تذکراین کتاب توسط مؤسسه فرهنگی - اسلامی شبکة الامامین الحسنین عليهماالسلام بصورت الکترونیکی برای مخاطبین گرامی منتشر شده است.
لازم به ذکر است تصحیح اشتباهات تایپی احتمالی، روی این کتاب انجام گردیده است.
سمت سپیده
نویسنده: مهدی خدامیانآرانی.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَـنِ الرَّحِیمِ
من عاشق شبهای کویر هستم، لحظه شماری میکنم تا فرصتی پیش بیاید و به کویر سفر کنم و محو سکوت کویر شوم.
شهر من در حاشیه کویر است، شبی از شبها که مهمان کویر بودم، فریاد سکوت را با تمام وجودم میشنیدم. با دوستانم قرار گذاشته بودیم که وقت سحر به جستجویِ سپیده برویم، چرا که در شهر هیچ اثری از سپیده نیست، آن قدر چراغ روشن کردهایم که دیگر کسی به سپیده فکر نمیکند.
و چه شبی بود آن شب! هیچ وقت از یادم نمیرود، همه جا تاریکی بود که ناگهان نورِ سپیده، پهنه آسمان را روشن کرد، چه عظمتی داشت! چیزی که تا آن روز، ندیده و نشنیده بودم.
غرق دیدار سپیده بودم که به فکر فرو رفتم، سو ا لی به ذهنم آمد: روشنی این لحظه به چه میماند؟ همه جا تاریکی بود و به یکباره، نور صبح طلوع کرد و امید و روشنایی را در جان طبیعت زنده کرد.
آری! فقط علم و دانش میتواند چنین باشد، وقتی که تو در تاریکیها قرار میگیری، این نور علم است که میتواند تو را به سر منزل مقصود رهنمون کند.
و اینگونه شد که من در آن سپیده دم، تو را یاد کردم و تصمیم گرفتم تا برای تو از ارزش علم بنویسم. به امید روزی که با هم به سمتِ سپیده حرکت کنیم.
مهدی خُدّامیان آرانی
مهر ماه ۱۳۸۹
اینجا مدینه است، شهر پیامبر. آفتاب سوزان بر شهر میتابد و گرما بیداد میکند، باید سایه را پیدا کنم تا از این آفتاب نجات پیدا کنم. با خود میگویم من که در این شهر آشنایی ندارم، بهتر است که به مسجد بروم، آنجا میتوانم قدری استراحت کنم.
وقتی وارد مسجد میشوم میبینم که گروهی از مسلمانان در مسجد هستند، تعجّب میکنم، آنها این وقت روز در مسجد چه میکنند؟
در سمت راست محراب، گروهی مشغول خواندن دعا هستند، آنها رو به قبله نشستهاند و دستها را مقابل صورت گرفتهاند و با خدای خود مناجات میکنند، خوش به حال این مردم!
وقتی آنها را میبینم، همه خستگیِ راه از تنم بیرون میرود، گویی جان تازهای میگیرم، میروم و کنارشان مینشینم.
به به! عجب حال و هوایی!
بعضی از آنها گریه میکنند، با خدا عاشقانه سخن میگویند. آن طرفتر، عدّهای دور هم جمع شدهاند و مشغول گفتگو هستند، گاهی صدای آنها بلند میشود. با خود میگویم: آنها دیگر کیستند؟ چرا مزاحم دعای مردم میشوند؟ مسجد که جای سخن گفتن نیست؟ مسجد جای دعا خواندن و نماز خواندن است.
خدا بگویم با شما چه کند که تمرکز مرا گرفتید! آخر چرا نمیگذارید ما دعای خودمان را بخوانیم؟
از جای خود بلند میشوم، به سوی آنها میروم تا به آنها اعتراض کنم. وقتی نزدیک آنها میرسم، میبینم که آنها مشغول کسب علم و دانش هستند. آنها به مردم احکام دین را یاد میدهند.
در همین لحظه، صدای صلوات به گوشم میرسد، همه نگاهها به در مسجد خیره میشود، مردم از جای خود بلند میشوند، پیامبر به مسجد آمده است.
با خود میگویم پیامبر کنار کدام گروه خواهد رفت؟ آیا نزد کسانی خواهد رفت که مشغول دعا بودند و با خدا مناجات میکردند یا این که نزد اهل علم و دانش خواهد رفت؟
اکنون پیامبر نگاهی به هر دو گروه میکند و میگوید: «هر دو گروه، کار خوبی انجام میدهند. آنان دعا میخوانند و با خدا مناجات میکنند، امّا اینان به علم و دانش پرداختهاند. بدانید که این گروه بهتر از اهل دعا هستند، من به پیامبری مبعوث شدم تا علم و آگاهی مردم را بالا ببرم».
بعد از این سخنان، پیامبر به سوی گروهی میرود که مشغول کسب دانش هستند و کنار آنها مینشیند.
او اینگونه به مسلمانان میآموزد که کسب دانش از همه چیز بهتر است، اکنون همه میفهمند که مسجد باید بیشتر جای چه چیزی باشد. ای کاش همه مسلمانان از این کار پیامبر باخبر بشوند و بفهمند که پیامبر مجلس علم را از مجلس دعا بیشتر دوست دارد!۱
حیف که ما از اسلام واقعی دور شدهایم، افسوس که فقط به اسم، مسلمان هستیم و از واقعیّت اسلام به دور ماندهایم.
اسلامی که ما برای خود ساختهایم با آن اسلامی که خدا آن را برای ما فرستاده است، از زمین تا آسمان فرق دارد.
دوست من! الان برایت ثابت میکنم. صبر کن!
بگو بدانم کلمه «عبادت»، تو را به یاد چه چیزی میاندازد.
خوب معلوم است، نماز، روزه، حج و...
حالا اگر کسی بتواند به مکّه برود و کنار کعبه «اعتکاف» کند، بهترین عبادت را انجام داده است. اعتکاف، یعنی این که به مسجد بروی و روزها روزه بگیری و شبها نماز بخوانی.
همه قبول داریم که اگر کسی یک سال کنار خانه خدا به اعتکاف بپردازد، بهترین نمونه عبادت را انجام داده است.
این توفیق بزرگی است که بتوانی یک سال مهمان خانه خدا باشی، یک سال هر روز، روزه بگیری و هر شب نماز بخوانی. این عبادت در واقع هم نماز، هم روزه و هم حج را با خود به همراه دارد.
حالا من میخواهم سخنی از حضرت علیعليهالسلام برایت بگویم:
«اگر تو ساعتی کنار دانشمندان بنشینی تا از علم و دانش آنها بهره ببری، این کار تو، نزد خدا بهتر از هزار سال عبادت و یک سال اعتکاف کنار کعبه است، وقتی به دیدار شخص دانشمندی میروی بدان که این کار از هفتاد حج و عمره بهتر است».۲
دوست خوب من!
به راستی که ما راه را گم کردهایم، جوانانی را میبینم که به عشق عبادت رو به سوی نماز و روزه آوردهاند، امّا آنان کمتر به کسب دانش میپردازند.
اگر میخواهی به سعادت برسی، اگر میخواهی واقعاً خدا را عبادت کنی، بهتر است به سوی دانش و معرفت بروی.
آیا از خود پرسیدهای که چرا حضرت علیعليهالسلام ، دیدار دانشمندان را بالاتر از هزار سال عبادت میداند؟
اگر تو هزاران سال نماز بخوانی؛ امّا با علم و آگاهی بیگانه باشی، ممکن است لحظه آخر همه را بر باد بدهی، چقدر افرادی بودهاند که یک عمر نماز خواندند، امّا سرانجام فریب شیطان را خوردند و دست از دین خود برداشتند.
عزیزم! بیا از امروز با خود عهد ببندیم که دین را اینگونه بشناسیم، دینی که یک ساعت به دنبال دانش بودن را بهتر از هزار سال عبادت میداند.
گاهی با خود میگویم که ما یک بارِ دیگر باید مسلمان شویم! ما باید بارِ دیگر آموزههای اسلام را تعریف کنیم، اگر این اسلام است، پس ما چه هستیم. چرا بعضی از ما، اینقدر از علم و دانش فاصله گرفتهایم؟ چرا؟
وقتی یک مهمان به خانه تو میآید به او چه میگویی؟
این که سوال ندارد، معلوم است، به او میگویم: «خوش آمدید».
حالا اگر مهمان تو، یک عربزبان باشد به او چه باید بگویی؟
باید بگردم ببینم در زبان عربی برای خوشآمد گفتن به مهمان چه میگویند.
«مَرحَبا بِکَ». این جملهای است که عربها برای خوشآمد گفتن به مهمان میگویند.
آقای نویسنده! بگو بدانم این حرفها را برای چه میزنی؟
میخواهم بگویم که خدا به بنده خود «مَرحَبا بِکَ» میگوید. یعنی خدا به بنده خود خوشآمد میگوید.
عجب! این خیلی جالب است. چگونه میشود که خدا این کار را میکند؟
وقتی این حدیث را شنیدی به جواب سوالت میرسی.
پیامبر فرمود: وقتی بندهای برای تحصیل دانش از خانه خود خارج میشود، خدا از بالای عرش خود او را صدا میزند و به او چنین میگوید:
خوش آمدی ای بنده من! آیا میدانی به دنبال چه هستی؟ آیا میدانی که تو به چه مقامی رسیدهای؟ بدان که تو امروز شبیه فرشتگان من شدهای.
من تو را به آرزویت میرسانم و حاجت تو را روا میکنم.۳
وقتی که نماز شب میخوانی فقط برای خودت میخوانی، یعنی اثرات آن بیشتر به خودت میرسد، رحمت خدا را به سوی خود جذب میکنی. بله، به خاطر نماز خواندن تو، فیضی هم به جامعه میرسد، امّا باید بدانی که این نماز و روزه، بیشتر بهره فردی دارد.
وقتی به سوی شناخت و علم میروی، مانند چراغی میشوی که همه جامعه را روشن میکنی. تو لازم نیست به خودت زحمت بدهی، ویژگی چراغ، این است که اطراف خود را روشن میکند. تو میتوانی مانند یک فانوس دریایی باشی و راهنمای کسانی باشی که در دریای زندگی، راه خود را گم کردهاند.
موقعی که وقت میگذاری و به مطالعه علم دین میپردازی و سخنان اهلبیتعليهالسلام را میخوانی، همچون فانوس هستی به دیگران نور میبخشی. آیا میدانی در این هنگام، تو چقدر با ارزش میشوی؟ پیامبر فرمود: «اگر یک نفر را به راه راست هدایت کنی، این کار برای تو از همه دنیا و آنچه در آن است، بهتر است».۴
یادش به خیر! روزهایی که در مدرسه بودیم و معلّمان ما، هر سال به ما میگفتند که درباره این موضوع انشا بنویسید: علم بهتر است یا ثروت؟
ما هم با آن ذهن کودکانه خود چیزهایی مینوشتیم و میگفتیم که علم بهتر است.
وقتی کمی بزرگ شدیم دیدم که جامعه ما این را قبول ندارد، این جامعه، ثروت را بهتر از علم میداند.
آری! ما ایرانیها خوب شعار میدهیم و میگوییم که علم بهتر است، امّا باور ما چیز دیگر است و همین نکته باعث عقبماندگی ما از خیلی چیزها شده است.
در روزگار جوانی مثل خیلیها باور داشتم که ثروت بهتر از علم است، مدّتها گذشت تا فهمیدم که حقیقت چیست. اکنون دیگر یقین دارم علم بهتر از همه چیز است.
حتماً میپرسی: چرا این سخن را میگویم؟
میخواهم در جواب این سوال تو، سخنی از حضرت علیعليهالسلام برایت بنویسم:
آن حضرت فرمود: به چند دلیل علم بهتر از ثروت است:
۱ - پیامبران و خوبان دنیا از خود، علم به یادگار گذاشتند و ستمکاران دنیا، ثروت را به یادگار گذاشتند، پس علم و دانش، میراث خوبان است و ثروت، میراث ستمکاران.
حالا بگو بدانم آیا بهتر نیست من به دنبال میراث پیامبران باشم؟
۲ - علم هرگز با انفاق کم نمیشود، تو میتوانی از علم خودت هزاران نفر را بهرهمند کنی و این کار ذرّهای از سرمایه علمی تو کم نمیکند، امّا اگر ثروتی برای خود جمع کنی، وقتی آن را به دیگران بدهی از آن کم میشود.
آیا بهتر نیست من در جستجوی چیزی باشم که با انفاق کردن کم نمیشود؟
۳ - وقتی ثروتی را برای خود جمع میکنی باید همیشه مواظب آن باشی تا کسی آن را به سرقت نبرد، تو باید نگهبان ثروت خود باشی، امّا علم نگهبان توست، هیچ کس نمیتواند آن را از تو برباید.
۴ - اگر همه ثروت دنیا برای تو باشد، این ثروت فقط تا لحظه مرگ مال توست، وقتی چشم از این دنیا ببندی دیگر مال تو نیست، تو از همه دنیا فقط یک کفن میتوانی با خود ببری، امّا وقتی تو علم و دانش کسب میکنی و شناخت و معرفت نسبت به خدا پیدا میکنی، این علم را با خود به آن دنیا میبری و از آن بهره میگیری.۵
میبینم که از خانه بیرون آمدهای، کجا میروی؟
میروم به مسجد.
الان که وقت نماز نیست، مسجد که خبری نیست.
میروم تا در آنجا حدیثی بشنوم، سخنی یاد بگیرم، علمی بیاموزم. الان پیامبر در مسجد است و برای مردم سخن میگوید.
پس تو برای کسب علم و دانش از خانه بیرون آمدهای. آفرین بر تو!
ممنونم که مرا تشویق میکنی، امّا بدان که قبل از تو عدّه زیادی مرا تشویق کردند.
اینجا که کسی نیست. چه کسی تو را تشویق کرد؟
هفتاد هزار فرشته.
چه حرفها میزنی مگر فرشتگان بیکار هستند که بیایند تو را تشویق کنند؟
آقای نویسنده! من خودم از پیامبر شنیدم که فرمود: وقتی کسی برای یادگیری دانش از خانهاش بیرون میآید، هفتاد هزار فرشته به همراه او میآیند و برای او از خدا طلبِ رحمت میکنند.۶
در آن روزگار، در مدینه، مردم از سواد خواندن و نوشتن بیبهره بودند، یکی از بهترین راهها برای کسب دانش این بود که از خانه بیرون بروند و در مجلس علم شرکت کنند و حدیث بیاموزند، برای همین پیامبر اینگونه سخن گفتند: «هر کس از خانهاش برای طلب علم بیرون برود، فرشتگان او را همراهی میکنند».
امّا امروز تو در خانهات نشستهای، حوصلهات سر میرود، نمیدانی چه کنی. وقت داری امّا برنامه نداری. تلویزیون هم روشن است، فکری به ذهنت میرسد، با خود میگویی به جای این که جوانی خود را صرف این سریالهای بیمحتوا بکنم خوب است کتاب مطالعه کنم. امّا چه کتابی؟
فکر میکنی، میگویی خوب است کتابی بخوانم که دانش و معرفت دینی مرا بالا ببرد. از جای خود برمیخیزی، در قفسه کتاب به دنبال ترجمه کتاب «اصول کافی» میگردی. تو میدانی که این کتاب، یکی از بهترین کتابهای دینی است. آن را برمیداری. باور کن آن لحظهای که دست میبری و کتاب را برمیداری هفتاد هزار فرشته تو را تشویق میکنند.
شاید تو هم مثل خیلیها در خانهات، حتّی یک قفسه کتاب هم نداری!
اشکالی ندارد، ما را اینگونه تربیت کردهاند که کمتر به فکر کتاب و کتابخانه هستیم!
آیا میدانی نشانه مردان بزرگ تاریخ چیست؟ انس با کتاب و داشتن کتابخانه خصوصی.
خوب، کار دیگر بکن. کامپیوتر خودت را روشن کن و در اینترنت به دنبال کتابهای خوب و مذهبی بگرد. وقتی یک کتاب خوب را پیدا کردی، شروع به مطالعه آن کن.
باور کن وقتی شروع به دانلود کتاب میکنی، هفتاد هزار فرشته تو را تشویق میکنند، زیرا تو با خواندن آن کتاب، پا در وادی علم و معرفت خواهی گذاشت، و دوستِ خدا خواهی شد، فرشتگان حق دارند تو را تشویق کنند.
ای ابوذر! یک ساعت به دنبال کسب علم و دانش بودن از خواندن همه قرآن بهتر است.
ای رسول خدا! چگونه چنین چیزی ممکن است؟ یعنی یک ساعت دنبال علم بودن از ختم قرآن بیشتر ثواب دارد؟
ای ابوذر! تو باید به دنبال علم و آگاهی باشی. هیچ وقت فراموش نکن که خدا، یک ساعت تحصیل دانش را از دوازده هزار ختم قرآن بیشتر دوست دارد.۷
این سخن تو را هرگز فراموش نخواهم کرد.
شاید بگویی که من مثل بقیّه مردم نیستم که یک کاری را برای ثواب زیاد آن انجام بدهم، اصلاً ثوابهای زیاد برای من چندان جذاب نیستند.
هدف من در اینجا، ذکر کردن ثوابهای زیاد نیست. هدف من این است که برای تو مقایسهای بین کسب علم و کارهای دیگر داشته باشم، تو به آن مقایسه توجّه کن و به راز ارزشمند کسب علم و معرفت، فکر کن!
اگر تو قرآن بخوانی و ساعتی در معنای آیههای آن فکر کنی، این باعث میشود که زندگی تو رنگ و بوی قرآن بگیرد، امّا اگر هزاران بار قرآن را از اوّل تا آخر بخوانی و نفهمی که چه میخوانی، این قرآن خواندن نمیتواند در زندگی امروز تو تأثیر بگذارد.
و وقتی به تاریخ مراجعه میکنی میبینی که ابوذر با بقیّه مردم فرق زیادی داشت، راز این تفاوت ابوذر در این است که او اهل دانش و معرفت شد. زمانی که عثمان، خلیفه سوم روی کار آمد، همه به خواندن قرآن مشغول بودند، مسجدها پر از کسانی بود که نماز میخواندند، امّا فقط ابوذر بود که مقابل ظلمهای عثمان ایستاد، فریاد برآورد و اعتراض کرد.
او که اهل دانش و شناخت بود، فهمید که عثمان چگونه آرمانهای آسمانی پیامبر را از بین میبرد. او خیلی چیزها را فهمید، چون اهل دانش بود و برای همین فریاد اعتراض خود را برآورد و آرامش خلیفه را بر هم زد. عثمان او را به بیابان «رَبَذه» تبعید کرد تا مظلومانه در آنجا جان بدهد.
درست است ابوذر در «رَبَذه» به شهادت رسید، امّا فریاد او هرگز خاموش نشد، فریادی که هنوز هم به گوش میرسد.۸
بگو بدانم تو چه موقعی صلوات میفرستی؟
وقتی که نام پیامبر را میشنوم، احترام میگیرم و صلوات میفرستم.
دیگر چه موقعی؟
در تشهد نماز هم میگویم: اللهمَّ صَلِّ علی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ. خدایا! بر محمّد و آل محمّد درود بفرست.
