمار را نباید قبول کنند. زیرا شعار پیشرو و آقای آنان تن به زیر بار ظلم و ستم ندادن است.قدری تعمق و بررسی در مجالس عزاداری حسین نشان می‌دهد که چه نکات دقیق و حیات بخشی مطرح می شود،در مجالس عزاداری حسین گفته می شود که حسینعليه‌السلام برای حفظ شرف و ناموس مردم و بزرگی مقام و مرتبه اسلام، از جان و مال و فرزند گذشت و زیر بار استعمار و ماجراجویی یزید نرفت؛ پس بیایید،ما هم شیوه او را سرمشق قرار داده از زیر دستی استعمار گرایان خلاصی یابیم و مرگ با عزت را بر زندگی با ذلت ترجیح دهیم...»[86] .


ازدیاد محبت به امام، و تنفر از دشمنان آن حضرت

سوزی که از دل سوخته عاشقان سیدالشهداعليه‌السلام به چشم سرایت کرده و از مجاری دو چشم آنها به صفحه رخسار وارد می شود، مراتب علاقه و اخلاص و دلبستگی به خاندان وحی و رسالت را می‌رساند و این عمل اثری مخصوص در ابقای مودت و ازدیاد محبت دارد.گریه بر حضرت سیدالشهداعليه‌السلام از مواردی است که هیچ انسانی از فرط دلسوزی و انقلاب، طاقت بردباری و تحمل در برابر استماع مصائب او را ندارد، و این گریه و بیقراری، علاوه بر ازدیاد محبت و مهر و مودت، موجب کثرت تنفر و ب ی ‌زاری از دشمنان و قاتلان آن حضرت شده و موجب برائت دوستداران این خانواده از دشمنان ایشان می‌گردد.باری، گریه با آگاهی و معرفت بر امام حسینعليه‌السلام ، در واقع، اعلام انزجار از قاتلان اوست و این تبری از آثار برجسته گریه بر امام حسینعليه‌السلام است زیرا مردم به ویژه افرادی که دارای شخصیت هستند از گریه کردن در برابر حوادث تا سر حد امکان امتناع می‌ورزند، و تا شعله درونی آنان به مرتبه انفجار نرسد حاضر به گریه کردن مخصوصاً در برابر چشم دیگران نیستند، این گریه و عزاداری ابراز کمال تنفر در برابر تعدی و تجاوز و ستمگری و پایمال نمودن حقوق جامعه و به ناحق تکیه زدن بر مسند حکومت آنان می‌باشد.


آشنایی با حقیقت دین و نشر آن

یکی دیگر از آثار و برکات مجالس عزاداری سیدالشهداعليه‌السلام این است که مردم در سایه مراسم عزاداری به حقیقت اسلام آشنا شده و بر اثر تبلیغات وسیع و گسترده‌ای که همراه با این مراسم انجام می‌گیرد، آگاهی توده مردم بیشتر شده و ارتباطشان با دین حنیف محکمتر و قویتر می‌گردد. چه اینکه قرآن و عترت دو وزنه نفیسی هستند که هرگز از یکدیگر جدا نمی‌شوند و این آگاهی در اقامه ماتم و مراسم سوگواری عترت رسول اکرمصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم به خصوص امام حسینعليه‌السلام به آحاد مردم داده خواهد شد.


آمرزش گناهان

ریان بن شبیب از امام رضاعليه‌السلام روایت کرده که فرمود: «ای پسر شبیب، اگر بر حسینعليه‌السلام گریه کنی تا آنکه اشک چشمت بر صورتت جاری شود، خداوند گناهان کوچک و بزرگ، و کم یا زیاد تو را می آمرزد»[87] .و نیز فرمود: «گریه کنندگان باید بر کسی همچون حسینعليه‌السلام گریه کنند، زیرا گریستن برای او گناهان بزرگ را فرو می‌ریزد»[88]


