. تذکراین کتاب توسط مؤسسه فرهنگی - اسلامی شبکة الامامین الحسنینعليهماالسلام بصورت الکترونیکی برای مخاطبین گرامی منتشر شده است.
لازم به ذکر است تصحیح اشتباهات تایپی احتمالی، روی این کتاب انجام گردیده است
زنان در حکومت امام زمانعليهالسلام
نوشته: محمدجواد طبسی.
.
انقلاب اسلامی ایران که با لطف خدا و رهبری امام خمینی و به برکت خون شهیدان به پیروزی رسید، گامی بود در زمینه سازی برای حکومت جهانی حضرت مهدیعليهالسلام و رسیدن به جامعه نوین جهانی با جوهره دینی. حضرت امام، صاحب انقلاب را امام زمان می دانست و یکی از آرمان های او این بود که «خدایا، این انقلاب را به دست صاحب اصلی آن برسان».
رهبر معظم انقلاب اسلامی آیت الله خامنه ای نیز در جمع کارگزاران نظام اسلامی فرمودند:
برای رسیدن به حکومت جهانی امام مهدیعليهالسلام باید کشوری اسلامی به عنوان الگو داشته باشیم تا زمینه دعوت مردم جهان به آن حکومت آرمانی فراهم شود.
بنیاد فرهنگی امام مهدیعليهالسلام بر آن است که با انتشار آگاهی هایی پیرامون مهدویت، عطر امید به آینده ای روشن را در بین مسلمانان
پاشیده و با انعکاس دیدگاه های متفکران بزرگ اسلامی، اندیشه انتظار را بارور سازد؛ از این رو کتب، مجلات و نرم افزارهای مختلفی را تاکنون منتشر کرده است.
کتابی که پیش رو دارید در همین راستا تدوین شده و نگاهی است به نقش بانوان شایسته در پیدایش انقلاب امام مهدیعليهالسلام و نیز در اداره جامعه جهانی که نویدش را پیامبران الهی داده اند. امید است که گامی در ساختن مردان و زنانی منتظر و شایسته باشد.
بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف
مرکز تخصصی مهدویّت
با آفرینش زن، برگ زرّینی به برگ های زرّین عالم وجود افزوده شد؛ زیرا که زن مظهر جمال و جلال خداوند بود که باید شناخته می شد. این نور الهی از آغاز آفرینش تاکنون دوران های تلخ و شیرینی سپری کرده است؛ گاه همراه با حرکت انبیای الهی گام در گام پیامبران خدا گذارده و دوشادوش مردان صالح، از پیامبر زمان خود حمایت کرده است؛ همانند آسیه - همسر فرعون- که نخست در حفظ موسی پیامبر خدا، ایفای نقش کرده و سرانجام با کشف راز او، به بدترین شکنجه ها گرفتار گردیده، ولی در هیچ حال از دین خدا و پیامبرش دست برنداشت. همچنین ماشطه که حاضر می شود خود و فرزندانش در آتش بسوزند امّا لحظه ای از ایمان به خدا دوری نکند. هاجر همسر ابراهیم به تنهایی در بدترین شرایط اقلیمی با کودک نوزادش در کنار خانه خدا زندگی می کند و فرمان خدا را گردن می نهد.
زنان اولین کسانی هستند که افتخار آموزگاری بشر را بر عهده گرفتند و دامانشان کانون شکل گیری تمام فضیلت هاست؛ زیرا با عطوفت و صبر در برابر تربیت فرزند، بهترین و سازنده ترین نقش تربیتی را بر عهده دارند. زن است که مرد را از دام های شیطانی و از منجلاب فساد و بدبختی نجات داده، به اوج قله کمال انسانی و خوشبختی می رساند. در قرآن کریم، در موارد بسیاری از این گوهر تابناک یاد شده است. سوره ای در قرآن به نام زنان (نساء) و سوره ای به نام یک زن (مریم) است. در برخی سوره های دیگر نیز ماجراهای زنان مؤمن و فداکار ذکر شده و در سوره تحریم از الگو بودن دو زن چنین یاد شده است: ؛(۱) و خداوند برای مؤمنان، به همسر فرعون مثل زده است، در آن هنگام که گفت: پروردگارا، خانه ای برای من نزد خود در بهشت بساز و مرا از فرعون و کار او نجات ده و مرا از گروه ستمگران رهایی بخش».
تعبیرهای قرآن درباره مریم هر فرد را به شگفتی وا می دارد. آیا این تکریم های بسیار زیبا از این پاسداران حریم عفت و اخلاق نشان دهنده عظمت روحی و مقام والای آن ها نیست؟! آیا زن ها نبودند که در صدر اسلام، در جنگ صفین و در حادثه خونین کربلا حماسه آفریدند؟!
___________________________________________
۱- تحریم (۶۶): ۱۱.
امروز شما بانوان همانند بسیاری از مردم به آینده می اندیشید؛ به یک انقلاب جهانی و یک حکومت موعود، و این که چگونه در برابر قدرت های بزرگ غلبه پیدا می کند و برنامه های او چیست؟ چه کسانی با او همکاری می کنند و زنان در آن زمان چه نقشی دارند؟ دشمنانش چه کسانی هستند و راز و رمز موفقیتش در گرو چیست؟
نوشتار حاضر به بخشی از این پرسش ها پاسخ داده و بررسی کوتاهی درباره نقش زنان در ایام ظهور امام زمانعليهالسلام ارائه می دهد.
محمد جواد مروّجی طبسی
قم
رفتار غیر انسانی مردم جاهلیت پیش از اسلام با زنان و دختران چیزی نیست که بر کسی پوشیده باشد. در آن روزگار، زن کالایی بی ارزش شناخته و در بازار برده فروشان عرضه می شد. دختران به بدترین شیوه زنده به گور می شدند و زنان در شدیدترین قید و بندها بدترین روزها را سپری می کردند و از خود هیچ اراده و اختیاری حتی حق زندگی شرافتمندانه، نداشتند و روزنه های امید به روی آن ها بسته بود. در چنین عصری پیامبر رحمت به دستور پروردگار، بارقه امید و چراغ زندگی را در دل های مأیوس آن ستمدیدگان روشن ساخت و پیوسته با گفتار و رفتار خود در زدودن افکار جاهلیت و بازگرداندن شخصیت به زنان کوشش بسیار نمود.
اشاره
مشاهده حمایت های قاطع و فداکاری ها و تلاش های پیگیر زنان در تاریخ اسلام گواه تأثیر گفتار و عملکرد پیامبر و معصومینعليهمالسلام است. بخشی از این تلاش های خالصانه را در دوران پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم و علیعليهالسلام می توان در زندگی خدیجه کبریعليهاالسلام یافت. او اولین زن مسلمان بود که ثروت انبوه خود را در راه اسلام مصرف کرد. نیز دخت پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم بانوی عالم هستی بهترین نقش را در حفظ اسلام ایفا کرد و سرانجام در راه دفاع از ولایت و امامت به افتخار شهادت نایل گردید.
بزرگان دین در برخی کتابهای خود، بخشی را به معرفی و شرح حال زنان اختصاص داده اند. شیخ طوسی; در کتاب رجال خود در پایان هر بخش بابی با عنوان «باب النساء» گرد آورده و در آن نام زنان روایت کننده از معصومین را برشمرده است، که شمار آنان به شصت و دو نفر می رسد. این مقامی والاست که بانویی افتخار یابد سخن معصومان را برای آیندگان روایت کند و به یادگار گزارد و در هر زمان نامش به عظمت یاد شود.
افزون بر این، در صدر اسلام گروه زیادی از زنان به همراه پیامبر در صحنه نبرد شرکت می کردند و به درمان مجروحان و سرپرستی بیماران می پرداختند و در انتقال آب و حمل غذا و آشپزی و نگهداری وسایل رزمندگان و تهیه دارو و رساندن مهمّات به رزمندگان، و تعمیر تجهیزات آسیب دیده و انتقال مجروحان و شهدا، انجام وظیفه می کردند که نظرتان را به این موارد و نام تنی چند از آن زنان مجاهد جلب می نمائیم:
۱ - امّ عطیّه
وی از زنان انصار بود و علاقه شدیدی به شرکت در جنگ و حضور در جبهه ابراز می کرد. امّ عطیّه در هفت غزوه شرکت کرد و مداوای مجروحان از جمله خدمات وی در جبهه به شمار می آید.(۱)
۲ - نسیبه دختر کعب، مشهور به امّ عماره
وی از زنان فداکار و شجاعی است که رشادت های وی در غزوه احد معرّف شخصیت او می باشد. فداکاری نسیبه، به اندازه ای حساس و ضروری بود که پیامبر اکرمصلىاللهعليهوآلهوسلم به فرزند او عماره فرمود: «امروز مقام مادر تو از مردان جنگی نام دو تن از مردان دلیر را می برد والاتر است»(۲) ؛ زیرا آن دو از ترس جنگ و کشته شدن، پیامبر خدا را تنها گذاشته، فرار کردند؛ ولی نسیبه با احساس خطر نسبت به پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم وظیفه عادی خویش را رها کرد و همگام با سایر رزمندگان، از وجود گرامی پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم به دفاع پرداخت.
عماره فرزند نسیبه گوید:
در جنگ احد، بازوی چپم زخمی شد. مردی به تنومندی درخت خرما، ضربتی به بازویم زد و بی توجه به راه خود ادامه داد. خون همچنان سرازیر بود و باز نمی ایستاد. پیامبر اکرمصلىاللهعليهوآلهوسلم فرمود زخم را ببند. آنگاه مادرم آمد و با پارچه هایی که آماده کرده بود آن را
______________________________________
۱- مسند ابی عوانه ، ج۴، ص۳۳۱.
۲- المغازی ، ج۱، ص۲۷۳.
بست. پیامبر می نگریست. پس از بستن زخم ها، مادرم گفت: پسرم! به پاخیز و جنگ کن(۱).
۳ - امّ ابیه
وی، یکی از شش نفری بود که عده ای زیر نظر وی به معالجه مجروحین جنگی در جبهه ها اشتغال داشتند. امّ ابیه با همراهانش راهی خیبر شدند. پیامبر اسلامصلىاللهعليهوآلهوسلم با اطلاع از آمدن ایشان، فردی را فرستاد و با احضار آنان فرمود: «به دستور چه کسی به اینجا آمده اید؟» امّ ابیه گوید: «چون آثار غضب را بر چهره آن حضرت مشاهده کردیم، گفتیم: یا رسول الله! ما با مقداری دارو به منظور مداوای مجروحین آمده ایم. آن گاه حضرت با ماندن ما موافقت فرمود. شغل ما در این جنگ مداوای مجروحان و پختن غذا و طعام بود»(۲).
۴ - امّ ایمن
یکی دیگر از زنانی که نامش زینت بخش تاریخ جنگ های اسلام شده، امّ ایمن است. وی زنی بسیار شریف و مؤمن بود. همواره در کنار زنان مجاهد در راه خدا، در جبهه جنگ به مداوای مجروحان می پرداخت.(۳)
۵ - حمنه دختر جحش
حمنه، از زنان بسیار صبور و مقاومی بود که در جنگ ها افتخار حضور داشت. با اینکه دایی و برادر و شوهرش در جنگ احد شرکت کردند و
____________________________________________
۱- المغازی ، ج۱، ص۲۷۰.
۲- کنزالعمال ، ج۴، ص۳۴۵.
۳- الاصابه ، ج۴، ص۴۳۳.
به فوز عظیم شهادت نایل آمدند، خود نیز با کمال رشادت و شهامت، همگام با سایر رزمندگان به مداوای مجروحان می پرداخت و به آنان آب می رساند.(۱)
۶ - ربیع دختر معوذ
وی از زنان انصار و بسیار محترمه و از صحابه پیامبر اکرمصلىاللهعليهوآلهوسلم در جنگها شرکت داشت و مجروحان را درمان می کرد.(۲)
۷ - امّ زیاد
وی از خاندان اشجع و از جمله شش نفری بود که به سرپرستی عده ای از زنان به خیبر رفته بودند.(۳)
۸ - امیّه دختر قیس
امیّه از جمله زنانی بود که پس از هجرت به مدینه مسلمان شد و با پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم بیعت نمود و در جنگ خیبر شرکت کرد.