آیا میدانی فرشتگان چه موقع صلوات میفرستند؟
مثل ما وقتی که نام پیامبر را میشنوند.
آیا دوست داری کاری کنی که هفتاد هزار فرشته با دیدن تو همه یکصدا بگویند: «اللهمَّ صَلِّ علی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ».
چگونه چنین چیزی ممکن است؟
حضرت علیعليهالسلام میفرماید: «وقتی که تو به جستجوی دانش میپردازی، هفتاد هزار فرشته برای دیدنت صف میکشند و همه با هم میگویند: اللهمَّ صَلِّ علی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ».۹
از قیافه شما معلوم است که مسافر هستید، گویا در شهر طوس آشنایی هم ندارید. درست است؟
آری! من به شهر شما آمدهام و به دنبال جایی میگردم تا در آن اقامت کنم.
افتخار بدهید امشب، مهمان خانه ما باشید.
نه. من مزاحم شما نمیشوم.
چه مزاحمتی؟ ما مردمان این شهر بسیار مهماننواز هستیم.
من وسایل خود را برداشتم و همراه او به سوی خانهاش رفتم. خدا را شکر کردم که من را غریب و تنها در این شهر رها نکرد و همین که به دروازه این شهر رسیدم، این برادر مرا به خانه دعوت کرد.
جای شما خالی! صاحبخانه آن شب چه شام خوشمزهای تهیّه کرده بود، من که بعد از مدّتها پیادهروی خیلی گرسنه بودم، شام مفصّلی خوردم و برای خواب آماده شدم. از صاحبخانه عذرخواهی کردم و به خواب ناز فرو رفتم.
فکر کنم چند ساعتی خوابیده بودم که صدایی به گوشم رسید: «ای شاهزادگان دنیا! کجایید؟ کجایید؟ بیایید ببینید که من چه لذّتی میبرم!».
از جای خود بلند شدم، هوا هنوز تاریک بود، گویا ساعتی تا اذان صبح باقی مانده بود، با خود گفتم: در این نیمه شب، کیست که اینگونه سخن میگوید؟
دوباره به زیر رختخواب رفتم، شاید نیم ساعتی گذشت که دوباره همان صدا به گوشم رسید: «ای شاهزادگان! کجایید...».
دیگر خواب از سرم پریده بود، بلند شدم وضو گرفتم و نماز شب خواندم. بعد از مدّتی صدای اذان صبح به گوشم رسید. صاحبخانه بیدار شده بود و میخواست به مسجد برود، به سویش رفتم، سلام کرده و گفتم:
این چه کسی بود که نیمه شب آن گونه فریاد میزد؟
چگونه او را نمیشناسی؟ او مردی است که افتخار ایران زمین است. خدا به من این سعادت را داده است که همسایه او باشم.
او چه کسی است؟
دیشب تو آن قدر خسته بودی که حال و حوصله نداشتی برایت سخن بگویم. همسایه ما، خواجه نصیرالدین طوسی، همان عالم بزرگ است.
عجب! خوب برای چه او نیمه شب آن گونه سخن میگوید؟
او معمولاً شبها تا به صبح مشغول مطالعه و تحقیق است، او هرگز دست از کسب دانش برنمیدارد، او در سکوت شب برای خود دنیایی دارد، در حین مطالعه به او لذّتی دست میدهد که ناخودآگاه فریاد برمیآورد: «ای شاهزادگان کجایید؟».
آن شب من به فکر فرو رفتم. لذّتی را که خواجه نصیرالدین طوسی از کسب علم و دانش میبرد، بهتر از همه لذّتهای دنیاست. علم و دانش برای او، آنقدر شیرین و لذّتبخش است که ناخودآگاه اینگونه فریاد برمیآورد.
به راستی که این صدای او، فریادی است که تاریخ هیچگاه آن را فراموش نخواهد کرد، فریاد او برای همیشه بر سر کسانی که برای لذّت به دنبال پول و ثروت و مقام هستند، خواهد بود، ای مردمی که به دنبال پول و مقام هستید؛ بدانید که لذّت شما زودگذر است، به زودی شما از پست و مقام و پول خود جدا میشوید، امّا کسی که به دنبال علم و دانش بوده است، هیچگاه از لذّت خود جدا نمیشود. لذّت او از درون و عمق وجود اوست، و لذّت شما از بیرون!۱۰
تو از خانه خود برای کسب دانش بیرون میآیی و در راه آگاهی و دانستن قدم برمیداری. بدان که به هر قدمی که در این راه برمیداری خدا ثواب هزار سال عبادت به تو میدهد، فرشتگان با بالهای خود تو را در آغوش میگیرند.۱۱
این سخن پیامبر است که برای تو بیان کرده است.
تو کدام کار خوب را سراغ داری که وقتی در آن راه قدم برداری، خدا اینقدر تو را دوست داشته باشد؟
آیا هنوز هم شک داری که بهترین راه برای نزدیک شدن به خدا، تلاش برای کسب علم است؟
وقتی تو کتابی را میخوانی که تو را با خدا بیشتر آشنا میکند، بدان که رحمت خدا بر تو نازل میشود.
خدا دوست دارد که بندگانش با تحقیق و دانش او را عبادت کنند، برای همین است که خدا اینقدر بندگان خود را به فراگیری علم تشویق نموده است.
چقدر خوب است که دینداری ما از روی علم و آگاهی باشد!
نمیدانم نام «سیّد رَضیّ» را شنیدهای یا نه؟
او کسی است که عمر خود را صرف جمع آوری سخنان ارزشمند حضرت علیعليهالسلام نمود. تا زمان او، کسی مجموعه کاملی از سخنان آن حضرت را جمعآوری نکرده بود.
این کار او، سالها طول کشید و سرانجام کار جمع آوری «نهج البلاغه» به پایان رسید. آری! نام او و کتابی که او برای جمعآوری آن زحمت کشید، جاودانه شد.
وقتی تو میخواهی از سخنان گهربار حضرت علیعليهالسلام بهره بگیری به «نهج البلاغه» مراجعه میکنی.
اکنون که سیّدرضیّ را شناختی، میخواهم با هم نزد او برویم و مقداری با او سخن بگوییم، من میخواهم از او سولی بپرسم. آیا با من موافقی؟
جناب سیّد رَضیّ! چقدر خوب شد که شما «نهج البلاغه» را تألیف نمودید، اگر شما این کار را نمیکردید، امروز ما این مجموعه ارزشمند را نداشتیم و خیلی از سخنان گهربار حضرت علیعليهالسلام از بین میرفت.
تألیف این کتاب، فقط با توفیق خود حضرت علیعليهالسلام بوده است. اگر آن حضرت به من کمک نمیکرد من نمیتوانستم این کار را انجام بدهم.
به نظر شما کدام سخن حضرت علیعليهالسلام بهترین سخن است. به بیان دیگر، گل سرسبد کتاب شما کدام است؟
همه سخنان حضرت علیعليهالسلام زیبا و ارزشمند است، امّا به نظر من یکی از سخنان آن حضرت هست که قیمت به آن نمینشیند و مثل و مانند ندارد.
آن سخن کدام است؟
جملهای کوتاه امّا بسیار با معنا. آنجا که حضرت میفرماید: «قیمت هر کس به مقدار علمی است که دارد»، حضرت علیعليهالسلام برای ما این واقعیت را روشن میکند که هر چه انسان دانش و علم بیشتری بیاموزد ارزش بیشتری پیدا میکند. افرادی را میبینی که میلیاردها ثروت و پول دارند، امّا از دانش بهرهای نبردهاند.۱۲
پیامبر وارد مسجد میشود، نگاه میکند که گروه زیادی از مردم در گوشهای از مسجد جمع شدهاند.
آنجا چه خبر است؟
آقایی که علم زیادی دارد به مسجد آمده است و مردم به دور او جمع شدهاند.
او چه علم و دانشی دارد؟
او شعرهای زیادی را حفظ است و همه حوادثی که سالها قبل روی داده است را میداند.
این علمی که او دارد سودی برای شما ندارد و ندانستن آن نیز ضرری برایتان ندارد.
آری! پیامبر آن روز به یاران خود یاد داد که فقط به دنبال علمی بروند که ارزش یادگیری دارد، علمی که دانستن آن سعادت و خوشبختی را به ارمغان بیاورد.۱۳
نمیدانم چرا دلم اینقدر سیاه شده است. اصلاً حال و حوصله ندارم. خستهام، همه چیز دارم، امّا نشاط ندارم، عمری به دنبال پول دویدم، حال که به آن رسیدهام، آن شور و نشاط را ندارم، دلمردهام، چه کنم؟ آیا راه حلّی به ذهن شما میرسد؟
این سخن وحیدآقا بود که برای مشاوره نزد من آمده بود. به نظر شما من باید به او چه میگفتم.
او درست میگفت دل او مرده بود، و تو خودت میدانی کسی که دلمرده است، هیچ نشاطی ندارد، اصلا از عبادت لذّتی نمیبرد، از دنیا و زیباییهای دنیا هم سیر است، هیچ چیز برای او جذّاب نیست.
با خود فکر کردم، یاد حدیثی از امام رضاعليهالسلام افتادم. در آن حدیث اشاره شده بود که هر کس در مجلسی بنشیند که در آن مجلس یاد اهلبیتعليهالسلام بشود و سخنان آنها بیان شود، او هرگز دلمرده نمیشود.
برای همین به این بنده خدا گفتم: سعی کن هر روز مقداری از سخنان اهلبیتعليهالسلام را بخوانی، سخنان چهارده معصوم مانند آب زلالی است که قلب تو را جان میدهد و زنده میکند، سخن آنان نور است و مایه روشنی و نشاط جان تو خواهد شد.
تازه این اثر علوم اهلبیتعليهالسلام در این دنیا است. روز قیامت که فرا برسد، همه انسانها، دلمرده خواهند بود، امّا قلب کسانی که با علم اهلبیتعليهالسلام خو گرفتهاند، شاداب و با نشاط خواهد بود. این وعده امام رضاعليهالسلام میباشد.
خدایا! مرا از کسانی قرار بده که همواره با دانش اهلبیتعليهالسلام مأنوس هستند و از آب زلال سخنان آنها بهره میبرند.۱۴
با این عجله کجا میروی؟ صبر کن من هم بیایم.
میخواهم نزد پدر بروم تا او مرا نصیحت کند، به خدا نصیحتهای او راه سعادت را برای من روشن میکند.
من هم دوست دارم تا نصیحت «لقمان حکیم» را بشنوم. خوشا به حال تو که پدری همچون لقمان داری.
خوب، بیا با هم نزد پدر برویم.
به سوی خانه لقمان حرکت میکنیم. وقتی آنجا میرسیم، سلام کرده و منتظر میشویم تا لقمان پندی حکیمانه به ما بدهد.
حتماً میدانی که لقمان، حکیم بزرگی است و قرآن در مورد حکمت و دانش او سخن گفته است.
اکنون لقمان رو به پسرش میکند و میگوید:
«فرزندم! تلاش کن تا در هر ساعت از شبانهروز بهرهای از علم و دانش داشته باشی، اگر تو لحظههای عمر خود را صرف علم و دانش نکنی، بدان که ضرر کردهای».۱۵
آری، اگر عمر گرانبها را صرف چیزی غیر از علم کنی، سرانجام روزی پشیمان خواهی شد.
تیرماه سال ۱۳۸۹ بود و من با گروهی از دانشجویان به سفر عمره رفته بودم، سفر بسیار خاطرهانگیزی بود. یکی از شبها که کنار کعبه نشسته بودیم، یکی از دانشجویان نزد من آمد و سولی را مطرح کرد. من با حوصله به سول او جواب دادم. فکر میکنم جواب من حدود نیمساعت طول کشید، او با دقّت به سخنان من گوش میکرد.
وقتی سخن من تمام شد، قطرات اشک را در گوشه چشم او دیدم، او رو به کعبه کرد و از خدا تشکّر کرد و بعد به من چنین گفت:
من همین سول را در مسجد محلّه خود از آقایی پرسیدم. آیا میدانید او به من چه گفت؟
خوب معلوم است، جواب سول تو را داد؟
خیر! او وقتی سول مرا شنید به من گفت: «تو کافر شدهای!». او چون جواب سول مرا نمیدانست به من چنین گفت. من هم از آن روز دیگر مسجد نرفتم. من فقط یک سول مطرح کرده بودم، آن هم به صورت خصوصی. من به دنبال پاسخ بودم، امّا او...
دوست من! اگر سول به ذهن تو رسید به دنبال جواب آن باش، باور کن که سول تو ، شبهه نیست، بلکه رحمت است، باعث رشد و شکوفایی جامعه میشود.
یقین بدان که وقتی سولی در ذهن تو نقش میبندد، جوابی برای آن هست، فقط تو باید جستجو کنی تا کسی را پیدا کنی که بتواند به درستی جواب تو را بدهد.
اکنون میخواهم حدیثی از پیامبر برای تو بخوانم. این حدیث را به خاطر بسپار، از آن به بعد هر کس به سول کردن تو اعتراض کرد، این حدیث را برای او بخوان.
پیامبر به حضرت علیعليهالسلام فرمود: ای علی! کسی که سولی دارد میتواند به راحتی سول خود را بپرسد و هرگز کسی به خاطر سول کردن از چیزی که نمیداند، سرزنش نمیشود.۱۶
آری! در مکتب اسلام، سول قداست دارد، کسی را که در جستجوی دانستن است، باید احترام کرد، این که من جواب سول او را نمیدانم و نمیتوانم او را قانع کنم دلیل نمیشود که فریاد برآورم که تو چرا در دین خدا شبهه میکنی.
البته روشن است که بعضی از سولات را نباید در میان جمع مطرح نمود، زیرا همه مثل تو که حوصله ندارند به دنبال جواب بروند، ممکن است فقط سول را به خاطر بسپارند و هرگز به دنبال جواب آن نروند.
یک روز پیامبر به مسجد آمد و برای مردم چنین سخن گفت: طلب دانش بر همه شما واجب است، بدانید که وقتی در طلب دانش هستید در حال عبادت هستید، وقتی با یکدیگر در مورد مسائل علمی سخن میگویید، فرشتگان برای شما ثواب گفتن «سبحان اللّه» را مینویسند.
وقتی شما به افراد دیگر علمی را میآموزید این کار شما برای شما صدقه حساب میشود و بلاها را از شما دور میکند و به خدای بزرگ نزدیک میشوید.
بدانید علم مایه انس شما در تنهاییهاست. فرشتگان بر اهل علم درود میفرستند و همه موجودات برای آنها طلب رحمت میکنند.
علم، باعث زنده شدن قلبها میشود و انسان را به مقامهای بزرگ میرساند.۱۷
من در بغداد زندگی میکنم، شهری که پایتخت جهان اسلام است. روزگارم بد نیست، خدا را شکر میکنم که میتوانم به قدر توان خود به شیعیان کمک کنم. حتماً میدانی که امام حسن عسکریعليهالسلام در شهر سامرّا میباشد. سامرّا یک شهر نظامی است، حکومت وقت که از امام عسکریعليهالسلام ترس زیادی دارد، اجازه نمیدهد امام از این پادگان نظامی خارج شود زیرا آنها شنیدهاند که فرزند او، همان مهدی موعود است.
خبری خوش برای تو دارم. آخرِ این هفته به سامرّا خواهم رفت و امام خود را خواهم دید، تو هم میتوانی همراه من بیایی.
نگران نباش! من در حکومت عباسی دوستان زیادی دارم، درست است که آنها شیعه نیستند، امّا با من رفاقت دارند، آنها مواظب من هستند و نمیگذارند برای من مشکلی پیش بیاید. روز جمعه من در حضور امام خود خواهم بود و بوی بهشت را احساس خواهم کرد.
این چیست که اینگونه آن را مخفی میکنی؟
این کتاب یکی از دانشمندان شیعه است، من به تازگی این کتاب را توانستهام تهیّه کنم. اکنون میخواهم آن را به سامرّا ببرم تا نشان امام عسکریعليهالسلام بدهم.
خوب چرا آن را مخفی میکنی؟ همراه داشتن کتاب که جُرم نیست.
تو چقدر ساده هستی، اگر مأموران حکومتی بفهمند که من این کتاب را دارم، آن را گرفته و پارهاش میکنند.
ما دیگر نزدیکی شهر سامرّا رسیدهایم، آن برجِ متوکّل است که به چشم میآید، این علامتِ آن است که راه زیادی تا مقصد نداریم.۱۸
اکنون به دروازه شهر رسیدهایم، بهتر است وارد شهر بشوم.
سامرّا چه شهر آبادی است! خیابانها، بازارها و ساختمانهای زیبا! هر جا را نگاه میکنی، قصرهای باشکوه را میبینی! ما که نیامدهایم قصرهای ظلم و ستم را ببینیم، آمدهایم تا امام خود را ببینیم. از کوچهها عبور میکنیم، به خانهای ساده میرسیم، اینجا خانه امامعسکریعليهالسلام است.
ای ابوجعفر هاشمی! این چه کتابی است که همراه خود آوردهای؟
مولای من! این کتابی است که «یونس یَقطینی» نوشته است، من این کتاب را به چه زحمتی تهیّه کردهام.
امام شروع به مطالعه کتاب میکند، او با دقّت مطالب کتاب را میخواند، در این کتاب، سخنان اهلبیتعليهالسلام جمع آوری شده است. یادم رفت برایت بگویم که یونس یقطینی یکی از یاران امام کاظم و امام رضاعليهالسلام بود و در بغداد زندگی میکرد، او تلاش زیادی برای رشد مکتب شیعه انجام داد و برای حفظ سخنان اهلبیتعليهالسلام زحمات زیادی متحمّل شد.
لحظاتی میگذرد، اکنون امام رو به ما میکند و میفرماید: «خداوند به نویسنده این کتاب، به عدد هر حرفی که نوشته است، نوری در روز قیامت عطا خواهد نمود».۱۹
اینجاست که من به فکر فرو میروم، به راستی که هیچ چیز مانند این نیست که انسان بتواند برای ترویج دانش و علم اهلبیتعليهالسلام قدمی بردارد. خوشا به حالت ای یونس!
به نظر شما تنها راه سعادت چیست؟ آیا میتوان به غیر از راه آگاهی و شناخت و معرفت به خوشبختی دنیا و آخرت رسید؟ آیا شما با من همعقیده هستید که جهالت و نادانی، چیزی است که انسان را به سراشیبی سقوط میکشاند؟
اسلام همواره از ما خواسته است که به سوی کسب دانش گام بنهیم و خود و جامعه خود را از خطر نادانی نجات بدهیم. مسلمانان باید بر قلّههای دانش ایستاده باشند و از جهل و نادانی به دور باشند. برای همین است که پیامبر در حدیثی میفرماید: «خواب یک انسان دانشمند از نماز یک انسان جاهل بهتر است».
کسی که جاهل است و از علم و دانش بهرهای ندارد، باید بداند که نماز او نمیتواند او را از خطر گمراهی نجات بدهد، او نیاز به دانش و شعور دارد.۲۰
ای شاگردان من! من هر چه فکر کردم نتوانستم این مسأله علمی را حل کنم. آیا از جمع شما کسی میتواند جوابی برای این مسأله پیدا کند؟
این صدای علامه مجلسی است که به گوش میرسد، او در اصفهان مجلس درس دارد و شاگردان زیادی در درس او شرکت میکنند.۲۱
آرزوی علامه این است که یکی از شاگردانش بتواند این مسأله را حل بنماید، اگر این اتّفاق بیفتد، معلوم میشود سالها تلاش او برای تربیت شاگردانش بینتیجه نبوده است. او باید تا فردا صبر کند تا شاگردانش به مطالعه و تحقیق بپردازند شاید به جواب برسند.