سکونت در بهشت

امام باقرعليه‌السلام فرمود: «هر مؤمنی که در سوگ حسینعليه‌السلام اشک دیده ریزد، به حدی که بر گونه‌اش جاری گردد، خداوند او را سالیان سال در غرفه‌های بهشت مسکن می‌دهد».[89] .و نیز امام صادقعليه‌السلام فرمود: «هر کس درباره حسینعليه‌السلام شعری بخواند و گریه نماید و یک نفر را بگریاند، بهشت برای هر دوی آنها نوشته می‌شود. کسی که حسینعليه‌السلام نزد او ذکر شود و از چشمش به مقدار بال مگسی اشک آید، اجر او نزد خداست و برای او جز به بهشت راضی نخواهد شد».[90] .و نیز فرمود: «هر کس که در عزای حسینعليه‌السلام بگرید یا دیگری را بگریاند و یا آنکه خود را به حالت گریه و عزا درآورد، بهشت بر او واجب می‌شود»[91] .


شفا یافتن

یکی دیگر از آثار و برکات مجالس عزاداری حضرت سید الشهداعليه‌السلام شفا گرفتن است. به طوری که بارها دیده‌ایم و شنیده‌ایم که بعضی از عزاداران و گریه کنندگان بر حسینعليه‌السلام شفا گرفته‌اند.نقل است که مرجع بزرگ شیعه مرحوم آیة الله العظمی بروجردی در سن نود سالگی دارای چشمانی سالم بودند که بدون عینک خطوط ریز را هم می‌خواندند و می‌فرمودند: این نعمت را مرهون وجود مبارک حضرت ابی عبدالله الحسینعليه‌السلام هستم: و قضیه را چنین نقل می‌فرمودند:در یکی از سالها در بروجرد بودم، به چشم درد عجیبی مبتلا شدم که بسیار مرا نگران ساخته بود. معالجه پزشکان فایده‌ای نکرد و درد چشم هر روز بیشتر و ناراحتی من افزونتر می‌گردید، تااینکه ایام محرم شد. در ایام محرم آیة الله فقید، دهه اول را روضه داشتند و دسته‌های مختلف هم در این عزاداری شرکت می‌کردند. یکی از دسته‌هایی که روز عاشورا به خانه آقا وارد شده بود، «هیئت گِلگیرها» است که نوعاً سادات و اهل علم و محترمین هستند، در حالی که هر یک حوله سفیدی به کمر بسته‌اند، سر و سینه خود را گل آلود کرده و بطور بسیار رقت بار و مهیج و در عین حال با سوز و گداز فراوان و ذکری جانسوز آن روز را تا ظهر عزاداری می کنند. آقا فرمودند:«هنگامی که این دسته به خانه من آمدند و وضع مجلس با ورود این هیئت هیجان عجیبی به خود گرفته بود من هم در گوشه‌ای نشسته و آهسته آهسته اشک می‌ریختم و در این بین هم مقداری گل از روی پای یکی از همین افراد گلگیر برداشته و بر روی چشمهای ملتهب و ناراحتم کشیدم، و به برکت همین توسل، چشمانم خوب شد و امروز علاوه بر اینکه متبلا به درد چشم نشدم، از نعمت بینایی کامل برخوردارم، و به برکت حضرت امام حسینعليه‌السلام احتیاج به عینک هم ندارم». با اینکه همه قوای جسمانی ایشان تحلیل رفته بود با این وجود تا آخرین ساعات زندگانی از بینایی کامل برخوردار بودند.

گریه کننده بر حسین، در قیامت گریان نیست

رسول اکرمصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم به فاطمه زهراعليها‌السلام فرمود: «هر چشمی در روز قیامت گریان است مگر چشمی که برای مصائب حسینعليه‌السلام گریه کرده باشد، چنین کسی در قیامت خندان و شادان به نعمت‌های بهشتی است».[92]