امیّه گوید:
با عده ای از زنان بنی غفار به حضور پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم رسیده، عرض کردیم: یا رسول الله! مایل هستیم در خدمت شما برای معالجه مجروحان و کمک به رزمندگان، به سوی خیبر حرکت کنیم،
__________________________________________
۱- طبقات الکبری ، ج۸، ص۲۴۱.
۲- اعلام النساء ، ج۱، ص۴۴۲؛ اسدالغابه ، ج۵، ص۴۵۱.
۳- الاصابه ، ج۴، ص۴۴۴.
پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم به نشانه رضایت و موافقت فرمود: با عنایات الهی حرکت کن(۱) .
۹ - لیلای غفاریه
وی شیرزنی بود که در خدمت رسول اکرمصلىاللهعليهوآلهوسلم در جنگ ها شرکت می کرد و به پرستاری و یاری مجروحان می پرداخت.
عبد الله بن عمر، از لیلای غفاریه نقل کرده است که می گفت: «من زنی بودم که با پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم برای مداوای مجروحین به جنگ می رفتم».
۱۰ - امّ سلیم
وی در جنگ احد شرکت داشت و به تشنگان آب می داد و مجروحین را درمان می کرد. در جنگ حنین، با این که حامله بود از شرکت در جنگ خودداری نکرد.(۲)
۱۱ - معاذه غفاریه
به تعبیر اعلام النساء، وی از زنان دانشمند عصر خویش به شمار می رفت و با محضر پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم انس داشت. در جنگ ها شرکت می کرد و بیماران را پرستاری و مجروحین را معالجه می کرد.(۳)
۱۲ - ام سنان اسلمیه
وی زنی با محبت، دوستدار اهل بیت عصمت و در جهاد با کفّار، صاحب
___________________________________________
۱- اعلام النساء ، ج۱، ص۹۱؛ اسد الغابه ، ج۵، ص۴۰۵؛ مغازی ، ج۲، ص۵۲۲.
۲- طبقات الکبری ، ج۸، ص۴۲۵.
۳- اعلام النساء ، ج۵، ص۶۱.
همّت و شجاعت بود؛ هنگامی که رسول خداصلىاللهعليهوآلهوسلم عازم خیبر بود، به حضور پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم آمد و عرض کرد: «یا رسول الله! دوست دارم با شما حرکت کنم و در میدان جنگ به معالجه مجروحین و مداوای بیماران و یاری مجاهدان پرداخته، از وسائل ایشان محافت نمایم و تشنگان را سیراب کنم». حضرت فرمود: «رواست؛ با زوجه من امّ سلمه حرکت کن»(۱).
دومین مسؤلیتی که زنان عهده دار آن بودند، وظیفه پرستاری از بیماران جبهه است. پیامبر اکرمصلىاللهعليهوآلهوسلم همه نیروهای کارآمد را در جبهه به کار می گرفت و زنانی چون: امّ عطیّه(۲) ، معاذه غفاریه(۳) ، لیلای غفاریه(۴) و امّ سنان اسلمیه(۵) را به جبهه می برد تا علاوه بر مسئولیت معالجه مجروحین، وظیفه پرستاری بیماران را نیز عهده دار باشند.
__________________________________________
۱- ریاحین الشریعه ، به نقل از الأستیعاب ، ج۳، ص۴۱۰.
۲- الاصابه ، ج۴، ص۴۷۱؛ مسند احمد بن حنبل ، ج۴، ص۸۴: «و کانت تغزوا کثیراً مع رسول اللهصلىاللهعليهوآلهوسلم تمرض المرضی تداوی الجرحی».
۳- اعلام النساء ، ج۵، ص۶۱: «کانت انیساً به رسول اللهصلىاللهعليهوآلهوسلم تخرج معه فی الاسفار و تقوم علی المرضی و تداوی الجرحی».
۴- الاصابه ، ج۴، ص۴۰۲: «قال ابوعمر کانت تخرج مع النبیصلىاللهعليهوآلهوسلم فی مغازیه تداوی الجرحی و تقوم علی المرضی».
۵- ریاحین الشریعه ، ج۳، ص۴۱۰، به نقل از الاستیعاب
اشاره
یکی از مسایل حساس جبهه، وجود سازمان قوی و منظمی است که تأمین کننده نیازهای تدارکاتی جبهه باشد. هنگامی که مردان مشغول رزمند؛ زنان می توانند بدین مهم اقدام کنند؛ همچنان که در جنگ های صدر اسلام، با تمام تلاش خویش و به خوبی انجام وظیفه کردند. اینک مواردی از مشارکت زنان در تأمین نیازهای تدارکاتی و پشتیبانی جنگ های معصومینعليهمالسلام را می آوریم.
۱ - انتقال و حمل آب و غذا به جبهه
در جنگ احد، بسیاری از نیروهای مسلمانان فرار کرده بودند و پیامبر اسلام با تنی چند از یاران نزدیک خود، در برابر هجوم دشمن مقاوت می کرد. وضعیت سختی پیش آمده بود که چهارده تن از زنان مسلمان برای یاری رزمندگان روانه جبهه احد شدند. واقدی می نویسد:
محمّد بن مسلمه، همراه زنان به جستجوی آب پرداختند. اینان چهارده نفر بودند که فاطمهعليهاالسلام دختر پیامبر اکرمصلىاللهعليهوآلهوسلم نیز با ایشان بود.
زنان، آب و غذا را بر پشت خویش می بردند و به درمان مجروحان می پرداختند و به آنان آب می دادند.(۱)
عمر بن الخطّاب درباره امّ سلیط گوید که وی در جنگ احد مشکهای آب را برای ما حمل می کرد.(۲)
_____________________________________
۱- المغازی ، ج۱، ص۲۴۹.
۲- الاستیعاب ، در حاشیه الاصابه، ج۴، ص۴۶۳؛ تنقیح المقال ، ج۳، ص۷۳۳؛ صحیح بخاری ، ج۱۲، ص۱۵۳: «امره المبایعات حضرت مع رسول الله قال عمر بن الخطّاب: کانت تزفرلنا القرب یوم احد».
۲ - آبرسانی
در متون تاریخی، نام شش تن از زنان مسلمان به عنوان ساقیان رزمندگان به چشم می خورد که علاوه بر درمان مجروحان عهده دار آبرسانی و سقایت رزمندگان جبهه نیز بوده اند. اینان عبارت بودند از: امّ ایمن، امّ سلیم، امّ کثیر، ربیع دختر معوذ، حمنه و نسیبه.
نسیبه دختر کعب و مادر عماره و همسر عزیه بن عمر، به همراه شوهر و دو پسر خویش، در جنگ احد شرکت کرد. در آغاز نبرد، مشک آبی را برداشت و مجروحین را سیراب می کرد. آنگاه با وضعیت استثنایی جنگ، به نبرد پرداخت و دوازده زخم از شمشیرها و نیزه های دشمن بر او وارد آمد.(۱)
امّ کثیر، از دانشمندان عصر خود بود که در نبرد قادسیّه شرکت کرد. وی می گوید:
چون از مراحل پایانی جنگ اطلاع یافتیم، چادرها را به کمر بستیم و چماقها و چوب دستیهای خود را به دست گرفتیم و به خطوط مقدّم جبهه شتافتیم. هر یک از مجروحان را که می یافتیم آب می دادیم و از زمین بلند می کردیم و می نشاندیم(۲)
۳ - آشپزی
تهیه غذای گرم برای رزمندگان، یکی از بهترین خدماتی بود که توسط زنان قهرمان صدر اسلام، در جبهه های نبرد حق انجام می شد و پیامبر اکرمصلىاللهعليهوآلهوسلم هم هیچ گونه مخالفتی با شرکت آنان نکرد
__________________________________________
۱- المغازی ، ج۱، ص۲۶۸.
۲- اعلام النساء ، ج۴، ص۲۳۶.
.
امّ عطیّه گوید:
با رسول خداصلىاللهعليهوآلهوسلم در هفت جنگ شرکت کردم و یکی از وظایفم تهیه غذا برای رزمندگان بود.(۱)
۴ - نگهداری وسایل رزمندگان
هنگامی که رزمندگان اسلام، به سوی دشمن حمله ور می شوند، حفاظت و نگهداری اشیاء و وسایل آنان باید به عهده افرادی گذاشته شود. در صدر اسلام، گروهی از زنان، با پیشنهاد خودشان، همراه پیامبر اسلامصلىاللهعليهوآلهوسلم در جبهه حضور می یافتند و انبارداری و کارهای دیگر جبهه را بر عهده می گرفتند.
امّ عطیّه گوید:
در هفت جنگ شرکت کردم و یکی از وظایف من حراست از وسایل سربازان اسلام بود.(۲)
امّ سنان اسلمیه نزد پیامبر آمد وبه منظور شرکت در جبهه و کمک به رزمندگان و محافظت از وسایل آنان تقاضای موافقت حضرت برای شرکت در جنگ را کرد و پیامبر پذیرفت.(۳)
________________________________________
۱- الطبقات الکبری ، ج۸، ص۴۵۵؛ مسند احمد بن حنبل ، ج۸، ص۸۴؛ نیل الاوطار ، ج۷، ص۲۸۹؛ جامع ترمذی ، ج۲، ص۳۸۸؛ سنن ابی داوود ، ج۳، ص۲۶.
۲- کنز العمال ، ج۴، ص۳۴۵.
۳- ریاحین الشریعه ، ج۳، ص۴۱، به نقل از الاستیعاب
۵ - تهیه دارو
تهیه دارو از کارهای بسیار ارزشمند و حیاتی زنان بود که در صحنه جنگ انجام می شد. امّ ابیه گوید: «یکی از کارهای ما در جنگ خیبر تهیه دارو برای معالجه رزمندگان مجروح بود».(۱)
۶ - رسانیدن مهمّات به رزمندگان
یکی دیگر از وظایفی که تاریخ برای زنان قهرمان صدر اسلام ثبت کرده، رسانیدن مهمّات به خطوط مقدّم نبرد است.
امّ ابیه ضمن برشمردن فعالیت های خود در جنگ خیبر، گوید: «و نناولُ السّهام»(۲) ، یعنی تیرها را برای رزمندگان فراهم می کردیم.
همچنین گوید: «نردُّهم السّهام»(۳) ، یعنی تیرها را به آنان باز می آوردیم.
در جمله اول، سخن از آوردن تیرها و مهمّات برای رزمندگان اسلام به خطوط مقدّم است؛ ولی در جمله دوم، ممکن است جمع آوری تیرهای پرتاپ شده از سوی دشمن منظور باشد، تا جنگجویان تیرهای دشمن را علیه خود او به کار گیرند.
۷ - تعمیر تجهیزات آسیب دیده
یکی از مسایل پشتیبانی، تعمیر تجهیزات آسیب دیده است. وجود یگانی به منظور راه اندازی مجدّد ابزار و تجهیزات آسیب دیده و از کار افتاده، موجب
________________________________________
۱- کنزالعمال ، ج۴، ص۳۴۵.
۲- اسدالغابه ، ج۵، ص۵۸۴.
۳- کنزالعمال ، ج۴، ص۳۴۵.
برتری توان رزمی نیروهاست.
امّ سنان اسلمیه یکی از زنان قهرمانی است که در جنگ خیبر حضور یافت. هنگامی که از حرکت پیامبر اکرمصلىاللهعليهوآلهوسلم به سوی خیبر آگاه شد، نزد رسول خداصلىاللهعليهوآلهوسلم آمد و گفت:
ای پیامبر خدا! بسیار مایلم که در این نبرد در معیّت شما باشم تا مشک های آسیب دیده را تعمیر و اصلاح کنم.(۱)
امّ سلیط از زنان انصار است که در جنگ های مختلف شرکت داشت. در جنگ احد به تعمیر وسایل و تجهیزات لشکریان اسلام می پرداخت.(۲)
۸ - انتقال مجروحان به پشت جبهه
زنان مسلمان، در جنگ های صدر اسلام، مسئولیت انتقال مجروحان را نیز به عهده داشتند. آنان مجروحان را از صحنه درگیری به پشت جبهه می رساندند و اگر نیاز بیشتری به درمان و استراحت داشتند، آنان را به مدینه انتقال می دادند.