فردا که میشود بار دیگر صدای علامه در فضای مسجد میپیچد: آیا کسی جواب مسأله را پیدا کرد؟
هیچکس سکوت مسجد را نمیشکند، همه سرها پایین افتاده است، کسی جواب را نمیداند.
استاد میگوید: یک روز دیگر به شما فرصت میدهم، امیدوارم بتوانید جواب را پیدا کنید.
درس تمام میشود، همه از مسجد بیرون میروند، تو هم از جای خود بلند میشوی، کتاب و دفتر خود را زیر بغلت میگیری و میروی. به دنبال کفشت میگردی، مثل این که کفش تو امروز سرجایش نیست. باید صبر کنی تا همه بروند آن وقت هر کفشی که ماند، کفش توست. فکر میکنم باید ده دقیقهای اینجا بمانی.
نگاهی به اطراف میکنی. کنار کفشها، یک نفر نشسته است، نگاهی به قیافه او میکنی، او همان گدایی است که مدّتهاست به اینجا میآید، شاید کسی به او کمک کند. جلو میروی، میبینی که در جلو او برگهای درخت چنار ریخته است. معلوم میشود که این گدا سواد هم دارد، یک چیزهایی روی برگ چنار نوشته است.
دلت برایش میسوزد، او پول ندارد کاغذ بخرد، نوشتههای خود را روی برگ چنار مینویسد، امّا او آدم خیلی زرنگی است، گویا بزرگترین برگهای چنار این شهر را پیدا کرده است، روی این برگها خیلی مطلب میتوان نوشت!
دست میبری تا پولی از جیبت بیرون بیاوری که ناگهان نگاهت به یکی از برگها میافتد. میبینی که او به عربی نوشته است. دقیق میشوی،این همان مسألهای است که استاد دو روز است در درس مطرح کرده است. به سطر بعد میروی، خدای من! این جواب مسأله است!
باور نمیکنی! رو به آن مرد میکنی و به او میگویی:
اسم شما چیست؟
من صالح مازندرانی هستم.
آیا میشود که من این برگ چنار را با خود ببرم؟
این برگ چنار را برای چه میخواهی؟ برگ چنار که ارزشی ندارد.
میخواهم آن را مطالعه کنم.
باشد، اشکالی ندارد، مال تو باشد. من از این برگ چنارها، زیاد دارم.
با او خداحافظی میکنی و به خانه خود میروی، نوشته صالح مازندارنی را میخوانی، باور نمیکنی که او اینقدر باسواد باشد، چقدر دقیق و زیبا جواب سول استاد را داده است. او با این که خیلی فقیر است اینگونه به درس و بحث مشغول است. خوشا به حال او! ما خیال میکنیم که باید همه چیزمان جور باشد تا چند صفحه کتاب بخوانیم، امّا صالح مازندرانی با همه سختیها و مشکلات، درس خواندن را رها نمیکند. او علم را فقط برای علم میخواهد، برای همین است که اینقدر موفّق شده است، امّا من علم را برای پول، ثروت و مقام میخواهم، برای همین است که هیچ وقت در این وادی موفّق نمیشوم.
زیر نور مهتاب راه میروی و جواب را حفظ میکنی، فکر میکنم که دیگر آن را به خوبی حفظ کرده باشی، این بار چهلم است که آن را از حفظ میگویی.
بار دیگر صدای علامه مجلسی سکوت مسجد اصفهان را میشکند: آیا کسی جواب را آورده است؟
برمیخیزی و میگویی: جناب استاد! من جواب را یافتهام. جواب این است.
تو شروع میکنی به گفتن آنچه را دیشب حفظ کرده بودی. استاد با دقّت به سخنان تو گوش میدهد، او تعجّب میکند که تو چگونه توانستی به این جواب برسی. سخن تو تمام میشود، همه تو را تشویق میکنند، امّا استاد همین طور به تو نگاه میکند، هیچ کس راز سکوت استاد را نمیداند. لحظاتی میگذرد، استاد رو به تو میکند و میگوید:
جواب تو، جوابی علمی و دقیق بود، آفرین بر این جواب زیبا! امّا تو باید بگویی که این جواب را از چه کسی یاد گرفتهای؟ من که شاگردان خود را به خوبی میشناسم، میدانم که این جواب از خودت نیست.
راستش را بخواهید این جواب را از صالح مازندرانی یاد گرفتم.
ای جوان! کسی که به تو این جواب را داده است، به زودی نابغه روزگار خواهد شد و تو نام او را اینگونه میبری!
ببخشید استاد!
حالا بگو بدانم آن کسی که این جواب را به تو یاد داد کجاست؟
استاد! ببخشید، او همان کسی است که مدّتهاست کنار درِ این مسجد مینشیند و به درس شما گوش میدهد، او لباسی کهنه بر تن دارد، همه ما خیال میکردیم که او برای گدایی اینجا میآید. اجازه میدهید او را به داخل مسجد دعوت کنم؟
خیر. صبر کنید.
استاد به فکر فرو میرود، چرا این نابغه خود را اینگونه در گمنامی قرار داده است؟ چرا او خود را به دیگران معرّفی نکرده است؟ چه لذّتی در این گمنامی است که او آن را با هیچ چیز دیگر عوض نمیکند؟
استاد دستور میدهد تا چند نفر بروند و لباس زیبا و فاخری تهیّه کرده و به صالح مازندارنی بدهند تا آن را بپوشد و بعد از آن رسماً از او دعوت کنند تا وارد مسجد شود.
بعد از مدّتی، آقای صالح مازندانی را با احترام تمام وارد مسجد میکنند، علامه مجلسی و همه کسانی که در مسجد هستند به احترام او از جای خود بلند میشوند، علامه مجلسی او را در آغوش میگیرد و...
و اینگونه است که آن روز به بعد همه «ملا صالح مازندرانی» را میشناسند.۲۲
گناه و معصیت، روح انسان را آلوده میکند و مانع رشد و کمال معنوی او میشود.
گناه باعث سیاهی قلب انسان میگردد، به طوری که دیگر او لذّت مناجات با خداوند را درک نمیکند و نمیتواند با خدا معاشقه نماید و در درگاه او قطره اشکی بریزد.
ما باید برای بخشش گناهانمان فکری کنیم تا اثرات آن بیش از این در زندگیمان باقی نماند. البته گناهانی که مربوط به حقّ النّاس است باید حقّ مردم را پرداخت کنیم، امّا گناهانی را که مربوط به حق اللّه است، چگونه از پرونده خود بزداییم؟
امامان معصومعليهالسلام در سخنان خود، صدقه دادن را به عنوان یکی از مهمترین راههای بخشش گناهان معرّفی کردهاند.
خداوند در قرآن برای آنهایی که صدقه میدهند وعده بخشش و پاداشی بس بزرگ داده است.۲۳
به هر حال، یکی از چیزهایی که باعث بخشش گناهان ما میشود صدقه میباشد.
در احادیث اهل بیتعليهالسلام ، این آثار برای صدقه دادن ذکر شده است:
الف. صدقه غضب خداوند را خاموش میکند.
ب. گناهان بزرگ را از پرونده اعمال انسان پاک مینماید.
ج. مرگ بد و بلاها را از انسان دور میکند.
د. باعث طولانی شدن عمر انسان میشود.۲۴
آری! هنگامی که صدقه میدهی روح خود را از آلودگیها و سیاهیهای گناه پاک میکنی و به این وسیله به ساحت قدس الهی نزدیک و نزدیکتر میشوی.
معمولاً تا کلمه صدقه را میشنویم فورا به یاد صندوق صدقات میافتیم که باید پولی را به عنوان صدقه داخل آن بیندازیم!
امّا من در اینجا میخواهم شما را با صدقه دیگری آشنا کنم که کمتر به آن توجّه کردهاید.
اسلام همانطور که کمک به فقرا را به عنوان صدقه مورد تأکید قرار میدهد، یاد دادن علم و دانش را هم به عنوان صدقه معرّفی میکند.
پیامبر میفرماید: «بهترین صدقه این است که تو علمی را فرا گیری و آن را به دیگری یاد بدهی».۲۵
اکنون که دانستی بهترین صدقه چیست، سعی کن تا همواره در جستجوی علم و دانش باشی، اگر کسی از تو سولی کرد و تو میتوانستی به او کمک کنی، جواب او را بدهی و او را راهنمایی کنی. این کار تو، بهترین صدقه است، هم برکتِ زندگی تو را زیاد میکند و هم بلاها را از تو دور میکند و هم باعث بخشش گناهان تو میشود.
در روزگاری که خیلیها فقط به دنبال جمع آوری پول و ثروت هستند، تو به فکر کسب دانش هستی. آیا میدانی فرق تو با بقیّه چیست؟
برای جواب این سول، خوب است سخن پیامبر را برایت نقل کنم. آن حضرت فرمود: «کسی که در جستجوی علم است، مانند زندهای است در میان مردگان».۲۶
آری! مردمی که همه چیز آنها دنیا و پول شد، دیگر زندگی نمیکنند، قلبهای آنها مرده است، امّا تو که در میان آنها برمیخیزی و در همه لحظههای زندگیت به دنبال کسب دانش هستی، زنده واقعی تو هستی.
تو نه تنها زنده هستی بلکه میتوانی باعث هدایت دیگران شوی، از نور دانشی که خدا به تو داده است، دیگران را بهرهمند سازی، تو میتوانی زندگی حقیقی را به آنان نشان دهی.
پسری بودم هشت ساله. ایّام عید بود. من عیدیهای خود را جمع کرده بودم، بارها آنها را میشمردم. در آن سن و سال، آن مقدار پول برای من خیلی ارزشمند بود.
دوچرخهای داشتم، عصر که میشد سوار بر آن میشدم و به پارک رفته و با دوستانم بازی میکردم. یک روز عیدیهایم را همراه خود برداشتم و سوار دوچرخه شدم، وقتی به پارک رسیدم متوجّه شدم که عیدیهای من از جیبم افتادهاند. سریع برگشتم، تمام آن خیابان را با دقّت نگاه کردم، امّا پولها را پیدا نکردم. نمیدانم چند بار آن خیابان را از اوّل تا آخر گشتم، امّا فایدهای نداشت. چندین روز کار من فقط این شده بود که بروم و تمام آن خیابان را جستجو کنم!
آن عیدیهای من دیگر پیدا نشد. تا سال بعد هر وقت از آن خیایان میگذشتم، ناخودآگاه به جستجوی عیدی خودم بودم.
آری! وقتی انسان چیزی را که ارزشمند میداند گم کند، از جستجوی آن دست برنمیدارد.
آیا میدانی که گمشده واقعی ما چه باید باشد؟ آیا میدانی نشانه اهل ایمان چیست؟
حضرت علیعليهالسلام فرمود: «علم، گمشده مومن است».۲۷
مومن واقعی همواره در جستجوی علم است، او به هر کجا میرود به دنبال گمشده خود است، از هر فرصتی استفاده میکند تا بتواند به آن برسد.
افسوس که دیگران بیش از ما در جستجوی علم هستند، ما خود را مسلمان و پیرو حضرت علیعليهالسلام میدانیم، امّا بیشتر به دنبال شور و احساس هستیم تا به دنبال شعور و آگاهی و کسب علم!
به امید روزی که علم، گمشده ما باشد، آن روز جامعه ما، جامعه دیگری خواهد شد.
روز قیامت است و همه مردم سر از خاک برداشتهاند و برای حسابرسی میآیند. ترس و وحشت همه جا را فرا گرفته است، تشنگی غوغا میکند.
همه منتظر هستند تا نوبت حسابرسی آنها فرا برسد. عدّهای با خوشحالی به سوی بهشت میروند و عدّهای هم به سوی جهنّم.
در این میان، فرشتگانی که مأمور حسابرسی هستند از مردم میپرسند: «آیا شما وظیفه خود را میدانستید یا نه؟».
گروهی میگویند: «ما وظیفه خود را میدانستیم».
فرشتگان به آنها میگویند: «چرا به علم خود عمل نکردید؟».
گروهی دیگر میگویند: «ما وظیفه خود را نمیدانستیم».
فرشتگان به آنها میگویند: «چرا علم و آگاهی کسب نکردید تا بدانید وظیفه شما چیست؟».
آری، امروز هیچ عذر و بهانهای برای هیچ کس باقی نمیماند، هیچ کس نمیتواند بگوید که من نمیدانستم!۲۸
خدایا! چه کنم؟ حس غریبی به من میگوید این نامه را باز کنم و آن را بخوانم، چند سالی است که از وطن خود به این شهر آمدهام، تا امروز نامههای زیادی از نَراق برای من آمده است و من هیچ کدام را نخواندهام.۲۹
امّا نه! من به خودم قول دادهام تا زمانی که درسم تمام نشده است، هیچ نامهای را نخوانم.
شاید تعجّب کنی، چرا من این تصمیم را گرفتهام. من از ایران به شهر نجف هجرت کردم تا به تحصیل دانش بپردازم، من میدانم که جامعه شیعه بیش از همه چیز به افرادی عالم و دانشمند نیاز دارد، من به نجف آمدم تا به اوج قلّه علم برسم، من این همه راه نیامدهام که یک نفر معمولی بشوم. خوب میدانم برای رسیدن به آن هدف بزرگ، باید زحمت بکشم، باید شبانهروز درس بخوانم، نمیشود که هر سال هوس وطن بکنم و به یاد آب و هوای خوش نراق به شهر خود برگردم! نه من این گرمای نجف را به جان و دل خریدهام تا بتوانم برای مکتب شیعه کاری بکنم. من نامههایی که از نراق میرسد را اصلاً نمیخوانم زیرا میترسم حواسم را پرت کند و دلم هوای سفر به وطن کند.
امشب همه برادران در خانه پدری جمع شدهاند، هنوز همه لباس مشکی به تن دارند، گویا آنها عزادار هستند، حدود یک ماه است که پدر از دنیا رفته است ولی هنوز خبری از آقامهدی نیست! ما برای او نامه نوشتیم، امّا فکر میکنم او این بار هم نامه را نخوانده است. واقعاً که این چه برادری است که ما داریم! اصلاً نامه هایی را که برای او میفرستیم نمیخواند!
باید فکری بکنیم. چگونه میتوانیم خبر فوت پدر را به او بدهیم؟
فکری به ذهن من میرسد: باید نامهای به استاد او بنویسم و از او بخواهم او را روانه ایران کند.
استاد! شما را ناراحت میبینم، چه شده است؟
آقامهدی! شما باید هر چه سریعتر به سوی ایران حرکت کنید.
برای چه؟
نامهای از نراق به دست من رسیده است، گویا پدر شما بیماری سختی دارند و شما باید به نراق بروید.
استاد! انشاءاللّه خدا او را شفا میدهد، شما درس را شروع کنید، درس از همه چیز واجبتر است.
آقامهدی! تو مرا مجبور کردی که اصل خبر را به تو بگویم. پدر شما از دنیا رفته است، خدا او را رحمت کند، من به شما میگویم هر چه زودتر به ایران بروید.
اینجا نراق است، همه فامیل برای دیدن آقامهدی جمع شدهاند، مردم نراق هم به دیدن او میآیند و فوت پدر را به او تسلیت میگویند. سه روز میگذرد، آقامهدی تصمیم میگیرد تا به نجف بازگردد، همه تعجّب میکنند، تو این همه راه آمدی! هنوز خستگی سفر از بدنت بیرون نرفته است، نزدیک هزار کیلومتر را با اسب آمدهای! صبر کن تا خستگی تو برطرف شود!
نه! من باید بروم تا درس بخوانم و دانشمند بشوم، من هدف مقدّسی دارم و باید به آن برسم.
و تو میروی، راه طولانی نجف را در پیش میگیری، این بار آن قدر در نجف میمانی که آوازه دانش تو، همه جهان تشیّع را فرا میگیرد و تو «آیتاللّه حاج مهدی نراقی» میشوی و کتابهای زیادی تألیف میکنی، و نامت در میان دانشمندان شیعه در قرن سیزدهم میدرخشد.۳۰
شب قدر بود و همه مشغول خواندن دعا بودند، در مسجد جای سوزن انداختن نبود.
الغَوثَ الغَوثَ خَلِّصْنا مِنَ النّارِ یا رّبِّ!
دوستان همه دعای جوشن میخواندند، چه حال و هوایی داشت، مناجات با خدا آن هم در شب قدر.
نگاهم به گوشه مسجد افتاد که استادم با عدّهای از دوستان دور هم جمع شده بودند و مشغول گفتگو بودند. نزدیک رفتم، دیدم آنها مشغول بحثهای علمی هستند. من تعجّب کردم، آخر امشب شب قدر است، همه مشغول دعا و عبادت هستند، چطور شده است که استاد با جمعی مشغول گفتگوی علمی است، من کنار آنها نشستم، رویم نمیشد چیزی بپرسم، آن موقع من شانزده سال بیشتر نداشتم و آدم کمرویی بودم.
در این میان استاد نگاهی به من کرد، او فهمید که من از این کارِ امشب آنها تعجّب کردهام. او رو به من کرد و گفت: برو کتاب «مَفاتیحُ الجنان» را برای من بیاور!
من سریع رفتم و آن را آوردم و به استاد دادم. او کتاب را باز کرد و صفحهای را آورد و به من گفت تا آن را بخوانم. من کتاب را گرفتم و شروع به خواندن کردم. قسمتی از اعمال شب بیست و یکم ماه رمضان که ذکر شده بود. آنجا چنین نوشته شده بود: «وقال شیخُنا الصَّدوق: وَمَن أَحیا هاتَینِ اللَّیلَتَینِ بِمُذاکَرةِ العِلمِ فَهوَ أَفضَلُ: اگر تو در شب قدر به گفتگوی علمی بپردازی، این کار تو از همه اعمال دیگر بهتر است».
من به فکر فرو رفته و سکوت کردم، استاد رو به من کرد و گفت:
آیا شیخ صدوق را میشناسی؟
آری! او یکی از بزرگترین علمای شیعه در قرن چهارم است.
آیا میدانی که او بهترین عمل شب قدر را چه میداند؟
خیر.
شیخ صدوق که خودش بسیاری از اعمال شب قدر را ذکر کرده است، بهترین عمل امشب را، گفتگوی علمی میداند.۳۱
اگر این طور است پس من هم بهتر است به جمع شما بیایم.
اختیار با خودت است، ما چند ساعتی به خواندن سخنان اهلبیتعليهالسلام میپردازیم، تلاش میکنیم تا معرفت و شناخت بیشتری نسبت به خدا پیدا کنیم و یکی دو ساعت آخر شب را به مناجات با خدا خواهیم پرداخت و دعا خواهیم خواند. وقتی که معرفت باشد، انسان بهتر میتواند با خدای خویش سخن بگوید و با او خلوت کند.