آن روز دیده‌ها همه گریان شود ز هول

جز چشم گریه کرده بسوگ و عزای او


امان از سکرات موت و آتش دوزخ

مسمع گوید: حضرت امام صادقعليه‌السلام فرمود: آیا متذکر می شوی با حسین چه کردند؟ عرض کردم: آری، فرمود: آیا جزع و گریه می‌کنی؟ گفتم: آری، به خدا سوگند گریه می‌کنم و آثار غم و اندوه در صورتم ظاهر می‌شود حضرت فرمود: «خدا اشک چشمت را رحمت کند. آگاه باش که تو از آن اشخاصی هستی که از اهل جزع برای ما شمرده می‌شوند، به شادی ما شاد و به حزن ما محزون و اندوهناک می‌گردند. آگاه باش که بزودی هنگام مرگ، پدرانم را بر بالین خود حاضر می‌بینی، در حالی که به تو توجه کرده و ملک الموت را درباره تو بشارت می دهند، و خواهی دید که ملک الموت در آن هنگام از هر مادر مهربان به فرزندش، مهربانتر است» سپس فرمود: «کسی که بر ما اهل بیت به خاطر رحمت و مصائب وارده بر ما گریه کند، رحمت خدا شامل او می‌شود قبل از اینکه اشکی از چشمش خارج گردد؛ پس زمانی که اشک چشمش بر صورت جاری شود اگر قطره‌ای از آن در جهنم بریزد، حرارت آن را خاموش کند، و هیچ چشمی نیست که گریه کند بر ما مگر آنکه با نظر کردن به کوثر و سیراب شدن با دوستان، خوشوقت می‌گردد».[93] .با توجه به این روایت شریف باید گفت:جایی که آتش جهنم که قابل مقایسه با آتش دنیا نیست و به وسیله گریه بر حسینعليه‌السلام خاموش و برد و سلام گردد، پس اگر در موردی، آتش ضعیف دنیا عزادار حسینی را نسوزاند جای تعجب نیست.سید جلیل مرحوم دکتر اسماعیل مجاب (داندانساز) عجایبی از ایام مجاورت در هندوستان که مشاهده کرده بود نقل می‌کرد، از آن جمله می‌گفت: عده‌ای از بازرگانان هندو (بت پرست) به حضرت سیدالشهداعليه‌السلام معتقد و علاقه مندند و برای برکت مالشان با آن حضرت شرکت می‌کنند، یعنی در سال مقداری از سود خود را در راه آن حضرت صرف می‌کنند. بعضی از آنها روز عاشورا به وسیله شیعیان، شربت و پالوده و بستنی درست کرده و خود به حال عزا ایستاده و به عزاداران می‌دهند، و بعضی آن مبلغی که راجع به آن حضرت است را به شیعیان می‌دهند تا در مراکز عزاداری صرف نمایند.یکی از آنان را عادت چنین بود که همراه سینه زنها حرکت می‌کرد و با آنها به سینه زدن مشغول می شد. وقتی از دنیا رفت، بنا به مرسوم مذهبی خودشان، بدنش را با آتش سوزانیدند تا تمام بدنش خاکستر شد جز دست راست و قطعه‌ای از سینه‌اش که آتش، آن دو عضو را نسوزانیده بود.بستگان آن دو عضو را آوردند نزد قبرستان شیعیان و گفتند: «این دو عضو راجع به حسین شماست»[94] .