ربیعه دختر معوذبن عقراء از زنان متعهدی است که چنین مسئولیتی را عهده دار بود. وی گوید:
آن گاه که با رسول خداصلىاللهعليهوآلهوسلم در جنگی شرکت می جستیم به رزمندگان خدمت کرده، آنان را سیراب می کردیم و مجروحان را
________________________________________
۱- اعلام النساء ، ج۲، ص۲۶۳.
۲- صحیح بخاری ، ج۱۲، ص۱۵۳.
به مدینه انتقال می دادیم.(۱)
و نیز درباره حمنه دختر جحش آورده اند که وی از زنان مهاجر بود و در جنگ احد حضور یافت. تشنگان را سیراب می کرد و حمل مجروحان و معالجه آنان را بر عهده داشت.(۲)
۹ - تخلیه شهدا
یکی دیگر از وظایفی که زنان مسلمان در صدر اسلام عهده دار بودند تخلیه شهدا بود. آنان به هنگام درگیری و یا در پایان نبرد، به انتقال پیکرهای پاک شهدا مبادرت می کردند. در انجام این مسئولیت، با این که ممکن بود هر لحظه با پیکر پدر یا فرزند یا همسر یا برادر خویش روبرو شده، مضطرب شوند، ولی با کمال رشادت و شجاعت، شهدا را به پشت جبهه انتقال می دادند. حتی برخی از زنان، با اطلاع از شهادت عزیزان خود، با کسب اجازه از محضر رسول خداصلىاللهعليهوآلهوسلم پیکرهای پاک آنان را برای خاکسپاری به مدینه حمل می کردند.
ربیعه دختر معوذ می گوید: «با رسول خداصلىاللهعليهوآلهوسلم عازم نبرد می شدیم … و شهدا را به مدینه انتقال می دادیم»(۳).
انیسه با کسب اجازه از محضر پیامبر اسلامصلىاللهعليهوآلهوسلم فرزند شهیدش را از
_________________________________________
۱- شرح صحیح مسلم بخاری ، ج۱۴، ص۱۶۸؛ الاصابه ، ج۴، ص۳۰۱؛ مسند احمد بن حنبل، ج۶، ص۳۵۸؛ اسد الغابه ، ج۵، ص۴۵۱؛ اعلام النساء ، ج۱، ص۴۴۲.
۲- اسد الغابه ، ج۵، ص۴۲۸.
۳- شرح صحیح مسلم بخاری ، ج۱۴، ص۱۶۸؛ قالت: «کنّا نغزوا مع رسول اللهصلىاللهعليهوآلهوسلم ... و نردُّ الجرحی القتلی الی المدینه».
جبهه احد به مدینه حمل کرد و او را در آن جا به خاک سپرد.
سعید بن عثمان می گوید:
انیسه دختر عدی، حضور پیامبر اکرمصلىاللهعليهوآلهوسلم رسید و گفت: «یا رسول الله! فرزندم عبد الله بن سلمه از رزم آوران نبرد بدر، اینک در جنگ احد شهید شده است؛ دوست دارم او را به مدینه انتقال دهم و در آنجا به خاک سپارم تا مزارش نزدیک باشد و با وی انس گیرم.» پیامبر اسلامصلىاللهعليهوآلهوسلم به او اجازه داد. انیسه پیکر پاک فرزند شهید خود را به همراه یکی دیگر از شهدای اسلام به نام مجدربن زیاد در عبایی پیچید و آن را به وسیله شتر به مدینه حمل کرد.(۱)
سمیرا دختر قیس، به همراه پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم در نبرد احد بود. پسرانش، نعمان و سلیم در این نبرد شهید شدند. وقتی از شهادت ایشان آگاه شد، پرسید: «پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم در چه حال است؟» گفتند: «شکر خدای را که به سلامت است؛ همانگونه که تو دوست داری». گفت: او را به من نشان دهید». چون حضرت را دید، گفت: «ای رسول خدا! در قبال سلامتی شما، هر مصیبتی تحمل پذیر است». آنگاه پیکر دو فرزند شهیدش را با شتری به مدینه انتقال داد. در بین راه، عایشه او را دید و پرسید: «در جبهه چه خبر است؟» سمیرا پاسخ داد: «خدای را شکر که پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم به سلامت است. البته خداوند گروهی از مؤمنان را به درجه شهادت رسانید و کافران را با خشم به هزیمت واداشت. آنان خیری ندیدند و خداوند متعال مؤمنان را از جنگ کفایت فرمود». عایشه پرسید: «این ها
________________________________________
۱- اسد الغابه ، ج۵، ص۴۰۶.
جنازه کیست؟» پاسخ داد: «دو پسر شهیدم».(۱)
هند دختر عمروبن حزام و همسر عمروبن جموح، پیکر مطهر سه شهید را به سوی مدینه حمل می کرد. عایشه به او رسید و گفت: «لابد اخبار حسّاسی در دست داری. در جبهه چه خبر است؟» هند گفت: «خیر است، رسول خداصلىاللهعليهوآلهوسلم به سلامت است. با سلامتی وی، هر مصیبتی اندک و قابل تحمل است. البته خداوند متعال گروهی از مؤمنان را به درجه شهادت رسانید». سپس این آیه را خواند: «و خداوند، کافران را با همان خشم و غضبی که به مؤمنان داشتند، بدون کمترین نفعی مأیوسانه بازگردانید، و خداوند جنگ را از مؤمنان کفایت فرمود، و خدا بسیار توانا و مقتدر است».(۲)
عایشه پرسید: «این جنازه ها، از چه کسانی هستند؟»
هند پاسخ داد: «برادرم و پسرم و شوهرم».
عایشه گفت: «آنان را به کجا می بری؟»
هند پاسخ داد: «برای خاکسپاری به مدینه می برم». آن گاه شتر را به سوی مدینه راند؛ ولی شتر به زانو درآمد.
عایشه گفت: «شاید طاقت حمل آنان را ندارد؟»
هند جواب داد: «نه اینگونه نیست. گاهی اوقات، بار دو شتر را حمل می کند. شاید دلیل دیگری داشته باشد».
_________________________________________
۱- المغازی ، ج۱، ص۲۶۵.
۲- (احزاب (۳۳): ۲۵).
عایشه گوید: «چون بار دیگر به شتر نهیب زد حیوان به پاخواست، و چون او را به سمت احد برگردانید. شتابان به راه افتاد».
هند ناچار نزد پیامبر اکرمصلىاللهعليهوآلهوسلم برگشت و موضوع را به اطلاع حضرت رسانید. پیامبر اکرمصلىاللهعليهوآلهوسلم فرمود: «آن شتر مأمور است. آیا عمرو بن جموح هنگام خروج از مدینه مطلبی نگفت؟»
هند پاسخ داد: «هنگام رفتن به جبهه، رو به قبله ایستاد و گفت: پروردگارا! مرا به خانواده ام بازمگردان و شهادت را روزی من قرار ده».
پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم فرمود: به همین جهت، شتر از حرکت به سوی مدینه امتناع می ورزد». آنگاه حضرتصلىاللهعليهوآلهوسلم خطاب به اصحاب فرمود: «ای انصار! در میان شما نیکانی هستند که اگر خدای را سوگند دهند، خداوند اجابت می فرماید و عمروبن جموح از آنان است». و افزود: «ای هند! از زمانی که برادرت شهید شده است، فرشتگان بر او سایه افکنده اند و منتظرند که در چه مکانی به خاک سپرده می شود».
رسول اکرمصلىاللهعليهوآلهوسلم پس از خاکسپاری شهیدان به هند فرمود: «شوهرت عمروبن جموح و پسرت خلّاد و برادرت عبدالله، دوستان یکدیگر در بهشتند».
هند عرض کرد: «ای رسول خدا! دعا کن و از خدا بخواه که مرا نیز با آنان همنشین قرار دهد».(۱)
____________________________________-
ترجمه المغازی ، ج۱، ص۲۶۵.
اشاره
در دوران زندگی علیعليهالسلام نقش زنان مؤمن در حفظ اسلام چشمگیر بود. آن ها دفاع از پیشوای مسلمانان را یک وظیفه دینی می دانستند و زمانی که دشمنان علیعليهالسلام قرار گذاشتند تا وی را در نماز غافلگیرکرده، به قتل برسانند، اسماء بنت عمیس بی درنگ این توطئه را به واسطه کنیز خود به امیر مؤمنان گزارش کرد.(۱)
ام سلمه - همسر محترم پیامبر اسلامصلىاللهعليهوآلهوسلم - بارها از امام علیعليهالسلام دفاع و تلاش کرد از رفتن عایشه و طلحه و زبیر برای آشوب جلوگیری نماید، هرچند آن ها به کار خود ادامه دادند(۲) . مادر عبد الله بن عباس نیز یکی از همان زنان با تقواست که با فرستادن مردی از قبیله جهینه به نزد امیرمؤمنان علیعليهالسلام خبر خروج طلحه و زبیر را به سوی بصره گزارش کرد.(۳)
در جنگ صفین گروهی از زنان مجاهد و فداکار با خطابه های آتشین خود در جمع رزمندگان، آنان را به جنگ تشویق می کردند، آن گونه که معاویه از این حرکت سخت به خشم آمد؛ زیرا این امر موجب تقویت روحیه یاران علیعليهالسلام و تضعیف نیروهای دشمن شده بود. به نوشته آگاهان تاریخ، برخی زنان هوادار علیعليهالسلام از درون لشکر معاویه گزارش تهیه کرده، به هر وسیله ممکن آن را به آگاهی علیعليهالسلام
________________________________________
۱- بیت الاحزان ، ص ۱۳۲؛ المسترشد ، ص ۴۵۱؛ احتجاج طبرسی ، ج ۱، ص ۱۱۷.
۲- الجمل ، ص۱۲۴.
۳- الفصول المهمه ، ص۵۱.
می رساندند.(۱)
اینک شما را با نمونه هایی از این موارد آشنا می کنیم.
اشاره
یکی از نقش های مهم زنان در حکومت علیعليهالسلام مسأله حمایت از رهبر مسلمین بود؛ البته مسأله دفاع در شکل های گوناگون و از زنان بسیار با فضیلتی انجام می گرفت، همانند امّ سلمه همسر محترم پیامبر خداصلىاللهعليهوآلهوسلم .
الف. گفتگوی امّ سلمه با عایشه
شیخ مفید از ابی کبشه و یزیدبن رومان چنین روایت کرده است: هنگامی که عایشه برای بیرون آمدن به سوی بصره تصمیم گرفت به نزد ام سلمه در مکه رود. به وی گفت: ای دختر ابی امیه، تو بزرگ ام المؤمنین هستی و رسول خداصلىاللهعليهوآلهوسلم در خانه تو می خورد و می آشامید و سهم ما را در خانه تو تقسیم می نمود و وحی در منزل تو نازل می شد. امّ سلمه به او گفت: ای دختر ابوبکر، به دیدن من آمدی و حال آن که تو به ملاقات من نمی آمدی … ! عایشه گفت: برادر و پسر برادرم به من خبر داده اند که آن مرد مظلوم کشته شده است و اکنون در بصره صد هزار مرد شمشیر به دست آماده فرمانند. آیا مصلحت می بینی که من و تو بیرون آییم؟ شاید پروردگار میان آن دو جماعت درگیر را اصلاح نماید.
۱ - ر.ک: نقش زنان مسلمان در جنگ ، از همین نویسنده.