تو از آلمان به عراق آمدهای. درست است که به زبان عربی تسلّط زیادی نداری، امّا دوست داری در مورد اسلام تحقیق کنی، میخواهی بدانی که اسلام چیست و چه حرفی برای گفتن دارد.
یک روز نگاهت به مجلهای میافتد که نام آن چنین است: «العلم»، یعنی مجله دانش. آن را برمیداری و به طرح روی جلد آن دقیق میشوی، نمیدانی چرا زیبایی آن تو را جذب میکند. کلمه «العلم» را در وسط نوشته شده و چهار جمله دیگر در اطراف آن با خط نستعلیق آمده است. آن جملهها به زبان عربی است، آنها را با زحمت میخوانی:
طَلَبُ العِلمِ فَریضَةٌ عَلی کُلِّ مُسلِمٍ.
اطلُبوا العِلمَ مِنَ المَهدِ إِلی اللَّحدِ.
اطلُبوا العِلمَ وَلَو بِالصِّینِ.
الحِکمَةُ ضالَّةُ المُؤمِنِ.۳۲
ازیکی از دوستانت میخواهی تا آنها را برای تو ترجمه کند تا تو بفهمی که معنای این جملهها چیست؟
با دقّت گوش میکنی:
طلب علم بر هر مسلمانی واجب است.
از گهواره تا گور دانش بجویید.
در طلب دانش باشید اگر چه برای آن مجبور شوید به چین سفر کنید.
علم و حکمت گمشده مومن است.
ترجمه ابن چهار جمله به پایان میرسد، تو به فکر فرو میروی، سوال میکنی که این سخنان را چه کسی گفته است؟
جواب میشنوی که اینها سخنان پیامبر اسلام است. تو باور نمیکنی یعنی پیامبر اسلام به مسلمانان بیش از هزار سال پیش، چنین دستوراتی را داده است! پس چرا مسلمانان اینگونه از قافله علم عقب ماندهاند؟ چرا؟ چه شد که این دستورات پیامبر خود را فراموش کردند و فقط به قسمتی از دین خود عمل کردند؟۳۳
ای مستشرق آلمانی! با تو هستم! گوش کن! دین ما، بهترین اعمال شب قدر را کسب علم دانسته و یک ساعت در طلب علم بودن را بهتر از هزار سال عبادت میداند، و امّا دین شما، گالیله را به جُرم تحقیق در مورد قانون جاذبه زمین، محاکمه و زندانی میکند، این چقدر تفاوت میان ما و شماست؟ امّا چه شد زمانی که به فکر تسخیر ماه بودید ما هنوز...
آری! اوّلین کاری که دشمنان ما کردند این بود که ما را نسبت به اسلام بیگانه کردند، سالهاست که ما مسلمان هستیم و نمیدانیم مسلمانی چیست. قرآن میخوانیم و نمیدانیم چه میخوانیم.
ما بسیاری از جوانان خود را طوری تربیت کردهایم که ساعتها وقت خود را صرف تلویزیون و سریالهای آن میکند، امّا حاضر نیست دقایقی به مطالعه کتاب بپردازد.
ای مستشرق آلمانی!
با تو هستم، گوش میکنی یا نه؟ سخنانی را که تو خواندی از پیامبر ماست، امّا آمار مطالعه کشور ما، کمتر از هشت دقیقه در روز است؟
پیامبر به ما یاد داده است که همواره در جستجوی دانش باشیم، امّا وقتی ما مدرک خود را میگیریم دیگر با کتاب و مطالعه خداحافظی میکنیم. این شعار ماست: ز گهواره تا گور دانش بجوی، امّا عمل ما چیز دیگر است: زگهواره تا مدرک، دانش بجوی!
افسوس که ما از اسلام واقعی به دور ماندهایم! افسوس که نگذاشتند ما بفهمیم چه دین و آیینی داریم! افسوس که عدّهای دین را برای ما در شور و احساس خلاصه کردند!
چند ماهی است که با همسر مهربان خود ازدواج کردهای و با زحمت زیاد خانهای اجاره نموده و امشب زندگی مشترک خود را شروع میکنی، امشب شب عروسی توست.
درست است خانهای که تو اجاره کردهای، خانهای کوچک است، امّا قلب تو مثل دریاست، همسرت این را میداند، او تو را به خوبی میشناسد و تو را به عنوان مرد زندگی خود انتخاب کرده است تا در پناه تو، زندگی جدیدی را آغاز کند.
امروز عصر، زنان فامیل آمدند و جهیزیّه عروس را به این خانه آوردند، خیلی سریع خانه تو، جان دیگری گرفت. تو هم کتابهای خودت را به این خانه آوردی، در این دنیا، دل تو به این کتابها خوش است!
کنار درِ خانه میایستی و همسرت را به داخل خانه دعوت میکنی: به خانه خودت خوش آمدی!
مهمانان زیادی داری، خیلی از آنان زنان فامیل هستند، صدای شادی آنها به گوش میرسد. از مهمانان پذیرایی میکنی، بعد از ساعتی کم کم آنها میروند. چند نفر از زنان فامیل از تو میخواهند تا به اتاق عروس بیایی. تو از جا بلند میشوی و نزد همسرت میروی، حجله زیبایی در وسط اتاق بستهاند. لحظهای صبر میکنی، هنوز اینجا شلوغ است، خواهران تو هنوز اینجا هستند. با خود میگویی: خوب است چند دقیقهای که اینها اینجا هستند به اتاق خود بروی و مشغول مطالعه شوی. فکر خوبی است، به همسر خود میگویی که میروی و چند صفحه مطالعه کنی و سپس برمیگردی.
و تو وارد اتاق خودت میشوی، نگاهت که به کتابها میافتد، بیتاب میشوی و مشغول مطالعه!
هیچ کس نمیداند تو چه لذّتی از مطالعه میبری، تو ردّ پای عشق را در کتاب میجویی. ساعتی میگذرد، همه مهمانان رفتهاند و همسرت تنها مانده است و تو هنوز مطالعه میکنی.
چند بار همسر تو میآید و به تو نگاهی میکند، تو اصلاً در این دنیا نیستی، تو فراموش کردهای که امشب، شب عروسی توست، او هم دلش نمیآید که تو را از معشوقت که کتاب است، جدا کند!
و تو میخوانی و میخوانی، خسته نمیشوی، تو امشب به آغوش کتاب پناه بردی، گذر زمان را نمیفهمی!
ناگهان صدایی به گوشت میرسد:
اللّه اکبر!
این صدای مو من است، اذان صبح شده است! سرت را از روی کتاب بالا میگیری، تازه یادت میآید که امشب، شب عروسی تو بود.
و اینگونه است که تو اوج میگیری، دانشمندی بزرگ میشوی و نامت برای همیشه به یادگار میماند، تو «آیت اللّه سیدمحمّدباقر دُرچِهای» میشوی.۳۴
آری، بزرگانی مانند «آیت اللّه العظمی بروجردی»، شاگرد تو شده و از تو بهرهها میبرند.۳۵
نگاه کن! آن دوازده نفر را میبینی؟ آنها «حوّاریّون» هستند. حوّاریّون کسانی هستند که از یاران عیسیعليهالسلام بوده و برای نشر دین آن حضرت تلاش میکنند.
فکر میکنم الان آنها به دیدار عیسیعليهالسلام میروند، آیا موافقی ما هم همراه آنها برویم.
عیسیعليهالسلام زیر سایه آن درخت نشسته است، حوّاریّون جلو میروند، سلام میکنند و مینشینند. هر کدام از آنان سخنی میگوید و سوالی میپرسد. همه جواب سوالهای خود را میشنوند.
بعد از لحظاتی، عیسیعليهالسلام رو به آنها میکند و میگوید:
. یاران من! امروز از شما خواستهای دارم. امیدوارم که شما خواسته مرا بپذیرید و آن را رد نکنید.
. هر چه از ما بخواهی ما قبول میکنیم.
وقتی عیسیعليهالسلام این سخن را میشنود، از جای خود بلند میشود، به کنار چشمهای که در آن نزدیکی است میرود، ظرف خود را پر از آب میکند و برمیگردد.
نگاه کن! او میخواهد پای یاران خود را بشوید! آنها میخواهند مانع بشوند که عیسیعليهالسلام به آنها میگوید: شما قول دادید که خواسته مرا قبول کنید.
یاران همه با تعجّب به یکدیگر نگاه میکنند، این چه کاری است که عیسیعليهالسلام انجام میدهد؟
یکی از آنها چنین میگوید:
. ای عیسی! ما باید پای شما را میشستیم، چرا شما این کار را کردید؟
. من این کار را کردم تا شما بدانید که دانشمند باید برای دیگران تواضع و فروتنی نماید. من اینگونه برای شما فروتنی کردم تا شما پس از من نسبت به مردم متواضع باشید.
. چرا دانشمند باید اینقدر فروتن باشد؟
. آیا دیدهاید که در سنگ سخت، گیاهی بروید؟ گیاه در زمین نرم جوانه میزند و رشد میکند. شما اگر بخواهید علم و دانش را به مردم فرا دهید باید تواضع کنید، هرگز با تکبّر و غرور نخواهید توانست گیاه علم و دانش را در میان دلهای مردم بکارید.۳۶
از خانه خود خارج میشوم که میبینم حضرت علیعليهالسلام به این سو میآید، جلو میروم، سلام میکنم و آن حضرت با مهربانی جواب سلام مرا میدهد، سپس دست مرا میگیرد و از مرکز شهر دور میشویم، میرویم تا به جای خلوتی میرسیم، آنجا سایهبانی است، زیر سایه آن مینشینیم.
اکنون حضرت علیعليهالسلام نگاهی به آسمان میکند و آهی میکشد و بعد رو به من میکند و میگوید:
ای کمیل!
سخنان امروز مرا به خاطر بسپار!
بدان که دانش بهتر از ثروت است، تو باید مواظب ثروت باشی در حالی که علم از تو مواظبت میکند. وقتی از مال خود به دیگران انفاق کنی از آن کم میشود، امّا وقتی از دانش خود به دیگران بدهی، دانش تو بیشتر و بیشتر میگردد.
ای کمیل! وقتی تو به دنبال دانش باشی بدان که در روز قیامت به خاطر این کار، خدا به تو پاداش زیادی خواهد داد، تو با کسب دانش میتوانی خوشبختی روز قیامت را برای خود خریداری کنی!
ای کمیل!
کسی که به دنبال ثروت دنیاست، در واقع مرده است، اگر چه به ظاهر، زنده باشد، امّا دانشمندان برای همیشه زنده هستند، اگر چه جسمشان زیر خاکها باشد.
وقتی دانشمندی میمیرد جسم او از دیدهها پنهان میشود و آنها در قبر جای میگیرند، امّا یاد و خاطره آنها برای همیشه در دلها زنده میماند.۳۷
آیا تا به حال فکر کردهاید که انسانهای بزرگ چگونه به اوج میرسند؟
ما معمولاً فکر میکنیم که آنان کارهای بسیار بزرگی انجام میدهند و به خاطر آن کارهای بزرگ به بزرگی و افتخار میرسند. در حالی که واقعیت چیز دیگری است. خیلی وقتها آنها کارهای کوچکی را یک عمر انجام میدهند، کاری کوچک، امّا بسیار ارزشمند. خدا هم به خاطر آن کار کوچک، آنها را بزرگ و عزیز میکند.
نمیدانم نام «آیت اللّه بروجردی» را شنیدهای؟ مرجع بزرگ جهان شیعه که آوازهاش در تمام جهان اسلام پیچیده بود. شخصیّتی که دیگر نمونه آن را جهان تشیّع به چشم نه دیده و نه خواهد دید.
امروز میخواهم یکی از کارهای این مرد بزرگ را برای شما بگویم:
این مرد بزرگ وقتی میخواست استراحت کند، در اتاق خود میگشت تا مبادا قلم یا خودکاری در آنجا باشد!
اگر در اتاقی که او میخواست استراحت کند قلمی بود که با آن حدیث و سخن امامان معصومعليهالسلام نوشته شده بود، او اوّل آن قلم را از اتاق خارج مینمود و بعداً استراحت میکرد، وقتی علّت این کار را از او سوال میکردند در جواب میگفت: من به آن قلمی که با آن حدیث نوشته شده است، احترام میگذارم و نمیتوانم پای خود را در آن اتاق دراز کنم!
او یک عمر اینگونه به قلم احترام گذاشت، اگر در اتاق، کتابی بود که در آن علوم محمّد و آل محمّدصلىاللهعليهوآلهوسلم نوشته شده بود، هرگز پای خود را دراز نمیکرد.۳۸
.
۱ - اگر مردم میدانستند که طلب دانش چقدر ارزشمند است با همه سختیها آن را جستجو میکردند.۳۹
۲ - بدانید که فرشتگان الهی، بالهای خود را زیر پای کسانی مینهند که در جستجوی علم و دانش هستند.۴۰
۳ - وقتی خدا خیر و سعادت بندهای را بخواهد به او فهم در دین عنایت میکند.۴۱
۴ - وقتی تو برای کسب دانش از خانهات خارج میشوی، یقین بدان که غفران و بخشش خدا شامل حال تو میشود.۴۲
همین طور وقتی که کتابی را میخوانی تا دانش دینی تو زیادتر شود، رحمت و بخشش خدا را به سوی خود جذب میکنی.
۵ - کسی که دیندار باشد، امّا از فهم دین بهرهای نداشته باشد، باید بداند که هیچ خیری در این دینداری او نیست.۴۳
۶ - شیطان از یک دانشمند بیش از هزار عبادت کننده در هراس و نگرانی است، زیرا کسی که عبادت میکند فقط به فکر کمال خودش است، امّا شخص دانشمند میتواند گروهی را به راه راست هدایت نماید. او میتواند همه زحمتهای شیطان را از بین ببرد و مانع گمراهی مردم بشود.۴۴
۷ - وقتی که تو در جستجوی دانش هستی و در مسیری راه میروی، بدان که همه آنچه در اطراف تو هستند تو را دعا میکنند.۴۵
۸ - علوم مختلف آن قدر زیاد است که تو هرگز نمیتوانی به همه آنها آگاهی پیدا کنی، پس از هر علمی، بهترین آن را انتخاب کن و وقت خود را صرف بهترینها بنما.۴۶
۹ - قلبی که در آن بهرهای از علم نباشد، ویرانهای بیش نیست، ویرانهای که کسی به فکر آباد کردن آن نبوده است.۴۷
۱۰ - هر نعمتی که خدا به انسان میدهد باید زکات آن را هم پرداخت کند، زکات ثروت، کمک کردن به افراد فقیر است، امّا زکات علم و دانش این است که هر آنچه فرا گرفتهای را به دیگران یاد بدهی، اگر این کار را بکنی، علم و دانش خودت هم برکت میگیرد.۴۸
۱۱ - وقتی تو کسی را راهنمایی میکنی و با علم و دانش خود او را به راه راست هدایت میکنی، در واقع به او زندگیِ دوباره دادهای و او را زنده کردهای.۴۹ خدا در قرآن میفرماید: «هر کس یک نفر را زنده کند، گویا همه مردم را زنده نموده است».۵۰
۱۲ - وقتی دیدی که کسی به جمع کردن اندوختههایی برای روز مبادا اقدام میکند، تو از یاد مبر که هیچ اندوختهای بهتر از علم و دانش نیست. کسانی که پول و ثروت دنیا را جمع میکنند به زودی باید آن را برای دنیا بگذارند و بروند، مالِ دنیا، مالِ دنیاست، امّا تو با کسب علمِ دین و شناخت خداوند، ذخیرهای برای خود اندوختهای که میتوانی به آن دنیا ببری و از آن بهرهها ببری و در آنجا پادشاهی کنی.۵۱
پایان.