تأثیر شعر سرودن در عزای حسینی

امام صادقعليه‌السلام فرمود: «کسی نیست که برای حسینعليه‌السلام شعری بسراید و گریه کند یا بگریاند مگر اینکه خداوند بهشت را بر او واجب کرده و گناهانش را می‌آمرزد».سخنی با حسینعليه‌السلام «حسین! ای پرچم خونین حق بر دوش،حسین! ای انقلابی مردحسین! ای رایت آزادگی در دست،در آن صحرای سرخ و روز آتشگون‌قیام قامتت در خون نشست، اماپیام نهضتت برخاست‌از آن طوفان «طف» در روز عاشورا،به دشت «نینوا» نای حقیقت از «نوا» افتادولی...مرغ شباهنگ حقیقت، از نوای ناله «حق، حق» نمی‌افتد».سلام بر تو، ای حسین!سلام بر خط شفقگون کربلا، که خون تو را، ای خون خدا - همواره بر چهره افق می‌پاشد و غروب هنگام، سرخی آسمان مغرب را به شهادت می‌گیرد، تا آن جنایت هولناک را هر چه آشکارتر بنمایاند و چشم تاریخ را بر این صحنه همیشه خونین بدوزد و گوش زمان را از آن فریادها تندر گونه آن عاشورای دوران ساز، پر کند.ای حسین... ای عارف مسلّح!کربلای تو، عشق را معنی کردو انقلاب تو اسلام را زنده ساخت و شهادت تو، حضور همیشگی در همه زمان‌ها و زمین‌ها بود.ای حسین... ای شراره ایمان!ای حسین... ای در سکوت سرخ ستم، شهر آشوب!در بهت خاموشی و ترس، تلخابه فریاد را در حلقوم شب ریختی و با نامردان تبهکار، مردانه در آویختی.عاشورای تو، انفجاری از نور و تابشی از حق بود که بر «طور» اندیشه‌ها تجلی کرد و «موسی خواهان» گرفتار در «تپه» ظلمت ظلم را از سرگردانی نجات بخشید.چه می‌گویم؟... تو تاریخ را به حرکت آوردی و زبان زمان را به سرودن حماسه‌های زیبای ایثار و جهاد و شهادت گشودی. لحظه لحظه تاریخ را عاشورا ساختی و جای جای سرزمین‌ها را کربلا...خفته بودیم و بی خبر... اما تو، این «مصباح هدایت» و ای «کشتی نجات» گام خسته ما را به تلاش کشاندی و افسردگی یأسمان را به شور امید مبدل ساختی و از سکوت و درنگ و وحشت، به فریاد و هجوم و شجاعتمان رساندی و پای کوفته و پر آبله ما را، تابام آگاهی و تا برج بیداری فرا بردی.«ای حسین»...تو کلاس فشرده تاریخی.کربلای تو، مصاف نیست‌منظومه بزرگ هستی است،طواف است.پایان سخن پایان من است تو انتهای نداری...والسلام


پاورقی

[1] فرائد السمطین، جوینی خراسانی، ج 2 ص 155.

[2] فرائد السمطین، جوینی خراسانی، ج 2 ص 246.

[3] حماسهء حسینی، استاد شهید مطهری، ج 3 ص 247.

[4] بحارالانوار، علامه مجلسی، ج 43، ص 309.

[5] بحارالانوار، علامه مجلسی، ج 43، ص 281.

[6] وسائل الشیعه، شیخ حر عاملی، ج 10 ص 329.

[7] اثبات الهداة، شیخ حر عاملی، ج 5 ص 215.

[8] اقتباس از کتاب عدل الهی، استاد شهید مطهری، ص 241تا 246.

[9] خصال، شیخ صدوق، ص 624. [

[10] المحاسن، ابی جعفر برقی، ج 1 ص 293.

[11] نقل از کتاب «قیام حسینی» آیت الله شهید دستغیب، ص 105.

[12] بحارالانوار، علامهء مجلسی، ج 43، ص 262.

[13] منتخب کامل الزیارات، ابن قولویه، ص 32.

[14] سفینة البحار، محدث قمی، ج 1 ص 257.

[15] سیرهء امامان، سید محسن امین، ص 188.

[16] زندگانی تحلیلی پیشوایان ما، عادل ادیب، ص 149.

[17] سورهء فرقان، آیه 27.

[18] نقل از کتاب درسی که حسین به انسانها آموخت شهید هاشمی نژاد، ص 445.

[19] بحارالانوار، علامهء مجلسی، ج 44 ص 381.

[20] نقل از کتاب «زندگانی حضرت ابی عبدالله الحسین» ابوالقاسم سحاب، ص 22.

[21] کشف الغمة، علامه اربلی، ج 2 ص 6.

[22] به نقل از کتاب «درسی که حسین عليه‌السلام به انسانها آموخت» شهید هاشمی نژاد، ص 450.

[23] حماسهء حسینی، شهید مطهری، ج 2 ص 130

[24] تحف العقول،محدث حرانی، ص 275.

[25] تاریخ طبری، ج 7 ص 300.

[26] جامع احادیث الشیعه، ج 12 ص 556.

[27] ترجمهء تاریخ سیاسی اسلام، ج 1 ص 351.

[28] تاریخ طبری، ج 4 ص 347.

[29] ترجمهء لهوف سید بن طاووس، ص 132.

[30] نقل از کتاب «درسی که حسین عليه‌السلام به انسانها آموخت» شهید هاشمی نژاد، ص 447.