امّ سلمه گفت: ای دختر ابوبکر، از عثمان خونخواهی می کنی در حالی که تو از همه بیشتر با او مخالف بودی اگرچه اکنون ادعای برائت خویشتن می کنی؟ یا می خواهی امر خلافت پسر ابوطالب را نقض کنی؟ مهاجران و انصار از او تبعیت کرده اند. بدان که تو به منزله مسندی هستی میان رسول خداصلىاللهعليهوآلهوسلم و امت او و پرده ای می باشی که بر حرم آن حضرت زده شده است و قرآن از تو دامن برچیده است. پس آن را از روی تکبر به روی زمین فرو هشته مکن. قرآن تو را در خانه خویش ساکن گردانیده است، پس از آن خود را آفتابی مکن. پروردگار نگهبان این امت است. رسول خداصلىاللهعليهوآلهوسلم منزلت تو را به خوبی می دانست و اگر می خواست پیمانی به تو سپارد این کار را کرده بود و لیکن رسول خداصلىاللهعليهوآلهوسلم تو را از سیر در شهرها و سرزمین ها منع کرده است. ستون اسلام اگر شکسته شود زنان نتوانند آن را سر و سامان دهند و اگر اسلام به تفرقه مبدل گردد هرگز با زنان به جمعیت مبدل نشود … و تو چه خواهی گفت اگر رسول خداصلىاللهعليهوآلهوسلم تو را در یکی از بیابان ها ببیند و تو سوار شتر جوانی باشی و از آبشخوری سوی آبشخوری دیگر بروی. حرکت تو در برابر دیدگاه خدا خواهد بود و بر رسول خداصلىاللهعليهوآلهوسلم وارد خواهی شد در حالی که حجاب او را مهمل گذاشتی و پیمان او را رها کردی. به خدا سوگند، اگر تو در این مسیر قدم نهادی آن گاه به من بگویند که به بهشت وارد شو خجالت خواهم کشید که محمدصلىاللهعليهوآلهوسلم را ملاقات کنم در حالی که حجابی را که او بر من زده است دریده باشم … اگر بر تو از سوی رسول خداصلىاللهعليهوآلهوسلم در حق علیعليهالسلام پنج چیز ذکر کنم
لبت را به دندان بگزی مانند گزیدن مار خالداری که سر به زیر افکنده و دندان های منظم در دهان دارد. آیا به خاطر می آوری که هرگاه رسول خداصلىاللهعليهوآلهوسلم می خواست به سفر رود میان زنان خویش قرعه می انداخت. پس میان آن ها قرعه زد و قرعه به نام من و تو بیرون آمد. پس ما با او بودیم و او از قدید(۱) پایین می آمد و علی هم با او بود و با او سخن می گفت و تو رفتی که بر او هجوم آوری و من به تو گفتم «رسول خداصلىاللهعليهوآلهوسلم با پسر عموی خویش است، شاید با او کاری داشته باشد» اما تو حرف مرا نپذیرفتی و به سوی آن دو رفتی، ولی گریان برگشتی؟ چون علت را از تو پرسیدم گفتی که بر آن دو یورش برده ای و به علی گفته ای که رسول خدا یک روز ار هر نه روز را به من اختصاص داده است و تو او را از من به خود مشغول نمودی! پس به من خبر دادی که پیامبر به تو گفته است آیا او را مبغوض می داری! کسی از خانواده یا از امت من او را دشمن نمی دارد مگر آن که از ایمان بیرون رفته باشد.ای عایشه این را به خاطر داری؟
عایشه گفت: آری. امّ سلمه گفت: به خاطر داری روزی که رسول خداصلىاللهعليهوآلهوسلم می خواست به سفر رود و من برای او جشیش(۲) فراهم می کردم، پیامبر گفت: ای کاش می دانستم که کدام یک از شما صاحب شتر پشت
_____________________________________
۱- قدید، نام موضعی در مکه است ( معجم البلدان یاقوت حموی، ج۴، ص۳۱۳).
۲- جو و گندم آرد شده ای است که در دیگ گذارند و در آن گوشت یا خرما بریزند و بپزند.
برآمده است و سگ های ناحیه حوأب بر او پارس می کنند. پس من دستم را از جشیش بلند کردم و گفتم به خدا پناه می برم که من باشم! پیامبر فرمود: سوگند به پروردگار، ناگزیر یکی از شما خواهید بود.ای حمیرا، از خدا بترس که صاحب آن شتر باشی. آیا این را به خاطر داری؟ عایشه گفت: آری …(۱)
هنگامی که نامه توهین آمیز عایشه نسبت به علیعليهالسلام از بصره به دست حفصه دختر عمر بن الخطاب رسید، حفصه بسیار خوشحال گشت و به دنبال دختران و زنان فرستاد تا حضور به هم رسانند. سپس به دست کنیزان خود دایره هایی داد و دستورشان داد تا دایره بزنند و اشعار زشتی را درباره امیرمؤمنان بخوانند و دیگران شادی کرده، به ساحت مقدس آن حضرت جسارت نمودند. وقتی این خبر به گوش امّ سلمه رسید که حفصه عده ای از زنان را دعوت کرده و کف زنان به علیعليهالسلام جسارت و هتاکی می کردند. او سخت گریست و فرمود لباس های مرا بیاورید تا به نزد آن ها رفته، کار زشتشان را نکوهش کنم.(۲)
دختر امیرمؤمنان که گریه و بیتابی امّ سلمه را دید گفت اجازه بدهید من به نیابت از شما به سوی آنان بروم. زیرا بهتر می توانم آبرویشان را برده،
____________________________________
۱- امّ سلمه ، ترجمه دکتر حریرچی، ص۳۹.
۲- الجمل ، ص۱۴۹.
جلسه را به هم بریزم. پس بدین منظور لباس های خود را به تن کرد و به همراه کنیزان خود به طور ناشناس به عنوان تماشاچی به محل برگزاری جلسه حرکت کرد و بر آن ها وارد شد. ام کلثوم با مشاهده این که آنان بی شرمی و یاوه گویی را از حد گذرانده اند نقاب خود را کنار زده، چهره اش را نزد آنان نمایان ساخت. سپس حفصه را مخاطب قرار داده، گفت: اگر امروز تو و خواهرت عایشه بر ضد امیر مؤمنان جبهه گرفتید و مخالفت نمودید، دیروز هم چنین کاری نسبت به برادر او، یعنی رسول خداصلىاللهعليهوآلهوسلم داشتید که خداوند علیه شما دو نفر در قرآن نازل کرد، آن چه که بر پیامبر فرستاد. بدانید که خداوند در کمین شما است نسبت به این جنگی که به راه انداختید.
اینجا بود که حفصه بسیار شرمنده شد و گفت: اینان از روی نادانی از پیش خود چنین کاری انجام داده اند و در همان حال همه را متفرق ساخت و جلسه را به هم زد.(۱)
امّ سلمه تلاش های فراوانی به منظور خنثی سازی توطئه دشمنان علیه حکومت امیرمؤمنان انجام داد و وقتی از هدایت عایشه مأیوس گردید در آخرین تلاش به فرستادگان طلحه و زبیر که از وی درخواست خونخواهی عثمان را کرده بودند چنین پیام فرستاد:
به خدا سوگند، به چنین چیزی نه من و نه عایشه دستور داده
_______________________________________
۱- الجمل ، ص۱۴۹.
شده ایم؛ خدای از ما خواسته تا در خانه هایمان بنشینیم و به هیچ جنگ و قتالی خارج نشویم. با عنایت به این که اولیای عثمان کسان دیگری هستند غیر از ما، به خدا سوگند نه عفو کردن برای ما رواست و نه صلح و نه قصاص و تمام این ها مربوط به فرزندان عثمان است. افزون بر این، آیا ما با علی بن ابی طالب بجنگیم در حالی که او از آزمایش های بزرگ بر آمده و کسی است که بیشترین مشقت ها را دیده و او سزاوارتر از دیگران به این امر است. به خدا سوگند هرگز راه انصاف را نسبت به رسول خداصلىاللهعليهوآلهوسلم درباره همسرانش در پیش نگرفتید که آن ها را به سوی عراق بیرون می برید و همسران خودتان را در خانه هایتان نگه می دارید.(۱)
اشاره
یکی دیگر از نقش های بسیار مهم و سرنوشت ساز زنان در دوران حکومت و خلافت امیرمؤمنان علیعليهالسلام گزارش هایی بود که به حضرت می دادند. این اخبار گاهی به منظور باخبر ساختن رهبر مسلمانان از تحریکات دشمن بر ضد نظام اسلامی، و گاهی اطلاع رسانی اخبار سرّی در جبهه و جنگ بوده است.
الف. نامه امّ سلمه به امیر مؤمنانعليهالسلام
پس از گفتگوی طولانی امّ سلمه با عایشه چون وی نتوانست عایشه را از آشوب دور سازد، به ناچار به امیرمؤمنان نامه نوشت و در آن چنین خاطرنشان کرد:
پس از ستایش پروردگار، طلحه و زبیر و پیروان آن ها پیروان
____________________________________
۱- الجمل ، ص۱۲۴.
ظلالت اند و می خواهند عایشه را به سوی بصره بیرون برند و عبد الله بن عامر بن کریز هم میان آن هاست. اینان می خواهند بگویند که عثمان مظلوم کشته شده است و آن ها قصد خونخواهی او را دارند و خداوند به حول و قوّت خود برای رفع شرّ آن ها کافی است و اگر پروردگار ما را از بیرون آمدن منع نمی کرد و به خانه نشینی فرمان نمی داد بیرون آمدن به سوی تو را رها نمی کردم و تو را یاری می نمودم.(۱)
ب. نامه ام الفضل به امام علیعليهالسلام
ابن الصباغ مالکی در این باره می نویسد: پس از خروج طلحه و زبیر و عایشه، ام الفضل (دختر حارث و مادر عبدالله بن عباس) مردی از قبیله جهینه را به نام ظفر، اجیر کرده، به نزد علی بن ابی طالبعليهالسلام به مدینه فرستاد تا وی را از خروج طلحه و زبیر و عایشه از مکه به سوی بصره آگاه سازد.(۲)
در نبرد صفین همسر هیثم بن اسود که همراه وی در لشکر معاویه آمده بود، اخبار و اسرار جنگی معاویه را به امیرمؤمنان می رساند. چنانچه در الغارات آورده است که: همسر هیثم بن اسود به همراه وی در صفین حضور داشت و اطلاعات لشکر معاویه را در پارچه ای می پیچید و مخفیانه بر گردن اسبان می آویخت و به قصد فروش آن ها را به سوی لشکر حضرت
________________________________________
۱- امّ سلمه ، دخیل، ص۴۴.
۲- الفصول المهمه ، ص۵۱.
امیرعليهالسلام روانه می کرد. معاویه روزی از هیثم بن اسود پرسید: آیا همسر تو بود که اطلاعات ما را می نوشت و به گردن اسبان می آویخت و با فروش اسبان به لشکر علیعليهالسلام اسرار ما را به علی گزارش می کرد؟ هیثم پاسخ داد: آری.(۱)
اشاره
زنان در حکومت علیعليهالسلام نه تنها از حضور فرزندان و همسران یا برادران خود در جنگها جلوگیری نکردند، بلکه خود بسیج کننده و تشویق گر آن ها برای رفتن به جبهه جنگ و طرفداری از علی بودند. گاهی هم با حضور در صحنه نبرد شاهد شهادت جگرگوشه هایشان بوده اند. امّ سلمه پس از ملاقات و گفتگویش با عایشه به مدینه برمی گردد تا نزدیک امام باشد و در حد امکان علی را در این آشوب یاری نموده، مهاجران و انصار را برای یاری و دفاع از امام آماده سازد.
الف. گسیل فرزند به نبرد
نوشته اند که ام سلمه پس از وداع با علیعليهالسلام آن حضرت را مخاطب قرار داده، می گوید:
در حفظ و حراست پروردگار روان شو. سوگند به خداوند، تو بر حقی و حق هم با تو است و اگر از نافرمانی خدا و رسولش کراهت نداشتم با تو همراه می شدم و لیکن سوگند به خدا، برای تو
_______________________________________
۱- نقش زنان مسلمان در جنگ ، ص۷۱.
کسی را گسیل می کنم که او نزد من برتر است و بر من از خویشتن نیز عزیز است، او پسرم عمر است.(۱)
وی در نامه ای که از مکه برای علی می نویسد به این امر چنین اشاره می نماید:
پسر عمر بن ابی سلمه را که برابر من است به سوی تو می فرستم. ای امیر مؤمنان! او را سفارش به خیر کن.(۲)
ب. نظارت مادری بر کشته شدن فرزند خود
پیش از آغاز درگیری با پیمان شکنان بصره، امیر المؤمنینعليهالسلام دو مرتبه بر آنان اتمام حجّت کرد و در مرتبه دوم رو به یاران خود کرده، فرمود: چه کسی این کتاب خدا را به دست گرفته، در مقابل گروه پیمان شکن ایستاده، آن ها را دعوت می کند؟ البته بداند که کشته خواهد شد و من از طرف خداوند بهشت را برای او ضامن می شوم. در این میان، جوانی به نام مسلم از قبیله عبدالقیس برخواست و اظهار آمادگی کرد.