۱ الاختصاص ، المنسوب إلی أبی عبد اللّه محمّد بن محمّد بن النعمان العکبری البغدادی المعروف بالشیخ المفید (ت ۴۱۳ ه ) ، تحقیق : علی أکبر الغفّاری ، قمّ : مؤسّسة النشر الإسلامی ، الطبعة الرابعة ، ۱۴۱۴ ه
۲ الإرشاد فی معرفة حجج اللّه علی العباد ، أبو عبد اللّه محمّد بن محمّد بن النعمان العکبری البغدادی المعروف بالشیخ المفید (ت ۴۱۳ ه )، تحقیق : مؤسّسة آل البیت ، قمّ : مؤسّسة آل البیت ، الطبعة الاُولی ، ۱۴۱۳ ه
۳ الاستذکار لمذهب علماء الأمصار ، الحافظ أبو عمر یوسف بن عبد اللّه بن محمّد بن عبد البرّ القرطبی (ت ۳۶۸ ه ) ، القاهرة : ۱۹۷۱ م
۴ الاستیعاب فی معرفة الأصحاب ، یوسف بن عبد اللّه القُرطُبی المالکی (ت ۳۶۳ ه ) ، تحقیق : علی محمّد معوّض وعادل أحمد عبد الموجود ، بیروت : دار الکتب العلمیّة، الطبعة الاُولی ، ۱۴۱۵ ه
۵ اُسد الغابة فی معرفة الصحابة ، علی بن أبی الکرم محمّد الشیبانی (ابن الأثیر الجَزَری) (ت ۶۳۰ ه ) ، تحقیق : علی محمّد معوّض وعادل أحمد عبد الموجود ، بیروت : دار الکتب العلمیّة، الطبعة الاُولی، ۱۴۱۵ ه
۶ الإصابة فی تمییز الصحابة ، أبو الفضل أحمد بن علی بن حجر العسقلانی (ت ۸۵۲ ه ) ، تحقیق: عادل أحمد عبد الموجود ، وعلی محمّد معوّض ، بیروت : دار الکتب العلمیّة ، الطبعة الاُولی ، ۱۴۱۵ ه
۷ إعلام الوری بأعلام الهدی ، أبو علی الفضل بن الحسن الطبرسی (ت ۵۴۸ ه ) ، تحقیق : علی أکبر الغفّاری ، بیروت : دارالمعرفة ، الطبعة الاُولی ، ۱۳۹۹ ه
۸ أعیان الشیعة ، محسن بن عبد الکریم الأمین الحسینی العاملی الشقرائی (ت ۱۳۷۱ ه ) ، إعداد: السیّد حسن الأمین ، بیروت : دارالتعارف ، الطبعة الخامسة، ۱۴۰۳ ه
۹ إکمال تهذیب الکمال فی أسماء الرجال، علاء الدین مغلطای ( ت ۷۶۲ ه )، تحقیق: أبو عبد الرحمن وأبو محمّد عادل بن محمّد، مصر: الفاروق الحدیثة للطباعة والنشر، الطبعة الاُولی، ۱۴۲۲ ه
۱۰ أمالی المفید ، أبو عبد اللّه محمّد بن النعمان العکبری البغدادی المعروف بالشیخ المفید (ت ۴۱۳ ه ) ، تحقیق: حسین اُستاد ولی وعلی أکبر الغفّاری ، قمّ : مؤسّسة النشر الإسلامی ، الطبعة الثانیة ، ۱۴۰۴ ه
۱۱ الأمالی، أبو جعفر محمّد بن الحسن المعروف بالشیخ الطوسی (ت ۴۶۰ ه ) ، تحقیق : مؤسّسة البعثة ، قمّ : دار الثقافة ، الطبعة الاُولی ، ۱۴۱۴ ه
۱۲ الأمالی ، محمّد بن علی بن بابویه القمّی (الشیخ الصدوق) (ت ۳۸۱ ه ) ، تحقیق : مؤسّسة البعثة ، قمّ : مؤسّسة البعثة ، الطبعة الاُولی ، ۱۴۱۷ ه
۱۳ إمتاع الأسماع فیما للنبی من الحفدة والمتاع، تقی الدین أحمد بن محمّد المقریزی (ت ۸۴۵ ه )، تحقیق: محمّد عبد الحمید النمیسی، بیروت: دار الکتب العلمیة، الطبعة الاُولی، ۱۴۲۰ ه
۱۴ بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمّة الأطهار ، محمّد بن محمّد تقی المجلسی ( ت ۱۱۱۰ ه ) ، طهران : دار الکتب الإسلامیة ، الطبعة الاُولی ، ۱۳۸۶ ه
۱۵ البحر المحیط ، محمّد بن یوسف الغرناطی (ت ۷۴۵ ه) ، تحقیق : عادل أحمد عبد الموجود ، بیروت : دار الکتب العلمیة ، ۱۴۱۳ ه
۱۶ البدایة والنهایة ، أبو الفداء إسماعیل بن عمر بن کثیر الدمشقی (ت ۷۷۴ ه ) ، تحقیق : مکتبة المعارف ، بیروت : مکتبة المعارف
۱۷ بصائر الدرجات ، أبو جعفر محمّد بن الحسن الصفّار القمّی المعروف بابن فروخ (ت ۲۹۰ ه ) ، قمّ : مکتبة آیة اللّه المرعشی ، الطبعة الاُولی ، ۱۴۰۴ ه
۱۸ تاریخ ابن خلدون ، عبد الرحمن بن محمّد الحضرمی (ابن خلدون) (ت ۸۰۸ ه ) ، بیروت : دار الفکر ، الطبعة الثانیة ، ۱۴۰۸ ه
۱۹ تاریخ الإسلام ووفیات المشاهیر والأعلام ، محمّد بن أحمد الذهبی (ت ۷۴۸ ه ) ، تحقیق : عمر عبد السلام تدمری ، بیروت : دار الکتاب العربی ، الطبعة الاُولی، ۱۴۰۹ ه
۲۰ تاریخ الطبریّ (تاریخ الاُمم والملوک) ، أبو جعفر محمّد بن جریر الطبری الإمامی (ت ۳۱۰ ه ) ، تحقیق : محمّد أبو الفضل إبراهیم ، بیروت : دار المعارف
۲۱ التاریخ الکبیر ، أبو عبد اللّه محمّد بن إسماعیل البخاری (ت ۲۵۶ ه ) ، بیروت : دار الفکر
۲۲ تاریخ الکوفة، السیّد حسین بن السیّد أحمد البراقی النجفی ( ت ۱۳۳۲ ه )، تحقیق: ماجد بن أحمد العطیّة، الطبعة الاُولی، ۱۴۲۴ ه
۲۳ تاریخ المدینة المنوّرة ، أبو زید عمر بن شبّه النمیری البصری (ت ۲۶۲ ه ) ، تحقیق : فهیم محمّد شلتوت ، بیروت : دار التراث ، الطبعة الاُولی ، ۱۴۱۰ ه
۲۴ تاریخ الیعقوبی ، أحمد ابن أبی یعقوب بن جعفر بن وهب بن واضح المعروف بالیعقوبی (ت ۲۸۴ ه ) ، بیروت : دار صادر
۲۵ تاریخ بغداد أو مدینة السلام ، أبو بکر أحمد بن علی الخطیب البغدادی ( ت ۴۶۳ ه ) ، تحقیق : مصطفی عبد القادر عطاء ، بیروت : دار الکتب العلمیة ، الطبعة الاُولی
۲۶ تاریخ مدینة دمشق ، علی بن الحسن بن عساکر الدمشقی ( ت ۵۷۱ ه ) ، تحقیق : علی شیری ، ۱۴۱۵ ، بیروت : دار الفکر للطباعة والنشر والتوزیع
۲۷ تحریر الأحکام الشرعیة علی مذهب الإمامیة، الحسن بن یوسف بن المطهّر المعروف بالعلاّمة الحلّی (ت ۷۲۶ ه )، تحقیق: إبراهیم البهادری، قمّ: مؤسّسة الإمام الصادق، الطبعة الاُولی، ۱۴۲۰ه
۲۸ التحریر الطاووسی ، حسن بن زین الدین الشهید الثانی (صاحب المعالم) ( ت ۱۰۱۱ ه ) ، قمّ : دار الذخائر ، ۱۳۶۸ ش.
۲۹ تحف العقول عن آل الرسول ، أبو محمّد الحسن بن علی الحرّانی المعروف بابن شُعبة (ت ۳۸۱ ه )، تحقیق: علی أکبر الغفّاری، قمّ : مؤسّسة النشر الإسلامی ، الطبعة الثانیة، ۱۴۰۴ ه
۳۰ تحفة الأحوذی، المبارکفوری (ت ۱۲۸۲ ه )، بیروت : دار الکتب العلمیة، الطبعة الاُولی، ۱۴۱۰ ه
۳۱ تذکرة الحفّاظ ، محمّد بن أحمد الذهبی (ت ۷۴۸ ه ) ، بیروت : دار إحیاء التراث العربی
۳۲ تغلیق التعلیق، أبو الفضل أحمد بن علی بن حجر العسقلانی (ت ۸۵۲ ه ) ، تحقیق: سعید عبد الرحمن موسی القزقی، بیروت: المکتب الإسلامی دار عمّار، الطبعة الاُولی، ۱۴۰۵ ه
۳۳ تفسیر ابن کثیر (تفسیر القرآن العظیم) ، أبو الفداء إسماعیل بن عمر بن کثیر البصروی الدمشقی (ت ۷۷۴ ه ) ، تحقیق : عبد العظیم غیم ، ومحمّد أحمد عاشور ، ومحمّد إبراهیم البنّا ، القاهرة : دار الشعب
۳۴ تفسیر البغوی (معالم التنزیل) ، أبو محمّد الحسین بن مسعود الفرّاء البغوی (ت ۵۱۶ ه ) ، بیروت : دار المعرفة
۳۵ تفسیر العیّاشی، أبو النضر محمّد بن مسعود السلمی السمرقندی المعروف بالعیّاشی (ت ۳۲۰ ه )، تحقیق : السیّد هاشم الرسولی المحلاّتی ، طهران : المکتبة العلمیّة ، الطبعة الاُولی ، ۱۳۸۰ ه
۳۶ تفسیر القرطبی (الجامع لأحکام القرآن) ، أبو عبد اللّه محمّد بن أحمد الأنصاری القرطبی (ت ۶۷۱ ه ) ، تحقیق : محمّد عبد الرحمن المرعشلی ، بیروت : دار إحیاء التراث العربی ، الطبعة الثانیة، ۱۴۰۵ ه
۳۷ تفسیر القمّی، علی بن إبراهیم القمّی، (ت ۳۲۹ ه )، تحقیق: السیّد طیّب الموسوی الجزائری، قمّ : منشورات مکتبة الهدی، الطبعة الثالثة، ۱۴۰۴ ه
۳۸ التفسیر الکبیر ومفاتیح الغیب (تفسیر الفخر الرازی) ، أبو عبد اللّه محمّد بن عمر المعروف بفخر الدین الرازی (ت ۶۰۴ ه ) ، بیروت : دار الفکر ، الطبعة الاُولی ، ۱۴۱۰ ه
۳۹ تفسیر نور الثقلین ، عبد علیّ بن جمعة العروسی الحویزی (ت ۱۱۱۲ ه ) ، تحقیق : السیّد هاشم الرسولی المحلاّتی ، قمّ : مؤسّسة إسماعیلیان ، الطبعة الرابعة، ۱۴۱۲ ه
۴۰ التمهید لما فی الموطّأ من المعانی والأسانید ، یوسف بن عبد اللّه القرطبی (ابن عبد البرّ) (ت ۴۶۳ ه ) ، تحقیق : مصطفی العلوی ومحمّد عبد الکبیر البکری ، جدّة : مکتبة السوادی ، ۱۳۸۷ ه
۴۱ التوحید ، أبو جعفر محمّد بن علی بن الحسین بن بابَوَیه القمّی المعروف بالشیخ الصدوق ( ت ۳۸۱ ه ) ، تحقیق : هاشم الحسینی الطهرانی ، قمّ : مؤسّسة النشر الإسلامی ، الطبعة الاُولی ، ۱۳۹۸ ه
۴۲ تهذیب التهذیب ، أبو الفضل أحمد بن علی بن حجر العسقلانی (ت ۸۵۲ ه ) ، تحقیق: مصطفی عبد القادر عطا ، بیروت : دار الکتب العلمیّة ، الطبعة الاُولی، ۱۴۱۵ ه
۴۳ تهذیب الکمال فی أسماء الرجال ، یونس بن عبد الرحمن المزّی ( ت ۷۴۲ ه ) ، تحقیق : الدکتور بشّار عوّاد معروف ، بیروت : مؤسّسة الرسالة ، الطبعة الرابعة ، ۱۴۰۶ ه
۴۴ تهذیب المقال فی تنقیح کتاب الرجال ، محمّد علی الموحّد الأبطحی (معاصر) ، قمّ : ابن المؤلف ، الطبعة الثانیة، ۱۴۱۷ ه
۴۵ الثقات ، محمّد بن حبّان البستی (ت ۳۵۴ ه ) ، بیروت : مؤسّسة الکتب الثقافیة ، الطبعة الاُولی ، ۱۴۰۸ ه
۴۶ ثواب الأعمال وعقاب الأعمال ، أبو جعفر محمّد بن علی بن الحسین بن بابویه القمّی المعروف بالشیخ الصدوق (ت ۳۸۱ ه ) ، تحقیق : علی أکبر الغفّاری ، طهران : مکتبة الصدوق
۴۷ جامع أحادیث الشیعة ، السیّد البروجردی ( ت ۱۳۸۳ ه ) ، قمّ : المطبعة العلمیة
۴۸ جامع الرواة ، محمّد بن علی الغروی الأردبیلی ( ت ۱۱۰۱ ه ) ، بیروت : دار الأضواء ، ۱۴۰۳ ه
۴۹ الجامع الصغیر فی أحادیث البشیر النذیر ، جلال الدین عبد الرحمن بن أبی بکر السیوطی ( ت ۹۱۱ ه ) ، بیروت : دار الفکر للطباعة والنشر والتوزیع ، الطبعة الاُولی ، ۱۴۰۱ ه
۵۰ الجرح والتعدیل ، عبد الرحمن بن أبی حاتم الرازی (ت ۳۲۷ ه ) ، بیروت : دار إحیاء التراث العربی ، الطبعة الاُولی، ۱۳۷۱ ه
۵۱ جواهر الکلام فی شرح شرائع الإسلام ، محمّد حسن النجفی (ت ۱۲۶۶ ه ) ، بیروت : مؤسّسة المرتضی العالمیة
۵۲ الحدائق الناضرة فی أحکام العترة الطاهرة ، یوسف بن أحمد البحرانی ( ت ۱۱۸۶ ه ) ، تحقیق : وإشراف : محمّد تقی الإیروانی ، قمّ : موّسة النشر الإسلامی التابعة لجماعة المدرّسین
۵۳ خصائص الأئمّة ، أبو الحسن الشریف الرضی محمّد بن الحسین بن موسی الموسوی (ت ۴۰۶ ه ) ، تحقیق : محمّد هادی الأمینی ، مشهد : آستان قدس رضوی
۵۴ خصائص الإمام أمیر المؤمنین ، أبو عبد الرحمن أحمد بن شعیب النسائی (ت ۳۰۳ ه ) ، إعداد: محمّد باقر المحمودی ، الطبعة الاُولی، ۱۴۰۳ ه
۵۵ الدرّ المنثور فی التفسیر المأثور ، جلال الدین عبد الرحمن بن أبی بکر السیوطی (ت ۹۱۱ ه ) ، بیروت : دار الفکر ، الطبعة الاُولی ، ۱۴۱۴ ه
۵۶ دستور معالم الحکم ومأثور مکارم الشیم ، أبو عبد اللّه بن محمّد بن سلامة القضاعی (ت ۴۵۴ ه ) ، بیروت : دار الکتاب العربی ، الطبعة الاُولی ، ۱۴۰۱ ه
۵۷ دعائم الإسلام وذکر الحلال والحرام والقضایا والأحکام ، أبو حنیفة النعمان بن محمّد بن منصور بن ـ أحمد بن حیّون التمیمی المغربی (ت ۳۶۳ ه ) ، تحقیق : آصف بن علی أصغر فیضی ، مصر : دارالمعارف ، الطبعة الثالثة ، ۱۳۸۹ ه
۵۸ ذخائر العقبی فی مناقب ذوی القربی ، أحمد بن عبد اللّه الطبری (ت ۶۹۳ ه ) ، تحقیق : أکرم البوشی ، جدّة : مکتبة الصحابة ، الطبعة الاُولی ، ۱۴۱۵ ه
۵۹ الذریعة إلی تصانیف الشیعة ، آقا بزرگ الطهرانی (ت ۱۳۴۸ ه ) بیروت : دار الأضواء ، الطبعة الثالثة ، ۱۴۰۳ ه
۶۰ رجال ابن داوود ، تقی الدین الحسن بن علی بن داود الحلّی (ت ۷۰۷ ه ) ، تحقیق : السیّد محمّد صادق آل بحر العلوم ، قمّ : منشورات الشریف الرضی ، ۱۳۹۲ ه
۶۱ رجال العلاّمة الحلّی (خلاصة الأقوال) ، الحسن بن یوسف بن المطهّر المعروف بالعلاّمة الحلّی (۷۲۶ ه ) ، قمّ : منشورات الشریف الرضی
۶۲ رجال النجاشی (فهرس أسماء مصنّفی الشیعة) ، أبو العبّاس أحمد بن علی النجاشی (ت ۴۵۰ ه ) ، بیروت : دار الأضواء ، الطبعة الاُولی، ۱۴۰۸ ه
۶۳ روح المعانی فی تفسیر القرآن (تفسیر الآلوسی) ، محمود بن عبد اللّه الآلوسی (ت ۱۲۷۰ ه ) ، بیروت : دار إحیاء التراث العربی
۶۴ روضة الواعظین ، محمّد بن الحسن بن علیّ الفتّال النیسابوری (ت ۵۰۸ ه ) ، تحقیق : حسین الأعلمی ، بیروت : مؤسّسة الأعلمی ، الطبعة الاُولی ، ۱۴۰۶ ه
۶۵ سنن ابن ماجة ، أبو عبداللّه محمّد بن یزید بن ماجة القزوینی ( ت ۲۷۵ ه ) ، تحقیق : محمّد فود عبد الباقی ، بیروت : دار الفکر للطباعة والنشر والتوزیع
۶۶ سنن ابن ماجة ، أبو عبداللّه محمّد بن یزید بن ماجة القزوینی ( ت ۲۷۵ ه ) ، تحقیق : محمّد فواد عبد الباقی ، بیروت : دار الفکر للطباعة والنشر والتوزیع
۶۷ سنن أبی داود ، أبو داود سلیمان بن أشعث السِّجِستانی الأزدی ( ت ۲۷۵ ه ) ، تحقیق : سعید محمّد اللحّام ، بیروت : دار الفکر للطباعة والنشر والتوزیع ، الطبعة الاُولی ، ۱۴۱۰ ه
۶۸ سنن الترمذی ( الجامع الصحیح ) ، أبو عیسی محمّد بن عیسی بن سورة الترمذی ( ت ۲۷۹ ه ) ، تحقیق : عبد الرحمن محمّد عثمان ، بیروت : دار الفکر للطباعة والنشر والتوزیع ، الطبعة الثانیة ، ۱۴۰۳ ه
۶۹ سنن الدارمی ، أبو محمّد عبد اللّه بن عبد الرحمن الدارمی (ت ۲۵۵ ه ) ، تحقیق : مصطفی دیب البغا ، بیروت : دار العلم
۷۰ السنن الکبری ، أبو بکر أحمد بن الحسین بن علی البیهقی ( ت ۴۵۸ ه ) ، بیروت : دار الفکر للطباعة والنشر والتوزیع
۷۱ سیر أعلام النبلاء ، أبو عبد اللّه محمّد بن أحمد الذهبی (ت ۷۴۸ ه ) ، تحقیق : شُعیب الأرنؤوط ، بیروت : مؤسّسة الرسالة ، الطبعة العاشرة، ۱۴۱۴ ه
۷۲ السیرة الحلبیّة ، علی بن برهان الدین الحلبی الشافعی ( ت ۱۱ ه ) ، بیروت : دار إحیاء التراث العربی
۷۳ شرح الأخبار فی فضائل الأئمّة الأطهار ، أبو حنیفة القاضی النعمان بن محمّد المصری (ت ۳۶۳ ه ) ، تحقیق : السیّد محمّد الحسینی الجلالی ، قمّ : مؤسّسة النشر الإسلامی ، الطبعة الاُولی ، ۱۴۱۲ ه
۷۴ شرح معانی الآثار، أبو جعفر أحمد بن محمّد بن سلامة الأزدی ( ت ۳۲۱ ه )، تحقیق: محمّد زهری النجّار، بیروت: دار الکتب العلمیة، الطبعة الثالثة، ۱۴۱۶ ه
۷۵ شرح نهج البلاغة ، عبد الحمید بن محمّد المعتزلی (ابن أبی الحدید) (ت ۶۵۶ ه ) ، تحقیق : محمّد أبو الفضل إبراهیم ، بیروت : دار إحیاء التراث ، الطبعة الثانیة، ۱۳۸۷ ه
۷۶ الصافی فی تفسیر القرآن (تفسیر الصافی) ، محمّد محسن بن شاه مرتضی (الفیض الکاشانی) (ت ۱۰۹۱ ه ) ، طهران : مکتبة الصدر ، الطبعة الاُولی، ۱۴۱۵ ه.