[31] درسی که حسین عليه‌السلام به انسانها آموخت، شهید هاشمی نژاد، ص 448.

[32] همان مأخذ.

[33] نهج البلاغه، صبحی صالح، حکمت 333.

[34] ترجمه تاریخ سیاسی اسلام، ج 1 ص 352. به نقل از کتاب ماهیت قیام مختار، ص 201.

[35] بحارالانوار، علامه مجلسی، ج 45 ص 112.

[36] حماسهء حسینی، استاد مطهری، ج 3 ص 47.

[37] سورهء مائده، آیهء 39.

[38] ثواب الاعمال شیخ صدوق، ص 116.

[39] منتخب کامل الزیارات، ابن قولویه، ص 281.

[40] منتخب کامل الزیارات، ابن قولویه، ص 337.

[41] همان مأخذ.

[42] همان مأخذ، ص 289.

[43] کافی، مرحوم کلینی، ج 4 ص 582.

[44] منتخب کامل الزیارات، ابن قولویه، ص 295.

[45] وسائل الشیعه، شیخ حر عاملی، ج 10 ص 322.

[46] منتخب کامل الزیارات، ابن قولویه، ص 247.

[47] امالی شیخ طوسی، ص 55.

[48] بحارالانوار، علامه مجلسی، ج 101 ص 16.

[49] منتخب کامل الزیارات، ابن قولویه، ص 87.

[50] سفینة البحار، محدث قمی، ج 1 ص 565.

[51] منتخب کامل الزیارات، ابن قولویه، ص 306.

[52] وسائل الشیعه، شیخ حر عاملی، ج 10 ص 324.

[53] منتخب کامل الزیارات، ابن قولویه، ص 328.

[54] منتخب کامل الزیارات، ابن قولویه، ص 199.

[55] منتخب کامل الزیارات، ابن قولویه، ص 204.

[56] منتخب کامل الزیارات، ابن قولویه، ص 346.

[57] منتخب کامل الزیارات، ابن قولویه، ص 292.

[58] وسائل الشیعه، شیخ حر عاملی، ج 10 ص 331.

[59] وسائل الشیعه، شیخ حر عاملی، ج 10 ص 230.

[60] وسائل الشیعه، شیخ حر عاملی، ج 10 ص 330.

[61] وسائل الشیعه، شیخ حر عاملی، ج 10 ص 331.

[62] بحارالانوار، علامه مجلسی، ج 44 ص 235.

[63] منتخب کامل الزیارات، ابن قولویه، ص 278.

[64] وسائل الشیعه، شیخ حر عاملی، ج 10 ص 324.

[65] سیرهء امامان (ترجمهء اعیان الشیعه)، علامه سید محسن امین، ص 220ـ و زندگانی چهارده معصوم، عمادزاده، ج 2 ص 137.

[66] وسائل الشیعه، شیخ حر عاملی، ج 10 ص 323.

[67] منتخب کامل الزیارات، ابن قولویه، ص 195.

[68] منتخب کامل الزیارات، ابن قولویه، ص 252.

[69] وسائل الشیعه، شیخ حر عاملی، ج 10 ص 549.

[70] کامل الزیارات، ابن قولویه، ص 248.

[71] کامل الزیارات، ابن قولویه، ص 123.

[72] امالی شیخ طوسی، ص 317.

[73] امالی شیخ طوسی، ص 319.

[74] وسائل الشیعه، شیخ حر عاملی، ج 4 ص 1033.

[75] کافی، مرحوم کلینی، ج 4 ص 588.

[76] کامل الزیارات، ابن قولویه، ص 272.

[77] مکارم الاخلاق، طبرسی، ج 1 ص 360.

[78] کافی، مرحوم کلینی، ج 1 ص 360.

[79] تهذیب الاحکام، شیخ طوسی، ج 6 ص 74.

[80] نقل از کتاب «سید الشهدا» آیت الله شهید دستغیب، ص 166.

[81] وسائل الشیعه، شیخ حر عاملی، ج 4 ص 1033.

[82] وسائل الشیعه، شیخ حر عاملی، ج 4 ص 1033.

[83] بحارالانوار، علامه مجلسی، ج 44 ص 280.