حضرت تا سه مرتبه چنین می فرمود و همان جوان از جای برمی خواست و اظهار آمادگی می کرد. پس قرآن را از دست علیعليهالسلام گرفت و با قرار گرفتن بین دو لشکر کتاب خدا را باز کرد و گفت: این کتاب قرآن است و امیرمؤمنان شما را بر آن چه که در او هست فرا می خواند. عایشه گفت: این جوان را تیرباران کنید، خداوند چهره اش را
__________________________________________
۱- امّ سلمه ، ص۴۶.
۲- امّ سلمه ، ص۴۴.
زشت گرداند. آنان به دستور عایشه از هر سو به وی حمله کردند و او را از پای درآوردند. مادرش با دیدن این صحنه دلخراش و این همه قساوت و بی رحمی از پیمان شکنان، پیش آمد و خود را روی فرزندش انداخته، او را با کمک برخی یاران علیعليهالسلام از معرکه بیرون برد و در مقابل علیعليهالسلام قرارش داد و در حالی که می گریست این اشعار را به زبان آورد:
خدایا: فرزندم مسلم این ها را فرا خواند و بر آنان کتاب تو را بدون هیچ ترس و وحشتی خواند، ولی آن ها نیزه های خود را از خونش رنگین کردند در حالی که مادرش ایستاده و نظاره گر بود .(۱)
اشاره
زنان در نبرد صفین با خواندن اشعار تهییج کننده و خطابه های آتشین رزمندگان اسلام را علیه لشکر طغیانگر تحریک می کردند. زنانی مجاهد و فداکار همچون بکاره هلالیه و ام الخیر و زرقاء و سوده این کار را در آن روزهای سخت و بحرانی به عهده داشتند.
الف. اشعار مهیّج بکاره هلالیه
بکاره هلالیه از بانوان قهرمانی بود که در نبرد صفین به طرفداری از امیرمؤمنان بر ضد معاویه و هوادارانش شعر می سرود و رزمندگان را تحریک می کرد. وی در یکی از روزهای دوران کهولت به همراه دو خدمتکار خود بر معاویه وارد شد. مروان بن حکم و عمر بن عاص که نزد معاویه نشسته بودند به یاد اقدامات بکاره در جنگ صفین افتاده،
____________________________________________
۱- الجمل ، ص۱۸۱.
زمان را برای تحریک معاویه بسیار مناسب دیدند. از این رو مروان گفت: ای امیرالمؤمنین، این زن را می شناسی؟ معاویه گفت: او کیست؟
مروان پاسخ داد: وی همان زنی است که در صفین مردم را بر ضد ما تحریک می کرد و اشعار مهیّج می سرود. آن گاه یکی پس از دیگری، سخنانی درباره وی گفتند و ساکت شدند. بکاره لب به سخن گشود و گفت:
ای معاویه! سگهایت به یکباره هجوم آوردند و هر یک به نوبت پارس کردند. به خدا سوگند، فرد مورد نظر اینان من بودم و حرفهایشان را هرگز تکذیب نمی کنم. پس هر کاری که می خواهی انجام ده؛ زیرا پس از شهادت امیرمؤمنانعليهالسلام هیچ خوشی در زندگی یافت نمی شود.(۱)
ب. تشویق برادر به جنگ با معاویه
سوده دختر عماره از زنانی بود که در جنگ صفین در تشویق نیروها به ویژه برادر خود نقش بسزایی داشته است. وی به قصد دیدار با معاویه وارد شام شد. پس از ورود، معاویه از او پرسید: ای دختر اشتر، حالت چگونه است؟
سوده پاسخ داد: به خیر و سلامت هستم. معاویه پرسید: تو بودی که در جنگ صفین برای تشویق برادرت در نبرد با ما این اشعار را می سرودی و می گفتی: ای فرزند عماره! روزی که حریفان در میدان جنگ با یکدیگر روبرو شدند و نیزه پرتاب کردند، بسان پدرت تنور جنگ را داغ نگهدار.
__________________________________________
۱- اعلام النساء ، ج۱، ص۱۳۷.
علی و فرزندش حسین و پیروانش را یاری کن و با آرامش و اطمینان خاطر بجنگ و بر فرزندش معاویه حمله کن، زیرا برادر پیامبر حضرت محمد مصطفیصلىاللهعليهوآلهوسلم امام علی بن ابی طالبعليهالسلام امام و رهبر و پرچمدار هدایت و راهنمای ایمان ماست؛ لشکریان را رهبری کرده، در پیشاپیش پرچم آن حضرت با شمشیر و سرنیزه شجاعانه حرکت کن؟
سوده پاسخ داد: البته این اشعار از من است و شخصیتی چون من به خاطر ترس، هرگز از حق رویگردان نمی شود و به دروغ زبان اعتذار نمی گشاید.
معاویه گفت: چه چیز باعث شد تا برادرت را این چنین بر ضد من تشویق کنی؟ سوده گفت: تنها دوستی و محبت علیعليهالسلام و پیروی از حق مرا بر آن داشت که چنین اشعاری بسرایم.
معاویه گفت: هرگز خاطره تلخ جانبازیهای برادرت در راه علی از ذهنم محو نمی گردد و من از هیچ طایفه ای به اندازه قبیله شما و برادرت در این جنگ آسیب ندیدم.(۱)
مورخان نوشته اند: در مدت زمانی که امیر مؤمنان در کوفه حضور داشت، دختر بزرگوار آن حضرت، زینب کبریعليهاالسلام به ارشاد و تعلیم زنان کوفه اشتغال داشت. از خصائص زینبیه نقل شده که زینبعليهاالسلام در کوفه مجلس درسی برای زن ها تشکیل داد و برای آن ها قرآن را تفسیر
______________________________________
۱- نقش زنان در جنگ ، ص۵۲.
می کرد و در یکی از روز ها به تفسیر سوره کهیعص مشغول بود که امیرمؤمنانعليهالسلام از در وارد شد و از دخترش پرسید: «کهیعص» را تفسیر می کنی؟ عرض کرد: آری. علیعليهالسلام فرمود: ای نور دیده، این حروف، رمزی است در مصیبت آینده شما عترت پیامبر.(۱)
پس از تصرف بیت المال به دست فتنه گران و پیمان شکنان و دستگیری عثمان بن حنیف، استاندار علیعليهالسلام در بصره، طلحه و زبیر به عایشه گفتند: درباره ابن حنیف چه دستوری می دهی؟ گفت: او را بکشید؛ خداوند او را بکشد. در این هنگام یک زن از اهل بصره به عایشه گفت: ای مادر! می دانی چه می گویی؟ آیا به کشته شدن عثمان بن حنیف دستور می دهی در حالی که برادرش سهل امیر مدینه است و همچنانکه می دانی او را جایگاهی است بین اوس و خزرج. به خدا سوگند، اگر چنین کنی او در مدینه به تلافی کشته شدن برادر خود، فرزندان قریش را خواهد کشت.
بدین سبب نظر عایشه بر این شد که به طور موقت او را به زندان فرستد و سرانجام از اقدامات تلافی جویانه برادرش در مدینه ترسیدند و از زندان آزادش کردند.(۲)
___________________________________________
۱- زندگانی حضرت فاطمه و دختران آن حضرت ، ص۲۶۷.
۲- الجمل ، ص۱۵۳.
پس از ختم غائله و فروکش کردن آشوب شورشیان بصره، امیر المؤمنین به
عایشه دستور بازگشت به مدینه را صادر کرد، اما او همچنان اصرار بر ماندن در بصره داشت. تا این که حضرت خود بر او وارد شد و فرمود: برگرد به خانه این که پیامبر تو را در آن ترک کرد. عایشه گفت: نمی روم. حضرت فرمود: برمی گردی یا درباره ات سخنی بگویم که خود آن را می دانی؟ یعنی تو را [به وکالت از پیامبر طلاق می دهم] عایشه ترسید و ناچار آهنگ سفر کرد. آن حضرت چهل زن از قبیله عبدقیس را فراخواند و لباس مردانه در بر آن ها کرد و به مصاحبت عایشه به جانب مدینه روانه کرد. عایشه چون به مدینه رسید به او گفتند: علیعليهالسلام با تو چه معامله ای کرد؟ گفت: به خیر و خوبی و لکن جمعی از مردان اجنبی را همراه من به جانب مدینه فرستاد. اینجا بود که آن زنان لباس خود را تغییر داده، عایشه دید این چهل نفر از زنان قبیله عبدقیس هستند …(۱)
پس از پیروزی علی و یارانش بر شورشیان بصره حضرت طی نامه ای به خواهرش ام هانی این پیروزی را به وی چنین بشارت می دهد:
سلام بر تو. حمد می کنم خدای را که جز او خدایی نیست. اما بعد: ما با گروه پیمان شکن در بصره روبرو گشته، به مصاف یکدیگر رفتیم. پس خداوند به حول و قوّتش به ما پیروزی و به آن ها سنت و روش ظالمان را عطا کرد. و در این میان طلحه و زبیر و عبدالرحمن بن عتاب و کسان زیادی از آن ها کشته شدند(۲)
__________________________________________
۱- عایشه ام المؤمنین ، ص۶۵.
۲- الجمل ، ص۲۱۲.
اربلی در کشف الغمه از سوده دختر عماره همدانیه ماجرای گفتگویش با معاویه را چنین نقل کرده است: به خدا سوگند، روزی بر امیرمؤمنان وارد شدم و قصد داشتم از فرماندار منصوب از طرف حضرت که در اخذ مالیات به ما ظلم کرده بود شکایت کنم. آن حضرت در حال نماز بود؛ همین که مرا دید نمازش را زودتر تمام کرد و با کمال لطف و مهربانی و بزرگواری به سوی من آمد و فرمود: حاجتی داری؟ عرض کردم: آری و ماجرا را شرح دادم.
امام گریست و در حالی که صورت خود را به طرف آسمان بالا برده بود، فرمود: خدایا، تو گواهی که من آنها را برای ستم به مردم دعوت نکرده ام. سپس قطعه پوستی گرفت و بر روی آن نوشت:( بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَانِ الرَّحِیمِ قَدْ جَاءَتْکُمْ بَیِّنَهٌ مِنْ رَبِّکُمْ فَأَوْفُوا الْکَیْلَ وَالْمِیزَانَ وَلَا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْیَاءَهُمْ وَلَا تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلَاحِهَا ذَلِکُمْ خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنتُمْ مُؤْمِنِینَ ) .(۱) اگر نامه مرا خواندی آن چه را که در دست داری از آن نگه داری کن تا فردی که آن ها را از تو تحویل بگیرد بر تو وارد شود.
سپس حضرت آن نامه را به من داد در حالی که نه نامه را بست و نه لاک و مهرش کرد. من نامه را نزد آن شخص بردم و او از نزد ما در حالی بیرون رفت که عزل شده بود.(۲)
_________________________________________
۱- اعراف (۷):۸۵.
۲- السیاسه من واقع الاسلام ، ص۱۲۸.
یکی از وظایف مهم زنان مجاهد در صدر اسلام مداوای مجروحان جنگ بود. آن ها به درخواست خودشان در کنار پیامبر اسلام در جنگ احد و خندق(۱) و غیر آن حضور می یافتند و این سنت نیز در زمان علیعليهالسلام ادامه یافت و در جنگ جمل شیرزنی به نام لیلای غفاریه همراه آن حضرت به بصره رفت تا به همین وظیفه بپردازد.
آن زن می گوید: من زنی بودم که به منظور مداوای مجروحان جنگی همراه پیامبر بیرون می رفتم. همین که جنگ جمل اتفاق افتاد به همراه علی بدین منظور به بصره رفتم.(۲)
در دوران سخت غیبت صغری، روزهایی که شیعیان پس از دویست و شصت سال با یک آزمایش بزرگ رو به رو بودند و می بایست به غیبت امام عادت می کردند، یک زن به عنوان مفزع و پناه معرفی می شود و آن مادر بزرگوار امام حسن عسکریعليهالسلام است. در این دوره، اگر چه امام هادیعليهالسلام و امام حسن عسکریعليهالسلام زمینه غیبت را از پیش فراهم کرده
________________________________________
۱- از جمله کسانی که به منظور مداوای مجروحان به جبهه رفته اند: نسیبه دختر کعب، ام ابیه، ام ایمن، حمنه دختر جحش، ربیع دختر معوذ، ام زیاد، امیه دختر قیس، ام سلیم، معاذه غفاریه، ام سفان، اسلمیه و لیلای غفاریه می باشند. ر.ک: نقش زنان در جنگ از همین نویسنده، ص۱۹.