۷۷ صحیح ابن حبّان ، علیّ بن بلبان الفارسی المعروف بابن بلبان (ت ۷۳۹ ه ) ، تحقیق : شعیب الأرنؤوط ، بیروت : مؤسّسة الرسالة ، الطبعة الثانیة ، ۱۴۱۴ ه
۷۸ صحیح البخاری ، أبو عبد اللّه محمّد بن إسماعیل البخاری (ت ۲۵۶ ه ) ، تحقیق : مصطفی دیب البغا ، بیروت : دار ابن کثیر ، الطبعة الرابعة، ۱۴۱۰ ه
۷۹ صحیح مسلم ، أبو الحسین مسلم بن الحجّاج القشیری النیسابوری ( ت ۲۶۱ ه ) ، بیروت : دار الفکر ، طبعة مصحّحة ومقابلة علی عدّة مخطوطات ونسخ معتمدة
۸۰ الطبقات الکبری (الطبقة الخامسة من الصحابة) ، محمّد بن سعد منیع الزهری (ت ۲۳۰ ه ) ، الطائف : مکتبة الصدّیق ، الطبعة الاُولی، ۱۴۱۴ ه
۸۱ عدّة الداعی ونجاة الساعی ، أبو العبّاس أحمد بن محمّد بن فهد الحلّی الأسدی (ت ۸۴۱ ه ) ، تحقیق : أحمد موحّدی ، طهران : مکتبة وجدانی
۸۲ عمدة القاری شرح البخاری ، أبو محمّد بدر الدین أحمد العینی الحنفی (ت ۸۵۵ ه ) ، مصر : دار الطباعة المنیریة
۸۳ عمدة عیون صحاح الأخبار فی مناقب إمام الأبرار (العمدة) ، یحیی بن الحسن الأسدی الحلّی المعروف بابن البطریق (ت ۶۰۰ ه ) ، قمّ : مؤسّسة النشر الإسلامی ، الطبعة الاُولی ، ۱۴۰۷ ه
۸۴ عوائد الأیّام، العلاّمة المولی أحمد بن محمّد مهدی النراقی (ت ۱۲۴۵ ه ) ، تحقیق: مرکز الدراسات والأبحاث الإسلامیة، قمّ: مرکز النشر التابع لمکتب الإعلام الإسلامی، الطبعة الاُولی، ۱۴۱۷ ه
۸۵ عیون الحکم والمواعظ ، أبو الحسن علی بن محمّد اللیثی الواسطی ( ق ۶ ه ) ، تحقیق : حسین الحسنی البیرجندی ، قمّ : دار الحدیث ، الطبعة الاُولی ، ۱۳۷۶ ش
۸۶ غایة المرام وحجّة الخصام فی تعیین الإمام ، هاشم بن إسماعیل البحرانی (ت ۱۱۰۷ ه ) ، تحقیق : السیّد علی عاشور ، بیروت : مؤسّسة التاریخ العربی ، ۱۴۲۲ ه
۸۷ فتح الباری شرح صحیح البخاری ، أبو الفضل أحمد بن علی بن حجر العسقلانی (ت ۸۵۲ ه ) ، تحقیق : عبد العزیز بن عبد اللّه بن باز ، بیروت : دار الفکر ، الطبعة الاُولی ، ۱۳۷۹ ه
۸۸ فتوح الشام، أبو عبد اللّه محمّد بن عمر الواقدی (ت ۲۰۷۱ ه )، بیروت: دار الجیل.
۸۹ الفتوح، أبو محمّد أحمد بن أعثم الکوفی (ت ۳۱۴ ه )، تحقیق : علی شیری، بیروت : دار الأضواء ، الطبعة الاُولی، ۱۴۱۱ ه
۹۰ فیض القدیر، شرح الجامع الصغیر، محمّد عبد الرؤوف المناوی، تحقیق: أحمد عبد السلام، بیروت : دار الکتب العلمیة، الطبعة الاُولی، ۱۴۱۵ ه
۹۱ قاموس الرجال فی تحقیق رواة الشیعة ومحدّثیهم ، محمّد تقی بن کاظم التستری (ت ۱۳۲۰ ه ) ، قمّ : مؤسّسة النشر الإسلامی ، الطبعة الثانیة، ۱۴۱۰ ه
۹۲ قاموس الرجال فی تحقیق رواة الشیعة ومحدّثیهم ، محمّد تقی بن کاظم التستری (ت ۱۳۲۰ ه ) ، قمّ : مؤسّسة النشر الإسلامی ، الطبعة الثانیة، ۱۴۱۰ ه
۹۳ الکافی ، أبو جعفر ثقة الإسلام محمّد بن یعقوب بن إسحاق الکلینی الرازی ( ت ۳۲۹ ه ) ، تحقیق : علی أکبر الغفاری ، طهران : دار الکتب الإسلامیة ، الطبعة الثانیة ، ۱۳۸۹ ه
۹۴ الکامل، عبد اللّه بن عدی، (ت ۳۶۵ ه )، تحقیق: یحیی مختار غزّاوی، بیروت : دار الفکر للطباعة والنشر والتوزیع، الطبعة الثالثة ، ۱۴۰۹ ه
۹۵ الکامل فی التاریخ ، أبو الحسن علی بن محمّد الشیبانی الموصلی المعروف بابن الأثیر (ت ۶۳۰ ه ) ، تحقیق: علی شیری ، بیروت : دار إحیاء التراث العربی ، الطبعة الاُولی، ۱۴۰۸ ه
۹۶ کتاب من لا یحضره الفقیه ، أبو جعفر محمّد بن علیّ بن الحسین بن بابویه القمّی المعروف بالشیخ الصدوق (ت ۳۸۱ ه ) ، تحقیق : علی أکبر الغفّاری ، قمّ : مؤسّسة النشر الإسلامی
۹۷ کشف الخفاء والإلباس عمّا اشتهر من الأحادیث علی ألسنة الناس ، إسماعیل بن محمّد العجلونی الجرّاحی (ت ۱۱۶۲ ه) ، بیروت : دار الکتب العلمیة، ۱۴۰۸ ه
۹۸ کشف الظنون عن أسامی الکتب والفنون، حاجی خلیفة ( ت ۱۰۶۷ ه )، بیروت: دار إحیاء التراث العربی.
۹۹ کنز الدقائق ، محمّد بن محمّد رضا المشهدی ، قمّ : جماعة المدرّسین
۱۰۰ کنز العمّال فی سنن الأقوال والأفعال ، علاء الدین علی المتّقی بن حسام الدین الهندی ( ت ۹۷۵ ه ) ، ضبط وتفسیر : الشیخ بکری حیّانی ، تصحیح وفهرسة : الشیخ صفوة السقا ، بیروت : موّسة الرسالة ، الطبعة الاُولی ، ۱۳۹۷ ه
۱۰۱ کنز الفوائد ، أبو الفتح الشیخ محمّد بن علیّ بن عثمان الکراجکی الطرابلسی (ت ۴۴۹ ه ) ، إعداد : عبد اللّه نعمة ، قمّ : دار الذخائر ، الطبعة الاُولی ، ۱۴۱۰ ه
۱۰۲ لسان المیزان ، أبو الفضل أحمد بن علی بن حجر العسقلانی (ت ۸۵۲ ه ) ، بیروت : مؤسّسة الأعلمی ، الطبعة الثالثة ، ۱۴۰۶ ه
۱۰۳ لواقح الأنوار القدسیة فی بیان العهود المحمّدیة، السیّد عبد الوهّاب الشعرانی ( ت ۹۷۳ ه )، مصر: مکتبة ومطبعة مصطفی البابی الحلبی، الطبعة الثانیة، ۱۳۹۳ ه
۱۰۴ المبسوط فی فقه الإمامیّة ، أبو جعفر محمّد بن الحسن المعروف بالشیخ الطوسی (ت ۴۶۰ ه ) ، تحقیق : محمّد علی الکشفی ، طهران : المکتبة المرتضویّة ، الطبعة الثالثة، ۱۳۸۷ ه
۱۰۵ مجمع البیان فی تفسیر القرآن ، أبو علی الفضل بن الحسن الطبرسی (ت ۵۴۸ ه .) ، تحقیق: السیّد هاشم الرسولی المحلاّتی والسید فضل اللّه الیزدی الطباطبائی ، بیروت : دار المعرفة ، الطبعة الثانیة ، ۱۴۰۸ ه
۱۰۶ مجمع الزوائد ومنبع الفوائد ، نور الدین علی بن أبی بکر الهیثمی ( ت ۸۰۷ ه ) ، بیروت : دار الکتب العلمیة ، الطبعة الاُولی ، ۱۴۰۸ ه
۱۰۷ المجموع (شرح المهذّب) ، الإمام أبو زکریا محی الدین بن شرف النووی ( ت۶۷۶ ه ) ، بیروت : دار الفکر
۱۰۸ مستدرک الوسائل ومستنبط المسائل ، المیرزا حسین النوری ( ت ۱۳۲۰ ه ) ، تحقیق : مؤسّسة آل البیت ، قمّ : موّسة آل البیت ، الطبعة الاُولی ، ۱۴۰۸ ه
۱۰۹ مسند أبی یعلی الموصلی ، أبو یعلی أحمد بن علیّ بن المثنّی التمیمی الموصلی (ت ۳۰۷ ه ) ، تحقیق : إرشاد الحقّ الأثری ، جدّة : دار القبلة ، الطبعة الاُولی ، ۱۴۰۸ ه
۱۱۰ مسند أحمد ، أحمد بن محمّد بن حنبل الشیبانی (ت ۲۴۱ ه ) ، تحقیق : عبد اللّه محمّد الدرویش ، بیروت : دار الفکر ، الطبعة الثانیة ، ۱۴۱۴ ه
۱۱۱ مسند إسحاق بن راهویه، أبو یعقوب إسحاق بن إبراهیم الحنظلی المروزی (ت ۲۳۸ ه )، تحقیق : عبد الغفور عبد الحقّ حسین البلوشی ، المدینة المنوّرة : مکتبة الإیمان ، الطبعة الاُولی ، ۱۴۱۲ ه
۱۱۲ مسند الشامیّین ، أبو القاسم سلیمان بن أحمد بن أیّوب اللخمی الطبرانی (ت ۳۶۰ ه ) ، تحقیق : حمدی عبد المجید السلفی ، بیروت : مؤسّسة الرسالة ، الطبعة الاُولی، ۱۴۰۹ ه
۱۱۳ مسند الشهاب ، أبو عبد اللّه محمّد بن سلامة القضاعی (ت ۴۵۴ ه ) ، تحقیق : حمدی عبد المجید السلفی ، بیروت : مؤسّسة الرسالة ، الطبعة الاُولی ، ۱۴۰۵ ه
۱۱۴ مسند أبی حنیفة ، أبو نُعیم أحمد بن عبد اللّه الإصفهانی ( ت ۴۳۰ ه) ، القاهرة: مکتبة الآداب ، ۱۹۸۱ م
۱۱۵ مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار ، أبو الفضل علی الطبرسی ( ق ۷ ه ) ، طهران : دارالکتب الإسلامیة ، الطبعة الاُولی ، ۱۳۸۵ ه
۱۱۶ المصنّف فی الأحادیث والأثار ، أبو بکر عبد اللّه بن محمّد بن أبی شیبة العبسی الکوفی (ت ۲۳۵ ه ) ، تحقیق : سعید محمّد اللحّام ، بیروت : دار الفکر
۱۱۷ معالم الدین وملاذ المجتهدین، جمال الدین الحسن (نجل الشهید الثانی) ( ت ۱۰۱۱ ه )، قمّ: مؤسّسة النشر الإسلامی التابعة لجماعة المدرّسین بقمّ.
۱۱۸ المعتبر فی شرح المختصر، أبو القاسم نجم الدین جعفر بن الحسن الحلّی ( ت ۶۷۶ ه )، تحقیق: عدّة من الأفاضل، قمّ: مؤسّسة سیّد الشهداء، ۱۳۶۴ ش
۱۱۹ المعجم الأوسط ، أبو القاسم سلیمان بن أحمد اللخمی الطبرانی ( ت ۳۶۰ ه ) ، تحقیق : قسم التحقیق بدار الحرمین ، ۱۴۱۵ ه ، القاهرة : دار الحرمین للطباعة والنشر والتوزیع
۱۲۰ معجم البلدان ، أبو عبد اللّه شهاب الدین یاقوت بن عبد اللّه الحموی الرومی ( ت ۶۲۶ ه ) بیروت : دار إحیاء التراث العربی ، الطبعة الاُولی ، ۱۳۹۹ ه
۱۲۱ المعجم الصغیر ، أبو القاسم سلیمان بن أحمد بن أیّوب اللخمی الطبرانی (ت ۳۶۰ ه ) ، تحقیق : محمّد عثمان ، بیروت : دار الفکر ، الطبعة الثانیة ، ۱۴۰۱ ه
۱۲۲ المعجم الکبیر ، أبو القاسم سلیمان بن أحمد اللخمی الطبرانی (ت ۳۶۰ ه ) ، تحقیق : حمدی عبد المجید السلفی ، بیروت : دار إحیاء التراث العربی ، الطبعة الثانیة ، ۱۴۰۴ ه
۱۲۳ معجم رجال الحدیث ، أبو القاسم بن علی أکبر الخوئی (ت ۱۴۱۳ ه ) ، قمّ : منشورات مدینة العلم ، الطبعة الثالثة ، ۱۴۰۳ ه
۱۲۴ معرفة علوم الحدیث ، محمّد بن عبد اللّه الحاکم النیسابوری (ت ۴۰۵ ه ) ، بیروت : دار الآفاق الجدیدة ، الطبعة الرابعة، ۱۴۰۰ ه
۱۲۵ مناقب آل أبی طالب (مناقب ابن شهر آشوب ) ، أبو جعفر رشید الدین محمّد بن علی بن شهر آشوب المازندرانی ( ت ۵۸۸ ه ) ، قمّ : المطبعة العلمیة
۱۲۶ منیة المرید فی آداب المفید والمستفید ، زین الدین بن علی الجبعی العاملی المعروف بالشهید الثانی (ت ۹۶۵ ه ) ، تحقیق : رضا المختاری ، قمّ : مکتب الإعلام الإسلامی ، الطبعة الاُولی ، ۱۴۰۹ ه
۱۲۷ موارد الظمآن إلی زوائد ابن حبّان ، نور الدین علی بن أبی بکر الهیثمی (ت ۸۰۷ ه ) ، تحقیق : عبد الرزّاق حمزة ، بیروت : دار الکتب العلمیّة
۱۲۸ المهذّب البارع فی شرح المختصر النافع، أبو العبّاس أحمد بن محمّد بن فهد الحلّی الأسدی (ت ۸۴۱ ه ) ، تحقیق: الشیخ مجتبی العراقی، قمّ: مؤسّسة النشر الإسلامی التابعة لجماعة المدرّسین بقمّ، ۱۴۰۷ ه
۱۲۹ میزان الاعتدال فی نقد الرجال ، محمّد بن أحمد الذهبی ( ت ۷۴۸ ه ) ، تحقیق : علی محمّد البجاوی ، بیروت : دار الفکر
۱۳۰ میزان الاعتدال فی نقد الرجال ، محمّد بن أحمد الذهبی ( ت ۷۴۸ ه ) ، تحقیق : علی محمّد البجاوی ، بیروت : دار الفکر
۱۳۱ نزهة الناظر وتنبیه الخواطر ، أبو عبد اللّه الحسین بن محمّد الحلوانی (ق ۵ ه ) ، تحقیق : مؤسّسة الإمام المهدی (عج) ، قمّ : مؤسّسة الإمام المهدی (عج) ، الطبعة الاُولی ، ۱۴۰۸ ه
۱۳۲ وسائل الشیعة إلی تحصیل مسائل الشریعة ، محمّد بن الحسن الحرّ العاملی ( ت ۱۱۰۴ ه ) ، تحقیق : مؤسّسة آل البیت ، قمّ : موّسة آل البیت لإحیاء التراث ، الطبعة الثانیة ، ۱۴۱۴ ه
۱۳۳ ینابیع المودّة لذوی القربی ، سلیمان بن إبراهیم القندوزی الحنفی (ت ۱۲۹۴ ه ) ، تحقیق : علی جمال أشرف الحسینی ، طهران : دار الاُسوة ، الطبعة الاُولی ، ۱۴۱۶ ه