[84] نقل از کتاب «درسی که حسین عليه‌السلام به ما آموخت» شهید هاشمی نژاد، ص 451.

[85] وسائل الشیعه، شیخ حر عاملی، ج 10 ص 393.

[86] بحارالانوار، علامه مجلسی، ج 44 ص 284.

[87] منتخب کامل الزیارات، ابن قولویه، ص 165.

[88] جلاء العیون، علامهء مجلسی، ص 462.

[89] بحارالانوار، علامه مجلسی، ج 44 ص 293.

[90] وسائل الشیعه، شیخ حر عاملی، ج 10 ص 397.

[91] داستانهای شگفت، آیت الله شهید دستغیب، ص 9.

[92] اختیار معرفة الرجال، شیخ طوسی، 89.

[93] خلاصه ای از مقالهء «عاشورا» نوشتهء جواد محدثی.

[94] «خط خون» موسوی گرمارودی..


فهرست مطالب

مقدمه 2

چراغ هدایت و کشتی نجات‌ 4

محبت مکنون 6

سیدالشهدا، پدر امامان نه گانه‌ 8

شفاعت 9

دوستداران حسین و دوستان دوستداران او بهشتی‌اند 12

ایجاد اخلاق جدید در جامعه مسلمین‌ 13

احساس گناه در بین مسلمین 14

ازدیاد محبوبیت سیدالشهدا و خاندان وحی‌ 16

بقای شریعت اسلام 18

تفسیر و احیای اسلام و امر به معروف و نهی از منکر 21

دمیدن روح استقامت و آزادیخواهی 24

قیام حسینی الگوی قیامهای مقدس دیگر 25

بیداری خفتگان 29

شکست یزید و یزیدیان‌ 32

رهایی از جهالت و ضلالت 34

سخنی پیرامون زیارت سیدالشهدا 36

آرامش بخشیدن به زائر 38

در امان خدا بودن 39

زائر خدا محسوب شدن 40

برآورده شدن حاجات و دفع پریشانی 41

زیادتی در عمر و رزق 42

آمرزش گناهان 42

محسوب نشدن ایام زیارت از عمر زائر 43

حفاظت زائر در دنیا و آخرت 43

عنایت و توجه سیدالشهدا 44

خیر و برکت زیاد 45

برابری زیارت قبر حسین با حج 45

نام زائر در اعلی علیین ثبت می‌شود 46

غرق شدن در رحمت الهی 46

دعای معصومین برای زائر 47

تجلی خدا 47

سعادت 48

تأثیر زیارت در روز عاشورا 48

قرار گرفتن در جوار پیامبر و علی و فاطمه 49

تأثیر زیارت در روز قیامت 49

رهایی از شداید قیامت 50

نجات از آتش جهنم 50

سخنی پیرامون مرقد سیدالشهدا 51

مرقد حسینی، نیروبخش است 54

محل نزول فرشتگان الهی 55

نماز قبول می‌شود 56

تمام خواندن نماز 57

اجابت دعا و برآورده شدن حاجت 58

سخنی پیرامون تربت سیدالشهدا 59

تأثیر تماس اعضای بدن با تربت 60

سجده بر تربت 61

شفا یافتن 62

تأثیر کام برداشتن اطفال با تربت 65

تأثیر تربت حسین، همراه جنازه 65

تسبیح تربت 67

سخنی پیرامون عزاداری و گریه بر سیدالشهدا 68

حفظ رمز نهضت حسینی 71

ازدیاد محبت به امام، و تنفر از دشمنان آن حضرت 73

آشنایی با حقیقت دین و نشر آن 74

آمرزش گناهان 75

سکونت در بهشت 76

شفا یافتن 77

گریه کننده بر حسین، در قیامت گریان نیست 78

امان از سکرات موت و آتش دوزخ 79

تأثیر شعر سرودن در عزای حسینی 81

فهرست مطالب 87

آثار و برکات سیدالشهدا در دنیا و آخرت

آثار و برکات سیدالشهدا در دنیا و آخرت

این کتاب در موسسه تصحیح شده است.

نویسنده: عليرضا رجالى تهرانى
گروه: امام حسین علیه السلام
صفحات: 47