۲- سفینه البحار ، ج۱، ص۱۴۹.
بودند و شخصیت های مورد اعتمادی همانند عثمان بن سعید عمری و پسرش محمد بن عثمان را به عنوان وکیل معرفی کرده بودند، به دلایلی از موقعیت مادر امام حسن عسکریعليهالسلام ، - معروف به جده- استفاده شد و وی به پناه شیعه معروف گردید. از گفتگوی احمد بن ابراهیم با حکیمه -دختر امام جوادعليهالسلام - بر می آید که پس از گذشت دو سال از رحلت امام حسن عسکریعليهالسلام همچنان بسیاری از کارها به دست مادر بزرگوار امام حسن عسکریعليهالسلام انجام شده است، ولی در حقیقت از سوی حضرت حجه بن الحسنعليهالسلام و به فرمان آن حضرت بوده است.
شیخ صدوق; از احمد بن ابراهیم نقل کرده است که در سال ۲۶۲ بر حکیمه - دختر امام جوادعليهالسلام - وارد شدم و از پس پرده با وی سخن گفتم و از او درباره اعتقادش به امامان پرسیدم. او همه آن ها را یکا یک شمرد و آن گاه حجه بن الحسن بن علی را نیز نام برد … از او پرسیدم: این فرزند کجاست؟ گفت: در پس پرده غیب است. گفتم: پس شیعه به چه کسی پناه ببرد؟ گفت: به جدّه، مادر امام حسن عسکریعليهالسلام ؛ سپس افزود: این دستور از سوی امام حسن عسکری و به پیروی از امام حسینعليهالسلام صورت گرفته است؛ زیرا امام حسینعليهالسلام در ظاهر برای حفظ جان فرزندش امام سجاد به خواهرش زینب کبریعليهاالسلام وصیت کرد و در نتیجه، تا مدتی هر آنچه از امام زین العابدینعليهالسلام صادر می گردید، به حضرت زینبعليهاالسلام نسبت داده می شد تا امر پنهان باشد(۱) و حساسیت ها نسبت به
________________________________________
۱- کمال الدین ، ج ۲،ص ۵۰۷ ؛ الغیبه شیخ طوسی، ص ۱۳۸.
امام سجادعليهالسلام کم تر شود. این امتیاز برای جدّه باقی بود تا آن که کسانی مانند عثمان بن سعد و دیگر سفرا و نایبان خاص امام زمانعليهالسلام در بین شیعیان شناخته شدند و منزلت یافتند.
پس از شهادت امام عسکریعليهالسلام یک بانو نظر دستگاه خلافت بنی عباس را نسبت به تعقیب امام زمان تغییر داد. نوشته اند پس از گزارش جعفر کذّاب به این که در خانه امام حسن عسکریعليهالسلام فرزند خردسالی از آن حضرت باقی مانده است، آن ها به خانه امام هجوم بردند و پس از دستگیری صیقل (یکی از کنیزان امام) فرزند خردسال را از او مطالبه کردند. او نخست انکار کرد و آن گاه برای این که موضوع برای آن ها پوشیده بماند، گفت: من حامله هستم؛ از این رو، آن کنیز را به دست أبی الشوارب، قاضی وقت، سپردند تا از او مراقبت کند. در مدتی که صیقل زیر نظر قاضی نگهداری می شد، دستگاه خلافت با مرگ عبید بن خاقانی و شورش صاحب الزنج رو به رو شد و صیقل از وضعیت آشفته سود جست و فرار کرد.(۱)
اشاره
حال سزاوار است بدانیم زنان در حکومت قائم آل محمدعليهالسلام چه می کنند، چه کسانی هستند، چند نفرند، از کجا می آیند و چه مسئولیتی بر عهده دارند؟ بر اساس برخی روایات، حضور و نقش این زنان از نظر زمان و موقعیت، چهار گونه است:
__________________________________________
۱- کمال الدین ، ج ۲،ص ۴۷۶.
اولین گروه از زنانی که به محضر امام زمان می شتابند، آنهایند که در آن ایام می زیسته اند و همانند دیگر یاران امامعليهالسلام به هنگام ظهور در حرم امن الهی به خدمت امامعليهالسلام می رسند. در این باره دو روایت وجود دارد:
روایت اول: امّ سلمه ضمن حدیثی درباره علایم ظهور، از پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم روایت کرده است که فرمود: «یعوذ عائذ من الحرم فیجتمع الناس الیه کالطیر الوارده المتفرقه حتی یجتمع الیه ثلاث مأه و اربعه عشر رجلاً فیه نسوه فیظهر علی کل جبار و ابن جبار ...؛(۱) در آن هنگام پناهنده ای به حرم امن الهی پناه می آورد و مردم همانند کبوترانی که از چهار سو به یک جهت هجوم می برند، به سوی او جمع می شوند تا این که در نزد آن حضرت سیصد و چهارده نفر گرد می آیند که برخی از آنان زن می باشند، و بر هر جبار و جبار زاده ای پیروز می شود».(۲)
روایت دوم: جابر بن یزید جعفی، ضمن حدیث مفصلی از امام باقرعليهالسلام در بیان برخی نشانه های ظهور آورده است: «و یجیئ و الله ثلاث مأه و بضعه عشر رجلاً فیهم خمسون امراه یجتمعون بمکه علی غیر میعاد قزعاً کقزع الحزیف یتبع بعضهم و هی الایه التی قال الله: «اینما تکونوا یأت بکم الله جمیعاً ان الله عل کل
________________________________________
۱- مجمع الزوائد ، ج ۷، ص ۳۱۵ ؛ معجم احادیث الامام المهدی ، ج۱، ص ۵۰۰.
۲- مجمع الزوائد ، ج ۷، ص ۳۱۵ ؛ معجم احادیث الامام المهدی ، ج۱، ص ۵۰۰.
شئ قدیر» ...؛(۱) به خدا سوگند، سیصد و سیزده نفر می آیند که پنجاه نفر از این عده زن هستند که بدون هیچ قرار قبلی در مکه کنار یکدیگر جمع خواهند شد؛ این است معنای آیه شریفه: «هر جا باشید خداوند همه شما را حاضر می کند؛ زیرا او بر هر کاری توانا است».
پنجاه زن از سیصد و سیزده نفر!
نکته شگفت دراین دو روایت این است که می فرماید سیصد و سیزده مرد گرد می آیند که پنجاه نفر ایشان زن هستند!
دوم آن که: در روایتی که نام یاران بر شمرده شده است، نام هیچ زنی وجود ندارد.(۲)
در پاسخ این شبهه می توان گفت: این چند نفر در زمره همان سیصد و سیزده نفر هستند؛ زیرا اولاً: امامعليهالسلام می فرماید: «فیهم »؛ یعنی در این عده، پنجاه زن وجود دارند. ثانیاً: شاید تعبیر به «مردان» بدین سبب باشد که بیشتر این افراد مرد هستند و این کلمه از باب فزونی عدد مردان است.
سوم: اگر مقصود همراهی خارج از این عده بود، امام می فرمود: «معهم» نه این که بفرماید «فیهم»؛ زیرا این سیصد و سیزده نفر مانند عدد اصحاب بدر شمرده شده اند و همه، یاران و فرماندهان عالی رتبه و از نظر مقام و قدرت در حد بسیار بالایی هستند که برخی با ابر جا به جا می شوند، و این ها بدون شک با سایر مردم آن زمان فرق بسیار
__________________________________________
۱- بحار الانوار ، ج ۵۲،ص ۲۲۳.
۲- دلائل الامامه ، ص۳۱۴.
دارند؛ بنا بر این، اگر بگوییم آن ها جزو همان سیصد و سیزده نفر هستند، دارای رتبه و موقعیت ویژه می باشند و اگر در زمره یاران دیگر حضرت باشند، از امتیاز کم تری برخوردارند.
دسته دوم، چهار صد بانوی بر گزیده هستند که خداوند برای حکومت جهانی حضرت ولی عصرعليهالسلام در آسمان ذخیره کرده است و با ظهور آن حضرت به همراه حضرت عیسیعليهالسلام به زمین می آیند.
ابوهریره از پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم روایت کرده است: «ینزل عیسی بن مریم علی ثمان ماه رجل و اربع مائه امرأه خیار من علی الارض و أصلح من مضی؛(۱) عیسی بن مریم به همراه هشتصد مرد و چهار صد زن از بهترین و شایسته ترین افراد روی زمین فرود خواهد آمد».
در این که این زنان از امت های پیشین هستند یا از امت اسلامی زمان پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم و معصومینعليهالسلام و یا از دوران های مختلف، و نیز این که از چه زمان و به چه علت به آسمان برده شده اند و برای عهده داری منصبی در حکومت حضرت می آیند یا برای مسایل دیگر، پرسش هایی است که این حدیث درباره آن ها چیزی نمی گوید.
اشاره
سومین گروه از یاران حضرت بقیه اللهعليهالسلام زنانی هستند که خداوند به
____________________________________
۱- معجم الامام المهدی ، ج ۱، ص۵۳۴ ؛ به نقل از فردوس الاخبار ، ج ۵، ص ۵۱۵.
برکت ظهور امام زمان آن ها را زنده کرده و به دنیا باز می گرداند. این گروه دو دسته اند: برخی با نام و نشان از زنده شدنشان خبر داده شده و برخی دیگر فقط از آمدنشان سخن به میان آمده است.
پیش از ادامه بحث، به عقیده شیعه درباره رجعت می پردازیم.
یکی از عقاید مسلّم شیعه این است که همزمان با ظهور مهدی آل محمدعليهالسلام برخی پیامبران مانند پیامبر اکرمصلىاللهعليهوآلهوسلم و معصومین مانند امیر مؤمنانعليهالسلام و امام حسینعليهالسلام و برخی از مؤمنان حقیقی و پیروان اهل بیتعليهالسلام به اذن پروردگار زنده خواهند شد و بار دیگر به دنیا باز می گردند. این گونه بازگشت نه تنها غیر ممکن نیست، بلکه از دیدگاه قرآن کریم امری مسلم است. درسوره بقره می خوانیم:
آیا ندیدی جمعیتی را که از ترس مرگ از خانه های خود فرار کردند و آنان هزاران نفر بودند؟! خداوند به آن ها گفت بمیرید؛ سپس خدا آن ها را زنده کرد و ماجرای زندگی دوباره آن ها را درس عبرتی برای آیندگان قرار داد(۱).
همچنین قرآن کریم در آیه ای دیگر می فرماید:
یا همانند کسی که از کنار یک آبادی ویران شده عبور کرد، در حالی که دیوارهای آن به روی سقف ها فرو ریخته بود و اجساد و استخوان های آن در هر سو پراکنده بود. [او با خود] گفت: چگونه خداوند آن ها را پس از مرگ زنده می کند؟! در این هنگام خدا او را یکصد سال میراند، سپس زنده کرد و به او گفت: چه
_________________________________________
۱- بقره (۲): ۲۴۳.