۱ خرج صلیاللهعلیهوآله فإذا فی المسجد مجلسان: مجلسٌ یتفقّهون، ومجلسٌ یدعون اللّه ویسألونه، فقال: کلا المجلسین إلی خیرٍ، أمّا هواء فیدعون اللّه، وأمّا هواء فیتعلّمون ویفقّهون الجاهل، هواء أفضلُ، بالتعلیم أُرسِلتُ. ثمّ قعد معهم: المجموع للنووی ج ۱ ص ۲۰، منیة المرید ص ۱۰۶، بحار الأنوار ج ۱ ص ۲۰۶. ۲ عن علی علیهالسلام قال: جلوس ساعةٍ عند العلماء أحبّ إلی اللّه من عبادة ألف سنةٍ، والنظر إلی العالم أحبّ إلی اللّه من اعتکاف سنةٍ فی البیت الحرام، وزیارة العلماء أحبّ إلی اللّه تعالی من سبعین طوافاً حول البیت، وأفضل من سبعین حجّةٍ وعمرة مبرورة مقبولة، ورفع اللّه له سبعین درجةً، وأنزل اللّه علیه الرحمة، وشهدت له الملائکة أنّ الجنّة وجبت له: عدّة الداعی ص ۷۵، بحار الأنوار ج ۱ ص ۲۰۵، جامع أحادیث الشیعة ج ۱۶ ص ۲۳۶. ۳ قال رسول اللّه صلیاللهعلیهوآله: إنّ العبد إذا خرج فی طلب العلم ناداه اللّه عزّ وجلّ من فوق العرش: مرحباً بک یا عبدی، أتدری أیّ منزلةٍ تطلب؟ وأیّ درجةٍ تروم؟ تضاهی ملائکتی المقرّبین لتکون لهم قریناً، لأبلغنّک مرادک ولأوصلنّک بحاجتک: بحار الأنوار ج ۱ ص ۱۸۰ و ج ۲۲ ص ۳۴۰. ۴ وقال صلیاللهعلیهوآله: لأن یهدی اللّه بک رجلاً واحداً خیر من أن یکون لک حُمر النعم. وفی روایةٍ أُخری: خیر لک من الدنیا وما فیها: منیة المرید ص ۱۰۱، بحار الأنوار ج ۱ ص ۱۰۱، وراجع مسند أحمد ج ۵ ص ۳۳۳، صحیح البخاری ج ۴ ص ۲۰۷، صحیح مسلم ج ۷ ص ۱۲۲، فتح الباری ج ۶ ص ۱۰۱، عمدة القاری ج ۱۶ ص ۲۱۵، السنن الکبری ج ۵ ص ۱۱۰، خصائص أمیر المؤمنین للنسائی ص ۵۶، شرح معانی الآثار ج ۳ ص ۲۰۷، صحیح ابن حبّان ج ۱۵ ص ۳۷۸، المعجم الکبیر ج ۶ ص ۱۵۲، التمهید لابن عبد البرّ ج ۲ ص ۲۱۸، شرح نهج البلاغة ج ۴ ص ۱۴، کنز العمّال ج ۶ ص ۲۹۴، تفسیر مجمع البیان ج ۹ ص ۲۰۱، تفسیر الرازی ج ۲ ص ۱۸۰، تفسیر البحر المحیط ج ۶ ص ۱۸۳، تاریخ مدینة دمشق ج ۴۲ ص ۸۶، أُسد الغابة ج ۴ ص ۲۸، الإصابة ج ۱ ص ۳۸، البدایة والنهایة ج ۴ ص ۲۱۱، إمتاع الأسماع ج ۱۱ ص ۲۸۵، سبل الهدی والرشاد ج ۵ ص ۱۲۵، السیرة الحلبیة ج ۲ ص ۷۳۶، ینابیع المودّة ج ۱ ص ۱۵۳، غایة المرام ج ۵ ص ۵۵، العمدة لابن البطریق ص ۱۴۲، ذخائر العقبی ص ۷۳. ۵ العلم أفضل من المال بسبعةٍ: الأوّل: إنّه میراث الأنبیاء والمال میراث الفراعنة، الثانی: العلم لا ینقص بالنفقة والمال ینقص بها، الثالث: یحتاج المال إلی الحافظ والعلم یحفظ صاحبه، الرابع: العلم یدخل فی الکفن ویبقی المال، الخامس: المال یحصل للمون والکافر والعلم لا یحصل إلاّ للمون خاصّة، السادس: جمیع الناس یحتاجون إلی صاحب العلم فی أمر دینهم ولا یحتاجون إلی صاحب المال، السابع: العلم یقوّی الرجل علی المرور علی الصراط والمال یمنعه: منیة المرید ص ۱۱۰، بحار الأنوار ج ۱ ص ۱۸۵، تفسیر الرازی ج ۲ ص ۱۸۳. ۶ عن أبی قِلابَة، قال: قال رسول اللّه صلیاللهعلیهوآله: مَن خرج من بیته یطلب علماً شیّعه سبعون ألف ملک یستغفرون له: أمالی الطوسی ص ۱۸۲، بحار الأنوار ج ۱ ص ۱۷۰ و ج ۶۶ ص ۳۸۲. ۷ عن أبی ذر رضی اللّه عنه قال: قال رسول اللّه صلیاللهعلیهوآله: یا أبا ذر، الجلوس ساعة عند مذاکرة العلم أحبّ إلی اللّه من قیام ألف لیلة یصلّی فی کلّ لیلة ألف رکعة، والجلوس ساعة عند مذاکرة العلم أحبّ إلی اللّه من ألف غزوة وقراءة القرآن کلّه. قال: یا رسول اللّه، مذاکرة العلم خیر من قراءة القرآن کلّه؟ فقال رسول اللّه صلیاللهعلیهوآله: یا أبا ذر، الجلوس ساعة عند مذاکرة العلم أحبّ إلی اللّه من قراءة القرآن کلّه اثنا عشر ألف مرّة، علیکم بمذاکرة العلم، فإنّ بالعلم تعرفون الحلال من الحرام. یا أبا ذر، الجلوس ساعة عند مذاکرة العلم خیر لک من عبادة سنة صیام نهارها وقیام لیلها، والنظر إلی وجه العالم خیر لک من عتق ألف رقبة: مستدرک الوسائل ج ۵ ص ۳۹۶، بحار الأنوار ج ۱ ص ۲۰۳. ۸ راجع أمالی المفید ص ۷۱، أمالی الصدوق ص ۷۱۰، فتح الباری ج ۱ ص ۱۴۸، عمدة القاری ج ۲ ص ۴۲، الاستیعاب ج ۱ ص ۲۵۳، شرح نهج البلاغة ج ۳ ص ۵۲، تفسیر القمّی ج ۱ ص ۵۱، التفسیر الصافی ج ۱ ص ۱۵۴، تفسیر نور الثقلین ج ۱ ص ۹۵، تفسیر الآلوسی ج ۱۰ ص ۸۷، معجم رجال الحدیث ج ۱۵ ص ۱۷۰، قاموس الرجال ج ۹ ص ۱۵۴، الطبقات الکبری ج ۴ ص ۲۲۶، الثقات لابن حبّان ج ۲ ص ۲۴۷، تاریخ المدینة ج ۳ ص ۱۰۳۴، تاریخ الطبری ج ۲ ص ۳۷۱، الکامل فی التاریخ ج ۲ ص ۲۸۰، تاریخ الإسلام ج ۳ ص ۴۱۱، تاریخ ابن خلدون ج ۲ ص ۱۳۹، کتاب الفتوح ج ۲ ص ۳۷۵. ۹ عن علی علیهالسلام قال: طالب العلم یشیّعه سبعون ألف ملک من مفرق السماء، یقولون: صلِّ علی محمّدٍ وآل محمّد: بصائر الدرجات ص ۲۴، بحار الأنوار ج ۱ ص ۱۷۳. ۱۰ مردان علم در میدان عمل، ج ۱ ص ۶۱، سیّد نعمت اللّه حسینی، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین قم، سال چاپ ۱۳۶۷. ۱۱ قال النبی صلیاللهعلیهوآله: مَن خرج من بیته لیلتمس باباً من العلم لینتفع به ویعلّمه غیره، کتب اللّه له بکلّ خطوة عبادة ألف سنة صیامها وقیامها، وحفّته الملائکة بأجنحتها، وصلّی علیه طیور السماء، وحیتان البحر، ودواب البرّ، وأنزله اللّه منزلة سبعین صدّیقاً، وکان خیراً له من أن کانت الدنیا کلّها له فجعلها فی الآخرة: بحار الأنوار ج ۱ ص ۱۷۷. ۱۲ قال علیهالسلام: «قیمة کلّ امرئٍ ما یحسن» [قال السیّد الرضی] وهذه الکلمة التی لا تُصاب لها قیمة، ولا تُوزن بها حکمة، ولا تُقرن إلیها کلمة: نهج البلاغة ج ۴ ص ۱۸، شرح نهج البلاغة ج ۱۸ ص ۲۳۰، وراجع کتاب من لا یحضره الفقیه ج ۴ ص ۳۸۹، تحف العقول ص ۲۰۱، روضة الواعظین ص ۱۰، الإرشاد ج ۱ ص ۳۰۰، کنز الفوائد ص ۱۴۷، مناقب آل أبی طالب ج ۱ ص ۳۲۶، بحار الأنوار ج ۱ ص ۱۶۶، ۱۸۲، جامع بیان العلم وفضله ج ۱ ص ۹۹، کنز العمّال ج ۱۶ ص ۲۶۸، تفسیر نور الثقلین ج ۴ ص ۲۱۲، تفسیر کنز الدقائق ج ۱ ص ۵۸۶، تاریخ بغداد ج ۵ ص ۲۳۸، تاریخ العیقوبی ج ۲ ص ۲۰۶، تاریخ ابن خلدون ج ۱ ص ۴۰۳، أعیان الشیعة ج ۱ ص ۳۴۱؛ عن سعید بن الأوس الأنصاری قال: سمعتُ الخلیل بن أحمد یقول: أحثّ کلمة علی طلب علمٍ قول علی بن أبی طالب علیهالسلام : قدر کلّ امرئٍ ما یحسن: أمالی الطوسی ص ۴۹۴، بحار الأنوار ج ۱ ص ۱۶۶ و ج ۷۴ ص ۴۰۵؛ وقال الجوهری: هو یحسن الشیء؛ أی یعلمه: مختار الصحاح ص ۸۰؛ وهو یحسن الشیء إحساناً؛ أی یعلمه: القاموس المحیط ج ۴ ص ۲۱۴، تاج العروس ج ۱۸ ص ۱۴۳: عن عبد العظیم الحسنی الرازی عن أبی جعفر الثانی عن آبائه عن علی علیهمالسلام، قال: قلتُ أربعاً أنزل اللّه تعالی تصدیقی بها فی کتابه، قلتُ: المرء مخبوء تحت لسانه، فإذا تکلّم ظهر، فأنزل اللّه تعالی: «وَ لَتَعْرِفَنَّهُمْ فِی لَحْنِ الْقَوْلِ». قلتُ: فمن جهل شیئاً عاداه، فأنزل اللّه: «بَلْ کَذَّبُواْ بِمَا لَمْ یُحِیطُواْ بِعِلْمِهِ». وقلتُ: قدر أو قیمة کلّ امرئٍ ما یحسن، فأنزل اللّه فی قصّة طالوت: «إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَاهُ عَلَیْکُمْ وَزَادَهُو بَسْطَةً فِی الْعِلْمِ وَالْجِسْمِ». وقلتُ: القتلُ یُقِلُّ القتلَ، فأنزل اللّه: «وَ لَکُمْ فِی الْقِصَاصِ حَیَوةٌ یَـأُوْلِی الْأَلْبَـبِ»: أمالی الطوسی ص ۴۹۴، بحار الأنوار ج ۱ ص ۱۶۶. ۱۳ عن أبی الحسن موسی بن جعفر، عن آبائه علیهمالسلام، قال: دخل رسول اللّه صلیاللهعلیهوآله المسجد فإذا جماعة قد أطافوا برجلٍ، فقال: ما هذا؟ فقیل: علاّمة، قال: وما العلاّمة؟ قالوا: أعلم الناس بأنساب العرب ووقائعها، وأیّام الجاهلیة، وبالأشعار والعربیة، فقال النبی صلیاللهعلیهوآله: ذاک علم لا یضرّ من جهله، ولا ینفع من علمه: الکافی ج ۱ ص ۳۲، وسائل الشیعة ج ۱۷ ص ۳۲۷، منیة المرید ص ۱۱۳، بحار الأنوار ج ۱ ص ۲۱۱، معالم الدین ص ۲۲. ۱۴ عن علی بن الحسن بن فضّال، عن أبیه قال: قال الرضا علیهالسلام: مَن جلس مجلساً یحیی فیه أمرنا لم یمت قلبه یوم تموت القلوب. بیان: إحیاء أمرهم بذکر فضائلهم، ونشر أخبارهم، وحفظ آثارهم: عیون أخبار الرضا ج ۲ ص ۲۶۴، مشکاه الأنوار ص ۴۴۸، بحار الأنوار ج ۱ ص ۱۹۹، وراجع الدعوات للراوندی ص ۲۷۸، أمالی الصدوق ص ۱۳۱. ۱۵ عن أبی عبد اللّه علیهالسلام قال: کان فیما وعظ لقمان ابنه، أنّه قال له: یا بُنی، اجعل فی أیّامک ولیالیک وساعاتک نصیباً لک فی طلب العلم، فإنّک لن تجد له تضییعاً مثل ترکه: أمالی المفید ص ۲۹۲، أمالی الطوسی ص ۶۸، بحار الأنوار ج ۱ ص ۱۶۹. ۱۶ وقال صلیاللهعلیهوآله: ما علی مَن لا یَعلم من حرجٍ أن یسأل عمّا لا یَعلم: مستدرک الوسائل ج ۵ ص ۴۳۰، بحار الأنوار ج ۱ ص ۱۷۷. ۱۷ سمعتُ رسول اللّه صلیاللهعلیهوآله یقول: طلب العلم فریضةٌ علی کلّ مسلمٍ، فاطلبوا العلم من مظانّه، واقتبسوه من أهله، فإنّ تعلیمه للّه حسنة، وطلبه عبادة، والمذاکرة به تسبیح، والعمل به جهاد، وتعلیمه من لا یَعلمه صدقة، وبذله لأهله قربةٍ إلی اللّه تعالی؛ لأنّه معالم الحلال والحرام، ومنار سبل الجنّة، والموس فی الوحشة، والصاحب فی الغربة والوحدة، والمحدّث فی الخلوة، والدلیل علی السرّاء والضرّاء، والسلاح علی الأعداء، والزین عند الأخلاّء، یرفع اللّه به أقواماً فیجعلهم فی الخیر قادةً تُقتبس آثارهم، ویهتدی بفعالهم، وینتهی إلی رأیهم، وترغب الملائکة فی خلّتهم، وبأجنحتها تمسحهم، وفی صلاتها تبارک علیهم، یستغفر لهم کلّ رطبٍ ویابسٍ حتّی حیتان البحر وهوامّه، وسباع البرّ وأنعامه، إنّ العلم حیاة القلوب من الجهل، وضیاء الأبصار من الظلمة، وقوّة الأبدان من الضعف، یبلغ بالعبد منازل الأخیار، ومجالس الأبرار، والدرجات العُلی فی الدنیا والآخرة، الذکر فیه یعدل بالصیام، ومدارسته بالقیام، به یُطاع الربّ ویُعبد، وبه توصل الأرحام، وبه یُعرف الحلال والحرام، العلم إمام العمل، والعمل تابعه، یُلهمه السُّعداءَ، ویُحرمه الأشقیاءَ، فطوبی لمن لم یحرمه اللّه منه حظّه: أمالی الطوسی ص ۴۴۸، عدّة الداعی ص ۶۳، منیة المرید ص ۱۰۸، بحار الأنوار ج ۱ ص ۱۷۱، جامع أحادیث الشیعة ج ۱ ص ۸۹. ۱۸ وأمر برفع منارة؛ لتعلو أصوات الموّنین فیها، وحتّی یُنظر إلیها من فراسخ: معجم البلدان ج ۳ ص ۱۷۵. ۱۹ قال لنا أبو هاشم داود بن القاسم الجعفری: عرضتُ علی أبی محمّدٍ صاحب العسکر علیهالسلام کتاب یومٍ ولیلة لیونس، فقال لی: تصنیف مَن هذا؟ فقلتُ: تصنیف یونس مولی آل یقطین، فقال: أعطاه اللّه بکلّ حرفٍ نوراً یوم القیامة: رجال النجاشی ص ۴۴۷، خلاصه الأقوال ص ۲۹۶، رجال ابن داود ص ۲۰۷: التحریر الطاووسی ص ۲۰۷، نقد الرجال ج ۵ ص ۱۰۹، جامع الرواة ج ۲ ص ۳۵۷، معجم رجال الحدیث ج ۲۱ ص ۲۱۰، تهذیب المقال ج ۱ ص ۸۴، قاموس الرجال ج ۱۱ ص ۱۷۱، الذریعة ج ۱ ص ۳۸۶، أعیان الشیعة ج ۱ ص ۱۵۸. ۲۰ وقال صلیاللهعلیهوآله: نومٌ مع علمٍ، خیرٌ من صلاةٍ مع جهلٍ: منیة المرید ص ۱۰۴، بحار الأنوار ج ۱ ص ۱۸۵. ۲۱ منظور از «علامه مجلسی»، ملامحمدتقی مجلسی است که به «مجلسی اوّل» مشهور است.میباشد، او پدرِ صاحب کتاب بحار الأنوار است. ۲۲ مردان علم در میدان عمل ج ۱ ص ۸۳، سیّد نعمت اللّه حسینی، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین قم، سال چاپ ۱۳۶۷. ۲۳ «وَالْمُتَصَدِّقِینَ وَ الْمُتَصَدِّقَاتِ وَ الصَّائِمِینَ وَالصَّـلـءِمَـتِ وَ الْحَـفِظِینَ فُرُوجَهُمْ وَ الْحَـفِظَـتِ وَ الذَّ کِرِینَ اللَّهَ کَثِیرًا وَ الذَّ کِرَ تِ أَعَدَّ اللَّهُ لَهُم مَّغْفِرَةً وَ أَجْرًا عَظِیمًا» الأحزاب: ۳۵. ۲۴ جهت اطّلاع از آثار وبرکات صدقه مراجعه کنید به: الکافی ج ۴ ص ۸، دعائم الإسلام ج ۲ ص ۳۳۱، ثواب الأعمال ص ۱۴۲، بحار الأنوار ج ۹۳ ص ۱۷۶. ۲۵ وقال صلیاللهعلیهوآله: أفضل الصدقة أن یعلم المرء علماً ثمّ یعلّمه أخاه: منیة المرید ص ۱۰۵، بحار الأنوار ج ۲ ص ۲۵، سنن ابن ماجة ج ۱ ص ۸۹، الجامع الصغیر ج ۱ ص ۱۸۸، کنز العمّال ج ۶ ص ۴۲۱، فیض القدیر ج ۲ ص ۴۸، الدرّ المنثور ج ۱ ص ۳۳۸، تهذیب الکمال ج ۱۹ ص ۶۰. ۲۶ عن حمزة بن حمران، عن أبی عبد اللّه، عن آبائه علیهمالسلام، قال: قال رسول اللّه صلیاللهعلیهوآله: طالب العلم بین الجهّال کالحی بین الأموات: أمالی الطوسی ص ۵۷۷، بحار الأنوار ج ۱ ص ۱۸۱؛ عن علی علیهالسلام قال: قال رسول اللّه صلیاللهعلیهوآله: العالم بین الجهّال کالحی بین الأموات، وإنّ طالب العلم لیستغفر له کلّ شیء، حتّی حیتان البحر وهوامّه، وسباع البرّ وأنعامه، فاطلبوا العلم، فإنّه السبب بینکم وبین اللّه عزّ وجلّ، وإنّ طلب العلم فریضة علی کلّ مسلمٍ: أمالی المفید ص ۲۹، بحار الأنوار ج ۱ ص ۱۷۲، جامع أحادیث الشیعة ج ۱ ص ۸۹. ۲۷ عن الرضا، عن آبائه، عن علی علیهمالسلام أنّه قال: العلم ضالّة المون: عیون أخبار الرضا ج ۱ ص ۷۱، منیة المرید ص ۲۴۰، بحار الأنوار ج ۱ ص ۱۷۸. ۲۸ سمعتُ جعفر بن محمّد علیهماالسلام وقد سُئل عن قوله تعالی: فللّه الحجّة البالغة. فقال: إنّ اللّه تعالی یقول للعبد یوم القیامة: أکنتَ عالماً؟ فإن قال: نعم، قال له: أفلا عملت بما علمت؟ وإن قال: کنتُ جاهلاً، قال له: أفلا تعلّمت حتّی تعمل؟ فیخصمه، وذلک الحجّة البالغة: بحار الأنوار ج ۱ ص ۱۷۸، کشف اللثام ج ۴ ص ۴۱۷، مفتاح الکرامة ج ۹ ص ۲۷۸، جواهر الکلام ج ۱۲ ص ۲۲۹، أمالی المفید ص ۲۲۸، أمالی الطوسی ص ۹، التفسیر الصافی ج ۲ ص ۱۶۹، تفسیر نور الثقلین ج ۱ ص ۷۷۶. ۲۹ «نراق» شهری کوچک در مسیر کاشان ـ دلیجان است. ۳۰ مردان علم در میدان عمل ج ۱ ص ۵۸، سیّد نعمت اللّه حسینی، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین قم، سال چاپ ۱۳۶۷. ۳۱ مَن أحیا هاتین اللیلتین بمذاکرة العلم فهو أفضلُ: أمالی الصدوق ص ۷۴۷، وراجع بحار الأنوار ج ۱۰ ص ۴۰۱، مفتاح الکرامة ج ۹ ص ۱۹۰. ۳۲ طلبُ العلم فریضةٌ علی کلّ مسلمٍ: المحاسن ج ۱ ص ۲۲۵، بصائر الدرجات ص ۲۲، الکافی ج ۱ ص ۳۰، دعائم الإسلام ج ۱ ص ۸۳، وسائل الشیعة ج ۲۷ ص ۲۵، مستدرک الوسائل ج ۱۷ ص ۲۴۴، کنز الفوائد ص ۲۳۹، عدّة الداعی ص ۶۳، بحار الأنوار ج ۱ ص ۱۷۱ و ۱۷۲ و ۱۷۹ و ۱۸۰، سنن ابن ماجة ج ۱ ص ۸۱، مجمع الزوائد ج ۱ ص ۱۱۹، مسند أبی یعلی ج ۵ ص ۲۲۳، المعجم الأوسط ج ۱ ص ۸، المعجم الکبیر ج ۱۰ ص ۱۹۵، مسند الشامیین ج ۳ ص ۲۰۲، معرفة علوم الحدیث للنیشابوری ص ۹۲، مسند أبی حنیفة ص ۲۴، مسند الشهاب ج ۱ ص ۱۳۵، العهود المحمّدیة ص ۲۴، الجامع الصغیر ج ۱ ص ۱۶۸، کنز العمّال ج ۱۰ ص ۱۳۰، کشف الخفاء ج ۱ ص ۱۳۸، تفسیر البغوی ج ۲ ص ۳۴۰، تفسیر القرطبی ج ۸ ص ۲۹۵، تفسیر الآلوسی ج ۱۱ ص ۴۹، معالم الدین ص ۱۳، التاریخ الکبیر للبخاری ج ۴ ص ۳۵۷، الجرح والتعدیل ج ۴ ص ۲۶۲، الکامل لابن عدی ج ۱ ص ۱۷۹، تاریخ بغداد ج ۱ ص ۱۵،تاریخ مدینة دمشق ج ۲۲ ص ۳۲۲، أُسد الغابة ج ۵ ص ۶۱۰، تهذیب الکمال ج ۲۴ ص ۱۲۷، سیر أعلام النبلاء ج ۱۶ ص ۵۳۱، میزان الاعتدال ج ۱ ص ۳۶، إکمال تهذیب الکمال ج ۱ ص ۳۱۸، تهذیب التهذیب ج ۴ ص ۱۹۷، لسان المیزان ج ۱ ص ۶۴، تاریخ الإسلام ج ۲۷ص ۱۴۵، المعتبر ج ۱ ص ۱۸، تحریر الأحکام ج ۱ ص ۳۵، الحدائق الناضرة ج ۳ ص ۴۲، عوائد الأیّام ص ۲۸۷، جواهر الکلام ج ۲۲ ص ۴۱۵، المجموع ج ۱ ص ۲۴، المبسوط للسرخسی ج ۱ ص ۲؛ اطلبوا العلم من المهد إلی اللحد: کشف الظنون ج ۱ ص ۵۱، أعیان الشیعة ج ۴ ص ۱۱۲؛ اطلبوا العلم ولو بالصین.: کشف الخفاء ج ۲ ص ۴۴، أعیان الشیعة ج ۱ ص ۲۲۶؛ الحکمة ضالّة المؤمن: منیة المرید ص ۱۷۳، وراجع نهج البلاغة ج ۴ ص ۱۸، الکافی ج ۸ ص ۱۶۷، تحف العقول ص ۲۰۱، خصائص الأئمّة ص ۹۴، أمالی الطوسی ص ۶۲۵، بحار الأنوار ج ۱ ص ۱۴۸، سنن ابن ماجة ج ۲ ص ۱۳۹۵، سنن الترمذی ج ۴ ص ۱۵۵، المصنّف للکوفی ج ۸ ص ۳۱۷، مسند الشهاب ج ۱ ص ۱۱۸، نزهة الناظر ص ۴۲، شرح نهج البلاغة ج ۱۰ ص ۹۷، الجامع الصغیر ج ۲ ص ۳۰۲، کنز العمّال ج ۱۰ ص ۱۴۸، فیض القدیر ج ۲ ص ۶۹۱، تفسیر الرازی ج ۳۱ ص ۲۱۷، تفسیر ابن کثیر ج ۳ ص ۲۸۹، الدرّ المنثور ج ۱ ص ۳۴۹، تاریخ بغداد ج ۸ ص ۲۴۵، تاریخ مدینة دمشق ج ۱۲ ص ۲۴، تهذیب التهذیب ج ۱ ص ۱۳۱، لسان المیزان ج ۴ ص ۱۳۵، فتوح الشام ج ۲ ص ۷۶، ینابیع المودّة ج ۲ ص ۴۱۴. ۳۳ مردان عمل در میدان عمل ص ۵۰. ۳۴ آیت اللّه سیّد محمّد باقر درچهای در سال ۱۲۶۲ ه ق در درچه اصفهان به دنیا آمد ودر سال ۱۳۰۳ ه ق وفات یافت. ۳۵ مردان علم در میدان عمل ج ۱ ص ۷۳، سیّد نعمت اللّه حسینی، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین قم، سال چاپ ۱۳۶۷. ۳۶ عن محمّد بن سنان، رفعه قال: قال عیسی بن مریم علیهالسلام: یا معشر الحواریین، لی إلیکم حاجة اقضوها لی، قالوا: قُضَیت حاجتک یا روح اللّه، فقام فغسل أقدامهم، فقالوا: کنّا نحن أحقّ بهذا یا روح اللّه! فقال: إنّ أحقّ الناس بالخدمة العالم، إنّما تواضعتُ هکذا لکیما تتواضعوا بعدی فی الناس کتواضعی لکم. ثمّ قال عیسی علیهالسلام: بالتواضع تعمر الحکمة لا بالتکبّر، وکذلک فی السهل ینبت الزرع لا فی الجبل: الکافی ج ۱ ص ۳۷، وسائل الشیعة ج ۱۵ ص ۲۷۶، منیة المرید ص ۱۸۳، بحار الأنوار ج ۲ ص ۶۲، جامع أحادیث الشیعة ج ۱۴ ص ۳۰۴. ۳۷ عن کمیل بن زیاد قال: خرج إلیَّ علی بن أبی طالب علیهالسلام، فأخذ بیدی وأخرجنی إلی الجَبّان، وجلس وجلستُ، ثمّ رفع رأسه إلیَّ فقال: یا کمیل، احفظ عنّی ما أقول لک: الناس ثلاثةٌ: عالمٌ ربّانی، ومتعلّمٌ علی سبیل نجاة، وهمجٌ رعاعٌ أتباع کلّ ناعقٍ، یمیلون مع کلّ ریحٍ، لم یستضیؤوا بنور العلم، ولم یلجؤوا إلی رکنٍ وثیق. یا کمیل، العلم خیرٌ من المال، العلم یحرسک وأنت تحرس المال، والمال تنقصه النفقة والعلم یزکو علی الإنفاق. یا کمیل، محبّة العالم دینٌ یُدان به، یکسبه الطاعة فی حیاته، وجمیل الأُحدوثة بعد وفاته، فمنفعة المال تزول بزواله. یا کمیل، مات خزّان الأموال وهم أحیاء، والعلماء باقون ما بقی الدهر، أعیانهم مفقودة وأمثالهم فی القلوب موجودة، هاه! إنّ ها هنا ـ وأشار بیده إلی صدره ـ لعلماً لو أصبت له حَمَلةً بَلَی أصبتُ له لَقِناً غیَر مأمونٍ، یستعمل آلة الدین فی طلب الدنیا، ویستظهر بحجج اللّه علی خلقه، وبنعمه علی عباده؛ لیتّخذه الضعفاء ولیجةً من دون ولیّ الحقّ، أو منقاداً لحملة العلم، لا بصیرة له فی أحنائه، یقدح الشکّ فی قلبه بأوّل عارضٍ من شبهةٍ، ألا لاذا ولا ذاک، فمنهومٌ باللذات، سلس القیاد للشهوات، أو مُغریً بالجمع والادّخار، لیسا من رُعاة الدین، أقرب شبهاً بهما الأنعام السائمة! کذلک یموت العلم بموت حاملیه. اللّهمّ بلی، لا تخلو الأرض من قائمٍ بحجّةٍ ظاهرٍ، أو خافی مغمورٍ؛ لئلاّ تبطل حجج اللّه وبیّناته، وکم ذا، وأین أُولئک الأقلّون عدداً الأعظمون خطراً؟ بهم یحفظ اللّه حججه حتّی یودعوها نظراءهم، ویزرعوها فی قلوب أشباههم، هجم بهم العلم علی حقائق الأُمور، فباشروا روح الیقین، واستلانوا ما استوعره المترفون، وأنسوا بما استوحش منه الجاهلون، صحبوا الدنیا بأبدانٍ أرواحها معلّقة بالمحلّ الأعلی. یا کمیل، أُولئک خلفاء اللّه، والدعاة إلی دینه، های های شوقاً إلی روتهم، وأستغفر اللّه لی ولکم: نهج البلاغة ج ۴ ص ۳۶، الخصال ص ۱۸۶، کمال الدین ص ۲۹۱، تحف العقول ص ۱۷۰، خصائص الأئمّة ص ۱۰۵، روضة الواعظین ص ۱۰ الغارات ج ۱ ص ۱۵۱، شرح الأخبار ج ۲ ص ۳۷۰، الإرشاد ج ۱ ص ۲۲۷، أمالی المفید ص ۲۴۹، بحار الأنوار ج ۱ ص ۸۸ و ج ۶ ص ۲۰۳، وراجع دستور معالم الحکم ص ۸۳، نزهة الناظر ص ۵۷، فیض القدیر ج ۶ ص ۳۸۳، تهذیب الکمال ج ۲۴ ص ۲۲۰، تذکرة الحفّاظ ج ۱ ص ۱۱، ینابیع المودّة ج ۱ ص ۸؛ الجَبّان فی الأصل الصحراء، وأهل الکوفة یسمّون المقابر جبّانة، وبالکوفة محالّ تُسمّی بها...: معجم البلدان ج ۲ ص ۹۹، تاریخ الکوفة ص ۱۸۳. ۳۸ مردان علم در میدان عمل ج ۱ ص ۴۱، سیّد نعمت اللّه حسینی، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین قم، سال چاپ ۱۳۶۷. ۳۹ وقال الصادق علیهالسلام: لو علم الناس ما فی العلم لطلبوه ولو بسفک المهج وخوض اللجج: المعتبر ج ۱ ص ۱۸، المهذّب البارع ج ۱ ص ۶۱، بحار الأنوار ج ۱ ص ۱۷۷. ۴۰ عن علی بن الحسین، عن أبیه، عن جدّه أمیر المونین علیهمالسلام، قال: واللّه ما برأ اللّه من بَریّةٍ أفضلَ من محمّدٍ ومنّی وأهل بیتی، وإنّ الملائکة لتضع أجنحتها لطلبة العلم من شیعتنا: الاختصاص ص ۲۳۴، بحار الأنوار ج ۱ ص ۱۸۱؛ قال رسول اللّه صلیاللهعلیهوآله: مَن سلک طریقاً یطلب فیه علماً، سلک اللّه به طریقاً إلی الجنّة، وأنّ الملائکة لتضع أجنحتها لطالب العلم رضاً به: بصائر الدرجات ص ۲۳، الکافی ج ۱ ص ۳۴، أمالی الصدوق ص ۱۱۶، ثواب الأعمال ص ۱۳۱، روضة الواعظین ص ۸، بحار الأنوار ج ۱ ص ۱۶۴، وراجع مسند أحمد ج ۵ ص ۱۹۶، سنن أبی داود ج ۲ ص ۱۷۵، سنن الترمذی ج ۴ ص ۱۵۳، تحفة الأحوذی ج ۷ ص ۳۷۵، کنز العمّال ج ۱۰ ص ۱۴۶. ۴۱ قال رسول اللّه صلیاللهعلیهوآله: مَن یرد اللّه به خیراً یفقّهه فی الدین: دعائم الإسلام ج ۱ ص ۸۱، کنز الفوائد ص ۲۳۹، منیة المرید ص ۹۹، بحار الأنوار ج ۱ ص ۱۷۷، مسند أحمد ج ۱ ص ۳۰۶، سنن الدارمی ج ۱ ص ۷۴، صحیح البخاری ج ۱ ص ۲۵، صحیح مسلم ج ۳ ص ۹۵، سنن ابن ماجة ج ۱ ص ۸۰، سنن الترمذی ج ۴ ص ۱۳۷، مجمع الزوائد ج ۱ ص ۱۲۱، فتح الباری ج ۱ ص ۱۴۷، عمدة القاری ج ۲ ص ۴۲، مسند ابن راهویه ج ۱ ص ۴۰۰، السنن الکبری للنسائی ج ۳ ص ۴۲۶، مسند أبی یعلی ج ۱۳ ص ۳۷۱، صحیح ابن حبّان ج ۱ ص ۲۹۱، المعجم الصغیر ج ۲ ص ۱۸، المعجم الکبیر ج ۱۰ ص ۱۹۷، الاستذکار ج ۸ ص ۲۷۰، التمهید لابن عبد البرّ ج ۲۳ ص ۷۸، موارد الظمآن ج ۱ ص ۱۷۹، تغلیق التعلیق ج ۲ ص ×۷۸ کنز العمّال ج ۱۰ ص ۱۴۰، کشف الخفاء ج ۱ ص ۲۱۵. ۴۲ قال أمیر المونین علیهالسلام: الشاخص فی طلب العلم کالمجاهد فی سبیل اللّه، إنّ طلب العلم فریضة علی کلّ مسلمٍ، وکم من مونٍ یخرج من منزله فی طلب العلم فلا یرجع إلاّ مغفوراً: روضة الواعظین ص ۱۰، بحار الأنوار ج ۱ ص ۱۷۹. ۴۳ عن أمیر المونین صلوات اللّه علیه قال: أیّها الناس، لا خیر فی دینٍ لا تفقّه فیه، ولا خیر فی دنیا لا تدبّر فیها، ولا خیر فی نُسُکٍ لا ورع فیه: المحاسن ج ۱ ص ۵، بحار الأنوار ج ۱ ص ۱۷۴. ۴۴ عن أمیر المونین علیهالسلام قال: فقیهٌ واحد أشدّ علی إبلیس من ألف عابدٍ: أمالی الطوسی ص ۳۶۶، بحار الأنوار ج ۱ ص ۱۷۷؛ وقال صلیاللهعلیهوآله: فضل العالم علی العابد سبعین درجةً، بین کلّ درجتین حُضر الفرس سبعین عاماً، وذلک أنّ الشیطان یدع البدعة للناس فیبصرها العالم فینهی عنها، والعابد مُقبلٍ علی عبادته لا یتوجّه لها ولا یعرفها: روضة الواعظین ص ۱۲، بحار الأنوار ج ۲ ص ۲۳. ۴۵ عن علی بن الحسین علیهماالسلام: إنّ طالب العلم إذا خرج من منزله لم یضع رجله علی رطبٍ ولا یابسٍ من الأرض إلاّ سبّحت له إلی الأرَضین السابعة: الخصال ص ۵۱۸، بحار الأنوار ج ۱ ص ۱۶۸. ۴۶ وقال صلیاللهعلیهوآله: العلم أکثر من أن یُحصی، فخذ من کلّ شیءٍ أحسنه: کنز الفوائد ص ۱۹۴، بحار الأنوار ج ۱ ص ۲۱۹، تاریخ مدینة دمشق ج ۲۵ ص ۳۸۱، تهذیب الکمال ج ۱۴ ص ۳۸. ۴۷ عن الصادق، عن أبیه علیهماالسلام قال: قال أبو ذر رضی اللّه عنه فی خطبته: یا مبتغی العلم لا تشغلک الدنیا ولا أهلٌ ولا مالٌ عن نفسک، أنت یوم تفارقهم کضیف بتّ فیهم ثمّ غدوت عنهم إلی غیرهم، الدنیا والآخرة کمنزلٍ تحوّلت منه إلی غیره، وما بین البعث والموت إلاّ کنومةٍ نمتها ثمّ استیقظت عنها، یا جاهل تعلّم العلم، فإنّ قلباً لیس فیه شیءٌ من العلم کالبیت الخراب الذی لا عامر له: أمالی الطوسی ص ۵۴۳، بحار الأنوار ج ۱ ص ۱۸۲، أعیان الشیعة ج ۴ ص ۲۳۶، أعلام الوری ص ۲۰۷. ۴۸ وقال صلیاللهعلیهوآله: زکاة العلم تعلیمه مَن لا یعلمه: عدّة الداعی ص ۶۳، بحار الأنوار ج ۲ ص ۲۵ و ج ۹۳ ص ۱۳۶؛ وعن الصادق علیهالسلام: لکلّ شیءٍ زکاةٌ، وزکاةُ العلم أن یعلّمه أهله: تحف العقول ص ۳۶۴، عدّة الداعی ص ۶۳، بحار الأنوار ج ۲ ص ۲۵. ۴۹ عن سماعة قال: قلتُ لأبی عبد اللّه علیهالسلام: أنزل اللّه عزّ وجلّ: «مَن قَتَلَ نَفْسَام بِغَیْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسَادٍ فِی الْأَرْضِ فَکَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِیعًا وَمَنْ أَحْیَاهَا فَکَأَنَّمَآ أَحْیَا النَّاسَ جَمِیعًا»، قال: من أخرجها من ضلالٍ إلی هدیً فقد أحیاها، ومَن أخرجها مِن هدیً إلی ضلالٍ فقد واللّه أماتها: المحاسن ج ۱ ص ۲۳۲، الکافی ج ۲ ص ۲۱۰، مستدرک الوسائل ج ۱۲ ص ۲۳۸، أمالی الطوسی ص ۲۲۶، بحار الأنوار ج ۲ ص ۱۶، جامع أحادیث الشیعة ج ۱۴ ص ۴۶۱، تفسیر العیّاشی ج ۱ ص ۳۱۳، تفسیر نور الثقلین ج ۱ ص ۶۱۸. ۵۰ «وَمَنْ أَحْیَاهَا فَکَأَنَّمَآ أَحْیَا النَّاسَ جَمِیعًا»: مائده: ۳۲. ۵۱ قال أمیر المونین علیهالسلام: أیّها الناس، إنّه لا کنز أنفع من العلم: الکافی ج ۸ ص ۱۹، أمالی الطوسی ص ۳۹۹، التوحید ص ۷۳، کتاب من لا یحضره الفقیه ج ۴ ص ۴۰۶، وراجع تحف العقول ص ۹۳، کنز الفوائد ص ۱۴۷، عیون الحکم والمواعظ ص ۵۳۷، بحار الأنوار ج ۱ ص ۱۶۵، جامع أحادیث الشیعة ج ۱۵ ص ۴۷۲. -
فهرست مطالب
مقدمه ۳
به سوی کدام گروه میآیی؟ ۴
عبادت واقعی را گم کردهام ۶
تو شبیه فرشتگان من شدهای ۸
فانوس دریایی، سلام! ۹
علم بهتر است یا ثروت؟ ۱۰
سلام ای هفتاد هزار فرشته ! ۱۲
دوازده هزار ختم قرآن در یک ساعت ۱۴
دوست خوب من! ۱۵
صلوات برای تو میفرستیم ۱۶
فریاد در نیمه شب شهر ۱۷
آغوش مهربان فرشتهها ۲۰
گل سرسبد سخن مولای تو ۲۱
دانشی که فایدهای ندارد ۲۳
برای این دل خود چه کنم؟ ۲۴
پندی از بهترین پدر ۲۶
هر چه میخواهد دل تنگت بگو ۲۷
در تنهایی به چه انس میگیری ۲۹
این کتاب را مخفی کن! ۳۰
نماز بهتر است یا خواب! ۳۲
بهترین برگ درخت چنار ۳۳
به دنبال صدقه دیگری هستم ۳۷
تو زندهای به نور علم ! ۳۹
وقتی عیدیهای من گم شد ۴۰
چرا تلاش نکردی که بدانی ؟ ۴۲
فقط یک بار نامه ما را بخوان ۴۳
بهترین عمل در شب قدر چیست؟ ۴۶
کاش ما چنین پیامبری داشتیم! ۴۸
شب عروسی خود را فراموش کردهام ۵۱
دانه به دنبال خاک نرم است ۵۳
پیش به سوی جاودانگی! ۵۵
این قلم احترام دارد ۵۷
نکتههای آخر ۵۸
منابع تحقیق ۶۰
فهرست مطالب ۹۰