قدر درنگ کردی؟ گفت: یک روز یا بخشی از یک روز. فرمود: نه، بلکه یکصد سال درنگ کردی. نگاه کن به غذا و نوشیدنی خود چه همراه داشتی و [باگذشت سالها] هیچ گونه تغییر نیافته است؛ ولی به الاغ خود نگاه کن که چگونه از هم متلاشی شده است. این زنده شدن تو پس از مرگ، هم برای اطمینان خاطر تو است و هم برای این که تو را نشانه برای مردم قرار دهیم. اکنون به استخوان های مرکب خود نگاه کن که چگونه آن ها را برداشته، به هم پیوند می دهیم و گوشت بر آن می رویانیم. هنگامی که این حقایق بر او آشکار شد، گفت: می دانم خدا بر هر کاری تواناست.(۱)
سید مرتضی علم الهدی در این باره می نویسد:
علت این که شیعه عقیده دارد خداوند در زمان ظهور امام زمانعليهالسلام برخی مردگان را زنده می گرداند، این است که به ثواب یاری امام زمان نایل شوند و دولت حق آل محمد را که در انتظار آن بوده اند، از نزدیک شاهد باشند و انتقام عده ای از ظالمان را با چشم ببینند و از ظهور حق و اعتلای کلمه توحید لذت ببرند.(۲)
در منابع معتبر اسلامی نام سیزده زن یاد می شود که به هنگام ظهور قائم آل محمدعليهالسلام زنده خواهند شد و در لشکر امام زمان به مداوای مجروحان جنگی و سرپرستی بیماران خواهند پرداخت.
____________________________________________
۱- بقره (۲): ۲۵۹.
۲- سفینه البحار ، ج۱، ص ۵۱۱.
طبری در دلائل الامامه، از مفضل بن عمر نقل کرده که امام صادق فرمود: همراه قائم آل محمدعليهالسلام سیزده زن خواهند بود. گفتم: آن ها را برای چه کاری می خواهد؟
فرمود: به مداوای مجروحان پرداخته، سرپرستی بیماران را بر عهده خواهند گرفت. عرض کردم: نام آن ها را بفرمایید.
فرمود: قنواء، دختر رشید هجری، ام ایمن، حبابه والبیه، سمیه، مادر عمار یاسر، زبیده ام خالد احمسیه، ام سعید حنفیه، صیانه ماشطه، و ام خالد جهنیه.(۱)
صیانه ماشطه در زمان حضرت موسی می زیسته است و مادر عمار یاسر در ابتدای بعثت به شهادت رسید. حبابه در زمان علیعليهالسلام و قنواء در زمان امام حسن و امام حسینعليهالسلام و بقیه در زمان های دیگر زندگی می کرده اند.
این گروه سیزده نفری رجعت خواهند کرد و خداوند برای قدردانی از آن ها، به برکت امام زمان آن ها را زنده خواهد کرد.
در این روایت، امام صادقعليهالسلام از آن سیزده زن تنها نام نه نفر را یاد می کند. در کتاب خصایص فاطمی(۲) به نام قنواء و ام ایمن و نسیبه، دختر کعب مازنیه، و در کتاب منتخب البصائر به نام وتیره و احبشیه اشاره شده است.(۳)
________________________________________
۱- دلائل الامامه ، ص ۲۶۰.
۲- ریاحین الشریعه ، ج ۵، ص۴۱: به نقل از خصایص فاطمیه
۳- چشم اندازی از حکومت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ، ص ۷۴: به نقل از بیان الائمه ، ج۳، ص ۳۳۸.
جز این سه نفر، نام دیگری به میان نیامده است.
اشاره
اینک به اختصار به شرح حال برخی زنان نام برده می پردازیم.
او یکی از همان سیزده بانویی است که در دولت حضرت مهدیعليهالسلام زنده شده، به دنیا باز می گردد. وی همسر حزقیل - پسر عموی فرعون- و شغلش آرایشگری دختر فرعون بود. او همانند شوهرش به پیامبر زمان خود - حضرت موسی- ایمان آورده بود، ولی همچنان ایمان خود را پنهان می کرد.
نوشته اند: روزی وی مشغول آرایش دختر فرعون بود که شانه از دستش افتاد و بی اختیار نام خدا را بر زبان جاری ساخت. دختر فرعون گفت: آیا نام پدر مرا بر زبان آوردی؟ گفت: نه، بلکه نام کسی را بر زبان آوردم که پدر تو را آفریده است. دختر فرعون ماجرا را نزد پدر بازگو کرد و فرعون صیانه را احضار کرد و گفت: مگر به خدایی من اعتراف نداری؟ گفت: هرگز! من از خدای حقیقی دست نمی کشم و تو را پرستش نمی کنم.
فرعون دستور داد تا تنور مسی برافروزند و همه بچه های آن زن را در حضورش در آتش افکنند. چون نوبت به طفل شیر خوارش رسید، صیانه می خواست به ظاهر از دین برائت جوید که کودک شیرخوارش به زبان آمد و گفت: مادر صبر کن که تو بر حق هستی! فرعونیان آن زن و بچه شیرخوارش را در آتش افکنده، سوزاندند و خداوند در اثر صبر و تحمل آن زن در راه دین، او را در دولت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف زنده می گرداند تا هم به آن حضرت خدمت کند و هم انتقام خود را از فرعونیان بگیرد.
وی هفتمین نفری بود که به اسلام گروید و بدین سبب، دشمن سخت به خشم آمد و بدترین شکنجه ها را بر او روا داشت.(۱)
او و شوهرش یاسر در دام ابوجهل گرفتار آمدند و او نخست آن ها را وادار کرد که به پیامبر خدا دشنام دهند، آن ها به چنین کاری راضی نشدند. او نیز زره آهنی به سمیه و یاسر پوشانید و آن ها را در آفتاب سوزان نگه داشت. پیامبر که گاه از کنارشان عبور می کرد، آن ها را به صبر و مقاومت سفارش می کرد و می فرمود: «صبراً یا آل یاسر فان موعدکم الجنه؛ای خاندان یاسر، صبر پیشه سازید که وعده گاه شما بهشت است». سرانجام ابو جهل بر هر یک ضربتی وارد کرد و ایشان را به شهادت رساند.(۲)
خداوند این زن را به پاداش صبر و مجاهدتی که در راه اعتلای اسلام نشان داد و بدترین شکنجه را از دشمن خدا تحمل نمود، در ایام ظهور مهدی آل محمدعليهالسلام زنده خواهد کرد تا تحقق وعده الهی را ببیند و در لشکر ولی خدا به یاوران آن حضرت خدمت کند.
___________________________________________
۱- اسد الغابه ، ج۵، ص ۴۸۱.
۲- ریاحین الشریعه ، ج۴، ص ۳۵۳.
۳. نسیبه، دختر کعب مازنیه
او معروف به «ام عماره» و از زنان فداکار صدر اسلام است که در برخی جنگ های پیامبر اسلامعليهالسلام شرکت جسته و مجروحان جنگی را مداوا کرده است. او در جنگ احد بهترین نقش را ایفا کرد. با دیدن صحنه فرار مسلمانان و تنها گذاشتن پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم به دفاع از جان شریف آن حضرت پرداخت و در این راه بدنش زخم هایی فراوان برداشت.
پیامبر عزیز این فداکاری را ستوده و به فرزندش عماره چنین فرمود: امروز، مقام مادر تو از مردان جنگی والاتر است.(۱)
پس از فروکش کردن جنگ، نسیبه با سیزده زخم(۲) سنگین به همراه دیگر مسلمانان به خانه بازگشت و به استراحت پرداخت. با شنیدن فرمان پیامبر خداصلىاللهعليهوآلهوسلم که فقط مجروحان جنگ باید به تعقیب دشمن بشتابند، نسیبه از جای برخواست و آماده رفتن شد، ولی به دلیل شدت خونریزی نتوانست شرکت کند. همین که پیامبر از تعقیب دشمن بازگشت، پیش از آن که به خانه برود، عبدالله بن کعب مازنی را برای احوال پرسی نسیبه و سلامتی وی به نزد او فرستاد و چون از سلامتی وی آگاه شد، شادمان موضوع را به پیامبر خبر داد.(۳)
نسیبه از کسانی است که برای یاری امام مهدیعليهالسلام زنده خواهد شد.(۴)
____________________________________________
۱- مغازی واقدی ، ج۱، ص ۲۷۳.
۲- مغازی واقدی ، ج ۲، ص ۲۶۸.
۳- مغازی واقدی ، ج ۱، ص ۲۷۰.
۴- ریاحین الشریعه ، ج ۵، ص ۴۱؛ به نقل از خصایص فاطمه
از زنان پرهیزگار و خدمتکار حضرت رسولصلىاللهعليهوآلهوسلم است. پیامبر به او «مادر» خطاب می کرد و می فرمود: «هذه بقیه اهل بیتی؛(۱) این زن، باقی مانده ای از خاندان من است». وی همواره در کنار زنان مجاهد، درجبهه جنگ به مداوای مجروحان می پرداخت.(۲)
ام ایمن از شیفتگان خاندان امامت بود و در ماجرای فدک، حضرت زهراعليهالسلام او را به عنوان شاهد معرفی کرد. وی پنج یا شش ماه پس از پیامبر از دنیا رفت.(۳)
خداوند به برکت مهدی آل محمدعليهالسلام به هنگام ظهور، او را زنده می گرداند تا در لشکرگاه امام به خدمت گماشته شود.
در روایات، دو بانو بدین نام مشهور شده اند: ام خالد احمسیه و ام خالد جهنّیه.شاید مقصود ام خالد مقطوعه الید (=دست بریده) باشد که یوسف بن عمر، پس از به شهادت رساندن زید بن علی بن الحسین در کوفه، دست او را به جرم شیعه بودن قطع کرد. در کتاب رجال کشّی درباره شخصیت و مقام این زن فداکار از امام صادقعليهالسلام مطلبی ذکر گردیده که دارای اهمیت است. ابو بصیر گوید: در خدمت امام صادقعليهالسلام نشسته بودیم که ام خالد مقطوعه الید از راه رسید. حضرت فرمود: ای
_________________________________
۱- چشم اندازی از حکومت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ، ص ۷۶؛ تهذیب الکمال ، ج ۳۵، ص۳۲۹.
۲- نقش زنان مسلمان در جنگ ، ص۲۰.
۳- قاموس الرجال ، ج ۱۰، ص۳۸۷.
ابابصیر، آیا میل داری سخن ام خالد را بشنوی؟ من عرض کردم: آری،ای فرزند رسول خدا، با شنیدن آن شادمان می گردم … در همان موقع ام خالد به خدمت امام آمد و سخن گفت. دیدم وی در کمال فصاحت و بلاغت سخن می گوید؛ سپس حضرت درباره موضوع ولایت و برائت از دشمنان با او گفتگو کرد.(۱)
مشخصات کاملی از او نقل نشده است و احتمال دارد زبیده زن هارون الرشید باشد که شیخ صدوق; درباره اش گفته است: وی یکی از هواداران و پیروان اهل بیتعليهمالسلام است. هنگامی که هارون دانست از شیعیان است، قسم خورد طلاقش دهد. زبیده کارهای خدماتی بسیاری داشت که یکی آبرسانی به عرفات است. همچنین نوشته اند وی یکصد کنیز داشت که پیوسته مشغول حفظ قرآن بودند و همیشه از محل سکونت او صدای تلاوت قرآن شنیده شد. زبیده در سال۲۱۶ ق رحلت کرد.(۲)
از زنان والامقامی است که دوره زندگی هشت امام معصوم را درک کرد و پیوسته مورد لطف و عنایت ایشان قرار داشت. در یک یا دو نوبت به وسیله امام زین العابدین و امام رضاعليهالسلام جوانی اش به او بازگردانده شد. اولین ملاقات وی با امیر مؤمنانعليهالسلام بود که از آن حضرت دلیلی بر امامت درخواست کرد.
_____________________________________
۱- ریاحین الشریعه ، ج۳، ص۳۸۱؛ به نقل از تنقیح المقال مامقانی.
۲- تنقیح المقال ، ج۳، ص ۷۸.
حضرت در حضور وی سنگی را برداشت و بر آن مهر خود را نقش کرد و اثر آن مهر در سنگ جای گرفت و به او فرمود: پس از من هر که توانست در این سنگ چنین اثری بر جای بگذارد، او امام است؛ از این رو، حبابه پس از شهادت هر امامی نزد امام دیگر می رفت و آنان مهر خود را بر همان سنگ می زدند و اثر آن نقش می بست. نوبت که به امام رضاعليهالسلام رسید حضرت نیز چنین کرد. حبابه نه ماه پس از رحلت امام رضاعليهالسلام زنده بود و پس از آن بدرود حیات گفت.(۱)
روایت شده است که وقتی حبابه به خدمت امام زین العابدینعليهالسلام رسید، یکصد و سیزده سال از عمرش سپری شده بود. حضرت با انگشت سبابه خود اشاره ای نمود و جوانی اش بازگشت.(۲)
همچنین نوشته اند: صورت حبابه از زیادی سجود سوخته و از عبادت همانند چوب خشکیده ای شده بود.(۳)
دختر رشید هجری، یکی از شیعیان و پیروان علیعليهالسلام و خود از یاران با وفای حضرت امام جعفر صادقعليهالسلام است(۴). وی دختر بزرگمردی است که در راه محبت و دوستی امیر مؤمنان به طرز دلخراشی به شهادت رسید. از گفتار شیخ مفید بر می آید که قنواء به هنگام ورود پدرش نزد
___________________________________________
۱- سفینه البحار ، ج۱، ص۲۰۴.
۲- سفینه البحار ، ج۱، ص۲۰۴.
۳- سفینه البحار ، ج۱، ص۲۰۴.
۴- جامع الرواه ، ج ۲، ص۴۵۸؛ رجال شیخ طوسی ، ص۳۴۱.
عبیدالله بن زیاد شاهد قطع دو دست و دو پای پدر خود بوده و به کمک دیگران بدن نیمه جان پدر را از دار الاماره بیرون آورده و به خانه منتقل کرده است. روزی قنواء به پدرش گفت: پدر جان! چرا این همه خود را به رنج و مشقت عبادت می اندازی؟ پدر در پاسخ گفت: دخترم، پس از ما گروهی خواهند آمد که بینش دینی و شدت ایمانشان از ما _ که این همه خود را به زحمت عبادت انداخته ایم _ بیشتر است.(۱)
چهارمین گروه یاوران امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف بانوان پرهیزکاری هستند که پیش از ظهور آن حضرت رحلت کرده اند. به ایشان گفته می شود امام تو ظاهر گشته است، اگر مایلی می توانی حضور داشته باشی. آنان نیز به اراده پروردگار زنده خواهند شد.
رجعت زنان، مربوط به گروه خاصی نیست و هر بانویی که خود را با خواسته ها و شرایط زندگی در حکومت مهدی آل محمدعليهالسلام تطبیق دهد، ممکن است در آینده از رحمت خداوندی بهره مند گشته، برای یاری امام زنده شود. یکی از آن شرایط، خواندن دعای عهد است که در فرد، نوعی آمادگی برای پذیرش حکومت آخرین ذخیره الهی ایجاد می کند. به فرموده امام صادقعليهالسلام : هر کس چهل صبح دعای عهد را بخواند، از یاوران قائم ما باشد و اگر پیش از ظهور آن حضرت از دنیا برود، خداوند او را از قبر بیرون آورد تا در خدمت آن حضرت باشد …(۲)
____________________________________
۱- اختصاص ، ص۷۳و۷۲.
۲- سفینه البحار ، ج۲، ص۲۹۴.
یکی از شرایط حضوردر حکومت بقیه الله و توفیق دیدار با آن حضرت، انتظار فرج است؛ یعنی آمادگی کامل برای پذیرش حکومت حق و آراستن به آنچه حضرت مهدیعليهالسلام می گوید و می خواهد. انتظار فرج، یعنی نفی هرگونه سلطه از بیگانگان و مبارزه با افکار انحرافی و فساد اخلاقی و در یک کلام انتظار فرج، یعنی بیزاری از دشمنان خدا و پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم و معصومینعليهمالسلام . بی سبب نیست که انتظار از بهترین اعمال شمرده شده است، بلکه فرد منتظِر دولت مهدی همانند کسی است که در پیش روی رسول خداصلىاللهعليهوآلهوسلم شهید گشته و در خون خود غلتیده است و اگر بر همان حالت انتظار از دنیا برود، بسان کسی است که در خیمه مهدی فاطمهعليهالسلام می باشد.
ابو بصیر از امام صادقعليهالسلام روایت کرده است که آن حضرت روزی فرمود: آیا شما را خبر ندهم از چیزی که خداوند عملی را بدون آن از بندگانش نمی پذیرد؟ گفتیم: آری. فرمود: شهادت بر یگانگی خدا و رسالت پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم و اقرار به آنچه که خداوند فرموده، از دوستی ما و بیزاری از دشمنان و اطاعت و پیروی از ما و نیز داشتن ورع، پرهیزکاری و انتظار کشیدن برای قائمعليهالسلام ، آن گاه فرمود: به درستی که برای ما دولتی است که خداوند آن را هر زمان که اراده کند، برقرار می سازد؛ سپس افزود: هر کسی که دوست دارد از یاران قائمعليهالسلام ما باشد، باید در انتظار به سر برد و خود را به ورع و محاسن اخلاق بیاراید، و اگر در همان حال بمیرد، برای او اجری همانند کسی است که آن حضرت را درک کرده باشد.(۱)
بانوان گرامی، خواهران مسلمان!
اگر می خواهید در زمره یاران امام زمان باشید … اگر می خواهید یکی از آن پنجاه زن باشید … اگر می خواهید یکی از آن چهارصد نفری باشید که همراه عیسی از آسمان فرود می آیند … ، اگر می خواهید به اراده پروردگار و برای دیدار گل روی مهدی فاطمه بار دیگر به دنیا باز گردید … ، اگر می خواهید فرد مفیدی در حکومت مهدیعليهالسلام باشید، بیایید از همین لحظه با قائم آل محمدعليهالسلام پیمان ببندید و رابطه خود را با او محکم کنید و خود را با برنامه ها و خواسته های مهدیعليهالسلام تطبیق دهید و بدانید که امام زمان جز راه جدش پیامبرصلىاللهعليهوآلهوسلم و امیرالمؤمنینعليهالسلام نمی رود.
به امید حضور و دیدار او
________________________________
۱- منتهی الآمال ، ج۲، ص۴۸۶؛ به نقل از الغیبه نعمانی
۱.ابن عبد اکبر، الاستیعاب، دارالتراث، بیروت.
۲.احمد بن حنبل، مسند احمد، دار صادر، بیروت.
۳.اردبیلی، محمدعلی، جامع الرواه، منشورات مکتبه المرعشی، قم.
۴.اسفراینی، یعقوب بن اسحاق، مسند ابی عوانه، دارالمعرفه، بیروت.
۵.بخاری، محمد بن اسماعیل، صحیح بخاری، دار المعرفه، بیروت.
۶.بصری، محمد بن سعد، الطبقات الکبری، دار صادر، بیروت.
۷.ترمزی، محمدبن عیسی، الجامع الصحیح، دار احیاء التراث العربی، بیروت.
۸.جزری، ابن اثیر، اسد الغابه، المکتبه الاسلامیه، طهران.
۹.جزری، ابن اثیر، الإصابه، دار احیاء التراث العربی، بیروت.
۱۰.جمعی از مؤلفان از جمله مؤلف، معجم احادیث الإمام المهدی، مؤسسه معارف اسلامی، قم.
۱۱.حموی، یاقوت، معجم البلدان، دار احیاء التراث العربی، بیروت.
۱۲.دامغانی، محمود مهدوی، ترجمه المغازی، مرکز نشر دانشگاهی، تهران.
۱۳.دکتر حریر چی، ام سلمه، امیرکبیر، تهران.
۱۴.دیلمی، ابن شیرویه، فردوس الأخبار، دارالکتب العلمیه، بیروت.
۱۵.سجستانی، سلیمان بن اشعث، سنن ابی داود، دارالفکر، بیروت.
۱۶.شوشتری، محمد تقی، قاموس الرجال، مرکز نشر الکتاب، تهران.
۱۷.شوکانی، محمد بن علی، نیل الأوطار، دار الجیل، بیروت.
۱۸.شیخ صدوق، محمد بن علی بن بابویه، کمال الدین، جماعه المدرسین، قم.
ص:۶۱
۱۹.شیرازی، سید صادق، السیاسه من واقع الاسلام، قم.
۲۰.طبرسی، احمد بن علی، الإحتجاج، منشورات النعمان، نجف.
۲۱.طبری، محمد بن جریر، دلائل الإمامه، الحیدریه، النجف.
۲۲.طبسی، نجم الدین، چشم اندازی از حکومت مهدی، انتشارات دفتر تبلیغات، قم.
۲۳.طوسی، محمد بن الحسن، رجال، مؤسسه النشر اسلامی، قم.
۲۴.طوسی، محمد بن الحسن، کتاب الغیبه، مؤسسه معارف اسلامی، قم.
۲۵.قمی، شیخ بعاس، منتهی الآمال، هجرت، قم.
۲۶.قمی، شیخ عباس، بیت الأحزان، قم.
۲۷.قمی، شیخ عباس، سفینه البحار، انتشارات اسوه، قم.
۲۸.کحاله، عمر رضا، اعلام النساء، المکتبه الهاشیه، دمشق.
۲۹.مالکی، ابن الصباغ، الفصول المهمه، مطبعه العدل.
۳۰.مامقانی، عبدالله، تنقیح المقال، چاپ سنگی، نجف اشرف.
۳۱.مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، مؤسسه الوفاء، بیروت.
۳۲.محلاتی، ذبیح الله، ریاحین الشریعه، دارالکتب الإسلامیه، طهران.
۳۳.محلاتی، ذبیح الله، عائشه ام المؤمنین، تهران.
۳۴.محلاتی، سید هاشم رسولی، زندگانی حضرت فاطمه و دختر آن، انتشارات علمیه اسلامیه، تهران.
۳۵.محمد بن طبری، المسترشد، مؤسسه الثقافه الإسلامیه، طهران.
۳۶.مروجی طبسی، محمد جواد، نقش زنان مسلمان در جنگ، پیام آزادی، تهران.
۳۷.المزی، یوسف، تهذیب الکمال فی اسماء الرجال، مؤسسه الرساله، بیروت.
۳۸.مفید، محمد بن محمد بن النعمان، الاختصاص، مکتبه بصیرتی، قم.
۳۹.مفید، محمد بن محمد بن النعمان، الجمل، مکتبه الداوری، قم.
ص:۶۲
۴۰.واقدی، ابوعمر، مغازی واقدی، نشر دانش، قم.
۴۱.هیثمی، نورالدین، مجمع الزوائد، مکتبه القدسی، القاهره.
فهرست مطالب
مقدمه ناشر ۳
اشاره ۵
در گذر تاریخ ۸
نقش زنان در صدر اسلام ۹
الف: حضور در جبهه و مداوای مجروحان ۱۰
ب. پرستاری بیماران ۱۷
ج - تدارکات و پشتیبانی جبهه ۱۸
نقش زنان در دوران امام علی عليهالسلام ۳۱
۱ - دفاع از رهبری ۳۲
ب. شادی حفصه و گریه امّ سلمه ۳۵
ج. دخالت ام کلثوم و رسوا نمودن حفصه ۳۶
۲ - تلاش برای خنثی سازی توطئه ۳۷
۳ - گزارش اخبار به رهبر ۳۹
۴ - گزارش اخبار نظامی به مقام فرماندهی ۴۰
۵ - فرستادن فرزندان به جبهه جنگ ۴۲
۶ - تحریک رزمندگان به جنگ با معاویه ۴۴
۷ - برگزاری کلاس درس و جلسه تفسیر ۴۸
۸ - جلوگیری از کشته شدن استاندار علی عليهالسلام ۴۹
۹ - چهل زن برای بردن عایشه به مدینه ۵۰
۱۰ - بشارت فتح و پیروزی به ام هانی ۵۱
۱۱ - عزل کارگزار با گزارش یک زن ۵۲
۱۲ - مداوای مجروحان ۵۳
نقش زنان در دوران غیبت صغری ۵۴
نقش زنان در حکومت امام زمان عليهالسلام ۵۷
الف. حضور پنجاه زن در بین یاران امام عليهالسلام ۵۸
ب - زنان آسمانی ۶۰
ج - رجعت زنان ۶۱
زنان سر افراز ۶۵
۱ - صیانه ماشطه ۶۵
۲ - سمیه، مادر عمار یاسر ۶۶
۴ - امّ ایمن ۶۹
۵ - امّ خالد ۶۹
۶ - زبیده ۷۱
۷ - حبّابه والبیه ۷۲
۸ - قنواء ۷۳
د. بانوان منتظِر ۷۴
انتظار فرج ۷۶
آخرین سخن ۷۷
فهرست منابع ۷۸
فهرست مطالب ۸۲